نتایج جستجو برای عبارت :

يل يل ميدون شومه گرگاني شومه

انی شومه تا می سراغ نووشه می عکس یادگار تی اتاق دوشه الهی می نفرین بیره دلخواه ره خوایمه تی خنه بی چراغ بووشه شو وونه آسمون نارنه ستاره دلبر هر کجه سو زنه می یار دیاره دلبر سفارش هاکردمه ماهی هوا ره دلبر صبحی دم بیاره خبر یار ره دلبرآ جا نا دل گنه داد هاکنم همه چی ره یاد هاکنمنمه چیسه امشو می دل بیتهمن ره می دلبری غصه بیته من و غم می دنیا ره سر بیتهاون ریکا کیه تی عشق جدیدهشو وونه آسمون نارنه ستاره دلبر
منبع این آهنگ از سایت توآهنگ با عنوان دانل
انی شومه تا می سراغ نووشه می عکس یادگار تی اتاق دوشه الهی می نفرین بیره دلخواه ره خوایمه تی خنه بی چراغ بووشه شو وونه آسمون نارنه ستاره دلبر هر کجه سو زنه می یار دیاره دلبر سفارش هاکردمه ماهی هوا ره دلبر صبحی دم بیاره خبر یار ره دلبرآ جا نا دل گنه داد هاکنم همه چی ره یاد هاکنمنمه چیسه امشو می دل بیتهمن ره می دلبری غصه بیته من و غم می دنیا ره سر بیتهاون ریکا کیه تی عشق جدیدهشو وونه آسمون نارنه ستاره دلبر
منبع این آهنگ از سایت توآهنگ با عنوان دانل
دانلود آهنگ یل توی میدون شونه عشق گلستون شونه دانلود اهنگ جواد نکایی یل یل میدون دانلود اهنگ یل یلون در انه جواد نکایی دانلود آهنگ یل یل میدون یل مازرون اهنگ عماد پاکمنش دانلود آهنگ یل یل میدون شاه مازرون اهنگ یل یل ایرون شونه گرگانی میدون شونه دانلود اهنگ یل یل میدون شاه مازرون مهران قربانی جواد نکایی یل یل بازی گرگان پیمایش صفحه 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحهٔ بعدیدانلود آهنگ جدید
یه روزایی هست
که کل اکانتای گوشیتو
دو سه بار چک میکنی
ولی یه نفر رو هم پیدا نمیکنی
که بشه باش دو کلوم حرف زد
حرف دل.
درد دل.
یکی از سختیای مَردی همینه.

پ.ن:
شاید گویای حالم













متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل
"عشقم بود. عمرم بود.
نه نمی تونم.
دیگه نمی تونم.
باس برم دنبالش. انتقامتو میگیرم لیلا"
چاله میدون روایت گر داستان جوانی است که از اراذل اوباش محله عصبانی است و به فکر انتقام از آن‌ها به‌خاطر یدن نامزدش می باشد.
اپک مینی
"عشقم بود. عمرم بود.
نه نمی تونم.
دیگه نمی تونم.
باس برم دنبالش. انتقامتو میگیرم لیلا"
چاله میدون روایت گر داستان جوانی است که از اراذل اوباش محله عصبانی است و به فکر انتقام از آن‌ها به‌خاطر یدن نامزدش می باشد.
اپک مینی
دانلود اهنگ جدید رضا پیشرو به نام آزاد  به همراه متن موسیقی
DL New Song By Reza Pishro Called Azad With Direct Links & Text
آخرین آهنگ جدید رضا پیشرو آزاد را میتوانید اکنون دانلود کنید و لذت ببرید
دانلود با بالاترین کیفیت 320 [ عالی ] و پخش آنلاین – لینک مستقیم

 
متن آهنگ آزاد رضا پیشرو
 
این واسه اون موقعست
که بدترین لحظه ی زندگیتو
تبدیل بکنی به بهترین لحظه ی زندگیت یاد گرفتم
یاد گرفتم واسم اتفاق بیوفته بعد معنی کنم
حتی وقتی بد مریض شدم سخت ضعیف شدم
سرزمینمو تو سر
دانلود اهنگ جشنی یل میدون با صدای امیر نکایی و محسن رجبی
دانلود اهنگ جشنی یل میدون با صدای امیر نکایی و محسن رجبی دانلود اهنگ جشنی یل میدون یا صدای خوش صدای نکا امیر نکایی و محسن رجبی
 
دانلود با لینک مستقیمسوچلما | وبسایت رسمی روستای سوچلما | عکس سوچلما
دانلود اهنگ جشنی یل میدون با صدای امیر نکایی و محسن تجری
دانلود اهنگ جشنی یل میدون با صدای امیر نکایی و محسن تجری دانلود اهنگ جشنی یل میدون یا صدای خوش صدای نکا امیر نکایی و محسن تجری
 
دانلود با لینک مستقیمسوچلما | وبسایت رسمی روستای سوچلما | عکس سوچلما
به بدترین شکل ممکن خسته شدیم!دیروز با ف.ح همزمان رسیدیم دور میدون سرِ قرارمون یکم منتظر شدیم م.ش هم اومد راه افتادیم به طرف مقصدی که دقیق نمیدونستیم کجاس!اولین بارمون نبود که خربازی در میاوردیم اما این دفعه خیلی فرق داشت 12397 تا قدم :| نمیدونم از کجا تو مغزمون ثبت شده بود که نمایشگاه خیابون مدرس 46،درصورتی که تو این شهر اصلا مدرس تا 22 بیشتر نیست.
از میدونِ قرارمون تا اونجایی که پیاده رفتیم از سرما لرزیدم|ف.ح به زور سوییشرتم در آورد گفت روی مانتو
مهمون سر زده ای که خودشو برای شام دعوت کردهبچه های بی ادبدر غیاب بزرگ تر هاشون کلی تلافی کردم :)))خیابونمون بین دوتا میدونهیعنی از هر طرف بعد از شاید سیصد متر میدون اصلیهدسته ها تو این دوتا میدون جمع میشنخلاصه دهنمون از این همه سر و صدا سرویسهکاش آدمی بودم که میرفت همچین مراسماتی تا دیگه مثل بقیه باشمیکی از همسایه هامون داره تعمیرات میکنهاین وقت شب :/هیشکی نمیخواد سردردم خوب بشهگاو بشید الهی کااات با کی؟!مدرسان شریف ^^ترازمو باورم نمیشداز ع
عاشورای 98 هم گذشت.روز تاسوعا بعدظهر رفتیم پایین،خسته بودیم و نمیتونستیم زودتر بریم و شب قبلش هم نرفتیم جایی و خونه بودیممیخواستم بریم میدون محسنی ولی وللش.پاتوش دختر پسرهاس و ماشیناشون توو مغزم رژه میزن.تاسوعا رفتیم منطقه 22 و یه كاری داشتیم و انجام دادیم و برگشتیم و بچه ها رو گذاشتم هیئت و با بهروز رفتیم خونه حاجی فنر بزنیم لوله باز بشه.فنرمون كوتاه بود و باید بلندترشو ببریم و فقط 8 متر رو تونستیم فنر بزنیم.شب تاسوعا خونه مادر سمیر خوا
دانلود مداحی جواد مقدم جولان میده توی میدون داره فرمان میده
شب تاسوعا 1398هیئت بین الحرمین طهراننوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیجولان میده توی میدون داره فرمان میدهپسر ابوتراب با شمشیرش دوباره به غائله پایان میدهقدم میزنه توی میدون داره علم میزنهلشکر دشمن رو بهم میزنهسرنوشت جنگو رقم میزنهیل حیدر نسب افتخار عرب ای خدای ادب جانقمر رو زمین یل ام البنین تویی شور آفرین جانیا اباالفضل یا اباالفضلمتن مداحی جولان میده توی مید
احسان محمدی فاضل : پنجشبه صبح هوا ناجوانمردانه سرد بود، دستام هنوز به سرما عادت نکرده بود و داشت از سردی قانقاریا میگرفت و در هفت تیر منتظر تاکسی بودم که یه تاکسی زرد قناری اومد با هیجان گفتم بلوار کشاورز؟ چش و چاری اومد که انگار گفتم سانفرانسیسکو
چند قدم جلوتر یه خانوم ایستاده بود که معلوم بود بعد از مستحبات شب عملیات زیرسازیه میک آپ شروع کرده بود با لحن دوبلورهای حرفه ای صدا و سیمای ج اا گفت بلوار کشاورز؟
راننده چنان زد رو ترمز نگران شدم
 
رفته بودیم کنسولگری، جایی که دل خوش کرده بودم تا پنج سال آینده گذرم بهش نیفته، ولی زهی خیال باطل. امروز تو افغانستان روز عرفه است، فردا عید قربان. بعد اینا از امروز تعطیل کردن :| در واقع از پنج‌شنبه. و تا سه‌شنبه هم به مناسبت عید قربان تعطیله. کلا اینا خیلی خوش‌به‌حالشونه، هم با تعطیلات ایران تعطیلن، هم با تعطیلات افغانستان! کاش لااقل وقتی هستن درست حسابی کار راه بندازن، یعنی متنفرم از اینکه بعضی‌هاشون عین آدم کار نمی‌کنن. امروز یه اطلا
 
رفته بودیم کنسولگری، جایی که دل خوش کرده بودم تا پنج سال آینده گذرم بهش نیفته، ولی زهی خیال باطل. امروز تو افغانستان روز عرفه است، فردا عید قربان. بعد اینا از امروز تعطیل کردن :| در واقع از پنج‌شنبه. و تا سه‌شنبه هم به مناسبت عید قربان تعطیله. کلا اینا خیلی خوش‌به‌حالشونه، هم با تعطیلات ایران تعطیلن، هم با تعطیلات افغانستان! کاش لااقل وقتی هستن درست حسابی کار راه بندازن، یعنی متنفرم از اینکه بعضی‌هاشون عین آدم کار نمی‌کنن. امروز یه اطلا
3 nice thoughts:1. Kill tension before tension kills you.2. Reach your al before al kicks you.3. Live life before life leaves you.
۳ تفکر زیبا:تنش رو بکشید قبل از اینکه شما رو بکشه به اهدافتون برسید قبل اینکه شما رو از میدون به در کننزندگی رو زندگی کنید قبل از اینکه زندگی شما رو ترک کنه.
"Deniz"
اعصاب نداشتم میخواستم بخوابم 
صدای لودر و کامیون از چند تا ساختمون اونورتر نمیذاره من بخوابم! 
چند تا خونه رو انگار دارن خراب میکنند میخوان مجتمع کنند چند شب بود سروضداشون نمیذاشت بخوابم
اعصاب خوردی امشب م نذاشت دیگه تحمل کنم 
زنگ زدم 137 و شکایت کردم!!! چه معنی داره اخه ساعت 3 نصف شب لودر و کامیون تو میدون کار کنه اونم تو منطقه کااااااااااااااااملا مسی!! 
خدا بخیر کنه فردا رو !!
عین بولدوزر میخوام جمع کنم همه رو :)))))))
سوار قطار.
در حال ترک شهری قدیمی و عجییییببببب در ایتالیا به سمت روم.
نمیتونم وصف کنم که چه حسی داشت اولین بار دیدن این شهر که دور تا دورش دیوار داره و اطرافش شهر جدیدو ساختن.
دقیقا همون میدون کارتون بچه های آلپ و هایدی.
حس میکردم تو دل تاریخ رها شدم و میترسیدم حتی.
مردم خوشحالاال.
حتی مردهای متلک گو.
سیاه پوستهای مهاجر.
گداهای سیاه پوست.
بی خانه های خوشگل و بلوند.
کارگرهای بور و زیبا و خوش تیپ.
دلم خیلی تنگه.
برای امنی و آرومی اتاقم
امروز امیر رو توو میدون انقلاب دیدم. با امیر تابستون سال پیش هم‌اتاقی بودیم. یه پروژه کسری از خدمت سربازی داشت که اون موقع پیگیر بود انجامش بده‌. بعد از احوالپرسی، گفتم چی شد کسری‌هات؟گفت بی خیالشون شدم، اذیت می‌کردن.گفتم اون همه زحمت و درگیری ذهنی و استرس و . .گفت بالاتر از سیاهی رنگی نیست مظاهر، هست؟!گفتم چی بگم والا؟!گفت الان امریه دانشگاهم. اینجا هم چندان خوب نیست، ولی خدا رو شکر. تو چه خبر؟گفتم اوضاع منم خیلی خوب نیست، ولی خدا رو شکر!خ
کویریات دامنه
 
7251
 
به قلم دامنه. به نام خدا
 
پند فخرالدین اسعد گرگانی:
جهان هرگز به حالی بر نپاید
پسِ هر روز، روز دیگر آید
 
منبع عکس
 
سال‌های تحصیلی‌ام در دانشگاه تهران در سال 1371، آثار مرحوم دکتر حمید عنایت را دوست می‌داشتم. او معتقد بود اولین فیلسوفی که گفت فهم ثابت نیست و سیّال است، هراکلیت» بود. هراکلیت می‌گفت در یک رودخانه دوبار نمی‌توان شنا کرد. چون معتقد بود هر بار رودخانه، رودخانه‌ای دیگر است. فخرالدین اسعد، درین بیت همین سیّا
ادمی رو تصور کنید که تاحالا چندبار پاش رفته تو جوب کنار خیابون(یبار که اساسی افتادم تو جوب های سنگی کنار میدون امام و قشنگگگ تا چندوقت میلنگیدم) و در راه رفتن روزمره ممکنه به مانع های فی داخل پیاده رو بر بخوره و یکم کبود شه(:-)) البته در باب کبودی که حرف بسیاره)  اره خلاصه این ادمو تصور کنید که تازه دوچرخه سواری یادگرفته و 6-7 عصر که هنوووز خیابونای اصفهان شلووووووغن، رفته تمرین کنه:-S :-S 
.
.
.
.
:-)) احتمالا تاالان فکرکردین سیاه و کبود و خونی و اینج
امشب بالاخره نامه رو شروع کردم.
براش نوشتم که حس ورتر  رو دارم. هرچند که لوته ای رو از دست ندادم.
+ عزیزدلم
برایت خوانده بودم "بنشین رفیق تا که کمی درد دل کنیم/اندازه ی تو هیچکس مهربان نبود/اینجا تمام حنجره ها لاف می زنند/ هرگز کسی هرآنچه که می گفت آن نبود"
یادمه پارسال وقتی نشسته بودیم توی زیرگذر میدون ولیعصر براش خوندم.
حالا میخوام حرف بزنم. می خوام بگم این چهارماه چی بهم گذشت که سکوت کردم و دوباره از همه دورتر شدم.
کانادا شده عین میدون جنگ
 
ایرانیا واقعنی از نژادهای مختلفن
ترکیه ای ها واقعا از نژادهای مختلفن
اینقدر بینشون دعوا نیست که بین کاناداییا هست.
brag
drag
show off
هر کوفتی که فکر میکنین
از صبح تا شب دعوا میکنن سر نژاد
فرست نیشن ها خیلی خیلی عصبانی و ناراحتن.
 
یعنی اوضاع اینقدر اینجا خرابه
که من به این فکر میکنم
 
که که واقعا ایرانیا با چه شهامتی اینجا بچه میارن؟!
 
بعید میدونم این کشور بیشتر از سی سال دیگه دووم بیاره.
 
جدا اوضاع خرابه.
 
نگاه نکنین که م
صبر پیروزی هست و ناشکیبایی خطرساز
سم مضاعف همین رفتن تو لاک خودمون هست

و دوری از حالت عادی که در ظاهر نگه داشته شده بود

که یک لحظه بریم در این وادی که زندگی و قدم برداشتن رو رها کنیم و بیفتیم .
سم مضاعف همین رفتن تو لاک خودمون هست و دوری از حالت عادی که در ظاهر نگه میداشتیم
با هم تا ظهور
چیزی نوشته بودم در مورد این ده روزی که عجیب گذشت و نمیدونم چرا دانسته
خواستم میدون بدم به این گرداب فکر وخیال  .
مگر تا اینجا همینطوری اتفاقی بود
فقط خدا می
دانلود مداحی جواد مقدم علی آقای منه منم غلام علی
شب هشتم محرم 1398هیئت بین الحرمین طهراننوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیعلی آقای منه منم غلام علیخدا هم حتی شده عاشق نام علیالله اکبر الله اکبر به به عجب دلچسبه اذونتاشهد ان علی ولی الله رو میخونی تو با کل وجودتهر کی حلااده بود به علی دل داه بودقرعه ی من از ازل به نامش افتاده بودعلی اکبر ای نسبت از علیهاین نحوه ی ضربه زدنت از علیهشاگرد عباسی علمت از علیهمدد علی اکبر مدد عل
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه ماه حسن صبر کن بپوشونم روتو
شب ششم محرم 1398هیأت ریحانه الحسین (ع)نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیماه حسن صبر کن بپوشونم روتوحرم به میدون برد عطر گیسوتوتو میری و حرم در خروشهتو میری و می خونیم به گوشِهمه کفن به تن ها که عاشقمحاله جوشن بپوشهتو میری و با تو دل حرم میرهتو چشم من انگار برادرم میرهحنا بگردونید بین بنی هاشماز زیر قرآنم داره میره قاسمالگوی زیبای تموم ساداتیتوی لباس رزم انگار باباتیب
دانلود نوحه دوست دارم خاکم کنن تو کربلا آقام حسین با صدای روح الله ابوالحسنی
نسخه کامل این مداحی در دسترس نیست.
 متن مداحی
 دوست دارم خاکم کن تو کربلا اقام حسین
بمیریم گوشه میدون طلا آقام حسین
یا حسین و یا حسین
ــ
دانلود مداحی روح الله ابوالحسنی آقا حسین
ــ
دوست دارم خاکم کن تو کربلا اقام حسین
بمیریم گوشه میدون طلا آقام حسین
یا حسین و یا حسین
ـــ ـــ ـــ دانلود کنید ـــ ـــ ـــ
توجه داشته باشید این نسخه کوتاه مداحی است:
دانلود با لینک مستقیم
دلخونم از غمت عموجونم
بی تابه قلب خون و محزونم
تنها موندی میون این میدون
تنها باشی و ساکت بمونم
دوره‌ت کردن نامردا / شمشیرا میرن بالا
عمه دستاش می‌لرزه، واویلا
زنده بودن بدون تو درده / زندگی بی وجود تو ننگه
من طفل مجتبایم و حقم / جنگیدن توی میدون جنگه
والله لا افارق عمی
ادامه مطلب
نزدیکِ میدونِِ اطلسی محله ی خوزستانیاس.اونایی که جنگ زندگیشون رو بگا داد و دست خالی راهی بیابون شدن جایی که تا چشم کار میکرد هیچی نبود و الان بهترین منطقه ی یزد حساب میشه!محرم که میشه با سنج و دمام حال آدم رو جا میارن.موسیقی هرجوری که باشه و واسه هر نیت ای برای من لذت بخشه.تازه که اومده بودم یزد محرم رو رفتم میدون میرچقماق و یه گروه بودن که انگار داشتن متال میخوندن و من هیجان زده مثل همه بالا و پایین میپریدم و اگه مسی به زور منو از اونجا دور نک
اسمورودینکا، عزیزم
 مدتیه که مثل سگ ترسیده‌ام. از فردا و فرداتَر. از مسیر نامطمئن رو‌به‌رو. اینکه همه چیز روی هواست. هیچ اطمینانی به نتیجه نیست. هیچ اطمینانی به من نیست. اینکه من مال این حرف‌ها هستم یا نه. اینکه به فرض بودن اهل این حرف‌ها، این مسیر درست هست یا نه. اسمورودینکا، من همیشه بیرون رینگ لش بودم و فقط حرف می‌زدم. حالا اما یه سری هیولا و غول وسط رینگ می‌بینم که تو راند بعدی منتظر من‌اند.
اسمورودینکا، می‌ترسم. تو که می‌دونی، من قب
باز نشستی توو آخرین سیگاربا کتابات که اون‌ورِ تختنمث یه گرگ پیر، غمگینیگوسفندا چقدر خوشبختن!
چیزایی هست که تو» می‌فهمیکه به کابوس و عشق، مرتبطهبی‌صدا زوزه می‌کشی توو خودتراستی ظاهرا تولدته!
توی تقویم یه علامت هستروزِ پرداختِ آخرین قبضه!یه پلیس ایستاده اون پایینرنگ خوابای ما هنوز سبزه
نسل ما رو فرشته‌ها کشتنتوو کتابای دینی و درسیتو که می‌دونی آخرش هیچهدیگه از هیچ‌چی نمی‌ترسی
رو لبت یه سرودِ غمگینهتوو چشات برق خشمه و الکلنمی‌تونن
اینی که نشسته با یکم کنتراست نور بالاترِ رنگ چهره، 35 درصد زیبایی بیشتر و 46 درصد نورانیت بالاتر!!! و 55 درصد کارکشن کالِرِ بیشتر!!! مثلا منم!
اونایی که دارن پتکوپ پتکوپ میدون! سمت راستیه ترِ نه ببخشید تزِ دکترامه!، سمت چپیه هم پروژه هامه!!
(از اینکه منو با گاوا قاطی نمی کنید بی نهایت سپاسگزارم:))
دعا کنید آخرش زمین نخورم! مگه چیه؟ مسیر زندگیه دیگهبالاخره همتون دیر یا زود با همین سرعت باید حرکت کنید!
البته اگر این گاوها شیر هم بدن بد نیست که شانس ما
خب ، کلی چیزا میخواستم بنویسم ولی واقعا فراموشم شده.
بنظرم هرچی موزیک تا این لحظه گوش دادم رو باید بریزم دور و فقط poets of thd fall گوش بدم!
امروز رفتم کتابخونه ^_^ و یادتون
ه گفتم با کسی دوست نمیشم؟ زر زدم :))) چون صبحش رفتم کلی نارنگی خریدم و به همه دادم و خوشحال و شاد و خندون باهمه دوست شدم^_^ ولی خب خوبیش این بود که کتاب موضوعیام و زبان مبتکران رو نبرده بودم و از بچه های اونجا گرفتم.یا شارژ گوشیمم ظهر تموم شد و از بچه ها شارژر گرفتم.کلا خوبه جوش :)
دیگ
قطعامن اگه طبیعت میشدم آسمون میشدماگه نوشیدنی بودم چایی میشدماگه لباس بودم پیراهن پفی عروساگه عضو بدن بودم چشماگه کشور بودم ایران یا فرانسهاگه شهر بودم رشت یا اصفهاناگه خیابون بودم سبزه میدوناگه حیوون بودم جوجه رنگی سبزاگه میوه بودم نارنگیاگه فیلم بودم پروانهاگه گیاه بودم گل شبواگه رنگ بودم سبز روشناگه ساز بودم ویلوناگه ماشین بودم آزرااگه کافه بودم کافه روزگار
اگه دوربین بودم کانناگه کتاب بودم غرور و تعصب
اگه آهنگ بودم رویا
اگه فصل بو
یکی بود یکی نبود. مرد مسافری به ده کوچیکی رسید. مرد مسافر خسته و گرسنه بود. چیزی برای خوردن نداشت مردم دهم همه فقیر بودن، هیچکدوم غذایی نداشتن که بهشون بدن. مردمسافر کوله بارشو به زمین گذاشت و سنگی را از روی زمین برداشت، گفت: حالا که چیزی برای خوردن ندارید یک دیگ به من بدین تا به این سنگ آش درست کنم. مردم ده با نعجب بهش گفتن:
باشه . باشه. این دیگه چه جوری آشی.
مسافر گفت:
صبر کنید و ببینید.
یک نفر رفت دیگی از خونه اُورد، مسافر وسط میدون ده آتیشی در
جولان میده توی میدون داره فرمان میده


جولان میده ، توی میدون داره فرمان میده
پسر ابوتراب با شمشیرش دوباره به غائله پایان میده
قدم میزنه ، توی میدون داره علم میزنه
لشکر دشمن رو بهم میزنه
سرنوشت جنگو رقم میزنه
یل حیدر نسب ، افتخار عرب ، ای خدای ادب جان
قمر رو زمین ، یل اُم البنین ، تویی شور آفرین جان
. یا اباالفضل ، یا اباالفضل .
پرچم داره ، توی دستاش علمو محکم داره
میمنه تا میسره تو دستاشه
میون معرکه ها سردمداره
چقدر مه ، وقت جنگش میگن خود
از دیروز بعد از زدن پرچمای سیاه خونه مادر بزرگم همش توی این فکر بودم که چی بنویسم از کجا بنویسم 
گاهی اوقات نوشتن برای کسی که با تمام وجودت تو زندگیت حسش میکنی خیلی سخته خیلی 
اگر بگم هر چیزی که خواستم بهم دادی دروغ نگفتم 
سال گذشته گفتم قول میدم هرجایی دنیا برسم تو درکنارم بودی 
نمیدونم از پارسال تابه الان به قولم عمل کردم یا نه؟
 اما امسال میخوام قول بدمی درکنار همه قولام قول میدم با اخلاق حسینی وارد میدون بشم میدونی که هرلحظه اش اولین جنگ
 میردامادایستگاه میرداماد سوار مترو شدم. هندزفری زدم تا بعد از مدت‌ها چندتا لیسنینگ زبان گوش کنم. وسط‌های دومیش بود که "آمیرزا" نوتیفیکیشن داد و گفت "چندوقته که دلتنگتیم. بیا تو بازی. قدم رو چشم ما بذار".حقانیرسیدیم حقانی. در باز شد. ده دوازده نفر رفتن بیرون. بیست سی نفر اومدن داخل. هندزفری رو درآوردم و گذاشتم تو جیبم و "آمیرزا" رو باز کردم. تا صفحه بازی رو دیدم یادم اومد آخرین باری که بازی کرده بودم تونسته بودم کلمه‌های سنت و سیب و بیست و بستن
صب قرار گذاشته بودیم ساعت 12 پارک لاله
شدیم 4نفر(2 تا پسر 2 تا دختر)
رفتیم تو پارک جرعت حقیقت بازی کردیم
از بالا رفتم از درخت و جیغ زدن وسط اون میدون اصلی پارک تاااا بوس کردن رهگذر ها و این حرکتا
خعلی هم چسبید
بعدش رفتیم ناهار کجا؟
بعله درست حدس زدید پیروزی :|
ناهار رو خوردیم چون بخاطر تولد من جمع شدیم خواستم برم حساب کنم که دیدم بعله ناهار رو مهمون یکی از بچه هاییم که مرحله دو قبول شده و پسره هزینه رو تقبل کرد D:
همونجا دو تا دیگه از دخترا هم اومدنو
دانلود مداحی جواد مقدم دل من گیر دو ابروی اباالفضله
شب اول مسلمیه ۹۸هیئت بین الحرمین طهراننوحه واحد
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدل من گیر دو ابروی اباالفضلهجهت قبله نما سوی اباالفضلهمقامش بسه که حتی جبل الصبر هممیگه بدجور عاشق روی اباالفضلهیل حیدر نسبی بَه چه علمداریاز همون بچگی جا کنج دلم داریمیگه زینب به حسین غصه نخور داداشوقتی عباسو داری دیگه چی کم داریداره صیقل میده شمشیر یداللّه روبره زیر و رو کنه لشکر اَعداروهمه
عصرها در مسیرم
پسر جوان قد کوتاهی رو میبینم که جلوی یک میوه‌فروشی نشسته و دست راستش رو روی یکی
از جعبه‌ها دراز کرده، ریش گذاشته جوری که انگار از تیپش خیلی مطمئنه، ولی خب، قدش
یک و نیم متر بیشتر نیست. سرش بالاست و به روبروش نگاه می‌کنه و آثار ترسش رو پنهان
می‌کنه و خودش رو نسبت به شروع یه مکالمه جدید بی‌علاقه نشون میده. دختر جوونی  هم هست که نزدیک میدون، دست‌فروشی می‌کنه و
صورتش رو با اخم از پسرهای جوون زشت میه تا خیال برشون نداره. اینجو
.اگه خوندی اشکت در اومد منو هم دعا کنید
یه خونه مجردی با رفیقامون درست کرده بودیم، اونجا شده بود خونه گناه و معصیت.دیگه توضیحش باخودتونشب عاشورا بودهرچی زنگ زدم به رفیقام، هیچکدوم در دسترس نبودندنه نماز، نه هیئت، نه پیراهن مشکی هیچیمیگفتم اینارو همش ا درآوردند، دو تا عرب با هم دعواشون شده به ما چه ماشینو برداشتم برم یه سرکی، چی بهش میگن؟ گشتی بزنمتو راه که میرفتم یه خانمی را دیدم، خانم چادری وسنگینی بود کنارخیابون منتظرتاکسی ب
اعصابم داغونه خستم ای کاش میشد از خونه برم و برای خودم زندگی کنم حوصله غرغرای مامان و جنگ اعصابای اخوی رو دیگه ندارممممم نمیدونم چرا این جوری شدم انگیزه هام برای زندگی از دست رفتن و هیچ نشاطی تو زندگیم وجود نداره پنج شنبه با ل رفتیم گلستان شهدا بعدم میدون امام اما نه مثل قبل حوصله حرف زدن داشتم و نه حتی گردش وتفریح همینجور فقط راه رفتم بدون توجه به اطرافم ولذت بردن از چیزایی که قبلا دوست داشتمدلم میخواد همش توخونه باشم و حوصله بیرون رفتن ند
اعصابم داغونه خستم ای کاش میشد از خونه برم و برای خودم زندگی کنم حوصله غرغرای مامان و جنگ اعصابای اخوی رو دیگه ندارممممم نمیدونم چرا این جوری شدم انگیزه هام برای زندگی از دست رفتن و هیچ نشاطی تو زندگیم وجود نداره پنج شنبه با ل رفتیم گلستان شهدا بعدم میدون امام اما نه مثل قبل حوصله حرف زدن داشتم و نه حتی گردش وتفریح همینجور فقط راه رفتم بدون توجه به اطرافم ولذت بردن از چیزایی که قبلا دوست داشتمدلم میخواد همش توخونه باشم و حوصله بیرون رفتن ند
متن آهنگ صادق آهنگران به نام تخریبچی برگرد
Text Music Sadegh Ahangaran Called Takhribchi Bargard
✿●✿تخریب چی برگرد، تا معبرا وا شه ✿●✿✿●✿اول برو میدون؛ تا راه پیدا شه… ✿●✿✿●✿تخریبچی برگرد… تخریبچی برگرد… ✿●✿
✿●✿تخریب چی برگرد، تا معبرا وا شه ✿●✿✿●✿اول برو میدون؛ تا راه پیدا شه… ✿●✿✿●✿تخریبچی برگرد… تخریبچی برگرد… ✿●✿
منبع : http://melotext.ir/
 
متن آهنگ تخریبچی برگرد صادق آهنگران
matnetaraneh.rozblog.
تاریخ تولد:١٣٧٠
تاریخ شروع کار غیر رسمی : ١٣٨٠
تاریخ تولید کار رسمی سبک هیپ هاپ و رپ : ١٣٨١
تاریخ تولید کار رسمی سبک پاپ :١٣٨٧
علی قاسمی خواننده جوان گرگانی که در سبک رپ با نام kenzo59
درشهر گرگان فعالیت میکند
او تمامیه کارهای موزیک خود را تنها انجام میدهد و به دلیل مشکلاتی
از قبیل روستایی بودنش و نداشتن دست رسی به اطلاعات برای اشتراک 
کارهایش نتوانست از همون اول صدای خود را به گوش مردم برساند
او هم آهنگساز و هم تنظیم کننده و هم ترانه کارهای خود ر
مکبّر گفت آخرین جمعه ماه رمضانه. تازه به خودم اومدم دیدم چی شده! انگار
همین دیروز بود که اومدم نوشتم منبر شب سوم رمضان و بعد دکمه ذخیره و
انتشار رو زدم. رومه همراهم داشتم. پهنش کردم. کف پام روی آسفالت داغ نزدیک میدون فلسطین، مثل زمینای صاحب اسمش میسوخت. نماز جمعه رو با جماعت با صفایی که توی خیابون نشسته بودن، خوندم. منتظرموندم تا نماز عصر رو بخونیم. به مصرف داخلی و تاثیر خارجی (داشتن یا نداشتن) این راهپیمایی فکر نکردم. امروز روز اسلام بود.
 از دوازده سالی که تو جبهه بود چندین بار مجروح شد تو گروه تفحص هم بود، یک پایش رو تو میدون مین جا گذاشت. یه جوری معلم اخلاقشون بود اگه کاری ازش میخواستی حتما انجام میداد ،‼️ شهید احسان حاجی حتملو و شهید غلامی از نیروهاش بودن صحبت کردنش آروم بود و خیلی شوخ طبع بود  با پای مصنوعی ورزش میکرد تو کوه نوردی بهش نمیرسیدیم ‼️ پشت سر کسی صحبت نمیکرد ولی هر حرفی داشت جلو طرف میزد با همه افراد نشست و برخواست داشت خیلی از لاتای گرگان تو تشیع پیکرش زار م
یکی از وسایل مورد علاقه‌ام توی آشپزخونه، مخلوط کن سه کاره‌ است. عاشق اون پارچ ۷۰۰ میلی لیتری‌اش هستم که صبح‌ها برای صبحانه میوه‌های تابستونی آب‌دار مثل هندونه، طالبی و. رو مخلوط کنم و گاهی اسموتی‌اش کنم. شب گذشته سریال This is us رو شروع کردم و I like it :) زیرنویس فارسی و انگلیسی رو هم زمان فیکس میکنم و کلمات جدید رو اسکرین می‌گیرم.دیروز چیز جدیدی یاد گرفتم. یک انیمیشن دو زبانه دانلود کرده بودم که زبان دیفالتش انگلیسی بود من میخواستم فارسی باش
به نام او.
دوباره انقدر حرف تو سرم هست که نمیتونم مرتبشون کنم و بنویسم یا بگم.
مثلا اتفاقات این دو روز،درس هام،کار هام،سرشلوغی های الکی که دور خودم درست کردم،یکسری خاطرات خیلی قدیمی که با یه اهنگ اومده تو ذهنم،حتی اون فیلم بچگی هام که خیلی ها انگار دیگه هیچ وقت نمیخوان که باشن یا حتی خاطرات پارسال و این روز و شب هاش.
که چقدر حرف زدن پارسال هم سخت بود و چقدر گریه کردن تو یه پارک تو یه جای دور از خونه، آسون!
اون دختر پسری که نرمش میکردن و یا حتی
یه چیزهایی هم هیچ‌وقت برای ما نیست. می‌دونم این جمله خیلی دم دستی و کپشن‌طوره، و می‌دونم که این شاید یکی از بدیهیات و نکات اولیه‌ایه که باید درباره‌ی زندگی بدونیم؛ ولی واقعاً این‌طور هستیم؟ واقعاً این‌طور هستم؟ گاهی تا دم مرگ نمی‌خوایم این رو باور کنیم و به‌خاطر نداشته‌ها یا ازدست‌داده‌هامون حرص و اندوه حسادت رو توی خودمون تلنبار می‌کنیم. یه‌جورهایی انگار نمی‌خوایم بریم سراغ چیزهای دیگه؛ حالا از سر تنبلیه یا ناامیدی یا چی نمی‌
دیروز ساعت 12 با بابام راه اوفتادیم که بریم سر کارش.قرار شد بریم و اون کارشو انجام بده و بعد منو ببره میدون آزادی تا به سرویس دانشگاه برسم.با خودم میگم که پدر و مادرم با چه زحمتی منو به اینجا رسوندن؟؟؟
باید جبران کنم.وقتی رسیدیم بابام ماشینو برد داخل پادگانی که نزدیکش کار میکرد.چون امنیتش بیشتره.منم پتو و بالش آورده بودمو همونجا خوابیدم تا صبح
خلاصه ساعت 5 رفتیمو بابام منو رسوند به سرویس
نمیدونم چرا از همه ی دخترا و پسرایی که توی دانش
دیروز ساعت 12 با بابام راه اوفتادیم که بریم سر کارش.قرار شد بریم و اون کارشو انجام بده و بعد منو ببره میدون آزادی تا به سرویس دانشگاه برسم.با خودم میگم که پدر و مادرم با چه زحمتی منو به اینجا رسوندن؟؟؟
باید جبران کنم.وقتی رسیدیم بابام ماشینو برد داخل پادگانی که نزدیکش کار میکرد.چون امنیتش بیشتره.منم پتو و بالش آورده بودمو همونجا خوابیدم تا صبح
خلاصه ساعت 5 رفتیمو بابام منو رسوند به سرویس
نمیدونم چرا از همه ی دخترا و پسرایی که توی دانش
دانلود مداحی آب به خیمه نرسید فدای سرت حاج محمود کریمی صوتی با کیفیت بالا
متن نوحه آب به خیمه نرسید فدای سرت
دامن کشان رفتی دلم زیر و رو شد
چشم حرامی با حرم روبرو شد
بیا برگرد خیمه ای کس و کارم
منو تنها نگذار ای علمدارم
آب به خیمه نرسید فدای سرت
حسین قامتش خمید فدای سرت
از تو خبر دارم با دستای خونی
ـ
دانلود نوحه اب به خیمه نرسید فدای سرت از حاج محمود کریمی
ـ
زهرا وساطت کرد تو میدون بمونی
تو که پیرم کردی ای پناه من
زمین گیرم کردی ای سپاه من
پیر شد
سلام 
این روزا حسابی دارم از دست خودم حرص میخورم 
از این که میخوام همه رو راضی نگه دارم و نتیجه اش میشه عذاب دیدن خودم 
چرا اینقدر نه گفتن سخته برام ؟ چرا اینقدر من تعارفی ام اخه 
فردا مهمون دارم و هیچ کاری نکردم 
خونمون به لطف پسر مثل میدون مین میمونه 
حالا هرشبم زودتر میخوابیدا 
امشب یک و نیم خوابیده 
کلا بساطی داریم !!
خدا فردا رو بخیر کنه با این همه کار و
 
آنقدر لب ‌تشنه و معصوم بود
گریه هم می‌کرد نامفهوم بود
 
صورتی کوچک شبیه غنچه داشت
استخوانش نرم مثل موم بود
 
مادرش از تشنگی شیری نداشت
در میان خیمه‌ها مغموم بود
 
جان به قربان غریبیِ حسین
از دو قطره آب هم محروم بود
 
با سه‌شعبه طفل شش ماهه زدن
در میان کفر هم مذموم بود
 
بین دستش یک طرف جسم علی
یک طرف هم صورت و حلقوم بود
 
لالایی بخواب ای عمرم
لالایی طنّازی کن
میباره از چشام بارون
با گونه‌هام بازی کن
 
گریه میکنی بدنم میلرزه
ناله میزنی جیگرم
سلااااااااااااام سلااااااااااااام سلااااااااااااام سلااااااااااااام خوبید؟ منم خوبم!جونم براتون بگه که امروز دوازده با ماشین اومدیم بیرون و تو خیابونا یه کم دور زدیم و بعدش نگهبان موسسه. خیریه ای که همیشه می ریم اونجارو دیدیم که وایستاده تو صف اتوبوس که بره خونشون(همون پیرمرد مهربون و مودبی که قبلا تعریفشو براتون کردم یه بار) ،دنده عقب رفتیم و سوارش کردیم بردیم رسوندیمش کلی بیچاره تشکر کرد همش می گفت باید بیاین تو یه چایی بخورین بعد بری
سلااااااااااااام سلااااااااااااام سلااااااااااااام سلااااااااااااام خوبید؟ منم خوبم!جونم براتون بگه که امروز دوازده با ماشین اومدیم بیرون و تو خیابونا یه کم دور زدیم و بعدش نگهبان موسسه. خیریه ای که همیشه می ریم اونجارو دیدیم که وایستاده تو صف اتوبوس که بره خونشون(همون پیرمرد مهربون و مودبی که قبلا تعریفشو براتون کردم یه بار) ،دنده عقب رفتیم و سوارش کردیم بردیم رسوندیمش کلی بیچاره تشکر کرد همش می گفت باید بیاین تو یه چایی بخورین بعد بری
سوالی که این شب ها ذهنمو درگیر کرده اینه که می گم چرا ما از سینه زدن و فریاد زدن بر مظلومیت امام حسین علیه السلام هم خجالت می کشیم ؟
ماجرا از اون جایی شروع می شه که اکثر آدما یه خصلت عجیب و غریب دارن بنام تبعیت از جمع ، یادمه چند وقت پیش می خواستن یک طرف بلوار سپاه رو آسفالت کنن که همون مسیر مسدود شده بود ، یه سری راننده ها از اون طرف خیابون و بدون هماهنگی راهنمایی و رانندگی و یا مسئولان مرتبط سرخود از اون دست خیابون و خلاف راننده های اونوری ، را
زندگی در گرگان چگونه است؟ گرگان یکی از شهرهای بسیار زیبای شمال کشور است که شاید نامش و تمام جاذبه های زیبای طبیعیش در زیر سایه ی شهرهای استان های مازندران و گیلان قرار گرفته باشد و همه این شهر را آن طور که باید و شاید نشناسندش. گرگان مرکز استان گلستان است و در قسمت شرقی شمال ایران قرار گرفته است. اگر دوست دارید سفذی به گرگان داشته باشید با تیم گلستانیها تماس بگیریدو بهترین سوئیت اجاره ای را با قیمت های مناسب انتخاب نمایید و به گشت و گذار در گر
زندگی در گرگان چگونه است؟ گرگان یکی از شهرهای بسیار زیبای شمال کشور است که شاید نامش و تمام جاذبه های زیبای طبیعیش در زیر سایه ی شهرهای استان های مازندران و گیلان قرار گرفته باشد و همه این شهر را آن طور که باید و شاید نشناسندش. گرگان مرکز استان گلستان است و در قسمت شرقی شمال ایران قرار گرفته است. اگر دوست دارید سفذی به گرگان داشته باشید با تیم گلستانیها تماس بگیریدو بهترین سوئیت اجاره ای را با قیمت های مناسب انتخاب نمایید و به گشت و گذار در گر
زمان چقد زود میگذره
تاچشم به هم بزنم میبینم فسقلی بزرگ شده و میره مدرسه.
فعلا هیچ حس مادرانه ای نسبت بهش ندارم.
فقط حس مسئولیتی که دارم باعث میشه بهش برسم.
بعضی وقتا رفتارای بدی دارم باهاش
میترسم یه روزی مثل بعضی از مامانا یه بلایی سر فسقلی بیارم.
نمیدونم اونایی که مادرشدن هم مثل من بودن یانه!!!
 
 
 
 
بابام گفته نمیخوام با فسقلی دوست بشم
چون وقتی میرم اونجا خیلی اذیت میشم(بابام یکماه میره دیارمون مراقب مامانش باشه)
و یاد دوران جنگ میفتم(اون مو
.به خدا که پرنده شدن بهترین اتفاقه. تو همین هفته‎های اخیر که درگیر تصمیم‎گیری برای کار بودم مومن‎تر شدم به‎ش. همکارم به‎م گفته بود به جای این‎که بشینی و صرفن به گزینه‎هات فکر کنی، بشین ببین پنج سال دیگه می‎خوای کجا باشی؟ ببین میم 98 چه شکلیه؟ به خدا که من نشستم و خیلی به‎ش فکر کردم و دیدم که بهترین حالت ممکن اینه که پنج سال دیگه پرنده شده باشم. بعد پرنده شدم و رفتم توی حیاط خونه‎ی مادربزرگم، همون‎جا که پدربزرگم نشسته بود روی پله‎‎ها و
دانلود آهنگ یاد امام شهدا دل میبره کرببلا
Download Music Yade Emam va Shohada Delo Mibare Karbobala
دانلود نوحه یادو امام و شهدا سعید حدادیان پخش شده از تلویزیون
دانلود مداحی این رفیقم که میبینی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
متن آهنگ یاد امام شهدا دل میبره کرببلا
یاد امام و شهدا دلو میبره کرببلا ، دلو میبره کرببلا ، دلو میبره کرببلا
یاد امامو شهدا دلو میبره کرببلا  دل و میبره کرببلا
یاد امام و شهدا دلو میبره کرببلا ، دلو میبره کرببلا ، دل رو میبره ک
کلی هر سری بهم بر بخوره 
ناراحت بشم 
دلم بشکنه 
ولی بازم .
به درجه ای رسیدم که واقعا نمیدونم چیکار کنم 
اره قبلش باید اینو بگم "مهم نیست"
اینا که مشکل نیست و فلان و بیسال و بهمان 
اما . در لحظه ، وقتی توشم کاسه چه کنم دستم میگیرم و عالم و ادم رو مقصر میدونم و اعصابم حسابی خورده .
+ خیلی اگاهانه دارم خودمو انالیز میکنم : 
۱ ) یه اتفاقی ، یه رفتاری ، یه عملی برام گرون تموم میشه و کلی خود خوری میکنم و اعصابم سرش خط خطی میشه اما بعدش که میام از اون می
حضرات آیات عظام؛ صافی گلپایگانی، مظاهری، سبحانی، نوری همدانی و علوی گرگانی
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
ایشان در پاسخ به این سؤال که نظر حضرتعالی در مورد
اینکه ولایت مطلقه فقیه از اصول اساسی و خدشه ناپذیر اسلام است» چیست؟ فرمودند:
به نظر حقیر فقهاء جامع الشرایط در عصر غیبت حضرت صاحب الامر ارواح العالمین له
الفداء، در امور مربوطه به حفظ نظام و مدیریت جامعه ولایت دارند. و در پاسخ به این
سؤال که آیا علیرغم معصوم نبودن ولی فقیه، وی دار
- چپ یا راست
+ راست آبش تمیز تره و سایه تره
- اما چپ دنج تره
+ خب پس چپ
<کمی بعد>
- ای بابا قبلا سر جوق میکشیدند
+ روی نیمکت کمتر احساس گناه میکنه
- حتما اثرش هم بیشتره
+ لابد
<کمی بعد>
- عه عه پدر جان اینجا عاخه، اگه 30 سال پیش بود که به خاطر این جرم میگرفتندتون
+ چیکار داری خب به فکر درختاس آب کمه
- آها راحت باش
<کمی بعد>
+ همش کار دلم بود اون غریبه .
- چی شد که این اومد؟
+ به خاطر این دو تا زوجه که دارن با هم میزوکن
- آها حالا چرا این؟
+ بعضی وقتا فکر
"شاید اون هایی که خط شکن شدن تو میدون، ژنشون مثل شما زیادی مرغوب نبود. " طیب الله انفسکم.
برسد به گوش آقازاده ها:







متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
یادت هست جابر؟ صدبار گفتم نکن ننه، تو رو به خاک آقات. تن ِ اون خدابیامرز ُ توی گور نرقصون! گفتی مگه چی کار کردم؟ گفتم جزجگرگرفته، کارنکرده هم مونده؟ گفتی: ها! گفتم زهرمار! صدبار به آقات گفتم: این نطفه‌ی حیضِ، معصیتش پای ِ من. بیا این زنگوله‌ی پا تابوتُ بندازیم. مگه به گوشش رفت؟ الهی که خواب مونده بود. اول همکلاسی‌هاتُ یخه می‌کردی، گفتم ننه، نکن! بعد جف پاتو کردی به یه نعل که مردسه واسه بچه سوسلاس!: پس می‌خوای چه کاره شی؟ـ وردست میز‌رضا، شوفر.
خب اون همکلاسی میمونم هم رفت و الان راحت تر تفس میکشم. اما بدشانسی یه استاژر الاف رو آوردن کاشتن جای نگهبان غذا هم بهش دادن که ماها رو بپات. بعد این پسره ی نکبت همه اش نگاهش رو منه
مغزم از خوندن بیوشیمی رگ به رگ شده اومدم یه حالی به خودم بدم. اومدم بیرون میبینم تو سالن اصلی ملت ساکت و دوستانه نشستن دارن فوتبال میبینن! حالا من به فلسفه فوتبال کاری ندارم که یه مشت دیوونه 90 دقیقه دنبال یه توپی میدون. آقا مگه اینجا بیمارستان نیست؟ چرا همه سایلنتن؟
 
واسه روزای بی دردی که دارممیون خون تو اوج درد بودیخدا میدونه که بی تو چی میشدتو تنهایی یه لشگر مرد بودیچقدر قدم زدی میدون مین وکه من هرجا قدم میذارم امنهچجوری خاکتو دیوار بستیکه حتی خونه بی دیوارم امنه
 
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنیدکافه رگا
موزیک حمید عسگری دربارۀ شهدای مفقودالاثر  
(عنوان: 39 هفته، ترانه سرا: کاظم )
 
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


                                                         
                                     
چقدر ر
آچو گفت میدون حسن آباد سوخت. گفتم خب. گفت اون گنبد خوشگلا هم سوختن. گفتم خب میسوزن دیگه. مگه کلیسای نتردام نسوخت؟ مگه تخت جمشید نسوخت؟ همه چی یه روز میسوزه، یه روز داغون میشه، نابود میشه. چه فرقی میکنه حالا یا صد سال دیگه؟ آدما خیال میکنن اگه یه چیزی رو بسازن و تا ابد بمونه که تازه نمی مونه هم، در واقع خودشون باقی موندن. میگه خب همین مهمه دیگه. میگم کجاش مهمه؟ هزار سال نه، صد سال دیگه چه فرقی میکنه چی از کی مونده؟ هیچکس اون آدمای صد سال قبلو نمیش
عین دوش حمام داره بارون میاد، تقریبا با زاویه سی درجه نسبه به خط قائم، تند و بی وقفه می باره و آسمون را هاشور سفید می زنه. صدا از دل هیچ سگی حتی بیرون نمیاد.تنها صدای بارون است و در دوردست ها، صدای تردد ماشینها. پنجره هال بیست سانت باز است. احساس سرما بر روان من مستولی است وگرنه تا انتها باید باز می بود، دما که تفاوت نداشت.در این میان یک مرغ دریایی کسخل، بالهایش را تا منتهی باز کرده و ویراژ می رود! سرما و خیسی را نمی فهمد این حیوان!مقاله مشترک د
دوبار اسلحه دست گرفتم. یه بار سال اول دبیرستان بودم که یه کلاشینکف رو باز و بست کردم. یه بار هم سال دوم دبیرستان که از طرف مدرسه رفتیم میدون تیر و یه خشاب رو توو عرض چندثانیه خالی کردم. برای همین جنگ رو درک نمی‌کنم، مثل اون دوستم که به یکی دیگه از دوست‌هام که باباش فوت کرده بود گفت "درکت می‌کنم!" و بهش گفتم "مگه بابات فوت کرده که فوت پدر رو درک کنی؟!"من سِنسی از جنگ ندارم و تنها تجاربی که دارم برمی‌گرده به فیلم‌هایی که پیرامون جنگ دیدم (که اکثرا
دانلود مداحی جواد مقدم در صورت تو نور نبوی
شب هشتم محرم 1398هیئت بین الحرمین طهراننوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدر صورت تو نور نبویدر هیبت تو شور علویای گوهر عشق ای در صدفداری تو نسب از شاه نجفعشق و عمر بابایی ماه ام لیلاییتو کمند گیسویی تو بلند بالایییا علی علی اکبر یا علی علی اکبرافتاده به خاک جسم پسرشارباب اومده بالای سرشبا قلب غمین با قد کمونهی میگه که وای از داغ جوونگشته تو دل میدون روضه خون برا اکبرهی میگه علی ال
دانلود مداحی حسین سیب سرخی هوا گرمه و نمیاد بارون
شب هفتم محرم 1398هیأت روضة العباس (ع)نوحه واحد
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیهوا گرمه و نمیاد بارونتوی خیمه مادرت سرگردونپر از ترک لبات الهی بشم فداتشده چشمام گریونمیبینی چخبره تو میدونرو میزنه باباجون بمیره مادرلالایی بخواب یکم لالاییپسرکم لالایی ای علی اصغرمتن مداحی هوا گرم و نمیاد بارون حسین سیب سرخیچرا روی نیزه ها خوابیدیچرا به خودت علی پیچیدیوقتی تیر زد به گلوتخونی شد اون
بچه ها چرا دیگه مثه قبل نمینویسینتیرماهی جون خیلی ناراحت شدم از اتفاقی که افتاده ایشالا زودتر طلاهات پیدا بشه ولی من منتظرت هستم بیا بنویسآیلین از تو انتظار نداشتم زودی بیامژده یه خبری بده اگه اینجا رو میخونی+یه حس بدی افتاده به جونم تا یه جایی از بدنم درد میگیره همش فکرای منفی میان سراغم اینکه شوهرم کنارم نیست تشدید میکنه بیشتر شب ها این فکرای منفی هجوم میارنتنها انرژی مثبت این روزا بارونه+پنج شنبه شدید هوس بریون کردم به شوهر گفتم گفت جم
خواب دیدم تو ایستگاه متروئم. یه ایستگاه متروی معمولی نبود. شبیه چیزهایی بود که از ایستگاه‌های قطار هند و پاکستان می‌بینیم. شلوغ، آدم‌های چمدون به دست. شکل و نژاد و لباس‌های مختلف. مسجد داشت. نمازخونه داشت. و خیلی طول کشید تا به این ایستگاه برسم. سوار ماشین بودیم. فائزه پشت فرمون بود. مامان صندلی عقب و من جلو. من داشتم موز می‌خوردم و پیاز. :| رسیدیم به میدون، راه رو به خاطر یه گودالی، انگار که برای فاضلاب، عوض کردن. از مسیر دیگری ادامه دادیم. رس
علی آقای منه منم غلام علی


علی
آقای منه منم غلام علی
خدا
هم حتی شده عاشق نام علی
الله
اکبر الله اکبر ، بَه بَه عجب دلچسبه اذونت
اَشهد
اَن علی ولی الله رو میخونی تو با کل وجودت
هر
کی حلااده بود ، به علی دل داه بود
قرعه
ی من از ازل به نامش افتاده بود
علی
اکبر ای نَسَبت از علیه
این
نحوه ی ضربه زدنت از علیه
شاگرد
عباسی علمت از علیه
.
مدد علی اکبر ، مدد علی اکبر .
عشق تو لَم یزلی ، به خدا بی بدلی
زدی به میدون جنگ طوفان به پا شد علی
وقت رجز میگی أنا بن
از گرمای هوا فراری،نشسته بودیم طبقه‌ی پایین خونه‌ی خاله و داشتیم هندوانه می‌زدیم بر بدن که موبایل بابا زنگ خورد.
از حرفای بابا و آدرس دادنش معلوم بود که قراره چند نفری به جمع‌مون اضافه بشن. اما نکته‌ اینجا بود که بابا داشت فارسی صحبت می‌کرد و این نشون می‌داد که مهمون‌ها از اقوام نیستن.
بابا که تا میدون اصلی شهر آدرس داده بود، تلفن رو قطع کرد و گفت آقای الف. بود.(۹۰ درصد افرادی که من می‌شناسم فامیل‌شون با الف شروع میشه :دی) بعد هم بلند شد ک
میخوام یکم حرف بزنمخیلی جالبه اینو تقریبا دوست های نزدیکم میدونن که من قراره 18 اردیبهشت بمیرم.به این قضیه کار ندارم .به اینم کار ندارم که این روز دقیقا وسط فاصله تولد دو تا از دوستامه اونم به فاصله 4 روز اینور اونور.چیزی که مهمه اینه که من حسش نمیکنم اون روزو و خوب خواستم که بگمش.انگار اصلن هیچ 18 اردیبهشتی رو به چشم ندیدم یا  حس نمیکنم که عه امروز 18 اردیبهشته و این حرفا حتی اگه ادامس توت فرنگی هم بخورم نمیفهمم که ادامس توت فرنگی با اونهمه تقدس
امروز یکشنبه است صبح کلاسمو نرفتم و به مامان دروغ گفتم
یه جورایی انگار روم نمیشد برم حتی نمیدونم چرا انگار هشت صبح بیشتر تو چشم باشی!!!!!
هیچ وقت شب قبل شروع چیزی خوابم نبرده پونزده ساله اول مهر استرس میگیرم ،وقتی استرس میگیرم و میتسم دست خودم نیستم نه میفهمم چیکار میکنم نه میفهمم چی میگم و دورم چه خبره دیروز افتضاح شد حس میکردم تقی زاده به منه که داره میخنده روم نمیشد تو چشم استاد نگاه کنم داشتم دروغ میگفتم و کل کلاس میدونستن دارم دروغ میگم ب
دانلود مداحی محمود کریمی کی نفسی داره تو گلو
شب تاسوعا محرم 1391هیأت رایة العباس (ع)نوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیکی نفسی داره تو گلوکی میشه با بابا روبروکی میتونه بگه با رباببابا داره میاد بی عمو بی عموچشای بابا پر از خونهکی گفت که عمه گریونهعمه دیگه بیارید خلخالا روآی دخترا ببندید معجرا رورو معجرا ببندید چادرا رووا کنید گوشواره ها روچرا روی لبا زمزمه استرو لب همه یا فاطمه استچرا بابا قدش خم شدهمگه عمو هنوز علقمه است ع
هوالرئوف الرحیم
اول که عیدمون مبارک. که چه عید با صفایی. ما هم امروزمون رو با ماچ و بوسه ی سادات داخل خونه شروع کردیم و الحمدلله که محب علی و اولاد علی علیهم السلام هستیم.
بعد یک صبحانه ی کامل و رفتن برای خرید.
بهترین زمان ممکن رسیدیم. راحت. با جای پارک خوب. تا وارد میدون هم شدیم آیه ی نور داشت از بلندگوی مسجد پخش می شد و برام نوید خرید خوب رو داد.
تو اولی نه دومین مغازه، دوتا مانتوی م پیدا کردم و اینگونه عیدیمونم از آقامون گرفتیم و برگشتیم خون
در هر شهری که پا می گذاریم همیشه یک سری محله ها و خیابان ها هستند که از بقیه معروف تر هستند و هر کدام راسته و زمینه کاری خاص به خود را دارند که امیر در مورد گرگان نیز مستثنی نیست . شهر گرگان که نزدیک به دو دهه قبل به مرکز استان گلستان تبدیل شد مسیر پیشرفت را در پیش گرفت و جمعیت بیشتر و ساخت و سازهای بیشتر را در پی داشت و به طبع شاهد شکل گیری خیابان های جدید در گوشه و کنار شهر بودیم . از قدیمی ترین و به نام ترین خیابان های گرگان , خیابان امام خمینی وا
خیلی رک و صادقانه بگمآموزشی دوران سختیه. پس با آمادگی ذهنی کامل از یک دوران سختشامل هر روز بیدار شدن ساعت ۵ و نیم - هر روز چند کیلومتر دویدن بدون توقف و ورزش توی میدون صبحگاه ، دوری از خانواده ، شب خواییدن توی آسایشگاه روی تخت های شخمی ، تو مخی های فرمانده و افسر آموزشتون ( تو مخی یعنی با حرف و لحن تند نظامی استرس ایجاد کردن)و غذا و خیلی چیزای دیگه که سخته.اینا رو نگفتم که بترسیخواستم روشنت کنم که قرار نیست بری هتل و قرار نیست ناز و نوازش بشی.
خب. حالا که حالم بهتر شده بریم سراغ آنچه گذشتِ این مدت!
روز اولی که رسیدیم مشهد یه تیکه کاغذ دستمون بود با کلمه "شعبه ۵" که هییییچ کس نمیدونست کجاست! حتی به ۱۱۸ زنگ زدم و خواهش کردم به جای شماره تلفن بهم آدرس بده! که گفت چیزی به عنوان شعبه ۵ ثبت نشده! ساکا رو گذاشتیم امانات و باز شروع کردیم پرسیدن آدرس. پنج شیش تا خیابون مختلفو آدرس دادن! :/ بالاخره تو کلانتری ترمینال یکی پیدا شد که آدرس دقیق رو میدونست. 
اسنپ گرفتیم. به راننده اسنپ گفتیم ما دقی
در تاریخ ۳۱ فروردین ۹۸ دوره ما پایان یافت! واقعا دوره طلایی بودیم! ۲۰ روز تعطیلات عید!الان هم ۱۰ روز مرخصی پایان دورهدر روز ۳۱ فروردین صبح همه رو به خط کردن و چهار بند و فانوسقه سریع بستن بچه ها و رفتن مراسم تحلیف!هوا سرد بود و باد میومد اما با این وجود مراسم در میدون صبحگاه برگزار شد! تقریبا دو ساعت مراسم تحلیف طول کشید، از ساعت ۹ تا ۱۱که شامل سخنرانی ، معرفی سربازای برتر ، اعطای نمادین سر دوشی و اجرای گروه مارش پادگان بوددر تمام این مدت بقیه
دانلود مداحی حسین سیب سرخی به چادر خاکی اومدم بدم قسمت
شب چهارم محرم 1398هیأت روضه العباس (ع)نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیبه چادر خاکی اومدم بدم قسمتجوونای من میشن مدافع حرمتبرات دوتا حیدر آوردم دوتا علی اکبر آوردمتوو لحظه های سختی که زینب هستاگر بخوای مرد میدونم تاپای جون باتو میمونمغمت نباشه وقتی که زینب هستسلام سالارم سلام ای سرورسلام ای یارم سلام همسنگرحسین ای جانم حسین ای جانمسلام ای زخمی سلام ای عطشانسلام عشق
۱. انگار اینجا دور زدن قانون ممکن و راحتههم خیلیها دارن کار غیر قانونی میکنن و هم اینکه پریروز صاحبخونه به من گفت من دلم نمیخواد مستاجر امریکایی داشته باشم چون اونا خوب همه قوانین رو بلدن و دردسر درست میکنن.
۲. اینجا پلیس خیلی قدرت داره.یعنی حتی به بهونه احساس خطر کردن هم حق تیر داره.وقتی پلیس به شما ایست میده باید بدون حرکت واستی.مثلا اگه بخوای از ماشین پیاده شی بدون اجازه گرفتن, پلیس میتونه شلیک کنه و بگه احساس خطر کردم.
۳. اینجا حق هم
دانلود مداحی جواد مقدم از روی تل تورو نگاه می کردم
شب پنجم محرم 1398هیئت بین الحرمین طهراننوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیاز روی تل تو رو نگاه میکردمببین منم شبیه تو پر دردمدستای من تو دست عمه ست امادنبال یک راه فرار میگردمتورو بی و یار و تنها دیدمپیش اشکای زهرا دیدمهمه سمتت هجوم آوردنتورو زیر لگدها دیدممیدیدم چقده شلوغه توی گودالمیدیدم مادرت فاطمه رفته از حالعمو حسین عمو حسین عمو حسین عمو حسینمتن مداحی از روی تل تو رو
پرواز کردم سمت پی ویش وقتی دیدم بعد یک ماه عان شده و تو گروه زده استرس دارم
همه حرفایی که دوست داشتم پنجشنبه شب بشنوم و بهش گفتم
پره استرس بود
دلم میخواست بغلش کنم بگم لطفا مشخص کن شیرینی من و پیتزای من و به مناسبت رتبه زیر هزار شدنت کجا قراره بدی
استادای کلاس
من و همه
تقریبا رتبت و حدس میزدیم وقتی سوال و نخونده جواب تست و رو هوا میزدی
سخت کوشیت و تلاشت و بلند پروازیت واسه درس خوندن و سیر نشدنت از تست زدن همه و همش واسه هممون واضح و مبرهن بود و و
پرواز کردم سمت پی ویش وقتی دیدم بعد یک ماه عان شده و تو گروه زده استرس دارم
همه حرفایی که دوست داشتم پنجشنبه شب بشنوم و بهش گفتم
پره استرس بود
دلم میخواست بغلش کنم بگم لطفا مشخص کن شیرینی من و پیتزای من و به مناسبت رتبه زیر هزار شدنت کجا قراره بدی
استادای کلاس
من و همه
تقریبا رتبت و حدس میزدیم وقتی سوال و نخونده جواب تست و رو هوا میزدی
سخت کوشیت و تلاشت و بلند پروازیت واسه درس خوندن و سیر نشدنت از تست زدن همه و همش واسه هممون واضح و مبرهن بود و و
دانلود مداحی محمود کریمی دیگه واسه چی بمونم
محرم 92نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدیگه واسه چی بمونم حالا که تو بی سپاهیتو رگام می جوشه خونم حالا که تو قتله گاهیمن عازم میدونم نمی تونم که بمونمخودمو تو گودال به عمو جونم می رسونمضربان قلب من یا حسن یا حسینآسمونا هم میگن یا حسن یا حسینعمو حسین عمو حسین ببین بریده نفسمعمو حسین عمو حسین زنده بمون تا برسممتن مداحی دیگه واسه چی بمونم محمود کریمییه تنه زدی به میدون پسر تو
دانلود مداحی جواد مقدم این هیبت شاهانه این جرات جانانه
شب تاسوعا 1397هیئت درب شازده شیرازنوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیاین هیبت شاهانه این جرات جانانه این صورت مردانهاین مرد که شهرت به علمدار دارهقطعاً نسب از حیدر کرار دارهدریا دریا قامت رعنا پرچم بالا جانم سقااسمش قمره مه قدرتمندهسربند یا زهرا به سر میبندهاینجوری که میره توی میدون یعنیحتماً دو سه تایی در خیبر کندهیا اباالفضل یا اباالفضل یا اباالفضلطوفانی طوفانی
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه تو چشمای اهل حرم زنده شده یاد حسن
شب ششم محرم 1398هیأت ریحانه الحسین (ع)نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیتو چشمای اهل حرم زنده شده یاد حسن قیامت وقت وداع پاش و شاخ شمشاد حسنمادرش دور سرش عمامه میبنده براش از چشاش معلومه که میخاد بره پیش باباشبا صداش وقت رجز زمین میلرزه زیر پاش بوسه به جای باباش میزنه به روش اباالفضلوای که چقدر عزیزه برای عموش اباالفضل میخاد که توی کربلا به پا کنه جنگ حملچه یکه ت
آنچه گذشت .
خب !
تقریبا یک سالو . یک ماهو. بیست رووووز! از زمانی که تصمیم داشتم یه وبلاگ "آموزشِ برنامه نویسی" درست کنم گذشت ! 
تا بلاخره موفق شدم امشب! این کارو انجام بدم (:
تو این مدتی که سپری شد و من موفق نشده بودم این وبلاگو بزنم، کلی اتفاقات جالب افتاد و تجربه های خوبی بدست اومد (:
شاید . اگر قرار بود پارسال این وبلاگ تاسیس بشه، اسمش اسمی که الان هست نمی بود .
و شاید مطالب اش درباره انگولار نمی بود .
 
راستش من پارسال تصمیم داشتم وبلاگی
 
دانلود آهنگ جدید ارث اجدادی (ورژن جدید) از رضا یزدانی همراه متن آهنگ
 
 
متن آهنگ ارث اجدادی از رضا یزدانی
تو تمام ِ ، سهمم از دنیاییخاک تو خونه ی، اجدادیمهسندت ، خورده به نامم دیگهاین همون جوازهآزادیمهپُره زخمنهترکشو خمپارستهر وجب از خاک ِ ، خوزستان ِتوی ذهن ِ جنگلا سبزه هنوزخاطرات ِ میرزا کوچک خان ِ
دانلود بازی اندروید
شعر آهنگ جدید رضا یزدانی ارث اجدادیچهل ستونه توئهباعث میشه که نریزه سقف دنیا پایین
سمی کالن
واسه تو جونمونم میدیم ماعش
سخنرانی، کتاب، جلسات مختلف هی میریم میخونیم ذهنمون شده انباری از کلمات و جملات اخلاقی  
توی موقعی که همه چیز سر جاشه نه کسی عصبانیت میکنه نه از چیزی ناراحتی نه کمبودی داری روال عادی زندگیت خوبم به کار میبندی خوش اخلاقی، سعه صدر داری  حرفای قشنگ میزنی 
اما هنر اینه که توی اوج سختی این ها رو به کار ببندی 
چند سال پیش  یه دوست قدیمی رو دیدم از زندگیش برام گفت از سختیایی که بعد از ازدواج براش به وجود اومده با تمام توسل و توکل و به قول خودش در نظر
همه ما در میان این همه غوغا و خبر، دنبال اندکی آرامشیم. می‌بینید که موج روزانه و بلکه ساعتی اتفاقات و خبرهای خوب و بد چه با ذهن و دل ما می‌کند. آدم عاقل باید برای خودش خلوت و فراغتی ایجاد کند تا در پرتو آن روح و جانش را پالایش و تطهیر نماید؛ و الا موج و هجمه اتفاقات و مشغله‌ها خراب و افسرده‌مان می‌کند.
کتاب یکی از آن آرامش دهنده‌هاست. کتاب خوب آدم را سرحال و سر ذوق می‌آورد. اگر آن کتاب را نویسنده خوبی نوشته باشد و یا شرحی از حیات طیبه آدم خوبی
سلام
-کتاب شرمنده نباش دختر ریچل هالیس رو تموم کردم و باید بگم بطور کل کتاب خوبی بود، مخصوصا برای کسانی که میخوان کسب و کاری جدید راه اندازی کنن یا از خیلی چیزها میترسن، از نه گفتن، از مثل دیگران نبودن و فکر میکنن که این نقطه ضعف محسوب میشه، خلاصه خیلی کتاب مفیدیه، خوندنش ارزشمند بود برام.
- از امروز هم شروع کردم کتاب "چگونه شخصیت سالم تر بیابیم" اثر دکتر وین دایر و صد البته با ترجمه بدرزمان نیک فطرت رو بخونم، در واقع قبلا تا نصف کتاب خونده بود
 
پاییز برسه و من دلم نخواد غروباشو ببینم؟ پاییز برسه و من ۱۹ روز میدون شهرداری رو ندیده باشم؟ پاییز برسه و من تو خیابون حافظ و باغ محتشم قدم نزده باشم؟ پاییز برسه و من دلم نخواد بارونش خودشو به رشت برسونه؟ پاییز برسه و نخوام لباس‌ها و عادت‌های پاییزهای سال‌های پیش رو از چمدون بیرون بکشم؟ روسری نارنجی؟ شال گردن قرمز؟ نیم‌بوت زرشکی؟ کیک پرتغالی؟ چای آخر شب؟ انار باغ مادربزرگه؟ پاییز برسه و این همه بی‌اثر باشه؟ این همه بی‌معجزه؟ این همه د
 دیروز بین زالوهای خیالی که سلول های مغزیمو میخوردن یاد مکالمه ای افتادم که چند ماه قبل با مامان داشتم . یادم اومد مامان گفت الان پسرها دنبال دختر های شاغل ان . گفتم خداروشکر که شاغل نیستم تا آدم های طماع و سطحی جذب ما بشن  . گفتم همون بهتر که مورد مناسب اینجور ادم ها نیستم . دیروز با خودم این حرفهارو مرور کردم و اروم گرفتم . من اون روز که داشتم این حرفهارو میزدم نمیدونستم که ممکنه یه یه . همچین ادمی انقدر سطحی باشه . نمیدونستم یه مرد با این شخص
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

آثار و آرای دکتر عبداله صلواتی داکت اسپلیت شمافایل بانک مشاغل ساختمانی خانه سونی فاطمه الزهرا مکتب ساعی پایگاه تحقیقاتی وصایت سنجش کلاله ب