نتایج جستجو برای عبارت :

نام بازیگران دروغ شیرین من

دروغ از دیدگاه بهلول :
کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ،*فیلسوف است*
کسی که راست و دروغ برای او یکی است، *چاپلوس است*
کسی که پول می گیرد تا دروغ بگوید، *دلال است*
کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد، *گدا است*
کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد، *قاضی است*
کسی که پول می گیرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد، *وکیل است*
کسی که جز راست چیزی نمی گوید، *بچه است*
کسی که به خودش هم دروغ می گوید، *متکبر است*
کسی که دروغ خودش را باور می کند، *
دانلود سریال ترکی دروغ شيرين من با زیرنویس فارسی
دانلود سریال دروغ شيرين من Benim Tatli Yalanim با زیرنویس فارسی در سایت تصویرفا
 با زیرنویس فارسی اضافه شد
 
نام سریال : Benim Tatli Yalanim – دروغ شيرين من منتشر کننده : تصویرفا ژانر : کمدی، عاشقانه زبان : ترکی زیرنویس فارسی : چسبیده به فیلم کشور : ترکیه کیفیت فیلم : ۴۸۰p-720p فرمت فیلم : MKV سال : ۲۰۱۹ تعداد قسمت ها : — شبکه پخش : Star tv روز های پخش : پنج شنبه ها ساعت ۲۰:۰۰ کارگردان : Baris Ercetin نویسنده : Pinar Ordu شرک
به فارسی طبل است  دیدن نان در خواب خبر مکروه سخن دروغ است فکوری پیدا و روشن و این جمله دلیل بر زننده آن کند.
ابن سیرین گوید: اگر دید با تبیره پای کوبد و رقص کند دلیل است بر غم و اندوه و اگر دید او تبیره مفرد همی زد دلیل که سخن باطل گوید یا کاری ناصواب کند بدان مشهور شود و بعضی از معبران گویند تبیره در خواب آواز خوش است باطل است.
کرمانی گوید:اگر دید تبیره میزد دلیل که کارهای باطلند با شمعت که در او هیچ اصل نباشد و با مردم  هر وعده که دهد جمله د
شیطان را پرسیدند که کدام طایفه را دوست داری؟

گفت: دلالان را !

گفتند:‌ چرا؟

گفت: از بهر آن که من به "سخن دروغ" از ایشان خرسند بودم، ایشان "سوگند دروغ" نیز بدان افزودند !

                لعنت خدا بر دلالان شیطان صفت که در این جنگ تحمیلی اقتصادی بر ضد مردم وهموطنان خود توطئه می‌کنند
آدم‌ها دوست دارند دروغ‌های زیبا را باور کنند.
- نترس، آمپول درد نداره.
- ایرانی‌ها از نظر هوش جز 5 کشور برتر جهان هستند.
- دوست دارم.
- حالم خوبه.
البته گاهی نه فقط به خاطر زیبایی دروغ بلکه به خاطر شخص مقابل دوست دارند که دروغ‌ها رو باور کنند. حالا عالم و آدم بیایند و بگویند که داری دروغ می‌شنوی ولی دل دستش رو روی گوش‌های مغز می‌ذاره که چیزی نشنوه.
چه فریبنده هستند دروغ‌هایی که آدم به خودش می‌گوید. فکر می‌کنی که کسی جانشنین تو نخواهد شد ولی و
استفن داویدویتز»، از مهندسان گوگل است که سال گذشته
کتابی پر سر و صدایی به نام همه دروغ می‌گویند» منتشر کرد. این نویسنده با بررسی
کلان‌داده‌ها دنیای وب نشان می‌دهد که ما واقعا کیستیم و چه‌قدر با آنچه می‌نماییم
فاصله داریم.

دروغ‌گویی را حیوانات هم بلدند. مثل شامپانزه‌ای که دیگر
اعضای گروه را گول می‌زند تا بتواند غذایش را پنهان کند. اما انسان‌ها به واسطه
زبان و تفکر می‌توانند دروغ را به شکلی سازمان‌یافته تبدیل به امری کاملا واقعی و
به
خودمان دروغ می‌گوییم؛ بارها و بارها این‌گونه بوده است. به خودمان دروغ می‌گوییم
تا غم‌ها زمین‌مان نزنند. خودمان را می‌نشانیم جای حق و دست به قضاوت می‌زنیم؛ می‌دانیم
مقصریم، اما همیشه گناه‌کار دانستن دیگری بیشتر آرام‌مان می‌کند؛ دروغِ اندوه‌گریز»،
دروغِ دل‌انگیز»، دروغِ مصلحت‌آمیز» یا همچو چیزی.
عمیقا باور دارم آدمی که دائم در حال دروغ گفتنه، بعد از مدتی این دروغ‌ها تو شخصیتش نفوذ می‌کنه و اون رو تبدیل به یه آدم متناقض مریض می‌کنه. جوری که اصلا دیگه نمی‌تونه راست بگه. نمی‌تونه مسئولیت حرفی که زده رو قبول کنه. و این خیلی درد بزرگیه. دردی که شاید رو خود اون آدم تاثیری نداشته باشه، اما رو اطرافیانش چرا. حتی اطرافیان سابق.
+ یه آدم چقدر می‌تونه مریض باشه که بعد از دو سال باز هم دست از تهدید و تهمت برنداره؟
+ کاش می‌تونستم به بابام هم بگم
داشتم فکر می‌کردم این آدم‌های صاحب‌کاری که کلی آدم زیر دستشان کار می‌کند و آنها سعی می‌کنند از کارگران بیگاری بکشند آدم‌های شیاد یا شارلاتانی هستند. بعد دیدم، در همین یکی، دو روز سعی کرده‌ام یک جوری آدم‌ها را متقاعد کنم که جنس مورد نظر را بپسندند؛ حرفه‌ای نبوده‌ام، اما در همین مسیر بودم. جدا از آن برای پیش‌برد کارم  و منافعم دروغ گفتم، نه که آدم راست‌گویی باشم، اما بعضی دروغ‌ها انگار دروغ‌تر و زشت‌تر هستند. مگر شارلاتان‌ها چه می
صبح قبل بیدار شدنم خواب میدیدم با مردی هستم که ظاهرش جذابه و خیلی با لطافت و دقت و محبت باهاش برخورد میکردم اما میدیدم با دخترای دیگس(توی جمعی پر دختر وارد شدیم یهو گف شما همتون همو میشناسید؟ گفتیم اره یه ترس تو چهرش اومد  واز جمع فرار کرد! دنبالش میرفتم و دروغاش رو میشد برام و وقتی منو میدید ماست متلیش میکرد و دوباره یکم بعدش دروغی میگفت و دوباره دستش پیشم رو میشد. یه جا رسیدم رفتم داخلش مث اتاق بود و با یک دره نیمه واردش شدم دنبالم اومد که با
خانه های بزرگ اما خانواده های کوچک داریم،
مدرک تحصیلی بالااما درک پایینی داریم، 
بی هیچ ملاحظه ای روزها را میگذرانیم اما دلمان 
عمر نوح میخواهد
کم میخندیم وزود عصبانی میشویم،
کم مطالعه میکنیم اما همه چیز را میدانیم،
زیاد دروغ میگوییماما همه از دروغ متنفریم،  زندگی ساختن
 را یاد گرفته ایم اما زندگی کردن را نه!
ساختمانهای بلند داریماما طبعمان کوتاه است، 
بیشتر خرج میکنیم اما کمتر داریم، 
بیشتر میخریم اماکمتر لذت میبریم! 
فضای بیرون را فت
حیف شد که مُرد. هنرمند بود.
هنرمند! بعدِ اون هیشکی رو ندیدم که اونجوری بتونه دروغ بگه. جوری دروغ می گفت که
درجا دو تا شاخ خوشگل سبز می شد رو کله ی آدم. من بودم و اون قد درازه که اون ته
نشسته و بق کرده تو خودش و انگار یه عمره همون جوری همون جا نشسته و سیروس که الان
سر گذاشته به بیابون و اون! هر چند وقت یه بار یه اره می زدیم زیر بغلمون و می رفتیم
یه خرابه شده ای رو پیدا می کردیم و میشستیم پای دروغاش. سه جفت شاخ! مشتریشم پیدا
کرده بودیم. یارو واسه هر جفتش
شاید هر کدوم از ما تو زندگیمون دروغ گوی اعظمی داشته باشیم که علیرغم اینکه می دونیم با دروغ نهادینه شده ولی نمی خوایم ذاتش رو باور کنیم . و در واقع خودمون رو گول میزنیم .
من با خودم عهد بستم که با هر کسی اگر روراست نیستم ، با خودم حتما حتما رو راست باشم .
دروغ گوی اعظم زندگیتون رو اگه شناختین دُمش رو قیچی کنید . این دسته از افراد باعث میشن شما کم کم به خودتون شک کنید ولی به اونها نه . بهشون مجال دفاع از حیثیت دروغینشون رو ندین . چون این دسته ی عظم
2491 - امید شریفی» ضدانقلاب مقیم کانادا، با اذعان به اینکه برخلاف دروغ اپوزیسیونِ جمهوری‌اسلامی، سهم ایران از دریای کاسپین بسیار کمتر از 50 درصد است، گفت: با اردشیر زاهدی» در این مورد گفتگو خصوصی داشتم و ایشان به عنوان وزیر امور خارجه شاه گفتند تمامی جنجالها بی‌پایه و اساس است . تمامی این حرفها از ذهن بیمار ملی‌گرایانِ فیکِ عشقِ آمریکا تراوش می‌شود! .”لینک کوتاه منبع: yon.ir/mzdr122
دانلود فایل اصلی
سر کلاس دوست نداشتنی فیزیک ۲ با استاد سخت گیرمون بودیم که وسط مبحثای پیچیده برگشت گفت کیا این فیزیک رو دوس دارن؟ پنج نمره میدم به کسایی که بگن دوس دارن. بار اول یک نفر دستش رو برد بالا و استاد گفت ۵ نمره بهت میدم. بار دوم گفت یه فرصت دیگه میدم هرکی بگه دوست داره ۵ نمره میگیره. اینبار نصف کلاس دستاشون بالا بود. بار سوم پرسید و تعداد بیشتری به دروغ دستشون رو بالا برده بودن تا نمره بگیرن و بغل دستیم در حالی که دستش رو بالا گرفته بود توی گوشم زمزمه م
سلام ،‌توی پست قبلی درباره غرور صحبت کردم و خوشبختانه مورد عنایت دوستان قرار گرفت و این بار هم می خوام درباره یکی از فضیلت های اخلاقی به نام راستگویی حرف بزنمراستگویی و صدق السان از جمله مواردی هست که همه انسان ها این رو ارزش می دانند  راستگویی قفل اتاقی است که در آن همه بدی هاست و اگر راستگویی با کلید دروغ گویی باز شود آدم در منجلاب بدی ها غرق خواهد شد و این بدترین سرنوشت یک نفر می تواند باشدمی گویند روزی فردی مبتلا به گناهان به نزد یکی از ح
این روزها کشدارترین و غیر قابل تحمل ترین روزهاییه که تا به حال تجربه کردم. نه میتونم دفاع کنم و نه میتونم کلا بی خیالش بشم. گیر کردم بین دو قطب یه تیم. هر کدوم فقط دنبال منافع خودشه.دکتر الف یه دروغ گنده بهم گفته و تمام مدتی که من داشتم با استرس و بدبختی و خون جگر کارهای آزمایشات حیوانی رو انجام میدادم در واقع ماده ی نامربوطی رو که دکتر الف کی وارد محلول میکرده رو داشتم بررسی میکردم بدون این که خودم بدونم. خیلی دپرس شدم بعدش. دوست ندارم طرحمو
+ لعنتی. آدما رنگین.کاش آدما عدد بودن!-  ولی اعداد خشن ان، زمختن و حوصله آدمو سرمیبرن.هیچکی آدمای عددی رو دوست نداره.+اما اونا دروغ نمیگن.درسته که عبوس و خشمگین میشینن جلوت ولی تو میتونی تا ابد بهشون اعتماد کنی.تا ابد میتونی به اون پنج زشت کچلی که ابروهاش تو هم گره خورده و دست به سینه جلوت نشسته و چپ چپ نگاهت میکنه اعتماد کنی که پنج میمونه! زبونشون رو که بفهمی میتونی راحت باهاشون کنار بیای. اما امان از رنگ ها.همین آبی دشمن! یه روز برمیدا
دوباره پایم پیچیده بود و باید به سراغ دکتر محبوبم می‌رفتم که با یک نگاه مشکل را می‌فهمد و در عرض یک دقیقه زور ورزیدن روی پا و به خود پیچیدن من همه چیز اعم از مچ، عضله، رگ و حتی پوست پا را جا می‌اندازد. سه‌شنبه‌ی هفته‌ی قبل مراجعت کرده بودم ولی منشی‌ها نوبت نداده بودند. نوبت‌های دکتر ۶ ماهه است ولی اگر مریض اورژانسی باشی و مثلاً پایت پیچیده باشد، همان روز نوبتت می‌دهند و به من نداده بودند. حالا بعد از سه روز تعطیلی مطب به قدری شلوغ بود که ا
سریال رو دو سال پیش دانلود کردم، همون موقع که خیلی ترد و معروف شد ولی توی مود دیدنش نبودم و رها شد تا الان. " دروغ های بزرگ کوچک"  حول ماجرای یک قتل شکل میگیره که تا قسمت آخر حتی نمیدونید مقتول کیه. اما این معما فقط پوسته ایه برای باطن فیلم، خشونت، آزار جنسی علیه ن و مسائل شویی. همان طور که توی تیتراژ ابتدایی با ظرافت در پس زمینه ی مناظر زیبای مونتری خودش رو نشون میده.
من اعتقاد دارم هر فیلم و کتابی، سن مناسبی برای دیدن و خوندن داره که
آیا تا به حال به اجبار به جایی یا مکانی رفته اید که بوی بد بدهد بطوری که حالت خفه شدن به شما دست بدهد؟ دقت کرده اید که بعد از ۵ دقیقه، دیگر به آن شدت بوی بد را احساس نمی کنید ؟! و اگر تصادفا یک ساعت آنجا گیر بیفتید ممکن است بگویید: انگار اصلا بوی بدی نمی آید.قانونی در این جا داریم که صادق است: ما به محیطمان عادت می کنیم . اگر با آدم های بدبخت نشست و برخواست کنید ، کم کم به بدبختی عادت می کنید و فکر می کنید که این طبیعی است . اگر با آدم های غرغرو همنشی
همه دلشان می خواهد بتوانند اعتماد کنند و به آنها اعتماد شود.اعتماد فقط به معنای کلک نزدن و دروغ نگفتن نیست. بلکه شکل های ظریف تر روراست نبودن را هم دربرمی گیردمانند امتناع از گفتن حقیقت. دروغ های مصلحتی برای بعضی از افراد قابل قبول هستند و برای برخی دیگر خیر.مهم ان است که قوانین خاص شما در مورد اعتماد در رابطه تان وجود داشته باشد و به آن پایبند باشید. در ادامه راهکارهای پیشنهادی روانشناسان ازدواج برای اعتماد بین همسران بخوانید :• صداقت داشت
انگار زمان هر چه می گذرد تو تبدیل به یک رویا می شوی و نه یک خاطره. نه یک اتفاق واقعی. راستش را یخواهی چیزی جز این هم نباید می شد. آدم که نمی تواند تا ابد غصه ها را با خودش کِش بدهد. شاید بهتر همین باشد که در جایی غصه ای را گذاشت و بعد فکر کرد همانی که ول کرده رفته است، همانی که به یکباره رنگ باخته و عوض شده است، همانی که تمام حرف هایش دروغ بوده است، همان همان خود ِ او قهرمان داستان بوده. قهرمانی که در روزهای تاریک آدم سر و کله اش پیدا شده، رنگ زده به
سلام.
امشب میخوام یکم درد و دل کنم.
همش منتظرم که کارهای دانشگاهم درست بشه
خیلی خسته اماز نظر روحی.
دلم خیلی برای خانوادم تنگ شده
کارای دانشگاهم,هنوز تموم نشده و این سوهان روحمه
از هم خونم بگم که بهم دروغ میگه.درصورتی که میدونه من اونقدر باهوشم که همیشه متوجه میشم بهم دروغ گفته.ولی اون انقدر بچه اس و نفهمه که به منی که هردم بهم میگه عین خواهرشم,دروغ میگه:(
همیشه بهش میگم,صین جان من از مدل نفس کشیدنت میدونم دردت چیه,چرا به من د
همیشه تا یادم میاد اتفاقات مهم زندگیم با مهمونی همراهه.نه اینکه بخاطر من برگزار بشه،یهویی اون روزا دل فامیلمون واسه هم تنگ میشهتو مهمونی یا حالم تخمیه یا تخمام داره میلرزه باید جوری هم وانمود کنم که بعدن خواستم دروغ بگم دست و بالم باز باشه 
احساس می‌کنم در هر دوره‌ای از زندگی‌ام کلیدواژه‌هایی داشته‌ام. مثلاً تا همین دو سه سال پیش کلیدواژه‌هایم فلسفه» و دیالوگ» بود. حالا مهم‌ترین کلامِ زندگی‌ام صبر است. احساس می‌کنم در صبری عمیق فرو رفته‌ام که زمان را از حرکت می‌ایستاند و مرا در خلسه‌ای سنگین با زمان و فضا یکی می‌کند، گویی که در حوضچه‌ای از شیرِ داغ شناورم. آنقدر درد برایم مکرر شده که دیگر احساسش نمی‌کنم، گویی با آن یگانه شده‌ام، و آنقدر صبر سنگین شده که دیگر منتظرِ
از آدم دودوزه و دروغ گو و موذی انقدررر بدم میااااد -___- یه دوستی دارم از دبیرستان باهم بودیم بعد اونسال که کنکور دادیم من رفتم دانشگاه اون موند پشت کنکور گفت من میخوام پزشکی قبول شم هی همینجور موند پشت کنکور  هی بهش میگفتم مهی بیا بریم بیرون یه هوایی به مخت بخوره میگفت مامانم نمیزاره :/ مامانم میگفت از دانشگاه زیاد براش نگو حسودی میکنه حسرت میکشه خدایی هم سال اول دوم مامانش نمیزاشت بیاد با ما بیرون بعد یه مدت گفت مامانم گوشیمو گرفت گفتم عجب آ
اما آن‌ها دروغ‌گو هستند، و می‌دانند که دروغ‌گو هستند، و
می‌دانند که می‌دانیم که دروغ‌گو هستند و با این وجود با صدای بلند دروغ می‌گویند
نِژ داره می‌خونه و چیزی نمونده بزنم زیر گریه. هنوز از
مطلب قبل‌م بیست‌و‌چهارساعت نمی‌گذره. دوزِ ورزش و مطالعه‌م رو بالاتر بردم، از
تخت ت نخوردم و همه‌ی این‌ها از وخامت اوضاع خبر می‌ده. انگار یه حقیقتِ پنهان
بوده که جا انداختم‌شو این اتفاقات باعث‌شدن صاف بخوره توی صورت‌م. همه‌چیز و همه‌کس
ت
اینجور برایم جا افتاده است که سکوت کنم! و قضایا را داخل خودم حل کنم. و این سکوت مقوله‌ی سنگینی‌ست و کار راه انداز، با سکوت می‌شود به حقایق رسید، با سکوت می‌شود نسبت به آدم ها شناخت بیشتری پیدا کرد! اصلن حواس انسان اکولایزر طور است! وقتی چشمانت را ببندی، بهتر می‌شنوی، وقتی دهانت را ببندی، بهتر میبینی و به همین شکل. این یک. 
دو، مادرم به من یاد داده است که همیشه، حتا اگر قرار باشد گردنم را بزنند راست‌ش را بگویم! و من هم این درس را به خوبی آموخ
وقتی یه اشتباه و برای بار چندم!! تکرار میکنید!!!! نشینید به خدا غر بزنید و ناله کنید که چرا من؟؟؟ چرا دوباره؟؟؟ چرا چند باره؟؟؟ چرا همش اینجوری میشه؟؟؟ شما اگه همون بار اول درسی و که لازم بود گرفته بودین دوباره خودتونو تو همین چاه نمینداختین!! دروغ میگم؟؟؟
لطفا عاقل باشیم!!! سرسری رد نشیم حتی از مسائل به ظاهر ساده
تو شيرين ترین گناه زندگیم هستی 
شيرين تر از گاز زدن سیب ِ سرخِ درخت همسایه که پا را از مرز دیوارها فراتر گذاشته و حلق آویز منتظر است دستی بچیندش
شيرين تر از بوییدن یواشکی مریمی که آقای گل فروش اول صبحی جلوی در گذاشته
 تو شيرين تری از اولین دانه برفی زمستانی که غروب هنگام، بر گونه ام می نشیند
تو شيرين تری از رنگ زردی که جنگل را در پاییز در می نوردد و میخواهد زیباترین نقش زمین را بنگارد
تو شيرين تری از صدای باران که سقف شیروانی را به نواختن وا می
آقا خابم نمیبره
اگ گند بزنم چی؟
اگ هیچی یادم نیاد چی؟
اگ سخ باشه چی؟!
اگ همش ا اونجاهایی باشه ک من حذفش کردم برا خودم چی؟!!
خدایا پشمام
منو به حال خودم رها نکن!جونه من غلط کردم هر چی گناه کردم غیبت کردم به مامان بابام دروغ گفدم منو عفو کن دهنم صاف نشه پن شمبه خدایاااااا
هر ظرفی را که در نظر بگرید مادامی که چیزی پایسته را در آن بریزید یا از آن بیرون بکشید همیشه میزان تغییر اندازه‌ی محتویات آن برابر اختلاف ورودی و خروجی آن خواهد بود. از این واقعیت ساده بسیاری از دروغ‌ها کشف می‌شوند و بسیاری از مشت‌ها باز. مثلا همین حباب بازار ارز .
ادامه مطلب
این‌ روزها مقامات کاخ سفید یک خط در
میان درباره ایران صحبت می‌کنند! وزیر خارجه آمریکا در تازه‌ترین گفته‌هایش درباره
ت واشنگتن در قبال تهران، اعلام کرده است: ایران باید در نهایت تصمیم‌گیری کند.
آنها باید همانند یک کشور نرمال رفتار کنند و اگر آنها این کار را انجام دهند ما آماده
مذاکره درباره طیف وسیعی از موضوعات بدون هیچ پیش‌شرطی خواهیم بود.» مرور همین چند
جمله، به سادگی دروغ بودن ادعای مذاکره بدون پیش‌شرط» را به اثبات می‌رساند؛
رسانه را اگر امری ایستا در نظر بگیریم، جذب مخاطب را در میزان فراگیری و تطابق طبع آن با عموم مردم باید جست. اما رسانه فقط ایستا نیست. پویایی رسانه ما را از کم‌بود مخاطب نمی‌ترساند، که ما را از کم‌بودن رسانایی برحذر می‌دارد. رسانایی یک رسانه، توانایی آن در برانگیختن مخاطب برای انتشار رسانه است؛ یعنی همان رابطۀ نرخ جذب با تعداد مخاطب فعلی. ساختارهای ایستای رسانه، ما را به طرح و طبع مطبوعات به ذائقۀ مخاطب و نهایتاً ذائقه‌بازی می‌خواند؛ ولی
ما رو باش.
ما رو باش خیال می کردیم همیشه یکی رو داریم
یکی که به وقتِ گریه سر رو شونه هاش بذاریم
ما رو باش خیال می کردیم یکی به فکر ما هست
میون این همه وحشت؛‌توی این مردمون پست
ما که واسه تـو قــرصِ ماهـو می شکــستیـــم
ما رو بـاش چه ساده کی رو عاشق می دونستیـم
توی کوچـه بــاغِ دل واسه کـی شبـــا نشستیم
ما رو باش دل به کی بستیم؛ کی رو عاشق دونستیم
ما رو باش خیال می کردیم گلِ عشقی که شکفتی
راز شب هـــای بغــضمــو به قلبِ کسی نگفتی
ندونستم می گذری
اسفند که عاشق شویسال را با بوسه تحویل می کنیحتی اگر سال #نو،نیمه #شب از راه برسدشاید تلفنت#عاشقانه تر از همیشه زنگ بزندکسی با یک سلامقبل از سپیدهء سال بعددیوانه ات کنداسفند که #عاشق شویتمام دروغ ها را باور می کنیو دلت غنج می زند.می دانم که در روزهای #آخر سالدسته کلیدت را گم می کنیگوشی ات را جا می گذاریو احساس می کنی که کسیبا لحن عاشقانه منصدایت می زند.تو عاشقم بودیدر اسفند ی که هرگزاز تقویمت پاک نمی شود
بنام خالق هستی
تلبیس شیطان
مقدمه
شما زمانیکه بخواهید یک سخن راست از یک واقعیتی را بگویید فقط میتوانید همان حقیقت را بیان کنید تا راست گفته باشید و صداقت به خرج دهید یعنی شما در یک محدودیت سخن هستید اگر دیشب فلان ساعت در منزل بوده اید حرف صادق همان است که در منزل بوده اید ولی اگر بخواهید دروغ بگویید شما دیگر در محدودیتی نیستید و بی نهایت حرف خلاف واقع میتوانید بگویید
یعنی درواقع سخن صادق در یک جمله حقیقت محدودیت دارد و لی خلاف ان واقع را میتو
خبببنتایج بخش فیلم هم اومدو اسمم در نیومد تو بخش فیلمنامهدروغ چرا ناراحت شدمولی دیگه دیگه چه میشه کرد کم کاری از خودم بود امسال اصلا کار نکردماسم یه سریا دراومده که اولین بارشون بود ولی خب حتما تلاش کردنولی عوضش تو پوستر اسمم در اومد باز خداروشکر اینم یه تجربه جدیدهاسم اقای دوست در نیومده فعلا هم انلاین نشده فک کنم خیلی ناراحت بشه
هو
 
دوست داشتن اگرچه ذره ذره می‌آید اما مثل یک تابع سینوسی پرافت و خیز است. گاهی در اوج و گاهی در قعر. گاهی سرمست از دل‌دادگی و گاهی فقط از روی عادت.چه خوب که عمر این قعرها کوتاه است، و عمر آن قله‌ها بلند. جایی که در آن همه چیز شيرين‌تر است. شيرين‌تر. شيرين‌تر.
با طایفه ای طرفم که بسیار بدی ازشون دیدم، دیدم که حق به جانب هستن و بدبین، غذیب کش هستند و راحت قضاوت می کنند و غیبت و دروغ از تاروپود تعاملاتشون هست.
صابون بی انصافی و دخالت هاشون بارها به تنم خورده، بارها نفاثات فی العقد گونه پشت سرم نجواهای گره ساز کردند و همسر نحت تاثیر بی ثباتم که از مرام مردانه کم داره خیلی جاها، از شون تاثیر گرفته.
میخوام حرف بزنم،راجب آدمایی که اومدن تو زندگیم،بعضیاشون موندن،بعضیاشون رفتن،بعضیاشون با دروغ منو شکستن،به هرحال.حالا میخوام حرف بزنم
میخوام بگم که چقدر از تعداد آدمایی که برام مهم بودم کاسته شده،آدمی که عاشقش بودم و اولین عشق واقعی زندگیمو باهاش تجربه کردم،و حالا اثری ازش تو زندگیم نیست.شاید حتی خودم خواستم که نباشه.اینجوری بهتره،انتظار آدما رو پیر میکنه.میخوام بگم یاد گرفتم دیگه بهش فکر نکنم.یاد گرفتم هروقت لازم باشه فراموش کنم
اون عجیبه ، حرفاش باهم تناقض داره ، سه چهار بار بیشتر ندیدمش و روهم رفته یک هفته س که می‌شناسمش فکر میکنم تظاهر می‌کنه به خجالتی بودن ، بهش گفتم من کمی خجالتیَ م بخاطر همین بیرون نمیام اصرار کرد که بریم بیرون و قسم خورد که منم خجالتی هستم ( آخه قسم خوردن نداره دیگه ) اسمِش مَهدیه ََ س ، دختری که تو کلاس عکاسی باهاش دوست شدم تازگیا عجیبه بشدت . ازش بخاطر رفتاراش ترسیدم و سعی کردم خودم رو عقب بکشم . راحت تو چشمام زل میزنم و دروغ میگه میخندم و و
اون عجیبه ، حرفاش باهم تناقض داره ، سه چهار بار بیشتر ندیدمش و روهم رفته یک هفته س که می‌شناسمش فکر میکنم تظاهر می‌کنه به خجالتی بودن ، بهش گفتم من کمی خجالتیَ م بخاطر همین بیرون نمیام اصرار کرد که بریم بیرون و قسم خورد که منم خجالتی هستم ( آخه قسم خوردن نداره دیگه ) اسمِش مَهدیه ََ س ، دختری که تو کلاس عکاسی باهاش دوست شدم تازگیا عجیبه بشدت . ازش بخاطر رفتاراش ترسیدم و سعی کردم خودم رو عقب بکشم . راحت تو چشمام زل میزنم و دروغ میگه میخندم و و
چرنوبیل دیروز تموم شد. خب، فوق‌العاده بود. با وجود اینکه قطعا تحریفاتی داشت و اغراق‌هایی؛ چون بالاخره یک سریالِ آمریکایی درباره‌ی شوروی هست! اما با تمامِ این‌ها من فکر می‌کنم که پیامش رو خیلی خوب رسوند. شاید داستانِ واقعیِ چرنوبیل دقیقا به همین شکل نباشه، اما این چیز خیلی مهمی رو تغییر نمی‌ده، چون این سریال بیشتر از اینکه درباره‌ی یک فاجعه‌ی هسته‌ای باشه، درباره‌ی دروغ‌ها بود. که چطور دروغ‌ها روی هم‌دیگه تلمبار می‌شن، و در نهایت ا
شيرين بیانبرگهای شيرين بیان مرکب از تعدادی برگچه های سبزرنگ می باشد . گلهای آن برنگ بنفش ، سفید . زرد است  میوه آن مانند نیام و محتوی 5 تا 6 دانه می باشد .
 ریشه شيرين بیان بطور خیلی عمیق در زمین فرو می رود . پوست ریشه قهوه ای سیر وس یاه است . مغز ریشه زرد رنگ بوده و طعم آن بسته بانواع مختلف تغییر می کند .
مثلا شيرين بیان اسپانیا طعم ملایم درد در حالیکه شيرين بیان یونان دارای طعم تلخ است .
 
ادامه مطلب
دروغ گفته‌اند. بدجوری هم. طوری که دیگر حقیقت را نمی‌توانی بیابی. خودمان هم گم شدیم. رویاهایی که به ما فروخته شد و جیب‌های دیگران را پرپول کرد و جیب‌های مارا خالی، کابوس‌هایی ناتمام شده‌اند. چرا من گول خوردم و خریدم؟ ساده و سرراست. چون یادم رفته بود انسان از بعدهای متفاوت تشکیل شده است. اگر یک بعد را خیلی رسیدگی کنم،‌ بعدها تا جایی گرسنگی می‌کشند و پس از مدتی به مثابه‌ی یک گرگ تو را می‌خورند تا این گرسنگی را جبران کنند. 
چه حفره‌ی عمیق افتاده بین آنچه که من شده است ، با آنچه که من ‌دلش میخواست که بشود و حالا گم و کمرنگ شده پشت سالها حرف و فکر و دروغ . من هرروز صبح که بیدار میشود ، از خود روز گذشته‌اش، از حرفهایی که زده و کارهایی که کرده ، حتی از تمام فکرهای به زبان نیاورده‌اش متنفر است . از خودش عذاب میکشد ، از خودش درد می‌شود، به خودش زخم میزند . انگار که چیزی ، تعارضی ، یک چیز لعنتیِ نامشخص، بزرگ شده باشد و ریشه دوانده باشد و خودش را چپانده باشد میان روحش .
هی میخواستم بیام و اونچه این مدت به حالم گذشته رو بنویسم دست و دلم نمیرفت.دلتنگی کجاس؟پیش من.
میخوام کوتاه بنویسم کوتاه و مختصر،اما همونم نمیتونم.
 م.آ و ا.م،"متری شیش و نیم" و "چهار انگشت".
تعطیلات تموم شد و تباه.
دروغ اول اپریل چیه؟چی میشد به بهونه ی همون میومدی بگی دوسم داری و مسخرم کنی.
آدما وقتی تخیل شون بیشتر از عقل و استدلال شون کار میکنه خطرناک میشن دست به جنگ می زنند، آدم می کشن، دروغ میگن، خودشون رو بالاتر از همه چی میبینن و از همه بدتر عاشق میشن.
پ ن 1 : نقد کوتاهی برای سرخپوست در دست تحریر است دیر یا زود.
پ ن 2 : آخرین پله از کتاب سلاخ خانه شماره پنج را میگذرانیم.
پ ن 3 : وقت آزاد زیاد و چالش 3 ساعت در روز زبان را به راه انداختم.
پ ن 4 : خبرهای خوب از کلاس میرسد گفته اند تا سه شنبه آینده قطعی می شود.
پ ن 5 : عجب سریالیست این بری، صد
ما حتی با خودمان هم رو راست نیستیم! میگوییم برایمان اهمیت ندارددرصورتی که همان مسئله ، ساعتها یا حتی روزها ، ذهنمان را در بر میگیرد، مسئله ای که مهم نیست، انقدر تفکر میخواهد؟ همیشه از خودمان فرار میکنیم، درمورد خودمان دروغ میگوییم ، به آنچه نیستیم ادعا میکنیم و آنچه را که هستیم انکار . خودمان ، خودمان را نمی‌پذیریم به خود اعتماد ندارییم و تردید در سلول به سلول تنمان ساکن شده است با همه ی اینها ، از دیگران اعتماد میخواهیم ، دروغ میگو
شاید بتونی به همه دروغ بگی اما به خودت نه! پس بهتره با خودت روراست باشی. 
تو اونقدر قوی نیستی که بتونی جلوی یک سری اتفاقات را بگیری پس بهتره چشماتو باز کنی و باورشون کنی. 
تو هم گند میزنی، مثل خیلی دیگه از آدمها پس بهتره به خودت سخت نگیری. 
پایان قصه یعنی مردن، اگه میخوای زنده باشی بهتره یک داستان جدید را شروع کنی یک داستان قشنگتر. 
------------------------------------------------
آخرین سنگر سکوت نیست، آخرین سنگر بلاگه :) 
اگرچه
دروغ گفتن حرام است، اما نباید هر سخن راستی را هم به زبان آورد؛
گاهی بیان سخن
راست در زندگی مشترک فتنه ای ایجاد می کند که می تواند اصل زندگی را زیر سوال ببرد.
از نگاه منابع دینی جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت».


امیر بیان
علی(علیه السلام):

راستگو
نخواهی بود مگر آنکه بعضی از آنچه را می دانی پوشیده نگاه داری.

بحارالانوار
ج75ص8
معنا: دعا اگر بر علیهِ کسی باشد، اصطلاحاً نفرین (لعن) نامیده میشود. لعن و نفرین اگر بجا نباشد، اثر نمیگذارد و ممکن است تبعاتش، دامنگیرِ خود ما شود. به انواع نفرین و لعنت توجه کنید: 
1. نفرین حرام: لعنت مؤمن و کسى که مستحق لعنت نیست حرام است. مثلا الآن کسی زبانم لال مقام معظمِ رهبری را لعنت کند.
2. نفرین مکروه: نفرین به حیوانات. مثلا بگوییم خدا لعنت کند این اسب را که تند نمی‌دود! یا پشه را نفرین کنیم!!
3. نفرین جایز: لعنت به کافرین، ظالمین، و کسانى که
قبل تر ها با خود می اندیشیدم که چرا مجنون بعد از مرگ لیلی عاشق شخص دیگری نشد.
یا اصلا چرا بعد از مرگ خسرو شيرين همان طور که خسرو مرده بود خودش را کشت.
حال جوابش را یافته ام.
انسان ها هیچگاه نمی توانند عشق زندگیشان را از یاد ببرند.
شيرين تا زمانی شيرين بود که خسرو در کنارش بود.بعد از خسرو دیگر چه فرقی به حالش می کرد زندگی یا مرگکاظم سعیدزاده
چند روستا نابود شوند بهتر است یا یک شهر؟ یک تصمیم اخلاقی سخت است. تصمیمی که در این چند روز پیش روی استاندار خوزستان قرار گرفته. احتمالا متغیرهای هزینه ی زیرساخت ها و تعداد افراد صدمه دیده بود که باعث شد تا او تصمیم بگیرد که سیل بندهای چند روستا از بین بروند. سیل بندها شکسته شوند تا آب برود توی زمین های کشاورزی و خانه های آن روستاییان و به شهرها آسیب نرساند.
عقلانی به نظر می رسد. اما اتفاقی که در واقع افتاده این بوده: روستاییان تا پای جان و کشت و
قبل تر ها با خود می اندیشیدم که چرا مجنون بعد از مرگ لیلی عاشق شخص دیگری نشد.
یا اصلا چرا بعد از مرگ خسرو شيرين همان طور که خسرو مرده بود خودش را کشت.
حال جوابش را یافته ام.
انسان ها هیچگاه نمی توانند عشق زندگیشان را از یاد ببرند.
شيرين تا زمانی شيرين بود که خسرو در کنارش بود.بعد از خسرو دیگر چه فرقی به حالش می کرد زندگی یا مرگ


ادامه مطلب
پاپ کورن6: معرفی فیلم قصر شيرينارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:پاپ کورن6: معرفی فیلم قصر شيرينپاپ کورن6: معرفی فیلم قصر شيرين . نقد فیلم قصر شيرين رضا میرکریمی توسط محمد رضا مقدسیان . . جشنواره 37/ معرفی فیلم قصر شيرين به کارگردانی سید رضا .فیلم قصر شيرين نهمین فیلم سید رضا میر‌کریمی است که در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کرده است. میرکریمی کار خود را به عنوان کارگردان با فیلم کودک و سرباز در سال 1378 آغاز کرد. فیلمهای م
دوستان عزیزم: معمولا کشورها و اقوامی که تاریخ کم و هویت تازه ای دارند، برای خودشان تاریخ و پیشینه فرهنگی می سازند و دست به جعل سند یا مصادره مفاخر دیگران به نفع خودشان می زنند.
اما عجیب اینکه در سال های اخیر، برخی دوستداران ایران باستان هم دارند همین روش را ادامه می دهند. کاری که شبیه به آن جوکی است که طرف می گفت توی شهرشان میراث باستانی ندارند اما مهندس ها مشغول کارند و به زودی چند نمونه از آن را می سازند. تاریخ باستانی ما موجود و مستند است و
نیازی به دروغ گفتن نبود زیرا اصلا واقعیت را نمی دانستم حتی اگر هم آن را می دانستم فقط یک واقعیت محسوب می شد و اگر هم این طور نبود، خلاف آن واقعیت دیگری بود. حتی من و تو هم  در غیاب کوبلیان جور دیگری بودیم تا با او. من هم بدون تو جور دیگری هستم.  و فقط برای خودت همان کسی باقی می مانی که هرگز جور دیگری نیست. 
نفس بریده، هرتا مولر، ترجمه مهوش خرمی پور، کتابسرای تندیس، چاپ اول، 1389، 344 صفحه
امروز صبح فهمیدم همکلاسی قدیمیم بارداره، من هنوزم تو بهتم
هی به خودم میگم واقعا؟ کی انقدر بزرگ شدیم ما؟ وااای داره مامان میشه!!! چه ترسناک!
هی با ناباوری عکس سونوگرافیش رو نگاه میکنم و میگم مامان بنظرت راسته؟
مامانمم میخنده میگه آخه چرا باید دروغ باشه؟!
گرچه یه همکلاسیم بچه ی چند ساله داره اما من هنوز تو شوکم:|
چند روز پیش هم عکس بچه ی ۴ماهه ی دوستم رو دیدم، به اون یکی دوستم میگم: چه دل و جراتی داره، مامان شده:||
چقدر این اتفاق برام ترسناک و عجیب
این لحظاتِ به ظاهر خاص رو در تنهاییِ خوبی سپری میکنم.
برعکس هر سال که دم دمای عید خبر از یه آدمی میرسید امسال عید جدایی بود.
برعکس همیشه ی عمرم آخرای امسال نگاه ها رو روی خودم حس کردم.
نگاهای شيرينی که بوی نجات میدن.
یک بار میگم سال بدی بود یک بار میگم خیلی خوب بود!! دروغ هم نمیگم.
من بدترینِ خودم بودم امسال ولی بقیه باهام بهترین ها بودن.
شکر.
امیدوارم توی سال جدید حال امام زمانمون رو نگیریم.
امیدوارم حال به شیطون ندیم.
امیدوارم راه سوم رو که
میخواستم تا یادم نرفته تعبیرت کنم
اما ابن سیرین توی حرف "خ" تو را نداشت!
یعنی میخواهد بگوید دروغ میگویم که خوابت را دیده ام؟؟
دارد یادم میرود. 
دیشب
کی
از پشت پنجره خانه ات
گفتی بس نیست نگاه کی؟ نمیخواهی خودت صاحب خانه شوی؟
آهان! گفتی: عبدی أطعنی أجعلک مثلی، أنا حیّ لا اموت اجعلک حیّا لا تموت، أنا غنیّ لا أفتقر أجعلک غنیّا لا تفتقر، أنا مهما أشاء ی أجعلک مهما تشاء ی
* درست در این تاریخ من متولد شدم و درست در این لحظه تنها برای خودم نشستم و این کلمات رو تایپ میکنم . از ماه قبل تولدم رو مرخصی گرفتم تا برای خودم خوش باشم و از همه ی روزهای خدا حداقل یک روز رو برای خودم زندگی کنم ولی حالا می بینم که به روز مرخصیم رسیدم و هیچ ایده ای براش ندارم . سال قبل میلاد ( خواهر زاده م که سربازه) پیشم بود و من به این شدت تنها و بی انگیزه نبودم . 
پاور سیوینگ گوشیم رو فعال کردم تا فقط اسمس و تماس دریافت کنم . به بقیه گفتم فردا عصر و
عسل می بارد از لب ها، چه شيرين ست مردن ها
دعا می جوشد از خیمه، میان چادر زن ها
تنی تب کرده در خیمه، سری بی تن شده آن سو
و قاسم میل میدان کرد که مولایش تک و تن ها
خلاصه بی زره آمد شبیه حضرت حیدر
به بابای حسن رفته، چه شيرين ست رفتن ها
میان رفت و آمد ها کسی ورد زبانش من
و قاسم بر زمینش زد، امان از کبر دشمن ها
خود ازرق به میدان شد که من جنگ آورِ رزمم
ذبیح دست قاسم شد، اسیر آن همه فن ها
دم میدان علمدار و صدای آفرین قاسم
همه محو تماشایش، چه شيرين ست دیدن ها
شاید یکی از دروغ های سیزده جذاب این باشد که هیچ آشغالی در طبیعت جا نموند هیچ درختی آسیب ندید هیچ آلودگی بصری پدیدار نشد. چرا به فکر طبیعت نباشیم چرا با طبیعت همچون پدر یا مادر یا فرزندمان برخورد نمی کنیم. باید گفت و گفت و گفت ایرادی ندارد اگر دیده نشویم مشکل آنجاست که نگران نباشیم. من نگران طبیعت و محیط زیست هستم و تنها با رعایت کردن بهداشت و نظافت اول از جانب خودم و دوم گفتن و بازگو کردن این مسائل سعی می کنم نا امید نشوم.
نا امید نشویم از فرهنگ
راه   ابن سیرین گوید که راه به خواب دیدن دین بود و استقامت آن و جستن راستی در دین و دنیا اگر بیند بر شاهراه می رفت دلیل که براه راه دین رود اگر بیند که به راه راست گروهی را هدایت کرد دلیل که قومی را به راه راست و صلاح راهنمایی کند اگر بیند راه سرگشته متحیر می گردید دلیل که در راه دین یا به کار دنیا سرگشته شده باشد.
کرمانی گوید اگر بیند در راهی می رفت چنان که خسته نشد دلیل که حق خود را از کسی بستاند اگر بیند کسی او را از راه راست به راه کج برد د
پیرمرد» زمانی به نزدیکانش می گفت پستویی دارد پر از زاییده های خیال و کند و کاو در زندگی.پستوی او به پستوی  خانه ی خمّار می ماند که هر چه از آن پیاله بردارند تمام نمی شود. او به دریا وصل است و از همان است که سبو پر می کند بهر مشتاقان. او تمامی ندارد. مانند منظره ی نقاشی است از طبیعتی که  تمام فصل ها را در دل خود دارد و تنها یک تصویر نیست: او تمام ِ زندگی ست.
از نیما یوشیج می گویم. گاهگاهی از او می خوانم و باید برای خودم  بنویسم پیچ و خم کار او از چشم
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )

قسمت 52 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی ^^^
سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و خ
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )

قسمت آخر سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی ^^^
سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )

قسمت 53 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی ^^^
سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و خ
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
قسمت 56 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 53

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
قسمت 60 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
قسمت 59 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
قسمت 58 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
قسمت 54 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
قسمت 55 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
قسمت 57 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 61

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 60

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 59

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 54

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 55

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 56

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 58

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 57

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
روزی همه فضایل ورذایل ،دور هم جمع شدند .آنها از بیکاری خسته وملول شده بودند ومیخواستند برای یک روز هم که شده دور هم باشند وباهم ،حرف بزنند.
ناگهان (ذکاوت )باهوش تر بود عنان سخن را به دست گرفت وگفت :
دوستان :بیایید یک بازی کنیم!مثلا قایم باشک که از همه بازی ها آسانتره و همه با اون آشنا هستیم!حاضران از این پیشنهاد شاد شدند واز همه بیشتر (دیوانگی)خوشحال شدو گفت :من چشم هایم را می بندم شما بروید قایم شوید.چون که می دانم هیچ کدام از شما دوست ندارید ب
یسری ادم هستن تو زندگیامون همش دروغ میگن بعد خیال
میکنن ما نمیفهمیم اخه نفهم چلمنگ بیشعور اسکول فکر میکنی فللان کارو بکنی من نمیفهمم 
مثل خودت نفهمم بدبخت من خیلی وقته هبر دارم 
بعد از هرچی ادما بدت بیاد عینهو دم وصلن بهت که بفهمنن 
چ غلطی میکنی 
بابا کسافط برو سرت تو زندگی خودت باشه اه 
بدم ازت میاد متظاهر نمای دروغگو و سواستفاده گر.
#دورشوازم #دروغگو
2489 - منوچهر محمدی» ضدانقلاب فراری
و از عوامل فتنه 18تیر 78 ، درباره احمد باطبی» ضدانقلاب فراری و حامی
تحریم ایران، افشا کرد: باطبی که آن زمان خود را نماد جنبش دانشجویی ایران
معرفی کرد، یک شیاد به تمام معنی بود . وقتی در زندان بودیم به دروغ
می‌گفت در اعتصاب غذا است و زیر بیانیه‌های اعتصاب ما امضا می‌کرد، اما
بعدا می‌دیدیم که یواشکی غذا می‌خورد .”لینک کوتاه منبع: yon.ir/mzdr120
دانلود فایل اصلی
بهم گفت میشه منو یادت نره و فراموشم نکنی،؟گفت از اینکه فراموش بشم و از یاد آدم ها برم و منو یادشون نیاد میترسم.گفتم آره چرا نمیشه.گفت دروغ میگی،!!خندیدم و نتونستم جواب تو دل و ذهنمو بهش بگم با همون حالت خنده گفتم حافظه ی قوی ای دارم و تموم شد.ولی ماجرا این بود که ترس اون رو من ثانیه وار با حرکت عقربه ها و گردش خورشید تجربه کرده بودم.اما اون نمی‌دونست که من رنگ رژ لب همیشگی شو با اون قوس ابروهاشو حتی آشفتگی و موج ریز موهاشو توی تک تک سلول های خاک
چقدر دلگیره زندگی توی روزها و دنیایی که از رسیدن به عشقت نا امیدی میتونی  حس و حال فرهاد رو بعد از اینکه کوه رو کند و امیدوار به وصال  یهو خبر مرگ شيرين رو شنید و تیشه بر سر فرق سر زد رو  درک کرد.مثل شيرين فروخفته در آغوش کسیناله ی تیشه ی بی حاصل یک فرهادم
با یکی از فارغ‌التحصیلان تازه کنکور داده که قبلا توی اتوبوس هم‌مسیر بودیم صحبت می‌کردم. حرف زیاد زدیم، از همون بحث‌ـهای سابق منطقی، دینی، عقیدتی و بولشت! راستش عقایدش واسه‌ی من جالب نیست! دوست ندارم بهشون فکر کنم. دوست ندارم وقتی خدا رو انکار میکنه تاییدش کنم یا وقتی به مقدسات دینی توهین میکنه بهش نگم "خفه شو".
دیروز به یکی از بلاگرها هم گفتم "فقط آتئیست نشو!". نمیدونم! شاید فکر میکنم باید یه خدایی باشه که وقتی رسیدی به pitch black بری تکیه بدی به
پریشب، مرحوم پدر همسرم به خوابم آمده بود. جلو رفتم و محکم بغلش کردم. چند بار بوسیدمش و بعد گفتم: "دیگه نزدیکای آذر می آم پیشتون." از بوسه هایم خوشحال شده بود و می خندید. دختر عمه ی مرحومم هم چند قدم دورتر، چادر به سر، کناری ایستاده بود.
سالهاست تعبیری برای خوابهایم ندارم. شک ندارم همه شان از ذهن مشوش و کنجکاوم نشات می گیرند. از این رو همه شان را زود فراموش میکنم. اما حالا این یکی، به گمانم میخواهد تا آذر ماه دست از سرم برندارد. نه! دروغ گفتم. راستش
رائحه : گرم و شيريننوع ادکلن : ادو تویلتحجم : 100میل
عطر ادکلن پاکو رابان وان میلیون لاکی-Paco Rabanne 1 Million Lucky عطری است گرم و شيرين.این عطر در سال ۲۰۱۸ به بازار عطر و ادکلن عرضه شد.عطر ادکلن پاکو رابان وان میلیون لاکی-Paco Rabanne ۱ Million Lucky عطری است مردانه و شیک  و دلنشین که شروعی شيرين و میوه ای از آلو با همراهی رایحه دلپذیری از فندق دارد که حسی خوشمزه و دوست داشتنی در عطر ایجاد می کند. با گذر زمان رایحه فندق محو شده و عطر گرم تر و شيرين تر می شود و همزمان را
هنوزم بی اعتمادم. به همه بی اعتمادم. نمیتونم درداشون رو باور کنم، اتفاقات زندگیشونو باور کنم.
ولی سعی میکنم بهشون کمک کنم، توی کابوسام راهشون میدم و میذارم ذهنمو درگیر کنن. 
آخرشم به خودم میگم: نکنه میخواد جلب توجه کنه؟
میدونی ذهن من میخواد از اهمیت دادن فرار کنه. میگه که شاید دروغ باشه همه حرفاشون تا مجبور نباشه یه آدم دیگه رو هم تو اولویت هاش قرار بده اما در نهایت باز هم اون آدم وارد یه لیست بلند از آدما میشه؛ از آدمایی که حس میکنم بهشون کمک
علت بی‌ادب شدن کودک چیست؟
تو زندگی بعضی از پدرومادرها زمان‌هایی وجود دارد که از رفتار بد فرزند خود به ستوه می‌آیند و دائماً به این قضیه فکر می‌کنند که چرا کودکم خسیسه؟ چرا مدام در حال لجبازیه؟ چرا دروغ میگه؟ چرا به من و یا دیگران بی‌احترامی میکنه؟ چرا انقدر بددهن و بی‌ادبه؟  هر گاه چنین رفتارهایی از فرزندتان سرزد ، اولین سوالی که باید از خودتان بپرسید، این است، چه عاملی موجب این رفتارها شده؟
پاسخ این سوال خیلی سخت نیست کافی است مقاله ز
مطالبی را که عرض میکنم نه برای کسب سود است نه ی  صرفن تجربه های بنده از فعالیت های اینترنتی مثل باکس ها و درامد کلیکی است که همه شان دروغ و ی و وقت هدر کردن استو امیدوارم با این اطلاعاتم بتوانم گره از کسی باز کنم.برای کسب درآمد واقعی با سرمایه دو میلیونی(حداقل) سه راه پیشنهاد میشود:۱-سلرشو در دیجی کالا:شما به دو عدد پرینتر و تعدادی کالا برای عرضه نیاز دارید و آن ها را میتوانید در سایت دیجی کالا بفروشیدبرای اطلاعات بیشتر عبا
گمانم یک هفته‌ای بود که ستاره‌ی کسی روشن نشده بود. دیروز با خودم گفتم نکند که این حرف‌ها را برای خودم تایپ می‌کنم؟! نکند که کسی به این خانه سر نمی‌زند و مجبور شوم که درش را تخته کنم؟! دروغ چرا؛ دلسرد شده بودم. از تمام دنیا عصبانی بودم و حس کردم که بیهوده تایپ می‌کنم. غمگینم. از سکوت وبلاگ‌ها غمگینم. ما وبلاگی‌ها باید کاری کنیم که وبلاگ دوباره رونق بگیرد. چه کار؟ نمی‌دانم. هنوز نمی‌دانم. ولی اگر هنوز مرا می‌خوانید جمله‌ای برایم بنویسید که
2486 - امیرعباس فخرآور» ضدانقلاب فراری با
افشاگری درباره احمد باطبی»، او را یک ی» نامید و گفت: باطبی
که به‌عنوان نماد جنبش دانشجویی ایران معروف شد، در زمان حوادث 18تیر 78
حتی دیپلم هم نداشت و بعدا یک نفر به جای او امتحان داد و دیپلم گرفت. به
دروغ می‌گفت ماموران او را شکنجه کرده‌اند و سرش را درون توالت فرنگی
می‌کردند، در حالی که زندان اوین اصلا توالت فرنگی نداشت . حتی وقتی به
آمریکا رفت خودش را فرزند معرفی می‌کرد!”لین
بازگشت شيرين برده جنسی داعش به زادگاهش، یک زن ایزدی که بیش از دو سال در بند گروه تروریستی داعش بود اکنون به زادگاه خود شهر سنجار بازگشته است.
به گزارش چفچفک، شيرين که اکنون 25 سال دارد دو سال و هشت ماه به عنوان برده جنسی در دست گروه تروریستی داعش بود تا اینکه در جریان آزادسازی شهر موصل توسط نیروهای ارتش موفق به فرار شد.
پدر و مادر شيرين سال 2014 به دست عناصر تروریستی داعش کشته شدند قتل عامی که سازمان ملل از آن به عنوان نسل کشی ایزدی ها نام برده ا
گاهی آدم نمی‌داند باید به کسی که نیست وفادار بماند یا نه؛
اگر عهد‌های قدیم را بشکنی چه فرقی با او داری؟
اگر پای قول و قرار‌ها بمانی، اصلا می‌شود یک طرفه پای قول و قرار‌ها ماند؟
فکر می‌کنم از یک جایی به بعد ما به آدم ِ رفته وفادار نیستیم، بلکه به خودمان وفادار می‌مانیم؛
رو‌به‌رو شدن با این حقیقت که آن‌ حرف‌ها همه‌اش باد هوا بوده، که شاید بیشترشان دروغ بوده، کار هر کسی نیست.
از یک جایی به بعد ما اصلا نمی‌دانیم چرا و به چه کسی وفادار ماند
آدمیزاد باید در طول زندگی‌اش تا می‌تواند تجربه کند. آدم نباید به خودش گل بزند، بلکه باید بگذارد دیگران به او گل بزنند. این کار باعث افزایش عزت نفس می‌شود. من اگر مثل خیلی دخترهای دیگر از همان دوران راهنمایی دوستی با پسرها را تجربه کرده بودم، امروز زندگی‌ام طور دیگری می‌بود. اگر از همان سن پایین یاد می‌گرفتم که آدم‌ها چگونه دروغ می‌گویند و یاد می‌گرفتم که دروغگوها و ریاکاران چه شکلی هستند، آن وقت در 27 سالگی طور دیگری به آدم‌ها اعتماد می
تاریخ ادبیات ٣تست تو کنکور داره
✍️ عبدالحسین زرین کوب
با کاروان حله 
شعر بی دروغ شعر بی نقاب
پله پله تا ملاقات خدا
فرار از مدرسه 
سر نی
پیر گنجه در جستجوی ناکجا آباد
بحر در کوزه 
بامداد اسلام
ارزش میراث صوفیه
جستجو در تصوف
از کوچه رندان
از چیز های دیگر
نه شرقی ، نه غربی، انسانی

✍️ غلامحسین یوسفی
دیداری با اهل قلم 
برگ هایی در آغوش باد 
چشمه ی روشن
روان های روشن
کاغذ زر
تصحیح بوستان و گلستان سعدی
ترجمه (شیوه های نقد ادبی) از دیوید دیچرز
ترجم
استاندار بوشهر بر اتمام پروژه آب شيرين کن آب پخش در موعد مقرر تاکید کرد.به گزارش سفیر جنوب؛دکتر عبدالکریم گراوند صبح امروز در بازدید از پروژه در حال اجرای آب شيرين کن آب پخش اظهار داشت:با توجه به بروز مشکلات آب شرب در سطح شهرستان دشتستان،بر آن شدیم تا با احداث آب شيرين کن،تا حدودی مشکلات مردم در این حوزه را برطرف کنیم.
وی افزود:در همین راستا،پروژه آبشيرين کن آب پخش-سعدآباد را به عنوان ناحیه 1 دشتستان با ظرفیت 8500 متر مکعب تعریف کرده و انشالله
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها