نتایج جستجو برای عبارت :

غم ای زمونه به بار مونه

مثل اين می مونه یه نفر چیزی بخوره که ارزش غذايی پايینی داره مثل چیپی یا پفک. حینِ خوردن هی چشم غره برن بهش هی بگن: "اينا چیه می خوری ضرر داره سرطان می گیری خودتو مریض می کنی چاق می شی"زهر مارش می کنن. زهرررررِ ماااار دقیقاً. همون
یه بنده خدا بعد از چند سال بعد از اينکه بچه هاش رفتن دانشگاه ؛ دوباره میخاد ادامه تحصیل بده . بر حسب تصادف یکی از معلماش همون معلم دخترش بوده. دخترش گفته بايد یه روز بیام مدرسه درستو بپرسم! علاوه بر اون هرکاری که مادرش میخاد انجام بده بهش میگه مگه تو درس نداری؟؟ بشین درستو بخون مگه امتحان نداری؟!
اينکه میگن چرخ زمونه برمیگرده یعنی اين که سوالايی که از کسی میپرسیدی و حرفايی که بهش میزدی یه روز به خودت برمیگرده. 
بارها براي من یا بقیه اتفاق افتا
تو وبلاگ گردی رسیدم به اين پست.
واقعا نمیدونم چی بايد بگم، فکرشم نمی کردم تو اين زمونه بازم اين تفکر باشه.
پ.ن: لطفا هیچ تلاشی براي اثبات خوب بودن طب اسلامی و سنتی نکنید،چون من اين ها رو اصلا طب نمیدونم و صرفا یه راه براي پول درآوردنن.
رابطه با ح اگرچه دوباره کلید خورده بود اما دیگه به تهش رسیده. اينجا آخر خطه. بهم گفت ابله و خب بسمه از بس از اين بچه فحش و بدوبیراه شنیدم
خیلی احمقی و واقعا هم ابلهی مری
بس کن جون مادرت. بسمه بخدا اينهمه تحقیر تو زندگیم سابقه نداشته. 
گور باباش بلاکمم کرده و خب چیزی نمی‌مونه جز حقارت. اما بسمه حتی تحقیرها هم
مقصر تو نیستی ؛ مقصر اون نیست. مقصر هورمون است که فکر نمی کنم پذیراي تقصیری باشد . فکر می کنم نیاز دارم زودتر شنبه برسه. فکر می کنم بايد یکم از تو ؛ از اين حال و هواي مضظرب دور بشم. دوست داشتن تو مثل خیال می مونه. من با تو توی خیالم. گاهی وقتا ؛ واقعیت می کشتم بیرون.از فاصله اي که بینمونه به دار کشیده می شم. تو خیالی ؛ خوابی .به قول نیما : تو کیستی اي فسانه؟! 
درد دل ما به درد هیچ کس نمیخوره واسه اين میام اينجا.
راستش اهل درد دل کردن هم نیستم  شايد به همین خاطره ک به کسی چیزی نمیگم جز روزمرگی ها هوا خوب شده ها اخ اخ دیدی چقدر وسايل گرون شده .گوشت رو دیدی قیمتش چقد زیاد شد .اخی  چقدر زمونه ی بدی شده .خسته شدم از شب وروز هاي تکراری از زندگی بی هدف ازبی برنامگی از بی ايمانی جدی از اين اخری بیشتر خسته شدم من مسلمانم اما ايمانم .ايمان ندارم جدی میگم ازخودم بیزارم که چی بشه دارم زندگی میکنم و بی برنامه جلو
تصمیم گرفتم از امروز دور از شبکه هاي اجتماعی مثل تلگرام و اينستاگرام باشم به نظرم خیلی ذهنمو درگیر کرده بايد همیشه چک کنم و گاها کار اصلیم رو یادم میره با اينکه توی اين دوره و زمونه یه مقدار فاصله از مجازی دور از انتظاره اما اين سختی براي تمرکز بیشتر روی کارم بايد انجام بدم
شما تا حالا اين تصمیم رو گرفتید اگه اره بصورت نظر بفرستید تا هم من هم دیگران استفاده کنند و اگه تصمیمشو نگرفتید خوشحالم میشم در کنار هم اين کار رو انجام بدیم و من رو تنها ن
براي من اين جملات مثل آب رو آتش می مونه
همونطوری که زود خودمو میبازم ،با یک جمله مثبت ،با یک پشتیبانی بر میگردم
خیلی بده که اينقدر ضعیفی مبهم

خیلی بده که سریع میرسی به اون نقطه کم آوردن.

یادت نره وقتی چیزی رو نداری به چیزهايی که داری فک کنی.
به قول بابا بی خیر نباش

پروردگارا متاسفم ،مرا ببخش ،سپاسگزارم ،دوستت دارم.
مادر مثل هوا می مونه، دائم در هواي محبت خالصانه و بدون توقعش نفس کشیدی، گاهی حتی از همه بیشتر بهش اعتماد داری بدون اينکه بفهمی و بدانی.
اونقدر در اين هوايی که گاهی ممکنه فراموشش کنی، تا اينکه نفست تنگ بشه از مدتی دریافت نکردنش.
اگر به عقب برگردم، حددداقل تواضعم در برابرت هزار چندان میشه مادرم.

ايد شبیه ترین آغوش به آغوش خدا بعد از آغوش رسول الله و امام زمان، آغوش مادر باشه.
روزی پدر و پسری بالاي تپه ی خارج از شهرشان ايستاده بودند و آن بالا همان طور که شهر را تماشا می کردند با هم صحبت می کردند. پدر می گفت: اون خونه را می بینی؟ اون دومین خونه ايه که من تو اين شهر ساختم. زمانی که اومدم تو اين کار فکر می کردم کاری که می کنم تا آخر باقی می مونه. دل به ساختن هر خانه می بستم و چنان محکم درست می کردم که انگار دیگه قرار نیست خراب شه. خیالم اين بود که خونه مستحکم ترین چیز تو زندگی ما آدماست و خونه هاي من بعد از من هم همین
من تصمیم دارم براي یه خانم تنها که درآمد ندارن و خانواده ی آبرومندی دارن و مشکلات مالی شدیدی دارند پول جمع کنم حقیقتا من نمی تونم گریه هاي کسی رو ببینم و نتونم بهش کمک کنم مطمئنم همه ما نسبت به هم نوعانمون همین حس رو داریم  و همیشه از روزی می ترسم که کسی مشکلات بقیه رو ببینه و از کنارش رد بشه مطمئن باشید کمک هاتون بی جواب نمی مونه هرکس گره اي از کار مومنی را باز کنه خداوند اجر و پاداشش رو میده در صورتی که دوست داشتید با دستان سبزتون با ما همرا
وقتی کسی از نزدیکان که ازقضا چهارده سال از شما کوچکتر است، در جمع به شما بی احترامی کند و شما را مسخره کند، و شما یک بار بخندید و چیزی نگویید و دوبار به روی خودتان نیاورید و منتظر تذکر والدینش شوید و سه بار رعايت جمع را بکنید، ولی آخر از کوره در می روید! نمی روید؟
حالا عکس العمل مادرش چیست؟ "بچه هاي اين دوره و زمونه به حرف آدم گوش نمیدن" و وقتی بگویی "اين همه بچه دورمان هست که آدم از ادب فراوانشان انگشت به دهان میماند!" بگوید: "خود تو به آن یکی فرزن
تو دوره زمونه اي که وقت کشی با شبکه هاي اسما و ظاهرا اجتماعی یه عادت خانمان سوز شده و چه افت ها و اسیب هايی که به زندگی ها نزده، من به لطف بی میلی اي که نسبت به اين سبک ابزار ها دارم، اقاي خودم هستم.
بیشترین استفاده اي که از بستر مجازی داشته ام در چند سال اخیر مربوط به مطالعه و پژوهش بوده و به ندرت و هر از گاهی هم فیلمی از نظر گذرانده ام.
خوش به حال خودم، حقیقتا از خودم و اين بی میلی حال می کنم، وقتم رو می تونم روی خیلی مسائل دیگه سرمايه گذاری کن
تو دوره زمونه اي که وقت کشی با شبکه هاي اسما و ظاهرا اجتماعی یه عادت خانمان سوز شده و چه افت ها و اسیب هايی که به زندگی ها نزده، من به لطف بی میلی اي که نسبت به اين سبک ابزار ها دارم، اقاي خودم هستم.
بیشترین استفاده اي که از بستر مجازی داشته ام در چند سال اخیر مربوط به مطالعه و پژوهش بوده و به ندرت و هر از گاهی هم فیلمی از نظر گذرانده ام.
خوش به حال خودم، حقیقتا از خودم و اين بی میلی حال می کنم، وقتم رو می تونم روی خیلی مسائل دیگه سرمايه گذاری کن
متن آهنگ حمید هیراد بنام اي واي
 
یه چال روی گونه دو ابروی کمونت دلمو میکشونه روز وصالمونه آره روز وصالمونهعشقی که بینمونه آره مال هردومونه میگذره اين زمونه عشقه فقط میمونه عشقه فقط میمونهاي واي اي واي من دلبر زیباي من من به تو مینازماي واي اي واي من مستی دنیاي من من به تو میبازمخوشبختم از آنکه کنار من تو هستی خوشحالم از آنکه به قلب من نشستیخوشبختی من اينه چشمام تورو میبینه دلم آروم میگیره دلم آروم میگیره دلم آروم میگیرهاي واي اي واي من دلب
حد فاصل بین کنکور تجربی و زبان اکانت اينستاگرامم رو بازیابی کردم. همون لحظه با خیل عظیمی از پیام‌هاي خوش برگشتی!» مواجه شدم. تمام پیام‌ها رو جواب دادم و راهی کنکور زبان شدم. کنکور زبان که تموم شد برگشتم خونه و دیدم میم» برام توی همون اينستاگرام ویس فرستاده. بهش گفتم که گوشیم آپدیت نشده و تبع اون نمی‌تونم اينستاگرام رو هم آپدیت کنم. یه کلمه نوشت: قراره بیام.» نوشتم: وايیییی چقدر خوشحال شدم!» نوشت: براي همیشه می‌خوام برگردم…» و در همین ل
جز قند شکسته نداشت
خوبیش اما اين بود که درشت شکسته بودند! خونه که اومدیم تونستیم از نو بشکنیمشون!!
فکر کنم اولین بار بود از اينکه کسی کارشو درست انجام نداده، ناراحت نشدم که خوشحالم شدم!!
از بدترین ظلمهاي زمونه به مردمش دم دستی کردن کارهاست.
تو که قند شکسته دستم میدی نمیگی فشار عصبیمو کجا و سر کی بايد خالی کنم؟!
سبزی فریز شده آماده که دستم میدی نمیدونی گاهی از نگاه و لمس و پاک و خرد کردن سبزی، انسان بیشتر لذت و بهره میبره تا از خوردنش؟!
خواهشا حب
سلام.
جمعه ظهر ها همیشه برايم یادآور بوی غذاي خونه ی مادربزرگم و سر و کله زدن با پسرخاله ها و خوراکی گرفتن از دست خاله هايم است.حالا که خیلی دور شدم از اين فضا دلم میخواهد دوباره شروع کنم و هر جمعه یک آهنگ با حال و هواي خوش اينجا بگذارم و غرقش بشوم.به یاد روزهايِ سرخوشیِ بی انتها!
اگه عمری باشه میخوام مرتب تر بنویسم.یه روز از شعر یه روز از فیلم یه روز از کتاب و مجله یه روز از. و با هم بیشتر حرف بزنیم راجع بهشون!
امروز رویاها از مرجان فرساد
میتونی
پادذره یه اصلاح نجومه. اطراف سیاهچاله دائم ذرات و پاد ذره ها تولید می شن و به نوعی با هم جفت می شن. هر ذره با یه پادذره اون قدر به هم ضربه می زنن تا  جفتشون از بین برن . اما گاهی اين ذرات کشیده می شن و توی سیاهچاله غرق می شن ؛ اون وقت پادذره تنها می مونه و ذره اي نیست که بهش ضربه بزنه تا از بین بره ؛ از بین رفتن رسالت اونه و رسالتش رو از دست داده.سطل زندگیه. زندگیی که کثافت محضه. آشغال هاي توی سطل می تونه گندايی باشه که پیشینیانمون به ارث گذاشتند. می
خسته ام . خیلی خسته . از زندگی و همه ی آدمها خسته ام . دیگه نمی خوام براي زندگی تلاشی بکنم . حتی آینده ی بچه هام هم دیگه برام مهم نیست . دیگه اينهمه زحمت و تلاش و بدو بدو بسه . وقتی آدم اينهمه زحمت می کشه و همش بی نتیجه می مونه . وقتی حتی نزدیک ترین آدمهاي اطرافمون هم قدر نمی دونند و نمی فهمند . یعنی فاتحه همه چی خونده شده . 
از قدیم و ندیم گفتند براي کسی بمیر که برات تب کنه . و من توی اين دنیا هیچ کسی رو ندارم که برام تب کنه ! هیشکی رو ندارم .
تلگرام، اينستاگرام، کلش و. . هزاران برنامه که ساعت ها وقتمون رو با اون ها هدر می کنیم. در حالی که هزاران مشکل و ايده در ذهنمون موج میزنه. برم استخر، مطالعه بکنم، ورزش بکنم، به کارهام برسم و. . 
گوشی هاي امروزی یا همون گوشی هاي هوشمند، در اين زمونه در حد یک کامپیوتر هستند واسه خودشون. تو اينترنت بگرد، بازی بکن، با دوستانت چت بکن، فیلم ببین، موسیقی گوش بده، تحقیق بکن و هزار تا کار دیگه که الان به ذهنم نمی رسه. خود منم ساعت ها میشینم با گوشی مشعو
همیشه اولین و مهم‌ترین چیزی که توی شناخت یه آدم برام مهمه و جذبم می‌کنه اينه که چیکار می‌کنه. هویت شغلی و آرمان و آرزوهاي کاریش چیا هستن. خوش تیپ و خوش برخورد بودن و حتی موقعیت مالی و اجتماعی خوب یه آدم تا وقتی مطمئن نشم که هدف و اعتقاد و دغدغه شخصی‌اي براي خودش داره برام بی‌اهمیت هستن.حقیقتش آدم‌هاي بدون اعتقاد شخصی برام هیچ جذابیتی ندارن، آد‌م‌هايی که بدون آگاهی و بنابر جبر زمونه یه سبک زندگی‌اي رو پیش گرفتن.براي من هر سبک زندگی‌اي جذ
اين روزا هر طور که هست سرم رو به کار گرم می‌کنم.هشت و نیم - نه صبح می‌زنم بیرون می‌رم سر کار، تقریبا هشت شب برمی‌گردم. تا یه استراحت کوچیک کنم و یه سریال ببینم نصفه شب شده و بايد بخوابم.اگه کار نباشه می‌شینم سر پروژه و خودم رو خوب مشغولش می‌کنم. البته اونم ددلاينش سه چهار روز دیگه‌س. بايد یه سرگرمی جايگزین پیدا کنم. آها البته یادم به پروژه کارشناسی نبود! شايد فردا باز بشینم سر اون. یا بعد از ددلاين. هر وقت که کاری نداشتم. هر وقت دیدم فکرم داره
 دارم به اين فکر میکنم که من دقیقا چند بار اومدم اينجا نوشتم که دیگه درباره ی کاف صحبت نمیکنم !حتی نوشته بودم که خطش زدم . اره نوشتم دیگه . خیلی . اما خب نمیدونم چرا باز یکی دو شبه به اين فکر میکنم که عجب دوره و زمونه اي اِ!به کسايی گفتیم دوست . که الان هر چقدر چشم بگردونیم نمیتونیم پیداشون کنیم . نیستن . دیگه تو قلبمون نیستن .دارم به اين فکر میکنم که چطوری میشه که ادما اينطوری میشن! اصلا چه بلايی سر خودمون میاد .که دیگه نمیتونیم منعطف باشی
عرض کنم حضور با سعادت شما، هاشم خان دماوندی ِ چارشونه و لوطی که ذکر خیر شخصیتش در سریال زیبا و با اصالت "شهرزاد" را قبلا هم اينجاگفته  ام وقتی معشوق قدیمی اش "قرص قمر "را از دست داد و در سکوت و پنهانی عزادارش بود به شهرزاد گفت: "عروس! عشق مثل جنگ می مونه ، اولش آسونه ، آخرش سخت ِ و فراموش کردنش محال ".  خواستم بنویسم که مسئله ی  دست و پنجه نرم کردن با محالات در واقع همخوابگی با مرگ است . آدمیزاد آبستن رنج می شود از آن و تا فارغ نشود از اين بار ، در می
دانلود آهنگ فوق العاده زیباي  اشک  ازاحمد محمدزاده
متن آهنگ:
اشک روی صورتم هست دونه دونه
تو دنیا کسی قدر دل منو نمی دونه
اين دل نمی تونه که بی تو بمونه
دوست داره که تا صبح واسه تو بخونه
آخه اين دل من بی تو شده دیوونه
بری ازش می مونه فقط یه ویرونه
اي دل تنهام بسه چشم انتظاری
من موندمو شبهام شباي بیقراری
چرا تنهام میذاری چرا تنهام میذاری
باز اون چشات دوباره اومد به یادم
باز اون نگات منو داده به بادم
خدا برس به دادم
اي خدا برس به دادم
اشک روی صو
دلم خونهواسه حسین و لحظه هاي غربتش. توی کربلانمی مونهکوفه روی حرف و بیعتش. جان من نیا
نیا. ابن ملجماي کوفه غرق کینه‌اننیا. بچه هاي دشمناي توو مدینه‌اننیا. اينها یادگاریاي زخم سینه‌انیا ثارالله. یا ثاراالله.
جون من رسیده بر لبم. یا اللهدل‌واپس اشک ِ زینبم. یا االلهچِش به راه ِ روز ِ اين شبم. یا الله
::
توو هر کوچهمیاد صداي ناله و شکستن ِ . قلب دخترتنبینم کهرفته روی نیزه ها سرت. پیش خواهرت
حسین. از خدامه اين سرم بشه فداي توحسین. کا
                  
به یاد ايام قدیم چکمه را دانلود کردیم و به تماشايش نشستیم. فکر نمی کردم که اين فیلم یک اثر اقتباسی از داستانی از هوشنگ مرادی کرمانی باشد!
خیلی از سکانس ها و حتی آخر داستان یادم نبود اما می دانستم در بچگی تماشايش کرده ايم و می دانم احتمالا خیلی از دهه شصتی ها و  هفتادی ها دیدنش ولی اگر جزو آن کسانی هستید که هنوز ندیدیدش، حتما در اولین فرصت بشینید پاي اين فیلم زیبا.
+ داستانش هم درباره دختربچه ايه که ش زندگی می کنه و مادر تو
بشین رفیق، بشین بخندیم به ریش اين زمونه که هر روز صبح ما رو با وعده هاي خوشکل راهی میکنه و شب به ریش خوش باوری ما میخنده
دیالوگ سریال شهرزاد
+تازه فصل اول شهرزاد رو تموم کردم. مه. یه سریال بی نظیر ايرانی! برعکس تمام سریال هاي وقت گذران بی مصرفی که تو اين چندساله ساخته شده
+ بچه هاي دانشگاه اصرار دارن که بیا اينستاگرام، ولی بهشون میگم من یه بلاگ دارم که خیلی بیشتر از اين مضخرفات دوستش دارم!. به همین صراحت!
+ چندماهه که ذهنم درست کار نمیکنه،
عید رو به اين وبلاگ و تمام خواننده‌هاش تبریک می‌گم : ) عید براي من پر از خاطره و خوشی هست و امیدوارم براي شما هم همین‌جوری باشه.
بهترین عیدی‌اي که می‌تونم بدم اين آهنگ بهارانه از یکی از بهترین موسیقی‌دان‌هاي ايرانی‌مونه.
بشنویم، رقص بهار از شهرداد
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فايل هاي صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهاي رايج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با اين حال ممکن است مرور
گفت:
خوش‌به‌حالش که مامانش بهش اجازه می‌ده تا خیلی از کارهايی که لذت‌بخشه براش، انجام بده، بدون ترس. اون طعم بچگی رو بیشتر و کامل‌تر از ما می‌چشه، مگه نه؟!

جواب گرفت:
نه! اين‌که راحت بتونی کارهايی که لذت‌بخشه رو انجام بدی، خوبه، اما وقتی مجوز نداری و انجام می‌دی چندبرابر شیرین‌تره! 
اين قانون‌شکنیه‌ست که شیرین‌تره؛اين رد کردن حصارها که فقط و فقط با اراده‌ی خودت اتفاق می‌افته، شیرین‌تره.
اون لذت شیطنت‌هاي مجوز دارش رو یادش نمی
تو دوره زمونه اي که شما همه اينستاگرام دارن و عکس ها و ویدیوهاي شاخ هاي مجازی رو میبینن جذاب بودن و جذب کردن افراد به خودتون خیلی سخت شده.
فکرشو بکنید دخترها اگه بخوان تو دید پسرهايی که هر روز دارن اين شاخهاي اينستارو دید میزنن، جذاب به نظر برسن یا بايد ملکه زیبايی باشن در حد تیلورهیل یا بايد در حد جنیفر لوپز بدن داشته باشن ، یا اگه هیچ کدوم اينا نیستن، دست به کار بشن و اعضاي بدنشون رو یکم متورم کنن. یعنی مثلا لبها، قسمت بالاي شکم و قسمت تحتانی
یک - حس فوتبالیستی رو دارم که توی بیست و چند سالگی، جوری مصدوم میشه که دیگه نمی‌تونه فوتبال رو ادامه بده. یا میره مربی فوتبال میشه یا میره سراغ یه کارِ دیگه؛ اما همیشه دلش با فوتباله.
خبرنگاری براي من فوتبالی‌ه که همیشه توی زندگیم بوده و نبوده. شايد الان شغل تمام‌وقت‌م خبرنگاری نباشه (که البته با اين وضع کاغذ و رسانه‌ها، تعداد کسانی که شغل تمام‌وقت‌شون خبرنگاری‌ه اونقدر زیاد نیست) اما همیشه دلم با خبرنگاری بوده. و گه‌گاه با نوشتن یا تن
بسم الله الرحمن الرحیم
ما زیادی دنیارو جدی گرفتیم 
زیادی دلمونو بهش بستیم.
اخه اين دنیا چی داره مگه ؟؟
دنیايی که توش براحتی بچه هاي بی گناه رو میکشن 
دنیايی که پر از سختیه

تواين مدت  خیلی فکر کردم دیدم اين جا اصلا ارزش یه سری چیزهارو نداره نه خوشیش موندگاره و نه غمش
تنهاچیزی که براي آدم می مونه خدا و اهل بیته
تنها کسی که پشت و پناه آدمن فقط خداست و اهل بیتش.
و چقدر خداي مهربونی داریم و چقدر خدا دوستمون داره  و ما نمیدونیم
هرچن
یه بار یکی از کاراکترهاي This is us می‌گفت: روبه‌رو نشدن با غمت مثل اين می‌مونه که نفست رو حبس کنی و اون تو نگه‌ش داری» فکر کن؛ دو سال، پنج سال، ده سال. یادم نمی‌آد که قبلا نوشته بودمش یا نه؛ دیگه نوشته‌هام رو یادم نمی‌آد. منِ دو ماه پیش رو، الناي قبلی رو، آرزوهاش رو. دیگه حتی غمم رو هم یادم نمی‌آد. نفسم رو حبس کردم و یادم نمی‌آد براي چی بود. نمی‌تونم برم باهاش روبه‌رو شم. نمی‌تونم بشینم بهش فکر کنم، در موردش حرف بزنم، بعد در حالی که دارم با پ
1.میدونید دیگه من چقد تو فیزیک کند ذهنم :) (و رشته م ریاضی فیزیکه:|) امروز دیدم عهههه رسماً پهنم رو پاسخنامه و هر عددی که می بینم دندونام می ریزه :) غیرتی شدم آقا! رفتم یه کتاب گرفتم برا فیزیک. و بعد خرید کتاب بايد میرفتم کلاس. شايد باورتون نشه ولی در عرض 20 دیقه از خونه رفتم کتابفروشی، از کتابفروشی رفتم کلاس :) اين بنظرم تو شهر تهران بايد بعنوان رکورد ثبت بشه.
نگم از اون لحظه براتون که به راننده تاکسی گفتم آقا برید بقیه رم حساب می کنم. یه نگاه جذابی
سیرشدی بروپیش همسرت وحید.اين جمله نازنین به وحیدبودبعدازتن فروشی.وحیدگفت به نظرت مردهاتنوع طلب هستن.نازنین گفت مردايرانی ومردخارجی وزن ايرانی وزن خارجی هردودنبال وفاداری وايثارهستن تواين زمونه تنهايی یعنی بزآوردن یعنی بی وفايی.وحیددرحالیکه لباسهاي خودراپس ازحمام ودوش گرفتن میپوشیدگفت همیشه تنهايی وجه مشترک سکس طلب هاهست.نازنین شروع به تمیزکردن لباس هاي خوددرتشت داخل حمام کرده بودوگفت تنهايی وجه مشترک آدم هاي تنوع طلبه.تواين سن عجل
عمه یاسمن، عمه یکی از دوستاي نزدیکمه و خیلی گردن من حق داره؛ خیلی کم‌سن‌وسال‌تر از چیزی که هست نشون می‌ده، خیلی شادوشنگوله و همیشه بوی شکلات می‌ده؛ همیشه مانتوی بلند و مشکیِ گشاد می‌پوشه با کتونی‌هاي رنگ‌ووارنگ و یه کیف زنونه بزرگ؛ به نظرم حتمن یه نفر بايد بهش بگه که چقدر ترکیب اون نوع کتونی و مانتو مسخره به نظر می‌رسه؛ هر سالی که می‌بینمش از سال قبلش چاق‌تر و گنده‌تر شده و البته پخته‌تر و سنگین‌تر؛ خیلی خوش‌اخلاقه و خیلی به من محب
چند وقت پیشا نزدیک در حیاط نشسته بودم یهو دیدم از اسمون صدا اومد قووووداااااا و یه چیزی فرود اومد وسط حیاط، برگشتم رو به مامانم گفتم مامان یه چیزی افتاد:رفتم بیرون دیدم یه مرغ نوجوون تو باغچه است
مامانم اومد گفت چیه؟گفتم به حق چیزاي ندیده از اسمون مرغ میباره:|
کمی بعد یه پسر بچه در زد گفت جوجه من افتاده تو حیاطتون؟گفتم بله:|
یه ساعت دنبالش کردیم تو حیاط اين میگفت قود قود قود قداااااا و جاخالی میداد
سر آخر گرفتیم دادیمش
امروز داشتم از کلاس ب
همه ماجراي دو دوستی که اول دلش رو میشکنه و روی شن هاي ساحل مینویسه و وقتی محبت میکنه روی سنگهاي صخره مینویسه رو شنیدیم. بعد به دوستش میگه :بايد خوبی هارو به یاد داشتو بدی ها رو روی شنها بنویسیمکه سریع از بین بروند.

به نظر من اين حرف ها در مورد دل اشتباهه
شايد اينجوری خوب باشه اما نمیشه.
چون دل یه بلور قشنگ و زیباست. 
وقتی محبت میکنی:
انگار اون بلور رو پاک کردی و جلا دادی
اين بلور چندی بعد دوباره خاک بر میداره و دائم بايد جلاش بدیم و اون جلا هم
کودک آندلسی: داستانی عبرت آموز از نوجوانی به ظاهر مسیحی اما در باطن مسلمان.
 
کودک آندلسی : جواد محدثی, نشر بوستان کتاب قم
معرفی:
آندلس،یک سرزمین اروپايی که وسیعه!متمدنه! ثروتمنده! قدرتمنده! پیشرفته است!اما از هم می پاشه، نابود میشه. و تو وقتی می خونی دهنت بازمی مونه!
خلاصه:
کودک اندلسی داستان مهیج نوجوانی است از یک خانواده به ظاهر مسیحی اما در باطن مسلمان از سرزمین اندلس که پس از سقوط درد آور حکومت و تمدن مسلمانان در پی تهاجم فرهنگی و نظامی و م
 
دانلود آهنگ جدید حمید هیراد به نام اي واي
Download New Music Hamid Hiraad – Ey Vaay
حمید هیراد اي واي
یه چال روی گونه دو ابروی کمونت دلمو میکشونه روز وصالمونه آره روز وصالمونه عشقی که بینمونه آره مال هردومونه میگذره اين زمونه عشقه فقط میمونه عشقه فقط میمونه
براي دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
دانلود آهنگ با کیفیت 128
اي واي حمید هیراد دانلود آهنگ دانلود آهنگ اي واي دانلود آهنگ ايرانی دانلود آهنگ جدید دانلود آهنگ شاد متن آهنگ اي واي حمید هیراددانلود
متقاضیايی که قصد دارن تو دانشگاه آزاد تحصیل کنن بايد از جدول شهریه دانشگاه آزاد مطلع باشن تا در حین تحصیل دچار مشکل مالی نشن . به نقل از سايت مشاوره تحصیلی تلفنی تحصیلیکو ، شهریه دانشگاه آزاد شامل شهریه ثابت و متغیره که شهریه ثابت تا زمان فارغ التحصیلی دانشجو ثابت می مونه اما شهریه متغیر هر سال 10 تا 15 درصد تغییر داره . واسه اطلاع از جدول هزینه ثابت و متغیر دانشگاه آزاد  می تونین به سايت مشاوره تحصیلی تحصیلیکو مراجعه کنین . 
براي مطالعه متن ک
من ضعیفم، مطلقاً ضعیفم. بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی. تو می‌دونی که یکی از راه‌هاي فرارم از اين پوچیِ بی‌مرز هستی، اما نه تنها خودت از من فرار می‌کنی بلکه مجابم می‌کنی که من هم از تو فرار کنم. از راه فرارم فرار کنم. اين روح پناه‌جو به چی پناه ببره هان؟ چه معنايی باقی می‌مونه. قلاب نباش، صیاد نباش. یه بارم تو شکار شو. تا کی می‌خواي بِکِشی و بُکُشی. نکنه تو هم ضعیفی؟ آره تو هم ضعیفی. چه ومی داره اين‌همه پس‌زدن و پس‌گرفتن. چرا همیشه داریم از
.
میگم: تو مثل جلالی (آل احمد) و من مثل سیمین (دانشور)
تو نوشته هات اقبال عمومی بیشتری داره.مثل جلال که همون زمانِ زنده بودنش شناخته شد نوشته هاش نقد و تفسیر شد.باهاش مصاحبه هاي مکرری شد.به عنوان فردی ی شناخته شد
.
من، اما سیمین.مخاطب هاي خاص خودمو دارم.ازون پروپا قرص ها.ازونا که اگر بد بنویسم میان پی ویم گله میکنن.ازونا که حوصله ی خوندن هزارتوهاي کلمات رو دارن
.
سیمین چندان ک بايد شناخته نشد.اونقدر ک به اجبار به ترجمه رو اورد‌جور
اگه می‌شد تو روی طرف فحش بدیم خوب بود، نه؟ :)
حالا هر فحشی نه، همینايی که تو ذهنم میدم فقط؛ احمقِ بیشعورِ آشغالِ عوضی!
خلاصه الان می‌خوام به یه نفر که هیچ کار بدی نکرده بگم احمق بیشعور آشغال عوضی!
تا دلم خنک شه!
ولی خب می‌نشود!

حالا که پست به اين مبتذلی نوشتم، اينم بگم.
من کتاباي قدیم القدما رو که می‌خونم، معماری‌شونو تو ذهنم مجسم می‌کنم. بعد یه جايیش برام گنگ می‌مونه، توالت، دستشویی، سرویس بهداشتی، مستراح! آخه چرا هیچ کتابی به اين قسمت خو
اتفاقی که اين روزها افتاده اينه که من فاصله گرفتم از همه.از عزیزانی که با وجود شرايط متفاوت زندگی و دغدغه هاي متفاوت بازم با هم برنامه میریختیم و خوش میگذروندیم و میرفتیم اينور و اونور.حالا اختلاف ها به چشم من پررنگ تر شده و وقتی میبینم اونا راحت خرج میکنن و راحت میرن مهمونی و راحت مهمونی میدن و راحت سفر میرن و راحت خوش میگذرونن و ما شرايطمون اينهمه سخت شده نمیتونم ببینم و بی خیال رد بشم و اين ناراحتم میکنه.نتیجه اش شده انزوا و گوشه گیری که ان
آچو گفت میدون حسن آباد سوخت. گفتم خب. گفت اون گنبد خوشگلا هم سوختن. گفتم خب میسوزن دیگه. مگه کلیساي نتردام نسوخت؟ مگه تخت جمشید نسوخت؟ همه چی یه روز میسوزه، یه روز داغون میشه، نابود میشه. چه فرقی میکنه حالا یا صد سال دیگه؟ آدما خیال میکنن اگه یه چیزی رو بسازن و تا ابد بمونه که تازه نمی مونه هم، در واقع خودشون باقی موندن. میگه خب همین مهمه دیگه. میگم کجاش مهمه؟ هزار سال نه، صد سال دیگه چه فرقی میکنه چی از کی مونده؟ هیچکس اون آدماي صد سال قبلو نمیش
گاهی دلم براي مرداي اين دوره زمونه ی ايران میسوزهنمونش همین دوستمخانوادش مذهبی بودن و اين پسر تا حوالی سی سالگی محرم نامحرم رو رعايت میکرده و هیچ رابطه ج.نسی هم نداشتهبعد میفهمه که اين تربیت ها قدیمی شده و اين ارزش ها دیگه زندگیش رو پیش نمیبرههنوز اما، معیاراي سنتی رو داره: میخواد یکی رو بگیره که خودش اولین مرد زندگیش باشه اما از اون طرف اعتماد نداره که دختره راستشو بهش گفته باشه که قبلا حتی عاشق هیچ مردی هم نشده باشه چه برسه به رابطه بدنیبه
آدم ها موجودات مسخره و عجیبین! 
+ آیا می دانستید تحت هر شرايطی من اينجا می مونم؟ 
اينجا جزیره منه و هیچ چیزی اون قدر مهم نیست که بخوام خونه مو ترک کنم 
+ اينجا براي خودم می نویسم
+ فکراي خوب دارم
+ ضعف و اشک و آه هم دارم اما هیچ وقت مثل اين روزهام قوی نبودم 
تموم اين یک سال گذشته، خیلی زیرزمینی تلاش کردم قوی بشم 
و حالا؟ 
بزرگ شدم چون خشمی ندارم و دنبال خون و خون ریزی هم نیستم. کسی رو هم نمیخوام تحقیر یا بی ارزش کنم. من اشتباهات خودم را می پذیرم
+ وق
دانلود مداحی جواد مقدم حرز اسم زیبات همیشه همرامه
شهادت امام جواد علیه السلام 97نوحه زمینه
 
براي دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیحرز اسم زیبات همیشه همرامهجونمو بدم پات آره از خدامهخوب و دیدنیه لحظه ی رسیدنتو حرم تموم دنیا زیر پامهزائراي محترمتو عشقه مهربونی و کرمتو عشقههمه جاش بوی مشهدو میده گوشه گوشه ی حرمتو عشقهعالم میدونه باب المرادی أنا البخیل و أنت الجوادیآقاي مظلوم آقاي مظلوممتن مداحی حرز اسم زیبات همیشه همرامه جواد مقدمش
سلام.
شما
هم با پدر و مادرتون دعوا می کنید؟ اگر می کنید بدونید تنها نیستید. چون
خیلی ها اين کارو می کنند. گر تو اين متن احساس کردید دارم از اين کار
حمايت می کنم، بايد بگم : لطفا جلوی فوران احساساتتون رو بگیرید.
به
عنوان یک روانشناس (البته توی پرانتز من تازه میخوام بشم (دخترا فکر بد
نکنن) و هنوز در راستاي بهبود وضعیت خویش قدم بر می دارم) عرض کنم که والا
من هم گاهی دعوا که نه ولی بحثم می شه و چیز عجیبی نیست اکثرا بحثشون
میشه لپ کلام اينه که نکنی
+ با بچه‌ی فضول بايد چه کار کرد؟ بچه‌اي که میاد خونه‌تون و در تمام کابینت‌ها رو باز می‌کنه، همه‌ی کشوها رو چک می‌کنه، همه‌ی سوراخ‌سنبه‌ها رو می‌گرده و هرچی دلش بخواد برمی‌داره؟ دقیقا هر دفعه که میاد زیر تمام مبل‌ها رو مخصوصا چک می‌کنه! حتی مورد بوده از زیر مبل، یه بسته چی‌پفی که خودمون خبر نداشتیم اونجاست پیدا کرده :| خوراکی باشه می‌خوره، سرگرمی باشه برمی‌داره بازی می‌کنه (مثلا توپ یا دفتر قلم و ماژیک و اينا) و یا چیزی مثل بادکنک ر
آآآآخ کخ 
تا همین چند دقیقه پیش بارون می‌بارید. فکر می‌کردی تا شب نشده آسمون از خجالت زمین درمیاد و حسابی سیرابش می‌کنه. اما نشد.
به همون سرعتی که بارون شروع‌شد، یه دفعه تموم شد و فقط سرماش موند. بی‌هیچ اثری. بی‌هیچ تغییری.
چند سال پیش مدیری داشتم که درست مثل بارون امروز باریدن می‌گرفت. 
تبلیغ تلویزیونی که می‌رفت آرام و قرارش هم می‌رفت و فردا صبح که وارد موسسه می‌شد قشنگ می‌فهمیدی چند هزار بار خواب تبلیغش رو دیده
و بی‌صبرانه منتظر می‌
دنیاي عجیبیه مگه نه؟؟ چقدر دلت می گیره وقتی ندونی کجاي دنیا ايستادی جات کجاستچقدر سخته کلمات کمکت نکنن حرفتو بزنیچقدر غم انگیزه دلت سخت گرفته باشه ندونی چتهاز کسی دلگیر باشی ندونی چراچقدر سخته بغض تو گلوت باشه نتونی گریه کنی نتونی براي کسی دردودل کنیچقدر بده عمری را برا  همه  سنگ صبور بوده باشی و برا خودت از شیشه نازکتر .وقتیم شکستی کسی نپرسه خرت به چنددلم امروز خیلی گرفته میدونم دلتنگیم تقصیر هیچکسی نیست از کسی هم گله اي نیستاين رسم
از ماه‌ها پیش گوگل اعلام کرده بود که قصد داره یک روز قبل از سالروز میلاد با سعادت من به فعالیت گوگل‌پلاس خاتمه بده. اوايل مارچ بود که نوتیفیکیشن‌هاش رو قطع کرد تا اين مرگ تدریجی رسماً آغاز بشه. کاربران پلاس طی اين چند ماه به دنبال یه خونه‌ی جدید بودند. خیلی‌هاشون همون‌هايی بودند که چنین چیزی رو با گودر هم تجربه کرده بودند. پلاس واسه‌شون جايگزین وبلاگ‌نویسی شده بود. جايی که توی یه فضاي دوست‌داشتنی‌تر نوشته‌هاي هم رو دنبال کنند. حالا هر
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه غریب و تنها نیمه جونه
شهادت امام جواد (ع) ۱۳۹۷نوحه زمینه
 
براي دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحی
غریب و تنها نیمه جونه
آسمونم روضه خونه
اشک چشم هاش مثل بارونه
روی خاکا سر میزاره
هیچ کس رو اينجا نداره
بی حبیبه حتی تو خونه
روی خاک حجره دلش گرفته از اين زمونه
من براش بمیرم سنی نداره هنوز جوونه
شبا و روزاش تاره امون اي دل امون اي دل
چه حال زاری داره امون اي دل امون اي دل
هلهله کردن نانجیبا
ناله میزد وا غریبا
_ گاهی انقدر دلت گرفته که دوست داری یه مشت سنگ برداری و بزنی شیشه احساست را بشکنی.اصلا دنبال چی میگردی تو اين قاب خالی، خب سنگ را بردار بزن خودتو خورد کن، تو که همش دنبال خودت اينجا می گردی؟
میدونی اگر آدمش بودی الان بايد کجا بودی و حالا اينجايی؟؟؟
_ که چی؟ خسته ام چیه باز دارم راه را اشتباه میرم؟ با خودم بودم، بازم تو اومدی؟
چی که چی؟ من نرفته بودم که بیام، اين تویی که یادت میره منو ببینی!
راستش را بخوايی دارم یقین پیدا می کنم  که نمیدونی، خ
خاطرات اصولا چیز هاي غم انگیزی‌ان. خاطرات بد که تکلیفشون معلومه. خاطرات خوب اما خیلی غم انگیز‌ترن. چون یک بار اضافی به نام حسرت» رو به دوش می‌کشن. حسرتِ لحظه ی خوبی که گذشت و حالا چیزی جز یک تصویر ذهنی از خودش به جا نگذاشته. خاطرات خوب، دلتنگی آورن. خصوصا خاطراتِ خوب از آدم ها، خونه ها، مکان ها و هر چیز تکرار نشدنی. مثل خاطراتِ خونه ی قدیمیِ مادربزرگ که حالا جاش یه آپارتمان هفت طبقه سبز شده. یا خاطرات آدم هاي رفته. عشق هاي تموم شده. دوستی هاي ف
چند روز پیش خواستم از سیستم مؤسسه وارد جی‌میل بشم که با اشتباه زدن رمزم متوجه یه نکتۀ خیلی جالب شدم؛ تنظیمات جی‌میل مؤسسه روی زبان فارسی بود و وقتی نوشته رو خوندم متوجه شدم فاصله‌گذاری‌اش و کلاً فارسی‌نویسی‌اش کاملاً درسته؛ البته نشانه‌گذاری‌اش براساس نسخۀ انگلیسی‌اشه. 
بعد رفتم چندتا سايت فارسی رو چک کردم؛ مثل هتل آزادی، هتل اسپیناس، دانشگاه آزاد واحد کرج و. بعد به خودم گفتم خب قیاسم خیلی هم درست نیست، برم یه چند تا پست الکترونیک
از وسط خیابون رد می‌شدم که صداي آهنگ میخ شد توی سرم، درد شد توی دلم، داغ شد روی سینه‌ام، نفسام انگار سخت بالا می‌اومد، تند تند پلک می‌زدم بلکه اشکام نریزه ولی نمی‌شد، آدم مگه چقدر میتونه به روی خودش نیاره؟چقدر میتونه تحمل کنه؟ 
آدم‌ یه جاهايی کم میاره، میشه عین یه ظرف لب‌ریز که با یه تلنگر سر میره، با یه اخم بغض میکنه، داد میکشه ، گریه میکنه. اصلا چرا حواسمون به دل آدم‌ها نیست؟ چرا وقتی میریم به اونهايی که میمونن فکر نمی‌کنیم؟ 
رفتن و د
اولین باری که مُردم، ۱۸ سالم بود. حدود یک سال طول کشید و اين خیلی زیاد بود. مردن به خودی خود پروسه‌ی سنگینی هست و وقتی به اندازه‌ی یک سال کش پیدا کنه واقعاً فرساينده می‌شه. بعد از اون یک سال درگیر چیزی شبیه به برزخ بودم تا دوباره متولد بشم. تصور کِرمی که درگیر خلاص شدن از پیله‌ست و در نهايت به شکل پروانه‌اي زیبا پر می‌کشه به سمت بالا، بیش از حد رویايی و به دور از واقعیته. آدمی که از ۲۰ سالگی متولد بشه، وضعیت ناجوری داره. نداشتن هویت، تجربه‌ی
کل اين شش ماه آخر جمع شد و تبدیل شد به چهارتا نمره.
تبدیل شد به چهار تا عدد .
یعنی اگر یه نفر بیاد بپرسه توی اين شش ماه که مثلا گفتی میخواي یه تی به زندگی ات بدی و خیز برداشتی که زیر و روش کنی چه کار کردی، فقط میتونم چهارتا عدد بهش بدم.
راستش رو بگم، عددهاي خوبی هستن! یعنی خودم انتظار نداشتم اينقدر خوب بشن. دیشب، نزدیکاي ساعت دوازده وقتی اس ام اس ثبت نمره ام اومد و نمره ام رو دیدم، خیلی خوشحال شدم. میگفتم اينه نتیجه زحماتم. اينه نتیجه 6 ماه ریاض
هیجده سال هست که توی اين محله زندگی میکنیم و هیچ وقت فکر نکردم واي چقدر ما پايین شهریم و بدبخت!!!
بالاشهر و بقولِ امروزی ها لاکچری نیستیم اما اينکه با پیاده روی فقط نیم ساعت به مرکز شهر و تموم مرکز خریدها دسترسی داشته باشی برام امتیاز محسوب میشده اما خب گویا معیارهاي من با حساب و کتاب آدم هاي اين دوره زمونه خیلی توفیر داره.
از وقتی که خواستگاری مریم کنسل شده و اونم فقط بخاطر محلِ زندگیمون،دقیق شدم به محله و همینجور دارم کنکاش میکنم اما به نتیج
اول اومدم بنویسم اين روزا داره به سخت ترین شکلش می گذره بعد دیدم الان باز خدا می شنوه یه مرضی دردی دعوايی از گنجینه هاي غیبش به اين شرايط اضافه می کنه که بگه ها بیا دیدی از اين سخت ترم هست؟ 
همسر سر کار مدرسه اي نمیره و یه کار آزادطور رو تو خونه دنبال می کنه.
فشار مالی بعضی وقتا دیگه شورش رو دراورده بود ولی خوبیش اين بود که من سعی کردم غذاهاي جدید با هر چی تو خونه موجود داشتیم درست کنم. مثلا خمیر درست کردن و انواع و اقسام غذاها که هم برا جلو مهمون
- چند وقته که ننوشتم ؟ خودم حسابش از دستم در رفته ! اين روزا درگیر یه چیزی ام که به من مربوط هم نیست ولی خب از فکرم بیرون نمیره و همه دارم پیش خودم حساب و کتاب میکنم که اين دفعه اگه دیدمش اينو بهش میگم ، فلان حرف رو میزنم فلان مساله رو میگم و هربار که میبینمش به خودم میگم " سرت به کار خودت باشه و توی حریم شخصی دیگران فضولی نکن " . درسته که اين دیگران موجود خیلی مهمیه براي من ولی اگه پیش ما هم معذب باشه دیگه کسی براش نمی مونه که بخواد پیششون راحت باشه
تمام روز آلبالو خوردم. صبح، ظهر، شب. من متمايل به افراطم، افراط تا جايی که زخم بشه. هیچوقت از آلبالو خوشم نیومده و حالا بیشتر از قبل ازش متنفرم. براي کسی که همیشه فشار خون و قندش پايینه، آلبالو شبیه به تیر خلاص می‌مونه. خوابیده بودیم و هسته‌ها رو به سمت بالا تف می‌کردیم و بعد می‌اومد توی صورت خودمون. یعنی اگر اين می‌شد، امتیاز داشت. البته آخرهاش فقط تف می‌کردیم به بالا. در واقع به خودمون و دیگری تف می‌کردیم. همون تف سر بالا‌. من یک ساعت تلاش
وقتی قبول می‌کنی دنیا همونطوریه که بايد باشه، آدما همون‌طوری هستن که بايد باشن و نمی‌تونی عوضشون کنی، اون موقع‌س که با خیال راحت می‌تونی "خودت" باشی. یه نفس عمیق با خیال راحت می‌کشی و می‌دونی همه چیز سرجاشه. فقط نکته اينه که تو جاي اونا رو تعیین نمی‌کنی.تو فقط می‌تونی خودت رو تغییر بدی. اون‌هارو بايد قبول کرد. چیزی که می‌تونی قبول نکنی خودتی.مثل اين می‌مونه که در حال رانندگی باشی، ماشین جلوییت تو جاي اشتباهی و در حالی که حق با توعه کامل
اگه کلی تلاش کردی و انرژی گذاشتی و خسته شدیاگه عاشق هدفتی کم نیار و بازم ادامه بدهادامه بده و صبر داشته باش یا حتی اگه اوضاعت خوب نیست اگه ترس داری از آینده اگه فکر می‌کنی نمیشهنا امید نشو و شروع کن و تلاش کن و تلاش کن و ته دلت بگو که وضع اينجوری نمی‌مونه ، تغییرش میدم با دستاي خودمتلاش رو شروع کن روزهاي متوالی تلاشت رو ادامه بدهو اما ی چیز مهم .صبر داشته باش صبر کن تا منِ بعدی خودت رو ببینی منی که عالی و درجه یکه منی که به
سلام
حاجی پیامک داده چرا سوالا رو جواب ندادی؟ بعد از کلی چک و چونه که نت ندارم و من که مدرک نمی خوام و . گفتم تازه با سوال مربوط به شما هم مشکل دارم  و فکر می کنم درست متوجه نمیشم چی می خواد؟ میگه همه همینجورن، مطلب سنگین بود :/
گفتم اما من با سوال مشکل داشتم! بعد گفتم تازه نقد هم دارم بهتون‌ .گفت به مطلب یا ارايه؟ گفتم ارايه، سر فرصت میگم بهتون!
میگه خوبه، کی؟ دیدم تا اخر هفته که تهرانم، بعدشم هزار تا کار دارم. برگشتم گفتم با منشیم هماهنگ کنید
به‌رغم سخت‌گیری‌هام و جدی بودن‌هام و حرفم حرف بودن‌هام و جلوی لوس‌بازی کوتاه نیومدن‌هام، معمولا بچه‌ها تمايل خوبی به برقراری ارتباط باهام دارن که البته اين میل، اغلب بی‌جواب می‌مونه. اما وقتی جواب بدم دیگه ولم نمی‌کنن دیگهههه! خب قابلیت سوئیچ سریع از موضوعی به موضوع دیگر رو دارم که خیلی در کاهش تلفات بازی کمک می‌کنه و البته باعث میشه خلاقیت خودم و بچه‌ها هم به کار بیفته. مثلا وقتی کیس موردنظر با یه چماق بزرگ جلوی تلویزیون آکروبات‌
در حالی ک من اينجا نشستم و دارم اين کلمات رو می نویسم، تنها یک چیز هست ک گوشه ذهنم وول می خوره و حواسم رو پرت می کنه، اعصابم رو خورد می کنه و وادارم می کنه ک بیام اينجا بشینم و اين جملات رو تايپ کنم. "زندگیِ من هیچ داستانی نداره." حرکات من هیچ هدفی نداره، تمام وقت و انرژی و زمانی ک من صرف می کنم، بی اهمیته. فاقد مقصد، هدف یا هیچ انگیزه اي ـه. من در لحظه تصمیم می گیرم، در لحظه وقت می گذرونم و نهايت دور اندیشی من تماما مختص گذشته ـست، بی هیچ گوشه نگاهی
اينکه عینکم چطور شکست ماجراي جالبی داره که تعریفش می‌مونه براي بعداً؛ اما اين متن دربارۀ تجربۀ دیروزمه. بیشتر از یه سال بود که نرفته بودم معاينۀ چشم، اين خراب شدن عینک بهونه‌اي شد برم ببینم اوضاع و احوال چشمم چطوره. بعد از اينکه مثل همیشه پشت اون دستگاهه نشستم و اون خونهه واضح و تار شد و بعدش جهت همۀ Eها رو درست گفتم، دکتر گفت یه قطره می‌ریزم توی چشمات و بعدش دوباره معاينه می‌کنم که یه‌وقت عضلات چشمت انحراف نداشته باشه. منم تو دلم گفتم چه ب
دو جلسه‌ است که گل‌پسر کلاس نرفته.
خواستم بهش فشار نیارم و نبردمش اما ناراحتیم رو بروز دادم.
همیشه یک خوراکی براي کلاسشون میذاشتم و تو اين دو جلسه براي پسرک گذاشتم و به گل‌پسر ندادم. گفتم اين خوراکی براي کلاسه. اگه میری سرِ کلاس میتونی خوراکی ببری.
خب از اين بابت باعث شد دو سه بار تو کلِ اين دو روز بگه میخوام برم کلاس. ولی خب نمیشد ببرمش. پنج دقیقه مونده به انتهاي کلاس یا در نقاط دور از اونجا اينو میگفت.
امروز هم کلاس نرفت و منم نذاشتم خوراکی
سلام خدمت دوستان عزیز . روز و روزگارتون خوش . 
دلم میخواست بیام و بنویسم زندگی به روال همیشگی خودش در حال گذره و هیچ اتفاق خاصی نیفتاده جز اينکه یک ماهه که اسکان پیدا کردیم و به قولی مثل آدم در حال زندگی هستیم . همین الان غذاي امروز رو که قاتی پلو هست دم کردم نشستم پشت میز ( غذاخوری) و در حال تايپ هستم :) محمد روی مبل لم داده و در حال ور رفتم با گوشیشه و کلمات بازی فندق رو کشف میکنه و هر بار که وارد بازی میشه میگه نمی فهمم چرا روی اي بازی شکل بلوط
خب الان می‌خوام یه‌ذره از یکی از ویژگی‌هاي خودم حرف بزنم؛ اين یعنی اين متن شخصیه و هیچ نکتۀ آموزنده و مفیدی نداره و صرفاً پاسخ به نیاز برون‌ریزی خودمه.
من می‌تونم یه چیزهايی رو پیش از وقوع‌شون حدس بزنم یا برام مثل روز روشنه که آخر بعضی‌چیزها چطوریه. اين هم به‌خاطر یه مثقال حس ششم خوبیه که دارم، هم به‌خاطر حافظۀ نسبتاً قوی و هم دقتم. یعنی یه وقت‌هايی یه نشونه‌هاي ساده و کوچکی تا مدت‌ها توی ذهنم می‌مونه تا وقتی اتفاق افتاد به خودم بگم خ
بسم الله الرحمن الرحیم ./
 
براي حال خوب خودتون کار کنید ، اول از همه ببینید به چی علاقه دارید؟ به کار بیرون و سر و کله زدن با مردم ؟ خب طبیعیه که خیلی ها عاشق اينن که بیرون کار کنن ، و بیشتر توی اجتماع باشن ، حقیقتا کار بیرون هم پرستیژش بالاتره هم درآمد و مزاياش بیشتره هر چند که تا حد زیادی آدم از رسیدگی به خونه عقب می مونه !!! بعضی هام دوس دارن توی خونه باشن ، حالا به هر دلیلی ! اين تصمیم شماست که بیرون رو انتخاب کنید یا خونه رو . من خونه رو انتخاب
با اينکه دیشب هم از کتاب حرف زدم، به مناسبت روز جهانی نویسنده باز امشب هم حرفم دربارۀ کتابه.
علی صلح‌جو از نویسنده‌هايیه که کتاب‌هاي خیلی مفیدی ازش خونده‌ام. از گوشه و کنار ترجمه، نکته‌هاي ویرايش و اصول شکسته‌نویسی سه تا از همین کتاب‌ها هستن که نشر مرکز چاپ‌شون کرده.
از گوشه و کنار ترجمه و نکته‌هاي ویرايش دو اثری‌ان که براساس مطالعه و تجربۀ نویسنده، و مسائلی که حین کار و آموزش بهشون برخورده گردآوری شده. به‌نظرم اين دو کتاب براي آموز
شايد درست نباشه که براي نوشتن آهنگ‌هاي لودویکوی عزیز اينقدر عجولانه قدم بردارم و شايد سال‌هاي آتی با قلمی که شايد پخته‌تر باشه بنویسم. البته که اون اين متن‌ها رو احتمالاً هیچ وقت نمی‌خونه  امیدوارم تا عمری براي من هست باعث شنیده شدن بیشتر کارهاش باشم. البته که به زندگی شنونده رنگ می‌بخشه.
آهنگ Life یکی از آهنگ‌هايی او هست که هیچ وقت از تازگیش کم نمی‌شه؛ البته براي من اغلب آهنگ‌هاش به اين صورت هست ولی خب حس می‌کنم اين آهنگ براي عموم مردم
سلام. حالت چطوره؟ حوصله داری یه داستان برات تعریف کنم؟ آره یه داستان. قول میدم تکراری نباشه. شايد خودت شخصیت اصلیش باشی یا قبلا بودی. شايدم فقط نقش فرعی داشتی اما مطمئن باش ارزش دونستن رو داره.تابه‌حال کسی ترکت کرده؟ اگه جوابت مثبت‌ه به اين فکر کن که جمله‌اي که بهش زیاد گفتی چی بوده؟ مشخصه بارز اون فرد و چیزی که خیلی اوقات باعث ناراحتی یا عصبانیتت میشده. بین هزاران جمله، یه جمله‌اي هست که داستان امروزمون حول اون می‌گرده: رفتن که تو واسه تو
بیشتر ما تو ارتباطاتمون، شايد تو همه مدل ارتباطی که با آدما داریم، از مترو و تاکسی و خیابون تا خانواده، خودمحور و خودشیفته‌ايم.
به ما در تمام سال‌هاي تحصیل و حتی در خانواده، یاد ندادن وقتی یه بشقاب غذا هست قاشقا رو دو تا کنیم، بلکه بهمون یاد دادن سریع‌تر باشیم، زرنگ‌تر باشیم تا اونی که گرسنه می‌مونه نباشیم. 
اگه بتونیم آدما رو درک کنیم، دعواها و عقده‌ها و نفرت‌ها کمتره. یکی از راه‌هاي درک کردن هم اينه که ببینیم اگه به‌جاي طرف مقابل بود
- سکانس اول داستان برمی‌گرده به
روزها قبل‌تر. مشغول صحبت با م. و پرسش از حال هم‌دیگه بودیم که بین خوب‌بودن و
خوش‌حال‌بودن تمايز قائل شدیم. امروز وقتی از یک نفر پرسیدم "خوبی؟" و
جواب‌ش اين بود که "آره، خندون‌ام." یادم به‌ش افتاد.
ساعت بدن‌م رو با شروع‌شدن دانش‌کاه بايد تغییر بدم، ولی دی‌شب
رو خواب‌م نمی‌برد و دیگه مثل قدیم توی تخت بی‌هدف غلت نمی‌زنم و سعی می‌کنم در
عوض کار مفیدی انجام بدم. چاي-نسکافه درست کردم و رفتم توی کتاب‌خونه تا ک
نشسته بودم داشتم عکس‌هاي یه صفحه رو بالاوپايین می‌کردم که یهو احساسش کردم؛ یه لحظه از اين‌همه ضعف، احساس قدرت کردم و اين یه لحظه ادامه‌دار شد. 
از اين‌همه زمین خوردن و دوباره پا شدن با علم به اينکه دوباره زمین می‌خورم. از باورهايی که پاشون موندم با اينکه کمتر کسی پاشون می‌موند، و حالا پاي شکستن‌شون هم موندم با اينکه کمتر کسی پاشون مونده. از اعتمادی که به خودم داشتم و باعث شد اعتماد دیگران رو هم جلب کنم، از دوباره ساختن اعتمادهايی که بهش
دست راستم که زیر بارون بود هنوز خیسه. رفته بودم زیر سايه‌بون یه جايی پیدا کردم که بارون خیسش نمی‌کرد و نشسته بودم اثر بارش روی زمین رو نگاه می‌کردم. دستم رو از منطقۀ امنم بردم بیرون، چند قطره افتاد روی مچم، فهمیدم مستقیم از آسمون نیست، از یکی از شیارهاي سايه‌بون می‌آد. دستم رو طوری گرفتم که قطره‌ها بیفتن کف دستم. احساس خوبی بود ولی اصلاً خاص نبود، حتی تکراری هم بود. یاد یه روز توی خوارزمی افتادم، بارون خیلی شدیدی می‌اومد و بچه‌ها هی می‌گ
همین‌که اين نوشتۀ محمد مهدی رو خوندم رفتم فايل صوتی‌اش رو دانلود کردم؛ اما به‌خاطر مشغله و نیز تنبلی، دیروز تونستم گوش کنم. فايل صوتی‌اش رو، هم می‌تونید از کانال تلگرام خودش دانلود کنید، هم از کانال بی‌بی‌سی فارسی. موضوع بسیار مهم، جالب و چالش‌برانگیزیه که مشابهش رو پیش‌تر از مصطفی ملکیان شنیده بودم؛ البته خیلی مختصرتر. به امید خدا بعداً مفصل دربارۀ اين موضوع نظرم رو می‌نویسم؛ چون حقیقتاً طی چند سال گذشته نگرشم دربارۀ اين موضوع خیل
موزه سمیه مکزیک
موزه سٌمیه در شهر مکزییتی پايتخت کشور مکزیک قرار دارد.
          
که توسط فرناندو رومر» معمار مکزیکی و با مشاوره فرانک گری» طراحی شده است. اين موزه که داراي دو ساختمان متقارن است در میدان کارسو مکزییتی واقع شده و نماي آن‌ها از ۱۶ هزار شش‌ضلعی آلمینیومی شکل گرفته است که در هر زاویه‌اي سايه‌روشن ايجاد می‌کنند. همچنین سقف نیمه شفاف اين موزه موجب می‌شود که نور با کمی فیلترشدن وارد فضاي بنا شود. مجموعه آثاری ارز شمند ا
موضوع فنی و مهندسی
Buy تحقیق در مورد کارگاه رنگ کاری from us cheaper.
در سايت ما می توانید مقالات و پروژه هايی پیرامون موضوع تحقیق در مورد کارگاه رنگ کاری جستجو کنید.
با مشاهده فايل هاي پیرامون تحقیق در مورد کارگاه رنگ کاری لذت ببرید.
آیا از خرید فايل تحقیق در مورد کارگاه رنگ کاری از اينجا راضی بودید؟
گوناگونی مطالب و مقالات در زمینه تحقیق در مورد کارگاه رنگ کاری در سايت بسیار زیاد است.
دانلود رايگان تحقیق در مورد کارگاه رنگ کاری
We will place this new package
موزه اورسی پاریس
موزه اورسی پس از لوور، مهم‌ترین و شلوغ‌ترین موزه فرانسه است.
          
موزه اورسی از معروفترین موزه‌هاي پاریس و یکی از موزه‌هاي مهم نقاشی و مجسمه‌سازی جهان است. بناي اين موزه در ساحل چپ رود سن و محل قبلی ايستگاه قطار پاریس است. اين موزه محل نگهداری آثار هنری فرانسه بین سال‌هاي ۱۸۴۸ تا ۱۹۱۴ است. آثار موجود در اين موزه شامل نقاشی، مجسمه، عکس و مبلمان است.
مهمترین علت معروفیت اين موزه به خاطر مجموعه‌هاي سبک دریافتگری (امپر
تمام هفته منتظر بودم بالاخره زمانش رسید. یه همچین ساعتی بهم گفت یه همچین فردايی همو می‌بینیم.
شايد براي اون گفتنش آسون بوده، اما براي من شنیدنش تمام حس هاي پارادوکس دنیا رو یهو بهم تحمیل کرد.
غرقه در شادی همراه با دلشوره، ذوق همراه با غم، نشاط توام با افسردگی و شجاعت هم قطار با ترس.
بايد منتظر می موندم فقط تا فردا برسه، همین.
اما همین یک کلمه سخت بود و سخت تر شد.
دیر و زود گذشتنش قاطی شده بود. گاهی هر چه زور میزدم فردايی برسه، نمی شد. عقربه هاي س
(در نظر داشته باشید که دارم در مورد فضاي کوچیک روستا باهاتون صحبت میکنم.)
رفته بودم خانه عمه و حرفها حسابی طول کشید. اذان تمام شده بود که خداحافظی کردیم. عمه تمام سبزی هاي تازه اش را ریخت براي من. خواستم براي خودش سبزی بچینم که محمدرضا گفت شما بفرمايید. بعد هم رفت توی خانه. مانده بودم چجور حالیش کنم که مردانگی اش را براي خودش بگذارد! و اصلا حالی اش کنم یا نه؟ چیزی نگفتم. 
محمدرضا نوه عمه است. گمانم که بیست و پنج سال را دارد. راستش خوشم نیامد. از
دانلود آهنگ جدید حمید هیراد به نام اي واي
Download New Song By Hamid Hiraad Called Ey Vay 


320
دانلود آهنگ اي واي با کیفیت 320
دانلود 320

128
دانلود آهنگ اي واي با کیفیت 128
دانلود 128

متن آهنگ حمید هیراد به نام اي واي
یه چاله روی گونه دو ابروی کمونتدلم رو میکشونه روز وصالمونه آره روز وصالمونهعشقی که بینمونه آره مال هردومونه میگذره اين زمونه عشقت فقط میمونه
دانلود آهنگ جدید حمید هیراد به نام اي واي با لینک مستقیم
اي واي اي واي من دلبرزیباي من من به تو می نازماي واي
موزه ارمیتاژ روسیه
موزه ارمیتاژ واقع در سن پترزبورگ روسیه، با ۳ میلیون اثر هنری
         
یکی از بزرگ‌ترین موزه‌هاي جهان و از قدیمی‌ترین نگارخانه‌هاي هنری و موزه‌هاي تاریخ و فرهنگ بشری در جهان است.
مجموعهٔ عظیم ارمیتاژ در چهار بنا به نمايش گذاشته شده‌است. بناي اصلی، کاخ زمستانی نام دارد و در گذشته محل ست رسمی تزارهاي روسیه بوده‌است. موزهٔ ارمیتاژ شعبه‌هايی بین‌المللی در آمستردام، لندن و لاس وگاس نیز دارد. از جمله هنرمندانی که آثار
شايد بارها گفته‌باشم که در دیدگاه من عشق وجود نداره و انسان‌ها اسم احساس یک‌طرفه‌شون رو می‌ذارن عشق. و همون‌طور که قبلا گفتم من هیچ‌وقت دوتا آدم عاشق ندیدم، همیشه یکی دیدم. به قول معروف، زیر اين گنبد کبود، همیشه یکی بود و یکی نبود!
[من عادت دارم براي بیان بهتر نظرات خودم از مثال‌هاي روزمره استفاده می‌کنم، پس معذرت می‌خوام ازتون اگه در خطوط بعدی ارزش‌هاي والاي انسانی‌تون رو در حد اجسام پايین میارم!]
عشق در نظر من شبیه بنزینه. اگه یک راب
چند وقت پیش داشتم با یکی از دوستانم صحبت می‌کردم و می‌گفتم گاهی اوقات ت‌هاي نه برام خیلی آزاردهنده هستند. براش سوال بود ت‌هاي نه یعنی چی؟ اون زمان مثال خاصی براش نداشتم البته می‌شه یه مقدار اجمالی توضیحش داد و گفت اين ت‌ها شبیه حرف زدنشون می‌مونه یه جمله عادی گفته می‌شه ولی درون اون جمله کلی نیش و کنايه وجود داره که انتظار داره متوجه بشی با اين تفاوت که در خصوص رفتارهاشون انتظار ندارند متوجه بشی. مجموعه‌اي از رفتاره
وقتی که من تصمیم گرفتم یک وبلاگ درست کنم، به خودم قول دادم. قول دادم که وبلاگم رو از تمام عقايد مذهبی و ی‌اي که دارم دور نگه دارم. قول دادم که فقط روی نقاط اشتراک تمرکز کنم. روی مطالب و فکرهايی که همه روش اتفاق نظر دارن. میخواستم همه رو دوست داشته باشم و متقابلا همه هم من رو دوست داشته باشن. میخواستم وبلاگم وحدت‌بخش باشه؛ حتی کمترین اختلاف نظری توی کامنت‌دونی‌هاش وجود نداشته باشه. متنفر بودم از بحث و جدل‌هاي بی سر و ته. می‌خواستم همه با
 
مشاعره در کلاه قرمزی
فامیل دور: چی بگم؟!آقاي مجری: اگر در بند در ماندو نه! اون قبول نیست!فامیل دور: اونو میخواستم بگم آخه! اينو میگم حالا: از در درآمدی و من از خود به در شدم.پسرعمه زا: سلطان غم مادر، بی تو پسر نمی‌شود!آقاي مجری: نه بچه جان! یه شعر قشنگ؛ بايد میم هم داشته باشه.پسرعمه زا: می تو پسر نمی‌شود. خوبه؟!فامیل دور: ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ايم.آقاي مجری: اين دیوونم کرد از دست اين دره!پسرعمه زا: سلطان غم مادر!ببعی: مرنجان دلم را که
دانلود طنز صوتی " فِضِی مجازی و زنل خشم "  نویسنده: دی زاغو برازجونی  چاپ اتحاد جنوب
  جهت شنیدن و دانلود ری لینک زیر کلیک کنین:شنیدن دانلود
  کانال طنز ما: https://telegram.me/deyzaghoo
دِی زاغو برازجونی:
یکی از دلخاشیل ما زنل قدیمی (اصلی) ئی بی که پسین تا پسین دِمِ فِدَه یکی از هُمسادیل مینشِسیم و گپ و رواتی می کردیم و صَفه پس سر زنل خشم اوولی مینادیم به صرف چیی و قَیلون، انتظاری وُ زنل اُمروزی نی، از وختی که آپارتمان و پاساج اومَ ری کار، دِم در نشینی زنل جَ
مونه سوالات ضمن خدمت ت هاي کلی نظام اداری کشور
کاملترین فايل در مورد نمونه سوالات ت هاي کلی نظام
 اين بسته ویژه، کامل ترین و جامع ترین بسته جهت استفاده تمامی کارمندان اموزش و پرورش و ساير ارگان هاي دولتی و غیر دولتی، در آزمون ضمن آزمون ت هاي کلی نظام می باشد نمونه سوالات ضمن خدمت ت هاي کلی نظام اداری کشور  می باشد.
 
محتویات بسته دانلود نمونه سوالات ضمن خدمت ت هاي کلی نظام
 
 
 نهادینه سازی فرهنگ
مونه سوالات ضمن خدمت ت هاي کلی نظام اداری کشور
کاملترین فايل در مورد نمونه سوالات ت هاي کلی نظام
 اين بسته ویژه، کامل ترین و جامع ترین بسته جهت استفاده تمامی کارمندان اموزش و پرورش و ساير ارگان هاي دولتی و غیر دولتی، در آزمون ضمن آزمون ت هاي کلی نظام می باشد نمونه سوالات ضمن خدمت ت هاي کلی نظام اداری کشور  می باشد.
 
محتویات بسته دانلود نمونه سوالات ضمن خدمت ت هاي کلی نظام
 
 
 نهادینه سازی فرهنگ
مونه سوالات ضمن خدمت ت هاي کلی نظام اداری کشور
کاملترین فايل در مورد نمونه سوالات ت هاي کلی نظام
 اين بسته ویژه، کامل ترین و جامع ترین بسته جهت استفاده تمامی کارمندان اموزش و پرورش و ساير ارگان هاي دولتی و غیر دولتی، در آزمون ضمن آزمون ت هاي کلی نظام می باشد نمونه سوالات ضمن خدمت ت هاي کلی نظام اداری کشور  می باشد.
 
محتویات بسته دانلود نمونه سوالات ضمن خدمت ت هاي کلی نظام
 
 
 نهادینه سازی فرهنگ
مونه سوالات ضمن خدمت ت هاي کلی نظام اداری کشور
کاملترین فايل در مورد نمونه سوالات ت هاي کلی نظام
 اين بسته ویژه، کامل ترین و جامع ترین بسته جهت استفاده تمامی کارمندان اموزش و پرورش و ساير ارگان هاي دولتی و غیر دولتی، در آزمون ضمن آزمون ت هاي کلی نظام می باشد نمونه سوالات ضمن خدمت ت هاي کلی نظام اداری کشور  می باشد.
 
محتویات بسته دانلود نمونه سوالات ضمن خدمت ت هاي کلی نظام
 
 
 نهادینه سازی فرهنگ
ممکن است شما فقط نقل مکان کرده باشید یا درحال گشتن دنبال یک خانه کوچک باشید یا شايد به فکر تغییر دکوراسیون منزل خود هستید.
برخی از ترفند هاي شناخته شده طراحی داخلی وجود دارند که طراحان داخلی به کار می گیرند و شما هم به راحتی و با حداقل تلاش و هزینه می توانید انجام دهید. بعضی وقت ها چیزهاي کوچک تاثیر بزرگی به همراه دارند. اين می­تواند یک آینه، یک نقاشی، یک لامپ یا حتی یک گیاه باشد. شايد شما میخواهید دیوار خود را نرم و لطیف کنید؛ روشن کردن یک ا
شنیدم تو فصل جفت‎گیری، ملکه‎ی زنبورها از
کندو می‌آد بیرون و شروع می‌کنه به پرواز کردن، چندین زنبورِ نر، که خواستگارش
باشن، هم دنبالشن. ملکه ـ خب می‌دونین دیگه، بزرگ‌تر و قوی‌تره ـ اون قدر پروازش
رو ادامه می‌ده تا اين زنبورها یکی یکی می‌افتن و فقط یکی، که از همه قوی‌تره، می‌مونه.
اون وقته که با هم به کندو برمی‌گردن و نسلِ بعدی زنبورها شکل می‌گیره. من هم بايد
بین سیامک و امیرعلی یکی رو انتخاب می‌کردم. تصمیم گرفتم بهشون بگم که آخر هفته
یکی از موضوعات گپ‌وگفت دیروز، ازدواج، زندگی متاهلی و زندگی مجردی بود. (سه متاهل، سه مجرد) مثلا داغون‌ترین خواستگارتون چه شکلی بوده؟! جالب‌ترین جواب: یه آقاي ناشنوا، نقص تو دست یا پا (دقیق یادم نیست کدوم)، شاگرد مغازه و کلا مجموعه‌اي از عیب و ايرادهاي ظاهری که حاضر نشده با دخترخانوم دو کلمه صحبت کنه! البته جالبیش همین قسمت آخرشه و البته‌تر به نظر من که مرد عاقلی بوده و اگه کلا جايی نمی‌رفت که قراره نه بشنوه عاقل‌تر هم می‌بود.
و باز هم تاکی
متن و دانلود آهنگ لب کارون آغاسی


لب کارون چه گلبارون
میشه وقتی که میشینند دلدارون
تو قايقها دور از غمها میخونند نغمه خوش روی کارون
هرروز و تنگه غروب تو شهرما
صفا داره لب شط پاي نخلها
چه خوبو قشنگه لب کارون چه گلبارون
لب کارون چه گلبارون
میشه وقتی که میشینند دلدارون
تو قايقها دور از غمها میخونند نغمه خوش روی کارون
هرروز و تنگه غروب تو شهرما
صفا داره لب شط پاي نخلها
چه خوبو قشنگه لب کارون
میشه وقتی که میشینند دلدارون
تو قايقها دور از غمها میخ
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها