نتایج جستجو برای عبارت :

میخام که ترکی بخونم

خب چند روزیه که دارم از چخوف میخونم و با وجود اینکه توی داستاناش سعی میکنه ت*می  ترین شخصیت ها رو توصیف کنه(به وحشتناک ترین شکل ممکن واست بازش میکنه ها یعنی کاملا میتونی مشابشهون رو تو واقعیت ببینی حتی تو خودت !) منو جذب نِمود :)کتاب بعدی که ميخام ازش بخونم اتاق شماره ۶ هست درباره دیوونه ها‌ ^^ و البته همزمان ميخام کتاب استبداد شرقی رو بخونم.باشد که رستگار شویم نقطه
دلم برا خواننده خاموش بودن تنگ شده؛ دلم می خواد یه وب تازه بخونم بدون اینکه بخوام کامنتی بذارم و حرفی بزنم؛ بخونم و بخونم و بخونم.
یه سلامی هم بکنم به خواننده های خاموشم :) درسته من تا حدی درکتون می کنم ولی نمی خواید روشن بشید آیا؟!
ميخام در ایده آل ترین زمان ممکن ینی اواسط دی برم استانبول تا اونوقت فکر کنم بتونم اگه خیلی نشد هم بهمن تا قبل از رفتن هم باید مکس و ویری حسابی کار کنم و چند تا پروژه درست حسابی بگیرم چون بعد از اینکه برگشتم اصلا وقت نمیکنم و باید بشینم برا کنکور بخونم تا سه چهار ماه یاد گرفتن تعطیل فقط ميخام کار بگیرم بعد از کنکور باز شرو میکنم باید برا دوره نخبگان جمع کنم اگه حتی برا دانشگا نرم تهران حتما میرم چند ماه میمونم که این دوره رو شرکت کنم اگ
خیلی طول میکشه که اون چیزی که دلت میخواد فراموش کنی . همیشه با منطق و عقلم رفتم جلوووووو دوس نداشتم تو این تصمیم هم با عقل باشه اما خب چه میشه کرد شاید تصمیم هایی که با عقلم گرفتم درست تر بوده و خدایی راحتتر بودم این  تصمیمم هم واسه راحتی خودمه .اما خبحرفهای دلم هیچ وقت گوش ندادم و پسشون زدم حالا میخوام اینجا بگم:دلم:برم تجربی ‌ .بخونمبخونم.و بهترین رتبه و بیارم و بهترین رشته رو قبول بشم.خوب دوست دارم تجربی بخونماما دلم غلط میکنه ک دو
بالاخره با همه خوبی ها و بدی ها این ترم هم هر چند که مثل ترم اول باحال نبود ولی داره تموم میشه الان فرجه ها هم که شروع شده . کلاسامون دیروز تموم شد .
دیگه این ترمو که هیچی درس نخوندم باید تو این چند هفته درسامو بخونم تا حد اقل مشروط نشم :D
تصمیم گرفتم برای این 2 ، 3 هفته از حجم کارام کم کنم و بیشتر درس بخونم تا پاس بشم .
تا ببینیم چی میشه :)
دیگه باید درس بخونم.الان فقط یه هفته مونده، همه دارن خونده هاشون رو مرور میکنن و من تازه میخوام شروع کنم بخونم :|
 
+ تازه این یک هفته هم بدون دو روز تو هفته آینده که برا پرتو و شیمی درمانی باید برم. پس میشه 5 روز :|
+ خدایا فقط این امتحانو پاس شم. قول میدم قول میدم هر چی تو بگی. :((((
من نهایت تا نیم ساعت دیگه،وارد حرم میشم،دوستای خوبم هر کس حاجتی داره نیت بکنه میخوام به نیت برآورده شدن حاجاتتون دورکعت نماز حاجت بخونم.
هر کس هر حاجتی داره بگه،نائب ایاره ی همتون هستم،سعی می کنم به نیابت از شما زیارتنامه هم بخونم.
ممنون میشم شما هم واسه رسیدن به حسرت دلم(پزشکی)دعا کنید.
من نهایت تا نیم ساعت دیگه،وارد حرم میشم،دوستای خوبم هر کس حاجتی داره نیت بکنه میخوام به نیت برآورده شدن حاجاتتون دورکعت نماز حاجت بخونم.
هر کس هر حاجتی داره بگه،نائب ایاره ی همتون هستم،سعی می کنم به نیابت از شما زیارتنامه هم بخونم.
ممنون میشم شما هم واسه رسیدن به حسرت دلم(پزشکی)دعا کنید.
خیلی خیلی دوست دارم کتاب بخونم. نه تینکه بشبنم یه کتاب بزارم جلوم و بخونم. یه لیست داشته باشم. ۴ تا ۴ تا از کنابخونه بگیرم. شب ها تا دیر وقت بخونم. صبحها زود بلند شم. توی طول روز دل بی قرار باشم برم سروقت کتابا. بعد که تموم شد دلم بگیره. مثل درد سیاوش. یا بزرگ بشم مثل فریدون سه پسر داشت. یادبگیرم مثل سووشون. نقطه ی عطف بشه برم مثل گفت و گو با مرگ. لذت رو یاد بگیرم مثل زوربای یونانی. درد رو بفهمم مثل مسیح باز مصلوب. و ازش هزار بار لمیرم.
من اصلا حسم به زبان خوندن نمیره ۵۰۰ تا کلمه رو واقعا جمله بسازم؟ احساس میکنم سر کارم :((شاید عصر تر حسش اومد اما الان میخوام مقالهٔ آئورارو که اونشب نخوندمش بخونم. اولین بار ابان ۹۶ خوندمش اوووه یه قرن انگار گذشته. آئورا ، نوشتهٔ فرشید آذرنگ ، حرفه عکاس ۱۶ (حرفه هنرمند). یعنی زبانو باید قشنگ تا اخرین وقتش صبرکنم بعد بزنم تو سرم بخونم:/ اخه اینجوری نمیدونم باید چجوری بخونم مشکل اینه. هوووف آخرم همون فردا میشه. من باید خیلی بیشتر تلاش کنم میدونم ب
من اصلا حسم به زبان خوندن نمیره ۵۰۰ تا کلمه رو واقعا جمله بسازم؟ احساس میکنم سر کارم :((شاید عصر تر حسش اومد اما الان میخوام مقالهٔ آئورارو که اونشب نخوندمش بخونم. اولین بار ابان ۹۶ خوندمش اوووه یه قرن انگار گذشته. آئورا ، نوشتهٔ فرشید آذرنگ ، حرفه عکاس ۱۶ (حرفه هنرمند). یعنی زبانو باید قشنگ تا اخرین وقتش صبرکنم بعد بزنم تو سرم بخونم:/ اخه اینجوری نمیدونم باید چجوری بخونم مشکل اینه. هوووف آخرم همون فردا میشه. من باید خیلی بیشتر تلاش کنم میدونم ب
از وقتی فهمیدم که اجداد ما روس هم بودند حتی! خیلی دلم می خواست زبان روسی یاد بگیرم و برم اونجا رو ببینم! شاید به این دلیل که من آومیم که خیلی به رگ و ریشه افراد اهمیت میدم!خب عربی رو تا حد قابل قبولی بلد بودم! و ترکي هم تا حد بخور نمیری یاد گرفتم! اما روسی هنوز برام جالب و دست نیافتنی به حساب میاد.
الان داشتم نقشه جهان رو می دیدم و دلم می خواست همه جا رو ببینم. بیگانگی من با جغرافی ازونجایی نشات می گیره که تو دبیرستان 40 تا سوال می دادند بهمون برای
خیلی وقت نیست رسیدم خونه. دلم میخواااااااد کتاااابمو شروع کنم. تو مراسمو تالارشون همش از این که وقتم داره میره و جاش میتونستم کتاب بخونم ناراحت بودم :/ البته یه اجرای زنده هم داشتن جاتون خالی از استاد شجریان شنیدیمو نی استاد حسن کسایی ! :دی خیلی هم طولانی بود. بیخیال به من چه این حرفارو میزنم.
دلم میخواد کتاب بخونم. اما همه مشقای زبانم مونده :((( خیلی لج دراره زورم میاد بنویسمشون چون میتونم جاش کتاب بخونم اما چون کلاس دارم باید انجام بدم. کودک در
امروز قطعا ازم می‌رسد یکم استرس دارم ولی امیدوارم که نمرم خوب بشه بعدش باید بیام کلمه بخونم برا فاینال آماده شم. آنلاینه تصمیم گرفتم چهارشنبه امتحان بدم دیروز که مهمون داشتیم خالم اومده ی عده دیگه هم توراهن صاف اونم تو امتحانه من تا اومدم درس بخونم بابا گفت بریم بیرون خیلی خوش گذشت♥️ معاونم به شفق گفته که ۲۳ باید بریم مدرسه شفق قرار بود بره مدرسه گفتم خواب موندم
دارم کتاب جنس دوم رو میخونم و این فکر ولم نمیکنه که چقدر تحریف شده؟چقدر سانسور شده؟نمیتونم هم انگلیسیش رو بخونم،چون زبانم اونقدر خوب نیست.خود همین ترجمه ش هم اونقدر قلنبه سلنبه نوشته شده که روزی یکی دو صفحه بیشتر نمیتونستم بخونم.الان که جلوتر رفته ام و به قسمت های زیستی رسیدم فهمش راحتتره.کاش یکی بود که هم فرانسه ش رو و هم ترجمه ی فارسیش رو خونده بود و می گفت که چقدر فرق میکنند.
خب امروزم شروع شد من از ساعت هفت هی بیدار شدم هی خوابیدم به بهانه های مختلف :( الان تازه میخوام روزمو شروع کنم. زبان درس یک کتاب جدید رو بخونم به سی دیش گوش کنم لغاتشو حفظ کنم دیکته رو بنویسم. بعد کتابمو بخونمو کلی جلو ببرمش. دفتر استادمو بخونم زبان فرانسویمو درس جدیدشو بخونم نگاهی به عکسها‌ چند تا عکاس جدید رو جلو ببرم و در آخر ۵۰۴ دررس یکشو بخونم. به نظرت خیلی کارام زیاده؟ بهشون میرسم اگه الکی وقت هدر ندم و هی استراحت نکنم البته یسریاش زمان ز
امروز بعد از کلی سر درد و حال بد و خواب طولانی الان خوبم. میشه گفت خیلی خوبم، از اون حال‌ها که کمتر بهم پا میده. ح هم داره فراموشم می‌کنه، قشنگ از لایک ها و توییتاش پیداست و مشغول دختر جدید تو زندگیشه. منم در حال لاس‌هایی با این و اون و وقت گذرونی. 
دلم می‌خواد همیشه اینجور خوب باشم. همیشه ذهنم از چالش رها باشه. خسته‌ام از بس جنگیدم و هیچی نشد. دلم می‌خواد زندگیم آروم و بدون جنگ باشه.
یکی پیشنهاد داد کتاب ظلمت آشکار رو بخونم. برم دانلود کنم و ب
روز 30 ام مردادو نتونستم درسی بخونم و بیشتر آماده سازی کردم (مرتب کردن اتاقو اینا) و عوضش امروزو برای شروع انتخاب کردم. امروز تازه یادم افتاد که وقتی آدم برای کنکور میخونه چقدر زندگیش متحول میشه کلا انگار روزم یه استایل دیگه بود مثل تو گیما انگار با یه شخصیت دیگه بازی کنی. بهرحال بخاطر اینکه صبحی رفتم خونه مادربزرگم اینا تا بهش تو جابجایی مبلمان و اینا کمک کنم یکم خسته شدم و خوابیدم (البته فک کنم بیشتر بخواطر این بود که قرار بود درس بخونم خواب
از ساعت هشت بیدارم اما تازه میخوام کارای امروزو شروع کنم. البته تازه که نه از اون موقع تا حالا به عکاسیم فکر میکردم. یه مجموعه ی جدید در راااااههه هوووراااا :))))خودم کلی ذوق دارم براش. یه چیزایی تو مغزم گیلی ویلی میره ولی به قول استادم اجرا مهمه. خیلی مهم. میخوام به خاطرش حرفای استادم رو که زده بود مرور کنم حتما [شکلک رقص ]:دی خلاااصه که امروز با این فکرا شروع شده جرقه زد حالا که سه ماه اینجایی یه کاری کن بچه جان تنبلی نکنو کار کن کنکورم هرچی شد شد
امروز به نظر یه روز کسل کننده باشه چون فقط باید زبان بخونم. یعنی امروز و فردا فقط زبان. چون پس فردا امتحان دارم و منم خیلی هنوز اونجوری راه نیفتادم تعداد لغاتمم کمه. حالا امروز باید از درس یک دو سه کل لغتهاشو جمله بسازم و سوال در بیارم. واسه شروع همچین روز سختی دیر بیدار شدن وحشتناک بود. من اشتباه کردم یعنی دست خودمم نبود دیشب باز دیر خوابیدم. :( این روزا باید سحر خیز باشم. قول میدم دوباره صبح زود پاشمو بشینم به کار. حالا به نظرت سه درس رو میرسم کا
امروز به نظر یه روز کسل کننده باشه چون فقط باید زبان بخونم. یعنی امروز و فردا فقط زبان. چون پس فردا امتحان دارم و منم خیلی هنوز اونجوری راه نیفتادم تعداد لغاتمم کمه. حالا امروز باید از درس یک دو سه کل لغتهاشو جمله بسازم و سوال در بیارم. واسه شروع همچین روز سختی دیر بیدار شدن وحشتناک بود. من اشتباه کردم یعنی دست خودمم نبود دیشب باز دیر خوابیدم. :( این روزا باید سحر خیز باشم. قول میدم دوباره صبح زود پاشمو بشینم به کار. حالا به نظرت سه درس رو میرسم کا
بسم الله الرحمن الرحیم
دیشب اومدم یه تلاش دیگه بکنم برای این زندگی (علی رغم میلم فقط برای رضای خدا)
به همسرم گفتم:تو اگه بخوای میشه زندگیمون تغییر کنهکلید حیات این زندگی دست توئه
گفت:من دوست ندارم طلاقت بدم اما بدون من به هیچ عنوان تغییر نمیکنم و همینی که تو این 6 سال بودم خواهم بود شایدم بدتر بشم!!!
و خیلی حرف های بدی که زد و قلبم رو شکست خورد کرد عزت و احساس من رو.
حجت بر من تمام شد.
 
+وسط این هاگیر واگیر دلم میخواد برم درس بخونم چند بار خواست
اشتباه بزرگم اومدن به این دانشگاه بود
اشتباه کردم
باید با اقتدار و با عزت میومدم سمت علاقه ام ، نه اینجور
کم کاری کردم 
سنم هر روز داره بیشتر میشه ، توان اینکه بخوام بشینم دوباره برا کنکور بخونم رو ندارم ، اما بشدت دوست دارم بشینم بخونم و شر همه چیز رو بکنم 
اما میترسم ، از شرابط کنکور میترسم
 
کاش کسایی کنکور ریاضی دادن میومدن حتی اگه شده بطور ناشناس بهم میگفتن ، سطح سوالا و کنکور و نتایج چجور بوده :)
 
 
یکشنبه عصر ی سر رفتم کتابخونه
خیلی وقت بود هوس کرده بود دوباره کتاب آناکارنینا رو بخونم
تا حالا شاید پنج شش بار خوندم این کتاب رو
آنقدر گشتم تا ی جلد اول که امانت نباشه رو پیدا کردم
ی کتاب هم از نیچه گرفتم. مشخصا خیلی سخته خوندنش
ولی خوب سعی خودم رو میکنم بخونم و بفهمم
ادامه مطلب
این که ندونی این آخرین خداحافظیه از این که این آخرین خداحافظیه خیلی غم انگیز تره. و جالبش اینه که هر کودوممون هزاار تا از این ها تو زندگیمون خواهیم داشت. امان از مهم هاش.
--
ساعت یک و چهله و خوابم نمیبره؛ همیشه کقتی تا این وقت نمیخوابم هورمونای خوابیدن مغزم دیگه ترشح نمیشن :))) به دیوار زل زدم زوور میزنم بخوابم::)))) اخه از بخت بد باید ۸ صبح پاشم برم دندون پزشکی، بعدش ک برگردمم از ۲ باید برم اموزشگاه، احتمالا بعد اونم باشگاه، پس کی درس بخونم هان هان
کتاب رولان بارت نوشتهٔ رولان بارت با ترجمهٔ پیام یزدانجو نشر مرکز برای بار دم تموم شد. شاید اگه میدونستم طی این کتاب قراره ماجراهایی رو از سر بگذرونم شروعش نمیکردمو میذاشتم برای وقتی که ساکن بشم. ولی خب نمیدونستمو این کتابم تو ماجراهام شریک شد و یه خورده هم طول کشید تا تموم بشه. رولان بارت یکی از آدمهای مورد علاقه ی منه و کتابهاشو با ولع میخونم! واقعا با لذت چون انگار منو میبره به جریانات دیگه ای که شاید همینجوری به فکرم خطور نکنن. دیدمو باز م
دانلود نوحه ترکي | نوحه ترکي | دانلود نوحه ترکي جدید -دانلود نوحه سوک ترکي صوتی,دانلود نوحه ترکي جدید mp3,دانلود نوحه ترکي قدیمی صوتی,دانلود نوحه های ترکي مخصوص ماشین,دانلود نوحه ترکي
برای دانلود نوحه ترکي جدید کلیک کنید
چند وقتی می شد که نیامدم بنویسم.
همش کارو بخودم سخت میگیرم.
اوایل که وبلاگ می نوشتم میگقتم کاش میشد از روی موبایل وبلاگ نوشت
حالا می بینم تایپ از روی کیبورد چنان برام عادت و آسان شده که اصلا نمی تونم از موبایل بنویسم. پس چرا همیشه این فکر و داشتم!؟
چند روزیه که افتادم به جون کتابام. هی میخونم. چندتایی هم قرضی دستم بود که همه رو خوندم و پس دادم. دیگه مثل سابق طرفدار کوئلیو نیستم. نتونستم برای بار دوم کتابشو بخونم.
اینجا یه سرگرمی دارم اونم اینه که
باید برم دوره‌ کمک‌های اولیه، پایتون بخونم، شیمی عمومی بخونم تا از شیمی‌فیزیک ترم بعد جون سالم به در ببرم، شیمی تجزیه بخونم چون با وجود نمره‌ ۱۴ و شگفتی از این که واقعا محاسبات ارقام معنی‌دار چگونه صورت می‌گیرند، بعد از دوازده سال تحصیل در مدرسه و دو ترم از دانشگاه، از نظرم و از نظر بقیه احتمالا، زیاد قابل قبول نیست. ریاضی بخونم، چون به نظر می‌رسه دانشگاه تهران به طور کلی با مفهوم استاد ریاضی با زبان قابل فهم و کلاس قابل تحمل آشنا نیست‌
نمیدونم چرا دلم نمیخواد اصلا از خونه برم بیرون الان چند هفته است میخوام یکم خرت و پرت (مداد و خودکار و مغزی) این چیزا بخرم ولی اصلا حوصله ندارم برم:/
امروز خیلی جدی تر چسبیدم به رژیمم اونم با کالری شماری:) 
برای هدفم که موفقیت توی امتحان ۱۷ ام روزی ۳ ساعت وقت میزارم براش:) 
این روزا چون از خونه بیرون نمیرم اتفاق نمیوفته و چیز خاصی ندارم بنویسم :( 
عصر میرم چیزایی که میخوام بخرم بعد از یک سمت دیگه برمیگردم خونه یکم طولانی بشه پیاده روی کنم!
راسی هر
نمیدونم چرا دلم نمیخواد اصلا از خونه برم بیرون الان چند هفته است میخوام یکم خرت و پرت (مداد و خودکار و مغزی) این چیزا بخرم ولی اصلا حوصله ندارم برم:/
امروز خیلی جدی تر چسبیدم به رژیمم اونم با کالری شماری:) 
برای هدفم که موفقیت توی امتحان ۱۷ ام روزی ۳ ساعت وقت میزارم براش:) 
این روزا چون از خونه بیرون نمیرم اتفاق نمیوفته و چیز خاصی ندارم بنویسم :( 
عصر میرم چیزایی که میخوام بخرم بعد از یک سمت دیگه برمیگردم خونه یکم طولانی بشه پیاده روی کنم!
راسی هر
+بدنم نسبت به گرما شدیدا واکنش نشون داده . طب سنتی چیز عجیبیه ، حجامت کرده بودم . حس خوبی داشت .
+ چند روزه انقدر خوابیدم که صبح 5:18 بیدار شدم برای فرار از فکر کردن خوابیده بودم
+ دارم فکر میکنم که سال دیگه برم خونه کاراموزیامو یا بمونم . اگ برم دیگه مستقل نیستم به اندازه ی الانم ولی میتونم توی دو تا بیمارستان و مرکز خصوصی کار کنم یا حتی سر یه کار ازاد هم برم و پول دربیارم حتی میتونم دوباره پی زبانمو بگیرم و شروع کنم به خوندن تصمیمم رو گرف
1 دو تا درسی که گرفتم شروع شدن.برنامه ریختم یکیش رو توی راه توی اتوبوس هر روز بخونم و اون یکی رو که نمیشه پرینت گرفت آخر هفته ها یا برم کافه یا کتابخونه یا همین توی خونه بخونم. دو تا امتحانا توی دو روز پشت سر همن دو ماه دیگه.توی این فاصله هم هشت تا تست باید بدم 2 مامانم رو فرستادم مشهد به بهونه ی خرید واسه خودم که وقتی میخواد بیاد ایشالله با خودش بیاره.صبح بهم پیام داد که رسیده.3 یه هفته س دوباره باشگاه رو شروع کردیم4 باید دوباره پیانو بزنم س
خب بالاخره مقاله آئورارو تمومش کردم یه خورده با وسواس خوندمش واسه همین طولانی شد تازه فرداهم یه مرورش میکنم. شاید بخش هاییم ازش بذارم دوباره. و چون که راستش مقاله ی بنیامین رو که میخوندم یه چیزاییشو نفهمیدم بعد الان اینو خوندم برام باز شد مطلب با این که قبلا خونده بودمش. میخوام قبل از کتاب دربارهٔ عکاسی بنیامین کتاب لذت متن بارت رو بخونم با مقاله ای که مایکل پین نوشته. اینارم قبلا خوندم برای بار دوم میخونم چون انگار به هم میتونه ربط داشته با
سلام دوستان 
واقعا به کمک افراد با تجربه نیاز دارم، ١٩ سالمه، اولین کنکورم رو سال ٩٧ دادم و موفق نشدم،  تصمیم گرفتم بمونم، به دلایلی نتونستم کنکور ٩٨ رو بدم، با اینکه از سال قبل خیلی بیشتر درس خونده بودم،  مادر و پدرم اصرار دارن برم رشته ای در دانشگاه آزاد شهرمون که با شغل پدرم مرتبط هست رو بخونم ولی اصلا نمیتونم بپذیرم.
منی که همیشه تاپ کلاس بودم این به سرم بیاد، خودم اصرار دارم که بخونم و کنکور ریاضی رو به جای تجربی بدم و همون رشته ای که اصر
بسم الله مهربون :)
 
1. یه نوع قرص میخورم، دونه ای 35 هزارتومن. دوازهم هرماه که میشه ( چون خوردن قرص رو از دوازدهم شروع کردم) شرمنده ی خونوادم میشم. البته ایرانیش هم هست که ده تاش میشه پنج هزارتومن! ولی دکتر برای من خارجیش رو نوشته، دوازدهم که میشه 30 تا میخرم دونه ای 35 تومن! چقدر هم به بدختی پیدا میشه. 
 
2. به خاک و خون کشیده شدم تا یه مانتویی پیدا کنم که دکمه داشته باشه، بلند باشه، آزاد باشه، جینگول پینگول نباشه و برای دانشگاه مناسب باشه! یعنی هر مغ
+یه ماهه بهش میگم کابینت سفارش بده که بسازن،یه ماهه داره حرف منو پشت گوش میندازه و میگه تو بلد نیستی کابینت آماده هست.حالا امروز میگه حق با تو بود،یه هفته طول میکشه تا بسازن.کابینت آماده گرونه.میگه اثاث رو بیاریم،دوشنبه کابینت آماده میشه.
حق داشتم اگه سرش داد زدم،به درک که ۷۰۰هزار تومن ضرر میکنه،حقشه.
انقدر اعصابم رو خورد کرد که وسط خیابون بغض کردم،خودمو سریع رسوندم به گوشه ی امن اتاقم و گذاشتم اشکام جاری بشن.
+بهش گفتم بعد از اثاث کشی،تا یک
سلام
من یه دخترم که امسال دلم میخواد دانشگاه آزاد برم نتونستم، برای دولتی بخونم، الان میگید خب نرو این همه هزینه، نمیتونم واقعا خسته شدم تو خونه، افسرده شدم، دلم میخواد دوباره درس بخونم ، میخواستم رشته ای رو برم که بعدش طرح داره بتونم یه کم کار کنم، مفید باشم، یه درآمدی هم باشه ، ولی هزینه خوابگاه و شهریه ش خیلی میشه، چون ارشد هم هست و من پولی ندارم.
کسی کاری سراغ نداره که بتونم انجام بدم خودم تو خونه کانال هم زدم فایده نداشته، یا کسی که دانش
اوایل رابطه مون که از هم جدا شده بودیم. دو روز نتونستم دووم بیارم بهش زنگ زدم گفتم چرا این کارو کردی اونم تو این شرایط. مگه نمیدونی من موقع امتحانامه.نمیدونی درس دارم نمیتونم تمرکز کنم بخونم.  میذاشتی یه ده روز بگذره امتحانام تموم شه بعد این مسئله رو مطرح میکردی. دوستش داشتم. مگه میتونستم بدون اون دووم بیارم. گفت خب میگی چیکار کنیم میخای ده روز دیگه هم با هم باشیم. خنده مون گرفته بود از این حالت مسخره. مسخره میکردیم که وارد ده روز بعد از کات شدی
آخ ک چ بارون قشنگی داره میباره
شدتش برای ۲۰ دقیقه ای مثل دوش اب بود!
عالیییی
خوابم میاد و بارون منو کاملا از فاز درس بیرون اورد
ولی گویا زوریه و باید بخونم
چرا همیشه شبای امتحان بیدارم؟
دلم برا این شبا تنگ میشه.
الان درحالی ک کل وجودم بخاطر رفتن زیر بارون خیس شده و دورم پتو گرفتم پشت میز مطالعه نشستم و همههههه خوابن. گاه گاهی روی پوست نارنگی ک خوردم با مدادنوکیم خط میندازم ک بوش دوباره بلند بشه و با بوی بارون مخلوط بشه.چ بوی خوبی
دلم میخواد کن
تنها چیزی که واقعا ميخام تو این کار تغییر کنه تایمشه ميخام تا دو باشه خیلی فکر کردم دیدم مثلا حقوقم زیاد بشه یا کار بیشتری داشته باشم یا چیزای جدید تر و متنوع تر یاد بگیرم رو نميخام فقط کم شدن تایم جوابه !  " چالش چگونه با رییس خود حرف بزنیم 4 "
امروز ساعت چهار اینطورا بیدار شدم. یه خورده کتاب خوندم صبونه خوردم بعد خوابم برد. باید بشینم پای کتابم و زود تمومش کنم. درس جدید زبانم جلو جلو بخونم. حمومم باید برم. ساعت شیش هم کلاس زبان رو باید برم که شیش و نیم برسم. دفترمم باید بخونم نگاهی به عکسها هم همینطور. عکسامم باید ببینم. تصمیم گرفتم دیگه عکسامو نه اینجا بذارم نه اینستا. خب با توجه به حرف استادم که گفته بود. همین حرف دیگه ای ندارم. یه خورده امروز از رو اون دنده پاشدم :( مها تمام امروز رو
قیمت 2میلیون و 800هزار تومانبدنه تمام استیلدستگاه کباب ترکي رومیزیدستگاه کباب ترکي اتوماتیکدستگاه کباب ترکي ذغالیقیمت دستگاه کباب ترکي خانگیدستگاه کباب ترکي دسته دومقیمت دستگاه کباب ترکي دست دومدستگاه کباب ترکي اصفهانقیمت دستگاه کباب ترکي ذغالیریشه کلمه دونر کباب از زبان ترکي است و دونر در این زبان به معنای چرخان و چرخنده است ، از آنجا که گوشت و مرغ توسط یک میله عمودی گردان در میانه دستگاه پخته می شوند به آن دونر کباب می گویند.
فردا دور سوم برنامه های درسیم شروع میشه و خوشحالم!از طرفی باید درس های نخونده ی کلاسای زبانم رو بخونم و تکالیفشون رو تحویل بدم دوره های توانگری که برداشتم رو باید مطالعه کنم.کتاب جدیدی رو که میخوام بخونم رو شروع کنم و همچنان به برنامه ی رژیم و ورزشم پایبند باشم.به خاطر ازمونا برنامه ی مالی که داشتم بهم ریخته و تا چندماه باید از چیزایی که دلم میخواد بزنم و فقط به نیازهای ضروری که دارم فکر کنم تازه هنوزم قرضی که به ن دارم رو ندادم و بهشم گفتم ال
خب کتاب خیابان یک طرفه هم تموم شد. صادقانه بخوام بگم یسری چیزاشم نمیفهمیدم اما دوست داشتم کتابشو. دیگه چون همین چند روز پیش نوشته ی سونتاگ رو در مورد خونده بودم دوباره نخوندمش. یه جاهاییشم فهمیدنش سخت بود ولی تموم شد. حالا نمیدونم چیکار کنم. کتاب جدید شروع کنم یا نه. شاید فیلم ببینم دلم میخواد فیلم جان نش رو باز ببینم خیلی وقت پیش دیده بودمش. شایدم کتاب بخونم نمیدونم احتمالا این سه روز باقی مونده رو فقط زبان بخونم چون استرس دارم و طولم میکشه ت
خب کتاب خیابان یک طرفه هم تموم شد. صادقانه بخوام بگم یسری چیزاشم نمیفهمیدم اما دوست داشتم کتابشو. دیگه چون همین چند روز پیش نوشته ی سونتاگ رو در مورد خونده بودم دوباره نخوندمش. یه جاهاییشم فهمیدنش سخت بود ولی تموم شد. حالا نمیدونم چیکار کنم. کتاب جدید شروع کنم یا نه. شاید فیلم ببینم دلم میخواد فیلم جان نش رو باز ببینم خیلی وقت پیش دیده بودمش. شایدم کتاب بخونم نمیدونم احتمالا این سه روز باقی مونده رو فقط زبان بخونم چون استرس دارم و طولم میکشه ت
دانلود آهنگ جدید گیتار بزن میخوام بخونم امشب گیتار بزن پر از جنونم امشب از حامد محضرنیا

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای حامد محضرنیا بنام گیتار بزن از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ گیتار بزن میخوام بخونم امشب گیتار بزن پر از جنونم امشب یکی از بهترین آهنگ های حامد محضرنیا در تیرماه 1396 بوده است . مدت زمان این آهنگ جذاب و شنیدنی سه دقیقه و سی و هفت ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ را از سایت ترنج موزیک دانلود کنید .
toranj-music.ir » Download N
قیمت دوازده میلیون توماندستگاه کباب ترکي رومیزی با گاز شهری و کپسولی کار می کند و قابلیت چرخش سیخ در صورت عدم وجود برق وجود دارد .دستگاه کباب ترکي رومیزی در سه مدل و با توان پخت های ۵۰ و ۹۰ کیلوگرم کباب ترکي تولید شده است.سه دستگاه کباب ترکي رومیزی با میز گریلقیمت دستگاه کباب ترکي ذغالی مناسب
دانلود نوحه سوک ترکي صوتی,دانلود نوحه ترکي جدید mp3,دانلود نوحه ترکي قدیمی صوتی,دانلود نوحه های ترکي مخصوص ماشین,دانلود نوحه ترکي دانلود نوحه سوک ترکي صوتی,دانلود نوحه ترکي جدید mp3,دانلود نوحه ترکي قدیمی صوتی,دانلود نوحه های ترکي مخصوص ماشین,دانلود نوحه ترکي 
برای دانلود نوحه ترکي کلیک کنید
کاش یک مغازه بود ادم می‌رفت می‌گفت :بی زحمت یکم( خیال خوش )ميخام ببخشید این( خنده ها از ته دل) چندن؟این (ارامشا) لحظه ای چند ؟از این (بی خیالی ها) که میپاشن روی زندگی مشتی چند؟از این روز هایی که( بی بغضن )دارین ؟از این سال های( بی رنج )اندازه ی دل ما دارین ؟این (شادیا )دوام دارن ؟نه کاش یک جایی بود میشد رفت و بگی  اقا یک( زندگی )ميخام بی زحمت جنس خوبش.
من دولوز و لیوتار رو هم تموم کردم. آدم میخونه دلش میخواد فیلمارو ببینه. احساس میکنم خوندن معمولی فایده نداره باید زمانم که آزاد تر شد برم تو کار فیلم دیدن. رسیدم به ژان بودریار. نمیتونم جلو خودمو نگه دارم و نخونمش امشب در نتیجه زبانو بیخیال.از فردا باید اول زبانمو بخونم بعد کتاب جدید رو. پس بریم پیش به سوی ژان بودریار. میدونی کیه دیگه. همون که یه کتاب چرا همه چیز تاکنون ناپدید نشده رو نوشته بودو من کلی حال کرده بودم. گشنمم هست نمیدونم چی بخورم.
من دولوز و لیوتار رو هم تموم کردم. آدم میخونه دلش میخواد فیلمارو ببینه. احساس میکنم خوندن معمولی فایده نداره باید زمانم که آزاد تر شد برم تو کار فیلم دیدن. رسیدم به ژان بودریار. نمیتونم جلو خودمو نگه دارم و نخونمش امشب در نتیجه زبانو بیخیال.از فردا باید اول زبانمو بخونم بعد کتاب جدید رو. پس بریم پیش به سوی ژان بودریار. میدونی کیه دیگه. همون که یه کتاب چرا همه چیز تاکنون ناپدید نشده رو نوشته بودو من کلی حال کرده بودم. گشنمم هست نمیدونم چی بخورم.
دارم به این فکر میکنم چقدر همه چی به خودم بستگی داره.انگشت اشاره باید سمت خودم بگیریم ،نباید برای حال خوب و بدم سراغ بازجویی  از آدمهای دنیام باشم .این منم که انتخاب میکنم چطور روزا و زمانم طی بشه.این منم که انتخاب میکنم زمانم را چطور و با چه کسی صرف کنم.من میتونم هر روز کتب تخصصی رشته ام بخونم و اطلاعاتم را افزایش بدم و یه گام جلوتر برم از جایی که هستم.من میتونم کلی کتاب جدید  بخونم و ذهن و نگاهم را باز کنم نسبت به مسائل فراتر از حیطه درس و رشته
بذارین بگم چی از هرچیز دیگه ای میتونه گیج کننده تر باشه، گم کردن هدف!وقتی که کلاس پنجم بودم و مامانم منو برد و کلاس زبان ثبت نامم کرد فکر نمیکردم که داره بهم هدف میده، داره یکی از مسیر های مهم زندگیمو برام درست میکنه. اگه به غر غرای من گوش میکرد و ثبت نامم نمد الان من شاغل نبودم، الان احتمالا هیچی از زبان بارم نبود و فقط یه مسیر رو به روم داشتم و احتمالا حسابی ناامید بودم با وجود وضع الان مملکت.
وقتی مامانم دست منو گرفت و منو برد که ثبت نامم ک
ترکي.
هر چقدر از شیرینیه این زبان بگم کمه،شب تا صبح از حلاوتش بگم،قطره ای از دریا گفتم.
ترکي،شهریار رو داره،شهریاری که وقتی میخونیش،مست میشی،انگار دری از بهشت به روت باز میشه.
شهریاری که عشق رو برات معنا می کنه. حیدر بابای شهریار، حقیقتِ دنیا رو بهت میگه.
            حیدربابا،دونیا یالان دونیادی/سلیماننان،نوح دان قالان دونیادی
_حیدر بابا،دنیا همه افسون و دروغ و افسانه است/کشتیِ عمر نوح و سلمیان روانه شد( این دنیا،از نوح و سلیمان،باقی مونده
,دانلود آهنگ ترکي شاد,دانلود آهنگ ترکي شاد معروف,دانلود آهنگ ترکي شاد جدید,دانلود آهنگ ترکي شاد برای رقص,دانلود اهنگ ترکي شاد ماشین,دانلود اهنگ ترکي شاد عروسی,دانلود آهنگ ترکي شاد برای ماشین,دانلود آهنگ ترکي شاد ارکستی اوینا گولوم اوینا,دانلود آهنگ ترکي شاد استانبولی,دانلود اهنگ ترکي شاد,دانلود آهنگ ترکيه ای,دانلود آهنگ ترکيه ای معروف,دانلود آهنگ ترکيه ای غمگین,دانلود آهنگ ترکيه ای که باعث خودکشی شد,دانلود آهنگ ترکيه ای ایچیم یانار ایچیم
درس خوندن یا نخوندن همیشه جزو دغدغه های جوان ها (خصوصا جوان های ایرانی) هست. دغدغه همراه با سوالاتی مثل اینکه مقطع بعدی رو بخونم یا نه؟ کجا بخونم؟ و اینکه اصلا چرا باید درس بخونم! اولین چیزی که همیشه من از افرادی که بهشون مشاوره میدم می پرسم اینه که هدفتون از کاری که میخواید بکنید (به عنوان مثال درس خوندن و کنکور دادن یا انجام دادن یک پروژه یا غیره) چیه و متاسفانه همیشه با جواب های کلیشه ای مثل پیشرفت کردن و اینجور جواب ها مواجه میشم. مشکلی که و
یکی از استادامون برامون کتابی گرفتن که از خود نویسنده به دست ما رسیده؛ که از قضا خود ایشون داخل کتاب یه چیزایی یادداشت کرده؛ برای من خیلی هیجان انگیز بود که یادداشت مستقیم نویسنده رو بخونم. بنابراین اون کتاب که دست نوشته نویسنده رو داشت خودم برداشتم. و خدا رحم کرد که خودم برداشتم؛ چون یکی از همکلاسی هام گفت من اگه باشم پاکش میکنم خودم مینویسم. فکرشو کن میخاست دست خط نویسنده کتابو پاک کنه!!!! 
یه رسم خیلی خیلی خوبی تو کشورهای اروپایی هست که نو
من از ساعت شیش و نیم بیدارم اما تازه میخوام شروع کنم الان یه ده مین هست مه مامان بابا رفتن سمت تهران. حالا من موندمو مها و درس خوندنو کارکردنامونو یه زندگی تقریبا مستقل. هرچند مامان بیچاره کلی لوسمون کردو برامون غذا گذاشت داریم تا چند روز . بگذریم. نمیدونم چی بگم فعلا ذهنم خالی خالیه. برای فردا مشق زبان دارم اما دستم بهش نمیره. فردا از صبح تا شیش تنهام بعدش باید برم دم دانشگاه مها با هم بریم کلاس زبان. بیخیال بیا امروزو شروع کنیم باید کلی از کت
 از کلاس گیتار اومدم و مامان خانم دستور دادن طبقه بالارو جارو کنم منم که گردنم از مو باریک تر کردم .دهنم سرویس شد اما اتاق خودم از همه بدتر بودانگار یک سال بود جارو نشده بود شرمنده دیگه خوب بابام همیشه میگه با این که تو یک دختری اما خوب اتاقت شهرشامه شتر با بارش توش گم میشه دیروز مامان بزور دیگه اومد تو اتاقمو شروع کرد تمیز کردن .از کمد لباس بگیر تا خود لباس ها خخخخخهیچی دیگه تمیز شد خداروشکر  اما خوب به یک هفته نکشیده دوباره داغون م
زودتر از چیزی که فکر میکردم زبانو تموم کردم یعنی پنج درس اول رو. اما هنوز درسای اخرو دیکته اش رو مشکل دارم باید بخونم اما الان خسته شدم دیگه میزارمش واسه عصری. میخوام کتابمو بخونم. خب اون روز قبل شنیدن خبر فوت، ارسطو رو تموم کرده بودم  الان رسیدم به قرون وسطا. راستی دیدی براین مگی هم فوت کرد ؟؟ خیلی ناراحت شدم خیلی. :( تازه داشتم ازش یاد میگرفتم. ولی خب چیکار میشه کرد ولی ادم میخواد بمیره هم اینجوری بمیره. :/ من اینور دنیا از مردنش نناراحت شدم و ک
ساعت چهار شدو من نفهمیدم چجوری گذشت از اون موقع که گفتم میرم سر کار سه تا درست ده شش و هفت رو خوندم. دیگه از زبان احساس میکنم اشباع شدم اما برام مهمه که انجامش بدم. اصلا نرسیدم کتابمو بخونمو جلو ببرمش. حالا فقط درس هشت و نه مونده. نمیدونم چیکار کنم بشینم این دوتارو بخونم اول بعد کتاب یا استراحتمو کتاب بخونم بد اون حالا که ما با کتابامون حال میکنیم شد موقع امتحان زبان. اصلا امتحان چیه نمره چیه ادم اومده یادبگیره دیگه. بیخیال. حالا یکاریش میکنم. پ
دکتر صلواتی‌زاده می‌گه "چنان با فراغ بال می‌نویسی که من فکر می‌کردم هیچ مشکلی توو زندگیت نداری" بهش می‌گم "مگه می‌شه آدم مشکل نداشته باشه؟!".ولی ما یه همسایه‌ای داریم که هیچ مشکلی نداره، به‌خصوص با ادبیات.این رو امشب فهمیدم و مثال نقض حرف‌هام پیدا شد. به جای "کثافت" نوشته بود "کسافت" و وقتی که بهش گفتم "املای "کثافت" رو اشتباه نوشتی"، گفت "بی‌خیال! واقعا چه فرقی می‌کنه بنویسیم کثافت یا کسافت؟!".البته شاید بشه اسمش رو گذاشت دغدغه نه مشکل. مثل
دانلود آهنگ جدید سیروان خسروی تنها نذار
Download New Music Sirvan Khosravi Tanha Nazar
دانلود اهنگ تنها نذار از سیروان خسروی با متن شعر و ترانه از سایت پلی نیو موزیک
دانلود آهنگ غمگین وقتی نیستی واسه کی بخونم تو نباشی واسه چی بمونم
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
متن آهنگ سیروان خسروی تنها نذار
♬♯/●♪!♫یدی از من آرزوهامو من از تو دارم تنهاییامو♬♯/●♪!♫
♬♯/●♪!♫پروازو دیدی بال و پرت رفت خاطره هامون از خاطرت رفت♬♯/●♪!♫
♬♯/●♪!♫تنها نذار ا
حالا بعد از گذشت حدود 7 ماه
ی روزایی خوبم ، اصلا تو کل روز و شب شاید فقط چند لحظه یادش بیفتم
ی روزایی نه ، با یادش بیدار میشم و با یادش می خوابم ، نه با یادش 
با خاطراتم
خوب یا بد
میگذره بهرحال
کار هم تمومه فعلا
بقیه هم هستن ولی بی فایده ان همشون 
کتاب خوندم بعد از مدتها 
چیزهای تیز جنایی ، تقریبا خوب 
من پیش از تو رو هم خوندم ، از سر بیکاری رمان معمولی عاشقانه ، هیچ چیز خاصی نداشت که جلبت کنه و چیز آزاردهنده ای هم نداشت که از خوندن منصرفت
اهمیت نماز اول وقت نزد شهید جوانی
سعی می‌کرد نمازهایش را اول وقت بخواند و روی واجبات شدیدا حساس بود.گاهی که به خانه می‌آمد می‌گفت که خیلی گرسنه است. می‌گفتم: پسرم بیرون که قحطی نیست, هر وقت گرسنه شدی چیزی بخر و بخور تا گرسنه نمانی! می‌گفت: مامان گشنه بمونم بهتر از اینکه که نمازمو دیر بخونم.  پول غذا رو میدم پارکبان تا ماشینم و پارک کنم و نمازم و تو نزدیکترین مسجد بخونم.
راوی  مادر شهید ‌
akhmiyan_eshgh
اهمیت نماز اول وقت نزد شهید جوانی
سعی می‌کرد نمازهایش را اول وقت بخواند و روی واجبات شدیدا حساس بود.گاهی که به خانه می‌آمد می‌گفت که خیلی گرسنه است. می‌گفتم: پسرم بیرون که قحطی نیست, هر وقت گرسنه شدی چیزی بخر و بخور تا گرسنه نمانی! می‌گفت: مامان گشنه بمونم بهتر از اینکه که نمازمو دیر بخونم.  پول غذا رو میدم پارکبان تا ماشینم و پارک کنم و نمازم و تو نزدیکترین مسجد بخونم.
راوی  مادر شهید ‌
akhmiyan_eshgh
دانلود آهنگ,دانلود آهنگ جدید,دانلود آهنگ جدید ایرانی,دانلود آهنگ دانلود آهنگ ترکي سامیر ایلقارلی,دانلود آهنگ دانلود آهنگ ترکي سامیر ایلقارلی,متن آهنگ دانلود آهنگ ترکي سامیر ایلقارلی از دانلود آهنگ ترکي سامیر ایلقارلی,کد پیشواز دانلود آهنگ ترکي سامیر ایلقارلی از دانلود آهنگ ترکي سامیر ایلقارلی,دانلود آهنگ ترکي سامیر ایلقارلی,دانلود آهنگ ترکي سامیر ایلقارلی,بیوگرافی دانلود آهنگ ترکي سامیر ایلقارلی
برای دانلود آهنگ ترکي کلیک کنید
1. بذارید از درصدهای خوشگلم براتون رونمایی کنم :/ عربی ۴۸% حسابان۴۲% شیمی۵۷% :||||||| اینا درصدهای ۳تا امتحانی بوده که تا الان گرفتن و البته یه فیزیک پایه هم بود که ۹۰ زدم که خا هنر کردم :/ آره خلاصه که نمیدونم چرا اینجوری میشه واقعا :( امیدوارم ازمون فردا رو خراب نکنم واقعا :( براش خوندم و امروز ۹ ساعت رو پر کردم. شاید بگید کمه ولی خا به‌نظرم فعلا کافیه. خیلی دلم میخواد الان باز بخونم‌ها ولی جدا نمیدونم چی باید بخونم دیگه :/ لطفا برام دعا کنید که خوب ب
1. بذارید از درصدهای خوشگلم براتون رونمایی کنم :/ عربی ۴۸% حسابان۴۲% شیمی۵۷% :||||||| اینا درصدهای ۳تا امتحانی بوده که تا الان گرفتن و البته یه فیزیک پایه هم بود که ۹۰ زدم که خا هنر کردم :/ آره خلاصه که نمیدونم چرا اینجوری میشه واقعا :( امیدوارم ازمون فردا رو خراب نکنم واقعا :( براش خوندم و امروز ۹ ساعت رو پر کردم. شاید بگید کمه ولی خا به‌نظرم فعلا کافیه. خیلی دلم میخواد الان باز بخونم‌ها ولی جدا نمیدونم چی باید بخونم دیگه :/ لطفا برام دعا کنید که خوب ب
 سلام دوستان .
من دختری ۱۸ ساله هستم و امسال کنکور دادم ؛ رشته م انسانیه. قصد دارم رشته علوم تربیتی یا مشاوره بخونم . هر دو رشته رو دوست دارم ولی من رشته مشاوره رو بیشتر ترجیح میدم . ، عاشق درس خوندنم ، میخواستم ببینم دانشگاه پیام نور برم یا غیرانتفاعی ؟ کدومش بهتره؟ مزایا و معایب هر کدوم چیه ؟ شما تا حالا دانشجوی این دانشگاه ها بودید؟ سطح علمی شون چه جوریه؟ شهریه هاشون چقدره ؟ استاداشون خوبه ؟ کدوم رو ترجیح میدید ؟
تو فامیل از هر کسی که پرس
از حق نگذریم پسر قشنگ زیاد هست.(من درحالیکه دستمو زدم زیر چونم و از سردرد نزدیک ب سقت شدنم و روی صندلیم نشستم و از شیشه ب آدمای عبوری نگاه میکنم ).کاش مثلا اونیکه فکرشو نمیکنم از ایی در بیاد تواون مسلسل  منو کجا ورداشتین فقط.پاشم برم نماز بخونم یکم بیل بزنم اینقد چرت و پرت ننویسم.
فکر کنم یه مدت شب بیدار بمونم نه؟ عصری بالاخره خوابم برد. یعنی بیهوش شدم تا ده نیم این طورها. الان نشستم سر کارو کتابرو زود تر بخونم که برم سر کتاب دربارهٔ عکاسی. اما اولش میشینم یه دید کلی از برنامه شهریورم مینویسم دلم میخواد کلی کتاب بخونم اگه بخوام جدا از کتابای کنکور کتاب آزادم بخونم باید وقت رو هدر ندم. باید یه فکریم به حال عکاسی رفتنم کنم. یعنی مجموعه جدید که نه اما کارکردن روی مجموعه هام اره. یعنی فکر میکنم. 
توی زبانم اشتباه شنیداریم د
اومدم بنویسم وضع هیچی عوض نشده
بنویسم هر روز بدتر از دیروز
به خودم دقت کردم،تاحالا به درجه از پوچی رسیده بودم؟!اینقدر اروم و خالی!
خیلی تلاش کردم "Letter to a Child Never Born"بخونم؛
بارها بارها توی اتوبوس،راهرو های شلوغ،وقت های اضافه ی کلاسام و روی کاناپه موقعیت خوندش پیش اومد و فقط جلدش رو لمس کردم و یکم کاغذش بوییدم چند صفحه خوندم و باز بستمش.دوستش دارم،فکرهم میکنم بشه خیلی دوستش داشت اما زمان دوست داشتنش الان نیست.
دیروز عصر یک عالم راه رفتم بیشتر ا
سلام خدمت همه ی دوستان عزیزم . چند وقتی وارد حوزه آموزش زبان و اصول زبان شناسی شدم .
 
برای یه متخصص به روز بودن خیلی مهمه و  خواندن مطالب جدید در این حوزه یکی از نیازهای اساسی این فضا است.
چون خودم برای پیدا کردن مطالب خیلی اذیت می شدم و گاهی برای خوندن یه مطلب جدید روزها یا هفته ها دنبال منبع خوب و آموزشی بودم اما همه جا یا پولی بود یا رایگان ها ارزش محتوایی خوبی نداشت. از طرفی می ترسیدم که از هر منبعی بخونم و یا پول پرداخت کنم و مطالب تکراری ب
بسم الله الرحمن الرحیم
هر روزی که خداوند خلق کرده پر هست از خیر و برکت و انرژی
پر هست از انرژی های مثبت و منفی
اما اینکه کدوم را جذب کنیم به تفکر و اراده خودمون ربط داره
من امروز را ميخام پر باشم از انرژی های مثبت
پس یه نفس عمیق میکشم و با تمام وجود انرژی های مثبت را جذب میکنم
انرژی هایی که خداوند خلق کرده تا ما باهاش پر باشیم از پیروزی و موفقیت
این همه انرژی را فقط یک جور میشه جذب کرد
فقط با داشتن انگیزه میشه جذبشون کرد
انگیزه ی من برای جذب انرژ
بسم الله الرحمن الرحیمبه نام خدایی که به آدم قدرت انتخاب دادقدرت داد تا انتخاب کنه میخاد برنده باشه یا بازندهمن به خاطر آینده ی پسر و دخترم ميخام بجنگم تا پیروز باشممن بخاطر شاد کردن همسرم ميخام بجنگم تا پیروز باشممن انتخاب میکنم برنده باشم چون خدا برنده ها را دوست دارهمن ميخام پیروز باشم پس با تمام قدرت میجنگممیجنگم و برنده میشمقدرتمند میشم و موفق میشمبخاطر سربلندی بچه هامبخاطر اینده سازی بچه هام باید برنده باشممن پیروز میشم
امروز همش دلم‌ می خواد بنویسمالبته کلی هم با خانواده صحبت کردمبلکه راضی شن  که روانشناسی بخونمفک کنم در یک سال اخیر جمعن اینقد حرررررف نزده بودمآخرش داداشم‌ گفت وااااااای تو چته امروز چرا اینقد حرف میزنی سرمون رفففففت.
برم سر خاک داد بزنم سعدی بخونم
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
طاقت بار فراق این همه ایامم نیست
داد بزنما. هوار بکشم.
یا گریه کنم بگم 
بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو
بیا دیگه. ولی تو نمیای. دوران خداهایی که با معجزه به دادت میرسیدن تموم شده
فقط بغلم کن مثل اون روز،بدون هیچ حرفی،ميخام تو این جهنم زنده بمونم،ميخام ادامه بدم،مهم نیست که دیده نشدم مهم نیست که پذیرفته نشدم،مهم نیست که تحقیر شدم،ولی مهمه که تو الان کنارمی، لطفا دستامو محکم تربگیر،توی این جهنم جلوی همه محکم بغلم بکن.:)
اونقدر چای و نسکافه خوردم که به تپش قلب و بیقراری رسیده کارم. سرم درد میکنه. سیگار میخوام. چار روزه مامان اینجاس. هیچی به هیچی. با علی بد دعوا کردیم. دعوا هم نکردیم، قهر کردیم مثکه. از دیشب تا حالا جز در مورد سوالا اونم در حد ده دوازده جمله اونم فقط تایپی، حرفی نزدیم. هفت ساعت دیگه امتحان دارم. یکی از کابوس های کلِ دوران پزشکی که دانشکده ما وحشتناک ترش کرده. گروه قبلی نوزده نفر افتاده داشته. تازه این نصفشه. میانترمی که من تا این وختِ شبِ قبلِ امتح
بسم الله الرحمن الرحیمبه نام خدایی که به آدم قدرت انتخاب دادقدرت داد تا انتخاب کنه میخاد برنده باشه یا بازندهمن به خاطر آینده ی پسر و دخترم ميخام بجنگم تا پیروز باشممن بخاطر شاد کردن همسرم ميخام بجنگم تا پیروز باشممن انتخاب میکنم برنده باشم چون خدا برنده ها را دوست دارهمن ميخام پیروز باشم پس با تمام قدرت میجنگممیجنگم و برنده میشمقدرتمند میشم و موفق میشمبخاطر سربلندی بچه هامبخاطر اینده سازی بچه هام باید برنده باشممن پیروز میشم
۲۵ شهریور نتایج کنکور اعلام میشه.به همه گفتم منکه جایی قبول نمیشماز همین الان برم روانشناسی آزاد ثبت نام کنمهمه مخالفن.میگن دانشگاه ازاد فقط عمرتو تلف میکنیبابا میگه برات ماشین میخرمامسال بمون و برا کنکور بخون که یه چیز بهتر قبول شیولی واقعا نمی تونم بازم برا کنکور بخونم۳ بار تا حالا کنکور دادم.سخته توی خونه موندنالان اومدم دراز کشیدم.بابا اومد پیشونیمو بوسید و گفت همین هفته آموزشگاه رانندگی ثبت نام کن.بابام میگه فرهنگیان دوست د
میخوام این کتاب تقریبا ۵۰۰ صفحه ای رو بخونمفعلا براش.امروز که ۲۲ امه شنبه اس،۱۴ روز بعد میشه.امممم۵ ام مرداد فک کنم؟!تا ۵ام مرداد وقت دارم که تمومش کنموقتی تموم شد سعی میکنم ازش بنویسماینجاهم اعلام کردم که نصفه و نیمه مثل بقبه رهاش نکنم و به یه جاییبرسونمش
|•وقتی بهش میگفتیم
چرا گمنام کارمیکنے میگفتــ :
ای بابا همیشه کاری کن 
کہ اگہ خـــدا تو رو دید 
خوشش‌ بیاد نہ مردم . (:
 
شهید ابراهیم هادے. 
+یه متن دیگه آماده کردم اما تا اینو خوندم دلم نیومد نزارمش:) 
++باید این متنو هزار بار بخونم تا قشنگ بره تو مغزم. 
یکم از خودم عصبی امالان باید پاشم برم یه دستی به اتاقم بکشم و بعد کتابامو مرتب کنم و یه برنامه بنویسم و بسم الله.قرار بود دیروز درس بخونم ولی خب باید دیروز در نقش مشاور خانواده ظاهر میشدم :/.حس امنیت برگشته تو وجودمحالا حس میکنم وبم امن شده.#کنکوری99 
بیکاری بدترین درد دنیاست:(بخاطر بیکاری به هر چیزی ک یادم میاد فکر میکنم و داستان میسازم:)(مادر و مهدی رفتن تهران برای ی چکاپ کامل :)دیشب رفتم عروسی :)عروس خوشگل بود چندسال پیش کلی پشنهاد دادم ک بشه عروسمون:)انشالله خوشبخت بشهداماد مال ی شهر دیگه بود:)شدید دلم میخواست عروسی خاله ای داداشی چیزیم بود ک میرفتم وسط میتردمدلم سرچوپی میخواد ی رقص کوردی با ریتم خیلی تند میخوام کلی کل بزنم وشیطونی کنم:(یه عالمه کتاب هس ک دلم میخواد بخونم ولی فکرم آزا
واسه ثبت نام یه کارایی با آدم میکنن که اصن پشیمون میشه و میگه
غلط کردم اصن نخواستم بیام پزشکی بخونم
دهنم صافففففف شد از بس دنبال مدارک رفتم و هی اینور اونور منو فرستادن
باز خوبیش اینه که شیراز هستم و یه شهر دیگه نمیخوام برم و دردسر خوابگاه و این کوفتیا ندارم
امروز روز بشدت دلگیری بودشاید بگین چقد همش دلم میگیره و اینا ولی من قبلا اینجوری نبودم ینی در طی هشت ماه از مهر 97 تا خرداد. 8 ماه میشه؟  نمیدونم هرچی. اصلا دلم نگرفت و همیشه شاد بودم. یکی از دوستان گفت به خودت بقبولون که شرایطت خوبه. ناشکر نیستم ولی نمیتونمصبح که رفتم سرکار و طبق معمول از رفتارای کارکنان اعصابم خورد شد و تصمیم گرفتم ازین ببعد هرچیزی که حقمه رو بگیرم حق کسیم نخورم.من در هر صورت پنج روز مرخصی رو اجبارا ماه بعد باید بگیرم اونم به
سلام بچه ها خوبید شما این همه میایید و دلنوشته های این پیر مرد ره عشق را میخوانید خودتون رو نمیخواهید معرفی کنید و ادرس وبلاگ خود رو بدید منم بتونم به وبلاگ شما بیام و بخونم و نظر بدم ؟ هر کسی مایل بود ادرس وبلاگ یا اینستا و فیس بوک یا شمارش هر چیزی رو دوست داشت برام بفرسته تا باهم بیشتر اشنا بشیم
سلام بچه ها خوبید شما این همه میایید و دلنوشته های این پیر مرد ره عشق را میخوانید خودتون رو نمیخواهید معرفی کنید و ادرس وبلاگ خود رو بدید منم بتونم به وبلاگ شما بیام و بخونم و نظر بدم ؟ هر کسی مایل بود ادرس وبلاگ یا اینستا و فیس بوک یا شمارش هر چیزی رو دوست داشت برام بفرسته تا باهم بیشتر اشنا بشیم
متن آهنگ سیروان خسروی بنام تنها نزار
 
یدی از من ، آرزو هامومن از تو دارم ، تنهاییاموپروازو دیدیم ، بال و پرت رفتخاطره هامون ، از خاطرت رفتتنها نذار ، این دیوونه روخالی نکن ، تو این خونه رووقتی نیستی ، واسه کی بخونمتو نباشی ، واسه چی بمونمهر جایِ این شهر ، ردِ من و توکی عاشقی کرد ، قدِ من و توگفتی میمونی ، اما دلت رفتخاطره هامون ، از خاطرت رفتخیلی وقته که این خیابونتوو بارون ندیده ما رو با همدیگهبدونِ تو که دنیامی نهنمیخوام یه لحظه دنیا رو
با اینکه نتونستم کنکور شرکت کنم ولی با اعلام نتایج حال منم بد شده.چرا؟ چون امسال کلی تلاش کردم و از همه چیز زدم تا درس بخونم اما نشد که نتیجه شو ببینم‌.
دارم به گزینه های محدود پیش روم نگاه میکنم و به صداهایی که میگن برو دانشگاه گوش میدم.
کاش یکی دستمو بگیره و فارغ از همه چیز، راه درست رو نشونم بده.
من.این منِ ناتوان از تصمیم گیری.‌‌خسته است، سردرگم و بی پناهه
راستش اصلا نمیتونم دیگه به هیچ پسری اعتماد کنم اصلا وقتی میگه دوست دارم خندم میگره 
ببخشید ولی بران غیر قابل باور شدن
مهر پارسال یادتونه مریض شدم ۲۰ روز من همش بیمارستان بودم
امسال هم همینجوری شدم
اصلا من هر موقع میخوام درس بخونم اینشکلی میشم
چ خبرا دوستان؟؟
امروز شروع شد میتونم از راه همیشگی نرم یک کتاب متفاوت بخونم یک غذای متفاوت بخورم میتونم کاری کنم تکراری نشه هر روزی خوبی و شادی داره غم و ناراحتی داره من که با تغییر آب و هوای محیط اینجا عادت کردم زندگی رو خودمون سخت میکنیم 
سال اول دبیرستان رو تازه تموم کرده بودم. میخواستم برم هنرستان و معماری بخونم. رفتم پیش کسی که خیلی قبولش داشتم و یه جورایی اون روزا الگوم بود. گفتم: می خوام برم فنی حرفه ای و معماری بخونم. هرگز نگاه خشمگینش و اون جمله ای که بهم گفت رو فراموش نمیکنم. معلمم بود. من همیشه از نظر معلم هام باهوش بودم و اونا انتظار یه رتبه ی خیلی خوب ازم داشتن. بهم گفت: مگه همیشه سریع ترین راه بهترین راهه؟ تو چشمای عصبانیش نگاه کردم و گفتم نه. گفت: "پس میری ریاضی می خونی.
چندوقته موقع نماز خوندن به خودم میگم یه نماز قشنگ  بخونم امروز حالم خوب شه،
الله اکبر،بسم الله الرحمن الرحیم،الحمدالله رب العالمین.
و بعد
به خودم میام و میبینم دارم سجاده رو چمع میکنم
چه بد که انقدر بی حواس باشه ادم وقت نماز
امروز یه هو سر ظهر بود که حوسلم سر رفت گفتم چیکار کنم چیکار نکنم پاشدم رفتم بیرون همین طوری رفتم بالا تا رسیدم به A.S.P که بالای خونمه به هدف دختر و اینا که البته هدف واقعیم دختر نیست  که حالا بعدن میگم خلاصه یکم اونجا  چرخیدم بعد دیدم دختر و اینا خبری نیست پاشدم رفتم هی بالا همین طوری میرفتم کلی هم خوشال بودم که بالاخره دارم برنامهی رندم والکم رو انجام میدم بعد کلی هم خوشال موندم دیگه یعنی انجام شد دیگه بعد همین طور که داشتم میرفتم یکهو سر از پ
 
فقظ میدونم امروز انتخاب واحد بوده و من.
 
فقط میدونم من دلم درد میکنه و به شدددت سرم ، با یه بک گراند لایت از درد های بقیه اعضا.
 
ققط میدونم من انقدر حرارت بدنم بالاست که از رو لباس هم دست مامانم داغغغ میشه.
 
فقط میدونم من علاقه زیادی به خوابیدن طولانی و عمیقی تو این لحظه دارم.
 
 
+ اینا رو نوشتم که اگه از خواب بیدار شدم بخونم !! :|
برنامه ی من برای جبران تایم از دست رفته اینه :
قصد ندارم توی باقی ازمون های تابستون قلمچی شرکت کنم.
اولین آزمون مهرماه قلمچی در تاریخ 5 مهر برگذار میشه که یک آزمون تعیین سطحه.
برنامه ی من ، کسب آمادگی برای این آزمون تا 30 روز آینده س .
من قصد دارم مطابق برنامه راهبردی قلمچی در تابستون ، توی این 30 روز درس بخونم و برای آزمون تعیین سطح آماده بشم.
قلمچی در طی تابستون 5 آزمون برگذار کرد ( و می کنه ) که برای رسیدن به مباحث هر آزمون ، 2 هفته فرجه دارن دانش آم
دهم یا دوازدهم؟ مسئله این است. حس می‌کنم حیفم میاد ساعت مطالعه ای که میتونم با دوازدهم که نصفشه پر کنم دهم بخونم که قطره ای از دریاست. از طرفی دهم آسونه حیفه نخونمش. از طرفی دوازدهم جذاب‌تره و بعضی درسای سخت برای من جذاب و آسونه و مطالعشون برام مفیدتره.
امروز خیلی وقته شروع شده. از وقتی بیدار شدم نشستم پای زبان از اول همه رو دارم میخونم خدا کنه نمرم خوب بشه. بی دقتی نکنم یه خورده هم استرس دارم چون تا قبل این کلاس هرچی امتحان زبان دادم افتضاح بودم فقط یه بار ۱۹ شدم اونم فاطمه کنارم نشسته بود همه چیو از رو اون نوشتم:دی معلمم اینقدر سر بود که نفهمید. دانشگاهم یه بار پنج شدم ! دوباره برش داشتم پاسم کرد این یکی استاده. میخوام بگم ادم ممکن واقعا ندونه یا بلد نباشه فقط باید تلاش کنه تغییر بده وضعیت رو.
دیشب خواب پدربزرگم رو دیدم بهم گفت وسایلت رو جمع کن میام میبرمت 
ینی دارم میمیرم؟؟؟؟ :/
جمعه کنکور دارم بعد امروز سرما خوردم در صورتی که یکساله سرما نخوردم آخه الان وقت سرما خوردن بود (حالم بده سر درد گرفتم نمیتونم بخونم) :/
دعا کنید کنکورمو خوب بدم
قیمت پانزده میلیون تومانقابل ساخت با شعله های ترک و شعله های سرامیکی به دلخواه مشتریدستگاه کباب ترکي مبله یا کابین دار ، دلیل این نامگزاری وجود یک کابین در پایین دستگاه هست که مانند میز بوده و درون این میز با توجه به میل مشتری بنماری هم می توان قرار داد تا در بنماری ها انواع مخلفات را برای ساندویچ کباب ترکي و کباب ترکي پرسی به ارمغان آوریم و در فضاهای اضافی این کابین نیز می توانید لوازم یا نان های ساندویچی را قراردهید.دستگاه کباب ترکي چهار س
تصمیم دارم کانالمو پاک کنم به همین زودی دوماه.
ولی بعدش تصمیم گرفتم تلگراممو پاک کنم ولی قول دادم.
شایدم تلگراممو بستم و فقط جمعه ها بازش کنم شاید
کانالمو دوست دارم
کانالایی که عضوشونم هم دوس دارم.
ولی ميخام موثر و مفید باشه. ميخام امسال و سال دیگه قشنگ اماده شم برای کنکور. ميخام لذت ببرم. نميخام همش بیفته یک سال ميخام خوب طراحی تمرین کنم و زبانمو قوی کنم 
ولی نمیدونم چیکار کنم دل بستم
تاریخ هنر سخته و من تا الان یک سال رو به بطالت گذرونم و هی
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها