نتایج جستجو برای عبارت :

۶نگ کامل ساقی تموم شدمی بریز بریز ساقی بازم بریز مگه خونه خراب ندیدی

دانلود آهنگ جدید و غمگین احساسی محلی امشب پر از آشوبم بريز بريز ای ساقي مرتضی جعفرزاده - موزیک ایرانی
ahang Emshab por az ashoobam beriz beriz ey saghi
دانلود اهنگ امشب پر از آشوبم بريز بريز ای ساقي مرتضی جعفرزاده - موزیک ایرانی
بريز ساقي که امشب بی قرارم هوای گریه داره
حال زارم بريز ساقي که امشب مست مستم
که امشب توبه ام را من شکست
من خمارم ساقيا پیمانه می خواهد دلم
استکان پر کن می جانانه می خواهد دلم
من خمارم ساقيا پیمانه می خواهد دلم
استکان پر کن می جانانه می خوا
یه روز ۲ تا رفیق بودن که همیشه با هم اب پرتغال میخوردن، بعد از چند وقت یکی‌ از اینا میمیره،اون یکی رفیق تنها میره کافه و به ساقي‌ میگه ۲تا بريز،ساقي‌ میگه چرا ۲تا؟میگه یکی‌ برا خودم یکی‌ هم بیاد رفیقم، این قضیه چند سال ادامه داشته تا یه روز میاد و میگه یه پیک بريز،ساقي‌ بهش میگه چیه رفیقتو فراموش کردی؟میگه نه،خودم توبه کردم این یه پیک به یاد رفیقمه سلامتی‌ همه رفیقای با مرام
ساقيا می هی هی هی هی بريز بنویس گرکه نرقصم گله مندی بنویسساقيا پیک پیک پیک پیک پیک بريز بنویس هرکه نرقصد گله مندی بنویسکس نداند چیست امشب امشب ماجرا پس بدون معطلی نوش کن بادراوای منوتو خال لبات باد صبا عیشو نوش تو این هوامنو محتاج طبیبیست امشباتو حبیبیم شو عزیزم طبیبم شوتو حبیبیم شو عزیزم طبیبم شو
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
وای ساقيا می هی هی هی هی بريز بنویس گرکه نرقصم گله مندی بنویسحال خراب است گر حرام است من به م
داستان قشنگ مورچه و کک
روزی، روزگاری کک و مورچه ای با هم دوست بودند. یک روز کک به مورچه گفت دلم از گشنگی ضعف می رود.» مورچه گفت من هم مثل تو.» کک گفت بریم چیزی بگیریم و شکم مان را وصله پینه کنیم.» و نشستند به صحبت که چه بگیریم؟ چه نگیریم؟» گردو بگیریم پوست دارد.» کشمش بگیریم دم دارد.» سنجد بگیریم هسته دارد.» بهتر است گندم بگیریم ببریم آسیاب آرد کنیم؛ بیاریم خانه نان بپزیم و بخوریم.» کک رفت گندم گرفت آورد داد به مورچه. مورچه گندم را ب
Day14:
A song you'd like to played at your wedding
یار شیرین، لیلا فروهر
چه دلنواز اومدم اما با ناز اومدم شکوفه ریز اومدم اما عزیز اومدم
آخه گفته بودی دیر نکن عاشقو دلگیر نکن گفته بودی زود بیا لحظه موعود بیا
منم اون یار شیرین منم اون یار با ناز واسه عاشق دلتنگ دلم خونه دلباز
منم اون یار شیرین منم اون یار با ناز واسه عاشق دلتنگ دلم خونه دلباز
گفتی بیا بی قرار انگار که اومد بهار گفتی بیا سرزده انگار که عید اومده
بذار مهتابو پیرهن کنم لیلا فروهر چشمتو روشن کنم سکه دی
حالت که خراب شد به هر دلیلی! رو بقیه خرابش نکن
بشین نویس. یه عالمه هرچی به ذهنت میرسه.  حتی بد و بیراه بعدم همه کاغذارو پاره کن بريز دور!
اگه خوب نشدی برو بیرون ترجیحا پارک راه برو راه برو راه برو
اگه بازم نشد یه جا پیدا کن و با خدا داد و بیداد کن هرچی فریاد داری بزن خدا مهربونه به دل نمیگیره ترکتم نمیکنه حتی محکمتر بغلت میکنه
گریه کن
یه جایی خلوت کن و با خدا حرف بزن یا سر سجاده یا با یه موزیک بی کلام
گفتم موزیک بی کلام وقتی حالتون خراب
صب دکتر برا داداش چند تا آمپول و سرم زد تاظهر درمونگاه بودن ، بابا رفت بانک با ح اینا ، گفتن قسط بندیش میکنن ، ح قول داده بريزش ، اما به بابا گفت تو اول بريز ، به بابا گفتم ، تو آخر بريز ، شاید دروغ بگن ، اوتا ن ، مثه همیشه بابا قبول نکرد ، رفتیم بانک ، موقعی که کارت کشید ورسید مینوشت ،اشک پر چشام جمع شد ، خدایا ۲۰ میلیون از پاداش پایان خدمتو به همین راحتی دادیم ، بعد این همه سختی و ناراحتی و رنج ، گفتیم با این پول یکم سروسامون بگیریم ،
تموم شد جلو چشمای خودم تموم شد
دلم به اندازه دنیا  براش درد میکنه  قلبم براش جاکنه قلب درده برگشته  دوباره
ولی بازم نمیفهمه  بازم نمیفهمه
بازم اشتبیاه  های قبل
 
یه زمانی 8 سالم بود اقاجونم گفت بابا یه وقتی بشه آدمی زادم بخرن و بفروشن  اره اقاجون الان ادمم میفروشن خیلی ساده میفروشن
 
خدایا خودت به داد همه گرفتارا برس
خب الهنا و ربنا من لنا غیرک
نشته بودم خونه  برادرم شام دعوت بودیم گفت بیا این فلشو چنتا فیلم بريز از گوشید فلشو زدم به گوشیم چندتا فیلم
انتخاب کردم  فرستادم  گوشیو گزاشتم کنار تا فیلما برن به فلش .یه چای بخورم چایو خوردم گوشیو که برداشتم دیدم حسابی داغ
شده .پشتش باطریش 70درصد بوده شده 2درصد نگو جا شارژر گوشی خراب بوده اتصالی کرده او زده ایسی گوشی ترکیده  .هیچی دیگه
175 تومن  خرج برداشت تا درستش کنن شانس منه دیگه
چشمام درد میکنه.سرم درد میکنه.بازم معده درد عصبی و استرسی اومده سراغم.چیزای جدیدی که میخونم توی مغزم نمیره.چیزایی که قبلا خوندمو مرور میکنم از خودم میپرسم یعنی من واقعا اینا رو خوندم؟و یک ساعت بعدش که همونا که مرور کردم رو هم یادم نمیاد.خستم.میرم اینستا تموم دوست و اشنا و فامیلو می‌بینم که همه در حال مسافرت و عشق و حالن.دختر داییم همسنمه.عید عروسی کرد.یکماهی هست که توی مسافرته.لایو گرفته بود و با صدای خمار میگفت بیشتر بريز هنوز مست نشدم.و‌
دانلود آهنگ جدید سینا بهداد سیزده بهار
Downlaod New Music Sina Behdad 13 Bahar
دانلود آهنگ شاد و زیبا سینا بهداد بنام ۱۳ بهار تیتراژ با کی بریم سیزده بدر
دانلود اهنگ ۱۳ بهار با صدای سینا بهداد از پلی نیو موزیک
دانلود موزیک و ترانه تیتراژ فیلم با کی بریم سیزده بدر
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید…
تکست و متن آهنگ سینا بهداد سیزده بهار
ای که قدمات رنگ خنده هات
مژده ی فصل گرماست
وقتی که از راه میرسی آخر
عمر سرماست
ای که قدمات رنگ خنده هات
مژده ی فصل گرم
بازم لوسی 
8 ماه بعد از واگذاریش دیدم که توی دیوار آگهی برای فروشش زدن 
چه حال بدی داشتم ، چقدر نگرانش بودم
رفتم و آوردمش خونه مادر شده بود ، با دوتا بچه که دخترش کپی خودش بود 
به شدت نحیف و ضعیف شده بود 
انگار که شناخت منو از همون اول 
آوردمش خونه همه جای خونه رو بو کشید 
و کامل یادش اومد 
همه چیز رو 
همه جاهایی که دوست داشت رو 
بالای کمد 
همه بازی ها رو یادش بود 
دست بازی محبوبمون رو 
چقدر دل تنگش بودم 
چقدر حس خوبیه داشتنش 
چقدر خوبه که می
امروز عصر رفتیم خونه مامانم بدون اینکه برنامه خاصی داشته باشیم و بعد اونجا دیدیم که قراره برن جایی خارج از شهر تفریح.طبق معمول میم نبود و ما هم باهاشون همراه شدیم.به بچه ها حسابی خوش گذشت و کلی از تپه ها بالا و پایین رفتن و بازی کردن.
شبم رفتیم یه پارک شلوغ و بزرگ و از اونجایی که من فوبیای گم شدن بچه ها تو جاهای شلوغ رو دارم تموم اون دو سه ساعتی که بازی میکردن رو منم پا به پاشون راه رفتم.آخر شب هم که دیگه خوابشون می اومد و بنزینشون تموم شد و بهانه
روزها و کار های دانشگاه به نحوی پیش میره که یکی از لذت بخش ترین صحنه هایی که این یک ماه اخیر دیدم دیدن قالب های آمادمه. البته میدونم لحظات اشکباری در راهه :))دو تا cast که درست شد. 
اونقدر خوشحالم که بالاخره درست شدن !!
 
+ تجربه هزار برابر علم ارزش داره. واقعا هزار برابر شایدم بیشتر. :)
 
+ به جای این حفره ی کلاس 1 اکلوزال 4  ماگزیلام کلا خراب شد  4 تا رو خراب کردم :((
 
+ خدا منو کوه کنه . :|
 
+ امروز فقط دوست داشتم بمیرم ولی نرم پرتو. از بس نابود بودم. ولی
امروز به خونه‌ی پدری رفتم. خونه‌ی گرم و قشنگی که کودکی ونوجوونیم توش گذشته. هر بار که میرم سعی می‌کنم هر گوشه‌شو حتی اگه کوچیک و بی اهمیت باشه به خاطر بسپارم با تموم جزییات و حتی نقص‌هاش. این فقط به خاطر سپردنِ  یه تصویر خالی نیست،‌ هر کنجی از این خونه یه  تیکه از خودِ منه. به هر جاش که نگاه می‌کنم -‌علی‌رغم تغییرات زیادی که توی این سالها داشته-‌ یه قاب از خودمو می‌بینم که شاید زمین تا آسمون با من‌ِ الانم متفاوت باشه اما دوستش دارم و می‌
دختره تیشرت پوشیده یه حریر هم انداخته روش به عنوان مانتو
کل اندام که هیچ، کل وجودش معلومه
بعد من مانتو جلو بسته پوشیدم، جلو بازم نه‌ها. یه خورده فقط شلوارم تنگه طرف یه نگاه به پاهام کرده. یه نگاه تو صورتمو چشمک میزنه میره.
جالبیش برام این بود که مگه هنوزم هستن همچین آدمایی
تا برسم خونه دائم به خودم میگفتم من کله‌مو کجا بکوبونم الان
پنجشنبه که امتحان باکتری ها رو دادیم ، با الهه انقدر تو دانشگاه موندیم که جز صدای بلبل ها و هوهوی باد دیگه صدایی نیومد . اومدم خونه پنلم رو باز کردم که بنویسم ترم چهار تموم شد و از سختی هاش بگم و از درس هایی که ازش  گرفتم اما دیدم چیز زیادی از این ترم یادم نمونده . انگار همه ی اتفاقات تو یه روز افتاده. انگار همه ی این  درس های وحشتناک  رو تو یه روز داشتیم . یه روز که یا نمیتونی ازش چیزی بنویسی یا اگه بخوای بنویسی صد روز طول می‌کشه . . این ترم تموم
ترم جدید.
آدمای قدیمی .
استادای رو مخ بی اعصاب بی منطق و حق ناحق کن!
از پس فردا .کی میدونه چی میشه؟
بازم رقابتای بیخودی .
بازم بچه بازی .و قهر و آشتی و تو چن شدی من چن شدم!
بازم موندن زیر برف و بارون .
بازم .دویدن دنبال اتوبوس دانشگاه .بازم بوی گند سیگار ساعت ۸ شب روی پل هوایی .
بازم شبای تاصبح بیدار .
بازم دیگه خسته شددددددم های خفه توی بالش !
بازم تاثیر جنون روی هزااااار کوفت و زهر مااار.!
بازم من.با یه توپ پر !
بازم من و داد زدن سر راننده
دانلود مداحی جواد مقدم بازم محرم باز روضه چشماتون
شب اول محرم 1398هیئت بین الحرمین طهراننوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیبازم محرم باز روضه چشماتونباز مرثیه ی بارون باز گریه زهرابازم محرم بیچارگی زینبآوارگی زینب سرگشته صحرامحرم شور و حال محرم آه و ناله محرم فصل آه لالهمحرم دل غمین محرم سوز سینه محرم بزم هر سالهبه اذن زینب دیوونم بار داداشش می خونممی خونم از کرم حیدر مجنونمحسین آقام ثاراللهمتن مداحی بازم محرم باز روضه ی چ
+چقدر همه چیز گروووونه:/ 
همسری گفت پولت رو تموم نکن شاید بعدا یه چیزی چشمت رو گرفت خواستی بخری پول داشته باشی، من کل پولامو خرج کردم:(
✋نلی هستم با موجودی۲هزار تومن:(((
الان همسری مشغول تعمیر خونه است، داره نقشه ی داخلی خونه رو تغییر میده.میدونم الان اگه ازش بخوام برام پول بفرسته بهش فشار میاد،از طرفی منم آدم ولخرجی ام،پول بگیرم بازم تمومش می کنم.دعا کنید دیگه چشمم چیزی رو نگیره:)
+تو مسابقه گویندگی شرکت کردم،میدونم استعداد ندارم ولی گفتم بذا
خب اول جواب چرک نویس رو میدم البته نظر خودمهبنظر من خیانت جسارت نمیخواد اینکه رابطه رو بدون جسارت از همونجایی ک خراب شده تموم کنیجسارت میخواد اینکه پای اشتباهت وایسی جسارت میخوادگفتی وقتی عشق نیست خیانت میادبنظر من وقتی ضعیف باشی خیانت میاداین طرز فکر منه شاید چون یاد گرفتم هر اشتباهی ک میکنم پاش بمونم پای تموم انتخابام بمونم حتی با بدترین عواقبحتی اگه به دروغ قولی دادم پاش وایسادم حتی اگه اون لحظه میخواستم از دست طرف مقابل راحت بشم بازم
یه خونه ای هست قدیمی از 30 .40 سال پیش محرما نذری میدن تو اون خونه ! امشب رفتیم هام :) امسال حیاط رو هم فرش انداخته بودن .رفتیم نشستیم چند دقیقه بعد خالم گفت سما بیا کمک ! رفتم سفره رو باز کردیم و سینیا رو دادیم بعدشم غذا:))))) خونه هنوز همون بافت قدیمیشُ داره . غذا رو هم رو آتیش درست میکنن  وقتی داشتم کار میکردم عمیقا خوشحال بودم و حالم خوب بود .اون یه ساعت از عمرم حساب نمیشه :) از فردا بازم میرم :) چند تا هم عکس انداختم :))) کاش اون خونه مال من بود !
سلام سلام 
عرض کنم خدمتتون که یه وقت با خودتون نگید باز رفتم که رفتم :-) 
از شنبه ی بعد از عاشورا بود که ازدحامی خرابکار (بنا و نقاش و گچ کار) ریختن تو خونه مون و هنوز از خونه مون بیرون نرفتن. کاری که قرار بوده نهایت هفت روزه تموم شه هنوز تموم نشده. 
منم اوایلش که قابل تحمل تر بود موندم خونه ی خودمون ولی کم کم با اضافه شدن بوی رنگ و تینر دیگه دیدم باید کوله بارم رو جمع کنم تیپاکس شم منزل باباحاجی :-) 
هاااااا یه خبر اینکه خط تلفن ثابت خونه مون طی چند
ساقي عسگری بازیگر قدیمی و با سابقه تئاتر و تلویزیون را در بیوگرافی کامل شخصی و هنری به همراه عکس های قدیم و جدید و سوابق فیلم و سریال و بازی در سریال نوشدارو را و اخبار جدید از وی و همسر و فرزندانش را در سایت حرف تازه میخوانیدمطالب جذاب
امروز مجبور بودم بیام سرکار، اونم به خاطر آخر فصل بودن و یه سری کارایی که باید بالاسرشون باشم وگرنه خراب کاری میکنن .
علیرغم پیشبینی ای که میکردم هیچ کاری نداشتم و عملا همه کارها تا قبل از ظهر تموم شد و تقریبا همه دارن میرن خونه، من باید باشم تا یک و نیم همسری بیاد تا باهاش بریم جایی کار داریم.
 
یکی از خانم های همکار، که اصلا از کار کردن خوشش نمیاد و واقعا مجبوره کار کنه، هی قر میزد که چرا روز تعطیلی کشوندیمش سرکار و بچه ش تنها مونده خونه
یادمه از بچگی همیشه عاشق کارهایی بودم که انجام میدادم و همیشه سعی میکردم که اون کارو به بهترین شکل ممکن انجام بدم تموم وجودمو گاهی برای اون کار میزاشتم فرقی هم نمیکرد که کاری که انجام میدم برای خودم باشه یا کس دیگه ای
حتی وقتی برای بچه های فامیل کاردستی درست میکردم و یا نقاشی میکشیدم سعی میکردم بهترین باشه ، وقتی تصمیم گرفتم توی بچگی یه خونه شبیه خونه ی سفیدبرفی و هفت کوتوله که توی کتاب داستانم بود درست کنم تموم تلاشمو کردم که حتی از اون خون
اومد
الان که دارم مینویسم استخونای صورتم درد میکنه .
خراب بود حتی خیلی خراب تر از چیزیکه فکرشو میکردم
از اون موقه تا الان دارم گریه میکنم . فکر کنم تا یه سال دیگه این وضع ادامه داره
از اون موقه تا الان نخندیدم  و فکر نکنم به هیچ دلیلی تا سال دیگه هم بخندم
(البته اینجوری شبیه کسی میشم که خیلی ازش بدم میاد ولی چیکار کنم ؟  حالم داغونه)
هرجور فکر میکنم  هیچ اتفاق خوشحال کننده ای ممکن نیست بیوفته . اما نا راحتت کنندهه هاهیچ وقت تموم نمیشن
خودمو تو ا
فرهاد از صبح خونه مامان بزرگش بود منم وقتی اومدم خونه یکم ساک باز کردم و یکم کشوهای فرهاد رو مرتب کردمبعدش اومدیم خونه مادرشوهر محمدرضا هم که از صب خونه بودصبم دیر رفتم سرکار ظهرم ساعت ۲بعدازظهر برگشتمروزایی که با محمدرضا بحثم میشه کلا انرژیم تموم میشهامروز ازون روزا بود اما وقتی اومدیم اینجا مامانش گفت هندونه میخورین یا خربزه گفت هرچی اوسا بگهاین یعنی غلط کردم عزیزم
فکر می کنم رابطه مسخره مجازیم واقعا تموم شده، امروزم با حال خراب بیدار شدم به خاطر اتفاق دیروز بعد توی حموم تصمیم گرفتم به اون روانی زنگ بزنم، هنوز حالش خراب بود و خیلی با احساس حرف می زد و یه دفعه ام گریه اش گرفت، گفت همش با خودش درگیره که چرا باید کارایی رو که می کرده نکرده مثلا چرا منو مسافرت نبرده سال اول ازدواج، با خودم گفتم سال آخرم که رفتیم که هنوز جرات نداشتی عکسشو جایی share کنی. حالم خیلی خیلی خراب شد بعد حرف زدن باهاش، به کپتال بی هم ه
روزی پدر و پسری بالای تپه ی خارج از شهرشان ایستاده بودند و آن بالا همان طور که شهر را تماشا می کردند با هم صحبت می کردند. پدر می گفت: اون خونه را می بینی؟ اون دومین خونه ایه که من تو این شهر ساختم. زمانی که اومدم تو این کار فکر می کردم کاری که می کنم تا آخر باقی می مونه. دل به ساختن هر خانه می بستم و چنان محکم درست می کردم که انگار دیگه قرار نیست خراب شه. خیالم این بود که خونه مستحکم ترین چیز تو زندگی ما آدماست و خونه های من بعد از من هم همین
یه مدته نیستم یعنی اصلا حس و حال هیچی رو ندارم ، اصلا یا خوابم یا نمیدونم وقتم چطوری سپری میشه !!!
باید بیام و کلی آپ کنم وبو ، شاید باورتون نشه ولی بالا ۴۰ تا عنوان واسه نوشتن دارم
و آما اقا ما یه مدته کلا تنها زندگی میکنیم تو این مدتم یا از بیرون غذا میگرفتم یا یه چیز حاضری می خوردم ! امروز به خودم نهیب زدم فتل باید اشپزی کنی اخر تا کجا می خواهی اینگونه پیش بروی !!!( بسی حوصلم سر رفته بود و بسی از نظر اقتصادی نمی صرفد ) .
گرام صحبت کردم و خوا
اواپراتور چیلر چیستیکی از اجزای اصلی و مهم در چیلر ، اواپراتور می باشد. از نظر صنعتی اواپراتور چیلر یک نوع مبدل حرارتی به حساب می آید.  اواپراتور چیلر، حرارت موجود در آب در گردش  که باید در چیلر سرد شود جذب و این حرارت را به مبرد در حال تبخیر انتقال می دهد. بنابر این در این فرآیند آب درگردش سیستم سرمایش  سرد می شود. سپس مبرد تبخیر شده از اواپراتور چیلر خارج شده و به سمت کمپرسور انتقال می یابد.
 
انواع اواپراتور چیلر تراکمیسه نوع متداول از اواپ
فلک امشب مزن بربال من سنگمن از فرط بلاخود گشته دلتنگفلک امشب بريز بر ما ستارههم از ناهیدو زهره تاشباهنگچرا امشب زسرخوابم پریدهدوایی نیست امشب غیرآهنگو فاداران بگوئید جمله آیندکه تاباهم شویم جمله هماهنگکه دیده؟چشم گریدخالی از اشکببین چشم منم دارد سر جنگمزن سنگ ونگه دار دست خود راوهب.دیگر ندارد تاب این سنگ73/10/9جاسک وهب رنجبر 
ببین پروانه را ساقي، دل دیوانه را ساقي
گُشا میخانه را امشب، بخوان افسانه را ساقي
زدم دل را به صد دریا، نهادم سر به هر صحرا
ز حال این دل شیدا، بگو جانانه را ساقي
روم با دل به میخانه، که دل گردد چو پروانه
به دور زلف جانانه، ببین پروانه را ساقي 
جهان در چشمِ مست او، قلم در نقشِ دست او 
دلم شد می پرستِ او، بده پیمانه را ساقي 
بزیر طاق ایوانش، صبا در زلفِ افشانش 
چو گردد دل پریشانش، مخوان بیگانه را ساقي 
می و میخانه بر هم زن، دلِ دیوانه را برکَن
بزن
بوی تن مردا هم باهم فرق میکنه
بوی تن اش وقتی با عطر قاطی میشد و فضای اتاقو میگرفت،لال میشدم.
طول میکشید تا به خودم بیام و فکر و زبونمو یکی کنم.
خوب شد بیشتر از این وابسته ام نکرد.
خوب شد بیشتر از این کش اش نداد.
وگرنه دیوانه میشدم.
دو سالی بود همه چی یادم رفته بود. سودای وجودم تعدیل شده بود. محبت و تکیه گاهی از یادم رفته بود. دلتنگی دیگه وجود خارجی نداشت. یادگرفته بودم با کسی حرف نزنم و تو خیالم کسی رو زنده نکنم. همه این حس ها رو تو پنج ساعت برگردوند
چه همه زندگی در حال شروع و انجام و پایانه در همین لحظه که من اینجایم، دیروز صدای لا اله الا الله گویان تشییع یه بنده ی خدا از پشت پنجره ی خونه می اومد، همون لحظه از پشت پنجره ی آشپزخونه صدای دعوای زوج همسایه که توی ساختمون عقبی هستن به گوش می رسید، صدای طفل معصوم هم توی خونه پیچیده بود، صددانه یاقوت دسته به دسته.دیروز دوستم هم مادر شد، چیزی حدود دوسال پیش من رفتم دم مرگ. زان پیشتر که عالم فانی شود خراب، مارا ز جام باده ی گلگون خراب کن.
چه همه زندگی در حال شروع و انجام و پایانه در همین لحظه که من اینجایم، دیروز صدای لا اله الا الله گویان تشییع یه بنده ی خدا از پشت پنجره ی خونه می اومد، همون لحظه از پشت پنجره ی آشپزخونه صدای دعوای زوج همسایه که توی ساختمون عقبی هستن به گوش می رسید، صدای طفل معصوم هم توی خونه پیچیده بود، صددانه یاقوت دسته به دسته.دیروز دوستم هم مادر شد، چیزی حدود دوسال پیش من رفتم دم مرگ. زان پیشتر که عالم فانی شود خراب، مارا ز جام باده ی گلگون خراب کن.
سلام عشقم.بعد مدتها باز امروز اومدم برات بنویسم.تابستون 95 هم بی تو گذشت.سالگرد تولد منم بی تو گذشت. عمرمون هم داره میگذره.ولی خدارو شکر سربازی تو هم داره تموم میشه.و پیش به سوی خوشبختی ها وسختی های زندگیمون.بازم دانشگاه شروع شد و من دل کندم ازخونه.این دوری ها تمرین خوبیه برا بابا و مامان والبته خودم.
این متن با همه انرژی مثبتش تقدیم به تو:
شکست ها و نگرانی هایت را رها کن. خاطراتت را نمی گویم دور بريز، اما قاب نکن به دیوار دلت.
در جاده
دانلود صوتیطاقتم ده یا ساغرم شکسته‌ای ساقي ترانه مشهور و ماندگاری است با شعری از معینی کرمانشاهی و آهنگ‌سازی استاد همایون خرم در گوشه بیداد دستگاه همایون،با صدای سالار عقیلی و مصطفی مداحی.از شما دعوت میکنیم این ترانه خاطره انگیز را به یاد استاد همایون خرم بشنوید. خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشستهدر سپهر لاجوردی آتش آهم نشستهای خدای بی‌نصیبان طاقتم ده، طاقتم ده!قبله‌گاه ما غریبان طاقتم ده، طاقتم ده!ساغرم شکست‌ ای ساقي!رفته‌ام ز دس
اسمش پیمانه یسال از من بزرگتره ، دانشجو دکتراس ،میگه حقوقش ۶ میلیونه و گفت احتمالا بره از ایران
و من؟
من هیچی نداشتم بگم ، هیچی نبودم ، از چی بگم بهش؟از اینکه تازه میرم سال دوم دانشگاه با تفاوت سنی یسال؟؟ از بريز بپاش پولای بابام؟ از ولخرجیام؟ از تنبلیام؟ از ادعام؟
 
دمت گرم پیمان ،دمت گرم ،عجیب به دلم نشستی ،خدا پشت و پناهت باشه پسر 
دانلود مداحی جواد مقدم یوسف آل بنی هاشم علی اکبر
شب هشتم محرم 1398هیئت بین الحرمین طهراننوحه تک و دمام زنی
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحییوسف آل بنی هاشم علی اکبرذکر هوهوی لب قاسم علی اکبرجبل اکبر زحل اکبرجناب بی بدل اکبرعلی هیبت حسن قامتحسین کندو عسل اکبروای موذن مولا اذان بگو حالابريز به هم دنیارو بگواَشهد اَن علی ولی اللهای گل لیلا علی اکبرخوش قد و بالا علی اکبرجوون مولا علی اکبریا علی اکبر علی اکبرمتن مداحی یوسف آل بنی هاشم
چرا اطرافیانم به من ایمان نمیارن آخه؟
چقد باید از خودم معجزه رو کنم که ایمان بیارن؟
قبله اینکه این خونه رو بخریم،به شوهرجان میگفتم از ساختش مطمئنی؟
میگفت آره خیلی خوب ساخته شده،ولی دل من اروم نکرفت.
از سال ۹۴ با این فکر که الانه این خونه خراب بشه سر کردم
با اینکه همسایه ها میگفتن ما شاهد ساخت اینجا بودیم و فیلم داریم ازش.
خیلی از شب ها ایت الکرسی خوندم و به خدا گفتم:
خودت شاهدی تمام اهالی این ساختمان با سختی خونه خریدن،بلایی سراین خونه نیاد
دانلود آهنگ جدید امیر ساقي واقعیت
دانلود آهنگ امیر ساقي به نام واقعیت کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده واقعیت با صدای امیر ساقي از جوان ریمیکس
میکس و مستر : محمدرضا
Download New Music Amir Saghi – Vagheiyat
 
شنوندگان عزیز موزیک جدید امیر ساقي را می توانید در انتهای مطلب با کیفیت بالا دانلود نمایید.
جدیدترین موزیک امیر ساقي، واقعیت نام گرفته است.
این موزیک در تاریخ ۳ شهریور در سایت قرار گرفت.
میکس و
خیلی وقته که دم به دقیقه دلم میگیره و یه بغض لعنتی میاد خفه ام میکنه. میدونم دلیل همه ی این حال بد ها چیه.دلیلش آدم هایی هستن که باهاشون تو یه خونه زندگی میکنم.دلم میخواد برم دور بشم ازشون واسه همیشه یا برن دور بشن ازم واسه همیشه.از اینکه با وجود همه فشار های فکری خودم واسه خودم مجبورم اونارو هم ببینم حالم بد میشه.این حال میدونی از کِی با منه؟ از دبیرستان! آره اون موقع ها ساعت 13:45 که زنگ مدرسه میخورد و همه خوشحال بودن برن خونه من واقعا بغضم میگر
لپ تاپی که از سال ۸۹ همد، در آستانه خراب شدنه:(
یادتونه اواخر تابستون یه قحطی اومده بود؟ اون موقع لپ تاپم خراب شد! به شدت داغ میکرد. فنش به کل خراب شده بود. قطعات لوازم الکترونیکی هم هیچ جا پیدا نمیشد:/ . خلاصه یه فن پیدا کردیم براش . اما بازم فن خوب کار نمیکنه و در آستانه خراب شدنه دوباره:(
گیم او ترونز رو که نصفه ول کرده بودم دوباره شروع کردم (چون که میدترم نزدیکه و به هر حال یه جوری باید گند بزنم به نمرم:)) . اواسط اپیزود ۹ سیزن ۲ بودم که دیدم ل
واکنش مردهای دور و بر موقع خوردن غذای همسر1- مرد همون طوری که لقمه اول به نیمه های زبونش رسیده: خانم. میگم جدیدا دستت لرزش پیدا کرده? یا شاید بازم موقع ریختن نمک ادویه غذا حرفای اقدس خانم از پشت تلفن حواست و پرت کرد?- خانم خونه: :/ :| میگم اصلا این غذا به پرزهای چشایی شما برخوردم کرد?2- مرد که در حال خوردن آخرین قاشق غذاشه میگه: الحمدلله.+ خانم خونه که از لقمه اول به دهان مبارک همسر خیره شده میگه: طعمش خوب بود? خوشمزه بود?- مرد خونه که لقمه اش رو قورت د
روز افتضاحی بود. چرا مردم اینطور شدن ؟؟؟؟ خیلی گلو درد دارم. ظهر دوبار تا خونه امدیم دیدیم کلیدا نیست دوباره برگشتیم. خودشونم یبار اومده بودن کلیدا نبود دیگ منم گفتم طاقت موندن ندارمپودنم مردم. این مردمی ک باید همممش انرژی بسوزونی براشون. بابا خبرت بیاد خب ی رژ میخای بخری چته اینقد سوال اینقد وسواس. اغلبشونم افتضاح ترین چیزارو روی صورتشون دارن. دلم براشون میسوزه.بیخیال.حرص خوردن بسه.باید ی نیرو بگیرم برای شب بکشم.اصلا نمیفهمم محرم
سلام .
بالاخره تموم شد. اولین مرحله جدی زندگیم تموم شد .
 این تموم شد واسه کنکور فنی نظام جدید هست که میگم به خوبی تموم شد و توی دانشگاه ارم شیراز برگزار شد و ایشالا نتیجه خوبی هم داره.
و یه عذر خواهی میکنم برای اینکه این مدت نبودم . با عرض پوزش.در خدمت تون هستم ممنون میشم همراهی کنید .
از عصری که اومد تا شب آسفالتمون کرد.
ساعت دوازده شب، لباساشو که پوشید بره، اومد پیشم و لپشو آورد جلو و گفت: عمه دیگه میخوام برم خونه مون. بوسم کن.بوسش کردم.اون یکی لپشو آورد جلو و گفت: این ورم بوس کن.بوسش کردم.دستشو گذاشت رو پیشونیش و گفت: اینجا!بوسش کردم.اشاره کرد به زیر گلوش و گفت: اینجا!بوسش کردم.بعد با یه قیافه ی مظلوم، مثه اون دختر کوچیکه تو کارتون دسپیکبل می، گفت: عمه. میشه بازم بیام خونه تون؟!.من که با اون چهار تا بوس کل بلاهایی که سرم آور
امروز خ.ت رفته بود با ب.ح که استاد راهنماش باشه، راجع به پایان‌نامه حرف بزنه، من و ف.خ به عنوان بیکاران رفته بودیم نشسته بودیم. ب.ح (استاد) که حرفش با خ تموم شد یهو برگشت به من گفت تو وقتی بیکاری راجع به چی فکر می‌کنی؟ بعد من اینجوری بودم که چه می‌دونم هروقت بیکار شدم اونموقع می‌بینم راجع به چی فکر می‌کنم. بعد برگشت گفت مثلا نشستی، یه پنجره‌ای هست، درختا هستن، داری نگاه می‌کنی بهش، راجع به چی فکر می‌کنی؟ گفتم نمی‌دونم والا راجع به خودم، اح
خونه پر از حال خوش بود. خونه به اعتبار آدمهاش خونه میشه و صدای خنده هاشون دوباره خونه رو خونه کرد.علی و پرهام فوتبال دستی بازی میکردن. فرشید و بابا حکم؛ سپهر و سعید شطرنج. مریم و ستایش و ترمه ترنم هم منچ.
شما تصویری از این قاب که توصیفشون کردم می دیدین عاشقشون نمیشدین؟!
بسم الله
علاقه ام به انگور شاید بر میگرده به کودکی و نهالی که یه روز بابا توی پیت حلبی آورد  خونه و کاشت بالای سر بوته محمدی .
با هم بزرگ شدیم ولی اون علاقش به سرک کشیدن تو آسمون خیلی بیشتر از من بود و رفت تا پشت بوم و من ته تهش دستم به شاخه های یه کم بالاتر از طبقه اول هم رسید .
عاشق اون برگای نو رس بودم که بیشتر به فسفری میزد تا سبز ، و خراب اون دونه های مثل زبرجد که میچسبوندم به چشمم تا توش رو ببینم .عاشق اون ساقه های فر خورده که میتونست ساعت ها در
۱. رفتیم خونه دوس جون فیلم دیدیم و حرف زدیم و خنديديم [بینوا را سپس تکانی داد:دی] + بستنی قهوه با شاتوت ترش [پس من یه موز برمیدارم:دی]
۲. شوهری سورپرایزی اومد دنبالم رفتیم خونه:بغل ♥
۳. کتاب Harry potter & the chamber of secrets ـو تموم کردم [خداوکیلی با اینکه میدونمم چی میشه ولی خوندن کتابش ذوق داره آدمو میکشونه] 
دانلود آهنگ جدید مرتضی اشرفی ساقي میخانه ها
دانلود آهنگ مرتضی اشرفی به نام ساقي میخانه ها کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده ساقي میخانه ها با صدای مرتضی اشرفی از جوان ریمیکس
تنظیم : مهدی معظم
Download New Music Morteza Ashrafi – Saghiye Meykhaneha
 
هم اکنون می توانید موزیک محرمی مرتضی اشرفی عزیز را در این مطلب دانلود نمایید.
ساخته جدید مرتضی اشرفی، ساقي میخانه ها نام گرفته است.
این موزیک در تاریخ ۱۵ شهریور در س
خب وسط حساسیت و عزاداری ها، من کماکان جنس دوم میخونم و خوبه. بعد باید برم خونه و. باید امتحان توشهری بدم. باید چمدوت ببندم. و باید برم دانشگاه؛ یک سال تحصیلی جدید رو شروع کنم. بازم احساس غریبیه :)
 
چند روز پیش مسئله ای پیش اومده بود و‌ من با حالت عصبی ای گریه میکردم. قطعا اینکه همون موقع شده بودم بی تاثیر نبود. یکم بعدش واقعا درک‌ نمیکردم چرا اونقد عصبی؟ ولی خب قبول کرد گفت باشه فقط گریه نکن :( من دوست ندارم گریه م وسیله باشه. البته گریه و
قرارداد خونه ام داره تموم میشه و صاحبخونه درکمال پررویی میخواد اجاره خونه رو 2 برابر کنه!!!! حتتتتتما. بشین تا بدم حاضرم برم جای دیگه همین اجاره رو بدم ولی به این صاحبخونه ندم این پولو واقعا قبلنا میگفتن صاحبخونه ها بی انصافن درک نمیکردم الان میفهمم هیچ نظارتی هم روشون نیست و هرکار دلشون بخواد میکنن
فک کن با همچین پول پیشی که من دادم بیام 2برابر هم اجاره بدم و همچنان تو این محله درب و داغون (نزدیک دانشگاه شریف) با مردمان گداصفت بمونم ب
برای هدیه بزرگترها مثل پدربزرگ و مادربزرگ: گران است، گران است / هدیه بزرگتران استهدیه پدر و مادر عروس و داماد: تو این وضع گرونی / پدر شرمندتونیم . . . . یا . . . . پدر (عروس یا داماد) گل کاشتی / سنگ تموم گذاشتیهدیه برادرها: داداشی آی داداشی، الهی زنده باشی / هر جا بابا بشینه، تاج سرش تو باشی . . . . یا . . . . آقا داداشه / وظیفشههدیه خواهرها (برای شوخی، چون دخترا بیشتر میرن خونه مامانها، البته برای کمک): یه هفته بود میخوردی، چندتا بچه هم آوردی، چندتا قاب
احمد آزاد


آهنگ بی نظیر زندون خیال
تو زندونه خیال تو دلم پوسید یه فکری کن
گلستونه امید من همه خشکید یه فکری کن
برای من یه فکری کن جدا ماندن
جدا گشتن برای تو چه آسونه
ولی من بی تو میمیرم به حال من یه فکری کن
برای من یه فکری کن هنوز بوی تورو داره
در و دیوار این خونه هنوز عکسه توی طاقچه
میونه اون دوباره داره تو زندونه خیال تو
دلم پوسید یه فکری کن گلستونه امید من
همه خشکید یه فکری کن برای من یه فکری کن
ولی با من چرا ای آشناتر از همه با من
بدون دنیا بر
خب اول از همه باید راجع به طراحی وب حرف بزنم . اینکه دوره بوت استرپ رو شروع کردم حدودا 6 جلسه رو گذروندم . جی کوئری رو هم تموم کردم ولی خود دوره جاوا اسکریپت هنوز تموم نشده . دیروز مبحث عبارت های منظم و نحوه الگو نویسی رو یاد گرفتم که تا حدودی جذاب بود برام .
دیشب تنها تو خونه بودم طبق معمول پشت لپ تاپ . فقط همینجور الکی تو وب میچرخیدم . حجم افکار اجازه نداد که ادامه آموزشا رو ببینم . کم کم بیشتر و بیشتر شد دیکه نتونستم تحمل کنم . بعد مدته
دانلود آهنگ مرتضی اشرفی ساقي میخانه ها
امروز با ما باشید با آهنگ جدید مرتضی اشرفی با عنوان ساقي میخانه ها با دو کیفیت 320 و 128 MP3
Download New Song By : Morteza Ashrafi | Saghiye Meykhaneha With Text And Direct Links In Upmusics
دانلود آهنگ مرتضی اشرفی ساقي میخانه ها
ادامه مطلب
فقط این جمله داره تو سرم میچرخه ( چطوری دوباره از مهر بخونم؟ چطوری میتونم؟ اخه توانشو ندارم)نیاز دارم زنگ بزنم واسه یکی گریه کنم ولی هیچکسو ندارم جز آقا. که اونم ندارم خیلی حالم بده وخیم وخیم خراب خرابمدلم صداتو میخواد چطوری بهت زنگ بزنم؟ 
داشتم الان فکر میکردم که خوب! بعد که طرحم تموم شه چی؟ چیکار کنم؟ کجا؟ چی؟ بعد این زید ما، کی میخواد دست ما رو بگیره ببره خونه بخت؟ اصن دست ما رو میگیره واسه بخت مخت؟ بعد من پاشم برم شهر غریب. نه دوستی نه فامیلی نه اشنایی. نه حتی خیابوناشو بلدم. بعد اونوقت مسئولیت خونه، زندگی، ظرف، کار، زید، خودم.
بعد گفتم من پا شدم اومدم طرح، جاییکه کسی تخمش رو نداشت بیاد. بی کس و کار. همه چیز رو از نو ساختم اینجا. چرا نتونم باز؟
خلاصه که، ارامش مغزی روانی روحی به
میدونید چیه؟ حس بد من نسبت به شروع  مدرسه از این بابته که حس میکنم باز برگشتم سر خونه اول:/ خوب یعنی چی آخه؟؟؟ بعد از اینهمه دویدن برای اینکه امتحانا تموم بشه ، تاریخ تموم شه ، جغرافی تموم شع، خرداد تموم شه، دوباره همون آش و همون کاسه:/ با این تفاوت که هرسال معلم ها سخت گیری بیشتری میکنن:| آخه این انصافه؟؟
الانم که فقط 55 دقیقه از تابستون مونده:/ چی بگم آخه من؟؟! افسوس که افسوس من کاری رو از پیش نمیبره.
 
+پاییز عزیزم
می دانم که می خواهی مهرت را آغا
کاراموزی تموم شد و "گریز دلپذیر"هم همینطور؛
یه کتاب کم حجم و بامزه،میتونم بگم تقریبا تا الان هرکتابی که خوندم اونقدراهم بد نبوده که از افتضاح بودنش حرف بزنم.
یه کتاب معمولی و ساده و از اون کتابا که اگر دست من باشن خیلی سریع تموم میشن،برداشت خاصی نمیشد ازش کرد اما بازم جذاب بود.
《.بدانیم نباید با آدم های کله پوک بحث کنیم،این که بگذاریم نفله شوند،بالاخره که نفله خواهند شد،وقتی ما در سینما هستیم،در تنهایی میمیرند‌.》
در کنار"آیین دوستیابی"با
دانلود مداحی زینب زینب ای کنز حیا زینب کانون وفا زینب با نوای سید مجید بنی فاطمه
شب دوم محرم 97 - سید مجید بنی فاطمه - صوتی
متن کامل نوحه
خدا رحمت کنه اون که منو تو روضه اورده 
اگه توفیقی هم باشه سر سفرت رقم خورده 
همه میریم ولی بازم همین روضه است که میمونه 
هنوزم توی گوش من موذن زاده میخونه 
زینب زینب زینب 
ای کنز حیا زینب 
کانون وفا زینب 
زینب زینب زینب 
ای غرق بلا زینب 
درد آشنا زینب 
زینب زینب زینب 
غم قهرمانی زهرا نیشانی‌ ای روح با ایمان جا
از نظر من جذاب ترین مرد دنیاست،  وقتی نگاش میکنم فکر میکنم اگه ساعت ها هم همین طوری بش خیره بشم بازم از دیدنش سیر نمیشم :) حتی دستاش هم برام جذابَن ،وای چشماش که خدای جذابیته . باورم نمیشه انقد بش علاقمند شده باشَم.3>ب امروزم نرسیدم چون تا ده خواب بودم. اما بازم یه سری چیزا رو پیش بردم.فردا دیگه واقعا باید ۹ بیدار شم برم آرایشگاه ، بعدش میام خونه رو تمیز میکنم یکم لباس میشورم ، نیم ساعت کتاب میخونم بعدش دوش میگیرم میرم بانک و بعدش هم باید برم پیش
بالاخره به ب.الف ایمیل زدم. امروز ظهر. هنوز جواب نداده. فردا ۵ صبح ایشالا.
فردا جلسه‌ی توجیهی پایان‌نامه‌ست و یسس قراره ش.ش و بانو رو ببینم، البته اگه ز.نون رو نادیده بگیریم. اصلا نه حوصله‌شونو دارم، نه می‌دونم چه عکس‌العملی نشون بدم یا چی بگم :/ این مدتی که اینستا میوتشون کردم باید اعتراف کنم که اصلا یادم می‌رفت همچین آدمایی هم وجود دارن. آه زندگی بدیش اینه که هرچقدرم از دست آدمای تخمی فرار کنی بازم تموم نمیشن، بازم یه جایی سر راهت سبز
اواپراتور صفحه ای چیلر یا اواپراتور بريز     اواپراتور های صفحه ای برای چیلرهایی با ظرفیت تقریبی بیش از ۶۰ تن مناسب می باشد. اواپراتور صفحه ای ساختاری مانند مبدل حرارتی صفحه ای دارد و از مجموعه صفحاتی تشکیل شده است که در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. سیال و مبرد به صورت یک در میان در بین صفحات اواپراتور از نوع بريز جریان دارند و پس از انتقال از صفحه ای به صفحه دیگر، جهت جریان ۱۸۰ درجه تغییر می کند.
طرح چرخش جریان، دو کانال از سیال با آشفتگی بسیا
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدنمنم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدنوفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیمکه در طریقت ما کافریست رنجیدنبه پیر میکده گفتم که چیست راه نجاتبخواست جام می و گفت عیب پوشیدنمراد دل ز تماشای باغ عالم چیستبه دست مردم چشم از رخ تو گل چیدنبه می پرستی از آن نقش خود زدم بر آبکه تا خراب کنم نقش خود پرستیدنبه رحمت سر زلف تو واثقم ور نهکشش چو نبود از آن سو چه سود کوشیدنعنان به میکده خواهیم تافت زین مجلسکه وعظ بی عملان واجب است نشنیدنز
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدنمنم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدنوفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیمکه در طریقت ما کافریست رنجیدنبه پیر میکده گفتم که چیست راه نجاتبخواست جام می و گفت عیب پوشیدنمراد دل ز تماشای باغ عالم چیستبه دست مردم چشم از رخ تو گل چیدنبه می پرستی از آن نقش خود زدم بر آبکه تا خراب کنم نقش خود پرستیدنبه رحمت سر زلف تو واثقم ور نهکشش چو نبود از آن سو چه سود کوشیدنعنان به میکده خواهیم تافت زین مجلسکه وعظ بی عملان واجب است نشنیدنز
خل شده ام.کسی نیست تو اتاقمون. اینها هم عین کاسبهای محل، سر یک ساعتهای مشخصی کرکره علم را زیر می کشند می رن. الان هفت شب است تقریبا.کفشهامو در آورده ام، خنکی زمین را از پشت جوراب به خورد پاهام می دم!اعصابمو خراب کرد این اسکن و پی دی اف. تمرکزی به هیچ کاری الان ندارم.یکم پرتغالی می خونم یکم متن خودمو نگاه می کنم منتظرم غروب بشه، برم راه برم سمت خونه بازم.امروز، اسکن ها را نتونستم درست کنماز بانک بهم زنگ زدند که فلان لینک را دنبال کن، نمی تونم پید
بريز آب روان اسما، ولی آهسته آهسته به جسم اطهر زهرا ولی آهسته آهسته 
بريز آب روان تا من، بشویم مخفی از دشمن تنش از زیر پیراهن، ولی آهسته آهسته 
ببین بشکسته پهلویش، سیه گردیده بازویش تو خود ریز آب بر رویش، ولی آهسته آهسته 
همه خواب و علی بیدار، سرش بنهاده بر دیوار بگرید از فراق یار، ولی آهسته آهسته 
حسن ای نورچشمانم حسین ای راحت جانم بنالید ای عزیزانم، ولی آهسته آهسته 
بیا ای دخترم زینب به پیش مادرت امشب بخوان او را به تاب و تب، ولی آهسته
بريز آب روان اسما، ولی آهسته آهسته به جسم اطهر زهرا ولی آهسته آهسته 
بريز آب روان تا من، بشویم مخفی از دشمن تنش از زیر پیراهن، ولی آهسته آهسته 
ببین بشکسته پهلویش، سیه گردیده بازویش تو خود ریز آب بر رویش، ولی آهسته آهسته 
همه خواب و علی بیدار، سرش بنهاده بر دیوار بگرید از فراق یار، ولی آهسته آهسته 
حسن ای نورچشمانم حسین ای راحت جانم بنالید ای عزیزانم، ولی آهسته آهسته 
بیا ای دخترم زینب به پیش مادرت امشب بخوان او را به تاب و تب، ولی آهسته
امروز صبح ساعت یه ربع به هفت پا شدم و غذای شوهرو توی ظرفش گذاشتم و ساندویج صبحونه شو هم اماده کردم . لباس مشکیشم اتو کردم . هفت بیدار شد و هفت و ده دیقه رفت سرکار تقریبا یه کلمه هم باهم صحبت نکردیم !!! من خوابیدمو ساعتای یازده بیدار شدم . خونه رو مرتب کردم و ظرفای مهمونی دیشبو شستم ! توی یخچال گردو و پسته دیدم تصمیم گرفتم فسنجون درست کنم :)))))خلاصه که فسنجون گذاشتم برای ناهار فردای خودمو شوهر :) ساعت سه بهش پیام دادم کی میای خونه؟! گفت معلوم نی
و برای آخرین روز شونزده سالگی قراره نه صبح برم کارآموزی ،ظهر که از سرکار برگشتم دو ساعت استراحت کنم بعد برم کلاس تا ساعت نه ده که تموم شه برگردم خونه و بازم تو راه درسارو با خودم دوره کنم و از سال دیگه اینموقع رویا ببفام.
فک کنم پایان قشنگی براش باشه چون تا ظهر با بهترین دوستام وقت میگذرونم و
از ظهر تا شبم برای آیندم تلاش میکنم
و یه روز میاد که بابت این روزا از خودم تشکر میکنم شاید اون روز دیر نباشه
شاید سال دیگه این موقع
و قرارم با خودم اینه سا
خونه رو تمیز کردم در حد خونه تی حالا نشسته ام و با نگاه کردن ب خونه غرق در لذت می شوم بوی مایع لباس شویی ک رایحه ی  گل دارد پنجره ها باز هستند و صدای جیک جیک گنجشک ها می آید عود روشن کردم خانه در آرامش کامل بوی عشق و زندگی می دهد و من شکر گزار پروردگارم هستم بابت زنده بودن، بابت عشق، بابت زندگی ، بابت همه چیز خدایا ممنونتم
بعد آزمون پایانی ترم تابستون نشستم تو ماشین آروم آروم راه افتادمو تو این فکر بودم که با این روحیه مریض چیکار کنماز چهار راه تقاطع ها رد میشدم  رسیدم به تقاطعی که از ورودی خیابون خراب کنده کاری شده بود  با اینحال راه صاف آسفالتو ول کردمو پیچیدم تو خیابون خراب   آهسته آهسته از ورودی کوچه ها رد میشدم  ورودی کوچه 14 بود یا 15 نمیدونم علامت ورود ممنوع داشت که کارگرها راه سازی و شهرداری کار میکردن   راهمو کج کردمو پیچیدم توی فرعی برگشتم خ
خیلی رک بگم !  از اعماق وجودم دلم تنگه! آره یه جوری میگم هرکس ندونه فک میکنه تو همیشه پیشم بودی و هر لحظه تو بغلت بودم. یه جوری که انگار هم خونه ایم! یه جوری که انگار دوریُ هیچ وقت نديديم! ولی من وقتی‌تو اصفهان بودی دل خوش بودم که اگه هر موقع دلم تنگ شه بهت یه زنگ میزنم! حالا چی؟ گیر کردی بین‌یه عالمه ادم که تهش یه اس ام‌اس به‌زور بتونی بدی! دیدی گفتم بری دلتنگ میشم؟ دیدی بر خلاف گفته هات که میگفتی هیچچچچ نگران نباش خانومم من برم اونجا‌نمیذار
آقای سلیمی یکی از بزرگترین تجار فرش تبريز و از دوستان صمیمیِ رییسِ سابق منِ. یه آدم بی نهایت ثروتمند که خیلی مذهبی و بی‎‌حاشیه است.خانم آقای سلیمی تا آخرین باری که دیدمش همون خانم چادری بدون آرایش و زیور آلات مونده بود. یه خانم آروم و ساده که وقتی قرار شده بود با رییس جان همسفر بشن و اروپا رو بگردن، پدر رییس رو درآورده بود سر خوندن نماز اول وقت!داستان از این قرار بود که تو پاریس خانم آقای سلیمی تا متوجه اذان ظهر میشه میگه الا و بلا من باید نما
خب قبول نشدنم رو اول ب مامانم تبریک میگم که تمام تلاشش رو برای خراب کردن حالم با موفقیت به اتمام رسونددوم به خودم که اینقدر ترسو و ضعیف بودم و اینقدر خر بودم ک بخاطر حرفاش غصه خوردم خب پرونده ارشد بسته شد:)اول از خدا صبر میخوام و باز هم صبر میخوام و باز هم صبر میخوام:))خدایا هیچی نمیدی لطفا صبر بدهخب از این به  بعد شهریه زبانمو ک بابام میده حساب بانکیم 29تومنه:)) وامم جور نشد:))کار پاره وقت هم پیدا نمیشه اگه قصد عمل بینی هم داشته باشم  طلا هام شش م
رفتی و این ماجرا را تا فصل آخر نديديعبّاس من! دیدی امّا مانند خواهر نديديآن صورت مهربان را، محبوب هر دو جهان راوقتی غریبانه می‌رفت بی‌یار و یاور نديديآری در آوردن تیر بی‌دست از دیده سخت استامّا در آوردن تیر از نای اصغر نديديحیرانی یک پدر را با نعش نوزاد بر دستیا بُهت ناباوری را در چشم مادر نديديشد پیش تو ناامیدی تیر نشسته به مشکتمثل من اطراف عشقت انبوه لشکر نديديبر گودی سرد گودال خوب است چشمت نیفتادچون چشم ناباور من دستی به خنجر نديديدلخ
دلتنگی.؟؟؟
به این دلتنگی عادت دارم هر روز
به قلبی که یه تیکه چوب میشه
به زخم هایی که امشب میزنی و
تا قبل دید نت زود خوب میشه
به این دلتنگی عادت دارم هر روز
به اینکه ساده دارم میرم از یاد
به چشم هایی که بستن یاد میدی
زمانی که دلش آغوش میخواد
با بی محلیا تم/ لحظه به لحظه باتم
همیشه چشم به راتم/کی بر میگردی؟؟
همیشه پا به پا تم /شریک گریه ها تم
تموم خاطراتم/ کی برمیگردی؟؟
کسی اندازه ی من عاشقت نیست و نبوده
واسه جداشدن از من و خونه خیلی زوده
بیا بمون ک
1. نمی تونین تصور کنین چقد بابای کیوتی دارم :)
از ساعت 4:15 تا 4:45 صبح موبایلم داشت زنگ میخورد که خیر سرم کپه مرگمو بردارم بشینم دو کلوم فیزیک بخونم. انتظار داشتم با اون صداهای ناهنجاری که موبایل تولید کرده بود بابام پاشه و با کلنگ بکشتم ولی نات انلی این کارو نکرد بات آلسو برام چایی هم دم کرد ساعت 4:45 :)))
2. تماااااااام خونمون بو خربزه طالبی گرفته -______- روز و شب داریم خربزه طالبی میخوریم، حتی آب طالبی درست کرده بابام برا مدرسه من :| ولی بازم تموم نمیشن
خانه خراب تو شدم به سمت من روانه شوسجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شوای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منمای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنمروشن ترین ستاره ام میخواهت میخواهمتتو ماندگاری در دلم میدانمت میدانمتای همه وجود من نبود تو نبود من.
خسته ام.
دارم یه محیط جدید رو تجربه می کنم.
حالم سینوسیه، یه روز عالی، یه روز ناامید.
زمان هم داره همینطوری میگذره.
زندگیه دیگه. امرپز
مامانم اومده می گه زن گرفتن تو چی میشه؟!
گفتم چرا مگه؟
میگه به خونه همون دختره زنگ زدم، گفت همچنان می خواد درس بخونه.
گفتم بذار بخونه. آنقدر بخونه که خسته بشه.
حالا انگار چی داره می خونه.
عزیز میگه امان از قسمت، و من به قسمت ایمان دارم.
یه دونه از این دختر مذهبی ها، با چادر کامل و هد بندی که یه دونه از موهاش هم بیرون
همیشه از نخوندن "پیرمرد و دریا" حس بدی داشتم. فقط و فقط دو ساعت وقت لازم بود برای تموم کردن حس بدم!
بابا میگه همیشه وقتی بربری میخره اما تا برسه خونه بیشترش رو یا به بقیه تعارف میکنه یا خودش میخوره و فقط یک چهارمش میرسه خونه یاد این داستان میفته:))
با همینگوی اونجا که می‌نویسه: "و گفت رختخواب. رختخواب رفیق من است. فقط رختخواب. چه چیز خوبی است رختخواب" موافقم اما به شکل کامل شده‌ی "و گفت چای و رختخواب. چای و رختخواب رفیق من است. فقط چای و رختخواب. چه
دانلود نوحه میباره بارون روی سر مجنون سید مجید بنی فاطمه
متن کامل مداحی میباره بارون روی سر مجنون
میباره بارون روی سر مجنون
توی خیابون رویایی
میباره بارون روی سر مجنون
توی خیابون رویایی
میلرزه پاهاش، بارونیه چشماش
میگه خدایی تو ، آقایی
میلرزه پاهاش، بارونیه چشماش
میگه خدایی تو ، آقایی
من مانوس ام، با حرمت آقا
حرم ات والله برام بهشته
انگاری دستی اومده از غیب
و روی دلم اینجور برات نوشته
کربلا کربلا کربلا
اللهم الرزقنا کربلا
کربلا کربلا کرب
دیگه تموم شد
افسردگیا
بی اعصابیا
سر مامان الکی دانا
بی مورد گریه کردنا
نصف شب از خواب پریدنا
شب کابوس دیدنا
توی سایت قلم چی تخمین رتبه زدنا
توی سایت سنجش خیمه زدنا
دست و پا لرزیدنا
همش تموم شد
الان من موندم و رتبه م
من موندم و بازم گریه ها
من موندم و پزشکی شیراز 
.
.
.
.
راستی
رتبه هم صرفا جهت اطلاع دوستان کنجکاو میگم
۲۰۰ شدم =)))
امروز ناهارم جوج بود (یه همچین ادم لوکسوری ای هستم). رفتم به یکی از گربه ها ناهار بدم. در به در دنبالش گشتم اخر دیدم نشسته پیش یه پسر تپله، پسره داره بهش غذا میده -_____- خائن منافق -___- لیاقت عشق منو نداره -_- مگه من چیم از اون پسره کمتر بود؟ اون فقط تپلو بود همین :'| ینی ملاک گربه ها برای انتخاب همسر گوشت بدنه؟ سیریسلی؟؟ چقد با معیار ادما فرق داره :|
اخرش گفتم حالا زندگی مشترکه دیگه این چیزا پیش میاد ادم باید گذشت داشته باشه. براش گوشتا رو گذاشتم زیر در
خواهرم یکی از کساییه که خیلی خوب بلده تمام انرژی روانیمو بکشه (الان پدرمم با این غلضت قادر به انجامش نیست).عین آب خوردن این کار رو میکنه. مثلا هر بار موهامو رنگ میکنم میگه خودت نمیتونی و برام رنگ میزاره و اون وسطا هی میگه پیر زن بالاخره پیر شدی .پیر شدی ولی هنوز مجردی!! اینو با خنده و شوخی میگه ها. و من از رنگ مو متنفرررم.
یا مثلا میخواد موهامو کوتاه کنه میگه آره اگه پول داده بودی و مش کرده بودی یا کراتین الان قدر میدونستی! اصلا مش و کراتین موهام
ساقي بیار باده وجان را جلا بدهشاهد ،خبر ز عالم بالا به ما بدهرفتم زدست یک دو قدح باده پیش آریا جرعه‌ ساغری ز نبیذ بلا بدهبا مدعی سخن زرنجش دوران نمی کنموز دوست رقعه ای به من بی نوا بدهما را دگر نمانده  تباهی ننگ ونامجامی  عیان مکرر و دور ازخفا بدهدر دور عمر گر  به فنا رفت کیش مادر مسلک حبیب  تو حال دعا بدهعمرم همه به بوالهوسی طی شد ای زعیمدستم بگیر و اذن شهادت مرا بدهآتش به اختیار نبودیم و نیستیمفرصت به اختیار به میل و وفا بدهدور زمان اگر نوش
سلام و درود اینجانب بر شما باد :)
الان دو هفته ای میشه ک اومدم خونه و هفته بعد این موقع برگشتم به اون خراب شده :))
و اما ماجراهای بهاری 
مرخصی که تموم شد با تریلی پسرعموجان رفتیم تهرون و ازونجا با اتوبوس رفتم همون خراب شده -_-
دژبانه خسته بود نگشت.هر چند منم چیز خاصی همرام نبود.خب خب خب یک ماه اول با نگهبانی دادن و این ها گذشت و با ساخت برجکای جدید بدست خودمون اونو دودستی تحویل یه گردان دیگه دادیم در حالی که 99 درصد بچه ها ازینکار ناراضی بودن.
چنتا ا
تموم شدی برای من حواسم از تو دیگه پرتهمیدونی برای من همیشه صداقت شرطه برو که ربطه رابطه ی ما به هم بی ربطهتو کم گذاشتی واسه من برای من دیگه تو مردیگذاشتی پا رو حرفتو قسمایی که میخوردی بارها که آبروی عشقمونو تو بردیتموم کن برو که دیگه حسه من به تو عوض شده تموم کن برو که موندنم با تو خیاله بیخوده
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
تموم کن برو که چشم نداره دیگه ذهنو جونه من تموم کن برو نه دیگه حرفه موندنو با من نزنچشات یه حرفی داشتو
تو دوران سربازی اموزشی که بودم لحظه شماری میکردبم که تموم شه و بریم یگانبهمون گفته بودن هشت هفته طول میکشهآخر هفته ها که میرفتیم مرخصی میگفتیم خب یه هفته اش گذشت ولی مگه تموم میشدخلاصه با همه سختی هاش تموم شد ولی نرفتیم یگان چون دوره کد خوردیمخیلی برامون زور داشتدو سه تا از بچه ها فرار کردندوره کد مثل این میموند که بهمون گفته باشن دوباره از اول بیاید آموزشیولی انقدر این دوره کد راحت گذشت که حد نداره اونم تو تیپ زرهییکی از دلایلی که دوره کد ب
دانلود آهنگ یاسین ترکی بريز به همDownload Music Yasin Torki Beriz Beham
آهنگ یاسین ترکی بنام بريز به هم
بپیچ مث زوزه باد بگیر زندگیمو باز بذار آشوب بشه دلم بذارش قلبو زیر پات
این غرورو له کنش دلو به من بسپارش من همش درگیرتمو این غصه هارو کم کنش
ورژن اسلو

ادامه مطلب
27 مرداد 98 تولد سه سالگی نفسی رو جشن گرفتیم خودش عاشق تولدهكیش رفتیم و اومدیممن سرم شلوغ بود و مثل همیشه یه گندایی هم زدم.سه شنبه صبح از ساعت 7.30 پای سیستم و كار و بورس بودم تا دم پرواز ساعت 12.چهارشنبه هم از ساعت 8.30 تا 12 مه شارژم تموم شدسمیر هیچی نگفت اما شاكی بوداینم بگم پای كار بودم و گند زدم خفن20 تا 25 درصد ضرر كردم.خیلیه ها.5شنبه ظهر جشن تولد نفس رو گرفتیم با كیكی كه از جزیره خریدیم.سه شنبه و چهارشنبه با هم توی آب رفتیمهمش میگفت شور
پسر اول خونه ی ما نمونه کامل یک لش،هست 
روزی که گفت من طرفدار برابری کامل زن و مرد هستم بیشتر ازش بدم اومد چون می دونستم منظورش چیه
کلا مردهایی که طرفدار این نظریه هستن کاملا معلومه منظورشون چیه 
امروز که مامان نیست و من و بابا سرکار میریم و ایشونو واسه نهار و شام صدا میزنیم و ظرف!!!! صبحانه شو!!! هم که تکی می خوره ما میشوریم 
و اون روز بعد 48 ساعت سنگین که خونه نبودم اومدم خونه و میزغذاخوری رو تایدمالی کردم! بعد اومد غذاخورد تنهایی و بلند شد بدون
بعضی وقتا دلم میخاد فقط چارشنبه بشه و خودمو برسونم خونه و زار زار گریه کنم
مث امروز که خسته بودم و نا امید و دلشکسته
اما وقتی میرسم خونه نمیتونم گریه کنم. نمیخام مامانم بفهمه چقدر ضعیف و الکی ام
بعد میام اینجا مطلب جدیدو باز میکنم و هی میخام حرف بزنم اما همون موقع مغزم خالی خالی میشه
خدایا یادته اولش چی خواستم ازت؟ یه اتفاقی بزار تو زندگیم ک تموم شه این بی خاصیتی و بی شوقی
یاد دو سال پیش افتادم بهت میگفتم من گل تازه خیلی دوست دارم 
کلللللی قصه میگفتی و خاطره که تهش بگی من انقد برات گل خشک میخرم تا تو بگی غلط کردم من گل نمیخوام .
 دو سال پیش میگفتی شاید من وزیر بشم ، زن یه وزیر باید پوشیده باشه کامل ، حق نداری میری عروسی پسر داییت روسری تو در بیاری حتی تو خانوما ، حق نداری ارایشگاه بری  
بعد  خودت به همکارای خانومت تو چت  
 میگی گلم .
اومدم خونه با دو تا گل 
و تموم .
دردی که دیروز و امروز داشتم و دارم خیلی بی ربط به همه چیزه! من شیمی درمانی هام که تموم شده و سلول هام هم آخرین بار مناسب بود. پرتو هم که کاری به کمر و پا و پهلوم نداره! الان فقط میترسم باز از حالت نرمال خارج شده باشه تعداد سلول هام! خصوصا که از لحظاتی پیش تب هم بر من سلام نمود :|دکترم گفت پرتو ها که تموم شد با فاصله چند روزه میری برا چک اپ و فلان. حتی برام هیچ دستور آزمایشی ننوشت. فقط گفت اگه داشتی میمردی اورژانس و بیمارستان :|
 
+ فردا از 8 تا 12 زبا
این داستان واقعی است . فقط شامل کمی تغییرات شده
 
 
طبق معمول خونه ریخته بهم بود . پاسورا یه طرف ریخته بودن . قلیون یه طرف . تلوزیون (ماهواره) روشن بود و داشت سر و صدا میکرد . خونه مجردیه دیگه . بخور و بريز و بپاش 
خودمم سرگرم بودم . یکم به ماهواره نگاه میکردم و یکم به گوشی . همین طور مشغول بودم که یه دفعه آیفون خونه به صدا در اومد .
پیش خودم گفتم : کیه الآن نصف شبی . من که به کسی نگفته بودم بیاد .
رفتم و آیفون رو برداشتم . گفتم : بله . توی ما
اولین خونه ای که از خونه بابام مستقیم رفتم توش ، خونه شوهرم بود. همون خونه کوچیک رهنی خیابون جمهوری. ذوق داشتم. ذوق رسیدن به شوهرم ، به زندگیم ، به آرامشم. دو روز طول کشید تا بریم و ساکن اون خونه بشیم. چون خونه مون بقدری کوچیک بود که وسیله و جهیزیه زیادی نمیتونستیم بخریم براش.
دومین باری که اسباب کشی کردم بازم ذوق داشتم. ذوق خونه دار شدن. ذوق راحت شدن از طبقه پنجم آپارتمانی که بیشتر وقتا آسانسورش خراب بود. ذوق دور شدن از همسایه های مجردی که منو ا
پست قبلی رو یک ماه پیش نوشتم. و به همین راحتی یک ماه گذشت! بدون اینکه بتونم چیز مناسبی بنویسم :(
بهم حق بدید. درسام سنگینه و زیاااااد. هرچند اکثر دروسم رو واقعا دوست دارم. اما امتحانات نزدیکه.
کسایی که این وب رو از بهار امسال دنبال کردند می‌دونند که من چقدر در فصل امتحانات، گیج و درگیرم. نمی‌تونم بنویسم.
نمیتونم بنویسم.
حتی از این سفر مشهدی که رفتیم و شب یلدایی که اونجا بودیم. بهترین سفرم در طول زندگی مشترک!
حتی از مصاحبه علمی‌ای که اخیرا د
امتحانارو دادیم تموم شد. :) از بین امتحانا به نظر من فیزیک رو سخت داده بودن بقیش در حد استاندارد بود. ولی خودم زیست و فیزیک رو خراب کردم. p: به هر حال دادیم تموم شد. حالا فقط کنکور مونده! تقریبا 7 هفته دیگه کنکوره. تصمیم گرفتم واسه این چند هفته بشینم کنکور های سال قبل رو حل کنم. هر کجا اشکال داشتم برم اونجا ها رو یه بار دیگه بررسی بکنم. ببینینم چی میشه .
بالاخره بعد از شیش جلسه ی سنگین و حدود یک ماه آموزش دوره ی تربیت مربیم تموم شد امروز جلسه ی آخر به همراه امتحان بود و خب من دیشب هیچی نخونده بودم تقریبا ساعت پنج و بیست دیقه صب پاشدم تا هفت یکم خوندم ولی هم خیلی سخت بود هم خیلی زیاد خب دوره ، دوره ی تربیت مربی قرآنی به روش جدید برای کودکان سه تا دوازده سال بود کلا یه سبک متفاوت بود و اصن تم کودکانه و حال و هوای خودش در عین حال خب حسابی قواعد تجوید داشت و برای منی که هیچی از صوت و لحن قرآنی سردر
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها