نتایج جستجو برای عبارت :

همه دنیا میدونن چقدر دوست دارم همه دوستامونو بیخیال شو فقط دوتایی

دوستت دارم.
به سان یک دیوانه، به سان یک سرباز 
به سان یک ستاره سینما 
دوستت دارم، به سان یک گرگ، به سان یک پادشاه 
به سان انسانی که من نیستم 
میدانی من اینگونه دوستت دارم
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می شود دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخند
دوست دارم رهبرم رادلبر پیغمبر است/دوست دارم رهبرم را وارث برحیدراست/ازتباراهل بیت و آیت خوب خداست/دوست دارم رهبرم راجلوه ای ازکوثراست/اوپیام کربلا را میدهدبرمسلمین/دوست دارم رهبرم راآسمان رااختراست/میرود راه امام وهرشهیدی باهدف/دوست دارم رهبرم راشیعیان راسروراست/دشمنان دین ماراباز رسوامیکند/دوست دارم رهبرم رادشمن اوابتر است/اسوه والگوی خوبی گشته آقا درجهان/دوست دارم رهبرم رابهر عالم گوهراست/شیعه باشدجانفدای حضرت سیدعلی/دوست دارم ره
چقدر دوست دارم این صدای زندگی راصدای پچ پچ های کوچه و خیابان راصدای جیر جیرکهای باغچهکه در تاریکی شب پیچیده استچقدر دوست دارم این نسیم شامگاهی راکه هر از گاهی در حجم عظیم گرما و شرجی، نوازشگر صورتم میشودچقدر دوست دارم صدای  زن همسایه را  وقتی کودکش را به خانه میخواند و  او دل  کندن از بازی ندارداینها نشان زندگیننشان شور و حیاطامید و نشاطو مرا به خاطرات دور می برندروزهای بيخيالی که با بچه های محلهوسطی بازی میکردیم و صدای شادی هایمان تا انت
 من چقدر تو را دوست دارم       
گاهی انرژی تمام روزم را از خنده ی تو میگیرم 
گاهی با غم توی چشمات  ، ساعت ها درد میگیرم 
وقتی ازت خبری ندارم نگرانت میشم 
یا اینکه در هوای بارانی  ، چقدر بی قرارت میشم 
من چقدر تو را دوست دارم 
 میان هزاران نفر من فقط تورا میبینم 
یا مثلا همیشه از تو چقدر بهانه میگیرم  
من چقدر تو را دوست دارم   
من چقدر تورا دوست دارم  
من بهارم
من بهارم فصل باراندوست دارم دانه ها را
سبز و خرم ، شاد و خندانبازی پروانه ها را
دوست دارم آسمان راآفتاب مهربان را
دوست دارم روی گل رارنگ گل را بوی گل را
دوست دارم ماهیان راتوی چشمه، توی دریا
دوست دارم هر کجا راباغ و بستان، کوه و صحرا
دوست دارم، دوست دارممن بهارم، من بهارم
ساعت هشت بيخيال حال دلم
 همینجوری ک وایسادی.یهو چشاتو ببندم
بگم
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم
با تموم بی قراریام دوست دارم
با تموم نفسام دوست دارم
با تموم من دوست دارم
دستمو بردارم از رو چشمات
بوسشون کنم
آروم زل بزنم بهت بگم
دارمت.
کاشکی میشد بهت بگمچقدر صداتو دوست دارمچقـدر مـث بـچـگی هـاملالایی هاتو دوست دارمسـادگـی ها تـو دوسـت دارمخستتگی هـا تو دوسـت دارمچادر نماز زیر لبخدا خدا تو دوست دارمکاشکی رو طاقچه ی دلتآینه و شمعدون میشدمتو دشـت ابری چــشاتیه قطره بارون میشدمکاشکی میـشد یه دشت گلبرات لالایی بـخونمیه آسمون نرگس و یاستو باغ دسـتات بشونمبخواب که میـخوام تو چشاتستاره هامو بـشمارمپیشم بمون که تا ابددنيا رو با تو دوسـت دارمدنيا اگه خوباگه بدبا تو برام دیدن
نمیدونم یادت میمونه یا نه
ازم پرسیدی چقدر دوستت دارم، گفتم: بیشتر از اون چیزی که فکر میکنی.
بعد ازم پرسیدی فکر میکنی من چقدر دوست دارم، گفتم: کمتر از اون چیزی که فکر می کنی.
تو گفتی اشتباه میکنم دوست داشتن تو هنوز بیشتر از منه حتی بیشتر از چیزی که بقیه و من فکر می کنیم.
فکر می کنم تو اندازه ی دوست داشتن منو نمیدونی شایدم مال خودتو نمیدونی.
دوست داشتن و دوست داشته شدن احساس زیبایی هست. من که همیشه از دوست داشته شدن محروم بوده ام، و تا مدت های زیادی هم کسی در زندگی ام نبوده که دوستش داشته باشم. خواستم فاز خودم رو ببینم چیست. درحال و هوای عشق و عاشقی نیستم. البته چند روزی بودم، اما سریع جمش کردم. در حال هوا و هوس و شهوت هم نیستم. چون اگر بودم، حتما تا الان چندین بار کرده بودمش. می ماند دوست داشتن. او را دوست دارم. ولی او هنوز باورش نشده. دارم به این نتیجه میرسم که این احساس د
گفت خیلی دوستتون دارم
گفتم خیلی یعنی چقدر 
گفت اندازه یه عشق چهارساله؛ قدر سیگار دوستتون دارم.
یاد چوپانی افتادم که به موسی گفت میخواد موهای خدا رو شونه کنه.جنس دوست داشتنش اینطور بود.
گفت حتی گاهی شبها فکر میکنم شما رو بیشتر دوست دارم یا سیگار رو.
دوتا نظر دادین یه دختر یه پسر هیچکدومو ثبت نکردم چون سلیقه ام نبود حرفهای توشولی یک چیزی رو خوب فهمیدم چقدر دخترها مثل خودم عاطفی هستن و به موندن و نگهداشتن زندگی فکر میکنن و چقدر پسرها جدی و عاقل هستن و به مشکل رخ داده هم میتونن فکر کنن حداقل کمیدوست داشتم نظراتتونو اما خب نمی تونم تأییدش کنمالآن که دارم فکر میکنم میبینم دوست داشتنم اصلا بخاطر این نیست که همسرم دوست داشتنیه دوستش دارم چون طبیعیه که آدم همسرشو دوست داشته باشه و اگه نداشتم ک
دو روز است چیز خاصی برای گفتن ندارم. یاد چیزی نمیفتم که بنویسم. فقط به ماه های پیش رو فکر می کنم و راهی که در پیش دارم. دیشب هم یک نقد درد دلانه ای نوشته بودم که پیشنویسش کردم حالا دوباره انتشارش می دهم.
دلم شور و هیجان می خواهد. مدت هاست با این کنسول های بازی خانگی بازی نکرده ایم. آخرین بار به جز کامپیوتر، سِگا بود. گاهی فکر می کنم چقدر همان ها هم خوب بودند. دوست دارم باز هم با دسته های آتاری بازی کنم. در بازی دوست دارم بیشتر ببرم، کم تر ببازم. دوس
قلبم درد میکنه و یک در میون پالس دستگاه و قلب خودم میزنه و من تک تکشون رو حس میکنم. و.تب دارمدرد دارمگریه دارمعطش دارمفحش دارمدلتنگی دارماسترس دارمخستگی دارمعصبانیت دارمدل شکستگی دارمدرد دارمتب دارمعطش دارمدرد دارمو وقتی به این فکر میکنم فردا هم نوبت تزریق شیمی درمانیه واقعا دوست دارم طوری پودر بشم که ذرات حاصل از من اصلا از حالت تعلیق در هوا خارج نشن و فرود نیان! :|
وبت جزو اولین وب هایی که میخوندم هست،اولین کسی بودی که وبم رو دنبال کردی.
همیشه وبت رو می خوندم و تهِ دلم آرزو می کردم کاش با منم دوست بشی.
زمستونِ پارسال بود که باهم دوست شدیم،نمیدونی اون شب چقدر خوشحال بودم،انگار دنيا رو بهم دادن.
وقتی عکست رو دیدم تعجب کردم که چقدر شبیه همیم، چقدر ذوق کردیم که قیافمون کپی همدیگست:)
شب های زیادی با هم حرف زدیم، درددل کردیم،غر زدیم و شوخی کردیم.
تو این مدت،انقدر دوستیمون عمیق شده که حس میکنم چند ساله که می شنا
وبت جزو اولین وب هایی که میخوندم هست،اولین کسی بودی که وبم رو دنبال کردی.
همیشه وبت رو می خوندم و تهِ دلم آرزو می کردم کاش با منم دوست بشی.
زمستونِ پارسال بود که باهم دوست شدیم،نمیدونی اون شب چقدر خوشحال بودم،انگار دنيا رو بهم دادن.
وقتی عکست رو دیدم تعجب کردم که چقدر شبیه همیم، چقدر ذوق کردیم که قیافمون کپی همدیگست:)
شب های زیادی با هم حرف زدیم، درددل کردیم،غر زدیم و شوخی کردیم.
تو این مدت،انقدر دوستیمون عمیق شده که حس میکنم چند ساله که می شنا
حرف من حرف توئهتو بگی بمون یا بگی برو میدونی تو روباز دوست دارم همه چی دست توعههر چی تو بگی  هرچی تو بخوایبیای و نیای بازدوست دارمدوست دارم دوست دارم تو اگه بخوای  میتونی غمامو دور بکنیثانیه های تاریک منو پرنور بکنی تو اگه بخوای میتونی شبامو کنار بزنیدنيا رو دارم اگه بگی تا ابد مال منیمال منی وقتی غمگینه دلم با صدای توبا نگاه توهمه چی یهوباز عوض میشه وقتی غمگینه دلم هر جا که هوات نزدیک منهدلم میزنه تا بیاد پیشتبیاد پیشتبیاد پیشت تو اگه
تو اونقدر خدای خوبی هستی، که دلم میخواد مدام بغلم کنی،میدونی خدا بغل تو با تموم بغل های دنيا فرق میکنه، تو آرومم میکنی و ته قلبم، درست همون قسمتی که مدام احساس تنهایی میکنه رو پرش میکنی، تو نمیزاری نبات تنها بشه، میون همه ی آدما، تو تنها پناه امنی هستی که هر وقت دوست داشته باشم میتونم صدات کنم و تو با آغوش باز پذیرای تمام اشک ها و دردام بشی، تو چه خدای صبوری هستی، چقدر بی اندازه مهربونی، خدایا دلم میخواد به اندازه تمام سال هایی که ندیدمت، بغل
دوست دارم قدوبالای تورانازکنمحلقه ی زلف چلیپای تورانازکنمخیره سازم چشم خود در چشم تومستی نرگس شهلای تورانازکنمبکشم دست نوازش همه اعضای تورادوست دارم همه اعضای تورانازکنمدوست دارم که چویوسف توی زندان بلاصورت همچوزلیخای تورانازکنمدوست دارم بکشم قامت نازت دربربادودستم.قدرعنای تورانازکنمدیده بررخ دوزم ودست به زلفین سیاهوانگهی زلف سمن سای تورانازکنمهرگزم دیده نگیرم زرخت یارعزیزدوست دارم رخ زیبای تورانازکنمخرم آندم.که زشیدایی توشادشو
امروز اولین روز دانشجویی بود . 
یک روزه واقعا خسته کننده و غم انگیز روزی که فهمیدم  چقدر این دنيا سخت  . چقدر بی رحم .
انگار تازه دارم دارم  با دنيای اطرافم آشنا میشم .
+ثبت نام حضوری  به مراتب سخت تر و خسته کننده تر بود و بازم خدارو شکر مامان و بابا و عمه حضور داشتند ولی خوب عمده کار بهرعهد خودن بود .
+ امشب برای اولین بار ( البته کمی اغراق چون قبلا  سابقه داشتم  ) خودم تنها در خوابگاه دانشحویی خواهم خوابید .
+ خدارو شکر همین روز اول دوس
شب را تا صبح منتظرش ماندم . منتظر تا بیدار شود از خواب غمگینش. او شبیه یک دختر بچه ی کوچک لجباز می‌خوابد. وقتی می‌خوابد ، بیشتر شبیه اسمش می شود . معصومانه و گرم. دوست دارم ، دوست داشتم همواره شادی را بهش هدیه میدادم .لبخند که بزند، انگار که من همه ی عمر خوشبخت بوده ام. منتظرش ماندم تا بیدار شود . تا بگوید بیا و دست هایش را برایم باز کند . مادر ، تو چقدر بی نهایت هستی . و من چه سنگدل نابینای کودنی هستم . من تورا میخواهم . تویی که گم کرده ام آغوشش را . ه
در آخرین نامه ‌ات از من پرسیده بودیکه چه سان تو را دوست دارم ؟عزیزکمهمچون بهارکه آسمان کبود را دوست داردهمچون پروانه ‌ای در دل کویریا زنبوری کوچک در عمق جنگلکه به گل سرخی دل داده استو به آن شهد شیرین ‌اشآری، من این‌گونه تو را دوست دارمهمچون برفی بر بلندای کوهیا چشمه‌ای روان در دل جنگلکه تراوش ماهتاب را دوست داردعزیزکمآنگونه که خودت را دوست داریآنگونه که خودم را دوست دارمهمانگونه دوستت دارم"شیرکو بی کس"ترجمه: بابک زمانی
عشقش داشت میخندید بهش بلند بلند قهقه میزد 
مرد از جاش بلند شد اروم گف بسه!
زن ادامه داد بلندتر و بیشتر خندید مرد سمتش اومد و فریاد زد ایوی بسه! 
مرد گلوی زنش فشرد گریه کرد و فریاد زد بسه! 
اونقدر فشار داد که از بی جان تو بغل مرد افتاد.
گریه‌ی مرد شدت گرفت سر زن توی سینه اش فشرد و محکم بغلش کرد و بین هق هق های مردانش مدام میگف "دوست دارم" "دوست دارم"."دوست دارم"
تنها توی خیابان ناشناخته‌ای گم شده بودم
هوا ابری بود و پر از غبار
شارژ موبایلم صفر بود
محض رضای خدا هیچ آدمی نبود
بودم 
و سرم پر از صدای فریادهای او
و قطع شدن نفس.
 
پ.ن: چقدر این روزها احتیاج دارم صحبت کنم با کسی و قضاوت نشوم.
پ.ن: بریدن از آدم‌هایی که دوست‌شان داری اما نه می‌گویند و از آن می‌ترسند، چقدر سخت و دردناک است
تنها توی خیابان ناشناخته‌ای گم شده بودم
هوا ابری بود و پر از غبار
شارژ موبایلم صفر بود
محض رضای خدا هیچ آدمی نبود
بودم 
و سرم پر از صدای فریادهای او
و قطع شدن نفس.
 
پ.ن: چقدر این روزها احتیاج دارم صحبت کنم با کسی و قضاوت نشوم.
پ.ن: بریدن از آدم‌هایی که دوست‌شان داری اما نه می‌گویند و از آن می‌ترسند، چقدر سخت و دردناک است
دوره‌ی فترت را می‌گذرانم. دور مانده از هر عشقی. عشق میم، عشق م، عشق ح و . دورم از همه‌کس و هیچ کس را رای من نیست. دلم خالی، جهانم خالی، روحم تنها، . من مانده‌ام و خودم و گستره‌ی بی‌پایان هستی. و هستیِ جدا مانده از وجود. درد هم ندارم فقط اخلاقم گه است و حوصله‌ی هیچ کس و هیچ چیزی ندارم
چیه این هستی؟ چیه این زندگی؟ چقدر تنهام و بی‌کس و بی‌عشق و بی هم‌صحبت حتی. ح هم بدرد من نمی‌خورد او هم آنقدرها هم آدم فهیمی نیست. میم هم این روزها درگیر عشق تا
دارم می‌میرم. این زندگی چقدر سخته. هر جاشو رد می‌کنیم تموم نمیشه بعدی میاد. این دو ماه کلی بلای اشک آور سرم اومد که بازشون نمی‌کنم. الان مامانم ازم متنفره و کسی که دوستش دارم باهام قهر کرده (وقتی یک چیزی که راست بود رو بهش گفتم). تو زندگیم موندم. نمیدونم اینکه اپلای نکنم بر خلاف تقریبا همه بیچاره‌م میکنه یا نه. امتحان زبانامو که عطا کردم. اوضاع سلامتیمم جالب نیست.
هوا بارونی شد و من دیگه تموم شدم. فقط دوست دارم ساعت‌ها گریه کنم
دانلود مداحی مهدی اکبری بی قرارم هروله به شور و شین را دوست دارم
شب هفتم محرم 1395نوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیبی قرارم بی قرارم بی قرارم ای قرارمهروله به شور و شین را دوست دارمخیلی بین الحرمین را دوست دارمنوکری برا حسین را دوست دارمبی قرارم ای قرارم ای نگارمقمر روی زمین را دوست دارممن امیرالمومنین را دوست دارمتک یلِ ام البنین را دوست دارمبی قرارم ای قرارم شهریارم اعتبارمزنجیرِ ِ زلف نگار را دوست دارمنسل فاطمه تبار را
من موسیقی رو دوست دارم
من تمام هنر هارو از ادبیات تا تئاتر و سینما و عکاسی دوست دارم
من هم بتهوون رو دوست دارم هم راجر واترز
هم شومان و شوپن رو دوست دارم هم کوبین و کیم گوردون
من موسیقی رو دوست دارم
من پویایی رو دوست دارم
من عاشق بهتر شدنم
من پیشرفت رو دوست دارم!
من حریصِ رشد هستم!
الان که وسط اتاق شیش نفره ی خوابگاه تنها زیر پنکه نشستم و دارم مقاله ای که استاد به من داده رو ترجمه میکنم ، یهو به این فکر میکنم که چقدر زمان داره زود میگذره چه وقتای زیادی بوده که بجای محبت کردن و عشق ورزیدن ، خشن بودم و بيخيال ! حتی که چقدر از ترم یکی که اومدم اینجا زود گذشته :) از مهر نود و شیش تا تیر نود و هشت ! چقدر زود ترم چهارمم هم تموم شد و زندگی خوابگاهی از من چه آدمی ساخت . قوی تر ، محکم تر ولی متاسفانه گوشه گیر تر . ولی یه مدت باز برم خو
یک نفر اشتباها قضاوت کردم الانم ناراحتم :(
دوست دارم بهش همین الان زنگ بزنم و ازش معذرت بخوام :(
ولی داداشم میگه بيخيال بشم چون هر کسی مثل من بود این اشتباه رو میکرد و دچار سوء تفاهم میشد !
ولی من الانم واقعا از خودم و از نفر وسط که باعث این سوء تفاهم و قضاوت من شد ناراحتم :((

+
اولین قضاوتم بود ':(
نمیدونم چکار کنم؟!
 نفر وسط هم بهم گفت بيخيال بشم و نگم :(
دوست دارم رو در رو به اون نفری که قضاوتش کردم بگم ولی چون تا چند ماه دیگه نمیتونم رو به رو ببینمش
+حقیقتا هیچوقت نمیتونستم زندگیِ امروزم رو تصور کنم، هیچوقت فکر نمیکردم بمونم پشت کنکور اون هم این همه مدت.
دروغ چرا، حسودیم میشه به همه اونایی که با پول پزشکی میخونن، میرن خارج از کشور و به رویاشون میرسن.
+حس می کنم افسردگی دارم، برای همه کار بی حسم و انگار نه انگار که کنکور نزدیکه . دوست ندارم هیچکس رو اطرافم ببینم، میخوام تنها باشم فقط:(
از وضع خودم راضیم؟ اصلا.
خودمو دوست دارم؟ خیلی کم.
چقدر جای یه دوست تو زندگیم خالیه، چقدر دلم کسی رو میخوا
امروز غم انگیزترین روز زندگیمه 
امروز من کاری کردم که می دونم از نظر عقلی به نفع جفتمونه اما دل هر دومون مخصوصا دل اون به درد اومد. 
نمی دونه من چه حالی ام، نمی دونه دیشب تا صبح با خودم کلنجار رفتم و صدبار زدم زیر گریه، نمی دونه که الان ده روزه تمام مدت سر درد دارم، نمی دونه، هیچ کدوم رو بهش نگفتم؛ چون دوست ندارم غم هام رو بدونه، دوست ندارم حال بدم رو بدونه، دوست ندارم بدونه چقدر از این که مجبورم دوسال رو . :(( ولی مجبور بودم. چاره ای برام نمونده
دوست دارم در جمع باشم.دوست دارم در تمام این جمع ها باشم.دوست دارم که دوست هایی داشته باشم و تنها نباشم.
تلاش می کنم.تلاش می کنم و باز هم تلاش می کنم.
در نهایت روزی موفق می شم.روزی مثل این ها می شم و در اون روز من تنها کسیم که می دونم متفاوتم.
هرکی این پستو خوند یه قول بهم بده اینجا یا تو یه دفتر شروع کنید
یه لیست بنویسید که هر سطرش با این کلمه شروع شه:
چقدرخوبه که.
چقدر خوبه که میتونم هنوز بخندم وبخندونم:D 
چقدر خوبه که خانوادم رو دارم
چقدر خوبه که کلی دوست باحالو دوست داشتنی دارم;) 
چقدر خوبه که کودک درونم هنوز شیطونی میکنه:P 
چقدر خوبه به آینده امیدوارم:) 
چقدر خوبه که
شما بگید؟
بیاید قدر خوبیاوداشته های زندگمونو بدونیم:) 
قطعا غم ودغدغه وجود داره ولی تمرکز روی نکات مثبت وداشته
جملات حسین پناهی
من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می ترسم!
دین را دوست دارم
ولی از کشیش ها می ترسم!
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان ها می ترسم!
عشق را دوست دارم
ولی از زن ها می ترسم!
کودکان را دوست دارم
ولی از آینه می ترسم!
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم!
من می ترسم ، پس هستم
این چنین می گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم
تست روانشناسی

تست خودشناسی 1 – آیا وقتی که پدر و مادری رو می بینین که دست بچشون رو گر
یکی از دوستام نوشته بود :مامانم فکر میکرد بغض یعنی چشات پر بشه و بعدش بلافاصله چلپ چلپ اشکات بریزه رو گونت ولی من امروز فهمیدم بغض یعنی تو خودتم نتونی بباری ! .بغض یعنی تو خودمم نتونم ببارم .خدایا چقدر بغض دارم امشب .چقدر بغض دارم هرشب .
الهــی . . .
إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ
أَعْلَمْتُ أَهلَهــَا أَنِّی أُحِبُّڪَ
خدایا
اگر در آتشم افڪنی
بہ دوزخیان خواهم گفت :
ڪہ تو را دوست دارم
 #فرازی_از_مناجات_شعبانیہ
پ ن:
آن شاالله خدا هم ما ها رو دوست داشته باشه
با این که خیلی گناهکاریم
الهی امید به عفو تو دارمخیلیییی
دانلود آهنگ جدید حمید عسکری به نام رفت دلم
Download New Music Hamid Askari - Raft Delam
متن آهنگ رفت دلم حمید عسکری
امون از اون چشمای بی همتات ببین چه کارایی دستم داد عاشق شدم رفت دلم از دست یه لحظه که چشمم به تو افتاد امون از اون موهای صافت دل منو میبره دریا امون از اون احساسی که دارم شبیهش نیست تو همه دنيا دوست دارم آی دوست دارم تورو دوست داشتن شده کارم دوست دارم آی دوست دارم چه حال خوبی با تو دارم چشمای سیاه تو منو داره میکشه آره من دوست دارم به همین دلم خوشه م
داشتن یه دوست خوب و مهربون ، یه نفر هم عقیده با تو ، یه نفر از جنس تو ، یه نفر که درکت میکنه چون مثل خودته خیلی خوبه . یه همچین دوستی دارم . با اینکه مجازیه ، با اینکه تا الآن ندیدمش ، صداشو نشنیدم ولی بهترین دوستمه . از مرز اینترنت و وای فای فراتر رفتیم و واقعی شدیم . دو تا دوست حقیقی . دوست دارم دوست خوبم نیلو
امروز پنج شنبه یکی از روزای خداس
جشن روز پرستار بود و با همکاران و خانم چوپانیان(تجهیزات پزشکی) رفتیم سالن همایش
کلی بی حوصله برا خوندن جزوه ازمون توجیهی بدو خدمتم
امروز بعد از ظهر قصد بر خوندن است, امید خدا که بشه خوند
درگیری تو خونه ما که تمومی نداره, گره کار خواهرم فقط خدا باید باز کنه
لباس اداری مونده, کلا کلی خرید دارم که هنوز فرصت نشده
خواهرم امروز میخوان برن بنگاه واسه خونه خریدن,خدا کنه امروز دلش شاد بشه
چقدر حرف واسه گفتن دارم, چقدر حس
معصومه رو که وسط راه دیدم و گل از گلم شکفت و از ته دلم خوشحال شدم، تازه فهمیدم که بعد از بچه دارشدنم چقدر تنها شدم!چقدر دوستای خوبمو یکی یکی به بهانه ی وقت نداشتن و شلوغی سر کنار گذاشتم!چقدر گوشه گیر و منزوی شدم. و به تبعش افسرده.ارتباط با صمیمی ترین رفقام شده در حد ماهی یه پیام یا کمترو این یعنی حلقه ی محاصره ی دنيا روز بروز داره تنگ تر میشه و من وسط این دایره دارم له میشم.
نمیدونم چقدر از اومدنم تو ویلاگ میگذره. خیلی وقته.
اما اینجا واقعا بهم آرامش میده، به آهنگ گوش دادن و نوشتن حرف های دلم  و جدا شدن از دنيای واقعی.
این وبلاگ رو دوست دارم چون خاطرات پرچالش ترین روزهای زندگیمه، روزهای اومدن خاستگارهای متعدد و انتخاب سخت.
انتخابم رو کردم.
هرچند اوایلش خیلی فرهنگ هامون متفاوت بود و باهم مشکل داشتیم، یادش بخیر ی دوستی داشتم که هروقت از خانواده همسرم شکایت میکردم میگفت کم کم همه چی خوب میشه، و
الان بعد از گذشتن د
دوست دارم در جمع باشم.دوست دارم در تمام این جمع‌ها باشم.دوست دارم که دوست‌هایی داشته باشم و تنها نباشم.
تلاش می کنم.تلاش می کنم و باز هم تلاش می کنم.
در نهایت روزی موفق خواهم شد.روزی مثل این‌ها می شوم و در آن روز من تنها کسی خواهم بود که می‌دانم رنگم اینجا ناشناخته‌ست.
و شهریور هم آمد.
شیرین ترین و تلخ ترین ماه سال.
ماه تولدم.
همیشه دوستش داشتم با این که غم خاصی هم توی دلش هست.
کم کم دارم به شرایط عادت می کنم و کم کم دارم حس می کنم که تنهام.
دلم می خاد توی همین شهریور هم از تنهایی در بیام.
میشه؟
میشه خدا؟
دوست دارم محبتم به خدا زیاد بشه، دوست دارم آدم بشم.
چقدر دوست داشتم حوصله ای دست می داد تا درباره وهم و عقل بنویسم و بگم که این مسئله می تونه مهم ترین مسئله  زمان ما باشه. اینکه چقدر مسائل و درگیری های ما به غلبه  وهم بر عقل مربوطه. اینکه مجاورت و نزدیکی انسان به حقیقت (که فقط با عقل ممکنه)‌ چقدر برای شیطان سخته و البته به همین اندازه طی کردن  راهش هم برای ما مشکل و پر از دام های مختلفه.
چقدر هم البته، دوست داشتم تا خودم بتونم وهم خودم رو اونطور که باید، تربیت کنم. و عقل رو در اون مقامی که باید، قر
گاهی دلت می خواد فقط واسه دل خودت غزل بخونی
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
.
محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان آفتاب را
.
بوی بهشت می شنوم از صدای تو
نازکتر از گل است گل گونه های تو
.
چقدر خودمون رو دوست داریم؟ بقول بچه ها چندتا؟
من همه چیز راجع به شما دوست دارم . روشی که به من نگاه می کنید ، راهی که با من صحبت می کنید ، راهی که من را لمس می کنید. من می خواهم چیزهای دیگری را نیز تجربه کنم. مثلاً روشی که مرا ببوسید. من مطمئن هستم که آن را هم دوست دارم.

من دوست دارم تو را دوست داشته باشم ، ای عشق من . وقتی میبوسم لبهایت را دوست دارم ، چشمانت را دوست دارم که می گوید مال من است.
اسم نوشته | سایت سفارش و طراحی عکس نوشته
امروز عصر رفتم باشگاه . خیلی عالی بود. ۱۴ کیلومتر . از بالا رفتن سن این که گذشت زمانی که پسرهای اطرافم سنشون بالاتر بود. الان اکثرا همه کم سن ترن. چه خوب شد صبر کردم هاهاها. امشب با ل مقاله رو فرستادیم واسه کری که ادیت کنه و خوشگل تر بشه. از فردا کار ک رو شروع می کنم تا تموم بشه. امشب احساس کنم خروارها خروار احساس به چه سرعتی امد بالا. وای چقدر اکوییلو رو دوست دارم . چقدر ارامش دارن این دو تا. 
دانلود آهنگ علی بهراد دوست دارم | کیفیت عالی
ترانه جدید و زیبای بنام دوست دارم با صدای علی بهراد از رسانه جاز موزیک
Exclusive Song: Ali Behrad | Dooset Daram With Text And Direct Links In jazzmusic.blog.ir
متن آهنگ علی بهراد دوست دارم
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
نمیدونی چقد تو دل من آشوبه
برات نمیدونی دلم چجوری میکوبه براتنمیدونی چه احساسی دارم ♬♫♪داره میره دلم واسه ی خندیدن ♬♫♪
تو داره میره دلم واسه ی کم دیدن تو ♬♫♪نمیدونی چقد بی قرارم نمیدونی چه حسی به تو دارمکاش الان بودی باز
تو را به جای همه نی که نشناخته‌ام دوست می‌دارمتو را به جای همه روزگارانی که نمی‌زیسته‌ام دوست می‌دارمبرای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرمبرای خاطر برفی که آب می‌شود، برای خاطر نخستین گلبرای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی‌رماندشانتو را برای خاطر دوست داشتن دوست می‌دارمتو را به جای همه نی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم.جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود، خویشتن را بس اندک می‌بینم.بی تو جز گستره بی کرانه نمی‌بین
جملات حسین پناهی
من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می ترسم!
دین را دوست دارم
ولی از کشیش ها می ترسم!
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان ها می ترسم!
عشق را دوست دارم
ولی از زن ها می ترسم!
کودکان را دوست دارم
ولی از آینه می ترسم!
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم!
من می ترسم ، پس هستم
این چنین می گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم
تست روانشناسی
تست روانشناسی 6 – آیا به خودتون گفتین که تنهایی دیگه بسه ؟ ؟ ؟
الف ) بلی
 
اییییییییییییییح این اهنگ جدید کانالمو چقدر دوست دارم. چقدر صدای حمید؟ حمید رو دوست دارم وااااای.
 
خدا اهنگارو ازم نگیر در لحظه میمیرم. چرا من نمیتونم ساز بزنم؟ یکی اینو به من توضیح بده
 
عا اینو نگفتم؟ ولی الان میگم به رقیه عوضی پرو تبلت دادند. خاب بعد بابام داشت تو تبلتش می چرخید اهنگاش رسیده بود بعد رو کرده بود به رقیه میگه این حرامه :// رقیه میپرسه چرا؟ بابا میگه حراامه؟ رقیه باز میپرسه چراااا؟ بابا باز میگه حرامه نمیفهمی حرام ینی چی؟ 
 از یه جایی به بعد، دلم نمیخواست وقتی اولین نشونه های پاییز رو میبینم، دیگه خونه باشم !واقعا واقعا واقعا حالم ازین قضیه بده !کلی کلی راه رفتم امروز و این چند روزولی آخرش رسیدم به یه بی تعلقی و بی حسی عجیبخسته مخیلی خستهبه هزار و یک راه، به صد مدل بيخيالی زدم خودمو، ولی هیچ کدومشون فایده نکردنجو این شهر روی سینه م سنگینی میکنه و همین دلیله واسه کهنگی خستگیم !هیچ تعلقی به اینجا ندارمحتی دلیلی پیدا نمیکنم واسه هم چنان اینجا بودن !چقدر چقدر چقدر
 
شرک یه روزی خسته میشه از زندگی جدید و هیاهوی عجیبش و ارزو میکنه همشونو از دست بده اون دلتنگ زندگی گذشته اش میشه و وقتی بدستش میاره تازه یه چیزاییو یادش میاد
الکسشون کلی ج و میکنن برگردن باغ وحش وقتی بالاخره برمیگردن گلوریا میگه نرده های بینمونو یادم نبود
ما فقط قسمتی از خاطرات را بیاد میاریم
 
یه وقتایی یادم میره  چقدر دوسشون دارم یادم میره وقتایی رو که نداشتمشون ! 
نمیدونم چی شد که دیشب یهو دلم ریخت یهو دلم ترسید از نداشتنشون نمیدونم
از این همیشه شبیه بچه های یتیم بودن کمی خسته شده ام. کاش قبل از آزمون فردا تبدیل به یک میله افقی دراز شوم. نمیفهمم که چرا روز به روز همه چی برایم بدتر می شود و من تنهاتر هستم از همیشه. همیشه تنهاتر از همیشه. این روز ها بیشتر توی فضای مجازی زر میزنم و بیشتر توی گه فرو می روم و به گمانم با صبر هم دیگر هیچ چیز درست نمی شود. برای این وضعیت نیاز به یک مفهوم تازه دارم. چیزی که برای این حال درست باشد. همه چیز از ارزش افتاده و نگاه کن که دیگر حتی ساعت ده و نی
همش باخودم میگم چقدر یک ادم میتونه کوته فکرباشه چقدر
احمق و روان پریش باشه.افکار قدیمی داشته باشه با تفکرات فوق
مسخره و حال بهم بزن.
اذیت میشم وقتی میبینم که تو قرن۲۰۱۹ هنوز میگن مرد هرکاری کنه مرده
ولی اگه یک زن یک کار اشتباهی کنه خرابهواقعا هنگ میکنم وقتی یککک
زن همچین حرفیو میزنه و ازبابتش نمیترسه که امکانش هست گردونه 
روزگار روزی به سمت خودش،خواهرش،دخترش ووو. بچرخه
واقعا اینطور ادم ها اونروز عکس العملشون چیه ؟
دوست دارم قیافه این،م
صدای نوتیفیکیشن چتم با تو توی تلگرام دینگ دانگ بود که وقتی میشنیدمش سرم پر از صداهای شیرین میشد، و صدای چت واتساپمون bunny hoppingبود که وقتی میشنیدمش انگار یه خرگوش توی دلم بالا و پایین می پرید، آخ که چقدر تورو که یکبار بیشتر ندیده بودمت دوست داشتم. آخ که چقدر دلم می خواستت. تازه از کافه اومدم، رفتم که دیوونه نشم، نشستم وسط دود سیگار با صدای بلند موزیک کار کردم، دوسه ساعت کار کردم، رفتم که بهت فکر نکنم، که اینبار دیگه گریه نکنم، آخه چندبار تموم
دانلود نوحه دوست دارم خاکم کنن تو کربلا آقام حسین با صدای روح الله ابوالحسنی
نسخه کامل این مداحی در دسترس نیست.
 متن مداحی
 دوست دارم خاکم کن تو کربلا اقام حسین
بمیریم گوشه میدون طلا آقام حسین
یا حسین و یا حسین
ــ
دانلود مداحی روح الله ابوالحسنی آقا حسین
ــ
دوست دارم خاکم کن تو کربلا اقام حسین
بمیریم گوشه میدون طلا آقام حسین
یا حسین و یا حسین
ـــ ـــ ـــ دانلود کنید ـــ ـــ ـــ
توجه داشته باشید این نسخه کوتاه مداحی است:
دانلود با لینک مستقیم
امروز صبح زبان داشتم چون درصد زبان تو کنکور زیر ۷۰ بود باید زبان پیش برمیداشتم و این واحد پاس بکنم
کلاس فوق العاده بود .چقدر استادش هم  دوست داشتنی بود من که عاشقش شد.
ساعت ۴ تا ۶ کامپیوتر داشتیم . بسی خسته کننده بود .
پ.ن :  دانشگاه چقدر عشق
دوست ندارم دوران دانشجویی تموم بشه
به نام او
خیلی خوب خوبه زندگی. ادم می تونی کلی کار باحال کنه. این ترم که حل تمرین مبانی بودم بچه ها ی ورودی که از اردو با هم اشنا شده بودیم هی می پرسیدن چه فایده ای داره این کار. اولاش چرت و پرت می گفتم ولی کمی بعد
مهم ترین فایده اش اشنا شدن با افراد جدید بود. اخه من از روابط انسانی خیلی خوشم میاد. کلا ادم ها را خیلی دوست دارم. دوست دارم بقیه را دوست داشته باشم. کلی ادم مختلف را بشناسم و دوست داشته باشم.
این مبانی باعث اشنا شدن با مجید وقاری شد.
زنج
بازم لوسی 
8 ماه بعد از واگذاریش دیدم که توی دیوار آگهی برای فروشش زدن 
چه حال بدی داشتم ، چقدر نگرانش بودم
رفتم و آوردمش خونه مادر شده بود ، با دوتا بچه که دخترش کپی خودش بود 
به شدت نحیف و ضعیف شده بود 
انگار که شناخت منو از همون اول 
آوردمش خونه همه جای خونه رو بو کشید 
و کامل یادش اومد 
همه چیز رو 
همه جاهایی که دوست داشت رو 
بالای کمد 
همه بازی ها رو یادش بود 
دست بازی محبوبمون رو 
چقدر دل تنگش بودم 
چقدر حس خوبیه داشتنش 
چقدر خوبه که می
یه هوای دلبریِ. یه نسیمی میاد که دل آدمو با خودش میبره. ادم دلش میخواد تمام شبو همینجوری بیدار بمونه اما حیف که من میخوام صبح زود بیدار بشم :دی اقا نسیمم نیست باد هست. خیلی دارم کیف میکنم. دلم میخواد چشامو ببندمو غرق بشم توش. 
بگذریم. بعد از مدتهاست که هوا اینجوری شده منم که بی جنبه چقدر دلم میخواد برم بیرون قدم بزنم. چه کیفی میده. شایدم رفتم. البته جامم خوبه تو اتاق بهم باد میخوره میتونم کار کنم. کلی برنامه دارم اگه از پسش بر بیام دونه دونشو برات
اومدم که برنگردم. دست من هم بود و هم نبود. ولی الان دست من نیست. الان دوست دارم زمان صفر بشه. دیگه جلو نره. به اون روزی نرسه که با غم دارم نقل مکان می‌کنم. من این‌جا رو دوست دارم، بعد یک عمر دارم به آرامش نزدیک می‌شم و هنوز نرسیده به اون، از ترس از دست دادنش به خودم می‌لرزم. چرا؟ چون هیچ‌وقت این‌قدر نزدیک به آرامش نبودم و شاید به این نزدیکی هم نرسم در آینده، در نقل مکان . . . من تمام چیزهای این لحظه رو غیر از فراق دوست دارم. نه که تغییر مکان رو دوس
اجازه بدین از غصه بترکم
از بعضی حرفام قلبم سنگین میشه 
ی فریادی عمق دلم هست میخوام ینی دوس دارم خالیش کنم:(((
میدونی چرا ؟ چون خیلی دارم دست کم گرفته میشم:( 
و خیلیم حس تنهایی میکنم :(
این کنکور اخرش منو دق میده هنوزم اسمش کابوسه برام
خدایا کمکم کن اخرشو جوری بسازم همه انگشت ب دهن بمونن
تب مذهب‌گرایی زمانی در من خیلی زیاد بود اما صرفا از جوگیری و تقلید بود و نه باور صددرصد قلبی. با گذشت زمان و دیدن خرافه‌گرایی و بندهای سفت و سخت از آن بریدم.
افراطیان اطراف  من را غرب‌زده و بی‌دین می‌دانستند چون رمان می‌خواندم، موسیقی سنتی گوش می‌کردم و عاشق هنر غرب بودم و من اسلام را دین سخت و متحجری می‌پنداشتم.
مدت‌ها اطراف مسیحیت، بودا، زرتشت، هندوئیسم چرخ زدم و خواندم. همه‌شان برایم جذاب بود ولی انگار گوشه‌از آن می‌لنگید و حاضر نب
زمستون رو دوست دارم، برف بارون سرما، زود تاریک شدن هوا، لباس های زمستونی اینا همه از مورد علاقه های من هستند. اما چند سالیه که دی ماه بدترین ماه ساله، دوست دارم روز تولدم واقعا خوشحال باشم اما نیستم. همه هم درگیر امتحانات. اصلا انگار دی مدقع خوبی برای به دنيا اومدن نیست باید از همه عذر خواهی کرد و گفت ببخشید مهم نیست شما به کارتون برسین 
فرصت نمیکنم یه حموم برم حتیانقد خسته م که تهوع دارمدوست دارم از زندگیم لذت ببرم اما نمیشهتنها دلخوشیم یه نیمچه نقاشی آخر شبهپول پول. لعنت به پول.لعنت به تورملعنت به نابرابریلعنت به حروم خوریلعنت به حق خوریلعنت به بی فرهنگیلعنت به محرومیتلعنت به محدودیت. چقدر غم انگیزه هر کدوم از لغات بالا. هرکدومش کلی درده و باری رو شونه هام و ردپای سیاهی تو زندگیم
از نیم ساعت/چهل دقیقه‌ی پیش دورِ دفترِ سفیدم بودم و ورقش میزدم. 
از سال 93 الی 96/97 توش مینوشتم. تو اون برهه جایگزینِ مغزم شده بود. یه بخشی از فکرامو به جای مغزم توی اون صورت میدادم. از خط خطی ها گرفته، تا فحش ها، تا متن ترانه ها، تا احساساتِ مختلف، تا شعرها، تا بعضی جزوه ها، تا یادداشت های قبل از شروعِ هر ترم، تا چرک‌نویسِ انتخاب واحدا، و. .
این دفترم به جونَم بستست. قدیمی ترین دفتریه که به طورِ مستمر چرک‌نوشته های ذهنمو میریختم توش، و بهترین س
یه حس زیبا دارم از اوناش که باعث میشه مشکی رو هم مثل رنگین کمون ببینم از اوناش که میشم عاشق چیزایی که شاید کسی دوسشون نداره ولی من دارم مثل رنگ مشکی مثل خش خش برگ های زیر قدم هام من حتی کلاغ رو هم دوست دارم خنده داره نه فکر میکنم تنهاست صدای قار قارش به نظرم سوکه دیگه مثل چی گرگ اره گرگارو دوست دارم ارتش یک نفره  باحاله نه مثل چای بدون قند قهوه تلخ حتی درد هم شیرینه یا شاید مرگ تو این حال من حتی مرگ هم لذت بخشه از بچگی همین بودم چیزایی که دوست
امدم خونه . شروع کردم به بازنویسی مقاله با ل. نفهمیدم کی و چطور هوا تاریک شد . نفهمیدم چند ساعته تو تاریکی مطلق تو اتاق دارم با کامی می نویسم. فقط عشق می تونه این کارو با ادم بکنه . اینکه این مقاله به این مرحله تقریبا قبولی رسیده خیلی روحم رو اروم تر کرده. چقدر دلم در اسمونهاست جلوی مغزم رو نمی تونم فعلا بگیرم. و راستش دوست دارم ازادش بذارم تا چه شود. 
اینقده از پستای اخیرم زدم که نمیدونم ایا میشه جبرانشون کرد یا نه از قرارام و حرفام با ا.م و اتفاقایی که افتاده و بیدار شدن از خواب غفلت،از ف.ح خیلی دلخورم خیلی خیلی خیلی،وقتی به کاراش فکر کردم غمم گرفت دلم شکست،من اشتباه های زیادی توی انتخاب دوست کردم.یه چندتا کتاب خریدم بعدا براتون میگم.
نمیخوام بگم چیشده و چرا دارم این حرفارو میزنم،دیدین امسال هم نتونستم برم نمایشگاه کتاب تهران؟،دنبال کارم،نمیخوام بشینم تو خونه و الکی الکی وقتم تلف شه،ف
دکتر ح قشنگ و آبی نازنینم
تمام این هفته پر از انتظار و هیجان و شادی بودم تا سه‌شنبه بیاید و بیایم کاشان دیدن شما اما آدم بزرگ‌ها همین الانِ الان برنامه‌ام را بهم ریختند( شرم خدای هفت آسمان بر آن‌ها)
آن‌ها چه می‌دانستند من به اندازه تمام پرتقال‌های گیلان دلم برای شما تنگ استمن چقدر به دفتر سبز وجادویی شما نیاز دارمچقدر نیاز دارم صدای شما را بشنومآن‌ها چه می‌دانستند من هربار با دیدن شما، شنیدن‌تان دوباره امیدوار می‌شوم و سعی می‌کنم با
نمی‌دونم که چه حسی دارم، نمی‌دونم چی می‌خوام، و نمی‌دونم که قراره چی کار کنم. با اطمینان می‌تونم بگم از درون انسانی رندوم در آمریکای جنوبی بیش‌تر خبر دارم تا از درون خودم.
بابت تقریبا همه چی استرس دارم و نگرانم. بابت ریاضی عمومی یک و دو، فیزیک عمومی یک و دو، که با وجود استادهای شگفت‌انگیز و مریخی دانشکده‌های ریاضی و فیزیک، دقیقا هیچ تفاوتی در میزان دانش من به وجود نیاوردند. و الان تازه دارم می‌فهمم که چقدر نیاز دارم. که دوست دارم دانشمن
حدسم درست بود، ح با یاسی است و دارند از حضور هم بهره می‌برند. خوش بحالشون. به من چه. چقدر از این دنيا بدم میاد. محدودیت. متنفرم. دلم براش تنگه؟ نمی‌دونم، دلم می‌خوادش! نمی‌دونم، ح هم مثل س و م و استاد. با اونا کم زمانی نداشتم. . اما تنها کسی که لمسم کرده بود و دوسم داشت ح بود. نه نه از فکرشم بیا بیرون اون مال من نمیشه، اون یاسی رو دوست داره و با من بودنش لذت لحظه‌ای بود . اصلا ولش کن گور بابای این بغضی که تو گلومه . گور بابای همه چیز . من دار
دانلود اهنگ جلو همه بگو به من خیلی دوست دارم عشق دلم (مهراد جم) با لینک مستقیم : مهراد جم شمال دانلود آهنگ جدید مهراد جم به نام شمال آهنگ با لینک مستقیم و متن آهنگ . همه آهنگ ریمیکس آلبوم . جلو همه بگو به من ، خیلی دوست دارم عشق دلم
 دانلود آهنگ جدید مهراد جم شمال بشنوید و لذت ببرید / دانلود آهنگ شنیدنی و زیبای مهراد جم به نام شمال به . جلو همه بگو! به من خیلی دوست دارم، عشقِ دلَم…
 دانلود آهنگ جدید مهراد جم به نام شمال Download New Music Mehraad Jam . کنن به
 
یه پذیرش از ام ای تی شعبه بوستون دارم، با استادی که بی اندازه ناز و دوست داشتنیه. عین استاد فوقمه، سفیده، کچله، پیره، مثل باباهاست. درازه، دقیقا شمایل یک پدر رو داره.
 
یه پذیرش از ام ای تی شعبه اصلی دارم، با استادی که جوونه و یه دیکتاتور به تمام معنا به نظر میرسه. خیلی واسه خودش منم منم داره. 
استاد پیره باسواد و دوست داشتنی و نازه.
 
از یه طرف بوستون رو دوست دارم.
 
از طرفی اگه همه چی خوب پیش بره میخوام بمونم کانادا و رشد کنم. البته باید ببینم
دوستان گرامی
من یه کانال تلگرام هم برا توییت پسرا دارم. مدتی بود توش ب دلایلی فعالیت نداشتم اما دوباره ب کمک بعضی بچه ها دارم رو ب راهش میکنم
اگر دوست دارین جوین شین ❤️
آی دیش هم هست:
https://t.me/Bangtan_Twitter
در ضمن اگ نظر و پیشنهاد یا انتقادی دارین دوست دارم بشنوم و اینک اگ میتونین اخبار بی تی اس رو در اختیارمون بذارین کامنت بدین تا ادمینتون کنم و بخش نیوز هم ب وب اضافه کنم ✌️✌️
این روزها فکر می کنم چقدر سبک ترم.چقدر بار از روی شانه های م برداشته شده.کارها آن جور که دوست داشتم پیش نمی رفت.به جای رها کردن بیشتر دست و پا می زدم.انگار توی مرداب باشی بخواهی خودت را رها کنی.سخت نبود اما تصمیم هایم را یکباره گرفتم
قبل ترها شنیده بودم که محیط روی آدم تاثیر می گذاردحتی جای خوانده بودم آدمی که باهوش باشدخیلی سریع خودش را با محیط وفق میدهدسه سال.سه سال جان کندم.سه سال برای رسیدن به آرزوهایم در جا زدم.مهره ها را می ریخ
 دیده در هجر تو شرمنده ی احسانم کردبس که شب‌ها گهر اشک بدامانم کردعاشقان دوش ز گیسوی تو دیوانه شدندحال آشفتهٔ آن جمع پریشانم کردتا که ویران شدم آمد به کفم گنج مرادخانهٔ سیل غم آباد ، که ویرانم کردشمّه‌ای از گل روی تو به بلبل گفتمآن تُنُک حوصله ، رسوای گلستانم کرد
این روزها حالی دارم که نمی دانم به مناسبت افزایش سن است و گذر عمر یا معلمی کردن و کسب تجربه.چقدر نیاموخته دارم و چقدر بیهوده و کم عمق است آنچه که خیال میکردم آموخته ام و در دست دارم.کاش آن زمان که خام بودم و بی تجربه و به دنبال بطالت و لذت، میفهمیدم و میدانستم آنچه امروز میدانم و میفهمم را.آن زمان دلسوز خودم نبودم و امروز هم.آن زمان سر به هوا بودم و امروز هم.درس زندگی باید آموخت. درسی برای تمام عمر و تمام ابعاد زندگی، که غیر ازین بی حاصلی و بی خبر
 یادتون میاد قدیما تو کتاب زبان یه درسی بود به اسم تیتر این پست! که
در مورد مضرات تلویزیون نوشته بود و این که چقدر خانواده را از هم دور
میکنه و اگه نباشه چقدر خانواده بهم نزدیک تر میشن
احتمالا هم دلیلش این بود که به جای این که همه ی اعضای خانواده در زمان  واحد
به سمت رو به رو نگاه کنند ، بهم دیگه توجه کنند و به جای صحبت در مورد
برنامه های اون! در مورد خودشون صحبت کنند،شایدم واسه این که وقتشون واسه
برنامه های الکی تی وی هدر نره.
الان یه پیامی ق
ولی یکی دیگه از دلایلی که دوست دارم نقاشی کنم اینه که من با کلمات نمیتونم سر و کله بزنم
همیشه یه چیز تو ذهنمه و یه چیز دیگه از دهنم میاد بیرون و یا اصلا نمیتونم چیزی بگم و نوشتنمم خوب نیست. نمیتونم یه جمله ی درست و حسابی بسازم.
دوست دارم بتونم احساسات و حرفامو بکشم، رو کاغذ بیارم، رنگ بپاشم روشون
دوست دارم بتونم حالت های بدن و چهره رو خوب دربیارم تا به بقیه بفهمونم من( یا اون کاراکتره) چه احساسی داره
میخوام یه منظره رو اونقدر خوب بکشم که بتونم ا
با مامان زیاد سره دانشگاه حرف میزنیم رابطه م با مامان روز به روز داره بهتر میشه نمیدونم چه اتفاقی داره میوفته!تا قبل از بهبود روابطمون پیش خودم میگفتم اگر چندین سال هم نبینمشون اصلا اهمیتی نداره اما این روزا دارم میفهمم که چقدر ته دلم خانوادم دوست دارم،شاید بد موقعی داره خوب میشه.باید بنویسم که یادم بمونه شرایط دقیقا چطوری بود!از طرفی دانشگاهِ همینجا و خب درکنار خانواده بودن و راحتی برای رفت و امد!از طرف دیگه کسایی که دوست ندارم مثل این روز
دارم ب این فکر میکنم ک برگشتن از مسیری ک یه عمر رفتی، چقدر میتونه شخت و ترسناک باشه؟!
چقدر سخت؟ چقدر ترسناک؟!
ترسو کنار بزنی سختیش قابل تحمل تر از سختیِ زندگی کردن توو شرایطیه ک دوس نداری باشه!!
اگ بری ب سمت چیزی ک دوسش داری، حتی اگ بهش نرسی بازم قشنگ تر از موندن بین آرزوهای بقیه‌س!!
-نگران آینده‌تم یاسمن!
+مطمئن باش موفق میشم! چون همون کاری رو انجام دادم که بهش باور دارم!(چی باعث شده فکر کنی باورامون یکیه؟)
-ولی من چشمم آب نمیخوره چیزی ک میگی درس
خدای مهربونم 
مرسی که تو اون روزای سخت تنهام نذاشتی
خودت میدونی که چقدر دلم آشوبه چقدر تنهام و چقدر میترسم و اضطراب دارم
تو پناهم باش
تو دستم باش چشمم باش مغزم باش زبانم باش قلبم باش فکرم باش
خدای مهربونم چشم امیدوم فقط و فقط و فقط خودت هستی و لاغیر
کاش میدانستم کجای جهان ایستاده ام کاش میدانستم چقدر تا انتهای این مسیر پر رمز و راز راه باقیست؟ نمیدانم کجا هستم اما دارم میبینم از همین جا چقدر آدم دست برای خوشبختی من تکان میدهند و چقدر چشمهایشان میخواست جای من باشند‌‌. من میخندم زیاد میخندم اما هیچ کس ندیده چقدر وسط این خنده ها گریسته ام و روسری گل گلی ام خیس اشک شده هیچ کس ندیده چقدر نفس های بلند کشیده ام و جقدر این خار افتاده در گلو را قورت دادم ام  و چشمهایم را بسته ام. تمام دلخوشی م
♫♫
نفسم به نفست بنده دیگه بسه غم چشماتو نبینم واسه من مقدسهدل من به دل تو هنوز احساس داره به چشات هنوزم علاقه ی خاص دارهاونی که میمونه واسه من دل ناب داره اونی که میمونه مث من تب و تاب دارهموج موهات داره منو میکشونه چون گرداب داره …
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
همه اینو ميدونن تو واسم عزیز جونی دل منم شک نداره که تو واسه دلم میمونیاز وقتی که دیدمت تورو فهمیدم واسم میمونی از این اخلاقا ندارم که بگم دوست دارم زبونیهمه اینو
دوست داشتم الان تو خونه می بودم و در حالی که سعی داشتم زینب رو سرگرم کنم یا بخوابونم، مشغول تمیز کردن ایوونا می شدم و تو دلم حرص می خوردم از اینکه چرا امیرحسین امروزم رفته سر کار و کی بریم خرید عید و اینا.
اما اینجا نشستم و دارم فکر می کنم اون سوزنی که می خواد آب نخاع بچمو بکشه چقدر دردش میاره و کی ایت ساعت ملاقات لعنتی تموم میشه که بعدش کاراش انجام شه و ببینن این چه کوفتیه. 
و آینده ای که هیچ نظری درباره ش ندارم و هیچ کسم هیچ توضیح دیگه ای بهم
احمد عزیزم،
احمد نازنینم،
حالا که این نامه رو برات مینویسم، تو فرسنگ‌ها از من دوری یا شاید منم که فرسنگ‌ها از تو فاصله دارم.
این روزها تنهاترینم در عین این که همه من رو کنار عده‌ی زیادی آدم میبینن.
من تنهام چون هیچکدوم از اینهایی که روزهامو باهاشون میگذرونم، درکی از من نداره. از ترس‌هام، آرزوهام، فکرهام.
من تنهام و این عمیقاً اذیتم میکنه.
فکرهام مورد تمسخر واقع میشن. ترس‌هام عجیب جلوه میکنن.
اما تو نمی‌تونی با من چنین کنی چون تو خود
امروز سخنرانی های آقای شجاعی را گوش میکردم.
چقدر قشنگ حرف میزنه. 
امروز یادم اومد که چقدر خوشبختم و چقدر نعمت دارم و حواسم نیست.
من کلا سعی میکنم به خدا خوش بین باشم و مشکلاتم را گردن خدا نندازم.ازش کمک بخواهم ولی سر خدا نگذارم.
امروز تصمیم گرفتم برای آرزوهایی که هنوز بهشون نرسیدم هم ناراحت نباشم.
من تمام تلاشم را میکنم. 
میدونم خدا حواسش بهم هست. میدونم خدا باورم داره. میدونم خدا نگاهم میکنه.
خدایا اگه تو بخواهی صبر میکنم ولی کمکم کن. کمکم کن ا
چرا روزا رو دوست دارم بخابم و شب که میشه دلم میخواد بیدار باشم؟چرا امروز پاچه همه رو گرفتم و الان عذاب وجدان دارم؟چرا امشب شام کوفت کردم و الان سنگینمچرا شب که میشه دلم برای آدما تنگ میشه اما روزا دوست دارم تنها باشم؟چرا هیچ گوهی نمیخورم این روزا و همش لَشم؟چراچرا:(((((
"د" ال  "دوست" را نمیدانم اما"و" او ش را دوست دارمکه واله ام میکندکه حیرانت میشوم و"س" ین را فدای "ت" و میکنمدوست داشتن زیباترین اختراع بشر استو تو زیباترین افریده خداپ. ن:دوست عزیزی(شیما) درباره معرفی کتاب "دال دوست داشتن" نوشته  بود که ضمن خواندن مقاله اش همینجوری یهوی این دلنوشته را نوشتم.
سلام.
بعضی وقتها فکر میکنم باید چکار کرد بعضی وقتها ادم تو دو راهی گیر میکنه؟
باید خودت را انتخاب کنی یا بقیه؟
اگر خودم را انتخاب کنم تا اخر عمر از خودم گله مندم و ناراحت که خودخواهی کردی و اگر بقیه را اتخاب کنم ، نمی دونم تا کی باید عواقب و حرص تصمیمات اونا را بخورم.
دلم می خواهد کسی بود که می تونستم مامانم را بدون نگرانی بهش بسپارم و برم جایی که تا اخر عمر کسی نباشه. 
فقط خودم و خودم
بین یک عالمه غریبه که لازم نیست حرص ناراحتی و مشکلات و انتخاب
تابستان است و داغی آسمان و زمین.آنقدر این روزهای درهم، مشغولیت ذهنی و فکری دست و پای آدم ها را گرفته که فراموش می کنند سری به هم بزنند. حتی فرصت مجازی این پیامک های گوشی و خط های همراه اول و دوم و غیره هم ناهمراه شده اند. و کسی دیگر حوصله ندارد سراغی از تو بگیرد. خودت هم حسِ پاسخ دادن به پیامک های درهم و برهم برخی مخاطبان را نداری.اصلا میان این همه انبوه خالی و پوچ دنيا دنبال جایی دنج برای خلوت با خودت می گردی.دوست داری جایی آرام تکیه کنی ب
سلام دوستای گلم
خوبین خوشین
منم خوبم ساعت بیست دقه به هفت صبحه 
خداروشکر از ی بحران بزرگ عبور کردم و روزگارم با همسر بروفق پاشا س خخخخخخخخخ
خدا خیلی کمکم کرد که آروم بگیرم
داشتم الکی الکی به خودکشی و طلاق فکر میکردم
میدونین ی چیزی مث ی حمله بهم دست داده بود و فک میکردم همه بر علیه من هستن دوست داشتم تمومش کنم
ولی خب لطف خدا شامل حالم شد 
آروم شدم و خوبم خداروشکر
دوروز خیلی عالی با پاشا داشتم
تربیت بدون داد و فریاد
و چقدر بهم چسبید که همسر اول ا
من میدونم دوستم داری.ولی تو بازم بگو.محض محکم کاری بگو،محض عاشقی بگو،محض دلخوشی بگو،من میدونم همه کاری بخاطرم میکنی.ولی یوقتایی هیچ کار نکن.بشین وردلم،از دوست داشتنم بگو؛از خواستنم بگو،از اینکه چقدر نگاهمو دوست داری بگو،از ظرافت دستهام بگو،از اینکه چقدر مدل موهام بهم میاد بگو.از اینکه چقدر لباس جدیدم بهم میاد بگواز اینکه دست پختم رو با هیچ غذایی عوض نمیکنی بگو.از اینکه تموم خستگی هات با دیدن من از بین میره بگو.از اینکه فقط من بلد
من میدونم دوستم داری.ولی تو بازم بگو.محض محکم کاری بگو،محض عاشقی بگو،محض دلخوشی بگو،من میدونم همه کاری بخاطرم میکنی.ولی یوقتایی هیچ کار نکن.بشین وردلم،از دوست داشتنم بگو؛از خواستنم بگو،از اینکه چقدر نگاهمو دوست داری بگو،از ظرافت دستهام بگو،از اینکه چقدر مدل موهام بهم میاد بگو.از اینکه چقدر لباس جدیدم بهم میاد بگواز اینکه دست پختم رو با هیچ غذایی عوض نمیکنی بگو.از اینکه تموم خستگی هات با دیدن من از بین میره بگو.از اینکه فقط من بلد
فکر که میکنم میبینم اون ناهید بانوی که روحیه ای حساس ولی در عین حال قدرتمند داشت به مرور زمان با پشت سر گذاشتن خیلی مشکلات و سختی ها و با روز به روز پیشرفت توی بدنسازی به همون اندازه قوی و محکم و سر سخت شد
و من چقدر عوض شدم
گاهی ادما و حتی خود من قبلا میگفتم که دلم برای خود قبلم تنگ شده
اما الان میگم که من اینی که هستم رو دوست دارم
و چقدر با قوی شدن و پیشرفت کردنم آدمهایی هستند که از من بدشون میاد و میخوان پا جای پام بزارن یا به من برسن و چون نمیتو
تابستون داره میرهیعنی کلی وقت اضافی و شاید بی برنامه ات میره یعنی این کُند شدن قدم هات دو باره باید سریع بشنیعنی برنامه های فشرده و بی وقفه ات و راه بنداز گرچه دوست دارم و بيخيال :|  ترجیح میدم چیزی رو که تو دستم دارم  واسش برنامه بریزم نه آینده ی دور حالم خوبه،چون تو دستای خودمه اتفاقات خوب ایز لودینگ.
قبلا تلگرام داشتم اما اینستا نه ،در حال حاضر نه تلگرام دارم و نه اینستا، با مشکلات فیلتر شدن تلگرام و برنامه های مشابهش و مشکلات و اینکه دیگه مخاطب خاصی هم نداشتم قید تلگرام زدم واتساپ هم فقط واسه این دارم که خیلی از دنيای فناوری عقب نباشم و گاهی وقتها اقوام یا دوستان کاری باهام داشتن وسیله ارتباط باشه البته بماند که فقط یه دوست صمیمی دارم که ماهی یک بار از طریق وات باهاش درارتباط  البته اگه اون به من سر نزن ممکنه خودم اصلا کاری به
گاهی پیش می آید که یک پست را رمز دار میکنم،نه برای اینکه حرف خصوصی ای گفته باشم،نه، اصلا!
راستش. 
میدانید، من غم ها و ناراحتی هایم را رمز دار میکنم، تا شمارا فقط توی حالِ خوبم و روزهای قشنگم شریک کنم، نه برای اینکه، شما آدمِ روزهای سختِ من نباشید و نتوانید مرا در کنارِ نباتِ غمگین بپذیرید، اتفاقا شما آنقدر مهربان و لطیف هستید، که آدم بتواند خیلی راحت رویتان حساب باز کند.
من فقط دلم میخواهد یک نباتِ شاد و باانگیزه گوشه ی ذهنتان داشته باشید،
گاهی پیش می آید که یک پست را رمز دار میکنم،نه برای اینکه حرف خصوصی ای گفته باشم،نه، اصلا!
راستش. 
میدانید، من غم ها و ناراحتی هایم را رمز دار میکنم، تا شمارا فقط توی حالِ خوبم و روزهای قشنگم شریک کنم، نه برای اینکه، شما آدمِ روزهای سختِ من نباشید و نتوانید مرا در کنارِ نباتِ غمگین بپذیرید، اتفاقا شما آنقدر مهربان و لطیف هستید، که آدم بتواند خیلی راحت رویتان حساب باز کند.
من فقط دلم میخواهد یک نباتِ شاد و باانگیزه گوشه ی ذهنتان داشته باشید،
 
چقدر صدای آمدن پاییز شبیه صدای قدم های تو بودملتهب ، مرموز ، دوست داشتنی.چقدر هوای پاییز شبیه دست های توستنه گرم ، نه سرد ، همیشه بلاتکلیف.چقدر صدای خش خش برگ ها شبیه صدای قلب من استکه خواست.افتاد.شکست.چقدر این پیاده روها پر از آوازهای من استنارنجی یکدست ، پر از آدم های دست در دست مست.چقدر پاییز شبیه دلتنگیستشبیه کسی که بود.رفت.کسی که دیگر نیستمثل روزهای آخر پاییز
دوست دارم که بخوانی غزل ایجاد کنیمیل دارم که بخندی عسل ایجاد کنیاولی دینم و بعداً دلم ، اصلا تو بگومایلی توی کدامش خلل ایجاد کنی ؟خوش ندارم که به دنيا بنمایی رخ راناگهان شورش بین الملل ایجاد کنی !یا که آغاز کنی زله‌ی هجرت راباز هم روی دل من گسل ایجاد کنی .
دلم امشب خیلی گرفت . حس کردم چقدر بی دفاعم و چقدر هیچکس پشتمون نیست . خیلی دلم شکسته بود . خیلی سعی کردم دهنمو به نفرین و اینا باز نکنم ، وقتی دیدمش رد شد ، از ته قلبم به امام حسین واگزارش کردم . گفتم خودت جوابشونو بده . وقتی نوحه میخوندن واقعا گریم گرفت . خیلی حس بدبختی بهم دست داده بود . با امام حسین حرف زدم . گفتم روز عاشورا بی دفاع بودن بچه هاشو حس کرده ، به همون لحظه ی بی دفاع بودن حضرت رقیه قسمش دادم گفتم خودش کاری کنه بفهمم پناهمه . الانم ک الا
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

موتوربان سایتی برای معرفی برنامه های سیستم IOS دهکده اخبار تکنولوژی دانلود رایگان مجموعه جالبترین ها هر روز یک آرایش جدید ویزای تضمینی شینگن پارسیان موزیک دانود موزیک ایرانیان پَــس اَز בوشیزِگی وکیل مردم نـــــــت ســـــــی