این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

نتایج جستجو برای عبارت :

کدآهنگ پیشوازمن برم هیچکی تنهانمیشه بغض ابری برام وا

اهنگ جدید سریال ستایش 
شهاب مظفری ستایش
آهنگ جدید غمگین شهاب مظفری به نام ستایش با دو کیفیت متفاوت و عالی
 
من برم هيچکي تنها نمیشه بغض ابري برام وا نمیشهطفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشهکاش میشد اینو لااقل بدونی موندم اینجا که تنها نمونیعاشقم واقعا نه از این عشقای یه قرونیزندگی عین دریای بی آب من همش راه میرم بی تو تو خوابمثل یه کوریم که عصاشو داده به دسته ی کرم شب تابآخه تو چی میدونی ازم که رو تنم جای چنگال گرگهپا گذاشتن رو قلبم که له ش
 
دانلود آهنگ تیتراژ سریال ستایش 3 با صدای شهاب مظفری به اضافه متن تیتراژ سریال ستایش
 
من برم هيچکي تنها نمیشه بغض ابري برام وا نمیشه
طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه کاش میشد لااقل اینو بدونی
موندم اینجا که تنها نمونی عاشقم واقعا نه از این عشقای یه قرونی
زندگی عین دریای بی آب من همش راه میرم بی تو توی خواب
مثل یه کوریم که عصاشو داده به دست یه کرم شب تاب آخه تو چی میدونی ازم که
رو تنم جای چنگال گرگه پا گذاشتم رو قلبم که له شم ما کوچیکا خدامو
دانلود موزیک از این شهر برو 2 از دنیا به همراه لینک مستقیم 
 
دانلود آهنگ دنیا به نام از این شهر برو 2 320
دانلود آهنگ دنیا به نام از این شهر برو 2 128
 
در ادامه شاهد متن شهر برو 2 هستید:
از این شهر برو برو یه جایی که زندگی کنیتو جز خودت به هيچکي فکر نمیکنیغم تو چشمامو حس نمیکنهفقط برو همینو بساز امشب تورو سپردمت به اون که پیششیکه واسش از همه چی دست میکشیاز این به بعد اسم عشق میشه چیبرو که بد دلم شکستشکستن منو نگاه میکنیتو روزگارمو سیاه میکنیبدون م
بچه ها امروز برام یک روز پر از خاطره بود!صبح یک آهنگ گوش کردم که وقتی شنیدم که زندگی برام پر از خوشی های بچگی بود. بعدم مهمونایی برامون اومد که مربوط به همون آهنگن:)
این آهنگ برام پر از خاطرات بچگی من و خواهرم و اون ۳ تا پسرن که الان بزررگ شدن، همونطور که منو خواهرم بزرگ شدیم.
یادمه ما چهارتا(داداش کوچیکه کوچیک بود و زیاد با ما نبود) تا پیش هم می‌رسیدیم، بالشت بود که به هم میزدیم و خونه رو روی سر هم خراب می‌کردیم‌. کم پیش میومد که مثل آدمیزاد پای
اونقدر گیجم ک نمیدونم به چی فکر کنمحتی نمیدونم خوبم یا بد:)به معنای واقعی سبکم ازادم و خالی از همه چیفقط بعضی اوقات فکر میکنم خیلی افراطی به همه چیز نگاه میکردم:))شب نتایج برای اولین بار درست حسابی گریه کردم:)دیروز برام کیک خریده بودن اولین بار بود ک برام کیک میخریدن و شمع فوت میکردم(قبلا فقط بهم کادو میدادن بدون کیک و.)خاله چون همه اینجا بودن ی هفته زودتر تولد گرفتن که همه باشندختر ا خاله ها برام خرس و یه تابلو (تابلو وضعیت ستاره توی شب تولدم )
از یجایی به بعد 
ترک کردن یا حذف کردن چیزایی دوسش دارم و داشتم 
برام مهم نیست 
قبلا برام مهم بود ٬ نگهشون میداشتم ٬ چندین و چند سال 
مثل نامه ها ٬ مثل وسایلی که دوست داشتم ٬ مثل خیلی چیزای دیگه 
نمی‌دونم چیشد . 
اون بخش از احساساتم رو از دست دادم بابت نگهداریشون 
اون وبلاگ بیانم که توش شعر می‌نوشتم رو حذف کردم 
نامه ها رو سوزوندم 
با آدمایی که آشنا میشدم و دوسم داشتن ٬ خیلی راحت ترکشون کردم .
هیچی برام مهم نیست
سلام هادیم نمیدونم میخونی یانه یا اصلا اینجارو یادتهامابدون بابغض مینویسم براخودم وبراتوعه بی معرفت
باورم نمیشه تواین وضعیتم اینکه رفتی اینکه بدون منی،خیلی راحت کناراومدی ومهم نبودم
فقط ازت ممنونم بهم حسیودادی که حاضرم برا تکراردوبارش باجونم ریسکش کنم ودوباره تکراربشه،یادته میگفتم دوستت دارم میگفتی من بیشترهادی اون بیشتر یعنی چی؟؟برام سواله؟؟اینکه بزاری بری فکر کردی اینجوری درست میشه به خیال خودت الان همه چی درسته؟؟؟؟؟
منوبا ک
خب این چند وقته رو بگم شب چارشنبه بود فائزه ی بحثیو شروع کرد که برام مرور خاطراتی که نباید هیچوقت بهشون فک کنم بود ی لحظه همچیو یادم اومد دیگه حسی نداشتم دیگه قلبم درد نمیگرفت وقتی راجبش حرف میزدم دیگه بغض نمیکردم هیچ حسی نداشتم برام ی استوری گذاشت
دانلود آهنگ ایوان بند بمونی برام | کیفیت خوب و عالی
موزیک جدید و زیبای ایوان باند با عنوان بمونی برام { آلبوم عالیجناب } همینک از رسانه بزرگ جاز موزیک
Exclusive Song: Evan Band – Bemooni Baram With Text And Direct Links In jazzmusic.blog.ir

متن آهنگ ایوان بند بمونی برام
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
اومدی تو زندگیم تا تو بیایی غمم
بره بی اراده هر دفعه میبینمت دلم بره ♬♫♪نیمه ی گمشده ی من غرق پیدا ♬♫♪
شدنی قلب دوم منی اینور سینم میزنی ♬♫♪اومدی پرنده ی عشق بشینه رو ♬♫♪
 دانلود آهنگ
لاک فیروزه ایم یه مدتیه سفت شده و نمیشه ازش استفاده کرد :( دلم گرفته ، یعنی دیشب ن حالمو گرفت ، این هفته خوب شروع شده بود ولی مثل اینکه من نمیتونم چند روز پشت سر هم خوشحال زندگی کنم ، دلم  یه لاک آبی کمرنگ که حالت صدفی داشته باشه میخواد :(
+: میدونید ؟ مهم نیست که یه دختر 23 ساله در مقابل یه پسر 15 ساله تو این جامعه حرفش خیلی بی ارزش تره ، برام مهم نیست کسی جنس مونث رو آدم حساب نمیکنه ، برام مهم نیست دنیا چقدر حق دختر ها و زن ها رو خورده ، برام مهم نیست
من بی دلیل به کسی بی ادبی و بی احترامی نمیکنمهمه خواننده هام برام محترمند و تا جایی که احترامشونو حفظ کنن خیلی برام عزیزند .و با کمال ادب و احترام باهاشون رفتار میکنم اگرم گاهی باتون شوخی میکنم و یه پستی مینویسم  منظوری ندارم صرفا واسه خنده اس و گاهی هم نکاتی رو غیر مستقیم میگم
اما من خوب نیستم
نبودنت برام پر از درد و غصه بود
اشک ریختن و غصه خوردنام آخر سر منجر به کمردرد شدید شد و قلبم که دیگه نگم نمیخواست بزنه
خوشحالم که حالت خوبه و کم کم حال منم خوب میشه ایشالا
فردا میرم سرکار
امتحان کردم دیدم میتونم راه برم و بشینمو پا بشم
بودنت برام یعنی زندگی
دوستت دارم
خیلی
مراقب خودت باش لطفا
امروز ک اسمس هاشو با اون زنه دیدم ، اولا ک بغض کل وجودم رو گرف ، دوماً دلم برااااش خیلی خیلییی سوووخت. بعد فهمیدم چقد دوسش دارم.فهمیدم چقد برام عزیزه.فهمیدم نمیخوام از دستش بدم.نمیخوام اذیتش کنم.خیلی برام ارزش داره خیلی خیلیحتی اینو مینویسم گریم گرفته.#ابی
امروز ک اسمس هاشو با اون زنه دیدم ، اولا ک بغض کل وجودم رو گرف ، دوماً دلم برااااش خیلی خیلییی سوووخت. بعد فهمیدم چقد دوسش دارم.فهمیدم چقد برام عزیزه.فهمیدم نمیخوام از دستش بدم.نمیخوام اذیتش کنم.خیلی برام ارزش داره خیلی خیلیحتی اینو مینویسم گریم گرفته.#ابی
دانلود اهنگ اومدی تو زندگیم تا تو بیای غمم بره (ایوان باند) با لینک مستقیم با متن
دانلود آهنگ جدید ایوان بند بمونی برام♫ دانلود اهنگ جذاب و شنیدنی آی دیوونه بمونی برام از خیالت نمیشه درام . اومدی توو زندگیم؛ تا تو بیای، غمم بره…
آهنگ جدید ایوان بند به نام بمونی برام بمونی برام موزیک جدید ایوان بند با . اومدی توو زندگیم تا تو بیای غمم بره بی اراده هر دفه میبینمت دلم بره.
دانلود آهنگ جدید ایوان بند به نام بمونی برام عکس جدید ایوان بند عکس
دقیقاً نمی‌دونم از کِی و اصلاً نمی‌دونم چرا، ولی مطمئنم پنج‌ساله که اون رادیو فقط یک شئ دکوراتیوه که سالی یه‌بار گردگیری‌ش می‌کنم.دیگه برام جذابیتی نداره. صدا مهمه، هنوز شنیدن ُ دوست دارم و از همه بیشتر گوش کردن به داستان و نمایش رادیو‌یی رو. ولی .یعنی اصل مطلب حرفم اینه حالم خوب می‌شه وقتی به یه کتاب داستان یا نمایشنامه گوش می‌دم، ولی غم‌انگیزه که چیزهایی که یه روزی شیفته‌شون بودم دیگه اون جذابیتی که برام داشتنُ ندارن. دنبال دلیل ن
وقتی این وبلاگ رو درست کردم بیشتر دلم میخواست جایی رو داشته باشم که بتونم با خیال راحت هر اون چه که از فکر و قلبم میگذره رو اونجا ثبت کنم و بنویسم و چندان برام مهم نبود که اصلا مطالبم خواننده ای داره یا نه،کسی نظر میده یا نه؟
ولی راستش الان خیلی دلم میخواد که بدونم کسی پست هامو می خونه؟و اگه می خونه نظرش چیه؟پیشنهادی برام داره یا نه؟
سال اول دانشگاه واقعا سال سختی بود برام! نمی‌دونید چی گذشت بهم پس فقط یه گرا بدم! من از اول ترم یک تا آخرش اول یه ۱۵ کیلو وزن اضافه کردم و بعد یه ۱۰ کیلو کم کردم. بی‌ثباتی روحی و فیزیکی رو از این دریابید!
یه سری چیزا شدیدا یادآور اون ایامن برام. وقتی اون چیزا برام اتفاق میفتن، یاد اون سال میفتم و یه بویی حس می‌کنم(واقعا به معنی لغوی: بو)
فک کنم نورونای مغزم آچمز شدن =)))
از بین همه‌ی این‌چیزا یکیشون صدای محمدعلیزاده‌س تو آهنگ عشقم این روزاست. او
ازم پرسید حست چیه؟!.گفتم گشنگی :)).ولی خب ۲۰ سالگی برام حسِّ قشنگی داشت.حداقل شروعش :).دوست صمیمی دوران راهنماییم بهم زنگ زد و در واقع غافلگیری اصلی کار اون بود :) اینکه کسایی که دوسشون دارم یادشون باشه تولدمه خیلی خیلی حسِّ خوبی بهم میده!دروغه محضه اگه بگم برام مهم نیست :).هعی شکرت :))+امیدوارم.امیدوارم.و امیدوارم امیدم نا امید نشه :)
داشتم وب فاطمه رو می خوندم؛ پستش راجع به کم رویی و اینا بود. بعد یاد یه خاطره ای افتادم. من علاوه بر کم رویی یه مشکل دیگه هم دارم؛ نمی دونم می شه اسمش رو گذاشت مشکل یا نه ولی عموما کم برام سوال پیش میاد و  تو دوران دانشگاه اگر هم پیش میومد، بیشتر سعی می کردم خودم برم دنبالش و دیگه اگه خیلی برام مهم می شد مجبور می شدم که از اساتید بپرسم :/ یه بار برای اینکه به خودم  ثابت کنم نه اینجوریام نیست که دلیل نپرسیدن سوالام (البته اگه سوالی موجود می شد :دی) ف
امشب به معنای واقعی شكستم خورد شدم دیگ هیچی برام نمونده نه غروری .ن قلبی ن عقلی ن حتی احساسی .كسی منو شكست كه همه كسم بود زندگیم بود . نفسم به نفسش بند بود .رفت بخاطرتهمتایی ك خودش بهم زد تركم كرد .رفت با هركلمه از حرفاش دلم بیشتر شكستبدو ن توجه به عشقم نسبت بهش بهم تهمت زد ك دلم ازیك جای خوب گرمه نمیدونستم شنیدن این حرفا روزی اینقد برام سخت باشه انقد دردناك ازامشب پریا مرد دختری كه همیشه سعی داشت لبخند به لب بقیه بیاره امشب م
سلام عزیزم چطوری خوبی ؟
الان تقریبا اخرای امتحانای این ترم ام و وضعیت هم خوب بوده تا این جا خداروشکر.
البته نمیدونم ، چون اون امتحانی که برام مهم بوده هنوز جوابش گذاشته نشده ، البته که برام مهم ، منظورم نمیدونم پاس میشم یا نه
درسه ی یه آمار و احتمالات ، متفر از دروس ، هرچیزی که توش کامپیوتر نباشه ه .افکار ذهن خشمگین
رمان سگ هوس باز من داستان واقعی که می توانید قسمتی از این را مشاهده کنید
قسمتی از رمان:آرایش کردم باز هم چشمامو بیشتر ماریا برام ریمل و خط چشم کشید رژ لب هم زدم میکسش کردم رو لبام آماده شدم .ماریا برام زنگ زد آژانس 
تابلوی نقاشی که به تازگی تمومش کرده بودم رو به عنوان کادو بردم و هنرمو به جذاب چشم مشکی هدیه بدم تابلو تصویری از کوهستان بود با دریاچه و با یه آهو وبچه اش که پای دریاچه بودن این یکی از بهترین آثارم بود  رضا هم کلی مخالفت کرد تابلو
این روزها به مرگ فکر می کنم ، دیروز توی واتساپ دو تا عکس از خودم وقتی که خواب بودم برام اومد ظاهرا دوستم زودتر از من بیدار شده بود و ازم توی خواب عکس گرفته بود بعد وقتی که به مرخصی رفت عکس ها رو برام فرستاد !
تو نظر خودم شکل یه جنازه بودم ، لحظه ای حس عجیبی بهم دست داد و مثل لحظاتی که اتفاقاتی میفته و بهم تلنگری زده می شه این بار هم تلنگری زده شد و من رو به یاد مرگ انداخت .
ادامه مطلب
دانلود آهنگ مهدی مقدم پاییز برام بده
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * پاییز برام بده * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , مهدی مقدم باشید.
دانلود آهنگ مهدی مقدم به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Mehdi Moghadam called Paeiz Baram Bade With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه مهدی مقدم به نام پاییز برام بده
نیستی یه روزی من میمیرم از این درد قلبم فقط واسه تو زندگی میکردهوا چه دلگیره بازم بارون زده انگار
وقتی که بعد از بیست روز و اَندی فرجه برگشتم شاهرود.پامو که گذاشتم توی خوابگاه حسم حس دلتنگی بود:)
دلتنگ تخت دنجم :)
دلتنگ اتاق تمیـــزمون :) 
دلتنگ  درخت سنجد گوشه ی حیاط .که همـــه ی زورشو زده سایه درست کنه برام انقدری که دیگه شاخه هاش داره میرسه به زمین :))) 
دلتنگ سالن تلوزیونش.نماز خونه شاتاق هایی که برام رنگ خونه ی همساده دارن :)
دلتنگ خونه دومم
حالا اینجا.الان.امروز ٦تیر ٩٨!
پارسال اینموقع دوروز مونده  بود به کنکورم الان حتی
کاشکی میشد بهت بگمچقدر صداتو دوست دارمچقـدر مـث بـچـگی هـاملالایی هاتو دوست دارمسـادگـی ها تـو دوسـت دارمخستتگی هـا تو دوسـت دارمچادر نماز زیر لبخدا خدا تو دوست دارمکاشکی رو طاقچه ی دلتآینه و شمعدون میشدمتو دشـت ابري چــشاتیه قطره بارون میشدمکاشکی میـشد یه دشت گلبرات لالایی بـخونمیه آسمون نرگس و یاستو باغ دسـتات بشونمبخواب که میـخوام تو چشاتستاره هامو بـشمارمپیشم بمون که تا ابددنیا رو با تو دوسـت دارمدنیا اگه خوباگه بدبا تو برام دیدن
باورم نمیشه این من بودم که هفته قبل اون حرفها رو به ات زدم!.گفتم خیلی کینه ای هستی و حس میکنم روزی حتمن برام دردسر درست میکنی! چرا ول کن خانواده ام نیستی نمیدانم افسردگی گرفتی ولی اصلا برام مهم نیستی نه خودت و نه خانواده اشغال و فضول اتحرفهای دلم به زن برادر خائن ات گفتمباورم نمیشه به ات گفتم گمشو بارها .چقدر خوشحالم که دیگه حسی به آدمی مثل تو ندارم. 
چند روز پیش با کوروش حرف میزدیم داشت داستانه خارج رفتنشو و بد بختیایی رو که کشیده تعریف میکرد ولی مثل اینکه راضی بود میگفت میارزه 
ولی برا من یه جور دیگه هست من زبان بلد نیستم یاد هم نمیگیرم نمیدونم چرا مثل یه جور نفرین میمونه نمیدونم چرا هيچکي به این موضوع توجه نمیکنه یه جوری بدیهی فرض میکنن زبان بلد بودنو بعدشم ادعا میکنن ادم ۳ ماهه تو خارج یاد میگیره (کسی تجربه داره بگه دارن چرت میگن یا نه) 
البته یه چیزه خوبی هم داشت حرفاش اومد یه لیست داد
افتتاح شد :دی به افتخار این که قراره برم دانشگاه یه موضوع جدید بازکردم به اسم روزهای قبل از دانشگاه. خب این برام کلی دلگرم کننده است که رو به جلو پیش میرم و کار میکنمو هدف دارم. هرچند اون روزهای دوره دانشجوییم دو سال آخرش بهترین بود برام و روزهای بعد از دانشگاه هم لازم تا بتونم خودمو بشناسم. امیدوارم دیگه سال دیگه دانشجو بشم. آخ خدا یعنی میشه؟
همیشه وقتی خیلی ناراحت میشم
به هر دری میزنی تا یکم فقط یکم من آروم شم
کارایی که من دوست دارم انجام میدی
مراقبمی
ازم حمایت میکنی
تنهام نمیذاری
همیشه بهم فکر میکنی
دنبال اینی که چطور میشه پیشرفت کنم؟
حال و هوام خیلی برات مهمه
به نیازهام توجه میکنی و بهش پاسخ میدی
درکم میکنی
برام وقت میذاری
باهام مهربونی
دوستم داری
به فکر خوشحال کردن منی
همیشه همراهمی
فقط خداست که بیشتر از تو برام مایه میذاره
وقتای ناراحتی برام کادو میگیری
وقتایی که هیچکس حوا
امشب ته نا امیدیمه .امید به چی به کی آخه.هی میگذره و من افسرده تر میشمدیگه عصاب نمونده واسمبا هيچکي دیگه حرفی نمیزنمبذار همه فکر کنن خوبموقتی بدونن بدم بازم فرقی نداره بهشوندرواقع فقط خوده آدمه که به فکر خودشهغیر خودش هيچکي فکر نمیکنه بهش----------------------------------------------------------------نمیدونم کی قراره حداقل یخورده زندگی به کام مام باشهشایدم هیچوقت به کام نشه(دو روز مونده به 16 شهریور)
.
سلام :)
فردا مصاحبه دارم و بالاخره قراره از این هفت خوان رستمی که خودم ساختم عبور کنم . دیگه هر چی شد ، شد برام مهم نیست .
اگر هم بخوام معلم بشم و قبول بشم، فقط یک هدف دارم ، اون هم ادامه تحصیل تا دکتری ، یا اینکه از طریق بورسیه معلمی برم دکتر یا داروساز بشم ( البته نمیدونم میشه یا نه ) البته حقوقشون چندان فرقی نداره .( البته اینا رو در مصاحبه نمیگم !! متاسفانه مجبورم یک مقدار حرفهای قشنگ قشنگ بزنم که البته دروغ نیست)
نمیدونم بگم دعا کنین خوب بشم یا ن
آقا یه هفته مونده
من قلبم داره منفجر میشه!
از استرس
آره دیگه
همین



برام دعا کنین خوب بدم!
خاسدین برا حال روان پریشمم دعاکنین ولی من همینجوری بیشتر میپسندم ک خب صد البته نظر شما ام برام مهمه!
چی دارم میگم
نمیدونم آقا ولم کنین فلن تا آخر همین هفته
ایشالا خوب میشم.
بعدم اینک
چرا انقد این پستای اخیرم رو عصاب بوده!
رو عصاب شماهاعم بوده؟!
ببخشید خلاصه!
خب دیگ من برم استرس دارم✋
بچه که بودم حسرت یه برادر بزرگتر رو داشتم. به نظرم یه برادر برای اینکه حامی باشه، باید بچه ی اول باشه یا حداقل چند سالی بزرگتر.
اما کم کم بهم ثابت شد برادر برای حامی بودن، نیازی به بچه ی اول یا بزرگتر بودن نداره . برادر تو هر سنی و هر شرایطی، میتونه یه حامی و دوست خوب باشه.
نمیدونم کی این موضوع رو فهمیدمشاید وقتی تو اولین اردوی دانش آموزیش برام کتاب خرید یا شایدم روزی که گوشواره های گل رو خرید یا روزی که باهم گل گفتیم و گل شنفتیم
عید ام
در حال خوندنش هستم . چقدر روال زندگی اون زن برام قابل درکه . چند خط و بند که می خونم کتاب رو می بندم ! طاقباز کف اتاق دراز میکشم و به سقف خیره میشم . به خودم که میام می بینم دقایق طولانی به هیچ چیزی فکر نکردم . 
هنوز تمومش نکردم . برای خوندن کتاب باید سرم دنج باشه . فعلا انواع صداها توی سرم موج مکزیکی میزنه . تمرکز خوندن کتاب رو ندارم ولی دلم میخواد تمومش کنم . اطلاع از عاقبت سرنوشت اون زن برام جالبه . 
۱. خواهری کادوی تولد پیش پیش برام یه روسری پاییزی خوشگل خرید و موامو برام بافت ^_^ [فک میکنم شوهری برنامه داشته باشه چون هی تاکید میکرد تولدت امروز نیس:دی]
۲. نشسم کنار بچه پیشول زخمی باهم شیر پاستوریزه خوردیم نازش کردم حسم این بود که خوشحال شد [کاش یجا بود به گربه خیابونیای زخمی کمک میکرد به چنتا ازین پزشک حیواناتا ام که ز زدم گفتم هزینشم خودم میدم گفتن برا حیوون خیابونی نمیایم]
۳. Bonding time + خواب آروم و بغلی 
همیشه اولین و مهم‌ترین چیزی که توی شناخت یه آدم برام مهمه و جذبم می‌کنه اینه که چیکار می‌کنه. هویت شغلی و آرمان و آرزوهای کاریش چیا هستن. خوش تیپ و خوش برخورد بودن و حتی موقعیت مالی و اجتماعی خوب یه آدم تا وقتی مطمئن نشم که هدف و اعتقاد و دغدغه شخصی‌ای برای خودش داره برام بی‌اهمیت هستن.حقیقتش آدم‌های بدون اعتقاد شخصی برام هیچ جذابیتی ندارن، آد‌م‌هایی که بدون آگاهی و بنابر جبر زمونه یه سبک زندگی‌ای رو پیش گرفتن.برای من هر سبک زندگی‌ای جذ
به نام او.
بعضی وقتا دلم به حال خودم خیلی می‌سوزه.
وقتایی که به عکس صفحه گوشیم نگاه می‌کنم و خودمو میبینم که چه آروم و بی صدا لبخند زدم، انگار که هیچ دردی ندارم.
اگه کسی پیدا بشه و توی چهره ام دقیق خیره بشه غم چشمامو میبینه،اما طبق معمول من کسی رو ندارم که به غم های توی چشمام زل بزنه و بگه آروم باش من کنارتم.
اینکه همه‌ی آدما در واقعیت موجودات تنهایی هستن برام اثبات شده اما من همیشه دنبال این بودم که عکس این موضوع رو برای خودم ثابت کنم که هی
پولمو پس انداز کردم تا چیزی که میخواستمو بخرم ، تو راه که داشتم میرفتم بیمارستان ، رفتم یه بستنی هم بخرم که یهو یه پیرمرد اومد
-دخترم میشه یه چیزی بهم کمک کنی؟
+ من پول همراه نیستم ( واقعا هم نبود فقط کارت داشتم) 
-خب کارت بکش برام
+خب چقدر ؟
-هر چی خودت بگی؟ 
+ نمیدونم مثلا چقدر ( حالا انگار من یه پولدارم که پولام تو حسابم داره خاک میخوره و برام فرقی نداره :|)
-5000 تومن !
همین حین فکر کردم که اگه 5000 تومن بکشم دیگه نمی تونم اون چیزی که میخوامو بخرم :| 
ب
ساعت دوازده شب،خسته و کلافه همراه پدر از سرکار برگشتم خونه.مامان تو اشپزخونه بود.بهش سلام کردم و پشت بندش هم مشغول ارائه گزارش کار و غرغر شدم!مامان گفت خب حالا برو یدقه از رو تختِ علی کیفمو برام بیار.
رفتم تو اتاق علی و جییییغغغغ !
علی رو تختش دراز کشیده بود ^--^
پریدم رو تختش.صورتشو با دستام قاب گرفتم و گفتم تو کی اومدییی عشقِ خواهر هااان تو کی اومدیییی؟؟؟


هنوز بعد از نزدیک به یک سال سربازی،مرخصی اومدناش برام شیرینه و دیدن روی ماهش از ته دل شا
خدایا میشه دلِ منو شفا بدی؟
حسرتامو بگیری
من ادم خوبی بشم
اونجوری که خودت خوشت بیاد کیف کنی
 
میشه بهم آرزوهای تازه بدی؟
میشه کمک کنی من چیزی دلم بخواد؟
میشه بهم کمک کنی با فکر کردن به گذشته رو اعصاب خودم راه نرم؟
میشه چراغ آینده رو جوری برام روشن کنی که اصا چیز دیگه چشممو نگیره؟
 
میشه من دوست داشتن یاد بگیرم؟
باور کردن. اعتماد کردن. اینا دیگه برام غریبه شدن!
منو سیراب کن
الان فقط سرابه!
 
میشه منو به خودت برسونی؟
اونجا که فقط خودت باشی:)
 
     چند روزی هست به استانبول سفر کردیم. فکر میکنم یکبار دیگه هم ۱۲ سال پیش به اینجا اومده بودم. یادمه اونسال چقدر همه چیز برام جذاب و بینظیر بود! جقدر بطافت هواش برام نو بود؛ سرسبزی خیابونهاش، آرامش گردش با کشتیش، زیبایی جزیره هاش، باحالی سنگفرشش، عشقولانه بودن دختر و پسرهاش . وای چه سفر رویایی بود برام!
یادمه اون سال آرزو کردم با آقای با شخصیتم بیام اینجا.
حالا اومدم با آقا و پسر با شخصیتم؛ اول از همه که برخورد تند و غیر مؤدبانه مردمش باعث ش
لعنت به هرچی که ما رو جدا کرد .لعنت .امروز دیدمش ؛برام سواله چرا !؟و چقدر بد که باید طوری نشون بدی که ندیدمت!!یا اصلا طوری نمایش بدی از دیدنت خوشحال نمیشم!!اما نمیداند که یک روز جانم بود. مگه می شود !؟چرا وقتی دیگه مال هم نیستیم باید ببینمش !؟چرا من . چرا او . چرا بقیه نه !؟از ظهر حالم بده ؛ یه کم شدم مثل خرداد لعنتی !!!اما باید بی خیال باشم .مهم نباشه هیچی برام ؛ تا خودم رو داغون نکنمشاید خدا نخواست .شاید او نخواست .شاید #عشق_دل شکسته_جدایی_د
یه مدت برام خیلی مهم بود که آروم باشم ، ولی الان برام مهم نیست . من دچار خشونت مزمنِ کشنده ای هستم که ریشه هایش هر لحظه بیشتر در مغزم میپیچد و محبتِ درون قلبم را می‌مکد .خارهایش که رشد میکند ، راه گلویم را میگیرد.از فکرم خون می‌چکد و دچار جیغ ممتدی هستم که سکوت را فریاد میزند . دوست دارم تنها به صداها گوش کنم . به صدای داد ، جیغ ، اعتراض، ضجه ،التماس .دوس دارم صدای جهان واقعی را بشنوم .این صدای واقعیت است. صدای ضجه ی ناشی از شکنجه ی ارواح سرگردان.
خدایا شکرت که مسیر را برام روشن میکنی، خدایا شکرت که پیشاپیش من قدم بر می داری و موانع را از سر راهم بر می داری. تو که هستی نقشه راه برام مشخصه، من قوی هستم، من باهوش هستم، من تحصیلکرده هستم، من دارای روابط رویایی هستم، من دارای شغل ایده آلی هستم، من سالم و سرحال هستم، من داری زیبایی ظاهر و باطن هستم، من راستگو هستم، من درستکار هستم، من بسیار مهربان و صبور هستم.
استارت دوره آموزشی کارم زده شد، مغزم پر بود از نگرانی و انرژی منفی، رفت و آمد برام سخت بود، اما مثل همیشه خدایی در همین نزدیکی دستم رو گرفت و کارها رو برام حل کرد. خدایی که پیشاپیش ما بندها گام برمیداره و راهی که می رویم را آسان میکنه. خدایا شکرت که هوامو داری، خدایا شکرت که دلم را قرص می‌کنی، خدایا شکرت که کارها رو به همون سبک و سیاقی که صلاح میدونی پیش می بری. خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
من وقتایی که ناراحت و سرخورده هستم، یا اتفاق بدی برام افتاده، به جای مراقبت از خودم، بیشتر با خودم لجبازی می کنم؛ مثلا غذاهای بد می خورم، یا از پوستم مراقبت نمی کنم. یه جورایی انگار از خودم انتقام می گیرم. البته دلیلش رو نمی دونم. شاید ته دلم میخوام خودم رو به خاطر حال بدم تنبیه و سرزنش کنم. گاهی وقتا هم توی موقعیت های خوب به خودم اجازه لذت بردن از زندگی رو نمیدم. فکر می کنم بیشتر سختگیری هام بی جاست. البته بهتره بگم توی مسیر درستی نیست چون زندگ
بسم الله
 
امروز بزرگداشتیست برای پیوندم با دنیایی که آدم هایش را خوب نفهمیدم.دنیایی که باعث شد رفیق های جدید پیدا کنم و حس کنم ممکن است یک روزی به درد بخورم.روزهایی که نا امیدم کرد و بعد احساس رهایی پیدا کرد.
 
پ.ن:همیشه به همه میگم و بازم میگم.برام خیلی مهم نیست کجا باشم و تو چه فضایی.بیشتر به نظرم باید خودم را مثل یه لوحِ سفید نگه دارم تا بتونم چیزهای بیشتری درونِ خودم بنویسم.این تنها قدرتیِ که مونده برام.
تا به حال با خودتون مصاحبه کردین؟ من سال‌هاست که دارم این کارو می‌کنم، و صادقانه بگم همیشه برام جذاب و لذت‌بخش بوده. گاهی جوابی به سوالات می‌دم که برای خودمم تازگی دارن، گاهی فقط با بلند گفتن اون جمله توی ذهنت هست که به درک و وضوح بیش‌تر از موضوع می‌رسی. 
از وقتی که به یاد دارم، رابطه‌ی دوستانه و رفاقت برام یه‌جور ایده‌آل و اسطوره بوده، خیلی پیش‌تر از این‌که فیلم‌های کیمیایی رو کشف کنم و جذب نثر شاعرانه‌اش از رفاقت و بودن برای دیگری ب
دلتنگی داره خاطره هامو یادم میاره 
خاطره هایی که توی این سال ها هر روز داره مرور میشه 
خاطره هایی که فقط برام مثل مسکنه 
مسکنی که دلم و فکرم رو کمی آروم میکنه 
فکری که سرکشه و هر دقیقه یه نگرانی برات میسازه
فکری که میخواد برای چند دقیقه دلت آروم باشه 
دلی که درونش یه دنیا درده
 حالا منم با این درد ها دوست شدم و دارم با اون ها زندگی میکنم 
انگار بعد این سال ها زندگی بدون این خاطره ها برام معنی نداره 
 
شنبه عصر با مامان رفتیم خرید،کلییی راه رفتیم و خسته شدیم علاوه اینکه فهمیدم مامان خیلی هم دلش پیر نیست،برام کتاب خرید برای خودشم خرید،پیشنهاد کرد میخوام مثنوی معنوی رو برام بخره؟[ازماهیانه م کم کنه]،رد کردم.کلاسم یکشنبه تشکیل نشد،دوشنبه هم به خیر گذشت و امروز هم کلاس تشکیل نشد.
یکم بد عادت شدم.
"ناطور دشت"و"عطیه برتر"و"غرور و تعصب" کتابایی بودن که مامان برام گرفت‌.
جمعه عصر چند صفحه از "آیین دوست یابی"رو خوندم،یادتون هست اخرین باری که دست گر
امروز دوبار زبونم نچرخید که اون حرفی که میخوام رو بزنم. نه به خاطر جرات نکردن یا مراعات یا هر چیزی. فقط یه حرف ساده بود. مثلا عصری یه بار خواستم بگم آب بیاره خواهرم برام، نتونستم بگم. و همین الان مامانم یه سوال درباره چرخ خیاطی پرسید که قرقره اش کجاست و. ، باز نتونستم بگم :| عصری فک کردم یهویی بوده و همینجوری! ولی الان اعصابم خرد شد! :| کلا یه حس بدی دارم. 
 
+چرا واقعا؟
 
+ الکی ناراحتم. مگه نه؟ میدونم شورشو در آوردم! :(
 
+ برم خواهرم برام لاک بز
یکی از مهم ترین ویژگی های فردی برام اینه که طرف هرچی میخواد باشه ولی صفت قدرشناسی رو داشته باشه.ینی در جواب کارهایی که براشون میکنیم هرچقدر ناچیز تشکر کنه. این خیلی مهمه برام.
یادمه تو اتوبوس چندباری نشسته بودم و خانمهای مسن سوار میشدن من سریع پا میشدم که اونها بشینن هرچند مسیر خودم خیلی طولانی بود و کلی باید روی پا وامیستادم  ولی دو الی سه بار خانمها مینشستن نه تنها تشکری نمیکردن بلکه چپ چپم نگام میکردن نمیدونم چرا :/
چند روز پیش یک خانم م
یکی از مهم ترین ویژگی های فردی برام اینه که طرف هرچی میخواد باشه ولی صفت قدرشناسی رو داشته باشه.ینی در جواب کارهایی که براشون میکنیم هرچقدر ناچیز تشکر کنه. این خیلی مهمه برام.
یادمه تو اتوبوس چندباری نشسته بودم و خانمهای مسن سوار میشدن من سریع پا میشدم که اونها بشینن هرچند مسیر خودم خیلی طولانی بود و کلی باید روی پا وامیستادم  ولی دو الی سه بار خانمها مینشستن نه تنها تشکری نمیکردن بلکه چپ چپم نگام میکردن نمیدونم چرا :/
چند روز پیش یک خانم م
بهترین عید برام اون عیدی بود که دوم راهنمایی بودم، تلویزیون رنگی جدید خریده بودیم، و با برادرم فیلم های سینمایی که ویژه برنامه ی شبکه ی دو بود رو نگاه می کردیم. تقویم فیلم ها رو یادداشت کرده بودیم و با شوق منتظر پایان شب می موندم.
 
بهترین ماه رمضان برام ماه رمضان سال 88 در تابستان بود که منتظر جواب نهایی کنکور بودم و هر شب بعد از سحر یه عالمه دعا می خوندم. اون حس های خوب هیچ وقت دوباره تکرار نشد.
 
بهترین زمستان برام زمستانی بود که تازه امتحان ه
الان حسم اینه : هيچکي تو این دنیا دوسم نداره:( هیییییییچکیییییی ، هییییییچکی، هیییییچکیییییییی.
 
گفتم نگفتم؟ یکی از تبریکایی که خیلی بهم چسبید مال دوا بود، گفت شخصیتمو دوس داره:))))) 
 
ولی هییییییچکی تو این دنیانداره هیییییچکییی:((( 
 
من برم تو یاد هییییییچکیییی نمیمونم:(( هیییچ کی. هيچکي
 
 
اه بدجور از حرف ش ناراحتم، ولی کوثر بزار ادما بات صادق باشند، 
ولی از اینکه اون زمان حسم درست بود، دیگه اونجوری دوسم نداره داره حالموبه هم میزنههههه
سلام عشق قدیمی و رفیق ِ ٩ ساله ، چه خبر خوبی؟ چكارا میكنی؟ از خودت برام بگو نمدونم چرا حس خوب دوستیم بهت بیشتر شده نسب ب اون سالها ، اعتمادم بهت واقعا مثل ی رفیق واقعیه ن مجازی ناراحت نشی میگم واقعی با مجازیاااا ، منظورم ارتباطه ك شكل گرفته ست  خانواده چطورن؟ نگار جون چطور فككنم دگ خانمی شدع واسه خودش . البته یادم نیست اسمشو درست گفتم؟! خواهرزادت بود ن؟؟ یه دخمل هم داداشت داشت اسمشو یادم نیست فقط ی فاطمه نامی یادم بود با نگار نگینم ك دگ
میدونید چیه؟؟
هرچی که بیشتر میگذره باخودم میگم شاید عددی نباشن برام.
بنظرمن کسایی که،حالا هرکسی میتونه باشه،وقتی برات ارزش قائل نیستن
باید عین یک تیکه زباله بندازیشون دور.باید زیر پا لهشون کنی و انگشتت رو بیاری جلو
و بهشون بفهمونی که هیچ عددی نیستین برام.
آرهمیتونه راه حل خوبی باشه
اینطور آدم ها هیچ نمیفهمندهیچچچ چیزیبهترین کارهارو درحقشون کنی
بازم عین یک برده باهات رفتار میکنندو غیرقابل تحملن اینطور آدمها
شاید بهتر باشه بهت بگم
خدای مهربونم
ادمای دور و برم ناامیدم میکنن بهم میگن ممکن نیس یا به جای راه چاه نشونم میدن 
خدای مهربونم
بنده هات به جای امید دادن میگن که نمیشه یا داره فلان اتفاق می افته یا دیره یا هر چی
اونا یادشون رفته که تو از بدترین مهلکه ها بنده هات رو نجات میدی یادشون رفته که وقتی دستشون رو میگیری که از همه جا ناامیدن وقتی به دادشون میرسی که فریادرسی جز تو برای خودشون نمیبینن وقتی که از شدت غم زار میزنن و تو زو صدا میزنن
خدای مهربونم 
دستم رو بگیر
راه سخ
از معجزات لاک میتوان به این اشاره کرد که تقریبا فکر نداشته هامو از سرم پروند :/ :)ولی خدایی دیگه چایی خوردنم چی بود نصفه شبی :/ عینهو ی حامله هوس کاکائو کزدم -__- رفتم بیرون دیدم مامانم چایی ریخته واسه خودش باچاییش خوردم حالا تمام محتوییات معدم داره میریزه بیرون :/ اصنم دکتر نگفته بود که برام بده ها اصلا :/ ولی من میدونم تمام این تلاشام نتیجه میده :) درسته کاکائو برام بده ولی دیگه از فکر کردن که بدتر نیست :)میری ایشالا از فکرم .
توی فیلم میت مام یک جایی تد میگه برای اینکارا پیر شدم. و بارنی برای اینکه نشون بده هیچ کاری نیست ک براش پیر شده باشه و یه لیست از تمام کارهای تینیجری ک ب ذهنشون میرسه تهیه میکنه و تک تکشون رو انجام میده. منم به همین فکر میکردم ک هیچ چیزی نیس ک فکر کنم اوه من برای این پیر شدم. پفک خوردن با خواهرزاده هام برام لذتبخشه و حتی اندازه ی آنی ده ساله و ایلی هفت ساله کیف میکنم از خوردن پفک . کاری که خواهرم فکر میکنه براش پیر شده برای من اینطور نیست
حالا یکی
خیلی برام جالبه که من وبلاگ‌ها رو به سه شیوه دنبال می‌کنم و اگر وبلاگ‌های موجود در هر دسته وارد دستهٔ دیگه‌ای بشن جذابیتشون برام از دست می‌ره و حتی شاید دیگه نتونم بخونمشون.
دستهٔ اول تو همین فضای بیان (که خودش ممکنه به صورت مخفی یا عمومی باشه)
دستهٔ دوم با خبرخوان
و دستهٔ سوم رو خودم دستی می‌رم چک می‌کنم
شما چطوری وبلاگ می‌خونید؟
دانلود صوتی نوحه آقام آقام همه میرن فقط تو میمونی برام حاج محمود کریمی
حاج محمود کریمی - نوحه واحد - شب اول محرم 98 - میشه سرتا پا امید بشم
متن نوحه
میشه سرتا پا امید بشم
جون بشم که روسفید بشم
خدا بسازه تو نگام کنی
به پای پرچمت شهید بشم
تو غصه ها اقا فقط تویی که میمونی به پام
آقام آقام همه میرن فقط تو میمونی برام
وقتشه بنده خدا بشم
از هر چی غیر تو رها بشم
خدا بسازه تو دلم حرم
یه ذره خاک کربلا بشم
بیاد یه روز که تو قدم بذاری رو چشام
آقام آقام همه میرن
یک وقتایی واقعا کم میارمم.ازهمه طرفف برام میباره همه چیییززز
دیگه به معنای واقعی دارم جرمیرم.
ازهمه طرف داره برام میباااارههنمیدونمواقعااا نمیدونمم تاااکی قراره این وضع زندگی ادامه 
پیداکنههه.اون ازرفتارهای خانوادم.اون از نبودنم و دلخوری های نرگس
ازون طرفم بهونه گیری های همه وووووووووو
همشون ب سادگی حل میشه اما ادماش،نمیدونم نمیخوان یا نمیشه یا نمیتونن
چجوری هست رو واققععاا نیمدونم اما هرچی که هست نمیشهههرچی تلاش میکنم تا 
یک وقتایی واقعا کم میارمم.ازهمه طرفف برام میباره همه چیییززز
دیگه به معنای واقعی دارم جرمیرم.
ازهمه طرف داره برام میباااارههنمیدونمواقعااا نمیدونمم تاااکی قراره این وضع زندگی ادامه 
پیداکنههه.اون ازرفتارهای خانوادم.اون از نبودنم و دلخوری های نرگس
ازون طرفم بهونه گیری های همه وووووووووو
همشون ب سادگی حل میشه اما ادماش،نمیدونم نمیخوان یا نمیشه یا نمیتونن
چجوری هست رو واققععاا نیمدونم اما هرچی که هست نمیشهههرچی تلاش میکنم تا 
مغازه رو تازه عوض کرده داداش .پیج مغازه حضرت برادر دست منه . یعنی کلا پیج رو من زدم . عکس گرفتن از جنسای مغازه هم کار منه و ادیت و پست کردنش . تا فروش اینترنتی .یجوری سرم رو گرم کرده ولی همچنان فاطمه حوصلش سر میره [گریه]هر شب یک ساعت بحث میکنیم ک مشتریایی ک از طریق پیج آشنا شدن کیان :) با من حساب کنه . ولی همچنان به من هیچی نمیده . با اینکه امشب اعتراف کرد نصف مشتریایی ک داره از پیجن این ته ته ( زبون خویش را گاز گرفته ) . فدا سرش . اینقدر همی
اگر یکی از بزرگترین شرکتهای تکنولوژی دنیا دچار اختلال سرور ابري می‌شود ، پس احتمال بروز این مشکل درسایر سازمانها نیز وجود دارد. اختلال در سرور ابري گوگل یک آزمون جدی برای سازمانها و شرکتها بود و سبب شد نگرانیهای زیادی در مورد قابل اطمینان بودن سرور ابري و همچنین آسیب‌پذیر بودن ساختار این سرور ا به وجود بیاید.
ادامه مطلب
دانلود آهنگ دلم که رفته از دست یجوری عاشقی؛ میدونی خنده های تو برام تک یه دونس سینا درخشنده موزیک ایرانی
Ahang delam ke rafte az dast yejori asheghi midoni khandehaye to baram tak ye donast az Sina Derakhshande
دانلود اهنگ دلم که رفته از دست یجوری عاشقی؛ میدونی خنده های تو برام تک یه دونست
عشق یعنی با کسی باشی که دنیاشی .♪
عشق یعنی تو فراتر از یه رویا شی .♪
عشق یعنی که برات از همه دل کندم .♪
این خوبه که فقط واسه تو میخندم .♪
دلم که رفته از دست یجوری عاشقی که عشق تو واسه نمونه است .♪
مید
سفر اولم به شمال اونم رامسر شاید بیست سالگی یا بیست و دوسالگیم بود اون وقتا گوشی اندرویددو یا سه بود و من یه نه چندان عالیشو داشتم سفر کاروانی بود و چندتا ازدوستام همراهم
 دوست داشتم عکسای قشنگ داشته باشیم و طبیعت سبز و بارونیش با عکسا یادگاربمونه برام.
کیفیت گوشی بچه ها بهتر بود و خواستم گیرنده عکسا باشن ساحل سنگی و بارون و لباسای خیس شدن خاطره من از اولین شمال زندگیم 
برگشتیم و عکسا رو گرفتم بخاطر نبود سیستم و خراب شدن رَم گوشی عکسا از بین
دیگه اینجا هم راحت نیستم،اینگار وسط خیابون چهارزانو زده باشم!هرلحظه ممکنه یه خودرو بزنه بهم و بمیرم.ولی مردن قشنگ تره تا خورد شدن غرور.مهرت داره از دلم میره و خودم خوووب میفهمم،نمیتونم بگم چه آسون مهرت رفت،چون آسون نبود،برای من آسون نبود اما برای تو فکر کنم از هرکاری توی دنیا آسون تر و بی اهمیت تر بود،مثل در اوردن جوراب از پات و پرت کردنش یه جایی که مهم نیست کجاس.همون روزی که میوت نوتیفیکیشن ت کردم فهمیدم تموم شدی برام،کی باورش میشه من همون
دانلود آهنگ مهدی مقدم پاییز برام بده
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * پاییز برام بده * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , مهدی مقدم باشید.
دانلود آهنگ مهدی مقدم به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Mehdi Moghadam called Paeiz Baram Bade With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه مهدی مقدم به نام پاییز برام بده
نیستی یه روزی من میمیرم از این درد قلبم فقط واسه تو زندگی میکردهوا چه دلگیره بازم بارون زد
به تازگی آهنگ جدید مهدی مقدم به نام پاییز برام منتشر شده است که در ادامه شما می توانید این آهنگ را دانلود کنید.
 
دانلود آهنگ جدید مهدی مقدم به نام پاییز برام بده 320
دانلود آهنگ جدید مهدی مقدم به نام پاییز برام بده 128
 
متن آهنگ پاییز برام بده مهدی مقدم:
نیستی یه روزی من میمیرم از این درد قلبم فقط واسه تو زندگی میکردهوا چه دلگیره بازم بارون زده انگار دیگه بارون برای من بدهبیا از این روزا از همه چی خستم عمرم داره میره مگه تا کی هستمبسه دیگه دوری ب
خیلی وقته عدد ستاره های بالای صفحه کمتر از ۴۵ نشده. همینطوری داشتم اسکرول میگردم صفحه رو تا ببینم اگر نویسنده های محبوبم پست گذاشتن، یا عنوان جالبی دیدم، برم نگاه کنم. عنوانی توجهم رو جلب کرد که چند نفر درباره ش پست گذاشته بودند. نامه ای به گذشته که گویا یک چالشه. نامه ها رو نخوندم ولی یاد نامه ای افتادم که خودم سه سال پیش برای خودم نوشته بودم تا سال بعد همون موقع به دستم برسه. هیچ وقت یادم نمیره اون لحظه رو که نوتیفیکیشن ایمیل برام اومد و باز
حدس بزنید چی شده؟!
به مناسبت تولدم، واران جان برام کادو فرستاده ^_^
 
 
یه تابلوی قشنگ، دو تا کتاب خوب، و یه پین گوگولی ^_^
با دستخط خودش هم تو صفحه اول کتابا و پشت تابلو برام یادگاری نوشته ❤
ممنونم ازت واران بامحبت و عزیزم که از دوستای دنیای واقعیم بیشتر بهم لطف داری :**
 
پ.ن: من که مشکلی برای نوشتن پست و آپلود عکس نداشتم
دانلود آهنگ جدید شهاب مظفری به نام من برم هیشکی تنها نمیشه
 
Download New Music Shahab Mozaffari – Man Beram Hichki Tanha Nemishe
 
 
متن آهنگ من برم هیشکی تنها نمیشه از شهاب مظفری
من برم هیشکی تنها نمیشه
بغضی ابري برام وا نمیشهطفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشهکاش میشد اینو لااقل بدونی موندم اینجا که تنها نمونیعاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونیزندگی عین دریای بی آب من همش راه میرم بی تو تو خوابمثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تابآخه تو چی میدونی ازم که
قبل ترها، خیلی بیشتر توی دنیای خودم بودم و کمتر حرف می زدم.
نوشتن برام خیلی راحت تر بود تا رو به رو صحبت کردن و دلیلشم این بود که می خواستم اونچه در ذهن دارم رو منتقل کنم.
شاید برای یک نامه چند خطی، چند ساعت وقت می ذاشتم، یا برای یه پست توی وبلاگ شخصی. اما آخرش می شد همون چیزی که توی ذهنم بود. دست کم این بود که بارها بهش فکر کرده بودم تا اونچه دقیقا توی ذهنم هست رو بنویسم.
یکی از باحالی های زندگی این بود که جای نوشتن یه متن، چندتا کلمه پیدا کنی و گف
در پایین می توانید آهنگ جدید ابی و حسین تهی را دانلود کنید.
 
دانلود آهنگ ابی و حسین تهی به نام کاش با کیفیت 320
دانلود آهنگ ابی و حسین تهی به نام کاش با کیفیت 128
 
متن آهنگ ابی و حسین تهی به نام کاش
کاش دوباره برگردیم بهاولین بوسه به اولین دیدارکاش کنار هم باشیم تااخر دنیا تا اخرش این باروای چشای مست تو تواولین دیدار یه کاری دستم دادوای نمیدونی چشمات چه حسیاون لحضه به قلب خستم دادتهیتلخ جدایی برام کجایی الان
دانلود آهنگ جدید ابی و حسین تهی به نا
آشنایی با سحر قشنگترین اتفاق زندگیم بود. آرامشی که این روزها نصیبم شده ، حس عشق و دوست داشتن بی منت بی توقع بودن . بخشیدن و رها شدن.‌. همه و همه با راهنماییهای سحر عزیزم در من پدیدار شد . خوشحالم بابت تک تک نشانه ها . خوشحالم بابت معجزاتی که من میدونم و همین برام کافیه . 
خدایا یادته هر بار خواستم باهات حرف بزنم شدم شبان؟ یادته بعضیا میگفتن خدا رو خداگونه صدا کن؟ آقا ما شبان گونه صدا کردیم و همش گفتم خدای من باظرفیته واسه من کلاس نمیذاره و مش
یا رب نظر تو برنگردد
دیروز اولین کادوی کریسمس زندگیم رو گرفتم. اونم وقتی که حدود دو ماه از کریسمس گذشته!
قبلا واسه زهرا تعریف کرده بودم که سر کریسمس گیر دادم به مامان که برام کادو بخر. البته شوخی شوخی.
دیروز که خونش بودم یه جفت جوراب مشکی ساق بلند خال خالی داد دستم و گفت خیلی وقته برات کادو کریسمس خریدم نشد که بهت بدم.
برام جوراب ساق بلند خرید. چیزی که خودش خیلی دوست داره.
فقط این تو سرم می‌چرخه که چه طور این فرشته تو زندگیم پیدا شد؟ 
من خیلی یه جورایی حزب بادم احساس میکنم شخصیتم از درون تهی هست ثبات اخلاقیم ندارم حتی!!بخش عمده ایش به خاطرخاطر اینه که نظر بقیه برام مهمه و خیلی دلم میخواد همیشه ازم به خوبی یاد بشه و به شدت وحشت دارم از اینکه کسی باهام بد بشه یا نظرش از خوب به بد راجعم تغییر کنه (در حدی ک راضی بودم مثلا کسی توروم باهام خوب باشه اگه خواست حالا تو دلش بد باشه:|||)
یکی بهم بگه شخصیتت رو توصیف کن نمیتونم چون بعضی مواقع خیلی مهربون میشم بعضی مواقع واقعا برام مهم نیست
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همگی :دی میخواستم که بیاید و برام از تجربه‌های دوران کنکورتون بگید. از اینکه از کی شروع کردید درس خوندن و چجوری درس خوندید ( یعنی مثلا با چه پایه‌ای شروع کردید و چجوری تست زدید.) و زمان مطالعه‌تون چجوری بوده. از روزهایی که نا امید شدید و دوباره برگشتید و ادامه دادید برام بگید. از اینکه چجوری این روزها رو تحمل کردید و پشت سر گذاشتید. از اینکه چه کارهای متفرقه‌ای غیر درس انجام دادید. از اینکه چه کتاب‌هایی رو استفا
روبروی اژدرزاپاتا کنار پارک بازی بچگیم یه ایستگاه صلواتی هست که محرم ها چای شیرین میدن با نبات گاهی دیر برسیم نبات تموم شده و با قند شیرین میکنیم 
امسال حرکت خیلی خوبی زدند ،چای رو تو استکان بلوری می‌دن دستمون ،استکان‌ها رو میذاریم تو سینی کوچیک استیل و میریم رو چمن‌های پارک می‌خوریم 
کیف داره برام (کلا چیزی خوردن از ایستگاه صلواتی رو عاشقم من ) دیشب بهم خوش گذشت همون سه چهار دقیقه برام خیلی خوب بود و انگار کل روز خوش گذشته باشه بهم ،الان
هیچکدومشون برام معنی نداره . عید ؟  حالا هر عیدی باشه . تجمع و خوشحالی بابت این روزها و ایام کلیشه ای اصلا برام جذابیتی نداره . دور هم بودن . خانواده . اقوام . فامیل . که چی بشه آخرش . که وقت تلف بشه یا این که فکر کنیم مثلا سال نو شده ؟ مگه نمیشه هر روز سالو خوش بود ؟ دور هم بود ؟ همش تکرار تکرار تکرار . تنها خوبی که تعطیلات داره اینه رفقای صمیمیم هستن و میشه 24 ساعت رو بدور همه آدما دور از شهر لعنتی بریم بیرون جایی جز خودمون 4 نفر هيچکي نیست .
دلم میخواد تک تک چیزایی که میگه رو برات بگم. چقدر دوست دارم این بشر رو تازه میفهمم یعنی چجوری مینوشته البته برای من که نا متعارف نیومد. فعلا درگیرشمو حوصله زبانو ندارم. بااعتماد بنفس! لیست کتابایی که باید بخرمو نوشتم. مها گفت برام درباره عکاسی بنیامین رو به مناسبت روز عکاس میخره ^____^ منو این همه خوشبختی محالههههه :))) یکشنبه حتی اگه امتحانمم خوب ندم باز روز خوبیه برام چون قراره کتاب بخرم آخ جووون کتاب فروشی مولی  .همین دیگه گفتم یه سری بزنم. یه
دلم میخواد تک تک چیزایی که میگه رو برات بگم. چقدر دوست دارم این بشر رو تازه میفهمم یعنی چجوری مینوشته البته برای من که نا متعارف نیومد. فعلا درگیرشمو حوصله زبانو ندارم. بااعتماد بنفس! لیست کتابایی که باید بخرمو نوشتم. مها گفت برام درباره عکاسی بنیامین رو به مناسبت روز عکاس میخره ^____^ منو این همه خوشبختی محالههههه :))) یکشنبه حتی اگه امتحانمم خوب ندم باز روز خوبیه برام چون قراره کتاب بخرم آخ جووون کتاب فروشی مولی  .همین دیگه گفتم یه سری بزنم. یه
دانلود آهنگ جدید مهدی مقدم بنام پاییز برام بده
آهنگ زیبا و بسیار شنیدنی مهدی مقدم بنام پاییز برام بده همراه با متن و کیفیت اصلی
Song Exclusive Mehdi Moghadam   Paeez Baram Badeh” With Text And Direct Links In Media-Music
پخش آنلاین + لینک پرسرعت آهنگ پاییز برام بده
 

ادامه مطلب
اقا بگو چی شد. من دوتا از منابع کنکورمو که پیدا نمیکردم تو قفسه دیدم ذوق مرگ شدم ازشون خواستم برام نگه دارن تا فردا براشون واریز کنم. اینقدر خوشحالم که باورت نمیشه. فلسفه ی نقادی کانت دیگه عمرا پیدا میشد. خلاصه که منو اینهمه خوشبختی محاله محاله محاله :))))) دستشون درد نکنه برام نگه میدارن خدایی. از قفسه کتابایی که نیستو میشه خرید. رو اینجا بزنین پیجش باز میشه. 
نوشتن برام مثل بیل دست گرفتنه . در حقیقت خودکار این نقشو برام ایفا میکنه.
وقتی سراغ نوشتن میرم انگار یه بیل دستم میگیرم  و همه ی اون چیزایی که سعی داشتم دفنشون کنم میریزه بیرون .
هرچیزی  که میخواستم محو بشه،جلوی چشمم میاره
گاهی فکر میکنم دچار نوعی خودآزاریم که سراغش میرم
محل خاک برداری اینجا نیست  
یکی از محل های خاک برداری نزدیک به یه ساله که اینجاست دوتای دیگه در دسترس نیست هر کدوم در دسترس باشن با بیل  گرامی سراغشون میریم .
یو نو من از ادمایی که مشروب میخورن خوشم نمیاد ینی برام عجیبه که بدتر از این برام خط قرمز نیستن ولی مشروب هست (شاید اصن تنها چیزی باشه که نسبت بهش انقدر گارد دارم)
مثلا یه هم وطنی میره کشور خارجی و از تنها چیزی که حرف میزنه الکله و کلی خدارو شکر میکنه که بالاخره میتونه بخوره و من نباید از این ادم بدم بیاد چون که خب مشروبم مثل باقی چیزاست؟ یه عمر دوست داشته بخوره و تازه تونسته امتحانش کنه و کلیم خوشحاله و داره کیف دنیا رو میکنه ولی نمیدونم چرا هم
خب دیروز وقتی به مامانم گفتم خواستگارو قراره ببینم خیلی استقبال کرد که برای من عجیب بود داداشم که میکفت بیشتر وقت بده.اصلا ادم من نیس ولی نمیدونم چرا حرف زدن باهاش برام جذابه.فکر میکنم فقط بخاطر تنهایی باشه.طولانی تنها بودن من.روی همه چی اخلاف داریم .با من طوری حرف میزنه که انگار باشه حالا دور توه بعد ادمت میکنم.میدونم منم خیلی همه چیو اول با دید بدمیبینم و گارد میگیرم.بهش همه چیو گفتم. هرچیزی که توش منفی بود برام ولی اینکه هیچکدوم ب
دمِ صبحی خواب دیدم علی اومده خونمون، یه کیسه آجیل با بادومای قرمز برام خریده بود. رفتم ظرف آوردم، آجیلا رو تو ظرف ریختم. بعد لیلا اومده بود. فرشای هال رو جمع کرده بودم داشتم خونه تی می کردم. لیلا یکی از مبلا رو برام جابجا کرد. گفت اینطوری قشنگتر میشه. بعد زهرا اومد. پشت در خونه وایساده بود. خندون و پرانرژی. تولدش بود. یه کیک خونگی براش پخته بودم. داشتم دنبال شمع میگشتم بذارم روی کیک، تا بعد در رو باز کنم و آهنگ تولد مبارک براش بخونم. تا یادم اف
این روزا چیزی ک از دست دادم شهامته
شهامت خواستن هیچی رو ندارم
از آرزو کردن میترسم
ی جورایی شبیه کمبود اعتماد ب نفس!
درواقع من بین دوتا آرزو موندم که اولیش تویی
شایدم ن. دومیش تویی
و اولیش بدون حضور تو
ولی چون دومی آرزوی قلبمه و اولی آرزوی عقلم دومی هنوزم با اینهمه انکار برام مهم تره انگار
نه شهامت ترک دومی رو دارم
و نه جرات خواستنش
پس همینجوری هاج و واج ب زندگیم دارم نگاه میکنم
بدون آرزو!
توی ی حالت تعلیق خاص
انگاری ک زمان برام ایستاده باشه
+
2 تا از دوستام، R و S درمورد نتایج ازم میپرسن و قطعا هم چهارشنبه یا بهم زنگ میزنن یا پیام میدن، ب دلیل اینکه از تراز هام تو قلم خبر دارن و فک میکنن دیگه 3 رقمی ب پایین رو زدم تو گوشش:/حالا اینکه بخوام بگم خیلی خوب نشده:( یا اینکه رتبمو یه چیز دیگه بجز اونی ک هست بگم حس خوشایندی برام نداره، لازم ب ذکره ک اینا جفتشون پزشکی میخونن. خیلی هم دوستای خوبی ان ها .ولی اینکه بخوام بگم خوب نشده (ببنید خودم میدونم نتیجه اونی ک باید نشده) ی جوریه برامب نظرتون ا
چند وقت بود یه غذایی دلم میخواست و هی نمیشد درست کنیمتا اینکه امروز ظهر مادربزرگ همون غذا رو برام فرستاده بود! ^__^البته نمیدونست من هوس کردم!چند وقت پیشام یه غذایی مامان پخته بودو من اون روز حال معدم خراب بود و هیچی نتونستم بخورمو چون خودم پیشنهاد پختن اون غذا رو داده بودمتو فکرم بود که برام نگه میدارن و فرداش که حالم بهتر بشه میخورم!خانواده هم نامردی نکرده بودن و یه لقمه هم نگه نداشته بودن! :|با این تفکر که من اون غذا رو دوس ندارمو ممکنه دوبار
سلام دوستای عزیز
 این وبلاگ رو راه اندازی کردم و توش مطالبی که توی دنیای وب میبینم و برام جالب هست رو قرار میدم فرقی نمیکنه توی چه زمینه ای باشه ، هرچیزی رو هرجایی که میبینم و حس میکنم شاید برای شما هم جالب باشه رو توی این وبلاگ قرار میدم
این پست رو به عنوان پست ثابت توی وبلاگ قرار میدم ، تا شمایی که میاین و وارد اون میشین ، نظرتون رو برام بنویسن ، اینکه دوست دارین اگه دوباره به این وبلاگ اومدین پست های تو چه زمینه ای رو بخونین؟
شما بنویسین
فضای ذخیره سازی ابري شیوه ای است که با استفاده از آن تجار و مصرف کنندگان می توانند اطلاعات خود را به شکل ایمن و به صورت آنلاین ذخیره کنند ، به نحوی که بتوانند در هر زمان و در هر مکان به آن دسترسی داشته باشند و همچنین بتوانند به سادگی این اطلاعات را با افراد مجاز به اشتراک بگذارند.
ادامه مطلب
روز جمعه وقتی برنامه ای نداشته باشی می تونه صرفا به استراحت بگذره . وقتی برنامه از قبل نوشته شده ای برای این روز داری ، اصلا آدم نمی فهمه چطور تموم میشه.
من بطور معمول سر رزدن به پدر و مادر و خانواده را در برنامه روتین خودم برای این روز قرار می دهم. چیزی که برام مهمه اینه که حتما مطالبی هم بنویسم. نوشتن به من آرامش خاصی می دهد. وقتی می نویسم حس می کنم هستم. قبلا عادت داشتم در دفترچه می نوشتم ولی تصمیم گرفتم در وبلاگ بنویسم. اینکه با افراد مختلف در
5
٢/ ٧/ ٩٨
روز پنجم، عین کلاس ندیده ها من و دل‌آرا و علی و محمدحسین پاشدیم اومدیم دانشگاه و بعد هم فهمیدیم از این به بعد کلاسمون امیرآباد برگزار میشه!
همون روز نرگس رو دیدم و نگار و دوستای مسخره‌ش رو! فهمیدم اولویت آدما باهم فرق داره و حقیقتا اصلا برام اهمیتی نداشت ولی نگار درگیر بود! ترس از تنهایی بعضیا رو خفه می‌کنه؛ مثلا نگار رو. غرق می‌شن تو تصوراتشون و دست دراز می‌کنن و اولین موردی که به دستشون می‌رسه رو سفت در آغوش می‌گیرن و تصاحبش می‌ک
دو هفته از شروع مدرسه ها میگذره,کلاس دهم . نمیدونم چی بگم .خیلی استرس دارم امسال وحشتناک برام مهمه و اگه موفق نشم منجر به خودکشی میشه
جمعا حدود ۱۷۰ روز فقط مدرسه میرم و باید تو این ۱۷۰ و خورده ای  باید خودموو نشون بدم. خدایا خودت کمکم کن.
یک ماه شده که اومدیم شهر جدید و من عاشق اینجام , عاشق درخت پشت پنجره ی اتاقمم و خدارو هرروز شکر میکنم بخاطر لطف و مهرربونی که در حق ما کرد
تو مدرسه جدید هنوز عادت نکردم و دلم برای مدرسه قبلیم, معلم هام و
دیروز زمان عقد مان تمام شد همونی که برای آزارم حاضر نبودی تمامش کنی! دیروز از شماره بابات برام زنگ اومد نمیدانم خودت بودی یا پدرت ولی برام خنده داره چطور بعد از ماه ها ننه بابات یادشان افتاده پسری به نام تو دارند؟ میدانم ناراحتی و می ترسی با یکی دیگه ازدواج کنم قبل اینکه تو با دوست دخترات ازدواج کنی؟ یا شاید با خودت فک میکنی یک عاشق ساده و مطیع و کم توقع مثل من دیگه از کجا میتوانی پیدا کنی؟؟؟ میدانم پشیمانی ولی هرگز و ابدا با وجود احساس قلبی
یار با ما بی​وفایی می​کند/   بی​گناه از من جدایی می​کند
شمع جانم را بکشت آن بی​وفا /جای دیگر روشنایی می​کند
شاید خداحافظی با صمیمی ترین دوستت که مثل دو تا خواهر با هم بودی سخت باشه. دوستی که از همه چیز زندگیت خبر داره و تو اونو مثل خواهرت دوست داری. 
ولی بدتر از اون خداحافظی اینه که ببینی بعد دوری زیاد از هم، بعد اون همه مهر و محبتی که بینتون بوده، اون تو رو کنار میذاره و دیگه سراغی ازت نمیگیره و تو رو بلاک میکنه و به همین راحتی  تو رو فراموش
سلام
یادمه تو دوران راهنمایی انشا داشتیم و من همش 17 اینا میگرفتم. پسر همسایمون که پنج سال ازم بزرگتر بود برام یه بار نوشت تا نمره بهتری بگیرم اینبار 13 گرفتم. اصلا شاخ دراوردم چون واقعا زیبا بود. چند ماه پیش گفتم بهش که اون انشایی که برام نوشتی 13 شدم گفت دبیرش کی بود گفتم فلانی. گفت اون به انشاهای خوب نمره خوب نمیده. یه روز که باهاش کلاس داشتیم من تو موقع درس داددنش یه کم حرف زدم منو کشید بیرون و من فهمیدم که الان تو گوشی بهم میزنه سرمو انداختم زی
درونم شلوغه و نمی دونم چی بگم.
یک وقت هایی نمی دونم کی ام؟ چکاره ام؟ هدفم چرا گم شد؟ چرا ول دادم؟ چرا شل شدم؟ (علاوه بر کار حرفه ای توی فضای مجازی) دلم یه هدف محکم میخواد تا توی فضای حقیقی براش بدوام. 
بدبختی اینه خودم میدونم چمه ولی راه حلش رو نمیدونم.
از قضاوت شدن و راه حل های بقیه خسته و زده شدم.
حوصله ی حرف زدن با بقیه رو ندارم.
یه رفیق دارم که هیچ وقت بهش نمیگم چمه، فقط بهش میگم "من نیت میکنم تو برام حرف بزن" چون خودش میدونه و بهش گفتم که خدا خ
رتبه ها اومد
مبارکتون باشه .
نمی دونم باید به خودم تبریک بگم یانه ؟شایدم بایدصبرکنم تا شهریور ببینم چی پیش میاد؟شایدم توقع من زیاد.نمی دونم
رتبه م نمی گم خوب شده ولی ازچیزی که بعد جلسه فک میکردم بهترشده اول که رتبه ها اومد ققط زل زدم به رتبه م هیچ حس خاصی نداشتم یکم گیج بودم یکم که چه عرض کنم .ازم سوال میپرسیدن اصلا نمی تونستم جواب بدم
بعدش کم کم که ویندوزم بالا اومد یه حس خوشحالی اومد سراغم خواهروهمسر خواهر عزیز زنگ زدن پرسیدن چی کارکرد
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

الحقائق الاسلامیة وبلاگ رسمی موازی ترجمه انگلیسی به فارسی نینجا گل زیبا فراموش شده زیر گنبد کبود دستگاه قالیشویی | دستگاه قطعه شویی دارو رسان