نتایج جستجو برای عبارت :

مشیه از راه برسی بمونیو تا آخرش

واقعا این دنیا چیه؟
داشتم با خودم به أین فکر می کردم که آخرش که چی؟
دو تا کنکور دادیم و قبول شدیم، دو تا دوره دانشگاهی رو تموم کردیم.
سربازی رفتیم، الانم سرکار.
اما آخرش که چی؟
این استرس ها و نگرانی ها کی دست از سر ما برمیداره؟
چرا داریم دنیامون رو این طوری میسازیم؟
آخرش قشنگه… وقتیکه دست، ت میدیُ…♯♫♪این دلِ که تَنگه؛ اونو با دست، نشون میــدیُ…♯♫♪اون شبایِ بعدش… آخ!! اون شَبایِ بعدش…♯♫♪تنظیم قطعه: امیر بهادر دهقانمیـمیره توو دوری، این دلِ بی صاحب، تو غمُ…♯♫♪دیوونه نبودی!! من عاشقت نمیشدمُ…♯♫♪نکنی تو تَرکش!!! چجوری بگـم بهش؟!؟!…♯♫♪آخرش، یه من میمونم! یه تو! دِ قلب نداری که تو…♯♫♪مَنی که با عشق، میشونی به پات…♯♫♪داری وِل میکـنی، که جات!! آخه جات کیو بذارم من؟!؟!…♯♫♪نه!! دِ قلب ندار
ئادەمێک هاتە بەر چاوم برسيبرسي تر لە گورکێکی سەر چیاکان کە لەسەر تاتەبەردەکان دەیلوراندئادەمێکم دیت برسيبرسي تر لە سەگەکان کە سەریان دەکەنە نێۆ زبلەکانئادەمێکم دیت برسيبرسي تر لە پشیلەکان کە لە برسان بۆن دەکەنە ماڵەکانخۆیان وەبەر پەلاماری مرۆڤەکان دەدەنبۆ پتە گۆشتێکی بۆگەن بۆ چەرم و چەقاڵتەیەکبۆ زگی برسيباوکێک بۆ کورەکاڵەکەیپارەی نەبو بۆ جلی قوتابخانەوەک نەچیرەوانێک خەفتا لە بەر دەرگای یاریگایەکجلی نۆی مناڵێک نیشان کرادو بەرد
دانلود آهنگ جدید علیرضا طلیسچی آخرش قشنگه (با کیفیت اورجینال)
Download New Music Alireza Talischi Akharesh Ghashange
به همراه متن آهنگ و تیزر تصویری آهنگ
 
 
متن آهنگ
آخرش قشنگه وقتی که دست ت میدی و این دل که تنگه اونو با دست نشون میدی و اون شبای بعدش اون شبای بعدش آخرش یا من میمونم یا تو یه قلب نداری که تو من که با عشق میشونی به پات دارم حال میکنم باهات بگو جات کی رو بزارم من که قلب نداری که تو .دانلود سریال کره ای

من غلام نوکراتم
عاشق کربلاتم
تا آخرش باهاتم
تو همونی که میخوامی 
دلیل گریه هامی
تا آخرش باهامی
عشق ، یعنی به تو رسیدن
یعنی نفس کشیدن
تو خاک سرزمینت
عشق ، یعنی تموم سال و
همیشه بی قرارم
برای اربعینت
آقای من
زندگیم و دستت دادم
تو این مسیر افتادم
ای عشق مادرزادمحسین
قشنگ وقتی هزار تا کار اساسی داری که باید انجامشون بدی ذهنت میگرده ببینه یه کار غیرضروری و کاملا بی اهمیت پیدا میکنه تا عین خوره بندازه تو جونت و نذاره به اصل کاری هات برسي!
مثلا الان گیر داده که من موهامو کوتاه کنم 
خب من میترسم عین چی به غلط کردن بیفتم سر کوتاه کردن 10 سانت مو! 
امروزم سردرد کامل منو از کار و زندگی انداخت و آخرش به حالت تهوع افتادم و میتونم بگم از ظهر فقط یا نالیدم یا خوابیدم یا قرص خوردم الانم یکم بهترم که گیر دادم به موهام!
از اول صبحه نشستم به نصب یک برنامه و حالا دیگه داشتم یواش یواش بی خیالش میشدم که به عنوان آخرین تیر، یک فیلم آموزشی دیگر هم دیدم. از ابتدا تا انتهای کار را مو به مو می گفت. همان هایی بودند که خودم هزار بار انجام داده بودم رفت و رفت تا فقط آخر فیلم نشان داد که باید دوباره برنامه را اجرا کرد. می دانید فقط همین بود. معلم کنکور فیزیکم که حتی نکات ریز سر جلسه را از او یادداشت می کردم هم میگفت درصد بالایی از تست هایی که اشتباه میزنن دقیقا مربوط به 10 د
یکه بود و بی‌حریف، این شد که لشگر باب شدلشگری را کشت، جنگ نابرابر باب شدتیغ بر کف با نقابی از دل لشگر گذشتدر عرب، تشبیه ابروها به خنجر باب شدهیبتش را چون مؤذن داخل محراب دیدابتدای هر اذان "الله اکبر" باب شدشیعیان توحیدشان را در ولایت یافتنددر نماز این شد که بعد از حمد، کوثر باب شداصلا از وقتی که فهمیدیم کوثر با علی‌ستختم قرآن بین ما از جزء آخر باب شدگفت پیغمبر "انا علمٌ علیٌ بابها"در مدینه ناگهان سوزاندن در باب شد!هر چه را شد باب کردند، آخرش
یه پسر جوون و پدر تقریبا پیری یه خوونه قدیمی دارن، اینا میوه میفروشن جلو خونشون، فروششونم بد نیست امشب با مرده حرف میزدم ملکت چقد میارزه، میگه متری ۵۰ تومنم بخوان نمیدمش! آخرش گفت دو تومن میخواستنش ولی ندادم، منم دیگه چیزی نگفتم اما واقعا اینا دیگه کین ؟؟؟خونه کلنگی و داغون، خودت و پسرت تا صب بیدار باشی که میوه هاتو نزنه (۲۴ ساعته بازه) آخرش که چی؟ این واقعا زندگیه؟دو تومن بگیر، با ۱۴۰۰ یه آپارتمان خووب بخر، ۱۰۰ تومن بده یه ماشین بنداز
دارم یه رمان مینویسم بر اساس واقعیت اما آخرش رو خودمم نمیدونم چون واقعیه دروغ نیست شاید خودم رو مدیون به دختر رمانم میدونم دختری که به خاطر من فداکاری کرد دختری که نمیدونم شاید یه روز تمومش کردم اما آخرش رو چیکار کنم تصمیم گرفتم دو جلدش کنم جلد اولش تا الان و جلد دوم وقتی بدونم همه چیز به خوبی و خوشی تموم شد رمانی با موضوع اجتماعی ازدواج اجباری با کسی همسن باباش وقتی برام تعریف میکنه گاهی میخندم گاهی هم بغض میکنم و اون گریه ولی من که تمومش می
من هیچوقت کسی رو پیدا نمیکنم که آهنگای مورد علاقمو بلند بلند باهاش بخونم. 
هیچوقت کسی رو پیدا نمیکنم که نصفه شب ببرتم بیرون تا ستاره ها رو باهم ببینیم. 
هیچوقت کسی رو پیدا نمیکنم که وقتی ناراحت شم بخواد پیشم بمونه. 
هیچوقت کسی رو پیدا نمیکنم که به حرفای چرت و پرتم گوش بده
کسی رو پیدا نمیکنم که فکر کنه فوق العادم و از دیدنم قلبش به تپش بیفته.
کسی رو پیدا نمیکنم که منو ببره جاهایی که خودش دوست نداره تا فقط لبخندمو ببینه. 
میدونم که آخرش عا
من هیچوقت کسی رو پیدا نمیکنم که آهنگای مورد علاقمو بلند بلند باهاش بخونم. 
هیچوقت کسی رو پیدا نمیکنم که نصفه شب ببرتم بیرون تا ستاره ها رو باهم ببینیم. 
هیچوقت کسی رو پیدا نمیکنم که وقتی ناراحت شم بخواد پیشم بمونه. 
هیچوقت کسی رو پیدا نمیکنم که به حرفای چرت و پرتم گوش بده
کسی رو پیدا نمیکنم که فکر کنه فوق العادم و از دیدنم قلبش به تپش بیفته.
کسی رو پیدا نمیکنم که منو ببره جاهایی که خودش دوست نداره تا فقط لبخندمو ببینه. 
میدونم که آخرش عا
گاهی باید به بعضیا یادآوری کرد:
 
"من.تو!نیستم."
 
 
 
 
مخصوصن اونایی که هی میگن:من فلان کارو کردم.من فلان جا رفتم.من اینجوریم .من اونجوریم.
بعدم آخرش میگن:شما نکردین؟.شما نرفتین؟.شما اینجوری نیستین؟.شما اونجوری نیستین؟.آخی!(اون آخی آخرش خیلی حرص در میاره!)
 
ای پرنده مهاجرسفرت سلامت امابه کجامیری عزیزم قفسه تموم دنیا
روی شاخه های دوری چه خوشی داره صبوریوقتی خورشیدی نباشه تا همیشه سوت و کوری
میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوتتا بخوای بر گردی خونه گم میشی تو باغ غربت
واسه ما فرقی نداره هر جا باشیم شب نشینیمدلخوشیم به این که شاید سحرو یه روز ببینیم
آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبهتازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبهآخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبهتازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه
میگذره رو
دور هم نشستیم و داریم از قدیم حرف می‌زنیم، از بچگی‌مون. می‌گم من به‌شکل عجیبی برای بزرگ شدن عجله داشتم، برای مدرسه رفتن، برای هجده‌سالگی به بعد و جالب اینه که الآن هم اصلاً دلم نمی‌خواد به گذشته برگردم و هنوز هم برای آینده یه‌کَمَکی شوق‌وذوق دارم؛ تنها دلتنگی‌ام برای عزیزانی هستش که از دست‌شون دادم.
ناشناخته‌ها به‌خاطر ناشناخته بودن‌شون جذابن و به‌نظرم همینه که من رو به آینده علاقه‌مند می‌کنه. خب مطمئناً زندگی من طوری نیست که هر
تابستون پارسال بود، رفتم تعیین سطح زبان.
آنقدر دانشجوها رنگ و وارنگ و باز بودن که سر درد گرفته بودم.
گفتم پامو توی این موسسه نمی ذارم حتی اگه فقط همین یه دونه باشه.
گذشت و گذشت تا حدودای دی ماه.
بعد اون واقعه تلخ، برای تغییر روحیه و تجربه یک فضای جدید، دل رو زدم به دریا و ترم اول رو ثبت نام کردم.
و امروز ترم سه تموم شد.
فقط مونده دو ترم دیگه. 
البته برنامه های من فعلا استپ شده و احتمالا چند مدت دیگه برم برای ترم های بعد.
ولی امشب فهمیدم من اون آدم ق
عرض کنم حضور با سعادت شما، هاشم خان دماوندی ِ چارشونه و لوطی که ذکر خیر شخصیتش در سریال زیبا و با اصالت "شهرزاد" را قبلا هم اینجاگفته  ام وقتی معشوق قدیمی اش "قرص قمر "را از دست داد و در سکوت و پنهانی عزادارش بود به شهرزاد گفت: "عروس! عشق مثل جنگ می مونه ، اولش آسونه ، آخرش سخت ِ و فراموش کردنش محال ".  خواستم بنویسم که مسئله ی  دست و پنجه نرم کردن با محالات در واقع همخوابگی با مرگ است . آدمیزاد آبستن رنج می شود از آن و تا فارغ نشود از این بار ، در می
دختره اسم پروفایلش جوجو بود!دو ساعت باهاش فک زدم.آخرش ازش پرسیدم چن سالته؟میگه ۴۹ سالمه! ‌ ‌خب لامصب جوجو چیه؟!تو الان یه شتـرمرغ بالغـی :)))))))))))))))))))) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
چرا باید موقعی که دارم خوب نگاه به عمل میکنم دکتره بهم بگه شما دانشجوی پزشکی هستین؟:|
که تا آخرش حالم خراب باشه .؟ 
اسم پزشکی رو چرا میاری
آخر روز جالبه گفتم خدا کنه سوار یه اتوبوس بشم که  یه جای دور بره و فقط دور باشه!
 دقیقا همون اتوبوس که سوار شدم  مسیرش با مسیر من 40 کیلومتر  و فکر کنم بیشتر فاصله داشت که آخرش مجبور شدم بگم آقا منو پیدا کن :/
مریض به همکارمون میگه این بچه کیه ؟  همکارمون میگه این دانشجو هست خانم میگه عهه من فکر کردم بچه یکی
♫♫
کاش راه دوری بین ما بود….
کاش سرنوشت ما جدا بود…
از تو فکر من رها بود…
گر ندیده بودمت ای یار!
عــــشــــــق دیدی خانه ات خراب است!
عــــشــــــق هر چه گفته ای سراب است!
این چه حق انتخاب است….
دگر ندارم خبر از دلدار…
دل توبه کردی و شکستی 
 دل با چه رویی عاشق هستیتو امید هر که بستی 
 رفت و آخرش شدی تنها…من یک غم ادامه دارم
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  onemovies  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
 من بغض آخرین قرارمکه هنوز در انتظارم 
 برسي به داد این شب ها…تو هما
امروز همش دلم‌ می خواد بنویسمالبته کلی هم با خانواده صحبت کردمبلکه راضی شن  که روانشناسی بخونمفک کنم در یک سال اخیر جمعن اینقد حرررررف نزده بودمآخرش داداشم‌ گفت وااااااای تو چته امروز چرا اینقد حرف میزنی سرمون رفففففت.
از ساعت پنج اینطورا بیدار شدمو میخوام شروع کنم. از شانسم فعلا خوابم نمیادو خسته نیستم. این روزا سعی میکنم زود بیدار شم که بتونم زیاد کار کنم تا عقب نمونم کار زیاده و زمان کم. دیروز با این که کلی از برنامم رو انجام دادم فقط کتاب چندین صفحه اش آخرش موند با این حال کم نمیارمو امروز تمومش میکنم و سهم امروزمم میخونم. نباید کند پیش برم. همش میترسم نرسم آخرش اما ادم نباید از این ترسا داشته باشه و حتی نباید از اونور بوم بیفته که دل گندگی کنه ( درست گفتم)
تبلتم درست نشد.
مشکل از تاچش هست که فعلا نمیخریم.
بدون تبلتم لنگ موندم.
به شوهرجان میگم پول اومد دستمون یه لپ تاب بخریم.
خوبیه لپ تاب اینه به این زودی ها خراب نمیشه.


مادرشوهر ال دو روز پیش فوت شد.
ال شانس اورد این سری رفت دیدنش
مادرشوهرش اینقد غصه خورد که آخرش مرد.
خیلی دلم براش سوخت.


مردم ما اعتراض کردن هم بلدنیستن.
خواستن به وضعیت جدید رفت وآمد اتوبوس ها اعتراض کنن
سوار اتوبوس ها میشن و کرایه نمیدن!!!
درحالی که ربطی به راننده ها نداره
خب اگه ا
 
نگاهت مُثلثِ بِرمُوداست. آدم را به ناکجا آباد میبرد.!  نزدیک ایام محرم که میشد دیگه دل تو دلش نبود جواد بود و پیراهن مشکی که کل ایام ماه محرم و صفر تنش بود خیلی مقید بود هر شب حتما در هیئت حضور داشته باشه اکثر وقتها هم تو آشپزخانہ مسجد بود و مشغول آماده کردن شام هیئت. جواد ثابت کرد بچه هیئتی آخرش شهید میشه. شهید جواد محمدی
@zakhmiyan_eshgh
آخرش پس از سالها بیکاری و افسردگی و خودکشی، از سه شنبه هفته پیش رفتم سر کار.
خشکشویی هست. کارش سخت هست ولی خوب مگه کار راحت به کسی میدن؟
صاحب کار خوبی دارم و همکارانی خوبتر.
همین که خونه نیستم بشینم غصه بخورم یا شب تا صبح خواب به چشمم نیاد، بهتر هست.
شب ها عین جنازه میفتم میخوابم تا صبح.
دانلود آهنگ آرش یوسفیان دیدی که عاشقت کردم
Download Music Arash Yousefian Didi Ke Asheghet Kardam
دانلود اهنگ دیدی که عاشقت کردم از آرش یوسفیان با متن شعر و ترانه از سایت پلی نیو موزیک
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
متن آهنگ آرش یوسفیان دیدی که عاشقت کردم
وقتی که میرفتیم با پای پیاده گفتی فقط یادت باشه یه دوستیه ساده
هیچ حسی نباشه هیچ عشقی نباشه یه روز خواستیم جدا بشیم بریم خیلی ساده
این بارون چشمام تمومی نداره آخه دلم برای تو یه بیقراره
گفتی نمیخو
+ خلاقیتمو ول کرده بودم و براش داستان میبافتم
_درد در من باعث میشه فلاش بک بزنم : ) _
تک تک مزخرفاتمو باور میکرد
من سالها جز راست نگفته بودم و گوش او عادت به شک کردن نداشت
آخرش.آخرش گفت باور نمیکنم تو به کسی گفته باشی تو چه حالی هستی
گفت تو میمیری ولی صورتتو کنترل میکنی
.
عادتم شده
مردم اما لبخند مسخره م سر جاش موند : )
 
 
 
+ به خودم گفتم نکنه مرده باشه!؟ باید چک کنم!
و خوابیدم
چی مهمه!؟ لیترالی هیچی
فرشید میگه نگرانتم ک هیچی به هیچ جات نیس
وقتی او
دیروز موس موس ح رو کردم، امروز دوباره بلاکم کرد. خیلی خرم و این خریت حالم رو بد کرده. روز با گندی شروع شد اما نباید همینجور ادامه پیدا کنه.
پاشو دختر دنیا به آخرش که نرسیده که؟ گند زدی مثل هزاران بار دیگه و خب پا میشی.
درس بگیر همین.
پا شو برو حموم و بعد قهوه و کتاب و زندگی. هیچ وقت دیر نیست.
دارم تمام سعی‌م رو میکنم که حتی اسمش رو هم سرچ نکنم و افسار افکار و احساسات‌م رو ندم دستش. به هرحال همیشه باید برای بدترین چیزها آماده بود.انتظارِ کشنده‌ای‌یه رو دارم تجربه میکنم.میدونم آخرش هم چیزی میشه که تو میخوای اما کمکم کن. خیلی.
میکروفن رو برداشت و گفت امشب شب عاشوراست و فرداشب هم شام غریبان و تمام. این سفره رو جمع میکنن.و من دارم به این فکر میکنم که همیشه یک بی اشتها بودم. مادرم همیشه سر سفره اصرار داشت که بخور دیگه، آخرش میمیری از کم خوردن.بیخیال بابا. خسته شدم.
دانلود آهنگ جدید آرون افشار به نام دلشوره آهنگساز: آرون افشار ، تنظیم کننده: معین راهبر ، ترانه سرا: علیرضا مرتضی قلی ، نوازنده گیتار: فرشید ادهمی Download New Music Aron Afshar Called DelShoore آهنگ جدید و شنیدنی آرون افشار به نام دلشوره را با بهترین کیفیت و لینک مستقیم از سایت یک موزیک دانلود کنید.   متن آهنگ دلشوره آرون افشار »───♫♫●|●|●♫♫─── شاید برای تو کمی سخت است بفهمی حال من را … ! باید شبیه من کمی دیوانه باشی بفهمی ، حال من را … ! »──|♫●|── من
صب پاشدم و بدون اینکه چیزی بخورم شروع کردم به ثبت نام غیر حضوری . خیلی سخت و طولانی بود فک میکنم ۱۰ که شرو کردم ۱ تموم شد . خنگ بازی و کودن بازی ام زیاد دراوردم البته ، آخرش که از فرمای نهایی پرینت گرفتم دیدم چنتا فیلد خالیه و یادم نیومد که اینا بود و من پر نکردم ؟ ندیدم ؟ نکنه گیر بدن و غیره .
دانلود اهنگ اگه با من نباشی میخوام دنیا نباشه از آرون افشار در سایت موزیک ایرانی
Ahang age ba man nabashi mikham donya nabashe Aron Afshar
دانلود اهنگ اگه با من نباشی میخوام دنیا نباشه - موزیک ایرانی
شاید برای تو کمی سخت است بفهمی حال من را باید شبیه من کمی دیوانه باشی بفهمی حال من را من حاضرم از عشق تو چتر از سر بارون بگیرم من بیخیال زنده موندن حاضرم با تو بمیرم من بیخیال زنده موندن حاضرم با تو بمیرم بی تو آوار شدم از همه بیزار شدم نیستی و من خواب ندارم آخرش باخت دلم ب
 
♫♫
کاش راه دوری بین ما بود….
کاش سرنوشت ما جدا بود…
از تو فکر من رها بود…
گر ندیده بودمت ای یار!
عــــشــــــق دیدی خانه ات خراب است!
عــــشــــــق هر چه گفته ای سراب است!
این چه حق انتخاب است….
دگر ندارم خبر از دلدار…
دل توبه کردی و شکستی 
 دل با چه رویی عاشق هستیتو امید هر که بستی 
 رفت و آخرش شدی تنها…من یک غم ادامه دارم
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  numbermusic  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
 من بغض آخرین قرارمکه هنوز در انتظارم 
 برسي به داد این شب ها…تو
یکی با حرف های یه نفر غریبه به بخش تاریک وجودش غلبه میکنه و میشه یه آدم مفید،اون یکی با کتک های پدرش هم غلبه نمیکنه و آخرش میشه جنایت کار.
یه ترم با شور و شوق میری سر کلاس چون معلمش کلی جذاب درس میده و بازی میکنین و یه ترم همه ش به ساعت نگاه میکنی که کی کلاس تموم میشه چون معلم مثل مدرسه درس میده.
چه حال باحالیه که بیایی پنل بلاگ رو باز کنی و ببینی که 30 تا ستاره روشن داری. البته یه حال بی حال هم داره که میگه خیلی وقته که به بلاگ سر نزدی و پست های زیادی رو روی هم تل انبار کردینمی دونم چرا وقتی شروع می کنم به پست نویسی آخرش به جای پست وبلاگ یه پست توئیتر یا در بهترین حالت یه پست تلگرامی دارم. باید این نقیصه کوتاه نویسی رو از خودم دور کنم.
دانلود آهنگ احمد سلو منم میترسیدم
دانلود کنید و گوش دهید به ترانه منم میترسیدم با صدای خواننده احمد سلو از جاز موزیک
Exclusive Song: Ahmad Solo | Manam Mitarsidam With Text And Direct Links In JazMusic

دانلود آهنگ با کیفیت 128

متن آهنگ منم میترسیدم احمد سلو
از آخرش رو قلبم زخمشو زد
جونم به لب رسید وقتی میرفتهرچی صداش میکردم برنمیگشت .میترسیدم نباشی بارون بگیره
میترسیدم یه روزی پاییز بیاد و من نبینمت
میترسیدم میبینی آخرش سرم اومد از هرچی که میترسیدم .میترسیدم نباشی بارون بگی
سلام
الان که شروع به نوشتن میکنم میدونم حداقل تا چند وقت کسی اینجا رو نمیخونه .
اول از همه اینکه برای دل خودم دارم مینویسم .
دوم از اینکه من خودم خیلی وبلاگ  هارو شبانه شروع میکنم میخونم از اول
تا آخرش . شاید یک روزی یکی مثل من پیدا شد داشت شروع میکرد به خوندن از
اول تا آخر .
سوم اینکه همش چون کارم برنامه نویسی و وب اینجور داستان ها هست ، میگم
یک سایت با دست رنج خودم میارم بالا اونجا مینویسم و حداقل دو سه سال
نوشتن منو با تاخیر شروع کرده ، و
سلام
الان که شروع به نوشتن میکنم میدونم حداقل تا چند وقت کسی اینجا رو نمیخونه .
اول از همه اینکه برای دل خودم دارم مینویسم .
دوم از اینکه من خودم خیلی وبلاگ  هارو شبانه شروع میکنم میخونم از اول
تا آخرش . شاید یک روزی یکی مثل من پیدا شد داشت شروع میکرد به خوندن از
اول تا آخر .
سوم اینکه همش چون کارم برنامه نویسی و وب اینجور داستان ها هست ، میگم
یک سایت با دست رنج خودم میارم بالا اونجا مینویسم و حداقل دو سه سال
نوشتن منو با تاخیر شروع کرده ، و
شبهای زیادی نیمه شب های زیادی باهم رفتیم جمشیدیه و محک گریه کردیم.
ولی آخرش تا خونه خندیدیم. چند روز پیش میگفت فاطمه دقت کردی من هیچ کس رو اندازه تو نمیتونم بخندونم؟ هر چرت و پرتی بگم از خنده ریسه میری. گفتم بانمکی؛ باهوشی؛ بلدی فضا رو تلطیف کنی. گفت باور کن اینا نیست. فقط چون تو دوستم داری حتی شوخیهای بی مزه م هم برات جذابه. لبخند زدم.
متن آهنگ رضا بهرام کاش
متن موزیک کاش از رضا بهرام:
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
کاش راه دوری بین ما بود….
کاش سرنوشت ما جدا بود…
از تو فکر من رها بود…
گر ندیده بودمت ای یار!
عــــشــــــق دیدی خانه ات خراب است!
عــــشــــــق هر چه گفته ای سراب است!
این چه حق انتخاب است….
دگر ندارم خبر از دلدار…
دل توبه کردی و شکستی ♬♫♪ دل با چه رویی عاشق هستی
تو امید هر که بستی ♬♫♪ رفت و آخرش شدی تنها…
من یک غم ادامه دارم ♬♫♪ من بغض آخرین قرارم
که هنوز در انتظار
چقدر دلم می خواست مجبور می شدم لباس دانشجوهای اینجا را بخرم و به تن کنم!خیییییییییلی برازنده است!حدود 200 یورو. اینو حاضرم به کمال میل پول بدم، اما کت و شلوار را راستش نه!این لباس، یک جور شرف است!! کاش مجبور بودیم فرم بپوشیم، یا لااقل کاش تابلو نبود !آخرش هم می خرم!گویا سال اول ، دانشجوها اجازه ندارند لباس فرم تن کنند!از سال دوم می شهو هر سال، یک تا به اون شالش می زنند، نشون بده سال بالایی ترند!خیلی عالی اند! حتما می خرم!!فقط، بعدتر ها. 
تو این مدت انقد سرد و گرم شدم که ممکنه ترک خورده باشم.کاش حداقل همبازیای بچگیم بودن که میگفتن عیب نداره عوضش بزرگ شدی.میترسم آخرش یه روز از خواب بیداربشم ببینم حتی بزرگم نشدم.
بس که ترک ترک شدم از پس ترک تُرک خود
 تارک این جهان شوم گریه اثر نمیکند»
بازهم لیگ برتر شروع شد و حرص و جوش خوردن ماهم دنبالش. 
به خدا نمیدونم چیکار کنم چی بگم ازی طرف اولین بازی استقلال بود ولی از طرف دیگه همین بازی اول هست که میبازیم و آخرش کارمون با یک دو امتیاز ضایع میشه.
خلاصه، داستان این فصل استقلال خدا کنه حکایت این چنداسال نباشه و انشالله این آخرین باخت فصلمون باشه
آخرش منو می کشه این تعبیرهای سنگین این عاشق 6ساله
- بذار این گوشه یه خورشید بذارم
+براچی خورشید؟
- آخه باباجونم خورشید زندگی منه
و من دربهت نگاهش میکنم.
جزوه رو برداشته پر از قلب و ستاره کرده.
در جواب نگاه سئوالیمون میگه:
مامان جونم ستاره عشق منه!
من و همسر تو هپروتیم امروز:)))
<link rel="stylesheet" href="http://farfile.ir/css/affcss.css" /><div class="affsbt"><div class="contnr"><h5><a href="http://filepeyk.farfile.ir/file/32757/حل-المسائل-مقاومت-پیشرفته-برسي-(boresi)" target="_blank">حل المسائل مقاومت پیشرفته برسي (BORESI)</a></h5><p><a href="http://filepeyk.farfile.ir/file/32757/حل-المسائل-مقاومت-پیشرفته-برسي-(boresi)" target="_blank" class="affsbtpic"><img src="http://farfile.ir/HPicturer.ashx?img=55eb74f8-d65e-4d45-82c1-4079cb6f45bb.png&w=150&h=150&path=~/content/productpic/" alt="حل-المسائل-مقاومت-پیشرفته-برسي-(boresi)" /></a>دانلود حل المسائل مقاومت پیش
شاید بار اولی باشد که دلم یار می‌خواهد، فقط بدین خاطر که حرف بزنم و حرف بزنم و حرف بزنم. بی‌منت. بی‌نگرانی. بی‌لاپوشانی. بدون آنکه گمان کنی آخرش مجبوری چندبرابر پشیمان شوی از تک تک کلماتی که گفته‌ای. راستی گفته بودم که تا حالا با کسی حرف‌های معمولی نزده‌ام، مگر آنکه بعدش کرور کرور پشیمان شده‌ام؟
هرگز احساس خوشبختی نمی کنی مگر اینکه با خودت به صلح رسیده باشی
با خودت به صلح رسیدن ینی چی!؟ ینی این که عمیقا خودتو دوست داشته باشی، با همه ی نقص هات. ینی اینکه شرایطی رو که در اون قرار داری بپذیری با همه ی کم و کاستی هاش. ینی اینکه خودتو سرزنش نکنی، به خاطر هیچی. اگه احساس می کنی چیزی باید تغییر کنه تلاش کن عوضش کنی و از این تلاش لذت ببر وگرنه قبولش کن و باهاش کنار بیا. خودتو اذیت نکن به خاطر چیزایی که در بودن و اتفاق افتادنشون اختیاری نداشتی. ا
امروز 
جایی که هستم
آرزویم بود
و
شاید آرزوی خیلی ها باشه
اللهُ اعلم. 
اما خسته شدم از بلا تکلیفی
چه می شه آخرش 
کدام پلن زندگیم رو اجرا باید بکنم
یادم می آد اولین بار که کربلا رفتم. از حضرت خواستم سرو سامون زندگیم دست خودش باشه و دلم به این فرجام خوشه. 
 
چه کنم که دلم گرفته 
از این پایان نامه پاگیر 
تمام زندگیمو تحت شعاع قرار داده 
امیدوارم زودتر تمومش کنم
تقریبا همیشه زندگی من شبیه اهنگpassive از a perfect circleبوده و هست.شاید دلیلی که از معدود آهنگ هایی است که از اول تا آخرش را حفظ هستم همین باشد.هزار بار خودت را کنترل میکنی و کلی جان میکنی برایش.اخرش خودم را به مردن میزنم و برنامه را خراب میکنم مثل موش درون سوراخ میخزم و خودم را از حقیقت مخفی میکنم .آن لعنتی واقعا من را نا امید کرده.به شدت. you better off this way
 
 
امروز که اون پسره توی گروه اندروید و جاوا گفت بیا پی وی و جوابمو داد و آخرش گفت الآن سرکارم و شب برات سرچ میکنم، خیلی دلم گرفت.
یاد گذشته افتادم. اون زمان پیامای من، همه ذوق و احساسم، همه عکسایی که میگشتم و گلچین میکردم برات، همه مطالبی که خاص بودن و حرفای دلم بودن رو برات میفرستادم ولی میگفتی سرکاری و وقت نداری ببینی.!
منی بودم که با همه احساستم میخوردم توی در و دیوار . و باز هم ادامه میدادم!
میبینی؟ حماقت ِ اظهر من الشمس منو؟!
 
 
 
بلاگری ها چندتا کربلایی 98 تو بلاگ داریم
منظورم اینه که تو همین محرم و صفر رفتن کربلا، اون ها را به من معرفی
کنید تا باهاتون بریم بهشون سر بزنیم و زیارت قبولی بگیم‌.
در کل، این کربلایی شدن افتخاره ولی نصیب من هنوز نشده ولی میشه آخرش.
چرااااا
چرا وقتی بدمون بیاد سرمون میاد ولی وقتی خوشمون بیاد سرمون نمیاد؟!این انصاف نیست:(
امروز خانمx نشست دفتر و خیلی خصوصی درمورد خودش و زندگیش باهام حرف زد و گفت:تو که انقدر درکت بالاست میخوام بگی چیکار کنم.خب هر همکاری وارد میشد بعداز برخورد خانمx سریع عذر خواهی میکردو خارج میشد.و این جرقه دوم ِِ برای یه سری اتفاقات.خدا به خیر بگذرونه
از برخی خصوصیات همسرشون میگفتن و یه جا از غیرت و عاطفه و ایمان همسرش اشکمو به زور کنترل کردم که خانمx هم
با پسرخاله کل انداخته بودم سر بازی! میگفت من و پسردایی همه رو میبریم. گفتم اگه من و پسردایی باهم تیم بشیم از تو و پسردایی قوی تر میشیم. گفت ما حتی از تو و داداشت هم میبریم! گفتم من بهت رحم کردم که اسم داداشمو نیاوردم! حالا که خودت خواستی پس مسابقه میدیم ببینیم کیا قوی ترن!
فکر میکنید چی شد؟
آخرش من و پسرخاله باهم گروه شدیم و از داداش و پسردایی بردیم! =))
ساعت ١١:٣٠ زنگ زد بهم و یه ربع صحبت کردیم. بهش گفتم بیدارى این موقع؟ گفت آآآره گفتم آخه معمولا زود میخوابیدى صداى ماشین میومد، گفتم پشت فرمونى؟
گفت آره، آبادان بودم و دارم میرم خونه، تولد مامان بزرگ بود.
کلى صحبت کردیم، حتى از وقتى که اومده بودن تهران بیشتر!
آخرش پرسیدم چقد دیگه میرسى خونه؟ گفت رسیدم
زنگ زده بود که پشت فرمون خوابش نبره
#بابا
چند روزه که یک سوال ، عجیب ذهنم رو درگیر کرده ، امام از شهادت خودش اگاه بوده؟؟ علم کامل به واقعا کربلا؟؟ پس چطور وقتی حضرت قاسم (ع) در مورد شهید شدن خودش پرسید،امام جواب دادن!؟الان هم اتفاقی یک سخنرانی در این زمینه پیدا کردم ، شما سخنران خوب نمی شناسین عایا!؟
 
 
 
پ.ن:آخرش مغز من آتیش میگیره از فکر  و خیال
کاشکی وقتی دارم چراغ خاموش، مخفیانه، بدون ترس و واهمه، بدون اندیشیدن به عواقبش، و حتی بدون ذره ای انگیزه مرزهای غم و اندوهگین بودن رو رد میکنم یکی باشه مث پدافند مرزهای یه کشور منو هم سرنگون کنه.خوب میشد. نه؟!کاش مرزهای غم حصاربندی، دیواری، یا حتی خطی داشتن که بگن نیا، وارد نشو، که اگه اینکارو کنی نابود میشی.چرا داخل جزیره ی غم اخطار معنایی نداره چرا خودشون ما رو میکشونن اون تو و آخرش حبس ابد بهمون میخوره.کاشکی حبس ابد می‌خورد نه حرص ابد.کا
Kash
#RezaBahram
کاش راه دوری بین ما بود 
کاش سرنوشت ما جدا بود
از تو فکر من رها بود 
گر ندیده بودمت ای یار
عشق دیدی خانه ات خراب است
عشق هرچه گفته ای سراب است
این چه حق انتخاب است 
که ندارم خبر از دلدار
تو همانی که رگ خواب مرا میدانی
تو همانی که به درد دل من درمانی
باورت کردم و گفتی تا ابد میمانی
دیدی آخر که تو رفتی و من اینجا ماندم
دیدی که آخر ز پرواز دلت جا ماندم
تنها یار بی کسی ها دیدی آخر تنها ماندم
دل توبه کردی و شکستی دل 
با چه رویی عاشق هستی
تو امی
یک عمر از بچگی توی سرمان زدند و هی گفتند : بچه جان درس بخوان تا بزرگ شدی یک گهی بشوی. ما هم تا توانستیم خواندیم. شبانه روز. توی اتوبوس، توی مدرسه، شب ها توی خانه زیر پتو ( چون یک اتاق که بیشتر نداشتیم. همه که می خوابیدند باید زیر پتو چراغ روشن می کردم درس می خواندم ) خب آخرش چه شدیم؟ هیچ گهی هم نشدیم.
ادامه مطلب
این شب ها باید مقتل وبخونی وآروم آروم با عاشورا پیش بری صبر وادب طلب كنی تا به منتهای معرفت در این خونه برسي پا رو دلت بزاری وبگی صبر صبر تا این محبت عمیق تو دلت وسعتش روز به روز بیشتر بشهكمك كن از این لذتهای آنی چشم بپوشم. دستم بگیر وبچشان.تو دنیایی كه زندگی روز به روز رنگین تر میشه ووسوسه لحظه به لحظه دامن گیر تر تو دستگیر دلم باش 
انقدر دیشب جا خوردم و ناراحت و عصبانی شدم، که میلرزیدم. ولی تو که چیزی را پنهان نگذاشته‌ای، پس کاری آن‌ها هیچ کاری نمیتوانند بکنند. آخرش به این فکر کردم که
.
جمع آماده شده، خنده آماده شده
پچ پچ و حرکتِ سرهای تکان داده شده
جمع بیمار، شبِ بی‌هدفِ سرگردان
بحث داغ من و تو باعث خوشحالی‌شان
بحث بدبختی من، بحث توِ هرجایی
باعث حرف زدن در وسط تنهایی
تا دم خانه سرِ ما هیجان و لبخند
تا فراموش کنند این همه تنها هستند
.*
 
و من نه خیلی، ولی یک قدم به ایده
 
آخرش به این نتیجه رسیدم که
ی روز خدا داشت سفالگری میکرده 
ی مرد برا خودش درست میکنه چون خودش مرده
کاردستی شو که میبینه خیلی حال میکنه.
اما میبینه مرد تنهاس
حوصلش سر رفته
بش میگه صب کن صب کن 
ی کم گل ته کاسه مونده
الان برات ی اسباب بازی میسازم
و اینطور میشه که زن رو درست میکنه
تا مرد باش بازی کنه و به آرامش برسه
همین
والااااااا
دانلود آهنگ جدید رضا بهرام کاش
Download New Music Reza Bahram – Kaash
پخش بزودی – دمو آهنگ اضافه شد
متن آهنگ کاش از رضا بهرام
 
دل توبه کردی و شکستی دل با چه رویی عاشق هستی
تو امید هر که بستی رفت و آخرش شدی تنها
من یک غم ادامه دارم من بغض آخرین قرارم
که هنوز در انتظارم برسي به داد این شب ها
تو همانی که رگ خواب مرا میدانی تو همانی که به درد دل من درمانی
باورت کردم و گفتی تا ابد میمانی
دیدی آخر که تو رفتی و من این جا ماندم دیدی آخر که ز پرواز دلت جا ماندم
تنها یار بی
قطار نیم ساعت تا رسیدن به اراک فاصله داشت و من به تازگی متوجه شدم که چه چیزها از آن کس که به او محبت دارم نمی دانم. بعد از این صحبت هایی که رد و بدل شد به فکر رفته بودم که دوست داشتنی که پایه و اساسش شناخت درست و حسابی نباشد سخت سست و متزل است و آخرش همین می شود که من شدم؛ با نیم بند بادی از ریشه کنده شدم و از اصلم دور.
 
ادامه مطلب
روزها مثل فشنگ از اسلحه خارج و سپری میشن.اومدم عسلویه و الان حدود ۷ روز هست که سر کار هستم.همون کار قبلیه البته یه خورده چالش های عجیب تر.در کل بدک پیش نمیره.از خیلی از مشکلات هم از نظر مکانی فاصله گرفتم ولی از نظر ذهنی نه.!
الان یه پام توی بازرسی هست و یه پام توی دفتر فنی!!!دارم به هر دو واحد کمک میکنم.
ته دلم ناراحت نیست.حس میکنم آخرش آینده منو به طرف روشناییش میکشه.خبری نیستا!!!همینجوری الکی حس میکنم.
اصلا دوست دارم حس کنم.فضولی؟؟؟!!!!
همه تلاشت رو میکنی که اونی که یک زمانی عاشقش بودی و عاشقت بود(بخونید میمرد برات)رو فراموش کنی،بعد یک شب به خوابت میاد و صبح وقتی بیدار میشی یه غم خیلی بزرگ،یه حسرت عمیق رو با همه وجودت احساس میکنی و اون خواب لعنتی همه تلاشت رو به باد میده.
من عشقی رو تجربه کردم که دعا میکنم هیچکس اونو تجربه نکنه،اگه قراره آخرش نرسیدن باشه.
خیلی سخته،خیلی
بسم الله الرحمن الرحیم
(شهید مدافع حرم محسن حججی)
سپاه قبولش نمی کرد. بهانه می آوردند که: رشته ات برق است و به
درد ما نمیخورد.
برای حل این مسئله خیلی دوندگی کرد.خیلی اینجا و آنجا رفت. 
آخرش هم هر طور که بود راضی شان کرد.
ادامه مطلب
 
یه وقت هایی آدم به خودش دلداری میده که همه مشکلات دیر یا زود یه روزی تموم میشن. بعد میبینه همیشه یه مشکلی یا مسئله ای هست برای دغدغه فکریش! 
یه وقت هایی عصبانی میشه از تموم نشدن این بدبختی ها! با خدا، با دنیا، با خودش حتی دعوا میکنه و قهر میکنه!
یه وقت هایی دوباره دلش نرم میشه، راه میفته به همون امیدی که از اول داشت، که تموم بشن این چیزا!! 
یه وقتایی حتی تکیه میکنه به بعضی چیزا و آدما و لذت همنوع دوستی و محبت رو حس میکنه!! 
یه وقتای زیر شونه اش و
دانلود آهنگ جدید آره دیوونم از کامی یوسفی با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
آره دیوونم حتی اگه بهم بدی هم کنی تا آخرش باهات میمونم
آره دیوونم همه اینا همیشه بهم میگن خودمم خوب میدونم
آره دیوونم بعضی وقتا میخام بذارم برم نمیرم نمیتونم
آره دیوونم فقط دلم میخاد بغلت کنم چون حرف زدن باهات بیهوده اس
Download Ahang Jadid 98 Kamy Yousefi Benam Are Divoonam
دانلود آهنگ کامی یوسفی به نام آره دیوونم با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
متن و ترانه آهنگ کامی یوسفی – آره دیوونم
آره دیوونم حتی
- یه فکر محکمیهیه چیزی مثل یه اصل تعریف شده برا خودمهمیدونی من با خودم میگماگه قرار باشه تا جایی که میتونم محبت نکنم به کسیینی تا اون آخر آخرشچرا اصن باید عاشقش بشم؟بعد ازونور میبینم خباینهمه محبت هر کسی رو فراری میدههر کسی رو+ میدونی مشکل ما چیه ؟دنبال یه عشق افلاطونی هستیم- آره شاید+ شعله ی کوچیک راضیمون نمیکنه- تقصیر این کتاباس که خوندیم+ تقصیر خودمونه :))- راس میگی
افتتاح شد :دی به افتخار این که قراره برم دانشگاه یه موضوع جدید بازکردم به اسم روزهای قبل از دانشگاه. خب این برام کلی دلگرم کننده است که رو به جلو پیش میرم و کار میکنمو هدف دارم. هرچند اون روزهای دوره دانشجوییم دو سال آخرش بهترین بود برام و روزهای بعد از دانشگاه هم لازم تا بتونم خودمو بشناسم. امیدوارم دیگه سال دیگه دانشجو بشم. آخ خدا یعنی میشه؟
من که در این ویدئو، هیچ اثری از لگد زدن یا بی‌احترامی ندیدم؛ خصوصاً که آخرش Thank You را هم گفت.
من تصور می‌کنم آندره‌آ استراماچونی حق داشت از سیستم مدیریت ایرانی عصبانی شود و حداقل بخشی از ناراحتی‌ها و کلافگی‌هایش را این‌طور خالی کند!
این فیلم ها رو میتونید خانوادگی ببینید؛ حتما یک بار هم که شده امتحان کنید
فیلم سینمایی ماجرای نیمروز 1
انیمیشن فهرست مقدس(بهترینه پیشنهاد خودم اینه که حتما ببینید)
فیلم سینمایی تنگه ابوقریب
فیلم سینمایی بادیگارد
فیلم_انیمیشن مبارک(آخرش رو دوست نداشتم)
فیلم سینمایی پارادایس
 
شما هم پیشنهاد بدید فیلم هاتون رو ممنون میشم؛این لیست به روز میشه ان شاء الله
متن آهنگ کار دادی دستم پازل بند
Lyrics  Music Puzzle Band Kar Dadi Dastam
تکست آهنگ کار دادی دستم پازل بند
عشقت افتاده به قلبم
وای از دلم
بستم دل به دلی که برده دلم
تو که میخندی قلبم آروم میگیره
ناراحت میشی بارون میگیره
دنیام آرومه وقتی آرومی
همه عشق و آرزومی
منم مست تو میشم تو چشمات آسمونه
آخه دست خودت نیست تو چشمات مهربونه
کار دادی دستم یار دیوونه
دلم تا آخرش با تو میمونه
متن آهنگ کار دادی دستم پازل بند
ببین عشقت به قلب من داره حس جنون میده
تو هستی که بهم دنی
بعد از گذشت ۲ماه از تابستون بالاخره تو این ماه آخر تصمیم گرفتیم بر هوای نفس غلبه کنیم و کله سحر بیدار شیم بریم باشگاهبه هزار بدبختی و چون دوستم معطلم بود بیدار شدم رفتیمحالا که رسیدیم میبینیم یه پسره نشسته اونجا میگه شیفت آقایونه :|هیچ مسئولی چیزیم نبودیه عالمه اونجا منتظر واستادم بلکه مسئوله بیاد یا لاقل شمارشو گیر بیاریمآخرش که اومده دوستم بهش میگه من که دو روز پیش زنگ زدم گفتی این ساعت بیاین میگه من ۱۰ روزه اصلا باشگاه نیومدم :|||||
زندگی کردن با کسانی که درکت نمیکنن، از پا راه رفتن روی خورده شیشه ام دردناک تره! گاهی دلم میخواد فرار کنم از همه آدما و تنهای تنها بمونم هرچند که آخرش دق میکنم ولی حداقل روحم کمتر عذاب میکشه! خستگی همه زندگی تو تنم مونده، میدونم زیادی دارم فاز نا امیدی و دپرسینگ بر میدارم، حالم خوب نمیشه فقط بخاطر اینکه منتظرم زمان بگذره، زمانم نامردی نمیکنه و مثل تندباد میگذره و گاهی با این حقیقت که عمر همین زمانیه که داره میگذره تو صورتم سیلی میزنه
 از شکست نترسید. شما بارها شکست خوردید حتی اگه یادتون نباشه : اولین باری که سعی کردید راه برید افتادید مگه نه؟ اولین باری که سعی کردید شنا کنید داشتید غرق می شدید مگه نه؟ اولین باری که سعی کردید توپ رو گل کنید به خارج رفت مگه نه؟ نگران تعداد دفعات شکستتون نباشید، نگران تعداد دفعاتی باشید که می تونستید سعی کنید ولی نکردید.
_____________________________________________
تو ذهنتون شکست چه معنی ای داره؟ چی رو شکست تلقی می کنید؟
من میگم شکست یعنی ناامید شدن، یعنی دست
عاشق کتاب رمانم. مخصوصا اگه هیجان انگیز باشه. 
کلا وقتی رمان میخونم دیگه سرجام نیستم. توی داستان سیر میکنم و خودمو جای یکی از شخصیت ها میذارم.
بعضی ها میگن وقتی رمان میخونیم، اگه قشنگ باشه تا تموم نشه زمین نمی ذاریم.
ولی من اینجوری نیستم. اتفاقا من وقتی به جاهای حساسش میرسم کتاب رو میبندم و میذارم کنار.درست مثل سریال های تلویزیون که جاهای هیجان انگیزش که میرسه سریال تموم میشه.
اجازه میدم قلبم تاپ تاپ بزنه از هیجان. میرم دنبال کارام. اینجوری با
شبکه ی پویا رو نگاه می کنم، یه ه داره خودش رو معرفی می کنه به بچه ها. همینطور که حرکت میکنه میگه مرسی که با من میاید چون من اگه شنا نکنم غرق میشم:/
آخرش میگه من همه چیز میخورم،یهو میاد سمت دوربین وبا صدای خبیث میگه حواستون باشه نخورمتون:| 
خو من با این قد و هیکلم زهرم ترکید، بچه ی بینوا چجور اینو نگاه کنه خو؟+میدونستید هواپیما ها هم سرما میخورن؟ اگه نمی دونستید شبکه پویا رو نگاه کنید تا بدونید:/
در قانون‌مداری من همین بس که امروز از شدت کم‌خوابی چشمام می‌سوخت و الان هم از هم باز نمیشن و تا اذان صبح هم بیشتر وقت ندارم بخوابم و تازه باید برم دکمه‌های اون مانتوشلوار فرم رو بدوزم و اون‌وقت اومدم سی و دو رو بنویسم. (آره جان خودم با اون رعایت موبه‌موی قوانین تو پست‌های قبل!)
+ دیدین آخرش بهم گفت لطفا دیگه با شلوارلی نیاین :/
عید بود امروز. حال من اما خوب نبود . چهارمین روز از چهل روز را گذراندم. با یک دل گرفتگی ژرف.
کمی پروژه ام را پیش بردم. کمی کار خانه کردم. کمی شعر گوش دادم. کمی زبان عربی خواندم. حالا هم دارم ای گل ارغوان شجریان را گوش میدهم.
 
شام کله پاچه داشتیم. این بار من تکه تکه اش کردم. برای اولین بار پوست کله پاچه را هم خوردم. مادر آخرش گفت حالا شدی یه کله پاچه خور واقعی. پرسیدم چه طور ؟ گفت این اولین باری بود که پوست کله را هم خوردی.
لبخند زدم. گفتم اینا نشونه
به دعوت دوست عزیزم مدیریت وبلاگ جستارها و به ایده مدیریت وبلاگ سکوت شروع می کنم به نگارش نامه ای به خودم در سن 10 سالگی یعنی 15 سال پیش :
سلام محمد این نامه ای که می بینی از طرف خودت نوشته شده و از آینده برات اومده ، پس خوب با دقت بخون چون از جنس زندگی هست و با این وجود که کوتاهه اما خیلی به دردت می خوره .
خب در ابتدا بهت بگم که انقدر کم رو و خجالتی نباش چون 100 سالت هم که بشه ازش ضربه های زیادی می خوری ، انقدر از این شاخه به اون شاخه نپر و هر کاری رو امت
جمعه مسابقه استانی کاراته بود
ماام از ساعت هشت رفتیم و تا بعد از ظهر اونجا درگیر بودیم
یه ذره استرس و هیجان و خستگی داشتیم ولی میرزید
البته بیشترین استرسش اونموقعی بود که داورا میخواستن پرچم قرمز یا آبی رو بیارن بالا
من که تو اون لحظه دلهره آور بدنم میلرزید
ولی آخرش خوب تموم شد.با این که هنوزم باورم نمیشه ولی اول شدم
ولی قسمت بدش جدولبندی افتضاحشون بود.
چون هم ما مجبور شدیم سه باار کاتا بزنیم هم منو آخرین بار با بهترین دوستم تو باشگاه انداخ
یه خستگــی عجیبی دارم انگـاری کوه کندم ولی سامونش میدم نمیذارم همچی همینجوری بمونه صد در صد !!
خستگیامو در میکنم آخرش به همین زودی زودم سامونش میدم .
همین روزاس که دیگه وقت فکر کردن درمورد همه چیز رو ندارم اینجوری ذهن محدود با آدمای محدودتـــر !
آخر هفته هام پر ، سه روز در هفتمم پره پره !
یکم سخته دس به پس اندازم بزنم ولی چاره ای جز این نیست ، دلم نمیخواد برا چیزایی که ارزش نداره کم بیارم تو زندگی و به همین آسونی جا بزنم .
فقط برقصید.
امروز به طرز وحشتناکی ناامید بودم بعد تصمیم گرفتم کمک مادرم کنم یکم حالم بهتر شد ولی آخرش مثل تمام شب هایی که توی خوابگاه دلتنگی و حال بد من رو میکشوند وسط سالن ورزشی و اهنگی کوردی میزاشتم و با تمام وجودم می رقصیدم می رقصیدم می رقصیدم تا آدم جدیدی متولد می شد زهرایی آرام انسانی که تمام درد ها و غصه هایش با تمام حرکاتش ریخته بود و من بودم یک دختر نورانی.
امشبم رقصیدم بعد آرام گرفتم نمازم رو خواندم و بعد دعا کردم حالا حالم خوبه و وقتش
کاش راه دوری بین ما بود کاش سرنوشت ما جدا بوداز تو فکر من رها بود گر ندیده بودم ای یارعشق دیدی خانه ات خراب است عشق هرچه گفته ای سراب استاین چه حق انتخاب است که ندارم خبر از دلدار …♫♪♫… تیک موزیک …♫♪♫… تو همانی که رگ خواب مرا میدانی تو همانی که به درد دل من درمانیباورت کردم و گفتی تا ابد میمانی …دیدی آخر که تو رفتی و من این جا ماندم دیدی آخر که ز پرواز دلت جا ماندمتنها یار بی کسی یا دیدی تنها ماندم … آهنگ جدید رضا بهرام تو همانی که رگ خو
امروز رفته بودم پیش دوستم.
برگشت گفت که فلانی؛ اسم تی ای مون چی بودش؟
منم نگاش کردم.
گفت مثلا باقالی پور؟
گفتم آره انگار
گفت تو با اون رل زدی آیا؟
گفتم وات؟
گفت بچه ها میگفتن تو با اون رل زدی؟ جان من نکردی؟
من : دقیقا کی همچین حرفی زده؟
تازه میگه یادم نیس عن خانوم.
گفتم والا آش نخورده دهن سوخته.
یا.
بیان برن این تو همشون.
تازه آخرش میگه پسره بد هم نیستا. قبلا میگفت اه پیف چون پسره تحویلش نمیگرفت.
گفتم گوه نخور.
حس میکنم چوب تو اونجای پسره کردن چو
سلام
این سخنرانی رو سفارشی گوش بدین.
سخنرانی حاج آقا عالی هستش در شب تاسوعا، در دفتر حضرت آقا!
اولش شاید زیاد جذاب نباشه براتون ولی آخرش انقدر قشنگ مطلب رو جمع می کنند، حیفه نشنوید! از دستش ندیدن.
صوت رو از اینجا می تونید دریافت کنید
صوت سخنرانی شب تا سوعای حسینی
+ وقتی حال و روزم خوش نیست هر چی کامنت کمتر بزارم بهتره! می ترسم تلخی کلامم دوستان رو آزار بده. از این جهت تلاشمو می کنم بخونمتون اما نظر ندم!
 
 
مثل افتادن از یک بلندی بود. همینقدر هولناک. همینقدر بی نظیر. مثل چار دست و پا راه رفتن روی ابرها و به آخرش رسیدن و افتادن. حس عجیبی بود. تا آخرش رفته بودم و افتاده بودم. چیزی اما یادم نمی آمد. تمام شده بود. حالا فقط یک جای خالی بود که خالی بودنش درد می کرد. یاد مادرم افتادم. چقدر جایِ خالیِ سینه اش درد گرفته بود. به خودم زحمت فهمیدنش را نمی دادم. سردرگمم میکرد. یک حالت بود از زندگی. حالتی که در زاویه اش شکسته باشی. همینقدر هولناک. احتمالا مادر ب
متن آهنگ جدید رضا بهرام به نام کاش
متن آهنگ : کاش راه دوری بین ما بود
کاش سرنوشت ما جدا بود
از تو فکر من رها بود
گر ندیده بودم ای یار
عشق دیدی خانه ات خراب است عشق هرچه گفته ای سراب است
این چه حق انتخاب است که ندارم خبر از دلدار
تو همانی که رگ خواب مرا میدانی تو همانی که به درد دل من درمانی
باورت کردم و گفتی تا ابد میمانی 
دیدی آخر که تو رفتی و من این جا ماندم دیدی آخر که ز پرواز دلت جا ماندم
تنها یار بی کسی یا دیدی تنها ماندم 
دل توبه کردی و شکستی د
عجیب بود ، آروم بود ، من ایده آلی نداشتم ولی اون قطعا ایده آل بود . دیدنش عین تابش خورشید به آدم ؛ تابش هزاران هزار ذره ی آرامش بود . آغوشش؟ امن بود ، خواب راحت بود ، کرور کرور عشق بود . دلم دوباره وجودش رو میخواست . با خندیدنش ستاره ها تو دلم میدرخشیدن . اصرار داشت به ما شدن ، به بودن تا آخرش . از من؟ از من تاخیر بود ، شاید هم عذر تقصیر بود ، دل نگرانی بود . رویا بود ، خواب بعد اذان بود ، بیدار شدم نبود ، میشناختمش؟ نه ؛ اما شاید تو رویا خیلی اره ، دوبا
در مورد این عکس صفحه‌ها می‌تونم سیاه کنم و بنویسم ولی ترسِ خونده شدن از جانب کسی که نباید، نمیذاره بنویسم. بغض‌م رو قورت می‌دم و فقط نگاه می‌کنم و لبخند می‌زنم. حتی حتی چشم‌هام پر از اشک می‌شه ولی اجازه نمی‌دم سربخوره بیاد پایین. نمی‌فهمم این همه خودسانسوری و انکار برای چیه آخرش که یه روز سقوط می‌کنم…
گوشه‌ای از مجموعه‌ی لعنتی‌ترین‌های روزگار!» :)
سلام 
امروز بعد مدت ها رفتم چهار شنبه بازار . و بعد مدت ها غذا درست کردم ولی آخرش یادم اومد تو عدش پلو روغن نکرده بودم . مهمون هم داشتم :)
امروز مهمونمون خونه رو دسته گل کرد که از فردا سه روز روضه داریم . (همچین مهمون دار هایی هستیم ما ) 
اربعین امسال شنبه است و روضه ما پنج شنبه جمعه شنبه . فکر کنم همه برن روستاهاشون . به روضه خون گفتم یه وقت اومدی دیدی منم و خودت بهت برنخوره . برا تبرک شدن خونه جدید روضه گرفتیم و آروم شدن دل خودمون از نبودن در کربلا ر
-دخترخاله موردعلاقه ام و شوهرش دیشب اینجا بودند تا امروز صبح. خودش نمیداند که دخترخاله موردعلاقه من است.
 
-از صبح که بیدار شدم ذهنم درگیر مودم بود. روشنش که کردم اسمش عوض شده بود و هیچی بهش وصل نمیشد. زنگ زدم شاتل و خانومی که جواب داد به شدت بداخلاق و بی حوصله بود. گفت ریست شده و کابل LAN باید وصل کنی و فلان و بهمان. قبلش چند تا کار بهم گفت که انجام بدم؛ دقیقا کارهایی که خودم قبل از زنگ زدن به شاتل انجام داده بودم و نتیجه نگرفته بودم. بعد میومدم به
-دخترخاله موردعلاقه ام و شوهرش دیشب اینجا بودند تا امروز صبح. خودش نمیداند که دخترخاله موردعلاقه من است.
 
-از صبح که بیدار شدم ذهنم درگیر مودم بود. روشنش که کردم اسمش عوض شده بود و هیچی بهش وصل نمیشد. زنگ زدم شاتل و خانومی که جواب داد به شدت بداخلاق و بی حوصله بود. گفت ریست شده و کابل LAN باید وصل کنی و فلان و بهمان. قبلش چند تا کار بهم گفت که انجام بدم؛ دقیقا کارهایی که خودم قبل از زنگ زدن به شاتل انجام داده بودم و نتیجه نگرفته بودم. بعد میومدم به
گیج بود و شاید من گیج بودم و سردرگم.
 اون تکلیفش با باورهایش مشخص بود.شاید این من بودم که لا به لای حرف ها و باورهایش دنبال یک نقطه میگشتم که بگویم ببین
اما هرچی پرسیدم و گفت آخرش یک حرف داشت: چهارچوب
چهارچوب هایی که نگفت و نفهمیدم.ایکاش حداقل میگفت چهارچوب یعنی
خسته اماز دست خودماز گیجی اممن که دیگه حوصله ندارمامیدوارم یکی دیگه باورها و چهارچوب هایش را درک کند
نظر استادمو دوستاشو دارم میخونم
یادم میاد.
دارم میخندم
اگه استاد بنده خدا میدونست ته وبلاگنویسیه من ختم میشه به بوقول و جغجغه هاش نمیدونم برام متاسف نمیشد ینی؟!
 
شاید اگه. نمیدونم. نمیدونم اونچیزایی که من توی دادگاه دیدم استادم دیده یا نه شاید بدترشو مثلا. نمیدونم
یا نه یه دنیای شیک و مجلسی.بعیده ایشون خیلی باتجربه بودن همون موقع هم پخته بودن
پس چرا آخرش من رسیدم به اینجا؟!
چرا حقوقو که دوسش داشتم به خاطر مسمومیت فضایی رها کردم؟!
یک غمی روی دلم هست، خدا میداند
که چه‌‌ها می‌رود از ذهن و چه‌ها می‌ماند
زخم‌هاییست که در آینه‌ام پیدا نیست
می‌چکد درد، ولی خاطره‌ها می‌ماند
راه‌مان از هم اگر دور و جدا نیست، چرا
هرچه من می‌دوم این فاصله‌ها می‌ماند؟ 
می‌دهی وعده‌ی آسانی بعد از سختی
آخرش می‌روم و این گله‌ها می‌ماند
صبح که می‌شود تازه به خواب می‌روم. حتی اگر ۱۵ ساعت بخوابم آخرش هم احساس می‌کنم نیم ساعت به خواب رفته‌ام از بس که خواب می‌بینم و به گونه‌ای فعالیت(ذهنی)‌ام بیشتر از زمانی است که خوابیده‌ام.کسی نمی‌خواهد درک کند که شب خواب به چشمانم نمی‌آید و به زور بیدار نمی‌مانم و وقتی میخوابم استراحت نمی‌کنم بلکه خسته‌تر از پیش می‌‌شوم.آن‍ها عاشق این هستند که الگوی زندگیشان را بر من تحمیل کنند؛ هرچند که که من به قول معروف وا نمی‌دهم سعی می‌کنم ال
چه برایم به جا گذاشته‌ای؟ همه‌ی آنچه هست دور و برم
این تمام غنیمتم از توست: نامه‌هایت، امید مختصرم
همه را از برم، قلم به قلم، واژه‌های تو آسمان من است
گفته‌ای از گذشته‌ها بگذر من ولی با تو باز همسفرم
می‌کشم بر تنی که می‌لرزد، یک به یک این حروف روشن را
چه حقیرند پیش این خورشید، همه ابرهای روی سرم
واژه هایت مرا بغل شده‌ و در دلم لحظه لحظه حل شده‌ و
قطره قطره مرا عسل شده‌اند، در گلوگاه بغض‌های ترم
این که تکثیر می‌شود در من، سرطان طلایی کلم
حال گیری کردم ازش حسابی .
امروز دورهم بودیم ، دوست دخترشم اومده بود ، وارد که شد به دوست دخترش اشاره کردم که بیا کنار من جا هست بشین ، اونم نشست.
هیچی آخرش که داشتیم خداحافظی میکردیم همه از هم ، رفتم تو چشماش نگاه کردم گفتم آقای فلانی ، دوست دخترتون رو چرا معرفی نکرده بودین ! چقدر خوبه و به درد جمع میخوره حرفه اش.
آقا این رو میگی رنگش زرد شد ، سرخ شد ، کبود شد ، دوست دخترشم انصاف خیلی دختر گلیه.
بلافاصله هم خداحافظی کردم اومدم.
همین که فهمید
شجاعت، مفهوم مسخره این روزهای من شده. انگار هزار و یک شمع نیم سوخته ام،هزار آرزوی عبث، هزار ساختمان نیمه کاره، ناتمامم، بی قرارم، صفر پشت اعدادم .تمام این بی قراری هایم و هنوز ادعای شجاعت پوشالی دارم که نه من میتوانم، من این زندگی کوفتی را می کِشم تا حد آخرش. من من من . خدایا من بریده ام، من حد آخر کِش م، دیگر بیشتر از این زندگی م مجال مدارا ندارد. خدایا من هرروز به امید آن خبرم. خدایا من هرروز به امید توام. فقط خواستم بدانی امیدم دارد ناامید
تصمیم گرفتم دیگه به نظرشون ذره ای اهمیت ندم
خوشم اومد میگم آره و مجبورشون میکنم که کاری که میخوام انجام بدن . خوشم نیومد هم میگم که نه و هیچ اهمیتی به نظرشون نمیدم.
واقعا از دستش خسته شدم. همیشه سر بهانه ها و مسائل جزئی باید ده بار بحث کنیم آخرش باز بر میگرده خونه اول میگه خب میگی چیکار کنم؟
میگم هیچی بزار تا ده سال دیگه ما فقط هی حرفامون رو تکرار میکنیم و فرداش از اول.
انگار نه انگار که من دو ساعت حرف زدم و مقدمه و بدنه و نتیجه گیری کردم و جو
زیر پست یه پیج با نویسنده ش بحثم شد 
اسم پیج chera raha khonbas هست .
در آخر متهم شدم به توجیه خیانت ، و فمینیست بودن 
خب اگه میدونستم ادامه رمان این پیج تهش منجر میشه ب اینکه نویسنده زن دوم بشه عمرا اگه میخوندم 
خدایا هیچ وقت من را در چنین شرایط قرار نده 
البته مطابق گفته های نویسنده مجبور به ازدواج دوم شده ولی باز دلبریش برای شوهرش و عشقش برام قابل هضم نبود کلا اعصابم خرد شد 
آخرش بلاکش کردم 
و اینکه ناراحتم تو جامعه ای زندگی می کنم که زن دو
با جگرگوشه در رستوران نشسته بودیم و یکی از این کلاه‌های دست ساز مرسوم رستوران‌ها را گذاشته بود و دلبری می‌کرد، میز کنار ما چند نفر نشسته بودند از آسیای شرقی و بعد از چند تا گوگولی مگولی گفتن به زبان خودشان :دی یکی‌شان پرسید که ما اهل کجاییم؟ و بعد از شنیدن جواب، مکثی کوتاه کرد و شروع کرد به تکرار یه کلمه‌ای که نمی‌فهمیدم چیه :-| و وسطش هی می‌گفت ایران؟ و همون کلمه :-|
آخرش ناامید شد، گفت how are you و من تازه دستگیرم شد که داره تلاش می‌کنه بگه "چ
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها