نتایج جستجو برای عبارت :

فیلم وضعیتی داداش زندانی

اون شب هم نباید با داداشم گرم می‌گرفتم - نباید بیش‌تر از اون چیزی که تو دلم بود بهش می‌گفتم، بیش‌تر از میزانی که برام وقت می‌ذاره براش وقت می‌ذاشتم. 
وقتی مامان بهم گفت که داداش قبل از پرواز به سوئد، پنج دقیقه توی فرودگاه باهاش اسکایپ کرده مدت زیادی ساکت موندم، واقعا برای من مهم نیست که دیگه داداش توی کدوم فرودگاهه، توی کدوم شهر اروپاست. داداش رفته؛ و وقتی هم که بود داداش من نبود - اون برادر کارشه، نه برادر من.
سلام داش مجید
خوش اومدی . داداش قدم رنجه کردی .
داداش یادته میخوندی: پناه حرم . کجا داری میری بگو برادرم . پناه حرم .
رفتی و خودت شدی پناه حرم . رفتی ، خیلی خوبم رفتی . جوری رفتی که بی بی جان زینب (س) خریدارت شد .
شرمنده که نتونستم بیام تشییعت . من فقط اسمتو یدک کشیدم نه راه و رسمتو .
این پست رو هم فقط به عشق تو نوشتم . وجودتو عشقه داداشم .
مشتی باش و سفارش ما رو هم پیش اربابمون بکن . دمت گرم خدا از بزرگی کمت نکنه
 
خاک پاتم داداش
 
من عاشق اون لحظه ای هستم که تو نگاه به سر و وضع من میندازی و همینطوری که داری به حرفام گوش میدی  به احترام حضور من که مقابل پنجره ای ایستادم که به خاطر تاریک شدن هوای بیرون و روشن شدن چراغ خونه خیلی واضح توی تیررس دید کسی قرار میگیرم که ممکنه از پنجره ما رو نگاه کنه خیلی آروم دستاتو میبری به سمت پرده و پرده رو میکشی و همچنان داری به حرفای من گوش میکنی
چند روز پیش داداش سومی به من و خواهرم گفت:
خواهر مثل مادره فقط سنش کمتره:)
منم حرفی که چند ساله
 
تلفن خونه زنگ خورد !
همون لحظه حس کردم کی پشت خطه ! میدونستم داداش دومیم پشت خطه !
داداش کوچکه گوشی رو برداشت تا هنوز حرف نزده بود که کی پشت خط بوده و بهش چی گفته؟!
رو به داداش کوچکه  گفتم :
داداش دومی بود ؟!
گفت : آره!
گفتم زنگ زد که بگه امروز لوبیا پلو داشتین ؟ ازش مونده که بیام ازش بخورم ؟!
داداش کوچکه لبخندی زد و گفت : نکنه تو گوشی تلفن میکروفن  گذاشتی ما خبر نداریم ؟!:)))) همه چی رو خودت میشنوی ؟!:)))
گفتم نه حسم همه چی رو بهم الان خیلی یهویی  گفت :))) 
مامانم خیلى زن خوبیه ! 
از اون خوبا که بابام دوستْ داره و هى قربونش میره و هى دورش میگرده !
چند سال پیش یه روز داداش بزرگم اومد و گفت عاشق شده !
میگفت طرف دختره خیلى خوبیه !
از اونا که تو دانشگاه جزء نمره اول هاست !
از اونا که ته منطقن و میشه یه عمر زندگیو باهاشون ساخت !
از اونا که حرف نمیزنن هرجا،هر چیزیو نمیگن !
خلاصه اینکه خیلى دختر خوبیه !
وقتى اینا رو تعریف میکرد داداش کوچیکم اخماش تو هم بود!
وقتى ازش پرسیدم چته، با حرص گفت خب آخه چه جورى میشه عا
امروز خوب بود خودش آخر شب من راضی بودم ولی تماس تصویری خانوادگی با داداش و دیدنش بعد بیست روز بهترش کردولی آخرشب که بعد خیلی وقت مامان رو مثل قدیما بغل کردم و به نفساش گوش دادم خیلی بهتر شد.+بابا هم اومد داداش رو دید و باهاش احوال پرسی کرد و رفت اونطرف وایساد.چشاش دلتنگیشو داد میزد++امروز مث مزه آلبالو خوب و دوسداشتنی بود
 
‏رفتم رستوران میزکناریم یه اقایی بودغذا سفارش دادغذاشو نصفه خورد یه سوسک گذاشت تو غذا
داد زد گارسون این چه وضعشهگارسون اومد گفت اقا هرچی بخورین مهمون مایید
خواهش میکنم اروم باشینغذاشو عوض کردن
گفتم داداش سوسک اضافه نداری
گفت شرمنده داداش یه مورچه دارماونم میخام باهاش چای بخورم
 
نمیدونم ما سه تا به کی رفتیم ، چند روز پیش زنگ زدم به داداش بزرگه گفتم تو باید میومدی به من سر میزدیا، گفت من ماشین ندارم که ، گفتم مرد که هستی شب زنگ زدن گفتن ما داریم میایم حقیقتا خوش گذشت . تند تند الویه درست کردم ، نصف کارا رم دادم داداش بزرگه انجام داد . دو تا دونه انار داشتیم کلا که همونا رو دون کردم دور هم خوردیم . کیک سالگرد رو هم آوردم دور هم خوردیم . یه کیک پیتزا هم پخته بودم دادم بردن
روستا بودیم.با همسر و داداش رفتیم کوه باد خیییلی شدید بود چند بار نزدیک بود بیفتم.
 باد بدتر شد منم فقط چشمامو بستم و وایسادم حس کردم باد تموم شد ولی صداشو هنوز میشنیدم
چشامو بازکردم و دیدم داداشم روبروم وایساده
اینم از فوائد داداش 100 کیلویی :)
+ امشب هم از ساعت 8شب تا 1 شیفتم دیر رسیدم و با نیم ساعت تاخیر لاگین کردم ولی ساعت کاری خوبیه معلومه مردم هنوز از سیزده بدر برنگشتن یا خستن و زود خوابیدن :)
امسال پنج سال شده .داداش بزرگه الان پنج ساله  شهر نجف ،حرم آقا (ع) خادمه
از این پنج سال ، چهار سال بعنوان مدیر کاروان بچه هایی بوده که با خلوص نیت تو این روزا ،روزی هشت ساعت سرپا می مونن تا امانت دار خوبی برای زائرایی باشن که از حرم حضرت علی (ع)رهسپار حرم پسرای ایشون میشن
امسال سه ساله که ریش قرمز هم داداش بزرگه رو همراهی میکنه ، هرسال بعد اینکه از کربلا حرکت میکردن و در محل اقامتشون مستقر میشدن تماس تصویری برقرار میشد برای خاطر ج
اوایل وبلاگنویسیم یه بنده خدایی بهم یه کانال تلگرام معرفی کرد با عنوان عزت نفسنویسنده کانال یه نفر بود به اسم داداش رضا که هم سن و سال خودم بوداونموقع من بیست و دو سالم بود،تو کانالش به مسائل مختلف میپرداخت یه مدت باهاش همراه شدم و بعدش گفتم اینم چرت میگه هاهرچند وقت یه بار به سایتش سر میزدم  و میگفتم این،این همه داره خودسازی میکنه،کارش چیه؟اصلا چرا ازدواج نمیکنه؟فقط صبح تا شب داره خودسازی میکنه؟تا اینکه چند وقت پیش فهمیدم ازدواج کردههم س
هنوز گیج خواب بودم که
گوشی رو چک کردم ببینم
چند شنبه س گفتم
وای چرا دوشنبه نمیااد ( روز اعلام نتایج )
که صدای داداش اومد که به بابا
میگفت مژدگاانی بده 
ماماان بلند گفت بییی نااام قبول شده؟؟؟
گفت نه اونو هنوز اعلام نکردن که
مربوط به باباعه
بابا گفت چی میخوای 
گفت بابا صدبده پول باشگاه رو هنوز ندادم
بعد بابا گفت باشه
داداش گفت بی ناااام قبول شدددد
منو میگین چنان از رو تخت پریدم پایین
و دویدم گفتم چییییشددد
زدم زیر گریه اما این بار گریه و اشک شوق
مغازه رو تازه عوض کرده داداش .پیج مغازه حضرت برادر دست منه . یعنی کلا پیج رو من زدم . عکس گرفتن از جنسای مغازه هم کار منه و ادیت و پست کردنش . تا فروش اینترنتی .یجوری سرم رو گرم کرده ولی همچنان فاطمه حوصلش سر میره [گریه]هر شب یک ساعت بحث میکنیم ک مشتریایی ک از طریق پیج آشنا شدن کیان :) با من حساب کنه . ولی همچنان به من هیچی نمیده . با اینکه امشب اعتراف کرد نصف مشتریایی ک داره از پیجن این ته ته ( زبون خویش را گاز گرفته ) . فدا سرش . اینقدر همی
گاهی وقتا به خودم میگم خجالت نمیکشی بعد از رفتنش میخندی؟ شرمت نمیاد داری خوش میگذرونی؟»
نمیدونم. هیچی نمیدونم. 
من خجالت میکشم خوشحال باشم وقتی هنوز میبینم در خانواده م کسی از یاد داداش منفک نشده. 
من دلم میخواد خوشحال باشم که خانواده م بجای نبودن داداش دلشون به خنده های من خوش شه.
اما؛ نمیتونم. 
من نهایت 6 ساعت میتونم ممتد بگم و بخندم و در جمع باشم. امتحان کردم ک میگم. 
واقعا احساس می کنم بند بند وجودم از کش دادن این زندگی خسته س. 
خسته تر از
سلام به همگی بچه ها من این وب رو دو سه روز پیش به داداش بهنام پس دادم ، پولم رو هم گرفتم 
خیلی کار بهنام سخته ، بهش گفتم نمیتونم مثل تو پست بزارم
امروز بهم گفت اگه نمیتونی این وب رو مدیریت کنی ، حذفش کن
باید از همتون معذرت بخوام ، اما واقعا نمیتونم ؛ پس حذفش میکنم ، شرمنده همتون شدم . ببخشید منو 
دو روز دیگه این وب رو نمیبینین _ خدانگهدارتون
پ.ن : داداش بهنام گفت ک به یکی از دنبالکننده ها که اسمشون حنانه هست بگم که :
《 من سر قولم هستم .
پس توی فکر
رضا نیک فرجام داداش اصغرم بیتابی چرا
Download New Music Reza Nikfarjam – Dadash Asgharam Bitabi Chera
دانلود آهنگ رضا فرجام داداش اصغرم بیتابی چرا به همراه متن آهنگ از
 رســـانــه ویک موزیک 
  با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین
با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پخش آنلاین و متن آهنگ
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

ادامه مطلب
هروقت لازم داشتی بگو یه کاریش کنم
I'M FORCED TO DEAL WITH WHAT YOU FEEL (برای مواقع دلتنگی حاد)
ایده‌ی خاصی ندارم، فکر کنم بشینم قربون‌صدقه‌ت برم. (برای مواقع ناراحتی حاد)
سفارش از شما، متن از ما (کلن برای مواقع حاد :| من چه می‌دونم قراره چه‌ت بشه خب)
 
هروقت حوصله کردم بنویسم
داداش خیلی رویا پرداز بود (اندر احوالات داداش بزرگم)
تحولی در نموداری کسینوسی‌مان یا صرفن افزایش یه عدد ساده به برد؟ (اندر مضرات عادی شدن مسائل روحی)
آب در کوزه و ما؟ (اندر حکایات دنی
سلام
22 سالمه، فرزند آخر یه خانواده پرجمعیتم، بقیه به غیر از یه داداشم ازدواج کردن. راستش این چند وقته تو خونه مون یه جریاناتی پیش اومده که چند روزه دعا میکنم کاش بچه بودم و درکی از اوضاع دور و برم نداشتم، موضوع داداش دومم، این دفعه دومه که قهر کرده. 
دفعه اول سر اینکه میخواست با بابام شریک بشه مغازه بخره، بابام قبول نکرد و گفت دختر مجرد دارم شاید فردا شوهرش دادم و فلان بهش نداد، خودش رفت یه مغازه خرید، از قضا سرش کلاه گذاشتن بابام همه چک هاش ر
ساعت1:30شبه.الان هم یه عالمه ادم تو حیاط دارن میرقصن و تقریبا داره گوشام درد میگیره از صدای خیلی زیاد ارگ.آخرای مراسمه.پسرخالمم ازدواج کرد.خداروشکر مراسمشون خوب بود.فدا داداش وحیدم بشم که هی ناصر رو میداره رو شونه هاش.اینجور مراسما دومادو میذارن رو شونشون و میرقصن.شب عروسی داداشم هیچکس از پسرای فامیل اینکارو نکردچون داداش سنگین بود:/علی پسرخالم سرباز شده تازگیاالانم کلاه سرشه موهاشو زده داره میرقصهیهو منو یاد فرماندم انداخت.من که تو
حاج داداش امروز زنگ زد
صداشو که میشنیدم نمیتونم حسمو توصیف کنم. انگار خستگیامو در آورد 
بهش گفتم چه خوبه که هستی.
نگفته بود ولی داشتم صدای ذهنشو حدس میزدم که میگه چه فایده ؟ وقتی انقد دوریم؟
گفتم داداش درسته که خیلی دوریم
اما همین که هستی برای من یه دلخوشیه خیلی بزرگه.
 
اعضای خانواده هدیه های فرمانروا هستن
وقتی کسی به ما هدیه ای میده هدیه رو دوس داریم یه دلیلش اینه که از اون آدم گرفتیمش دلایل دیگه برمیگردن به جنسش کیفیتش سلیقه ی ما و. ام
رضا نیک فرجام داداش اصغرم بیتابی چرا
Download New Music Reza Nikfarjam – Dadash Asgharam Bitabi Chera
دانلود آهنگ رضا فرجام داداش اصغرم بیتابی چرا به همراه متن آهنگ ازرسانه جوان موزیک 2    با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین
با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پخش آنلاین و متن آهنگ
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
جــــوان مـــوزیـــــک2
هیجده!
عدد خفن و محترمی برام محسوب میشد رسیدن به سن قانونی و آدم حساب شدن
17 شهریور 98
موقعی که سنم از انگشتای دو دست نمی کرد جشن تولد رویایی برای هیجده سالگیم در نظر گرفته بودم. مثلا بابا یه پراید (اونموقع حکم لامبورگینی داشت لامصب) بندازه زیر پام.حساب کتاب همه چی بود الا محرم و شب تاسوعا
همین بابایی که قرار بود پراید بندازه زیر پام گفت جشن و کادو رو میزاریم 31 شهریور هر چهارتاتون با هم جشن بگیرین (من و داداشم) + (داداش و داداش) دوقلوییم خب
 
تولدت مبارک یگانه برادرم 
دوست داشتم اولین کسی باشم که بهت توادت رو تبریک میگم. وگرنه تا ساعت 5 و نیم بعد از ظهر خیلی مونده! 
کاش میتونستم فردا بیام و اون سنگ سیاه رو بغل کنم. و خودمو گول بزنم که تو رو بغل کردم و دارم فشارت میدم! 
ولی از همینم محرومم.:((
 
داداش عزیزمممم باید به خودم هم تبریک بگم. که تو این روز خدا تورو هدیه داد به این دنیا. و آدمای قبل و بعدت. به من. به من. به من.
 
بدون بعد از رفتنت من زندگی نکردم. فقط زنده بودم! 
 
عشق من! د
ایشون قشنگ انگار داداش بزرگمه
دانلود فيلم ایرانی زنداني ها با لینک مستقیم
دانلود فيلم زنداني ها : فيلم بی نظیر و تماشایی زنداني ها به کارگردانی و تهیه کنندگی مسعود ده نمکی با موضوع کمدی ، اجتماعی ساخته 1397 ایران است که بازیگرانی مانند هدایت هاشمی، هومن برق نورد، بهنام تشکر، برزو ارجمند، بهاره افشاری، بهنوش بختیاری در این فيلم نقش آفرینی کرده اند این فيلم سینمایی را شما می توانید از سایت پیشگام مووی دریافت و دانلود نمایید.
 
کارگردان : مسعود ده نمکی
موضوع : کمدی
محصول : ای
قدیما، همه چیز یه جور دیگه بوده!
اونهایی که میخواستن برن حج، اول میرفتن بدهکاریاشونو صاف میکردن، از همه حلالیت میطلبیدن، بعد با خیال راحت میرفتن حج.
الان انگار رسم و رسوم حج رفتن هم عوض شده!
زنگ زدم به مشتریمون، و این چندمین باری بوده که برای حساب و کتابش بهش زنگ میزدم. خودمو آماده کرده بودم که بهش بگم این چه وضعیه آقای فلانی؟ چندبار برا یه حساب باید زنگ زدت بهت؟ که ناگهان ازونور خط صدا اومد: بفرمایید.
_آقای فلانی سلام، فلانی هستم از شرکت فلان
بچه ها امروز برام یک روز پر از خاطره بود!صبح یک آهنگ گوش کردم که وقتی شنیدم که زندگی برام پر از خوشی های بچگی بود. بعدم مهمونایی برامون اومد که مربوط به همون آهنگن:)
این آهنگ برام پر از خاطرات بچگی من و خواهرم و اون ۳ تا پسرن که الان بزررگ شدن، همونطور که منو خواهرم بزرگ شدیم.
یادمه ما چهارتا(داداش کوچیکه کوچیک بود و زیاد با ما نبود) تا پیش هم می‌رسیدیم، بالشت بود که به هم میزدیم و خونه رو روی سر هم خراب می‌کردیم‌. کم پیش میومد که مثل آدمیزاد پای
+ به رفیقم میگم داداش مسیج منو خوندے دیشب بهت دادم ؟
- ڪه گفته بودے 100 تومن پول میخوای؟
+ آره آره
- نه نخوندم !!!!
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
 نام کتاب : رفاقت به سبک تانک
نویسنده : داوود امیریانانتشارات : سوره مهرتوضیحات :این کتاب خاطرات رزمنده داوود امیریان وهم رزمانش است که به صورت طنز در قالب یک کتاب آمده است و دارای ۱۱۱» صفحه به همراه عکس های کاریکاتوری مرتبط به متن است و مناسب گروه سنی ( ج و د ) می باشد قطعه ای از کتاب :  تا به حال غصه دار نه دیده بودمش قرص روحیه بود اسمش قاسم بود و کارش خبر شهادت دادن به دوستان و اقوام بود این طور خبر شهادت برادر کسی را می داد سلام ابراهیم حالت
کرم_ worm_زرد و پلاستیکی رو کوک میکنم‌.
و میذارم رومیز .جیر جیر کنان میره صاف میشه و جمع میشه تا میرسه به رومیزی و بعدش درجا میچرخه .
داداش میگه گمونم تا دو سال دیگه بیشتر ایران نباشم.ینی نباشیم!
میگم پس تصمیمتونو گرفتین !میگه آره .
میگم منم واسه بچه ات از این اسباب بازیا پست میکنم!
تموم تصورش از عمه !میشه یه کرم زرد که روی زمین میلوله .!
بغض ‌‌‌.
میگه مگه تو نمیخواستی بری؟
میگم ایران!تمدن اسلامی؟ .بازگشت به دوران اوج ؟علوم انسانی بومی؟
ف
هاشم رمضانی پاشو داداش
Download New Music Hashem Ramezani – Pasho Dadash
دانلود آهنگ پاشو داداش  به همراه متن آهنگ ازرسانه ویک موزیک با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین
با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پخش آنلاین و متن آهنگ
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
ادامه مطلب
روز سوم واسه مامان بزرگ من آشپز بودم.اولین بارم بود واسه همچین جمعیتی غذا حاضر میکردم!روز چهارم رفتیم خونه دایی؛ اونجا یه مسئله ای پیش اومد که من هنگ کردم.F از زندان آزاد شده موهاشم زدن. همون زنداني ی،پسرداییم که رپ میخونه.هرچی ظرف و ظروف و شیشه بود همه رو شکست،که از تو آشپزخونه منو دختر داییم فقط شیشه جمع می کردیم!حقم داشتحق داشت این کارو کنه اما نه به این شدت!!عصر یکی از فامیلامون فالگیر خیلی حرفه ایه،فال بابا و مامان و داداش و زن دادا
- چند وقته که ننوشتم ؟ خودم حسابش از دستم در رفته ! این روزا درگیر یه چیزی ام که به من مربوط هم نیست ولی خب از فکرم بیرون نمیره و همه دارم پیش خودم حساب و کتاب میکنم که این دفعه اگه دیدمش اینو بهش میگم ، فلان حرف رو میزنم فلان مساله رو میگم و هربار که میبینمش به خودم میگم " سرت به کار خودت باشه و توی حریم شخصی دیگران فضولی نکن " . درسته که این دیگران موجود خیلی مهمیه برای من ولی اگه پیش ما هم معذب باشه دیگه کسی براش نمی مونه که بخواد پیششون راحت باشه
علی عبدالمالکی دو تا داداش
Download Music Ali Abdolmaleki Doo Taa Dadash
دانلود آهنگ احساس خوب  به همراه متن آهنگ از 
رسانه ویک موزیک 
با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین
با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پخش آنلاین و متن آهنگ



برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
ادامه مطلب
دانلود فيلم زنداني ها با لینک مستقیم و کیفیت بالا
دانلود فيلم زنداني ها با لینک مستقیم + دانلود فيلم ایرانی
ژانر : سینمایی
ساخت : ایران
موضوع : اجتماعی – کمدی
کارگردان : مسعود ده نمکی
سال تولید : ۱۳۹۷
تاریخ اکران در سینما : ۲۵ اسفند ۹۷
تاریخ پخش در شبکه نمایش خانگی : ۴ الی ۶ ماه بعد از اکران در سینما
ادامه مطلب
حالا که قرار مدار عقد گذاشتیم,دلخوش خرید هامونو تقریبا کردیم ,امروز نشسته بودم لیست مهمان بنویسم ,رفتم از مامانم بپرسم فلانی چند نفرن?! که گفت صبا یکم دست نگه دار!!!! گفتم چرا . گفت داداشت از تو بزرگتره ولی هنوز ازدواج نکرده ,درست نیست تو زودتر عقد کنی  داداشت دق میکنه!!!!! هاج و واج نگاهش کردم ,یعنی چی مامان? داداش که نامزد هم نداره من صبر کنم  تا عقد کنه! گفت تو یکی دوسالی صبر کن تا منم واسه داداشت یه زن خوب پیدا کنم!!!!!!!!!!! بعد سریع واسش عقد و عروسی
دانلود فيلم ایرانی زنداني ها با لینک مستقیم
دانلود فيلم زنداني ها : فيلم بی نظیر و تماشایی زنداني ها به کارگردانی و تهیه کنندگی مسعود ده نمکی با موضوع کمدی ، اجتماعی ساخته 1397 ایران است که بازیگرانی مانند هدایت هاشمی، هومن برق نورد، بهنام تشکر، برزو ارجمند، بهاره افشاری، بهنوش بختیاری در این فيلم نقش آفرینی کرده اند این فيلم سینمایی را شما می توانید دریافت و دانلود نمایید.
کارگردان : مسعود ده نمکی
موضوع : کمدی
محصول : ایران
سال تولید : 1397
سال
دانلود فيلم ایرانی زنداني ها با لینک مستقیم
دانلود فيلم زنداني ها : فيلم بی نظیر و تماشایی زنداني ها به کارگردانی و تهیه کنندگی مسعود ده نمکی با موضوع کمدی ، اجتماعی ساخته 1397 ایران است که بازیگرانی مانند هدایت هاشمی، هومن برق نورد، بهنام تشکر، برزو ارجمند، بهاره افشاری، بهنوش بختیاری در این فيلم نقش آفرینی کرده اند این فيلم سینمایی را شما می توانید دریافت و دانلود نمایید.
کارگردان : مسعود ده نمکی
موضوع : کمدی
محصول : ایران
سال تولید : 1397
سال
سلام علیکم:)
یک عدد نوستال.ییده هستم:))) این چندروز خیلی خیییییییییلی گرمه در حد جهنم، استانهایی غیر از جنوب بیان بگن گرمه کره خورشید میکنم توی حلقشون والا.
خونه جدید رو دارن رنگ امیزی میکنن، انتخاب رنگ از بنده بوده که با ترس ولرز از خواهر و غرغرهاش من انتخاب کردم البته خودش به من سپرده بود ولی واقعا ادمیه که حق انتخاب میده بهت بعدش بهت غر میزنه میگه این فلان اونش فلان خوب یکی نیس بهش بگه خودت انتخاب کن خواهر عزیز. برا همه چی همینه ها.
دیگه من ا
سلام علیکم:)
یک عدد نوستال.ییده هستم:))) این چندروز خیلی خیییییییییلی گرمه در حد جهنم، استانهایی غیر از جنوب بیان بگن گرمه کره خورشید میکنم توی حلقشون والا.
خونه جدید رو دارن رنگ امیزی میکنن، انتخاب رنگ از بنده بوده که با ترس ولرز از خواهر و غرغرهاش من انتخاب کردم البته خودش به من سپرده بود ولی واقعا ادمیه که حق انتخاب میده بهت بعدش بهت غر میزنه میگه این فلان اونش فلان خوب یکی نیس بهش بگه خودت انتخاب کن خواهر عزیز. برا همه چی همینه ها.
دیگه من ا
 
1دختر خاله سه سالم نشسته بودلب پله بالاخونه و پاشو گذاشته بود روشکم پسر خاله بزرگم که اون پایین خوابیده بود. پسرخالم گفته بود حاج خانم پات اینجا چیکار میکنه؟
یه مکث کرد گفت:این پا رومیبینی!؟دفعه بعد به من بگی حاج خانم میاد تو صورتت
 
2
وقتایی میخوام دم ظهر داداش برسونم یه چادر پوشیده دارم کلا پوشیده است ازین خیلی حجابیا میپوشمش  میگیرم جلو  که افتابم نسوزونه صورتمو. عینک آفتابیم میزنمو چون قدم کوتاهه صندلیم میکشم جلو
اونوقت داداش به مامان
بسم الله الرحمن الرحیم ./
صبح جمعه مون شاد شروع شد و بعد از دو سه ساعت ، خورد تو برجکم. اما خدا نذاشت ضد حال همینجوری بمونه. خونواده و خواهربرادرا رو جمع کردیم و مهمونشون کردیم جنگل ، رفتیم محمد آباد بساطمونو لب آب زیر سایه ی درختا پهن کردیم ، کلی گفتیم و خندیدیم و عکس گرفتیم و خوشحال بودیم و لذت بردیم از زندگی ، از لحظه هامون  از خانواده ، از سلامتی و .
چه نعمتی ازین بالاتر ؟ 
اینکه بعد از دو سه سال ، خشک شدن یه سری از چشمه ها ، کم آب شدن رودخونه
شبکه افق را میبینممداح میگه ابوالفضل انقد ادب داشت سی و چار سال به حسین نگف داداش. می گفت یا مولایبه جمله دقت کردین ؟ خودِ مداحه لااقل نگف حضرت ابوالفضل انقد ادب داشت سی و چار سال به حضرت امام حسین نگف داداش. می گفت یا مولایهمینطوری بی آداب میگهحسینابوالفضلبابا لااقل اگر مفاهیم خیلی والای عاشورا رو درک نمیکنی اینقد ادب رو از حضرت عباس یاد بگیرجناب مداح! نکنه با امام حسین علیه السلام خیلی خودمونی تر و ندارتر از جناب ابوالفضلی که ادب رو قورت م
سلام
من یه دختر 24 ساله هستم. از نظر دیگران زیبا هستم و خیلی هم به خودم می رسم. خانواده خوش نامی و ثروتمندی هم دارم، پدرم و برادرهام تو بازار مغازه دارن، اینا رو گفتم که از شرایطم آگاه بشید. 
اما مشکلی که دارم اینه که خیلی کم خواستگار دارم، یعنی تا حالا فقط سه نفر اومدن خواستگاری که اونم بعد شب خواستگاری رفتن و و پشت سرشون رو نگاه نکردن. من همیشه برام جای سوال بود با این شرایط چرا انقدر کم خواستگار دارم تا اینکه آقا پسری که تو دانشگاه باهاش آشنا
بعد از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب، افتادن به راه و رفتن، دور.
بعد اون مهمان های عزیز، همسر رفت
آخرین نفر هم داداش بود که رفت
حس کسی رو داشتم که توی قبر گذاشتندش و دارن او رو با خودش و حساب کتابش تنها می ذارن
غربت یه جورایی تمرین سکرات موته شاید.
توفیق اجباری به ترک تعلقات.
تو شلوغی یک خانواده تنها باشی نهایت بی انصافیه .این حرف میثم بود به من ، دلم با این حرف بیشتر گرفت ، بهش گفتم گله و شکایتی ندارم داداش .قطر دایره تنهایی من روز به روز بیشتر میشه .دلم میخواد بنویسم و بنویسم و بنویسم ولی این بغض نمیزاره .
دانلود مداحی حسین سیب سرخی بذار که یه کم نگات کنم عزیز دلم
شب عاشورا 1398هیئت روضة العباس(ع)نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیبذار که یه کم نگات کنم عزیز دلمغم تو چشاتو میبینم می ریزه دلمیکم برات قرآن می خونیبگو داداش پیشم می مونیبزار یکم دستاتو روی قلبمکنار من می موندی ای کاشتو که بری میمیرم داداشببین داره می لرزه دلم از غمجدایی انگار شده تقدیرماز این دلشوره دارم میمیرمحسین ای جانم حسین ای جانممتن مداحی بذار که یه کم نگا
همین الان داداشم اومد یه جعبه دستش بود، بازش کرد پر از چیزای دخترونه! گفت به کسی نگو ولی دارم برا خانومم از الان کادو جمع میکنم ! اول قند تو دلم آب شد! بعد با خودم گفتم بابا مسخره تو به فکر نتایج کنکورت باش! بعد دیدم به اون دختره حسودیم شد بابا :/ داداش خودمه اصلا!
خان داداش محسن میگه من ببرمیت دم در هیئت با ارمیا پیداتون کنم! بعد فرودگاه بیام دنبال تون گفتم نه من هیچ وقت هیئت نمیرم بخاطر اینکه یه عده ای از این هیئت سواستفاده می‌کنند برای سرپوش گذاشتن روی ها و اختلاس ها و هزار گوه کاری این مملکت
بسوزان هر طریقی میپسندی


بسوزان
هر طریقی میپسندی
که
آتش از تو و خاکستر از من
بکُش
چون صید و در خونم بغلتان
تماشا
کردن از تو پَرپَر از من
روضه خوانی
گفت این چه سرزمینیه
، دونه دونه اسماشو گفت ، تا گفت کربلا دست به محاسنش گرفت اعوذبالله من الکرب و
بلا. تو همون حال و هوا یه وقت خواهرش اومد. داداش نکنه میخوای تو این سرزمین
بمونی، گفت همین طوره زینب چی شده مگه. گفت داداش از موقعی که اومدیم تو این
سرزمین هِی دلم شور میزنه، داداش غمای عالم رو دلم جمع ش
 
با آغاز سال تحصیلی جدید پسرمون علی کوچولو هم از دیشب رفت خونشون !
هنوز ۲۴ ساعته نگذشته دل همه مون برای این نیم وجبی تنگ شده .
انگار یه طرف خونه  خالی شده باشه:| 
بقول داداش کوچکه ؛ خونه مثل زمان های قدیم می مونه که  داداش و خواهرم اینا هر کدومشون
میرفتن دانشگاه و خونه رو خلوت میکردند و آدم برای اون همه شلوغی و شور و هیجان ، دلش تنگ میشد!  
فکر نمیکردیم با رفتن این بچه ، دلمون اینقدر تنگش بشه !! 
خودشم مطمئنا بیشتر دلش تنگ میشه هر چند خودش دوست
داداش از قبل یه سالگی‌اش دندون درآورد، آبجی قبل از چهار دست و پا راه رفتن رو یاد گرفت؛ و من؟ از نه ماهگی به حرف اومدم. می‌گن که خیلی شیرین زبون بودم و پر حرف، تا این که یه روز ترس از گربه زبونم رو بند آورد و لکنت زبون گرفتم. بالا و پایین داشته در تمام این سال‌ها، و من؟ نه. بالا پایین نداشتم.
1. در تصمیمی انقلابی اومدم شمال!
2. بعد مدت ها اسنپ چتو نصب کردم و با اون فیلتر دهن گشاده که عاشقشم هزارتا ویدیوی مسخره بازی از خودم گرفتم.
3. اقا اقا سوگند خیلی خیلی قشنگ میخونه خیلی!
4. جمعه برمیگردم تهرانِ قشنگم.
5. من بهترین داداش بزرگتر دنیا رو دارم. 
1. در تصمیمی انقلابی اومدم شمال!
2. بعد مدت ها اسنپ چتو نصب کردم و با اون فیلتر دهن گشاده که عاشقشم هزارتا ویدیوی مسخره بازی از خودم گرفتم.
3. اقا اقا سوگند خیلی خیلی قشنگ میخونه خیلی!
4. جمعه برمیگردم تهرانِ قشنگم.
5. من بهترین داداش بزرگتر دنیا رو دارم. 
سلام آنوشای بابا از آخرین پستی که برات گذاشتم بیش از یکسال گذشته خاطرات تلخ و شیرینی تو این مدت رخ داد ولی خستگی درماندگی و بی حوصلگی مجالی برای نوشتن نذاشت از بهترین خاطرات این یکسال ،تولد داداش ارشیا ، ازدواج خاله مرضیه  و تولد هیراد و. اما چیزی که بابا رو از بین برد و داغدارش کرد مرگ بابا عزیزالله بود اتفاقی ناگوار در لحظهرمقی برای من نذاشت و حسرتی که تا عمر داریم بر دلهایمان جاری خواهد ساختدخترکم به قول قیصر امین پور"و چه زود دیر میشود
یه بار توی وبلاگ محمدرضا شعبانعلی خوندم که گفته بود در مدت زمانی که یک درونگرا به این فکر میکنه که آیا به کسی درخواست دوستی بده یا نه یا چطور اینکار رو انجام بده یه برونگرا یک یا چند رابطه رو تموم کرده ! حالا جمله دقیقش رو نتونستم پیدا کنم ولی مضمون حرفش همین بود و از این دست و اون دست کردن درونگراها برای انجام کارها میگفت و اینکه شاید بهتره گاهی موشکی عمل شه در کارها و زیاد وسواس به خرج ندیم  درمورد عاقبت کار و سخت نگیریم. گاهی به بهانه های مخت
این سفر اخری رو دارم کاملا زمینی تجربه میکنم.مثل دوران دانشجویی.خیلی برام نوستالژیک و جذابه.سفرم خیلی بد داره پیش میره به علت گرونی بلیط هواپیما سفر زمینی انتخاب شد.بعد که رسیدم شهر غریب معلوم شد جشن چند روز عقب افتاده و من نمیرسم بهش .بعد که خواهر خواستگار نسبتا محترم زنگ زد.گرمای هوا خیلی برام ازار دهنده بود.کارای اداریم طول کشید.تو این شهر به این بزرگی یه دفتر خدمات پستی پسدا نمیشد.دوستم که مدارکشو برام فرستاده بود نصفه بود و کل
انگاشته ، فيلمی اکشن و مهیج محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی کریستوفر نولان و با هنرنمایی جان دیوید واشنگتن و رابرت پتینسون می‌باشد. انگاشته داستانی اکشن و حماسی دارد که اتفاقات آن در سراسر دنیا در جریان است. داستان رسمی این فيلم هنوز مشخص نشده است و…
دانلود Tenet 2020 + دانلود دوبله فارسی فيلم Tenet 2020 + دانلود دوبله فارسی فيلم تنت 2020 + دانلود رایگان فيلم Tenet 2020 + دانلود زیرنویس فارسی فيلم Tenet 2020 + دانلود فيلم Tenet 2020 + دانلود فيلم Tenet 2020 با زیرنویس فار
اینکه برخی کلاس میذارن برای صحبت کردن یا پول میخوان واقعا حرص من رو در میارهاین اتفاق توی قشر روشنفکرنما نمیافته یجورایی فقط مختص قشر حزب الاهی‌نما هستشفکر کن طرف باباش چندین دوره است که نماینده مجلسه بعد خودش شاعر شده مدعی شده آنچنانیشما زیاد خوردی داداش من، با این خوردن‌ها گنده شدی و گرنه هیچی نیستیقشر حزب‌الاهی‌نما، تو روحت صلوات
چگونه عكس و كلیپ های  اینستاگرام را ذخیره كنیم
حتما خواسته اید كه عكس ها یا فيلم های اینستاگرام را با كیفیت عالی دانلود كنید و بدون اسكرین شات گرفتن آنها را ذخیره كنید. با این آموزش می توانید عكس ها و فيلم های خود را رایگان و با كیفیت اصلی دانلود كنید.

اینستاگرام را باز كنید و عكس یا فيلمی كه می‌خواهید ذخیره كنید را بیاورید. آیكون منو (سه نقطه) در گوشه بالا-راست عكس را بزنید و از منوی باز شده، Copy share url را انتخاب كنید. آدرس اینترنتی این فيلم
ت گذاران نظام تصویری آمریکا و اعضای اتاق فکر هالیوود، با کشف جاذبه های سوژه آخرامان، با اهداف مشخصی، تولید آثار آخرامانی را در دستور کار خود قرار داده اند؛ به طوری که طبق آمار، از 22 فيلم برتری که از سال 1995 تا 2004 میلادی انتخاب شده اند، 19 فيلم به نوعی به آخرامان ارتباط دارد.پایگاه فرهنگی مذهبی صباحت
با سلام!
دوستان یکی با پست های که میذارم مخالفه ، یعنی میاد به جای اینکه بزنه موافقم ( همون فلش رو به بالا ) میزنه مخالفم ( همون فلش رو به پایین ) خب! شاید از یکی از پست هام خوشش نیاد ، بقیه پست هام چی . . . ؟؟؟ نمیدونم دشمنی داره ، یا میخواد اذیت کنه !!!
خب! یه حرفم با خودش دارم که داداش اگه پست هام عیب و ایراد داره ، بیا بگو اصلاحش کنم. چرا کی مخالف رو میزنی و در میری؟
اگه من حرفی زدم که ناراحت شدی ، بگو معذرت خواهی کنم.
خواستم لوبیا پلو بپزم،مواد مبسوطی با لوبیا، هویج، قارچ و پیاز داغ درست کردم، بعد دیدم برنج نداریم، خواستم برم بخرم دیدم کارتم خالیه، گفتم شاید با ماکارونی هم خوب بشه، ماکارونی هم نداریم، با نون بخورم؟ نون هم نداریم. یکی از لوبیاها گفت: داداش می‌خوای فریزمون کن، انگار قسمت نیست. :))))))))))))
این فيلم‌ هم عجیب عالیست. از آن‌هایی که حتما باید چند بار ببینم. یک بار در مدت زمان جشنواره دیدم و یک‌ بار هم همین امشب.
[اخطار! سعی کرده ام اسپویل نشود،‌ اما مطمئن هم نیستم که این‌ها اسپویل به حساب نیاید!]این‌طور شروع می‌شود که یک زنداني در زندان در حال تخلیه است گم می‌شود. آن‌ هم درست وقتی که زندانبان خبر ترفیع درجه گرفته و حالا گم شدن زنداني بدجور می‌تواند مقامش را نابود کند. آن هم برای کسی که به وظیفه‌شناسی و اداره‌ی درست زندان معروف
با پسرخاله کل انداخته بودم سر بازی! میگفت من و پسردایی همه رو میبریم. گفتم اگه من و پسردایی باهم تیم بشیم از تو و پسردایی قوی تر میشیم. گفت ما حتی از تو و داداشت هم میبریم! گفتم من بهت رحم کردم که اسم داداشمو نیاوردم! حالا که خودت خواستی پس مسابقه میدیم ببینیم کیا قوی ترن!
فکر میکنید چی شد؟
آخرش من و پسرخاله باهم گروه شدیم و از داداش و پسردایی بردیم! =))
 امشب عروسی پیمان، پسر بزرگ داداش ایرج است.
به اش گفتم باورم نمی شود دارد عروسی می کند. گفتم تولدش خیلی خوب یادم هست که در بهمن ماه بود.
 خه نه بندان (حنابندان) را خانواده ی عروس که از اقوام نزدیک اند، دو شب پیش در شهرستان گرفته بودند؛ البته که آن جا حال و هوای خودش را دارد.
 دیروز عصر چند ساعت با یوسف و عادل مشغول تزئین بودیم. بعد از شام منزل داداش هوشنگ بزن و برقص راه افتاد که چیزی نزدیک به ۳ ساعت یکبند ادامه داشت!
 صدای باندها هیراد را اذیت می
پالس های دستگاهم رو مخمه ! هم چونان که خدا رو مخمه. ناراحتم ازش :|
 
+ تمام صورتم میسوزه. :|
 
+ محرم شد ولی یاد شب احیای سال 95 افتادم. فیروزه زنده بود. داداشم هم زنده بود. وسط بلوک های مجتمع مردم خیلی صمیمی نشسته بودن زن و مرد با هم. فیروزه عزیزم. داداش نازنینم. خوش ب حالتون :)
 
* فیروزه نوه دختر خاله مادرم بود و همسایه مان هم نیز. 8 سالگی تا 13 سالگی با تومور مغزی جنگید و پارسال تنش از درد و رنج آروم گرفت. خوش ب حالش :)
كلا تابستون مسخره ای كه داره تموم میشه برام دیروز علاالدین رو دانلود كردم بر خلاف همیشه كه تنها فيلم میبینم خواهرمم بهم ملحق شد قشنگ بود دوس داشتم❤️الانم در به در دارم فيلم پیدا میكنم دیگه شبا اینطوری تا صبح بیدارم دوستم دیروز زنگ زد مهتاب حالمو پرسید گفت كه شنبه میاد بینه منو إبراز دلتنگی وقتی گوشی رو جواب دادم شماره ناشناس یهو یكی با صدای بلند گفت سلااااام عشقمممم من گرخیدم اصولا دوستای خودم اینطوری بهم سلام نمیكنن

.
همسر شهید روح‌الله قربانی:
.
به محضر حضرت آقا، رهبر خوبان که رسیدیم بعد از درد و دلها به ایشان گفتم:
حضرت آقا، روح‌الله چند ماه قبل از شهادتش به من گفت:
_ صدای پای امام زمان میاد، می‌شنوی؟
باور کن که من صدای پای امام زمان رو میشنوم.
.
حضرت آقا لبخند زدند. لبخندی شیرین و عمیق که خیلی برایم جالب بود. سرشان را تکان دادند و فرمودند: خوش به سعادتش.
@shahid_roohollah_ghorbani
دیشب خواب می دیدم، با برادر کوچیکم روی سکوی سبز و چمنی نشستم، کتونی سفید با بندهای سفید و خوشگل به پا داشتم، اما بند کفش هام باز بودن، اونوقت به جای داداش کوچیکم "ابی" آقای صداااا، خم شد بند های کفش منو بست!! من از خجالت داشتم می میردم و می گفتم: شما زحمت نکشین، داداشم برام می بنده، بعدش اونم با صدای جادوییش بهم میگفت: نه دخترم، تو با دخترم هیچ فرقی برای من نداری!
چه حسی دارید وقتی که دوساعت نشستید کتلت درست کردید سرخ کردید بعد میرید نماز مغرب و اعشا می خونید برمیگردید میبینید از 20 تا 2 تا کوچیک فقط براتون مونده و بقیه دادشتون خالی خالی خورده ؟!!!!
+ خستگی اش هنوز تو تنمه اخه چرا خدا ؟ 
+دیشب با کرسنگی خوابیدم :(
+ واقعا فاز پسرا چیه ؟ امروز صبح دوتا تخم مرغ اپز کردم تو 30 دقیقه بعد در انه واحد داداش شکموی من تخم مرغ درست گذاشت تو دهنش قروت داد :l 
داداشای شما هم این جوریند ؟
هاشم رمضانی پاشو داداشDownload New Music Hashem Ramezani – Pasho Dadashدانلود آهنگ پاشو داداش  به همراه متن آهنگ ازرسانه جـوان مــوزیــک 2 با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاینبا کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پخش آنلاین و متن آهنگبرای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

جــــوان مـــوزیـــــک2
از حدودا یک ماه پیش ، متوجه شدم بدون اینکه باد و بارونی چیزی بیاد ، بعضی شبکه های ماهواره ای ، خط خطی میشن و دیگه نمیشه تماشاشون کرد .
هی میرفتم رو پشت بام ، آنتن رو دستکاری میکردم تا بلکه خوب بشه . ولی آخر سر با تحمل مشقات فراوان ، ناامیدانه ، دست خالی برمیگشتم و از این که نتونستم برنامه مورد علاقه ام رو ببینم عصبانی بودم و پیش خودم تصور میکردم مثلا این قسمت سریال چی شده .
بعدا تعداد کانال هایی که اینجوری خط خطی میشدن ، بیشتر شد . بازم نمیتونستم
خلاصه ۷ پارت گذشته: همه اینها طی سه سال اتفاق افتاد،خونمونو بردیم شمال واسه اینکه اوضاع زندگیمون از لحاظ مالی بهتر بشهاما همه چی بدتر شد،۶ ماه تمام رو خونه فک و فامیل گذروندیم.بعد یکسال برگشتیم شهرمون،بابا به جرم حمل قاچاق رفت زندان.داداش بزرگم ترک تحصیل کرد،و با حقوق کم واسمون کار میکرد
.بابا بیمار شد،عمل مفصل ران انجام داد،دایی بزرگترم فوت شد و در همین حین پس از ۱۷ سال خانواده دایی کوچیکترم رابطشون با ما شروع شد.
دانلود فيلم The Poison Rose 2019  با کیفیت Blu-Ray


کیفیت 480p , 720p , 1080p اضافه شد



 نسخه دوبله فارسی اضافه شد



خلاصه داستان :


کارسون فیلیپس یک ستاره‌ی سابق فوتبال به یک کارآگاه خصوصی تبدیل می‌شود تا یک پرونده‌ی جنایی بسیار پیچیده را حل کند و…


توضیحات دوبله :


دوبله فارسی فيلم رز سمی

مرجع تخصصی دانلود فيلم ایرانی و خارجی
سلام عشقا
نزدیک یه ساعت رسیدم خونه، امروز اضاف کار موندم به اجبار چون پرونده ها نامرتب بودن و مهر امضا نداشتن هیچ کدوم، ظهرم نیم ساعت رفتم کلید تحویل گرفتم با داداش رفتیم خونه رو دیدیم کامل موکت کرده اونم قهوه ای اصلا دوستنداشتم گفتم جمعش کنید من موکت نمیخوام، گفت مشکلی نیست باشه صاحبخونه خیلی احتراممو داشت. باید قفلها عوض کنم داداش گفتم کلید بدم تریون و دوستاش بیان تمیز کاری؟ گفت اره مشکلی نیست بعدش قفل عوض میکنم. دیگه برگشتم شرکت هرچند ت
سلام،
خوب شکر خدا خونه اوکی شد تقریبا، همون خونه نقلی که صاحبخونه است یه خانم بیوه به همراه دخترش بود. یک شرط وشروط داشتن برا رفت و امد که من بهشون کمی حق دادم اولا منو نمیشناسن هنوز دوم اینکه مستاجر قبلی که یه خانم با شرایط من بوده خیلی اذیتشون کرده و صدای کل همسایه ها رو دراورده.
داداش تایید کرد که کوچه امن، چون بالاشهر هم هست جای خوبیه، اروم خلوت وبی صدا، داداش سومی یه حرف خوبی زد، برگشت به اقای املاکی که برادر همون خانم هم میشد گفتش: مگه یه
سلام،
خوب شکر خدا خونه اوکی شد تقریبا، همون خونه نقلی که صاحبخونه است یه خانم بیوه به همراه دخترش بود. یک شرط وشروط داشتن برا رفت و امد که من بهشون کمی حق دادم اولا منو نمیشناسن هنوز دوم اینکه مستاجر قبلی که یه خانم با شرایط من بوده خیلی اذیتشون کرده و صدای کل همسایه ها رو دراورده.
داداش تایید کرد که کوچه امن، چون بالاشهر هم هست جای خوبیه، اروم خلوت وبی صدا، داداش سومی یه حرف خوبی زد، برگشت به اقای املاکی که برادر همون خانم هم میشد گفتش: مگه یه
به نام خداوند یکتا
فيلم ژن خوک ، دو زنداني (رضا کیشمیش و عماد گربه) از زندان فرار میکنند تا بتوانند به هدفی که از پیش تعیین شده برسند اما در این راه اتفاقات مختلفی برایشان رخ می دهد. این فيلم به تقابل قشر ضعیف و قوی جامعه و به خصوص آقازاده‌ها میپردازد و کنایه ای به اظهارنظر یکی از آقازاده ها درباره ژن خوب است که چندی پیش جنجال وسیعی در فضای مجازی ایجاد کرد… می پردازد.فيلم تو بلاگ
سلامخیلی خوشحالم تونستم بیام بجمع شما وبلاگ نویسانمن هنوز هیچی بلد نیستمولی از بابام خواستم هرچیبگم بنویسهان هم قبول كردازش می خواهم برای اولین كار عكس دادشمو بزاره تو وبلاگمراستی دستتون دردنكنه كه به من سرمیزنیدعنوان 
تا شما هزارتا صلوات برای به خیر گذشتن امشب کنین،من میرم بعد هزارسال که پسرک برگشته ایران ببینمش بالاخره.
میترسم ازینکه تنهایی بریم و حرفی بزنه و نفهمم جوابش رو چی بدم، گفتم بذار یار جمع کنم.زنگ زدم به کمیل میگم داداش بردار اکیپت رو بریم بیرون دو ساعت بچرخیم.میگه نه من حوصله بیرون اومدن ندارم!!!میبینین?اینطوری یار جمع کرده برا خودش!!!دیر جنبیدم.
 
*با سبیل های دسته دوچرخه ای و موهای طویل و شکم قلمبه میریم که تمام تصاویر ذهنیش رو نابود کنیم:))))
سکانس اول : هوا به شدت گرم بود ، شُر شر عرق می رخیتیم . اولین بار بود که تابستونِ شمال رو تجربه می کردیم . خدا رو شکر کولر ماشین رو قبلش درست کرده بودیم . داخل ماشین قابل تحمل بود و بیرون غیر قابل تحمل ! داداش از همون لحظه ی اول رفت تو کارِ تُنبان و زیرپوش ! اما من سعی داشتم مقاومت کنم . پیرهن تنم بود و هی به این خان داداش نگاه می کردم که چقدر خوش به حالشِ با زیر پوش ! یک گام عقب نشینی کردم . دکمه هاش رو باز کردم . اما باز هم غیر قابل تحمل بود . یه خرده که
توی ایران
یه خواستگار داشتم
که قیافه ش دقیقا شبیه قاتل های زنجیره ای بود
 
استخدام دولت بود
 
مثلا مدیر بخش بازرگانی کوفت و زهرمار فلان شرکت ملی.
 
جدا شبیه قاتلا بود.
 
جشماش خیلی ورقلمبیده بود و خونی
 
واقعا میترسیدی ازش.
 
داداش پای خانمش رو از اون قسمت ساق شکسته بود یه بار از بس کتکش زده بود.
 
تهرانی بودن.
 
خانمش شهرستانی بود.
 
برای همین بابای من مخالف صد در صد دادن دختر به یه تهرانی بود.
 
همیشه میگفت بری دیگه برای همیشه رفتی. ساده ای، هر ب
1. امروز حال نداشتم از ماشین پیاده شم داداشم رفت نون خرید بستنی نذری دادن بهش :| حالا اگه من میرفتم نون و خرما میدادن شانس نداریم که :|
بعد همزمان داداش من رفت تو صف اشتباهی جلو یه اقای رفتگر وایساد. بهش گفتم برو پشتش وایسا. رفت پشتش بعد پسره داداشمو فرستاد جلو. همچین چشمام قلبی شد :)) ادما هرچی هیچی ندارن مهربونترن :))
2. امروز همه تو خونه با هم دعوامون شد، بعد یهو تو اون فضای سنگین بابام زارت خورد زمین و همه پکیدیم :))
3. یه فيلم یافتم خیلی باحاله. Level 1
دانلود فيلم ایرانی زنداني ها با لینک مستقیم
دانلود فيلم زنداني ها : فيلم بی نظیر و تماشایی زنداني ها به کارگردانی و تهیه کنندگی مسعود ده نمکی با موضوع کمدی ، اجتماعی ساخته 1397 ایران است که بازیگرانی مانند هدایت هاشمی، هومن برق نورد، بهنام تشکر، برزو ارجمند، بهاره افشاری، بهنوش بختیاری در این فيلم نقش آفرینی کرده اند این فيلم سینمایی را شما می توانید از سایت پیشگام مووی دریافت و دانلود نمایید.
کارگردان : مسعود ده نمکی
موضوع : کمدی
محصول : ای
صب دکتر برا داداش چند تا آمپول و سرم زد تاظهر درمونگاه بودن ، بابا رفت بانک با ح اینا ، گفتن قسط بندیش میکنن ، ح قول داده بریزش ، اما به بابا گفت تو اول بریز ، به بابا گفتم ، تو آخر بریز ، شاید دروغ بگن ، اوتا ن ، مثه همیشه بابا قبول نکرد ، رفتیم بانک ، موقعی که کارت کشید ورسید مینوشت ،اشک پر چشام جمع شد ، خدایا ۲۰ میلیون از پاداش پایان خدمتو به همین راحتی دادیم ، بعد این همه سختی و ناراحتی و رنج ، گفتیم با این پول یکم سروسامون بگیریم ،
دور بودن مزایای زیاد داره اما یجاهایی اشکالاتی داره . یکیشونم اینه که حرف ها جمع میشه لامصب :)) . با اینکه سه روز پیش زرطلا بودیم اون هفته . از روز جمعه که اومده همین که فرصت پیش بیاد پیش هم بودیم . مامانم امروز صبح زنگ زد بهش . گفت پاشو برا نهار بیا در آسایش بشینیم دور هم :)) . از صبح که اومد تا الان یه ریز حرف زدیم :)) داداش ع (شوهر زرطلا ) ظهر خوابید و بیدار شد گفت کشک همه رو سابیدید دیگه :))) روزِ تاسوعا گناه همه رو شستید :))) خلاصه همینطور حر
پسردایی ۱۳ سالم کلی پشت سر داداش دانشجوی مسافرش گریه کرده و ما کلی بهش خندیدیم. تصور گریه کردنش البته خنده دار بود وگرنه که به نظرم خیلی عکس العمل نرمالی داشته، نسبت به دخترخاله ی ۱۹ ساله ام که عمدا شهر دور انتخاب رشته کرده و تابستون کلا ۳ هفته خونه بود توی همین ۳ هفته خودشو به آب و آتیش میزد که برگرده تهران. چرا؟ چون حوصله اش سر رفته.
بله فرزندم مهر و محبت نیست شده. حالا شاید پودر و اسانسش توی ردیف طعم دهنده های مصنوعی هایپراستار گیرت بیاد.
بعد مدت ها امروز رفتم انجمن، با یه کادو برای استاد، مسئول انجمن می گه شیرینی ازدواجت رو آوردی؟ یه مدته نیستی نکنه ازدواج کردی.
رفتم وسایل الویه بخرم، میگم کالباس بده، یه دونه کالباس بزرگ بهم داده می گه بزار توی فریزر، بعدا دوتایی با هم می خورید، راستی نگفته بهت ذرتم بخر؟!
می گم داداش گرفتی مارو ها، من مجردم.
رفتم یه جا مصاحبه، طرف گفت سختت نیست با خانومت بیای تهران زندگی کنی؟ گفتم من که تو رزومه نوشتم مجردم.
میگم نکنه ما شوهر کردیم خودمون
دیروز از تهران برگشتیم ، تو اتوبوس عمه چندین بار حالش بد شد و لرز داشت ، بابا جلسه داشت برا خونه ، اسنپ گرفتیم ، اومدیم خونه ، تو راه هیئتای عزادهری زده بود بیرون عمه حالش خوب نبود ، من و مامان بردیمش بیمارستان شبانه روزی ، بیمارستانش به شدت کثیف بود ، شلوغ بود ، بعضیا گریه میکردن ، چشای یه دختر کوچیک پر از غم بود ، دکتر سر م نوشت ،صدای هیئتا تا داخل بیمارستان میومد
صبح بابا رفت بانک دنبال کار خونه ، یه صلوات انشالله حل بشه ‌
داداش صبح حال
جهت دانلود نوحه جدید علیرضا طلیسچی به نام علمدار کلیک کنید
دانلود نوحه با دو کیفیت ۱۲۸و۳۲۰
 
متن نوحه جدید علیرضا طلیسچی به نام علمدار
تا رسیدم به فرات و بنشستم لب آب تا رسیدم به فرات و بنشستم لب آب
یادم آمد ز کبودی لب طفل رباب یادم آمد ز کبودی لب طفل رباب
نبود صبر و قرارم گره افتاده به کارم داداش نبود صبر و قرارم گره افتاده به کارم
من علمدارم علمدار من علمدارم علمدار بر حسینم یار و غمخوار بر حسینم یار و غمخوار
نه سری مانده نه دستی نه سری مانده
تا خوابیدم شد ساعت7صبحمامان اینا ساعت9صب بیدارشدن و درحال جمع کردن وسایلا بودن حالا منم خوابم میمومد و هرکدوم شون از ی طرف منو صدا میکردن ک بیدارشد دیر شد دایی همش زنگ میزنه بیدارک شدم اصلا حوصله نداشتم چشام از بیخوابی پف کرده بود ابجی حاظرشد سریع و بادایی شون ساعت11رفت ماهم تا حاطرشدیم شد ساعت یک و طبق معمول همیشه دیر میرسیم یه جا توی راه یادمون افتاد ک قلیون و نیاوردیم روزش اصلا حوصله نداشتم ک ب مامان کمک کنم توی ماشینم بابا همش میگفت و
مادر از طبقه‌ی پایین صدامون کرد.
ما هم به رسم کمی فراموش شده‌ای، روی پله‌ها شروع کردیم دویدن. که انگشت شست پامون همراهی نکرد و زیر تنمون پیچید و، شد آنچه شد :)
داداش هم که پشت سر ما بود گفت، این حرکتا از سن شما گذشته دیگه.
و راستش شدید به فکر فرو بردم.
27 سال.
یعنی نیمی از فرصتم رو از دست دادم، تازه اگه عمرم طبیعی باشه و .
و حالا که فکر می‌کنم هنوز دست‌آورد مهمی کسب نکردم.
آدم خوبی نیستم
و وقتی هم باقی نمونده
چه حس بدیه.
 
اهل غربت و غم
اهل غصه و آه
داره کاروانی میاد از راه
خیلی بی قرارو با یک حال جان کاه
داره کاروانی میاد از راه میاد از راه
 
حسین سردار و سالاره
ابا الفضلش علمداره
رقیه داره و قاسم
علیِ اکبری داره
رباب و طفل شیر خواره
چه قدر زینب دلش زاره
داره حس میکنه اینجا که از حالا عزاداره
رسیده کربلا زینب ولی از غصه جون میده
میگه داداش کجاست اینجا که داره بوی خون میده
امون ای دل امون ای دل
 
زینب با غم و آه
میگه با چشم تر
برگردیم حسینم شدم مضطر شدم مضطر
میگه
اصلا آدم، به‌خاطر آدم بودنش یک موجود دو ساحتیه.
یک وجه آدم دلشه و تصمیمات احساسیش
و یک وجه دیگه عقلشه و تصمیمات منطقیش
اما تو یه سری مسائل خیلی مهم انگار نمی‌تونیم همزمان هر دو تا بُعد رو استفاده کنیم. دوتا مثال می‌زنی داداش؟ بله!
تو وقت گذاشتن برای بقیه، یهو بعد احساسیمون مطلقا خاموش می‌شه و می‌شیم سراسر منطق! و خب دودوتا چهارتا اجازه نمی‌ده تفقدی کنیم درویش بی‌نوا را.
مثال بعدی؟
وقتی که کسی چشممون رو می‌گیره. اونجاست که عقل خاموش میشه
خب داداش گلم بهتره نگیم ما بهتره بگیم من خب مگه چند نفریم که یه منم یه اتاقه یه لپ تاب کارمونم معلومه نیاز به توضیح خاصی نیست 
بریم سراغ پیدایش انلاین-کنترل  که چطور این اسم به ذهنم اومد؟
----کار خاصی نکردم----
خود به خود اومد (چیه فکر کردی که مثلا ما به مغزمون فشار میاریم نه بابا!)
نشستم گفتم همین خوبه 
یه معنی هم براش ربط کردم  که مثلا ما انلاین داریم همه چی رو کنترل میکنیم بلی به این سادگی
پس ازین که دختر نوجوان داداش کارفرما یه چیزی درمورد حجاب گفت که من از بدیهی بودن اشتباهش تعجب دهنم باز موند و نتونستم ذهنمو جمع کنم و از چیزایی که میدونم براش بگم، و فقط تونستم باتعجب بگم : وااا چه حرفا! ، به این نتیجه رسیدم که یه بار دیگه از اول سیر مطالعاتی شهید مطهری رو شروع کنم به خوندن، تا اگه پس فردا علی بزرگ شد و یه سوالی ازم کرد، حضور ذهن داشته باشم که راهنماییش کنم.
چه بلایی دارن سر نسل نوجوان ما میارن با این شبهه های آبکی؟؟ بچه ها رو وا
مرا بغل کن. به سینه ات بچسبانم.دست هایت را قلاب کن دور من.مرا زنداني کن در آغوشت.دست هایت میله های زندان.زنداني ابدیِبا اجازه ی بوسیدن .میله های زندان.چه خوش است این زندان .چه خوشحال می كند مرا .سلول انفرادی.آنجا كه از دریچه ای سلول .به جای نور .چشم های تو را می بینم.
دانلود فيلم Men in Black International 2019ژانر: اکشن ، کمدی ، علمی تخیلیکارگردان:  F. Gary Grayستارگان:    Tessa Thompson, Rebecca Ferguson, Chris Hemsworthمحصول کشور: امریکاسال انتشار: ۲۰۱۹امتیاز: ۵٫۵ از ۱۰مدت زمان: ۱۱۴ دقیقهخلاصه داستان:این فيلم روایتگر داستان گروه ویژه‌ای از تیم مامورین ویژه‌ی لندن می‌باشد که وارد جریان یک پرونده‌ی جنایی اسرارآمیز می‌شوند که به منظور حلش ، آنها مجبور خواهند بود به سرتاسر دنیا سفر کنند و…
twin rozblog
دانلود فيلم Men in Black International 2019ژانر: اکشن ، کمدی ، علمی تخیلیکارگردان:  F. Gary Grayستارگان:    Tessa Thompson, Rebecca Ferguson, Chris Hemsworthمحصول کشور: امریکاسال انتشار: ۲۰۱۹امتیاز: ۵٫۵ از ۱۰مدت زمان: ۱۱۴ دقیقهخلاصه داستان:این فيلم روایتگر داستان گروه ویژه‌ای از تیم مامورین ویژه‌ی لندن می‌باشد که وارد جریان یک پرونده‌ی جنایی اسرارآمیز می‌شوند که به منظور حلش ، آنها مجبور خواهند بود به سرتاسر دنیا سفر کنند و…
twin rozblog
سلام
بعد از مدت ها خودم رو مجبور کردم بنویسم.هرچقدر که تونستم و از هر چیزی که به ذهنم اومد.
از همین حالا هم خسته شدم! اونقد حرف ننوشته و نگفته دارم که کلا قر وقاطی شده ذهنم ولی خب میشه نوشت کم کم.و از همین الانم هم بنویسم باز خوبه موضوع جدید دیگه اضافه نمیشه به نگفته ها
ده روزی میشه که داداش رفته تهران برای کارش و خب کار پیدا کرد و موندگار شد. دو سه روز پیش هم چمدون وسایلشو فرستادیم براش و این روزا هممون دلتنگشیم. این هم یه مرحله زندگی ما سه تا بو
چقدر خوبه که ادم توی زندگیش کسی رو داشته باشه که بتونه همه جوره روش حساب باز کنه. 
توی رابطه باهاش احساس امنیت موج بزنه. 
دلت همیشه به وجودش , به منطقی حرف زدنهاش , به در نظر گرفتن احساسات تو , گرم باشه. 
مرسی که هستی (ای همون قلب صورتی با پاپیون زرد)
#داداش
اینجاگذرگاه هیچ غریبه ای نیست
همه اونایی ك سری میزدم رفتن
وموندن دونه درشت های رفاقت.رفاقت هایی كه خیلی باارزش هستند
سلام داداش عباس والهه جان وهررفیق دیگری.كه هنوزیادش نرفته وبلاگ خودشو.
خوبید؟
عزاداریاتون قبول باشه
برای مرده هاطلب بخشش نكنیداونهاازمابه خدانزدیكترند
برای زنده هادعاكنید
برای كسایی كه هرروزبارهامیمیرند
برای روح زنده هاهم طلب ارامش كنید
برای اونهایی كه ن این دنیاونه اون دنیاارامش توسرنوشتشون نبود
دعاكنید
دعاكنیدبرای
بسم الله الرحمن الرحیم
دور زندگی می کنیم، از همه ی خانواده
دیشب وقتی پدربزرگ و مامان جون و خاله هات داشتن با دخترک خداحافظی می کردن.
می گفت منم میخوام بیام گچساران
بهش می گفتن مامان نمیاد ها!
می گفت چرا میاد
شب که توی گهواره تش می ئادم باهام اتمام حجت می کرد که من فردا می خوام با پدر بزرگ و مامان جون و مامان ع برم گچساران
صبح بعد از نماز صبح راه افتادن همه و رفتن
دخترک توی گهواره خواااب.
چقدر ئل مامان جون و پدربزرگ نرفته براش تنگ شده بود
چقد
یکشنبه بیست و سوم تیر ماهامروز با هانا رفتیم کلاس نقاشی توی مهد کودکی که قراره بره مهد کودک   روز اول خوبی داشت. یه زنبور و یه قورباغه کشید      البته با کمک مربی    امیدوارم یه روزی برسه که شاهد پیشرفتش باشم 

دوشنبه بیست و چهارم 
جلسه دوم با یه مربی دیگه بود. این خانمه مربی نقاشی ثابته  اون دیروزی خاله کلاسشون بود    مربی از هانا پرسید میخوایی زرافه یاد بگیری؟  و هانا بعد از چندین دقیقه که سعی داشتم مجابش کنم که باید همکاری بکنه جواب داد که
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها