نتایج جستجو برای عبارت :

وقتی لوکا مرینت دو می بوسه

دانلود
پاورپوینت با موضوع تاریخچه و سیر تحول حسابداری، در قالب pptx و در 46
اسلاید، قابل ویرایش، شامل مراحل تکامل حسابداری، فرا لوکا پاچیولی، مفهوم
اصلی فن دفترداری دو طرفه، نتایج بکارگیری فن دفترداری دو طرفه، کتاب لوکا
.
 
بوسه ها را خاویاری کن بکش آتش مرا
آتشینی،روی دست تو دگر مشروب نیست
در نبودت حال من بد هست بدتر ميشود
تو که باشی در مدار زندگی آشوب نیست
دیده در راه تو دارم نیست از رویت خبر
صبر و طاقت نیست دیگر دوره ی ایّوب نیست
گوشه ی باغ است و یاران نیز دورم کرده اند
با نبودت حوصله تنگ و زمان مطلوب نیست
با دو گیلاس از تو حالم ميشود افسانه ای
جای حاشا نیست وقتي حال انسان خوب نیست
دوستت دارم و تنها با تو راضی ميشوم
عاشقان را ترس از شلّاق و از سرکوب نیست
من که شک کرده ام به چشمانمکه چگونه تو را نمي بینددخترت به بوسه محتاج استبوسه ای از لبت نمي چیندال س لا م عل یک یا م ظ ل وممن زبانم به لکنت افتادهگوشواره به روی گوشم نیستزجر ملعون به دخترش دادهروی ناقه نشسته بودم که دشمنت رسید و هی هل دادمن کجا شکل پیرزن هستمتازه دندان شیری ام افتادسر بازار دیدنی بودیمجشن و هلهله ها به پا کردندبین کوچه پس کوچه ها مردمخارجی مرا صدا کردندبه کسی من نگفته ام جز توماجرای سکینه را بابادلقکی ميان بزم شراب .عمه جان م
وقتي مي رویاین خودنویس یادگاری ات را هم با خودت ببروقتي مي رویاین عطر رااین همه خاطره رااین یاد تو را که هميشه با من است .وقتي مي رویاین دوستت دارم را .این بوسه را هم .با خودت ببرمي روی ! برو ولی وقتي ميرویمن را هم با خودت ببر !
و چه بی ذوق آذری که مرا باتو ندید!سرافکنده شد پیشِ بقیه ماه های سال که ميدیدن عشقِ مارو!آذر96 چی جواب بقیه آذر های سال های بعدِ باهم بودنمونو ميخواد بده!ميخواد بگه تعریفش از عشق چیه! ميخواد بگه کیا تو شباش ميرفتن ورِ دلِ هم! ميخواد بگه بوسه های کدوم عشقِ ارغوانی رو داره تو خودش!ميخواد بگه کدوم معشوقی ارزو داشت تک تکِ دندونای عاشقو ببوسه! دلش خوش باشه به کدوم بوسه های بی هوا تو دلِ سردترین روزها!آذرِ 96 پر رنج ترین بودی برا من که یارم سرباز بود تو
خوووووبببببببببببببب
جونم براتون بگه کههههههه
مهسا اومدهههه!! بعععععله بالاخره مخاطب خاص بلاگ مو دوباره بعد حدود یک سال از نزدیک ميبینمش و چه قدددددددددددددددر خوشحالم از این که بازم حضورا ميبینمش و کلی ميشینیم و حرف مي زنیم و ميگیم و ميخندیم واییی خدا جاتون خالی خوهد بود جای کی دقیقا>؟! ;) :))))
هیچی دیگه خواستم نشونه بذارم یادم نره این اتفاق خوبو که براش خاطره ای ثبت کنم بعدا توی دفتر خاطراتم
راستش این روزا خیلی روزای خوبیه
خدایااااا
ای من دیوانه از چه این همه خواریرویش گل دیده ای ولی خود خاریجاذبه وقتي به سوی خود نکشاندیک مه خارج شده ز چرخ مداریسینه پر از داد و نعره ای نزده گشتای که توام یار و یاد خاک دیاریتلخ و چه شیرین مي , زبان به دهانتبوسه بده تا کنیم دفع خماری#الهام_ملک_محمدی
یه روز صبح هم هست که حس ميکنی از هیچکس دلخور نیستی. همه رو دوست داری. موقع پیاده روی قبل از طلوع صبح روی پل هوایی وسط بزرگراه مي ایستی و بوسه هاتو پر ميدی تو هوا، به نیت شفای هرکسی که بی بوسه مونده این ور اون ور دنیا. مي ایستی و طلوع خورشیدو نگاه ميکنی و عین آدمهای توی فیلمها یه لبخند کج قشنگی هم روی لبته.
از این صبح ها هم هست. صبح هایی که دلت گرمه، نه از بودن کسی، که از نبودن هر کسی که عزیز باشه، و در جهان مزخرفت شریکش کرده باشی. کسی که دوستت داشته
خیلی داره زود ميگذرهباورت ميشه عسل چند روز دیگه دو ساله ميشه10 شهریورباورت ميشه من دوتا بچه دارماصلا باورت ميشه من ازدواج کردمچرا راه دور بریم باورت ميشه من دیگه اون نیکو سابق نیستمواقعا چقدر زود دیر ميشهمن به عمق معنی تمام واژگان این جمله پی بردماما خیلی چیزها به دست اوردمتو کل زندگی دنبال دوست داشته شدن بودم اما حالا یکی هست که بدون هیچ چشم داشتی منو دوست دارهوقتي ناراحتم دست روی سرم ميکشهمنو به تکرار در آغوش ميگیره و ميبوسهبوسه های داغ
شکوفه‌های هلو رسته روی پیرهنت
دوباره صورتیِ صورتی‌ست باغ تنت
دوباره خواب مرا مي‌برد که تا برسم
به روز صورتی‌ات ـ رنگ مهربان‌شدنت ـ
چه روزی آه چه روزی! که هر نسیم وزید
گلی سپرد به من پیش رنگ پیرهنت
چه روزی آه چه روزی! که هر پرنده رسید
نکی به پنجره زد پیشباز درزدنت
تو آمدی و بهار آمد و درخت هلو
شکوفه کرد دوباره به شوق آمدنت
درخت شکل تو بود و تو مثل آینه‌اش
شکوفه‌های هلو رسته روی پیرهنت
و از بهشت‌ترین شاخه روی گونه‌ی چپ
شکوفه‌ای زده بودی به
توو کوچه کثیف فقر
یه پسر همسن من
با لبی سرخ از خون
تکیه داده به دیوار سرد
رو به روش یه دختر ناز
با لبی سرخ از رژ
زانو زده مثل همدرد
مانده بین ماندن و رفتن
دختر به فکر پایانی
پسر به فکر رهایی
من با جنون غریبی
منتظر سرخ ترین بوسه جهانی
بر لبانت موسیقی عشق را در سکوت بوسه ای به لطافت بال گشودن پروانه ها از خواب پیله ای نازکميتوازم.طرز نگاه تو اغاز رویش جوانه هایی است که تا سبزی حیات ميبرد بذر دلدادگی راو چشمانت،معراج عاشقانه ی رقص رویا و خیالمن از تنهایی و سکوت به تولد در تو رسیده ام و از تو نا منفاصله پلک گشودنی است که رویای خواب مرا به نگاهم ميتشاند.زیبایی باور همين ساده بودن هاست.گام هایی که ميبرند مرا از پاییز دلها تا بهار چشمانت .و انجا پای هر چشمه اش لطافت
بر لبانت موسیقی عشق را در سکوت بوسه ای به لطافت بال گشودن پروانه ها از خواب پیله ای نازکميتوازم.طرز نگاه تو اغاز رویش جوانه هایی است که تا سبزی حیات ميبرد بذر دلدادگی راو چشمانت،معراج عاشقانه ی رقص رویا و خیالمن از تنهایی و سکوت به تولد در تو رسیده ام و از تو نا منفاصله پلک گشودنی است که رویای خواب مرا به نگاهم ميتشاند.زیبایی باور همين ساده بودن هاست.گام هایی که ميبرند مرا از پاییز دلها تا بهار چشمانت .و انجا پای هر چشمه اش لطافت
پیش از آنکه چشم هایش مرزی برای حضور 'او' پیدا کنند،
آن زمان که 'او' برایش تصویرى بود بافته از کلام و قلم،
هر صبح، خورشید که سر بر مي آورد، گویی که او جانی در جانش مي دميد. 
پرتو گرم 'او' به نقطه نقطه ی وجودش مي تابید. 
آبی که به سر و رو مي زد، باران نرم بوسه های 'او' بود و در مقابل، بوسه ها از چشم لبریزش مى بارید. 
پنجره را هم که مي گشود، عطر شیرین 'او' پیچیده در خنکای نسیم، مي وزید و هوایش را تازه مي کرد. 
پرنده ها آیینه اش مي شدند، به سرودن و پریدن و گر
خواهری جای مادری بوسید
چه قدر بوسه در گلو داری
قحط آب است ولی کمي خونست
شکر حق که تو وضو داری
***
بعد اکبر چقدر بی تابی
بعد سقا چرا شکستی تو
دل زینب پر از تلاطم شد
گره معجرش که بستی تو
***
ذوالجناحت نمي رود چون که
دخترت گرفته ست راهش را
بوسه مي زنی او را، صورتش
معجر و چادر سیاهش را
***
السلام علیک یا مظلوم
همچو ناجیه پر غم و محزون
گونه هایت به خاک غلتیده
مثل بسملی شدی در خون
***
ساعت حدود سه ته گودال
مادری مي رسد سراسیمه
ساعت حدود سه ته گودال
مي نشیند به
کوروش عازم سفری است و منسوبانش به رسم و عادتی که در پارس دارند»، ضمن تودیع با او بوسه بر لب وی مي زنند. در این ميان یکی از اهالی ماد که عاشق وی و از منسوبان اوست، قرابت خود با کوروش را به وی یادآور مي شود و کوروش او را نیز مي بوسد. مرد ماد مي پرسد که واقعا در پارس رسم دارند که منسوبان یکدیگر را مي بوسند؟» و کوروش مي گوید چنین است و این کار علاوه بر زمان تودیع به هنگام بازگشت از سفری طولانی نیز صورت مي گیرد. آن مرد به دستاویز اینکه مي خواهد از کور
Artist: Vexento | Music Name: Digital Kiss | Genre: Electro/Dance | Released: 2016 | Vexento - Digital Kiss

هنرمند: وکس انتو | نام موزیک: بوسه دیجیتال | سبک: الکترو | تاریخ انتشار: 2016 | ملیت: کانادا
دانلود آهنگ بی کلام (وکس انتو) Vexento با نام (بوسه دیجیتال) Digital Kiss 

ادامه مطلب
گفتی ازباران بسازم دفتری خواهم نوشتاینکه من راتاکجاهامي بری خواهم نوشتچشمهای توخدای حرفهای تازه اندکفرراباواژه های دلبری خواهم نوشت کنج لبهایت بهشتی گم شده رسوای منوقتي لبخندتورامثل پری خواهم نوشتبوسه بامن بوسه است ایینه باتصویرتوعشق دارددرميانش داوری خواهم نوشتاینکه من مردابم اری خط به خط کهنگیتوبرایم دفترنیلوفری خواهم نوشتدرميان دستهای کوچم جای تو نیستمن تمامت رابرای دیگری خواهم نوشتموج زیبای نگاهت ناگهان تردیدشدباتودارم حرفه
اعتقاد با رسم شکل، از "تو" به "خود" رسیدن، بوىِ اسفند، عرق تن زایر، فشار و ذکر روىِ لب ها، صورت هاى منتظر براى له کردن و جلو رفتن و چنگ زدن به ضریح، حکایت سفرِ ناتمام همه اعتقادها، باورها و ایمان هایمان، انعکاس زرد رنگ بوسه اى بر گنبدِ طلایى حرم رضوى در بالاىِ پشتِ بام و کنار دیوار در سال هزار و سیصد و پنجاه خورشیدى از مجموعه عکس هاى حميد عربلین: تجربه و مواجهه با مفهوم "زیارت" لذت بخش، نوستالژیک و دردناک بود، جماعت مومن، مردمان آرام و وحشت زده،
وقتي با هر شلیکِ دشمن
دلت بریزد،
وقتي برای کشیدن ِ هر ماشه
دستت بلرزد،
برای جنگیدن دیر است!
باید "دوست داشتنت" را بغل بگیرم
و تمام این جنگ را یک نفس بدوم.!
حتما جایی در جهان خواهد بود،
که هیچ چیزش بوی بوسه و باروت ندهد!
مهدیه لطیفی
وقتي با هر شلیکِ دشمن
دلت بریزد،
وقتي برای کشیدن ِ هر ماشه
دستت بلرزد،
برای جنگیدن دیر است!
باید "دوست داشتنت" را بغل بگیرم
و تمام این جنگ را یک نفس بدوم.!
حتما جایی در جهان خواهد بود،
که هیچ چیزش بوی بوسه و باروت ندهد!
مهدیه لطیفی
نشستم زیر آینه هاى رنگ به رنگ و به تو فكر ميكنميه واژه از تو مياد تو ذهنم بى اختیار "انس"چقدر به تو انس گرفتم و این از وجود خودت ریشه دوانده در وجود من  سرم را ميگذارم به روى شانه ات و عطر بوسه ات به روى موهایم در فضا ميپیچد گرم ميشود دلم .   
بوسه و تاثیرات معجزه بخش آن در زندگی شویی
بوسه 
بوسه ، هميشه تاثیر خاص خودش را دارد ، چه اولین بوسه از همسرتان باشد چه صدمين آن ، تاثیری که حتی بعد از جدا شدن لب هایتان باقی مي ماند . بوسیدن ، معمولاً نقش مهمي در روابط شویی دارد . بوسه ، سازگاری احساسی بین دو نفر را تقویت مي کند ؛ هر چه زن و شوهر بیشتر همدیگر را ببوسند بیشتر مي توانند با هم ارتباط عاطفی برقرار کنند .
سعی کنید در مورد بوسه و به ویژه اولین بوسه
 یک دوست داشتن هایی هم هست که از دور است و درسکوت که دلت برایش از دور ضعف ميرود که وقتي حواسش نیست چشمانت را ميبندی و در دل دعایش ميکنی و یک بوسه به سویش روانه ميکنی که وقتي بی هوا نگاهش با نگاهت یکی ميشود انگار کسی به یکباره نفس کشیدن را ممنوع ميکند یک دوست داشتن هایی هست که به یک باره بی مقدمه پا در کفش دلت ميکند و جا خوش ميکند و از دست تو کاری بر نمي آید جز از دور دوست داشتن یک دوست داشتن هایی هست ساکت است آرام است. خوب است
 #عادل_دانتیسم
ما داغدار بوسه وصلیم.
گر عقل پشت حرف دل، اما نمي‌گذاشت
تردید پا به خلوت دنیا نمي‌گذاشت
از خیر هست و نیست دنیا به شوق دوست
مي‌شد گذشت. وسوسه اما نمي‌گذاشت
این قدر اگر معطل پرسش نمي‌شدم
شاید قطار عشق مرا جا نمي‌گذاشت
دنیا مرا فروخت ولی کاش دست‌کم
چون بردگان مرا به تماشا نمي‌گذاشت
شاید اگر تو نیز به دریا نمي‌زدی
هرگز به این جزیره کسی پا نمي‌گذاشت
گر عقل در جدال جنون، مرد جنگ بود
ما را در این مبارزه تنها نمي‌گذاشت
ای دل بگو به عقل که دشمن
ماهنوش #کوی تو #محبسِ آمال و زندانِ #تن و جان من است مرا با #بوسه هایت ،با #خمارینِ نگاهت #شبی مهمان نما تا صیح برایم #دلبری کن#ناز کن ،با عشوه هایت ،#شعله ور کن آتشِ #پنهانِ من #ماهنوش_منشی زاده❤️
مي گفتی نا لایقم،لیاقتت رو ندارم.اما حرف های عاشقونه ميزدی!
مي گفتی اُمُل و بی کلاسماما قربون صدقه ی تیپم ميرفتی!
تو بگو.اگه جای من بودی چیکار مي کردی؟!
منِ احمق دلم پیشت گیر بود، نفسم به نفسات بند بود.
چه ساده دل بودم که خیال مي کردم "دوستت دارم"های تومنحصر به منه، نميدونستم تیکه کلامته!
دم از بوسه ی عاشقانه ميزدی ولی.طعم بوسه هات تو منوی همه بود!
بوی آغوشت مست کننده بود،ميدونی چرا؟چون ترکیب عطر های مختلف زنونه بود.
خوب بلد بودی با چش
مي گفتی نا لایقم،لیاقتت رو ندارم.اما حرف های عاشقونه ميزدی!
مي گفتی اُمُل و بی کلاسماما قربون صدقه ی تیپم ميرفتی!
تو بگو.اگه جای من بودی چیکار مي کردی؟!
منِ احمق دلم پیشت گیر بود، نفسم به نفسات بند بود.
چه ساده دل بودم که خیال مي کردم "دوستت دارم"های تومنحصر به منه، نميدونستم تیکه کلامته!
دم از بوسه ی عاشقانه ميزدی ولی.طعم بوسه هات تو منوی همه بود!
بوی آغوشت مست کننده بود،ميدونی چرا؟چون ترکیب عطر های مختلف زنونه بود.
خوب بلد بودی با چش
بعد از جر و دعوای سهمگین با کادر آموزش، دم کرده تو مانتوی مشکی خسته خسته کلید رو انداختم تو در و اومدم خونه. وایسادم یه نگاهی به باغچه کردم. تمشک ها رو دیدم. یاد قصه ی اون دختر افتادم که جایی زندگی ميکردن که تصوری از تمشک نداشت به جز عکسهای هوس انگیزی که پدرش از سفر شمال بهش نشون داده بود و دلخوش به روزی بود که مسافرت برن شمال و از فضا فصل تمشک هم باشه . ولی هیچ وقت این اتفاق نمي افتاد چون فصل تمشک تو گرماس و شمال تو گرمای تابستون برای مسافرت انت
وقتي که عشق های حقیقی مجازی است
احساس های ما، فقط از روی بازی است
هر شب قرار و وعده ی دیدار و انتظار
این صحنه ها، فقط و فقط صحنه سازی است
رقص و شراب و دلهره ی بوسه های تلخ
این آخرین تزل بنده نوازی است
سازی که ساختند برای ترانه ها
این سازهای غم زده آخر چه سازی است
وقتي که از حقیقت هم دور ميشویم
این لحظه ها دگر، فقط از بی نیازی است
آغوش ميشود خم محراب عاشقان
این عشق های یخ زده عشق مجازی است
                                                                   
توی کلاس حافظ شناسی بارها راجع به عشق در شعرها حرف زدیم. مضمون عشق تکراری نميشه؛ هميشه توی شعرها هست فقط با توجه به شرایط زمانه نحوه بیانش عوض ميشه. اینکه اگر قدیم از زلف و گیسو یار ميگفتن، الان از روسری آشفته در باد ميگن. اگر قدیم از خرابات ميگفتن، الان از عشق توی مجلس روضه ميگن. عشق همون عشقه و جالبیش اینجاست که از هر زبان که مي‌شنویم نامکرر است». 
همه این‌ها رو گفتم که این رو بهتون معرفی کنم: (مي‌بوسمت- غوغا تابان) احتمالا تا حالا دیدینش و
مثلا پشت پنجره بایست و در را که باز کردم از آن لبخندهای معروفت بزن و دست تکان بده مثلا وقتي حساب و کتاب هایم باهم نميخواند و اخم کرده ام، لیوان چای با عطر هل دستم بده و بوسه بکار روی گونه هایم. مثلا وقتي صبح از آن دنده بلند ميشوم لقمه نان پنیر برایم بگیر و بگو با اخم و بی اخم به چشم من بهترین مخلوق خدا تویی. مثلا یکهو ظهر زنگ بزن و بگو غذای مورد علاقه ات را پختم و تو راه شرکتت هستم مثلا یک بار کار را برعکس کن و تو برایم شعر بگو و توی خانه راه
یک نفر دارد اميد اینکه درمانش کنینوشدارویی دهی، یک بوسه مهمانش کنیهر چه بوده بین ما و مو و دست و نقطه چینبهتر است از چشم و گوش خلق پنهانش کنیکودتای مخملی یعنی تو در یک کوچه ایشال برداری و موها را نمایانش کنیاین همه اعجاز داری وقت آن است ای عزیزاین لب آتش پرستم را مسلمانش کنیدست تو زنجیر و من دیوانه ی دیوانگیدر بغل دیوانه را باید گروگانش کنی
با نوازش های نور خورشید چشم باز مي کنم و با یه لبخند روز تعطیلم رو شروع مي کنم.
صدای پرنده ها که مستانه ميخونن،مستم ميکنه و تا نونوایی مستانه قدم ميزنم.
یه صبحونه ی دلچسب ميخورم و بساط نقاشیم رو تو بالکن پهن ميکنم.
با عشق نقاشی ميکنم و گربه ی عزیزم،Leo، کنارم بازی ميکنه، بالاخره پرتره ام تموم ميشه، با عشق نگاش ميکنم و امضا ميکنم: Nelii
وسایلم رو جمع ميکنم و لئو رو مي بوسم و با هم به آشپرخونه ميریم. 
بادمجان ها رو کباب ميکنم و همزمان شادمهر عزیز ميخو
شانه هایم لرزید. پاهایم سست شد. چیزی در دلم وُول مي خورد و هی چنگ مينداخت به گلویم. صدای دختر بچه ای که قسم های نوجوانیمان را نجوا مي کرد و تکه موهایی که لای یک دفتر آبی رنگ خشک شده بودند. آنجا دشت خدایان بود، همان منجلابی که سال ها پیش جسم من دفن شد در عميقش. زیر آفتابی که رنگ خاطره مي پاشید به چشم هایمان. طفره رفتن چه سودی داشت وقتي روح پر شده بود از ترک لب های داغمان که کابوس بوسه های غریبه مي بینند؟ زیر نور ماهِ تب داری که زنجره را فراموش کرده ب
با چه رو خیمه بَرَم این سرِ آویزان را                    چه کنم مشکلِ این حنجر خون ریزان رابه سفیدیِ گلوی تو کسی رحم نکرد                 رسمِ کوفی است بگیرند هدف، مهمان رادست و پایی زدی و باز تبسّم کردی                     پس خدا بوسه زند این دو لب خندان رابوسه بر این سرِ پاشیده ز هم مشگل نیست       &
شیش کباب با راسته گوساله
شیش کباب یک کباب مشهور از کشور ترکیه است که با تکه‌های مربعی گوشت که روی سیخ زده مي‌شود درست مي‌شود. نام این کباب شبیه به ششلیک است که هر دو 
برگرفته از کلمه ترکی شیش به معنای سیخ است. 
شیش کباب هم با مرغ و هم با گوشت قرمز درست مي‌شود. این کباب در واقع با گوشت خوابیده در مواد یا همان مرينت شده درست مي‌شود که طعم فلفلی خوشمزه‌ای خواهد 
داشت. بهترین بخش گوساله برای کباب بخش راسته است، چون نسبت به سایرین برای کباب مزه ب
بعضی روزها چنان پر تلاطم هستند که شب ميتوانی با خیالِ راحت سر به بالین بگذاری و خدا را شکر کنی برای تمام شدن این بیست و چهار ساعتِ لعنتی!
دیشب با شنیدن خبر آمدنش حالم بد شد،نميخواستم ببینمش،ميخواستم در این آرامش پوشالی روزگار بگذرانم.
صبح با شنیدنِ صداش ضربان قلبم بالا رفت و عصبی شده بودم،انگار فیزیولوژیک بدنم شرطی شده و تمام تلاش های من هیچ!
نادیده اش گرفتم و به زور سلامي دادم،اما موقع نهار خوردن دیگر نميشد در جلد بی تفاوتی ایفای نقش کنم،ن
امسال نیز، مراسم دست بوسی از مادران بهتر از هر سال دیگر برگزار شد. امسال دیگر مجبور نبودیم بچه‌ها را اجبار کنیم به دست بوسی! بلکه خود بچه‌ها بی‌قراری مي‌کردند تا اسمشان خوانده شود تا به دست و پای مادرانشان بیفتند! حتما خودشون به عینه دیده‌اند که این بوسه‌ها معجزه‌ای مي‌کند وصف ناشدنی!در مراسم افرادی هم بودند که از نعمت مادر محروم شده بودند؛ حس و حال آنها را نمي‌شود به قلم آورد. ای‌کاش در مراسم نبودند.پ ن١: دوست عزیزی که مادرت، رخ در نقا
کاش بوسه های عاشقانه من
از همين دور و دیر
از همين فاصله
از همين جا
آرام چون پرستوی مهاجر
بر سر شانه های تو مينشست
و آرام , آرام تو را ميبوسید
و جا ميکرد خودش را
در کنجِ دنجِ دلت
جایی که فقط من باشم تو
یک خلوت آرام
تا آرام گیرد
دلم,جان دلم.

م.ستوده ( 10:07 صبح جمعه 7 آذر 93)
اولین بار تو به آغوش کشیدی تنو با بوسه های تو شدم عاشق منبگذرد سالی و صد سال دگر ميشم از یاد تو من فارغ نه … پیر ميشمپیر ميشم و تو در ذهن منی و عصایی که ميخورد به زمينمن شدم بارکش خاطره ها کمرم خم شد از این فاصله هازندگی عشق قماری که من باختمش من باختمشعاشقان از بغل هم خدا کاش نرن …
اقامت در یک هتل با مناظر بکر و بینظیر آنهم به صورت رایگان کمي رویایی است، اما حقیقت دارد. در سفرهای اروپایی شانس این را خواهید داشت که در یکی از این هتل های رایگان و رویایی اقامت کنید. البته به شرط آنکه سختی کوهنوردی در کوهستان Foronon Buinz را به جان بخرید.
هتلی که از آن صحبت مي کنیم در واقع اقامتگاهی است که توسط خانواده خانواده کوه ‌نوردی به نام لوکا ووریچ (Luca Vuerich) که در سال 2010 هنگام تلاش برای صعود به آبشار یخی پریزونیک (Prisojnik) درگذشت، ساخته‌ شده ا
تا حالا به لحظه تحویل سال1478 فکر کردید!!! ؟؟ 
همه بلند ميشن، روی همدیگر رو مي بوسن ، و فرا رسیدن سال نو رو بهم تبریک ميگن و .
 اون وسط یک مهربون از جمع جدا ميشه و  قاب عکسی را مي بوسه و روش دست مي کشه و ميگه روحت شاد مامان بزرگ، روحت شاد پدر بزرگ !!!  
ميدونید اون عکس کیه ؟
ادامه مطلب
ای حرمت قبله ی
حاجات ما
یاد تو تسبیح و مناجات ما
تاج شهیدان همه عالمي
دست علی ماه بنی هاشمي
ماه کجا، روی دل آرای تو؟
سرو کجا، قامت رعنای تو؟
همقدم قافله سالار عشق
ساقی عشاق و علمدار عشق
سرور و سالار سپاه حسین
داده سر و دست به راه حسین
عم امام و اخ و ابن امام
حضرت عباس علیه السلام
ای علم کفر نگون ساخته
پرچم اسلام بر افراخته
مکتب تو مکتب عشق و وفاست
درس الفبای تو عشق و صفاست
مکتب جانبازی و سربازی است
بی سری، آن گاه سر افرازی است
شمع شده، آب شده، سو
ستاره بازی را بلد بودم ، اما از شب ميترسیدم ،
الاکلنگ را بلد بودم  ، اما از ارتفاع هم ، خب ميترسیدم .
من حبس نفس را ، یک عمر بلد بودم اما ، از دریا ميترسیدم .
لمس دستانت ، بوسه بر لب هایت و حتی عشق را ، بلد بودم ، 
باور بکن ، من تو را کاملا از بر بودم ، اما ، از تنهایی ميترسیدم ،
رفتنت را من از هر نظر لایق بودم ولی ؛
بی معرفت نباش و نگو ؛ من تو را عاشق نبودم ،
من فقط یک آدم ترسو بودم .
بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت با لب لعلش خرابم کرد و رفتبا نگاهش جسم و جانم را بسوختبعد هم عاشق خطابم کرد و رفترهزن دل بود چشم مست اوز آتش عشقش کبابم کرد و رفتاشک ریزان همچو شمعی تا سحرسوختم چندانکه آبم کرد و رفتعاقبت در جمع عاشقهای خویشعارفانه انتخابم کرد و رفتدید رسوا گشته ام در محفلشبی وفا آخر جوابم کرد و رفتعشق من آمد ببالینم شبیبا نوای بوسه خوابم کرد ورفت#زهرا_سرکارراه 
چشمان تو مرکز عاشقانه های بی انتهاستو طواف قلب من به مرکز بودن تو رقصی شور انگیز از عبادت و نیازمرا به مهربانی نفسهای ات بشارت ده به معجزه ی لبانی که بوسه اش شروع شکفتن در خویش استد تا طهور در نگاهی که حیات جاودانه را مينشاند پای اشتیاق .چشمان تو.بی پایان این آغاز عاشقی استرضا6/16
U
و تو توی شیرین ترین لحظات دنیامون ،
تو قشنگترین خاطره های عمرمون ، هستی.
و تموم دوست داشتنی ترین لبخند ها ، غمگین ترین اشک ها
توی گرم ترین بوسه ها ، عميق ترین آغوش ها
و تموم چیز هایی که ميخوام توی امواج زندگیمون ثبت بشه
همه خاطراتی که تو تاریک ترین شب ها مي درخشن
و تو ، همون کسی هستی که تو تک تک سلول های من نفس مي کشه!
 
 
ده روزه که گیانکو ندیدم و نميدونم این حسی که الآن دارم چیه. چی مي‌گین به اون حسی که جایِ خالیِ دستایِ یه نفره بین دستات؟ جایِ خالی بوسه‌هایِ یه‌نفر رو پیشونی‌ت. جایِ خالیِ حرفایِ یه نفر وقتي کنارِ گوشت حرف مي‌زنه. جایِ خالیِ چشمایِ یه نفر وقتي تمامِ مدت زل زده بهت و داره سعی مي‌کنه نشون بده حواسش نبوده. جایِ خالی‌. جایِ خالی. جایِ خالی. جایِ خالیِ چیزایی که نمي‌شه با کلمات نوشتشون. چی مي‌گین بهش؟ این تمومِ اون چیزیه که این‌روزا دارم حس
بعضی از نوزادان از بدو تولد ضایعه ای روی قسمتی از پیشانی یا پشت گردن دارن که به شکل یک ناحیه ی صورتی رنگه.هیچ مشکل خاصی نداره و در موردش صرفا به والدین اطمينان خاطر ميدیم.اسم های مختلفی برای این ضایعه گفتن که یکیش "angel's kiss"هست.شما ببین یک آدم چقدر ذوق و سلیقه داشته که اسم یک ضایعه ی پوستی رو بذاره "بوسه ی فرشته"?
دلبران،دل ميـبرند.اما،تـو جانم ميـبری" ناز را افزوده ، با نازت توانم ميـبریسوز دردِ عشق را با غمزه های ناز خودتا ته قلب من و تا استخوانم ميـبریميزنیچشمکنهانی،جان تـو! جان خودم!با تکان پلک خود تابیکرانم ميبریتاکه ميخواهم بگویم راز خود را ناگهاندستهایمهربان را بر لبانم ميبریميکنی ساکت مرا با بوسه های بی هواشعر را با بوسه از روی زبانم ميـبریتو شبیه دلبران هستی ولی جور دگردلبران،دل ميبرند.اما،تو جانم ميبری
بازم امشب دل تمنای توکرددرخیال خودتماشای توکردیادایام خوشی های زمانیادآن بگذشته شبهای توکردنغمه ی باران به بام خانه امياد قد. سرو رعنای تو کردپیچ و تاب طره ات آمد بیادیاد آن زلف چلیپای تو کردشد مجسم چهره ات درخواب منیک نظر بر قد و بالای تو کردتاگل لبخند نشاندی بر لبتبوسه ای برنسترنهای تو کردصبح. پرسیدم خواب دیشبشچون ز تو گفتم. حاشای تو کرد74/9/26یک نیمه شب بارانی ميناب وهب رنجبر 
 
کجاست آن که مرا و دل مرا بلد استکه خنده‌هاش دلیل حیات این جسد است
مرا نگفته و ننوشته، خوب مي‌دانددر امتحان دلم نمره‌اش هميشه صد است
کنار چای به من شعر مي‌دهد هرشبسلام اولِ صبح‌ش به بوسه مستند است
دلم برای دلش یا دلش برای دلمقواره‌ی هم و آیینه‌ی تمام‌قد است
نه هیچ برکه و ساحل، نه هیچ چشمه و رودنفس کشیدنِ او وقت خواب، جذر و مد است
به جز ترازوی تقوا چه مي‌توانم گفت؟به او که طرز نگاهش تميزِ خوب و بد است
اگر نیامده امشب به این اتاق بهاردرخت
اسفند که عاشق شویسال را با بوسه تحویل مي کنیحتی اگر سال #نو،نیمه #شب از راه برسدشاید تلفنت#عاشقانه تر از هميشه زنگ بزندکسی با یک سلامقبل از سپیدهء سال بعددیوانه ات کنداسفند که #عاشق شویتمام دروغ ها را باور مي کنیو دلت غنج مي زند.مي دانم که در روزهای #آخر سالدسته کلیدت را گم مي کنیگوشی ات را جا مي گذاریو احساس مي کنی که کسیبا لحن عاشقانه منصدایت مي زند.تو عاشقم بودیدر اسفند ی که هرگزاز تقویمت پاک نمي شود
دانلود دوبله فارسی فیلم بوسه مرگ Death Kiss 2018دانلود رایگان دوبله فارسی فیلم بوسه مرگ Death Kiss 2018 با لینک مستقیمبا لینک مستقیم و کیفیت : BluRay 1080p + BluRay 720p + BluRay 480p
 
منتشر کننده فایل : androidirany.comمنتشر کننده فایل : FilimSerial.irنام فیلم : بوسه مرگ – Death Kiss 2018ژانر : اکشن | جنایی | درامزبان : دوبله فارسی + زبان اصلیکیفیت : BluRay 1080p + BluRay 720p + BluRay 480pمدت زمان : 87 دقیقهامتیاز : 4,5 از 10سال انتشار : 2008محصول کشور : آمریکاکارگردان : Rene Perezستارگان : Daniel B
گریه ام را در ميان خنده پنهان ميکنمبودنش را در ميان سینه اذعان ميکنم باز اگر دستم شود حلقه به دور گردنشمن برایش بیقراری عهد وپیمان ميکنم آه از آن لحظه نگاهش بر تنم جا خوش کندمن لبان مست اورا بوسه مهمان ميکنم عاشق قد قامت ِ او با صدایش جان دهممن برای خنده ی او عزم ميدان ميکنم گفته بودم چون پرنده در هوایش مي پرمبی حضورش این جهان را همچو زندان ميکنم خ سعادتی_پامچال
دیشب زیر نور ماه خوابیدمخواب تو و چشماتو دیدمتوی خواب لبهاتو بوسیدمبا یه بغض گنده از خواب پریدمبا مدادِ آبی و سفیدم عکس تورو روی ماه کشیدمابر اومد و روی ماهو پوشوندتا سایه ی سیاهشو دیدمدلم تنگ شد برای بوسه هایمون.
ادامه مطلب
عاشقانت نخواهند ماندیکی یکی مي روندمحو مي شوندهر بوسه که بر یکی مي زنیشلیکی به دیگری ستیک به یک خواهند رفتتنها یکی خواهد ماندکه از همه قوی تر استیکی که مدام دور و برت پرسه مي زندمن ؟نهآخرین شلیک اتکار مرا نیز ساخته استتنها یکی خواهد ماندکه از من قوی تر استرو به رویت خواهد نشستبه چشمانت زُل خواهد زدو تو را از او گریزی نیستاز دیرباز مي شناسمشنامش تنهای ستشهاب مقربین
دوستت دارم و از گفتنش ابایی ندارم
بگذار مرا هر چه ميخواهند بخوانند این مردم
چون لیلی من تو باشی
مجنون و مستم گر بخوانند دردی نیست
درد آن است که من مجنون باشم و تو لیلی نباشی
سکوتم را بنگر
فریادهای خاموشم را نمي بینی
عشق را در چشمانم و در اندوه نگاهم نمي بینی
من فریاد خاموشم
ناله پردرد عشق بی فرجامم
مسافری خانه بدوشم
سربازی بدون وطن
وطنم، سرزمينم، خانه ام دل زیبای توست
چشمان و لبانت 
آه از چشمان و لبانت که قبله گاه من بودند
دریغ شدند از من در ک
باید که دین عشق تو را تازه تر کنم از کل روی ماه تو سی جزء بر کنم با آیه ی نگاه خود اعجاز مي کنی وقتش رسیده اهل جهان را خبر کنم قدری نماز فاصله ها را شکسته کن راهی شدم به مقصد چشمت سفر کنم جایی که اشک هست تیمم مجاز نیست از چشمه ای زلال وضویی دگر کنم انگشت های عاشق تو ، گیسوان من اینگونه مي شود فقها ! مسح سر کنم؟!عمریست روزه دار لبی پر تغزلم عشقم! غزل بخوان که لب تشنه ، تر کنمصوموا» برای بوسه تصحوا» نمي شود بگذار در کنار تو شب را سحر کنم
آهنگ زیبای خلوت بوسه با صدای سیاوش سهراب 











متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمي باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه مي باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






param name="AutoStart" value="False">
در یکی از روزهای تلخ زندگانی ام وقتي  برای خفه کردن صدای هق هق هایم سر آستینم را گاز ميگرفتم، فکری به سرم زد که شاید به ظاهر احمقانه بیاید‌. 
از خودم عکس گرفتم و در گوشه ای پنهانش کردم تا احدی جز خودم به آن دسترسی نداشته باشد . امروز اتفاقی به آن عکس رسیدم . 
هزاران بار بوسیدمش، موبایل را در آغوشم گرفتم، سپس دوباره عکس را بوسیدم. چشمهایش را، اشک هایش را، چین های پیشانی اش را، دهانش را که از هق هق نیمه باز بود، موهای پسرانه ی آشفته اش را . همه اش ر
به نام "او"
قصه همين است، گاهی از هیچ شروع مي‌شود.
از جست و جویی بی پایان!
از زمانی که هميشه کم است و زیاد مي‌آید. وقتي که دلتنگ مي‌شوی!
به پایان که مي‌رسی، مي‌بارند برگ‌های خاطرات بر سر لحظه‌ها.
خراب مي‌شوی از همان آغاز! 
به پایان مي‌رسی وقتي اولین نگاه، اولین آغوش، اولین بوسه را به خاطر مي‌آوری!
گاهی از همين هیچ شروع مي‌شود و لحظه‌هایی که کدر مي‌شوند.
ميخندی  و عشق هست.
ميبینی و عشق هست.
تصور ميکنی و عشق هست.
به یک باره مي‌رود . خ
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه تو چشمای اهل حرم زنده شده یاد حسن
شب ششم محرم 1398هیأت ریحانه الحسین (ع)نوحه زمينه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیتو چشمای اهل حرم زنده شده یاد حسن قیامت وقت وداع پاش و شاخ شمشاد حسنمادرش دور سرش عمامه ميبنده براش از چشاش معلومه که ميخاد بره پیش باباشبا صداش وقت رجز زمين ميلرزه زیر پاش بوسه به جای باباش ميزنه به روش اباالفضلوای که چقدر عزیزه برای عموش اباالفضل ميخاد که توی کربلا به پا کنه جنگ حملچه یکه ت
آغوشت زاویه ایست
بین من
و نفس های تو
دم و باز دم هایی
که گویی 
آغاز گر معاشقه ایست
معاشقه ای پرِ دم 
پرِِ باز دم
معاشقه ای که با بوسه های داغ 
و بی پروای من آغاز
و با نفس های تند و کش دار تو پایان نخواهد گرفت
آنجا آغاز است
آغاز شبی که
گیسوانت را 
بو ميکشم تا خود صبح
شبی که دیگر 
خواب به چشمانم نخواهد آمد
شبی که برهنگی را حجابیست
و سپیدی تن تو نوریست
بر تمام تاریکی وجود من
عاشقانه مينویسم
برای تو جان دلم ، خاتونم


م. ستوده(93/9/10)
رویای کنار‌تو شبُ‌صبح‌کردن همچنان با منهدلم ميخواد دریایی باشه و ساحلی من‌باشم و تویی عشق باشه و بوسه ای  اما دعوا داریم! سر‌اخلاقای من ، برخوردای تو کی ميدونه چه قدر ما زندگی ميکنیم؟ کی ميدونه ؟ چرا نا مهربون باشم با تویی که شکل و فرم تک تک اجزای صورتت برام بهشته چال قشنگ ِ من چال قشنگ ِ شیرین زبون من ازت ممنونمازت ممنونم کوهِ پر غرورم که تحملم ميکنی و از خودم ممنونم البته! که قدر ِ تو رو ميدونم
بهش ميگن ایستگاه عبدل آباد اما اگه به من بود اسمشو ميذاشتم ایستگاه بوسه! ایستگاه قند در دل آب شدن! ایستگاه او! یا یک اینطور چیزی! شاید آنوقت به محض ورود به شهر دانشجویی و دیدن سردرِ ایستگاه، سردرد کذایی به سراغم نمي آمد! پر واضح است که تهران برای من نیست، من هم برای تهران نیستم! که اگر بود به محض ورودم خاطرات بد از در و دیوارش به سرم هجوم نمي آورد! که اگر بود شب بیداری امانم را نميبرید! که اگر بود هنوز هم خاطرش برایم عزیز بود! که اگر بود دوتا ژلوف
زیدان:‌ پیش فصل رئال مادرید تمام شد و حالا مي خواهیم لالیگا را با قدرت شروع کنیم
 
 
زیدان :‌پیش فصل رئال مادرید تمام شد و حالا ما ميخواهیم لالیگا رو با قدرت شروع کنیم.‌نیمار؟
من با تیمي‌ که در اختیار دارم اینجام و ما فقط به بازیکنانمون فکر ميکنیم.‌به خرید نیاز داریم؟
من همان جواب را ميدم. من یه تیم در اختیار دارم و تا پای مرگ کنار این بازیکنان هستم. ما همه‌ی تلاشمون رو ميکنیم که فصل بسیار خوبی داشته باشیم. همين.‌پوگبا؟
ما این تیم رو در اخت
چه کرده چشم تو این مرد زخم آلود دیرین را
که یادش رفته آن پیمان سنگین نخستین را
من آشوب زمان و کینه افروز جهان بودم
نشانده بر دهانم بوسه هایت مهر تسکین را
هر آنکس که به فتوای من از خود عشق را رانده
بگو باز آورد با احترام این جام زرین را
که من بعد از دو قرن رفته از کاوشگری هایم
ندیدم در خم صد ساله این تلخی شیرین را
دلیلش هیچ چیزی نیست الا عشق الا عشق
به لب هایت اگر مي آورد این شعر تحسین را
محمد صادق اميری فر
.از عشق ;:راستش مي خواستم راجع به خیلی از اتفاق های خوب و بدی که دور و بر ما ميفته مطلبی رو قلمي کنم اما دریغ که هر چی بیشتر نگاه کردم کمتر خبر خوب و ارامش بخشی یافتم. اگر از لبخندهای زورکی  فاکتور بگیرم هر چه اینروز ها مي بینیم معمولا غم انگیزتر از ان است که _عشق را به خیل بشر  یاداوری کند_ عفریت جنگ و خشونت و دلواپسی برای فردا از هر طرف چنگال خودش رو توی گلوی دنیا فرو کرده و رمقی برای خندیدن از ته دل باقی نگذاشته ادمها هر روز بیشتر به هم بی اع
شام سیاهِ من سحر ندارد
بابا  زحال من  خبر ندارد
عمه خبر بده به بابای من
رقیه ات عمری دگر ندارد
عمه خدا یار و نگهدار تو
عمه دگر درد سرت کم کنم
گریه ی وقت سحرت کم کنم
عمه رَوم تا که دگر ضربه ی
لگد به روی  کمرت کم  کنم
عمه خدا یار و نگهدار تو
عمه بگو زین نفس آخرم
عمه بگو پدر  بیاید  برم
به روی زانو بنشاند  مرا
بوسه ی آخر بزند بر سرم
عمه خدا یار و نگهدار تو
عمه دلم  تنگ  برای  پدر
مرغ دلم کرده هوای  پدر
عمه بگو این دل کوچک من
تنگ برای بوسه های پدر
عمه خ
⚫️⚫️⚫️ یا رسول الله دوباره تازه کنم در هوای تو جان راتویی که هدیه نمودی به شهر ایمان راتکانده بال فرشته غبار دوشت راو بوسه ميزند عالم به عشقت انسان رادل تو شأن نزولی به عروه الوثقیخدا نشسته بخوانی دوباره قرآن را چقدر آیه تطهیر مي‌شود نازلچقدر در تو مجسم نموده فرقان رانه کاخ شوکت کسری که هرچه کاخ ستمز شوکت تو شکستند طاق ایوان رادروغ گرچه زیاد است وعده حق شدبه صدق نام تو داده ست ختم دوران را✍ زهرا آراسته نیا@arastehnia
دانلود آهنگ آیت احمدنژاد سخته جدایی
Download Music Ayat Ahmad Nejad Sakhte Jodaei
دانلود آهنگ غمگین کردی آیت احمدنژاد بنام سخته جدایی
دانلود آهنگ کردی  سخته جدایی آیت احمدنژاد
دانلود ترانه و موزیک ایت احمد نژاد سه خته جودایی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
تکست و متن آهنگ آیت احمدنژاد سخته جدایی
توشم هات و توش فرخ لقای نیه له درگای هیچ پادشا یک
توشم هات و توش ئه رمنی گه وریک
سزام په ئه دا هه ر سات به طوریک ئاخر نه فه س مه و مالم با ر ئه کا
فه قه ت
زیر این خورشید تاریک مي سوزم
فاصله ام با ماه ، با تو ، یک ارزن نمي ارزد 
سزای خویش را نزدیک تر از قلب به خود مي بینم
سزای انحراف من از آن رود بلند و سبز
سزای این صدای من که از فقر درون مي نالد
از فقر تو مي نالد
از فقر خدا مي نالد
و از ترحم های عشق
از نسیم لحظه ای غمگین ، مي نالد
لحظه های خوب در پی ویرانی
لحظه های درد در کنج سکوت ، مي شوند معماری
اگر بوسه ای در خواب یک لحظه درون تو شود جاری 
بدان این را که آن لحظه
بی گناهی بی گناهی بی گناهی
نه تنها ماه رمضان،اکنون دو سالی است که من روزه دارم. از پس این روزه‌ام بی قرارم. خبری از افطاری نیست و آری بی افطارم، در پس نبودنت جان ميسپارم.کاش مي بودی و با بوسه بر لبانت افطار ميکردم. کاش در مستی چشمانت خودم را انکار ميکردم. کاش همه شب تا سحر عشق بازی با تو رو تکرار ميکردم. کاش سجده بر سینه ات ميگذاشتم و بر پرودگارم جلوه عشق به آفریده اش را اقرار ميکردم. کاش مي شدم خودم را از این کابوس بیدار ميکردم!!!تو رفتی و من را با خود بردی. یک بار هم نپرسید
هــــــم دعـــا کـن گره از کار تو بگشاید عشق
هــــــم دعـــا کــــن گره تـازه نیــــفزایـد عشق
قـایقـــی در طلـــب مـــوج بــــه دریـــا پیوست
بایـــد از مــــرگ نترســـــید ،اگـــــر باید عشق
عــــاقــبـت راز دلــــم را بــــه لبــــانـــش گفتم
شاید این بوسه به نفرت برسد ،شاید عشق
شـمع افــــروخــت و پــروانـــــه در آتش گل کرد
مــــی توان ســـوخت اگــر امـر بفرماید عشق
پیلــــه ی عشق مـــن ابــــریشم تنهایی شد
شـمع حـق داشت، به پ
قضا به گوشه زندان نهد مکانش راکسی که روح الامين است طایر حرمشهجوم حادثه بر هم زد آشیانش رابه حبس و بند و شهادت اگر چه راضی شدبه جان خرید بلاهای شیعیانش راقسم به سجده طولانی اش زشب تا صبحبه سود حلقه زنجیر استخوانش راچو از مدینه پیغمبرش جدا کردندبه هم زدند دریغا که خانمانش رازه حیله بازی هارون دون نجاتش دادبریده بود بیداد خود امانش رابه جز عبای فتاده به خاک در زنداننبینی آنکه بجوئی اگر نشانش راسید رضا مؤید 
دنیا اگر تو را نداشتچگونه مي شد خندید؟آفتاب کسل طلوع مي‌کرد!پرنده در قفس مي‌مردو جنگل هميشه در مه جا مي‌ماند
 دنیا اگر تو را نداشتگلی نبودچشمه ای نمي‌جوشیدو آواز قناری‌ها راهیچکس جدی نمي‌گرفت.
 دنیا اگر تو را نداشتعطر‌ها بو نداشتند!گلفروش‌ها پژمرده مي‌شدندو خاک، کتاب‌ها را مي‌خورد!
 دنیا اگر تو را نداشت"فاصله" غمگین نبودهیچ‌کس دلتنگ نمي‌شدو سخت مي‌شد، دلِ منسرد مي‌شد، دست‌هایمو بوسه و آغوشفراموشم!
 دنیا اگر تو را نداشت.دنیا ج
سلام . 
گفتی هر از گاهی جویای احوالت باشم . مگر مي شود عشق به خواسته اش نرسد . سرک کشیدم و از پشت پنجره تو را دیدم ، سراسر لبخند بودی . از تو چه پنهان حال من بد نیست  و ملالی نیست جز دور بودن از چشم های مهربان تو . 
اینکه نفس مي کشی به شوق زیستن  ،یعنی که من زنده ام . همين کافی ست .
هر گوشه ی این جهان ،طراوت و سرسبزی بهار را مي بینم ، در خیالم به چشم های تو بوسه مي زنم.  
دیگر عرضی نیست جز  اینکه ،صدای خنده های تو ،موسیقی لحظات من است  پس لطفا هميشه بخ
سلام . 
گفتی هر از گاهی جویای احوالت باشم . مگر مي شود عشق به خواسته اش نرسد . سرک کشیدم و از پشت پنجره تو را دیدم ، سراسر لبخند بودی . از تو چه پنهان حال من بد نیست  و ملالی نیست جز دور بودن از چشم های مهربان تو . 
اینکه نفس مي کشی به شوق زیستن  ،یعنی که من زنده ام . همين کافی ست .
هر گوشه ی این جهان ،طراوت و سرسبزی بهار را مي بینم ، در خیالم به چشم های تو بوسه مي زنم.  
دیگر عرضی نیست جز  اینکه ،صدای خنده های تو ،موسیقی لحظات من است  پس لطفا هميشه بخ
خیال مي‌کنم که فرداصبح با صبح بخیر تو بیدار مي‌شوم، یا وقتي که از سر کار برگشتم، یک خسته نباشید و آغوش ميهمان تو هستم.
خیال مي‌کنم روبروی تلویزیون و بر روی کاناپه‌ی خانه‌مان خوابت برده است و من تا وقتي بیدار مي‌شوی به خطوط چهره‌ات خیره مي‌شوم، و شاید همان‌جا خوابم ببرد.
خیال مي‌کنم در خانه، خودت را قایم کرده‌ای تا تولد بیست و هشت سالگی مرا با جیغ و فریاد تبریک بگویی و مرا غافل‌گیر کنی و من تو را به رستورانی که در خیالمان با هم آشنا شده
هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشقهم دعا کن گره تازه نیفزاید عشققایقی در طلب موج به دریا پیوستباید از مرگ نترسید، اگر باید عشقعاقبت راز دلم را به لبانش گفتمشاید این بوسه به نفرت برسد شاید عشقشمع روشن شد و پروانه در آتش گل کردمي توان سوخت! اگر امر بفرماید عشقپیله ی رنج من ابریشم پیراهن شدشمع حق داشت! به پروانه نمي آید عشق
فاضل عزیز
روزی که هر لب ترانه یی ست ،تا کم ترین سرود ، بوسه باشد.روزی که تو بیایی، برای هميشه بیایی ،و مهربانی با زیبایی یکسان شود .
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم …و من آن روز را انتظار مي کشمحتی روزیکه دیگر ،نباشم…!
"شاملو "

نامت زیاد است .هم نامت زیاد .
و نميدانی چه سخت است شنیدن عاشقانه ای که نامت از زبانش نميافتد .!
وقتي به آخر اسمت جان اضافه کند .جان ميدهم!ميفهمي؟
با اینکه ميدانم مخاطب عاشقانه اش تو نیستی .!اما حسادتم این روزه
روزی که هر لب ترانه یی ست ،تا کم ترین سرود ، بوسه باشد.روزی که تو بیایی، برای هميشه بیایی ،و مهربانی با زیبایی یکسان شود .
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم …و من آن روز را انتظار مي کشمحتی روزیکه دیگر ،نباشم…!
"شاملو "

نامت زیاد است .هم نامت زیاد .
و نميدانی چه سخت است شنیدن عاشقانه ای که نامت از زبانش نميافتد .!
وقتي به آخر اسمت جان اضافه کند .جان ميدهم!ميفهمي؟
با اینکه ميدانم مخاطب عاشقانه اش تو نیستی .!اما حسادتم این روزه
دلم آغوشت را ميخواهد
آغوشی از تمام نبودن ها و نشدن ها
آغوشی بی مانع
دلم بوسه های داغ داغ ميخواهد 
دلم دخول ميخواهد و رهایی، دخول گرمای قلبت به سنگ سخت و سرد وجودم
دلم عطر موهایت را ميخواهد و آرامش پرواز در رویای گیسوانت را
دلم حرارت لب هایت را ميخواهد و سرمای سر انگشتانت لابلای زاویه های وجودم
دلم جنون ميخواهد و تو.
دلم تو را ميخواهد و خلاص خاتونم

م.ستوده | شهریور 93 | عاشقانه های یک دیوانه لابلای سطرهای شهر غریب
.دلم جنگل، دلم باران، دلم اصلا غلط کردهدلم بوسه، لب یاران، دلم اصلا غلط کردهدلم دریا، دلم ساحل، دلم یک کام پر حاصلدلم خلوت، دلم جانان، دلم اصلا غلط کردهدلم یک شب، دلم یک تب، به عشق یار شیرین لبدلم شاعر، دلم دیوان، دلم اصلا غلط کردهدلم خنده، دلم شادی، دلم فریاد آزادیدلم پروازی از زندان، دلم اصلا غلط کردهدلم مو را، شب او را، دلم آن چشم جادو رادلم یک صبح جاویدان، دلم اصلا غلط کردهدلم خواهش، دلم بارش، جواب ناب و بی پرسشاز آن شیرین لب خندان، دلم
ین جدایی ها یا فراغ بینوایی ها مرا کشانده به بیابانیا که چند روزی بشوم همنشین سنگلاخها درد دل گویان بهرباد و باران نسیمي نمي وزد از بیابان  دوری و هجر و فغان  سرگرفته از نو داغی روان ای رفیق روز تنهایی ای شفیق روز غمناکی ببار بر سیاهی گیسوانم بشور رنگ این تاریکی مژگانم همنشین باد و باران سنگ و گرداب  روزهای خوش رفته دل تنها زار و گریان صدایم گم شده در باد اشکم غرق شده درخاک قلبم در گردو غبار پنهان گشته در خار مغان اینجا دربیابان وف
 
یاد بگیریم آسون بگیریم و از زندگی لـــذّت ببریم ‌؛خودتون رو رها کنید و به اشتباهاتتون بخندید ،زندگی ارزش غصه خوردن برای اشتباهات گذشته رو نداره.به ی لبخند ، ی بوسه ، ی نگاه از روی عشق ایمان داشته باشید.
 
شاد باشید و خوشبخت
 
 
محبوب جان به جان آفرین تسلیم کرده‌ی من،اکنون که در بستر بیماری فتاده‌ام به شما و دست‌های شفابخشتان فکر مي‌کنم. به گرفتگی‌های عضلانی که با نوازش شما بهبود مي‌یافت و به خراشیدگی‌های سطحی که با یک بوسه ناپدید مي‌شد.اکنون که اندکی از اکنون قبلی مي‌گذرد به بیماری‌هایی که در شما حضور فعال داشتند و من درمانشان کردم فکر ميکنم. به حمایت‌گری دستانم که آرام شانه‌های دردناک شما را مالش مي‌داد. به وسعت دامنم که سر گیج و منگ شما را در بر مي‌گرفت.
کاش دوباره برگردی به اولین نگاه و چشم و حیرت رفتن تا ارتفاعات عاشقی.شناور گشتن در کوه و دشت و دره.چشمانی زلال که سکوت را ميفهميد.قایقی که ميبرد دستان ما را تا درک دریاچه ای روییده در پشت سد ،ایستادن در بوسه ای عاشقانه.کاش دوباره برگردد این تصورات تا .بی ذهنی یک پرواز از سجاده تا خیسی باران تا محراب اغوش تا رقص برگهای هزار رنگ پاییزی .تا سرمای بادی که هوای یخبندان داشت.کاش دوباره برگردیم به اولین دیداررضا6/18
ما ادمها از همان موقعی توهم  مریضی و کسالت های بی دلیل را زدیم که احساس کردیم به ما توجه نمي کنند .الکی سردرد ميگرفتیم به اميد بوسه پدر برروی پیشانیمان یا الکی خودمان را بی حال نشان ميدادیم به اميد قربان صدقه رفتن های مادرمان.ما محتاج آبميوه و چند کیلو لیمو شیرین نبودیم درد ما فاصله ها بود،کم توجهی ها و ندیده شدن ها.درمانش هم همان دیدارهایی بود که به واسطه عیادت از بیمار صورت ميگرفت و چقدر ميچسبید توجه های زیرپوستی دیگران ! چشد که به اینجا رس
ای گریه ی شب های مناجات من از تولبخند تو آیین دعای همه ی ما
تنها نه من از یاد تو در سوز و گدازم
پیچیده در این کوه صدای همه ی ما
ای ابر اگر از خانه ی آن یار گذشتی
با گریه بزن بوسه به جای همه ی ما
ما مشق غم عشق تو را خوش ننوشتیم
اما تو بکش خط به خطای همه ی ما
پ.ن:
گر یاد تو جرم است غمي نیست که عشق است
جرمي که نوشتند به پای همه ی ما
به دشتِ برفیِ چشمت دو تا کبوتر مُردپرنده پروازش را به خاطرات سِپُردهنوز ابری و دلگیر و غصّه زاست سپهرکسی پرنده و پرواز را رُبوده و بُردنه صوتِ رود نه آوازِ سار مي آیدبه جز صدایِ زغن، زاغ، قورباغه ی خُردهر آن که بوسه به سیمایِ عاشقش مي زدبه جایِ بوسه یِ شیرین گلوله ای مي خوردهر آن که عاشقِ خود را به بر کِشَد چو گُلیکه بلبلش شده اِشکار، خواهد او پژمُرددر این زمانه مبادا که شاعری بکنیبسا ستمگرِ دوران که خواهدت آزرداگرچه شاهدِ تبریزی عشق، پیشه
اینم وصف حالم از زبون حضرت حافظ :
گلبنِ عشق ميدمد ، ساقی !  گلعذار  کو؟                 بادِ  بهار  ميوزد ،   باده  ی   خوشگوار   کو؟
هر گلِ نو  ز گلرخی یاد  همي دهد   ولی                   گوشِ سخن  شنو  کجا  دیده ی اعتبار  کو؟
مجلسِ بزمِ عشق را غالیه ی مراد نیست                ای دمِ صبحِ خوش نفس،نافه ی زلف یار کو؟
حُسن فروشیِ گلم نیست تحمل،ای صبا!               دست  زدم  به  خونِ  دل ، بهرِ خدا نگار کو؟ 
شمعِ  سحرگهی  اگر  لاف ز  عارضِ تو زد         
نميتوان دل را در گوشه ی اطاقی قرار داد و به تنهایی سفر کرد.نميتوان خود را پای خاطره ای کاشت و بدون خود زندگی کرد.هر کجا که ميرویم دل ما همراه ماستدلتنگی ها مياینددست در دست ما به هر کجا که سفر ميکنیمحتی درکنج صخره ای که تنها ،گل بابونه ای روییده و گلبرگهای سپیدش را به سایه سپرده است.نميتوان دل را که خود نهان است ،ناپیدا کرد .دلتنگی ها در ضربان قلب ما ترانه ميخواندقلب را نميتوان به سکوت رساند که سکوت تنها ،در لبانی جاری ميشود که در حفاظت
 
فرارسیدن ما ه مهر ومهرورزی ماه شور ونشاط علم وفضیلت وادب وارادت
 وآغاز سال جدید تحصیلی را به همه ی شما دانش آموزان. طلاب. دانشجویان.
اساتید ودبیران وآموزگاران وهمه ی اهالی فرهنگ وخرد ومهرورزی وادب تبریک عرض مي نمایم
به نظر استاد عزیزمان بوسه بر سر درمدارس و دانشگاهها به مثابه  بوسیدن وبرکت گرفتن ازحرمت حرم امن الهی و عتبات عالیات ومساجد ومنابر است
برعتبه ی مدارس و دانشگاه ها ومراکز وموسسات علمي باید بوسه زد
زیرا حریم قدسی دانش وفضیلت وا
 من یک دخترم.
لوس پدر، عشق مامان و همبازی برادر.هميشه قبل از خواب، خیالبافی مي کنم.هميشه هنگام خرید، بهانه ی عروسکی دیگر را مي گیرم.هر شب، در آغوش پدرم مي خوابم؛و صبح ها با بوسه ی مادرم از خواب بیدار مي شوم.عاشق رنگ بنفش و صورتی ام.عاشق چشمان آبی و موهای خرمایی ام.عاشق خانه ای هزار طبقه کنار قصر سفیدبرفی ام.ولی با اینکه هیچ کدام از اینها را ندارم، خوشحالم.چون مي دانم بهترین مخلوق خداوند هستم؛مهربان تر ازسفید برفی، زیباتر از سیندرلا،بازیگوش
بسم الله الرحمن الرحیم
کربلا ما را نیز در خیل کربلاییان بپذیر، ما مي آییم تا بر خاک تو بوسه زنیم و آن گاه روانه دیار قدس شویم.
شهید سیدمرتضی آوینی
به نیابت از شهدای عزیزمان ان شاءالله قدم برميداریم تا در تحقق ظهور امام زمان ارواحنافداه موثر باشیم.
نایب ایاره دوستانم در این سفر عشق خواهم بود.
یاحق
واقعا که! خیال آدميزاد تا کجاها که نميرود.
به این مي اندیشیدم که ای کاش الان در جنگلهای گیلان بودم. یا حتی دامنه کوه های منتهی به خلیج های نروژ، یا حتی در کنار رود سن. چه ميدانم، کفش هایم را به هم گره ميزدم و به دنبال خودم ميکشیدم و هرازگاهی پایم را در آب ميزدم و تا مغزکله ام یخ ميکرد. خودم را در خودم مچاله ميکردم. بارانی ام را تنگ خودم ميگرفتم و دست هایم را دور بدنم فشار ميدادم. آنقدر قدم ميزدم تا آرام بشوم. بالاخره آرام ميشدم.
چه خیالاتی!
غافل
امروز ۱۲ آذر بود .وقتي استوریشو دیدم چند بار با خودم تکرار کردم .۱۲ آذر تاریخ آشنا قرار بود اربعین باهاش کربلا باشم .اما "به یادش" کربلا بودم ۱۲ آذر ،اربعین بود . بود .بارون ميومد .زیر بارون،همونجا بهم گفت خدا دوستت داره .داره صورتتو با بارونش ميبوسه از اون موقع به بعد به بارونای کربلا به چشم بوسه های خدا نگاه ميکردم که دیگه خیلی هم نصیبم نشد کربلا رو الان بهش بیشتر محتاجم اما ازش محروم ترم .حسرت همه ی اون روزهارو خور
سر ظهر بود که مرد را در ميدان شهر آتش زدند، گفتند کافر است. صبح اول وقت مرد رفته بود ایستاده بود روی تپه کنار شهر و فریاد زده بود که ایها الناس، خورشید در آسمان نیست، در خانه من است، برای من مي رقصد، مي خندد، حرف ميزند، نان مي پزد، مرا مي بوسد و از جای بوسه اش هزار پرنده آزاد مي شوند در پوست تن من و بی وقفه مي خوانند. گفته بود ماه در آسمان نیست، در خانه من است. انگشتهایم روی مهره های کمرش نی لبک مي زنند و وقتي او را به خودم مي فشارم جانم رها مي شود و
از همينجا اعتراف ميکنم بعد از دیدن فیلم dirty dancing برا یه لحظه دلم همچین پایان عجیبی خواست:شعر و رقص و بوسهخندیدنیه خانواده ای که درک کنه!و نسبت به کسی که هستی بهت افتخار کنه یا حداقل بپذیره!+مثلا که زندگی قصه شهر پریاست(فارسی فیری تیل)_چار صب غر نميزنن+چار صب چیکار ميکنن؟_بجای فک کردن به فیری تیل و قصه بگیر بخواب+تلاش کردم_فردمنش:"روزای سختیه نه؟باز ميگم نه !مثل روزای دیگستتو سرم چیزایی هستباز ميگم نه !مثل چیزایی دیگستبا خودم حرف ميزنماز خودما
نشست سار بر آن شاخسارِ لب هایتبه سوزِ عشقِ تو مي خواند سارِ لب هایتنشسته کوهنوردِ نگاه و بلبلِ دلبه کوهِ گونه و بر شاخسارِ لب هایتمنم که عاشقِ غربی ترین نگاهِ تواممنم شِکُفته یِ اشکِ بهارِ لب هایتکویرِ خشکِ دلم زیرِ پایِ کرکس هاچه مست مي کُنَدَم آبشارِ لب هایتسخن بگوی سخن! چون که مي فِشانَد دُردر این کتابچه ها شهریارِ لب هایتشبانه روز بریزد به بحرِ چشمانمتمامِ آبی یِ آن جویبارِ لب هایتقطارِ بوسه چه راحت گذشت از تونلشقطاری از دالانِ تنگ و ت
آسمان ابریست. باران مي بارد. کنار شعله ای گرم عاشقانه مي خوانم. خسرو و شیرین را.
"ز سوز عشق بهتر در جهان چیست؟
که بی او گل نخندید ابر نگریست"
راست مي گوید شاعر! عشق بهانه ای است برای خندیدن، برای باریدن!
زمستان که مي شود ابرها عاشق مي شوند. بهانه مي گیرند. بغض مي کنند. مي گریند. گاهی ریز ریز، گاهی هم زار مي زنند و شلاق اشک هایشان شلق شلق مي بارد. زمستان و عاشقانه هایش را از دست نمي دهم. باران که مي بارد پشت پنجره مي روم و او را ميهمان لحظه هایم مي کنم.
نه اینکه خیلی استرس داشته باشم‌. نه اینکه هییییچ‌. کلن اومدن عمه اینا این دو سه روز نوازشگر بود و فراموشی بخش. حرف زدیم و خندیدیم و گردش رفتیم و . خوب بووود.
اما نميتونم بگم در کل همه چیز هم معمولی و مثل هميشه ست. اون موج دالبری که از سر شکم تا اون دل لیز ميخوره و برميگرده؛ هر از گاهی نگرانی مو حاضر غایب ميکنه. هستم بابا. هستم. حاضرم. اما ميخام بخابم دیگه.
اما اوج همنوایی شبانه ارکستر طبیعت با جان ملتهب و اميدوارم اینه که تی وی بزنم و بر
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها