این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

نتایج جستجو برای عبارت :

يل مال ايرون شونه

دانلود آهنگ یل توی میدون شونه عشق گلستون شونه دانلود اهنگ جواد نکایی یل یل میدون دانلود اهنگ یل یلون در انه جواد نکایی دانلود آهنگ یل یل میدون یل مازرون اهنگ عماد پاکمنش دانلود آهنگ یل یل میدون شاه مازرون اهنگ یل یل ایرون شونه گرگانی میدون شونه دانلود اهنگ یل یل میدون شاه مازرون مهران قربانی جواد نکایی یل یل بازی گرگان پیمایش صفحه 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحهٔ بعدیدانلود آهنگ جدید
، زیادی بزرگ و خشن بود ولی
به هر حال ازش استفاده میکردم. چند وقت پیش رفتم سفر، از سفر که برگشتم
دیدم شونه نیست. توو اتاق هتل جا گذاشته بودمش. رفتم یه شونه دیگه خریدم،
این یکی خیلی بهتر بود خوش دست بود اندازه اش مناسب تر بود خیلی از خریدش
راضی بودم.چند روز پیش که کوله پشتیمو می گشتم شونه قبلیم توو یکی از
جیباش پیدا شد، یه نگاهی بهش انداختم: بد شکل تر و نامناسب تر از قبل به
نظر میومد. با خودم فکر کردم اگر این شونه گم نشده بود ازش همچنان
استفاده
برای همدردی و دلداری باید این جمله ی کلیشه ای رو انداخت دور:درک میکنم.هیچکس نمی تونه درد یکی دیگه رو درک کنه،هر کسی به نوبه ی خودش،دردش متفاوته.اگر می خواین یکی رو دلداری بدین،فقط بشین گوش و شونه.چون یک آدمی که درد داره،برای همدردیتون،میشه پرحرف ترین آدم و بی تکیه گاه ترین بشر.
اگه می‌خواید عکسهای عالی بگیرید؛ یا توی یه مراسم رسمی، خوب و حرفه‌ای به نظر بیاید، باید ژست گرفتن رو بلد باشید. یک ژست خوب به شما اعتماد به نفس و قدرت میده. حالت کلی بدن شما، چجوری قرار گرفتن دستهاتون و حالات صورتتون، سه فاکتور اصلی یک ژست خوبه. توی این مقاله قصد داریم ژست های مردانه برای عکاسی رو باهم بررسی کنیم. ژست عکاسی آقایان کاملا با خانم ها متفاوته. میتونید صاف بایستید و یا به چپ و راست خم بشید. قدم زدن یا تکیه دادن کنار دیوار، دو تا از
ته مله سنگتراشون
ته گیسو افشون افشون
اگه بوه صد تا خون
دیگر نمبه ته مله کیجا نمبه ته مله
 
خداوندا مه دل هوایی شونه، دیگر نمبه ته مله
مه یار امشو انا صواحی شونه، دیگر نمبه ته مله
الهی من صواحی ره نوینم، دیگر نمبه ته مله
بال به گردن جدایی ره نبینم، دیگر نمبه ته مله
ادامه مطلب
   به مامان بچه گفتم این پماد رو روزی سه بار بزن روی زخم صورتش. کارم که تموم شد مامانه گفت خانم دکتر میشه بهش بگین نره توی افتاب؟ منم گفتم نباید بری عزیزم نگاه چقدر سوختی اینطوری جای زخمت بیشتر می مونه! بچه اصرار که نسوختم. منم که کوتاه نمیام اصلا، استین تی شرتش رو میزنم بالا که مثلا سفیدی شونه و بازو اش رو نشونش بدم، منتهی سرکنگبین بدون اطلاع قبلی، صفرا فزود و میبینم بازو و شونه و کلا همه جاش سبزه ی سیر بود. اوپس.
۱. یه آدم خفن خارجی از یه چیزی ناراحت بود.من اومدم بهش آرامش و اعتماد به نفس بدم و بگم "شما آدم خیلی خاص و متفاوتی هستی و پیدا کردن دوستی مثل شما برای دوستاتون سختهبرای همین کسی که شما رو دوست داره تمام تلاششو میکنه که شما رو از دست نده."
این طوری شروع کردم که you are not a normal person!
یعنی شما آدم نرمالی نیستی.
چشماش گرد شده بود که بگه خودت نرمال نیستی
اما سریع ادامه دادم که مثل شما کم پیدا میشه! 
این شد که آروم شد و فهمید زبانم خیلی عالیه و تقصیری ن
ونوشه گل بن، لیلی جانا خنده نکنده، لیلی جانا خنده نکنده
ته بوردن جا ممرض، لیلی جانا خشک هایته داره، لیلی جانا خشک هایته داره
گندم شه گیشه ره، لیلی جانا شونه نکنده، لیلی جانا شونه نکنده
برو برو بهار وارش
لیلی جانا راه دره مه چش
دانلود اهنگ به موهات رنگ شراب میزدم به چشات سرمه ناب میزدم 
دانلود اهنگ قدیمی و خاطره انگیز کورس سرهنگ زاده با اسم به موهات رنگ شراب میزدم به چشات سرمه ناب میزدم با بهترین کیفیت همراه با متن در مجله اینترنتی  آوای بوف
متن ترانه به موهات رنگ شراب میزدم به چشات سرمه ناب میزدم 
 
236 Likes, 22 Comments - Mohammad (@mandir55) on Instagram: “به موهات رنگ شراب میزدم به چشات سرمه ناب میزدم گیساتو رها شده رو شونه هات مثل آبشار طلا .
به شدت آغوش معشوقه ی هیتلر
از صبح آهنگ " شونه به شونه " رضا صادقی رو گذاشتم رو دور تکرار. 
سردرگمم. رشته‌مو دوست دارم، ولی علایقم به این محدود نمیشه. نمیدونم باید صبر کنم دکترامو بگیرم بعد برم سراغ بقیه چیزا، یا اینکه از الان شروعشون کنم کم کم. 
دو تا زمینه‌ی اصلی علاقه‌م تدوین و طراحی صنعتیه. اگه بخوام تازه نویسندگی رو فراموش کنم. :((( پول ندارم اونقدی که بتونم کلاسای خصوصیشونو شرکت کنم، یا تجهیزاتشونو خودمو بخرم، و اصلاً زمان برای وقف کردن براشون ندارم. :( 
میم میگه کا
کتاب تو را خدا آفریده: بچه ها را با شگفتی های آفرینش آشنا کنیم.
 
کتاب تو را خدا آفریده : مهرانه جندقی شاهی، نشر زائر
معرفی:
تا حالا شده باد و آب و خاک و آتش و خورشید حرف بزنن و صداشونو بشنویم؟کتاب تو را خدا آفرید که بر اساس آیات قرآن کریم نوشته شده به توضیح و تشریح عوامل هستی و نقش و جایگاه آن ها در خلقت می پردازد آن هم از زبان خودشان، و در آخر هر موجود به اینکه آفریده شده توسط خداوند مهربان است اشاره دارد و در آخر آیه قرآنی در رابطه با آن مخلوق آو
بسم الله
مسواکشو زد
وضوشو گرفت
موهاشو شونه کرد
لباساشو پوشید
جوراباشو پاش کرد
انگشتر و ساعتشو انداخت
کیفش قرمزشم انداخت روی شونه اش
مقنعه یاسی اش رو سرش کرد
چادر گل گلیش رو هم سرش کرد
کتاب دعاشو گرفت دستش
انگار واقعا رفت مهمونی
پخش مستقیم حرم امام رئوف (ع)
از اول تا آخر دعا
تنها جمله ای که بلد بود رو زمزمه کرد:
سبحانک یا لااله الا انت
الغوث الغوث
خلصنا من النار یا رب.

پ.ن:
یا رازق طفل الصغیر
میدونم که این دستای کوچیکی که امسال سال اولی بود که ب
امون از چشم های تو از این زیبای خواب آلودندیدن کی تورو میخواست ندیدن عاشقت کی بودتحمل یعنی اینکه تو بفهمی معنی دردونمیدونی چه چیزایی بهم میریزه یه مردوتوی موهات غرقم کن تو این امواج طوفانیمن از تو عشق میخوام و نوازش های طولانیدوباره شونه های تو دوباره های های منچه جای خوبیه آغوش برای درد های مندوباره شونه های تو دوباره های های منچه جای خوبیه آغوش برای درد های من
تورو جای همه میخوام تورو جای همه دارم
شاید واسه همینه که من از تو واهمه دارممن
دوباره سُر خوردیم تو سرما. باران می‌بارید امروز نم‌نم و سرعت وزش باد ۳۷ کیلومتر بر ساعت، و همان عامل اصلی سرمای استخوان سوز اینجاست، باد سرد شدید :-| رسیدیم کنار بوته تمشک پارک همیشگی، باقیمانده تمشک‌ها از سرما خشک شده بودند، نگاه لیلی مانده بود روی تمشک‌های خشک شده. کلی گشتم در بوته، بالا پایین و برای لیلی می‌گفتم که فصل تمشک تمام شده جانِ مامان که یک دانه تمشک دیدم، هورا :) یه تمشک آبدار سیاه زیر یک برگ در امان بود از سوز سرما. شد برای
یه پنجره با یه قفس یه حنجره بی هم نفس
سهم من از بودن تو یه خاطرس همین و بس
تو این مثلث غریب ستاره ها رو خط زدم
دارم به آخر میرسم از اونور شب اومدم
یه شب که مثل مرثیه خیمه زده رو باورم
میخوام تو این سکوت تلخ صداتو از یاد ببرم
بذار که کوله بارمو رو شونه ی شب بذارم
باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم
داغ ترانه تو نگام شوق رسیدن تو تنم
تو حجم سرد این قفس منتظر پر زدنم
من از تبار غربتم از آرزوهای محال
قصه ی ما تموم شده با یه علامت سوال
بذار که کوله بار
بین تموم این سالای دوست داشتنش،  تنها باری که یه حس ملموس و بکر رو تجربه کردم، وقتی بود که اولین بار کنارش یه خیابون بلند رو قدم میزدم، غرور مردونه فوران می کنه وقتی بهترین پیرهنتو که فکر می کنی خوشتیپت می کنه :)) پوشیدی و شونه به شونه ش یه خیابونو قدم میزنی و موقع حرف زدنش به لبهاش خیره میشی، ولی اصلا حالیت نیست چی داره میگه. چون تو ذهنت فقط داری با فخر فروشی تمام به مردم فکر می کنی که میدونی تو رو کنار جواهر نابی مث اون می بینن و به به و چه چه می
دانلود نوحه محمود کریمی اون که شب میومد تک و تنها
Download Nohe Mahmood Karimi On Ke Shab Miomad Tako Tanha
دانلود نوحه روی دوشش نون و خرما از حاج محمود کریمی
اون که شب میومد تک و تنها روی شونش نون و خرما
دانلود آهنگ یتیما با ظرف شیر محمود کریمی
برای دانلود مداحی به ادامه مطلب مراجعه کنید …
تکست و متن اون که شب میومد تک و تنها
یتیما با ظرف شیر یتیما با ظرف شیر
ساکتند و سر به زیر ، ساکتند و سر به زیر
غم رو شونه هاشون ، اشک چشماشون روی گونه هاشون
ناله می کنند از غم باباشون
خدا دانلود آهنگ جدید ماکان بند  دانلود آهنگ جدید ماکان بند به نام خدا با کیفیت بالا  Download New Music By Macan Band Called Khoda با متن + بخش آنلاین و دانلود مستقیم
متن آهنگ ماکان بند خدا
وقتی حالم بد بود خیلی چیزا داشتم کمبود هیچکسیم دورم نبود دستمو گرفتی چه زود
وقتی همه پسم زدن شروع کردم قدم زدن تو خلوت خودم بودم و میخواستم بگیری جونمو
گفتم خدا خودت بیا و دستتو بذار رو شونه هام آروم بشم
چرا اینجورین باهام این آدمای توی شهر انقده پس زدن منو تا از همشون دور بشم
خستگی.
فکر کنم هفته پیش بود که داشتم تند و تند قسمت‌های فصل سوم سریال stranger thingsرو میدیدم که با خودم فک کردم شاید بعضی وقتا آدما به یکی مثل شخصیت الون نیاز دارن تا خستگی رو از درونشون دربیاره همون طوری که الون اون موجودات رو از درون ویل درآورد البته این تیکه مال فصل دوم بود.بگذریم.مثلا میشد ادم سرشو بزاره رو شونه یکی دیگه بعد خستگیاش سر بخورن و از سرش بیان رو شونه طرف و از اونور بریزن زمین و تموم بشه بره.قبلش خستگی رو بیاید تعریف کنیم.خستگی مان
دلم خوش بود خانوادم خانواده کنترل گری نیستندلم خوش بود رشته م خوبهدلم خوش بود طراحی میکنم و بهش علاقه دارم حالادر مورد خانوادم اشتباه میکردمبا تمام وجود از کارم متنفرمو فک نکنم موفق بشم بخاطر درد شونه هام طراحی رو ادامه بدمدلم به چی خوش باشه الان؟
شنبه‌ای که گذشت رفتم موهامو زدم.حدود ۱۰ سانت دیگه میخواست برسه تا کمرم.رفتم آرایشگاه همه میگفتن چرا داری میزنی.اما نمیدونن که شستنش،خشک کردنش،شونه کردنش اونم وقتایی که عجله داری و همون موقع قانون مورفی هم داره جلو چشمت رژه میره چقد عذاب آوره.ولی خب من بیشتر بخاطر ریزشش زدم.هر بار شونه میزدم کلی مو به شونه میچسبید میدیدم حرص میخوردم.اصلا این حرص خوردن باعث تسریع ریزش موهام شد. -_-
حالا بابام میگه حالا که موهاشو زده یه روز میبرم به صاحبکارم نش
مگه چن روزه کُلِش؟:)بلند شو یکم موهاتُ شونه کُنِش.یِ آبی بِ سروروت بزن.انقد غریبگی نکن تو خونه خودت:)اصن بلند بلند بخندبدون اجازه ی هیشکی تو شهر بچرخ:)چون خانومی صداتُ نَبُر.هر حرفی داری تو جمع بزن.لآقل خودت هوایِ خودتُ داشتع باش.#پروردگار_قلم
مگه چن روزه کُلِش؟:)بلند شو یکم موهاتُ شونه کُنِش.یِ آبی بِ سروروت بزن.انقد غریبگی نکن تو خونه خودت:)اصن بلند بلند بخندبدون اجازه ی هیشکی تو شهر بچرخ:)چون خانومی صداتُ نَبُر.هر حرفی داری تو جمع بزن.لآقل خودت هوایِ خودتُ داشتع باش.#پروردگار_قلم
تماس گرفت. دلم براش تنگ شده . سه هفته ست ندیدمش. تا صدای ترکیدن بغضم رو شنید بچه ها رو سپرد به همسرش اومد خونه ما. باهم قدم زدیم.تصویر سایه ش رو روی زمین که می دیدم دلم میخواست سایه ش رو بغل کنم و ببوسم.
هانیه فرشته ی شونه ی راست من هست. تیکه ی خداگون و نورانی من.
داره میشه سه شب که از حموم اومدم و موهامو شونه نکردم، اصلا کلیپسی که اون روز در همون حالت پریشون و خیس زدم همونه فقط گاهی همون محلش یکم باز میکنم فشار میدم محکمتر میشه سرجاش:)چون فکر میکردم میرم پیشش.دلم میخواست با بوی شامپو برم، همیشه همینجوری میرفتم  
دلم میخواد باهاش برم کوهنوردی . بعد اون جلوم تفنگ بادیش رو شونه اش باشه منم خسته هر چی سریع برم بهش نرسم . ولی وقتی برسم ببینم ی جوجه تیغی برا شام گرفته :)* ولی میترسم تفنگ ببریم از محیط زیست بیان دست گیرمون کنن ببرنمون زندان یا اشتباهی بهم شلیک کنیم  تازه واژه تفنگ خودش برام ترسناکه 
موضوع انشا: آسمان شب
تاریک شدن زودتر از حد معمول تو زمستون اخرش کار دستمون میده ، اینو من به دوستم گفتم یکم همدیگرو نگاه کردیم شونه هاش رو بالا انداخت گفت:حالا که چى! ما که هر روز اومدیم و تا اخراى شب موندیم چیزیمون نشد
ادامه مطلب
دهنم مزه‌ی استفراغ و خون گرفته. مثل اون روز که محکم زدی تو دهنم. مثل اون روز که از درد بالا می‌آوردم. مثل اون روز که دستات شونه‌هامو ت میداد و اسممو صدا میزد و من تو رو دور و سیاه می‌دیدم. دورتر و سیاه‌تر. نقطه و سیاهی مطلق.
امروزم با دیدن آخرین پستت مزه‌ی خون پیچید تو دهنم. بیا یه بار دیگه در جواب حرفام با عشق بکوب تو دهنم.
هاجر آدم نمیشه.
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه موهامو شونه کنید داره میاد بابام
شب سوم محرم 1398هیئت ریحانة الحسین(س)نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیموهامو شونه کنید داره میاد باباممیاد منو ببره میدونه چه قدر تنهامبیا که خسته شدم بابا فقط تو رو می خوامنیومدی بال و پرم سوختتو کوچه ها موی سرم سوختانقده دلتنگ تو بودمبرام دل اهل حرم سوختدردای من دوا نمیشهچشای بسته وا نمیشهعمه برام غذا آوردهاما اینا برام بابا نمیشهشب تا سحر خدا خدا می کنمبا گ
سلام
آیا درسته که همه پسرها از دخترایی که استخون بندی درشت دارن، بدشون میاد؟، من واقعا از این بابت اعتماد به نفسم رو کامل از دست دادم. مخصوصا اینکه جایی که من هستم یعنی دخترانی که دور و برم هستن اغلب ظریف و کوتاه هستن .
هر کی منو میبینه اظهار نظر میکنه، نمیگم حرف بدی میزنن ولی حس خوبی نمیگیرم، شایدم زیادی حساس شدم، شاید هم چون حس خیلی بدی به اندامم دارم برداشت منفی میکنم، چند وقت پیش یکی از همکلاسی هام بهم یه چیزی گفت که خیلی ناراحت شدم کلیت حر
پایان نامه ازون مقوله هاییه که تمام انرژی آدم رو میگیره. 
برای مثال
استادم زبون آدم رو درک نمیکنه. به زبون دیگه ای حرف میزنه. یه کد نوشته اونو داده به من. بعد نتایجی که با کد من میگیریم با ننتایجی که ایشون تو کامپیوتر خودش میگیره زمین تا آسمون فرق داره. بعد شونه میندازه بالا میگه من نمیدونم!! پس عمه م بدونه؟ گرفتاریه بخدا.
 
 
 
از دیشب تصمیمِ کبری گرفتم که دیگه قوز نکنم چون چشمم به نیم رخم توی آینه افتاد و فهمیدم که ریدم و داره کمرم همون حالتی شکل میگیره واقعن و کتفامم به سمت داخل خمه . خلاصه از دیشب خیلی زندگیم سخت شده . خیلیا . همش تو عذابم ینی ! بجز وقتایی که دراز می‌کشم بقیه ی موقع ها واقعن احساس بگایی ای دارم . مث چوب خشک خودمو صاف می‌کنم و شونه هامو باز می‌کنم و دردم میاد واقعن :| نمی‌دونم چقد طول می‌کشه عادت کنم
 
در اتاقو باز کردم
امیرعلی جلوم بود،
چشام گردو شد.
بابا نگام کرد گف:دخترمو ترسوندی!
دخترمی ک گفت فرق داشت
ترسوندی ک گفت فرق داشت
و لحنش.ــ
 
غم انگیز ترین رابطه،الان ِرابطه ی منو باباسـ
ک شونه به شونه اش میشینم
سه سانت باهاش فاصله دارم
میلرزم 
و دستام میخواد دستاشو بگیره اما نمیشه.
میخوام بهش پناه ببرم و بگم 
بابا! من اینو میخوام.بذار بره جلو.بذار اتفاق بیوفته.
اما نمیتونم.
و بله،زندگی اینطوریه،
اما،
من از در ِ دیگه ای وارد میشم:)
 
گفت خیلی دوستتون دارم
گفتم خیلی یعنی چقدر 
گفت اندازه یه عشق چهارساله؛ قدر سیگار دوستتون دارم.
یاد چوپانی افتادم که به موسی گفت میخواد موهای خدا رو شونه کنه.جنس دوست داشتنش اینطور بود.
گفت حتی گاهی شبها فکر میکنم شما رو بیشتر دوست دارم یا سیگار رو.
کیسه وسایلشو برداشت و انداخت رو شونه ش و راه افتاد.
اما بعد از چند قدم وایساد و انگار بخواد یه موضوع مهمی رو بهم بگه، آهسته و شمرده گفت:
عمه! یه آدمایی هستن که آشغالا رو جمع میکنن و میریزن تو کیسه ی بزرگ، بعد اینجوری -دوباره کیسه رو انداخت رو دوشش- با خودشون میبرن.
و بعد راه افتاد و رفت.
 
عین یه پیرمرد دانا که بخواد بهت یه دریافت مهمی رو از زندگی بگه!
فیلم سوفی و دیوانه رو دیدم و به این فکر کردم که آدم ها حق دارن از آخرین ها خبر داشته باشن. حق دارن که حداقل بتونن به چشمای کسی که خبر دارن قراره هیچ وقت نبیننش برای آخرین بار نگاه کنن یا حتی بغلش کنن.
یادمه یه نفر بهم گفته بود بازیگر خوبیم. خیلی خوب بلدم وانمود کنم آدما واسم مهم نیستن.بدم اومده بود از حرفش ولی راستش من بازیگر خوبیم. 
یه بازیگر که نقش اصلیش از الان شروع میشه.
 آغاز وانمود کردن.
+ ابتدای رقص با آهنگ های غمگین بود. باید روی ریتم حر
سلام
دلم می خواد برات بنویسم، قربون صدقه ات برم ، ثبت کنم این روزهای قشنگ رو . ولی هی نمیشه . نمی دونم چرا . ولی حالا بی خیال . الان اومدم بنویسم . بنویسم از این روزهای آخر فروردین . الان آخر شبه دوشنبه است . به عبارتی وارد سه شنبه ۲۷ فروردین شدیم،  شنبه و یکشنبه دو بار با هم مفصل حرف زدیم . از اقلیم حضور همدیگه لذت بردیم ، کلی کل کل کردیم و خندیدیم . از سفر اروپا گفتی که قراره به زودی بری. بعدش گفتم کی میای ببینمت؟ کلی مسخره بازی درآوردی و
فرصت نمیکنم یه حموم برم حتیانقد خسته م که تهوع دارمدوست دارم از زندگیم لذت ببرم اما نمیشهتنها دلخوشیم یه نیمچه نقاشی آخر شبهپول پول. لعنت به پول.لعنت به تورملعنت به نابرابریلعنت به حروم خوریلعنت به حق خوریلعنت به بی فرهنگیلعنت به محرومیتلعنت به محدودیت. چقدر غم انگیزه هر کدوم از لغات بالا. هرکدومش کلی درده و باری رو شونه هام و ردپای سیاهی تو زندگیم
عین کسایی ک صاحب عزان.امشب همونقدر بهم ریختم.جاش بود ک دو نفر بیان شونه هامو بمالن بگن غم آخرت باشه.خدا صبرت بده.تسلیت میگمخدایا منو اینجوری امتحان نکن.خدایا اگر میخای من اینجوری آدم بشم توروقران من اصن آدم بشو نیستما نیستم .دعا میکنم به بلام دچارش کنی.اینقد خستم ک عقلم داره زایل میشه از خستگیمن ی عزیزی از دست دادم! اون داده یا من.خب معلومه من.الانم نه.خیلی وقته.پس چرا این خاک سرد نمیشهپس چرا تموم نمیشه این خاکسپاری.پس چرا ب
روبه‌روی در ایستاده بودم و پیراشکی می‌خوردم. رو به خیابون. ارزون‌ترین چیزیه که می‌تونم بخورم تا هم قند بدنم تأمین بشه و هم معده‌م پُر. شاید داشتم زشت می‌خوردم که گاهی آدم‌های توی پیاده‌رو بهم خیره می‌شدند. شاید هم بین خوردن پیراشکی و هیکل چاق و بزرگم تناقضی می‌دیدند. ذهنیتی وجود داره که نمی‌تونه خوردن پیراشکی توسط یه آدم قد کوتاهِ چاق رو مجاز و موجه و زیبا بدونه. من به مردها و زن‌های زیبا و شیک‌پوشی خیره می‌شدم که شونه‌ به شونه
به دختر توی عکس حسودیم میشه! به چشمای خندونش به لبخند از ته دلش به اینکه تنها غمش بینیه گُندشه که با انگشتش اونو پوشونده و سرشو رو شونه ی جانانش گذاشته! بوی عطر جانان تو مشامش میپیچه! به حال خوشش غبطه میخورم!! غرق میشم تو خوشیه همون روز! لبهام از هردوطرف کش میان ولی چیز زیادی طول نمیکشه که آروم آروم جمع میشن! به قول "هیچوقت" آدما یه جوری همدیگه رو یادشون میمونه که صدای ترق ترق شکستن دونه دونه ی استخونای احساسشونو میشنون!
اول بهارا فصل کشت و کارا، درشومبه روهارا، بمیره ننا
ته بابا تینارا بلاره ننا
قشنگ ته نوما، ته نوم ننه گوما، ملک مازرونا بمیره ننا
ملک مازرونا بلاره ددا
قاسم مه جوونا، خون دار مهمونا، بمیره خاتونا بلاره ددا
قصه چاشت و شوما بمیره ننا
افتاب شونه مارا، ستاره شمارا، ندارمه قرارا بمیره ننا
گله نوم بهارا، بلاره ددا
دختر بودن سخته 
گاهی خسته میشی ازینکه مجبوری خودت موهاتو ببافی ؛ خودت بری تو آینه یکم کج شی کجکی نگاش کنی بگی خوشگل شد ، خوشگل شدیا ! 
دوس داری یکی بیاد بگه, بده من موهاتو شونه کنم واست ببافم . دیگه نیاز به آینه نیس اون که بگه خوشگل شده کافیه . 
اصلا تو که بیای همه آینه ها رو میشکنم فقط میخوام تو نگام کنی . خودمو تو چشای تو ببینم . همین بسه همین ینی من خوشبخت ترینم
دختر بودن سخته 
گاهی خسته میشی ازینکه مجبوری خودت موهاتو ببافی ؛ خودت بری تو آینه یکم کج شی کجکی نگاش کنی بگی خوشگل شد ، خوشگل شدیا ! 
دوس داری یکی بیاد بگه, بده من موهاتو شونه کنم واست ببافم . دیگه نیاز به آینه نیس اون که بگه خوشگل شده کافیه . 
اصلا تو که بیای همه آینه ها رو میشکنم فقط میخوام تو نگام کنی . خودمو تو چشای تو ببینم . همین بسه همین ینی من خوشبخت ترینم
امروز مثل یه احمق به تمام معنا برگشتم به جفتشون گفتم معذرت می خوام
چه کنم؟ دلم تنگ بود
یادم رفت چقدر موقعی که از خودِ واقعیم فرار می کردم که به اونها صدمه نزنم، ازم فاصله گرفتن و سکوت کردن
یادم رفت حتی یکی شون دستش و نذاشت روی شونه م بگه عیبی نداره بمون باش
یادم رفت آدمها از خداشونه از شر روانی ها خلاص بشن
حتی اگر اون روانی دلشون رو با مهربونی هاش برده باشه
شاید اگر تو بودی انقدر با هم دیوانگی می کردیم
که هیچ احتیاجی به برگشتن سمتِ این عاقل
امشب بعد از مدتها اومدم جلوی آینه که برای خودم آواز بخونم (آهنگ فردا توو راهه ی بتی رو.)همینجوری که به خودم نگاه میکردم، دیدم فرم شونه هام تغییر کرده و به اندازه ی کافی، صاف نیستم!!همینجوری که میخوندم به این فکر میکردم که بهتره حواسم رو موقع انجام کارهای خونه (علی الخصوص ظرف شستن) جمع کنم و استایل عزیز و سالمم رو به فنا ندم!و چقدر عالی میشد اگر میتونستم برم باشگاه و زیر نظر یه متخصص ورزش کنم. (و خب؛ یادم باشه در آینده ای نزدیک، براش جایی باز
50 درصد افرادی که مجاز به انتخاب رشته بودن ،انتخاب رشته نکردن.
من هم جزو همون دسته هام. اما (بدون قضاوت) نمی فهمم.
نمی فهمم که این حجم از افراد فکر میکنن پزشکی و دندون و دارو مسیر زندگی شونه.
نمی فهمم که چرا استعدادشون رو نادیده میگیرن.‌
من هم موندم دوباره، در جایگاهی نیستم که نظر بدم .
اما انگار یه چیزی این وسط درست نیست.
یه جای کار می لنگه.‌.‌.
50 درصد افرادی که مجاز به انتخاب رشته بودن ،انتخاب رشته نکردن.
من هم جزو همون دسته هام. اما (بدون قضاوت) نمی فهمم.
نمی فهمم که این حجم از افراد فکر میکنن پزشکی و دندون و دارو مسیر زندگی شونه.
نمی فهمم که چرا استعدادشون رو نادیده میگیرن.‌
من هم موندم دوباره، در جایگاهی نیستم که نظر بدم .
اما انگار یه چیزی این وسط درست نیست.
یه جای کار می لنگه.‌.‌.
امشب شب خوبی بود همه خاله ها و دختر خاله و همچنین زندایی کوچیکم با نی نی توی شکمشون دور هم یه شب دخترونه داشتیم ( میگم دخترونه چون همه بچه شده بودیم و خاطرات دوران کودکی رو مرور کردیم )
همه کادو گرفتیم حتی همون نی نی به دنیا نیومده ( یه جوراب فسقلی گرفت اونم از طرف منو دختر خاله بزرگم ،هیچ کس اصن نی نی رو یادش نبود )
نمی دونم کارم درسته یا نه ولی از کادو هام عکس گرفتم و اینم عکسش

 یه دونه شال ، ادکلن ، رژ لب ، شونه (عاشقشمممم .خیلی گوگولیه ) ، لاک ب
به نام او.دیشب عقد متین بود و خوش گذشت و براش سنگ تموم گذاشتیم و امروز صب هم با هانیه و نیو و نیلو اومدیم بابل!
اتوبوس گرم و از این اتوبوس معمولی های قدیمی.بیشتر مدت سرم روی شونه های هانیه بود و سعی میکردم بخوابم.
اومدیم خوابگاه و بعدش رفتیم یه چرخ کوچیک زدیم و بعد شب دوستای هانیه هم اومدن و بازی کردیم یکم و من ک استاد هفت خبیثم!!
خیلی سرحال نیستم،خوش میگذره اینجا ولی احتیاج به خیلی چیز های دیگه دارم و ظرفیتم کم شده.
تلاشم روی بیخیال شدن ادامه د
اونچه ک مسلمه همیشه سعی براینه که یه باری یا غمی رو از رو شونه کسی ک یتیم شده برمیدارن وبه قولی غمخوارش میشن .یا بهش سر میزنن و تنها نمی زارنش .بهش محبت میکنن براش دلسوزی میکنن و خلاصه کلام هواشو دارن

اما اینجا تودل خونه ما همه چیز جور دیگه اس باری رو ، رو دوشت میزارن غمهاشون رو باهات تقسیم میکنن وگلایه پشت گلایه که چرا محبت نمیکنید!! وباید براشون دل سوزوند و همه جوره حمایتشون کرد.
پس من کجای این جهان ایستادم .نقش من تو زندگی چیه چرا نمیزاری
امروز که داشتم با اتوبوس برمیگشتم، تویه لحظه خاطره ها شبیه یه بوی آشنا از ذهنم رد شد
انقد شدید بود که دلم خواست سرم رو بذارم شونه ی بغل دستیم و دستش رو بگیرم و محکم نگهشون دارم
ولی بغل دستیم یه دختره بود که داشت از پنجره بیرون رو نگاه میکرد و هیچ رقمه دلش نمیخواست سرش رو بچرخونه اینطرفی
پس چشمامو بستم و به دو هفته ی دیگه این موقع فکر کردم
شاید یکی از دستاشو قطع کنم برا همیشه پیش خودم نگهشون دارم.
از اتوبوس که پیاده میشدم خیلی جدی به این قضیه فک
از مزایای زندگی تو ایران می تونم به پاهای سفیدم دستهای تیره ام صورت زردم و شکم سبزه ام اشاره کنم. امروز یه برگه پیدا کردم که تابستون رو چجوری بترم! پرانتز باز، تابستون ما رو ترد،پرانتز بسته. اول از همه نوشته بود اپیلاسیون و لیزر موهای زائد!یکی از پشمام پوزخند ن زد رو شونه ام و گفت:حاجی لباس بیشتر بپوش لرز کردیم! اوس کریم چیه فایدشون ناموسا؟ حتی رتبه کنکورم باعث ریزششون نشد
عنوان مطلب لقبیه که داداشم بهم داده بود تو سال کنکور.الان حجم
دیروز که سردرد عجیبی داشتم. تو خونه مجردی هم یه بوی خاص پیچیده بود و سردردمو بدتر میکردماشینو برداشتم که یکم هوا بخوره بسرم،همینکه زنده برگشتم جای شکر داشت.حتی مسیر مستقیمو زیگزاگ وار میرفتماز امروز هم نگم براتون.ناحیه ی گلو،پشت گلو،پشت گوشا،سر شونه ها کتف و حتی قسمت پایین صورتم به فنا رفته.یه گرفتگی عضله ی خاصی تو این مناطق حس میکنم.امروز کم مونده بود به برنامه هام نرسم ولی درست تو دقیقه ی نود به داد خودم رسیدم و نذاشتم کارای امروزم ب
یهو یه چیزی میشه که یادم میاد اینجا هست. 
کلن که ذوب شدم در گذران یکنواخت زندگی. تن دادم. سر سپردم. دغدغه ها و میل و خاسته هام چنان به کسالت و تکرار آمیخته که ترجیح میدم به سکوت یگذرانم تا سخن.
یه وقتایی. یه روزایی. یه لحظه هایی یادم میاد ازینجا. وقتی که هیچ کس هیچ کس دیگه برام نمونده نباشه. نه که رو شونه هاش گریه کنم. یا ابشار کلاممو باعاش شریک بشم. یا در آعوشش کمی آرام بگیرم. 
کسی که بهش نگاه کنم. در من مکث کنه. بهش بگم دلم گرفته. از
یکی دو روز دیگه بر میگردم اونور .هم میرم پیش یلدا و مرگ باباشو تسلیت میگم.هم پرستو رو میبینم .هم چن تا کتاب درسی بلند میکنم میارم اینجا بخونم نمیدونم میتونم یا ن .نمیدونم میخوام یا ن .هیچی نمیدونم .دو روز پیش تولد دلارا بود و جوجه ی من یه سال بزرگ تر شد :)جوجهبدون که حتی اگه پدر و مادر روانیت گوشت به تنم نذارن حتی اگه تیکه تیکم کنن حتی اگه شبو روز نفرینم کنن :)بازم خواهرت پشتته :)همیشه اجیو داری .تا وقتی زندس حواسش بت هس .مهم نیس چن سالته 
مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسهراننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست دادنزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شدبرای
چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم
فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت
این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!"مسافر عذرخواهی کرد
خانوم جوانی بود. کنار دخترش که مشکل جسمی داشت نشسته بود. داشت به دخترک لقمه نون و پنیر می‌داد. دستش رو برد سمت کیفش که احتمالا لقمه‌ی دیگه‌ای بیرون بیاره همون حین خوابش برد. روی شونه‌هاش دوتا بال بزرگ سفید تصور کردم. 
+به آدم‌ها نگاه کنید. زل نزنید. فقط شاهد اون لحظه‌ از اتفاق‌هاشون باشید. کلی یاد می‌گیرید. کلی غصه می‌خورید. کلی شاد می‌شید. کلی حرص می‌خورید. کلی لذت می‌برید از هنر نگاه کردن 
همیشه دلم می خواست بیام فاکس. امروز امدم. کامی رو هم اوردم و کله. بعد از ۹ کیلومتر پیاده روی واقعا تمام شونه هام خسته شده بود. البته ۹ کیلومتر چیزی نیست. سربالایی زیاد بود و من هم  لپ تاپ باهام بود. اکثر کسانی که اینجان روز شنبه خانواده های لوکال ان و اکثرا به بچه کوچیک. خیلی جای باکلاس و خوشگلیه. نشستم و ۶ تا پسرجون کنارم اونورتر نشستند و یکیشون یه سگ داره شبیه سگ ل. خیلی می یاد سمت من. خیلی خوشگله و من رو یاد این می اندازه که این سگ ها صد تا شراف
قبل اینکه بیام خونه بابام باهاش خدافظی کردم
برای همیشه.
وقتی من برگردم به اون شهر لعنتی اون رفته.رفته یه شهر لعنتی دیگه
رفتم کافه.اومد.چند نفر از دوستای نزدیکم جمع شده بودیم که ازش خدافظی کنیم.
در نهایت چهارنفر موندیم و ساعت حدودای ۸ شب بود.
رفتیم چرخیدیم هی چرخیدیم هی چرخیدیم و تهش رفتیم گیم نت و بازی کردیم
وقتی رسوندمش دم خونش از ماشین پیاده شد و گفت بیا بغل
بغلش کردم.شونه هاشو لمس کردم و بغض کردم که دیگه این حس تکرار‌ نمیشه.
از دست دادنت به
یادمه وقتی پسرم نوزاد بود دعوایی کردم و خیلی دلم میخواست با پسرم درباره اش صحبت کنم تا سبک بشم. ولی میدونستم این کار روحی هست و گذاشتن بار به این سنگینی که خودم تحملش رو ندارم، رو شونه های ظریف اون طفل لطیف اشتباه جبران ناپذیری هست. خلاصه با اینکه میدونستم تو نوزادی متوجه حرف های من هم نخواهد شد، کار درست رو انجام دادم و از همون روزهای اول مشکلات رو به عشق کوچکم منتقل نکردم.
چندی پیش متوجه شدم برنا حتی اگه به ظاهر مشغول کاری هست، تک تک کل
اشتباهی شماره ی خونه رو گرفتم. یادم اومد کسی خونه نیست.
از آخرین بار که با شماره خونه بامن تماس گرفتن 16 روز گذشته.
هنوزم دلم میخواد پشت خط خونه صدای مامان رو بشنوم؛ تماس که میره روی پیغامگیر بال بال بزنم بگم مامان کجایی بابا شما چرا گوشی رو برنمیداری
اما نمیدونم
شاید دلم این رو نخواد 
من واسه اینکه یاد بگیرم از دلتنگی نمیرم که رو شونه همه گریه نکنم پوست انداختم. فقط کسی که پوست انداخته میدونه چقدر درد داره. زنده زنده پوستم کنده شد و یه اخ بلن
سلام
بالاخره بعد از مدت های مدید و کش و قوس‌های فراوان و سر و کله زدن با اساتید بی‌سواد و ابله و نادان و . دفاع کردم :)
انگار یه تریلی 18 چرخ از رو شونه ام برداشته باشند :):):):):)
به قول شاعر آوازه خوان و خوش نام و فرهیخته پارسی:
"دفاع کردم خوشحالم ننه / ایشاالله دفاع قسمت همه" :)

ادامه مطلب
نمی‌دونم ریختن اشک از سر ذوق، چقدر می‌تونه شیرین باشه! ولی دیدنِ کسی که از خوشحالی، نمی‌دونه بخنده یا گریه کنه، خیلی به نظرم شیرینه.امروز، یه زوج رو در درمانگاه دیدم. دمِ در، خانوم داشت می‌خندید. بعد رفت توی بغلِ همسرش و همینطور داشتن با هم می‌خندیدن. اول فکر کردم موضوع خنده‌داری برای هم تعریف کردن و مثل من، که اینطور مواقع میرم توی بغل طرف، دارن از خنده، غش می‌کنن. اما یهو صدای خنده‌ی خانوم به گریه تبدیل شد. تعجب کردم. آخه آقا هم داشت ا
پرواز کردم سمت پی ویش وقتی دیدم بعد یک ماه عان شده و تو گروه زده استرس دارم
همه حرفایی که دوست داشتم پنجشنبه شب بشنوم و بهش گفتم
پره استرس بود
دلم میخواست بغلش کنم بگم لطفا مشخص کن شیرینی من و پیتزای من و به مناسبت رتبه زیر هزار شدنت کجا قراره بدی
استادای کلاس
من و همه
تقریبا رتبت و حدس میزدیم وقتی سوال و نخونده جواب تست و رو هوا میزدی
سخت کوشیت و تلاشت و بلند پروازیت واسه درس خوندن و سیر نشدنت از تست زدن همه و همش واسه هممون واضح و مبرهن بود و و
پرواز کردم سمت پی ویش وقتی دیدم بعد یک ماه عان شده و تو گروه زده استرس دارم
همه حرفایی که دوست داشتم پنجشنبه شب بشنوم و بهش گفتم
پره استرس بود
دلم میخواست بغلش کنم بگم لطفا مشخص کن شیرینی من و پیتزای من و به مناسبت رتبه زیر هزار شدنت کجا قراره بدی
استادای کلاس
من و همه
تقریبا رتبت و حدس میزدیم وقتی سوال و نخونده جواب تست و رو هوا میزدی
سخت کوشیت و تلاشت و بلند پروازیت واسه درس خوندن و سیر نشدنت از تست زدن همه و همش واسه هممون واضح و مبرهن بود و و
چندته قید ؤ اوشانی کاربردان گیلکی دل که اوشانی بعضی‌شان تقریبا یته مفهوم دأرن:
✔️ کیندیم✔️ پساپسا✔️ پساکینا✔️ پوشتاکینا✔️ وراکینا✔️ وراورا
مثال جومله دل: مازیار خوشته پیرهنء کیندیم داکورده.(ف: مازیار پیرهنشؤ برعکس پوشیده.)
مازیارِ کارؤن همه پساپسا ایسه.(ف: کارهای مازیار همه برعکسه.)
پساپسا را نؤشو کنی.(ف: عقبکی راه نرؤ می‌افتی.)
ظرفشانء پساکینا سفره سر بنی.(ف: ظرفها رؤ برعکس رو سفره بذار.)
وی قیافهٰ‌ء نیدم، پوشتاکینا هسابا.(ف: چهرش
چکار کردند با خون شما؟ .
چجوری این همه ثروت رو بالا کشیدند به اسم شما .
چطور از عدل گفتند در وصف شما و خودشون در عمل ظلم کردند
چطور حرف بهشتی رو شنیدند و توجیه کردند
چطور اونچه مذمت شده بود رو تکریم کردند
چطور کور شدند
چطور بسته شدند
چطور هرچه باسوادتر شدند، متعصب تر شدند
چطور شما رو شناختند و عین شما نشدند.
ما هم نشدیم؟ قبول، ما هم بد کردیم. اما ما که ادعایی نداشتیم
چطور ادعای بزرگی کردند و آرمانتون رو حقیر کردند .کجایی چمران. کجایی امام موس
گاهی از اینکه بقیه بفهمن میخوام چیکار کنم میترسم!
میترسم از اینکه رو دستم بزنن و جای منو بگیرن!
و من عقب بیفتم!
گرچه الان هم جای خاصی نیستم. ولی خب ترسی هست که ممکنه سراغ خیلی ها بیاد.
امروز دو نفر فکر من و تصمیمی که داشتم رو به زبون آوردن. اما من بجای اینکه بترسم امیدوار شدم.
امیدوار از اینکه تصمیمم درست بنظر میاد. 

واسه امروز کلی برنامه داشتم. ولی امروزم با مهمان هایی که اومدن خونمون گذشت. 
خوش گذشت ولی کلا هر وقت واسه چند دقیقه یا چند ساعت یا
رمان سیگار شکلاتی
دانلود رمان سیگار شکلاتی اثر هما پور اصفهانی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش و لینک مستقیم
سیگار شکلاتی روایتگره داستان یه مرده ، یه مرد خسته و تنها ، بریده از همه و چنگ انداخته به دنیا برای نجات خودش از هر سقوطی ، نه تنها خودش ، که هر کس دیگه ای که شاید مبتلا بشن به دردی که اون کشیده و چشیده ، با سلول به سلول تنش ، با ذره ذره و قطره قطره خونش می خواد ریسمانی باشه برای بالا کشیدن هر کسی که تو قعر چاه تنهایی و ضلا
دانلود آهنگ جدید عشق من ۳ از علی اصحابی با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
عشق من کی تورو دوست داره مثه مننفسم دور همه رو خط زدم که باورت باشم
Ali Ashabi – Eshghe Man 3
دانلود آهنگ علی اصحابی به نام عشق من ۳ با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
متن و ترانه آهنگ عشق من ۳ – علی اصحابی
عشق یعنی حالی که دلم دارههیچوقت دست از سرم برنمیداریعشق همیشه موندگاریچشمات مثه لالایی مجنونهچشمات قلب من رو کرده ویروندنیا مثه تو ندارهعشق من کی تورو دوست داره مثه مننفسم دور همه رو خط زدم
تجربه‌ی عجیبی رو دارم زندگی می‌کنم.  نه می‌تونم یه دل سیر خمیازه بکشم، نه با خیال راحت و هر اندازه که می‌خوام قدم بردارم! نه می‌تونم غلت بزنم و نه می‌تونم بدون درد سرفه کنم یا حتا موهام رو شونه بزنم. دست اندازا و چاله‌های توی خیابون رو می‌فهمم! مثلن از خونه تا مطب ۷ مدل دست انداز داشت. اولی رو با درد عجیبی گذروندم و برای دومی یاد گرفتم با دستم گردنم رو محکم نگه دارم! از این که فعل هارو مجبورم از نو بچینم و برای هر حرکت از قبل فکر کنم انرژی کم
اون روز خیلی سرد بود 
اون قدر که دور چشم هام اشک جمع شده بود 
آسمون و درخت ها رو محو می دیدم شبیه دوربینی که از فو خارج شده
قلبم غمناک می زد 
آرزو می کردم کاش همونجا زمان متوقف می شد 
غم عجیب رسیدن به چیزی که قراره به زودی از دست بره 
من اون پرنده ی بی بال بودم که سقوط می کرد 
و خودشو انداخته بود روی شونه ی تو 
تو کسی بودی که روزگاری در نوجوانی عاشقانه یا شیفته دوستش داشتم و می خواستمش و در سال های بعد رفیقانه همراهش شدم 
پرواز من فقط سقوط بود
چقد دلم یه روضه ای یه عزاداری میخواد، عصر یکی از فامیلا دعوتمون کرده ولی من نمیرم چون حوصله سوال و جواب ندارم. حوصله لباس شیک پوشیدنم ندارم. دلم یجای بی ریا میخواد، تاریک باشه، همه غریبه باشن، راحت بتونم زار زار گریه کنم و خجالت نکشم.اخه لرزیدن شونه های یه دخترجوون از گریه تو یه مراسم زشت تلقی میشه.همه فک میکنن طفلی لابد واسه شوهر نکردنش گریه میکنه. هیچکس نمیتونه حدس بزنه واسه رویاهاش گریه میکنه. واسه بازویی که سه سال پیش دستشو گره زد به او
فردی که تو خواب دچار بختک میشه میتونه برا جلوگیری از این حالت از ینفر بخواد که وقتی میخوابه دستشو بگیره یا هماهنگ کنه وقتی توی اون حالت فلج خواب ذهنش هشیاره نفساشو صدا دار کنه تا اونی که پیششه بفهمه و با زدن به شونه هاش و صدا زدن اونو بیدار کنه :)+معلومه دارم تجربیاتمو در اختیارتون میذارم؟:)+البته امیدوارم تجربه ش نکنید+جالبه اما این ساز و کار فلج خواب یجورایی برعکس افرادیه که تو خواب راه میرن :)+لازمه تشکر کنم از خواهر عزیزم که این چند سال این
عشق‌زندگیم،امشب یه حس غریبی دارم.دلم گرفته و دلم میخواد پیشم باشی.اعصابم بهم ریختس و انرژی و توان هیچ کاریو ندارم،دلم میخواست کنارم باشی و سررو شونه هات بزارم و تموم بی قراریام از چشام بریزه بیرونالبته میدونم اگه تو صددرصدمثل من نباشی پنجاه درصد نرمال نیستی؛دلم میخواست نزدیکم باشی و مثل همیشه مرحم دردام و غصه پایین کن روزام؛اگه اینجا بودی نمیزاشتی نگران هیچی باشم،غصه هیچیو بخورم،و نگران چیزی بشم.حتی ترس هم برام معنایی نداشت،میدونس
مامان دیگ دید از بس ما غر غر میکنیم و کسل و بی حالیم گفت:برین حاظر شین ک بریم خونه ی خالم منو ابجی خیلی ذوق کردیم من رفتم ب خاله ی مامان زنگ زدم و خبردادم ک میاییم خونتونمن همیشه حداقل توی نیم ساعت حاظر میشم ولی ابجی ومامان دوساعتم کمه شونه مامان ک هروقت میخوایم جایی بریم تازه یادش میاد ک دورو برو تمیز کنه خلاصه پیاده داشتیم میرفتیم خونه خاله ک یهو خاله زنگ زد ک کجایی چرا نمیاین گفتم داریم میایمرسیدیم اونجا دایی مامانم بود خاله شام مارو ن
اکثر آدما دچار نوعی مرضن
اصرار میکنن بیان تو زندگیت
اصرار میکنن که بمونن
و بعد مدام آزارت میدن
از مواضع خودشون بهیچ وجه حاضر نیستن پایین بیان اما انتظار دارن تو خیلی از ارزشهاتو زیر پا بذاری به خاطرشون!!
حالا این خاطر معلوم نیست تا کی قراره باشه اصلا؟؟!!
طوری وانمود میکنن که فقط خودشون درد کشیدن یا گرفتاری دارن و اون گرفتاریا هم خیلی بزرگن و میخوان تمام غم و غصه هاشونو رو سر شما خراب کنن و شما هم باید هرطوری و به هر قیمتی شده حالشونو خوب کنین.
اصلا شرایط طوریه که نمیتونم بیان کنم!
بگم حالم بده؟دیگه تکراری شده.
مزخرف،دو روز از کلاسای هنرستان و یه جلسه کلاس زبان از دست دادم،سفر و گرما و حالِ بد.
واقعا از خورشید متنفرم خورشید باید وقتی من میرم خارج از خونه پشت کوه ها بمونه تا من کارم تموم شه بعد اجازه بگیره بیاد سرِجاش.
بابام دوست داشته اسم منو بذاره خورشید،اسم قشنگیه اما من گرما رو دوست ندارم.
دوتا کتاب خریدم که بعدا راجبشون حرف میزنم.
منو خاموش دنبال نکنین من میمیرم‌.
دلم میخواد با
مرد فقیری بود
دست و بالش تنگ بود
دارو ندارش یه قالیچه بود که اونم یه گوشه اش سوخته بود.
این قالیچه رو گذاشت رو شونه اش و راهی بازار شد که بفروشه و بزنه به زخم زندگیش!
ولی هرجا میرفت بهش میگفتن این قالیچه اگه سالم بود ازت ۵۰۰میخریدیم.!
ولی حالا که یطرفش سوخته اس ۱۰۰تومن!
ادامه مطلب
باید نفس بکشم    توی هوای خودم
باید ک سر بذارم     رو شونه های خودم
باید که گریه کنم   واسه عزای خودم
شبونه گل ببرم         خودم برای خودم
.
.
.
هنوووووز رویای تو دنبال منه
هنوووووز  زخمای تو رو بال منه
هنووووز از خواب خوشت میپرم هرشب.
.
.
.
انگاااار تو قلبم غم دلخواه تو مونده
هنوز قلب من همراه تو مونده
هنوز پشت سرم آه تو مونده.
.
.
.
نشد نشد ک بیام.

+ محض رضای خدا وقتی ی کار درست تو زندگیت انجام دادی خرابش نکن
احمق جان
آرامش چیزی نیس ک بشه راحت بدست
امشب شب خیلیییی بدی واسمه!خیلی بدشاید تنها کسی تو زندگیم که حاضرم براش بمیرم یا بیشتر از مردن واسش زندگی کنم نابود شد .از کنکور متنفرم.از کشورم.از زندگیم
ناراحتی اون منو داره می کشه!دلم همون خواهریه بچگیامونو میخواد:(همونی که کلی تخیل داشت و سرزنده بود .خواهر مو میخوام قبل از اونی که رویاهاش جلوی چشماش جون بده.میدونم بیشتر از کنکور واسه چی ناراحته .ولی نمیخوام بگم ، نمیخواد بهم بگه .ولی میدونم.و این اذیتم میکنم که چقدرررر این ب
دانلود آهنگ علی عباسی غزل خانوم به همراه متن از رسانه رز موزیک با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین در قالب mp3.
از بخش آهنگ های علی عباسی بازدید کنید.
Download Song Ali Abbasi–Ghazal Khanoom + Lyrics
میشینم فقط روبرو تو نفس می کشم عطر و بو تو
عسل تر شدی خرابتر شدم حالا که نشستم پهلو تو

متن آهنگ غزل خانوم از علی عباسی
میشینم فقط روبرو تو نفس می کشم عطر و بو تو
عسل تر شدی خرابتر شدم حالا که نشستم پهلو تو
نمیخواد بگی من میدونم غزل خانومِ مهربونم 
تو هیچی نگو ته قلبتو د
امروز صبح ساعت هشت و ده دقیقه آبجی بزرگه زنگ زد که تو ساعت چند میری سرکار گفتم هشت و ربع ،گفت خوبه دنبال منم بیا ببرم سرکار 
حالا محل کارش قشنگگگگگ بیست دقیقه ای با محل کار من فاصله داره،من بهش گفتم باشه.چون آبجی هستیم و چون یه بار پول ماکسیم رو اون حساب کرده 
راه افتادم اول دخترم رو بردم مهد و اونجا یه چیز ت دهنده شنیدم :شپش!!!
البته انتظارش رو داشتم چون آبجی کوچیکه و مامان تو سرشون بود و اون‌ها از پسر کوچیکی که مامانم پرستارشه گرفته بودن 
چنتا از فامیلامون که چنتا دختر داشتن اومدن خونمونمنم همش تو اتاق بودم ، خواستم بیام بیرون هول شدماول پام گیر کرد به قالیچه دم در یه خورده تلو تلو خوردم با شونه خوردم تو دیوار بلند شدم صاف واسادم تا رفتم تو پذیرایی هول شدمدستم خورد گلدونمون افتاد شکستهول شدم عقبکی رفتم تو چایی بابام داشتم یه بار دیگه هول میشدم که همون لحظه بابام بلند شد گفت : دخترا خواهش میکنم تا این چلاق خونه رو به گاج نداده بفرمایید بیرونخب به من چه !! هول شدم
                  با نام او که اگر به  مهربونیش فکر کنی لبخند  میزنی .
 
    (  این یک متن عاشقانه نیست الان دقیقا باشما هستم !)وقتی می خندی زمان  برای یک لحظه موقف میشود . دنیای واقعی خودش را نشان میدهد لحظه ها دامن های عروسکیشان را میگیرند میرقصند و دقیقه  دست روی شونه ساعت میگذارد و ساعت محکم کمر دقیقه را درآغوش میگیرد و با صدای خنده هایت. همگام شده و آزاد و رها میرقصند .!این ها هیچکدام هذیون نیست باور کن هر بار که تو چشم هایت را میبندی از ته
قرار نبود دوم خرداد اینقدر غمگین باشه، منظورم اینه قرار نبود با سالگردش غمگین‌تر شیم،‌ قرار بود حال‌مون توی سالگردش بهتر باشه،‌ توی تقویم ببینیمش و بخندیم. حیف!متولدین خرداد ۷۶ الان ۲۲ سال‌شونه و در آستانه کسب مدرک کارشناسی هستن؛ یه سری شون ازدواج کردن و حتی بعضیاشون بچه دارن. این موقع‌ها آدم می‌فهمه چقدر پیر شده.بعد از مدت‌ها کتابخونه رو‌ مرتب کردیم. با گرون شدن کاغذ فهمیدیم‌ باید خیلی بیشتر قدر کتاب‌هامون رو بدونیم. و من کلی کتا
تا ساعت یک در مقابل شونه درد شدید مقابله کردم و کماکان گیتار زدم تا آهنگام رو برای فردا اماده کنم. بعد از حدود ۷ ماه اولین جلسه ی کلاسم با استاده و دوتا اتود نه چندان جذاب رو باید اماده کنم. البته یکیشون جذاب بود و اماده ست اما هیچ جوری نمیتونم‌ با اتود یک کارکاسی ارتباط برقرار کنم حالا این به کنار. چیزی که نمیتونم باهاش کنار بیام و اذیتم میکنه و باورش سخته اینه که من نسبت به سال گذشته خیلی پسرفت کردم تو موسیقی. دستم تحلیل رفته ،ظرافت نواختنم
بِسمِ ربِّ اینب کبری(س)
 
 
گاهی اوقات در هیاهوی این زندگی چنان برای گرفتن یک تصمیم مستأصل(درمانده) میشید که نه میتونید بخوابید.نه میتونید چیزی بخورید.
 
حتی اطرافیانتون هم وقتی صحبت میکنند، انگار نمیشنوی.حتی نمی بینیشون.
به اصلاحی مغزتون درد میکنه جوری که دردش مثل سر درد نیست که بفهمید درده.
 
راه درمان :
آیت الله ناصری(رحمه الله علیه) میگفتند هر وقت مساله ای پیش اومد زیارت نامه زینب(س) بخون و دو رکعت نماز هدیه کن به حضرت.
 
امان از دل
سلام. ساعت ۸ شبه همسر هنوز نیومده. تو راهه. آدرین هم خوابیده. موهاش خیلی بلند شده بود. دفعه قبل که بردیمش سلمونی قیامتی به پا کرده بود که تمام مغازه های بغلی می اومدن میگفتن تورو خدا این بچه رو ول کنین ضعف کرد از گریه.
دلم براش کباب شده بود بخاطر همین اینبار دیگه تصمیم گرفتم خودم هنرنمایی کنم. وقتی خوابید قیچی و شونه رو گرفتم و رفتم بالا سرش. خیلی سعی کردم تمیز در بیاد ولی موهای جلوش خیلی کوتاه شد. ناقص شد. گند زدم. این بار دومیه که قصد میکنم موهاش
هشدار:این پست جزء داستان نیست.
.
اسمش رو روی کاغذ نوشتم.یکبار.دوبار.سه بار.کاغذ پر شد از تنهایی و تنهایی و تنهایی.
چجور ممکنه اسمش به تنهایی تا این اندازه دوست داشتنی باشه.
چی از من همچین عاشقی ساخت.
به چهار حرف اسمش نگاه میکنم و دست هاش.نگاه میکنم و نگاهاش.نگاه میکنم و .!
مرورش میکنم.از موهاش که هیچوقت مدلش مورد علاقم نبود.پیشونیش و اون برامدگی روی ابرو هاش.ابرو های کم و نازکش تا دونه های چربی پشت پلکاش.
چشماش.امون از چشماش.
داستان داشت با من
یه دوستی دارم توی حوزه کاری ما و کلا تو زمینه کاری ترانسفرماتور غولیه برا خودش و همه به سرش قسم میخورن طوری که همه مدیرهای نیروگاهها شماره مستقیمشو دارن ،هم سن و سال خودمونه ولی یه استعداد ذاتی خاصی تو این زمینه داره و در رابطه با کارش همه نرم افزارهای مرتبط با کارشو بلده، چند روز پیش که باهاش سر یه پروژه بحث میکردیم بهم تعریف میکرد: یه وقتایی باید اینهمه مهارت و استعداد و دانش رو کنار بذاری و ادای گوسفند در بیاری تا بچه ت یه قاشق غذا بذاره ده
بسم الله الرحمن الرحیم
 
دیروز که اون پستو گذاشتم داغ بودم نمیفهمیدم وخامت حالمو
اما الان میبینم خیلی اوضاع خرابه خیییییلی.
پتانسیل اینو دارم یه دریا اشک بریزم
قشنگ احساس میکنم قلبم مچاله شده 
الان فقط یه نفرو میخوام که باهش حرف بزنم .یه شونه میخوام برای باریدن به مدت چند ساعت .یه دست میخوام برای روی سرم
اما منکه کسیو ندارم!کسی که بشه بهش حرف های دلی گفت:(
اووم چرا دارم بهتر از رفیق کسی نیست که هم به حرفام گوش کنه هم موقع گریه اشکامو پاک کن
1. آنه رو می شناسید؟ :) حوزه گزینه دو جفتمون امیر کبیر بود همو دیدیم :) 
آخ آخ میخواستم به آنه بگم اینجا کارت چک نمیکنن. طبق عادت که حتما باید قبلش از یه کلمه زیبا استفاده کنم، زارت زدم رو شونه یه دختره (فک کردم آنه ست) بعد عربده کشیدم اسسسسسککککلللل اینجا کارت چک نمیکنن، بعد بنده خدا برگشت دیدم یکی دیگه ست کلا :)) فرووو ریختم :))))
2. نگاه دانشجو های امیر کبیر میدونین نسبت بهمون چی بود؟ اینجوری بودن که "گوگووولیییی مگوووولیییی" یا مثلا "عمویی کلاس چن
سویشرت امیرعباس روی چوب رختیه
خدا منو ببخشه ذیروز خیلی دعواش کردم
ولی بنظرم لازم بود
یه بارم آرام خواهرمو صدا میزد رفتم تو ایوون گفتم چیه عباس؟
چشم گردوندم نبود یه دفه دیدم با اون قیافه ی قشنگ و خواستنیش از کنار درخت و پشت حوض پاشد و من میتونستم سر و شونه ها و دستاشو ببینم که یکی از جغجغه های بوقولو دستش گرفته و میگه عمه بیا ببین داره از پاش خون میاد بعدم اکیپ درمان تشکیل دادنو با الکل سفیدو دستکش و . مشغول رسیدگی به ناخن مورچه ای دردناک جوجه
امشب به زور خودم ُ کشوندم پای ورزش. مطمئن بودم یه چیزی روی شونه‌هام نشسته و پام ُ سنگین می‌کنه. از اون وقتایی نبود که روانشناسان می‌گن خلاف نظر اون غول روی کول‌تون رفتار کنید. چون اون موضوع افسردگی نبود. 
توی یوتیوب دنبال ویدیو در مورد سرطان می‌گشتم واسه زیرنویس زدن، به صفحه‌ی دختری برخوردم که از سال پیش سابسکرایب‌ش کرده بودم. اون موقع آخرین ویدیویی که ازش دیده‌بودم، گریه می‌کرد و می‌گفت سرطان‌‌ش برگشته، امسال دیدم که یک‌سال گذشته ا
وقتی از شب قبلش تو فکری و بی خواب!
 وقتی اون پسره ریشو از تو ماشینش بوس میفرسته!
وقتی همکارت تا ظهر هی میاد و میره ببینه خوبی یا نه!
وقتی میشینن جلوت و بد رفیقتو میگن!
وقتی زنگ میزنن و میگن تموم مسیر رو به خاطرم گریه کردن!
وقتی ثانیه به ثانیه حالت بدتر میشه و  به تهوعت اضافه میشه!
وقتی از ته ساندویچ ناهار روز قبل تا شام  شب بعد هیچی نتونستی بخوری!
وقتی 8 ساعت کار روز پنجشنبه رو میکنی 12 ساعت!
وقتی تک و تنها خیابونای تاریک رو گز میکنی و تا خونه میای!
و
آقا یادتونه ما شهریور وضع مالی خوبی نداشتیم بعد هانیه خانوم گفت برام شام درست میکنه میاره بعد دید خونه تخم مرغ نداره بعد به من گفت برو تخم مرغ بخر من گفتمش من پول ندارم ؟:| 
اقا هانیه خانوم منو واس خاطر تخم مرغ ول کرد من وقتی اوضاع مالیم خوب شد گفتم چه کنم قلب هانیه خانوم بدست بیارم چه نکنم ؟ که گفتم آها :)
تصمیم گرفتم برم کشور دوست و همسایه.  برترین کشور تخم مرغی جهان ، چین :)
اقا ما رفتیم چین اونجا همه چی اکی بود ماشالله عمو چنگیزتونم یه سر و گر
محیط کشت TSI یک محیط کشت جامد است و درون لوله ای و به صورت شیب دار تهیه می گردد و در تشخیص باکتری ها نقش بسیار مهمی دارد .
محیط کشت TSI  شامل ترکیبات گلوکز ،لاکتوز، سوکروز ، پپتون، تیوسولفات، آهن و . می باشد .
PH محیط بین 4.8 تا8.4  متغییر است . مقدار گلوگز کمتر از لاکتوز و ساکارز است که همین موضوع باعث می شود باکتریهای تخمیر کننده قندهای مختلف تمییز داده شوند. نحوه کشت این محیط به صورت خطی و عمقی است و همچنین محیط کشت TSI  به علت داشتن فنول رد به رنگ ق
اپیزود اول: مثل همیشه دیر کردم و دارم تو خیابون تند تند راه می‌رم که یهو شماره‌ت میفته رو گوشیم. بر می‌دارم و تند تند می‌گم سلام. خوبی؟ ببخشید گوشیم سایلنت بود ندیدم تماساتو». می‌گی سمت راستمی. دور و برو نگاه می‌کنم و می‌بینمت بلاخره. بعد از این یک و نیم هفته نبودنت، آخ که می‌چسبه دیدنت.
اپیزود دوم: چندوقت پیش بهت گفتم بودم جایِ موردعلاقه‌م تو این شهرِ کوفتی، یه صندلیه که از بالاش یه بخشی از شهر دیده می‌شه. با کلی درخت کاج. گفته بودم اون ص
اپیزود اول: مثل همیشه دیر کردم و دارم تو خیابون تند تند راه می‌رم که یهو شماره‌ت میفته رو گوشیم. بر می‌دارم و تند تند می‌گم سلام. خوبی؟ ببخشید گوشیم سایلنت بود ندیدم تماساتو». می‌گی سمت راستمی. دور و برو نگاه می‌کنم و می‌بینمت بلاخره. بعد از این یک و نیم هفته نبودنت، آخ که می‌چسبه دیدنت.
اپیزود دوم: چندوقت پیش بهت گفتم بودم جایِ موردعلاقه‌م تو این شهرِ کوفتی، یه صندلیه که از بالاش یه بخشی از شهر دیده می‌شه. با کلی درخت کاج. گفته بودم اون ص
ما هم مثل همه شبها مریم هیئت و سینه و زنجیر میزنیم.دیشب هم با پسر عموم و دوتا از دوستام رفته بودیم هیئت زنجیر زنینگم براتون هیئت شلوغ بود چه شلوغی ما تقریبا اخرا وایساده بودیم و زنجیر میزدیم چه زنجیرییکی از همسایه هامون که کلا مسئول اسم نویسی برای نوحه خوندنه خودش هم نوحه میخونه که خیلی هم سریع جوگیر میشه از اون جوگیر تر ما.اون گفت سه ضرب بزنیدما هم محکم زنجیر میزدیم.اون میگفت: ای بی کفن؟؟ما جواب میدادیم: حسین واااااااااااااااااااای!!!!!!!!!
ببین؟؟ ینی میشه واقعا ؟؟ ببین من اینقدر خوشحالم میترسم واقعا:/ ی جور احمقانه ای خوشحالم 
مثل ی پرنده ای که اولین باره داره پرواز میکنه 
من همچین پروازم نکردم اکچلی:))) ولی خووو این برا من زیاد بود-__- ولی واقعیته!! 
امروز بعد از کلاس صب برگشتیم خوابگا و ماکارونی اذین پزی خوردیم و دور هم گفتیم و خندیدیم
وقت حاضر شدن برخلاف همیشه دوس داشتم ارایش کنم:/ ارایش ملیحی هم کردیم و خلاصه:')))
یدونه کلاس بعد از ظهرمونم تشکیل نشد 
نیم ساعتی موندیم هوا خنک تر
اولین روز پاییز ۹۸ چه جوری آغاز شد؟ دیشب تا دیروقت بیدار بودیم با میم و خونه رو یکمی سروسامان دادم.تا صبح چندبار بیدار شدم و دوباره خوابیدم(فوبیای  خواب موندن).ساعت پنج و نیم بیدار شدیم و صبحانه رو حاضر کردم و میم رفت.دختر خانوم ساعت ۶ بیدار شد و دست و صورتش رو شست و موهاش رو شونه کرد.لباس ها و کیفش رو حاضر کردم و براش لقمه و خوراکی و میوه گذاشتم.یه صبحانه مختصری خورد و همزمان که برنامه کودک میدید حاضر شد.توصیه های مادرانه رو انجام دادم و به قرب
خـــدایـــم را دوست دارم چون وفـــادارترین است و شاید به رسم همین وفاداریست که دوستانم را به او میسپارم . . .
 × :: × :: × :: × :: × :: × :: ×
از این به بعد هر کسی بهت گفت دوست دارم برو بغلش کن اروم سرت و بزار روی شونه هاش و یواش در گوشش بگو خفه میشی یا خفت کنم؟(کدومو دوست داری؟؟؟)
× :: × :: × :: × :: × :: × :: ×
بی تفاوت باش به جهنم ! مگر دریا مُرد از بی‌ بارانی ؟!
 
× :: × :: × :: × :: × :: × :: ×
بگذار بگویند خسیسم
من
دوستت دارم هایم
را الکی خرج نمیکنم
حتی برای تو. . . .
× :: ×
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

مطالب مفید روانشناسی آموزش رویت استراکچر بانک اطلاعات صنایع و مشاغل کشور زندگی روزمره یک دانش آموز ذهنیات یک فارغ‌التحصیل...! قفسه فلزی اموزش در رابطه با طراحی بنر asbzarco خرید و فروش لوازم آبیاری در جنوب کشور