نتایج جستجو برای عبارت :

منو به ارومی ذوب کن

سلام. روزای ارومي ان این روزا :)حرف دیگه ای نداشتم فقط خواستم بنویسم ک یادم بمونه و بتونم اینجا ببینم بعدا ک حال و هوای این روزا چطور بودنسال اخر دانشجوییمه و مثلا با خودم میگم ااا این شاید اخرین شهریوری باشه ک اینجام یا فلان جا رو حتما برم تو این یک سال :) زمان چ سریع گذشت مث برق و باد داره میشه ۷سال!کاشکی قدر هر روزو همون روز بدونیم 
امام جمعه اسالم: با این اوضاع "مسکن" درب وزارتخانه‌تان را گل بگیرید!حجت الاسلام باقری ارومي گفت: گاهی شنیده می‌شود پزشکان برای کسب درآمد بیشتر چندین نفر را همزمان معاینه و یا دارو‌های غیرضروری تجویز می‌کنند و یا مطب پزشک کارتخوان ندارد، اینکه می‌گویند پزشکان هنوز آموزش استفاده از کارتخوان ندیده‌اند شبیه جوک سال است، پزشکان باید یار و یاور محرومان جامعه باشند. وی با اشاره به ورود به ماه آخر تابستان و اوج فصل جابجایی مسکن گفت: متأسفانه گ
امام جمعه اسالم: با این اوضاع "مسکن" درب وزارتخانه‌تان را گل بگیرید!حجت الاسلام باقری ارومي گفت: گاهی شنیده می‌شود پزشکان برای کسب درآمد بیشتر چندین نفر را همزمان معاینه و یا دارو‌های غیرضروری تجویز می‌کنند و یا مطب پزشک کارتخوان ندارد، اینکه می‌گویند پزشکان هنوز آموزش استفاده از کارتخوان ندیده‌اند شبیه جوک سال است، پزشکان باید یار و یاور محرومان جامعه باشند. وی با اشاره به ورود به ماه آخر تابستان و اوج فصل جابجایی مسکن گفت: متأسفانه گ
نمیدونم تا حالا حس حالت تهوع و سرگیجه و دل درد رو با هم یکجا داشتید یا نه؟! یه حس خیلی مزخرف و بدیه! اصلا نمیتونی اروم بگیری. نه حالت تهوعت میخوابه، نه سرگیجت تموم میشه و نه دل دردت. هیچ درمانی هم نداره بجز بالا اوردن! تا زمانی که بالا نیاری هی باید زجربکشی. ولی وقتی که بالا میاری، یه حس ارومي تو رو دربر میگیره. حالا نه از حالت تهوع خبریه نه از سرگیجه و نه از دل درد. اروم ارومي. یجوری خوب میشی که اصلا یادت میره چند دقیقه قبل داشتی چه زجری میکشیدی!
امروز صبح که از خواب بیدار شدم،
اینقدر شرایط و هوا خوب بود،
 
که ب این فکر کردم،
 
(و مطمئن شدم) 
که هر جای دنیا که باشی، از کشور اباتز وسط اقیانوس که نصفش رفته زیر اب،
تا ایستر ایلند وسط اقیانوس اون وری هزاران کیلومتر دورتر از خشکی های شیلی
 
تا ونکورر
 
تا برلین
ایران
 
هر جا
 
اگه اون کسی که دوست داری پیشت باشه، باشه
 
و اون شرایطی که دوست داری، فراهم باشه، دنیا به کامت هست، و هیچ غمی نداری.
 
وگرنه،
توی طلا هم که باشی،
 
بورلی هیم که باشی
دنیا:نشسته بودیم همینجوری در انتظار امیر و مارالسرمو پایین انداخته بودم و گوشیمو رو پاهام میچرخوندم هرزگاهی که چشممو اینور و اونور میکردم سنگینی نگاهی رو روی خودم حس میکردمشایدم اشتباه بود!!سکوتمو حفظ کردم و به زمین چشم دوختمهوفی کشیدم و دستمو زیر موهای حالت دار بلندم کردم و تشون دادم و سرمو بالا اوردم و دیدم که رهام داره به موهام نگاه میکنه و دهنش بازهتو دلم گفتم مگس رفت توش ببندش و نگاهمو یدم و با سرمو پایین انداختم با پاهام روی ز
مهمان داریم چه مهمانی ( به قول اقای مدیری)
امروز صبح افتاب نزده داییم همراه با زن و بچه اش اومد خونمون و به خاطر کاری متاسفانه دختر چهار 
سالشون گذاشتن پیش ما و خودشون رفتن.
خب از دختر کوچولومون بگم اینه که هرگز بچه ارومي نبوده ونیست و خیلی ام باهوشه.
همون اول تصمیم گرفتم از در دوستی وارد بشم تجربه ثابت کرده لج کردن باهاش عواقب
جبران ناپذیری داره.
برای اینکه سرگرمش کنم گفتم ایناز ؟ میخوای برات کارتن باربی هارو بزارم؟
قیافه اشو مچاله کرد و گفت
#پارت_21
#متغیر
با نجوایی که درگوشم زمزمه میشد چشم بازکردم به حدی خسته و کوفته بودم که صدایش برایم حکم لالایی داشت وقتی صدای بسته شدن در اتاق3.4 که دراختیار داشتم به گوشم رسید مثل برق گرفته هادرجایم نشستم .یورش بردم به سمت درو بیرون رفتم پایین پله ها خانومی چمدان به دست درحال رفتن بود-کتی(خدمتکار) کتتتی خانم صبر کنید چمدانش زمین گذاشت لبخندی زد که چهره سردش حتی با لبخندی که زد گرم و صمیمی نشد
+دارین میرین؟!!
-اره
+سری به من نمیزنید؟!!
 -. 
سرمو کج ک
سلام.
اینکه دلیل اصرار من برای اینکه برام پیام صوتی بفرستین رو میخوام بگم.
راستش من صدای فوق العاده و فولانی ندارم اما اکثر اوقات دوست دارم پیامم رو بجای نوشتن تو شبکه های اجتماعی بصورت ویس بفرستم.هم میشه بیشتر حرف زد هم انگشت خسته نمیشه هم احساس رو مثل بغز و خشم و کنایه رو میشه بروز داد.یکم اعتماد به نفس میخواد.اگه می دونین طرف یا جایی که ویستون رو میفرستین اهل شیطونت بازی نیست ویس بدین.با حاله تازه صدای خودتون رو هم بعدش گوش بدین.کم کم تپق
اگه بگم هدفم از سریای قبلم بیشتر و مهم تر شده دروغ نیست .
یه سری چیزا باید باشند تا همه چیز اوکی باشه .
مثل: ورزش کردن و گاهی اهنگ پلی کردن ولی ورزش از اهنگ پلی کردنم مهم تره و نقش اساسی داره خدایش .
باید تمام تلاشم رو بکنم حتی شده برای یک بار دیگه ام که شده قویتر پاشم نکه بگم الان شرایط فعلیم بده نه ولی اونی نیست که باید باشه راضیم نکه راضی نیستم ولی مطمئنم میشه که راضی ترم باشم اوکی و مفید باشم در هر صورت .
روی یه چیزایی کار کردم و تونستم ازشو
راستش من بچه ارومي بودم مدرسه
و خوب منم چنتا خاطرع میگم
بخندید ضایع نشم
حالا انشاءالله چند سال بعد
خاطره ها خودمو دانش اموزامو میگم
خوشا ب حال دانش اموزی ک معلمش من بااشم
اعتماد ب سقف هم خودتونید
جونم واستون بگه کلاس پنجم دبستان
علوم داشتیم من گرسنه م بود 
تو فکر اینک کاش امروز ک رفتم خونه
کباب داشته باشیم میون فکرام
شنیدم معلم گفت زله من
جیغ کشیدم فراااار کردم بیرون
ک دیدم کلاس رفته رو هوا
معلم کتاب رو دارع گاز میزنه
بچه ها میز رو 
نگووو
این بار سومیه که میرم کلکچال چرا؟
اول اینکه با وجود این همه کوهنوردی که وجود داره اینجا با کسی آشنا نیستم دوم هم امادگی مناسبی ندارم و دارم از مسیر های ساده شروع میکنم، تازه این بار تا پناهگاه بیشتر نرفتم همه وسایل کوهنوردیم اینجا نیست ، مثلا با شلوار جین رفتم امروز : یعنی دیروز :)))
هواشناسی رو نگاه کردم 10، 13 و 15 بارش باران و بقیه ساعات هم باراندگی اندکی داشت، لباس اضافه همراه خودم بردم.
از اونجایی که فعلا کرج هستم تا برسم به جمشیدیه شد ساعت 10 (
امروز وقتی مادر یکی از بچه هارو دیدم یاد چند سال پیش مادر خودم افتادم .هر چند الان هم همون اندازهنگرانم میشه ولی از حساسیت چند سال پیشاش کم شده و تقریبا خیالش راحتتره .ولی خب مادره دیگههنوزم حتی نگران اینه یه شب بدون شام بخوابم . یا رو مبل خواب برم و پتو روم نکشم .یواش رانندگیکنم .شب موقع خواب گازو باز نذارم .و کلی از این نگرانیا که هیچ وقت ما معنیش رو نمی فهمیم ولیاونا عمرشون رو واسه همین نگرانیاشون گذاشتن .تا چند سال پیش بشدت از این نگر
الاء عزیزم سلام
کاش میشد این نامه رو ده سال پیش دستت میرسوندم. 
اون موقع که احساس تنهایی کردی
ای کاش اون موقع تو محیط بهتری بودی
کاش میشد درس و جدی بگیری  بخاطر شیطنت هات اصلا ناراحت نباش
همه بچه های ارومي که حسرتشون و میخوردی و خودت و میکشتی بتونی مثل اونا کم حرف و اروم بشی اونها همه پشیمونن که چرا تو سن و سال تو شیطنت نکردن 
آلاء عزیزم وقتی اولین پسر برای دوستی بهت پیشنهاد داد و سه ماه رفت تو مخت و با حرف های عاشقونه و کارهای خاص دلت و بدست ا
نمیدونم چقدر لازمه بنویسم تا که ذهنم خالی بشه و بتونه بشینه پای درساش، اما میدونم که اصلا کم نیست. میخواستم ورزش کنم، اما صدای بارون رو شنیدم و رفتم پایین که بشینم رو مبل خیلی راحتی که گذاشتم کنار پنجره و مثن اونجا درس میخونم، و خب درس بخونم، اما نشد.
این که هنوز تسلط کامل رو مغزم ندارم ناراحت کننده ست، این که نمیتونم وقایع رو جوری که هست و نه بدتر، حتی شاید بهتر برا خودم جلوه بدم و پیش ببرونم دلسرد کننده ست، که فقط خودم میدونم چه موانعی که تو
دنیا:مرال پیشم اومد و بردم پیش مادرم و رفتیم خونهفرداش برای مراسم پدرم اماده شدیمباورش سخت بود که فکر کنم پدرم از پیشم رفته و همین حس اشکو داخل چشمام به وجود می اوردسرمو روی پاهام گذاشتم و گریه کردمانقدر گریه کردم که ناخواسته روی تخت افتادم و چشمام با حالت اشک سابق بسته شد و زمان گذشتصبح بلند شدم و لباسای مشکیمو در اوردمرفتم پایین و سمت بهشت زهرا رفتمتوی راه به کیاست پیام دادم که نمیام چند روز به دلیل فوت پدرمبه این تیکه که رسیدم بغض کردمرسی
دنیا:مرال پیشم اومد و بردم پیش مادرم و رفتیم خونهفرداش برای مراسم پدرم اماده شدیمباورش سخت بود که فکر کنم پدرم از پیشم رفته و همین حس اشکو داخل چشمام به وجود می اوردسرمو روی پاهام گذاشتم و گریه کردمانقدر گریه کردم که ناخواسته روی تخت افتادم و چشمام با حالت اشک سابق بسته شد و زمان گذشتصبح بلند شدم و لباسای مشکیمو در اوردمرفتم پایین و سمت بهشت زهرا رفتمتوی راه به کیاست پیام دادم که نمیام چند روز به دلیل فوت پدرمبه این تیکه که رسیدم بغض کردمرسی
مردم آذربایجان غربی تلاشها برای پاکسازی قومی در شمال سوریه، تزریق 300 میلیارد پول مشکوک به قلب اورمیه تحت عنوان سرمایه گذاری، اوضاع تورکها و اعراب کرکوک، زیاده خواهی فرهنگی- قومی ، حمله به مرزبانان و ایجاد رعب و وحشت قومی در منطقه برای ترک منطقه از سوی مردم بومی را سناریوهایی می دانند برای توهماتی که در قندیل و اربیل چیده می شود.
 غرب آذربایجان در طول تاریخ هم از نظر امنیتی و هم از منظر استراتژیکی دروازه شرق و غرب بوده و گذرگاه فرهنگهای مختل
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
دریافت
فایل بالایی فایل صوتی این پسته و این که آسفالت شدم درستش کنم. ولیکن ایده ی خوبی بود. احتمالا ادامه بدم. چون باعث میشه یکم به درست و شمرده حرف زدن فکر کنم. ولی خب همین 2-3 تا پاراگراف فکر کنم ش
#پارت32((هلن))هیوا خیلی زود اماده شد رفت خیییییلی زود داشت یه اتفاقایی بینشون می افتاد که خودشونم نمیدونستن .((هیوا))ساعت پنج بود از خونه اومدم بیرون و همونجایی که ادرس داده بود رفتم ساعت حدودا پنج و نیم بود میدونم خیلی زود راه افتاده بودم یه پالتو نوک مدادی پوشیده بودم با یه بوت و یه شال مشکی یه جای دنج و اروم قرار گذاشته نه خبری از شلوغیه خیابونا بود نه همهمه ی کافه ها یه فضای ازاد  ، دنج و شاداب خیلی حال خوبی رو به ادم هدیه میکرد باد ملایم ا
گایز دارم میرم ممکنه خیلی طول بکشه تا برگردم جدی میانهفقط این پستو میزارم تا بدونین به یادتون بودم و بیخبری نرفتم.
سعی میکنم برای تولد اعضا بیامو یک پست بزارم
خیلی دلم براتون تنگ میشه.
 
جیسوگ: نمیدونم اگه وب تو نبود باید چکار میکردم!چون اگه وب تو نبود هیچوقت نمیتونستم با بقیه اشناشم به خصوص با خود تو تو اولین کسی بودی که میشناختم
اونی جیسوگ اگه وبتو خدایی نکرده فیل کردن که حتما میکنن نامردا-_- خودتو ناراحت نکن حتی اگه دوسال دیگه هم مطالبو قر
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

کسب و کار و بازاریابی اینترنتی طاق. از دیروز تا امروز آموزشی سخنان بزرگان در باره راههای زندگی پاکان صنعت wwwblogs سایت معرفی بازی های مختلف لبخند می زنم