نتایج جستجو برای عبارت :

گل سرخم چرا رنگت شده زدر

امشب بابا گفت احوال استار چطوره؟.گفتم چرا خبرشو از من میگیری؟. بیخبرم.گفت از تو نگیرم از کی بگیرم. تو بیشتر باهاش صحبت میکنی دیگه.گفتم خب آره فعلا گرفتاریم، زنگ نزدیم. گفت آها فکر کردم اتفاقی افتاده. آخه رنگت پریده. چشمات پف کرده. گفتم نه چیزیم نیست. شرایطم یکم بهم ریخته. باید برم دکتر.فرداهم وقت دکتر دارم. مطمئنم سرگیجم از کم خونیه. ولی آزمایش باید حتما بدم‌.
اون یکی وبلاگ که همین چند روز پیش مرحوم شد اینجا هم بزودی غزل خداحافظی رو می‌خونه.
.
ابیات کاملا مربوطه از جناب مولوی:

ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی

از کار خود افتادی در کار دگر رفتی


صد بار ببخشودم بر تو به تو بنمودم

ای خویش پسندیده هین بار دگر رفتی


صد بار فسون کردم خار از تو برون کردم

گلزار ندانستی در خار دگر رفتی


گفتم که تویی ماهی با مار چه همراهی

ای حال غلط کرده با مار دگر رفتی


مانند مکوک کژ اندر کف جولاهه

صد تار بریدی تو در تار دگر
میگم جدا از این تراس پر از گل سرخم ، باید یه فکری هم به حال باغ زردآلوم بکنم.باغ زردآلو کجاس؟ باغ زردآلو قراره یه گوشه دنجی از این جهان باشه ، که من بتونم زیر سایه سار درختاش ، میون عطر زردآلوهای رسیده اش ، برای خودم کنجی بسازم و شب تا صبح خلوت کنم با خودم و زمین و زمان . و شاید این باغ زردآلو ، همون حیاط آغشته به رفاقتی باشه که می خوام در هر نیمه شب ، اونجا آروم بگیرم؟
اون امتحان سختی رو که ازش می ترسیدم (و بخاطر قبول شدن در اون نذر کرده بودم) قبو
ترمی یکی دو مدرسِ نا مدرّس نصیبمان می شود. نقد بکنی، سوال بپرسی، کلاسش نروی یا هر چه، تلافی می کنند. تنها انتظاری که از دانشجو دارند گوسفند بودن است.
از این طرف هم صبرِ بی صبر من، بخوان زبان سرخم، سر جایش نمی نشیند و در حد توان از خجالتشان رد می آیم. آخر ترم که می شود با نمره هایشان از خجالتم در می آیند و بعد از ترم هم ماه ها موقع سبزی پاک کردن پشتم صفحه می گذارند و غیبت می کنند و تهمت می زنند و.
استاد الف به استاد ب گفته بود فلانی بی مقدمه سوال
=لیلا دوباره قسمت ابن السلام شدعشق بزرگم آه چه آسان حرام شدمی شد بدانم این که خط سرنوشت مناز دفتر کدام شب تیره وام شد؟اول دلم فراق تو را سرسری گرفتوان زخم کوچک دلم آخر جذام شدگلچین رسید و نوبت با من وزیدنتدیگر تمام شد گل سرخم! تمام شدشعر من از قبیله ی خون است خون منفواره از دلم زد و آمد کلام شدما خون تازه در رگ عشقیم و عشق راشعر من و شکوه تو رمز الدوام شدبعد از تو باز عاشقی و باز آه. نهاین داستان به نام تو اینجا تمام شد. 
دانلود مداحی سلام ای هلال مه نو رسیده
به مناسبت ماه محرم مداحی بسیار زیبا از میثم مطیعی به نام سلام ای هلال مه نو رسیده که غرق غباری و رنگت پریده به صورت صوتی با کیفیت بالا برای دانلود قرار داده می شود
نحوه دانلود مداحی میثم مطیعی
برای دانلود این مداحی زیبا به مناسبت ماه محرم به لینک پایین این مطلب مراجعه فرمایید و با کیفیت بالا به صورت mp3 مداحی سلام ای هلال مه نو رسیده را دانلود کنید
ادامه مطلب
میثم مطیعیخبر کن ای دل همین امشب، تمام غمهای عالم راکه غرق خون در افق دیدم، هلال ماه محرم راسلام ای هلال مه نو رسیده، که غرق غباری و رنگت پریدهمگر تو عزادار ماه تمامی؟ که در خون نشستی و قدت خمیدهآمد، ماه آه و اشک و ماتم / دل را، میسپارم دست این غمباران، میبارد از دیده هر دم(مظلوم جانم حسین یا ثارلله)محرم آمد بیا ای دل، دوباره تا خیمه آقاصدای هل من معین او، دوباره پیچیده در صحراببند ای دل احرام خون در مُحرّم، که شاید شوی مَحرم راز این غمپی تشنگی
حالت های ممکن برای شبانگاه خُنکِ کم ستاره ام چی میتونه باشه؟!
بشینی تو بالکن و فرتافرت سیگار دود کنی و تاثیر یه اپسیلونیت تو آلوده کردن هوا رو به رخ خودت بکشی و هرازگاهی یه قلوپ از چایی ات که داغی قلوپ اولش با سردی قلوپ آخرش پارادوکس جذابی میسازد رو هورت بکشی یا نه دفترچه یادداشت زواردررفته نارنجی رنگت که سررسید یکی از سالهای دهه هشتاد است رو باز کنی و عُقده تمام ننوشتن های چند وقته ات رو روی برگ های سفیدش خالی کنی و آروم قهوه شیرینت رو سر ب
جانبازان، روز و شب، از روی شیدایی حق و شیفتگی به مکتب، به سنگر سازی ، درگیری ، شعار و تظاهرات پرداختند و در برابر حکومت طاغوت، حتی یک لحظه هم سرخم نکردند و آری نگفتند.
بالاخره زنجیرها گسسته شد، ساعت فرا رسید و یکی از ایام الله تحقق یافت و وعده راست الهی به وقوع پیوست و خورشید تابید.
امـام آمـد و چون خون در رگ هایمان جاری شد. امـام آمـد و به سان نور، شب تارمان را روشنایی داد. امـام آمد و چـون روح به کالبد مرده مان، حیاتی دوبـاره بخشید.
ادامه مطلب
 
متن آهنگ اشوان بنام مغرور
دیوونه ی من معلومه کجاییقرار نبود آخه این همه جداییقرار نبود آخه تنهاییابیا بیا بیا بیابلد نبودی این آدم مغرورونبودی جاش یهو بندازتت دوروواسه هر اشتباهی بشی مجبوروبیا بیا بیا بیادلم تنگه واسه چشمای خوش رنگتکجایی که دلم بد جور شده تنگتمیرقصیدم برات میزدی هر سازیحواست نیستواسه یه شهر خاطره میسازیتو که خودت میدونیتو قلب من میمونیلااقل بمون یه کاری کنبه ظاهر بی قراری کنآبرو داری کن نروتو که خودت میدونیتو قلب من
استعمار نوین یعنی اینکه جناب والامقام، شاهنشاه، بلانسبت به سان فراعنه، به انضمام خوراکی هاشون بشینن تو ارابه، و دستور صادرکنند که بران ای اسب ما! 
و تو، مثال اسب که نه، شبیه اون کارگرای بدبخت و گمنامی که برای فرعون اهرام ثلاثه میساختند و وقتی زیر فشار سنگها له میشدند و میمردند، همونجا تو دیوار اهرام دفنشون میکردن، به هیچی فک نکنی، فقط طناب زرد رو بکشی و دستات تاول بزنه! و خود جناب فرعون درحالیکه بر پشتی های زربفت تکیه زدند، انار تناول بفرم
+ تب عصبی . معده درد عصبی ! مرسی واقعا !امشب میگفتم ببین بگیر بخواب کار و فکر و فلان باشه برای فردا اما با یه لحظه برام سوال پیش اومد که دقیقا کِی سرت درد نمیکنه تو اخه ؟تقریبا همیشه هست . یه وقتایی وحشتناک میشه مثل الان . و من از خودم میپرسم مثلا اگه تومور بود چی ؟ این و از مامانجون فکر کنم به ارث بردم چون اونم تا یه کم مریض احوال میشه بدترین بیماری ها رو تصور میکنه . دو سال پیش بود فکر کنم که یه عالمه ازمایش دادم البته نه واسه سر درد . به خاطر
چهاردهم ماهی در پانزده سالگی ام بود. گل های چادری که سرم بود یادم است. قرمز ریز بودند با کاسبرگ زرد. مثل باقی چهاردهم ها وقت خواندن سید چادر را آورده بودم روی صورتم پایین و خیره به گل های ریز، خاطرات امروز مدرسه را مرور می کردم. دیدم صدای سید دارد در ذهنم صورت می سازد:
"گر چشم روزگار بر او زار می گریست. مردی تنها سوار شد. زن ها دورِ اسبش بودند. دور شد. زنی صدایش کرد. برگشت. سپاه نداشت. پیش چشم زن ها راه رفت. دور شد. جان جهانیان همه از تن برون شدی."
غاف
این بار هم نشسته ام در خود کز کرده ام بی تو. فیلم زندگی تمام نمی شود. خودم را پرت می کنم در آغوش دعاهایت و اشک میریزم به پهنای صورت.دارم فکر می کنم اگر بودی دنیای من چیزی کم نداشت . اگر دوست داشتنت ادامه داشت . اگر بودی. اگر . اگر. اگر.خسته ام از این بخت و پیشانی. چشم های متورم و سرخم را نمی بندم وقتی پلک هایم شوره زده از این همه نبودنت.امروز فیلم آن روزهای شاد بودنت را مرور کردم. حس غریبی بود بغض جایی نداشت، در میان هق هق سینه سوخته ی من
وقتی ابد چشم تو را، پیش از ازل می‌آفرید.امشب لغت "تا ابد" رو به کار بردی. درباره‌ی من.و نوشته های من.!نمی‌دونم ابدیت برای تو کجاست. و ابد کِیه برای تو.ولی قلمی اگه هست و می‌نویسه صدقه سری توئه.من از سرودن تو بود که فهمیدم می‌شه نوشت و باید نوشت.!نتونستم اینو به خودت بگم.مثل همه حرفایی که نشد هیچ‌وقت بهت بگم.انقدر تو قلبم بودی که کهنه شدی.! آرزوی دستات.می‌شه به دستات فکر نکرد وقتی دارن برای من تایپ می‌کنن.؟قسم به دستات که اون لحظه
سجاد!
دیروز یکی را دیدم درست عین خودت، یعنی اگر مطمئن نبودم که الان در شهر دیگری نشسته‌ای زیر کولر و سر به سر حوریا می‌گذاری فکر می‌کردم که تویی و شاید می‌پریدم جلویت و می‌گفتم تو کجا اینجا کجا خان؟ اما تو نبودی و من این را می‌دانستم و خودش نمی‌دانست که تا چه حد به تو شباهت دارد. پیراهن قرمزی‌ تنش‌ بود، درست عین همان پیراهنی که وقتی رفتی سربازی از کمد تو به کمد من تغییر مکان داد و آن‌قدر پوشیدمش که رنگش پرید.هندوانه‌‌ای را که مثل توپ فوت
از پنجرهٔ ماشین به بیرون نگاه می‌کردم. شهر خلوت بود و تک و توک ماشین‌هایی می‌آمدند و می‌رفتند. کرکرهٔ اکثر مغازه‌ها پایین بود و برگ‌های زرد درختان افرا گه‌گاهی در هوا می رقصیدند و سرانجام می‌افتادند روی سنگفرش‌ها و مقابل کرکره‌های بستهٔ مغازه‌ها. این فضا برایم عجیب نبود. ساعت هفت صبح شهر من معمولا همینقدر آرام و کم‌صداست. 
مشغول دیدن این رامش صبحگاهی بودم که ماشین ایستاد. پیاده شدیم و به‌همراه مادر به‌سمت آزمایشگاه رفتیم. معدهٔ خا
قسمت اول را بخوان https://t.me/peyk_dastan/14892
قسمت 101
تقه ای به در خورد که از جا پریدم و همزمان در باز شد و منی که هول کرده بودم گوشی از دستم روی زمین افتاد. با دیدن قامت بلند فرهان در چارچوب در سریع گوشی ام را از روی زمین چنگ زدم و خاموشش کردم. آن قدر حالم از دیدن پیام اتابک دگرگون شده بود که اصلاً یادم به بوسه ی فرهان نبود و بی پروا به صورتش خیره بودم و یادم نبود الان باید از خجالت آب شوم!
توی اتاق آمد و در را پشت سرش بست. با کنجکاوی به صورتم خیره بود.
-چیزی شد
بــخواب ای راحت جانم علی جان
بخواب ای طفل عطشانم علی جان
 
بخواب ای نو گل پژمان و پرپر
بخواب ای غنچه افسرده اصغر
 
گل نـــــــــــــازم چرا رنگت پریده
لبت جــــــز اشک من آبی ندیده

بخــواب این کوفیان رحمی ندارند
بخـواب بر روی دستانم، علی جان

بخواب ای اصغرم شد مَشک پاره
نبینی گوش هـــای بی گوشواره
فیلمی که هم‌اکنون می‌بینید به صورت کاملاً دستی توسط بیش‌ از ۱۰۰ هنرمند نقاشی شده است»
جذابیت فیلم برایم از همین‌جا آغاز شد، با نقش بستن این نوشته بر روی صفحه.
سپس کادرِ بسته از آسمانِ شبی‌ پر ستاره با درخشش ستارگان؛ درخششی که با ضرب قلم‌هایی بسیار نزدیک و شبیه به ضرب قلم‌های جسورانه‌ی ونسان، نقاشی شده بود.
فیلم‌نامه‌ی جنایی‌گونه جالبی که دارد، بماند؛ پرداختن به شخصیت بااراده و دردکشیده و مبهم و جذاب ونسان که خوب انجام شده بود هم، ب
فیلمی که هم‌اکنون می‌بینید به صورت کاملاً دستی توسط بیش‌ از ۱۰۰ هنرمند نقاشی شده است»
جذابیت فیلم برایم از همین‌جا آغاز شد، با نقش بستن این نوشته بر روی صفحه.
سپس کادرِ بسته از آسمانِ شبی‌ پر ستاره با درخشش ستارگان؛ درخششی که با ضرب قلم‌هایی بسیار نزدیک و شبیه به ضرب قلم‌های جسورانه‌ی ونسان، نقاشی شده بود.
فیلم‌نامه‌ی جنایی‌گونه جالبی که دارد، بماند؛ پرداختن به شخصیت بااراده و دردکشیده و مبهم و جذاب ونسان که خوب انجام شده بود هم، ب
دانلود ورژن آتیک آهنگ مغرور از اشوان Maghroor Acoustic Version
تنظیم: علیرضا ریاضى / میکس و مسترینگ: آرش پاکزاد
دانلود رایگان موزیک مغرور با لینک مستقیم و کیفیت اورجینال
 
دانلود ورژن آتیک آهنگ مغرور
[کیفیت 128 با حجم 3.8 مگابایت] [کیفیت 320 با حجم 9.6 مگابایت]
Danlod Music Jadid
 
Ashvan – Maghroor (Acoustic Version)

متن ترانه ی مغرور با صدای اشوان:
دیوونه ی من معلومه کجایی قرار نبود آخه این همه جدایی
قرار نبود آخه تنهاییا بیا بیا بیا بیا بلد نبودی این آدم مغرورو
نبودی جاش ی
رمان #خیالت_رفتنی_نیست
       قسمت اول را بخوان https://t.me/peyk_dastan/14991
قسمت  64- ببین لیلی تو خودت هم الان شرایط روحی خوبی نداری. این قضیه ی طلاق و حضانت نفس، حرفای اون روز که خودم هم نمی دونم چیا بهت گفتند و کلی اتفاق دیگه که باعث شده اوضاع روحیت به هم بریزه. یه مدت دیگه هم معلوم نیست چی پیش بیاد و کلی اتفاق انتظارت رو می کشه. می دونم چه قدر اعصابت داغونه ولی یه کم صبور باش. قوی و محکم. هم به خاطر خودت، هم به خاطر بچه ات. چه حضانتش رو به تو بدن و چه به پدرش
دانلود رایگان فایل صوتی مراسم عزاداری و مداحی شب هفتم محرم سال 1398
مداحی شب هفتم محرم سال 98 با نوای مداحان اهل بیت (علیهم اسلام)

به مناسبت برگزاری مراسم سوگواری و عزاداری سرور و سالار شهیدان امام حسین (ع) در شهریور سال 1398 فایل های صوتی هفتمین شب این مراسم را میتوانید با نوای مداحان اهل بیت (علیهم السلام) از وبسایت پارس فیلم با لینک مستقیم دانلود و گوش کنید.
 
مداحی شب هفتم محرم سال 1398
(شب هفتم محرم ۱۳۹۸-۱۴۴۱ هیأت رایه العباس (ع) حاج محمود کریمی)
[
یادم نمیاد ثانیه ها چه ساعتی⏰ رو نشون میدادن فقط میدونم همه چیز از اون خندهکده شروع شد.از روزی که تو پاتو گذاشتی تو خنده کده و شدی یاور.ثانیه به ثانیه زمان میگذشت و همین ثانیه ها من رو بیشتر بهت نزدیک کردن.همین ثانیه ها باعث شدن دلیل نایستادن قلبم بشه وجود تو⁦‍❤️‍⁩.همین ثانیه هایی که گاهی وقتا ترس از دست دادنتو میندازه تو دلم.همین ثانیه هایی که باعث شدن تو بشی اولین دوست صمیمیم و اسمت تو خونمون بیشتر از اسم دوست های مدرسم به زبون بیاد.
قلب
راستش دلم نمیخواست بگم ولی بهونه ای شد برا گفتن!
میدونید من توی زمینه های مختلفی فعالیت دارم و با آدمای مختلفیم سرو کار دارم
 همه میدونن من بنظر خیلیا ادم آروم و کم حرفیم به حدی آروم بنظر میرسم
که آموزشگاه وقتی منو کلاسم شلوغیم و صدای تکرارمون آموزشگاه برمیداره هیچ کدوم از استادا باور نمیکنن من بوده باشمدیدگاهی مخالف دیدگاهم بشنوم درگیر نمیشم با کسی چه بسا احترامم میزارم.مثل مسائلی چون حجاب که خیلی از دوستای صمیمیم اعتقادیم به حجاب ندا
 
اینکه بخشی از مردم منطق مقاومت را حتی بعد از این همه خساراتی که از وادادگی برابر غرب نصیب کشور شده و این همه تحقیری که این ملت عزتمند بخاطر آن به جان خریده، متوجه نشده و کماکان دم از سازش با دیوانه ای چون ترامپ میزنند، برای عده ای از نخبگان حامی نظام تعجب برانگیز است.
این نوشتار به دنبال آن نیست که تحلیل جامعی از علل این مسئله ارائه دهد، بلکه صرفا درپی آن است که وجهی از ماجرا را که به نظر میرسد مغفول مانده توضیح دهد.
یکی از مهمترین ویژگی های ا
 
اینکه بخشی از مردم منطق مقاومت را حتی بعد از این همه خساراتی که از وادادگی برابر غرب نصیب کشور شده و این همه تحقیری که این ملت عزتمند بخاطر آن به جان خریده، متوجه نشده و کماکان دم از سازش با دیوانه ای چون ترامپ میزنند، برای عده ای از نخبگان حامی نظام تعجب برانگیز است.
این نوشتار به دنبال آن نیست که تحلیل جامعی از علل این مسئله ارائه دهد، بلکه صرفا درپی آن است که وجهی از ماجرا را که به نظر میرسد مغفول مانده توضیح دهد.
یکی از مهمترین ویژگی های ا
لای کاغذ پاره ها و خرت و پرت ها داشتم دنبال چیزی میگشتم.نمیدونستم کجا گذاشتمشتازه از حموم اومده بودم بیرون.دستمال معطری بود که عطرشو دوستداشتم .زنگ آیفون خورد لباس نپوشیده
بودم.همینطور که تندی یه بلوز برداشتم و تندی یه شلوار پام کردم با موهای خیس پریدم پایین که برم ببینم آیفون کیه.
دیدم دوست همیشگی که گاهی سوالای درسی و حتی کاری خودمو ازش میپرسیدم اومده و برام یه نامه ای که قرار بود ویرایش و اداری بودنش رو بهم یاد بده،اورده بود با هم کار
یک:
پیروز میدان جنگ من و تو . هیچ کس است .
آن کس که برای من و تو ." هیچ" نبود!
دو:
قرص اگر داشت . می خوردیم و از عشق هم .
صدهزاران متر آن ور تر . نمی مردیم .(نازنین!)
سه:
این کلاس های بی خود که می روی .
برای پر کردن تنهائی هات .
مرا دیوانه کرد .
می نشینم توی خانه و تو .
با هزار سئوال بی جواب . بر می گردی .!!!
 
چهار:
تفاوت فرهنگی بین ما . زبانمان نبود؟
من فارسی می نوشتم و تو . الگوریتم می خواندی؟!!!
پنج:
پول دیدن فیلم ات را دادم . خوردند .
بدبخت!
هنرپ
 
میا حسین به کوفه ی غم
شوی عجین به درد و ماتم
کوفه آماده ی جنگه
پر از فریب و نیرنگه
رسم مهمان نوازیشان
با کلوخ و چوب و سنگه
شدم اسیر کوچه ها
به آه و ناله و نوا
به کوفه ی ستم میا
عزیززهرا( (2)
میا میا  کوفه حسین جان.
***
ببین مرا تنها به غربت
وجود من شد غرق محنت
مبادا کوفه بیایی
نداره اینجا وفایی
سر قتل تو گردیده
 
 
چه دوایی چه غوغایی
 
 
دلم گرفته یا حسین
 
 
میا ضیاء هر دو عین
 
 
لبم به شور و آه و شین
 
 
عزیززهرا(2)
میا میا  کوفه حسین جان.
***
شدم خجل از
ذکر این نکته در ابتدا اامی است که دیدگاه‌های مطرح شده نظرات شخصی نویسنده است. فهرست طرح شده در مقاله به هیچ عنوان یک توصیه سرمایه‌گذاری نیست. پیش از هرگونه تصمیم‌‌ سرمایه‌گذاری توصیه می‌کنیم که مطالعه و تحقیقات کافی داشته باشید.
 
پس از ۲ سال صبر و شکیبایی، زمستان هم‌اکنون فرا رسیده و همینجاست!
برای طرفداران دو آتشه سریال تاج و تخت و ارزهای دیجیتال، این فهرست تعاملی از هر دو محسوب می‌شود. ایده جالبی بود که خاندان‌ها
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

اموزش تایپوگرافی اسم مؤسسه علمی فرهنگی امام رضا (علیه السلام) سیستم اعلام حریق دانشگاه و تاثیر آن در رشد کشور متخصص ارتپدی گروه جغرافیای استان آذربایجان غربی مجموعه آموزشی دانا دانلود سوالات رایگان لوله کشی و نصاب وسایل بهداشتی درجه 3 وکیل اجتماعی نوائح