نتایج جستجو برای عبارت :

کد پيشواز همراه اول من برم هيشکي تنها نميشه بغضل .بانميشه تفلکي مادرم افسرده ميشه

دانلود آهنگ جدید شهاب مظفری به نام من برم هیشکی تنها نمیشه
 
Download New Music Shahab Mozaffari – Man Beram Hichki Tanha Nemishe
 
 
متن آهنگ من برم هیشکی تنها نمیشه از شهاب مظفری
من برم هیشکی تنها نمیشه
بغضی ابری برام وا نمیشهطفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشهکاش میشد اینو لااقل بدونی موندم اینجا که تنها نمونیعاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونیزندگی عین دریای بی آب من همش راه میرم بی تو تو خوابمثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تابآخه تو چی میدونی ازم که
کد اهنگ پیشواز محمد نجم تو دنیامی
کد آهنگ پیشواز محمد نجم هیشکی نمیدونه
کد اهنگ پیشواز همراه اول محمد نجم تو دنیامی
کد اهنگ.پیشواز همراه اول محمد نجم خواب محال

کد پیشواز محمد نجم تو دنیامی
کد پیشواز همراه اول تو دنیامی از محمد نجم
کد پیشواز همراه اول محمد نجم تو تو دنیامی
کد پیشواز همراه اول محمد نجم تنهام گذاشتی
 
دانلود آهنگ شهاب مظفری ستایش
 
متن آهنگ :
من برم هیشکی تنها ♩♬♫ نمیشه بغضی ابری برام وا نمیشه…طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه!!!کاش میشد اینو لااقل ♩♬♫ بدونی موندم اینجا که تنها نمونی…عاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونی!!!زندگی عین دریای بی ♩♬♫ آب من همش راه میرم بی تو تو خواب…مثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تاب!!!آخه تو چی میدونی ازم ♩♬♫ که رو تنم جای چنگال گرگه…پا گذاشتم رو قلبم
 
دانلود آهنگ شهاب مظفری ستایش
 
متن آهنگ :
من برم هیشکی تنها ♩♬♫ نمیشه بغضی ابری برام وا نمیشه…طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه!!!کاش میشد اینو لااقل ♩♬♫ بدونی موندم اینجا که تنها نمونی…عاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونی!!!زندگی عین دریای بی ♩♬♫ آب من همش راه میرم بی تو تو خواب…مثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تاب!!!آخه تو چی میدونی ازم ♩♬♫ که رو تنم جای چنگال گرگه…پا گذاشتم رو قلبم
 
دانلود آهنگ شهاب مظفری ستایش
 
متن آهنگ :
من برم هیشکی تنها ♩♬♫ نمیشه بغضی ابری برام وا نمیشه…طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه!!!کاش میشد اینو لااقل ♩♬♫ بدونی موندم اینجا که تنها نمونی…عاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونی!!!زندگی عین دریای بی ♩♬♫ آب من همش راه میرم بی تو تو خواب…مثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تاب!!!آخه تو چی میدونی ازم ♩♬♫ که رو تنم جای چنگال گرگه…پا گذاشتم رو قلبم
 
دانلود آهنگ شهاب مظفری ستایش
 
متن آهنگ :
من برم هیشکی تنها ♩♬♫ نمیشه بغضی ابری برام وا نمیشه…طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه!!!کاش میشد اینو لااقل ♩♬♫ بدونی موندم اینجا که تنها نمونی…عاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونی!!!زندگی عین دریای بی ♩♬♫ آب من همش راه میرم بی تو تو خواب…مثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تاب!!!آخه تو چی میدونی ازم ♩♬♫ که رو تنم جای چنگال گرگه…پا گذاشتم رو قلبم
 
دانلود آهنگ شهاب مظفری ستایش
 
متن آهنگ :
من برم هیشکی تنها ♩♬♫ نمیشه بغضی ابری برام وا نمیشه…طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه!!!کاش میشد اینو لااقل ♩♬♫ بدونی موندم اینجا که تنها نمونی…عاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونی!!!زندگی عین دریای بی ♩♬♫ آب من همش راه میرم بی تو تو خواب…مثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تاب!!!آخه تو چی میدونی ازم ♩♬♫ که رو تنم جای چنگال گرگه…پا گذاشتم رو قلبم
اهنگ جدید سریال ستایش 
شهاب مظفری ستایش
آهنگ جدید غمگین شهاب مظفری به نام ستایش با دو کیفیت متفاوت و عالی
 
من برم هیچکی تنها نمیشه بغض ابری برام وا نمیشهطفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشهکاش میشد اینو لااقل بدونی موندم اینجا که تنها نمونیعاشقم واقعا نه از این عشقای یه قرونیزندگی عین دریای بی آب من همش راه میرم بی تو تو خوابمثل یه کوریم که عصاشو داده به دسته ی کرم شب تابآخه تو چی میدونی ازم که رو تنم جای چنگال گرگهپا گذاشتن رو قلبم که له ش
 
دانلود آهنگ شهاب مظفری ستایش
 
متن آهنگ :
من برم هیشکی تنها ♩♬♫ نمیشه بغضی ابری برام وا نمیشه…طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه!!!کاش میشد اینو لااقل ♩♬♫ بدونی موندم اینجا که تنها نمونی…عاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونی!!!زندگی عین دریای بی ♩♬♫ آب من همش راه میرم بی تو تو خواب…مثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تاب!!!آخه تو چی میدونی ازم ♩♬♫ که رو تنم جای چنگال گرگه…پا گذاشتم رو قلبم
 
دانلود آهنگ شهاب مظفری ستایش
 
متن آهنگ :
 
من برم هیشکی تنها ♩♬♫ نمیشه بغضی ابری برام وا نمیشه…طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه!!!کاش میشد اینو لااقل ♩♬♫ بدونی موندم اینجا که تنها نمونی…عاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونی!!!زندگی عین دریای بی ♩♬♫ آب من همش راه میرم بی تو تو خواب…مثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تاب!!!آخه تو چی میدونی ازم ♩♬♫ که رو تنم جای چنگال گرگه…پا گذاشتم رو قلبم که له شم ما کوچکا خدامون بزرگه!!
 
دانلود آهنگ شهاب مظفری ستایش
 
متن آهنگ :
 
من برم هیشکی تنها ♩♬♫ نمیشه بغضی ابری برام وا نمیشه…طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه!!!کاش میشد اینو لااقل ♩♬♫ بدونی موندم اینجا که تنها نمونی…عاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونی!!!زندگی عین دریای بی ♩♬♫ آب من همش راه میرم بی تو تو خواب…مثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تاب!!!آخه تو چی میدونی ازم ♩♬♫ که رو تنم جای چنگال گرگه…پا گذاشتم رو قلبم که له شم ما کوچکا خدامون بزرگه!!
 
دانلود آهنگ شهاب مظفری ستایش
 
متن آهنگ :
 
من برم هیشکی تنها ♩♬♫ نمیشه بغضی ابری برام وا نمیشه…طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه!!!کاش میشد اینو لااقل ♩♬♫ بدونی موندم اینجا که تنها نمونی…عاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونی!!!زندگی عین دریای بی ♩♬♫ آب من همش راه میرم بی تو تو خواب…مثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تاب!!!آخه تو چی میدونی ازم ♩♬♫ که رو تنم جای چنگال گرگه…پا گذاشتم رو قلبم که له شم ما کوچکا خدامون بزرگه!!
 
دانلود آهنگ شهاب مظفری ستایش
 
متن آهنگ :
 
من برم هیشکی تنها ♩♬♫ نمیشه بغضی ابری برام وا نمیشه…طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه!!!کاش میشد اینو لااقل ♩♬♫ بدونی موندم اینجا که تنها نمونی…عاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونی!!!زندگی عین دریای بی ♩♬♫ آب من همش راه میرم بی تو تو خواب…مثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تاب!!!آخه تو چی میدونی ازم ♩♬♫ که رو تنم جای چنگال گرگه…پا گذاشتم رو قلبم که له شم ما کوچکا خدامون بزرگه!!
کد اهنگ پیشواز مهراب همراه اول بانو

کد آهنگ پیشواز همراه اول مهراب خسته صدا

کد آهنگ پیشواز مهراب همراه اول

کد پیشواز همراه اول مهراب بانو


کد پیشواز همراه اول مهراب خسته صدا

کد آهنگ پیشواز همراه اول مهراب کاسه خون

کد پیشواز همراه اول مهراب سرباز

کد پیشواز همراه اول مهراب زیر تیغ
چقدر تنهام.حتی کسی رو ندارم که باهاش حرف بزنم. از تنهایی و درد بیکسی پوکیدم دیگه :( به اصطلاح با مادرم و شوهرش زیر یه سقف زندگی میکنیم اما تو این خونه هیشکی به هیشکی نیستهر کی برای خودش زندگی میکنه تو خونه ی ما واژه عشق و محبت اصن معنایی ندارهحس میکنم بچه اضافی هستم که هیشکی منو نمیخاد همیشه حسرت داشتن یه خونواده پر از شور و عشق و محبت روداشتم و دارم هر موقع به زندگی خونواده های اقوام و آشناها نگاه میکنم خیلیغصه میخورم که چرا از داشتن یه خون
دوتا مسکن خوردم اما خواب نرفتم. به حالت مستی روی صندلی نشستم و سعی کردم ادای ادم‌های دوتا مسکن نخورده را دربیاورم. دقیقا مانند زمانی که به ادم افسرده میگویند حالا سعی کن افسرده نباشی. ولی افسرده بودن و مانند مست‌ها بودن امن‌تر است. باید وقتی حالت خوب است بگذاری خوب باشد و وقتی مانند مست‌هایی فقط تلو تلو بخوری. هیچ اجباری وجود ندارد. بعد یک روز میبینی میتوانی افسرده یا مست نباشی. یا اثرات نسخه‌های خود نوشته است یا فقط زمان. شاید در زمان هیچ
دیر گاهی است در این تنهایی
رنگ خاموشی در طرح لب است
                                           بانگی از دور مرا می‌خواند
                                           لیک پاهایم در قیر شب است
 
 
رخنه‌ای نیست در این تاریکی:
در و دیوار به هم پیوسته
                                          سایه‌ای لغزد اگر روی زمین
                                           نقش وهمی است ز بندی رسته
 
نفس آدم‌ها 
سر به سر افسرده‌است
روزگاری است در این گوشه‌ی پژمرده‌ هوا
هر نشاطی مرده است.
 
دانلود آهنگ تیتراژ سریال ستایش 3 با صدای شهاب مظفری به اضافه متن تیتراژ سریال ستایش
 
من برم هیچکی تنها نمیشه بغض ابری برام وا نمیشه
طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه کاش میشد لااقل اینو بدونی
موندم اینجا که تنها نمونی عاشقم واقعا نه از این عشقای یه قرونی
زندگی عین دریای بی آب من همش راه میرم بی تو توی خواب
مثل یه کوریم که عصاشو داده به دست یه کرم شب تاب آخه تو چی میدونی ازم که
رو تنم جای چنگال گرگه پا گذاشتم رو قلبم که له شم ما کوچیکا خدامو
کد آهنگ پیشواز همراه اول و ایرانسل مهراد جم فول آلبوم با پخش
در این بخش همه کدهای آوای انتظار همراه اول و کدهای پیشواز ایرانسل خواننده پرطرفدار مهراد جم 
پیشوازهای خیالت راحت ، شمال ، شیک و پیک ، گل بی گلدونپروفایل, عکس, موزیک, متن های زیبا
 
دانلود پاورپوینت هم خوانی" مادرم زهرا"
 
دانلود پی دی اف هم خوانی " مادرم زهرا"
 
 
 
مادرم زهرا مادرم زهرا (2)
مادرم زهرا مادرم
دخترت هستم و مهربان مادری
دست من، دست تو، تو بهشت منی،جانم
مادرم زهرا مادرم زهرا (2)
مادرم زهرا مادرم
هستی­ام حسینو دل دهم دست تو
تا ظهور مهدی، مأنم هستی تو، جانم
مادرم زهرا مادرم زهرا (2)
مادرم زهرا مادرم
منصوره، معصومه، زکیه، حکیمه
دخترت هستم و مادری فاطمه، جانم
مادرم زهرا مادرم زهرا (2)
مادرم زهرا مادرم
ــــــــــــ
مادرم باورش نمی‌شود من هم می‌توانم افسرده شوم. افسردگی برای کسی مثل من را چیزی شبیه ایمان، تقوا و عمل صالح برای مایکل جکسون می‌داند. هروقت مرا بی‌حال، کم انرژی و کم حرف می‌بیند، پله پله جلو می‌آید. اول از همه شروع می‌کند به رگباری پرسیدن سوال: خوبی؟ چیزیته؟ کسی بهت خیانت کرده؟ عاشق شدی؟ کی هست طرف؟ با کی دعوات شده؟ مشکلت چیه تو آخه؟ و و و و» مرا سرگردان با دهانی یک متر باز شده از تعجب و جواب هیچی به خدا چیزی نیست» رها می‌کند و در را پشت س
مجموعه کد آهنگ پیشواز مداحی وحید شکری برای همراه اول و ایرانسل
مجموعه کامل آوای انتظار کربلایی وحید شکری برای سرویس همراه اول و ایرانسل
کد پیشواز همراه اول وحید شکری به محض ارائه به لیست اضافه خواهد شد


اهنگ پیشواز وحید شکری همراه اول
آهنگ پیشواز وحید شکری همراه اول
کد آهنگ پیشواز همراه اول وحید شکری
کد پیشواز وحید شکری همراه اول
آوای انتظار وحید شکری
کد پیشواز همراه اول مداحی وحید شکری
کد اهنگ پیشواز وحید شکری
کد اهنگ پیشواز وحید شکری هم
خدایا در پس همه دل مشغله ها شکر می کنم بخاطر وجود بنیامین نامی در زندگی ام
خیلی قشنگه تو دلت حس تعهد داشته باشی به یه نفر و چشت کور نسبت به همه غریبه ها  
خدایا این حس تعهد رو ابدی کن ‌‌‌
خدایا میدونم میانگین عمر خانواده ما خیلی کوتاهه حتی پدر و مادر مامان بابام زیر پنجاه سال فوت شدن،  ولی نه داغ منو بدل بنی بزار و نه داغ اون رو بدل من 
خیلی دوسش دارم خدا ، مواظبش باش افسرده نشه و مواظبم باش افسرده نشم 
دمت گرم خدا 
پدر من پارسال مرد. مادرم می‌گه بهترین کار اینه که وانمود کنم هیچ وقت دوستش نداشتم و اون هم هیچوقت دوستم نداشته. اون وقت دیگه حالم بد نمیشه.گفتم: این کار رو میکنی؟آره.فایده‌ای داره؟فکر کنم آره.مادرم میگه باید وانمود کنیم اصلا نبوده، باید فکر کنم چیزهایی که ازش یادم میاد همه‌اش خواب و خیاله.فایده‌ای داره؟فکر کنم آره. گاهی مطمئن نیستم چیزی که ازش یادمه واقعیته یا خیال. تو هم باید امتحان کنی. ضرر نداره که.
بندبازان/ دیوید آلموند/ ترجمه شهلا انت
کد آهنگ پیشواز همراه اول شهاب مظفری ستایش
برای طرفداران سریال ستایش 3 کد آوای انتظار همراه اول آهنگ پایانی و میانی این سریال را آماده کرده ایم این موزیک با صدای شهاب مظفری است
 پا گذاشتم رو قلبم که له شم ما کوچکا خدامون بزرگه

ادامه مطلب
تو خونه ای که مادر مریضه

همه جای اون بهم می ریزهدیگه نداره تحملش رومرگ براش راه گریزهای که تمام حاصل حیدریدل حیدریبمون که نیم ِ کامل حیدریدل حیدریبسته گره دلش رو به موی توبه ابروی توحقیقتا شمایل حیدریدل حیدریتو رو خدابمون بمون مادرمبازم نمازبخون بخون مادرم::مدینه شده شبیه زندونچشای علی (ع) می باره بارونبعد شبی که در شکستهندیده کسی علی (ع) رو خندونخدا چرا حُرمت مادر شکستچون در شکستتو کوچه ها دل پیمبر شکستکوثر شکستدستای حیدر و همین که بستند
سلام 
من یه دختره هفده ساله هستم، از وقتی چشم هام رو باز کردم خونه پدر باباییم بیشتر میرفتم، اما هی که بزرگتر شدم کلا سردی عمه ها رو نسبت به خودم درک کردم تا اینکه یه روز یکی از عمه ها به مادرم بی دلیل حرف ناشایست زد
اون جا بود که منم دیگه نسبت به عمه هام سرد شدم، اما بازم مادرم میخواست رابطه منو با خانواده پدریم خوب کنه، حتی من تا چند هفته از ترس همین عمه خونه پدربزرگم نمیرفتم، بله شاید مسخره به نظر بیاد ولی من اون موقع چون سنم کم بود یه ترس
سلام
من یه دختر 27 ساله هستم، احساس میکنم دیگه کشش زندگی رو ندارم، شاگرد اول مدرسه مون بودم از کلاس اول تا پیش دانشگاهی، پشت کنکور موندم که پزشکی قبول بشم به خاطر ضعف مالی و زندگی تو یه شهر خیلی کوچیک و بی امکانات نشد که قبول بشم، دیگه داشتم دیوونه میشدم داشت کارم به دکتر اعصاب میکشید، انتخاب رشته کردم رفتم لیسانس گرفتم، ولی دوسش نداشتم.
اومدم بشینم خونه باز واسه کنکور بخونم، خونه مون هر روز دعواست، هر روز، اصلا نمیشه زندگی کرد، هر روز بابام
سلام
من یه دختر 27 ساله هستم، احساس میکنم دیگه کشش زندگی رو ندارم، شاگرد اول مدرسه مون بودم از کلاس اول تا پیش دانشگاهی، پشت کنکور موندم که پزشکی قبول بشم به خاطر ضعف مالی و زندگی تو یه شهر خیلی کوچیک و بی امکانات نشد که قبول بشم، دیگه داشتم دیوونه میشدم داشت کارم به دکتر اعصاب میکشید، انتخاب رشته کردم رفتم لیسانس گرفتم، ولی دوسش نداشتم.
اومدم بشینم خونه باز واسه کنکور بخونم، خونه مون هر روز دعواست، هر روز، اصلا نمیشه زندگی کرد، هر روز بابام
 کد آهنگ پیشواز همراه اول مهدی رسولی (مداحی ترکی و فارسی) با پخش آنلاین
آوای انتظار همراه اول مهدی رسولی فول آلبوم با پخش آنلاین
 Code Pishvaz Hamrahe Aval Mehdi Rasooli » Full
Album 
کد پیشواز تمام نوحه های مهدی رسولی برای همراه اول

ادامه مطلب
من و مادرم اخلاقیاتمون نقطه مقابل همه .
آهنگ هایی که من گوش میکنم مادرم دوست نداره و  آهنگ وفیلمایی که اون خوشش میاد من نمیپسندم.
سلیقمون تو خرید کردن وانتخاب لباس هم تفاهم نداریم.
ولی کاملا باهم کنارمیایم و به علایق همدیگه احترام میزاریم.
اما تنها مسئله ای که باهاش به تفاهم نمیرسیم اشپزی و خیاطیه.
هرچقدر اون خیاطی و دوخت ودوز  دوست داره من بیزارم 
اصلا منو شکنجه کنند ولی نگن بیا خیاطی یادبگیر :)
ادامه مطلب
اره من بازم حالم بده هی افسردگیم برمیگردهبا خودم فکر میکنم اصلا مگه من هیچ زمان بوده که افسرده نباشم؟اصلا مگه افسردگیم هیچ وقت رفته؟همیشه بوده،تنها چیزی که همیشه همراهمه بهم چسبیده و خاطر منو خیلی میخواد و البته دوست داره منو ب*ا بده همین افسردگیه.
دیگه روم نمیشه بگم واشنا فلان کن فلان نکن،واشنا من میخوام باهات قهر کنم واشنا من دارم دیوونه میشم اینو متوجه ای؟
شعر پیشواز محرم  تسلیت  پیشواز محرم مداحی ماه محرم , اس ام اس تسلیت محرم , شعر محرم , اشعار پیشواز ماه محرم , شعر و ترانه , اشعار محرم , نوحه پیشواز ماه محرم
نوحه پیشواز محرم
مـردم بسـاط گـریـه و مـاتـم بیـاوریـدوقتش شده که بیرق و پرچم بیاوریدمــردم کتـیبه هـای حـسـینیـّه نـزد کیـسـت؟باز این چه شورش است که.عالم» بیاوریدخواهید از خدا که در این شصت روز عمردر بـیـن روضــه هــا نـکـنــد کـم بـیـاوریـد
ادامه مطلب
برادرم(از دانشگاه انصراف میدهد، در نزاع خیابانی دو نفر را میکُشد، به ماریجوانا روی می آورد.)
مادرم نیم ساعت بعد: پسرم درو باز کن برات چایی آوردم.
من (لیوانِ حاوی آبرنگم چند روز روی کابینت بوده)
اولین حرف مادرم بعد از دو روز قهر، وقتی دارد در را به رویم می بندد چون دارم راهی دیار غربت میشوم: خدافظ.
سلام خدمت همه دوستان و همراهان
پسری بالای سی سال هستم. چند هفته پیش با معرفی یک واسطه به همراه پدر و مادرم برای آشنایی با خانواده ای به منزل شون رفتیم. بعد از جلسه اول و برگشتن از منزل شون مادرم از من درباره دخترشون پرسید و من گفتم از این خانم خوشم نمیاد. 
مادرم اصرار کردند که خانواده خوب و محترمی هستند و دختر خوبیه، گفت مادرش به من گفته باید چند جلسه با من صحبت کنن، یک هفته بعد تماس گرفتن و قرار گذاشتن. قبل از رفتن به مادرم گفتم اگر میشه کنسلش ک
یه روز نو که قطعا بهترینه چون بعد از دو هفته  قراره مامانو ببینمدرسته که خودم یه مادرم اما هنوزم فقط تشنه ی دیدنشم هیچ کاری برام نکنه ها فقطططط باشه و ببینمش و انرژی بگیرممامانم یه خانم خونه داره که بینهایت قویهتکیه گاه همه مونهحتی مردامون که ادعای قدرت دارنخدا سایه هیچ مادر و پدری رو از سر بچه ش کم نکنه
در مدت زمانی کوتاه چند نفر از نزدیکان مادرم، از جمله بچه‌ی برادرش، بچه‌ی خواهرش و بچه‌ی عمویش به شهادت رسیدند. هم‌زمان من و برادرم مدام می رفتیم جبهه و می‌آمدیم و خال هم بهمان نمی‌افتاد. چندوقتی متوجه شدم مادرم یک جوری به ما نگاه می‌کند! تا این که یک روز ما کنار و گفت: ننه! شما کجای جبهه هستین که طوری‌تون نمیشه؟ نکنه شما جبهه نمی رین. نکنه میرین یک جای دیگه، بعد برمی‌گردین می گین ما جبهه بودیم؟ اگه این‌طوریه حداقل به من بگید» دیدم خیلی د
این که ما با سی گار عکس گرفتیم و منتشر کردیم به معنای این نیست آقا جان ما سی گار می کشیم خیلی هم مشعوفیم و شاخ. خیر ؛ تنها داریم این جا تمام وجه هایمان را نشان می دهیم و برای اثبات این مسئله بک گراند تصویر را با مشقت انتخاب کردیم. همیشه وقتی رو به روی این اسامی نویسنده ها و کتاب ها و بالاترش سیاره ها و تئوری بیگ بنگ می ایستم یه حس لایتناهی می دود زیر پوستم.این اتاق ؛ بخش عظیمی از هویت من را پوشش می دهد ؛ دیوار هایش ؛ گلدان هایش ؛ ماهی هایش و رو تختی
معصومه رو که وسط راه دیدم و گل از گلم شکفت و از ته دلم خوشحال شدم، تازه فهمیدم که بعد از بچه دارشدنم چقدر تنها شدم!چقدر دوستای خوبمو یکی یکی به بهانه ی وقت نداشتن و شلوغی سر کنار گذاشتم!چقدر گوشه گیر و منزوی شدم. و به تبعش افسرده.ارتباط با صمیمی ترین رفقام شده در حد ماهی یه پیام یا کمترو این یعنی حلقه ی محاصره ی دنیا روز بروز داره تنگ تر میشه و من وسط این دایره دارم له میشم.
مهرماه سه تا تولد مهم داره. 
مامان و علی آقا و زهرا
تولد مامان روز غمگینی نیست؛ خوشحالم که مادرم متولد شد و مادرم شد.
و اینکه تولد زهرا رو چگونه برگزار کنم در سالی که لحظه به لحظه ش رو با من بود.
امیدوارم ایده های خوبی به ذهنم برسه.
به نام خدا 
سلام
من یک دخترم، مجرد و درون گرا هستم و لیسانس دارم. همیشه حسرت یک زندگی شاد و آروم رو داشتم. از زمانی که بچه بودم پدر و مادرم اختلاف داشتند. همیشه تنها بودم و بدون هم بازی. زیاد با کسی رفت و آمد نداشتیم. به خاطر ساکتی و کم حرف بودن همیشه با هم سن و سالان خودم مقایسه می شدم که چرا مثل اون ها حرف نمی زنم.
هیچ لحظه ی شادی تو زندگی نداشتم. تنها خاطرات خوبی که به یادم مونده از همسایه های خوب و دوستان و همکلاسی های دوران مدرسه و دانشگاست. اکث
تا که سر به روی پیکرم گذاشت، جز قلم، سری به دستِ من نبود
هیچ درد سر نداشتم، اگر: این زبانِ سرخ در دهن نبود
دستِ بی‌اجازه‌ی پدر، بلند. وای از زبانِ تلخِ مادرم
کاش در زبان مادریِّ من، زن بُنِ مضارعِ زدن نبود
مادرم وطن! بگو کدام دیو، بچه‌هات را به مرزها فروخت 
مادرم وطن! بگو پدر نبود، آن که هرگز اهلِ این وطن نبود
پای حجله‌های خون، برادرم، پاش را فروخت، یک عصا خرید 
او بدونِ پا به جشنِ مرگ رفت، بس که هیچ پای‌بندِ تن نبود
توی واژه‌نامه جای جنگ،
فعال سازی چند آهنگ پیشواز ایرانسل  در آموزش حالت‌های پخش آهنگ پیشواز
چگونه چند آهنگ پیشواز ایرانسل داشته باشیم؟

سرویس آهنگ پیشواز امکان پخش در حالت چند آهنگی» را دارد. اطلاعات مربوط به این سرویس در جدول زیر آورده شده است.
ادامه مطلب
اینو متوجه شدم،
اگه اشتباه میکنم، هم پسرا هم دخترا بهم بگن.
مردها، یعنی جنس مذکر، تا وقتی پارتنری که دوست دارن رو پیدا نکردن، همه ش میرن بیرون، پست میذارن اینورو اونور، همه ش به اینو اون پیام میدن و خیلی تحرک دارن.
یعد که آدمی که دوست دارن رو پیدا میکنن،
دیگه اروم و قرار میگیرن
و کلا دیگه حال ندارن پست جدید بذارن، کلا دوست دارن به اهدافشون فکر کنن، تلاش میکنن برای مستحکم کردن و لذت بردن از زندگیشون.
 
دخترا برعکسن.
 
دخترا به محض اینکه آدم فان
دوستان رفته‌اند. یارم در دوردستان به خواب رفته‌است‌.و بیرون انبوهِ تاریکی است.‌کلماتی را با خود زمزمه می‌کنمکه سفیدیشان از چراغ است‌،و در میانه‌ی خواب و بیداریمادرم را به خاطر می‌آورم. یک خاطره‌ی پاییزی.درست مثل سرما، انگار واقعا خبر داشته‌اماز هرچه حالا مادرم مشغولِ آن است‌.در خانه است، در اتاق‌اش.بخاری کودکی‌امکه اسب چوبی اسباب بازی‌ام با من به سمت‌اش یورتمه می‌رفت،بخاری کودکی‌امکه دیگر مدت‌هاست روشن نمی‌شود‌،و مادرم را گ
همه کسانی که امروز تنها و افسرده در گوشه ای هستند و هیچ یک از ما حالی از ایشان نمی پرسیم
روزگاری سلبریتی هایی بوده اند
روی سخن با بعضی از استارهای امروزی است که بدجور جو گیر شده اند و خدا را بنده نیستند
از گذشتگان درس بگیرید
روزهای تنهایی نزدیک است
 
1 و تنها 1. دلم برای ری ری تنگه. دلم برای بابامم تنگه. جمعه برمیگردم پیششون. و دیگه میشینم سر درس. این همه توقعی که همه ازم دارن، این همه متلکو، شیدا نیستم اگه با تهران قبول شدن خفه نکنم! یکی نیست بگه بابا احمق بزرگ شدی! باورت نمیشه؟ باورت نمیشه؟ باورت نمیشه عروسی دو شب پیش عروسی یه دختر هم سن و سال خودت بود؟ باورت نمیشه همه با ذوق بهت میگن کلاس رانندگی رو فلان جا برو؟ باورت نمیشه سال دیگه اگه نتایج بیاد و نشه حالت چجوری میشه؟ باورت میشه انقد
باید بگم میترسم . قدم هایی که دارم بر میدارم تهش میتونه به نوک کوه منجر بشه و حتی هر قدم اشتباهی میتونه باعث سقوط من بشه و حالا شاید پر استرس تر از دیروزم . میترسم , چون خیلیا تو کارم نه آوردن . خیلیا و من چاره ای ندارم دختر. دارم برنام میچینم و بیست و چهار ساعت شبانه روز رو تجسم میکنم . به شدت دلم درد میگیره به خاطر پدرم و البته مادرم .خدایا میشه ایندفعه همه جوره کمکم کنی؟ من همه ی خودمو میسپرم دستت همه چیز رو کنترل کن . همه چیز رو خوب تغییر بده . خدا
بار غصه ها کم نشده ,این مدت آرامش قبل طوفان رو داشتم تااینکه  نامزدم بعد دو هفته اومد شهرمون و اصرار کرد که بریم بیرون ,به خودم رسیدم جوراب شلواری مشکی با بهترین مانتو و روسریم  رو پوشیدم ,آرایش ملایمی کردم و عطر زدم ,توی ماشینش که نشستم ,موزیکی که همیشه واسم میخوند رو گذاشت  و حرکت کرد دستم رو گرفته بود توی دستش,و گهگاهی فشار اندکی میداد .اما من سرد بودم ,سرد خاموش و افسرده. هیچ حرفی نمیزدیم نه من نه اون! توی ذهنم مرور کردم یروز اومد با تما
اینها را توی ماشین فرودگاه امام، توی همان کاغذ هایی که برایِ پیشنویس آماده کردن اورده بودم دارم مینویسم، کُل غربتی که در وطنم به من آمد را میخواهم بالا بیاورم، شانس آوردیم دوستِ مادرم کنجکاو شده بود که یک هفته مادرم کجا غیبش زده بود و مادرم یکبار از خرِ شیطان آمده بود پایین که بگوید پسرش فلان بیماری را دارد، آورده ایم مخش را خالی کنیم، که گفته بود، خودش که فکر میکند چهارمین نفریست که میداند، خبر ندارد من هم این ور به چند نفری گفتم که مجنون م
مادرم رو فرستادم چکاپ 
احتمالا یه عمل جراحی پیش رو داره و یه microcalcificationهای خوش خیمی توی breast اش که باید بریم پیش جراح عمومی تا بهمون بگن چه کار کنیم بایوپسی لازم داره یا نه ؟ خیلی خیلی نگرانم و گریه امونم رو بریده خدایا خودت محافظ و مراقب مادرم باش. همه عشق و امید زندگیمه خودت از همه چیزهای بد حفظش کن و به دل لعنتی بیتاب من آرامش بده تو که سرچشمه آرامشی 
تاسوعا و عاشورای امسال را هم به روال سال قبل تنها هستم.این دو روز دلگیر غمگین را که صدای مسجد نزدیکمان خنج به دلم میزند.
سادات اما دلش به رفتن نبود و تا لحظه ی آخر دل از آماده کردن غذا برای من نمیکند.هر طور بود راضی به رفتنش کردم هرچند انقدر وابسته اش شده ام که ته دل من هم به رفتنش نبود.مادرم زن عجیبیست.نه از آن نوع اعجابی که تمام مادران دارند.عجیب بودنش خاص خودش است و من امشب توی دفترچه ام نوشتم تمام عمرم را به این زن بدهکارم.یک جایی جمله
[داخلی. خانه‌ی مادرم در تهران]شرت‌هایم را شسته بودم. من همیشه یک تَشت شرت برای شستن دارم! رفتم تا یکی را از روی بالکن بردارم. مادرم با حالتی خندان، شوکه و سرزنشگر گفت ئــه!» منظورش این بود که چرا بدون حجاب رفته‌ام بیرون! در شهرکی نظامی زندگی می‌کنند و نگران بود که ممکن است این برهنگی‌»های من کار دستشان بدهد. شرت پشت‌بازِ توریِ فیروزه‌ای رنگم را برداشتم.- اینو می‌خوای بپوشی؟؟!!! دکترا می‌گن آدم عفونت می‌کنه!+ با اینا راحت‌ترم. مشکل
 
یکی پیدا نمیشه بتونیم یکم حرف بزنیم؟!  نه نمیشه. و این معنی حقارتیه که تنهایی به ارمغان میاره! بعد از کلی فکر و تردن مخ به چند تا آشنا و دوست که به تعداد انگشت های یه دست هم نیستن پیام میدی اما. جواب نمیدن. نیستنخوابنحوصله ندارنحالشون بدههر چی!!
پرستار رو الکی میکشی اینجا. کار داره باید زود بره.خواهرم و پدر و مادرم که!!
خدا هم که. حرفی نمونده بزنم باهاش.
اخر سر هم میای یه جا مثل اینجا به عبارتی گدایی میکنی! بازم.
چرا اینجوریه وضعیت؟!
زندگی پر از جدایی های متوالیه پر از رنج‌ های اجباری که به دنبال مکانیسم های دفاعی روان ما ازش میگذریم
بچه ی اول خونه بودن هرقدرم سخت باشه یه مزیت داره 
اونم اینه که تو زودتر میری 
وقتی یه جا بمونی و یه عده ازش برن اونجا میشه خونه ی خاطرات و گذشته ها 
به خصوص اگه آدم افسرده و بچه محوری باشی
پدر و مادر من باید مثل بیست و چند سال پیش بازم دو تایی باهم زندگی کنن با این تفاوت که میدونن این دو نفره دیگه قرار نیست سه نفره بشه
حالا اونا باید اتاق منو ع
دو شب پیش، قبل از خواب، مثل طفلی که تنها مونده و می‌بینه خبری از شیرین‌کاری‌ها و دست‌به‌سرهای اطرافیانش نیست، نمی‌دونه چی می‌خواد، چه‌شه و چه‌جوری باید حرفش رو بیان کنه، شروع به هق‌هق کردم. اون لحظه فقط به یاد مادرم افتادم، با اینکه می‌دونستم دارم میام پیشش. تو مسیر، عین چندساعت رو با چشم‌های باز و خشک، اشک ریختم و تمام خاطراتم از کودکی مرور شد. تصمیم داشتم همه‌اش رو این‌جا بنویسم اما تا چشمم به مادرم افتاد، همه‌اش، هیچی شد.
یادم بم
دانلود آهنگ سینا شعبانخانی به هیشکی نگو (کیفیت عالی)
ایز ویژه سینا شعبانخانی با نام به هشکی نگو همینک از رسانه بزرگ جاز موزیک با بهترین کیفیت MP3
شاعر : یاحا کاشانی / موزیک : سینا شعبانخانی / میسک و مسترینگ : انوشیروان تقوی
Download New Song By : Sina Shabankhani – Be Hishki Nao With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ به هیشکی نگو از سینا شعبانخانی
حال بدم به عشق تو تغییر کرده عطرت منو شهر منو درگیر کردهتو بهترین حال منی من شک ندارم من دیگه بهتر از اتو از کجا بیارمدعا
40 روز پیش خبر مرگ دختر عموی سی و چند ساله‌ام را شنیدم. مرگی ناگهانی و بی‌خبر. همانقدر ناگوار و شوکه کننده مثل وقتی که در بچگی امتحانی را خوب می‌دادم و وقتی با نمره‌ی افتضاحش روبرو می‌شدم نمی‌دانستم چه کار کنم.امروز 40 روز از آن بُهت گذشت. بُهتی که آرام آرام یخش شکسته شد. یخی که برعکس همیشه، سرد نبود، داغ بود.زندگی این روزهایم جوری بود که پدر و مادرم را نمی‌دیدم. هرروز و هرساعت کنار زنعمو و عمویم بودند. روزهایی که سرکار بودم با مادرم چت می‌کر
سال‌ها توی وبلاگم نوشتم که دوست دارم تنها زندگی کنم و از زندگی با خانواده خسته شده‌ام و دلم می‌خواهد مستقل باشم. اما حالا بزرگ‌ترین و مهم‌ترین دلیل من برای تنها زندگی کردن سکوت» است. انگار سال‌ها در پی این آرامش بودم و خودم خبر نداشتم. هر بار که مادرم و همسرش می‌آیند صدای حرف زدن، صدای شستن ظرف‌ها، زنگ گوشی و صدای شیر آب مرا تا مرز دیوانگی می‌برد. دیروز در حال استراحت بودم که سر و صدای ظرف‌ها تمامی نداشت. هرچقدر صبر کردم بی‌فایده بود. س
فکرشو بکن
حتی وقتی لازمه ببزمت دکتر، بعدشم دانشگاه با استادم قرار دارم، هیشکی رو ندارم که ازش کمک بگیرم و یکی دوساعت با خیال آسوده تو رو به دستش بسپارم تا هم تو و هم خودم از پا در نیایم توی گرما و مسافت طولانی و فضای دانشگاه که اصلا برای یک مادر به همراه بچه ش طراحی نشده.
یا امروز که جلسه قرآن داریم خونه مون، هیشکی رو ندارم که روم بشه ازش بخوام بیاد کمکم. هیشکی.
استوری هاشُچك میكنم حالم بد میشه بدم میاد هی بیش از پیش بهم ثابت میشه كه عاشق بوده شكستِ عشقی خورده دِ خب لعنتی یه نگاه به منم بنداز منم ادمم احساس دارم دوستت دارم چرا منُ نمیبینی؟ چرا منُ میبینیُ به رویِ خودت نمیاری؟ میدونی قدرتت در برابرِ قلبِ من در حدیه كه اگه بهم شماره ندی شكستِ عشقی محسوب میشه؟
استوری هاشُ چك میكنم حالم بد میشه بدم میاد هی بیش از پیش بهم ثابت میشه كه عاشق بوده شكستِ عشقی خورده دِ خب لعنتی یه نگاه به منم بنداز منم ادمم احساس دارم دوستت دارم چرا منُ نمیبینی؟ چرا منُ میبینیُ به رویِ خودت نمیاری؟ میدونی قدرتت در برابرِ قلبِ من در حدیه كه اگه بهم شماره ندی شكستِ عشقی محسوب میشه؟
دیروز با یک تازه آشنایی سکس چت داشتم و سبک شدم. هورمون‌هام بهم ریخته و دچار شیدایی جنسی‌ام. شب غمی از دوری ح داشتم. و در کل دیروز افسرده حال بودم چون خسته‌ام از این علافی. بی‌هدفی، بی‌برنامگی.
میم میگه باید هدف داشته باشی و مدام بهش فکر کنی، اینجور که چه چیزی تو رو می‌تونه به هدفت برسونه؟ ااماتش رو دنبال کنی؟ هدف مثل خوره به جونت باشه.
راستش فعلا هدفم دکتری و رفتن از ایران هست. و در مرحله‌ی بعدی داشتن تزهای بزرگ در فلسفه. چطور له اینها بای
تنهای تنها نشستم گوشه ی یکی از اتاقهای خونه ی مادرم
هیچکس نیست.
مامان بابا چن روزی میشه که عازم  سفر حج شدن.
من روزها میام اینجا یه دستی روی خونه میکشم و به گلها آب میدم و راه به راه چای درست میکنم و میگذارم جلوی هرکی اومد اینجا تا حس غربت نبودن بابا مامان رو کمتر حس کنن.
چهل روز ،خیلی زیاده ،خیلییی
ولی به هرحال باید تحمل کرد
ان شاء الله که سفر خوبی داشته باشن،نه فقط بابا مامان من که همه ی حاجی ها.
بهش میگم ما خیلی تنهاییم رفیق .  ما حتی خودمون و هم نداریم. میگم من افسردگی ندارم فقط غمگینم . ای کاش افسرده بودم ولی روان درمانی و دارو بود لااقل یکم امید داشتیم به بهبود اما این روزا نمیدونم دقیقا کی قراره این غم بره کنار .بهش میگم شدم شبیه اون نهنگه که امواج صوتی شو بقیه آبزی ها نمیتونن بشنون و حس کنن و اون تنها میمونه .
بیا. هر شب بیا. در خلوت هر مه‌تاب تنهایم. در سایه‌ی هر شب، چشم به راهت گشوده ام. در پس هر ستاره پنهانم. در پس پرده‌ی هر ابر در کمینم. بر سر راه کهکشان ایستاده ام. بر ساحل هر افق منتظرم. بیا، خورشید که رفت، بیا. شب را تنها ممان. تاریکی را بی من ممان. من آن‌جا بر تو بیمناکم که با شب تنها نمانی. با دیو شب تنها نمانی. دیو شب بی رحم است، گرسنه است، وحشی است، خطرناک است، وحشتناک است. پرنده‌ی معصوم و کوچک من! آفتاب که رفت پرواز کن؛ از روی خاک برخیز؛ این خرا
گاهی دلم هیچ چیز نمی خواهدجز گپ ریز ریز با مادرمهی من حرف بزنمهی او چای تازه دم بریزد.هی چای ام سرد بشودهی دلم گرم.آنجا که چای ات سرد می شودو دلت گرم"خانه #مادر است". .باز روز مادر است و. خانه هست ، چای هم هست. و یک دنیا حرفی که سال هاست با تو نزده ام!و روزگارم پر است از روزهای بی تویی.
چطور موخوره سر خود را درمان كنیم
كمتر خانومی پیدا میشه كه موهای بلند داشته باشه و موخوره رو تجربه نكرده باشه. موخوره به یك یا چند شاخه شدن انتهای موها گفته میشه كه اگه بهش رسیدگی نشه پیشرفت میكنه و نه تنها باعث ضعیف شدن موها میشه بلكه باعث كوتاه و بلندی انتهای مو و ایجاد ظاهری ناخوشایند در موها میشه.
 
به همین دلیل در این مطلب در مورد موخوره و انواع روش های پیشگیری از اون و مراقبت از موها صحبت میكنیم و نكاتی رو برای درمان موخوره و خلاصی از او
مادرم !
زمانی که خبر شهادتم را شنیدی ، گریه نکن.
زمان تشییع و تدفینم گریه نکن.
زمان خواندن وصیت نامه ام ، گریه نکن.
فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش میکنند ، و ن ما عفت را.
وقتی جامعه ما و بی حجابی فرا گرفت ، 
مادرم گریه کن که اسلام در خطر است!
(وصیت نامه شهید سعید زقاقی)
 
هیچ وقت سریال ستایش را ندیدم اما امشب باتیتراژ پایانش گریه کردم 
الکی ها .الان توانایی این را دارم که باهرچی بزنم زیر گریه 
راست راستش اینه که هیچ وفت روز های خوب نمیرسه .
من راه درست رفتم .سعی کردم مرد باشمنامرد بود من باختم 
.
چند روزی میشه که دوتا از بهترین تاریخ های عمرم رو پشت سر گذاشتم.یکم شهریور سالگرد ازدواج،و پنجم تولدم رو.
خدارو شکر میکنم که امسال هم سالگرد ازدواجمون تونستیم دور هم با خانواده هامون باشیم.
حس های مبهمی دارم.تقریبا این حس هرلحظمو باخودش درگیر کرده.دوست دارم نصف بشم و نصفم همیشه پیش مامانم باشه. که دیگه هرروز دور ازم تنها نمونه،تا شب که بابام برگردن خونه.
که نصفم بتونه توی کارها هرروز کمکش کنه. که نصفم بتونه همصحبتش بشه و تنهاییش رو پر کنه. که
در بی‌معنا‌ترین حالت ممکن به سر می‌برم. دیگر نه مثل سابق می‌توانم برای خودم دلایل انرژی‌بخش بیاورم و از آن دلایل نیرو بگیرم و نه دیگر همچون گذشته این پوچی و بی‌معنایی مرا شدیداً افسرده می‌کند. ناگاه، وسط تمام خواسته‌ها و کارهایم مغزم می‌گوید خب که چه؟ ذهنم به اول و آخر این دورِ تکرارشونده فکر می‌کند و روحم چونان مار زخم‌خورده‌ای از این همه بی‌معنایی به خود می‌پیچد و می‌پیچد و می‌پیچد. از تأسف سری تکان می‌دهم و بعد؟ هیچی، به زندگی
سلام
من مدتها بود که از پدرم ناراحت بودم.
پدری که وقتی دو سالم بود به انتخاب خودش و کاملا داوطلبانه به جبهه رفت و شهید شد.
همیشه ناراحت بودم که چطور تونست ما سه تا بچه را با مادرم تنها بذاره و بره. 
دیگه هیچکس نبود که بره شهید بشه؟؟؟؟؟ چرا در قبال خانوادش، در قبال من که من فقط دوسالم بود و نیاز با حامی داشتم احساس مسیولیت نکرد و هزاران سوال دیگه.
سالها این افکار مرا ناراحت می کرد، تا اینکه این چند روز بالاخره تصمیم گرفتم که ببخشمش.
 
از دست مادر
بچه بودم
مادرم
هر وقت دلتنگ می‌شد
دست من رو می‌گرفت می رفتیم اینجا.
من آدم ها رو می‌دیدم 
مادرم رو
بعدم میرفتم جلوی ضریح رو خانم رو میبوسیدم
و گاهی، بودن کنار این خانم رو بیشتر از پارکِ توی حیاطش و آبخوری اش و سید مهربونش دوست داشتم.
ساعت هاا سرگرم بودم اونجا.

سیده ملک خاتون»
مردم شهید بابایی را به ‌خوبی شناخته ‌اند و اکنون باید بیشتر پیرامون شخصیت مادرم صحبت کنم تا جامعه بداند مادرم برای تعالی پدر زحمت ‌های بسیاری را متحمل شده است. در حقیقت از دامن زن، مرد به معراج می ‌رود. همراهی و هم فکری مادرم با پدر توانست شرایط را برای رسیدنش به سرمنزل مقصود آماده و مهیا کند. در تمام شرایط سخت و نبودن‌ های پدر، مادرم بود که با تمام سختی‌ های پیش ‌رو اوضاع خانه را آرام می ‌کرد تا بتوانیم به درس و مشق خود برسیم.

ادامه مطلب
موهایم را شانه می‌کردم. باد خنکی از پنجره‌ی اتاق مادرم می‌آمد و نظم شانه کردنم را بهم می‌ریخت. شانه‌شده‌شان را به مادرم نشان دادم. لباس دیگری در ماشین لباس‌شویی چپاند و گفت مثل فرشته‌ها شده‌ام. یا یک پری دریایی.
و به این فکر افتادم که شاید واقعا در زندگی قبلی‌ام یک پری دریایی بوده‌ام که یک خروار موی آبی دارد. شاید به همین خاطر است که اصرار می‌کنم رنگ موی آبی از مشکی بیشتر به من می‌آید. 
موهایم را هر روز با چنگالی که یکی از شما توی اقیانو
سلام
پسری ۲۰ ساله هستم، پدرم حدود هشت سال پیش فوت شد، روابط پدر و مادرم بسیار عالی بود، من خیلی به مادرم وابسته هستم، توقع نداشتم ازدواج مجدد بکنه ولی حدود یک سال پیش ازدواج کرد.
اون آقایی که الان جای پدرم امده اوایل گفت که روابط ما خیلی سطحی خواهد بود و من خیلی کم به مادرت سر میزنم، در کل خیلی مودب بود، ولی هر چقدر زمان میگذره کمتر من رو حساب میکنه و صحبت هایی که با من کرده بود رو فراموش کرده.
من چون نمیتونستم شرایط رو تحمل کنم به مادرم پیشن
جواب کوتاه این است که بله افسردگی می تواند مسری باشد. ولی نه به این تعبیر که اگر به یک فرد افسرده دست بدهید بیماری اش به شما منتقل می شود.
دهها سال است که محققین علوم روانشناسی و جامعه شناسی به این حقیقت اشاره کرده اند که رفتارهای سالم و ناسالم می توانند به دیگران منتقل شود. از ترک کردن سیگار تا خودکشی و همه احساسات و عادت های بشری می توانند توسط دیگران، تقلید و تکرار شوند.
افسردگی معمولاً همراه با مجموعه ای از رفتارها و عادتها است نظیر تصمیما
سلام
من تازه ازدواج کردم، پدر و مادرم جدا شدن و مادرم مجبور به کار کردن بود و تو سختی بودم، مادرم همیشه به دور از لطافت و نگی، سخت تو خونه و بیرون کار کرده، منم کمکش کردم و فقط و فقط تلاش کردم تا دانشگاه دولتی درس بخونم، یه برادر کوچیک داشتم و کلا با فامیل هم سالی یک بار رابطه داشتم.
خلاصه کنم.؛
از نظر ظاهری خوبم اما به شدت مردونه ام. اصلا عشوه و ناز کردن بلد نیستم. اصلا نمیدونم چیکار کنم یه کم نه تر بشم. خیلی سرچ میکنم خیلی مطلب میخونم اما
 
تا پاییز صبر می‌کنم
اگر نیامد
خودکشی خواهم کرد
در انتظارش هستم
این جهان افسرده را
باید
با کسی تقسیم کنم
.
دیگر نمی‌گویم
اگر نیامد خودکشی خواهم کرد
هرکه از کنارم عبور می‌کند
می‌گوید: شما چقدر
به ابر
به باران
به سکوت
به نیستی شباهت دارید
من آرام، تنها و منزوی
در آستانه‌ی بهار ایستاده‌ام
پس از آن که برای آخرین بار
خودم را در آینه نگاه کردم
با کفش‌های کهنه
تنها
پا به بهار گذاشتم.
 
                     - احمدرضا
 
  
آیا ما سزاوار بودیم
ت
بسم الله الرحمن الرحیم
گفت : در می زنند مهمان است            گفت: آیا صدای سلمان است؟این صدا، نه صدای طوفان است             مزن این خانهء مسلمان است                                 مادرم رفت پشت در، اما
گفت: آرام ما خدا داریم                       ما کجا کار با شما داریمو اگر روضه ای به پا داریم                    پدرم رفته ما عزاداریم                      پشت در سوخت بال و پر، اما
آسمان را به ریسمان بردند                 آسمان را کشان کشان بردندپیش
آسیب های دوره کودکی من جوریه که چندتاش تا الان یادم میاد و اذیتم میکنه.
مثلا پدر من یه آدم گوه اخلاق بود که معلوم نبود با خودش چند چنده.  با روابط اجتماعی داغون.تو یه خونه کوچیک بودیم و اینقدر پور نداشتیم که من همیشه عذاب وجدان داشتم بخاطر پول خرج کرون های ساده. فکرشو بکن. یه بچه بودم فقط. من یه ست خط کش صورتی خیلی ناز داشتم و مث چشمام مراقبش بودم. حدود ۱۳ ۱۴ سالم بود که تو یه بحث خیلی ساده برداشتش و پرتش کرد تو دیوار و شکست.
اون لحظه همه وجودم تی 
پست موقت:دیروز مادرم را توی بیمارستان بستری کردیم. چند روزی درد شدید داشت. کیسه صفرایش باید برداشته شود. شش ماه پیش هم یک عمل دیگر داشت و برای همین حالا عملش کمی پرریسک شده است. این روزها حال و حوصله هیچ کاری را ندارم. منتظرم تا عملش تمام شود و بعد حال من هم سر جایش برگردد. آدم خودش اگر مریض باشد راحت تر است تا اینکه مریضی مادرش را ببیند. امیدوارم زودتر به سلامت به خانه برگردد.
حال این روزهام من رو یاد وقتى میندازه تو سن تعیین كننده ى زندگیم بودمو و مات و مبهوت مونده بودم از بى پشتوانگى و كوتاهى دستم چه روزهاى افسردگى سختى بود چجورى اون افسردگى رو پشت سر گذاشتم؟!.مگه میشه؟! مگه میشه یكم این زندگى براى ما نچرخه؟! خدایا مى خوام زندگى كنم . مى خوام زندگى كنم.همه انرژى ام پاى حسرت هام داره تلف میشه متنفرم از این شرایط . متنففففففر! بخدا این زندگى نیست خدایا حالا میگم سخت ترش رو نذار تو دامنم لطفا! كمى كوتاه بیا! 
من مردِ مادرم
تا همین دیروز پسر بودم
و حالا مادرم
با حفظ سمت ، شدم
امروز مردِ مادرم
چون بیوه ای شبیه تصویر سینمایی یک حماسه
در غاری افسونگر به تنهایی
اسطوره ی آینده زاییدم
مردِ مادر شدم
همینقدر افسانه
و چیست این اگر این نیست؟
که به مدت معلوم مادرم درد کشیدم
آدمی دیگر زاییدم
از ظاهرم معلوم بود و حالا دو نفریم
و اولی آیا هنوز زنده است؟
چیستم این اگر مردِ مادر نیستم؟
که هرچه اولی ام بد باشد اگر بمیرد خواهم گریست
مردِ مادر شدم
همینقدر جدی ، چندش
از روزی که خسته شدم و دیگه  هر چی تلاش کردم نتونستم درس بخونم انگار دنیا رو سرم خراب شده افسرده شدم بی حوصله شدم و
با ناامیدی این که کنکور نتیجه دلخواهمو نمیگیرم و امید اینکه سال اینده خیلی خیلی خیلی درس می خونم رفتم سر جلسه کنکور و ازمون دادم.
بعد کنکور هم همینطوری گذشت باز هم بی حوصله بی انگیزه کلافه معطل و حیران نتایج کنکور روز هام اینطوری گذشت یا پای گوشی و تو سایت ها (مثل نی نی سایت) دغدغه مشکلات مردم رو می خوندم و یا تو پیام رسان ها گشت م
♭♯ شاه گفتا کربلا امروز میدان من است •♭♯♭♯ عید قربان من است •♭♯♭♯ کربلا رنگین از خون جوانان من است •♭♯♭♯ عید قربان من است •♭♯♭♯ مادرم زهرا(س) در این گودال مهمان من است •♭♯♭♯ عید قربان من است، •♭♯♭♯ خواهرم زینب پرستار یتیمان من است •♭♯♭♯ عید قربان من است •♭♯♭♯ زینب من پریشان و عزادار من است •♭♯♭♯ روز ایثار من است •♭♯♭♯ کشته ی بی دست عباس علمدار من است •♭♯♭♯ روز ایثار من است •♭♯♭♯ مادرم زهرا امروز غمخوار من است
سلام
من یه دختر 17 ساله هستم که یه بیماری قلبی مادرزادی دارم، بیماری که هیچ علائمی نداشت و من به بدترین نحو ممکن متوجه شدم، طوری که تا ایست قلبی هم پیش رفتم در صورتی که من قبل از اون خیلی آدم فعالی بودم، ورزش می کردم و کلاس های جور وا جور شرکت می کردم.
اما این بیماری هیچ علامتی از خودش نشون نداده بود با اینکه من به طور سنگین فعالیت بدنی داشتم، پدر و مادرم هر دو پزشک بودن و من چکاپ منظمی داشتم اما یک دفعه این بیماری عود کرد و من تا ایست قلبی پیش رفت
همین روز شنبه بود که داشتیم با یاسمن و نگار راجع‌به مرگ عزیزامون حرف میزدیم. آخه عموی نورا روز قبل فوت کرده‌بود. داشتیم از تجربه‌هامون میگفتیم. گفتم: "من تجربه چندانی نداشتم و نمیدونم واقعا اگر یکی از عزیزانم بمیرن باید چیکار کنم. نزدیکترین کسی بهم که فوت کرده مادربزرگ مادرم بود که اونم سنی نداشتم اونقدر و بیشتر از مرگ اون آدم برای مادرم و عمه‌های مادرم و خاله‌م و اینا ناراحت بودم." گفتم: " مثلا الان اگر بابابزرگم (پدربزرگ مادرم) فوت کنن من
خواب بدی دیده بودم.
خواب دیدم جواب ازمون آمده و من قبول نشدم. با ترس به پدرم نگاه کردم، که تنها دلیل درس خواندن برای آزمون او بود، ولی برعکس انتظارم، فریاد نزد. فقط لبخندی زد و من را در آغوش گرفت. همینکه داشتم احساس آرامش می کردم، چشم باز کردم و دیدم پدرم به سایه سیاهی تبدیل شد و گرداب تیره ای مرا .بلعید. بدبختانه، نمی توانستم از خواب بیدار شوم و تا صبح در خلا و تاریکی تارتاروس گونه سقوط کردم. 

فردا صبح ناراحت شدم که چرا سه روز پیش از موعد اس
آدمهای توی این کشور،
و مخصوصا ایرانیهای این کشور رو،
بیشتر درگیر اثبات اینکه: تنها نیستن (ولی هستن)، دلتنگ نیستن (ولی هستن)، خوشگل هستن، وایت هستن، جذاب هستن، کار مهمی میکنن، برای این مملکت مهم هستن، دوست های زیادی دارن، افسرده نیستن، و. یافتم.
 
نگران آدمهای این کشور هستم.
 
《گفت: میگم که برای شما فرقی نمی‌کنه. خیلی وقته که دیگه همه‌تون تنهایید. فقط هنوز گرمین حالیتون نیست. همه‌تون فقط خودتونید و خودتون. این همه میری تو خیابون تا حالا کی دیدی یه نفر همین‌طوری قدم بزنه و چشمش به آسمون و درختا باشه و بخنده؟ یا اصلا الکی بخنده؟
گفتم: خودم که می‌خندم.
گفت: نچ! تو حکایتت سواست. دیوونه‌ای.
دیدم راست میگه. خیلی وقته ندیدم یکی دل سیر بخنده.
همدم گفت: شما آدما همیشه تنهایید. منتها اینو هیچ وقت نمی‌فهمید. وقتی بچه‌اید فکر
نا امیدی و ترس و بلاتکلیفی تمام حس های من به آیندست
در حالی افتادم تو جریان آب که بعضی وقتا هنوز از خودم میپرسم آیا دوست دارم اصلن تن به این آب بدم؟و جواب رو نمیدونم
یک روز آره یک روز نه
ولی حداقل این پنجشنبه وقتی برگشتم خونه افسرده نبودم
فکر کنم موتورم داره روشن میشه 
و خب فکر کنم بار ها از خودم پرسیدم'قبل اینکه بری ببین برای چی میری به چی قراره برسی که پاش همه چی میدی؟
ولی خب یه روز روزای خوب رو همه می بینیم:)
میشه خودموپیداكنم؟برای خودم زندگی كنم؟قلبموازسنگ هایی كه انداختن توش خالی كنمخودموغرق كنم توابی كه پاكم كنه ازاشتباهاتم.اشكام تموم شه.دلم تنگ چیزی بشه كه ارزششوداره.ارزش داشتن مهمه .هیچوقت نزاریدكسی یاكسانی باعث بشن ارزشتون كم بشه.میشه انقدفراموشی بگیرم كه رنگ جیغ بپوشم عطربزنم لاكاموبادخترم ست كنم تمام حیاطوباهاش بدوم ازته دل بخندم اسمونونگاه كنم ودخترموبغل كنم بالاسرم بلندبگم فقط تو تواسمون زندگی منی خندشوببوسم بغلش كنم بوش كن
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
هیشکی توی قلبم جا نمیشه حز تو تا همیشهاین منه تنها جز تو با هیج کسی ما نمیشهتوی ابراست این عشق من و تو مث یه دریاست
تمومی نداره انگاری رویاست دل بده به این همه عشق و احساس به این احساساین دیوونه رو هی دستاشو بگیر تو بگیر فقطحتی فکرتم عاشق میکنه منو بی هوا توی این شبادل بده به قلبم آروم عشق خودمی توی تنمیاین دیوونه رو دستاشو بگیر تو بگیر فقط
♫♫
دانلود آهنگ ماکان باند به نام دیوونه
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
هیشکی توی قلبم جا نمیشه حز تو تا همیشهاین منه تنها جز تو با هیج کسی ما نمیشهتوی ابراست این عشق من و تو مث یه دریاست
تمومی نداره انگاری رویاست دل بده به این همه عشق و احساس به این احساساین دیوونه رو هی دستاشو بگیر تو بگیر فقطحتی فکرتم عاشق میکنه منو بی هوا توی این شبادل بده به قلبم آروم عشق خودمی توی تنمیاین دیوونه رو دستاشو بگیر تو بگیر فقط
♫♫
دانلود آهنگ ماکان باند به نام دیوونه
خب امروز رفتم مصاحبه ساعت 6/30 با پدر از شهر به سوی مرکز استان حرکت کردیم
خیلی نشستم تا نوبتم شد ورفتم داخل در مورد شرایط ازدواج پرسید که من خیلی خوب نتونستم جواب بدم و همچنین دو تا ایه از قران گفت بنویس و تحلیل کن ایم خوب نبودم ؛
ولی بقیه قسمت ها بد نبود رو به خوب بود سوال های خطرناکی می پرسید که توی دلم خالی میشد 
اینکه قبول نشدی چی کار میکنی و.
کلا امروز بعد مصاحبه اصلا حالم خوب نبود  امشب یکم گریه کردم از گریه های مادرم و غصه خوردن هاش هم خس
این که والدین نسبت به فرزندانشون وظایفی دارند خیلی مشخص و اینکه مادرم گاهی اوقات زیادی نسبت به من کوتاهی می کنه دیگه برام قابل انکار نیست.اونروز بهش گفتم من ازت توقع ندارم، اگر داشتم تو این مدت زنگ می زدم و می گفتم بیای بهم سر بزنی، چون وظیفه داشتی، اما وقتی ترجیح می دی وظیفه تو نادیده بگیری منم اصراری نمی کنم.
یکی از چیزایی که خیلی آزارم میده و هنوز نتونستم درستش کنم، روایت "من گونه" نوشته هامه.
یعنی نمیدونم فقط مختص نوشته هاست ، ولی چون نسبت به نوشته ها ارزیابی بیشتری دارم،میتونم اینو بگم.
 "من" تو نوشته هام خیلی بارزه. درحالیکه موقع ویرایش جملات،با حذفش هیچ اتفاقی نمیفته. نه صرفا لفظ من ، که نوع روایت از زاویه دید اول شخص.
مشاور میگفت شخصیت "خود محورِ خودکم بین" دارم.
بخش خودکم بین به دلیل قدرت بیش از اندازه و استبداد مادر تو وجودم شکل گرفته و بخش خو
روزهایی که هی بهش توصیه می کردم که از این حال و هوا بیا بیرون. خوب نیست برات و. اصلا فکرش رو هم نمیکردم که خودم هم دچار این حال و هوا بشم و اینطور شدیداً بی قرارش باشم. واقعا این بی قراری و دلتنگی، منو داره از پا درمیاره. هر چقدر هم تظاهر به خوب بودن میکنم، یاتلاش میکنم این حال و هوا رو مدیریت کنم، که بلکه به کار و زندگیم برسم، نمیشه که نمیشه. دوباره یکدفعه این حس دلتنگی میاد سراغم. 
پست‌هایتان را می خوانم و گاهی برایتان شاد و گاه غمگین می‌شوم،با اطرافیانم حرف‌ می‌زنم و می‌خندم اما تلخی‌ این روزها مقابل چشمانم دور نمی‌شود، عجیب روزهای گندی دارم،تو گویی مشکلات چون مسلسلی به رگبارم می‌بندد و تنِ خسته‌ام را بی‌جان‌تر می‌کند،زخمی‌ام،زخمیِ زخم‌های روزگار! چه برای پاییز می‌دیدم و چه شد.
۱۸ روز پیش(که البته ما ۵ روز پیش فهمیدیم) برادرم جدا شد، انقدر ناگهانی و شوکه کننده بود که حتی فرصت ریختن اشک‌هایمان را هم پیدا
اهنگ بهنام بانی فقط برو - فقط برو از بهنام بانی - متن اهنگ بهنام بانی فقط برو کد پیشواز فقط برو بهنام بانی - بهنام بانی فقط برو ترانه فقط برو بهنام بانی.
نپرس از حال و روز من فقط برو نمون نشو پاسوز فقط بروبرس به زندگیت به فکر من نباش ازم که پرسیدن بگو دوسم نداشت ♫♪یکی دوتا نیست آخه درد این !!! دلم چیزی نمیگه خیلی مرد این دلمزیادی عاشقت شدم دلت رو نذار تموم شه قصمون چه خوب چه بد ♫♪از هرچی ترسید دل من سرش !!! اومد گفتم بهتر میشه اما بدترش اومدبعد از
چند دقیقه بدون باز کردن شیر آب روی صندلی حمام نشسته بودم. عاقبت از ترس اینکه مستر به دوش نگرفتن و صدای آب نیامدن از حمام شک کنه و در حمام رو باز کنه و چهره اشک آلودم رو ببینه دوش رو باز کردم. دست و پام رو گرفتم زیر دوش اما خودم عقب تر روی صندلی نشسته بودم و به پهنای صورت اشک می ریختم. مسبب حال بدم مستر بود. یا لااقل دقیقه های اول من این فکر رو می کردم. از رفتارش در برابرم بدم می آید. به حال زارم در آینه نگاهی انداختم و با صدای از نطفه خفه شده گریه کرد
من همیشه تنها بودم . همیشه هم تنها خواهم بود . اصلا همه ی آدمها تنها هستند . بعضیا این تنهایی رو بیشتر درک می کنند ، بعضیا کمتر .
خب به درک ! به جهنم ! دنیا تا بوده همین بوده . تنها هستم و هیشکی دوسم نداره . هر کسی هم میگه دوستت دارم ، دروغ میگه . همه خودشون و منافعشون رو بیشتر دوست دارند . عشق ناب و خالص ندیدم هیچوقت .
 
کسی این وبلاگ رو می خونه آیا؟
امشب ب اندازه کافی غمگین و افسرده بودم که خبر مرگی رو دیدم که واقعا براش ناراحتم خبر مرگ یک پدر 
پدر کسی که احترام زیادی براش قائلم
اتفاقای بد همیشه وقتی میفتن که تو مطمئنی که وقتش نیس هنوز نه زوده بابا :(
مرگ سخته ن بخاطر نابودی، بخاطر جدایی بعدش
بخاطر دوری ش
اوه خدای من
تمامم بغض میشه و چنگ میزنه ب گلوم از فکر دیگه نبودن ها 
 
+استرسایی که ی دوره ای میکشی باعث افسردگی توی مرحله بعد میشههههه!!
من حالا افسردگی پسا امتحان دارم حالم خیلی خر
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها