نتایج جستجو برای عبارت :

میشه از راه برسی بمونیو دستامو بگیری تا آخرش

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی دستامو بگیر | کیفیت خوب و عالی
امشب ترانه میثم ابراهیمی بنام دستامو بگیر را از جاز موزیک دانلود کنید و گوش دهید
Exclusive Song: Meysam Ebrahimi | Dastamo Begir With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ میثم ابراهیمی دستامو بگیر
♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫
من عاشق تویی شدم
که سخت عاشق منیــــ
من دیر فهمیدم ولی،تو زود دِل نمیکنی
یا به تو میرسه دلم
یا مرگو لمس میکنه
فقط عشقه که آدمو،اینقدر نترســـ،میکنه
میخوام به چشمت بیام
با این همه دیو
واقعا این دنیا چیه؟
داشتم با خودم به أین فکر می کردم که آخرش که چی؟
دو تا کنکور دادیم و قبول شدیم، دو تا دوره دانشگاهی رو تموم کردیم.
سربازی رفتیم، الانم سرکار.
اما آخرش که چی؟
این استرس ها و نگرانی ها کی دست از سر ما برمیداره؟
چرا داریم دنیامون رو این طوری میسازیم؟
دستامو روی گوشام میزارم تا صداشون رو نشنوم ولی بطور ناخودآگاهی همه ی صداها واضح تر میشن و صداهای اضافی پنکه و یخچال متکه مکانیکی بیرون حذف میشن،صدای بحث کردنشون بلند ميشه واضح ميشه و میپیچه تو گوشم میپیچه توی مغزم می خوره به همه ی جمجمه ام.سرم گیج میره دنیا شروع میکنه به تپیدن انضباض و انبساط همه ی رنگا انقدر قاطی میشن تا همه جا رو پر میکنن همه جا داره تاریک و روشن ميشه-فضای ضربان دارِ سیاه و سفید-سرم سنگین ميشه انگار که خوبم میاد ، دلم میخا
این شب ها باید مقتل وبخونی وآروم آروم با عاشورا پیش بری صبر وادب طلب كنی تا به منتهای معرفت در این خونه برسي پا رو دلت بزاری وبگی صبر صبر تا این محبت عمیق تو دلت وسعتش روز به روز بیشتر بشهكمك كن از این لذتهای آنی چشم بپوشم. دستم بگیر وبچشان.تو دنیایی كه زندگی روز به روز رنگین تر ميشه ووسوسه لحظه به لحظه دامن گیر تر تو دستگیر دلم باش 
بسم الله
 
جمعه شده و یه آهنگ به احترام روزهایی که گرد و غبار روزگار داره کم کم محوشون میکنه.
 
https://soundcloud.com/fereydoun-farrokhzad/fereydon-farokhzad-ba-sedaye
 
با صدای رفتنت ستاره افتاد و مردترس تنهایی اومد همه فکرمو خوردآخه عادتم نبود بتونم تنها باشمطاقت آوردن من کار سختی شد واسممی‌دیدم با رفتنت چشم بارون صفتمواسه یک لحظه شده نمیذاره راحتمدیو تنهایی من عاشق گریه‌هامهدیدنت وقتی بیای کمکی به چشمامهسختی راهو نذار با ادامش واسه منکاری کن فاصله‌ها از میون ما بر
بسم الله
 
جمعه شده و یه آهنگ به احترام روزهایی که گرد و غبار روزگار داره کم کم محوشون میکنه.
 
https://soundcloud.com/fereydoun-farrokhzad/fereydon-farokhzad-ba-sedaye
 
با صدای رفتنت ستاره افتاد و مردترس تنهایی اومد همه فکرمو خوردآخه عادتم نبود بتونم تنها باشمطاقت آوردن من کار سختی شد واسممی‌دیدم با رفتنت چشم بارون صفتمواسه یک لحظه شده نمیذاره راحتمدیو تنهایی من عاشق گریه‌هامهدیدنت وقتی بیای کمکی به چشمامهسختی راهو نذار با ادامش واسه منکاری کن فاصله‌ها از میون ما بر
آخرش قشنگه… وقتیکه دست، ت میدیُ…♯♫♪این دلِ که تَنگه؛ اونو با دست، نشون میــدیُ…♯♫♪اون شبایِ بعدش… آخ!! اون شَبایِ بعدش…♯♫♪تنظیم قطعه: امیر بهادر دهقانمیـمیره توو دوری، این دلِ بی صاحب، تو غمُ…♯♫♪دیوونه نبودی!! من عاشقت نمیشدمُ…♯♫♪نکنی تو تَرکش!!! چجوری بگـم بهش؟!؟!…♯♫♪آخرش، یه من میمونم! یه تو! دِ قلب نداری که تو…♯♫♪مَنی که با عشق، میشونی به پات…♯♫♪داری وِل میکـنی، که جات!! آخه جات کیو بذارم من؟!؟!…♯♫♪نه!! دِ قلب ندار
یکی با حرف های یه نفر غریبه به بخش تاریک وجودش غلبه میکنه و ميشه یه آدم مفید،اون یکی با کتک های پدرش هم غلبه نمیکنه و آخرش ميشه جنایت کار.
یه ترم با شور و شوق میری سر کلاس چون معلمش کلی جذاب درس میده و بازی میکنین و یه ترم همه ش به ساعت نگاه میکنی که کی کلاس تموم ميشه چون معلم مثل مدرسه درس میده.
+فکرم خیلی مشغوله . خیلی !اونقدر که حس میکنم داره از سرم میزنه بیرون دستامو باید بیارم نزدیک سرم و این حجم از فکر و خیال و هل بدم برگرده تو سرم لبریز نشه . خدایا من اخه چطوری خودم سر و سامون بدم ؟! با کی میتونم م کنم . ای بابا 
ئادەمێک هاتە بەر چاوم برسيبرسي تر لە گورکێکی سەر چیاکان کە لەسەر تاتەبەردەکان دەیلوراندئادەمێکم دیت برسيبرسي تر لە سەگەکان کە سەریان دەکەنە نێۆ زبلەکانئادەمێکم دیت برسيبرسي تر لە پشیلەکان کە لە برسان بۆن دەکەنە ماڵەکانخۆیان وەبەر پەلاماری مرۆڤەکان دەدەنبۆ پتە گۆشتێکی بۆگەن بۆ چەرم و چەقاڵتەیەکبۆ زگی برسيباوکێک بۆ کورەکاڵەکەیپارەی نەبو بۆ جلی قوتابخانەوەک نەچیرەوانێک خەفتا لە بەر دەرگای یاریگایەکجلی نۆی مناڵێک نیشان کرادو بەرد
خدایا نمخوام ازت که دودستی چیزی که میخوام رو بهم بدی 
ازت میخوام دستامو بگيري و وبه قدم بهم کمک کنی این راه روبرم و به مقصد برسم.
خدایا ،کمکم کن تا لیاقت چیزی که میخوام رو خودم بدست بیارم 
خدایا دوست دارم بهت نزدیک شمنزدیک ترخیلی نزدیک.
+ به قول آلا ، خداوندا بگیر از من هر آنچه که میگیرد تورا از من.
+ به وقت چشم های خسته و کوفتگی لذت بخش.مدت ها بود این لذت رو تجربه نکرده بودم. ششمین روز شروع هم  تموم شد و من دارم با ارامش سر به بالین میذارم.
+
عادت خیلی مزخرفه، مثلا روزی سه بار ناخواسته گردنمو بین انگشتام‌ له می کنم و می گیرم، شب ها دستامو می برم سمت سرم کش مو رو باز کنم‌‌ یا دستم میره سمت شماره ات بهت زنگ بزنم، یهو یادم میاد، گردنبند و دادم مامان، موهامو از ته زدم و تو هم مُردی.
پ.ن: و نمی نویسم تا یادم بره
سکه ی پونصد تومنی رو از پسرک چهارساله گرفتم و گفتم میخوام  براش یه شعبده بازی انجام بدم. گذاشتمش بین دو تا دستم و درحالیکه بهم چشم دوخته بود دستام رو ت دادم. بعد ازش خواستم دستامو باز کنه. باز کرد. سکه همونجا بود. نگام کرد. گفتم بلدی اینکارو کنی؟ گفت نه!
به بعضی آهنگا که می رسم، می شمرم این آهنگو در طول سال ها به افتخار چند نفر گوش دادم! 
بعد لبخندی می زنم به عمق تاریخ! یا سری ت می دم با سیم های متصل به ته قلبم! و در نهایت یه آه می کشم با کل هیکلم
 
× دستامو گم نکن 
تنها رفتن ساده نیست 
مثل من هیچ کسی تو هراس جاده نیست 
 
+ تایم تایمِ تنهاییه گویا
حالم خوب است، نه از اون حال خوبایی که از ته دل بخندم، کلی بدوم، بالا و پایین بپرم یا دستامو هوا کنم نه از اینا نه.
از اون حال خوبایی که دیگه به یه خط ثابت میرسی 
پاره پاره های قلبت رو به دست میگیری، گریه میکنی، بیصدا تو خلوتتتنهایی 
یهو یاد مرگ می افتم یاد لحظه ای که دیگه نیستم و هیچ کدوم از اینا اهمیت نداره 
آروم میگیرم، آخر که چی یه روزی یه جایی مرگ هم به سراغ من میاد و خط ثابت زندگی من ابدی ميشه.
 
پ ن: به خودم قول ساختن دادم ساختن دل ، زندگی
دانلود آهنگ جدید علیرضا طلیسچی آخرش قشنگه (با کیفیت اورجینال)
Download New Music Alireza Talischi Akharesh Ghashange
به همراه متن آهنگ و تیزر تصویری آهنگ
 
 
متن آهنگ
آخرش قشنگه وقتی که دست ت میدی و این دل که تنگه اونو با دست نشون میدی و اون شبای بعدش اون شبای بعدش آخرش یا من میمونم یا تو یه قلب نداری که تو من که با عشق میشونی به پات دارم حال میکنم باهات بگو جات کی رو بزارم من که قلب نداری که تو .دانلود سریال کره ای
من هیچوقت کسی رو پیدا نمیکنم که آهنگای مورد علاقمو بلند بلند باهاش بخونم. 
هیچوقت کسی رو پیدا نمیکنم که نصفه شب ببرتم بیرون تا ستاره ها رو باهم ببینیم. 
هیچوقت کسی رو پیدا نمیکنم که وقتی ناراحت شم بخواد پیشم بمونه. 
هیچوقت کسی رو پیدا نمیکنم که به حرفای چرت و پرتم گوش بده
کسی رو پیدا نمیکنم که فکر کنه فوق العادم و از دیدنم قلبش به تپش بیفته.
کسی رو پیدا نمیکنم که منو ببره جاهایی که خودش دوست نداره تا فقط لبخندمو ببینه. 
میدونم که آخرش عا
من هیچوقت کسی رو پیدا نمیکنم که آهنگای مورد علاقمو بلند بلند باهاش بخونم. 
هیچوقت کسی رو پیدا نمیکنم که نصفه شب ببرتم بیرون تا ستاره ها رو باهم ببینیم. 
هیچوقت کسی رو پیدا نمیکنم که وقتی ناراحت شم بخواد پیشم بمونه. 
هیچوقت کسی رو پیدا نمیکنم که به حرفای چرت و پرتم گوش بده
کسی رو پیدا نمیکنم که فکر کنه فوق العادم و از دیدنم قلبش به تپش بیفته.
کسی رو پیدا نمیکنم که منو ببره جاهایی که خودش دوست نداره تا فقط لبخندمو ببینه. 
میدونم که آخرش عا
جایی بزرگ شدم که هميشه سخت گیری بود هميشه اذیت بود ولی حالا ادعا میکنند که من از همه آسایش تر بودم ! کجـای این زندگی آسایش بـوده خدا دانـد !من خوب مطلق نبودم ولی خانوادمم خوب نبودن من هميشه شاهد دعوا و بحث بـودم یه روزایی سخت تلاش میـکردم تا از این مکافات فـرار کنم ولی وقتی وارد دبیرستان شدم افت پیدا کردم چون دیگه دغدغه هام خیلی بزرگ بود و غیرقابل حل ! من هميشه گفتم تا موقعی که نتونستم مطلقا خودم باشم نمیتونم برگردم به اون دختر درس خون نمیتونم
استوری هاشُچك میكنم حالم بد ميشه بدم میاد هی بیش از پیش بهم ثابت ميشه كه عاشق بوده شكستِ عشقی خورده دِ خب لعنتی یه نگاه به منم بنداز منم ادمم احساس دارم دوستت دارم چرا منُ نمیبینی؟ چرا منُ میبینیُ به رویِ خودت نمیاری؟ میدونی قدرتت در برابرِ قلبِ من در حدیه كه اگه بهم شماره ندی شكستِ عشقی محسوب ميشه؟
استوری هاشُ چك میكنم حالم بد ميشه بدم میاد هی بیش از پیش بهم ثابت ميشه كه عاشق بوده شكستِ عشقی خورده دِ خب لعنتی یه نگاه به منم بنداز منم ادمم احساس دارم دوستت دارم چرا منُ نمیبینی؟ چرا منُ میبینیُ به رویِ خودت نمیاری؟ میدونی قدرتت در برابرِ قلبِ من در حدیه كه اگه بهم شماره ندی شكستِ عشقی محسوب ميشه؟

من غلام نوکراتم
عاشق کربلاتم
تا آخرش باهاتم
تو همونی که میخوامی 
دلیل گریه هامی
تا آخرش باهامی
عشق ، یعنی به تو رسیدن
یعنی نفس کشیدن
تو خاک سرزمینت
عشق ، یعنی تموم سال و
هميشه بی قرارم
برای اربعینت
آقای من
زندگیم و دستت دادم
تو این مسیر افتادم
ای عشق مادرزادمحسین
یااااد گرفتم متاسفانه یاد گرفتم که نخندم حتی بعد اینکه فاز گرفتم بایک جک سریع دستامو گاز گرفتم. فهمیدم خوب بودن بازتاب نداره. وجدان تا آخر این داستان سرابه. خب ولش کن مسلمه هر کنشی واکنشی داشت رود بودم.سد شدم روز بودم.شب شدم خوب بودم.بد شدمسرگرمی ، مقالات مفید و معرفی بهترینها
قشنگ وقتی هزار تا کار اساسی داری که باید انجامشون بدی ذهنت میگرده ببینه یه کار غیرضروری و کاملا بی اهمیت پیدا میکنه تا عین خوره بندازه تو جونت و نذاره به اصل کاری هات برسي!
مثلا الان گیر داده که من موهامو کوتاه کنم 
خب من میترسم عین چی به غلط کردن بیفتم سر کوتاه کردن 10 سانت مو! 
امروزم سردرد کامل منو از کار و زندگی انداخت و آخرش به حالت تهوع افتادم و میتونم بگم از ظهر فقط یا نالیدم یا خوابیدم یا قرص خوردم الانم یکم بهترم که گیر دادم به موهام!
فقط بغلم کن مثل اون روز،بدون هیچ حرفی،میخام تو این جهنم زنده بمونم،میخام ادامه بدم،مهم نیست که دیده نشدم مهم نیست که پذیرفته نشدم،مهم نیست که تحقیر شدم،ولی مهمه که تو الان کنارمی، لطفا دستامو محکم تربگیر،توی این جهنم جلوی همه محکم بغلم بکن.:)
حال این روزهام من رو یاد وقتى میندازه تو سن تعیین كننده ى زندگیم بودمو و مات و مبهوت مونده بودم از بى پشتوانگى و كوتاهى دستم چه روزهاى افسردگى سختى بود چجورى اون افسردگى رو پشت سر گذاشتم؟!.مگه ميشه؟! مگه ميشه یكم این زندگى براى ما نچرخه؟! خدایا مى خوام زندگى كنم . مى خوام زندگى كنم.همه انرژى ام پاى حسرت هام داره تلف ميشه متنفرم از این شرایط . متنففففففر! بخدا این زندگى نیست خدایا حالا میگم سخت ترش رو نذار تو دامنم لطفا! كمى كوتاه بیا! 
 
نگاهت مُثلثِ بِرمُوداست. آدم را به ناکجا آباد میبرد.!  نزدیک ایام محرم که میشد دیگه دل تو دلش نبود جواد بود و پیراهن مشکی که کل ایام ماه محرم و صفر تنش بود خیلی مقید بود هر شب حتما در هیئت حضور داشته باشه اکثر وقتها هم تو آشپزخانہ مسجد بود و مشغول آماده کردن شام هیئت. جواد ثابت کرد بچه هیئتی آخرش شهید ميشه. شهید جواد محمدی
@zakhmiyan_eshgh
همون دم صبحیه 
که همون موزیک تلخه کفشامو پام کرد و منو فرستاد تو محوطه همون ساعتی که رو اون تاب یخ زده خدا هم کنارم نشسته بود همون شبی که سرت رو بالش بود من هزار بار از آیندت رد شدم، هزار تا آرزوی خوشبختیت همون جا با همون چشمای بسته دستامو باز کردم و چرخیدم با همون پالتو بلنده، بوی عطرت از زمستون پارسال هنوز روشه :) و هزار بار این چشم ها بارید. اون شب که دیگه صبح نشد بیا بگو نترس، یه بارم نگفتی من کنارتم ولی مـ ن که کنارتم :) داره سیصدوش
از اول صبحه نشستم به نصب یک برنامه و حالا دیگه داشتم یواش یواش بی خیالش میشدم که به عنوان آخرین تیر، یک فیلم آموزشی دیگر هم دیدم. از ابتدا تا انتهای کار را مو به مو می گفت. همان هایی بودند که خودم هزار بار انجام داده بودم رفت و رفت تا فقط آخر فیلم نشان داد که باید دوباره برنامه را اجرا کرد. می دانید فقط همین بود. معلم کنکور فیزیکم که حتی نکات ریز سر جلسه را از او یادداشت می کردم هم میگفت درصد بالایی از تست هایی که اشتباه میزنن دقیقا مربوط به 10 د
یکه بود و بی‌حریف، این شد که لشگر باب شدلشگری را کشت، جنگ نابرابر باب شدتیغ بر کف با نقابی از دل لشگر گذشتدر عرب، تشبیه ابروها به خنجر باب شدهیبتش را چون مؤذن داخل محراب دیدابتدای هر اذان "الله اکبر" باب شدشیعیان توحیدشان را در ولایت یافتنددر نماز این شد که بعد از حمد، کوثر باب شداصلا از وقتی که فهمیدیم کوثر با علی‌ستختم قرآن بین ما از جزء آخر باب شدگفت پیغمبر "انا علمٌ علیٌ بابها"در مدینه ناگهان سوزاندن در باب شد!هر چه را شد باب کردند، آخرش
یه پسر جوون و پدر تقریبا پیری یه خوونه قدیمی دارن، اینا میوه میفروشن جلو خونشون، فروششونم بد نیست امشب با مرده حرف میزدم ملکت چقد میارزه، میگه متری ۵۰ تومنم بخوان نمیدمش! آخرش گفت دو تومن میخواستنش ولی ندادم، منم دیگه چیزی نگفتم اما واقعا اینا دیگه کین ؟؟؟خونه کلنگی و داغون، خودت و پسرت تا صب بیدار باشی که میوه هاتو نزنه (۲۴ ساعته بازه) آخرش که چی؟ این واقعا زندگیه؟دو تومن بگیر، با ۱۴۰۰ یه آپارتمان خووب بخر، ۱۰۰ تومن بده یه ماشین بنداز
دارم تمام سعی‌م رو میکنم که حتی اسمش رو هم سرچ نکنم و افسار افکار و احساسات‌م رو ندم دستش. به هرحال هميشه باید برای بدترین چیزها آماده بود.انتظارِ کشنده‌ای‌یه رو دارم تجربه میکنم.میدونم آخرش هم چیزی ميشه که تو میخوای اما کمکم کن. خیلی.
ميشه خودموپیداكنم؟برای خودم زندگی كنم؟قلبموازسنگ هایی كه انداختن توش خالی كنمخودموغرق كنم توابی كه پاكم كنه ازاشتباهاتم.اشكام تموم شه.دلم تنگ چیزی بشه كه ارزششوداره.ارزش داشتن مهمه .هیچوقت نزاریدكسی یاكسانی باعث بشن ارزشتون كم بشه.ميشه انقدفراموشی بگیرم كه رنگ جیغ بپوشم عطربزنم لاكاموبادخترم ست كنم تمام حیاطوباهاش بدوم ازته دل بخندم اسمونونگاه كنم ودخترموبغل كنم بالاسرم بلندبگم فقط تو تواسمون زندگی منی خندشوببوسم بغلش كنم بوش كن
دارم یه رمان مینویسم بر اساس واقعیت اما آخرش رو خودمم نمیدونم چون واقعیه دروغ نیست شاید خودم رو مدیون به دختر رمانم میدونم دختری که به خاطر من فداکاری کرد دختری که نمیدونم شاید یه روز تمومش کردم اما آخرش رو چیکار کنم تصمیم گرفتم دو جلدش کنم جلد اولش تا الان و جلد دوم وقتی بدونم همه چیز به خوبی و خوشی تموم شد رمانی با موضوع اجتماعی ازدواج اجباری با کسی همسن باباش وقتی برام تعریف میکنه گاهی میخندم گاهی هم بغض میکنم و اون گریه ولی من که تمومش می
یکی هست. که دیوونشم. که عاشقشم. که میخوامش. ولی 
یک طرفس. منو نمیخواد.بهم اعتماد نداره. دوسم نداره. نمیخواد دیگه منو ببینه.میلی نداره به دوباره در آغوش کشیدنم دلم تنگشه اما حسین بیخیال منه. تو ریشهر که بودیم منو محکم بغل کرده بود. کتشو داد ب من تا سردم نشه.خودش کتشو تنم کرد.خیره شده بود بهم و اهنگ بریم دریا امیرعباس گلاب رو پخش کرد برام. تو راه برگشت که تو شهر میچرخیدیم دستامو محکم گرفته بود تا گرمم شه. یه لحظه هم دستامو ول نکرد. دوبار گازم.گر
گاهی باید به بعضیا یادآوری کرد:
 
"من.تو!نیستم."
 
 
 
 
مخصوصن اونایی که هی میگن:من فلان کارو کردم.من فلان جا رفتم.من اینجوریم .من اونجوریم.
بعدم آخرش میگن:شما نکردین؟.شما نرفتین؟.شما اینجوری نیستین؟.شما اونجوری نیستین؟.آخی!(اون آخی آخرش خیلی حرص در میاره!)
 
ای پرنده مهاجرسفرت سلامت امابه کجامیری عزیزم قفسه تموم دنیا
روی شاخه های دوری چه خوشی داره صبوریوقتی خورشیدی نباشه تا هميشه سوت و کوری
میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوتتا بخوای بر گردی خونه گم میشی تو باغ غربت
واسه ما فرقی نداره هر جا باشیم شب نشینیمدلخوشیم به این که شاید سحرو یه روز ببینیم
آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبهتازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبهآخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبهتازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه
میگذره رو
دور هم نشستیم و داریم از قدیم حرف می‌زنیم، از بچگی‌مون. می‌گم من به‌شکل عجیبی برای بزرگ شدن عجله داشتم، برای مدرسه رفتن، برای هجده‌سالگی به بعد و جالب اینه که الآن هم اصلاً دلم نمی‌خواد به گذشته برگردم و هنوز هم برای آینده یه‌کَمَکی شوق‌وذوق دارم؛ تنها دلتنگی‌ام برای عزیزانی هستش که از دست‌شون دادم.
ناشناخته‌ها به‌خاطر ناشناخته بودن‌شون جذابن و به‌نظرم همینه که من رو به آینده علاقه‌مند می‌کنه. خب مطمئناً زندگی من طوری نیست که هر
بازهم لیگ برتر شروع شد و حرص و جوش خوردن ماهم دنبالش. 
به خدا نمیدونم چیکار کنم چی بگم ازی طرف اولین بازی استقلال بود ولی از طرف دیگه همین بازی اول هست که میبازیم و آخرش کارمون با یک دو امتیاز ضایع ميشه.
خلاصه، داستان این فصل استقلال خدا کنه حکایت این چنداسال نباشه و انشالله این آخرین باخت فصلمون باشه
بذا نگات کنم. بذا نگات کنم که یادم بمونه که هرچیَم بشه، من دارمت. که شاید مثل الآن نداشته باشمت، شاید نتونم دستامو دور گرنت حلقه کنمو زل بزنم تو چشمات ولی دارمت. یه جایی وسطِ وسطِ قلبم دارمت. یه جایی که فقط مال تو عه. [به من گفتی پای بیدِ کهن، تا هميشه من با تو خواهد بود؛نشستم من پایِ بیدِ کهن، بی تو زیر این آسمانِ کبود.به من گفتی همچو عشقِ ما، کِی شود پیدا در همه عالم؟کنون بی تو مانده‌ام تنها، سوزم و سوزم در آتشِ این غم.]
+ خلاقیتمو ول کرده بودم و براش داستان میبافتم
_درد در من باعث ميشه فلاش بک بزنم : ) _
تک تک مزخرفاتمو باور میکرد
من سالها جز راست نگفته بودم و گوش او عادت به شک کردن نداشت
آخرش.آخرش گفت باور نمیکنم تو به کسی گفته باشی تو چه حالی هستی
گفت تو میمیری ولی صورتتو کنترل میکنی
.
عادتم شده
مردم اما لبخند مسخره م سر جاش موند : )
 
 
 
+ به خودم گفتم نکنه مرده باشه!؟ باید چک کنم!
و خوابیدم
چی مهمه!؟ لیترالی هیچی
فرشید میگه نگرانتم ک هیچی به هیچ جات نیس
وقتی او
تابستون پارسال بود، رفتم تعیین سطح زبان.
آنقدر دانشجوها رنگ و وارنگ و باز بودن که سر درد گرفته بودم.
گفتم پامو توی این موسسه نمی ذارم حتی اگه فقط همین یه دونه باشه.
گذشت و گذشت تا حدودای دی ماه.
بعد اون واقعه تلخ، برای تغییر روحیه و تجربه یک فضای جدید، دل رو زدم به دریا و ترم اول رو ثبت نام کردم.
و امروز ترم سه تموم شد.
فقط مونده دو ترم دیگه. 
البته برنامه های من فعلا استپ شده و احتمالا چند مدت دیگه برم برای ترم های بعد.
ولی امشب فهمیدم من اون آدم ق
دخالت 
اصلا قشنگ‌نیس نه تو زندگی بقیه بلکه میبینی چیزی برای دیگری خطر داره یا حقش داره پایمال ميشه عصبی میشی و سر همین عصبانیت تو چیزی که بهت مربوط نیس دخالت میکنی حالا میخواد دوستت باشه یا اعضای خانوادت
این خصلت بده منه اذیت ببینم یا یکی که به دیگری زور میگه آتیش میگیرم و ميشه عصبانیت آنی و بعدش دخالت
خیلی جاها پشیمون شدم چون فرد مظلوم آخرش برگشته سمت ظالمش به هر حال انگار تلاشم برای زود از کوره در نرفتن و بی اهمیت شدن به اتفاقات کم بوده 
ب
 
یه وقت هایی آدم به خودش دلداری میده که همه مشکلات دیر یا زود یه روزی تموم میشن. بعد میبینه هميشه یه مشکلی یا مسئله ای هست برای دغدغه فکریش! 
یه وقت هایی عصبانی ميشه از تموم نشدن این بدبختی ها! با خدا، با دنیا، با خودش حتی دعوا میکنه و قهر میکنه!
یه وقت هایی دوباره دلش نرم ميشه، راه میفته به همون امیدی که از اول داشت، که تموم بشن این چیزا!! 
یه وقتایی حتی تکیه میکنه به بعضی چیزا و آدما و لذت همنوع دوستی و محبت رو حس میکنه!! 
یه وقتای زیر شونه اش و
بلاگری ها چندتا کربلایی 98 تو بلاگ داریم
منظورم اینه که تو همین محرم و صفر رفتن کربلا، اون ها را به من معرفی
کنید تا باهاتون بریم بهشون سر بزنیم و زیارت قبولی بگیم‌.
در کل، این کربلایی شدن افتخاره ولی نصیب من هنوز نشده ولی ميشه آخرش.
عاشق کتاب رمانم. مخصوصا اگه هیجان انگیز باشه. 
کلا وقتی رمان میخونم دیگه سرجام نیستم. توی داستان سیر میکنم و خودمو جای یکی از شخصیت ها میذارم.
بعضی ها میگن وقتی رمان میخونیم، اگه قشنگ باشه تا تموم نشه زمین نمی ذاریم.
ولی من اینجوری نیستم. اتفاقا من وقتی به جاهای حساسش میرسم کتاب رو میبندم و میذارم کنار.درست مثل سریال های تلویزیون که جاهای هیجان انگیزش که میرسه سریال تموم ميشه.
اجازه میدم قلبم تاپ تاپ بزنه از هیجان. میرم دنبال کارام. اینجوری با
عرض کنم حضور با سعادت شما، هاشم خان دماوندی ِ چارشونه و لوطی که ذکر خیر شخصیتش در سریال زیبا و با اصالت "شهرزاد" را قبلا هم اینجاگفته  ام وقتی معشوق قدیمی اش "قرص قمر "را از دست داد و در سکوت و پنهانی عزادارش بود به شهرزاد گفت: "عروس! عشق مثل جنگ می مونه ، اولش آسونه ، آخرش سخت ِ و فراموش کردنش محال ".  خواستم بنویسم که مسئله ی  دست و پنجه نرم کردن با محالات در واقع همخوابگی با مرگ است . آدمیزاد آبستن رنج می شود از آن و تا فارغ نشود از این بار ، در می
چطور موخوره سر خود را درمان كنیم
كمتر خانومی پیدا ميشه كه موهای بلند داشته باشه و موخوره رو تجربه نكرده باشه. موخوره به یك یا چند شاخه شدن انتهای موها گفته ميشه كه اگه بهش رسیدگی نشه پیشرفت میكنه و نه تنها باعث ضعیف شدن موها ميشه بلكه باعث كوتاه و بلندی انتهای مو و ایجاد ظاهری ناخوشایند در موها ميشه.
 
به همین دلیل در این مطلب در مورد موخوره و انواع روش های پیشگیری از اون و مراقبت از موها صحبت میكنیم و نكاتی رو برای درمان موخوره و خلاصی از او
خدایا ميشه دلِ منو شفا بدی؟
حسرتامو بگيري
من ادم خوبی بشم
اونجوری که خودت خوشت بیاد کیف کنی
 
ميشه بهم آرزوهای تازه بدی؟
ميشه کمک کنی من چیزی دلم بخواد؟
ميشه بهم کمک کنی با فکر کردن به گذشته رو اعصاب خودم راه نرم؟
ميشه چراغ آینده رو جوری برام روشن کنی که اصا چیز دیگه چشممو نگیره؟
 
ميشه من دوست داشتن یاد بگیرم؟
باور کردن. اعتماد کردن. اینا دیگه برام غریبه شدن!
منو سیراب کن
الان فقط سرابه!
 
ميشه منو به خودت برسونی؟
اونجا که فقط خودت باشی:)
 
 
آخرش به این نتیجه رسیدم که
ی روز خدا داشت سفالگری میکرده 
ی مرد برا خودش درست میکنه چون خودش مرده
کاردستی شو که میبینه خیلی حال میکنه.
اما میبینه مرد تنهاس
حوصلش سر رفته
بش میگه صب کن صب کن 
ی کم گل ته کاسه مونده
الان برات ی اسباب بازی میسازم
و اینطور ميشه که زن رو درست میکنه
تا مرد باش بازی کنه و به آرامش برسه
همین
والااااااا
گفت : اگه یه ماشین زمان داشتیباهاش میرفتی گذشته یا آینده ؟دستامو دور لیوان چایسفت حلقه کرده بودم، نگاش کردم،گفتم : هیچکدومگفت : د بگو دیگه؟ یکیشو انتخاب کن!گفتم : اگه ماشین زمان داشتم ،نه میرفتم گذشته نه میرفتم آینده.گفت : پس چیکار میکردی دیوونه ؟گفتم : زمان رو همینجا متوقف میکردم وُتا ابد به بهونه ی سرد شدن این فنجون چایهمینجا پیش تو میموندم .[ بابک زمانی ]
دختره اسم پروفایلش جوجو بود!دو ساعت باهاش فک زدم.آخرش ازش پرسیدم چن سالته؟میگه ۴۹ سالمه! ‌ ‌خب لامصب جوجو چیه؟!تو الان یه شتـرمرغ بالغـی :)))))))))))))))))))) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
مسیر من و تو دوتا خط متقاطع بود که وسطش یه گره کور داشت به بزرگی پنج سال. اما کم کم شد دوتا خط موازی نزدیک به هم، انقدر نزدیک که میتونستیم دستای همو بگيريم اما تو مسیر هم نبودیم دیگه، دستامو دراز کردمو دستاتو گرفتم زمین خوردی باهات زمین خوردم، دویدی باهات دویدم، خندیدی انقدر خندیدم که گوش شیطون کر شه ولی یهو نمیدونم چی شد؟ زمین دهن وا کردو فاصله گرفتن خطامون،دوره دور شدیم عزیزم، داد زدیم تا صدای همو بشنویم ولی به جاش ناراحت شدیم از هم، قلبا
دانلود مداحی حسین سیب سرخی به نام کریم اهل بیت به نام حسن
شب پنجم محرم ۹۸هیأت روضة العباس (ع)نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیبه نام کریم اهل بیت به نام حسنبه خاتم کربلا منم عقیق یمنفدایی فرزند حیدر شجاعتم مانند حیدرکه من نسب از شیر جمل دارمبرای عشق هستم را دادمبه پای عشق دستم را دادمغیورمو شاگرد علمدارممنم عبدالله هنوز یاری هستعلم افتاده علمداری هستحسن ای جانم حسن ای جانممتن مداحی به نام کریم اهل بیت به نام حسن حسین سی
از همه چیت میزنی، از همه اصولت میگذری خودتو تا حد اون میاری پایین بعد بهت میگه من درحد تو نیستم بودن با تو اعتماد به نفسمو کم میکنه و بهت نمیرسم پس میرم چون اگه باشم حالم بده! قشنگه نه؟همه دلخوشیت بین حال بدش اینه که براش با همه فرق داری بعد میاد مستقیم بهت میگه بعد از اینهمه سال شدی یکی مثل بقیه! همه دلخوشیتو میگیره اون کور سوی امیدتو نابود میکنه و همه چی اوار ميشه رو سرت.میره تنهات میذاره و هروقت دلش تنگ ميشه میاد پیام میده صدات میکنه و ناله
افتتاح شد :دی به افتخار این که قراره برم دانشگاه یه موضوع جدید بازکردم به اسم روزهای قبل از دانشگاه. خب این برام کلی دلگرم کننده است که رو به جلو پیش میرم و کار میکنمو هدف دارم. هرچند اون روزهای دوره دانشجوییم دو سال آخرش بهترین بود برام و روزهای بعد از دانشگاه هم لازم تا بتونم خودمو بشناسم. امیدوارم دیگه سال دیگه دانشجو بشم. آخ خدا یعنی ميشه؟
چرا باید موقعی که دارم خوب نگاه به عمل میکنم دکتره بهم بگه شما دانشجوی پزشکی هستین؟:|
که تا آخرش حالم خراب باشه .؟ 
اسم پزشکی رو چرا میاری
آخر روز جالبه گفتم خدا کنه سوار یه اتوبوس بشم که  یه جای دور بره و فقط دور باشه!
 دقیقا همون اتوبوس که سوار شدم  مسیرش با مسیر من 40 کیلومتر  و فکر کنم بیشتر فاصله داشت که آخرش مجبور شدم بگم آقا منو پیدا کن :/
مریض به همکارمون میگه این بچه کیه ؟  همکارمون میگه این دانشجو هست خانم میگه عهه من فکر کردم بچه یکی
این فیلم ها رو میتونید خانوادگی ببینید؛ حتما یک بار هم که شده امتحان کنید
فیلم سینمایی ماجرای نیمروز 1
انیمیشن فهرست مقدس(بهترینه پیشنهاد خودم اینه که حتما ببینید)
فیلم سینمایی تنگه ابوقریب
فیلم سینمایی بادیگارد
فیلم_انیمیشن مبارک(آخرش رو دوست نداشتم)
فیلم سینمایی پارادایس
 
شما هم پیشنهاد بدید فیلم هاتون رو ممنون میشم؛این لیست به روز ميشه ان شاء الله
♫♫
کاش راه دوری بین ما بود….
کاش سرنوشت ما جدا بود…
از تو فکر من رها بود…
گر ندیده بودمت ای یار!
عــــشــــــق دیدی خانه ات خراب است!
عــــشــــــق هر چه گفته ای سراب است!
این چه حق انتخاب است….
دگر ندارم خبر از دلدار…
دل توبه کردی و شکستی 
 دل با چه رویی عاشق هستیتو امید هر که بستی 
 رفت و آخرش شدی تنها…من یک غم ادامه دارم
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  onemovies  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
 من بغض آخرین قرارمکه هنوز در انتظارم 
 برسي به داد این شب ها…تو هما
ماه رمضان 1398 یه 8 روز ميشه شروع ميشه و من كه روزه نمیگیرم و مصیبت دارم كه سیگار كجا بكشم و نهار رو چه كنمروزه دارها راحت ترن نسبت به كسایی كه روزه نمیگیرن.دیروز ساعت 17 تا 18 ماشین روزه دارمون بهراد رو یدن.پراید دست بهراد همون قرقی خودمه ،مدل 1380.از صبح امروز درگیر دادسرا و كلانتری بودم ماشین رو بردن و كاری نمیتونیم بكنیماینم شانسمون.توكل به خدا. 
این پست واسه اون سایه های وبلاگمه که لایک میکنن نه نظر میدند اخه وا مونده نظر دادنش ایمیل نمی خواد راحت میتونی نظرت رو بگی.هرگونه انتقاد پذیرفته می‌شودنقطه هم بزاری راضی ام
اگر اومدی و نظر ندادی و من ندیدم الهی تو بمیری من نمیرمسر قبرت بیام پارتی بگیرمالهی سرخک و اوریون بگيريتب مالت و بلای جون بگيري.االهی از سرت تا پات فلج شهکمرت بشکنه,دستت کبودشهالهی حسبه و MS بگيريسره راه بیمارستان بمیریالهی خیر نبینیالهی کور بشی چشمت نبینهبمیر
این پست واسه اون سایه های وبلاگمه که لایک میکنن نه نظر میدند اخه وا مونده نظر دادنش ایمیل نمی خواد راحت میتونی نظرت رو بگی.هرگونه انتقاد پذیرفته می‌شودنقطه هم بزاری راضی ام
اگر اومدی و نظر ندادی و من ندیدم الهی تو بمیری من نمیرمسر قبرت بیام پارتی بگیرمالهی سرخک و اوریون بگيريتب مالت و بلای جون بگيري.االهی از سرت تا پات فلج شهکمرت بشکنه,دستت کبودشهالهی حسبه و MS بگيريسره راه بیمارستان بمیریالهی خیر نبینیالهی کور بشی چشمت نبینهبمیر
php زبانیه که خیلی راحت نصب ميشه خیلی راحت هم ميشه یادش گرفت امروز خواستم یه رویه برای برنامه نویس وب شدن با php بنویسم که بدونید چ مسیری رو برید براتون بهتره؛

اول از همه چون php فقط روی یه سرور کار میکنه یه شبیه ساز سرور نصب می کنید مثل xampp
دوم از همه سینتکس php رو باید بدونید در یک جمله بگم php کدیه که بین این علامت روبرو قرار می گیره <? php?>
سوم از همه اینه که مفاهیم اولیه اش مثل متغیر و دستورات شرطی و حلفه رو یاد بگيريد.
چهارم از همه کار با دیتابیس ر
اینکه امروز یه قرار بسیار حیاتی دارم دودلی و ناراحتی رو دوبرابر به جونم انداخته ، نه آدم بدیه نه انسان خدانشناس ولی من با اون سرگذشتی که از سرم گذشته چجور تو چشماش نگاه کنم سخته خیلی ام سخته !!
خیلی سخته آدم از یجایی به بعد بخواد با خودش بجنگه طرف حساب جنگش خودش باشه ولی به این فکر میکنم اگه نجنگم یه روز از اینکه خودم رو توی آیینه ام نگاه کنم درد میکشم چه برسه که جلوی چندین نفر آدمم خورد میشم فقط از خدا میخوام خودش کمکم کنه و امروز یه راه حل خوب
امروز همش دلم‌ می خواد بنویسمالبته کلی هم با خانواده صحبت کردمبلکه راضی شن  که روانشناسی بخونمفک کنم در یک سال اخیر جمعن اینقد حرررررف نزده بودمآخرش داداشم‌ گفت وااااااای تو چته امروز چرا اینقد حرف میزنی سرمون رفففففت.
از ساعت پنج اینطورا بیدار شدمو میخوام شروع کنم. از شانسم فعلا خوابم نمیادو خسته نیستم. این روزا سعی میکنم زود بیدار شم که بتونم زیاد کار کنم تا عقب نمونم کار زیاده و زمان کم. دیروز با این که کلی از برنامم رو انجام دادم فقط کتاب چندین صفحه اش آخرش موند با این حال کم نمیارمو امروز تمومش میکنم و سهم امروزمم میخونم. نباید کند پیش برم. همش میترسم نرسم آخرش اما ادم نباید از این ترسا داشته باشه و حتی نباید از اونور بوم بیفته که دل گندگی کنه ( درست گفتم)
تبلتم درست نشد.
مشکل از تاچش هست که فعلا نمیخریم.
بدون تبلتم لنگ موندم.
به شوهرجان میگم پول اومد دستمون یه لپ تاب بخریم.
خوبیه لپ تاب اینه به این زودی ها خراب نميشه.


مادرشوهر ال دو روز پیش فوت شد.
ال شانس اورد این سری رفت دیدنش
مادرشوهرش اینقد غصه خورد که آخرش مرد.
خیلی دلم براش سوخت.


مردم ما اعتراض کردن هم بلدنیستن.
خواستن به وضعیت جدید رفت وآمد اتوبوس ها اعتراض کنن
سوار اتوبوس ها میشن و کرایه نمیدن!!!
درحالی که ربطی به راننده ها نداره
خب اگه ا
نظر استادمو دوستاشو دارم میخونم
یادم میاد.
دارم میخندم
اگه استاد بنده خدا میدونست ته وبلاگنویسیه من ختم ميشه به بوقول و جغجغه هاش نمیدونم برام متاسف نمیشد ینی؟!
 
شاید اگه. نمیدونم. نمیدونم اونچیزایی که من توی دادگاه دیدم استادم دیده یا نه شاید بدترشو مثلا. نمیدونم
یا نه یه دنیای شیک و مجلسی.بعیده ایشون خیلی باتجربه بودن همون موقع هم پخته بودن
پس چرا آخرش من رسیدم به اینجا؟!
چرا حقوقو که دوسش داشتم به خاطر مسمومیت فضایی رها کردم؟!
من با اینكه كنكور ندادم و امسال بعد پنج سال اولین سالمه كنكور میدم ولی شرایط یك كنكوری  رو همون سال اول كنكور درك كردم و سختی هاشو چشیدم ! حقیقت اینه این مسیر خیلی طولانیه و شما باید خیلی تلاش كنین . یك سال باید از همه چی بزنین و فقط حواستون پی درس باشه سال كنكور سالیه ك اینده شمارو مشخص میكنه .و یادت باشه خودت تعیین میكنی سال بعد همین موقعه كجا باشی و چی صدات كنن ! همه چی كنكور نیس و زندگی خیلی چیزا داره ! اره اینو قبول دارم ولی همونطور كه میگن
آخرش پس از سالها بیکاری و افسردگی و خودکشی، از سه شنبه هفته پیش رفتم سر کار.
خشکشویی هست. کارش سخت هست ولی خوب مگه کار راحت به کسی میدن؟
صاحب کار خوبی دارم و همکارانی خوبتر.
همین که خونه نیستم بشینم غصه بخورم یا شب تا صبح خواب به چشمم نیاد، بهتر هست.
شب ها عین جنازه میفتم میخوابم تا صبح.
دانلود آهنگ آرش یوسفیان دیدی که عاشقت کردم
Download Music Arash Yousefian Didi Ke Asheghet Kardam
دانلود اهنگ دیدی که عاشقت کردم از آرش یوسفیان با متن شعر و ترانه از سایت پلی نیو موزیک
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
متن آهنگ آرش یوسفیان دیدی که عاشقت کردم
وقتی که میرفتیم با پای پیاده گفتی فقط یادت باشه یه دوستیه ساده
هیچ حسی نباشه هیچ عشقی نباشه یه روز خواستیم جدا بشیم بریم خیلی ساده
این بارون چشمام تمومی نداره آخه دلم برای تو یه بیقراره
گفتی نمیخو
زیر پست یه پیج با نویسنده ش بحثم شد 
اسم پیج chera raha khonbas هست .
در آخر متهم شدم به توجیه خیانت ، و فمینیست بودن 
خب اگه میدونستم ادامه رمان این پیج تهش منجر ميشه ب اینکه نویسنده زن دوم بشه عمرا اگه میخوندم 
خدایا هیچ وقت من را در چنین شرایط قرار نده 
البته مطابق گفته های نویسنده مجبور به ازدواج دوم شده ولی باز دلبریش برای شوهرش و عشقش برام قابل هضم نبود کلا اعصابم خرد شد 
آخرش بلاکش کردم 
و اینکه ناراحتم تو جامعه ای زندگی می کنم که زن دو
بمب یک عاشقانهفیلمی که اولین باری که شب رفتم سینما دیدمش.فیلمی که قرار بود جشنواره فجر ببینی و ندیدی و با من دیدی!بعدش تا نیاوران رفتیم و کلی چرخیدیم و گشنمون بود ولی جایی باز نبود.ساعت ۳ این حدودا برگشتیم خونه.سرد بود و دستامو گرفتی و دستامونو تو هوا رها کردیم و باد خنک اخرای پاییز رفت تو جفت دستامون.قشنگ یادمه!امشب این فیلمو دیدم باز.یاد شیرین خاطرات گذشته.!یاد اینکه چقدر دلم برات تنگ شده.
مثل حرف های چند دقیقه اخر فیلم که مرده به زنش م
یا رب نظر تو برنگردد
تولد امسالم به خودم یه کتاب هدیه دادم. "من سر قولم هستم"
لطفا سر قول‌هات بمون.
پای آروزهات وایسا. براشون زحمت بکش. سختی‌هاشو قبول کن. کوتاه نیا. اگر ترسیدی هم پا پس نکش. اگر نمی‌تونی جلو بری حداقل عقب نرو. یک کم صبر کن. نفس بکش. شجاعتتو جمع کن و دوباره شروع کن.
فقط بدون نباید از رو بری. هر چقدر هم سخت باشه تو باید سخت‌تر باشی.
اگر دردت میاد به خاطر اینه که داری رشد می‌کنی.
اگر واسه تو پیش اومده به خاطر اینه که توانایی حلش رو دار
دیروز موس موس ح رو کردم، امروز دوباره بلاکم کرد. خیلی خرم و این خریت حالم رو بد کرده. روز با گندی شروع شد اما نباید همینجور ادامه پیدا کنه.
پاشو دختر دنیا به آخرش که نرسیده که؟ گند زدی مثل هزاران بار دیگه و خب پا میشی.
درس بگیر همین.
پا شو برو حموم و بعد قهوه و کتاب و زندگی. هیچ وقت دیر نیست.
 
یه عمریه وعده بی جا میدیوعده امروزو به فردا میدییه روزی آخرش میشی پشیموناز این فریبی كه به دلها میدیاز این فریبی كه به دلها میدیمیگم بمون میگی نميشهمیگم برو میگی نميشهمیگم ميشه میگه نميشهیك بوم و دو هوا نميشهیك بوم و دو هوا نميشهمیگم بمون میگی نميشهمیگم برو میگی نميشهمتن آهنگ قدیمی
آخرش نمیدونم قبولم یا نه.
ولی آقایه که مصاحبه میکرد آخر گفتش که یک توصیه بهت بکنم ، اگه معلم شدی یا نشدی ، سعی کن اطلاعاتت رو در همه زمینه ها از جمله ی بالا ببر . 
 
میگفت اخلاقت به عنوان یک معلم خیلی خوبه  و عالی هستی ولی اطلاعاتت خیر.
 
خیلی روی این زمینه گیر داد و اینکه چرا اسم تشکلهای دانش آموزی رو بلد نیستم ، اینطوری آخه نشنیده بودم و کلا اون موقع بهت زده بودم و البته جوابای بد ولی صادقانه رو دادم و دروغ نگفتم .
مصاحبه مذهبی خیلی عالی بود
وقتی ناراحتی تصمیم نگیر
وقتی دیر ميشه عجله نکن
وقتی یکیو دوسش داری زود بهش نگو بذار خودش بفهمه
وقتی خیلی خوشحالی به کسی قول نده
وقتی یکی دلتو شکست سر یکی دیگه تلافی نکن
وقتی بغضت گرفته پیش هرکی گریه نکن شاید همون دشمنت باشه از ته دل خوشحال بشه
وقتی با یکی قهر کردی پشت سرش حرف نزن شاید دوباره بخوای باهاش دوست بشی
و آخرش اینکه اگر خودت دلت پاکه,
فکر نکن همه مثل خودتن .!
Open Commentsمشاهده مطلب در کانال
میکروفن رو برداشت و گفت امشب شب عاشوراست و فرداشب هم شام غریبان و تمام. این سفره رو جمع میکنن.و من دارم به این فکر میکنم که هميشه یک بی اشتها بودم. مادرم هميشه سر سفره اصرار داشت که بخور دیگه، آخرش میمیری از کم خوردن.بیخیال بابا. خسته شدم.
الان ساعت هفت و پنجاه دقیقه ست
زندگیم نمیدونم کی قراره ببینی اینجارو. مینویسم ک بمونه واسه هميشه
اینجا نوشتن یه جوری شبیه اینه که مشغول آشپزی باشی و یهو برسم چشماتو ببندم غافلگیرت کنم بگم اومدم بگم دوست دارم
یه وقتایی هم سرت داد بزنم .بگم حق نداری مال من نباشی فهمیدی؟؟؟
الان میخوام بگم 
تو که جان منی
تو که عمر منی
تو که همه دارایی منی
چای بریزم؟ بشینی پیشم . نگات کنم .باز نگات کنم.باز نگات کنم.توهم چشامو بگيري بگی اینجوری نگام نکنم
 از شکست نترسید. شما بارها شکست خوردید حتی اگه یادتون نباشه : اولین باری که سعی کردید راه برید افتادید مگه نه؟ اولین باری که سعی کردید شنا کنید داشتید غرق می شدید مگه نه؟ اولین باری که سعی کردید توپ رو گل کنید به خارج رفت مگه نه؟ نگران تعداد دفعات شکستتون نباشید، نگران تعداد دفعاتی باشید که می تونستید سعی کنید ولی نکردید.
_____________________________________________
تو ذهنتون شکست چه معنی ای داره؟ چی رو شکست تلقی می کنید؟
من میگم شکست یعنی ناامید شدن، یعنی دست
الآن که نتایج کنکور اومده، یه معضل بزرگی توی تشخیص رتبه ها هست که تا بوده همین بوده!
زیر یعنی چه، بالا چی ميشه، پایین کدومه
ما آخرش نفهمیدیم بالآخره چی به چیه!
بذارید مثال بزنم:
طرف میگه رتبه من زیر هزاره، یعنی چی؟ یعنی کمتر از هزار (999 به قبل)
یکی دیگه میگه بالای هزار، یعنی چی؟ بیشتر از هزار (1001 به بعد)
خب تا اینجا اوکیه؟
میگن طرف جزو رتبه های بالای کنکور شده، یعنی چی؟ یعنی رتبه های تک رقمی و دو رقمی.
چرا بالای هزار، شد بیشتر از هزار، ولی رتبه با
الآن که نتایج کنکور اومده، یه معضل بزرگی توی تشخیص رتبه ها هست که تا بوده همین بوده!
زیر یعنی چه، بالا چی ميشه، پایین کدومه
ما آخرش نفهمیدیم بالآخره چی به چیه!
بذارید مثال بزنم:
طرف میگه رتبه من زیر هزاره، یعنی چی؟ یعنی کمتر از هزار (999 به قبل)
یکی دیگه میگه بالای هزار، یعنی چی؟ بیشتر از هزار (1001 به بعد)
خب تا اینجا اوکیه؟
میگن طرف جزو رتبه های بالای کنکور شده، یعنی چی؟ یعنی رتبه های تک رقمی و دو رقمی.
چرا بالای هزار، شد بیشتر از هزار، ولی رتبه با
دانلود آهنگ جدید آرون افشار به نام دلشوره آهنگساز: آرون افشار ، تنظیم کننده: معین راهبر ، ترانه سرا: علیرضا مرتضی قلی ، نوازنده گیتار: فرشید ادهمی Download New Music Aron Afshar Called DelShoore آهنگ جدید و شنیدنی آرون افشار به نام دلشوره را با بهترین کیفیت و لینک مستقیم از سایت یک موزیک دانلود کنید.   متن آهنگ دلشوره آرون افشار »───♫♫●|●|●♫♫─── شاید برای تو کمی سخت است بفهمی حال من را … ! باید شبیه من کمی دیوانه باشی بفهمی ، حال من را … ! »──|♫●|── من
صب پاشدم و بدون اینکه چیزی بخورم شروع کردم به ثبت نام غیر حضوری . خیلی سخت و طولانی بود فک میکنم ۱۰ که شرو کردم ۱ تموم شد . خنگ بازی و کودن بازی ام زیاد دراوردم البته ، آخرش که از فرمای نهایی پرینت گرفتم دیدم چنتا فیلد خالیه و یادم نیومد که اینا بود و من پر نکردم ؟ ندیدم ؟ نکنه گیر بدن و غیره .
حجم کلافگی بعضی روزا خیلی زیاده و نميشه هیچ جوره ازش خلاص شد.هی خودتو سرگرم میکنی یا خودتو غرق کار میکنی یا حتی تو باشگاه انقد کلافه ای که حین شمردن دمبلا داری زور میزنی زودتر تموم شه.
نوشته هدف داشتن، ورزش مناسب و دوری از تنبل میتونه گره گشا باشه.همه ی اینا هم باشه اما انگیزه ای برای رسیدن به هیچ کدوم نباشه، یا تهش بگی خب آخرش که چی؟ این کلافگی رو بیشتر و بیشتر و ادامه دارتر میکنه.
هی برمیگردم به گذشته و انرژی زیادی که داشتم؟کجا رفتن اون انرژ
دانلود اهنگ اگه با من نباشی میخوام دنیا نباشه از آرون افشار در سایت موزیک ایرانی
Ahang age ba man nabashi mikham donya nabashe Aron Afshar
دانلود اهنگ اگه با من نباشی میخوام دنیا نباشه - موزیک ایرانی
شاید برای تو کمی سخت است بفهمی حال من را باید شبیه من کمی دیوانه باشی بفهمی حال من را من حاضرم از عشق تو چتر از سر بارون بگیرم من بیخیال زنده موندن حاضرم با تو بمیرم من بیخیال زنده موندن حاضرم با تو بمیرم بی تو آوار شدم از همه بیزار شدم نیستی و من خواب ندارم آخرش باخت دلم ب
زندگی کردن با معیارهای حال حاضر جامعه و بقیه‌ی آدم‌ها خیلی سخت باید باشه. تصور کن برای این که مورد قبولشون قرار بگيري مجبوری انقدر استرس بکشی تا بهترین دانشگاه قبول بشی! مجبوری شغلی داشته باشی که از نظر اون‌ها مناسبه! مجبوری عمل جراحی کنی که به نظرشون زیبا به نظر برسي! رژیم‌های سخت بگيري که اندامت رو بپسندن! مجبوری با زن یا مردی زندگی کنی که از نظر بقیه مناسبه و یا سبک زندگی رو دنبال کنی که جامعه ازت میخواد! شاید متوجهش نشده باشی پس گاهی یه
 
♫♫
کاش راه دوری بین ما بود….
کاش سرنوشت ما جدا بود…
از تو فکر من رها بود…
گر ندیده بودمت ای یار!
عــــشــــــق دیدی خانه ات خراب است!
عــــشــــــق هر چه گفته ای سراب است!
این چه حق انتخاب است….
دگر ندارم خبر از دلدار…
دل توبه کردی و شکستی 
 دل با چه رویی عاشق هستیتو امید هر که بستی 
 رفت و آخرش شدی تنها…من یک غم ادامه دارم
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  numbermusic  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
 من بغض آخرین قرارمکه هنوز در انتظارم 
 برسي به داد این شب ها…تو
حوصله وتوان نوشتن خیلی چیزا رو ندارم هر چند خیلی خیلی كم حرف می زنیم ولی گاهی حس می كنم عمیقا ناراحت ميشه از جواب دادنم اما چیزی نمیگه هر چند یكی دوباری شایدم بیشتر گفته ولی خب بنام از اولش بر صداقت بوده میدونم صداقت با رك گویی كه ناراحت كننده اس كمی متفاوتهخودشم میگه اونقدری كه من تو رو دوس دارم حس می كنم تو دوسم نداری فهیم میگه برای مردا خیلی سخته ابراز محبت كنن ولی جوابی دریافت نكنن دیشب آبجی بهم می گفت اگر واقعا فكر می كنی نمی تون
دانه‌های عرق کل صورتش را پوشانده بود و داد و فریاد‌هایش گوش فلک را کر کرده بود. فریاد می‌زد: "دستامو باز کنید لعنتیا، من می‌خوام از اینجا برم" و بعد دو دقیقه که هیاهوی بی‌توجهی‌ها را می‌شنید بلندتر فریاد می‌زد و مانند پرنده‌ای که در قفس اسیر است بال بال می‌زد. لحظه‌ای دلم به حالش سوخت وقتی ملتمسانه چشمان گریانش را به من‌ دوخت و گفت: "منو نجات بده، اینا دیوونه‌ان" و بعد سیل اشک‌هایی که برروی گونه‌هایش روان شد. آنقدر بی‌تابی کرد و داد زد
چه حال باحالیه که بیایی پنل بلاگ رو باز کنی و ببینی که 30 تا ستاره روشن داری. البته یه حال بی حال هم داره که میگه خیلی وقته که به بلاگ سر نزدی و پست های زیادی رو روی هم تل انبار کردینمی دونم چرا وقتی شروع می کنم به پست نویسی آخرش به جای پست وبلاگ یه پست توئیتر یا در بهترین حالت یه پست تلگرامی دارم. باید این نقیصه کوتاه نویسی رو از خودم دور کنم.
دانلود آهنگ احمد سلو منم میترسیدم
دانلود کنید و گوش دهید به ترانه منم میترسیدم با صدای خواننده احمد سلو از جاز موزیک
Exclusive Song: Ahmad Solo | Manam Mitarsidam With Text And Direct Links In JazMusic

دانلود آهنگ با کیفیت 128

متن آهنگ منم میترسیدم احمد سلو
از آخرش رو قلبم زخمشو زد
جونم به لب رسید وقتی میرفتهرچی صداش میکردم برنمیگشت .میترسیدم نباشی بارون بگیره
میترسیدم یه روزی پاییز بیاد و من نبینمت
میترسیدم میبینی آخرش سرم اومد از هرچی که میترسیدم .میترسیدم نباشی بارون بگی
سلام
الان که شروع به نوشتن میکنم میدونم حداقل تا چند وقت کسی اینجا رو نمیخونه .
اول از همه اینکه برای دل خودم دارم مینویسم .
دوم از اینکه من خودم خیلی وبلاگ  هارو شبانه شروع میکنم میخونم از اول
تا آخرش . شاید یک روزی یکی مثل من پیدا شد داشت شروع میکرد به خوندن از
اول تا آخر .
سوم اینکه همش چون کارم برنامه نویسی و وب اینجور داستان ها هست ، میگم
یک سایت با دست رنج خودم میارم بالا اونجا مینویسم و حداقل دو سه سال
نوشتن منو با تاخیر شروع کرده ، و
سلام
الان که شروع به نوشتن میکنم میدونم حداقل تا چند وقت کسی اینجا رو نمیخونه .
اول از همه اینکه برای دل خودم دارم مینویسم .
دوم از اینکه من خودم خیلی وبلاگ  هارو شبانه شروع میکنم میخونم از اول
تا آخرش . شاید یک روزی یکی مثل من پیدا شد داشت شروع میکرد به خوندن از
اول تا آخر .
سوم اینکه همش چون کارم برنامه نویسی و وب اینجور داستان ها هست ، میگم
یک سایت با دست رنج خودم میارم بالا اونجا مینویسم و حداقل دو سه سال
نوشتن منو با تاخیر شروع کرده ، و
دقت کردی بقیه هر کدوم یه کاری برات انجام میدن
یه جوری یه مدلی
یه کاری میکنن که خوشحالت کنن
 
ميشه بگی من به جز سرافکندگی برات چه خاصیتی دارم؟
 
گاهی نگاهی به این نگاه خسته بنداز.
دلش برات پر میکشهولی شرمنده ست.
ميشه دستمو بگيري؟
شبهای زیادی نیمه شب های زیادی باهم رفتیم جمشیدیه و محک گریه کردیم.
ولی آخرش تا خونه خندیدیم. چند روز پیش میگفت فاطمه دقت کردی من هیچ کس رو اندازه تو نمیتونم بخندونم؟ هر چرت و پرتی بگم از خنده ریسه میری. گفتم بانمکی؛ باهوشی؛ بلدی فضا رو تلطیف کنی. گفت باور کن اینا نیست. فقط چون تو دوستم داری حتی شوخیهای بی مزه م هم برات جذابه. لبخند زدم.
وقتى ایرانیارو میبینم تو لباس هاى شیك و مدرن بیشتر خنده ام میگیره چون حس میكنم خیلى با درونشون و فرهنگشون فرق میكنه اون ظاهر بیشتر فكر هاى كوتاهى دارند ، به هیچى غیر از جلب توجه دیگران به خودشون و پز دادن تیر و تخته ى زندگیشون و رقابت در به رخ كشیدن اهمیت نمیدن ادعاشون از فرهنگ ٢٥٠٠ ساله شون هم گوش عالم رو كر كرده !از نوك بینیشون همه رو میبینند و فكر میكنند بقیه باید در خدمتشون باشند ! با كلى خرافات و بد دلى و بد بینىپا روى سر كسى گذاشتن و خود
بنویسید و کاغذهارو پاره کنید بریزید دور ولی کسیو پر نکنید 
بعد ازین برگه های اگهی ک تو خونه تون میندارن و جمع کنین به کارتون میاد
نشستم درس بخونم یعنی تست بزنم واقعیتش اینه که تنها کاری ک نمیکنم همینه
مینویسم و مینویسم و مینویسم.
فکر میکنم و خاطرات گذشته میاد جلو چشمام و با اتفاقات اخیر جمع ميشه سوالای تکراری یه دوستی گفته بود تو حرفای محمد افلاکی خیلی غرق نشو! باید بگم اگر تاثیر حرفاش تو این یکسال نبود و اگر اون پست خاصش نبود یا دق می
از بیرون اومدم ماسك موهامو گذاشتم منتظرم تایمش تموم شه برم دوش بگیرم.تازه رسیدم خونه.اومدم تو اتاقم در بستم كه صدای هیچكس نشنوم.خیلی ناراحت شدم امشب.خیلی زیاد.دلم به حال خودم سوخت كه باید همچین وضعیتی رو تحمل كنم.خیلی خسته ام از این وضعیت.ولی میدونم میگذره تموم ميشه راحت میشم از همه این سختی ها.دختر خالم سالها قبل یه حرفی زد كه هنوز تو ذهنمه.اونشبی كه این حرف زد با خودم فكر كردم مگه ميشه ادم همچین حسی داشته باشه؟ اصن امكان ندارهول
حالت های ممکن برای شبانگاه خُنکِ کم ستاره ام چی میتونه باشه؟!
بشینی تو بالکن و فرتافرت سیگار دود کنی و تاثیر یه اپسیلونیت تو آلوده کردن هوا رو به رخ خودت بکشی و هرازگاهی یه قلوپ از چایی ات که داغی قلوپ اولش با سردی قلوپ آخرش پارادوکس جذابی میسازد رو هورت بکشی یا نه دفترچه یادداشت زواردررفته نارنجی رنگت که سررسید یکی از سالهای دهه هشتاد است رو باز کنی و عُقده تمام ننوشتن های چند وقته ات رو روی برگ های سفیدش خالی کنی و آروم قهوه شیرینت رو سر ب
متن آهنگ رضا بهرام کاش
متن موزیک کاش از رضا بهرام:
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
کاش راه دوری بین ما بود….
کاش سرنوشت ما جدا بود…
از تو فکر من رها بود…
گر ندیده بودمت ای یار!
عــــشــــــق دیدی خانه ات خراب است!
عــــشــــــق هر چه گفته ای سراب است!
این چه حق انتخاب است….
دگر ندارم خبر از دلدار…
دل توبه کردی و شکستی ♬♫♪ دل با چه رویی عاشق هستی
تو امید هر که بستی ♬♫♪ رفت و آخرش شدی تنها…
من یک غم ادامه دارم ♬♫♪ من بغض آخرین قرارم
که هنوز در انتظار
چقدر دلم می خواست مجبور می شدم لباس دانشجوهای اینجا را بخرم و به تن کنم!خیییییییییلی برازنده است!حدود 200 یورو. اینو حاضرم به کمال میل پول بدم، اما کت و شلوار را راستش نه!این لباس، یک جور شرف است!! کاش مجبور بودیم فرم بپوشیم، یا لااقل کاش تابلو نبود !آخرش هم می خرم!گویا سال اول ، دانشجوها اجازه ندارند لباس فرم تن کنند!از سال دوم می شهو هر سال، یک تا به اون شالش می زنند، نشون بده سال بالایی ترند!خیلی عالی اند! حتما می خرم!!فقط، بعدتر ها. 
تو این مدت انقد سرد و گرم شدم که ممکنه ترک خورده باشم.کاش حداقل همبازیای بچگیم بودن که میگفتن عیب نداره عوضش بزرگ شدی.میترسم آخرش یه روز از خواب بیداربشم ببینم حتی بزرگم نشدم.
بس که ترک ترک شدم از پس ترک تُرک خود
 تارک این جهان شوم گریه اثر نمیکند»
آخرش منو می کشه این تعبیرهای سنگین این عاشق 6ساله
- بذار این گوشه یه خورشید بذارم
+براچی خورشید؟
- آخه باباجونم خورشید زندگی منه
و من دربهت نگاهش میکنم.
جزوه رو برداشته پر از قلب و ستاره کرده.
در جواب نگاه سئوالیمون میگه:
مامان جونم ستاره عشق منه!
من و همسر تو هپروتیم امروز:)))
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها