نتایج جستجو برای عبارت :

کی گل آرزتو پرپر کرد

دانلود آهنگ جدید پرپر از محسن ابراهیم زاده به همراه متن از رسانه رز موزیک با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین در قالب mp3.
از بخش آهنگ های محسن ابراهیم زاده بازدید کنید.
Download Music Mohsen Ebrahimzadeh–ParPar + Lyrics
بزودی

متن آهنگ محسن ابراهیم زاده پرپر
منبع: دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده پرپر
 
دانلود آهنگ جدید مهدی جهانی به نام پرپر
Download New Music Mehdi Jahani – Par Par
مهدی جهانی پرپر
تو چشات فرق داره با همه به تو وابسته ام من یه عالمه
تورو من تا همیشه یادمه یادمه که چشات فرق داره با همه به تو وابسته ام من یه عالمه تورو من تا همیشه یادمه یادمه .
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
دانلود آهنگ با کيفیت 128
پرپر دانلود آهنگ دانلود آهنگ ایرانی دانلود آهنگ پرپر دانلود آهنگ جدید دانلود آهنگ غمگین متن آهنگ پرپر مهدی جهانی مهدی جهانی
دانلود
دانلود آهنگ جدید مهدی جهانی پرپر
Download New Music Mehdi Jahani – Par Par
پخش بزودی – تیزر آهنگ اضافه شد
 
مهدی جهانی پرپر
 
تو چشات فرق داره با همه به تو وابسته ام من یه عالمهتورو من تا همیشه یادمهیادمه که چشات فرق داره با همه به تو وابسته ام من یه عالمهتورو من تا همیشه یادمه یادمهپرپر کن این دلو من هر وقت دل زدم با هرکي بد باشی منم باهاش بدمغصه میخوره دلم واست تو یه کاری کن نرم راحتپرپر کن این دلو من هر وقت دل زدم با هرکي بد باشی منم باهاش بدمغصه میخوره دلم و
اهنگ ای خدای عالم چگونه باورم شد آن که روزگاری پناه و یاورم شد با کيفیت عالی دانلود اهنگ رفتی و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته ام آهنگ بسیار زیبای رفته با صدای خانم الهه
اهنگ ای خدای عالم چگونه باورم شد
اهنگ ای خدای عالم چگونه باورم شد 
ای که رفته با خود دلی شکسته بردی
اینچنین به طوفان تن مرا سپردی
ای که مهر باطل زدی به دفتر من
بعد تو نیامد چه ها که بر سر من
بعد تو نیامد چه ها که بر سر من
ای خدای عالم چگونه باورم بود
آن که روزگاری پناه و یاورم من
چرا درس نمیخونی دختر؟ چرا به هدفت فکر نمیکنی؟ اصن به درک،انقدر درس نخون تا بترکي.
انقدر بیخیال و بی عار شدی که وقتی دیشب تو خوابت دبیری قبول شدی از ذوقت نمیدونستی چیکار کنی،یعنی خااااک
تا کي میخوای بشینی و به کوه درسای عقب افتادت نگاه کنی؟به خودت بیا دختره ی سر به هوا.
بخون بخون بخون بخون 
اگه نخونی شمعدونیا دق می کنن،پرنده ها آواز غمگین میخونن،گل های باغچه پرپر میشن،دنیات خراب میشه اصن.
 
 
 
من، شباهت های دردآلود با در» داشتماز فشار بی کسی دیوار، در بر داشتمتکيه ام بر شانه ی دیوار بود و مثل دراز عبور او دلی در سینه پرپر داشتممی گذشت از من، عبورش درد و درمان بود و منسخت بر اعجاز چشمی ناز، باور داشتمدست در دست یکي که من نبود، از من گذشتقژقژی در سینه انگاری ترک برداشتمچینی قلبم ترک برداشت، ویران تر شدمدردهایی بود و من، یک درد دیگر داشتممی رود با یاری جز من، می رود با رفتنشمثل زلف او به باد آنچه که در سر داشتممن گذرگاهی برایش
ریتم: 6/8            گام: A
Am   Dm              B                            A    Dm             B      Am
گل بارون زده ی من گل یاس نازنینم . میشکنم پژمرده میشم نذار اشکاتو ببینم
Am     Dm           B                               A     Dm              B        Am
تا همیشه تو رو داشتن داشتن تمام دنیاست . از تو و اسم تو گفتن بهترینِ همه حرفاست
Am           E          G                                Am          E               G      Am
با تو با تو اگه باشم وحشت از مردن ندارم . لحظه هام پر میشه از
هفترنگ که پرپر شد فهمیدم، 
زندگی درخت ارزشش را نداشت باد دل پروانه را بشکند
راستش فهمیدم زندگی کلا ارزشش را نداشت!
کاش عادت هم میفهمید
دیریست حنجره خروس را جویده اند
و ما عادت کرده ایم با صدای شغالها نیمه شب سحر کنیم!
بی محل. 
بی وقت.
تقبل الله مسلمان!!!
باید تحقیرهای بعد از شکست‌های سنگین ایران در دو جنگ با روسیه و تحمیل شدن قراردادهای خفت‌بار گلستان و ترکمنچای را چشیده باشیم تا لذت این روزها را درک کنیم.
باید تلخی قراردادهای ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵ مابین روسیه و انگلیس را که ایران را بین خود تقسیم کرده بودند، در ژرفای جان احساس کرده باشیم تا شیرینی فتح و ظفر این روزها را بفهمیم.
باید اندوه فلاکت ایران و ایرانی را در تحملِ گذاشتن و برداشتن شاه این مملکت به دست بیگانگان (انگلیس) در دوره پهلوی اول و دوم
زهرا جان سلام

خدا سال 97 که شد دوبار در کمتر از یک ماه در خواب بی بی و عمه هشدار داد که قرار است از پیش ما بروی ولی ما و خصوصا من جدی نگرفتم. حتی یادم است بی بی به ماما زنگ زده بود و داشت صحبت می کرد که نگران است و برایت صدقه بدهیم. شنیدم و بی خیال با خودم گفتم این هم یکي از نگرانی های همیشگی بی بی است.
بعد تعطیلات  فروردین آن صبح زود که می خواستیم حرکت کنیم تو بیدار شدی و عمه تو را بغل کرده بود و سرت را زیر چادرش برده بود و با گریه می گفت: " زهرا جان یع
فکر می‌کنم همان شب کذایی بود. به صفحۀ چت تلگرام خیره شده بودم که نوشته بود: بیا برویم کوه.» پیش خودم گفتم واقعا؟ آخر در این شرایط.
حدود 12 ساعت بعد، وسط مترو ایستاده بودم که یک آن حس کردم دیگر نمی‌توانم نفس بکشم. خانم فروشنده روبروی من ایستاده بود و داد می‌زد: خانمااا شلوارای گیاهی دارم.»
اتفاقات اخیر، مثل تصاویر تلویزیون‌های قدیمی در سرم پرپر می‌کرد و صداها درهم دیزالو می‌شدند. یادم آمد که مامان دیشب به شوخی گفته بود: اشکالی ندارد، صد
عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده است؟ چرا لحظه باران نرسیده است؟ به هر کس که در این خشکي دوران به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده است بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است، چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است، دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد زمان بر سر دوشش غم و اندوه ب
دیشب حال نداشتم بیام پای سیستم البته امشب هم ندارم و خیلی خوابم میاد ولی مجبورم تا نیم ساعت 40 دیقه دیگه که سیب زمینی های غذا هم بپزن به اجبار صبر کنم بنابراین گفتم بیام اینجا تَ تَ تَق تایپ حداقل زمان زودتر بگذره.این پیرهن رنگین کمونیه رو که خریدم نمی دونستم با چی بپوشم از یه طرفی هم دلم نمی خواست یه چیز جدید بخرم بنابراین گفتم از چیزای قدیمی که دارم باید یه چیزی برای روش درست کنم. 4 پنج سال پیش یه مانتو چین گلدوزی شده خریده بودم که الان دیگه عم
 
اولوبدی بزم فراق هر ایکي دل آرایه
بیله وصییت ائدردی خانم اومولایه
 
اونون وصیتی قلب امامی داغلاردی
همان وصییته مولا اوزیده آغلاردی
 
اگر چه وقت آزیدی چوخلی سوز لر ایتدی بیان
نئچه سینی اولارین شعرده ایلورم عنوان
 
گجه زمانی منی غسل ایله اوزن ایوده
منیم بوسوزلریمی قو یما سن قالایئرده
 
ایلکه غسل ایلدین سن گجه مزاره آپار
اوزون نمازیمی قیل  قاز گیلان بوزاره مزار
 
دئیو بله اوغلان اوشاقی  یتیم اولار آتادان
اولار یتیمه بلی قیز عیالیده آنادان
ده سالم بود که یک پسر دبیرستانی به من  کرد. در زمین فوتبال با دو نفر از همسن و سالهایم بازی می کردیم که او آمد و آزارم داد.دوستانم فقط تماشا می کردند چون جراًت دعوا نداشتند، اما از فردایش متلک ها شروع شد. سرکوچه منتظر بود تو راه مدرسه اذیتم کند یا از مدرسه می آمدم، جلویم را می گرفت. من ازترس فرار می کردم یا قایم می شدم که برود.اول راهنمایی بودم که معلم ریاضی آمد سرکلاس. شبیه اون یارو بود از ترس داشتم میمردم. صدای قلبم را توی صورتم حس می
سلام
بعضی موقع ها مثل الان دلم برای نوشتن پرپر میزنه وقتی تو ذهنم مرور میکنم میبینم یکاری نکردم میفهمم ننوشتم نمیمونه برای اینده نمیفهمم خودمم دقیقا تو همین لحظه ها مثل یه قرص اکسار تو معدم جذب میشی و ارومم میکنی انگار قرار نیست دست بکشم از کارم هر روز قوی تر از قبل میشم امروز داشتم میگفتم قراره یه خونه بسازم که فول امکانات داشته باشه اما ببخشید که یادم رفتم که بگم مهم امکانات خونمون نیس مهم تویی مهم حرفاییه که تو خونه میزنیم مهم کمک هایه ک
ای یادگار کرب و بلا باقرالعلومای جلوه ی جمال خدا باقر العلوم
دارنده ی صفات خداوند متعالوصف تو را چگونه بگویم در این مقال
ای آن که هست نام تو بر درد ما دواآقا تو را چگونه بفهمد عقول ما
محراب نرده بان عروج تو بوده استآیات وحی وصف شما را سروده است
جنات عدن جلوه ای از روی ماه توست تنها ره سعادت ما خط و راه توست
با بال عشق چون که تو پرواز می کنیدر کار عشق این همه اعجاز می کنی
عیسی دم و کلیم و خلیلی قسم به عشقدل می بری ز شیعه، جمیلی قسم به عشق
ای چهره
اشعار تاسوعای حسینی
 
جان زینب به لب رسید     ای رسیده به علقمهکي می آیی عباس (2)ای قرار  دل علی           دل به تو بسته فاطمهکي می آیی عباس (2)برگردان : قلب بی کينه   عشق در سینه     آب و آیینهکي می آیی عباس (2)
خیمه ها چشم انتظار دیدنتتیغ دشمن در کمین چیدنتمی رسدکي دست ما بر دامنتکي می آیی عباس (2)
 
جان زینب ، جان اصغر ، جان منبر لب خشکيده ات آبی بزنقلب تو تنگ است و جنگت تن به تنکي می آیی عباس (2)
 
دست تو تنها پناه اصغر استخشم تو سرمایه ی این لشکر ا
حمیدرضا صدر منتقد سینما و پژوهشگر در تازه‌ترین پست اینستاگرامی خود، یادداشتی را درباره رابین ویلیامز بازیگر فقید سینمای جهان و پنجمین سالی که از خودکشی‌اش می‌گذرد، منتشر کرده است که بدین شرح است: از وداع رابین ویلیامز پنج سال گذشت. به این عکس دوران کودکي رابین ویلیامز خیره شده ام. پسری با نگاهی ساده و صمیمی در جامه ای آراسته که به دوربین چشم دوخته. چگونه می شود چنین پسری در بزرگسالی اش با آن همه محبوبیت و معروفیت زندگی اش را با دستان خ
سال 97 دیشب تمام شد؛ و ما در حالی سال جدید را شروع کردیم که پدر بزرگ و مادربزرگ پدری و عمه‌ها در کنارمان بودند. فکر می‌کنم اولین سالی بود که در کنار اقوام تحویلش کردیم و تا جایی که ذهنم یاری می‌کند، هرسال در خانۀ خودمان بودیم چون والدین معتقدند که آدم باید لحظۀ سال تحویل، یا در خانه‌اش باشد و یا یک مکان مذهبی مانند حرم امامان و امام‌زادگان؛ بنابراین گاهی پیش می‌آمد که ما در خانه می‌ماندیم و پدر تنها به پابوس فلان امامزاده می‌رفت و من ته دل
بعده یه مدت دوباره اعلام شد که یه آزمون دیگه در راهه!
ماهم که خسسسسسسته!.آزمون سنجش هم که قبلش بود قوز .اینم اومده بود بشه بالای قوز!
خانم نایاب با تمام احساساتش (به طرز تهدید واری)بهمون فهموند که اگه ایندفعه هم گند بزنین.متقابلن گند میزنم به زندگیتون!هرچند که گوش شنوایی در کار نبود!.بچه های ما پیر گوشی زود رس داشتن!
خانم  راستگو هم که در اون گوشه کنارا کمین کرده بود یه لبخند دانش آموز هراس زد و افتضاح خیط کننده قبلی رو بهمون یادآور شد!
بچه ه
پارسایی تفکر
فیلسوف آلمانی هایدگرمی گوید  پرسشگری  پارسایی تفکر است.راستی که ما اگر همین یک قلم را زینت زندگیمان نماییم چه
امکان بزرگی را برای مراوده و تساهل در روابط اجتماعی ساخته ایم  و چه وزنی از منزلت را از وجه انسانی خویش به
فعل  در آورده ایم نیاز به پارسایی در همه جنبه های زندگی نیاز
امروز و هر روزه بشر است اما در جنبه پرسشگری و پاسخگویی والاترین نیازهاست که اگر
به زیور زندگی آدمی درآید در پی آن دانایی و منزلت گزینی نوع بشر نسبت به
وقتی به من کامنت می‌دهید برایمان بنویس؛ بنویس از روزهای قبل کنکور و روز کنکور، بنویس چگونه آرام باشیم و استرس نداشته باشیم، دلم می‌خواهد یک‌باره بمیرم برایتان؛ از بس دوستتان دارم و می‌بینم پرپر می‌زنید از دست این کنکور لاکردار! بیایید رفقای کنکوری من؛ بیایید و بنشینید دورتادور ایوان خانهٔ کوچکم تا برگردم به دوسال پیش و برایتان از آن روزها بگویم تا شاید اندکي آرام‌شوید و از نگرانی‌هایتان کم شود. 
هفتهٔ آخر:
کنکور در ذهن اکثر بچه مدرسه
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها