این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

نتایج جستجو برای عبارت :

قسمت43 دستمو رهانکن نماشا

نماشا چیست ؟ نماشا یک سایت آپلود ویدیو است که بصورت رایگان آپلود ویدیو را در اختیار کاربر قرار می دهد تا با آن تجربه خود و یا  اخباری را که می دانند به گوش افراد برسانند .
چرا بعضی افراد دانلود را غیر فعال می کنند ؟ چند مورد و جود دارد که شایع ترین آن 
1-گرفتن جلوی کپی رایت : چرا که فکر می کنند این کار ضد افزایش کپی رایت بدون ذکر منبع می شود
2-صرف کردن زمان بیشتر در سرویس و وسوسه شدن کاربر برای دیدن فیلم های بیشتر مثال شما دانلود می کنید و دیگ
به خودم قول دادم تنها بمونم ولی شکستن غرور و له شدن و انتظار بیخودی رو متحمل نشم  
گاهی اشک میریزم گاهی دلم بغل میخواد یه بغل از جنس دوس داشتن ولی خودمو نگه میدارم و تحمل میکنم  :(
دیگه نمیخوام اشتباه کنم و دیگه اشتباه نمیکنم
خدایا دستمو بگیر سفت تر دستمو بگیر خدا جونم :*
هیچ وقت هیچ کسی تا بحال اونجوری ک تو دستمو میگیری، دستمو نگرفته
یه جوریه که دست هیچ کسی هم اونجوری نگرفتیهیچ وقت نگفته بودم بهت وقتی اونجوری دستم رو میگیری عجب کیفی دارهچون نخواستم واسه حرف من اینکارو بکنیخواستم دل خودت بخاد
دستم را بگیری و انگار ک بگی هیسسس هیچی نگو بهم اعتماد کنی و بیا، دنبالم بیاو بکشونی دنبال خودتاون روز گرمای دستت تا رسیدن ب مقصد روی دستم باقی مونده بودرد دستت، روی مچ دستم، دست نخورده است؛ .
طبق خبری که مدیران فنی وب‌سایت «نماشا» در اعلان کاربری‌ام در این سایت ارسال کرده‌اند، نماهنگ «باران‌ترین کرمانی‌ام» در هفته‌های اخیر در صفحه اصلی این سایت بزرگ اشتراک ویدیوی ایرانی قرار گرفته و بیش‌از ده‌هزاربار بازدید شده است.
نماشا زیر مجموعه بزرگترین آپلودسنتر ایرانی یعنی پیکوفایل و همچنین مربوط به محبوب‌ترین و قدیمی‌ترین سرویس وبلاگنویسی فارسی یعنی بلاگ‌اسکای است.
ضمن سپاس فراوان از مدیران محتر
نمی دونم چی منو اینجور کردهباز خواستم یه چیزی به یه پسر بگم، دستم رفت سمتش که بزنم صداش کنم. دستمو برگردوندم. نمی دونم چی باعث شده من انقدر راحت باشم. از دید خودم اصلاً موضوع جالبی نیست چون تا وقتی بدونن ایرانی هستی و از فرهنگت آگاه باشن یا خودشون ایرانی، هر جای دنیا که باشی، فکر بد دربارت می کنن. کسی نمی گه: "به به چه اپن مایند" نه. تنها حس خوبی که ممکنه دست بده همون سرخوشیه که ازش بدم میاد. من اینکاره نیستم. ولی بازم همینکه جلوی دستمو گرفتم برخو
باهم نشسته بودیم رومبل ، یه خرده صمیمی :) داشتیم تی وی میدیدیم ، دستمو گرفته بود یهو بابام پرید تو هال D: یه جوری به صورت نامحسوس دستمو ول کرد و هولم داد کنار ، حاضرم قسم بخورم بابام فکر کرد از همون اول اون حالتی نشسته بودیم خودمم اصلا نفمیدم تو یه ثانیه چجوری این حرکت رو زد !! تو شوک بودم قشنگ!
بچه این مقید و سرسنگین آخه؟ ^.^ فیدات بشم من همین کارات دل منو میبره خب ^__^
البته مستر من ازاون فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه ها هستش! فقط من میدونم چقد
دنیا:بلند شد و دستمو گرفت پارچه توی دستم شل شد و همه بدنم بی حس شدیکم ترسیدم که شاید از عصبانیت کارم اینجوری میکنهچسبوندم به دیوار و تمام اجزای صورتم رو انالیز کرد با دقتدستامو به دیوار چسبوندچشماشو کامل بست و نفس عمیقی کشیدرهام:ریه هامو از عطش پر کردم بوی عطری ملایمی که در عین حال شکلاتی بودچشمامو باز کردم و با دو تا قهوه تیره مواجه شدم که یکم ترسیده بودخودمو بهش چسبوندم عین موش شده بود از ترسدستمو روی موهاش کشیدم که گفت-ااقای هادیان لط
دقیقا عین کیف تو بود ، همون رنگ همون مدلخوده خودش بود.قفل شده بودم روش.ولی فرزانه دستمو کشید.گفتم صبر کن .گوش نداد ، هی دستمو می کشیدهی می گفت بی خیال شو سارا.گفتم صبر کن .گوش نداد.باز دستمو کشیدگفتم صبرکن صبرکن.خواستم ورش دارم داد زد سرمفک کرد بی خیال میشماشتباه می کرد.من بلند تر داد زدم.گفتم به تو ربطی نداره، تو نمی فهمی.بعدم ورش داشتم.
رفت.گفت هر غلطی می خوای بکن و رفت.
غلط!! شکل کیف تو رو داشتن حالا شده غلط! چرا؟ چون تو مرد
 
 
به خاطر اشتباه آشکار من از دستم دلخور بود . نگاش کردم نگاهم نکرد. دستمو گذاشتم رو پاش دستمو نگرف 
مطمئن شدم خیلی دلخوره و سعی کردم از دلش در بیارم که نمیدونم موفق شدم یا نه 
اما
به خودم قول دادم همیشه دستش که سمتم دراز میشه رو بگیرم حتی اگه با هم قهر قهر قهر باشیم.
 
 
 
 
از حق نگذریم پسر قشنگ زیاد هست.(من درحالیکه دستمو زدم زیر چونم و از سردرد نزدیک ب سقت شدنم و روی صندلیم نشستم و از شیشه ب آدمای عبوری نگاه میکنم ).کاش مثلا اونیکه فکرشو نمیکنم از ایی در بیاد تواون مسلسل  منو کجا ورداشتین فقط.پاشم برم نماز بخونم یکم بیل بزنم اینقد چرت و پرت ننویسم.
از مشکلات من اینجا، دست دادن با این جماعت است!من عین ایرانی ها دستمو می برم جلو،اونها عین خودشون، اختلاف زاویه حمله این دو دست، نود درجه است!اونها عادت دارند پارقی کف دستشونو به هم بکوبند و انگشت شستشونو دور انگشت هم بپیچند!چرا یادم نمی مونه من ؟!! 
از مشکلات من اینجا، دست دادن با این جماعت است!من عین ایرانی ها دستمو می برم جلو،اونها عین خودشون، اختلاف زاویه حمله این دو دست، نود درجه است!اونها عادت دارند پارقی کف دستشونو به هم بکوبند و انگشت شستشونو دور انگشت هم بپیچند!چرا یادم نمی مونه من ؟!! 
با اینکه نتونستم کنکور شرکت کنم ولی با اعلام نتایج حال منم بد شده.چرا؟ چون امسال کلی تلاش کردم و از همه چیز زدم تا درس بخونم اما نشد که نتیجه شو ببینم‌.
دارم به گزینه های محدود پیش روم نگاه میکنم و به صداهایی که میگن برو دانشگاه گوش میدم.
کاش یکی دستمو بگیره و فارغ از همه چیز، راه درست رو نشونم بده.
من.این منِ ناتوان از تصمیم گیری.‌‌خسته است، سردرگم و بی پناهه
سمت کابینت ها دوید دست پاچه بود در حال باز کردن گفت :-کجاست جعبه ی کمک های اولیه ؟نگاهش مضطرب وپریشون بود که با گریه گفتم :-اون یکی .سریع باز کرد وجعبه رو دید سریع آورد و با هرمکافاتی بود دستمو باند پیچی و پانسمان کرد خونش بند نمی اومد دستمو محکم گرفته بودم وقتی برام پتادین ریخت ناخود آگاه از شدت سوزش ودرد با گریه نگاهش کرد و گفتم :-آخ.نکن. نگام کرد با گریه گفتم :-خونش بند نمیاد -باید بخیه بخوره تمام نگاهم به چشمای عاشقش بود و با گریه گفتم :-می
      خدا جونم آرزوی کم شدن دلتنگیامو دارمخدایا آرزو دارم دوباره شادی رو تو چشمام ببینمآرزوی کم شدن دردامو دارمآرزوی نشستن زیر درخت انگور حیاطمونو دارم​​​​​​​دلم می خواد ریه هامو پر کنم از هوایی که ذره ذره ش نعمت و رحمت​​​​​​​خدا جونم دیشب وقتی داشتم بهت فکر می کردم یهو حس کردم دستمو ول کردی​​​​​​​ول نکنی دستمو،میدونی که راهو بلد نیستم نمیرسم بهت​​​​​​​
بچه ها این کانال نماشای منه برای بی تی اس خوشحال میشم
بیان ویدیو هامو نگاه کنین
بیشتر اونجام
ویدیو و هر چی خواستین بهم بگین اونجا براتون میزارم
درخواستی از عکس ها تون هم اینجا میزارم
مرسییییییییییییییییییییییی
از همههههههههههههههههه
یه مدت نبودم حالم بد بود از این به بعد هستم
مرسیییییییییییییییی
اونی هاااااااااااااا
دونسنگهاااااااااااای
عزیییییییززززززززززززززممم
توی عنوان آدرسش کانالمه   
 
بچه ها این کانال نماشای منه برای بی تی اس خوشحال میشم
بیان ویدیو هامو نگاه کنین
بیشتر اونجام
ویدیو و هر چی خواستین بهم بگین اونجا براتون میزارم
درخواستی از عکس ها تون هم اینجا میزارم
مرسییییییییییییییییییییییی
از همههههههههههههههههه
یه مدت نبودم حالم بد بود از این به بعد هستم
مرسیییییییییییییییی
اونی هاااااااااااااا
دونسنگهاااااااااااای
عزیییییییززززززززززززززممم
توی عنوان آدرسش کانالمه   
 
دقت کردی بقیه هر کدوم یه کاری برات انجام میدن
یه جوری یه مدلی
یه کاری میکنن که خوشحالت کنن
 
میشه بگی من به جز سرافکندگی برات چه خاصیتی دارم؟
 
گاهی نگاهی به این نگاه خسته بنداز.
دلش برات پر میکشهولی شرمنده ست.
میشه دستمو بگیری؟
تا دیروقت کار میکنم و تهش سر ماه پولی دستمو نمیگیره. هی بخودم نهیب میزنم که این دلسوزی های تخ***می رو بزار یه ور و یاد بگیر خودت مهم باشی واسه خودت.به معنای واقعی بی پولم،صفر،چرا؟چون دو تا از همکارای سابقم بهم رو زدن و قرض خواستن!!! منم نمیدونم رو چه حسابی ولی تا ته کارتمو واریز کردم براشون!!! آیا من یه احمقِ زن ذلیلم؟!من یه بیچاره ی محتاج توجه ام؟! با عرض شرمندگی بله.+ کاش یکی مرام به خرج بده و برام سوگواری کنه ذاتن.
میبینی وضعمو؟! اینكه كسیو جز تو و خودم ندارم باید قدر هردومونو بدونم، باید بیشتر دوست داشته باشم باید بیشتر به خودم اهمیت بدم به روحم به جسمم به دلم، به تو كه هیچوقت تنهام نذاشتی تویی كه تو هر شرایطی كنارم بودیو دستمو گرفتی خدای مهربونم، همه كسم
تا حالا شده دستتون به هیچ جا جز خدا بند نباشه؟
تا حالا شده حس کنید فقط خدا میتونه کمکتون کنه؟
من الان دقیق تو این مرحله از زندگی‌ام.
دارم نکاه می‌کنم الان چند ماهیه همش اینجا دارم از مشکلات می‌نویسم
چرا؟ چون که اتفاقای خوب اونقدر کم و وضوحش تو زندگیم کم شده که جدیدا تا میام بنویسمش، بازم مشکل بعدی شروع میشه.
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
دریافت
دستمو بگیر ، کربلا ببر 
جون مادرت آبرو بخر 
ادامه مطلب
پست فاطمه نویسنده غیرحضوری وبلاگ
کانال نماشا:https://www.namasha.com/F.m.e.t.love
پ.ن کاپ کیک:عررررررررررررر این بشر خیلی عشقههههههههه مین هووووووووووووووووو
پ.ن کاپ کیک:دوستان ممنون میشم اگه از وبلاگ اونیکیم بازدید کنین:
http://mosicfate.blog.ir/
اونیکیش:fateli.blog.ir
سلام
گوشی ای ک خیلی ازش تعرف میکردن بالاخره سوخت
انگار دیروز بود ک خریدمش
توی بدترین شرایط سوخت و دستمو توی پوست گردو گذاشت
ولی بهرحال
یه مدت نبودم چون روزهای خوبی نبود
الانم روزگارم خیلی بده
قشنگ بدو بدتر میشع هر روز
امروز روز عرفه بود
فردا هم عید قربان
کاش من هم بتونم خیلی چیزهارو قربانی کنم
دعام کن
من با خیالِتم خوشم ، این انخاب خودمه ، دکتر چاووشی میگه باید مسئولیت انتخابامونو بپذیریم ، من انتخاب کردم که صحبت در مورد جدی شدن رابطه‌امون رو بذارم به عهده تو و چیزی نگم تا خودت پیش قدم شی ، میدونستم ممکنه اصلا چیزی نگی ، اینم پذیرفتم .
اما رفتنت انتخاب من نبود ، پس مسئولیتش با من نیست ، من رفتنت رو نمیپذیرم باهات میمونم حتی اگر تو خیالم .
حتما همه ی شما نیز با سایت اپارات که یک سرویس اشتراک ویدئوست آشنا هستید. و احتمالا بارها و به دلایل مختلف به دنبال یک جایگزین برای آپلود ویدئوهای خود بودید. خب امروز قصد معرفی یک جایگزین برای این سایت داریم و در ادامه روش های کسب درآمد از اشتراک ویدیو نماشا را توضیح خواهیم داد. با سرزمین ایده ها همراه باشید.سایت نماشا بهترین جایگزین برای آپارات می باشد. سرویس اشتراک رایگان ویدئوی نماشا متعلق به گروه پیکوفایل و سرویس بلاگدهی بل
در واقع با گریه تایپ کردن تبدیل به روتین زندگیم شده . حالا اگه یه آهنگ خفنم همراهش پلی شه که دیگه فبها .حس خیلی خوبی بهم میده و خیلی ام توش پیشرفت کردم . قبلا نفسم میگرفت و صدام خیلی بلند بود . الان دستم اومده از اولین قطره اشک با دهنم نفس میکشم و دیگه مجبور نیستم دستمو بذارم رو دهنم وقتی میخوام هق هق کنم ، چون هق هق واسه شبا خوب نیست .
غروب نیویورک امروز عین غروبای تهران بود.
بوی ولیعصر میداد
حتی بوی باقالی و ذرت مکزیکی.وقتی سرمای هوا صورتمونو خنک میکرد و ریه هامون یخ میزد
بوی بیست سالگی.
وقتی توی شلوغی ولیعصر پر بودیم از رویا و ترس
وقتی سقفی برای پرواز خیالمون وجود نداشت.
من امروز بیست ساله بودم.
و هیچ چیز غیر ممکن نبود
چون تو میشنیدی صدای منو
کاش پسر بودم، توی روز های مشابه امروز،
دستمو می‌گرفتم، می‌بردمش به ناکجا آباد.
بغلش می‌کردم و می‌گذاشتم از هرجا و هرچی حرف بزنه، بدون اینکه لحظه‌ایی احساس خستگی کنم. 
براش سه بسته چیپس می‌خریدم فلفلی و سرکه‌ایی و شب وقتی به خواب عمیقی می‌رفت بغلش می‌کردم میاوردمش خونه، و قرصی می‌ساختم که آایمر بگیره.
 
 
#عنوان: آهنگ هیج از رضا بهرام‌. امروز شنیدمش قشنگه
دلم واسش تنگ شده
هر شب با یادش دل سیر گریه هامو میکنم و بعد اروم میخوابم
خوشی هامو برد
خنده هامو برد
ارزوهامو برد
منو با خودم با یه دنیای خالی تنها گذاشت
میدونست کسی و ندارم،میدونست تنها تر از تنها منم
ولی دستمو ول کرد
از اون بالا ولم کرد
فقط دوسش داشتم همین
گناهم  دوست داشتن بود
فقط دوست داشتن
میگفت تمام تو سهم منه
وقتی ولم کرد تمام من سهم خاک میشه
عشق حرمت داره.
کفِ دوتا دستمو بو میکنم! بوی آشنایی میده! یه مکث و یه لبخند از تهِ دل! وروجکو ببین از همین الان بوی خاص خودشو داره *_* 
خدا میدونه چند بار قبل از بردنش گردنشو بوییدم و بوسیدم :))) و البته چونشو!! آخ که چقدر خوشمزه ست این نیم وجبیه دلبر :)
#پنبه
ادامه مطلب
وقتی فهمیدم چرا دوستم نیمومده کلاس بهش زنگ زدم
گوشی رو برداشت
صداش خیلی گرفته بود 
گفت که دستش شکسته
منم بدون اینکه بهش بگم براش یه دسته گل خریدم و رفتم بیمارستان عیادتش 
وقتی رسیدم خواب بود منم بالا سرش نشستم و نگاش کردم تا بیدار شد
وقتی بیدار شد و منو دید یهو جا خورد 
بغلم کرد اونقدر سفت که داشتم خفه میشدم 
منم دستمو دور گردنش حلقه کردم و گفتم 
مریض نشو لعنتی
فردا یکى دیگه از ارزوهام تیک میخوره :)نباید بزارم اخرین سال مدرسم نابود بشه  :)
خدایا با تمام وجود ازت خواهش میکن کمکم کن
مبادا دستمو ول کنیا خودت خوبِ خوب میدونى تنها کسى که دارم تویى و تو :))))
- اخرین روز اول ^____*  
هم ناراحت کنندس هم بسى بسیار خوشحال کننده
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه لب های ما خشکه چشمای ما خیسه
شب چهارم فاطمیه 1397هیئت ریحانة الحسیننوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیلب های ما خشکه چشمای ما خیسهمادرت اسم ما رو واسه کربلا مینویسهانت الغنی و انا الفقیر جان مادرت دستمو بگیرآقا منم آرزومه ببوسم خاک پاتوآقا منم آرزومه ببینم کربلاتوکربلا یا کربلاکربلا یا کربلاکربلا یا کربلاای نور بی پایان ای حضرت جانانمن غبار غم تو رو ندهم به ملک سلیمانانت الکبیر و انا الصغیر ج
یه دنیا حرف و بد و بیراه و فحش و داد و فریاد تو گلوم گیر کرده که هر لحظه به سرم می زنه بیام همه رو بکوبم تو صورتت و تو اندازه ی چند ساعت فقط سکوت کنی و بشنوی و هیچی نگی ! بعدش من بزنم زیر گریه و بخوام از پیشت برم که تو دستمو بگیری و بغض کنی و بگی " خیلی زشته مرد گریه کنه؟ " و من بگم " نه! اتفاقا خیلی هم قشنگه ! " اون وقت تو منو تو بغلت بگیری و های های گریه کنیم و غصه ی چندسال کلافگی و دلتنگی و خستگی رو بریزیم تو بغل هم بعد به هم قول بدیم که یادمون بره عشق
دنیا:چشمامو باز کردماحساس میکردم که گیجم و چشمام تار میدیدتازه یادم افتادبابام!بلند شدم و سریع از رو‌تخت اومدم پایین که نزدیک بود بیفتم و تو بغل یه نفر افتادم مرال بود-چی‌کار میکنی دنیا +بابامسرمو بلند کردم و اشک تو چشمام جمع شده بودنمیتونستم طاقت بیارم و زدم زیر گریهمرال بغلم کرد و اروم نوازشم کرددستمو روی شونش گذاشتم و اروممتوجه دستی روی دستم شدم که فهمیدم رهامه*گریه نکن دنیا جوابی نداشتم بدمیه پسر بورم توی اتاقم بود اما حتی حوصله ندا
دنیا:چشمامو باز کردماحساس میکردم که گیجم و چشمام تار میدیدتازه یادم افتادبابام!بلند شدم و سریع از رو‌تخت اومدم پایین که نزدیک بود بیفتم و تو بغل یه نفر افتادم مرال بود-چی‌کار میکنی دنیا +بابامسرمو بلند کردم و اشک تو چشمام جمع شده بودنمیتونستم طاقت بیارم و زدم زیر گریهمرال بغلم کرد و اروم نوازشم کرددستمو روی شونش گذاشتم و اروممتوجه دستی روی دستم شدم که فهمیدم رهامه*گریه نکن دنیا جوابی نداشتم بدمیه پسر بورم توی اتاقم بود اما حتی حوصله ندا
بسم الله الرحمن الرحیم
تلاشمو کردم برای ذبح اسماعیل اما.
جلوه های دنیایی دستمو سست کرده چاقو از دستم افتاده.
باز دچار شک شدم 
تردید امان از تردید
البته تردید شاید نه ترجیح حرف دلم به فرمان هو.
نمیدونم هیچی نمیدونم.
میشه این دلو ازم بگیری؟؟؟
خسته شدم از دست این دل
 
یا نبی الله .
ای ابراهیم بزرگ خدا.
ای خلیل الله
ای بت شکن.
تشنه ی جرعه ای از ایمان راسخ ات هستم 
من مسلمان حبیب مان محمد(ص) هستم
بیا و به آبروی رحمت للعالمین رسول جان محمد مص
 بدون دست گرفتن به چیزی این کار رو
از هفته پیش شروع کرده و هر روز به تعدا قدم هاش اضافه میشه ولی خب دوباره
یک سرماخوردگی مسخره افتاده به جونش . 
از یک دونه پله که خونه عموش
هست به سرعت بالا میره و به زحمت پایین میاد امشب اینقدر بالا و پایین رفت
و در برگشت خورد زمین تا کمی مهارت بدست آورد .تازگیها منتطره که
دستت رو بهش بدی تا خیییییلی محکم گاز بگیره وقتی دید نمی تونه محکم دستمو
گاز بزنه شروع کرد لبه میز رو گاز گرفتن . الان هم دماغشو می خارونه و
دقیقا چرا بلاگ اسکای اینکارو کرد؟ تغییر قالبهای وبلاگش رو میگم نه واقعاچرا؟؟ همه وبلاگا شبیه هم شدهیه تیکه اون بالا فقط متفاوته :اا یه دلیل رفتنم همین بود:ا از وبلاگ خودم بدم اومد :اااالبته تلاشی هم برای عوض کردن قالبش نکردم باید برم ببینم میشه یا نه+بازهم تنها در خانه :)+نمیشد یه طناب اینحا بود دستمو میگرفتم بهش منو میبرد بالا! البته فشار زیادی رو باید تحمل کرد من که ورزشکار نیستم :)) امان از محمد زارع زد همه فانتزی های ورزشی منو نابود کرد+
دو ماه و نیمه همخونه ایم!مثه اوایل آشنایی، مثه اوایل نامزدی بازم سختی داریم.
خیلی چیزا عوض شده.
خیلی چیزا هم عوض نشده!
اما امروز یه اتفاقی افتاد که دوس داشتم بعد از چند ماه قفل وبلاگمو با اون وا کنم!
صبح از خواب پاشدم، دستمو دراز کردم، یکم لپشو با سرانگشتام نوازش کردم، گفتم عشقم نمیری سرکار؟ اونم خوابالو گف نه دیر میرم!
این اون اتفاقه بود!! در حد یه سطر! اما برا من برآورده شدن آرزوهای 6ساله م بود!! 
امیدوارم آرزوهای هممون انقد نزدیک باشه که اگه د
بعد شش سال اولین باره که مهر خونه ام.دانشگاه تموم نشده اما به دلیل مشخص نشدن تکلیف خوابگاه و یه سری فشردگی برنامه هام فعلا موندم.روزهای عجیبی رو دارم سپری میکنمروزهای متفاوتی رو.از هفته پیش اینقدر اتفاقات پیش اومد که نمیدونم چی بگم یا حتی راجع به اون با کسی صحبت کنم.
حس میکنم تغییر کردم و حتی این تغییر رو خونواده هم متوجه شدن.حالم بهتره
یه حس عجیب توام با غم و شادی همراهمه
مامان نیاز به مراقبت داره و کارای خونه و پخت غذا بر عهده منه ولی اصلا
من برگشتم چرا؟ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:چرا به ایران برگشتم؟ | کاتالاکسیخیلی وقت است که این متن را نوشته ام. یکسال قبل که همین زمان ها به ایران برگشتم، ولی منتشرش نکرده بودم. تا امشب که با یکی از دوستان آنور آب صحبت کردم، می پرسید ایران چطور است؟ برگردم یا نه؟ او برعکس بسیاری از دوستانی که در . . ‫چرا من برگشتم؟ * Why am I back *‬‎ - YouTubeحتما حتما لایک کنید و اگه کاری داشتید میتونید با من از طریق راه های زیر ارتباط برقرار کنید :))))
 
معرفی بهترین سایت های اشتراک ویدئوی ایرانی
متاسفانه خیلی از دوستان برای اشتراک ویدئوی خود فقط از سایت های معروف یوتیوب و آپارات استفاده می کنند. البته شکی در این نیست که این دو سایت جزء بهترین سایت های اشتراک ویدئو در دنیا هستند ولی باید بدانید در کشور ما سایت های خوبی در زمینه اشتراک ویدئو فعالیت می کنند که ترافیک بسیار بالایی دارند و همچنین دارای رتبه الکسای خوبی در ایران هستند که اکثر افراد از آن ها غافل هستند. در ادامه این مقاله بهت
یه پیراهن آبى آسمانى تنم میكنم كه بلندى اش تا ساق پاهام میرسهروبروى آینه مى ایستم تا موهامو درست كنم از شوق لبخند بزرگى رو لبام میشینه كم پیش میاد اینجورى دندونامو بین لبخندهام ببینم تو چشمهاى خودم خیره میشم و یاد یه بیت شعرى كه داشتم براى چشم هات مینوشتم میفتم "چشمانت پرنده ایست." و لیوانى كه از حواس پرتم به چشم هات میفته جلوى پام  و چند تكه میشه .با صداش به خودم میام و دوباره خودمو در آینه میبینم ، یه رژ گونه ى صورتى میزنم و یه رژ لب صو
بوی ماه مهرم اومد ولی هنوز هوا گرمه چرا؟!
داشتم وب گردی میکردم .
چه وب هایی که تموم شده بودن و تاریخ انقضا شون سررسیده بود و چه وب های سرحال و تازه شروع شده همشون یه غم خاصی دارن یا یه سرخوشی زود گذر ولی نمیدونم چرا من همیشه پابرجام:)
راستش فعلا همین بسه واسه پست دوم تا دستم راه بیافته دوباره بخوام آپ کنم
________
پ.ن:
به خودتون برسید تو این پاییز مرموز که سرما نخورید :)
دستمو بریدم خونسرد باشید :)
بوی ماه مهرم اومد ولی هنوز هوا گرمه چرا؟!
داشتم وب گردی میکردم .
چه وب هایی که تموم شده بودن و تاریخ انقضا شون سررسیده بود و چه وب های سرحال و تازه شروع شده همشون یه غم خاصی دارن یا یه سرخوشی زود گذر ولی نمیدونم چرا من همیشه پابرجام:)
راستش فعلا همین بسه واسه پست دوم تا دستم راه بیافته دوباره بخوام آپ کنم
________
پ.ن:
به خودتون برسید تو این پاییز مرموز که سرما نخورید :)
دستمو بریدم خونسرد باشید :)
یهو یه چیزی میشه که یادم میاد اینجا هست. 
کلن که ذوب شدم در گذران یکنواخت زندگی. تن دادم. سر سپردم. دغدغه ها و میل و خاسته هام چنان به کسالت و تکرار آمیخته که ترجیح میدم به سکوت یگذرانم تا سخن.
یه وقتایی. یه روزایی. یه لحظه هایی یادم میاد ازینجا. وقتی که هیچ کس هیچ کس دیگه برام نمونده نباشه. نه که رو شونه هاش گریه کنم. یا ابشار کلاممو باعاش شریک بشم. یا در آعوشش کمی آرام بگیرم. 
کسی که بهش نگاه کنم. در من مکث کنه. بهش بگم دلم گرفته. از
تو سراشیبی سقوط بودم که دستمو گرفتی.
منو بردی به مهمونیه بهشت،به میزبانیه ماهه کاملت.
اما با این همه
سیر نمیشم از نگاه کردن به دستای تو.
که کارش بخشیدن و شفا دادنه.
این بغض به گلو نشسته و این اشک برای همیشه ی تو چشمای من خونه کرده.
چطور از آرزوی خواستنت کم کنم.وقتی هرروز دلتنگ ترم.
 
دلم سرگردون بین یه عالمه نگاه و خواستن و نخواستن هرلحظه هزار تیکه میشه.
تا بیام پیداش کنم و بند بزنم گم میشم بین صداهای عقلم.حالا جهنم رو ببین!
حق بده که به
به نام اودلم برای شعر گفتن و شعر خوندن تنگ شدهدلم برای قدم زدن زیر بارون تنگ شدهئلم برای همه چی تنگ شدهنمیدونم چیکار کنمواقعا نمیدونمحیرونم سرگردونم سردرگممخداجونم لطفا خودت یه کمکی برسون و روزامو نجات بدهدستمو بگیر بغلم کن که سخت محتاج آغوشتم.به زندگیم بتابخسته ام از بس توی تاریکی دنبال راه درست گشتملطفا کمی نور بهم ببخشلطفا کمی. هوامو داشته باشنمیتونم بنویسم حتیشعر ها از ذهنم فرار می کنن حتیپ.ن1- میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم؟میشه
 
معرفی بهترین سایت های اشتراک ویدئوی ایرانی
متاسفانه
خیلی از دوستان برای اشتراک ویدئوی خود فقط از سایت های معروف یوتیوب و
آپارات استفاده می کنند. البته شکی در این نیست که این دو سایت جزء بهترین
سایت های اشتراک ویدئو در دنیا هستند ولی باید بدانید در کشور ما سایت های
خوبی در زمینه اشتراک ویدئو فعالیت می کنند که ترافیک بسیار بالایی دارند و
همچنین دارای رتبه الکسای خوبی در ایران هستند که اکثر افراد از آن ها
غافل هستند. در ادامه این مقاله به
 توی ماشینم و برف پاک کن دارهاشک ابرا رو یکریز پاک میکنهتو جاده سرگردون دارم پیش میرمذهنم داره یادتو خاک میکنه با خودم میگم چی میشد مگهکنارت رفتن توی جاده هاکاش میشد که دید خنده های تومیون رقص گل و پروانه ها  کاش میشد لبات گونه‌‌مو بازمدوبارو صدبار نشون می گرفتدلمردگی های هر روزو شبمبا بوسه های تو جون می گرفت پره تو ذهنم، حضورت کنارمنگاه می کنم؛ صندلیت خالیه  ولی تو همیشه کنار منی  حضورت همیشه این حوالیه چشام جاده ها رو نمی بینه ؛ دیگهپ
ساعت هشت بیخیال حال دلم
 همینجوری ک وایسادی.یهو چشاتو ببندم
بگم
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم
با تموم بی قراریام دوست دارم
با تموم نفسام دوست دارم
با تموم من دوست دارم
دستمو بردارم از رو چشمات
بوسشون کنم
آروم زل بزنم بهت بگم
دارمت.
یادش بخیر
چقدر برام جالب بود که وقتی می‌خوام از سجده بلند بشم به جای اینکه کف دستمو بذارم زمین، دستمو مشت کنم بذارم زمین و بلند شمخیلی حرکت خفن و مردونه ای بود
چند وقت پیش سر نماز موقع بلند شدن دیدم که دارم با دست مشت بلند میشم و از اونجا که کلا خیلی حواسم به نماز هست کلا دیگه درگیر خاطرات این قضیه بودم
نماز روزه های شما هم قبول باشه.
 
تا سالهای سال اینکه بابام پیرهن هاش به صورت ترکیبی بوی ادکلن و عرق میداد برام خفن بودچند وقت پیش که اومدم زی
سریال دستمو رها نکن قسمت 44 فصل دوم  با زیر نویس فارسی
لینک دانلود پس از پرداخت به صورت مستقیم
قیمت محصول 2000 تومان
حجم 190mb
دانلود مستقیم با کیفیت 240
حجم 460mb
دانلود مستقیم با کیفیت 480
حجم 900mb
دانلود مستقیم با کیفیت 720
برای قسمت های بعدی در کانال عضو شوید:  https://t.me/serial7080
تماس در صورت مشکل: 
barthb564@gmail.com
 
از لحظه ای که یلدا بهم گفت باردارم چون علائمش رو دارم دیگه به کل هوایی شده بودم.دلم‌میخواست از فردا صبح برم شهر واسش لباس و چیزای خوشگل و عروسک و گیر مو بخرم….وای خدا! حتی تصورشم قشنگ بود!
کاش حتی اگه دختر باشه به ایمان بره….مثل اون ملوس باشه….
اون چنان ذوق و شوق داشتم که واسه اومدن ایمان دل تو دلم نبود.میخواستم بهش این خبر خوبو بدم…بگم که باردارم …
یلدا آرنجشو زد به پهلوم و گفت:
-الووو…کجا تشریف داری!؟ یکمم با ما باش شما…
 
از فکر بیرون اومد
آخرین باری که دیدمش سرشو تکیه داده بود به در و سعی می‌کرد آرامشش رو حفظ کنه من کجا بودم؟ اون طرف در روی صندلی نشسته بودم یا نه بذارین درست ‌تر بگم قرار بود روی صندلیا نشسته باشم اما مگه استرس امون می‌داد راه می‌رفتم از این طرف راهرو به اون طرف راهروپوست لبم رو کنده بودم و هیچی از ناخنام باقی نمونده بود که یه دستی سرمو آورد بالا و دستم رو گرفت و با چشماش به چشمام خیره شدیه چیزی گذاشت تو دستام و گفت این ارزشمندترین چیزیه که من دارم و باهاش آر
بعضی موقعا واقعا سیر میشم.از اطرافم.از آدمای اطرافم.
بعضی موقعا دلم میخواد چمدونمو بگیرم دستمو.
دستشو بکشم بالا و آروم آروم
توی سالن انتظار فرودگاه بکشونم.
بعدش پروازم اعلام شه و من سوار هواپیمام
بشمیه جای جدید.یه حس جدیدشایدم با یه آدم جدید
از بچگی عاشق پرواز بودمولی خب در حد آرزو موند.
کسی چ میدونهشایدم عملی شه

این جمله رو چقد دوس دارم!!!اصلا انگار میخواد از درون بیدارت کنه!!!
بر سر خود بزنید که چرا پرواز نمیکنید.
       
خانم معلم به شاگرداش میگهرکس ک فردا ی صحفه از درسی ک دادمو یاد گرفتاجازه میدم دستمو ببوسه،اگ دو صفحه رو یاد گرفت لپمو،اگ کل درسو یاد گرفت لبمو!فرداش ک خانوم معلم میاد سر کلاسیکی از بچه ها از ته کلاس داد میزنه:خانوم معلم شلوارتو بکش پایین ک کل کتابو حفظم!/:نتیجه اخلاقی:درس خوندن انگیزه میخواد! 
یا صریخ المستصرخین
(ای فریاد رس فریاد کنان)
 
 
اون کیه که از 9 تا برنامه روزانه اش، فقط 4 تا رو انجام داده و داره به این فکر میکنه که کاش امشب زودتر خوابم بگیره تا شاید فردا زود بیدار شم؟! 
منم من!
 
 
+بعد از ظهر یه خوابی دیدم. چند لایه! تو خوابم چشمم و باز کردم، از اون حالت هایی برام پیش اومده بود که نمیتونستم بدنم رو ت بدم. ( بعضی ها بهش میگن بختک)
بعد دوباره بستم. بازش کردم دوباره و سعی کردم دستم رو بیارم تا جلوی صورتم. آوردم اما چشمام دستم رو
نماطنز | مهران مدیری در شرکتی مملو از دافارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:تماشای آنلاین سریال هیولا قسمت اول و دوم و سومفروشگاه آنلاین بیمکث| شیطنت بازی های مهران مدیری در سریال هیولا از کانال خرید اینترنتی هود،سینک،فر و اجاق رومیزی بیمکث . فیلم سینمایی پیتزا مخلوط - نماشابازیگران[ویرایش] علی صادقی مجید صالحی لیلا اوتادی سعید آقاخانی مهران غفوریان محسن قاضی مرادی فرهاد بشارتی یوسف صیادی الیزابت امینی آتیلا پسیانی الناز حبی
مامان‌بزرگم بدون عصاش اومده بود پیشمون وقت رفتنش دیدم با خودش عصا رو نیاورده گفتم می‌خوای باهات بیام مامان‌جون؟گفتش نه آخه دلم نمی‌آد بهت بگم دستمو بگیری دلم نمی‌آد بهت بگم پاشی باهام بیای.من؟توی اون لحظه فقط دلم می‌خواست جهان از اول شروع شه مامان‌بزرگم مثل قبلش باشه بتونه بدون عصاش راه بره بدون کمک من راه بره.دلم می‌خواست یکم روی احساساتم کنترل بیشتری داشته باشم که با شنیدن این حرفا جلوش نزنم زیر گریه!ولی داشتم گریه می‌کردم و جهانم
تابستون پارسال بود، رفتم تعیین سطح زبان.
آنقدر دانشجوها رنگ و وارنگ و باز بودن که سر درد گرفته بودم.
گفتم پامو توی این موسسه نمی ذارم حتی اگه فقط همین یه دونه باشه.
گذشت و گذشت تا حدودای دی ماه.
بعد اون واقعه تلخ، برای تغییر روحیه و تجربه یک فضای جدید، دل رو زدم به دریا و ترم اول رو ثبت نام کردم.
و امروز ترم سه تموم شد.
فقط مونده دو ترم دیگه. 
البته برنامه های من فعلا استپ شده و احتمالا چند مدت دیگه برم برای ترم های بعد.
ولی امشب فهمیدم من اون آدم ق
دیروز یه خبری به گوشم رسید
داشتیم درمورد یکی از دوستای قدیمیم حرف میزدیم
و اونقدر این خبر ناراحت کننده بود که محکم زدم تو صورتم.یعنی دستمو بالا اوردم و با همه ی قدرتم پنج انگشتم رو روی صورتم فرود اوردم
تو اون لحظه داشتم به اون فکر میکردم که چقدر پست و خقیر شده که کارش به همچین رفتاری و همچین گفتاری کشیده.برای همین یه نظرم اومده بود که کوبوندن پنج انگشت روی صورتم، بهترین واکنشه برای تخلیه احساساتم
اما دو ثانیه بعد به خودم فکر کردم که "من عاش
خب سلام به روی ماهتون 
بالاخره ستاره سهیلتون به اغوش گرمتون برگردید . 
بعد از یه غیییییییییبت طولانی خجالت اور برگشتم !‌ببخشید دیگه نتونستم اپ کنم حالا با قسمت اخر در خدمتتون هستم 
لطفا لطفا لطفا حتما حرفای ادامه ی مطلبو بخونید و بعدش برید سراغ خوندن قسمت اخر داستان 
این شما و این هم اخرین قسمت داستانم !

ادامه مطلب
دانلود آهنگ بارونای نم نم از پازل بند بعد هم به اتاقم رفتم یه مسکن خوردم و خوابیدم. قبل از خواب قیافه اخموی پسره جلوی چشمام میومد. یه اعوذ بالله گفتم، والا کم از شیطون نداشت. آریا تقریبا ساعت دو بود که رسیدیم هتل. رو به امیر کردم و گفتم: تا من میرم دست گل این دختره رو پاک کنم، تو هم برو توی رستوران و غذا سفارش بده. امیر سری ت داد و مسیرشو به طرف رستوران تغییر داد. رفتم تو اتاق. با یه حرکت تیشرت رو از تنم بیرون آوردم و ه پیراهن دیگه پوشیدم. داشت
انگار که چشمام یاد گرفتن از رد تو روی شهر گذر کنن. دیگه تو تابلوی خیابونا اسم خیابونی که اون روز ساعت‌ها توش قدم زدیم رو پیدا نمیکنم. یا اون بستنی فروشی‌ای که بعد از ساعت‌ها قدم زدن تو خیابون برای هاجرِ ضعف کرده ازش بستنی خریدی. مثلا اون نیمکت توی دانشگاه که وقتی روش نشسته بودیم و دستمو محکم گرفته بودی و گریه میکردیم حراست از پشتش رد شد و به طرز معجزه آسایی ندیدمون رو از وقتی رفتی دیگه ندیدم. اسمتو رو سردر بقالی سر کوچه نمی‌بینم، فامیلتو بین
دانلود رمان درخیابان دوبلین 
کجا ؟اسبو که دیگه نفهمیدم کی آورد دستمو گرفت منو سمت اسب  برد عین یه دختر بچه بلندم کرد سوار اسب شدم ، خودشم اومد سوار شد  وبا خنده رو به خانواده ام گفت :-داوود هستن ، از بودن با شما امشب معذورم سهراب چشمکی زد وگفت :-ارباب اینه رسم مهمون داری ؟دست اهورا دور کمرم بود 
با لبخند گفت :-میرم با خانومم ماه عسل از حرفش گونه هام  رنگ با ختن وسرمو انداختم گیسو با ذوق گفت :-چشمت روشن ارباب کمند هم ظرف زغال دستش بود اسفند دود
دلم همسری میخواد که هر از گاهی قربون صدقه ام بره،زیباییم به چشمش بیاد.حتی برای یک بار هم که شده با عشق نگاهم کنه.وقتی میریم بیرون دستمو بگیره.هر از گاهی نوازشم کنه.
با این که قدم بلنده،اندامم خیلی خیلی متناسب و ورزشکاریه،و خیلی از قیافه م خوشم میاد و ظاهرمو دوست دارم اما ظاهرا اصلا به چشم همسرم نمیاد که هیچ،مدام هم از قیافه و تیپ و ظاهرم ایراد میگیره.
گاهی به گذشته فکر میکنم و یاد خواستگارهایی می افتم که علاوه بر اینکه خیلی شرایط و اوضاع خوبی
دلم می‌خواد حرف بزنم. دلم می‌خواد بگم. دلم می‌خواد بنویسم همون لحظه‌ای که کلمه ها بی‌رحمانه هجوم میارن. ولی نمی‌تونم! انگار یکی دستمو می‌گیره می‌کشه عقب وقتی می‌خوام این‌جا از بابام بنویسم. انگار یکی دستشو می‌ذاره رو دهنم وقتی می‌خوام از مامانم و داداشم و دلخوریام بگم. ولی از دست همشون خسته شدم. خسته که هیچی، بُریدم! من فقط یه کم، فقط یه کم آرامش می‌خوام. حتی یه ذره بیشتر و کم‌تر هم نه! فقط یه کم پول می‌خوام و یه خونه‌ی جدا. که
دانلود آهنگ به سرم زده از پازل بند مامان: باز چیه صداتو رو سرت انداختی؟ مثل آدم بیا جلو سلام کن نه اینکه کل محله رو خبر کنی. دستمو دور گردن مامان انداختم یه بوس از لپاش گرفتم و گفتم: قربون مامانم برم که فکر اهالی محل. مامانم منو به زور از خودش جدا کرد: خدا نکنه. میگم مریم تو هم فردا میای؟ دوباره غمگین شدم: اره میام ببینم چی میشه . طاقت اینکه خونه منتظر بمونمو ندارم. شب موقع شام از بابا درمورد وضعیت پرونده محمد پرسیدم: آقای سعادتی (وکیل محمد) چی میگ
خدای من زندگیم قشنگ تر بود.تصمیمات بهتری میتونستم بگیرم.مسیر بهتری میرفتم.کارای بهتری میکردم.کارای کوچکی که قبلا میکردم چقدر الان مد نظرم بزرگ و سخت میاد.ادم قبل نیستم.ازت دور شدم.دارم میشم همونی که نمیخوام و نمیخواستم!راه فرار کجاست؟؟؟غفلت و گناه دو دستمو بسته.پاهام هم خسته اند و جونی ندارند دیکه.قلبم؟نمیدونم.اونم داره به فاک میره.اگه با تو بودم از زندگیم و لحظاتم و طبیعت و هزار تا کوفت و زهر مار دیگه بیشتر لذت میبرم.
اما حالا چی؟؟موندم تو
پروردگارا بسی این چند روزه درگیرم.سه عدد مقاله سی صفحه ایی دارم درباره کره جنوبی کیپاپ اوتاکو غیره می نویسم تا پوران و نوید بدبختمون نکنفیک و سناریو مس توییت و نماشا هم جای خود
.
در این بدبختی فقط این را کم داشتمدر زیر پست خبری پوران جون کامنتی بسی ساده درباره ی عر زدن های خود برای بی تی اس و اکسو کردم.بازم میگم تمامش فقططططططط عررررر بود!
و اینگونه بود که این یک عدد دوست ارمی چنین جواب دقیق و خوب و صالحی به من دادقشنگ اینقد جوابش خوب بو
اولین باری که حمله میگرنم سه روز طول کشید تولد سی سالگیم بود و من عصبی و وحشت زده بودم .خواهرم دستمو گرفت که پاشو بریم دکتر اما من توان ایستادن نداشتم پس نرفتم دکتر .غروب روز سوم بود که حس کردم چقدر گرسنمه و چقدر دلم سیب زمینی سرخ کرده میخواد.اما نای ایستادن نداشتم.
خواهرم برام سیب زمینی سرخ کرد و خوب شدم.
الان چهار ساله سر دردام سه روز طول میکشه و هر بار هورمونها مقصرن .
دیشب داشتم فکر میکردم چقدر خوبه که برم عمل کنم و همه سیستم های مولد هورمو
من بعد از هزار سال تمام حتی
روزی مرده ام به خانه باز خواهد گشت
تو از این تنبوره ن توی کوچه نترس
نمی گذارم شب های ساکت پاییزی
از هول و ولای باد لرزان بترسی
هر کجا که باشم
باز کفن بر شانه از اشتباه مرگ میگذرم
می آیم مشق های عقب مانده تو را مینویسم
پتوی چهارخانه خودم را تا زیر چانه ات بالا میکشم
و بعد یک طوری پرده را کنار میزنم
که باد از شمارش مردگان بی گورش
نفهمد که یکی کم دارد.
#سید_علی_صالحی
 
+ مدت ها بود که غم روی دلم سنگینی میکرد و اگر سکوت ک
من + : بیا بدووییم
_ : دیوونه شدی دختر
+ : آره
+ : بدوییم ؟
_ : مسخره مون میکنن 
+ : نگاه اون سمت اون دو تا مرغ
عشقها هم دارن میدویین 
_ : عزیزدلم بچه نشو میخندن 
میگن نگاه پسره پا ب پا دختره داره
میدوییع
+ : بذا مسخره کنن 
بذا بخندن 
ولی ارزششو داره که
دل منو شاد کنی 
و با تو که بدوییم از تهـ
دل بخندم و یه خاطره
قشنگ بسازی واسه هر دو مون
_ : از دست تووو دختر باشه
دستمو بگیر 
+ : ۱ .۲.
_ : ۳ بدوووو
نفس نفس +: تو که از من بچه تری
_ : پا به پای تو بچه میشم
# خیال پرداز
1. آنه رو می شناسید؟ :) حوزه گزینه دو جفتمون امیر کبیر بود همو دیدیم :) 
آخ آخ میخواستم به آنه بگم اینجا کارت چک نمیکنن. طبق عادت که حتما باید قبلش از یه کلمه زیبا استفاده کنم، زارت زدم رو شونه یه دختره (فک کردم آنه ست) بعد عربده کشیدم اسسسسسککککلللل اینجا کارت چک نمیکنن، بعد بنده خدا برگشت دیدم یکی دیگه ست کلا :)) فرووو ریختم :))))
2. نگاه دانشجو های امیر کبیر میدونین نسبت بهمون چی بود؟ اینجوری بودن که "گوگووولیییی مگوووولیییی" یا مثلا "عمویی کلاس چن
متاسفانه یا خوشبختانه، بابام قابلیت من رو در کشوندن هزاران نگاه و چندین برگه ب چشم خودش دید :))اونم فقط با آرایش کم در حد رژلب!لامصبا چتووونه؟؟من آرایش نکنم، مانتو جلو بسته بلند بپوشم، باز شما کنار در و دافای همه چی تموم،من رو گلچین می کنی؟ :///مریضی؟ جذامی داری؟ کوری؟اه! مملکت نیست ک دیوونه خونست!!خیلی خیلی گشنم بود غذا سفارش دادیم.چیز برگر:))وقتی اوردنش منم مشغول شدم . دیدم خیییلی خوش طعمه لامصب.ببینین یه عادت گندی دارم ک متاسسسسسسسفانه ناخو
اینجا پست شماره ۲۰۰!
امروز روز جمعه ای .کتابای زبانی که هفته پیش گرفتم.کتابای حقوق ‌.و رمان های نخونده امانتی .داره بهم پوزخند زهرآلود تحویل میده .‌
منم بهشون پوزخند زهر آلود تحویل میدم و گوشیمو میگیرم دستمو و صدای آهنگو میبرم بالا.!
اما میفهمم که اونا دارن بهم میگن ما مثل یه جنازه ایم .که نمیتونی بیشتراز این  کاری به کارمون نداشته باشی و زیر ملافه سفید بیخیالی ندیدمون بگیری !چون تا چن وقت دیگه بوی تعفن بیخیالیت دنیاتو برمیداره .!
_جم
میگه فاطمه شماره خونتونو بدم به یکی از فامیلامون واسه امر خیر .
میگم خب اطلاعات.
میگه !میفهمم نصفشو داره اغراق میکنه .ولی خداییییی قد ۱۹۰ ؟اون سریع مشخص میشه قد اصلیشاااا!کما اینکه ادمی ک نردبونه واسه هیچ کس جذاب نیس!_مگه اینکه والیبالیست باشه!_
.
فک کنم خودش پسره رو میخواست.خیلی بیخودی ازش تعریف میکرد .حالا میگم بیخودی من تاحالا ندیدمش ولی .حس و حال دختره یه جوری بود!گفتم چرا نمیاد خاستگاری خودت؟گفت چه میدونم .البته منم جواب مثبت ن
چون خسته ام. چون رو پله برقی مدام آرنجم رو میذارم رو دسته هاش و پشت دستمو رو پیشونیم. چون خیلی وقته حتی تو سررسیدمم ننوشتم! چون خسته ام. انقدری که مثل قدیما نمیرم بشمرم ببینم چند روز میگذره که تو سررسید چیزی ننوشتم. 
راستشو بگم؟ چون ترسیده ام. دارم نگران خودم میشم. به بدنم نگاه میکنم و باورم نمیشه این همه چاق شدم! راستشو بگم؟ برگشتم چون ترسیدم!
به تصویر زمینه گوشیم نگاه میکنم. خیلی خوب افتادم تو اون عکس! دماغم قلمی و سمت چپش اون چال ریز لپم. 
 دلم
خیلی وقت ها پیش میاد که توانایی جسمم برای کارایی که میخوام انجام بدم کافی نیست، معمولا با یه حال شوخی طوری که یکم کلافگی هم توش داشت از ذهنم میگذشت که خدایا این قسمت "ارحم ضعف بدنی" دعای جوشن کبیر رو برا من گفتی مثل اینکه!توی سفر ،دوباره یه موقعیت این مدلی پیش اومد، اینبار نمیدونم چی شد که از ذهنم اومد رو زبونم و گفتمش؛یه عزیزی کنارم بود و شنید، یهو خیلی جدی برگشت بهم نگاه کرد و گفت به جای این، همش بگو "قو علی خدمتک جوارحی" !خیلی چسبید حرف و نگاه
متاسفانه اینو یاد گرفتم نخندم حتی بعد این که فاز گرفتم با یه جکتا بلند خندیدم سریع محکم دستمو گاز گرفتمفهمیدم که خوب بودن من بازتاب ندارهوجدان تا آخرِ این داستان سرابهفهمیدم کبابی آثار ثوابهبه محتاج فقط بگم که بازار خرابهفهمیدم گناه میتونه یکی دو روزه عادی شهحتی معنوی ترینا تو یک لحظه مادی شهیاد گرفتم که تخریب کنمتا یه معروف دیدم بگم ولش کن شاخ میشهیاد گرفتم که از همه دورمآتو جمع کنم تبدیل به اسلحه کنمدرد دلارو بشنوم و وقت  دعواهمون در
اپیزود اول: مثل همیشه دیر کردم و دارم تو خیابون تند تند راه می‌رم که یهو شماره‌ت میفته رو گوشیم. بر می‌دارم و تند تند می‌گم سلام. خوبی؟ ببخشید گوشیم سایلنت بود ندیدم تماساتو». می‌گی سمت راستمی. دور و برو نگاه می‌کنم و می‌بینمت بلاخره. بعد از این یک و نیم هفته نبودنت، آخ که می‌چسبه دیدنت.
اپیزود دوم: چندوقت پیش بهت گفتم بودم جایِ موردعلاقه‌م تو این شهرِ کوفتی، یه صندلیه که از بالاش یه بخشی از شهر دیده می‌شه. با کلی درخت کاج. گفته بودم اون ص
اپیزود اول: مثل همیشه دیر کردم و دارم تو خیابون تند تند راه می‌رم که یهو شماره‌ت میفته رو گوشیم. بر می‌دارم و تند تند می‌گم سلام. خوبی؟ ببخشید گوشیم سایلنت بود ندیدم تماساتو». می‌گی سمت راستمی. دور و برو نگاه می‌کنم و می‌بینمت بلاخره. بعد از این یک و نیم هفته نبودنت، آخ که می‌چسبه دیدنت.
اپیزود دوم: چندوقت پیش بهت گفتم بودم جایِ موردعلاقه‌م تو این شهرِ کوفتی، یه صندلیه که از بالاش یه بخشی از شهر دیده می‌شه. با کلی درخت کاج. گفته بودم اون ص
از دست شوی اومدم بیرون بابام بهم گفت دستتو با لباست خشک نکن نمیدونم چرا فکر میکنه
من دستمو میشورم
 
وست شب گرمم شد به بابام گفتم بوها دیگه نمیتونم تحمل کنم برو کولر روشن کن بابام یک
ملاف بهم داد گفت بکش دور
خودت گفتم گرمم ملاف بکشم دور خودم
گفت منم وقتی گرمم میشه همین کارو میکنم بعد یک مدتی یهو از روی خودت بزنش کنار یخ میزنی
 
به بابام گفتم بابا این گوشیا نذار بالا سرت سرطان زا هست صبح که بیدار شدم دیدم همه
گوشیا بالای سر منم من که تفهم
از دست شوی اومدم بیرون بابام بهم گفت دستتو با لباست خشک نکن نمیدونم چرا فکر میکنه
من دستمو میشورم
 
وست شب گرمم شد به بابام گفتم بوها دیگه نمیتونم تحمل کنم برو کولر روشن کن بابام یک
ملاف بهم داد گفت بکش دور
خودت گفتم گرمم ملاف بکشم دور خودم
گفت منم وقتی گرمم میشه همین کارو میکنم بعد یک مدتی یهو از روی خودت بزنش کنار یخ میزنی
 
به بابام گفتم بابا این گوشیا نذار بالا سرت سرطان زا هست صبح که بیدار شدم دیدم همه
گوشیا بالای سر منم من که تفهم
اسم نامزدم رو تو گوشیم sevgilim سیو کردم. یه بار که گوشیم زنگ می خورد فاطمه بهم گفت. گفتم کیه گفت نوشته سیوگیلیم. گفت یعنی چی؟ صدف گفت سیوگیلیم چیه سوگیلیم تو ترکی یعنی عشقم. اینو از آیناز یاد گرفتم(دوست صمیمیشه)
این شد که هر موقع گوشیم زنگ خورد میگن سیوگیلیم بیا گوشیت :)) و بچا ها نامزدمو با اسم سوگیلیم می شناسن. مثلا می گم سوگیلیم فلان کارو کرده.
اینجا هم قراره سوگیلیم صداش کنم:)))
 
امروز داشتم با سوگیلیم صحبت می کردم یه چیزی گفت. گفتم کجا رفت اون پس
 
اومده دستمو گرفته میگه
یه خواهر دارم ماه نداره.
یه صالحه دارم شاه نداره.
بقیه اشو بلد نیس اهنگ میزنه فقد
و محبته که سر ریزش میشم:))
 
اونشب همه سیاه پوشیم بریم مسجد
هی قربون صدقه اش میرم انقد خوشتیپ شده 
انقد ک جیغش بره هوا
اما بعد ترش میاد محکم فشارم میده تو بغلش
 
 
+منتها همین شخص
سر منچ میگه:صالحه فرار کن ک من خواهر برادر نمیشناسم
اما بازم قشنگه این خل بازیاش
 
امروز پشت دستمو داغ میکنم که هیچ بسته پستی رو غیر پست مرکزی به هیچ جا نفرستم !!
به هیچ جایی غیر از پست !!
نمیدونستم تیپاکس های مناطق دیگه بد مسیرن ! بخدا نمیدونستم 
نمیدونستم دوستام رو اینجوری به جای اینکه خوشحال کنم ناراحت میکنم
الان بغضم بعد از یکربع ترکید ':(((
خدایا منو ببخش !!
خدایا توبه میکنم بخدا توبه میکنم !!
خدایا من نمیدونستم باعث ناراحتی دوستام میشم':(((
خدایا غلط کردم اصلا ! غلط به معنای واقعی کلمه!
خدایا منو ببخش ':(((
خدایا به خداوندیت ق
من دستمو به کی بدم           که دست من رها نشه
از دست اون ناجی من              یه لحظه هم جدا نشه
من شعرم و به  کی بگم           که شعر من فنا نشه
فریاد آهنگ دلم                   صدای بی صدا نشه
من قلبمو به کی بدم                به قلب من جفا نشه
بعد از همه دلداگی                با دشنه آشنا نشه
بعدِ یه عمر عاشقی                با دشنه آشنا نشه
حرف دل و به کی بگم             که راز من خبر نشه
با این دلم کجا برم                 که دیگه دیده
چرا مث خودش باهاش رفتار نمیکنی؟
_سگ گازت بگیره گازش میگیری؟

اگه شما ختم این کارایی . . .
ما سالگردشیم
گر قیامت قصه باشد من کجا بینم تورا؟
اینجا حنجره ها لاف می زنند
هرگزکسی هر آنچه که مگیفت
آن نبود!

سلام دوستان
پست نویسنده غیرحضوری عزیزم صوعاد جان
میدونم جملات واضح نیست البته خودم پایینش جمله رو نوشتم ولی انشاالله دفعات دیگه بهتر میشه
امیدوارم خوشتون بیاد از اولین پست صوعاد جان دوست عزیز نماشایی من
نظر فراموش نشه لطفا حمایتش کنید
#پست نویسن
با 120 تا تهران_قم رو میرفتم که متوجه شدم یه پژو ماشینشو هی میچسبونه به ماشینم هی فاصله میگیره! به راحتی با یه نیش ترمز تصادف میشد! سعی کردم توجه نکنم ولی از اونجاییکه آینه رو چک کردن موقع رانندگی برام عادت شده نمیتونستم اهمیت ندم! سرعتمو کم کردم سرعتشو کم کرد! سبقت گرفتم سبقت گرفت! لاینو عوض کردم لاینشو عوض کرد! یه آن آینه رو دیدم که انگشت شستشو کنار گوشش و انگشت کوچیکشو جلوی دهنش گرفته!!! دیگه داغ کردم رفتم لاین سه و زدم کنار! به فاصله ی 100 متر او
مثل دیوونه ها برای بار صدم توی روز و بار هزارم توی ماه چک میکنم
نه روز ها و نه ساعت ها ک حتی ثانیه ها هم دیر میگذرن!
کی میشه که جواب منو بدی؟
+ ترس وجودمو گرفته.
کاش تمام سال محرم بود.
یا امام رضا 
قربونت برم که همیشه آخر کار دستم پیش خودت درازه
دوماه جدت دستمو گرفت
هی زمین خوردم هی بلندم کرد
هی خسته شدم هی امید داد
یا امام رضا
تو که همیشه با من مهربون بودی
آبرومو جلوی امام حسین بخر
کمکم کن تا محرم صفر بعدی بهتر باشم
کمکم کن درجا نزنم
کمکم کن یه ذ
سلااام بر همه انشالله که حال دل همه خووب باشه :)
چند شب پیش یه خواب عجیبی دیدم 
خواب دیدم یه نفر میاد دستمو میگیره میگه
 
میخوام نیمه گمشده ت رو نشونت بدم
قیافه من تو خواب 
یه پسر جوون  رو نشونم داد و گفت 
این همسر اینده توعه خوب قیافه ش رو ب خاطر بسپار 
یه جوون یکم ریش داشت عینکی بود و تیپ رسمی 
قدش از من کوتاه تر بوود 
بعد دیگ از خواب بیدار شدم برا دوستام ک تعریف کردم ک
بچهااا نیمه گمشده گور ب گور شده بینام پیدا شد 
یچها شوخی میکردن ک بی نام ی ا
داداش عزیزم قول داده بود بعد عمل چشمم ببرتم گل خونه منم که کل دردشو فراموش کردم و فقط لحظه شماری میکردم برم اونجا چهار روز که گذشت خانوادگی رفتیم فکر کردم الان میریم جایی که پر از گله اما دریغ از یه علف هرز این بماند ولی بیشتر از گلخونه هیجان داشت اولین چیزی که دیدم شترمرغ بود همه رو که دیدیم حسام خواست اسطبل اسبا رو نشونمون بده که زن داداش گرامم گفت بزاریم برای بعد منم که عاشق اسب از بچگی ارزو داشتم سوارش بشم رفتم سمتشون اونا هم برگشتن سه تا
خوابم انگار.
دم اسانسور منتظر بودم که یه اقای خیلی پیری اومد که معلوم بود دنبال هم صحبته.
گفت من مایکلملبخند زدم و گفتم من الهامم.
احتمالا خیلی بهش برخورد که بلد نبودم دست دراز کنم سمتش
گفت همه عمرم رو توی ای بی ام گذروندم.حالا اومدم که یه مدت کار متفاوت کنم.
عصر قرار بود با دوست ایرانی بریم مسجد.
مسجد در حقیقت یکی از اون خونه قشنگای امریکایی بود که تبدیل شده بود به مسجد.
همه مسن بودن و عمری بود اونجا زندگی میکردن.درین حد که یکی گفت
خب به اندازه ی کافی خودمو چس کردم .اگه مشتاق باشید در این قسمت از برنامه کسشریجاتی تحت عنوان * نمیدونم این مراعه یا مائده * بخونیم با هم . اگه از همراهان قدیمی ما بوده باشید با این دست از برنامه هامون آشنایی دارید قطعا .نوک انگشتش با ملایمت روی ستون فقراتم کشیده میشد . نرم و آروم مثل پر . به گودی کمرم که رسید به پشت چرخیدم و مچ دستشو تو دستم گرفتم . با تن صدای آروم پرسیدم ؛ حالا تو منی ؟ یا من توام ؟خندید . چال کوچولوی لپش که فقط خودمون ازش خبر داشتی
نماهنگ باز زدم آقا به تو رو - هلالیارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:نماهنگ باز زدم آقا به تو رو - هلالی - عقیق تی وی | Aghigh TVنماهنگ باز زدم آقا به تو با صدای حاج عبدالرضا هلالی انتشار در محرم 98 . باز زدم آقا به تو رو - رضا هلالی - نماشاویدیو باز زدم آقا به تو رو - رضا هلالی از کانال مذهبی. ویدیو باز زدم آقا به تو رو - رضا هلالی از کانال مذهبی . نماهنگ انتقام سرخ / مدافعان حرم . . نماهنگ باز زدم آقا به تو با صدای حاج عبدالرضا هلالی - محرم 98نم
دوازدهمین سحر 
خیلی خندیدیم تا نزدیکی سحر بیدار بودیم ، خندیدم ،واقعی. میتونستم حس کنم تک رگ روی پیشونیم زده بیرون از هیجان.یا حتی چروکای جوون کنار چشام حتی میتونستم حس کنم بخاطر واقعی بودن حس خنده رنگ چشام عسلی تر شده .
 کره و مربای گل شد سحری که خیلی چسبید اتفاقن.اینو تنهایی خوردم،تو لحظه نبودم ولی چسبید. گاهی وقتا خودمم میمونم ذهنم کجا جامونده و چرا پیشم نیست ،شبیه بچه های بازیگوش که از مدرسه فرار میکنن تا خرابکاری کنن!  میره یجایی که نبا
زمینه ی کار رو که دید رو کرد به من و گفت: "دستات درد میکنه؟!"چشام گرد شد.انگشتامو مشت کردم و خندیدم.منتظر جواب بود.گفتم: "از کجا فهمیدین؟!"گفت: "جدا درد میکنه؟!"یه دستی زده بود.مجبور به اعتراف شدم. که انگشت شستم درد و گزگز داره و.گفت: "ای وای. خدا منو بکشه!."گفتم: "خدا نکنه استاد."دوباره، انگار که با خودش حرف بزنه گفت: "خدا منو بکشه."گفتم: "تو رو خدا نگین اینجوری. "رفته بود تو فکر و با تاسف سر ت میداد.بعد از چند دقیقه گفت: "راضی نیستم به خودتون آس
نگرانیمون تموممم شد .الحمدالله :)+ دیروز میخاستم پول انتقال بدم عابربانک کارتمو خورد :( امروز مجبور شدم صبح پا شم برم بانک که کارتمو بگیرم :( نه شناسنامه داشتم نه کارت ملی :| ولی خب اقاهه لطف کرد با گواهینامه بهم داد!!ازونجا رفتم درمونگاه ولیعصر برای درد شکم و اینا برام سونو نوشت .فردا صبح باید برم سونو انجام بدم :( تا حالا نرفتم :(++ دیشب با شوهر حرف میزدم. اقا گیییییییر داده که بیا عید عروسیمونو بگیریم :| اخه اینقدددد زووود ؟؟؟؟ یادمه تو نامزد
خلاصه بازی تراکتور 1-0 پرسپولیسارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:خلاصه لیگ برتر ایران: تراکتور 1-0 پرسپولیسخلاصه بازی تراکتور 1-0 پرسپولیس از کانال کلاکت اسپرت. 3:16. ویدیو بعدی خلاصه بازی تراکتور 1-0 پرسپولیس (لیگ برتر ایران - 1398/99) . خلاصه بازی تراکتور 1-1 پرسپولیسخلاصه بازی سپاهان 0-1 پرسپولیس (نیمه نهایی حذفی) 952 نمایش 7 . ‫خلاصه بازی - تراکتور 1 - پرسپولیس 0‬‎ - YouTubeتمام مسابقات ورزشی ایران رو از کانال سرخ آبی به صورت زنده و با کیفیت بال
احساس میکنم به سندرم کلکسیونر مبتلا شدم هرکتابی که دارم احساس میکنم کافی نیست و دلم میخواد برم چیزهاایی که بقیه دارند رو هم بخرن درصورتی که میدونم کتاب هایی که دارم کتاب های نسبتا خوبی ان و این منم که باید حداکثر استفاده رو ببرم .
 
همه چیز بیش از اندازه کند پیش میره اما من این روزها دوست دارم سرعت زندگیمو بالاتر ببرم  دلم میخواد صبح ها از خواب بیدار شم ورزش کنم صبحونه بخورم و متوقف نشدنی کار کنم اما نمیدونم چرا نمیتونم به اون حد ایده آل خودم
دانلود رایگان کتاب مدیریت و حکمروایی شهری برک پور
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کتاب مدیریت و حکمروایی شهری ناصر برک پور ایرج اسدی - .
https://tamasha.com › BNkRw › کتاب-مدیریت-و-حکمروایی-شهری-ناصر-ب.۲۶ بهمن ۱۳۹۷ - دانلود رایگان کتاب مدیریت و حکمروایی شهری برک پور 00:15 · دانلود رایگان کتاب مدیریت و حکمروایی شهری برک پور · دانلود مدیریت و حکمروایی .دانلود کتاب مدیریت و حکمروایی شهری ناصر برک پور
pdfketab.com › product › مدیریت-و-حکمروایی-شهری-ناصر-برک-پوربرچسب:
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

بازرگانی پرشین پیشرانه فهیم نامه کار در خانه آسان و پر درآمد خرید ملک در اسپانیا،مشاوره حرفه ای در سرمایه گذاری amozesh دهکده سنگ صمد نیکروان مشاوران|مدرسان|برنامه ریزان|سئو و دیجیتال مارکتینگ اجاق گاز مهیارگاز خدا را ببوس