این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

نتایج جستجو برای عبارت :

همه فکرو ذکرم امروزو هر هفته شمایی بخدا میمیرم اگه ازم برنجی گاهی

جمعه باشه تنها باشی حس و حال آروم خونه همه جا ساکت هیچ کاری نداری دو ساعت اینستا چهار ساعت کتاب با خیال راحت یه قرص ویتامین بخوری بی هدف یه گوشه بشینی چند ساعت بدون اینکه هیچ کاری بکنی فکر کنی و فکر کنی و فکر کنی یه لحظه دلت بگیره یه لحظه تو خاطراتت غرق بشی یه لحظه پرواز کنی تو رویاهات انگار دنیا هیچ عجله ای نداره امروزو ازت بگیره امروزو میخام همینقدر بیخیال زندگی کنم 
باورم نمیشه دارم چیکار با خودم میکنم
باورم نمیشه با خودم چیکار کردم
بخدا من خیلی خوب بودم
من یه فرشته بودم
 
*******
 
الان باد خنک از پنجره خورد بهمو منو برد به اون گذشته های نه خیلی دور که من خیلی خوب بودم
بخدا بخدا یه فرشته بودم
 
باورم نمیشه
چی شد واقعا
بازدید امروز 96چرا؟؟!
 
 نمی دونم والا.تو رو به امام حسین زنگ نزن .من نمی دونم چرا می خوای اذیت شم.بخدا دیگه نمیکشم.تحملم تموم شده با هر بار زنگ زدنت یه هفته ارامشم از بین میره.الانم که عزاداریم اعصاب همه خورده.از عزا در نیومده افتادیم توو عزا.نمیدونم میدونی یا نه ولی پدربزرگ پدریم فوت کرده دو هفته دیگه هم کنکور دارم یه ذره هم آرامش نمونده برام حداقل انتظارم از تو اینه ملاحظه حالم و بکنی لطفا.می دونم دلتنگی می دونم بخدا منم دلتنگم ولی با
عید غدیرسروددلم عمریه اسیره ، اسیر عشقِ امیرهساقی بده می به منِ خرابکه شبِ عیدِ غدیرهذکرم علی ولی اللهیا الله ، والِ مَن والاهیاالله عادِ مَن عاداه ، من عاداه من عاداهحق به حق دار رسیده ورنگ دشمن پریده وشب عشق و نویده و ، شورهجبرییل میخونه سرود ، شب دق مرگیه یهودبخدا چشمای حسود ، کورهیامولا یاعلی ، حیدر******ذکر لبِ من علیه ،‌ تاب و تبِ من علیهنفسم علی امیدم علیماهِ شبِ من علیهساقیِ شراب کوثرای عشق و جان پیغمبرذکر اعظمی یاحیدر ، یاحیدر یاحید
تو چه گفتی سهراب .؟!قایقی خواهم ساخت .با کدوم عمر دراز ؟!نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراندبا تبر روز و شبش، بر درختان افتادسالیان طول کشید، عاقبت اما ساختپس بگو ای سهراب . شعر نو خواهم ساختبیخیال قایق .یا که میگفتی .تا شقایق هست زندگی باید کرد؟این سخن یعنی چه؟با شقایق باشی. زندگی خواهی کردورنه این شعر و سخنیک خیال پوچ استپس اگر میگفتی .تا شقایق هست، حسرتی باید خوردجمله زیباتر بودتو ببخشم سهراب .که اگر در شعرت، نکته ای آوردم، انتقاد
دو روزه که این قرصرو میخورم حالت تهوع شدید میگیرم :/ دیروز که به مرز عق زدن رسیده بودم :// ولی لامصب خیلی خوبه یجوریه که همه چی دایورت میشه :))می ارزه به همه عوارضش وگرنه مخم با همه فکرو خیالو منفجر میشه :/ مثلا یکیش لپ تاپم !:(علو احمق میگفت یخورده هزینه هاتو کم کن پولاتو جمع کن بده خودت درست کنن -__- اوسکوله من چجوری تو دو سه هفته میتونم یک و خورده ایی  جمع کنم بابام نفهمه :/ نمیدونم چرا قضیه لپ تاپ و نمیتوتم دایورت کنم :((هی یادم میره مامانم یادم می
دو روزه که این قرصرو میخورم حالت تهوع شدید میگیرم :/ دیروز که به مرز عق زدن رسیده بودم :// ولی لامصب خیلی خوبه یجوریه که همه چی دایورت میشه :))می ارزه به همه عوارضش وگرنه مخم با همه فکرو خیالو منفجر میشه :/ مثلا یکیش لپ تاپم !:(علو احمق میگفت یخورده هزینه هاتو کم کن پولاتو جمع کن بده خودت درست کنن -__- اوسکوله من چجوری تو دو سه هفته میتونم یک و خورده ایی  جمع کنم بابام نفهمه :/ نمیدونم چرا قضیه لپ تاپ و نمیتوتم دایورت کنم :((هی یادم میره مامانم یادم می
امام باقر در کتاب علی ع دبدیم که رسولخدا ص بالای منبر حویش فرمووه سوگند بخداییکه جز او شایسته پرستش نیست  بهیچ مومنی هرگز خیر دنیا واخرت داده نشد جز بسبب خوشبینیش بخدا و امیدواریش باو وحسن  خلقش و باز ایستادن از عیبت مومنین  و بخدایی که جز اوشایان پرستشی  نیست خداهیچ مومنی را بعداز توبه و اسعفار عداب نکند مگ  بسبب ب د گمانبش بخدا و کوتاهی کردن نسبت بامیدواری باو و بد خلقیش و عیبت نمودنش مومنین را و بخدایی که جز او شایانپرستش نیست گمان هیچ ب
امروز از ساعت هشت در حال تقلا کردن برای بیدار شدن بودم. اما مگه میشد حتی نمیتونستم چشمامو باز کنم. مهام مثل همیشه سعی داشت بلندم کنه اما نتونستم تا همین نیم ساعت پیش. به نظرت اگه همیشه اینجوری باشم اتفاق خجسته ای برام میفته :/ هیچی نمیشم. اما واقعا کنترلی نداشتم نمیدونم باورم میکنی یا نه من میدونم عقبم میدونم باید کلی کار کنم میدونم همرو میدونم که برای فلسفه باید روی همه چیم کار کنم و کار زیاد دارمو فقط یکی دو تا نیست اما بازم میگم من نمیخواستم
سلام
 
یک نفری یک پست در اینستاگرام گذاشته بود و من استوریش کردم، مضمون هم این هست: " عکس های سر قبرتان را نشر ندهید "
 
اومدن بهم ایراد گرفتن مگه چه اشکالی داره؟ والا بخدا خیلی اشکال داره، اگه تو درد داری چطور یادت میمونه که عکس و فیلم بگیری و استوری کنی، واقعا این ها فقط راههای جلب توجه هستش، من با یک بار و دو بارش کاری ندارم که خب طبیعیه، آدم داغ دیده و دلش همدردی میخواد. روی سخنم با اون افرادی هست که هرروز، هر هفته یا یک چیزی در این مایه ها عکس
امام ع فرمود در کتاب علی ع دیدیم که رسول خدا ص بالای منبر خویش فرموده سوگند ب خداییکه جز او شایسته پرستش نیست بهیچ مو منی هرگز خیر دنیاواخرت داده نشد جز بسبب خوش بینی بخدا امیدواریش با او و حسن خلقش وباز ایستادن از غیبت مومنین وبخدایی  بقیه دارد که جز او شایان پرستش  نیست خدا هیچ مو منی را بعداز توبه و استعفار عذاب نکند  مگر بسبب بد گ مانیش بخدا و کوتاهی کردن نسبت بامیدوا ری باو و بد خ لقیش و غیبت نمودنش مومنین را و ب خدایی که جز او شایان پرستش
امروز تولدمهارزو دارم منو یادتون نرهدلم میخاست خیلیا میبودن ک نیستن
 
از همه کسایی ک امروزو پیشم بودنمچکرممم
 
دلم دلتنگ همتون  میشه
 
اتفاقای خوب زیاد افتاد اما دو اتفاق بد افتاد برام.
 
یکیش ترک اینجا بود
 
ویستا عاشقتونههه.
 دردسر جدید این هفته من :
این هفته علی مهمون ماست بخاطر شرایطی که داره حالا به هر حال یه هفته مهمون ماست 
سوالی که اینجا دارم  اینکه تا جاییکه امکان داره انواع بازی های پسرانه رو به من بگین‌ که این
هفته با علی کوچولو (۹ سالشه) بازی کنم‌ .
دوم غذاهای کودکان اگر میشناسین بازم بهم بگین‌ ممنون میشم .
علی هر غذایی نمیخوره و اینکه نمیدونم چی دوست داره چی نداره؟ متاسفانه به منم نمیگه:|


+   
داداشم این هفته سرکاره . 
مامانش هم بیخیال بیشترتون میدونین
- اسم بغل دستی ات چیه؟- سجاد ، آقا.- از کجا فهمید چی تو کیفت داری؟ اصن واس چی در کیفتو باز کرد؟ از وسیله هاش برداشته بودی؟-  نه آقا ما نیستیم آقا.اصن کیف منو باز نکرد. در کیفم خودش باز بود.- ینی چی باز بود؟- زیپ کیفمون خراب شده آقا.- خیلی خب. صورتت چرا کبوده؟- آقا اجازه، آقاجونمون حواسش نبود ما رو زد آقا. تقصیر خودمون بود آقا.- واس چی زد حالا.- آقا به خدا آقاجونمون هیچ وقت ما رو نمی زنه آقا. اصن از وقتی بابامون مرده آقاجونمون مث بابامون
امروزو باس حتما تعریف کنم
ولی الان به طرز وحشتناکی خوابم میاد
همینقدر بگم که دیشب ساعت 9:30شب خوابیدم و ساعت 1 شب بیدار شدم و تا الان نتونستم پلک رو هم بذارم
فردام یه عالمه کار هست که باس انجام بشه
اما از این خواب شدید که بیدار شدم و از کار شدید فردام که فارغ شدم، میام میگم چیا شد
شپخل
چند وقت پیش یه فراخوان دیدم از یه جشنواره شعر، و درش شرکت کردم. هفته پیش تماس گرفتن و برای اختتامیه جشنواره دعوتم کردن. از آنجا که تو یه شهر دیگه برگزار میشه مردد بودم که برم یا نه. گفتن اگر میاین تا شب به ما اعلام کنید چون میخوایم تدارک ببینیم. آخرش قرار شد با یه زوج که اصلا منو نمیشناسن و من هم باهاشون آشنا نیستم به این سفر برم! (فقط در این حد میشناسمشون که میدونم شاعرن)
شبش به دبیرخانه جشنواره اعلام کردم که میام.
امروز سردبیر برام یه پیام فرست
بابا اومده توخونه میگ من از الان غصم گرفته دلم میخواد بشینم گریه کنم منو صدا کردتااومد تواتاق نشسته بودم پشت میزشروع کردم به گریه کردن همینجور اشکام سراریز میشدمنو بغل کردم میگفت گریه نکن دیگ ناراحت میشم بیا بریم بستنی خریدم بخوریم من چ جوری اخه تحمل کنم باباجونم تو اخه دنیای منی چ جوری ازت دور بمونم خدایا این فکرو خیالا داره دیووونم میکنه شک خیلی بزرگی بود برام 
.
یکی گوشی زندگیمو ید  نشناختمش ن صداشو نه چشاشو نه موهاشو .بخدا اسمشم نمیدونم بخدااااااااااا نشناختمشبخدااا تا حالا ندیدمش نمیدونم کیه
به من و بچمون گفت حرومزاده
اگه زندگیم بفهمه یکی به بچه ش اینجوری گفته دیوونه میشه بخدااا اوونم شبا دیگه همششش گریه میکنهه 
خداکنه هیچوقت نفهمه کسی به من گفته حرومزاده.بخدا اونم دیوونه میشه بخدا از ناراحتی  اوونم شبا نمیتونه بخوابه اگ بفهمه 
بخداااااا زندگیم خیلی رو من حساسه اگ بفهمه کسی به من و ب
جادوی چشمانت مرا سحر کرد.از خانه و شهر اواره کرد.مرا سرگشته رخ زیبای توماه را پیش من بی اعتبارشب را روز و روز را شبهمه فکرم چشمان توهمه ذکرم نام توای که چشمانت دریای نورای که لبخندت باغ گلای که صدایت اواز خوشای که اسمت معنی عشقجادوی چشمانتاریجادوی چشمانت.
حسین.میم
بسم الله الرحمن الرحیم
همش کربلا بودم
البته توی خواب
چند ساله دیگه ذکرم اللهم ارزقنی زیارت الحسین فی اربعین باشه؟؟؟
 
+الان سرکارم ولی اصلا تمرکز ندارم.اشک گوشه چشممو بزور نگه داشتم که نیفته روی گونه ام
قلبم درد میکنه.شاید بمیرم
شاید امروز یه اتفاقی بیفته.اتفاقی که برام سخت ترین اتفاق تا اینجای عمرم بوده
خدایا خودت کمکم کن
یا ارحم الراحمین
دعا دعا دعا لطفا دعا
 
 
روز 30 ام مردادو نتونستم درسی بخونم و بیشتر آماده سازی کردم (مرتب کردن اتاقو اینا) و عوضش امروزو برای شروع انتخاب کردم. امروز تازه یادم افتاد که وقتی آدم برای کنکور میخونه چقدر زندگیش متحول میشه کلا انگار روزم یه استایل دیگه بود مثل تو گیما انگار با یه شخصیت دیگه بازی کنی. بهرحال بخاطر اینکه صبحی رفتم خونه مادربزرگم اینا تا بهش تو جابجایی مبلمان و اینا کمک کنم یکم خسته شدم و خوابیدم (البته فک کنم بیشتر بخواطر این بود که قرار بود درس بخونم خواب
این هفته ام گذشت بالاخره!!!خدا رو شکر سر هم رفته امتحانا رو خوب دادم بگذریم البته از امتحان تشریحی و منی که واااقعا همیشه تشریحیا رو گند میزنمهمین که فاجعه ی پاتولوژی و ایمنولوژی از سرم گذشت این هفته برام کافیه:/ 
دوباره آخر هفته شد و هم اتاقیام پاشدن رفتن بیرون و من تنهام اینجا.ناهار نداشتم غذا درست کردم و خوردم .یکم وسایلمو جمع میکنم ظرفا رو میشورم و خودمو به یه فیلم دعوت میکنم^__^البته بعدش باید زود شروع کنم برای ترسناکترین واحدمون پوسیدگی
میدونی واقعا نمیدونم چی بگم. امروز روز خوبی نبود. فقط ناراحتیای همیشگی. وقتی اومدم خونه نهار خوردم تا هفت خوابیدم. بعدش بیدار شدم هشت دوباره خوابیدم تا نه اینطورا. وقتایی که ناراحتم اینجوری میشه دیگه نمیدونی چیکار کنی حالتو خوب کنی. هیچ کارمم نکردم نه کتاب خوندم نه زبان نه هیچ کار دیگه. دستم به نوشتن نمیره. بیا امروزو بهم مرخصی بده. شاید اثر کرد. 
✔️سن تقریبی دانخور شدن در‌ پرندگان مختلف:
کاسکو ۱۲ تا ۱۴ هفته
آمازون ۱۲ تا ۱۶ هفته
مرغ عشق و دیگر پاراکیت ها: ۵ تا ۶ هفته
کایک ها: ۱۰ تا ۱۲ هفته
قناری و فنچ: ۲ تا ۴ هفته
عروس هلندی: ۶ تا ۸ هفته
ادامه ی پست در ادامه مطلب
ادامه مطلب
دانلود مداحی تو عشق آتشین و دل من عاشق ترین سید مجید بنی فاطمه
شب اول محرم 98 سید مجید بنی فاطمه
متن مداحی
تو عشق آتشین و دل من عاشق ترین
اسمت رو تا میارم ضربان دلمو  ببین
نفسم به خود تو قسم 
هوسم اینه از قفسم
با نگات به حرم برسم
بی تو بی پناه و بی کسم
ممنون ای عشق که بیقرارم
که آشوبی جز تو ندارم
که غرق تو شد روزگارم 
یا ثارالله الحمدلله
دلتنگیهام به جز تو به کسی وابسته نیست
من میدونم که هرگز در خونه ی تو بسته نیست
دلتنگیهام به جز تو به کسی وابسته
چراامشب زسر خوابم پریدهدوچشمم پلک رابرهم ندیدهبیار دستمال خود راتاببندمسری راکز غمت خوابش رمیدهمگرامشب خیال صبح شدن نیستکه از قعرافق خیزد سپیدههمش فکرو همش دردو همش غمبجز این سه دلم هیچی ندیدهدرین وادی گل خوشرنگ زدادهولی دستم گلی هرگزنچیدهولی آن گل که من خواهان اویمهزاران خار ازو برمن خلیدهغم هجرش ببین امشب چه کردهچوپیله دورمن تارش تنیدهخداوندا سحرکن امشبم رانمی بینی چها برمن رسیده؟ازین تیک تاک ساعت طاقتم رفتچه طرحی نو فلک بهرم کشید
امروز روز خوبی نبود شاید چون اونجوری که باید کار نکردم. یعنی نتونستم کار کنم. صبح دیر از خواب بیدار شدم چون دیشبش بیدار مونده بودم تا دیر وقت چون مها یه برنامه کامپیوتری رو میخواست فعال کنه نمیتونستیم اخر سر امروز صبح پیداش کرد که مشکل برنامه حل بشه. منم اعصابم خورد بود که نمیتونستم کاری کنم براش رو من حساب کرده بود ولی خوبه اخرش درست شد اصلا یه بار سنگین از رو دوشم برداشته شد. خلااااصه که اینجوری. امروزم کار کردم اما کم از هر کدوم یه ذره اصلا
شدیدن همه فکر و ذکرم رو مشغول خودش کرده. بیش از اندازه دارم بهش امید میبندم و بهش فکر میکنم، جوری ک اگ نشه احساس شکست بدی خاهم کرد! پروانه های زیادی رو توی دلم حس میکنم وقتی ک ب خودش و یا حتی نشدنش فکر میکنم. چی شد ک تبدیل شد ب یکی از علایق مهم من؟ چی شد ک فکرش افتاد توی سرم؟ اگ نشه عایا میتونم ب چیزی ک دارم راضی باشم؟
نمیدونم!
ولی میدونم ک ب نظرم لیاقتشو دارم. این همه خدا لطف کرد، این یکبارم روش! :)
لطفن شدید و خعلی زیاد برام دعا کنین!
پ.ن: فکر میکنم
یه جمله جادویی وجود داره
هروقت از دست کسی ناراحتم که دیگه چرا به یادم نیست با خودم میگم من به دنیا نیامدم که فکر و ذکرم این باشه خودمو به یاد دوستانم بندازم به دنیا اومدم که به همه کمک کنم عشق بورزم و محبت کنم
وقتی ناراحت میشم که چرا کسی از من قدردانی نمیکنه میگم به دنیا اومدم که عشق بورزم و کمک کنم به همه حتی اگر قدردانی درکار نباشه
وقتی کسی دلم را میشکنه با خودم میگم به دنیا اومدم دل همه رو ترمیم کنم نه اینکه منتظر عشق باشم
با این جمله واقعا آ
میدونید همیشه یه نگرانی هست
که نکنه .
در هر مسئله ای
این نکنه ارام و قرار نداره جز با یاد خدا که هر چی خودش صلاح بدونه
همون حرف همون دستور العمل ازتو حرکت .
واقعا حتما دلیلی داره که یه همچین جایی خدمت میکنم !
شاید این هم جزئی از روند تایید باشه
اما میتونم بگم تمام فکر ذکرم اصلا اینجا نیست .
کارمو خوب انجام میدم طوری که جای حرفی نمونه
این چند مدت چقدر اتفاقات پشت سر هم میفته
همین بعد از ظهر بود که به دوستم میگفتم که اصلا قابل مقایسه نیست
اگر
98/3/18 بود که تصمیم گرفتم از کارها و اعمالم مراقبه کنم.
به مدت یک هفته انجامش دادم.
هفته دومش ولی . 
ولی بله. کم کاری و غفلت کردم . .
اما خداروشکر که الان می تونم ادامه بدم.
الحمدلله. .
از همین چهارشنبه تا جمعه ، هفته دوم مراقبه ام باشه خوبه.
ان شاء. .
سپس فرمود هماناجفر نزد ماست مردم چه میدانند جفر چیست عرض کردم جفر چیست فرمود است از چرم که علم انبیا و اوصیا و علم دانشمندان  گذشته بنی اسرائیل در آنست عرض کردم همانا علم کامل نیست فرمود این علم است ولی علم کامل نیست باز ساعتی سکوت  کرد سپس فرمود همانا مصحف فاطمه علیه السلام نزد ماست مردم چه میدانند مصحف فاطمه  چیست عرض کردم مصحف فاطمه علیها السلام چیست فرمود مصحفی است سه برابر قرانیکه در دست شماست بخدا حتی یک حرف قرآن هم در ان نیست یعنی مطا
زنگ زده میگه خانوم فلانی خواستم بهتون بگم اگه فاینال امروزو خراب کنین باید برید تو سطح خودتون.
_مرد حسابی تو انقددددد بیکاری که زنگ میزنی به من میگی اگه خراب کنی فلان میکنم و بیسار .؟؟؟_
منم گفتم اون دیگه تحت اختیار شماست .شما میتونی منو هر سطحی که دوست داری بفرستی .حتی قبل از اینکه امتحان بدم .منم مختارم که تو اون موسسه بمونم یا نمونم.!متوجهید؟
سریع حرفشو عوض میکنه میگه البته با میزان استعداد و هوش و ذکاوت شما .قطعا نمره تاپ مثل همیشه م
با فائزه همکاری که بیشتر دوستِ رفتیم قم.
اولین سفر دونفرمون بود،خوش سفره،خاااانم که آدم با خیال راحت میره و برمیگرده،اونم تاحالا دونفره نرفته بود جایی ولی امروزو خیلی دوست داشتزیارت نماز گردش ناهار. 
اینم داش ابراهیم خودمون :-)
وووییی دل تو دلم نیست 2رو هم بخونم،چققققدر مررررررررررررررررررررررد بود تو جلد 1 :-) تو جلد2 چه بلایی سر احساس من میاره خدا میدونه!خدایا تعدادشونو زیاد کن.خدایا بخدا شبیه ابراهیم هادی بذاری سر راه من،بله رو میگم
امشب خیلی کلافم. ذهنم درگیره. خیلی پریشونم. سرشبی به محمد دوباره زنگ زدم جواب نداد. براش پیام گذاشتم باهات کار فوری دارم لطفا هرچی زودتر بهم زنگ بزن. رفتم وات یکم سرگرم بشم دیدم چندتا پیام دارم. باز که کردم یه لحظه خوشحال شدم‌ هفته پیش بود که بابا شماره فاطمه عبادیو داد بهم. اینقدر خوشحال بودم که همون لحظه بهش پیام دادم. حالا بعد از یه هفته خود فاطمه عبادی بهم پیام داد. یه خوشی لحظه ای تجربه کردم ولی بازم منتظر تماس محمد بودم.تاای
چه مرگتونه واقعا با این مدل لباس پوشیدن؟ بخدا سلیقه زیبا و عقل سلیم رو ازتون گرفتن!خشتکتون که رسیده به زانو. رو ران شلوارتون هم که حسابی پاره پوره ست. اصلا چطوری اینو پاتون می کنید؟ انگشت پاتون موقع پوشیدن این شلوارا لای شلوار گیر نمیکنه؟ از جرز شلوار پشم و پیل پاتون رو میریزید بیرون که چی آخه؟ جوراب هم که قربونش برم، حشو و زایده. یه چیزی رو عین قایق پیدا کردید پاتونو می کنید توش از روش هم کتونی فسفری می پوشید!!!فقط خدا نکنه چیزی تون زمین بیافت
دانلود آهنگ یاد امام شهدا دل میبره کرببلا
Download Music Yade Emam va Shohada Delo Mibare Karbobala
دانلود نوحه یادو امام و شهدا سعید حدادیان پخش شده از تلویزیون
دانلود مداحی این رفیقم که میبینی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
متن آهنگ یاد امام شهدا دل میبره کرببلا
یاد امام و شهدا دلو میبره کرببلا ، دلو میبره کرببلا ، دلو میبره کرببلا
یاد امامو شهدا دلو میبره کرببلا  دل و میبره کرببلا
یاد امام و شهدا دلو میبره کرببلا ، دلو میبره کرببلا ، دل رو میبره ک
از صبحی نشستم ریاضی خوندم تا الان =//
همچین که اومدم چند تا تست کار کنم مغزم ارور داد-____-
چرااااااا چرا هرکاری میکنم نمیتونم سوال به این آسونی رو حل کنم؟
قبول دارم سوالا یکم سختن ولی همین که چشمم به پاسخ‌نامه میوفته میبینم همچینم سخت نبود:/
الان از دست خودم خیلی عصبانی‌ام!!!
باید تا شب تمام سوالا رو حل کنم 
 چند روز پیش نشستم یه فیک خوندم ، الان تمام فکرو مغزم اونجاست
حس میکنم تا فیکه تموم نشه نمیتونم درست و حسابی به درسم برسم-_
از 1885 صفحه کمتر
تفاوتها وقتی همراه با تجربه های خوشایند بیان، خوشایند دیده میشن. وقتی با اتفاق های ناخوشایند باشن، ناخوشایند.
#که_یادم_بمونه !
پ.ن.: فرض به اینکه آدمایی که میشناسم آدمای خوب و توانمندی هستنو نمی خوان اذیت کنن؛ اما اذیتم و کلافه! حدس بر اینکه تفاوت فرهنگی هست که شرایطو خراب کرده.
سال بعد بیام اینو بخونم و با امید که یادم بیاد امروزو، احتمالا اون روز دیگه متوجه شدم که تفاوت ها چی هستن و بعدش می تونم متوجه شم که واقعا از روی تفاوت فرهنگی بوده ا
 
یه عمریه وعده بی جا میدیوعده امروزو به فردا میدییه روزی آخرش میشی پشیموناز این فریبی كه به دلها میدیاز این فریبی كه به دلها میدیمیگم بمون میگی نمیشهمیگم برو میگی نمیشهمیگم میشه میگه نمیشهیك بوم و دو هوا نمیشهیك بوم و دو هوا نمیشهمیگم بمون میگی نمیشهمیگم برو میگی نمیشهمتن آهنگ قدیمی
زمستون بود که توی نذر عقیق مهرداد کیا شرکت کردم.(توی هایلایت ها فکرکنم توضیح داده) و فروردین عقیق ها به دستم رسید. نذر رایگان عقیق در ازای صلوات ، ختم قرآن و. هم داره هرسال!خودم 2تا گرفتم که یکیش عقیق عسلی رایگان بود. اگر فکر میکنید دیره تا سال دیگه ، که منم همین فکرو میکنم همین امسال دست بجنبونین!عقیق دستتون کنید و متوجه تغییر توی زندگیتون بشین ، من که همچین حسی دارم!
 
+در میخانه ببستند خدایا مپسند/که در خانه تزویر و ریا بگشایند
 

 
 
 
امروز پشت دستمو داغ میکنم که هیچ بسته پستی رو غیر پست مرکزی به هیچ جا نفرستم !!
به هیچ جایی غیر از پست !!
نمیدونستم تیپاکس های مناطق دیگه بد مسیرن ! بخدا نمیدونستم 
نمیدونستم دوستام رو اینجوری به جای اینکه خوشحال کنم ناراحت میکنم
الان بغضم بعد از یکربع ترکید ':(((
خدایا منو ببخش !!
خدایا توبه میکنم بخدا توبه میکنم !!
خدایا من نمیدونستم باعث ناراحتی دوستام میشم':(((
خدایا غلط کردم اصلا ! غلط به معنای واقعی کلمه!
خدایا منو ببخش ':(((
خدایا به خداوندیت ق
امام صادق ع یکی از غلامانش را پی کاری فرستاد او دیر کرد امام بدنبالش رفت دید خوابیده است بالای سرش نشست و بادش میزد تا بیدار شد امام صادق ع باو فرمود فلانی بخدا تو این حق را نداری که شب و روز هردو بخوابی  شبت برای خود و روزت از ان ماست 
 
امروز دیر شروع شد بر عکس همیشه هرچند صبح از ساعت هفت هی بیدار میشدم دوباره خوابم میبرد. هیچ کنترلی نداشتم روش. هنوزم شروع نکردم دستم نمیرفت بهش تازه میخوام کتابمو دست بگیرم رسیدم به هگل و مارکس. 
یه خورده از خودم نا امیدم. خیلی هم نا امیدم :( به قول فروغ من به نومیدی خود معتادم :( به خاطر زبانه. نه خود زبان. به خاطر گوشم و بودن سر کلاس. کی میفهمه من چی میگم و چقدر عذاب میکشم. اما اینجوری نمیمونم. نمیخوام که بمونم. شاید روزی برسه کامل از دستش بدم ا
رور روانشناسهبا اینکه بخاطر کنکور یه ترم مرخصی گرفتم ووالان ترم سه محسوب میشم و تمام فکرو تمرکزمو رو رشته جدید گذاشتم
ولی دوست دارم در آینده یه روانشناس خوب باشم آرامش بدم و حس اعتمادو در طرفم ایجاد کنم
رفتار معقولی داشته باشم
به یه برنامه خاصی برسم برای زندگیم
هدف درستی داشته باشم
اینقدر خودمو با بقیه مقایسه نکنم
اینقدر فکر منفی نکنم
استرسی نباشمو خونسرد باشم
آدم برای اینکه به بقیه آرامش بده باید از خودش شروع کنه دیگه:)

+درمورد پست قبلی ک
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم 
 
خسته بودم ، حوصله ی اینو که بخوام امروز کاری انجام بدمو نداشتم ، برای همین تصمیم داشتم امروزو کامل تو تخت بمونم و بخوابم 
تا اینکه ساعت ۱۰ با صدای اینکه بلند شو ، تلفن کارت داره از خواب پریدم
اصلا نفهمیدم کجام و چطوری از جام بلند شدم ، اصلا خوابم یا بیدار.  فقط رفتم سمت تلفن و گفتم : بله ؟ 
صدا اومد که : طلبیده که بری .
همین یه جمله کافی بود تا بفهمم خواب نیستم ، ۶ ماه رفتم دنبالش و نشد ، تو یه روز خودش همه چی
بخدا قسم مدیونی اگر فکر کنی که ما وهابی ها محبت اهل بیت را داریم !
بخدا قسم مدیونی اگر فکر کنی که ذره ای احساس مثبت از اهل بیت رسول الله در دل ما وجود دارد !
والله بالله تالله دشمنی ما وهابی ها ، با فاطمه و همسر فاطمه و فرزندان فاطمه و شیعیان تا قیام قیامت ادامه خواهد داشت تا در دادگاه الهی خدمت خدا هم برسیم که چرا چنین مخلوقاتی را خلق کرد !اسلام تکس | پاسخ به شبهات
بخدا قسم مدیونی اگر فکر کنی که ما وهابی ها محبت اهل بیت را داریم !
بخدا قسم مدیونی اگر فکر کنی که ذره ای احساس مثبت از اهل بیت رسول الله در دل ما وجود دارد !
والله بالله تالله دشمنی ما وهابی ها ، با فاطمه و همسر فاطمه و فرزندان فاطمه و شیعیان تا قیام قیامت ادامه خواهد داشت تا در دادگاه الهی خدمت خدا هم برسیم که چرا چنین مخلوقاتی را خلق کرد !اسلام تکس | پاسخ به شبهات
  فر مود بخدا سوگند که گداردن یک حج نزد من از اینکه یک بنده ازاد کنم تا برسد به ده بنده وهفتاد بنده محبوتر است و اگر یک خانواده از مسلمین را کفالت کنم که انها را ا ز گرسنگی برهانم وپیکرشانرا بپوشانم تا ابروی انهارا نزد مردم حفط کنم نزد من ازگزاردن حجی وحجی تابرسد بده حج و هفتاد حج محبوبترتر است
دانلود آهنگ بهزاد به نام فاطلو
Download Music Behzad Fatelo
دانلود فاطلو بل بمیرم با صدای بهزاد از آلبوم وعده
دانلود آهنگ با گویش و لهجه کرمانی – خواننده بمی
دانلود آهنگ مهدی بهزادپور فاطلو
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
تکست و متن آهنگ فاطلو بهزاد از پلی نیو موزیک
فاطلو بل بمیرم به غم تو اسیرم
غم دوری تو به والله بخدا کرده پیرم
اسیرم کرده چشمونه سیاهت ، سر کفت قشنگ و روی ماهت
فاطلو بل بمیرم به غم تو اسیرم
غم دوری تو به والله بخدا کرده پیرم
خدا بسه دیگه، بابا بسه دیگه، چقدر نوکر این دلم باشم، چقدر هی باید به این و‌اون خودمو ثابت کنم، چقدر مگه من طاقت دارم، بابا منیه ادم شکستم، اصلا بچم و کم طاغت، بابا من اون زخمی رو‌خوزذم که تو از حس کردنش مردی، بایا دیگه خفه شدم دوماهه حرف نزدم،لعنتی بهت گفتن حرف زثنزذن ما رو از هم میگیره، گوش نکردی، نخواستم حالتو بد کنم، خواستم باهمه وجودم برا تو باشم، دارم له میشم،دارم ميميرم از بغض، دارم از غمای
رابطه با ح اگرچه دوباره کلید خورده بود اما دیگه به تهش رسیده. اینجا آخر خطه. بهم گفت ابله و خب بسمه از بس از این بچه فحش و بدوبیراه شنیدم
خیلی احمقی و واقعا هم ابلهی مری
بس کن جون مادرت. بسمه بخدا اینهمه تحقیر تو زندگیم سابقه نداشته. 
گور باباش بلاکمم کرده و خب چیزی نمی‌مونه جز حقارت. اما بسمه حتی تحقیرها هم
بسم الله الرحمن الرحیم
شفاعت امام صادق علیه السلام
شیخ طوسى رحمه الله در کتاب
امالى» روایت کرده است که : سماعة بن مهران بر امام صادق علیه السلام وارد
شد ، آن حضرت از او سئوال کرد :
 اى سماعه ! بدترین مردم (از دیدگاه مردم و جامعه) چه کسانى هستند ؟

 عرض کرد : اى فرزند رسول خدا ! ما را بدترین مردم مى‏ شناسند .

 مى‏ گوید : امام صادق علیه
السلام که این پاسخ را شنید خشمناک شد بطوریکه چهره مبارکش دگرگون گردید ،
سپس او که تکیه داده بود در برابر من نشس
تمام وجودم پر شده از ناامیدی‌ ، ترس ، بلاتکلیفی ، آشفتگی، بیقراری‌ ، حال بد و بد ُ بدتر 
دلم میخواد بخوابم ُ دیگه بیدار نشم یا اگر میشم‌ ی آدم دیگه با ی دنیای و زندگی دیگه باشم ، کاش هیچ وقت دوست پسر داشتن ، دوست داشتن ، دلبستگی ، وابستگی و عشق رو تجربه نمی کردم کاش واسه همیشه خام میموندم‌ لعنت به من و لعنت به اون که باعث شد زندگیم‌ اینجوری شه ِ الهی همون قرآنی‌ که باعث شد باورش‌ کنم ُ فریبم‌ داد‌ و زندگیم ُ نابود کرد بخوره تو سرش و شایدم
خب خب. بیا باهات حرف دارم دختر جان. حرف مختصر: یاد بگیر یک ساعت تمام بی وقفه و بدون تداخل کاری، بنشینی سر یک کار اجباری، که دوستش نداری. بعد یک ساعت و بیست دقیقه. بعد یک ساعت و چهل دقیقه. بعدش سه ساعت.  و پنج و هفت. همینه کلید مساله ت بخدا. فقط همین. - باشه چشم حتما.
هفته ی قبل که صبح ها کارآموزی غدد بودم چند تا عصر هم شیفت داشتم تو بیمارستان
کاردانشجویی،  این هفته هم که گذشت از یکشنبه تا خود امروز صبح ها تمام بیمارستان
کاردانشجویی بودم عصر ها هم غیر 2 روز کارآموزی ccu .
دلم میخواد دقیق و با همه ی جزییات بنویسم ولی خواب چشمامو پر کرده !
فقط میگم ابن هفته جدید قراره خونه خواهر باشم ، فردا بلیط داریم از شهر ما به مقصد شهر خواهر
دیروز نوشت:
هی پیام میداد ک بیا خونمون امروزبهش گفتم که میرم کلاس و نیستم و ایناباز زنگ زد. باز گفتم نمیتونم ماشین ندارمرفتم کلاس گوشیمو سایلنت کردم. سرکلاس بودم زنگ زده بود و پیام بازهم که امروزو بیا لطفن اسنپ بگیر بیاآدمیه که اصلا از این حرفای عزیزم و این تیپی نمیزنه. امروز تو همه پیام هاش بهم گفت عزیزمآخر اینو نوشت : بیا دیگه دلم خیلی گرفته. الان من حوصله مریم دارم فقطهیچی دیگه وقتی بی دفاع میشی درمقابل صدا کردن اسمت بدو بدو آماده میشی میری
حضرت صادق ع فرمود مردی نزد پیغمبر ص امده  عرضکرد ای رسول خدا هلاک شد،حصرت رسول ص او فرمود ان خبیث نزد تو امد و بتو گفت کی ترا افرید تو گفتی خدا پس بتو گفت خدارا  چهکسی افریده  ان  مرد عرضکرد اری سوگند با نکه تو را براستی به نبوت بر انگیخته چنین بوده آست پط رسولخدا ص بان مرد فرمود بخدا سوگنداین محض ایمانست 
بالاخره بعد از 4 سال امام مهربانی ها من رو برای زیارت بارگاهش طلبید. چند وقت بود که دلم برای زیارت حرمش پر میکشید ولی خب قسمت نمیشد تا اینکه یه روز خاله زری پیام داد که میای بریم مشهد ؟ منم با پرویز صحبت کردم اونم گفت اگر دوست داری برو. خلاصه اینکه منو و آریان و خاله زری و مادربزرگم و خاله گلناز و شوهرش و دختر خاله ام و باباش عصر روز دوشنبه هفتم مرداد با قطار از اصفهان راهی مشهد شدیم و یکشنبه سیزدهم مرداد برگشتیم. با اینکه با وجود آریان خیلی اذیت
تعطیلات تابستان به پایان رسیده و بار دیگر روزهای پرنشاط درس خواندن و
انجام تکالیف مدرسه از راه رسیده است. همه کودکان و نوجوانان و حتی خود
ما بزرگ ترها بعد از گذراندن یک هفته کار و تلاش و فعالیت به یک آخر هفته
شاد و پرانرژی کنار خانواده و دوستان نیاز داریم. این مطلب به شما می گوید
چگونه می توانید آخر هفته ای پرخاطره داشته باشید.
ادامه مطلب
روزهای هفته اندازه‌گیری مهمی از کودکی برای درک زمان بوده است. تقریبا همه ما از زمان کودکی هم زمان با شروع دوران مدرسه با روزهای هفته آشنا می‌شویم. دانستن روزهای هفته در زمان کودکی به ما این امکان را می‌داد تا برنامه‌های خود را سازماندهی کرده و از وقایع پیش رو آگاهي داشته باشیم. مانند زمان یک سفر یا یک امتحان مهم. با آموزش روزهای هفته به انگلیسی همراه هلو باشید…
ما در کودکی یاد گرفتیم که روزهای هفته از ۷ روز تشکیل شده که از روز شنب
اومدم خونه خالم.سر ناهار با پسرخالم از علوم پایه میگفتیم که گفتم میوفتم بدبخت میشم.گفت نه بابا پاسی منم همین فکرو میکردم.بعد گفت چیزی ام حذف کردی؟شروع کردم به گفتن دیدم قیافش داره شبیه برگ ریخته ها میشه دیگه ادامه ندادم به گفتن حذفیاتمبعد شروع کرد به گفتن اینکه بشین فلان شکلی شانسی بزنقشنگ نا امید شد
حالا دخترخالم هی میگه تو از فلانیا که با سهمیه اومدن کمتری؟بیوفتی کشتمت
خالم میگه چرا نخوندی میگم اخه فلان شد و درسا دانشگاهمون فلان بود و ای
تمام طول هفته را منتظری تا جمعه برسه، چه روزهای پرکار و پر تنش و چه روزهای آرام و بی صدا. فکر میکنی جمعه روز خاصی هست، یک اتفاق نو رخ میده، یا کلی استراحت میکنی و خستگی کل هفته از تنت درمیره اما جمعه میرسه و تازه دلتنگ روزهای هفته میشی! شاید واقعا جمعه ها هیچی نداره جز دلتنگی. جمعه ها سوت پایانه، جمعه ها آخر جاده است!
اما با این حال روزهای هفته با یک دلخوشی سپری میشه، دلخوشیه رسیدن جمعه ای که تو میخوای!
دانلود مداحی حسین سیب سرخی ساحل چشمامو از بچگی دریا کردم
شب هفتم محرم 1398هیأت روضة العباس (ع)نوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیساحل چشمامو از بچگی دریا کردم خودمو با گریه تو قلب حسین جا کردمدستمو گرفت و آبرو بهم داد منم بهترین رفیقام و تو روضه پیدا کردم ای به یاد حرم بودم که قلبم از دوری شش گوشه ی تو تیر کشیدکیمیایست عجب تعزیه داری حسین که نباید ز کسی منت اکسیر کشیدمتن مداحی ساحل چشمامو از بچگی دریا کردم حسین سیب سرخیب
پایان نامه ازون مقوله هاییه که تمام انرژی آدم رو میگیره. 
برای مثال
استادم زبون آدم رو درک نمیکنه. به زبون دیگه ای حرف میزنه. یه کد نوشته اونو داده به من. بعد نتایجی که با کد من میگیریم با ننتایجی که ایشون تو کامپیوتر خودش میگیره زمین تا آسمون فرق داره. بعد شونه میندازه بالا میگه من نمیدونم!! پس عمه م بدونه؟ گرفتاریه بخدا.
 
 
 
آموزش کوفته برنجي ایتالیایی با آموزش کوفته برنجي ایتالیایی از بخش آشپزی سایت تفریحی جیران همراه باشید. اگر تا حالا فکر می کردید که کوفته یک غذای سنتی ایرانی است، اشتباه می کردید. کوفته از جمله غذاهایی است که در اکثر کشورهای آسیایی و حتی بعضی از کشورهای اروپایی هم پخته می شود […]
نوشته آموزش کوفته برنجي ایتالیایی اولین بار در سایت تفریحی و سرگرمی جیران. پدیدار شد.
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
 از سخنان  مولایمان امام امیرالمومنین علی علیه الاف السلام است (در نادرست بودن گمان کسی که اعتقاد داشت اندیشه معاویه رساتر و تدبیرش بهتر از آن بزرگوار است)
1 سوگند بخدا معاویه از من زیرکتر نیست، و لیکن او بی وفائى و خیانت کرده و معصیت و نافرمانى مى‏ نماید (در هر امرى مکر و حیله بکار برده بعهد و پیمان پایبند نیست، از این رو نادانان تصوّر میکنند این از زیرکى و دانائى او است) 2 و اگر مکر و
هفته ی پیش همین روز، ساعت 3:56 دقیقه مردی از ترمینال تماس گرفت و گفت بلیط ساعتِ ده شبت به ساعت 8:30 تغییر ساعت داده، درست وسط خوابِ آشفته ام روی کوله پشتی وسط اتاق خوابگاه زنگ زده بود.
هفته ی پیش همین روز ساعت 7:10 دقیقه داشتم توی حیاط خوابگاه چمدان به دست، با "آ" خداحافظی می کردم.
هفته ی پیش همین روز ساعت 10 شب دنبال نان سنگ پز یا همچین چیزی می گشتم، حوالی انار!*
هفته ی پیش همین روز ساعت 11: 30 دقیقه ی شب توی اتوبوس خوابم برد و یک باره از خواب پریدم! دوباره
حفص بن غیات گوید شنبدم حضرت صادق ع  میفرمود اگر بتوانی که شناخته نشویو گمنام باشی همان کار را بکن چه باکی بر تو باشد که مردمتو را نس و چه باکی است و تو را که نزد مردم نکو هیده باشی در صورتیکه نزد خدا پسندیده باشی سپس فرمود سپس فرمودپدرم علی بن ابیطالب ع فرمودند حیری در زندگی نیست جز برای دو نفر یکی مردی که هر روزکار خیری بر کارهای. خیر گذشته. بیفزاید ودیگر مر ب که مرگش را با توبه تدارک بیند وکجا توبه تواند  بخدا سوگند اگر سجده کند تا گردنش
بنام.خدا در بیست .یکم .فرود سید المستشهدین امام.عطشان.ص.کربلا  در روز چهار شنبه نخستین روز ماه محرم  سال شصت ویک هجری در منزل گاه.قطقطانه.نزدیک.قصر مقاتل. خرگاهي برافراشته دیدند .از ان عبیدالله حر جعفی .امام دعوت نمودند .عبیدالله گفت انا لله وانا الیه راجعون .وگفت.که به ناچاری از کوفه بیرون نشدم وپسندم نبود که ان جا باشم .وحسین. بدان در اید .بخدا سوگند که نمی خواهم مرا ببیند .ومن اورا ببینمپیام.رسان نزد امام.ص.پیغام اورد حضرتش به دیدن او رهسپا
آخه این چه حس لعنتیه که دست از سرم برنمیداره و ولم نمیکنه ؟!!!
خدایا خلاص کن منو از این افکار چرند که نمیتونم بهش غلبه کنم
بخدا کم اوردم.این تِرکو بزن بره بعدی بیاد.
چرا سوزنش گیر کرده و هی تکراری داره میشه این آهنگ ؟!!!
من که دیگه بزرگ‌شدم و دیگه دلتنگیام فرق کرده با قدیما.
پس چرا یه چیزی این وسط مسطا داره لق میزنه و سرجاش نیست؟!
نکنه این دل دوباره بندو آب داده باشه و من بی خبر باشم ؟!!!!!
!!!!!
حفص بن غیاث گوید شنیدم حضرت صادق ع میفرمود اگر بتوانی که شناخته نشوی و گمنام باشی همان کار بکن چه باکی بر تو باشد که مردم تو را نشنایند وچه باکی است تورا که نزد مردم نکوهیده باشی در صورتیکه نزد خدا پسندیده باشی و سپس فرمود پدرم علی بت ابیطالب ع فرموده خیری در زندگی نیست جز برای دو نفر یکی مردی که هر روز کار خیری بر کارهای خیر گذشته بیفزاید و دیگر که مردی که  مرگش را با توبه تدارک ببیند  و کجا توبه تواند  بخدا سوگند اگر سجده کند تا گردنش.بریده ش
تا حالا هرکی میپرسید: کِی؟ میگفتم ۳۰ آبان، یعنی آخر‌ هفته ۴۰. هرچند ضمنی میدونستم از هفته ۳۸ به بعد هر لحظه ممکنه شروع بشه.
با کمردردی که چند روز پیش گرفتم و شوکی که به هردومون وارد شد، تاریخ رو دیگه روی ۱۵ آبان میبینم و یعنی فقط ۲ هفته دیگه! هول افتاده به جونم که هرکاری مونده رو انجام بدم.! 
دیگه باید درس بخونم.الان فقط یه هفته مونده، همه دارن خونده هاشون رو مرور میکنن و من تازه میخوام شروع کنم بخونم :|
 
+ تازه این یک هفته هم بدون دو روز تو هفته آینده که برا پرتو و شیمی درمانی باید برم. پس میشه 5 روز :|
+ خدایا فقط این امتحانو پاس شم. قول میدم قول میدم هر چی تو بگی. :((((
دیشب از فکرو خیال نمیتونستم بخوابم رفتم یه دوش گرفتم و بعدش موهامو سشوار کشیدم ابجی هم بیدار بود همینطور نگاش میکردم  اخه من چقد دلم برات تنگ میشه یکی یدونه حتی واسه دعواهامون من اصلا نمیخوام جایی برم میخوام تا اخر عمرم همینجا باشم ابجی هم یه جوری معصومانه منو نگاه کرد و لبخند میزدفداتبشمبعدش گرسنمون شدو پنیر و گوجه خوردیم و اهنگ گوش  دادیم و نفهمیدم کی خوابم برد ظهر هم ساعت 15بیدارشدم و بعدش ناهار خوردم و خونه هارو تمیز کردم نمیخواستم
به پشتیبان خانم مریم ز پیام داده حرف زد بعدش گفت ببخشید من حوصله چت کردن هیچ وقت ندارم همین و تمام نمیدونم چرا هر وقت هرکی با من حرف میزنه خسته میشه و حوصله ی چت کردن وقت شم  نداره بابا آقای خانمها !!!! نمیدونم انگار من جذام دارم نه بخدا هیچ بیماری واگیر داری ندارم فقط پام چلاق و زشتم همین و بس . 
سلام و شب بخیر.
امروز صبح دوباره با اسنپ رفتم و زودتر از همه رسیدم.زنگ اول رو ادبیات داشتیم  و خیلی معلم از انشا ی اول امسالم خوشش اومدزنگ دوم که معارف داشتیم،بچه ها مغز معلم رو خوردن،یعنی از سال پیش همش سر کلاسش چرت و پرت میگن و الکی با صدای بلند میخندیدن و خلاصه مغز ماهارو هم تیلیت کردنزنگ بعدش هم شیمی داشتیم که نصف کلاسو در مورد تعیین رشته حرف زدیم و آخر کلاس هم دو گروه اول مندلیف رو حفظ کردیم.امروز ساعت 12 و نیم تعطیل شدیم ولی همه رفتن و من س
نگارش دهم درس اول با موضوع مرگ
دبیرمان موضوع مرگ برای نوشتن انشا داد، از آن روز تمام فکرو ذکرم مرگ شده بود!به مرگ انسان ها، تنها شدن اطرافیانشان،عزاداری،سیاه پوشی فکر می کردم اما باز هم به نتیجه ایی برای نوشتن نمیرسیدم.خواستم بیخیال نوشتن شوم و بروم و به دبیرمان بگویم:آخر مگر مرگ انسان ها هم نوشتن دارد؟؟؟!!خواستم قلم و کاغذم را بردارم که یک جرقه در ذهنم زده شد!!موضوع که فقط بر مرگ "انسان"تاکید نداشت،موضوع فقط مرگ بود!!قلمم روی صفحه ی سفید
نه نه من برعکس تو هدف دارم ، برنامه ریختم ، نمیخوام یه آدم وارد زندگیم کنم ُُ همه ی زخماتم برای رسیدن به هدفم رو بریزم تو چاه  منتظرم عکاسی رو تمومش کنم و زبان رو شروع کنم ، یه درس سه واحدی دارم فجیع سخت سخت یعنی پرکار واسه ی هفته ی اول اصلاح پلان مسی ِ ، هنوز اول کاری پیچیدس دارم از خستگی ميميرم ، پاهام درد می‌کنه و تاول زده و زخم شده فردا برداشت داریم و کد دلم میخواد هیچ کلاسی نباشه و فقط بخوابم
در کمال الدین از اصبغ بن نباته نقل می کند که گفت: بحضور امیر المؤمنین شرفیاب شدم و او را متفکر یافتم و دیدم که سر چوبى را بزمین می زند. عرض کردم:یا امیر المؤمنین مى ‏بینم در فکر هستید و سر چوب را بزمین می زنید. آیا باین زمین رغبت و نظرى دارید؟! فرمود: بخدا سوگند، نه بزمین و نه بدنیا یک روز رغبت‏ پیدا نکرده‏ ام
ادامه مطلب
همه فکر و ذکرم اینه که اگه برم پیشش قبولم میکنه؟
اصلا تلفن رو جواب میده؟؟
واقعا حاضره بازم همکاری کنیم؟؟با گندی که زدم هنوزم به توانایی هام اعتقاد داره و من رو باز هم آدم با استعداد و باهوش خطاب میکنه؟؟؟
 
 
راستی تابستون رو به اتمامه و از قولی که داده بود.بله هیچ خبری نشد هیچی دلیلش هیچ معلوم نیست.
 
بار آخر به شدت عصبی بود.
 
همه ی این ها یه تلنگر به من بودکه چرا یک دهم این حجم از نگرانی رو برای مقبولیت پیش خدا ندارمشرمم باد!!
 
از خود وا
امام باقر ع فرمود شیعیان علی ع تنها همان بردباران دانشمندان خشکبده لبند که رهبانیت وترک دنیا بر رخسارشان هویدا است حدیث 21 اما باقر ع فرمود امیرالمنین ع نماز صبح را در عراق بجماعت گزارده چون رو بر گردانید مردم را موعظه فرمود و از خوف خدا گریست وانها را نیز گریاند. سپس فرمود هان بخدادر زمان دوست صمیمم پیغمبر ص مردمی را را میشناختم که در بامدادو شام ژوییده وگرد الود و گرسنه بودند پیشانی انها در اثر سجده مانند زانوی بزمین برای پروردگار خود با س
قرارداد خونه ام داره تموم میشه و صاحبخونه درکمال پررویی میخواد اجاره خونه رو 2 برابر کنه!!!! حتتتتتما. بشین تا بدم حاضرم برم جای دیگه همین اجاره رو بدم ولی به این صاحبخونه ندم این پولو واقعا قبلنا میگفتن صاحبخونه ها بی انصافن درک نمیکردم الان میفهمم هیچ نظارتی هم روشون نیست و هرکار دلشون بخواد میکنن
فک کن با همچین پول پیشی که من دادم بیام 2برابر هم اجاره بدم و همچنان تو این محله درب و داغون (نزدیک دانشگاه شریف) با مردمان گداصفت بمونم ب
دانلود آهنگ رضا صادقی عزیزوم + کیفیت 320 و 128
ترانه زیبا و بسیار شنیدنی رضا صادقی بنام عزیزوم همراه با متن و دو کیفیت 320 و 128 از جاز موزیک
Exclusive Song: Reza Sadeghi – Azizom With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ رضا صادقی عزیزوم
───┤ ♩♬♫♪♭ ├─── 
دوباره شور رسید از نو دوباره مثل همیشه بی خود
دوباره فکرو چراغ خاموش هیشکی که هیچ موقع نبوده فراموش
♫خودت نه هی فکر و خیالت اینجا♫
تصویر لبخنده زلالت اینجا تصویر لبخندی که زندگیمه
♫وقتی که مودت تو دسته نسیمه
هفته بسیار سخت و پر کاری داشتم و هنوز این هفته تموم نشده کلا هفته های سخت روزهای سخت و ساعت های سخت خیلس کش دار و کند میگذرن و همونجوری وه میبینیر ۳ روز از هفته مونده تا تموم بشه.
کل روزای هفتع کلی کار برای دانشگاه دارم به علاوه حسابداری فردا انتحانش دارم :/ 
برای هفته دیگه یک طومار کار دارم فقط کارای دانشگاهه نمیدونم چه خبره؟ ترم های پیش از این خبرا نبود :|| قشنگ مثل ارازل بیکار میچرخیدیم همشم میخوابیدیم ولی حالا به زورررر میخوابم ینی الان واق
صبح که بیدار شدم گفتم برم سارا رو بیدار کنم و باهاش امتحان ریاضی بخونم، دیشب بهش گفته بودم خودش بخونه که صبح ازش امتحان بگیرم، گفتم زودی درس‌های سارا تموم بشه خودم بشینم درس بخونم، بعدش برم حمام بعدش هم باشگاه و باز دوباره درس!
بیدارش کردم فهمیدم جاشو خیس کرده! بردمش حمام، یه چند صفحه براش امتحان در اوردم که حل کنه زنگ زدن گفتن سبحان رو برید بیارید، زن عموی مامانش مرده میخوان برن فاتحه، سبحان رو اوردم و خوابش کردم شده بود ۱۰/۵؛ چند صفحه دوبا
به نام او.
اخر هفته ی خوبی نیست
هفته ی خوبی هم نبود.سرحال نبودم این هفته رو.
الان هم صدای اذان میاد و همین قدر داره دلگیر تر میشه این غروب
خیلی چیزها هست که هنوز فکر میکنم از حساسیت بالای منه
مثلا اینکه با قاشق غیر چوبی تو قابلمه تفلون رو هم بزنیم یا الکی ناراحت شدن هام از پنهون کردن یا بیان نکردن یا حتی جا به جایی های قبل خواب یا خیلی چیز های دیگه.
شاید خودمم همین جوری ام
من هنوزم دارم تلاش میکنم تو بی تفاوت تر شدنم.ولی فعلا اسیب هاش فقط به خو
با یه چشمک منو کردی تو یه شب مثل اسیرمنو دیوونه نکن روتو ازم دیگه نگیرمی زنم سر به بیابون تو نباشی پیشممی کنم گریه ز دوریِ تو هی با دل سیراین چشایِ مثه آهوت منو رونده ز دلتمنو دوریِ تو کرده بخدا خورد و خمیرتو کجایی که دلم داره فریاد تو روکرده بازم دلمو طرز نگاهای تو پیرمنو شب ها منو تنها منو درد عشق تومنو دیوونه نکن روتو ازم دیگه نگیرسرگشته#سهراب_عرب_زاده
با یه چشمک منو کردی تو یه شب مثل اسیرمنو دیوونه نکن روتو ازم دیگه نگیرمی زنم سر به بیابون تو نباشی پیشممی کنم گریه ز دوریِ تو هی با دل سیراین چشایِ مثه آهوت منو رونده ز دلتمنو دوریِ تو کرده بخدا خورد و خمیرتو کجایی که دلم داره فریاد تو روکرده بازم دلمو طرز نگاهای تو پیرمنو شب ها منو تنها منو درد عشق تومنو دیوونه نکن روتو ازم دیگه نگیرسرگشته#سهراب_عرب_زاده
اخبارامروزاستقلال رانگاه میکردم خوندم که لیگ برتر جام خلیج فارس هم از پنجشنبه اول شهریور ماه چراغش روشن میشه.ولی سازمان لیگ نتوانست عملکرد خوبی به جا بگذارد. تازه داشتیم عادت به انضباط میکردیم که روزمرگی اومد سراغ مون ودوباره هفته به هفته برنامه بازیهای لیگ برتر را اعلام میکنیم. بماند که حرف بسیار است و گوش شنوایی نیست. بازیهای هفته اول و دوم بدین صورت میباشد :
بابا انقدر کامنت نزارین الکی گفته اونا ولش کردن من قبلا باهاش جاست فرزند بودمو کاملا رلای قبلیش رو می شناسمفقط هم برای بالا بردن تجربه باهاش دوس شدماگرنه الان بعد از چند هفته هنوزم احساس وابستگی خاصی بش ندارمتورو خدا نگین بعد ک بره میرینه بهت و دلت و میشکنه و حرصم میگیره بخدا
 
 سوال : 
بیاین بگین من چکار کنم که علی مون رسما منصرف بشه که به لپ تاپم دست نزنه و بازی باهاش رو کلا فراموش کنه ؟!:|:)
خسیس نیستم ولی بچه ها وقتی بازی رو شروع میکنند اولش آروم هستند، 
 بعدش کم کم  کیبورد براشون میشه دسته بازی :|
 کلا وقتی شروع میکنن به هیجان دیگه یادشون نیست که اینی دستشونه اسباب بازی نیست !!
فعلا دیروز رو  پیچوندم امروز رو نمیدونم چطور بپیچونم که دلشم نشکنه !
دیروز میگفت برم سی دی بازیهای کامپیوتری بگیرم و کلا بازی کنم :|
لپ تا
نمیتونم و نمی خوام مجبورت کنم بمونی
خودت مهمی چی میخوای
 ولی    لیمو     همه درارو نبند
این پستو  گذاشتم که بهت بگم نرو
دوستای من که میاین وبم بیاین همه به لیمو بگیم همه درارو نبند
 
 
 
 
چه کنم خدا پشیمونش کنه   یا مثه من پریشونش کنه؟؟
 
 
لیمو بخدا تو شرایط بدی هستم اگرنه تا دوهفته دیگه هزار تا نظر جمع میکردم . ولی نمیتونم
تازه اگه فردا نتایجم خراب بااشه لیمو
حتما دو هفته دیگه سر میزنم . کاش باشی . تا یه سال دپرسم نزاری
*هفته ی دوازدهم سومین دوره ی لیگ دهستان*
بینیمو جراحی کردم یه هفته شد با امروز
اگه این سوالو ازم بپرسید که اگه برگردی به قبل، بازم عمل میکنی یا نه؟
جوابم
صد در صد بله هست.
بله راضی‌ام.
البته یه دلیلش خوب شدن بینیمه
وگرنه اگه راضیه راضی نبودم شاید پنحاه پنجاه میگفتم عمل میکردم.
سخت بود تو این یه هفته. درگیر ذهنی داشتم. اینکه این همه بینیا داغون، چرا من باید عمل میکردم. من که داشتم زندگیمو میکردم.
ولی الحمدلله جوری شد که از تمام حرفام تو این یه هفته پشیمون شدم.
حال این روزهام من رو یاد وقتى میندازه تو سن تعیین كننده ى زندگیم بودمو و مات و مبهوت مونده بودم از بى پشتوانگى و كوتاهى دستم چه روزهاى افسردگى سختى بود چجورى اون افسردگى رو پشت سر گذاشتم؟!.مگه میشه؟! مگه میشه یكم این زندگى براى ما نچرخه؟! خدایا مى خوام زندگى كنم . مى خوام زندگى كنم.همه انرژى ام پاى حسرت هام داره تلف میشه متنفرم از این شرایط . متنففففففر! بخدا این زندگى نیست خدایا حالا میگم سخت ترش رو نذار تو دامنم لطفا! كمى كوتاه بیا! 
امروز سالگرد بابا بود خواهرا و برادرا سرخاک جمع شده بودیم ِمن زودتر از بقیه رفتم و دوساعتی تنها نشستم میخواستم باهاش تنها خلوت کنم گفتم بابا خیلی جات خالیه یه صدایی توی سرم گفت یادت نره اون الان یه بعد از تو بالاتره پس دروغ نگو چون می فهمه اشکم سرازیر شد گفتم لامصب بخدا دروغ نیست دلم برای خنده هاش صداش برای مهربونیاش تنگه بخدا صدا باز گفت دروغه گفتم چرا دروغه ؟ گفت تو اگه محبت ات صادقانه بود و بی هیچ توقعی فقط دوسش داشتی پس چرا اون آخرای عمرش
من از ساعت شیش و نیم بیدارم اما تازه میخوام شروع کنم الان یه ده مین هست مه مامان بابا رفتن سمت تهران. حالا من موندمو مها و درس خوندنو کارکردنامونو یه زندگی تقریبا مستقل. هرچند مامان بیچاره کلی لوسمون کردو برامون غذا گذاشت داریم تا چند روز . بگذریم. نمیدونم چی بگم فعلا ذهنم خالی خالیه. برای فردا مشق زبان دارم اما دستم بهش نمیره. فردا از صبح تا شیش تنهام بعدش باید برم دم دانشگاه مها با هم بریم کلاس زبان. بیخیال بیا امروزو شروع کنیم باید کلی از کت
امشب حالم با دیدن عکسش بهم ریخت.با خوندن شعر روی عکسشعکسی ک کات شده.خوشحاله توش .من این نگاه رو میشناسم. نفسم حبس شده از بس خودخوری کردم تا مبادا کسی نگرانم بشه و بپرسه چرا نگه داشتم خودمو تا برسم هیئت امام سجاد جانه دلم.کلی عررررر زدماما اروماحساس میکنم مویرگ های مغزم داره از مغزم کنده میشهخدایا غم هامو با غم های اهل بیت امام حسین گره زدم. خودت خلاصم کن.دیگه بریدم.دیگ نمیکشم.دیگ تحمل لرزیدن های یهویی رو ندارم. کاش زندگیم رو هم
ساعت چند شب شده؟ 
بیقرارتر از من توی این شهر نیست بخدا. چطور سر کنم؟ نه سر نمیشه.نهبی تو به سر نمیشود
پیشم نیستی .تو گلوم گیر کرده نفسمو میگیره
جون داد زدن هم نیست
این شبا دلم مردن میخواد.وقتی اومدی صدام کن زنده بشم
نه
نه
طاقتم نیست. 
بیا بغلت کنم.  آروم بگیرم
بیاکه چشام و دلم و دنیام
تو چطوری هونم؟
بعضی وقتها به این خیلی فکر میکنم
که اگه شما اون ادم/پارتنر/شریک که فکر میکنین ادم فانتزیاتونه
رو پیدا کنین
هم شما خوشحال میشین از ازدواج با اون ادم
هم اون ادم (پسرا مخصوصا) در نگاه اول و در همون هفته اول تصمیمش رو گرفته که شما اون همسر رویایی اون ادم هستین.
بله ما دخترا خیلی فانتزی بزن و گاهي خیلی رویایی و احساساتی میشیم.
ولی پسرا خیلی قاطع هستن. وقتی پسری در نگاه اول یا در هفته اول از شما خوشش میاد و یا حس میکنه شما نیمه گم شده ش هستین،
 
قطعا شم
توانبخشی شکستگی توراکولومبار
روز اول تا هفته اول:
حرکات ستون فقرات ممنوع .( خم کردن، درازونشست، چرخش)
حرکات اندام فوقانی و تحتانی در تمام جهات انجام میشود.
تمرینات تتقویتی اندام فوقانی و تحتانی مثل شکم داخل دادن ، سفت کردن ، فشار دادن زانو به تخت و . انجام میشود.
 
هفته دوم :
همچنان حرکت و تقویت توراکولومبار محدود است ولی از هفته دوم میتوان با وزنه های سبک اندام فوقانی و تحتانی را تقویت کرد.
 
 هفته چهارم تا هشتم :
در انتهای هفته ی ششتم می
من برای چکاب دو سالگی رفته بودم و اینکه خیالم بابت سلامتی جوجه هام راحت باشه .تو بغل بودن که ازشون خون میگرفتن و منم پا به پاشون گریه میکردم صد بار مردم و زنده شدم مثل ابر بهار اشک میریختن و میگفتن مامان جون که جیگر من و پرسنل اونجا را کباب کردن .اما باید بخاطر سلامتی شون خون میگرفتن و منم تحمل میکردم .یاد اون مادرایی افتادم که مرتب شاهد این صحنه ها هستن عجب صبری دارن بخدا .خدا به همه بچه ها سلامتی بده .خدایا کاش کاری میکردی که هیچ بچه ایی روی کر
امام صادق ع فر،ود چون رسواخدا ص را بمعراج بردند جبرایبل او را بحایی رسانید و خود با او نیامد حضرت فرمود ای جبرییل در چنین حالی مرا تنها میگداری گفت برو بخدا درجایی قدم گذاشنه ای که هیچ بشری قدم نگذاشته وپیش از تو هم بشری در انجا ره نرفته  13 حدیث علی بن ابی حمزه گوبد ابو بصیر از امام صادق ع پرسید ومن حاضر بودم عرض کردم قربانت پیغغمبر ص را چند مرتبه  بمعراج بردند  فرمود دو مرتبه و جبرییل اورا در مقامی نگه داشت وگفت در جایت بایست ای محمد ص زیرا در
بنازم من به آسمان و بارانبه آهنگ میان  اب و گلها بنازم بر نوای رقص باران ،به روی سقف خانه بنازم من به این سرمای مطبوعبه این نسیم که بر رخ من نشستهچه غوغا کرده باران چه نالان بوده بالا زدست روزگاران،  پریشان بوده باران. بنازم بر  نوازشهای باران که بیدارم نمود ازخواب نازی ،جدایم کرد ز رویای . پ. ن: در بهت خوابی که میدیدم.  توکل بخدا
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

هر چی بخوای اینجا هست THC CLAN | THC FORTNITE آژانس مسافرتی و خدمات گردشگری رفیق تنها چشم ،گوش ، حلق و بینی (مراقبت و درمان) چون که من اینجا بودم. امپراطور خواب ها ساخت تندیس و بج سینه شرکت اوج زیبایی هزاره سوم BTS: My life forever