نتایج جستجو برای عبارت :

يل يل يل يل توي ميدونم شدع

 
فقظ میدونم امروز انتخاب واحد بوده و من.
 
فقط میدونم من دلم درد میکنه و به شدددت سرم ، با یه بک گراند لایت از درد های بقیه اعضا.
 
ققط میدونم من انقدر حرارت بدنم بالاست که از رو لباس هم دست مامانم داغغغ میشه.
 
فقط میدونم من علاقه زیادی به خوابیدن طولانی و عمیقی تو این لحظه دارم.
 
 
+ اینا رو نوشتم که اگه از خواب بیدار شدم بخونم !! :|
دارم خل میشم از فکر و غصه و درد وهر چی به خودم دلداری میدم اما تپشم و دردم هی بیشتر میشه! :|
+ خدایا. میدونم دلارام جاش خوبه. میدونم حواست به هممون هست. میدونم حودت کارت رو خوب بلدی. و خیلی میدونم های دیگه.اما میشه امشب حواست به منو بیشتر کنی؟ کنارم بمون شب رو باهام صبح کن. تنهایی نمیکشم به جون خودت!
 
+ فردا پرتو دارم.
 میدونم بیشتر شما حرف های عاشقانه خیلی قشنگ تر از اینا که تو نت هست بلدینمیدونم نگفته های بسیاری از دوست داشتن دارید میدونم رسم وفاداری و ادب رو بلدیداما آدمی که لایقش باشه نمیبینید که به زبان بیارید یا بنویسیداحساسات و استعدادهای کشف نشده سکوت های عمیقی در آدما ایجاد میکنه.
یارو نه ی نگاه به سن وسالش کرده نه به شرایطو طرز زندگیشبعد 3 سال پی ام داده یادته بهم گفتی دهنم بو شیر میده من چند ماه داشتم بهت فکر میکردمیکی نیست بزنه دهنش بگه خیلی بیجا کردیفقط بعضی وقتا فکر میکنم ملتو برق میگیره منو چراغ نفتیحالا اونی که میخوای هیچوقت حالتو نمیپرسهولی اونایی که نمیخواین مثل مگس همش دورن میدونم تولدت شهریورهحتی روزشو میدونمولی نمیدونم تبریک بگم یانهاصلا تبریک من مگه واست مهمم هستبدترین جاش اینه که میدونم بهم فکر نمی
مرده زنگ میزنه خونه، میگه عزیزم من بعداز ظهر با دوستم میام خونه…زنش میگه 
خونه ریختوپاشه مرده:  میدونمزنه:  ظرفا کثیفهمرده: میدونم زنه:  توى یخچال هم هیچی نداریم …مرده:  میدونم !!!زنه:  تو ک همه رو میدونی پس چرا دعوتش کردی؟
آخه هوس زن گرفتن کرده، گفتم،بیاد وضعیتمو ببینه شاید پشیمون شه ….!?
میدونم واقعی نیست. میدونم شدنی نیست. میدونم وقتی با خدا شوخی میکنم اون صدای خنده فقط توو ذهن خودمه. میدونم گرفتن دستت توو خواب نشونی بر دوست داشتن من نیست. میدونم وقتی به گربه ی شل و یه چشم خرابه بغل مارکتی که همیشه وقتی میگی سایز کوچیک دستکش ظرفشویی میخوام، سایز بزرگشو میده، میگم "به خدا نمیخوام اذیتت کنم" نمیفهمه چی میگم.میدونم وقتی به گنجشکهای گرسنه تووی تراس گفتم فردا بیان قول میدم براشون برنج بذارم، نباید انتظار داشته باشم بیان.مید
یادمه یكی بهم میگفت تو خیلی صبوری هر كی دیگه ای بود اینطوری ریكشن نشون نمیداد یادمه همون ادم كاری كرد كه خرد شدم اما بازم صبور بودم مثه خودش نتونستم رفتار كنم یادمه وقتی عذر خواهی كرد ازم بابت هر چیزی كه سرم اورده بود وقتی منتظر كلمه ی بخشیدم بود حرفی نزدم تنها ادمی كه هنوز نبخشیدم همون ادمه ادم كینه ای نیستم ولی نمیتونم ببخشمش یادمه ی نَفَر دیگه هم میگفت هر اتفاقی كه بیوفته من فقط تو رو باور دارم یادمه اونم گذاشتو رفت باورت نداشت به من همون
تا حالا تو زندگیم هیچ کس انقدر برام مهم نبوذه که راجع به بودن یا نبودنش تصمیم بگیرم.همیشه یا بودن، یا اگر نبودن هیچ وقت نفهمیدم چجوری رفتن
ولی الان فرق میکنه
راستش رو بخوای حس میکنم تقاص اون رفتناییه که نفهمیدمشون
میخوام از زندگیش برم
میدونم نمیفهمه، میدونم مهم نیس براش، میدونم تلاشی نمیکنه، ولی اونموقع حداقل میدونم که آقا ندارمش
پس واسه هفته ای یه بار بیرون رفتن و یه پی ام خودزنی نمیکنم
حداقل میدونم باید غصه ی چی رو بخورم
دو هفته ی غم انگی
یه بار زدم به باصنش توی خیابون ، تق گفت ، یه طوریم شد رفتیم توی یه کوچه خلوت .تهران به این بزرگی و من با این همه عظمت توش غریب باشم نوبرشه والا میدونی چی تراژیکه ؟اینکه من که خودم میدونم کی هستم من که خودم میدونم لایقشم با بهترین و با شخصیت ترین دختری که هست بخوابم و لوپشو اینقدر محکم بکشم که سرخ سرخ بشه من که میدونم لایقشم با بهترین و سرترین و شاخ ترین دختر قدم بزنممیگه در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود کو شاهد بازاری وین پرده نشین باشدح
مشکل از من بود. من نتونستم رنگی به زندگیت بدم. آره شروع همه ی ماجرا دست من بود. اولین نفس رو من کشیدم. من بودم که جون گرفتم از تو. اما دیگه ریش و قیچی دست توعه. دیگه این توئی که میبری و میدوزی. پایانش با توعه. تویی که جون میگیری، جون منو. میدونم حال خودت خوب نیست، میدونم دنیات سوخت و خاکستری شد، میدونم آرزوهاتو پر دادی رفت، فقط یه چیزی: امید رو از من نگیر. یک جایی از زمان منتظرت میمونم. شاید عاشق موندن اینجاها معنی پیدا میکنه. منو ببخش پس.
حوصله وتوان نوشتن خیلی چیزا رو ندارم هر چند خیلی خیلی كم حرف می زنیم ولی گاهی حس می كنم عمیقا ناراحت میشه از جواب دادنم اما چیزی نمیگه هر چند یكی دوباری شایدم بیشتر گفته ولی خب بنام از اولش بر صداقت بوده میدونم صداقت با رك گویی كه ناراحت كننده اس كمی متفاوتهخودشم میگه اونقدری كه من تو رو دوس دارم حس می كنم تو دوسم نداری فهیم میگه برای مردا خیلی سخته ابراز محبت كنن ولی جوابی دریافت نكنن دیشب آبجی بهم می گفت اگر واقعا فكر می كنی نمی تون
از بیرون اومدم ماسك موهامو گذاشتم منتظرم تایمش تموم شه برم دوش بگیرم.تازه رسیدم خونه.اومدم تو اتاقم در بستم كه صدای هیچكس نشنوم.خیلی ناراحت شدم امشب.خیلی زیاد.دلم به حال خودم سوخت كه باید همچین وضعیتی رو تحمل كنم.خیلی خسته ام از این وضعیت.ولی میدونم میگذره تموم میشه راحت میشم از همه این سختی ها.دختر خالم سالها قبل یه حرفی زد كه هنوز تو ذهنمه.اونشبی كه این حرف زد با خودم فكر كردم مگه میشه ادم همچین حسی داشته باشه؟ اصن امكان ندارهول
تو این مدتی که گذشت فهمیدم آدما راحت تر از اونی که فکرشو میکردم پشتمو خالی میکنن راحت قضاوت میکنن راحت محکوم میکنن و راحت تر از اون طلبکارن و انتظار دارن حالا دیگه اما میدونم سکوتم از خریتم نیست فقط حرفم نمیاد وقتی این رفتار هارو میبینم آدمها خودخواه ترین و منفعت طلب ترین موجوداتین که ممکن بود به وجود بیاد و اومد اره دلم پره از همه میدونم کم کم بارکردم که برم میدونم دیگه نمیخوام حتی بگم که میرم میدونم به خودشونم بیان نمیفهمن تارایی بوده مید
من میدونم دوستم داری.ولی تو بازم بگو.محض محکم کاری بگو،محض عاشقی بگو،محض دلخوشی بگو،من میدونم همه کاری بخاطرم میکنی.ولی یوقتایی هیچ کار نکن.بشین وردلم،از دوست داشتنم بگو؛از خواستنم بگو،از اینکه چقدر نگاهمو دوست داری بگو،از ظرافت دستهام بگو،از اینکه چقدر مدل موهام بهم میاد بگو.از اینکه چقدر لباس جدیدم بهم میاد بگواز اینکه دست پختم رو با هیچ غذایی عوض نمیکنی بگو.از اینکه تموم خستگی هات با دیدن من از بین میره بگو.از اینکه فقط من بلد
من میدونم دوستم داری.ولی تو بازم بگو.محض محکم کاری بگو،محض عاشقی بگو،محض دلخوشی بگو،من میدونم همه کاری بخاطرم میکنی.ولی یوقتایی هیچ کار نکن.بشین وردلم،از دوست داشتنم بگو؛از خواستنم بگو،از اینکه چقدر نگاهمو دوست داری بگو،از ظرافت دستهام بگو،از اینکه چقدر مدل موهام بهم میاد بگو.از اینکه چقدر لباس جدیدم بهم میاد بگواز اینکه دست پختم رو با هیچ غذایی عوض نمیکنی بگو.از اینکه تموم خستگی هات با دیدن من از بین میره بگو.از اینکه فقط من بلد
امروز سخنرانی های آقای شجاعی را گوش میکردم.
چقدر قشنگ حرف میزنه. 
امروز یادم اومد که چقدر خوشبختم و چقدر نعمت دارم و حواسم نیست.
من کلا سعی میکنم به خدا خوش بین باشم و مشکلاتم را گردن خدا نندازم.ازش کمک بخواهم ولی سر خدا نگذارم.
امروز تصمیم گرفتم برای آرزوهایی که هنوز بهشون نرسیدم هم ناراحت نباشم.
من تمام تلاشم را میکنم. 
میدونم خدا حواسش بهم هست. میدونم خدا باورم داره. میدونم خدا نگاهم میکنه.
خدایا اگه تو بخواهی صبر میکنم ولی کمکم کن. کمکم کن ا
منم که میدونم باید صبا یکی باشه پیشونیتو بوس کنه بهت بگه صب بخیر منم که میدونم وقتایی که حوصله نداری غذا بخوری اگه یکی شوخی شوخی غذا بذاره تو دهنت عین نی نی کوچولو ها دوست داری منم که میدونم دوست داری یکی محکم بدوعه بغلت کنه وقتی میای منم که که میدونم دوست داری یهویی بوست کنن توهم ادامه ی همه ی قصه های منو میدونی. بعد من کی اینا رو برات انجام میده اگر من نباشم نبودم اونی که میخواستی یه سری آپشناشو نداشتم شاید نشد که دو نفره بشیم نخواستی ولی
کاش یکی بود مینشست کنارم.میگف:)میدونم چرا قلبت درد میکنه:)میدونم چرا گریه میکنی:)میدونم چرا سرت درد میکنه:)میفهمم حالتو:)درکت میکنم:)نمیخواد هیچ توضیحی بدی:)همیشه پیشتم:)کنارتم:)باهاتم:)بی منت:)وقتی هم از خواب پا میشدم بم میگف دیدی همش ی کابوس بود
دانلود آهنگ جدید یاسین ترکی به من عادت کن (با کیفیت بالا)
Download New Music Yasin Torki Be Man Adat Kon








دانلود آهنگ با کیفیت 128
دانلود آهنگ با کیفیت 320

متن آهنگ
منو باور کن تو که دلشو نداری بری عادت کن به من من که دیوونتم عشقتو ثابت کن به من
یکم با من باش بذار خوب باشم با نگات با حرفات خوب من تو چشات آخه زندگی کردنو یادم داد
به من عادت کن به تو عادت کردم میدونی بدون تو واقعا بدم
این فا
دانلود آهنگ جدید یاسین ترکی به من عادت کن (با کیفیت بالا)
Download New Music Yasin Torki Be Man Adat Kon








دانلود آهنگ با کیفیت 128
دانلود آهنگ با کیفیت 320

متن آهنگ
منو باور کن تو که دلشو نداری بری عادت کن به من من که دیوونتم عشقتو ثابت کن به من
یکم با من باش بذار خوب باشم با نگات با حرفات خوب من تو چشات آخه زندگی کردنو یادم داد
به من عادت کن به تو عادت کردم میدونی بدون تو واقعا بدم
این فا
٢٥ روز از سربازیم مونده و میدونم مه ده روز مرخصی رو ختما طلب دارم و از باقیش مطمئن نیستم یعنی اما و اگر داره در كل هیچ چیز سربازی سخت نیست نه رفت و اومد ها و نه صبح بیدار شدن ها و نه حتی فكر كردن به ٢١ ماه عمری كه بیهوده تلف میشه بدترین چیز سربازی تو مخ رفتنها هست اینكه هیچ چیز قطعیت نداره ، همه تاكید میكنم همه توی پادگان ممكنه به سادگی اب خوردن بزنن زیر قول و قرارشون اینكه اگر اشنا پارتی نداشته باشی تقریبا بی ارزش ترین موجود توی یك پادگانی
خدایا شکرت خیلی مهربونی بعد شش سال باز نور امید تو دلم روشن شد الان دیگه میدونم که دلت هنوز پیش منه میدونم که دلم بهم دروغ نمیگفت الان میدونم که هر لحظه تو فکرتم خیلی خوشحالم خیلی خداجونم ممنون به خاطر همه چیز عشقم این همه انتظار کشیدم ولی باز هم خسته نیستم  الان دیگه میدونم خودت این بار میای سراغم و خودت پیدام میکنی وای که چه حال خوبی دارم دیگه نمیتونی انکار کنی دیگه همه چیز برام روشن شد عزیز دلم بیصبرانه منتظر تماستم من رو بیشتر از این منتظ
میدونم که این دعواها بی تاثیره! میدونم که هررررر کس از پیش ما رفته خودش برگشته! خودمُ خودت میدونیم توی اطرافیانمون از مرامُ معرفت یکیم خودت میدونی اصلا نه مهمه نه به چشم میاد بچه بازیای ادمای اطرافمون که حتی اگر هم من هم تو تک و تنها بیوفتیم توی اون دانشگاه و اونایی که از دستمون دادن باهم بگردن و خوش باشن بازم به هیچ جامون نیس‌. منو و تو همو داریم ♥️ خدایا میدونیم توی هر کاریت حکمته میدونیم به صلاحِ ما میخوای خودمونو حالمونو میسپارم ب
خدای مهربونم سلام
تو تنها دوست و تکیه گاه منی
منو در پناه خود از بدی ها حفظ کن و بهم سلامتی کام جسم و روح بده 
خدایا میدونم همه ی رو میدونم 
تو مهربون تر از اینی که که منو .
البته اینا هیچ کدوم دلیل و توجیه نمیشن
ولی من تو رو تنها کسم میبینم توی این دنیا و این زندگی 
شکرت به خاطر همه نعمتهات
تنهام نذار که به وجودت بی نهایت نیازمند
خدای دوست داشتنی و مهربونم 
تا وقتی که تو هستی دلم قرصه 
تنهام نذار و کمکم کن 
مرسی از وجودت و کمک هات و همه چی
ساعت ۰۱:۰۸ بامداد
مثه گاو خوردم و دراز کشیدم
امروز از شیش غروب بیرون بودم تا یک بامداد
همش رو فکر کردم 
من فردا برای یک ماه این شهر رو ترک میکنم و میرم خونه پیش خانوادم.
اون آخر این هفته برای همیشه میره یه شهر دیگه
خیلی روی اینکه درست و حسابی خداحافظی کنیم حساس بود.میخواست مراسم با شکوهی برگزار بشه.
من فردا میرم و گند میزنم به برنامش.الان خوشحالم ولی میدونم بعدا پشیمون میشم و میدونم چقدر ناراحت میشه.
امشب خیلی بی رحمم
امروز روز خوبی نبود. کلا این چند روز خوب نبود. من نمیرسم کتابمو قبل از تهران رفتن تموم کنم حالا فقط فردارو وقت دارم . دستم به نوشتن اینجا هم نمیره. حالم خوب نیست. بلیط پیدا نکردیمو همون سواری اوکی شد برای برگشتن به خونه. با این حال از این که میام تهران خوشحالم دلم برای شهرم تنگ شده. فکر نمیکنم کلا روحیه ی مهاجرت کردن داشته باشم با این حال تجربه ی بدی نیست. فقط میدونم که مطمئنن دلم برای خیلی چیزای این روزا تنگ میشه. مثل خوردن یه بستنی یک کیلویی با
همین الان دلم میخواست بیام اینجا و بنویسم که میدونم باید تو رفتارم تجدید نطر کنم.اره بابا خودم میدونم گاهی بدون فکر رفتار میکنم باید ذهنم رو خیلی بهتر مدیریت کنم افکاری که تو دهنمه فکر کنم همون اوهووم  ذهنی ! رو تو پست قبلی رو  روی خودم بیشتر کار کنم.بیشتر به حرفی که میزنم توجه کنم تا ناخواسته روی دوستانم ذهنیت منفی ایجاد نکنم.شایدم بهتره بیشتر روی زبان بدن و میمیک صورتم راحت تر باشم .ینی راحت تر احساسم رو با چهره ام نشون بدم  خوبه این بهتر
متن آهنگ میدونستم امو باند
میدونستم که دروغ بودن همه حرفات میدونستم خوبفکر اینکه تو نباشی یه لحظه کنارم منو میترسوندچقده زود همه حرفا و قول و قرارات از یادت رفتمن آرومم با خودم تنها تو این خونه تو خیالت تختمیدونستم اگه هرجایی باشی تو بی من حرفی از من نیستکنار تو چه باشم چه نباشم انگار منو یادت نیستمن هنوزم که هنوزه مثل قدیما عاشق تو هستم.نمیدونم گناهم چی بوده که تو قلبت زده شد از مندوست دارم ولی انگار دل تو با من نیست میدونم اگه رفتنی باشم ک
امروز 98/08/01 سعی کردم حال خودمو خوب نگه دارم حتی با خودم لبخند زدم توراه ی درخت انار دیدم ازش عکس انداختمو گفتم اوکی این هدیه من از طرف تو اما خودت میدونی من منتظرم خبرای خوبم میدونم که اتفاقای خوبی توراه است میدونم که اون اتفاق خوبه  می افته ومن منتظرم.
اما از کار که رسیدم خونه هنوز همون حس بد دیشب داشتم  حوصلشونوندارم دوست دارم بیشتر تو حال خودم باشم
خیلی بی حوصلم خیلیاااا .انقد که تاحالا چند بار محی بهم گفته بیا بریم پیچوندم :/بیشعورم میدونم ولی خدایی فردا نمیشه باید بریم خرید . ناگفته نماند اون وقتاییم که من حوصله داشتم به هرکی گفتم بریم بیرون پیچونده ولی الان اصلا حوصله ندارم نمیدونم چرا.حس میکنم حالم بده البته که میدونم چرا بخاطر لپ تاپس انگار تا وقتی که نگم حالم خوب نمیشه واقعا اینایی یچیزی و پنهون میکنن عین خیالشون نی چطوری میتونن ؟ -__-  امروز انقدر خوابیدم خودمو تردم کلاسم
 
دو روزه بعد نماز مغرب و عشاء سوره ی واقعه رو میخونم
چند وقته حال خوشیم ندارم
امشببه آخرای سوره واقعه رسیدم
حس کردم خود خدا داره باهام حرف میزنه
انگار که گله انگار
مگه ندیدی ما اینکارو کردیم؟
مطفه بودی ما بزرگت نکردیم؟
حتی اگه یه بذر کاشتی ما بزرگش کردیم یا تو؟
پس چته؟؟
چرا نمیبینی
چرا یادت رفته
از من کی بهتر که بخوای؟
از من کی بیشتر مگه میتونه
از من کی بیشتر میفهمتت تو که خودتم فهمیدی تو این دنیا بی من بی کسی.
تو که میدونی
منم مید
پس ازین که دختر نوجوان داداش کارفرما یه چیزی درمورد حجاب گفت که من از بدیهی بودن اشتباهش تعجب دهنم باز موند و نتونستم ذهنمو جمع کنم و از چیزایی که میدونم براش بگم، و فقط تونستم باتعجب بگم : وااا چه حرفا! ، به این نتیجه رسیدم که یه بار دیگه از اول سیر مطالعاتی شهید مطهری رو شروع کنم به خوندن، تا اگه پس فردا علی بزرگ شد و یه سوالی ازم کرد، حضور ذهن داشته باشم که راهنماییش کنم.
چه بلایی دارن سر نسل نوجوان ما میارن با این شبهه های آبکی؟؟ بچه ها رو وا
خورشید عزیز و قشنگم
دلم برای شنیدن صدای نفسهای عطشانت تنگ شده.
من مشتاقِ دیدارت هستم
چطوری بیام؟
با دلم؟
دلم که پیش خودته
قبل ازینکه بشکنه به نامت زدم
مرسی که قبول کردی
الان اگه بقیه ی منم ببری سمت خودت خیالم دیگه راحت میشه.
دوستت دارم دلم برات یه ذره شده
کاش انقد خوب بودم که بتونم بهت بگم فدات بشم ولی حیف شماست آخه
اما اگه میشد من فدای شما بشم. چی میشد 
دیگه آرزویی نداشتم.
دلم برات تنگ شده
میدونم که میشنوی میدونم که داری مثل همیشه مهر
well
 
من این قدرت رو دارم، که به عنوان یه دختر، و یه انسان! 
که یه کاری کردم با این جدی بدبخت
که بچه هم همه عکساشو دیلیت کرد، هم وضعیت خودش رو به last seen recently تغییر داده.
 
میدونین،
بهش اهمیت میدم،
چون وقتی من هیچی نبودم اون به من اهمیت داد.
از طرف آدم مزخرفیه و شخصیت مزخرفی داره، و بدقولو دروغگو و خالی بند و بهروز پیرپکاچکی هست،
ولی اینها دلیل نمیشه که من ازش غافل شم.
 
میدونم تنهاست
 
میدونم ب کمک نیاز داره.
 
ولی خب بنده، به عنوان یه خنگول، این قدر
من فقط میدونم که خدا خیلی دوستم داره. میدونه چی لازم دارم و منو میشناسه.
وات عه کریزی نایت!
من اشتباه کردم و میدونم. حالا میدونم. موقعی که اون اشتباهو میکردم نمیدونستم. ولی حالا بابتش خیلی شرمنده م. خیلی. و تقریبا میشه گفت تا حالا تو زندگی م اتفاق نیفتاده که بابت چیزی شرمنده بشم. برای همین حس خیلی غریبیه برام. نمیتونستم دهنمو ببندم و دو دقیقه عذرخواهی نکنم. بهش که فکر میکنم در واقع به دست و پاش افتاده بودم. داشتم از غصه جون میدادم. خیلی سخت بود. و
از صبح نزدیک چهل پنجاه بار بماند امیرعباس گلاب رو پلی کردم و مشغول کارام شدم
همین چند لحظه پیش ز. م زنگ زد و بهش گفتم نه و بهونه آوردم
تلفونو با یه خداحافظی محترمانه و سلام برسونید قطع کردمو زار زدم
زااااررر زدم
من جدا روانم بهم ریخته 
یه سیکل معیوبه 
هم دلم تنگه هم مثل سگ پاچه میگیرم هم مثل گراز تنهام و تنها داراییمه و میدونم تنهاتر میکنم خودمو منه روانی و هم مثل خرچنگ میدونم تنها کسمه
چه مرگته خودمه احمق
کاش خبر مرگمو واسم بیارن با این اخلاق
امروز از ساعت هشت در حال تقلا کردن برای بیدار شدن بودم. اما مگه میشد حتی نمیتونستم چشمامو باز کنم. مهام مثل همیشه سعی داشت بلندم کنه اما نتونستم تا همین نیم ساعت پیش. به نظرت اگه همیشه اینجوری باشم اتفاق خجسته ای برام میفته :/ هیچی نمیشم. اما واقعا کنترلی نداشتم نمیدونم باورم میکنی یا نه من میدونم عقبم میدونم باید کلی کار کنم میدونم همرو میدونم که برای فلسفه باید روی همه چیم کار کنم و کار زیاد دارمو فقط یکی دو تا نیست اما بازم میگم من نمیخواستم
هر قدر هم‌صحبتی با آدمای معمولی و‌ خوب حالمو خوب میکنه، همونقدر صحبت با آدمای مغرور و از خود راضی و خودبزرگ‌بین حالمو بد میکنه. مخصوصاً وقتی این آدمها ۴کلام چیزی هم بلد باشند. دانش برای این افراد ابزاری برای اثبات برتری خودشون و فخرفروشی است. اتفاقا من دقیقا به همین دلیل دوست ندارم خیلی دانشمند» باشم و چیزهایی که بلدم رو به رخ دیگران بکشم. چون میدونم چیزی که من میدونم در مقابل چیزی که نمیدونم صفره.
ادامه مطلب
خب خب خب این جا چه خبره؟بله من مفتخرم که پایان سه ماهگی و شروع چهار ماهگردمون رو تبریک بگم بهتون و از ته دلم آرزو کنم ۱۲۰۰ ماهگردمون رو جشن بگیریمما خیلی وقتا ناراحتیم از چیزایی دیگه غصه و غم دارم و شاید یکم کم تر بهم فکر کنیم ولی من میدونم که فقط تو دنیای منی و برای همیشه برای یه عمر عاشقانه باهات زندگی کردم میخوامت میدونم خیلی وقتا از چیزایی میرنجی و دقیقا همون موقه من سرکارم ازت معذرت میخوام ببخشی منو که این روزا نیستم کنارت ولی خدای من شا
در روزگار عنونه گونه ای ب سر میبرم .بابا بم گف ده تومن میدم بت بزن توو کارفروش مانتو و کفش و اینای مجازی منم ع خدا خواسه گفتم اوکی ولی قسمت گند ماجرا اینجاس ک گوشی ندارم و شدیدا لنگم.:/ع اینور داره دنبال مدرسه میگرده برا ثبت نام دلارا .و من هنوز گرامیشون حرف نزدم ببینم اصن راضی میشه حضانت بیاد اینور یا باید عین 4 سال پیش دوباره کار بکشه ب دادگاهو اون گه بازیای ک واقن عصابشو ندارم .ع دنبال کار گشتن نا امیدم .ولی فقد خودم میدونم چقد
در روزگار عنونه گونه ای ب سر میبرم .بابا بم گف ده تومن میدم بت بزن توو کارفروش مانتو و کفش و اینای مجازی منم ع خدا خواسه گفتم اوکی ولی قسمت گند ماجرا اینجاس ک گوشی ندارم و شدیدا لنگم.:/ع اینور داره دنبال مدرسه میگرده برا ثبت نام دلارا .و من هنوز گرامیشون حرف نزدم ببینم اصن راضی میشه حضانت بیاد اینور یا باید عین 4 سال پیش دوباره کار بکشه ب دادگاهو اون گه بازیای ک واقن عصابشو ندارم .ع دنبال کار گشتن نا امیدم .ولی فقد خودم میدونم چقد
دانلود آهنگ با کیفیت 320
دانلود آهنگ با کیفیت 128
 
متن آهنگ مانکن فرزاد فرزیناون مثه مانکن بود همش تو زاویه با من بودحالتاش تغییر نمیکرد تکلیف عشقمون روشن بودهر قد طلبکار عشقش شدم دورتر میشدانگار واسه مرگ این عشق همه چی جورتر میشدهمیشه نمیشه جنگید با این همه سردینمیشه بری و هر وقت بخوای برگردییه روزی میفهمی چقدر به من بد کردیمیدونم میدونمنمیخوام بباره بارونی که دلگیرهاز روزی که رفتی بهونتو میگیرهاین قلب وامونده هنوز رو عشق تو گیرهمیدونم م
دانلود آهنگ با کیفیت 320
دانلود آهنگ با کیفیت 128
 
متن آهنگ مانکن فرزاد فرزیناون مثه مانکن بود همش تو زاویه با من بودحالتاش تغییر نمیکرد تکلیف عشقمون روشن بودهر قد طلبکار عشقش شدم دورتر میشدانگار واسه مرگ این عشق همه چی جورتر میشدهمیشه نمیشه جنگید با این همه سردینمیشه بری و هر وقت بخوای برگردییه روزی میفهمی چقدر به من بد کردیمیدونم میدونمنمیخوام بباره بارونی که دلگیرهاز روزی که رفتی بهونتو میگیرهاین قلب وامونده هنوز رو عشق تو گیرهمیدونم م
دانلود آهنگ جدید شاد و پر انرژی همه دنیا رو بگردم میدونم شکل تو نیس به دلم شک نکنی سینا درخشنده با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه موزیک ایرانی
ahanf hame fonyaro begardam midonam shekl to nis be delam shak nakoni
دانلود اهنگ همه دنیا رو بگردم میدونم شکل تو نیس به دلم شک نکنی - موزیک ایرانی
دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده بِهِ نَامَ بدی قلبتو بِهِمْ بِهِ همراه مَتْنَ ترانه ، پخش آنلاین وَ لینک مستقیم متن آهنگ سینا درخشنده بدی قلبتو بهمکه بدی قلبتو ب
دیگه نمیدونم چی درسته و چی غلطه!
میگن اگه میخوای از عقایدت مطمئن بشی باید دست کم ده تا کتاب مخالف عقایدت بخونی،خوندم؟نمیدونم.
فقط میدونم زندگی داره بهم سخت میگذره.کاشکی سر کار میرفتم.کاش دکتر بودم و صبح تا شب شیفت بودم.کاش همه اینا.
نمیدونم خودم منظورم چیه.میدونم اگه دنبال درمانم نباشم تا آخر عمر این حس بد و که تو اوج شادی غمگینم می‌کنه باید مثل یک کوله خیلی سنگین رو دوشم بکشم.
شایدم اولین قدم همین باشه.
کوله ات رو زمین بزار!
خب دیروز وقتی به مامانم گفتم خواستگارو قراره ببینم خیلی استقبال کرد که برای من عجیب بود داداشم که میکفت بیشتر وقت بده.اصلا ادم من نیس ولی نمیدونم چرا حرف زدن باهاش برام جذابه.فکر میکنم فقط بخاطر تنهایی باشه.طولانی تنها بودن من.روی همه چی اخلاف داریم .با من طوری حرف میزنه که انگار باشه حالا دور توه بعد ادمت میکنم.میدونم منم خیلی همه چیو اول با دید بدمیبینم و گارد میگیرم.بهش همه چیو گفتم. هرچیزی که توش منفی بود برام ولی اینکه هیچکدوم ب
با اینکه میدونم وبلاگ شخصیه ها با اینکه میدونم آدم تراوشات وقت  و بی وقت ذهنشو خالی میکنه اونجا ها ولی به زنِ اون وبلاگ نویس آشنا گفتم ک برو وبش رو بخون!کار بدی نکردم ولی اینکه کار درستی کردم یا نه رو دقیقا مطمین نیستم:(هرچند ک برام ی چیزی تعریف کرد ک بی راه هم به وبش شک نکرده بودم ولی خب عجب آدما عجیب ان عجب زندگی مسخره اس عجب هرکی هرکیه عجب دنیاییهچقدر دنیایِ با فضای مجازی سخته:( حداقل قدیما آدما اگر هرکاری هم میکردن یا هرفکری داشتن درز نمیکر
سر ی چیزی ک خعلی مهم نیست بین قلب و عقلم گیر کردم. از ی طرفی میدونم با تمام وجودم دلم اونو میخاد و هر چیز دیگ ای بجز اونو بگیرم بازم راضی نخواهم بود، از یه طرف دیگ ای هم عقلم خعلی سفت میگه باید حواسم ب وضعیت بابا باشه. میدونم ک اگ یکم تلاش کنم ب راحتی گول میخوره و اون کارو انجام میده با وجود اینکه مامان و محمد کاملن مخالفن ولی خب. تهش هم بعد از اون خوشحالی عظیم ناراحت شرایطی ک ب وجود اوردم میشم.
هنوزم یادمه اون روزی ک سر سفره نشسته بودیم و فهمیدم
+چقدر همه چیز گروووونه:/ 
همسری گفت پولت رو تموم نکن شاید بعدا یه چیزی چشمت رو گرفت خواستی بخری پول داشته باشی، من کل پولامو خرج کردم:(
✋نلی هستم با موجودی۲هزار تومن:(((
الان همسری مشغول تعمیر خونه است، داره نقشه ی داخلی خونه رو تغییر میده.میدونم الان اگه ازش بخوام برام پول بفرسته بهش فشار میاد،از طرفی منم آدم ولخرجی ام،پول بگیرم بازم تمومش می کنم.دعا کنید دیگه چشمم چیزی رو نگیره:)
+تو مسابقه گویندگی شرکت کردم،میدونم استعداد ندارم ولی گفتم بذا
شباهت در نقطه ی آغاز و پایان ! 
این روزها چیزی بیشتر ازاین توجهم رو بخودش جلب نمیکنه. انگار میدونم ته همه ی راه های نرفته و حرفای گفته نشده چیه! اصلا چرا کلمه "انگار "  ؟ چیزی که هست مثال و تشبیه نمیخواد ، یاهست یا نیست ولی الان هست .این هستن هم همون هستن بود بی هیچ تفاوتی ! من که میدونم دیگه سخت نگیری نمیخواد، ناراحتیم نمیخواد، لذت شو باید برد هرچند که لذت نداشته باشه یا لذت نیاورده باشه با خودش
حتی گاهی اوقات شباهت رو تو مسیر بین آغاز و پایان
چه دنیای کوچیک و عجیبیه! فکر نمیکردم دوسال از پست یکی مونده به اخرم گذشته باشه فکر نمیکردم بازم دوسال از زندگیمو حروم کرده باشم منی که هربار با خودم عهد میبندم. عزیزم شش سال زمان کمی نیست نمیدونم حسم بهت چیه به تویی که تاحالا یه بارم لمست نکردم به تویی که تو ذهنم بوی عطری یه بوی عطر تند که اصلا دوست ندارم، به تویی که سرتا پا تفاوتی با من به تویی که یه نقطه نظر مشترکم نداریم، نمیدونم چرا دوستت دارم نمیدونم چرا هربار میبخشمت نمیدونم چجوری یادم
بعد از گذشت این چند سال ، صورتِ مسئله رو تونستم پاک کنم اما مشکله حل نشد !
چرا که هر زمان در همون رابطه صحبت بشه من چشمام پر از اشک میشه و شب گریه میکنم
میدونم اینجا نوشتن و از گفتن این امسال چی شد یا پارسال چی شد دردی رو دوا نمی کنه
فقط خودمو دارم گول میزنم اینجوری که آره بابا مگه چیه ، بیخیال :|
آره معدلم 19 هست و  یا فلان استاد و جراح بشینن تعریف ام کنن بازم تاثیری نداره .
اینکه بخوام مقاله بنویسم و بفرستم یا نه متن موضوع رو بفرستم برای جراح بر
زمان میگذره و هنوز خیلی چیز ها منتظر
منتظره اراده
منتظر ما
.
.

میدونم روزی موقعی میرسه که برای بنده خیلی راحت ثابت میکنه که قسم به زمان که تو خسران بودی و میتونستی به راحتی اونرو تغییر بدی
ولی چه باعث شد که نشه یا امیدوارانه تر چی باعث شد که دیر بشه
و من جوابی ندارم جز توجیه
الان میدونم که چی خواهم گفت
جالبه
خوش به حال کسایی که فهمیدن و دارن اون رو با سختی و تلاش نگهش میدارن
قطعا قران کتابی اشکار برای هدایت هست
چه اوضاعی درست کرده که
هی دلم میخواد بنویسم، هی دلم میخواد بگم، ولی نمیدونم از چی بگم.سعی میکنم وقتای آزادم بیفتم به جون اتاقم و تمیز کنم. میخوام سرگرم باشم، نمیخوام فکر و خیالای اضافی بیاد سراغم.ولی تا شروع میکنم اشکم در میاد. نمیدونم چرا.میدونم امروز خیلیم دلتنگم‌. دلتنگ حضور مامانم. میدونم دلشکستم، از این رفتار آخر محمد. نمیدونم، ولی اگه دیدم قراره اینجورییش بره، شروع نشده خودم تمومش میکنم. من قراره عاشق باشم که حالم خوب بشه، قراره دوستش داشته باشم ک
مانکن دانلود آهنگ جدید فرزاد فرزین دانلود آهنگ جدید فرزاد فرزین به نام مانکن با کیفیت بالا Download New Music By Farzad Farzin Called Mankan
با متن + بخش آنلاین و دانلود مستقیم
متن آهنگ جدید فرزاد فرزین به نام مانکن
اون مثه مانکن بود همش تو زاویه با من بود
حالتاش تغییر نمیکرد تکلیف عشقمون روشن بود
هر قدر طلبکار عشقش شدم دور تر میشد
انگار واسه مرگ این عشق همه چی جور تر میشد
همیشه نمیشه جنگید با این همه سردی
نمیشه بری و هر وقت بخوایی برگردی
یه روزی میفهمی چقدر به من
دانلود آهنگ امین قباد آره من دیوونم به همراه متن از رسانه رز موزیک با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین در قالب mp3.
از بخش آهنگ های امین قباد بازدید کنید.
دانلود آهنگ ایرانی
Download Song Amin Ghobad–Are Man Divounam + Lyrics
Lyrics: Mohammad Darvish
Music: Amin Ghobad , Arrangement: Mohammadreza Rahnama
Mix: Mohammadreza Rahnama , Mastering: Mohammad Falahi
کاش بدونی هنوز دلم واست بی قراره
هیچ کسی اندازه ی من دوست نداره

متن آهنگ آره من دیوونم از امین قباد
کاش بدونی هنوز دلم واست بی قراره
هیچ کسی اندازه ی من دوست نداره
بدون
اصولا زمانی که بی حالم قسمت خلاق مغزم در فکر کردن فعال میشه .  خلاقیت مغز من تخیلی فکر کردنه ،به چیزایی رسیدن که تو واقعیت مسخره است.
 این روزا به سمتی میرم که شاید یه درصد به تخیلاتم در واقعیت راه پیدا کنماما من همیشه یه طرز تفکر عجیبی داشتم و تا حدودی دارم ، چیزی که بهش فکر میکنم برام دست نیافتنی میشه و واقعا هیچ جوره به دستش نمیارم
حالا این مسئله با فکر کردن بیش از اندازه ی من یه جورایی میشه اونم اینکه من میدونم فکر کردن یعنی نرسیدن
میخوام درمورد چیزی حرف بزنم که شاید تا الان سعی کردم تو تصوراتم نگهش دارمولی خیلی برام مهمه.و شیرینعشق!تصورش کردم.خیلی زیادعلی رغم ظاهر ماجرا که خیلی منطقی به نظر میام،ولی تو عشق،میتونم حیلی ضعیف شممیدونم که اگه عاشق شم،و بدونم ممکنه یه روزی این عشق به حقیقت تبدیل شه،رفتارای دیوانه وار زیادیی انجام خواهم دادشاید حسادت بارزترینشونه.حس تملکهرچند خیلی غلط!.اون فرد،ماله منهباید باشه.ما همو میبینمبهم نگاه میکنیمدست همو میگیر
اعصابم خورده،
نه نمیگم ولی باید رفت، تا خستگیم در ره.
اون روزا دیگه بر نمیگرده، باید رفت
رفتنم بهتره بودنت عادتِ
کاش بر نمیگشتم
نمیدونم چیکار دارم میکنم، نمیفهمم، هی میخوام ادیتش بزنم میگم نه، نه، نهه!با اینکه میدونم ببینه شاید یکم ناراحت شه. یکم؟ 
تو کارکترام ندارم کلک یکم.
بیشتر اَ یکم. ولی نه! ادیتش نمیزنم. نمیدونم میخام تلافی چیو سرش خالی کنم؟ چرا خوبم میدونم، ولی این مشکل توعه کوثر. اینو بفهم.
شرت مثل غمت کم 
 
اه ، به من چههههه، بهت گ
امروز
بعد از کلی گریه و زاری شدید کنار ابی رفتیم رستوران فرنگی و من کم کم
مهربون شدم D: . اخ چقد وقتایی ک با هم خوبیم خوبه. البته خوب و بد بودن
رابطه دست منه ، ولی چه کنم حالات روحیم دمدمی مزاجه و یهو سر یه مسئله
خیلی کوچیک زار زار میزنم زیر گریه . ابی هم خیلی خیلی لوسه و خودشو واسه
من لوس میکنه  :Xx. پسر مگه میتونه انقد لوس باشه ؟ ابی میگع من میدونم
مشکل مالی داری ، وقتی بدهکاری از قیافت مشخصه . گف فردا برات دو میلیون
میریزم دیگه ناراحت نباشی . ال
کمتر از دو روز دیگه کنکور ارشده.
استرس دارم. میدونم قبول میشم. استادم دیشب بهم میگفت رتبه ت به احتمال زیاد تک رقمی میشه.
ولی میترسم. استرس دارم. خیلی خیلی.
مغزم خسته س. میترسم برم خونه حمید اینا. آخه میدونم اونجا بهم میگن اصلا استرس نداشته باش. فوقش سال دیگه میخونی
بنده های خدا میخوان استرس منو کم کنن ولی نمیدونن با این حرفشون نه تنها استرسم کم نمیشه بلکه واقعا ناراحت میشم. آخه هیچ کس نمیدونه من چه تلاشی کردم و چقدر خوندم
ولی وقتی بهم میگن ایش
به تازگی آهنگ مهراد جم به نام خوابم برد منتشر شده است و شما در ادامه می توانید این آهنگ را با کیفیت اورجینال دانلود کنید.
 
دانلود آهنگ مهراد جم - خوابم برد با کیفیت 320
دانلود آهنگ مهراد جم - خوابم برد با کیفیت 128
 
متن آهنگ مهراد جم به نام خوابم برد
پس بگو که قرار بودتو بیایی و من نمیدانستمای دردت به جانبی قرار پر گریه اماین همه سال ماه ساکت من کجا بودیحالا که آمدی حرف ما بسیار وقت ما اندک آسمان هم که بارانیستاون دیگه رفت اون دیگه نیست یه قاب عکس
به تاریخ 5 روز مانده به قلب تابستان،با کلی مشقت و سختی خودمو راضی کردم وسایلمو جمع کنم،ساکمو بستم ولی با حوصله و آروم، خیلی آروم، اونقدی که انگار دلم نمیخواست بستن این ساک تموم شه و اونو بردارم و از در بزنم بیرون.نمیدونممیدونم چرا منی که برای رفتن از این شهر غریبو تنها پر پر میزد حالا دلم میخواست بمونم به هر قیمتی شده.اما لعنت به هر چی جبر زمان و مکانِ.که آخرش تو رو محدود به جغرافیای اجبار میکنه.یه حس تناقض وحشتناکی از خوشحالی و غم درونمو پ
از بریدای با ارفاق 22 ساله به بریدای 14 ساله!
سلام عزیزم! نه! عزیزم نه! میدونم که به شدت از دو کلمه ی عزیزم و آفرین بدت میومد! پس فقط سلام!
میدونم که 14 ساله ای هستی که به شدت موفقه! میدونم که به خودت افتخار میکنی و فکر میکنی که از آسمون افتادی و با همه ی آدمای دور و برت متفاوتی! میدونم که از تغییرات جدیدِ بدنت خوشت نمیاد و اعصاب نداری! نترس! همه ی اینا موقته! امسال چیز زیادی عوض نمیشه برای تو اما از سال بعد بیشتر مراقب خودت باش! کم کم احساس میکنی که وقت
امشب شب خیلیییی بدی واسمه!خیلی بدشاید تنها کسی تو زندگیم که حاضرم براش بمیرم یا بیشتر از مردن واسش زندگی کنم نابود شد .از کنکور متنفرم.از کشورم.از زندگیم
ناراحتی اون منو داره می کشه!دلم همون خواهریه بچگیامونو میخواد:(همونی که کلی تخیل داشت و سرزنده بود .خواهر مو میخوام قبل از اونی که رویاهاش جلوی چشماش جون بده.میدونم بیشتر از کنکور واسه چی ناراحته .ولی نمیخوام بگم ، نمیخواد بهم بگه .ولی میدونم.و این اذیتم میکنم که چقدرررر این ب
بهم اجازه نمییدن برم :( منم نمیام مسافرت! نمیرم! نمیرم! فک نکنن چون مسابقه کنسل شد مسافرت میام! من هیییییچ جا نمیام میمونم تو خونه. استاد هم الکی همش دلداری میده که اره تو خیلی خوبی ضرباتت عالیه مبارزت خوبه اگه میومدی میتونستی مقام بیاری با همین اینایی که قراره باهاشون مسابقه بدی استانی میخوری اونجا شکستشون بده :( نمیخام :(( کمربندم افتاد همون شهریور. میدونم آره میدونم که در حالت عادی باید آذر کمربند آبیمو ببندم! اره میدونم تا الان سه ماه زود
فرمانده به همخدمتیم گفته بود اگه فلان فایل اکسس رو برام ظرف ده روز درست نکنی تبعیدت میکنم به بدترین جا.
این بنده خدا هم اصلا اکسس بلد نبود.
من به گفتم من برات میزنم خیالت راحت.
همون اول شستم خبر دار شد که نمی تونم ژست مخلصین بگیرم و بگم برای رضای خدا.چون میدونم برای خودم تمرین و تجربه است و چیز جدید یاد میگیرم و ی جورایی مشتاق همچین پروژه ای هستم.
الان که یک و نیم شبه و ی بارون خیلی قشنگ داره می اد و کلی هم بوی نم و بارون بلنده و هوا شدیدا خنک و کلی
درود برشما دوستان عزیز:)))
امیدوارم حال تون خوب باشه
میدونم در دوری من در حال پوسیدن بودید ولی خجالت میکشیدید بگید خودم میدونم
خب این چندروز یکم سعی کردم در زندگیم تغییراتی ایجاد کنم یکمم سخته اونم ترک کردن یه سری عادت های بد
مثلا هر روز ورزش کنم زیاد با گوشی کار نکنم
راستی یه نکته مهم این روز ا سعی میکنم بیشتر خودمو دوست داشته باشم:)و این برای کسی که از خودش همیشه متنفر بوده قدم بزرگیه :)سعی کنید کمی خودتون رو دوست داشته باشید
+رفته بودیم بیر
من میدونم وقتش رسیده یه تی به خودم بدم و بشم همون مریم با انگیزه و خوشحال سابق که همه به لبخند های دائمیش حسودی میکردن. میدونم که باید بعضی نشانه ها رو از زندگیم پاک کنم. دنبال بعضی چیزا نرم. میدونم که باید مقدمات یه تغییر خوب رو فراهم کنم اما تنبلیم میاد. در ناخودآگاهم میل دارم به همین رکودی که درش هستم. به فکر کردن به نشد و نمیشه ها. میل دارم به غمگین بودن.
یادم میاد یه زمانی واسه اینکه حال خودمو خوب کنم شادی رو فیک میکردم. تو آینه الکی لبخند
گاهی برام سوال میشه که چرا به جای اینکه یه چیزایی رو تو دفترچه خاطراتم بنویسم میام تو بیان و مینویسم. 
شاید به خاطره اینه که حداقل میدونم افرادی ،هرچقدر هم کم باشن-هستن که میخونن.
اینجوری بیشتر احساس خالی شدن میکنم. 
+جای خالی صحبت با خیلیاتون احساس میشه. میدونم روز به روز خیلی ها اومدنشون رو کمتر و کمتر میکنن. شاید به خاطر سکوتم و کامنت های بسته باشه،نمیدونم.
نمیدونم کی قراره باز کنمشون دوباره اما دلم براتون تنگ شده.
این روزای سخت و پر مشغل
سلام خدای مهربونم
سلام همدمم. خوبی؟؟؟
منم خوبم
خدای مهربونم وقتی بهت فکر میکنم ، میبینم چقدر هوام را داری و داشتی ، آروم میشم. دیگه نمی ترسم.
امروز رفتم و به مدیر شرکت گفتم نمی تونم تمام وقت باهاتون کار کنم.گفتم به صورت پروژه ای . اونم ریموت.
اولش پیش خودم گفتم ، نکنه قبول نکنه ؟؟
بعد گفتم من اون کاری که فکر میکنم درسته را انجام میدم، دیگه بقیش با خداست.
خدایا من همه زندگیم را سپردم به شماهاااا!!!
قربونت برم ، خودت حواست باشه خراب کاری نکنماااا
م
باید یه فکری به حال روزه های نگرفته ام بکنم.دقیقا 9 روز روزه ی قضا دارم که اگه از اول محرم بگیرم تموم میشه!اما چون میدونم نمیشه باید هفته ای یه بار روزه بگیرم.انقد روزه ی قضا دارم که نمیدونم از اول بیام اخر یا از همین امسال شروع کنم بره به قبل!تازه کفاره هامم هسکه به ازای یه روز باید شصت نفر رو غذا بدم.و چون قضاهام زیاده بعید میدونم به فقیری غذا نرسه!کاری که فعلا میتونم انجام بدم اینه که قضای روزه هامو بگیرم.چون بهرحال قضای روزه از من ساقط نمیشه
مهر 91 بعد از یه تابستون جانفرسا به اینجا رسیدم
به همینجایی که امروز رسیدم
اون موقع فکر کردم ازین بدتر دیگه وجود نداره و کاش همون لحظه دنیا برای من تموم بشه و فردا رو نبینم
الان ولی میدونم فردا و فردا و فردا ها رو متاسفانه میبینم.
شیش سال اون سنگی که اون موقع غلطید و سقوط کرد با سرعت سر راهش هر نقطه اتکایی رو نابود کرد و یه تنهای تنهای تنها بر جا گذاشت.
اونروز بعد از یه تلفن فقط میخواستم راه برم و .
امروز سی ساعت نخوابیدم و با همون آدم از صبح تا
اینجا که میتونم روراست باشم اینجا که میتونم خودم باشم خب؟اون کسی بود که همیشه دوستم داشت . از ته قلبش. همیشه باهام روراست بود ، همیشه بهم اعتماد داشت.البته اذیتمم کرد :))) که من قسم میخورم نصف اذیتایی که من کردم نبود.و من چیکار کردم؟نه اون قدری که دوستم داشت دوستش داشتمنه باهاش روراست روراست بودم و نه بهش اعتماد کردم . تظاهرم کردم؟و اینا رو فهمید و ول کرد . من حتی همین الانم همون آدم عوضی سنگ دل ، خود خواه مغرورم ، که حتی الان که میدونم حالش خو
میخواستم وبلاگ رو پاک کنم، توو یه آدرس جدید بنویسم، دلم نمیخواد و هیچوقتم نخواسته که با کسی از مشکلاتم حرف بزنم، اونم مشکل به این شگفت انگیزی.
عجیبه لابد.‌.
میدونم گفتن مشکلاتت به دیگران هیچ دردی ازت دوا نمیکنه، نه میتونن کمکت کنن و نه براشون مهمه.
همه درگیر مسائل خودشونن، همه فقط میدوئن که مشکلات خودشون رو حل کنن.
اینو میدونم و بخاطر همینم هیچ چیز رو توو زندگیم به هیچکس نمیگم، مگر به کسی که میدونم کارش حل کردن مشکلاته
من با درد و دل کردن ار
حکم کارگزینی مدیرگروهمون رو دیدم و شاخ در آوردم. بیست میلیون تومن حقوقش بود. رقم دقیق مزایایی که بهش تعلق میگیره رو نمیدونم فقط میدونم که گاهی ماهانه به میزان حقوقشون مزایایی بهشون تعلق میگیره! میدونم که بعضیا حقوقهایی چندین برابر این میگیرن اما من دارم روزانه مدیرگروهمون و فعالیت هاشو می بینم و بنظرم نصف این حقوق رو بگیره هم از سرش زیاده. بعد آبدارچی ما با اون همه کاری که میکنه دو تومن میگیره! از وقتی که به این بی عدالتی پی بردم نفرتم از
 
 
 
متن اهنگ به من عادت کن
 
منو باور کن تو که دلشو نداری بری عادت کن به من
منکه دیوونتم عشقتو ثابت کن به منیکم با من باش بذار خوب باشم با نگاهت با حرفات خوبه من
تو چشات آخه زندگی کردنو یادم داد
به من عادت کن به تو عادت کردم میدونی بدونه تو واقعا بدماین فاصله واسه تو ساده ست نه من
به من عادت کن به تو عادت کردم میدونی بدونه تو واقعا بدماین فاصله واسه تو ساده ست نه من
تکست آهنگ به من عادت کن یاسین ترکی
من همیشه کنار توام نمیتونم بدم دل به جدایی مید
خسته شدم از فکر کردن به همه چیز و همه کس
فراموش کردن هم خوبه اگه واقعا میشد بعضی ادما و بعضی چیزها رو فراموش کرد .
وقتی دارین میرین برین برنگردین
وقتی میری به هر بهانه ای برنگردین چون  شاید به رفتنت داره عادت میکنه  به نبودن به حرف نزدن به نشنیدن صداتون  اما برمیگردین باز اول شروع میکنید باز میرید غیب میزنید هر وقت دلتون خواست میاید هر وقت به قول خودتون دلتنگ که شدین د لامصب بی مروت نکن این کارو .
طرف مقابل ادمه درسته میاین جواب میده و
روابط
خیلی وقتا با خودم میگم چرا این لطفو در حق این آدم میکنی؟ چرا داری از جون و دل برای کار یه نفر دیگه مایه میذاری در حالی که اون نمیبینه و شاید واقعا قدردانت هم نباشه؟! خیلی وقتا خودمو دعوا میکنم و زورم به خودم نمیرسه!
و یه موجود لجباز در من میگه: من کارمو درست انجام میدم، چون اینطوری خودم حس بهتری دارم، حالا اون فرد بخواد نمک نشناس باشه یا قدردان!
و همیشه هم میترسم که مورد سواستفاده قرار بگیرم، که بارها قرار گرفتم و خودم متوجه نشدم! 
انگار دوتا مو
خدای خوبم 
خدای مهربانم 
من تو را تو همین وب کوچکم بارها صدا زدم و جوابم رو با مهربونی به شکل خودت بهم دادی و بنی رو سر راهم قرار دادی 
خدا جونم
این روزها بدجور به کمکت نیاز دارم .
خیلی حس بی کسی بده نزار اون حس بهم غلبه کنم.
خدایا میدونم اولین دگیم تویی دومی خودمم و سومی بنیامینم 
ولی تو که تو دلمی، ایکاش یه جوری بودی تم میدادی می گفتی چنور من کنارتم، میدونم کنارمی ها ولی کمی درکم پایین هست یادم میره 
دومی هم خودمم که تازگی ها یاد گر
خدای خوبم 
خدای مهربانم 
من تو را تو همین وب کوچکم بارها صدا زدم و جوابم رو با مهربونی به شکل خودت بهم دادی و بنی رو سر راهم قرار دادی 
خدا جونم
این روزها بدجور به کمکت نیاز دارم .
خیلی حس بی کسی بده نزار اون حس بهم غلبه کنم.
خدایا میدونم اولین دگیم تویی دومی خودمم و سومی بنیامینم 
ولی تو که تو دلمی، ایکاش یه جوری بودی تم میدادی می گفتی چنور من کنارتم، میدونم کنارمی ها ولی کمی درکم پایین هست یادم میره 
دومی هم خودمم که تازگی ها یاد گر
رویایم این است 
که هر خانواده دارای کودک اتیسم بتوانند خودشون در خانواده فرزندشون رو درمان کنند . اینقدر هزینه های کلاسهای این کودکان بالاست هزینه مربی همراه بالاست که یکسری از خانواده ها انصراف میدن و نا امید میشن. ولی من نمیخوام نا امید بشم فرزندم کلاس اوله میدونم با بچه های دیگه خیلیفرق داره ولی دلیلی نمیبینم از اونها جدا درس بخونه رویایم اینه که کودکم همراه بچه های دیگه به مدرسه بره و من هم دوبرابر دیگر مادرها تلاش کنم تا فرزند بتونه اس
از با زبون عام نوشتن بدم میاد‌ تو این کیبورد جدید ویرگول رو پیدا نمیکنم. ‍حتی پ رو هم با زور پیدا کردم.
برای منی که خیلی دستمبه کیبورد بود چند خط اینطوری نوشتن نشون دهنده ی بی حوصلگی زیادیه. تا وقتی هم به علایم نگارشی و همزه و این چیزای این کیبورد عادت کنم باید تحمل کرد منو. نکته یبعد اینکه اضا نمیدونم چ ند نفر این متنو میخونن اما هر چند نفر که بخونن باعث یه حج عمده از شرمساری من میشه . راستش از نوشتن ترسیده شدم . یه عمریه که نوشتن باعث شد از چیزا
چقد چشای لعنتیم درد میکنن چن وقته .امروزم اومدم غذا درس کنم دسمو سوزوندم.هوف .نمیدونم کی قراره رو اوکی کنم با یکی از برادرای خانوم .بش بگم با اینکه خواهرت ع چشمم افتاده .با اینکه اونقد ازش متنفرم ک فک کنم حتی مردنش برام مهم نباشه ولی .حق انتخاب داره .میتونه بیاد دس بابا رو ببوسه و بیاد سر زندگیش .یا بره هر غلطی میخواد بکنه.چقد بدم میاد ازش دیگه :)چقد هیچ خاطره ی خوبی ازش ندارم.چرا ادم باید همچین حسی به مادرش داشته باشه ؟یه مادر چقد میتو
امشب یه تصمیمی گرفتم . که جدیه
خودم میدونم تصمیمایی ک اینجوری و اینموقع میگیرم و بار ها و بارها درموردش فکر میکنم الکی نیست کاملا جدیه و من روش مصمم هستم
راهیو انتخاب کردم ک میخوام پاش وایستم .
تصمیم گرفتم این یک ماه رو عالی بخونم جوری ک وقتی شب خواستم بخوابم ب خودم بگم خسته نباشید امروز فوق و العاده بودی .
کلاسای نکته و تست شرکت کردم ک همه دبیراش درجه یک هستن و میمونه تلاش من . میخوام عالی تلاش کنم این یک ماه رو .
میخوام ب خودم اعتماد کنم .
باورم نمیشه. یعنی اصلن امکان نداره این انتظار شیرین به همین زودی بخواد به پایان برسه. من گریه میکنم. به پهنای صورت اشک می ریزم از شدت بغض گلو درد می گیرم اما نمیتونم به رفتنت فکر کنم . ازم نخواه نا امید بشم. ازم نخواه که از التماسم دست بکشم. من با خود خدا معامله کردم. تو همون دکتری هستی که به من گفتی محاله حتی با دارو و درمان های پیشرفته اما من این هدیه رو از خدایی گرفتم که منو سور پرایزم کرد. تنها کسی که باورش دارم خداستخدایااااا
چقدر خوبه رابطه بر اساس آگاهی و علم نسبت به طرفت بوده باشه.
اون وقت در مقابل همه عالم میتونی بایستی پاش
و بهش افتخار بکنی.
خدا -در جواب انکار ملائکه نسبت به خلافت اللهی انسان- میگه:
من چیزهایی از این موجود میدونم که شما نمیدونین:
(إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَ
یارحمان 
و همین لحظه که روی تخت نشستم و به دیوار تکیه دادم 
مداحی حاج محمود کریمی (بی تو خشکم خاکم خرابم)  پلی کردم و می نویسم 
اشک هایی که ذره ذره از چشم هام میاد و بغضی که خورده میشه 
و مکالمات قبلش با خدا که گفتم من که همیشه با خودت دردودل کردم 
همیشه راز دلم رو به خودت گفتم و کمک از خودت خواستم 
هنوزم منتظر می مونم تا ببینم این دنیا کی میخواد اینجوری بگرده و من اینجور یه غصه 
رو تو دلم نگهدارم ! 
میدونم می بینی و قطعا همراهیم می کنی . 
یادمه
میدونی بدترش چیه امید میگن یه دیوونه خونه بود همه دیوونه ها توش بودن ولی یکی وضعش خیلی بدتر از همه بود میدونی چرا چون اون میگفت من میدونم تو نمردی میدونم که یه روز برمی گردیو منو از اینجا نجات میدیالان منم اون امید دیگران باور میکنن طرف رفته بر نمیگرده اما من تمام این مدت فکر میکنم چجور برت گردونم چکاریه که نکردم شاید اینبار صدات کنم شاید دلت بلغزه همی دیشب دوباره یه خط جدید به زور خودمو نگه داشتم که بهت زنگ نزنم دعا میکنم همش که برگردی از خد
یه لحظه بدجور دلم گرفت، همین طور بیخودی دلم خواست گریه کنم تا خود صبح.یاد محبوب نبودن همیشگی خودم افتادم :) شاید!میگن فکر کردن به لحظه های خوب یا همون خاطرات شاد به آدم قدرت میده ولی هرچی فکر میکنم.، یبار همین جور نشسته بودم و داشتم فکر میکردم به خودم اومدم دیدم ساعات هاست دارم  اشک میریزم، اما یبار نبود خیلی بارها بود.من هیچوقت آدم خوبه نبودم! هیچوقت هیچکس منو دوست نداشته! مطمئن نیستم، یه کسایی هستن که فکر کنم دوستم دارن ولی، مطمئن نیستم. :
ما بچه معمولیا تموم امیدمون به کنکور  . 
کنکور ر راهی میبینم برای رسیدن به آینده ای بهتر 
بچه ها میدونم سهمیه ها زیاده میدونم پارتی و رانت زیاده  میدونم صندلی دانشگاه میخرن حتی ولی اون ته مهاش یخورده مونده واسه ما بیچاره ها .
میدونم کنکور داره هی سال به سال بدتر میشه و هزینه کتابا گرونتر و آزمون ها قیمتش هی میره بالاتر ولیییی پس اراده ی ما چی میشه ؟ اراده ی ما میچربه به تمام اینا .
بچه ها مگه میشه یه نفر 9 ماه تمام بجز ساعت خوابشو درس بخونه و تلا
امشب باز هم به انتظار درخشش ماه چشم به آسمان دوختم و اشک هایم را حواله چادرم کردم.تا یادم بماند هنوز هم مدیونم بهت آقا جان!
پی نوشت:قسمت نشد با پای خودم بیام حرمتتا اشک ها مرحم بشن و دل نازکتو به رحم بیارن که حلالم کنی.اما سال دیگه میامباید بیام.چون بیشتر از این دووم نمیارم.
پی نوشت2:میشه لطفا خواهشا اگه کسی کتاباشو نمیخواست،لیست کتاب هاش حالا با هر قیمتی که مد نظر داشت رو برام بفرسته.ممنونم 
پی نوشت3:میدونم که ی رتبه خفن میارم(: پیشاپ
بسم الله الرحمن الرحیم
چرا خدا ما رو بدون اینکه خودمون بخوایم آفریدمون؟میتونیم بگیم چون دوست داشت قدرت داشت و اختیار دوست داشت انتخابمون کنه برای انسانیت
امااصلا هدف خدا از آفرینش انسان چیه؟خب که چی؟
الان مثلا من انسان شدم یکی جن یکی فرشته یکی حیوان دست خودمون که نبوده چرا من باید برتر باشم و مقام بالاتری داشته باشم؟سرنوشت حیوونا چی میشه؟
الان یه نفر تو یه خانواده کارتون خواب و معتاد به دنیا بیاد در نهایت میتونه تو اون دنیا هم طراز یک مجته
سلام
من بیست و یک سالمه، تو خانواده مذهبی بزرگ شدم ولی بهم سخت گیری نشد و انتخاب با خودم بود حجاب خوبی نداشتم هیچ وقت، ولی به مدته چند ماهه که شروع کردم به مطالعه قرآن و خب بهش ایمان آوردم، با نماز خوندن شروع کردم و امسال برای اولین بار روزه گرفتم.
خیلی این مدت فکر کردم و هر وقت خودم رو توجیح میکردم که حجابت مشکلی نداره و خدا می بخشه! ولی من میخوام بیشترین شباهت رو به یک دختر مومن و مسلمان داشته باشم، نمیخوام پیروی هوای نفسم باشم و بخاطر زندگی د
این پست مال 29 فکرم ثبت شده ولی نشده بود.از آقای س.کاف هیچ گونه خبری در دست نیست. تنها همون شنبه ای ک بهش پیام دادم که هستی و گفت ک فردا برمیگردم .و دیگ خبری ندارم.اونقدرا واسش قابل اهمیت نبوده ک بخواد خودش پیگیر بشه و وسایلمو بهم برسونه.به هرحال برای من ک بد نشد. هفته ی آینده رو دارم و همین کافیه برام.حالا از امروز بگم که چکارا کردم. ظهر تو تایمی ک تنها و بیکار بودم گرفتم ساعته رو بعدازهزاران بار بوسیدن و بوییدن و وداع کردن  و عکس و فلان کادوش کر
+عذاب وجدانت واسه چیه ؟
-میدونی مثلا من هنوز نمیدونم که اون منو میخواد میفهمی ؟
+باز کاراگاه بازی در آوردی ؟D:
-نه میدونی ، خب فهمیدم تازه یه بار هم گفتن چرا آرام نمیاد میخوایم آرام ببینیم :/ 
+از دست تو :)
-الان تازه مثلا من هنوز نمیدونمه :))) 
+چرا نرفتی ببینیش ؟ 
-خب به نظرم بهتر فکر کنه جوابم منفی تا در واقعیت بخوام بگم :| اصلا حس عذاب وجدان دارم ،،، شاید اگه واقعا بهم گفته بودن زودتر جواب منفی میدادم
+:|
-تازه زورم از این میگیره که موقع هایی که من حا
این تابستون با اختلاف بدترین تابستون زندگیم بود.خیلی تحت فشار و استرس بودم حالا هم اثراتش روم مونده و امیدوارم ب همینجا ختم شده باشه. تقریبا دو هفته دیگه تابستون ۹۸ تموم میشه و من طبق معمول کلی برنامه ریختم ک انجام بدم و انجام ندادم. از خودم بدم میاد واقعا که چرا قدر این وقتارو نمیدونم ، دو سال دیگه که فارغ التحصیل بشم و درگیر کار و سربازی بشم قطعا حسرت این روزارو میخورم.خیلی احمقانس که با علم به اینکه میدونم روزامو دارم تباه میکنم عبرت نمی
بِسمِ رَبِّ روحُ الله(ره)
 
 
خسته شدی؟به این زودی؟ تو که نسل 3 یا 4 انقلابی.
هنوز کاری نکردی برای امام زمانت(عج) که!
میخوای جا بزنی؟
اولین توصیه امامت رو فراموش کردی؟(" اما پیش از همه چیز، نخستین توصیه من امید و نگاه خوشبینانه به آینده است"  1398/11/22 )
این مسیری که واردش شدی،اتوبانی هست یک طرفه و بی انتها
یا باید مسیر را با ایمان به نصرت حق ادامه بدی یا دوربرگردانی وجود ندارد و
اگر
متوقف شوی،باخته ای
متوقف شوی،میشوی شمر زمانه ات
میشوی طلحه و ز
دانلود آهنگ جدید امو بند میدونستم
Download Music By EMO Band Midoonestam
به همراه متن آهنگ









دانلود آهنگ با کیفیت 128
دانلود آهنگ با کیفیت 320

متن آهنگ
میدونستم که دروغ بودن همه حرفات میدونستم خوب
فکر اینکه تو نباشی یه لحظه کنارم منو میترسوند
چقده زود همه حرفا و قول و قرارات از یادت رفت
من آرومم با خودم تنها تو این خونه تو خیالت تخت
میدونستم اگه هرجایی باشی تو بی من حرفی از من نیست
دانلود آهنگ جدید امو بند میدونستم
Download Music By EMO Band Midoonestam
به همراه متن آهنگ
 
دانلود آهنگ با کیفیت 128
دانلود آهنگ با کیفیت 320
متن آهنگ
میدونستم که دروغ بودن همه حرفات میدونستم خوب فکر اینکه تو نباشی یه لحظه کنارم منو میترسوند چقده زود همه حرفا و قول و قرارات از یادت رفت من آرومم با خودم تنها تو این خونه تو خیالت تخت میدونستم اگه هرجایی باشی تو بی من حرفی از من نیست کنار تو چه باشم چه نباشم انگار منو یادت نیست من هنوزم که هنوزه مثل قدیما عاشق تو
امروز سه مرداده. من تازه الان فهمیدم باورت میشه زمانو گم کرده بودم؟ تیر خیلی بد گذشت دلم میخواست کتابمو تموم میکردم. اما نشد دیگه حالا کاری ازم بر نمیاد جز خوندنش. خیلی از دست خودم ناراحتم این همه برنامه داشتم همش انگار نه انگار هیچی نشد. میدونم چشم به هم زدن شده اردیبهشت سال دیگه میترسم نتونم اما بهش فکر نمیکنم. نباید جا بزنم میدونم فقط با این فکره که ادامه میدم. دیروز داشتم فکر میکردم معیارای آدما برای زندگی چقدر متفاوت و بعضیا چه معیارای ک
چندوقتیه همه‌چیو انداختم به تعویق. هزارتا کار دارم و یک‌هزارمشم انجام نمیدم. بعد کلافه میشم و با عمق وجود میفهمم آدمیزاد به کار و تقلا زنده‌س. ولی بازم همه‌چیو میندازم به تعویق. به فردا و پس‌فرداها. مثل توپی که شوت میکنی جلو و میدونی توی راهی که داری میری ده دقیقه بعد بازم توپه‌ رو میبینی.
تولد مامان کی بود؟ از همون زمان خواسته براش نامه بنویسم. اینقدر که نوشته‌هامو دوست داره، اینقدر که نامه دوست داره، اینقدر که من برا هر جایی و راجع‌به ه
توی راه تماما اشک میریختم از اینکه چرا اینقد زندگی به من سخت میگیره چرا اینقدر من در اذیتم چرا اینقدر حال من حاد و بده ؟ اینقــدر علامت سوال تو ذهنم میومد و هر علامت یه اشک میومد پایین هربار میگفتم دختر محکم باش کنارت کلی آدم نشسته با خودشون درموردت چی میگن حالا بعد باز با خودم میگفتم آخه اونا که تو زندگی من نیستن اونا که جای من نیستن پس دلیلی ام نداره بخوان فکری بکنن درمورد من .
فقط میدونم این حال من منو میخواد که حال خودم رو خوب کنم منم که ا
برای نزدیک‌ترین آدم‌های زندگیم درد و دل میکنم و چند دقیقه نگذشته حس میکنم چقد ضعیف جلوه کردم جلوشون.
برای نزدیک‌ترین آدم زندگیم نمیتونم شرایط رو توضیح بدم. در حد توانم توضیح هم که میدم واکنش مورد قبولم رو دریافت نمی‌کنم چون اساسا اون هیچ درکی از شرایط من نداره. غر نمیتونم بزنم، سر چیزای کوچیک دعوا نمیتونم راه بندازم، چون خودم میدونم دارم غیرمنطقی برخورد میکنم.
روزی صد بار احساس دوست داشتنی نبودن دارم، در حالی که میدونم من همون آدمم و اطر
این هفته که گذشت اینقدر استرس داشتم که خوابم نمی برد. بالاخره به سارا پیام دادم چند روز پیش و گفتم که میخوام باهت صحبت کنم. بعد از صحبت فهمیدم که چقدر در حق خودش و خودم ظلم کردم و الان میدونم خودش و خانواده اش از من و خانواده ی من متنفرن و حس انزجار دارن، همه چیزو از دست رفته میبینم. هم شرایط ازدواج دیگه مثل قبل راحت نیست و هم سارا میدونم دیگه منو دوست نداره و بیشتر با بودنم داغ به دلش میذارم تا بخوام خوشحالش کنم. با این حال وقتی به سارا گفتم خانو
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

ساخت و سازان تکست موزیک متن آهنگ جدید نت پیانو سارانائینی دلیار - نت آهنگ سارا نائینی دلیار خادم گرافیک من دیگری هستم days-of-new کنکور سفر بلیط ارزان قیمت آسمان مجازی آران