نتایج جستجو برای عبارت :

يه حس عجيب غريبيه حس اين روزاي دل من

مشکل اینجاست که آدم دور و بریاشو توی روزای سختش می سنجهباحال ترش اونجاست که میگه تو حالت بدهحال بد یعنی چی؟حال بد برای بچگیه! روزای سخت و روزای دل خوش کننده داریمتوی روزای سخت هم میشه خوب بود میشه خندید میشه حال کردمشکل اینجاست که آدم دور و بریاشو توی روزای سختش می سنجهمشکل اونجاست که کی پاس میشه کی میفته+ کاش قبول کنیم به بعضیا سخت تر از بقیه میشه کمک کرد. اصلا کمک نکنیم به اون بعضیا. شاید اونا به یه حضور ساده دلگرم باشن چرا غم می افزاییم برای
ساعت ده دقیقه به چهار صبحه.
تازه اومدم توی تخت تا بخوابم
خواب به چشمام نمیاد
شهریور داره با سرعت باورنکردنی تموم میشه
امروز ازمون ازمایشی ثبت نام کردم برای اواسط مهر
فردا کاش بشه کارای رزومه تموم بشه تا یه نفس راحت بکشم
چه روزای عجیبی.
اینقدر فکرم مشغوله که حتی وقتی به گذشته فکر میکنم و بابتش افسوس میخورم یا احیانا احساس خشم یا تنفری بهم دست میده؛ خیلی زودگذره. چه خوب. چه خوب که برای فکرای اضافی وقت و حوصله ای ندارم.
خدایا ممنون بابت این روزای
سالها دویدم و غرق ریختم و با همه چیز ساختم ، سالها دل به خیلی چیزها خوش كردم . سالها پیش همه خوش نام بودم و با احترام دیگه هیچ واسم مهم نیست و هیچ ارزویی ندارم جز اینكه این روزها و تا وقتی فرصت هست از غم و غصه مادرم كم كنم دلم میخواد روزای خوش هم ببینه   
 
مثه دیونه ها تشویش دارمآخه میدونم اینو بی تو هرشبچه روزای بدی در پیش دارممیخوای یادم بره روزای خوبوکه توی خاطراتم جون گرفتهنگاه کن قلب خسته‌م سختی هاروبه عشق بودنت آسون گرفتهنذار دستام گم شهنذار دیونه تر شمدل من جا بمونهخودم غرق سفر شمازاین روزای سخت و پر از دلشوره سیرممتن آهنگ قدیمی
دلم تنگ شد واسه قدیما، واسه روزایی که دختر بچه شش ،هفت ساله بودم، واسه کوچه بن بست کنار خونه بابا بزرگ ،واسه شیطنت کردنا و بازی کردنمون.واسه اون حوض مربعی شکل کنار باغچه ،واسه خونه ای که خیلی وقته چراغش خاموشِ
دلم تنگ شد واسه روزای عید که  بی قرار قبلی و دعوت و هماهنگی،همه جمع بودیم خونه بابا بزرگ ،واسه جمعمون که جمع  بود.روزای عید قربان بی اراده ذهنم میره به سال های بچگی و روزای خوب وخوش گذشته .روزایی که بعد فوت بابا بزرگ و مامانبزرگ حکم
دلم تنگ شد واسه قدیما، واسه روزایی که دختر بچه شش ،هفت ساله بودم، واسه کوچه بن بست کنار خونه بابا بزرگ ،واسه شیطنت کردنا و بازی کردنمون.واسه اون حوض مربعی شکل کنار باغچه ،واسه خونه ای که خیلی وقته چراغش خاموشِ
دلم تنگ شد واسه روزای عید که  بی قرار قبلی و دعوت و هماهنگی،همه جمع بودیم خونه بابا بزرگ ،واسه جمعمون که جمع  بود.روزای عید قربان بی اراده ذهنم میره به سال های بچگی و روزای خوب وخوش گذشته .روزایی که بعد فوت بابا بزرگ و مامانبزرگ حکم
خب خب خب. بوشهر رفتن ما حتمی شد و اندازه هزار سال کار واسه انجام دادن دارم!!! اما از صبح که بیدار میشم یه گوشه میشینم تا ظهر میشه!! انگار تو این دنیا نیستم اصلا! ولی عوضش بعد از ظهرا اندازه دو هزار سال کار میکنیم!
وای اگه بدونید چه اتفاقات عجیب و غریبی میوفته تو این گیر و ویر! مثلا تو یه اتفاق خیلی عجیب یه قسمتی از کمپرسورمون شکست! که از اونجایی که اینجا ته دنیاس قطعه ش گیرمون نیومد. یه کمپرسور تو محل کار همسر بود که بلااستفاده بود مدتها. اونو آور
تو چشمات سواله یه عالم سوالنگاهت پر از آرزوهای کالمیدونم تو ذهنت چیا میگذرهمیبینی تو اما کی عاشقترهمیمونم کنارت درست مثل سایتاز امروز تا هر روز تا اون بینهایتنمیگیره هیچکس جای خاک پاتونمیمیره این عشق قسم میخورمتا روزی که قلبم هنوز میزنهتا وقتی که جونی توی این تنهتو روزای خوب تو روزای بدهمیشه باهاتم قسم میخورمهمیشه باهاتم قسم میخورمتوی لحظه هاتم قسم میخورمهمیشه باهاتم قسم میخورمتوی لحظه هاتم قسم میخورمبه بارون نم نم به دریا به کوهبه ای
دانلود آهنگ مرتضی پاشایی روزای سخت | متن و بهترین کیفیت
ترانه زیبای زنده یاد مرتضی پاشایی بنام گریه روزای سخت همینک آماده دانلود است
Exclusive Song: Morteza Pashaei | Roozhaye Sakht With Text And Direct Links In jazzMusics.blog.ir
متن آهنگ مرتضی پاشایی روزای سخت
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
بارون صدای احساسه دل بارون چشات میشناسهتو رو از دست دادم توی لحظه آدم دنیاشو میبازه ♫♪تلخه سکوته این خونه آخه غیر از خدا کی می دونه ♫♪تو دلم آتیشه با تو بهتر میشه حال این دیوونه ♫♪
جاز موزیک
این رو
.
امشب بعد مدتها رفتم اونجا :) نمیدونم چرا ولی محیطش به شدت دلگیر شده بود شاید به خاطر درخت نارنج بزرگ و سرسبز وسط حیاط بود كه گرمای افتاب كاملا  سوخته بودش و كج شده بود.یا به خاطر ساكت بودن اون خونه بود.شایدم به خاطر بازسازی های اخیرش بود كه دیگه حس و حال اون روزهای بچگیمونو نداشت :) بچه كه بودم همیشه ارزوم بود زودتر  عصر پنجشنبه بشه و بریم اونجا و تو حیاطش خاك بازی كنم یا با سنگ های خوشگلی كه اون حیاط داشت خونه درست كنم :) وقتایی كه میرفتم اونج
کودک عجیب با بینی شبیه بینی پینوکیو
کودک عجیب ماجرای امروز ما "اولی تریسایز" 21 ماهه یکی از کودکان دوست داشتنی با مشکل خاص و عجیب است. مادرش با افتخار او را پینوکیو می خواند.این پسربچه با یکی از عجیب ترین مشکلات سلامتی در دنیا متولد شد. به دلیل رشد مغز در مسیری غیرطبیعی این کودک دچار چنین اختلالی گشته است.کودک عجیبfdertg
حالا اون‌طوری نگا نکن منو. مام همیشه انقدر درب و داغان و زوار در نرفته نبودیم که. روزای سلامت و عافیتم داشتیم. نه روزگار بد تا کرده نه هیچی. خودمون بد تا کردیم. حقیقتش الانم تو روزای سلامت و عافیتیم هنوز یجورایی، منتهی عینکمون سیاه شده، دلمونو غبار گرفته. 
ولی شما اون‌‌طور نگا نکن. بخاطر خودت میگم. 
الان یه نگاه کردم وبموچشم خورد به پستی که با عنوان گرگ من گذاشته بودمقبل از این یادم نبود که اون پستو گذاشتمخیلی پستا هست که وقتای ناراحتی سریع میزارم ولی بعدا ،حتی چند ساعت بعد یادم میره که همچین پستی گذاشتم اصلا خب خیلی پستا رو نوشتم قبل از این،همه رو موقت کردم و هیچی یادم نیست ازونا، روزای خوب، روزای بد .این پستو که دیدم،یادم اومد اونروز چه اشتباهی کردم عجیبه ولی در عین حال عجیب نیست گرگ من امروز هم بیدار بوداینکه چرا من یه سری اشتباه
روزای خوب خدا ، 
با ظاهر تلخ یا شیرینشون ، یکی پس از دیگری ، 
میان و میرن ؛
با انواع حوادثی که ما رو با اونا درگیر میکنن . 
اینکه چه اتفاقاتی برای هر کدوم از ما میفته مهم نیست .
مهم اینه بهترین برخورد با هر کدوم از اونا بشه 
اونوقت میشه فهمید که خیلی از وقایع با ظاهر تلخشون ،
چه نتایج مثبتی برای ما داشتن ؛ 
انگار هر کدوم هدیه ای بودن از طرف خدا . 
روزای خوب خدا ، 
با هزاران هدیه ی باز نشده ی خدا ، 
در پیش روی شماست . 
دارم ازین روزای آخر استفاده میکنم هرچی فیلم میخواستم ببینمو دانلود میکنم :)منظورم از روزای آخرروزای آخر آزادیهو شروع سختی و بیگاری کشیدن :/خب.فیلمه خوشگله دیو و دلبر و یکی از خوبی هاش اینه که اما واتسون بازی میکنه :)پوسترش چه دلبره :) 
مهر که میاد نمیدونم چرا همه تو اینستاگرام اصرار دارن از خاطرات مدرسه شون بگن. معلوم میشه حتی برای اونایی هم که ازش خاطرات تلخی تعریف میکنن روزای موندگاری بوده! من که اساسا نه روزای خوبشو یادمه نه روزای نحسشو. نه تنها مدرسه که از دانشگاه هم خاطره خاصی رو برای خودم هی مرور نکردم تا چنان تو مغزم تثبیت شه که انگار همین دیروز اتفاق افتاده. وقتی بزرگ شدم و فهمیدم نظام آموزش و پرورش مملکتم تا چه حد قاتل استعداد و انسانیت و اخلاق آدماس، تا چه حد آلوده
از تو خبر هست ولی خیلی کم. گاهی تو خواب میبینمت و خیلی هم شبیه خودمی اتفاقا. صداهایی که از تو حرف میزنن رو اگرچه دوست دارم ولی گوشمو میگیرم تا نشنوم. وقتی گوشمو میگیرم صداها رنگ میبازن. میدونی؟ فکر کردن به تو و عواقب بعد از تو، بهم استرس میده. واسه همین دارم جاخالی میدم. این روزا روزای خوبی نیست واسه ورود شکوهمندت. روزای من رنگش مدام بین نارنجی و سبز و بنفش در نوسانه. روزای هیجان و آرامش و ترس من قاطی شده و اصلا موقع خوبی برای پاشیدن یه رنگ جدید ن
عجیب دلــم گرفته اونم یهویی خیلی حس بدی بود خیلی نمیدونم چجور و از کجـــــا آمد سراغ من آخه!
خدایـــا هیچ وقت حال منو توی محرم این مدلی نکن روزای محرم همش حس غروب جمعه های پاییزی داره دلــــتم بگیره فکر کن چه بلایی سرت میاد !!
از اینکه بی اعصاب میشم یوقتـــایی واقعا غیر قابل باوره! و بســـــیار ناراحت کننده است.
روزای سختی پیش رومه ، دکتر واسه بابام برای ۱۰ روز دیگه وقت عمل داده و وقتی بهش فکر میکنم قلبم مچاله میشه ، اما قبل ازون مامان بابام یه مسافرت کوچولو میخوان برن گرگان خونه ی عمه‌م ، ینی که از فردا باید تمام کارای خونه رو باید انجام بدم و از شنبه باید روزای بد و سختی رو بگذرونم . امروز هر لحظه‌ش گریه‌م گرفت . شاید ۳۰ بار . حالم خوب نیست فقط . همین
غمگینم و دلم گرفته که داری میری،خوشحالم که این روزای {هرچندطاقت فرسا}داره میگذره و روزای قشنگمون در پیشه.امیدزندگیم،خدا پشت و پناهت،الهی دورت بگردم که حتی وقتیم که پیشمی دلتنگتم وای به حال دلم وقتی که نیستی.هر روز با خودم میگم به کدوم ارگان و مقامی باید میگفتم عشق من مرده نیاز به سربازی نداره
دقت کردین گاهی اونقدر از حرف پرین که دوست دارین همشو سر یه نفر داد بزنین این ارامش و خوشبختی رو مدیون کیم؟خدا؟خوب معلومه شاید روزای بی نهایت سختی رو گذرونده باشم و باشیم اما الان من لیاقت این ارامش رو دارم؟نمیدونم اما قلبم به روزای سخت عادت کرده و این ارامش یهویی این فروکش کردن یهویی باعث میشه فکر کنم این ارامش قبل از طوفانه حس میکنم قراره یه اتفاق بد و بزرگتر از قبل تو زندگیمون پیش بیاد اما میدونم خدا حواسش بهم هست و این یعنی ارامش
در طبقه بندی کتاب های ترسناک قرار گرفته اما اصلا ترسناک نبود. کتاب رو گاستون لورو نوشته و از نشر علمی فرهنگی، مرتضی آجودانی ترجمه و ساده نویسیش کرده. داستان پررمز و رازی که دلت میخواد باور کنی که همه‌ش زیر سر یه شبح ترسناکه! اما در حقیقت داستان مردی‌ه که چهره‌ی عادی نداره و همین باعث میشه که با پوشوندنش توسط ماسک معروف بشه به شبح و چون تو اپرا بوده شبح اپرا صداش کنن.
اما اینم بگم اون یه فرد عادی نبود، آشنا به فنون جادوگری و این حرف ها بود و کا
سرگردانی بد چیزیه.تند و تند همه ی مراحل زندگی رو طی میکنیم و زور میزنیم که سریع ترم انجامشون بدیم.خاصیت همه ی آدما همینه.
آخر همش میایم میشینیم یه نفس راحت میکشیم.انگار یه حسی میاد سراغمون که خب که چی؟ این همه دوییدی چی شد؟ این نقطه ی سرگردانی بد چیزیه.یه احساس خلاء که خودت نمیتونی پرش کنی.کسیم نمیتونه کمکمی کنه.
نمیدونم این شرایط رو چجوری میشه باهاش تا کرد.اما خیلی ذهن آدمو درگیر میکنه و ممکنه حتی به یه خوره ی ذهنی تبدیل بشه.پس بهتره قبل اینکه
جدیدا بعضی بازه‌های کوتاه (مثلا چند روزه) برام پیش میاد که توش هم تقریبا هرشب خواب می‌بینم و هم تقریبا هر روز می‌خوام چیزی بنویسم و بنوازم! :)
بعد دوباره قطع میشه تا چند وقت دیگه درش باز بشه :))
 
حال غریبیه. هنوز بهش عادت نکردم!
روزایی که با صدات چشم باز میکنم،بیشتر از هر روزی انرژی دارم.دردونه‌ی‌قلب‌من،یکی‌یدونم،صدات بیشتر از هر کسی و هرچیزی آرومم میکنه،حتی صدات تو اوج خستگی.این روزایی که داره بدون تو میگذره روزای عمرم حساب نمیشه.من فقط روزایی رو روزای عمرم به حساب میارم که تو پیشم باشی عشقم،الهی فدات بشم نگهبانمکچل‌دوست‌داشتنیم.میخوام بدونی واسه هرکی سرباز باشی واسه عشقت فرمانده ای همیشه
نوزادان هنگامی که به دنیا می آیند تقریبا همشکل هستند و وزنی یکسان در حدود 2 کیلوگرم دارند. قد بیشتر نوزادان در حدود 50 تا 60 سانتی متر است اما در میان همین نوزادان نیز گاهی می توان نمونه های عجیب پیدا کرد. نوزادان عجیب معمولا دچار مشکلات نادر هستند و گاهی اوقات نیز تنها به خاطر قد و اندازه شان عجیب می شوند.
** جاسلینfdertg
+تابستون
گرمای هوای تابستون امسال فکر میکنم  بیش از  هر زمان دیگه اس اونقدری که محاله دم ظهر و بعدظهر ها برم بیرون ،   ولی با وجود گرمای عجیب و خیلی شدید  اینروزا ، طعم خنک و یخ بستنی ،عطر مست کننده بهار نارنج و شربت گل سرخ،خِرچ خرچ کردن یخ نوشابه ای زیر دندون، آب دوغ خیار عزیز جون با عطر خوش نعناع و گل سرخ ، لباس های رنگی رنگی   و نخی خنک،خوابیدن زیر کولر با موی خیس، راه رفتن تو مسیر رودخونه که آبش خنکِ،روزای بلند  و طولانی  هر روز   ، و  یه ع
خیلی عجیبه که اون همه حس خوب  از بین رفته باشه:)  اینو امشب متوجه شدم.:)نمیدونم اون لحظه به چی فکر میکرد ولی من به متن بالا فکر میکردم.:)+عجیب دلم یه ادم واقعی میخواد كه ساعتها بشینه كنارم و باهاش حرف بزنم فقط.دیگه اینجا نوشتن حالم خوب نمیكنه.نمیدونم چرا.دلم یه ادم واقعی میخواد.میام اینجا كلی تایپ میكنم یه بار میخونمش پشیمون میشم و همه رو حذف میكنم.دیگه اون حس خوب ندارم بهش.حس میکنم پر از حرفم.مثل وقتاییم كه بغض میكنم ولی گریه نه.تك تك
از همینجا اعتراف میکنم بعد از دیدن فیلم dirty dancing برا یه لحظه دلم همچین پایان عجیبی خواست:شعر و رقص و بوسهخندیدنیه خانواده ای که درک کنه!و نسبت به کسی که هستی بهت افتخار کنه یا حداقل بپذیره!+مثلا که زندگی قصه شهر پریاست(فارسی فیری تیل)_چار صب غر نمیزنن+چار صب چیکار میکنن؟_بجای فک کردن به فیری تیل و قصه بگیر بخواب+تلاش کردم_فردمنش:"روزای سختیه نه؟باز میگم نه !مثل روزای دیگستتو سرم چیزایی هستباز میگم نه !مثل چیزایی دیگستبا خودم حرف میزنماز خودما
یه این حجم عجیب و سنگین تو گلوم . چیه این میل عجیب به نبودن . چیه این حس عجیب که دلم میخواد بیام. اینجا . بنویسم و وقتی که میام فکر میکنم خب که چی ! چیه واقعا این حس که میخواد ازم چیزی بنویسم و وقتی به این فکر میکنم که خب بیا یه چیزی بنویسیم مغزم انگار گیر کرده تو یه بن بست . چیه این زندگی . این صدف خالی یک تنهایی . چقدر هیچم . هیچ!
توی فصل پروازبازم دل شکستهپرنده نشستهنشسته همونجاهمونجا که بغضشتو روزای سرماهمیشه شکستهیه روز خزونییه مرغ شکاریزد و جفشو بردهمین شاخه بودشهمین شاخه ای کهکنارش ، شکستهغم و غصه هامونصداشون سکوتهبا چشمای بستهبازم میشه پر زدبازم میشه سر زدولی باز خیالیبه روزای رفتهبا یه ذهن خستهچرا هیچ عقابیسراغش نمیاداخه این پرنده دلش اونو میخوادیه جفت خیالی یه دنیای دیگهیه روز خزونیپرنده که رفته
یا خیرَ النّاصرین
 
سال پیش دانشگاهی که بودم، روزای اول مدرسه، مدرسمون چند نفر از دانش آموزانی که تو کنکور همون سال رتبه ی خوبی کسب کرده بودن رو آورده بود تا برامون صحبت کنن.
یکی از بچه ها کنکور هنر شرکت کرده بود و رتبش دو رقمی زیر ۵۰ شده بود و خیلی عجیب رشته ای که انتخاب کرده بود رو قبول نشده بود و عملا رتبش پوچ شد.
ادامه مطلب
قبل از‌کنکور چقد برنامه داشتیم.قرارگذاشتیم روزه هایی که بخاطر درس خوندن‌نگرفته بودمو باهم بگیریم.نذر کرده بوداگه اون رشته ای که میخاستم قبول بشمروزه بگیره.بهترین ماه رمضون عمرم بودانگار خدا بیشتر از همیشه هوامو داشتخدا بیشتر نگام میکرد.خدا بیشتر دوستم داشتانگار فاصله ای‌نداشتم تا خداکاش دوباره تکرار شه اون ماه رمضونعجیب دلم‌ هوای اون روزا رو داره.همدیگه رو دوست داشتیم.خیلییییی زیااااااادقرار شد باهم بریم شهر کتاباون روزا چقد
پاییز که می‌شود، کسی کم میشود! کسی گم می‌شود.انگار در پاییز کسی، بی کس می‌شود!.آنقدر. که خورشید هم بی تاب میشودپاییز که می‌شود، جای کسی عجیب. خالی میشود.شمعدانی ها هم ساکت میشونددرختان هم. آری! پاییز میشوند.پاییز، نمیدانم چه کسی اما میدانمدل عالم برای کسی، عجیب تنگ می‌شود!.نمیدانم کیست، فقط می‌دانم.دل که هیچ؛ دنیا هم برایش تنگ می‌شود!پاییز که می‌شود، سکوتی عجیب بر دلها جاری می‌شود!
#پاییز✍️ محمدعلی حجت
بعضی وقت ها دلم برای دوران کودکی تنگ میشه .
کاش میشد گاهی به اون روزا سر زد و برگشت !
بزرگ شدن و به تکامل رسیدن خوبه ولی کودکی شیرین تر بود .
به قول یکی از بچه ها بزرگ شدن آرزوی دوران کودکی ما بود ، اما حالا می بینم همچین آش دهن سوزی هم نبود که برای رسیدن بهش تند و تند روزای قشنگ کودکی و نوجوانی رو ورق بزنیم .
کودکی رفته ولی در کودکی جامانده ام
بین دنیای بزرگان میهمان ناخوانده ام
گرچه می آید بزرگی ، کودکی زیباتر است
من که جامانده در آنجا و از این
دوشنبه عجیب و غریب یعنی صبح درست راس ساعت 8 امتحان داشته باشی 
دوشنبه عجیب و غریب یعنی از پنج سوال امتحانت فقط دوتا را سیاه کنی، یکیش هم با الهامات غیبی:)
دوشنبه عجیب و غریب یعنی منتظر باشی برای دادن نمره امتحان قبل  آن هم درس اختصاصی ات و سِر شدن کامل تو اما استاد بیاید و بگوید برگه ها صحیح نشده و تو نیز نفسی عمیقی از عمق جانت بکشی.
دوشنبه عجیب و غریب یعنی داشتن چهار ساعت وقت اضافه مابین کلاسهایت؛ بعد یهو بگویند بیایید تمرین رادیو.
دوشنبه عج
الان واقعا فک می کنم گوشی و نت نعمت بزرگیه ی چیز عجیب خوب تو این مدت ک کلی کمکم کرد واقعا دارم فک می کنم اگه نت نبود چجوری باید این همه ادم گریز بودنم رو مخفی می کردم
این دوران خیلی دوران عجیب و سختیه .اینکه غرورم کاملا له شده شاید از همه چیز تو این مدت معلوم تر باشه
چیزهایی رو تجربه کردم ک تا قبل ترش همش در حد نوشته بود برام و تجربیات بقیه ولی انگاری واقعی ن

تو این زمان کم تو این شهر جدید کلی تجربیات عجیب گرفتم
فردا قراره برگردم
نگاهم خورد به تقویم گوشه میز، امروز آخرین روز مرداد.فقط ۳۱ روز تا پایان فصل تابستون، فقط ۹۰ روز تا روز آزمون .نمیخوام کاسه چه کنم دستم بگیرم اما واقع بینانه   روزای قبلی که تموم شد ،به خوبی درس نخوندم،دنبال علت نیستم فقط  از خودم کمی دلگیرم بابت  کافی نبودن تلاشِ روزای  تموم شده قبل  .نمیخوام با غصه خوردن این فرصت را از دست بدم ،همین تایم هم میتونم حداقل ۳مرور کل مباحث داشته باشم.پس تلاشم ادامه میدم .عین معجزه بود برای من که ویس یه قبول شده
11 قانون عجیب و غریب در آمریکا :
خیلی از افراد، آمریکا را یک کشور پر از آزادی برای زندگی میدانیم. از آزاد بودن خرید اسلحه گرفته تا ازادی سایت ها و بقیه آزادی ها و خلاصه مکانی برای خوش گذرانی است. اما خب چیزی که شاید ندانید این است که این کشور در واقع قانون های عجیب و غریبی دارد که بعضی وقتها افراد را متعجب و به خنده میندازد.آیا میدانستید زنی در آمریکا برای اینکه مرغ سوخاری را با چنگال خورد، دستگیر شد؟ برای پی بردن به بقیه این قانون های عجیب غریب
 اسم های عجیب در منوی رستوران ها و کافی شاپ ها
باشگاه خبرنگاران:اسامی عجیب و غریب در منوی رستوران ها و کافی شاپ ها به مرحله ای رسیده که تا زمان خوردن آن متوجه نمی شوید چه چیزی سفارش داده اید.

در حالی که به تازگی و بعد از تلاش های فراوان، تحقیقات درباره تفاوت موکا»، اسپرسو»، قهوه ترک» و قهوه فرانسه» به پایان رسیده بود، با معضل جدیدی روبه رو شدم و آن دمنوش دلبر»، نوای سحرآمیز»، باغ وحش شیشه ای»، در انتظار گودو» و . در منو های جدید بعضی
دانلود آهنگ امید عامری دل من
Download Music Omid Ameri Dele Man
دانلود اهنگ دل من از امید عامری با متن شعر و ترانه از سایت پلی نیو موزیک
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
متن آهنگ امید عامری دل من
دست بردار بسته گوش کن دل خسته ازش دلگیرم بی اون من میمیرم
چاره ندارم ترکم کرده یارم ای دل عاشق و ساده ی من
دست بردار بسه آهای دل خسته همه درهارو به روی من بسته
اونی که رفته روزی بوده با من ای دل تیکه و پاره ی من
دل من بغضتو بشکن گریه کن با من دل من روزای خو
متن های زیبای روز بارانی ( سری جدید )

اس ام اس مخصوص روزای بارونی
 
باران که می بارد :یکی باید باشد که به تو زنگ بزند و بگوید چترت را برده ای ؟یکی که نگرانت باشد حتی نگران اینکه زیر باران به این لطیفی خیس شوی …یکی باید باشد که دست بکشد توی سرت و آب ها را کنار بزند …اما چند وقتیست که باران دارد می بارد و کسی به من نگفته چترت را برده ای ؟و کسی نبوده که دست بکشد توی موهایم …اصلا همه ی اینها بهانه ایست که وقتی باران می بارد یکبار دیگر یاد تو بیفتم …
 
دیروز شاید برای اولین باری که با مامان میرفتیم دکتر حالم انقد بد بود.
حجمی از خستگی، نا امیدی، ناراحتی، گشنگی، بی‌حوصلگی، خواب آلودگی رو داشتم.
واقعا همه اینا رو با هم داشتم.
هر جا هم رفتیم عین مریضای روحی میشستم زل میزدم به یه گوشه
در حالی که قبلا دائم یا در حال کتاب خوندن بودم یا تو گوشی داشتم یه کاری می‌کردم تا مامان کارش تموم بشه.
انقد برای خودم عجیب بود که اومدم اینجا دارم اینو مینویسم.
میخوام یادم بمونه این روزای سخت رو. این روزایی که هر
خب وسط حساسیت و عزاداری ها، من کماکان جنس دوم میخونم و خوبه. بعد باید برم خونه و. باید امتحان توشهری بدم. باید چمدوت ببندم. و باید برم دانشگاه؛ یک سال تحصیلی جدید رو شروع کنم. بازم احساس غریبیه :)
 
چند روز پیش مسئله ای پیش اومده بود و‌ من با حالت عصبی ای گریه میکردم. قطعا اینکه همون موقع شده بودم بی تاثیر نبود. یکم بعدش واقعا درک‌ نمیکردم چرا اونقد عصبی؟ ولی خب قبول کرد گفت باشه فقط گریه نکن :( من دوست ندارم گریه م وسیله باشه. البته گریه و
عجیب سودا مرے سر میں جو سخاوت کا تھا
کھلا یہ راز کہ خمیازہ سب محبت کا تھا
ــــــــــــــــــــــــــــ
جو نقدِ حضرتِ جاہل پہ میں رہا ہوں خاموش
اثر یہ علم و ہنر کا تھا اور شرافت کا تھا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه مطلب
انسان یك معبد است اما از بیرون فقط میتوانی دیوارهای این معبد را ببینی.بسیار عجیب است كه نه فقط دیگران از بیرون بر تو می‌نگرند،بلكه تو نیز خودت را از بیرون میبینی!به آیینه می‌نگری تا چهره‌ات را پیدا كنی.به چشمان مردم می‌نگری تا تصویرت را ببینی.به مردم گوش می‌دهی تا بدانی كیستی –آیا خوبی یا بد.خوش اخلاق هستی یا بد اخلاق.گناهكاری یا بی‌گناه.به راستی عجیب است، زیرا ما خودمان را از درون نمی‌شناسیم.نیازی به هیچ آیینه‌ای نداریم.نیازی نیست كه
گجت‌های فناوری عجیب و غریب در همه جا وجود دارد. امروز در اینجا می‌خواهیم مواردی را معرفی کنیم که برای زندگی روزانه شما بسیار مفیدند. در ادامه با ما همراه باشید.
گجت‌های فناوری عجیب و غریب برای زندگی روزانه
مواردی که معرفی خواهند شد، در زندگی روزانه شما بسیار مفید هستند. گجت‌های فناوری عجیب و غریب به شما کمک می‌کنند تا کارهای خود را راحت‌تر از قبل انجام دهید. مواردی چون خواب راحت‌تر و گرم کردن فنجانتان زمانی که فراموش می‌کنید این کار را
اسم های عجیب در منوی رستوران ها و کافی شاپ ها
باشگاه خبرنگاران:اسامی عجیب و غریب در منوی رستوران ها و کافی شاپ ها به مرحله ای رسیده که تا زمان خوردن آن متوجه نمی شوید چه چیزی سفارش داده اید.
 
در حالی که به تازگی و بعد از تلاش های فراوان، تحقیقات درباره تفاوت موکا»، اسپرسو»، قهوه ترک» و قهوه فرانسه» به پایان رسیده بود، با معضل جدیدی روبه رو شدم و آن دمنوش دلبر»، نوای سحرآمیز»، باغ وحش شیشه ای»، در انتظار گودو» و . در منو های جدید بعضی
 اسم های عجیب در منوی رستوران ها و کافی شاپ ها
باشگاه خبرنگاران:اسامی عجیب و غریب در منوی رستوران ها و کافی شاپ ها به مرحله ای رسیده که تا زمان خوردن آن متوجه نمی شوید چه چیزی سفارش داده اید.
 
در حالی که به تازگی و بعد از تلاش های فراوان، تحقیقات درباره تفاوت موکا»، اسپرسو»، قهوه ترک» و قهوه فرانسه» به پایان رسیده بود، با معضل جدیدی روبه رو شدم و آن دمنوش دلبر»، نوای سحرآمیز»، باغ وحش شیشه ای»، در انتظار گودو» و . در منو های جدید بعض
وقتی چند تا موضوع ناراحت کننده تو ذهنت باشن و هرچی فکرتو منحرف میکنی باز ب خودت میای و میبینی تهش ب اونا رسیدی
گفتن واقعیت گاهی سخت ترین کار دنیاس
چرا هروقت با نیت خوب کاری رو انجام میدم اینجوری میشه خدایا؟
ینی من اینهمه خودم و بقیه رو زجر دادم ک تهش بشه این؟
چرا بی موالاتی یکی دیگه باید باعث بی آبرویی من بشه
تو این لحظه دوس دارم بمیرم ولی مجبور نباشم واقعیتو بگم.
من آدم دروغگویی نیستم وگرنه با فرار و دروغ حلش میکردم
اخه چرا حالا؟
چرا هروقت م
نمی دونم همه ی آدما همچین روزایی رو تجربه کردن یا نه
مخلوطی از هیجان و ترس و نگرانی و خوشحالی و چاقی و استرس و پوست خراب و دولپی شیرینی خوردن و تنگ شدن کمر شلوار و مداوم نشستن پشت سیستم و تو دلم رخت میشورن و خوشحالم که هدف دارم و وای یه عالمه کارم مونده و اگه بشه چی میشه و اگه نشه چی میشه و فیلم و رمان و آشپزی تعطیل و ولخرجی ممنوع و سرچ جملات انگیزشی و هیس هیس کردن و حواس پرتی و روزی بیش از ۱۰ لیوان چایی خوردن و سر درد و چشام درد میکنه و
بازم بگ
یه خورده صمیمی‌ترها متوجه می‌شن که سال ۹۱ زهرش رو به کل زندگی‌ام ریخته؛ البته انگشت‌شمارن کسایی که چون‌وچراش رو بدونن. همونا هم بیشتر به قسمت رمانتیک ماجرا نگاه می‌کردن و بدون کنار هم چیدن شرایط کلی اون موقع به نظرشون می‌اومد که خب حالا خیلی هم نباید مته به خشخاش گذاشت.
حالِ اون موقع‌هام مثل یه نقطۀ جوهر بود، نه رنگی‌رنگی، نه مشکی، توسی بدرنگ. کم‌کم لکه شد، بزرگ شد، اندازه‌ای که کل انرژی و امید ۹۱ و ۹۲ رو گرفت و یه جاهایی به چند سال بعد
 اسم های عجیب در منوی رستوران ها و کافی شاپ ها
باشگاه خبرنگاران:اسامی عجیب و غریب در منوی رستوران ها و کافی شاپ ها به مرحله ای رسیده که تا زمان خوردن آن متوجه نمی شوید چه چیزی سفارش داده اید.
در حالی که به تازگی و بعد از تلاش های فراوان، تحقیقات درباره تفاوت موکا»، اسپرسو»، قهوه ترک» و قهوه فرانسه» به پایان رسیده بود، با معضل جدیدی روبه رو شدم و آن دمنوش دلبر»، نوای سحرآمیز»، باغ وحش شیشه ای»، در انتظار گودو» و . در منو های جدید بعضی
توی دو سه سال اخیر روزای سخت و پرکاری رو داشتم اما به لطف دوستای خوب روزای خوبی رقم خورد خدا رو شکر سفر رفتم دو تا استان جدید رو سر زدم خیلی جذاب بودالبته کاشان هم یه سر رفتم اما جنبه ی تفریحیش کمتر بودبسیار خوش گذشت این جوجه ها که توی جنگل و پارک زدیم اگه نبود من شخصا کم می آوردم این روزای پر کار رو این کوه رفتنامون خیلی منو شارژ میکرد میرفتم میدویدم توی پارک پارسالم با دوستم باشگاه رفتیم نیامد خودم تنها رفتم بدنسازی میرفتیم البته من کا
کذب الوقاتون
کذب الوقاتون
کذب الوقاتون
از همون اواش، هرچی تاریخ اعلام کردن تهش اشتباه از آب درومد!! و بلخره امروز شد!!
نمیدونم چی بگم. راستشو بخاید حسی ندارم. فقط یه غم عجیب غریبیه.
اندوه بزرگیست!
اینکه کلن حسی نباشه وقتی قراره مهم ترین نتیجه ای ک تالا توو زندگیم بوده اعلام شه.
باعث میشه حس بدی داشته باشم ازین بی حسی!
و بدتر از هممم ی اینا اینه ک بست فرندم ک جای خواهر بزرگمه، چند روزه نیس!
و من امروز دیدم کامنتشو اینجا و حسابی ب هم ریختم!
یه وقتایی میشینم آرشیو و موضوعات وبلاگ رو میخونم. چه حسی داره، گذشته، گذشتن. اصلا انگار یه کس دیگه ای نوشته از حس و حالش. اینقد که برام دوره، اینقدر که همشون تموم شده ان. عجیب تر این که بعدا هم همین حس رو پیدا میکنم نسبت به حال این روزا.
هم شگفت انگیزه، هم عجیب و هم ترسناک!
به سرم زد یک شب ناشناس امتحانش کنمبازىِ خطرناکى بود اما به ریسکش میارزید+سلام-سلام.شما؟+غریبهخدا خدا میکردم که دیگر پیامى نگیرمآخر قرارمان این بود که ناشناسى واردِ حریممان نشود-میشه خودتونو معرفى کنید؟نوشتمو نوشتساعتها برایم گفتاز تنهایى اشاز گذشته اش که پاک بود از آدمهانالید از عشقهاى امروزىگفت منتظر است یک دانه نابَش سرِ راهش قرار گیرد.با شماره ى خودم پیغام دادم جواب ندادبراىِ غریبه اما،حاضر بود جانَش را بدهدعجیب بود که دیگر خبرى ا
11 قانون عجیب و غریب در آمریکا :
خیلی از افراد، آمریکا را یک کشور پر از آزادی برای زندگی میدانیم. از آزاد بودن خرید اسلحه گرفته تا ازادی سایت ها و بقیه آزادی ها و خلاصه مکانی برای خوش گذرانی است. اما خب چیزی که شاید ندانید این است که این کشور در واقع قانون های عجیب و غریبی دارد که بعضی وقتها افراد را متعجب و به خنده میندازد.آیا میدانستید زنی در آمریکا برای اینکه مرغ سوخاری را با چنگال خورد، دستگیر شد؟ برای پی بردن به بقیه این قانون های عجیب غریب
پروازمن
صدای گریه های من
به گوش بارون میرسه
خاطره دل گیره ازم
میگه که اخر چی میشه

خاطره دلگیر نشو
خودم تمومش میکنم
تو که میری تنها میشم
بیا ببین که چی شدم

هوا که طوفانی میشه
چشامو گریون میبینه
میگه نرو عزیز من
آخر داستان چی میشه

قاصدکای نامه بر
سکوت من رو بشکنید
منم دوسش دارم همین
منو کنارش ببرید

تنها شدم خدا چرا
تو این روزای بی کسی
تو درد غربتم هنوز
چرا ازم دست میکشی

هوای دلگیره شبام
مثل سکوت بی کسی
تو هم نرو تنها شدم
توی شب دلواپسی

پرواز ه
امروز رفتم ایمیل هامو چک کنم،که با یه ایمیل عجیب از طرف فیسبوک (عجیب به این دلیل که اصلا اکانت فیسبوک ندارم)مواجه شدم.
عجیب تر از همه هم محتوای ایمیل بود که نوشته بود از آخرین باری که فیسبوک استفاده کرده اید اتفاقات زیادی افتاده.
خلاصه اینکه کنجکاو شدم و رفتم فسیبوک و فراموشی رمز ورود رو زدم و یه رمز جدید وارد کردم برا اکانت. اسم اکانت هم دقیقا اسم و فامیلی من بود ولی عکس پروفایلش یکی دیگه.
یخورده تو پیامای طرف چرخ زدم و بعدش دیلیت اکانت کردم
عجیب دلم برات تنگ میشهبزار بیهوده گویی کنم بزار نگرانت باشم تو هر جور میخوای نفسیرش کن اما فقط باشهمین
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیمگاهی از دور تو را خوب ببینم کافیستفکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیزکه همین شوق، مرا خوب ترینم! کافیست[گل]
زوج بریتانیایی موجودی عجیبی را در حیاط منزل خود کشف کردند.
به گزارش اسپوتنیک، یک زوج بریتانیایی در حیاط منزل خود در شهر کینگستون آپون هال یک موجود عجیب یافتند.
این زوج بریتانیایی گفتند که روز پنجشنبه، پنجم سپتامبر در حیاط منزل خود موجودی شبیه مار با بال و منقار که از آسمان افتاده بود را دیدند. آنها این موجود عجیب را در یک لیوان قرار دادند و تلاش کردند با جستجو در اینترنت این موجود عجیب را شناسایی کنند که موفق به این کار نشدند.
 
همچنین اشاره
آیا شما میتونید حدس بزنید چیه؟دقیفتر نگاه کنید و حدس بزنید چی میتونه باشه 
  آیا اینها خودکارهای دوربین دار هستند؟
هیچ حدس دیگه ای ندارید؟فکرتون به هیچ جا قد نمیده؟آقایون و خانمها! تبریک میگم…!شما به آینده مینگرید… بله، درسته!شما فقط چیزی رو دارید میبینید که در آینده، جایگزین کامپیوترهای شخصی شما خواهد شد. ببینید چطور کار میکنند:
در فرآیند کوچک کردن اندازه کامپیوترها، دانشمندان با استفاده از روش بلوتوث پیشرفت قابل ملاحظه ای کرده اند،
من فقط میدونم که خدا خیلی دوستم داره. میدونه چی لازم دارم و منو میشناسه.
وات عه کریزی نایت!
من اشتباه کردم و میدونم. حالا میدونم. موقعی که اون اشتباهو میکردم نمیدونستم. ولی حالا بابتش خیلی شرمنده م. خیلی. و تقریبا میشه گفت تا حالا تو زندگی م اتفاق نیفتاده که بابت چیزی شرمنده بشم. برای همین حس خیلی غریبیه برام. نمیتونستم دهنمو ببندم و دو دقیقه عذرخواهی نکنم. بهش که فکر میکنم در واقع به دست و پاش افتاده بودم. داشتم از غصه جون میدادم. خیلی سخت بود. و
دلم عجیب در این جمعه هوای قدیم را کردههوای حیاط بزرگ مادربزرگبا حوض آبی فیروزه ایماهی های قرمزو شمعدانی های لب حوضکه عطرشان مست میکرد هر رهگذری را.هوای دورهمی های سادهبا شام و ناهاری به مختصری نان و پنیرو خنده های از ته دل با کسانی که دوستشان داریم
یاد آن روزها بخیر
شاید عجیب به نظر برسد، اما شما تنها نیستید؛ كمتر زنی است كه این برجستگی‌های بی‌خطر را در سینه‌اش نداشته باشد و كیست‌ها راهی به سینه‌اش پیدا نكرده باشند. درست است برجستگی مشكوكی كه با دست هم قابل لمس شدن است با خودش ترس‌هایی را یدك می‌كشد و آرامش‌تان را لااقل تا زمان گرفتن نتیجه سونوگرافی از بین می‌برد، اما از نظر دكتر عصمت‌السادات هاشمی، جراح ، عضو هیات علمی پژوهشكده بیماری‌های سینه و مدیر كلینیك بیماری‌ها
یکی دو هفته ی پیش رو تقریبا میشه گفت، افسرده بودم. گیج و بی حوصله، خسته و حساس. خلاصه اوضاع خوبی نبود، تا تقریبا جمعه که بهتر شدم. ارکیده رنگی‌ رو دوباره پیدا کردم.
از شنبه، ورزش های بارداری و مراقبت هایی که هی پشت گوش مینداختم رو شروع کردم. با کوچولوم حرف زدم، و چقدر برای روحیه خودم خوب بود :)
تصمیم گرفتم با وجود تموم سختیش این ترم رو مرخصی نگیرم و خب این یعنی باید تو این یک ماه باقی مونده، پروپزال رو بنویسم تا ان شالله اوایل ترم آینده تصویب ب
مو اع هرجا بروم سر وا وگردونومتوو عو چیشای خووت سنبل می‌کاروممی‌خوام بروم سر ره بشینوموو رفتن تونه وا چش ببینوم‌‌‌‌گویا مُنگه یعنی غُر! هر غری از بی‌حوصلگی و آشفتگی میاد. حالا حیدو هرکاری که باید می‌کرده تا حق این واژه‌ی قشنگ و تلخ ادا شه رو کرده و نتیجه‌ش شده ۲ دقیقه و سی و سه ثانیه که داره از پوست تا استخوانم رو چنگ می‌زنه و هرچه از گذشته‌ی اخیر خاکستر شده بود رو گُر می‌ده.اجازه بدید لعنت کنم تمامِ نشدن‌ها و نشدنی‌ها رو. همه‌ی اتف
بعد از مدتها به این فک کردم که بدشانسم. 
امروزم رفتیم جایی که باید میرفتیم و همه جلسه بودن. این امریه ریشه‌ی منو خشک میکنه آخر.
پریروز رفتیم و مدیرعامل نبود و گفتن چهارشنبه میاد. 
امروز رفتیم و مدیرعامل جلسه بود و هر چی وایسادم نیومد و گفتن شنبه بیا. یعنی نه فردا و نه پس فردا. شنبه.
عجب.
البته تو اون سه ساعتی که منتظر بودم نشستم و نزدیک 80 صفحه از جزوه ای که واسه برنامه نویسی VBA نوشته بودم رو خوندم. باز خدا رو شکر که دفترمو برده بودم. وگرنه امروزم
خسته ی عزیز،بعید می دانم اینجا را بخوانی،به تو زنگ زدم و عجیب ترین قسمتش این بود که گویا بلاک شده ام:)بی آنکه بدانم چرا،عجیب تر این است که پیام دو ماه پیش من را هنوز سین نکرده ای:)مهم نیست که در کانال شخصیت فعالی و جوابم را ندادی،بهرحال
 
تولدت مبارک،با آرزوی بهترین ها
+تابستون
گرمای هوای تابستون امسال فکر میکنم  بیش از  هر زمان دیگه اس اونقدری که محاله دم ظهر و بعدظهر ها برم بیرون ،   ولی با وجود گرمای عجیب و خیلی شدید  اینروزا ، طعم خنک و یخ بستنی ،عطر مست کننده بهار نارنج و شربت گل سرخ،خِرچ خرچ کردن یخ نوشابه ای زیر دندون، آب دوغ خیار عزیز جون با عطر خوش نعناع و گل سرخ ، لباس های رنگی رنگی   و نخی خنک،خوابیدن زیر کولر با موی خیس، راه رفتن تو مسیر رودخونه که آبش خنکِ،روزای بلند  و طولانی  هر روز   ، و  یه ع
دلتنگم این روزای بی بارون
حالا که تو از چشم من دوری
این جاده ها بی چتر و تو زشتن
دلتنگتم ، دلتنگ، بد جوری
عشقم، قناری ها نمی خونن
برگرد تا بلبل غزلخون شِه
این آسمون شاید تو برگردی
با دیدنت ابری شِه مجنون شِه
این عادت بی ابر بودن رو
ای آسمون یک روز ترکش کن
عاشق دلش میمیره بی بارون
این چشمه بی آب و درکش کن
ای آسمون دلتنگم این روزا
از لحظه های کُند و تکراری
از این شبای بی سرانجامی
از اینکه لج کردی نمی باری
محبوب من با این نوا اُخته
تق تق تتق تق تق تق
چه خاکی برداشته اینجا!
یهو یادم افتاد یه صفحه سوت و کور وبلاگی هم بین زندگی ای که به توییتر و اینستاگرام و تلگرام پیچیده دارم.
نام کاربریم و پسوردمم یاد نمیومد ،بین نُت هام پیداشون کردم و چه عجیب که یادداشت کرده بودم.
عجیب تر اینکه وقتی به اینجا نگاه میکنم دلم نمیگیره،انگاری بهم نشون میده چقد تغییر کردم و فکر میکنم از مرحله گیر کردن تو زمان عبور کردم .
هیچوقت فکرنمیکردم اینقد تکنولوژی پیشرفت کنه ک لایوت رو ببینم.صدات رو بعداز مدتها شنیدم هنوز زیباست و منو ب روزای دوری میبره. هنوز توی تعذیه تو رو بیشتراز همه قبول دارمپ.ن: چشم زدمشون لایو یهو قط شد.پ.ن2: داریم میریم فرودگاه . هوا بشدت گرمه.
هفته ی قبل . یکشنبه بود که با دال بیرون بودیم برگشتنا میدیدم پرچم های مشکی و میزنن و دارن تکیه ها رو به پا میکنناما نمیدونم حس خاصی نداشتم از همین یکی دو سه ساعت پیش که صدای نوحه از مسجد نزدیک خونه میومد و باز کردن پنجره مصادف شد با بوی اسفند و صدای نوحه ی واضح تریه طوری شدم .نمیدونم یه غم عمیق .دوباره سنگینی گلو و حس کردم چه فضای عجیب و معنوی ای شده ها .نمیدونم دلم میخواد خلوت کنم و برای خودم بنویسم .یک سال پیش همین موقع ها یه روزی که حا
داستان عجیب زندگی یک زن بی دست و پا یک زن که از بدو تولد بدون داشتن دست و پا متولد شده کارهایی خارق العاده انجام می دهد.
به گزارش چفچفک، امی بروکس 37 ساله اهل شهر پیتسبرگ در ایالت پنسیلوانیای آمریکاست و اجازه نمی دهد نقص مادرزادی بر روند کارهای روزمره در زندگی اش تاثیر بگذارد. او قادر به آشپزی، نوشتن، رانندگی و حتی خیاطی است!
وی می گوید: پزشکان در ابتدا از اینکه من بتوانم به زندگی خود ادامه دهم دچار تردید بودند اما پدر و مادرم حرف آنان را قبول ن
چند نکته عجیب در باره زنبور عسل



چند نکته عجیب در باره زنبور عسل
۱-  زنبور عسل با سرعت بیست و پنج  کیلومتر پرواز می  کند
۲- قبیله زنبورهای عسل حدود ۲۰ تا ۶۰ هزار زنبوردارد.
۳- یک زنبور عسل ذر همه عمرش فقط به اندازه یک دهم قاشق چایخوری عسل طبیعی تولید می کند.
مطلب کامل را در سایت دیجی عسل بخوانید
شگفتی های زنبور عسل
چی بگم براتون از آشفته بازار زندگی؟
روزای اول دانشگاه؟
مدرسه؟
کربلا و اربعین؟
سایت بی صاحاب نظام وظیفه که هنوزم اوکی نمیده؟
اکیپ دانشگاهمون که جور شدیم؟
خواهرم که داره میره تا سال بعد؟
کتفم که دیگه قفل میکنه؟
فقط خدارو شکر که با شادی و خنده میگذره :)
۱. Bonding time [+حیف هیکل به این قشنگیت نیس؟] [+ :*یهویی] + آب بازی با شلنگ:دی
۲. حس هوس کردن یه کتاب شعر با احساس [کسی پیشنهادی داره؟] + هوس ازین عینکا کردم که دور چشاش نی داره نوشیدنی دور میزنه توش:دی
۳. حس و حالم خیلی خوبه خدایا شکرت بابت همه این روزای خوب ♥ [ماشاالله]
جشنواره عجیب مالیدن روغن سیاه به بدن کاسکاموراس یکی از عجیب‌ترین فستیوال‌ های دنیا است که در اسپانیا برگزار می‌شود. فستیوالی که بیش از ۵۰۰ سال قدمت دارد.
به گزارش چفچفک، در این فستیوال شرکت کنندگان سر و صورت و بدن خود را با روغن ماشین و گریس آغشته می‌کنند. این رویداد امسال در شهر بازا برگزار شد.
گردشگران بسیار زیادی از سرتاسر دنیا برای دیدن این رویداد به شهر بازا آمده بودند.
شرکت کنندگان پس از اینکه بدن خود را سیاه کردند سه کیلومتر مساف
امروز از یکی یه چیزی فهمیدم که کلا از چشمم افتادچقدر پست بودی و من نمیدونستم علیواقعا برای خودم متاسفم که بهترین روزای عمرمو واسه یه همچین بی شرفی ارزون از دست دادم :-\سالها بعد یه روزی یه جایی یه جوری بهم میرسیمبی صبرانه منتظر اون روزم;-) 
عکس پایین عکس یکی از روزهای پاییز پارسال بود که میرفتم کتابخونهالان که نمیرم خیلی خیلی دلتنگ اونجام چون پناهگاه همیشگی من بود .دلم برای سوفی تلاشگر جدی و هدفمند تنگ شدهنباید بذارم این روند ادامه پیدا کنهروزای خوب تو راهنمطمئنم
رابطه جنسی بسیار قدرتمند است و منجر به بهبود خلق و خو حتی باریک شدن دور کمرتان می شود. داشتن رابطه جنسی یک بار در هفته طول عمر را افزایش می دهد. این که نداشتن رابطه جنسی چه تاثیری بر بدنتان می گذارد کاملا بستگی به میزان سلامت شما دارد.

ادامه مطلب
دیشب خواب دیدم رفتم خارج :/و با یه پسر ایرانی توو رابطم :///ایشون توو خوابم شدیدا خوب بودن و بسی زیبارو  :)چیز زیادی یادم نیس ولی شدیدا جنتلمن بودنشو یادمه .عجیب اینجاس ک چشاش رنگی بودن و من در کل از چش رنگیا بدم میاد :/همچین ادم متناقضیم یادمه خیلی حواسش ب همه چیز بود و یه جایی بودیم حالت کمپ طوری پیگیر گرفتن چادر بودو تهشم یکی گرفدیم توو بغل هم خوابیدیم :)در کل خواب خوبی بود احساس خوشگل بودن میکردم توو خواب :)))حال داد بم عجیب :) 
میگما قراره اون دنیا هم بریم جهنم؟
مگه اینا همش جهنم نیست؟
اگه نیست پس چیه؟
یعنی خدا نمی‌بینه؟ دارم کفر می‌گم؟
میشه یکی بیاد بگه پس کی روزای خوب میاد؟
میشه برای فقط یه ماه هم شده حالم خوب باشه؟
راضی‌ام به خدا. به همین یه ماه
 
از کشفیاتم همیشه میگم ،به همه، حس میکنم وقتی یچیزی رو کشف میکنی ذوقش و لذتش با اشتراک گذاشتنش چندین برابر لذت داره، البته راستش تو خیلی موارد هم لذتش به قایم کردنشه ، به اینکه وای این فقط واسه منه ، مال خودمه! اره خوب منم یه دورانی قایم میکردم و میرفتم تو غار خودم و تنهایی عشق میکردم ، اولین باری که گفتم بیخیال تک خوری بسه قضیه " بولت ژورنال " بود.  من یاد گرفتم و عمیقن عاشق رنگ کردن مود ترکر بودم خدا بیامرزه زمانی که یه دریم کچر کشیدم و هر روز
تو خواب های اخیرم مکان هایی رو میبینم که هیچ وقت ندیدم. وارد خونه هایی میشم که تا حالا ندیدم. آدم های دور هم زیادن تو خوابام. مثلا خواب دیدم دبیرِ دوستم داییِ سال پایینیمونه :| و کلی چیزای عجیب.
دیشب خواب دیدم میریم گردش. جاهایی که تو خوابای قبل دیده بودم و من با دهن باز از شگفتی میگم خدااای من. من اینا رو تو خواب دیده بودمممم.
فک کن! تو خوابم خواب دیده بودم :)
امروز شروع شد میتونم از راه همیشگی نرم یک کتاب متفاوت بخونم یک غذای متفاوت بخورم میتونم کاری کنم تکراری نشه هر روزی خوبی و شادی داره غم و ناراحتی داره من که با تغییر آب و هوای محیط اینجا عادت کردم زندگی رو خودمون سخت میکنیم 
هوای عجیب خوبیه
ادم دوست‌داره دست‌ خودشو بگیره بره زیر این‌ نم‌نم بارون،خودشو بغل کنه،با خودش بخنده‌شاید یه پک سیگارم بکشه مثلا :)
ولی بجاش لحافو میکشم تو سرم چون برا من ساعت ۱ شب خوابیدن دیر وقت ترین ساعت ممکنه!و فردا کلی کار هست واسه انجام دادنو زندگی‌و تلاش هایی که باید براش بکنم.
میخواستم بگم شاید فردا و فردا ها روزای سختی باشنولی من به روشنی ایمان دارم!
به سپیدی پشت شب های سیاه.
به پاییز بعد از تابستون
و به بهار بعد از زمستون!
م
امروز داشتم فکر می کردم به عجیب بودن زندگی.
و خب رسیدم به عجیب بودن ما آدما" چون ماییم که زندگیو میسازیم و خب داریم عجیب میسازیمش.
امشب اینو به فائزه هم گفتم و راجبش حرف زدیم بعد اون گفت " میدونی اینکه الان ما 180 درجه با اینی که هستیم فرق کنیم بنظرم میتونه به سادگی آب خوردن باشه"
این اون جوابی نبود که دنبالش بودم و انتظار داشتم بگه" چون مسیر حرفامونو کاملا جابجا کرد و من میخواستم تهش برسم به گفتن یه چیزای دیگه ولی خب این حرش شد یه جرقه برای فکر
با سلام خدمت شما کاربران عزیز
این بار هم مثل قبل با مطللبی فوق العاده شگفت اور در خدمت
شما سروران بزرگوار هستیم .
این مطلب هم در ادامه سلسله مطالبی در پیرامون مطالب قیامت
روز قیامت عجایب روز قیامت ، وحشتهای هولناک قیامت
کیفیت روز قیامت چگونگی روز قیامت و
بوده که یک مطلب عظیم و اثرگذار هست .
این مطلب ‌: روز قیامت واقعیه ای حتمی و عجیب
لطفا برای مطالعه در ادامه همراه ما باشید کاوشگران اسرار ایران باستان
حقیقت های عجیب و جالب درباره مهاتما گاندی :مهاتما گاندی رهبر ی و معنوی کشور هند بود که ملت هند را در راه آزادی از استعماری بریتانیا، رهبری کرد. او در طول زندگی اش استفاده از هر نوع ترور و خشونت را برای رسیدن به مقاصد، رد میکرد. گاندی به میراث هند افتخار میکرد و به تسلط انگلستان بر هند برای همیشه پایان داد. پیش از گاندی هند توسط انگلستان اداره میشد و یک کشور مستقل نبود. استقامت او باعث شد که هند سرانجام در سال 1947 به استقلال برسد. اما حقایقی د
علی میگه چقد تو بی معرفتی چرا به من زنگ نمیزنی 
بعد از مدتها بدون اوردن بهونه میگم افسردگی بهم اجازه نمیده علی جان
و علی خوب منو درک میکنه و دیگه ازم ناراحت نیست 
کمی حرف میزنه از پایتخت و بدی هاش میگه از سیگار و مشروب و اعتیادشون میگه از تفریحای به درد نخور میگه از شلوغی و کثیفی میگه و من ته صدای بهونه گیرش دلتنگی این پسر کوچولوی گنده رو حس میکنم
بر خلاف حال و روزم میگم و میخندم و سعی میکنم حداقل اون کمی حالش عوض شه
آخه جگر گوشه ی منه 
ازش نارا
میدونی چیه خدا؟ من مطمعنم روزای قشنگی در انتظارمه،مطمعنم یه کاری برام میکنی، من به بزرگی و مهربونیت ایمان دارم و با تموم وجودم بهت اعتماد دارم :)الان آرومم، دلم قرصه، میخوام دوباره یه سری تغییرات کوچیک داشته باشم، میخوام شروع کنم و قدم اول رو بردارم، دیگه نگران نیستم، دیگه نمیترسم :) و به اندازه ی همون روزی که قراره آرزوهام اتفاق بیوفتند، خوشحالم و آروم!
تو بارها بهم ثابت کردی چه تکیه گاه خوب و امنی هستی، بارها نشون دادی چقدر هوامو داری، نمی
خب سلام بعد چند وقت دوباه اومدم 
0 راستش الان که دارم اینا رو میگم همسایه کناریمون اهنگ " جنتلمن " گذاشته و با صدای بلند همخونی میکنه الان هم اهنگ عوض کرده و چشم پلنگ بود پیرهن پلنگی بود نمی دونم اسمش چیه رو میخونه خلاصه دارم به روزایی فکر میکنم که تویه دورهمی هامون اهنگ که میزاریم چقد همسایه هامون زجر میکشن  
0 نمیدونم چی بگم دلم تنگ شده واسه خودم دوستام روزای گذشته بچگی کردنام دلم واسه همشون تنگ شده 
0 دلم یه چیز جدید میخواد یه هیجان
حقیقت های عجیب و جالب درباره مهاتما گاندی :مهاتما گاندی رهبر ی و معنوی کشور هند بود که ملت هند را در راه آزادی از استعماری بریتانیا، رهبری کرد. او در طول زندگی اش استفاده از هر نوع ترور و خشونت را برای رسیدن به مقاصد، رد میکرد. گاندی به میراث هند افتخار میکرد و به تسلط انگلستان بر هند برای همیشه پایان داد. پیش از گاندی هند توسط انگلستان اداره میشد و یک کشور مستقل نبود. استقامت او باعث شد که هند سرانجام در سال 1947 به استقلال برسد. اما حقایقی د
دانلود رایگان سیر و سیاحت عجیب
آیا تاکنون سیر و سیاحت عجیب را دریافت نکرده بودید؟
Download scientific material about سیر و سیاحت عجیب
دانلود کاملا رایگان و قانونی سیر و سیاحت عجیب.
Learn how to learn about سیر و سیاحت عجیب by subscribing to our telegram channel.
The search robot on our channel can easily search the file سیر و سیاحت عجیب and provide it to your students.
خرید سیر و سیاحت عجیب
To get سیر و سیاحت عجیب high quality scientific click above.
Variety of content about سیر و سیاحت عجیب can only be viewed on our website.
Find similar articles سیر و سیاحت عجیب on our site.
جدید ترین
گِل فشان یا Mud Volcano یکی از عجیب ترین پدیده های زمین شناختی هستند.گل فشان ها یکی از عجیب ترین و جذاب ترین پدیده های زمین شناسی اند. گل و لای مثل چشمه آب از زیرزمین می جوشند و بالا می آیند و از دهانه هایی آتش فشانی بیرون می زنند. وقتی گل سرد مدام از این دهانه ها بیرون می آید و در اطراف دهانه روی هم انباشته می شود، کم کم شکلی مخروطی اطراف دهانه به وجود می آورد. مخروطی که بسته به سن گل فشان، بزرگ یا کوچک است. گل فشان هایی که گل سرد دارند، بر اثر حرکت و فش
حقیقت های عجیب و جالب درباره مهاتما گاندی :مهاتما گاندی رهبر ی و معنوی کشور هند بود که ملت هند را در راه آزادی از استعماری بریتانیا، رهبری کرد. او در طول زندگی اش استفاده از هر نوع ترور و خشونت را برای رسیدن به مقاصد، رد میکرد. گاندی به میراث هند افتخار میکرد و به تسلط انگلستان بر هند برای همیشه پایان داد. پیش از گاندی هند توسط انگلستان اداره میشد و یک کشور مستقل نبود. استقامت او باعث شد که هند سرانجام در سال 1947 به استقلال برسد. اما حقایقی د
 
عجیب آنکه مأموران یگان ویژه هیچ اقدامی انجام ندادند.
 
پس از پایان بازی جمعیت فراوانی پشت در رختکن تیم استقلال حضور داشتند و اعضای تیم مهمان در بین حملات لفظی و فیزیکی برخی تماشاگران وارد اتوبوس شدند. عجیب آنکه مأموران یگان ویژه هیچ اقدامی انجام ندادند.
 
سلام!
امروز یه روز دلگیره!
یعنی میتونم بگم اکثر روزای ابن ماه واسم دل گیر بوده
اینو میشه از شیشه های گلایِ  زرد و خشک شده ی روی میز فهمید!
چون شاسوسا نتونسته نوازششون کنه و اب شیشه هاشونو عوض کنه!
 
یا از کتاب (صدسال تنهایی)که نزدیک دوماه و خورده ایه که دستم بهش بنده و هنوز نتونستم تمومش کنم!
یا شایدم از ماگی که نمیدونم توش چایی خوردم یا اب یا شربت ولی همونطور روی میز مونده
و یه میز ابی رنگی که پراز گرد و خاک شده!
 من پیش پیش به استقبال جوش هایی
هر چقدر هم روزهای زندگی 
گاهی سخت و کند پیش بره
هر چقدر اوضاع از اینی که هست بدتر بشه
هر چقدر هم تموم دنیا امیدی نداشته باشن 
چه برسه به اینکه بهم امید ببخشن
تهش هر چی که قراره اتفاق بیفته

این روز ها میگذرد
و نمی تونه بمونه
این هم میگذره 
و مثل همیشه پشت روزای سخت روزهای آبی و آرام نشسته است
ماه رمضون داره شروع میشه و موندم منی که به ازای هر قدم راه رفتن نیاز به اب خوردن پیدا میکنم، چطوری قراره دووم بیارم؟
شاید یکی دو روز روزه بگیرم (صرفا برای تهذیب نفس و این داستانا) . اما انصاف نیس تو این روزای گرم و طولانی، تشنگی بکشم:(  به خاطر اینکه بقیه روزه هستند .
 یک کویتی:میگساری آزادی شخصی است ولی نذری دادن برای حسین خلاف و ارتجاع است؟جشن ولنتاین و خرید خرس سرخ عادی است ولی گریه بر حسین دروغ و ریا است؟خرج کردن برای خوشگذرانی در ترکیه حق توست ولی خرج کردن برای موکب،حق یتیمان است؟گویا شبهات عاشورایی در همه جا  یکسان است؛ عجیب نیست؟  
به نام خدا
چند سال پیش بود؟
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، یازده، دوازده، سیزده، چهارده، پونزده سال پیش. 
یه دختری پاشو گذاشت تو این دنیا. 
چند سال بعد از اون بود؟
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش سال بعدش. 
اون دختره پا شد رفت کلاس ژیمناستیک. حواسش به تمریناش بود و دختری که از اون ور کلاس با چندش نگاهش می‌کرد رو نمی‌دید. نمی‌دونست دختره داره تو سرش می‌گه اییییی، این چه‌قدر لوسه! وقتی داشت تو مدرسه ثبت‌نام می‌کرد نمی‌دونست قراره هم
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها