نتایج جستجو برای عبارت :

کرکر ای قلبه خیلی وقته ها خوار

شايد منظوری نداشت.شايدم داشت.نمیدونم.ولی اونقدر ناراحت شدم ازش که کلی گریه کردم.سرم درد میکنه.+میدونی؟ ما خيلي وقته فراموش شدیم.خيلي وقته دیگه اهمیتی نداریم.خيلي وقته که دیگه اولویت نیستیم.من طاقت هیچکدوم از اين رفتارا رو ندارم به خاطر همینم امشب گریه کردم.دلم خيلي شکسته.حالم بهم میخوره از خودم و اين زندگی.امشب به تموم شدن زندگیم فکر کردم.فکر کردم کاش اونقدر جرات داشتم که میتونستم.خيلي خسته ام.
سلام
من برگشتم!!
اينم از آخر سربازی!
توی یه جزیره فوق حساس و امنیتی و فعالیت هاي سربازی زیاد و همچنین رد یه پیشنهاد کاری از اونجا اومدم خونه و واقعا خوشحالم.
الان چند وقته ناراحتی ندارم.
الان چند وقته خوشحالم.
الان چند وقته دنیا برام رنگارنگ شده!
الان چند وقته دارم به پیشرفت فکر میکنم دارم به روايت نصر فکر می کنم.
الان چند وقته که غمی از رفتن یکی از خوشحالی هام ندارم، چون دلايل خوشحالیم اينقدر زیادن که یکیش بره، بقیشون جاشو پر میکنه.
الان دارم س
من خيلي وقته خانواده ام رو رها کردم.
یه جاهايی براي حفظ سلامت روان و روحش آدم بايد رها کنه ! 
حتی اگر عجیب و غیر منطقی به نظر برسه ! 
هیچ چیزی در اين دنیا مهمتر از خود آدم نیست.
اولویت بايد "خودمون" باشیم.
در عین حال که به دیگران نبايد آسیب بزنیم!
من هم در عین حال که آسیبی نزدم و به اصطلاح با پنبه سر بریدم، به خاطر خودم ، خانواده ام رو رها کردم :) 
خيلي وقته
نمیدونم چی بگم 
یا حتی از کجا شروع کنم
فقط اينو میدونم که خيلي وقته دیگه
حرفی براي گفتن ندارم
خيلي وقته حرف زدن از غمام 
حالمو خوب که نمیکنه هیچ
بدترم میکنه
نمیدونم از کی ولی 
خيلي وقته که گریه نمیکنم
ولی به جاش تا دلت بخواااد
میخندم:)
خيلي وقته شبا وقتی بغض میکنم
وقتی یه چیزی رو دلم سنگینی میکنه
اشکی نیس که
روی آتیش غمام بریزه 
و خاموششون کنه،
من،منی که ناراحت نکردن آدما برام 
خيلي مهممم بود
الان تا دلت بخواد دل میشم 
و حواسم نیس
دست خودم
خواجه اي نزول خوار و لاشی از ظریفی جهاندیده پرسید، اي شیخ از میان حیوانات درنده عالم ، از کدام بیشتر کراهت داری و خايه چسبانده اي و او را دشمن ترین به آدمی میدانی.ظریف سر بر آورد و گفت : به راستی می خواهی بدانی ؟؟؟ خواجه گفت : آری !ظریف گفت : توعه کش را !!
امشبــم هنوز بیدارم نمیدونم شايد زیادی حالم خوبه ، شـايدم زیادی حالم بده نمیدونم فقط میدونم بی خوابی زده کلم ! 
امشب تولد داداش بزرگم بود ايزش کـردم خيلي خسته بودم ولی خستگیارو به جون خریـدم ‌چون نمیدونم واقعا بخواد مهاجـرت کنه بره کدوم کشـور و کی برگرده نمیدونم دلم میخواست امشب که همه هستن کنار هم باشیـم بخندیم کنار هم شاد باشیم زمان زیادی رفت ولی الان خوشحالم چون حالم خوبه چون سبکم چون دیگه تخلیه روحی شدم.
من دختر بدی بـودم یه زمان
امشبــم هنوز بیدارم نمیدونم شايد زیادی حالم خوبه ، شـايدم زیادی حالم بده نمیدونم فقط میدونم بی خوابی زده کلم ! 
امشب تولد داداش بزرگم بود ايزش کـردم خيلي خسته بودم ولی خستگیارو به جون خریـدم ‌چون نمیدونم واقعا بخواد مهاجـرت کنه بره کدوم کشـور و کی برگرده نمیدونم دلم میخواست امشب که همه هستن کنار هم باشیـم بخندیم کنار هم شاد باشیم زمان زیادی رفت ولی الان خوشحالم چون حالم خوبه چون سبکم چون دیگه تخلیه روحی شدم.
من دختر بدی بـودم یه زمان
طبق یه عادت قدیمی كه به بیشتر از ده سال پیش برمیگرده بعضی شبها قبل خواب وبلاگهاي بروز شده بلاگفا رو میخونم .اونقدر حس خاصی واسم داره كه نمیتونم توصیحش بدم اصلا خيلي وقته كه با حرفام نمیتونم احساسمو شرح بدم یه جورايی حوصلشو ندارم توی خيلي از وبلاگهاي بروز شده كسايی رو میبینم كه از جدايیشون مینویسن با رنج و درد شدید كاش میدونستن اين روزها و اين دعا كردن ها و اين غمگین بودنها میگذره و چند سال دیگه  اين روزها واسشون مسخره هست همین روزايی ك
مریضم.سه هفته س مریضم و دل درد و حالت تهوع و غیره دارم .غذا هم هیچی.سمیر میگه حامله شدی.خدا روشكر.خدا رو شكربهراد یه هفته س رفته سركار.كارش توی مترو تهران است.توكل به خدابعد از ماهها دوباره موزیك گوش میدمتنوع موزیكهام هم باحاله،سیاوش قمیشی و محسن چاووشی.شايدم زند وكیلی.تمامآخر هفته ها میریم طالقان و جمعه بعدظهر میریم مهرآباد خونه بابام .شبش هم جنازه میرسیم خونه.ببین چیه كه توی هفته استراحت میكنم.طالقان هم همیشه كار واسه انج
دانلود شیپ فايل مرز شهرستان رشت خوار فرمت فايل دانلودی: .rarفرمت فايل اصلی: shpتعداد صفحات: 1حجم فايل: 16 کیلوبايت قیمت: 3300 تومانتوضیحات:نقشه ی مرز شهرستان رشت خوار(واقع در خراسان رضوی). اين شیپ فايل در محیط نرم افزار GIS  قابل ویرايش و قابل نمايش می باشد.در جدول توصیفی اين شیپ فايل موارد زیر موجود است:- نام شهرستان- مرکز شهرستان- مساحت شهرستان به کیلومتر- محیط شهرستان به کیلومتر- مساحت شهرستان به هکتارپرداخت با کلیه کارتهاي عضو شتاب ام
به گزارش جانورشناسی و حیوانات ه خوار کوتوله ، کوچولو ترین و بامزه ترین دار است براي آشنايی بیشتر با اين جانور ما را در اين مقاله همراهی کنید
**********
ه خوار کوتوله کوچکترین دار جهان و ايران است ، طول سر و بدن ه خوار کوتوله 35 تا 45 M.M
وطول دم آن 25 تا 30 M.M است .
وزنش بین 1\5 تا 2\5 گرم می باشد ، جثه ی ه خوار کوتوله آنقدر ریز است که بايد به صورت مداوم غذا
بخورد غذاي آنها بندپايان و ات است .
**********
امیدوارم از اين مقاله لذت برده باش
سلام
گاهی اينقدر  زمان دیر میگذره که بايدالتماسش و کرد که نگذره ولی گاهی  لحظات شیرین خيلي زود میگذره   یوقتايی ممکنه به پشت سر نگاه کنم و ببینم که چقدر راه اومدم و چقدر دیگ دارم
خيلي وقته وبلاگ نیومدم چون تابستونم خيلي شلوغه ذهنم خيلي مشغول همیشه اصرار دارم تنهايی یکاری و انجام بدم تنهايی فکر کنم ویجورايی دوسندارم بارم رو دوش کسی باشه واسه همین خيلي دورم شلوغه
خداروشکر که داره مشکلاتمون حل میشه
دلم لک زده براي اون وقتايی که خودکارو 
به گزارش جانورشناسی و حیوانات ه خوار کوتوله ، کوچولو ترین و بامزه ترین دار است براي آشنايی بیشتر با اين جانور
ما را در اين مقاله همراهی کنید
**********
ه خوار کوتوله کوچکترین دار جهان و ايران است ، طول سر و بدن ه خوار کوتوله 35 تا 45 M.M   وطول دم آن 25 تا 30
M.M  است . وزنش بین 1\5 تا 2\5 گرم می باشد ، جثه ی ه خوار کوتوله آنقدر ریز است که بايد به صورت مداوم غذا  بخورد
غذاي آنها بندپايان و ات است .
**********
امیدوارم از اين مقاله لذت برده
یزید شراب‌خوار، بوزینه‌باز، فاسق و ابنه‌اي
جاحظ از مورخین و علماي بزرگ اهل سنت عمری در مورد یزید می‌نویسد:
ثم ولی یزید بن معاویة یزید الخمور ویزید القرود ویزید الفهود الفاسق فی بطنه المأبون فی فرجه، فعلیه لعنة الله و ملائكته. 
آنگاه یزید بن معاویه به خلافت رسید (خلافت را غصب کرد)؛ همان یزید شراب‌خوار و بوزینه‌باز و پلنگ‌باز و فاسقی که به بیماری ابنه (همجنسباز مفعول) مبتلا بود؛ پس لعنت خدا و فرشتگانش بر او باد.
البیان و التبیین، تالیف جا
یزید شراب‌خوار، بوزینه‌باز، فاسق و ابنه‌اي
 
جاحظ از مورخین و علماي بزرگ اهل سنت در مورد یزید می‌نویسد:
✍ ثم ولی یزید بن معاویة یزید الخمور ویزید القرود ویزید الفهود الفاسق فی بطنه المأبون فی فرجه، فعلیه لعنة الله و ملائکته. 
 
آنگاه یزید بن معاویه به خلافت رسید (خلافت را غصب کرد)؛ همان یزید شراب‌خوار و بوزینه‌باز و پلنگ‌باز و فاسقی که به بیماری ابنه (همجنسباز مفعول) مبتلا بود؛ پس لعنت خدا و فرشتگانش بر او باد.
 
البیان و التبیین، تالی
دانلود انیمیشن گودزیلا: سیاره خوار Godzilla: The Planet Eater 2018 WEB-DL
فیلم Godzilla: The Planet Eater 2018 با کیفیت 1080p & 720p & 480p
نام فیلم: گودزیلا: سیاره خوار – Godzilla: The Planet Eater | ژانر: انیمیشن، اکشن، ماجراجویی
زبان: ژاپنی | مدت زمان: 01:30:30 | زیرنویس فارسی: به زودی | کیفیت: وب دی ال
حجم: 1.57 گیگابايت + 755 مگابايت + 373 مگابايت | امتیاز: 4.9 از 10
خلاصه داستان: اين انیمه درباره اتحاد میان انسان ها، بیگانه ها و گودزیلا با یکدیگر است تا در مقابل موجودی قدرتمند به نام گیدورا که قصد
کیم ئورکدن یاحسین سسلر داریخماز یاحسین عاشقون رنگ مجازی حُسنه یاخماز یاحسین خنجر اعجازیوی کیم قلبه تاخماز یاحسین «بی سبب گوزیاشیمیز رخساره آخمازیاحسین سن بو جَمعه باخماسان آلله دا باخمازیاحسین»بانک محتواي فرهنگی
سلام
-حالا که من برگشتم به اصل خودم و از همه ی اپلیکیشن هاي فضاي مجازی به گونه اي دوری جستم و اومدم اينجا که بنویسم همه رفتن و دارن میرن، تمام قدیمی هايی که میشناختم خيلي وقته که نمی نویسن، یا تو اين فضا نمی نویسن. خيلي ناراحت کننده ست و دلم گرفته حقیقتا.
- همین الان برام نوتیفیکیشن اومد که مسجد سلیمان زله اومده به بزرگی5.7 ریشتر :| فکر کنم فقط مردم ايران باشند که به زله به عنوان یک بلاي طبیعی نگاه نمیکنن . امیدوارم خسارت نداشته باشه، چه مالی
 
سلام . همینطور که میدونید گروه SKIDROW معتبر کرکر در بین ما بازی کن یا همون گیمر هاست. معمولا صبر میکنیم تا اين گروه کرک رو منتشر کنه یا گروه هاي معتبر دیگه مثل ریلود و تری دی ام و اين سالم و معتبر ترین کرک هست. اگر بازیتون ارور هاي مختلف میده در بعضی مواقع ممکنه از کرک باشه.براي دانلود اين کرک به ادامه ی مطلب بروید.ايران همراه - پايگاه ادیت (*gta sanandreas*)
دیشب یه خواب خوب دیدم و با یه حس خوب از خواب بیدار شدم.
من و هم اتاقیم و یکی از بچه هاي دبیرستان تو یه جاي دانشگاه طور دخترونه بودیم و جشن فارغ تحصیلی دانشگاه بود.
اصل مطلب همون دختر بود.
خيلي وقته ندیدمش. با قد کوتاه. یکم تپل طورو با اون چشماي روشن و مژه هاي پر ردیف برگشته ش که همین الان یادم افتاد چشماش روشن نیست و انعکاس نور از مژه هاي بورش تو چشمش باعث میشخ روشن دیده بشه. 
خلاصه اين دختر بشدت نازه و اگه پسر بودم حتما میگرفتمش.
خيلي وقته همو ندی
الان که دارم مینویسم  ساعت دو نصف شب با موهاي نیمه خیس از حموم درومده با یک عدد چايی نبات که زدم توی رگ به یمن ورود خاله پری. خيلي وقته ننوشتم. بايد خيلي صاحب بی معرفتی باشم که همیشه موقع ناراحتی هام و استرس هام یادت میفتم. لابد دلت میخواست وبلاگ کس دیگه اي بودی
دانلود آهنگ بزار آروم باشم من خيلي وقته دنیامو بی قانون ساختم حمید رادین
 
بزار آروم باشم من خيلي وقته دنیامو بی قانون ساختم
دیگه نمیتونم درگیر اين بازیا شم اما بدون مهم بودی واسم
من نمیخواستم هیچوقت تو رو ناراحت ببینمت
عصبی میشدم ازت تو خودم میریختم هی
فکر کن یکم بی تو بهم چی میگذره
 
براي دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
خيلي وقته ننوشتم!
* امروز وقتی داشتم‌ همینطور استوی‌هاي فالویینگام رو می‌دیدم، تو یه استوری پرسیده بود که دوست داشتین چه شغلی داشته باشین و چه کاری انجام بدین؟ بدون در نظر گرفتن شرايط اقتصادیش و پولشو غیره
* خب من اولین چیزی که به ذهنم اومد، نویسندگی بود! و یادم اومد که چقد وقته که زیاد ننوشتم!
* دلم نوشتن دوباره رو خواست و اولین جايی که تو ذهنم براي نوشتن پیدا کردم اينجا بود:)
چقدر قبلا راحت و بدون دغدغه و پر از شور و شوق تو وبلاگم مینوشتم ت
خيلي وقته هیچی مثل قبل نیس
خودم با خودم قهرهخيلي وقته با خودم کاری ندارم
باهاش صحبت نکردم .بهش انرژی ندادم حتی دعواش نکردم و سرش غر نزدم
نمیدونم چه اسمی میشه رو اين حالت گذاشت
خيلي بده که خود ادمم به خودش محل نذاره،شايد خيلي مسخره بنظر بیاد اين حالت ولی واقعا انرژیمو گرفته .
احتمالا میزان دلخوریم از خودم بالاست.
قبلا سر هر کاری  که میخواستم انجام بدم تموم انرزیم و حتی بیشتر رو براش میذاشتم و  اگه دست اخر جواب نمیداد حداقلش اين بود از خو
 دلی رو زیر پا گذاشتی که قبل تو شکستگی داشتحاله منه عاشق به کی به جز تو بستگی داشت تهش واسه منو تو چی داشتیه گوشه از تمامه دنیا توو قلبه تو براي من بودکفره ولی میگم چشاي تو خداي من بود شروعت انتهاي من بودعشقم اين روزا هواي تو هوامو بد کرده یکی برات دوباره تب کرده باور کنعشقم باور کن که باورم نمیشه تنهايی میبینمت هنوزم اينجايی باور کن
غزل پُست مدرن از اينجانب پاسبان پارسی » بنام اعتقاد »
 
حرفاي قدیمی و اعتقادِ بی دلیل
دین خدايی و بالايی شاهده اوس‌کریم
هم‌سطح هیچکس نیست قبول
من اعتقاد ندارم خيلي وقته باهم قهریم
 
×××
 
نکرد نظر به من ، بندهِ حقیر
شبهايی که تا صبح گریه بود
هنوزم لطفی نشد به جهت یاری
گفت: به فریاد فقیری میرسه خيلي زود
 
×××
 
الان برسه بمن ببخش شرمندم
کمک نکردی وقتی افتادم تو مرداب 
زمانی که توی بی پولی غلت میخوردم
اما حالا نوش دارو بعدِ مرگِ سهراب
 
××
از 8:40 تا 9:17 یه نفس حرف زد پشت تلفن. تمام اين مدت مثل آقاي همساده، با خنده و کرکر از چالشهاي سال اولش میگفت. می گفت از اکیپ 6 نفره شون، از خرید رفتناشون، از آشپزیهاشون، از شاخ شدن واسه پسرهاشون.
اندر دل من با گفتن هر فالت سال اولی بودنش، موجی از خاطرات غم و خامی  توام با شیرینی رسوب میکرد و مثل مادربزرگها لبخند میزدم.
من تمام اين مدت فقط شنونده بودم و گوینده اي که به زور هیجان میداد به کلمه ی "خب؟ "
هاریسون عفونی جلوی چشمم و نثر دشوارش، ریاضی عموم
خيلي وقته که می دونم بايد به زندگی برگردم. زندگی که خيلي وقت پیش ترمزشو کشیدم. من بايد دوباره راه بندازمش. خيلي وقت پیش من بی خیالش شدم همیشه از هدف گفتم و تداوم انرژی هدف. ولی من اصل مهم تری را فراموش کردم. واقعی بودن هدف. هر چه هدف واقعی تر باشه. نزدیک شدن و تدوام انگیزه بیشتر میشه. واقعی بودن یعنی لمس کردن. حس کردن. 
‏یکی از دوستاي متاهلم پیام داد،چند وقته با ی آقايی آشنا شدم. خيلي مهربونه و. عاشقش شدم.بیا تو به شوهرم بگو و ی جوری توافقی جدا بشیم . منم زنگ زدم به شوهرش و منتظر فریاداش بودم که اونم بعد تشکر گفت مدتیه عاشق یکی از دوستاي مشترکمون شده و تو رابطه هستن. اصن سطح کلاس دوستام :))))))))))))))
تو که از محنت دیگران بی غمی،پریا باش تا بشی آدمیقسم به ذات پاک پریا،با بودنش نیست هیچ جا هیچ غمیصفا و مروه تویی تو،کعبه و بتخانه تویی توپریا آبجیه خوبو ماهم،بهترین فرده کره زمینی توزیباترین اشعار من،ارزونیه وجود توپریا خانم آبجی جانم،سلام خدا برروی توايران جاي هر آشغالی نیست،بهتر از پریا هیچ کسی نیستهر جا که پریا نباشه،هیچ انسان باشرفی نیستهر دردی درمونی داره،پریا آبجیم عینه بهارهخواهره خوبو مهربونم،همیشه براي همه شانس میارهقدرت خدا
از بیرون خوشبخترین دختر عالمم و اما از درون.پیرزنی شکل میگیره و میمیرهدلتنگیتنفرو احساساتی که خيلي وقته خداحافظی کردم باهاشون برگشتناذیت میشم توسط شهرم. مردمم. کارمو هیچکس درک نمیکنه اشک هايی رو که هر روز صبح میریزمخدايا شادی رو به دلم برگردون.
خيلي وقته اينجا نیومدم،ـ
اينجا رو خيلي دوست دارم، گذر زندگیم اينجاست،ـ
دلم میخواد بازم زیاد بیام اينجا،ـ
الان ی پسر خيلي خوشگل به اسم ماهان دارم ک همه دنیاي منه، الان میفهمم عشق چیه، دلم میخواد بخورمش هرلحظه،
وقتی دمر میشه یا اولین بار ک بو گفت براموم دلمون میخواست بمیریم از خوشحالی
از بیکاری دارم سعی میکنم فارسی تايپ کنمهمسايه بالايی و پايینی هردتاشون یا هم پارتی گرفتنبا یکیشون دوستم و دعوتم کرد گفتم نمیرم خيلي وقته دیگه حس اين چیزا نیس ولی الان که 3 صبح تقریبا و از صدا خوابم نمیبره گفتم کاش میرفتم حداقل  نشینم یک گوشه به دیوار زل بزنم .
 
میدونی ستوده ته تهش همه میرن یا خودشون با جفت پاهاي خودشون میرن یا دست تقدیر اونارو ازت جدا میکنه یا همین فردا صبح چمدوناشونو ور میدارن و با یه بلیط به مقصد ناکجا اباد براي همیشه از زندگیت محو میشن یا نه ده ها سال دیگه میبینی هنوز وقت رفتنشون نرسیده بعضیا میرن دوراشونو میزنن دوباره برمیگردن بعضیا میگن بریم یه دور بزنیم باز میايم و دیگه هیچ وقت برنمیگردن ؛ ادما همینن
گاهی وقتها میگن براي همیشه کنارتیم و یه هفته بعدش ( نه یه روز کمتر نه یه رو
خيلي وقته چیزی ننوشتم ولی دلیل نمیشه یادت نباشم
همیشه به یادتم و هرجاي شهر رو نگاه کنم تورو میبینم، حتی از راه دور صداتو میشنوم
ولی علت اين که ننوشتم اين بود که همش خواب بودم، عصری ساعت ۴ بیدار شدم بخاطر کلاس زبان ولی الان باز خوابم میاد
تصوّر شابّا فقیرا مجدّا نجح فی الجامعة فی اختصاص جراحة القلب،
وهو على وشك أن یصبح جراحا حاذقا یجری العملیات ویحصل على راتب ضخم وأجور عالیة
جدّا. أما الآن فلا یملك هذا الطالب شیئا سوى وریقات تكفیه بالكاد لدفع أجور
الذهاب والإیاب إلى الجامعة ومنها إلى بیته، فإذا بقی منها شیء ربما سدّ بها جوعه بشطیرة،
وإلّا فیمسی جائعا. ولكن كل هذا العناء ومقاساة الفقر لا ینال من سعادة هذا الطالب
شیئا، لأنه آمل فی مستقبل زاهر وحیاة سعیدة. إنه مغتبط بمستقبله
《گفت: میگم که براي شما فرقی نمی‌کنه. خيلي وقته که دیگه همه‌تون تنهايید. فقط هنوز گرمین حالیتون نیست. همه‌تون فقط خودتونید و خودتون. اين همه میری تو خیابون تا حالا کی دیدی یه نفر همین‌طوری قدم بزنه و چشمش به آسمون و درختا باشه و بخنده؟ یا اصلا الکی بخنده؟
گفتم: خودم که می‌خندم.
گفت: نچ! تو حکايتت سواست. دیوونه‌اي.
دیدم راست میگه. خيلي وقته ندیدم یکی دل سیر بخنده.
همدم گفت: شما آدما همیشه تنهايید. منتها اينو هیچ وقت نمی‌فهمید. وقتی بچه‌ايد فکر
یه روز نشسته بودم تو کتابخونه،  کتاب جلوم باز بود ولی نمیخوندم. ايمان از پشت صندلیا منو میپايید. پیام داد چته دختر شیرازی؟ چرا پنچری؟ کی زده تو پرت؟ تو فقط ندا بده تا بیام پراشو بریزونم
گفتم روند فرسودگی و از اين حرفا دیگه. خسته ام! 
دست کرد از تو گنجینه اش یه آهنگ فرستاد، گفت بیا روزتو بساز. 
حالا خيلي وقته میگذره، خيلي روزهام ساخته شده با اون آهنگه. 
ايناشا
Hot blood Kaleo
1. کاش میشد انقد رمزی حرف زد که هیچکس هیچکس هیچکس نفهمه! واي خدايا خودت میدونی دیگه!
2. به قول فرانسویا DANSE DANSE DANSE 
3. عزاداریاتون قبول. من که خيلي وقته "منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر لاي موهاي تو گم کرد خداوندش را" شدم؛ لاي موهاي یکی گمش کردم.
اين روزها مشغول دست و پنجه نرم کردن با بیماری هستم . یک سری مشکلات داشتم که باعث ايجاد فشارهاي روحی روانی از نیمه هاي اردیبهشت تا اوايل تیر ماه بر من شد و همین باعث بروز بیماری هاي جسمی در من از اوايل تیر شد . تا نیمه هاي مرداد خيلي درد کشیدم . الان بهترم . ولی هنوز کامل خوب نشدم . چون هنوز مشکلاتم حل نشده و دائم در معرض تنش روحی روانی قرار دارم .
البته من دوست ندارم الکی توی وبلاگم مطالب به درد نخور بنویسم . ولی اينقدر اين چند ماه حال روحی و جسمی ام
از وقتی تنها توی اين خونم حس میکنم چند وقته غمگینمهر روز با یاد تو پا میشم هر شب فقط خواب تو میبینم
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
از وقتی تنها توی اين خونم تنها امیدم چند تا دیوارهاحساسی که افتاده به جونم از زندگیم دست بر نمیدارهاز وقتی تنها توی اين خونم هر عکس تو چند بار میبینمتا ساعت ها مات تو میمونم تا ساعت ها پاي تو میشینموقتی جلوی آینه راه میرم تازه میفهمم که چقدر تنهاممن از در و دیوار اين خونه چیزی به غیر از زندگی میخ
باهم شمردیم طرف سه بار دستشو ب طور مثلا اتفاقی زده بود ب دست من
بار آخرم ک دستشو گذاشته بود رو دستم
آدم عاقل اگ دلت سکس میخواد بهتره بری با یکی ک اهلشه
دستمالی کردن دختر مردم دیگه چیه؟!
.
خيلي دلم میخواد براتون بشینم تعریف کنم ولی خيلي خسته شدم
چند وقته نرفتم پیش روانشناسم
از اينطرفم ی تصمیماتی گرفتم.
بزاریم زمان خودش پیش بره ببینیم چی میشه
خدايا هرچی خیر و نیکیه براي همه پیش بیار
الهی آمین
اينم از خزعبلات تنهايی و اتاق تاریک و خلوت جولاي هست که همه رفتن احتمالا.
به خودم مفتخرم که خيلي وقته ندیدمت.
چیزی رو هم از دست ندادم واقعا.
زندگی اونقدر برام اتفاق نو آورده که نیازی ندارم به چیز جدیدی.
اما کنجکاوم که بدونم تو چه طوری و چه طور بودی توی اين ايام؟
با چشماي خیره دنبال جوابم گاهی.ناخودآگاه.
حرف، حرف امشب و الان نیست. حرف اين یکی دو هفته نیست حرفِ خيلي وقته. حرفِ نزده‌ست. حرف رو که نزنی انقدر ورم می‌کنه تا خفه‌ت کنه. حناق می‌شه. حرف رو که نزنی سرد می‌شه، می‌ماسه تو دهن آدم. یه تلخی‌اي که می‌زنه به رگ و ریشه‌ت؛ به دلت، به همه وجودت. حرفت ‌رو که نزنی انگاری مردی.
♫♫
واسه من دیدن تو مثه یه رویاي دوبارست مثه آسمونی که دل نگرون یه ستارستتو نمی دونی چقدر تنگ شده دلم براي چشمات تو نمیدونی چقدر تنگ شده دلم براي حرفاتتو نمیدونی یه چند وقته واسم سخته جدايی خونه با گریه هماهنگه دلم تنگه کجايیدلم تنگه دلم تنگه دلم تنگه دلم تنگه دلم تنگه
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
هر چی از تو یادگاری واسه من مونده عزیزم اگه بودی نمیذاشتی حال من بهم بریزه بهم بریزهتو نمیدونی چقدر تنگ شده دلم براي چشمات تو
منتظر اون روزیم که نوشته هاي اين بلاگ‌رو هم بخونین!
مامانم مدام تو گریه ها و اشک‌امروز میگفت چرا خاطره هاتو مینویسی
الان فهمیدم.حداقل با اين فضولی کردناتون میفهمین حرفام چیه.منه واقعی چه شکلیه!
من از شما ۵ نفر خانواده سوال دارم! ايا شما هیچ‌وقت تلاش کردین مبینا رو بشناسین؟نه!
خرده اي نیست!اين حس که اين خانواده، خانواده اي نیست که من فکر کنم بهش تعلق دارم خيلي وقته براي منه!
من خيلي وقته‌با اين حس هام کنار اومدم.
خيلي وقته دارم از کس و نا
امروز استوری یکی از بچه هارو دیدم، اينقدر خوشحال شدم که دلم میخواست جیغ بزنم. بالاخره با اونی که خودش مبخواست ازدواج کرد.یعنی وقتی عکسشونو کنارهم دیدم بال در آوردم. با خوشحالی فقط گفتم بابااااااا صنم ازدواج کرد. گفت اههه واقعا؟؟؟ بسلامتی. با کی؟. گفتم با همونی که خيلي وقته دوستش داشت. رو منظور نگفتم ولی بابا به منظور گرفت.اينقدر به هم میان که حد نداره زوج خيلي آروم و رمانتیکی به نظر میرسن. پسره هم خيلي پسر خوبیه. اصلا الان اينقدر
ببخشید ، خيلي وقته دیگه مثل قبل نمیتونم مطلب بزارم ، اينقدر مشکلات و درگیری زیاد شده که اصلا کار هاي عام المنفعه رو نمیشه انجام داد ، خبری از بهبود اوضاع نیست ، اگه زنده موندیم و اوضاع تغییر مثبت داشت دوباره براي اطلاع رسانی و افزايش اطلاعات عمومی اقدام میکنم
بعضی وقتا حس میکنم تو اين دنیا اضافی امقوی هستما خيلي.دربرابر خيلي چیزا قوی بودم و هستمچن بايد قوی باشم.ولی بعضی وقتا ادم کم میارهدوس داره راحت بدون هیچ استرسی بدون هیچ ترسی ازاينک یکی از حرفاش ناراحت شه یا سرزنش شه حرفاشو بزنه ولی باز تو خودم میریزم:)خيلي وقته ک دیه درد و دل کردن و فراموش کردم:)فقط شنونده ام بیشتر .خيلي دوس دارم ی بغل دوست یا هرجی بود کنارم ک بدون هیچ غرور و راحت تو اغوشش گریه میکردم و باهاش درد و دل میکردم.بعضی وقتا ه
چه حال باحالیه که بیايی پنل بلاگ رو باز کنی و ببینی که 30 تا ستاره روشن داری. البته یه حال بی حال هم داره که میگه خيلي وقته که به بلاگ سر نزدی و پست هاي زیادی رو روی هم تل انبار کردینمی دونم چرا وقتی شروع می کنم به پست نویسی آخرش به جاي پست وبلاگ یه پست توئیتر یا در بهترین حالت یه پست تلگرامی دارم. بايد اين نقیصه کوتاه نویسی رو از خودم دور کنم.
سلام
خيلي وقته نیومدم اينچا
گرفتارم اما نه  هر وقت میگم گرفتارم انگار خدارو فراموش کردم نه خدايا
ولی واقعا شما نگاهم نکنید کارام به هم میریزه نگاه کنید
اما خب امیدم به خوددونه و بس الهی راضیم به رضات
از ما حرکت و از شمام برکت
امشبم هم ریخته بودم ولی خدا روشکر حالم خب شد
الهی به امیدی خودتون یا علی مدد
من خيلي قبل تر از شبکه هاي مجازی،درست از اوايل دوره راهنمايیم، تو بلاگفا وبلاگ داشتم.متاسفانه به اين سمت نرفتم که زیبا بنویسم.ترجیح دادم براي خودم بنویسم.آزاد و رها و درد دل طور.و اين متاسفانه از زیبايی هاي نوشتنم میگیره.خيلي دوست داشتم زیبا بنویسم.ی هنره.دلم تنگ شده براي نوشتن.خيلي وقته ننوشتم.چیه اين قلم؟؟چیه اينو نوشتن؟؟همین روزها بايد دوباره تو اتاق خودم چراغ مطالعه روشن کنم و تو سررسیدم مشق بنویسم
نمیدونم دوباره از فرط تنهايی یا هر چیز دیگه ، یاد اينجا افتادم 
حتی نام کاربری و رمز عبورم رو هم یادم نبود
حتی اسم وبلاگمم نمیدونستم 
و اينجوریه که فراموش میشن خيلي چیزا
خيلي وقته گذشته از 24 آبان 95 
یکسال و نه ماه 
و تموم شده است دیگه 
زخمی نیستم ولی زخم خورده ام 
جاي زخم هست 
زندگی اين روزهام بهتره؟!
نمیدونم
تقریبا هیچوقت از زندگیم راضی نبودم
و احتمالا هیچوقت هم نخواهم بود
ولی از قبل بهتره ؟!
نمیدونم 
حالم بهتره؟
نه 
حالم خوب نیست 
بازم حال
ماهی
هاي لجن خوار یا همان کت فیش ­ها، بومی برزیل و رودخانه آمازون هستند.
اينگونه از آبزیان قابلیت سازگاری بالايی با انواع دیگر ماهیان آکواریومی
آب شیرین دارند. اين ماهی ها به شرايط ویژه اي نیز براي نگهداری نیاز
ندارند و در بیشتر آکواریوم ­هاي خانگی به چشم میخورند. برخلاف تصور عمومی غذاي ماهی کت فیش ، تنها جلبک نیست و اين ماهی نیز به غذايی غیر از جبلک نیاز دارد. براي اينکه از تغذیه ماهی کت فیش اطلاع پیدا کنید، ادامه مقاله را از دست ندهید.
ان
 
شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق علیه‌السلام توسط حضرت آیت‌الله العظمی ‌اي در ابتداي جلسه درس خارج فقه ِ بیست و ششم دی‌ماه 89 (یازدهم صفر 1432).
قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیه السلام مَنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَاعِظٌ مِنْ قَلْبِهِ وَ زَاجِرٌ مِنْ نَفْسِهِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ قَرِینٌ مُرْشِدٌ اسْتَمْکَنَ عَدُوَّهُ مِنْ عُنُقِه» (شافی، صفحه‌ی 652)


فی الفقیه، عن الصّادق (علیه‌السّلام) [حضرت امام جعفر صادق علیه‌السّلام
 
شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق علیه‌السلام توسط حضرت آیت‌الله العظمی ‌اي در ابتداي جلسه درس خارج فقه ِ بیست و ششم دی‌ماه 89 (یازدهم صفر 1432).
قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیه السلام مَنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَاعِظٌ مِنْ قَلْبِهِ وَ زَاجِرٌ مِنْ نَفْسِهِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ قَرِینٌ مُرْشِدٌ اسْتَمْکَنَ عَدُوَّهُ مِنْ عُنُقِه» (شافی، صفحه‌ی 652)


فی الفقیه، عن الصّادق (علیه‌السّلام) [حضرت امام جعفر صادق علیه‌السّلام
انواع کرکره برقی1.    کرکره برقی پارکینگ2.    کرکره  برقی سوله کارخانه3.    کرکره ضد سرقت پنجره و بالکن4.    کرکر ه برقی درب ضد سرقت5.    کرکره برقی مغازه
بررسی انواع تیغه کرکره برقی پارکینگ :اکثرا از تیغه کرکره آلومنیوم براي کرکره برقی پارکینگ بکار می رود براي انتخاب تیغه آلومینیوم  بايد از تیغه بیلت 6063 آلومینیوم استفاده شود که اين نکته مورد توجه تمام کارشناسان فنی میباشد. در ساختمان هاي جنوبی از به خاطر صداي زیادی که تیغه هاي کرکره ايجاد م
بیاين همه باهم ارزو کنیمسال ۹۸ سال آرومی واسمون باشه
یه سال پر برکت
یه جوری خوب باشه که خيلي وقته همچین سالی نداشتیم
دو نفر هستن که دوس دارم اختصاصی بهشون تبریک بگم
نمیدونم هنوز اين طرفا میان یا نه
ولی بالاخره همشهری هستیم و بايد پارتی بازی کرد
دختر خوب و وجوج عزیز
عیدتون مبارک
نوروز مبارک
پیج رنک گوگل نمرده است :خيلي وقته که دیگه از آپدیت هاي پیج رنک گوگل خبری نیست. آپدیتهايی که اوايل تا ۸ بار در سال هم میرسید و الان که دیگه یکدفعه اعلام میشه دیگه عددی بین ۰ تا ۱۰ براي سايت شما از طرف گوگل اعلام نخواهد شد!کارآفرینیِ کاردان و کارآمد
چرا می گویند شراب خوار تا چهل روز نماز ندارد»؟   
 
 
حکم حرام بودن شراب در برخى آیات قرآن کریم و فرمايشات معصومین(ع) وارد شده و در حرمت آن هیچ تردیدى نیست.[1] از جمله آثار مخرب شراب، تأثیر آن بر ساير اعمال و آداب دینى است از جمله در حدیثى مى‏ خوانیم: لَا تُقْبَلُ صَلَاةُ شَارِبِ الْخَمْرِ أَرْبَعِینَ یَوْماً إِلَّا أَنْ یَتُوبَ»[2]؛شخصى که شراب بنوشد تا 40 شبانه‏ روز نمازهايش قبول واقع نمى‏ شود مگر از اين گناه کبیره توبه کند». و منظور کسان
هنگام شهادت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روايت شده است که:
… فقال: یا حسین یا أبا عبد الله! ادن منی فدنا منه و قد قرحت‏ أجفان‏
عینیه من البکاء فمسح الدموع من عینیه و وضع یده على قلبه و قال له یا بنی
ربط الله قلبک بالصبـر و أجزل لک و لإخوتک عظیم الأجر…»
پس حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: اي حسین! اي اباعبدالله!
نزدیک من بیا.
پس حضرت نزدیک رفت در حالیکه پلک چمشانشان از شدت گریه زخم
شده بود.
پس اشک را از دو چشمانش پاک کرد و دستش را ب
به نام او.
چند وقته که ذهنم جمع نمیشه و از پراکندگی رنج میبرم که هر چند اون هم عالمی داره واسه خودش!
امشب مهمون داشتم و امان امان اماااان!!
قبل اينکه مهمون هاي اکی بدن که میان؛ میخواستم برم سینما تنهايی و با اين ترسم مقابله کنم ولی خب نشد!
اين روزا که زودتر اومدم تهران و بیکارم؛خيلي فکر کردم به خيلي چیز ها!
خيلي جیزا خوندم خيلي چیزا گوش دادم
خيلي حس هاي یهویی درونم به وجود میاد!همون حس هايی که سعی میکردم نبینم و بعد خودشون میان جلوی چشمم و مجبور
که به بیشتر از ده سال پیش برمیگرده بعضی شبها قبل خواب وبلاگهاي بروز شده بلاگفا رو میخونم .
اونقدر حس خاصی واسم داره که نمیتونم توصیحش بدم اصلا خيلي وقته که با حرفام نمیتونم احساسمو شرح بدم یه جورايی حوصلشو ندارم
توی
خيلي از وبلاگهاي بروز شده کسايی رو میبینم که از جدايیشون مینویسن با رنج
و درد شدید کاش میدونستن اين روزها و اين دعا کردن ها و اين غمگین
بودنها میگذره و چند سال دیگه  اين روزها واسشون مسخره هست همین روزايی که
فکر میکنن اخ
سلام عزیزاي دل خوبید ؟
امروز بلاخره بعد از مدت ها اولین دوباره اومدم یه چیزی بنویسم ، اين وبلاگ و گذاشتم واسه وقتی که دلم گرفت و از همه جا که بریدم بیام و دو کلمه بنویسم دلم واس شه .
والا کسی نیست که درددل کنیم و میايم اينجا یه چی مینویسیم . حالااا وللش بگذریم ، از سال قبل که خيلي وقته بود نیمومده بودم .افکار ذهن خشمگین
خيلي وقته اينجا ننوشتم. اولین دلیلم حال خيلي خيلي بد روحی اون روزا یعنی ۴ماه اخیر بود دوست ندارم چیزی بنویسم که توش گله و شکايت و غم و غصه اس بعدم کنکور و بعدشم فعالیت اينستايی (فعالیت کاری) باعث شد دور بشم ازینجا
بشدت دارم کار میکنم تا جايی که مدت طولانی و چندین بار سخت مریض شدم و الانم اثرات کلر کماکان پابرجاست خدا رو شکر که کاری هست براي انجام دادن
اگر گفتنی مفیدی بود میام مینویسم فعلا اين روزا همش خسته و خوابالودم وگرنه همچنان وبلاگ
کجا گمم کردی بابا ؟؟ کجا بابا ؟؟ شدی مثل حاجی ؟؟ منتظری بابا ؟؟ که چی بشه ؟؟ که چی بگی بهم ؟؟ که من راه رو اشتباه میرم؟؟ من راهم اشتباه نیست فقط محیط رو اشتباه اومدمبابا راستش اون مقاله رو هنوز نخوندم و عقلم میگه نبايد بخونم.بابا خيلي وقته به احترام شما دم نمیزنم به خدا که انصاف نیستجواب دارم براي سوالتون یک جواب کامل هم دارم فقط می دونم که وقت حرف زدن من نیست و اگر هم حرف بزنم ، حرفی نیست که شما صلاح بدونینخسته ام ، فقط همین ، خيلي خيلي
|اينو| بزارم کجاي دلم آخه؟مهدیه لعنتی درگیرم کردیD: بعد از مظفر دگه عهد بستم سراغ دیجی کالا نرمتازه یکی ام طرح سماع بود؛) اونم خيلي جذاب بود.ولی من رو اون ضربان قلبه کراش زدم:|+مردونه اس آغا مردونسD:"اشک هايش را پاک میکند و با بغض پنجره ی هودی لیورپول را گور به گور میکند"
اول از همه تولد اقامون مبارک.
هر موقع اسم مولا میاد توی دلم اين صدا میپیچه.
سايه تون سنگینه مولا.
کجا رفته اون نگاتون.
کوچه خيلي وقته مونده.
چشم به راه قدماتون.
دوم روز معلم مبارک.
دانش اموزانم سنگ تموم گذاشتند دیروز.
روز خيلي خوبی بود.
فرشته پاک سیامک عباسی رو گوش بدید. اين اهنگ اخریشم که نمیدونم اسمش چیه گوش بدید. ببینید چطوری یه ادم از عرش به فرش میرسه. تنها خواننده‌اي بود که تو اينستا فالو میکردم و خيلي وقته انفالوش کردم.میدونی داستان چیه؟ شعر‌ها، نت‌ها، ‌آهنگ‌ها، ملودی‌ها، کتاب‌ها و همه چیزهايی که خالقش بايد از روحش مايه بذاره تو زمان تنهايی بهتر شکل میگیره. تبدیل درد و رنج تنهايی به هنر خيلي زیباتر از قشنگیاي زندگیه.اينو تو اهنگاي شادمهرم میشه دید به وضوح
سلام
خيلي وقته که یهو توی فکر و خیالات فرو میرم
تا چند لحظه که به خودم میام و می بینم مدتی از دور و برم جدا شده بودم
اگه بگم خيلي تحت فشارم حتما بی راه نگفتم
امروز توی راه یهویی فشار عصبی بهم امد و از یه درد زیاد از چشمم شروع و به سمت سر و شقیقه ام رفت
نزدیک نیم ساعت طول کشید و آبریزش بینی و اشک سرازیر شد
به سختی به خونه رسیدم
سردرد خوشه اي
اسم مریضیم اينه
از هر هزار نفر یک نفر ب اين مریضی گرفتار میشن
از نور و صداي بلند بايد دوری کنم
و هر لحظه ممکن
سلام. امشب ماه کامله  البته تقریبا. یعنی الان ماه شب سیزده ست. خيلي قشگه. وقتی به ماه نگاه کردم دلم براي مبینا تنگ شد یهو. چند وقته ندیدمش آخه بزودی می بینمش.
امروز فیلم سرخ پوست رو دیدم. نمی دونم یه سریا چرا میگن تهش بازه:/ تهش کاملا واضح و روشن بود. خيلي دوستش  داشتم فیلمو معرکه بود اونم با بازی فوق العاده ی نوید محمد زاده. کراش زدم روش. فکر میکردم نوید فقط نقش آدماي بدبخت و بیچاره رو خوب بازی میکنه اما دیدم نه بابا. اين خيلي خوبه. نقش اين
 همونطور که پیشتر گفتیم ، شاهرخ خان ، به دعوتِ جشنواره ی فیلم ملبورن،  امسال در اين مراسم حضور خواهد داشت. دانشگاه لا تروب استرالیا نیز از اين فرصت استفاده کرده و قصد داره در مدت اقامت کینگ خان در کشورش ، با اهداي دکتراي افتخاری خود به اين بزرگ مردِ بین المللی کشورِ هند ، از او به خاطر خدمات هنری و انسان دوستانه اش در مؤسسه ی میر ، و همچنین تلاشهايش در زمینه تساوی حقوق ن و قدرت بخشیدن به نقش آنها ، قدردانی کند.  شکوهت مانا اي پادشاه قلبه
ساعت 02:50 شبه.
من هنوز بیدارم
و خوابم نمیبره
چشمام خيلي خستس و خودمم خيلي خوابم میاد
اما فکرم خيلي درگیره
مغزم نمیذاره بخوابم
هزارتا تب تو مغزم باز شده ، به هزارتا چیز باس فک کنه، واس همین هنگ کرده
و کلا دیگه نه میتونه فکر کنه نه بخوابه
نمیدونم چجور ذهنمو آزاد کنم
حس جنسی منسیم هم رفته چن وقته
کلا خيلي بی‌حسم
روزا هم منگم
همه صداها انگار بم شدن
نمیتونم رو هیچی تمرکز کنم
رو هیچی
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
کاش شب تموم شه سریع
~~~~~~~~~~~
گاهی یه چیز تو ذهنم بم میگه ک
خب اين چند وقت شب بیدار بودم سریال میدیدم روزا میخوابیدم کلا ارتباطی با دنیاي واقعی نداشتم بجز کلاس زبان:))کلاس طراحی تموم شد:) هر جلسه استاد میپرسید قبلا کلاس رفتی من میگفتم نهاز سوم راهنمايی تا الان طراح نکردم:))میگفت خيلي با استعدادی بعد دو سال میتونی یه استاد بزرگ بشی:))خخخ از روزی ک کلاس تموم شده دست به مداد نزدم:)طراحی ارومم میکنه ولی. صبر ندارم تحمل کنم تا تموم شه بزارن نصفه میذارمش:( خيلي وقته به چیزی فکر نمیکنم دیگه حرفی هم ندارم بزنم
379
خوردن غم و غصه واسه مشکلاتِ خودت و دیگران، فضولی توی کار خدا نیست؟؟! مگر نه اين که اگر خودش اراده کنه حال خوب و بد همه اش می شه کن فَی» ؟؟ از خدا دلسوزتر هم مگه هست که من ناراحت اين چیزها بشم یا باشم؟
و الی الله ترجع الامور.
دیگه خيلي وقته که از چالشی که وبلاگ مونولوگ(تسنیم) راه انداخته بود گذشتهاين پستم به خاطر اين که گفته بودم شرکت می کنم،گذاشتم.
+ هم اکنون یه همچین خونه اي که براي خودم باشه تا بتونم هر بلايی که می خوام سرش بیارم رو از خداوند بزرگ خواستارم. :)
+ ببخشید عکس هم بی کیفیت شد.
آبجی هلاکمون کرده ،هر دفعه که دعوا می‌کنن میاد میگه میخوام به هم بزنم هفته اي دو سه بار تقریبا 
هر بار ما به مامان میگیم زود دست به کار شو .مامان طرف پسره رو می‌گیره و هممون کلافه و عصبی با داد و بیداد قهر میکنیم همه با هم قهر .جو سنگین 
دیروز آبجی بزرگه گفت هر دفعه دعوا میکنید میاي اينجا و اعصاب همه رو خورد میکنی وقتی خوبید با هم چرا نمیاي بگی اين اخلاقش خوبه اين کارا رو میکنه 
خوشیت تنها تنها غمت تو دلِ ما، چقد قشنگ گفت 
دیشب پسره نصف شب زن
نکته‌ی جالب و تامل برانگیز اين روزها بعد از یک وقفه‌ی طولانی در رومه نویسی من ازدواج قریب‌الوقوع یک رفیقه. رفیقی که سرش شلوغه و حالا به هر علت خيلي وقته دیگه باهم در ارتباط نیستیم.
از فراغت از تحصیل و دوباره بازگشت به همون سگدونی اي که بودم.
از دوری #دلبر و دلتنگی شدید.
از دغدغه‌هاي بسیار کار و درآمد و غیره و ذلک.
در بستر تمامی اين اتفاقات فقط حضور #دلبر می‌تونه بشوره و ببره اين حال خرابو
 
زمین و زمان می دود تا بهار.وحس می کنم اين روزها هیچ کسی نمی‌داند در دلم چه می‌گذرد جز تو.گفتی: "ان الله یحول بین المرء و قلبه" خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24)امسال هم باز بايد عید غریبی داشته باشم و بی تو و محال است فراموشیِ اين سال بی تــــــو و درد افزونتر بی او.چقدر سال هايم اندوه است هر سال. و چه دلخوشم من که هر عید تصنعی، چاشنی تبریک هاي یخ زده ام در اين همه اندوه، میگویم: صد سال به اين سالها!اين هم شد حرف حساب؟ که چه بشود؟ صد سال د
حس یه فوتبالیست مدافع رو دارم که خيلي وقته به گل زنی می کنه . اما از اونجايی که مدافعه موقعیتش تقریبا هیچ وقت واسش پیش نمیاد . تا اينکه یه روز جلوی یه تیم خيلي مهم ، به طور شانسی یه موقعیت گنی به دست میاره .اما اونقدر تو نقش دفاعیش فرو رفته و که طبق عادت فقط توپ رو پاس میده به مهاجم تیم . مهاجم توپ رو گل می کنه یا نه ؟ اصلا مهم نیست . بعد بازی مدافع تازه متوجه میشه کهخودش می تونسته موقعیت رو گل کنه ولی اينقدر تو نقشش فرو رفته که حتی آرزوش تو مهم تر
فردا بعد از ناهار با مامان و بابام و طاهره و کاظم(دامادمون) میریم پاقلعه یه جا تو رامیانه.قراره یه ویلا بگیریم دو روز بمونیم.مامان که میگه اونجا سرده و بهتره لباس گرمم ورداریم ولی من که چشمم آب نمیخوره :/حالا جمعه شب که برگشتیم عکس میزارم اينجا.البته شايدم شنبه.به هر حال من که ذوق دارم چون خيلي وقته نرفتیم اونجا.آخرین بار که رفتیم ماهورا هنوز به دنیا نیومده بود.ینی تقریبا یه سال پیش.جاي همتون خالی :)
فردا بعد از ناهار با مامان و بابام و طاهره و کاظم(دامادمون) میریم پاقلعه یه جا تو رامیانه.قراره یه ویلا بگیریم دو روز بمونیم.مامان که میگه اونجا سرده و بهتره لباس گرمم ورداریم ولی من که چشمم آب نمیخوره :/حالا جمعه شب که برگشتیم عکس میزارم اينجا.البته شايدم شنبه.به هر حال من که ذوق دارم چون خيلي وقته نرفتیم اونجا.آخرین بار که رفتیم ماهورا هنوز به دنیا نیومده بود.ینی تقریبا یه سال پیش.جاي همتون خالی :)
عین کسايی ک صاحب عزان.امشب همونقدر بهم ریختم.جاش بود ک دو نفر بیان شونه هامو بمالن بگن غم آخرت باشه.خدا صبرت بده.تسلیت میگمخدايا منو اينجوری امتحان نکن.خدايا اگر میخاي من اينجوری آدم بشم توروقران من اصن آدم بشو نیستما نیستم .دعا میکنم به بلام دچارش کنی.اينقد خستم ک عقلم داره زايل میشه از خستگیمن ی عزیزی از دست دادم! اون داده یا من.خب معلومه من.الانم نه.خيلي وقته.پس چرا اين خاک سرد نمیشهپس چرا تموم نمیشه اين خاکسپاری.پس چرا ب
خيلي وقته که دلم براي دخترکِ درونم تنگ شده .دخترکی که با لواشک و پاستیل ، ذوق می کرد یا دغدغه روزانه اش ، رنگِ لاکِ ناخن هايش بود .همان دخترکی که خنده هايش ؛ کودکانه و نگاهش ؛ دلنشین بود .گاهی دلم از قوی بودنم می گیرد .دلم میخواهد دوباره همان دخترک ظریفی باشم که با یک نگاه ،می شکست . اما نه از درون !صداي شکستنش را بغض می کرد ، و با اشک هايِ دانه دانه اش ، دلِ دنیا رامی لرزاند .قوی بودن ؛همیشه هم خوب نیست !!!
خيلي وقته ننوشتمراستش به سرم زد حتی اينجا رو ببندم و برم.ولی ترجیح دادم به جاي بستنش چیزی ننویسم تا دوباره حس نوشتنم برگرده.
اينروزا اتفاق خاصی نیفتاده.کمی گرفتار دیدن تالار و آتلیه و . بودمحساب کتاب و
تالاری که میخوام و آتلیه رو تقریبا مشخص کردم.همه چیز جور میشه اگه خدا بخواد
تمرینات شکرگزاری رو دوباره با هما شروع میکنممیشه پنجمین دوره و هر دوره برام اتفاقات زیبايی افتاده
اواسط آبان عروسی دوستمه و دیروز رفتم و براش ی
یکی از سخت ترین چیزها تو دنیا اينه که همیشه خیال می کردی فلانی باهات مهربونه و دوستت داره اما وقت سختی زندگیت رنج بذاره رو رنجت و به نعمت هات حسودی کنه
اون وقته که میفهمی فقط بايد به خدا تکیه کنی
 
 
بازم تجربه کرده بودما اما واسم عبرت نشده بود
من میگم آدم اگه کسیو واقعا دوست داشته باشه براي یه دقیقه دیدنش تلاش میکنه بعد هرکاری از دستش بربیاد انجام میده تا اون یه دقیقه بشه دو دقیقه، دو دقیقه بشه سه دقیقه و . 
خيلي وقته تصمیم گرفتم اگه میخوام کسیو دوست داشته باشم به اندازه اي دوست داشته باشم که دوست داشته میشم!! 
من که میدونم خيلي وقته حافظ باز نکردی، پ بیا با هم اين فال بخونیم :
روز هجران و شب فرقت یار آخر شم اين فال و گذشت اختر و کار آخر شدآن همه ناز و تنعم که خزان می‌فرمودعاقبت در قدم باد بهار آخر شدشکر ايزد که به اقبال کله گوشه گلنخوت باد دی و شوکت خار آخر شدصبح امید که بد معتکف پرده غیبگو برون آی که کار شب تار آخر شدآن پریشانی شب‌هاي دراز و غم دلهمه در سايه گیسوی نگار آخر شدباورم نیست ز بدعهدی ايام هنوزقصه غصه که در دولت یار آخر شدساقیا لطف نمودی
۷ میلیارد ادم روی کره ی زمین هست.وسط اين همه من بايد با بیشعور ترین و نمک به حروم ترین ادما دوست باشم.خيلي وقته میدونم یکی دیگه از دوستی هام تموم شده س اما امروز دیگه تصمیم گرفتم شمشیر رو از رو ببندم و واقعا تمومش کنم!اين روزا واقعا هیچ نوعی از روابط اجتماعی نمیتونه روحم رو کنه!اکثر ادماي اطرافم مدام دارن نا امیدم میکنن و خب،منم بدون اينکه بهشون بگم کنار میذارمشون.به همین سادگی
هیچ میدونی چرا انقدر فیلماي احساسی یا حتی غمناک رو دوست دارم؟ چون همه ی احساسات توی فیلم گذران. حتی اگر غمناک ترین قصه ی دنیا هم باشه نهايتش دو ساعت طول میکشه. باهاش گریه میکنی، حالت بد میشه و شايد چند ساعتی هم بهش فکر کنی ولی از همون وقتی که فیلم تموم میشه تو میدونی دیگه قصه تموم شده. دیگه دلیلی واسه غصه خوردن وجود نداره. اما امان از حقیقت زندگی. امان از وقتايی که ابر غم آسمون دلتو سیاه کنه و نباره. اونقدر نباره تا پر شی از صاعقه هايی که ختم نم
کم کم دارم به پختن پولکی فکر می کنم.یک سینی استیل می خوام فقط.یک آب شکر غلیظ، شايد طعم دار، با گرد لیمو امّانی، یا با پودر زنجبیل، یا گلاب!کف سینی را گمونم بايد چرب کنم. شايد بايد بذارمش تو یخچال اصلا. اينها را بايدسرچ کنم.آب شکر را که غلیظ شده، وقتی بریزی تو سینی و کجش کنی که نازک بشه،می شه پولکی.فقط، خيلي داغ است، بايد مواظب باشم!و ممکنه مفصل بچسبه به کف سینی، جوری که دیگه نه سینی سینی بشه، نه پولکی پولکی!کسی اگه تجربه اي داره بگه، گوش می دما
ساعت ۰۲:۰۲ دقیقس
خونه بابام خيلي همه چیز فرق داره.نمیتونم توی اتاقم سیگار بکشم.بايد براي هر نخی که میخوام بکشم برم روی تراس که اين خودش خيلي کار سختیه.
الان تصمیم گرفتم دیگه نکشم.حداقل فعلا
با دوتا قهوه اي که امروز خوردم فکر نکنم بخوابم.
بهترین وقته براي خوندن.میخوام ادامه گرسنه رو بخونم،کنوت هامسون
کتاب خيلي جذابیه
از وقتی ریشامو زدم انگار عادتام فرق کرده.وقتی به صورتم دست میزنم به پوستم برخورد میکنم.پوست چندشی که انگار میخواد توی دستام آب
خداجونم چی میشد من ی ذره ی ذرها شانس داشتم بگو ی ذره ندارم که نیس ندارم شانس اين همه دعا و تلاش کردم اخرش هیچ که هیچ ۳ تا گزینه براي دعا گذاشتمیکیش که خيلي شیک پر شد و بزادرده نشددومیشم بگیر نگیر داره  که فک نکنم بشهسومیشم که عمرن بشههمیشه فک میکردم تورو دارم ولی خيلي وقته فهمیدم منو ندوستحرفا دعاهام برات بی اهمیتهمنو دوست نداری شايد من بندت نیستماي کاش میتونسی با براورده کردن ارزوم بعم ثابت کنی دوسم دازی۲۲ سال دعا کردمو هیچ کدوم براورده نش
چند وقته تو فکرم و ناشکری نباشه آرزو میکنم کاش لال بودم. 
یه چیزايی می بینم یه چیزايی می شنوم وتحملش رو ندارم. 
بايد بگم سبک بشم اما تا زبون باز می کنم و میگم ازم گرفته می شه دیگه نمی بینم، نمی شنوم و من می مونم و حسرت.
واقعاراهی غیر از لال شدن نیست
اين روزا درباره خيلي چیزا میتونم بنویسم منظورم اينه یه چیزاي جدیدی كه تجربه كردم خوندم دیدم و. ولی اونا مهم نیستنمهم اينه دارم سعیمو می كنم نگاهم به زندگی درست شهواصبر علی طاعة اللهصبر صبر وصبرطاعت خدا هم ففط به نماز وروزه نیست به خيلي چیزاست خيلي چیزاهر وقت خيلي ناراحت شدی خوب فكر كن خوب تا آروم شی به خدا بايد پناه برد واز خودش كمك خواست خدايا می دونی تو دلم چه خبره چه ترسی تو وجودمه چه غمی بر دلمه سنگین قد یه كوه ولی تو باش تا راه
من اينجا زیاد خاطره نمی نویسم! و البته الان خيلي وقته که کلا زیاد چیزی نمی نویسم اما مگه میشه اينقد ذوق چیزیو بکنم و اينجا ننویسم؟! :دی
نیايش کوچولوی ما تو سن 6 سالگی عینکی شد! 
راستش خودمم نمی دونستم با دیدنش خوشحال باشم یا ناراحت! از یه طرف اونقدر عینک بنفش گردش بهش میومد و گوگولی شده بود که دلم میخواست بخورمش اين جوجه فنچ خوشمزه رو از یه طرفم یاد اولین باری افتادم که عینک زدم! راستش خيلي خوشحال نبودم آخه قبلا رویاي جامعه بهم القا کرده بود که
اين یکی از قشنگ ترین چیزايی بود که خوندم:
گویند دویست نفر را سه نفر سرباز لاغر اندام به اسارت گرفتهو به صف کرده و می بردند و تعدادی نظاره گر بر اين جماعت اسیرمی خندیدند و با خود می گفتند : 
اي بیچاره ها چگونه است اين سه نفر نحیف برشما چنین چیره گشته و اينچنین خوار شدید؟ 
یکی جهاندیده درمیان آنان فریاد زد که اي مردم بر ما نخندید که آن سه نفر با هم هستند و ما دویست نفر تنها!
·•●✿●•·
یا رب نظر تو برنگردد
دیروز اولین کادوی کریسمس زندگیم رو گرفتم. اونم وقتی که حدود دو ماه از کریسمس گذشته!
قبلا واسه زهرا تعریف کرده بودم که سر کریسمس گیر دادم به مامان که برام کادو بخر. البته شوخی شوخی.
دیروز که خونش بودم یه جفت جوراب مشکی ساق بلند خال خالی داد دستم و گفت خيلي وقته برات کادو کریسمس خریدم نشد که بهت بدم.
برام جوراب ساق بلند خرید. چیزی که خودش خيلي دوست داره.
فقط اين تو سرم می‌چرخه که چه طور اين فرشته تو زندگیم پیدا شد؟ 
بعضی‌هام خيلي عجیبن. یه خانمی هست که هر چند هفته یک بار میاد درمانگاه. خيلي وقته دنبال کاراي طلاقشه، وقتی هم میاد سفره‌ی دلشو واسه‌ی ما باز می‌کنه. اما همممیشه با شوهرش میاد دکتر. امروز گفت که همین امروز حکم طلاقشون اومده. فکر کنین رفتن دادگاه حکم طلاق رو گرفتن و به‌جاي اينکه برن دفتر طلاق، شوهرش گفته بیا یه دکتر هم ببرمت، بعد میریم طلاق می‌گیریم
تو درمانگاه رفتم شرح حال بگیرم؛ پدر یه بچه شیر خوار ۱ ماهه بغلش بود ، شرح حال گرفتم؛ بعد گفت ما اين یکی رو آوردیم براي نمونه ! 
گفتم نمونه ی چی ؟؟؟ ادرار ؟؟؟ خون ؟؟؟؟ 
گفت نه ! 
اينها ۴ قلوان ! همشون یه مشکل دارن ! نمیتونستیم هر ۴ تا رو بیاریم ، براي همین ، اين یکی رو براي نمونه آوردم :))) 
همونجا اينقدر خندیدیم با پدر و مادربزرگ بچه که از گوشه ی چشمهامون اشک میومد ! :)) 
سلام.
الان که اينو مینویسم، تو خونه تنهام. از صبح یعنی تنهام.
خيلي وقته که دلم میخواست باز بیام وبلاگ و باز مثل قدیما بنویسم. معنی بنویسم اين نیست که من نویسندم یا فلان. اتفاقا از اول انشام هم ضعیف بود. الان هم اين چند خطو که نوشتم میرم چند بار از اول میخونم ببینم نگارشم درست بود یا نه. که صد در صد باز هم غلط دارره!
فقط میخوام بعضی چیزهارو ثبت کنم. خيلي خود سانسوری دارم و  قبلا بخاطر همین خودسانسوری یا امینت یا ترس از لو رفتن تو دنیاي واق
اينکه چند وقته محوم بخاطر اينه که یکم درگیرم .
اما میون اين همه درگیری یهو دیدم عه ! وب قبلی و مردم دارن هی دنبال میکنن !
یه کاری با ادم میکنید که ادم به کارايی که میکنه هم شک میکنه :)))
الان یه مدلی ام که اينجا بنویسم . اونجا بنویسم ؟ 
الان من چه کنم خب ؟ 
 
 
Narnak.blog.ir
اينقدر گیر کردم روی مستقیم حرف زدن که جز مستقیم نمی تونم صحبت کنم انگار.
 
دارم یه چیز جدید می بینم. "گیر کردن توی ذهن".
قبلا می نوشتم اونچه رو که تو ذهنم بود. الآن خيلي وقته نمی نویسم "واقعا(به معنی با تمام وجود)".
نوشته هام نه "سفر کردنِ به ذهن"، پرتاب گیرکردگی هاي ذهنی شدن.
اين روزا، یه سطح ضعیفتری از "ارتباطِ خودم با خودم توی نوشته هام"و توی "حرف زدنم با بعضی آدما" پیدا می کنم.
و اين خوشاينده! چون راه ارتباطی هست به سمت مهساي گیرکرده پشت گرد و غبا
" بسم ربی" 
 
سجاده گشودم که بخوانم غزلم را
سمتی که تویی عقربه قبله نما رفت 
 
میگن جهت مغناطیسی زمین در جهت قبلست. 
به سمت قبله به امام زمانمون سلام میدیم . به سمت قبله سجده میکنیم و استحمام رو به قبله مستحبه ! خواب در جهت قبله آرامش بخش تره و حتی بعد مرگ رو به قبله میریم زیر خاک ! 
همه چیز به سمت قبلست. قبله قلبه هر چیزیه :) هر چیزی که زندگی رو میسازه . پس قبله قلب زندگیه :)
آیا فقط کعبه قبلست؟ 
براي خود مسلمونا هم قبله اول بیت المقدس بوده . دیگ
مدتی بود تعجب می کردم از اينکه نیستی 
پیام‌ میدم جواب نمیدی 
پست هات و میخوندم و بهت راجبشون میگفتم
حالت و می پرسیدم
نگو دو طرفه بود 
من خيلي وقته ازت پیامی دریافت نکردم 
نمیدونم مشکل از کجاست 
تنها راهی که به ذهنم رسید اينکه پست بزارم 
 
+سلام خواهرم 
رسم برادری رو به جا آوردم و اصلا ترک نکردم 
اما چه کنم متوجه نشدم که مشکل اينه که نه پیام هاي تو به من رسید نه پیام هاي من به تو 
امیدوارم بتونی توی اين‌پست نظر بزاری و بهم‌نشون بده 
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها