این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

نتایج جستجو برای عبارت :

هروقت که بودی همه چی قشنگ شد انبوه تو خوبی میره بالا توقع هر وقت نبودی من هی میزدم غر

دانلود اهنگ تتلو هر وقت نبودي من فقط زدم غر همراه با متن کیفیت خوب جدیدترین آهنگ به نام هر وقت که بودي هر وقت که بودي همه چي قشنگ شد انقده . هر وقت نبودي من فقط زدم غر هر کجا زدم تو خاکی زدی یه تلنگر
دانلود آهنگ » هروقت که بودي | Amir Tataloo Harvaght Ke Boodi دانلود آهنگ . قشنگ شد انقده تو خوبي ميره بالا توقع هر وقت نبودي من فقط زدم غر هر کجا زدم تو .
دانلود اهنگ هر وقت که بودي از با لینک مستقیم و پخش آنلاین از رادیو جوان . هر وقت
تو که از اول هم هيچ نبودي و هيچ کجا نبودي ریز ریز رفتی، ریز ریز هم نیومده بودي، اصلا هيچوقت نیومده بودي و فقط من می دونم رفتن کسی که هيچوقت نیومده یعنی چي. سرابی بودي که هيچوقت نجوشیدی و تو که اصلا نبودي از اولین راهابی که گیر آوردی سرازیر شدی و ریختی تو اون گذشته پر از لجن. می فهمیدم داری می ری، بعد یکسال دوباره موهامو اتو می کردم، خط چشم نمی کشیدم ماسک نمی ذاشتم، میفهمیدم تو که هيچوقت نبودي داری می ری و دیگه کسی مشت نمی زد توی دلم، می ترسیدم
قشنگ حالم بده
قشنگ حالم از این دنیا بهم می خوره
قشنگ روی زخمهام نمک پاشیدن.
قشنگ نابودم کردند
آخ که دلم چقدر قشنگ تنهایی می خواد
آخ که دلم چقدر قشنگ یه خواب ابدی می خواد.
اصلن قشنگ اوف اوف اوف
التماس دعا
قشنگ خیلی محتاجم به دعا.
میخواستم باهات حرف بزنم ،نبودي چلچراغ دلم را با خودت برده بودي میخواستم پای درد دلهات بشینم، نبوديمرهم دردهایم را با خودت برده بودي میخواستم به چشمانت زل بزنم، نبوديسوی ستاره را در چشمان سیاهت برده بوديمیخواستم دستهایت را بگیرم نبوديدلم را در دستانت بی محابا برده بوديمیخواستم سخن کوتاه کنم ،نبوديجانم را با رفتنت برای همیشه برده بودي
 هر اندازه توقع کمتری از دیگران داشته باشید، حتی اگر به شما مدیون هستند و یا کاری برای آنها انجام داده اید، آرامش بیشتری را تجربه خواهيد کرد.مادامی که دیگران را با چوب خط توقع و انتظار بنگرید، از خود واقعی تان فاصله گرفته اید و انرژی خود را تلف می کنید.#احمد_هژبری
من اینطوریم که برای اینکه حالم خوب باشه و بتونم با بقیه درست تعامل کنم و به کارهای زندگیم برسم، باید یه مدت رو هرچند کوتاه تنها باشم و با خودم وقت بگذرونم. هروقت که تو روابطم به مشکل بر میخورم و نمیتونم تشخیص بدم مقصر خودمم یا نه، هروقت بیش از حد به همه چيز اهمیت میدم، یا هروقت که حس کنم اون نگار همیشگی نیستم میفهمم که به اون تنها بودنِ نیاز دارم. 
اگه اینکارو نکنم همه چيز فقط بدتر و بدتر میشه.
و تنها بودن به این معنی نیست که از مجازی فاصله بگیر
- میدونی کی آمادگی ساختن آینده ات رو داری؟
+ از کجا بدونم؟ لابد هروقت ماهي رو از آب بگیری تازه است. از همین الان؟!
- نههه لحظه ای که با گذشته ات احساس رفاقت کنی و محکم بغلش کنی. مهم نیست اگه پر از اشتباه بودي مهم نیست اگه سردرگم بودي مهم نیست هر چي بودي به خدا مهم نیست چون گذشته در گذشته. با گذشته ات رفیق باش و با ساختن آینده رفیق های بهتری برای خودت دست و پا کن 
ما اگر پیچيده ترین و غیر محتمل ترین موارد و اتفاقات و جریاناتِ تمام دوران، یعنی چه گذشته و چه آینده را داشته باشیم، توقع داریم که همه ما را درک کنند! هرکس هم درک‌ش نکشد ما شانه بالا می‌اندازیم و لبانمان را به پایین کش می‌دهيم که مگر چه چيز عجیب و غریبی بود که درک نکرد! اما نوبت به خودمان که می‌رسد، درک نمی‌کنیم! اصلن متوجه نمی‌شویم! غریب است، نمی‌فهمیم، درک‌مان، به دَرَک می‌رود.
اغلب ما "سواد رابطه" نداریم.
بلد نیستیم بفهمیم دنیای آدمها با هم فرق دارد
توقع داریم کسی که با ماست، خود ما باشد 
حتی حاضر نیستیم به نیازها , خواسته ها و علایق او توجه کنیم
غرور خودمان را بسیار دوست داریم!
اما توقع داریم او غرور و نیاز و توقع نداشته باشد !
و درکش سخت است برای ما
که او دنیایی دارد که خودش ساخته و آن را صرفا با ما به اشتراک گذاشته.
نه اینکه بخواهد بر اساس خواسته ی ما دنیای تازه ای بسازد.
ما بلد نیستیم کنار هم باشیم.
از همه چيت میزنی، از همه اصولت میگذری خودتو تا حد اون میاری پایین بعد بهت میگه من درحد تو نیستم بودن با تو اعتماد به نفسمو کم میکنه و بهت نمیرسم پس میرم چون اگه باشم حالم بده! قشنگه نه؟همه دلخوشیت بین حال بدش اینه که براش با همه فرق داری بعد میاد مستقیم بهت میگه بعد از اینهمه سال شدی یکی مثل بقیه! همه دلخوشیتو میگیره اون کور سوی امیدتو نابود میکنه و همه چي اوار میشه رو سرت.ميره تنهات میذاره و هروقت دلش تنگ میشه میاد پیام میده صدات میکنه و ناله
قشنگ است خب!هفته ای سه روز از 9 صبح تا دوازده ظهرهفته ای سه روز کتانی های سرمه ای محکم و درجه یکم را می پوشم و برگشتی تا خانه،قدم ن،پیاده روی می کنم.اما خب ترجیح می دادم که بعد از ظهر باشد.بعد ازظهر های پاییزی که منتهي می شود به شب،به تاریکی هوا،به اذان مغرب و چراغ های رنگی رنگی ماشین ها و خیابان های باران زدهکه مرا یاد روزهای دبیرستان و دردهایش بندازد.نه برای یادآوری دردکشیدن که برای آرامش این ساعت های پایانی روز که من بیشتر از هروقت
هروقت شب راحت تونستی
سرت رو بزاری روی بالش و 
سریع خوابت ببره 
معنیش اینه که همه چيز روبه راهه
هرموقع بی دلیل خواستی
فقط بخندی و شاد باشی 
یعنی یکی برات چنین آرزویی کرده 
هروقت دیدی فقط داری شانس میاری 
بدون خدااومده کنارت و اسمش شده شانست 
ولی تو خبرنداری 
اما اما اما 
هروقت چهار ستون بدنت لرزید و تب کردی 
هر موقع که تو زندگیت فقط سیاهي دیدی و 
سیاهي و سیاهي 
فکر کن 
نکنه قلب یک پروانه رو یک جایی تو زندگیت لرزونده باشی 
نکنه دونه یک مورچه
هروقت دستشویی میکنی خودت میری در دستشویی.
ابراز علاقه کردن و سفت بغل میکنه
توخونه راه میری همش میگی بابایی باباجون
سوار پشت بابا میشی
همش مهدیس رو میخای صدا بزنی میگه مه مه مه
عاشق نوشتنی یه مداد و یه دفتر همش دستته
هر وقت من لباس میپوشم سریع میگی ده ده ده یعنی بریم بیرون
عاشق پارک و تاب سواری هستی 
بعد عروسی زینب تو دهات عاشق آبمیوه شدی
هروقت متین یا محمدصدرا رو میبینی داد میزنی دادا   دادا
 
بسم رب الرفیقامیرحسین خیلی سال پیش می گفت که هروقت میاد پیشتون، شما رو مادر صدا میکنه! یادمه چقدر اون موقع به این صمیمیت قبطه خوردم. خوش به حال امیرحسین. خوش به حال همه پسرهای شما.پ.نحتما اگر امشب بودي کلی خوشحال بوديم. حتما میلاد عمه جانمان بهانه ای میشد برای بیشتر دوست داشتنت. حتمابگذریم.
خواهر عزیزتر از جان! فقط ای کاش بودي.
دیوان شمس را گذاشته بود توی دست هایم، زل زده بود به چشم هایم، با لبخند برایم از مولوی خوانده بود.سرم را انداخته بودم پایین، خواندش که تمام شده بود، لبخند هول هولکی تحویلش داده بودم، چند تا ده تومنی گذاشته بودم روی میز؛ دیوان را بغل زده بودم و پا تند کرده بودم.
تا خانه یک ریز غر زده بودم به جانم که مثلا چه می شد ؟ سرم را بلند میکردم؛ زل ميزدم توی چشم هایش.لبخند ميزدم.قشنگ به خواندنش گوش میدادم.من هم برایش میخواندم.حرف ميزدم.تعریف و تمجید میکردم.
#شعر الایی 
یه لالایی قشنگ
بخواب ای گل، گل زیبالالا لالا، لالا لالا گل سوسن، گل کوکبگل مریم، گل مینا به روی مثل ماه توستاره می زنه سو سو
بخواب ای ماه تابانملالا لالا گل شب بو بگو آهسته زیر لبخدای مهربان من          به امید تو می خوابملالا لالا گل لادن
کوچولوهای قشنگ و نازمامیدوارم شب خوشی داشته باشین و راحت بخوابین
واقعا اگر یه مدت نبوديم یا به هر دلیلی نشد پست های بقیه رو بخونیم و نظر بدیم، وقتی اومدیم باید بیایم از بقیه بابت اینکه این مدت نبوديم، معذرت خواهي کنیم؟
معذرت خواهي کردن» در این باب، ایجادِ توقعِ متقابل نیست؟
در عرف وبلاگنویسی، نباید ایجاد توقع» به عنوان احترام به مخاطب»، تلقی به قبول بشه!
چرا؟ چون توقع داشتن از دیگران در عرف اخلاقی، ریشه خیلی از رذایل اخلاقیه، مثلِ بدبینی، بدگمانی، حساسیتهای آزار دهنده.
"آی چرا وقتی رفتی چند روز ن
بابای توی قاب : روایتی از یک عزیز دل به نام علیرضا، علیرضا روشن
 
بابای توی قاب : هدی حشمتیان، انتشارات جمکران
معرفی:
یک کتاب قشنگ و دلنشین میخواهيد، بفرمایید.روایتی از یک عزیز دل به نام علیرضا، علیرضا روشنخاطراتش از کودکی با بابا تا شهادتش و مهمترین و زیباترین قاب خاطره علیرضا روزی که رهبر معظم انقلاب میهمان شان شده است.روایت ساده و کودکانه ای که هر کودکی را متاثر می‌کند و به فکر وا می دارد چه امثال علیرضا و آرمیتا بی پدر شدند تا
دیروز زمان عقد مان تمام شد همونی که برای آزارم حاضر نبودي تمامش کنی! دیروز از شماره بابات برام زنگ اومد نمیدانم خودت بودي یا پدرت ولی برام خنده داره چطور بعد از ماه ها ننه بابات یادشان افتاده پسری به نام تو دارند؟ میدانم ناراحتی و می ترسی با یکی دیگه ازدواج کنم قبل اینکه تو با دوست دخترات ازدواج کنی؟ یا شاید با خودت فک میکنی یک عاشق ساده و مطیع و کم توقع مثل من دیگه از کجا میتوانی پیدا کنی؟؟؟ میدانم پشیمانی ولی هرگز و ابدا با وجود احساس قلبی
اگه کسی هستید ک رویا دارههدف دارهيه کار مهمی میخواد تو زندگیش انجام بده و دنیا رو به قولا متحیر کنه،به توصیه خواهرانه ی من گوش بدید. چه تو دنیای واقعی، چه مجازیبا ادمای پوچ و بی هدف اصصصصصصصلا نگردید.وقتتون ميره، انرژیتون ميره، حتی روحیتونو برای کارای دیگه از دست میدین.با ادمایی وقت بگذرونین ک شما رو می کشن بالا. بهترت میکنن.از همون چيزی ک هستی بیشتر میخوان. میخوان بهترین خودت باشی. وقتتو با ادمی ک زندگیش تو دستاش نیست نگذرون.قبل مرگت، یه
از نظر من، کتاب فقط باید خونده شه. مهم نیست از کتابخونه گرفته باشیش یا خودت بخریش یا یادگاری اِکست باشه (:
کتاب در هر حالت نیازمند خونده شدن و درک شدنه. همین. 
من کتاب میخونم. همیشه. اما کتاب های زیادی ندارم. نه اینکه دلم نخواد کتابخونه م رو هي بزرگتر کنم، نه! سعیمو میکنم بزرگش کنم اما پولش رو ندارم. هروقت پولی دستم برسه بهش اضافه میکنم اما این ب معنی نیست هروقت پول نداشته باشم کتاب هم نخونم. 
قرض میگیرم. در ازاش کتاب هایی ک دارم رو ب بقیه میدم. 
د
 کاش یه نفر بود مرد و مردونه باش حرف ميزدم خودمو میریختم بیرون
حداقل یه صفحه مجازی داشتم بدبختیامو شیر میکردم
همه چيمو بستم من دیگه اینجوریم نوبره
بعضی
وقتا ب خدا میگم من ک پاک بوده‌م تا حالا یکی دو بارم از اون حال و حولای
قشنگ بمون بده (مث همین ۴ تا سسخلی ک الان باغن) بعدش یه صدا وجدان درونم
میگه تو پاک نبودي، هنرشو نداشتی و لبخند میزنه
من می مونم و یه دنیا افسردگی
راستم میگه من اگه هنرشو داشتم الان تا خرخره توو گه بودم
حالا فقط بحث رابطه نی
امروز کنارم توی اتوبوس دختری نشسته بود که تو بودي. بوی عطر دخترانه‌ی احمقانه‌ی تو رو می‌داد. منو یاد اون موقع انداخت که دور بوديم از هم ولی سرتو تو دامنم می‌ذاشتی و زار می‌زدی. یاد اون روز که واسم مداحی محبوبت رو گذاشتی و من از تعجب چشمام افتاد جلوی پاهام. یاد اون شلوار نو که بد وایمیساد تو تنت. چه خاطرات قشنگ خوبي دارم باهات :) چه دوری ازم. چه خوبه که نیستی.
هروقت لازم داشتی بگو یه کاریش کنم
I'M FORCED TO DEAL WITH WHAT YOU FEEL (برای مواقع دلتنگی حاد)
ایده‌ی خاصی ندارم، فکر کنم بشینم قربون‌صدقه‌ت برم. (برای مواقع ناراحتی حاد)
سفارش از شما، متن از ما (کلن برای مواقع حاد :| من چه می‌دونم قراره چه‌ت بشه خب)
 
هروقت حوصله کردم بنویسم
داداش خیلی رویا پرداز بود (اندر احوالات داداش بزرگم)
تحولی در نموداری کسینوسی‌مان یا صرفن افزایش یه عدد ساده به برد؟ (اندر مضرات عادی شدن مسائل روحی)
آب در کوزه و ما؟ (اندر حکایات دنی
وقتی چند تا موضوع ناراحت کننده تو ذهنت باشن و هرچي فکرتو منحرف میکنی باز ب خودت میای و میبینی تهش ب اونا رسیدی
گفتن واقعیت گاهي سخت ترین کار دنیاس
چرا هروقت با نیت خوب کاری رو انجام میدم اینجوری میشه خدایا؟
ینی من اینهمه خودم و بقیه رو زجر دادم ک تهش بشه این؟
چرا بی موالاتی یکی دیگه باید باعث بی آبرویی من بشه
تو این لحظه دوس دارم بمیرم ولی مجبور نباشم واقعیتو بگم.
من آدم دروغگویی نیستم وگرنه با فرار و دروغ حلش میکردم
اخه چرا حالا؟
چرا هروقت م
تا کنون چند خودروی برقی تحقیقاتی در ایران ساخته شده‌اند. دو سال قبل هم برای اولین بار یک خودروی برقی در ایران رونمایی شد که قرار بود به تولید انبوه برسد. اما سرانجام این خودرو که ساینای برقی نام دارد به کجا رسیده است ؟ خودرو ساینای برقی پس از دو سال از رونمایی به‌تازگی دوباره در نمایشگاه فرصت‌های ساخت داخل در تهران به نمایش گذاشته شده بود. این خودرو که در دی ماه سال ۱۳۹۶ رونمایی شده قرار بود اولین خودرو تولید انبوه برقی ایران باشد. اتفاقی ک
پیام  فرستاده واسه همیشه  داره ميره ،  ميره  جایی که آسمونش  وقتی شبِ من آسمون بالا سرم روزِ، ميره  جایی که هيچ وقت نمیبینمش ،هيچ وقت .
خواستم بگم میشه نری؟؟ خواستم بگم من و باقی دوستات 
 به دَرَک  ،تو که عاشق مامانت بودي اون چي لعنتی .
ولی نگفتم فقط آرزوی موفقیتت واسش کردم.
دلم گرفته:(  
یادداشت شماره ۱۱
پیام  فرستاده واسه همیشه  داره ميره ،  ميره  جایی که آسمونش  وقتی شبِ من آسمون بالا سرم روزِ، ميره  جایی که هيچ وقت نمیبینمش ،هيچ وقت .
خواستم بگم میشه نری؟؟ خواستم بگم من و باقی دوستات 
 به دَرَک  ،تو که عاشق مامانت بودي اون چي لعنتی .
ولی نگفتم فقط آرزوی موفقیتت واسش کردم.
دلم گرفته:(  
یادداشت شماره ۱۱
 
1
یکی از آقایون ترم بالایی آموزشگاه بخاطر خوب بودن سطح زبانش داره کلاسای اساتید مختلف رو آبزرو ميره تا کم کم تدریس شروع کنه! یه جوونه به شدت پرحرفه، ازونجایی که از تدریس من راضین این سومین نفری بود که برای دیدن روش تدریسم برای تدریس سرکلاسم اومد،کلاسای ترم اولیا هرجلسه بارها حروف تکرار میشه روزی که سر کلاس ترم اولیای من اومد برا آبزرو شاد و خوشحال
با بچه ها تکرار میکرد و براش جالب بود وایوقتی به اخراش رسید خصوصا نیم ساعت آخر قشنگ پوکر فیس ب
نمیدونم چرا هروقت به یکی میگم یه شعر بخون تو %۹۰ اوقات میگه:
یه توپ دارم قلقلیه
سرخ و سفید و آبیه
میزنم زمین هوا ميره.
شاید به خاطر اینه که همه حفظن اینو
خیلی کم پیش میاد یه شعری از سهراب سپهری،سعدی،حافظی،چيزی بخونن
واقعا به شاعر این ترانه دلنشین و محبوب که تاحالا نفهمیدم کی بوده تبریک میگم
اولین نشونه‌ی اومدن پاییز برای من، این نارنگی کوچولو سبزهان. همونایی که داداش نمی‌خوره چون ترش‌ان. همونایی که وقتی بچه بودم، مامان هر پَر اش رو از وسط نصف می‌کرد و نمک می‌زد و می‌داد دستم، که فشارم نیفته. همونایی که جزو اولین خوراکی‌هایی بودن که تعارف می‌کردم به بغل‌دستی جدیدم تو مدرسه، تا زیر میز پوستش رو بگیریم و زیرزیرکی و بی‌دلیل بخندیم. الان که دستم بوی شمال میده و دلم هم یکم ضعف ميره، یکدفعه یادم افتاد که پاییز تو راهه، این اول
تو نمیدانیمن لبریزم از حس های قشنگ نسبت به توتو نمیدانیمن عاشقم در آغوش توتو نمیدانی چقدر هوای دیوانگی به سرم میزند وقتی زل میزنم به تیله های قهوه ای چشمانتن که عاشق شوند زمین و زمان را بهم میدوزند برای رسیدن به عشقشانمن آماده ام برای دوختن زمین و زمان بهممن آماده ام برای طی کردن مسیر ناهموار عاشقیبه شرط آنکه انتهای این راه تو باشی و آغوش گرمتقشنگ ترین نقطه ی دنیا برای من آغوش پر از عشق توست!!#مریم_قائمی
گرچه سیه رو شدم، غلام تو هستم
خواجه مگر بنده ی سیاه ندارد؟؟
 
پ.ن1:اگه تو نبودي، انسان این حجم انبوه از آرامشی که توحرمت هست رو کجای دنیا میتونست تجربه کنه؟؟ ممنونم فقط بخاطر بودنت 
 
پ.ن2: یکی از اعمال خوشمزه حرم امام رضا اینه که بشینی یه گوشه از صحن، و فقط زائراشو تماشا کنی. اصلا لامصب مث مورفین عمل میکنه!
 
پ.ن3: یک عدد علی کوچولوی کیف کرده  در حرم!
گرچه سیه رو شدم، غلام تو هستم
خواجه مگر بنده ی سیاه ندارد؟؟
 
پ.ن1:اگه تو نبودي، انسان این حجم انبوه از آرامشی که توحرمت هست رو کجای دنیا میتونست تجربه کنه؟؟ ممنونم فقط بخاطر بودنت 
 
پ.ن2: یکی از اعمال خوشمزه حرم امام رضا اینه که بشینی یه گوشه از صحن، و فقط زائراشو تماشا کنی. اصلا لامصب مث مورفین عمل میکنه!
 
پ.ن3: یک عدد علی کوچولوی کیف کرده  در حرم!
بین برگ ها بودم آسمون رو هم می دیدم دلم می خواست تا اون ور کوه برم دیگه چيزی تا پروازم نمونده بود اما درخت رو ت دادن از اون بالا پرت شدم روی چمن اشتباه کردم از درخت دور شدم 
از ترس جیک جیک می کردم هر کس می اومد نوک می زدم در می رفتم تا این که گفتم شاید یکی باشه من رو برگردونه اون بالا سر درخت 
یکی اومد راحت رفتم توی دست هاش دلم گرم شد قشنگ حرف می زد بهم امید می داد حرف هاشو می فهمیدم اما خیلی دیر فهمیدم قراره تا ابد داغ درخت و پرواز به دلم بمونه 
مامان دیگ دید از بس ما غر غر میکنیم و کسل و بی حالیم گفت:برین حاظر شین ک بریم خونه ی خالم منو ابجی خیلی ذوق کردیم من رفتم ب خاله ی مامان زنگ زدم و خبردادم ک میاییم خونتونمن همیشه حداقل توی نیم ساعت حاظر میشم ولی ابجی ومامان دوساعتم کمه شونه مامان ک هروقت میخوایم جایی بریم تازه یادش میاد ک دورو برو تمیز کنه خلاصه پیاده داشتیم میرفتیم خونه خاله ک یهو خاله زنگ زد ک کجایی چرا نمیاین گفتم داریم میایمرسیدیم اونجا دایی مامانم بود خاله شام مارو ن
متنفرم از شب هایی که خوابم نمی برد که نمی برد و به خودم می پیچم و صد و هفتاد بار یک آهنگ تکراری را هي گوش می کنم و کسی هم این وسط هست که انگار نیست
 کسی که هروقت دلش بخواهد هست و هروقت دلش نخواهد نیست
و عمیق ترین شناختش از من این است که "من هم مثل همه ی مردها هستم، حالا شاید با درجه های کمتر"، و دیگر همین و هيچ!. 
و دیگر اینکه "من گاهي چقدر تلخم" آنقدرها هم مهم نیست؛ اینکه گاهي چنان تلخم که روزهای متمادی بُغضی را به دنبال خودم هِلِک و هِلِک می کشم به
- همهچي از بیرون قشنگه. ولی وقتی درونش رو می‌بینی، متوجه می‌شی زیاد هم قشنگ نیست.- مثلا چي؟- مثلا کتابخونه ملی. از بیرون قشنگه و دوست داری بری داخلش رو ببینی، ولی وقتی می‌ری داخلش چنگی به دل نمی‌زنه.- شاید! ولی بعضی چيزها هم هستن که از بیرون قشنگ نیستن ولی از درون خیلی قشنگن.- چي مثلا؟- مثلا همین پسره که از جاش بلند شد تا من و تو کنار هم بشینیم. درسته یه ذره سوسول می‌زنه (!) ولی خب کارش خیلی قشنگ بود.
بسم الله
 
همیشه فکر می‌کردم خودم را باید کتاب کنم اما وسطای همان فکرهای قشنگ قشنگ، می‌زدم به سرم که نه! من دوست ندارم فاش شوم. حسِ خوبي به فاش شدن نداشتم. ولی فکر می‌کنم دیگر وقتش رسیده که از خودم تا به خودم را تغییر دهم و زندگیم را در مسیرِ از خودم به دیگران، پیش ببرم.
سامسونگ تولید انبوه نسل ششم حافظه SSD را آغاز کرد
سامسونگ مدعی شده در چيپ نسل ششم این شرکت زمان دسترسی نوشتن 450 میکروثانیه و زمان دسترسی خواندن 45 میکروثانیه است. به دلیل کاهش ابعاد چيپ ها و کاهش مراحل تولید، نرخ تولید حافظه های SSD در کارخانه های این شرکت تا 20 درصد سریع تر انجام شده و چرخه تولید انبوه حافظه تا 4 ماه کاهش پیدا خواهد کرداخبار باز های کامپیوتری
 هروقت اتفاق بدی براتون پیش اومد هرگز نگین مگه از اینم بدتر میشه؟؟
اره میشه از اون تلخ تر وحشتناک تر.غیرقابل تصورتر.همه اینا میشه.
یه بار کوه رفته بودم خیلی غصه داشتم اون بالا انقدر داد زدم انقدر داد زدم تا صدام به اون 
بالایی برسه .
فقط ازش خواستم یذره بامن مهربون باشه.
ازش ممنونم که برای کوچکترین چيزی باید جون بکنم تا بهش برسم
ازش ممنونم که هر وقت چيزی باور کردم وامیدوار شدم با یک حقیقت تلخ از خواب خرگوشی بیدارم کرد.
همه اینا میگذره 
فرا
آمده‌ام بنشینم به حساب و کتاب. آمده‌ام تا یکبار هم که شده، با خود روراست بوده باشم. 
من کِی از لقمه‌ی آماده‌ای گذشته‌ام که حالا توقع گوشهٔ چشمی دارم؟ من کِی از راستی خودداری نکرده‌ام که حالا توقع سربلندی می‌برم؟ من کِی با فرازی به غرور نرسیده‌ام که حالا توقع ناامیدنشدن از نشیب را دارم؟ من کِی فتح خیبر کرده‌ام که حالا منتظر دژهای استوار قلبم باشم؟ من کِی صبر داشته‌ام که توقع عفو دارم؟ من کِی استوار مانده‌ام که حالا انتظار سبکباری دارم
به طور کلی می توان پیدایش و تکامل crm را در سه دوره زمانی زیر خلاصه کرد:
از تولید صنعتی تا تولید انبوه: انقلاب صنعتی:
در سال 1915 هنری فورد تعداد 355276 دستگاه خودرو مدل  T فروخت که همه به رنگ مشکی بودند این روش تولید باعث شد که محصولات تولید شده از قیمت تمام شده پایین تری نسبت به محصولات مشابه خود برخوردار باشد اما همه مشتریان مجبور به انتخاب رنگ مشکی خودرو بودند که انتخاب آن ها را محدود می ساخت. طی قرن ها قبل از سیستم تولید انبوه فورد ، مردم معاملات
هروقت خواستی پارچه‌ای» بخری؛ 
آنرا در دست مچاله کن» و بعد رهایش کن،
اگر چروک» برنداشت، جنس خوبي» دارد. 
آدم‌ها، نیز همینطورند
آدم‌هایی که بر اثر فشارها 
و مشکلات، اخلاق، و رفتارشان
عوض می‌شود، 
و چروک» برمیدارند.!
اینها جنس خوبي ندارند، 
و برای رفاقت، معاشرت، مشارکت، ازدواج و اعطای مسئولیت به ایشان،
به هيچوجه گزینهٔ مناسبی» نخواهند بود.
 مراقب انتخاب آدم های اطرافمان باشیم. هر کسی لیاقت هر چيزی را ندارد!
تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شود که, ترازو بر می داری و می افتی به جان دوست داشتنت , اندازه گیری می کنی ! حساب و کتاب می کنی ! مقایسه می کنی ! و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آنجا که زیادتر دوستش داشته ای , که زیادتر بخشیده ای , به قدر یک ذره , یک ثانیه حتی , درست از همانجاست که #توقع آغاز می شود و #توقع آغاز همه ی رنج هاییست که ما می بریم .!
یه اتفاق خیلی قشنگ در انتظارمه :)
من الان پر از احساس خوبم، پر از عشق و انگیزم :)
یه وقتایی باید از تموم نرسیدن ها عبور کنی، باید گذشت کنی، باید صبور باشی، تا اون اتفاق قشنگ که با فکر کردن بهش قلبت تند تند میزنه، اتفاق بیوفته :) 
من الان در اولین قدم از اون اتفاقم، ولی میتونم هزارمین قدم رو هم تصور کنم و باهاش عشق کنم! میتونم بغلش کنم و بگم نزدیکی! دوستت دارم! و چقدر خوشحالم بخاطرت :) 
من الان در اولین قدمم و سرشارم از شوق رسیدن، لبریزم از اتفاقی که
نوشتن اینجا؟ وبلاگ؟ دوستای مجازی؟برا دل خودم؟برا رفع تنهایی؟برا جلب ترحم؟دروغ؟برا حواس پرت کردن؟درد؟گرونی؟قلب؟خواننده های خاموش خاموشی های من؟
شیمی درمانی؟درک دیگران؟درک من؟توقع من؟متاستاز؟توقع دیگران؟خونوادم؟ادامه درمان؟خون؟حق خوری؟رانت؟هلال احمر؟سازمان ؟سرطان؟دندانپزشکی؟نازنین؟حقارت؟پرتو درمانی؟خواب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟قلب؟گریه؟قدرت؟مبارزه؟
 + ؟؟
+ حداقل حرف بزنین باهام. 
+ تو نفس هام و لحظه هام نا امیدی جوونه زده! این خستگی نیست. ف
گفته بودم آدمها گم میشوند در میان بیکران زندگی هرکسی یک قصه می ماند برات لا به لای قصه های زندگی گفته بودم اختری کردی نشان  تا شب دیگر نمی یابی مکان از میان دوستان  و دلبران  اندکی تا انتها ماند بجا جز یکی یار همیشه ماندنی  باقی یاران دمی باشند ز تو  مدعی باشد فراوان در جهان معرفت اما بسی کم یاب شد  بی توقع ، بی حساب و هرکتاب قصه ها را بی تعلق کن نگاه
 
قشنگ ترین آدم‌هایی که می‌شناسیم کسانی هستند که شکست، رنج، مبارزه، و خسران را شناخته‌ و راه خود را از اعماق بازیافته‌اند.این افراد قدردان زندگی‌اند و نسبت به آن حساسیت و درکی دارند که آنها را از همدردی، مهربانی، و نوعی توجه دوست داشتنی و عمیق سرشار می‌کند.آدم های قشنگ اتفاقی به وجود نمی‌آیند.
الیزابت_کوبلر_راس
یارحمان 
از دیشب فهمیدم تو فکره ، به روی خودم نیاوردم گفت بذار فکرکنه نفهمیدم 
و نپرسم که اذیت نشه اما داشت خودخوری میکرد تو چشم هاش معلوم بود ! 
|عین| هروقت ناراحته از چشم هاش همه چي معلومه 
و من که قشنگ از سال۹۵ تا الآن با چشم هاش آشنا شدم 
خنده و ذوق ش رو میفهمم 
توداری ش رو میفهمم 
ناراحتیش رو میفهمم 
دلخوری ش میفهمم 
غمگینش رو میفهمم 
نگفتن هایی رو که صلاح نمیدونه رو میفهمم 
آره ، من میفهممش ! 
این ناراحتی که تو قلبش پنهان میکنه تا منو نار
جملات عاشقانه سری جدید 25

متن قشنگ عاشقانه
 
تو دیر پیدا شدی
یا من دیر یافتمت
باکی نیست
مسافر کوچکم
اینک پادشاه سیاره جانم تویی.
 
عاشقانه ها 
 
میدانم
من و تو هيچ‌گاه هم عقیده نبوديم.
میدانم،
رنگ چشمانمان فرق دارد
و خورشید در جغرافیای شهر تو
گرم‌تر است!
اما مهم نیست.
بیا و تمام این‌ها را از یاد ببریم.
دستانت را در دستانم بگذار!
می‌خواهم تنها چند قدم،
میان مردم این شهر،
میان شلوغی خیابان‌ها،
تو را داشته باشم.
 
متن قشنگ عاشقانه
 
بغلم ڪن ش
دراین پاییزی که زمین زنگاری از جنس طلایی بسته ؛بیشتراز هروقت دیگر به یاد دلم می افتم  ؛دلم چون رنگ افسون طلایی دشتها ؛جلب توجه میکند و چون صدای زیبای خش خش برگان پاییزی زیر پاهای مردمان این اطراف می شکند و تو اگر نبودي واگر ازدلم فورانی از رنگ ها نداشتی و نورهایت از جنس امید و بخشش نبود؛چه میکردم؟؟؟ رنگین کمان سخی و بخشنده ات برایم شیرین تر از دستانی است که دیگران برسر کودک فقیر چهار راه می کشند؛پس به امید رنگین کمان تو نفس می کشم.
دراین پاییزی که زمین زنگاری از جنس طلایی بسته ؛بیشتراز هروقت دیگر به یاد دلم می افتم  ؛دلم چون رنگ افسون طلایی دشتها ؛جلب توجه میکند و چون صدای زیبای خش خش برگان پاییزی زیر پاهای مردمان این اطراف می شکند و تو اگر نبودي واگر ازدلم فورانی از رنگ ها نداشتی و نورهایت از جنس امید و بخشش نبود؛چه میکردم؟؟؟ رنگین کمان سخی و بخشنده ات برایم شیرین تر از دستانی است که دیگران برسر کودک فقیر چهار راه می کشند؛پس به امید رنگین کمان تو نفس می کشم.
بسم الله الرحمن الرحیم
 
کی باورش میشه یه دخترِ مجرد که توی خونه دست به سیاه سفید نزده یه کدبانوی نمونه بشه که خونه اش مثل دسته گل میمونه؟ 
همه چي با هم هماهنگ، رنگ ها شبیه هم، میز و صندلی در بهترین چينش و .
کی باورش میشه همون کدبانو برای راحتی بچش از همه چيزایی که قبلا بهشون میگفت قشنگ و لازمه زندگی و غیره بگذره؟
نه این که از قشنگی ها بگذره ها، کلا تعریفش عوض میشه انگار
یه قشنگی خیلی بزرگ توی بچش میبینه که دیگه بقیه چيزا براش بی اهمیت میشه
دیگ
بسم‌الله
هنوز ناامید نشدم از خوبي.
از آدم‌هایی که بی‌چشمداشت خوبند،
بی‌توقع می‌بخشند
و بی‌دلیل مهربانی می‌کنند.
الحمدلله که خدا گاهي اوقات در کارهایی که مردانگی می‌خواهد، مردانی را سر راهم قرار داده که رسم مردانگی بلدند.
 1398-08-01
 اخبار و رویداد ها
 
خرید ربات استوری انبوه 
خرید ربات استوری انبوه برای اینستاگرام
هماهنطور که در مقاله ربات مشاهده استوری انبوه اعلام کردیم یکی از راه کارهای جدیدی که به اون دست پیدا کردیم ربات استوری انبوه هستش که با مشاهده استوری های فراوان به شما در جذب فالوور کمک میکنه . شما با خرید ربات استوری انبوه به راحتی میتونید روزانه بین 1000 تا 5000 هزار فالوور واقعی دریافت کنید . البته بعد از خرید ربات استوری انبوه باید با تنظیمات مناس
دلم برایت تنگ میشود سوین!میدانی چرا!چون زمانی بوده كه دنیای شادی برای خودت ساحته بودي میگفتی میشنیدی میخندیدی دوستی داشتی خوش بودي سوین بودن اون روزهاروداشتن بدجور تلخ شده انقدركه بارهامیمیرم وزنده میشوم
باورم نشده دیگرتوان ساختن دنیایی رانداری كه بخندی بشنوی بگویی دلت خوش باشد.دلم برایت تنگ شده سوینســـــــــ ــــــ ـــــــــویــــــــــ ــــــ ــــــن
کار هست اما برای کسی که سطح توقع و انتظارش رو پایین بیاره. شغل هست برای کسی که همت و پشتکار به خرج بده و در مسیرش و انتخابی که انجام میده ثابت قدم باشه.

بزرگ ترین عامل بیکاری انتظارات و توقعات ماست، ان هم انتظارات یک طرفه. می خواهيم بدون تلاش و زحمت، بدون درد سر درآمد آن چنانی داشته باشیم.
بله اگر توقعات را پایین بیاوریم اگر حاضر شویم به خود زحمت دهيم و تلاش را متقبل شویم بی نهایت مشغله و کار وجود دارد. کافیست خود را از اسارت فکر و اسارت محدود فک
قه‌قهه‌ها دیگر مرد ِ آبروداری نبودند ! چشم‌های غم‌زده‌ام مدت‌ها بود که طشت ِ رسوایی را از بام ِ بلند ِ خانه انداخته بودند  . تو تل‌انبار ِ مرا بلد بودي ! تو گفته بودي که نباید روزها بگذرد و بی‌گریه مانده باشم . گفته بودي که سعدی‌ها و فاضل‌ها را با صدای بلند بخوانم . گفته بودي که دلخوری‌هایم را سکوت نکنم . گفته بودي که کلاف ِ غصه‌ها را آنقدر باز نکنم که بپیچند دور ِ دست و پایم و از پس ِ جمع کردنش برنیایم . گفته بودي که بوسه‌ها را گوشه‌ی لب‌
چند روز پیش ، موقع رانندگی ، یک پیرزن و پیرمرد از خیابان میخواستند رد بشوند ، بعد از اینکه من ایستادم ، که در آن موقعیت حق تقدم اصلا با آنها بود و من لطفی نکردم در حقیقت ، جفتشان ضمن رد شدن از خیابان با احترام خاصی از من تشکر کردند . 
این اتفاق باعث روشن شدن یک رشته افکار در من شد در همان لحظه ، به این شکل که
اگر رد می شدند و اینجور محترمانه تشکر نمی کردند آیا من ناراحت می شدم ؟
حالا که رد شدند و تشکر کردند حس خوبي در من ایجاد شده ؟ 
این رفتار محت
بسم الله
یک:
بردیا امروز رفت که بره تبریز خونشون.کلی خوش گذروندیم این مدت و کارهای خوب کردیم.
دو:
حال و حوصله ی خانه را ندارم ولی جایی هم برای رفتن ندارم.بیشتر خونه میمونم و مینویسم و میخونم و بازی میکنم و یکم هم شاید ساز بزنم.آدم ها قشنگ حرف میزنند ولی قشنگ زندگی نمیکنند.
سه:
درگیر بخش ارتوپدی بیمارستانم که چيزی زیاد به من یاد نداده است!شاید روزی دیگر!
قدرت ، قدرت ، قدرت .ماکه اهل این صحبتا نبوديم ولی هر روز که مردمو میبینم به هر زبونی که بتونن و با رفتارشون میگن که باید قدرت داشته باشی، هر طوری که شده وگرنه به هيچ دردمون نمیخوری  و من  مدتیه دنبال راه درستش میگردم.+هروقت میام و میخوام پست بذارم  اونجا که نوشته "انتشار" یاد شعر یغما گلرویی میفتم که میگفت هر روز به قتل میرسم و شعر من فقط به انتشار شعله کبریت میرسدو اینکه سال 97 رو کاریش ندارم خیلی تاثیری نداره به جز اینکه یادآوری کنه بعد چها
یکی از دوستام یکی از عکسامونو برام فرستاده و همینطور که لبخند عمیقی به یاد اون روز روی لبم نشست براش نوشتم نوشت و در ادامه ش کلی حرفای قشنگ زد که حس میکنم بین گزینه هایی که توو ذهنم هست، هيچ کدوم جواب مناسبی برای جملات قشنگش نیست! :/کلی حسای خوب در وجودم برانگیخته شدن که درحال حاضر برای ابرازشون اگه بخوام خیلی ابتکار بخرج بدم میتونم به تعداد های بیفزایم، یا به ز های عزیزم!!کلاس آموزش و پرورش جوابای قشنگ نداریم؟ از این طرحای کاربردی فشرده که
دیشب اول رفتیم دور نعل من یه دونات گرفتم بعد رفتیم تو یه کافه دور نعل بخوریم ، عاقا من و انسی تو این کافی شاپه از دست شاگرده مرده بوديم از خنده :)))))) . پسره انگار چيزی زده بود اصن ی حالی بود‌ . هي ب انسی گفتم جلو خنده شو بگیره ، انسی هم ضایع نگاه می کرد اصن ی وضعی بود . پسره ب سقف نگاه می کرد با سقف حرف میزد =)). بعد اقا داشتیم بر میگشتیم ابی بم پیام داده بود خوابی :(. عاقا من فهمیدم باز یکی آمار منو بش میده :/ . واقعا کارش خیلی زشتع همش برا من به پا میذاره
زانوهام سست شد. نشستم روی زمین و با چشمای گریون گفتم می‌شه حرف بزنی؟ می‌شه فقط شنونده نباشی؟ من نیاز دارم بدونم که الان باید چيکار کنم! نیاز دارم بدونم چي درسته.» و خب طبیعی بود که بازم من باشم و در و دیوار خونه و یه سکوت گُنده. اشکام رو پاک کردم و خرده های دلم رو از زمین جمع کردم و گذاشتمشون همون جای مخفیِ همیشگی. همون جایی که قفلش رو فقط پیش اون باز می‌کنم.فرداش روز عجیبی بود. رفته بودم از مربی سوال بپرسم که کدوم تمرین ها باعث می‌شه فکر آدم ا
شرمسار یک نظر گشتیم و هست از چشم تو
یک نظر دیگر توقع شرمساران ترا
دیوار اشعار  هر روز یک شعر از من و یکی یک شعر در همین موضوع هم از خواننده ها این طوری کلی شعر و کلی درس زندگی یاد میگیریم
خیلی ممنون که سعی میکنید این دیوار اشعار را تمیز نگه دارید و چيزی رو ش نمی نویسید ولی لطفا روش بنویسید این طوری خیلی قشنگ تره
خوبه کمی هم بسط و بحث اضافه کنید
ببخشید اگه گاهي مطلب من در دیوار نخواستنی می‌شه
 خودتون دست به کار اصلاحش شید
موضوعی بخوانید .
ساعت از دو و نیم هم گذشته. فردا ساعت نه قرار دارم اما قرار ندارم. پلکم سنگین نمی‌شود. خوابم را فروخته‌ام به یک کوه فکر و خیال. مخاطبین گوشیم را زیر و رو می‌کنم بلکم یکی از این شماره‌ها پر رنگ‌تر از بقیه شود که یعنی بیا به من پیام بده اما نمی‌شود. می‌روم سراغ آدم‌های مجازی. تمام پیام‌رسان‌ها را بالا و پایین می‌کنم، چند تا پیام هم می‌نویسم و ارسال نمی‌کنم و سر آخر ناامید می‌شوم از آدم‌ها. حجم اتاق را انبوه تاریکی گرفته. سیاهي مثل خاک، مثل
مامانم یک کتاب داشت به اسم کلید و راه های گفتگو با نوجوان همچين چيزی بعد یادمه کلاس ششم بودم رفتم کتابخونه مامانم اونو برداشتم خوندم فقط به خاطر اینکه هروقت مامان یک کاری طبق اون کرد من برعکسشو انجام بدم:///
 
 
بعله همینقدر لجباز:/// البته دیگه یادم نمیاد کامل خوندمش یا کردم یا چي ولی الان دست ابجیم دیدم یاد این افتادم
 
 
یک چيز مسخره و مسخره:// داشتم غر ميزدم
-اه من فلانو میخام
مامان گفت
-مگه این چشه
- اثر نداره
- پس چرا برای ما اثر داره
 -چ میییی
معرفی نرم افزار maxbulk mailer برای ارسال ایمیل انبوه , دانلود نرم افزار maxbulk mailer نسخه کرک شده همراه با شماره سریال.
maxbulk mailer
maxbulk mailer یک نرم افزار ساده و فوق العاده قوی
برای ارسال ایمیل انبوه از روش های POP – ESMTP – APOP می باشد. شما از
طریق این نرم افزار می توانید تعداد زیادی ایمیل را برای مخاطبان خود ارسال
نماید.
امکانات maxbulk mailer
وارد کردن ایمیل ها به صورت گروهي و بسیار آسانارسال صفحات html برای مخاطبینمشاهده وضعیت ارسال شدن و نشدن ایمیل هاتنظیم زمان مش
معرفی نرم افزار maxbulk mailer برای ارسال ایمیل انبوه , دانلود نرم افزار maxbulk mailer نسخه کرک شده همراه با شماره سریال.
maxbulk mailer
maxbulk mailer یک نرم افزار ساده و فوق العاده قوی
برای ارسال ایمیل انبوه از روش های POP – ESMTP – APOP می باشد. شما از
طریق این نرم افزار می توانید تعداد زیادی ایمیل را برای مخاطبان خود ارسال
نماید.
امکانات maxbulk mailer
وارد کردن ایمیل ها به صورت گروهي و بسیار آسانارسال صفحات html برای مخاطبینمشاهده وضعیت ارسال شدن و نشدن ایمیل هاتنظیم زمان مش
ﻓﺎﺻﻠﻪ
ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺎ ﭘﯿﺮ ﻣﺮﺩ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩ؛ ﺭﻭﯼ ﻧﯿﻤﮑﺘﯽ ﭼﻮﺑﯽ؛ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﯾﮏ ﺁﺏ ﻧﻤﺎﯼ ﺳﻨﮕﯽ.
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﺮﺳﯿﺪ: -ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ؟ -ﻧﻪ. -ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ؟ -ﻧﻪ. -ﭼﺮﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟
-ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻣﻨﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻥ. -ﭼﺮﺍ؟ -ﺟﻮﻥ ﻗﺸﻨﮓ ﻧﯿﺴﺘﻢ. -ﻗﺒﻼ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﻦ؟
-ﻧﻪ. -ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﯾﺪﻡ. -ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﯽ؟ -ﺍﺯ ﺗﻪ
ﻗﻠﺒﻢ ﺁﺭﻩ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﻮﺳﯿ
,    دانلود آهنگ مثل گل بودي قبلنا ,    دانلود آهنگ مثل گل بودي قبلنا از تتلو,    مثل گل بودي قبلنا ریمیکس,    دانلود رفتنت تتلو,    دانلود اهنگ تتلو من ازت خیلی توقع داشتم,    دانلود اهنگ رفتنت از تتلو,    دانلود اهنگ رفتنت,    ریمیکس اهنگ رفتنت تتلو,    دانلود اهنگ تتلو عجب رو بازی کردیمتن آهنگ قدیمی
رویای کنار‌تو شبُ‌صبح‌کردن همچنان با منهدلم میخواد دریایی باشه و ساحلی من‌باشم و تویی عشق باشه و بوسه ای  اما دعوا داریم! سر‌اخلاقای من ، برخوردای تو کی میدونه چه قدر ما زندگی میکنیم؟ کی میدونه ؟ چرا نا مهربون باشم با تویی که شکل و فرم تک تک اجزای صورتت برام بهشته چال قشنگ ِ من چال قشنگ ِ شیرین زبون من ازت ممنونمازت ممنونم کوهِ پر غرورم که تحملم میکنی و از خودم ممنونم البته! که قدر ِ تو رو میدونم
شبیه بارانی بود که تمام تصوراتم را شست و با خود برد. تمام تصوراتم، تمام آن‌چه درست می‌پنداشتم. حالا من مانده‌ام بی فکر‌، با چشم‌هایی که به دیوار سفیدی زل زده‌اند اما نمی‌بارند. چقدر خواب در چشم‌هایم نشسته.چند ساعت است که بی‌وقفه بیدار مانده‌ام؟من از چوبی می‌نویسم که خاطره شد! اما هيچ دردی از ذهنم پاک نمی‌شود. لبخند زدیم به این خاطره که ما را در آن آب‌های کثیف لجن گرفته انداخت اما نه این اتفاق، نه آن لبخندها و نه هيچ چيز دیگری نمی‌ت
شبیه بارانی بود که تمام تصوراتم را شست و با خود برد. تمام تصوراتم، تمام آن‌چه درست می‌پنداشتم. حالا من مانده‌ام بی فکر‌، با چشم‌هایی که به دیوار سفیدی زل زده‌اند اما نمی‌بارند. چقدر خواب در چشم‌هایم نشسته.چند ساعت است که بی‌وقفه بیدار مانده‌ام؟من از چوبی می‌نویسم که خاطره شد! اما هيچ دردی از ذهنم پاک نمی‌شود. لبخند زدیم به این خاطره که ما را در آن آب‌های کثیف لجن گرفته انداخت اما نه این اتفاق، نه آن لبخندها و نه هيچ چيز دیگری نمی‌ت
۱. کتاب تام گیتس ۹ عزیزمو تموم کردم [همش روزای ممولی یه بچسا ولی خوشم میا که یچيز ساده رو انق قشنگ تریف کرده که ادم دلش بخوا دنبالش کنه] + فیلم just like heaven ـو دیدم و قشنگ بود
۲. ماکارونی پختم باقلوا + چایی زنجبیل و شیرینی بادومی
۳. صب که زدم بیرون مجرمو گرفتم فمیدم کی گلدونارو پده بود یه مامان پیشول نشسته بود رو گلدون دو تا بچه هاشم ازش شیر میخوردن:دی [کلیک]
 
 
 
.فقط نگاش کردم و ادامه میده امان از خودخوریاتکاش کنار بزاری و بیرون بریزی هرچي تو دلتهمیگم حرفِ نگفته ای ندارم و میفهمه دروغ میگم و چيزی نمیگهمیگه مثل من نباشمن جوونی نکردم و تا چشم باز کردم دیدم شوهر کردم و الآن تو این سنم شدم پیر ۷۰سالهمیخندهخنده هاش غم دارهمیگه حتی نفهمیدم عاشق شدن چجوریهدوباره تلخ میشمگفتم مگه من جوونمدلم پیر شده.هيچي نمیگهنمیدونم برای چندمین باره که از خودم میپرسم پس این زندگی کوفتی به چه دردمون میخ
بازدید استوری انبوه
 
 
ربات بازدید استوری انبوه
ربات مشاهده استوری انبوه 
 ارسال استوری انبوه در اینستاگرام
مشاهده استوری انبوه  یا ربات مشاهده استوری انبوه چيست ؟
سلام دوستان نیاهل شعبانی هستم. امروز اومدم این خبر خوب رو بهتون بدم که برای اولین بار در ایران سیستم مشاهده استوری انبوه یا ربات مشاهده استوری انبوه  رو آماده کردیم . این سیستم به طرز وحشتناکی برای شما افزایش فالوور رو به همراه داره . در روش مشاهده استوری انبوه شما بسته ب
+هروقت، هروقت یه نفر می‌گه "چه‌قدر خوبه" ادامه‌ش تو سرم پخش می‌شه که "موزیکم تا خود صب می‌کوبهههه، دستات چرا از دست من دووورههه؟ خوش می‌گذره به هرکی بینمووونههه". خدا بگم چي کارت نکنه خانوم عین که با خزعبلاتی که تا چند وقت پیش گوش می‌دادی مغز بی‌گناه من رو پر کردی. تازه هروقتم می‌گن "باشه اصلا تو خوبي" سرم با صدای آرمین تو ای اف ام ادامه می‌ده "اصن تو راس می‌گی! تازه بقیه‌شم یادم نیست. :/
+اون روز داشتم تو ماشین می‌خوندم چه‌قدر تنهام، تنه
برای هيچکس مهم نیست من گوشی ندارم
یعنی اهمیتی نداره
واقعا برام تعجب برانگیزه که حتی خانوادمم از اینکه تو راه موندم چون گوشی نداشتم هيچ واکنشی نشون ندادن
فقط دعوام کردن چرا نگفتم دوستم منو میرسونه !!! من موندم دقیقا با چه وسیله ای بهشون اطلاع میدادم؟
حتی کسی که ادعا میکنه دوستم داره هم تلاشی نمیکنه 
براش مهم نیست
براش مهم نیست دارم با تلفن خونه بهش میزنگم
حتی نگفت بهم حتی شده پنجاه تومن کمک میکنه که گوشی بخرم
حتی نگفت گوشی قبلیتو بده تعمیر کن
می آمدی؛ بی تاب و شلوغ. فرصت نمیدادی. پشت سر هم کتاب هایت را از توی پوشه در می آوردی؛ با تمام سرعت توی قفسه به شکل نامنظمی میچيدی!
تند تند سرت را میچرخاندی و زیر و بم اتاق را دنبال مسکنی برای سر درد ات میگشتی
بعد می آمدی بیرون؛ لبخند میزدی به من. جوری مینشستی که انگار هر لحظه از جا میپری. جوری می ایستادی که انگار هر لحظه شروع میکنی به دویدن. دست میکشیدی روی خاک گل‌میز و خنده ات را رها میکردی. از اینکه فقط چند دقیقه پنجره باز بوده و باد؛ خیلی سریع ی
رتبه ها اومد
مبارکتون باشه .
نمی دونم باید به خودم تبریک بگم یانه ؟شایدم بایدصبرکنم تا شهریور ببینم چي پیش میاد؟شایدم توقع من زیاد.نمی دونم
رتبه م نمی گم خوب شده ولی ازچيزی که بعد جلسه فک میکردم بهترشده اول که رتبه ها اومد ققط زل زدم به رتبه م هيچ حس خاصی نداشتم یکم گیج بودم یکم که چه عرض کنم .ازم سوال میپرسیدن اصلا نمی تونستم جواب بدم
بعدش کم کم که ویندوزم بالا اومد یه حس خوشحالی اومد سراغم خواهروهمسر خواهر عزیز زنگ زدن پرسیدن چي کارکرد
فقط خدا می داند که بعضی ها،با خنده چقدر،چقدر،چقدر قشنگ می شوند.لعنتی!همیشه بخندهمیشه بخند چون خنده هایت خیلی قشنگ و دل آب کن است.همیشه بخندحتی وقتی مثل این روزها غم داری.بخندهمیشه بخندخنده ات مثل رنگ گل سرخ است؛در یک نقاشی سیاه و سفید.بخند عزیز دلم.
سلام در مورد چند پستی که نوشتمدر مورد دوست داشتن و خواستگاری.اولا دوست داشتن  و یا نداشتن افراد به این دلیل که بنده نزدیک به 18سال روی دلم کلمه الله حک کردم .یعنی زمانی از طرف بنده نسبت به اون افراد ممکنه حسی به وجود بیادبوی الله بدهند و تا حالا به حز یک مورد نبودهبنده خودمو دست بالا نمیگیرماونقدر هم بد هستم که خودم و خدای خودم میدانیم.در مورد خواستگاری دو تا دلیل دارهدلی بهتر اینکه آقایون خواستگاری کننداولا اینکه بنده به هيچ کسی اع
ربات مشاهده استوری انبوه
 
ربات مشاهده استوری انبوه 
 ارسال استوری انبوه در اینستاگرام
مشاهده استوری انبوه  یا ربات مشاهده استوری انبوه چيست ؟
سلام دوستان نیاهل شعبانی هستم. امروز اومدم این خبر خوب رو بهتون بدم که برای اولین بار در ایران سیستم مشاهده استوری انبوه یا ربات مشاهده استوری انبوه  رو آماده کردیم . این سیستم به طرز وحشتناکی برای شما افزایش فالوور رو به همراه داره . در روش مشاهده استوری انبوه شما بسته به تعداد مشاهده استوری
خب این کتابم تموم شد. واقعا کتاب عجیبی بود. یه جاهایی واقعا کسل کننده بود یه جاهایی برعکس. یه چيزاییشو صادقانه بگم نفهمیدم. البته بار اولیم که مسخ رو خوندم همینجوری کامل برام روشن نشد. شاید بعد ها که دوباره بخونمش بفهممش کامل. البته دلمم برای کافکا تنگ شده بودا این که ادمو گیج میکنه. 
خلاصه که همین. من توقع داشتم یهو پریده نشه به اخرش. ولی خب نمیشه توقع داشت دیگه کامل نشده بود.
برم استراحت کنم یه خورده آهنگ گوش میدم بعدش ببینم کتاب جدید چي شروع
رسیدم به این جمله :برای من هيچ چيز به اندازه ی تنهایی ام اهمیت ندارد!
نفس عمیقی کشیدم. کتاب رو بستم و بغل کردم. نگاهم افتاد به انبوه ماشین های منتظر پشت چراغ.
کلافه شدم و فکر کردم الان بیشتر از هر چيزی به تنهایی احتیاج دارم. برای التیام جراحت قلبم در خلوت. برای بغل کردن خودم در تاریکی. کجا خوانده بودم : خودم را در آغوش گرفته ام. نه چندان با لطافت، اما وفادار ؟
دعا دعا میکنم گل فروشی هنوز باز باشه. قصد کردم به مناسبت روز معلم برای مامان یک شاخه رز صو
نمیدانم چه چيزی بنویسم. جمله ای ندارم. میتونم از رنج دختر بودن بنویسم. از کوله ای که دوست دارم جمعش کنم و برای چند روزی به طبیعتی پناه ببرم و نمیشود، بنویسم. بله، میتوانم از چيزهای زیادی بنویسم، اما نمیخواهم از چيزهای زیادی بنویسم. میخواهم امید مثل فشفشه مدام در سرم جرقه بزند و عشق را نفس بکشم و اطمینانی که میخواهد خودش را به چشم هایم برساند تصویر کنم. بله، من عاشق چشم هایی هستم که در آنها اطمینان و امید و عشق برق میزند. این چشم ها به حتم قشنگ ت
کلی پیرهن هس ک بهت میاد ،اون آبی آسمونی ِ معرکه ،اون مشکیای سنگین ، سفیدای شیک ولی هنـــوز اون لباس طرح دار طوسیه ی زشت ، به نظرم ازهمشون بهتره به خودی ِ خود ، نه سلیقمه نه قشنگ.ولی وقتی میپوشیش ،لامصــــب ،عجیب قشنگ میشه ــــبا اون بی نهـــایــــت جذاب میشی .بی نهایت جــــــــذاب . + میدونی چيه حضرت ِ جان ، یه وقتا میگمخوشبخت ترین آدم ِ دنیا میشهکسی که یکی رو داشته باشه که اینجوری ،تو هر شرایطی ، با هر وضعی زیبـــا ببینتش. و تویی
 متن آهنگ هوروش باند تو مرا دیوانه کردی
رفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا ميره این دل واست هر بار تو مرا دیوانه کردیکاشکی نداشتم تورو از اولشم نبودي تو کاشکی که پیدات نمیشد بد دلمو شدی تو نموندی تورفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا ميره این دل واست هر بار تو مرا دیوانه کردیماهي برکه برقص کام دنیام شده تلخ بیخیال هرچي غصه اس دل به دریا بون همه خاطره رو میبرم غرق کنم به چه درد میخوره دریا با کی خلوت کنم.کاشکی نداشتم تورو از اولشم ن
صبی ساعت و گذاشتم رو هشت که پاشم و دوش بگیرم و موهام و آب و شونه کنم بشه نه که برم دفتر پیشخوان . هشت و نیم پاشدم و تا نه نیم تو دشوری داشتم موهام و درست می کردم . حاج خانوم می گف بیا بروووو الان می بندن ! منم میگفتم الان الان . داشتم از خونه میومدم بیرون که رضا زنگ زد و گفت مام میایم . گفتم ما؟ چند نفرین مگه؟ بعد کجا؟ مگه می خوام برم خواستگاری؟ بیاین اونجا مسخره بازی در میارین عکسم چپ و چول میشه. گفت من و مهدی . نه .بیایم که هوات و داشته باشیم عکست قشن
قبول کنیم یا نه! باید بعضی چيزارو بیخیال شد تا درست بشن
شاید اونجوری ک توقع داری نه اما بالاخره راه خودشونو پیدا میکنن
کلا تجربه نشون داده وقتی زیادی پیله ی یه چيزی بشی ازت دور میشه
یا حتی آدما!
کافیه بیخیال بشین
دو حالت پیش میاد
حالت اول؛ کلا قضیه تموم میشه و بعد مدت کوتاه یا بلندیم با خودتون میگین چه خوب شد که نشد!
حالت دوم؛ اون جریان میافته رو روال و براحتی پیش ميره بدون اینکه نیاز به حرص خوردن شما باشه
به نظرم خوشبخت ترین آدما اونایین که ب
 مادرم تو بیست و سوم مرداد، وقتی که بیست و سه ساله بود من رو به دنیا آورد و بیست و سوم مرداد امسال، من بیست و سه ساله شدم. قشنگ نیست آخه؟
می‌دونی چيه، من از بیست و سه سالگیم خیلی توقع‌ها داشتم. مگه بیست و سه سالگی سن پخته شدن و تثبیت شدن نباید باشه؟ بیست و سه زیاده، دیگه کم نیست، بیست و سه عین بزرگ شدنه. نیست مگه؟ فکر می‌کردم وارد بیست و سه که می‌شم اول راه موقعیت‌هایی هستم که می‌خواستمشون ولی حالا نه، نیستم، اصلا هم معلوم نیست کی تو اون موقعی
چه دنیای خوب و قشنگی فصلها می چرخند 
فصل زیبای بهار , فصل پاییز قشنگ
کبککان می خوانند 
و نسیم از هر سو بوی ریحان و شقایق رو به هم آمیخته 
صبح زیبایی از نور شفق می تابد 
و غروبی دیگر  , شب به زیبایی و تاریکی خود خاموش است 
چه قشنگ است اینجا  , همه رنگ است دنیا 
همه جا ازادی  , همه جا جشن و سرور 
ابرها سایه ای از اتش خورشید قشنگ , بر زمین می پوشند 
اسمان ابی بود 
 , نور مهتابی از قرص ماه بود تابان 
و درختانی از هر نوع میوه  , ارام خوابیده 
 که تو باش
اره عزیز ما تو همچين دنیای زندگی میکنیم

طرف تو فرودگاه یه خانوم میبینه ميره پیشش بهش میگه ببخشید من همسرم رو اینجا گم کردم ، امکانش هست چند دقیقه با شما صحبت کنم !؟خانومه میگه چرا؟طرف میگه اخه هروقت با یه خانوم صحبت میکنم مثل جن پیداش میشه
-چرا وقتی ثبت نام مدرسه رو یادآوری کردم گفت برگشتی با هم میریم در حالی که وقتی قبلا تو اون مدرسه باشی حضور دانش آموز لازم نیست؟
-چرا وقتی اینو بهش گفتم باز گفت حالا عجله ای نیست برگشتی بعد؟
-چرا وقتی هروقت میپرسم بلیط گرفتید یا نه میگه نه؟
-چرا موقع اومدن از دو هفته قبل میشد بلیط گرفت ولی الان برای هفته دیگه نمیشه؟
-چرا بلیط نمیگیره که اونقد بپرسم که دیگه بره رو مغزش عصبی شه بگه هروقت گرفتم خبرت می کنم و من دیگه نتونم بپرسم که نره رو مغزش؟
-چرا م
امروز ماهگردمونه :) ۳۰ روز گذشت :) تقریبا ۲۰ تا ۲۵ روزش بسیار خوب گذشت ؛) بقیه شم که خب پیش میاد دیگه . راستش الان حس و حالم به نوشتن نميره که بگم رفتیم شهرستان چي شدو چطور بود :( ولی درمجمووووع خیلی خوش گذشت :) + انگاری هروقت این دل صاب مرده میگیره من یاد وبم میکنم :( 
یکی از عادتای بدی که داریم اینه که تا پامون میرسه به دسشویی عمومی شروع میکنیم تق تق در دسشویی رو زدن،اخه نامسلمون از بوی دسشویی که خوشمون نمیاد که الکی بشینیم هروقت کارمون تموم شد میایم بیرون البته ترک عادت موجب مرض است،اگه تق تق نکنیم مرض میوفته به جونمون میمیریم.
استاد هنر گفته بود عکس بگیریم برای آخر ترم ،منم فکر کردم برای این هفته میخواست پدرم رو درآوردم تونستم ده تا عکس بگیرم که تازه کیفیت چندانی نداشتن و اونقدرها هم قشنگ نبودن ولی این یکی واقعا قشنگ دراومد :)
 
گفتم یک مقدار الهام بگیرم از بقیه عکس ها .
 
اگه چند روزی نمیتونم بیام بهتون سر بزنم معذرت میخوام . خیلی کار دارم . 
 
+ شاید بوی قشنگ هواش ميره تو وجود آدم و حس و حال و زیر و رو میکنه وگرنه چه دلیلی میتونه داشته که من بعد از یک سال بازم تو پاییز دلم هوای اینجا رو بکنه ؟ 
+ به نظرم تو این یک سال خیلی تغییر کردم . نمیدونم دقیقا چي اما بوده!
+ نامهربون بودم و هستم در حق اینجا و شما و خودم حتی !
+ پر از حرفم؛ شاید بی وقفه نوشتم شاید هم نه! راستش اصلا نمیتونم قولی بدم راجع به احوالاتم !
بدون شرح فقط قشنگ نگاه كن ❌
جالبه #حتما ببین برا دوستات اشتراك كن
 
 
 
 


 
 
 


دانلود


دانلود فایل از سرور اصلی

نام :بدون شرح فقط قشنگ نگاه كن

حجم فایلkb:618

پسورد در صورت نیاز: mehranghorbani98.rozblog.com


 


عکس و کلیپ مهران قربانی
کاش یه جا میساختن که آدم وقتی کلافه‌س ، خسته‌س ، بریده از همه ، متنفر شده از خونوادش ، تنهایی میخاد دلش ، هيچ آشنایی دوروبرش نمیخاد ، بره اونجا. بره تا هروقت خواس بمونه ، کاش یه جا بود ، کاش تو این کشور لعنتی یه قانونی بود که وقتی خونوادت اذیتت میکنن بری اونجا ، چه بدونم بری بمونی ، بری گم شی ، محو شی ، بری بمیری !
چند روز پیش یه جمله انگیزشی قشنگ برای خودم رو کاغذ نوشتم و گذاشتم تو جیب مانتومهر از گاهي سر کار که بودم نگاهش میکردم و لبخند ميزدم.تو مترو که بودم و حوصلم سر میرفت، اون تیکه کاغذ کوچولو رو از جیبم درمیاوردم و نگاش میکردم و دلم قنج میرفت.خلاصه که اون یه تیکه کاغذ کلی انرژی داشت توش.امروز سوار تاکسی شدمراننده تاکسی ادم خیلی مودب. خوش برخورد و پر از حس خوب و انرژی بود.حس خوبشو ازش گرفتم و تو مسیر هم کلی براش حس های خوب تر خواستم تا همیشه هم
خواب بد دیدم
میان تعقیب و گریز و فرار از ادم قاتل و نجات خانواده ام خصوصا مامانم ک میفته و پاش در ميره و فداکاری من ک ببریدش تا من مشغولش کنم این قاتل روانی .
از خواب میپرم
میرم نزدیکش اروم دم گوشش میگم خواب بد دیدم.
هيچ عکس العملی نداره فکر میکنم خوابه یهو ت میخوره میفهمم بیداره
میگم تو بیداری و هيچکاری نکردی و خودتو بخاب زدی
روشو میکنه بهم میخنده
عصبانی میشم
دستشو میاره بغلم کنه
دور میشم
میگه خب ببخشید نشد خابالو بودم
تکرار میکنم : تو شن
امروز صبح برای کاری رفتم بیروناهنگ رو تا ته زیاد کرده بودم و تو حال خودم بودم،نمیدونستم چند شنبس اصن از تاکسی که پیاده شدم یهو دیدم وسط خیابونی،داری از خیابون رد میشی،طبق عادت معمول هول شدم و دست و پام شُل شد،آخه انتظار نداشتم ببینمتبعد که دقت کردم تو نبودي ،کاش بودي ولی یارو خیلی شبیهت بود:) وایستادم همونجا نگاهش کردم ولی انگار داشتم نگاهت میکردم رد شد دیگه ندیدمش راه افتادم داشتم راه خودم رو میرفتم .یه بار دیگه .دیدم از جلو داری میای
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

زر و مد فروش لوازم آرایشی گیله نار دل نوشته ها و اندیشه ها کشت و صنعت هدایت فرش ایرانی آخرالزمان (بررسی نشانه های ظهور) فروش فیلتر شنی استخر تصاویر آیت الله حاج شیخ محمد ابراهیم اعرافی