نتایج جستجو برای عبارت :

شب شده دیگه دیره

اما افسوس با نه خاستن دلم آروم نمیگیرهشاهینم تو قفسه خدا شاهینم تو قفسه ای یار
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
هنوزم مثه قدیما وقتی چشماتو میبندیاز تو آرامش میگیرم هنوزم وقتی میخندیهنوزم وقتی میخندی دلم از شادی می لرزههنوزم با تو نشستن به همه دنیا می ارزهاما افسوس تورو خواستن ديگه ديره ديگه ديرهاما افسوس با نه خاستن دلم آروم نمیگیرهشاهینم تو قفسه خدا شاهینم تو قفسه ای یار
♫♫
دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده به نام هنوزم
خیلی عجیبه که اون همه حس خوب  از بین رفته باشه:)  اینو امشب متوجه شدم.:)نمیدونم اون لحظه به چی فکر میکرد ولی من به متن بالا فکر میکردم.:)+عجیب دلم یه ادم واقعی میخواد كه ساعتها بشینه كنارم و باهاش حرف بزنم فقط.ديگه اینجا نوشتن حالم خوب نمیكنه.نمیدونم چرا.دلم یه ادم واقعی میخواد.میام اینجا كلی تایپ میكنم یه بار میخونمش پشیمون میشم و همه رو حذف میكنم.ديگه اون حس خوب ندارم بهش.حس میکنم پر از حرفم.مثل وقتاییم كه بغض میكنم ولی گریه نه.تك تك
دانلود آهنگ جدید نیما پورفرج حیف شده ديره
Download New Music Nima Poorfaraj Heif Shodeh Direh
آهنگ جدید نیما پورفرج بنام حیف شده ديره
یادم نمیره مهربونیات عشقی که واسم شده بود اثبات
حس علاقت یادم نمیره یادم نمیره حیف شده ديره
 
 
 
 
دانلود آهنگ با کیفیت 320
 
متن آهنگ حیف شده ديره
 
آهنگ های نیما پورفرج
 کاشکی آدم بهتری بودم.
برای همسر آینده م جفت صبورتری
برای مادرم دختر سرحال تر و مهربان تری
برای درسم محقق بهتر و باهوش تری
برای خانواده ام خواهر دلسوزتری‌
 
پر از نقص های خیلی درشتم که حس می کنم ديگه برای درست کردنشون ديره.
تا حالا توی عمرم اینقدر حس ناتوانی نکرده بودم که این چند روز کردم. که ظاهرا ادامه دار هم هست.
Artist: Barobax & Gamno | Music Name: Bodo Dire | Genre: Pop | Released: 2011 | Album: Bodo Dire | Barobax - Bodo Dire (Music Video)
هنرمند: بروبکس | نام موزیک: بدو ديره | سبک: پاپ | تاریخ انتشار: 2011 | ملیت: ایران
دانلود موزیک ویدیو ایرانی (بروبکس) Barobax با نام (بدو ديره) Bodo Dire
ادامه مطلب
♫   ♫   ♫   ♫
خداحافظ خودت خواستی
که روی حرفایی که گفتیم وا نستی
خداحافظ برو ديگه
از اول هم نبودیم سهم همديگه
دلم گرفته ولی میسازم با درد
به هر کی گفتم عشقه تو رو ترکم کرد
یه گوشه تنها نشستم از این دوری
صدات نکردم بهت نگفتم برگرد
خداحافظ ديگه ديره
تو میری اما عشقه من نمیمیره
خداحافظ به این سردی
تو باید باورت شه نمیشه برگردی
♫♫
دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده به نام خداحافظ
منم می خوام ، می خوام داد بزنم بلکه صدام به یه جایی برسه
منم میخوام دیده بشم جذاب باشم یکی باشه 
هه حتی نوشتن این چیزا اینجا داره خردم میکنه، شاید ديره شاید عشق یه چیز بچگونس، شاید برا ۲۰ ساله هاس
شاید برا این حرفا ديگه بزرگ شدم اما من دلم خیلی چیزا میخواد که به موقعش نداشته مشون هنوزم ندارمشون
قبلا زیاد به خودكشی فكر میكردم ولی همیشه تهش به این فكر میكردم اگه یبار زنده بمونم چه طوری تو صورت پدرومادرم نگاه كنم الان ديگه به تهش فكر نمیكنم الان با همه وجودم میخوامش حتی یه دلیل پیدا نمیكنم واسه بیشتر زندگی كردن با همه وجودم دلم میخواد بمیرم جهنم خدا رو ترجیح میدم به زندگی روی زمینم :)پوچمافسردمخستمبی هدفمهیچكس منو نمیخواد حتی پدرومادرماحساس ضعف میكنم احساس بی كسی دلم میخوادبرم یه جا روی بلندی وایسم داد بزنم به خدا بگم چرا من باید ز
كاملا پاری رو از زندگیم پاك كردم دیروز استوریمو ریپلای كرد نوشت امیدوارم مثه دوستای ديگه نشه منم گفتم ما اوكیم اونم گفت من با دوستام عالیم
كاملا پاری رو از زندگیم پاك كردم دیروز استوریمو ریپلای كرد نوشت امیدوارم مثه دوستای ديگه نشه منم گفتم ما اوكیم اونم گفت من با دوستام عالیم
این کلید در برو هرچی ام دلت می‌خواد ببر
وقتی‌ عشق میمیره بین دو نفر
باید رفت اما بی‌ خبر
همه چی‌ تموم تا اینجاشم زیادی آوردی دووم
آرامشم مهمتره از آبروم
میگذرم این بارم از آرزوم .
فقط قول بده ديگه به این رابطه
اصراری نداشته باشی‌
اگه منو دیدی یه جا باهام
کاری نداشته باشی‌
فقط قول بده یادت نره که این جدا شدن خواسته خودته
دلمو جا نذار کادوی تولدته
این خط و نشون میوفته هواش از سر هر دومون سر قولی که به خودت دادی بمون
نسوزه ديگه دلت به حالمون
یادمه یكی بهم میگفت تو خیلی صبوری هر كی ديگه ای بود اینطوری ریكشن نشون نمیداد یادمه همون ادم كاری كرد كه خرد شدم اما بازم صبور بودم مثه خودش نتونستم رفتار كنم یادمه وقتی عذر خواهی كرد ازم بابت هر چیزی كه سرم اورده بود وقتی منتظر كلمه ی بخشیدم بود حرفی نزدم تنها ادمی كه هنوز نبخشیدم همون ادمه ادم كینه ای نیستم ولی نمیتونم ببخشمش یادمه ی نَفَر ديگه هم میگفت هر اتفاقی كه بیوفته من فقط تو رو باور دارم یادمه اونم گذاشتو رفت باورت نداشت به من همون
نمیدونم چی شد که سر از بازار در اوردیم با دوستم.بدون اینکه یک قرون پول ته کیف هامون باشهالکی الکی.چقدر شلوغ بود.کیف ها و کفش ها و لوازم تحریرها و بچه هایی که داشتن خرید میکردن رو  که میدید کلی ذوق میکرد! برعکس من! حس بد خرید های اول مهر برام تداعی میشداومدیم خونه کلی حرف زدیم.وسط حرفم یکی کوبید تو بازوم میگه تو میدونی چند سال گذشته؟ چرا تاحالا این حرفارو بهم نگفته بودی! گفتم ادم که از خریتش حرف نمیزنه! میزنه؟ همیشه همین بودم.از اول اول
امروز یکشنبه 17 شهریور 98 انتخاب واحدم گذشت الان ديره که بهت بگم صب بخیر باید بگم ظهر بخیر
گاهى حتى یك متر مربع تو این دنیاى بزرگ گوشه ى دنج تو نیست یه جایى كه متعلق به خودت باشه و درونش آرامش و آزادى داشته باشى انگار فقط یه نفسى میره و میاد با یه سرى مواردى كه بر حسب وظیفه و مسئولیت انجام میدى درست مثل یه ربات!!حتى تو بدنت هم آزاد نیستى ! عضله هاى منقبض و دندان هاى به هم فشردهبا اشك هایى كه گاه و بیگاه از چشمانت جاریه و ته مونده ى رویاهاتن ! الان اصلا با مشكل كسى ديگه نمیخوام كار داشته باشم نمى خوام فكر كنم خب فلانى چى بگه كه بیمار سر
٢٥ روز از سربازیم مونده و میدونم مه ده روز مرخصی رو ختما طلب دارم و از باقیش مطمئن نیستم یعنی اما و اگر داره در كل هیچ چیز سربازی سخت نیست نه رفت و اومد ها و نه صبح بیدار شدن ها و نه حتی فكر كردن به ٢١ ماه عمری كه بیهوده تلف میشه بدترین چیز سربازی تو مخ رفتنها هست اینكه هیچ چیز قطعیت نداره ، همه تاكید میكنم همه توی پادگان ممكنه به سادگی اب خوردن بزنن زیر قول و قرارشون اینكه اگر اشنا پارتی نداشته باشی تقریبا بی ارزش ترین موجود توی یك پادگانی
حالم گرفته ستنهام و وسط كار یاد گذشته میفتم.آهنگ بارون شهره رو كه گوش دادم ديگه بغضم تركید.به یاد بابااز قاب عكسی كه روی دیوارهچند وقته نرفتم پیش بابا،طالقان بودم یا كیش .نرفتم سر مزار بابا،خیرات هم نكردم یه ذره دستم خالی بوده و پول بابا سهم بچه ها رو هم بردم توی بورس و هممون خالی هستیم.یاد قناری و اردكی كه بابا نگه میداشت افتادم.قناری مال بهروز بود و اردك مال بهراد اما بابا مواظبشون بود و اردك رو زیرزمین میذاشت و قناری هم حیاط بالای
سلام خدامونخدای ما،خوبی خوشحالی اون بالایی اون بالاهمه چی كوچیكن نه؟!من بقیه مشكلات ارزوها بدیا دل ادما .همه چی كوچیكه .دلم واسه توام تنگ شده توچی.توام بین اینهمه خوب دلت وأس منه بدتنگ میشه.برااون دختركوچیك بادردای بزرگ ،برادلم كه ارزوهاش شدحسرت ابدیش.فداسرمون خدامون.وقتی ب صلاحم نیست وقتی قدرتشوندارم دنیاتوبه هم بریزم وقتی من هنوزیه دختركوچولوامچاره ی ديگه ای هم دارم؟!خداچرااینهمه ازت سوال دارم خدااینجاتنهاجاییه كه حرفام سانسورنم
واسه بهراد دنبال كار هستم،هنوز جور نشدهعذاب وجدان دارم،باید توی این سه سال كه بابا فوت شده یه كاری براش میكردم.دو جا كار جور كردم كه یكی 4 ماه و یكی 2 ماه و چند روز سركار بود و بعدش دنبال پولش بدو.هنوز از عروجی پول كاركرد پاییز و زمستون پارسال رو نتونستم بگیرم.سمیر چند جا سپرده.به رضا پروین هم سپردم و هفته پیش كلی باهاش حرف زدم.الان درگیر پایان نامه ش است بهرادزبان رو هم باید دوباره شروع كنه.با قرقی (پرایدمون)میره دانشگاه و میاد.امروز ص
اون موقعه ها تاكسی نوشته های پنجشنبه های سروش صحت ومی زاشتم چند تا از داستاناشو خیلی دوسش داشتم خیلی زیاد اون پیرمرده كه هر چهارشنبه از یه مسیر می رفت تا دختره رو ببینه یا اون كه می خواست بمیره ومی گفت ديگه زمستونو نمی بینه. 
بعد چهار سال امسال باز فرصتی بود که در باغ دخترداییم در کنار اقوام سیزدهمون رو بدر کنیم ولی متاسفانه خوشی بودن در اون جمع تنها یکساعت طول کشید و با افتادن محمد و شکستن دستش ماجرای سیزده بدر ما یه جور ديگه رقم خورد. آرنج دست چپ بطرز عجیبی خرد شده و از اونجا که تو شهرستان کوچک ما در اونروز متخصص ارتوپدی نداشتیم با آتل ثابتش کردن و بر خلاف اصرار من به برگشتن خونه آقا سماجت کردن که دو روز ديگه برگردیم.در نهایت این تاخیر باعث هماتوم دست و ورم شدید
نمیتوانم رهایش کنم، چون دوستش دارم دوستش هستم از طرفی هم نامردیه توی این شرایط رهایش کنم از طرف ديگه، جواب دلم رو چی بدم البته به دلم گفتم بچه خوب باشه بشینه سر جاش وگرنه سپیده ای که من میبینم بدجور خواهد شکستش. چند بار که شکسته، از ترسش به دلم گفتم مواظب باشه نمیخوام بیچاره داغون بشه دوباره بعد از چند سال ديگه حوصله دل داغون رو هم ندارم و واقعا نمیدونم داغون بشه چی آرومش میکنههیچی واقعآ سیگار میگار که هیچی بند پ هم هیچه. واقعا چشمم ت
زمستون بود که توی نذر عقیق مهرداد کیا شرکت کردم.(توی هایلایت ها فکرکنم توضیح داده) و فروردین عقیق ها به دستم رسید. نذر رایگان عقیق در ازای صلوات ، ختم قرآن و. هم داره هرسال!خودم 2تا گرفتم که یکیش عقیق عسلی رایگان بود. اگر فکر میکنید ديره تا سال ديگه ، که منم همین فکرو میکنم همین امسال دست بجنبونین!عقیق دستتون کنید و متوجه تغییر توی زندگیتون بشین ، من که همچین حسی دارم!
 
+در میخانه ببستند خدایا مپسند/که در خانه تزویر و ریا بگشایند
 

 
 
البته خواهرتون جملات قصار زیاد داره! ولی اینا سه تا از پرکاربردترین‌ها هستند:
۱- وقتی ديره، از اولش ديره.
یعنی زمانِ هیچ کاری از آخر دیر نمیشه. اینطور نیست که از دقیقه ۹۰ به بعد بره تو وقتِ اضافه. بلکه از اول، از همون دقیقه اول! دیر شدن کم کم شروع میشه و همه چیز به سوء مدیریت خودمون برمیگرده که زمانِ انجام کاری دیر میشه.
۲- هر کاری یه نشدی داره.
دقیقا نقطه مخالفِ ضرب المثل "کار نشد نداره" است. گرچه به قشنگی جمله قبل نیست ولی میشه هروقت کسی بیش از ح
 حال من دست خودم نیست، ديگه آروم نمی‌گیرمدلم از كسی گرفته كه می‌خوام براش بمیرمباز سرنوشت و انتهای آشناییباز لحظه‌های غم‌انگیز جداییباز لحظه‌های ناگزیر دل بریدنبازم آخر راه و حس تلخ نرسیدنپای دنیای تو موندم مثل عاشقای عالمتا منو ببخشی آخر، تا دلت بسوزه كم كممثل آینه روبرومه، حس با تو بودن مندارم از دست تو می‌رم، عاشق كن منو نشكن
بعد از چند سال، بازم دارم توی حرم حضرت عبدالعظیم می‌نویسم و از این بابت هیجان‌زده‌ام‌. من چند تا از بهترین متنامو همین جا، پنجشنبه شبا بین ساعت دو تا چهار صبح نوشتم و زیادم پیش اومده که اینجا کتاب بخونم. اینجا نه سکوت خاصی داره و نه آرامش عجیبی، ولی یه چیز ديگه‌ای داره که آدمو جادو می‌کنه و نمیشه دقیقا توضیح داد که اون چیز ديگه چیه. فکرشو بکن، اینجا معتادایی هستن که خب، جای گرم و نرم گیر اوردن و نشسته خوابشون برده، خادمایی که با اون پنبه رن
سالها دویدم و غرق ریختم و با همه چیز ساختم ، سالها دل به خیلی چیزها خوش كردم . سالها پیش همه خوش نام بودم و با احترام ديگه هیچ واسم مهم نیست و هیچ ارزویی ندارم جز اینكه این روزها و تا وقتی فرصت هست از غم و غصه مادرم كم كنم دلم میخواد روزای خوش هم ببینه   
مریضم.سه هفته س مریضم و دل درد و حالت تهوع و غیره دارم .غذا هم هیچی.سمیر میگه حامله شدی.خدا روشكر.خدا رو شكربهراد یه هفته س رفته سركار.كارش توی مترو تهران است.توكل به خدابعد از ماهها دوباره موزیك گوش میدمتنوع موزیكهام هم باحاله،سیاوش قمیشی و محسن چاووشی.شایدم زند وكیلی.تمامآخر هفته ها میریم طالقان و جمعه بعدظهر میریم مهرآباد خونه بابام .شبش هم جنازه میرسیم خونه.ببین چیه كه توی هفته استراحت میكنم.طالقان هم همیشه كار واسه انج
مسخره است دنیای بی نور.
مسخره است دنیای بی صدا.
مسخره است دنیای بی حرکت.
.
بیخود به خودت امید نده.حواست هست؟! فرهاد ؟! 
فردا ديره
شاید خیلی زودتر از اون چیزی که فکرش رو کنی بمیری. 
بجنب پسر.بجنب.
.
هان؟! .آهان! . آره!آره! .میدونم.باشه!باشه!فهمیدم.چشم.
خیلی بهم ریختم امشب.خیلی.ولی خوبم الان.حالم بهتره.+گاهی وقتا یه حرفایی هرچقدر هم كه ساده باشه بدجور دل ادم میشكنه.خیلی دلم شكست امشب.اشك تو چشام جمع شد.ولی با وجود همه اینا یه خوبی كه وجود داشت این وسط این بودش كه ديگه مُرد واسه من.+امشب ارزو كردم واسه همیشه دور شم از این شهر.اونقدر دور شم كه دست هیچكس بهم نرسه. 
خب خب اومدم ی پست بزارم از این چند روز هی میخواستم بیام وقت نمیشد یا حوصله نداشتم بنویسم:دوشنبه رفتم بیرون خواهرمو رسوندیم كلاس ديگه بعدش با مامان رفتیم خرید اصولا من خیلی راحت خرید میكنم رفتیم توی مغازه از ی صندل خوشم اومد چندتا رنگ داشت مشكیش قشنگ رفتم پوشیدمش خریدمش خیلیم راحت
به نظرم فراى هر دین و مذهب و قومیتى ما انسان هستیم یه چیزى كه بین هممون مشترك هست انسانیته اگه به انسانیت ایمان بیاریم به مذهب هم توهین نمیكنیم به هم احترام میذاریم براى وجود خودمون وجود كسى ديگه رو نیست و نابود نمیكنیم براى حق خودمون حق دیگرى رو ضایع نمیكنیم  
تنهایى من خیلى عجیب غریبه . دوستش دارم یه جورایى شبیه تنهایى پدرمه هیچوقت هر كسى رو به تنهاییم راه ندادم كسى هنوز ندیدتش  یه وقتایى یه سرى آدما كه تعدادشون زیاد هم نبوده اومدن حول و حوش تنهاییم اونم بخاطر این بوده كه به دلیل نقابشون و ساده بودن من اشتباه شناختمشون ولى به محض فهمیدن زود بیرونشون كردمیه عده اى رو كه كامل طرد كردم و یه عده اى هم یه خط كشیدم كه ديگه از اون خط نزدیكتر به تنهاییم نشن الان هم تنهاییمو محفوظ نگه داشتم و هم از سا
یکی بود یکی نبود
یه پسر بود که زندگی ساده و معمولی داشت
اصلا نمیدونست عشق چیه عاشق به کی میگن
تا حالا هم هیچکس رو بیشتر از خودش دوست نداشته بود
و هرکی رو هم که میدید داره به خاطر عشقش گریه میکنه بهش میخندید
هرکی که میومد بهش میگفت من یکی رو دوست دارم بهش میگفت دوست داشتن و عاشقی
مال تو کتاب ها و فیلم هاست
روز ها گذشت و گذشت تا اینکه یه شب سرد زمستونی
 
توی یه خیابون خلوت و تاریک
داشت واسه خودش راه میرفت که
یه دختری اومد و از کنارش رد شدپسر قص
آخ ک چ بارون قشنگی داره میباره
شدتش برای ۲۰ دقیقه ای مثل دوش اب بود!
عالیییی
خوابم میاد و بارون منو کاملا از فاز درس بیرون اورد
ولی گویا زوریه و باید بخونم
چرا همیشه شبای امتحان بیدارم؟
دلم برا این شبا تنگ میشه.
الان درحالی ک کل وجودم بخاطر رفتن زیر بارون خیس شده و دورم پتو گرفتم پشت میز مطالعه نشستم و همههههه خوابن. گاه گاهی روی پوست نارنگی ک خوردم با مدادنوکیم خط میندازم ک بوش دوباره بلند بشه و با بوی بارون مخلوط بشه.چ بوی خوبی
دلم میخواد کن
توى این چندوقت هربار كه به برنامه ریزیام نمیرسیدم میترسیدم كه چند سال ديگه كه از خودم پرسیدم:چرا به هدفاى كارى و هنرى و علمیم نرسیدم،قراه چى جوابِ خودمو بدم؟و امروز بعد از بیست و چهارساعتى كه كنار رفیقم موندم،تا هق هقاى بلندش به قهقهه هاى بلند تبدیل شد،به خودم گفتم،از قولِ امروزِ من به آیندش بگه:چون بیشتر ازهمه چیز تمام سعىِ من این بود كه آدمِ بهترى باشم!و این مهم ترین هدفى بود كه دلم میخواست همه چیزو براش قربانى كنم!
توى این چندوقت هربار كه به برنامه ریزیام نمیرسیدم میترسیدم كه چند سال ديگه كه از خودم پرسیدم:چرا به هدفاى كارى و هنرى و علمیم نرسیدم،قراه چى جوابِ خودمو بدم؟و امروز بعد از بیست و چهارساعتى كه كنار رفیقم موندم،تا هق هقاى بلندش به قهقهه هاى بلند تبدیل شد،به خودم گفتم،از قولِ امروزِ من به آیندش بگه:چون بیشتر ازهمه چیز تمام سعىِ من این بود كه آدمِ بهترى باشم!و این مهم ترین هدفى بود كه دلم میخواست همه چیزو براش قربانى كنم!
خود کشی در هر کس منحصر به خودشه!یکی ديگه شیک نمی پوشهیکی ديگه آرزویی نمی کنهیکی ديگه به تحصیل ادامه نمیدهیکی ديگه به خودش نمیرسهیکی مدام ترانه های غمگین گوش میدهیکی ديگه از خودش عکس یادگاری نمی گیرهیکی محبت نمیکنهیکی ديگه محبت نمی پذیرهاینگونه است که اکثر آدمها در سی سالگی می میرند و در هشتاد سالگی دفن می شوند.پائولو کوئیلو
27 مرداد 98 تولد سه سالگی نفسی رو جشن گرفتیم خودش عاشق تولدهكیش رفتیم و اومدیممن سرم شلوغ بود و مثل همیشه یه گندایی هم زدم.سه شنبه صبح از ساعت 7.30 پای سیستم و كار و بورس بودم تا دم پرواز ساعت 12.چهارشنبه هم از ساعت 8.30 تا 12 مه شارژم تموم شدسمیر هیچی نگفت اما شاكی بوداینم بگم پای كار بودم و گند زدم خفن20 تا 25 درصد ضرر كردم.خیلیه ها.5شنبه ظهر جشن تولد نفس رو گرفتیم با كیكی كه از جزیره خریدیم.سه شنبه و چهارشنبه با هم توی آب رفتیمهمش میگفت شور
ديره ولی باید یاد بگیریم وقتایی که باید حرف بزنم، بزنممات شدن هیچ وقت بهترین گزینه نیستتو هیج کجای زندگیم حرف نزدنم برام خوبی یا شانس نیاورده برعکس همیشه مساوی بوده با بدی وبدشانسی مطلق اما هیچ وقت باعث نشده بوده نسبت بهش اونقدری که امروز بدم اومد بدم بیاد میدونم که خیلی زود نمیتونم بهش برسم اما از الان شروع میکنم. حرف بزنم وقتایی که باید 
 
وزیر صنعت، معدن و تجارت گفت: طبق یکی از بندهای بسته تولیدی این وزارتخانه برای صنعت خودرو، خودروهای جدید باید در چرخه تولید قرار بگیرند و خودروهای قدیمی که در سایپا پراید و در ایران خودرو پژو ۴۰۵ است، باید از چرخه تولید خارج شوند که این در سال آینده ممکن است اتفاق بیفتد.
ادامه مطلب
نگاه
تنها چیزی که بعد از مدتها خواستم بهش نشون بدم غم بود در نگاه 
سعی کردم تمامم در چشمام باشه
چشمام خود من بود با هر پلک جمله ها تمام میشد با هر چرخش مردمک فراز و فرود اتفاق می افتاد 
چند ثانیه 
و بعد چرخید 
پشت کرد به تمام من و رفت.
پ ن: هیچوقت هیچوقت و لطفا هیچوقت از من نخواه با آدمای اطرافم ارتباط برقرار کنم
من از اون لعنتیای دو پای عقده ای متنفرم
نمیدونی چقدر میتونن درد به من تحمیل کنن 
میخوام برم از اینجا
اینجا که میگم منظورم این شهر و کش
كلا تابستون مسخره ای كه داره تموم میشه برام دیروز علاالدین رو دانلود كردم بر خلاف همیشه كه تنها فیلم میبینم خواهرمم بهم ملحق شد قشنگ بود دوس داشتم❤️الانم در به در دارم فیلم پیدا میكنم ديگه شبا اینطوری تا صبح بیدارم دوستم دیروز زنگ زد مهتاب حالمو پرسید گفت كه شنبه میاد بینه منو إبراز دلتنگی وقتی گوشی رو جواب دادم شماره ناشناس یهو یكی با صدای بلند گفت سلااااام عشقمممم من گرخیدم اصولا دوستای خودم اینطوری بهم سلام نمیكنن
.
امشب بعد مدتها رفتم اونجا :) نمیدونم چرا ولی محیطش به شدت دلگیر شده بود شاید به خاطر درخت نارنج بزرگ و سرسبز وسط حیاط بود كه گرمای افتاب كاملا  سوخته بودش و كج شده بود.یا به خاطر ساكت بودن اون خونه بود.شایدم به خاطر بازسازی های اخیرش بود كه ديگه حس و حال اون روزهای بچگیمونو نداشت :) بچه كه بودم همیشه ارزوم بود زودتر  عصر پنجشنبه بشه و بریم اونجا و تو حیاطش خاك بازی كنم یا با سنگ های خوشگلی كه اون حیاط داشت خونه درست كنم :) وقتایی كه میرفتم اونج
بالاخره بعد دوساعت گریه كردن و با سه تا ادم مختلف حرف زدن تونستم به خودم بیام الان ديگه بهش فك نمیكنم اولش كه با زهرا حرف زدم خیلی خودمو كنترل كردم ولی نشد بعدش فائزه زنگ بیست دیقه هم لا اون گریه كردم بعدش شفق پی ام داد ی ی ساعتم با اون حرف زدم گریه كردم گفت كه میاد پیشم گفتم نه نیاد  خیلی باهام حرف زد از خواب بیدارش كردم ولی چون حالم بد بود هیچی نگفت خیلی اروم شدم الان ارومم حالمم خوبه بریم كه به زندگیمون ادامه بدین اصن گور بابای همچی
دانلود آهنگ اومدی خوش اومدی مهدیصاد
mehdisad - Umadi Khosh Umadi
 
اومدی خوش اومدی ولی ديگه ديره
فکر کردی کسی نیست جاتو بگیره تو قلب من
ديگه جایی نداری باید تنهام بزاری
من سر حرفو با قلبت باز کردم حسمو ابراز کردم
دروغ گفتی میمونی من خودم احساس کردم
شدی با من غریبه یه دفعه هیشکی ندیدت
این دفعه بی شکو بی تردید خداحافظ غریبه
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
طبق یه عادت قدیمی كه به بیشتر از ده سال پیش برمیگرده بعضی شبها قبل خواب وبلاگهای بروز شده بلاگفا رو میخونم .اونقدر حس خاصی واسم داره كه نمیتونم توصیحش بدم اصلا خیلی وقته كه با حرفام نمیتونم احساسمو شرح بدم یه جورایی حوصلشو ندارم توی خیلی از وبلاگهای بروز شده كسایی رو میبینم كه از جداییشون مینویسن با رنج و درد شدید كاش میدونستن این روزها و این دعا كردن ها و این غمگین بودنها میگذره و چند سال ديگه  این روزها واسشون مسخره هست همین روزایی ك
من یک سوال مهم دارم که خواستم از شماها بپرسم و تا حالا داخل اینترنت پیدا نکردم و توی این وبلاگم نیست و سوالم تازه هست.
سوالم اینه که دخترها و پسرها از چه سنی احساس کردید واقعا نیاز به ازدواج دارید. از لحاظ روحی و جسمی شدید؟
مثلا برای شروع من برای خودم رو میگم؛
من از همون اولش هم ازدواجی شدید بودم ولی خب به هیچ وجه نیاز جنسی خودم از سن ۲۷ به بعد که الان نزدیک ۳۰ هستم رو نمیتونم با قبلش مقایسه بکنم، یعنی قبلا فکر میکردم خیلی زیاد بود ولی الان ديگه
تولدت مبارك
برات بهترین ارزوهارودارم
امیدوارم ارامش داشته باشی
امیدوارم شباسروقت خوابت ببره
امیدوارم كسیوداشته باشی كه حرفاتوبه گوش دل بشنوه
امیدوارم لحظه هات هات بوی خوش خوشبختی بده
امیدوارم هیچوقت ناامیدنشی
امیدوارم عمرطولانی داشته باشی
ونهایت این راه ازراهی كه اومدی دلگیرنباشی
امیدوارم كسیوجانزاری
امیدوارم ديگه هیچوقت صدای گریه ت نیاد
هیچوقت ناراحتیتونبینم
.امیدوارم توهمه چیزایی ك من نداشتموبه دست بیاریســـــــــ ــــــ ــ
از افتخارات زندگیم مقاومت درباره مخلوقاتیه که آدم حساب نمی شن. یکی بود بعد از یک ماه زنگ می زد. دو روز بعد خوابِ برف می دیدم. خودمو برای غم آماده می کردم. زنگ می زد می گفت: "بریم مهمونی" اصراااار و من هم قبول نمی کردم. با یه حالتی خدافظی می کرد یعنی قهر. ديگه زنگ نمی زد تا یک ماه ديگه. و ماه ديگه دوباره همین برنامه. بعد هم می گفت که می رفته با یکی ديگه. ها ها
دانلود آهنگ احسان خواجه امیری میشه خدا رو حس کرد
Download Music Ehsan Khajeh Amiri Mishe KHODA Ro Hes Kard_Mivehye Mamnoueh
دانلود موزیک و ترانه میوه ممنوعه احسان خواجه امیری
دانلود اهنگ میشه خدا رو حس کرد”میوه ممنوعه”
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید…
تکست و متن آهنگ احسان خواجه امیری میشه خدا رو حس کرد
میشه خدا رو حس کرد تو لحظه های ساده
تو اضطراب عشق و گناه بی اراده
بی عشق عمر آدم بی اعتقاد میره
هفتاد سال عبادتیک شب به باد میره ، یک شب به باد میره
وقتی که عشق آخ
تازه رخت خوابمو جمع کردمو دارم شروع میکنم. میدونم خیلی ديره اما حالم خوب نبود تا ۱۲ خواب بودم البته صبح بیدار شدم صبحونه خوردمو بعدش بیهوش شدم. 
نمیدونی چه بارونی میاد اینجا. به قول خودشون دوش داره میاد. دلم میخواد برم زیر بارون ولی نمیرم الان کارم واجب تره. نمیدونی چقدر دلم عکاسی کردن میخواد اصلا انگار بلاتکلیفم توش. خیلی رو اعصاب خودمم. 
دلم میخواد کار کنم اینقدر که ديگه نتونم بشینمو بیهوش بشم. دلم میخواد عکاسی کنم درگیر بشم عکسامو انتخاب
همش بیقـــــــــرارم ، همش بیقرار، شده کار هر روز من انتظارنگفتی منو با هزار آرزو، برای چی میخوای بذاری کنـــــــــــــــارنشستم یه گوشه کنار خودم، ديگه پای رفتن نداره دلمبیا من بدون تــــــــــــــــــــو تنهاترم، منو ديگه این گوشه تنها نذاریه روزی میفهمی که ديره ديگه، جای ديگه این دل اسیره ديگهبه جای بغل کردن و بوســــــــــه هات، برای مزارم فقط گل بیارنشستی تو رویای آیینه ها، تو میدونی آییـــــــــــنه یعنی که مناگه بشکنی تکه تکه
خببب اومدم دانشگاه نتیجه پروپوزالو بگیرم، الحمدالله موافقت شده! ولی راستش نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت :))) یعنی از طرفی استرس اینو داشتم که موافقت نشه، اونموقع چیکارش کنم، از طرفی میگفتم منکه خودم لقمه بزرگتر از دهنم برداشتم، زمینم نمیذارمش، یکی ديگه باهام مخالفت کنه خودم کمتر عذاب وجدان میگیرم :))) ولی خب موافقت شد، حتی شرط اصلاحم نخورد، که خب ما به فال نیک میگیریم.
اومدم اینو بگیرم بچه هارو دیدم، پایان نامه سابق، میخواستن یه جلسه ای
سلام
شب تولد امام رضاست
اما دل من ناآروم ترینه
تنهای تنها
امشب رفتم هیات و توی مراسم مولودی برای دل غم زده خودم گریه کردم
ولی باز دلم داغونه
انگار با هر باد دلم ت میخوره
دلتنگی گاهی نفس رو توی سینم حبس میکنه
هنوز با آهنگ های قدیمی و یا غمگین بی هوا دل من می پاشه از هم.
رفتم داروخانه-!
امروز رفتیم واسه فروش و بد نبود
خیلی کلافه ام
خیلی دلم میخواد مسیری و دری برام باز بشه
سرده.حال دلمو میگمسرد و تاریکه
خیلی ديرهچرا خواب نمیرم.
بیخیال
از ساختنهای الکی که یاد گرفتن به صورت دوره ای خراب شن خسته شدم ديگه
از تکرار ناملایمات
از صبر کردن
کاش بخوابیم و بیدار شیم ببینیم یه چیزایی عوض شده
خیلی وقت بود تو سرم بود ديگه اینجا هم ننویسم.هی خودم رو سینه خیز کشوندم
احساس میکنم امروز ديگه وقتشه
اگه تا دوهفته ديگه نیومدم ، برای همیشه میرم و اینجا رو هم تخته میکنم
با سلاممرحله دوم تعیین سطح برای تعیین سطح تحمل و بازه درسی و سنجش درصد علاقه و روانشناخت تعلق خواهد بودبه صورت زیر عمل کنید۵ عدد از صفحات مورد علاقه  خودتان از کتاب های فارسی یازدهم،زبان یازدهم،زیست و شیمی یازدهم(رشته تجربی)،فنون و فلسفه و روانشناسی یازدهم(رشته انسانی)،هندسه ۱ و حسابان ۱(رشته ریاضی) و ترسیم فنی و تاریخ هنر ایران و صنایع‌ دستی(رشته هنر) برای ما عکس بگیرید و ارسال کنید و ذیل هر صفحه دلیل علاقه خود به ان صفحه را ذکر نمایید.نکته
به دعوت از جناب آووکادو پنج-شش بار این پست رو با داستان های مختلف (به شیوه ی جامِ جهانی ورزشی) نوشتم اما به دلم نمی نشست و منتشر نمی کردم و حالا هرچند ديره ولی خب. (:
اولین باری که خودمُ دیدم، یه روزت بود! چشماتُ که باز کردی یکیُ توش دیدم که داره با تعجب نگام می کنه! ازت می ترسیدم؛ فکر می کردم اون یه نفرُ تو چشمات زندونی کردی و اومدی که منم ببری پشت مژه های بلندت!! ازت فرار می کردم و سعی می کردم بهت بی محلی کنم اما تو هم هِی دنبالم میومدی و سعی می ک
هنوز باورم نشده دوباره قراره از خونه برم 
روزی 14 ساعت درس بخونم 
هنوزم باورم نشده نمیتونم نه ماه ديگه زندگی کنم
خداااااا نمیتونم ديگه نمیتونننننمممممم
کاش یکی همین الان یهو از پنجره میومد تو یه گلوله تو مغزم خالی میکرد 
کاش پارسال مرده بودم 
کاش یسال ديگه  این همه  تلاش نمیکردم که اینجوری بشه 
گناه من چی بود اخه؟ 
چرا من انقد بدبختم خداااااا چراااا؟ 
انقد گریه کردم ديگه جونی برام نمونده 
ديگه این زندگیو نمیخوام خدایا بریییدمممممم
فکر می کنم بیشتر از ۶ ماه پیش بود که یهو تصمیم گرفتم ديگه ننویسم. درواقع تصمیم گرفتم اینجا» رو ننویسم. در اون زمان کار درستی بود. باید یه اتفاقی می افتاد تا من طور ديگه ای باشم، طور ديگه ای رفتار کنم، طور ديگه ای زندگیمو ببینم. کاری ندارم که شد یا نه اما میتونم ادعا کنم که از اتفاقاتی که تو این دوره افتاد راضی ام، به استثناء یکیش. همین نوشتن. بعد از چند مدت ديگه نمی تونستم بنویسم. نمی دونستم موضوعم رو چطور باید بگم، یا اصلا باید بگم؟!
ادامه مط
فردا شنبه‌ست.
امیدوارم شنبه‌ی خوبی باشه خدایی. خسته شدم. امیدوارم مدیرعامل جلسه نباشه، مدیر منابع انسانی هم جلسه نباشه، و تکلیفم مشخص شه و با برنامه برگردم خونه. و شایدم مستقیم برم و دفترچه‌مو پُر کنم و پست کنم و بعد برگردم خونه.
دوس دارم برجِ 11 اعزام میشدم، ولی نمیشه. فقط برجای زوج اعزام هست. برج 10 یه کم زوده و برج 12 یه کم ديره حس میکنم. البته اگر که فردا اوکی بشه. اگه همه مسئولاش حاضر باشن باید اوکی شه. ولی دو بارِ قبلی که رفتم اینطور نبوده.
هیچ چیز توی این دنیا مهلک و ترسناک تر از خود آدم نیس .
این که چند سال با با دندن های کرم خورده زندگی کنی و هر روز درد بکشی و نری بکشیشون . یه حماقت خیلی بزرگ میتونه برای آدم باشه و راهی برای حماقت های ديگه  یه ديگه حماقتا تو زندگیم اینه که منتظر بمونی یه فرصت خوب بیاد سمتت  .
 
 پ.ن: اگه بشه دوباره خواهم نوشت .
پ.ن: برای تنوع هم که شده چند ساعت ديگه موهامو با ماشین از ته میزنم . دیونه ام ديگه کاریم نمیشه کرد .
  این مهم نیست كه چقد بگذره تا بفهمیم كه باید با زندگی جنگید!مهم اینه بالاخره اینو بفهمیم!خیلیا تو دنیا هستن كه بدون اینكه بدونن تو یه نبرد حساس با زندگین مغلوب میشن و به عنوان یه بازنده برای همیشه چشمشونو رو به این دنیا میبندن!البته من ایمان دارم كه بعد از مرگمروحم میره پیش خداو اونجاست كه خدا ازم میپرسه دوست داری تو زندگی بعدیت چی و كی باشی!و من دوباره با یه انتخاب ديگه پا رو زمین میذارمو شروع میكنم به زندگی كردن! فقط كاش تو جسم بعدیم هم بفه
لازم دارم یه مدت همه‌ی انسان ها رو از خودم دور نگه دارم، یا خودم رو از همه انسانها دور نگه دارم، یا هر چی. یه مدت غایب باشم‌، و زمان این غیبت به حدی طولانی باشه که بعد از ظهور دوباره‌م همه مجاب شن با آدم ديگه‌ای رو به رو هستن. یا انقدر طولانی شه که ديگه همه یادشون بره منِ الانو. یه منِ ديگه. همیشه آرزو داشتم یه روزی برسه که درباره‌م بگن اصن انگار یه آدم ديگه شده. منتظر یه اتفاقم. یه اتفاق بزرگ، یه نقطه‌ی عطف با شکوه، که از این رو به اون روم کنه.
یه جوره تلخ آرومم مثل قهوه ی تو فنجون
مثل اشکایی که ریختن یه روز سرد زیر بارون
شبیه ساعتایی که همش دلگیره تو جمعه
تو رفتی توی پاییز این خودش بالاترین جرمه
تو هرچی دور میشی من واست دلتنگ تر میشم
باهربرگی که میوفته منم دیوونه تر میشم
یه سال و زندگی کردم که این فصل شروع بشه
یه چندوقته که نیستی و نفسام آخرشه
به خودت بیا نگو ديره نگو نمیشه شاید شد
شاید برگشتی و دنیام دوباره با تو دنیا شد
من هنوز معتقدم پاییز بهاریه که عاشق شد
مثل مردی که دور از تو هم
خب این چند وقته رو بگم شب چارشنبه بود فائزه ی بحثیو شروع کرد که برام مرور خاطراتی که نباید هیچوقت بهشون فک کنم بود ی لحظه همچیو یادم اومد ديگه حسی نداشتم ديگه قلبم درد نمیگرفت وقتی راجبش حرف میزدم ديگه بغض نمیکردم هیچ حسی نداشتم برام ی استوری گذاشت
دانلود آهنگ جدید امیر مسعود صدیق خداحافظ
Download New Music Amir Masoud Sedigh Khodahafez
آهنگ جدید امیر مسعود صدیق بنام خداحافظ
خداحافظ تموم شد فرصتم باید برم ديگه
واسه دل کندن ار تو حاضرم ديگه نگو برگرد که خیلی خیلی ديره
 
 
 
 
 
ادامه مطلب
سلام دوستان
بنده 18 سالمه، خانواده بنده اصرار دارن برم درجه داری سپاه. متاسفانه امسال کنکور نتیجه نتونستم بگیرم، بهشون میگم میخوام پشت کنکور تجربی بمونم اگه نتونستم نتیجه بگیرم بعد برم. اون ها هم میگن سال بعد ديره!
سوالم اینه که کسی میدونه سال بعد میتونم برم یا نه؟، برم سپاه ديگه نمیتونم سال بعد کنکور بدم(کنکور 99)؟، میگن اوایل آموزش و اینا هستش، اگه برم امسال، سال بعد رو از دست میدم.
مربوط به پشت کنکوری ها:
تجارب تون رو از چند بار کنکور دادن ب
دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی بنام عروسک با بالاترین کیفیت










Download New Music Meysam Ebrahimi – Aroosak
ترانه و موزیک: مهدی دارابی و هادی زینتی , تنظیم: مسعود جهانی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید میثم ابراهیمی بنام عروسک :
دست و دلم میلرزه نبینمت یه لحظه لبات اگه بخنده به گریه هام می ارزه شب شد و گیج و خستم در خونتون نشستم سوگولی نگاه کن من به ساز تو برقصم نگو ديره نه نگو ديره دل من آروم نیمیگره آخه بگو توی د
با خودم تصمیم گرفتم اگه میخوام تو رابطه باهاش بمونم بایدخودم و واسه خیلی چیزااماده كنم:)اینجا با خودم قرار میذارم تو نمیذاری این ادم بهت دست بزنه یكتا براش چهارچوب مشخص كردی پس ممكنه بهت خیانت كنه چون شرایط زندگیش باتوفرق داره حق نداری گله كنی حق نداری زار بزنی:)ممكنه یه روزی یه جایی همه چی بهم بخوره امادگیشو داشته باش به نبودش فكركن تاعادت كنی بهش:)كلا این ادم وجدی نگیر خیلی به اینده باهاش فكرنكن رویانسازخیال پردازنباش:)ممكنه یه روز از ایر
امروز یكشنبه س و از فردا دو روز تعطیلی عاشورا و تاسوعا را داریمهمه رفتن از شركت و من دارم كارهامو جمع و جور میكنمشركت حقوق منو 10 درصد كم كرده و برعكس تورم میریم جلو تازه گفتن تا آخر مهر آیلتس 6.5 بیارم وگرنه اخراج.منم دنبالش نرفتم یعنی حوصله ش رو ندارم.بی خیالم.یعنی كاری از دستم برنمیاد.جمعه از طالقان رفتیم خونه حاجی،عزیز یه جوری بودش.دیروز فهمیدم زونا گرفته و نمیدونستههمش نگران نفس و آرتا س كه مریض نشنمنم مشكوك میزنم نمیدونم چرا.زند
دلخور بودم ازش.همیشه سعی می کنم درکش کنم.واقعا از ته دلم میخوام که درکش کنم ولی دست خودم نیست.وقتایی که تقریبا کل روز و شب و بیرونه همه چی میره رو مخمازش دلگیر میشم.مخصوصا اگه آخر هفته باشهمخصوصاتر اگه آخرین روزای  تابستون باشه:(
وقتی اومد پکر بودمخیلی .خیلی زیاد.اونقد آروم جواب سلامشو دادم که خودمم به زور شنیدم:(
پرسید شام خوردی ؟ :/
یعنی واقعا نمی فهمیدم چرا می پرسید؟
گفتم بابا سااعت بیست دقیقه به یازده ها.چرا می پرسید الان؟ خسته ن
بالاخره یه روز باید تصمیم نهایی رو گرفت و فقط عمل کرد
باید یه جایی فکر کردن رو تعطیل کرد .
ديگه ادامه نداد .
ديگه عاشق نبود
ديگه خودخوری نکرد
ديگه همه چی رو تحمل نکرد .
برای یه بار هم که شده تکلیف خودتون رو با خودتون مشخص کنید
عاقل باشید .
درست تصمیم بگیرید
عمل کنید
فقط عمل
برای یک عمر .
برای یک عمر به حماقت ادامه ندید.
همین . تمام
یه شب مزخرف ديگه. چندتا حرف که باهاش میگه یه دختر نابود کرد بگید میخوام ببینم چیز ديگه مونده؟ من ديگه تموم شدم نمیتونم با کلمات بگم حالمو نمیتونم توصیف کنم چه حسی دارم نه مرگه نه آسایش نه خورد شدن یه حس گه که از آدمایی که با محبت باهاشون سر کردی بهت رسیده.امشب هیچ وقت یادم نمیره هیچ وقت.
ساعت از سه گذشته، در حالی که پیتزا هنوز روی میزه، از اکیپ جدا میشیم و از فودلند بدو بدو میایم بیرون و توی راه فقط فحش میدم به نوید! بهش میگم ببین! تاکسی میگیری، توی راه هم هر جا دیدیم از "اینا" دارن نگه میداره تا من یه دونه نارنجی‌ـشو بخرم! بعد هم هر جور شده قبلِ چهار منو میرسونی شیخ بهایی وگرنه بلایی به سرت میارم که نفهمی از کجا خوردی! درسته میدونه بلایی به سرش نمیارم ولی اونقدر رفیق هست که کاری نکنه اعصابم خرد بشه! قبلِ پل‌فی از تاکسی می‌پر
از یه جایی به بعد ديگه ناخن هات رو قد بیل نگه نمیداری ، ديگه خودتو با آرایش خفه نمیکنی ، هر لباسی رو نمیپوشی ، اگه اهل رنگ کردن مو باشی ديگه رنگای مختلف رو امتحان نمیکنی ، سبک خودتو توی زندگی ، لباس پوشیدن و استایل پیدا کردی . از اونجا شروع میکنی به بزرگ شدن .
میدونید چیه؟؟
هرچی که بیشتر میگذره باخودم میگم شاید عددی نباشن برام.
بنظرمن کسایی که،حالا هرکسی میتونه باشه،وقتی برات ارزش قائل نیستن
باید عین یک تیکه زباله بندازیشون دور.باید زیر پا لهشون کنی و انگشتت رو بیاری جلو
و بهشون بفهمونی که هیچ عددی نیستین برام.
آرهمیتونه راه حل خوبی باشه
اینطور آدم ها هیچ نمیفهمندهیچچچ چیزیبهترین کارهارو درحقشون کنی
بازم عین یک برده باهات رفتار میکنندو غیرقابل تحملن اینطور آدمها
شاید بهتر باشه بهت بگم
تایپ رو هنوز شروع نکرده قول تحویل دادم. امشب بهش پیام دادم گفتم این ویراستاری شده ؟؟؟ فعل جمله ها داغونهتو یه جمله کلیییی ویرگول گذاشته اینارو منم بزارم یا چیبا اون صدای تو دماغیش نوشت ک خودتون درستش کنید. البته اولش دو هزاریش نیوفتاد ک چی میگم. بعد مجبورشدم دقیق تر بگم بهش و با رسم شکل توضیح بدمگفت کی تموم میشه؟ گفتمش شنبه :| گفت شنبه فردا ؟ گفتم اره فردا. ديره ؟ گفت نه خوبه.یعنی چشمم ب جمال تو روشن باشه. فردا باید تاشب اینو بفرستم براش. خ
بی غیرتم نامردم پستم جنایتکارم اخر هرچیزی که بگی هستم.
فقط یه شانس ديگه.فقط یه فرصت ديگه. با دستای خودم خودمو میکشم اگر ازش استفاده نکنم.هرجوری شده جراتشو پیدا میکنم.نمیدونم حالا اگه کشتنم نشد یه صدمه ای میزنم اخه من چیزی جز این تن ندارم که بخوام ازش مایه بذارم نمیدونم ولی الان ازت اینو میخوام به حرمت این روزا و تمام انرژیایی که الان تو کایناتته فقط یک بار ديگه مهلت بده.
خودت همه چیو میدونی منم همینطور.هررررچی که بگیو قبول دارم.
فقط یه بار دیگ
تموم شدی برای من حواسم از تو ديگه پرتهمیدونی برای من همیشه صداقت شرطه برو که ربطه رابطه ی ما به هم بی ربطهتو کم گذاشتی واسه من برای من ديگه تو مردیگذاشتی پا رو حرفتو قسمایی که میخوردی بارها که آبروی عشقمونو تو بردیتموم کن برو که ديگه حسه من به تو عوض شده تموم کن برو که موندنم با تو خیاله بیخوده
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
تموم کن برو که چشم نداره ديگه ذهنو جونه من تموم کن برو نه ديگه حرفه موندنو با من نزنچشات یه حرفی داشتو
این بلاگفا بوی الرحمانش بلنده ها !حالا کی باشه باز صداش در بیاد.اگه ندیدمتون ديگه، دیدار به قیامت. می دونید که دسترسی ديگه به کسی و چیزی نه دارم، نه می خوام داشته باشم گمونم.یک مرغ گذاشتم بپزه. اینقدر بوی گندداد که بالاخره یادم اومد همیشه پیاز هم بعنوان بوگیر میذاشتم کنارش!یادم رفته. ديگه هم گذشت. 
hello everyone 
عایم سو دپرسد
یک عدد دختر هستم که بی افش ولش کرده چون بهش گفته چند روز ديگه از ایران میره :) ایشون هم صلاح دیدن رابطه ای درکار نباشه تا برا طرفین سخت نباشه :) 
یک عدد دختر هستم که هنوز باباش رضایت به رفتن نداده و از طرف ديگه مامانش اصرار داره که بره 
یک عدد دختر هستم که دوستاش دارن بش فشار میارن که چند روز ديگه حرکته و تو چیکار کردی ؟ 
یک عدد دختر هستم که بین موندن و رفتن گیر کرده
یک عدد دختری هستم که الان دلش میخواد سر بذاره رو بالش و دی
hello everyone 
عایم سو دپرسد
یک عدد دختر هستم که بی افش ولش کرده چون بهش گفته چند روز ديگه از ایران میره :) ایشون هم صلاح دیدن رابطه ای درکار نباشه تا برا طرفین سخت نباشه :) 
یک عدد دختر هستم که هنوز باباش رضایت به رفتن نداده و از طرف ديگه مامانش اصرار داره که بره 
یک عدد دختر هستم که دوستاش دارن بش فشار میارن که چند روز ديگه حرکته و تو چیکار کردی ؟ 
یک عدد دختر هستم که بین موندن و رفتن گیر کرده
یک عدد دختری هستم که الان دلش میخواد سر بذاره رو بالش و دی
پیج رنک گوگل نمرده است :خیلی وقته که ديگه از آپدیت های پیج رنک گوگل خبری نیست. آپدیتهایی که اوایل تا ۸ بار در سال هم میرسید و الان که ديگه یکدفعه اعلام میشه ديگه عددی بین ۰ تا ۱۰ برای سایت شما از طرف گوگل اعلام نخواهد شد!کارآفرینیِ کاردان و کارآمد
یکی بیاد منو بیدار کنه !
بیاد و بگه همه چی خوابه !
تو خوابی نسیم 
بیدار شو !
چشماتو باز کن که همه چی شوخیه
چشماتو باز کن که وقت بیداریه !
باز کن و خودِ واقعیتو ببین؛نگاه کن خودتو :)
نگاه کن چقد قشنگی :)
نگاه کن که چقده همه چی قشنگه
باز کن چشماتو دختر !
ديگه همه چی تموم شده، ديگه این طوفان از سرت گذشته :)
پاشو این روحِ خاک گرفتتو بت و یه نفس راحت بکش :)
پاشو دختر جانم
پاشو که ديگه تنها نیستی نسیم
ديگه اون حسای تنهایی و بیهودگی تموم شده نسیم
ديگه میتو
آی الان دلم خنکککه آی خنکه :) بالاخره بعد چند وقت تونستم حرفمو به یکی از اونایی که تو مخمه بزنم همین دوستم که چند پست پیش گفتم ! بهش گفتم که ازش ناراحتم و واقعا این دوستیمون ارزش نداره خودشم ديگه واسم ارزش نداره :/ ینی ارزشش شده واسم قد یه دوست مجازی حتی میخوام بگم کمتر بهش ولی نگفتم کمتره ! ولی واقعا کمتره دوستای مجازیم خیلی بامرام تر و مهربون ترن تا اینا واسم ارزش قائلن اما اینا چی بدتر باعث ناراحتیم میشدن :/ بهش گفتم خلاصه ! دلم خنک شد ^_^ ادم
سلام به همه ی دوستان 
خبر بد اینه که متاسفانه این وب ديگه بروزرسانی نمیشه [مگر این که مدیر اصلی این وب خودشون برگردن]
خبر خوب اینه که این وب حذف نمیشه و دست نخورده باقی میمونه :)
یه سری اتفاقات ديگه ای هم هست که محرمانه باقی میمونه
ممنون از همتون
منم ديگه امروز از این وب حذف میشم ، ببخشید که لیاقت مدیریت این وب رو نداشتم 
خدانگهدار 
امروز ی مدل ديگه بیدار شدم! دیشب هم ی مدل ديگه خوابیدم! مسائل و قضایائی که با هاشون درگیرم، در نظرم ی مدل ديگه شدن، به مو های سفیدم اضافه شده، از حس و حالم کم شده و خسته‌ام. فکر می‌کنم از اینجا به بعد عددش مهم نباشه تاااا پنجاه مثلن. اوووف فکر کردن بهش هم غیر محتمل به نظر می رسه.
 
لبخندت از روی رضایت نیست 
وقتی تو اوج خنده غمگینی
آینده م و با تو نمی بینم 
آینده ت و با من نمی بینی
 
آینده یه کابوس غمگینه 
دستای رویات و بگیر از من 
اردیبهشت چشمم آبانه
شهریور آغوش تو بهمن
 
ابرای دنیا توی چشمام ان 
میسوزه از داغ تو این خونه
اینجا به شدت زیر آتیشه 
اینجا به شدت زیر بارونه
 
کولاکه تو این خونه ی دلسرد
دست و دلم می لرزه هر لحظه
آغوش گرمی رو نمی بینم 
دور و برم تنهایی محضه 
 
آتیش تلخ زندگی با تو 
افتاده توی قلب سیگارم 
پیش تو
دیشب یه قورباغه رو قورت دادم و امروز صبح هم یکی ديگه رو.
اگه امشب هم یه قورباغه رو قورت بدم و فردا صبح هم اون یکی ديگه رو قورت بدم.
میمونه دو تا قورباغه ديگه که باید به مرور زمان قورت بدم.
یه کار اداری هم هست که باید برم زودتر انجام بدم تا دردسر نشده
 
متن آهنگ اخماتو وا کن بهنام بانی
نه نمیشه از تو دست کشید و بدون تو نفس کشید و نمیشه بی تو زندگی کردمگه کسی هست با عشقشم بتونه بد شه از این همه علاقه رد شه نمیشه آخه بچگی کردمگه دسته توئه دیوونه ديگه اخماتو واکن منو عشقم صدا کن توی چشمام نگاه کندیوونه ديگه دارم هواتو دلم آرومه با تو نبینم گریه هاتودیوونه ديگه اخماتو واکن منو عشقم صدا کن دیوونه ديگه دارم هواتو دلم آرومه با تو نبینم گریه هاتو فقط یادت نره شدی عشق کسی که از همه عاشق ترهاینو یادت ن
اینکه میگن هیچ چیز خانواده نمیشه،فقط خانواده میمونه و اینجور چیزا واسه همه صدق نمیکنه،خانواده خودم به شخصه چنان منو با تیپا از خونه انداختن بیرون(نه اینکه واقعا بیرون کنن،منظورم رفتاراشونه) که نه از کوچه ی ديگه سر در اوردم نه از محله ديگه نه از کشور ديگه،کلا از یه قاره ی ديگه سردرآوردم.اما از حق نگذریم بعضی وقتا خیلی دلم براشون لک میزنه،گرچه یه دو دفعه از شوخی بهشون گفتم من برمیگردم اونام گفتن که از الان ما هیچ مسئولیتی در قبال تو نداریم و
از الان استرس اون مصاحبه عقیدتی ۶، ۷ ماه ديگه رو گرفتم ! 
از یکی پرسیده بوده اعمال روز عرفه رو بگو  
از یکی ديگه پرسیده بوده ذکرهای روز های هفته رو بگو
رفته بودن در خونه یکی ديگه تحقیق پرسیده بودن نذری میده یا نه ؟؟
خب خدایی چیه اینا !!! 
معلومه من بلد نیستم اینا رو خب ! 
نهایت ی وضویی نمازی چیزی بپرسه بلدم ! :/ 
اونم قبلش باید دوره کنم تازه :))
اعمال عرفه چیه ديگه از کجام بیارم :/ 
گرفتار شدیما تو این خراب شده با این مسخره بازیاشون  
4شنبه غروب رفتیم طالقانطالقان رو واسه استراحتش دوست دارم،چند هفته س قبل از طالقان رفتن كار اسكله و مصیبت های بنادر رو دارم و میرم طالقان فقط میخوام فراموشش كنم و بس.دوشب خوب خوابیدم و با پشه گزیدگی و خوردگی كنه برگشتم و تمام بدنم میخاره اما می ارزه.زمین رو هنوز درست نكردم و پول هم دستم نبوده اما ایشالله تا 2 هفته ديگه یه حركتهایی میزنم.5شنبه قربونی كشتیم واسه نفس و گوشتش رو قسمت كردیم،كله و سیرابی رو هم تمیز كردم اما دلم نبود خودمون بخوریم
سرم رو فرو کردم توی بالش بنفشم و تا می‌تونستم گریه کردم. اما ديگه حالِ گریه کردن هم ندارم. دلم می‌خواد بخوابم ده سال ديگه بیدار شم. گفت سخت نگیر، باید قبول کنم که توی دنیایی زندگی می‌کنیم که معجزه وجود نداره.به مهرداد پیام دادم و گفتم نظرم عوض شد. حالا ديگه فقط باید تلاش کنم که دوستش داشته باشم، لااقل یه کم.لااقلیهکم.
یادمه 
حدود دو سال قبل
یکی از بچه های ایرانی میگفت
که "اووووووووووووفففففففففف دنیا رو سخت نگیر
دو سال ديگه تو ازدواج میکنه و سه چهار سال ديگه یه بچه بغلته.
مطمئن باش که سال ديگه همین موقع در حالی که روی صندلی نشستی و شومینه پشتت داره گرم میکنه خونه رو، به این روزها میخندی."
میخوام بهتون بگم
که حرفای ادمها و مخصوصا ایرانیا و در راسش ایرانیای کانادا رو کلا جدی نگیرین.
nonsense زیاد میگن.
آخر هفته تون عالی :)
قرار نبود دوم خرداد اینقدر غمگین باشه، منظورم اینه قرار نبود با سالگردش غمگین‌تر شیم،‌ قرار بود حال‌مون توی سالگردش بهتر باشه،‌ توی تقویم ببینیمش و بخندیم. حیف!متولدین خرداد ۷۶ الان ۲۲ سال‌شونه و در آستانه کسب مدرک کارشناسی هستن؛ یه سری شون ازدواج کردن و حتی بعضیاشون بچه دارن. این موقع‌ها آدم می‌فهمه چقدر پیر شده.بعد از مدت‌ها کتابخونه رو‌ مرتب کردیم. با گرون شدن کاغذ فهمیدیم‌ باید خیلی بیشتر قدر کتاب‌هامون رو بدونیم. و من کلی کتا
نمیتونم بگم کلا بد بود. ولى میتونم بگم کلا خوب بود. تاحالا هیچوقت تو زندگیم انقدر خواسته نشده بودم. و هیچوقت انقدر بهم محبت نشده بود. ولى من یه ترسوعم. از اینکه منم انقدر دوستش داشته باشم و بعد مجبور شم از دستش بدم منو میترسوند. دنبال بهانه بودم. و بهترین بهانه رو هم گیر اوردم. دلم براش تنگ شده و دلشوره دارم. ادم بدى هستم و خودم اینو خوب میدونم. سیگار ندارم و تپش قلب و اضطراب هرلحظه بیشتر بهم فشار وارد میکنن. حالم خوب نیست و تنهام. من ديگه نمیتونس
دانلود آهنگ قدیمی و محلی غلامرضا وزان به نام ديگه ناشم به کلعه
Download Old Music Gholamreza Vazan Digeh Nashom Be Kaleh
خواننده: غلامرضا وزان ، شاعر: استاد امید غصنفر
دانلود ترانه محلی بوشهر – ديگه ناشم به کله – دانلود آهنگ محلی
اهنگ شنیدنی و معروف با لهجه بوشهری بنام ديگه ناشم به کعله
دانلود آهنگ شاد محلی بندری با لهجه بوشهری ها
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
تکست و متن آهنگ محلی بوشهری ديگه ناشم به کلعه
ديگه ناشم به کلعه
ديگه نمیشم به کلعه
نه ناشم ب
خدای مهربونم
ادمای دور و برم ناامیدم میکنن بهم میگن ممکن نیس یا به جای راه چاه نشونم میدن 
خدای مهربونم
بنده هات به جای امید دادن میگن که نمیشه یا داره فلان اتفاق می افته یا ديره یا هر چی
اونا یادشون رفته که تو از بدترین مهلکه ها بنده هات رو نجات میدی یادشون رفته که وقتی دستشون رو میگیری که از همه جا ناامیدن وقتی به دادشون میرسی که فریادرسی جز تو برای خودشون نمیبینن وقتی که از شدت غم زار میزنن و تو زو صدا میزنن
خدای مهربونم 
دستم رو بگیر
راه سخ
لعنت به سردرد.خب؟
ديگه داره اون روی سگ‌ من از دستش بالا میااااااد!
مامان میگه به خاطر گوشیه.فردا قراره گوشیمو کلا بگیره .
ببینیم این دست من نباشه چی‌میشه!
ديگه خسته شدم از تهوع و سردرد.!جدیدا خون دماغم میشم.!ديگه قشنگ ام الامراض شدم!

از صبح ساعت ۸ .تا صبح فرداش ساعت ۸!بی‌گوشی !لااقل دردو میشه با ور رفتن با این ماس ماسک فراموش کرد.حالا فردا قراره چیکار کنم خدا میدونه!
 
- تو منو دوست داری.
- از کجا میدونی؟
- برای اینکه داری باهام حرف می زنی.
 
ترجیح دادم ديگه ادامه اش ندم. مدتهاست که ديگه دلیلی نمی بینم دیگران متوجه اشتباهشون بکنم. برای همین ديگه به روش نیووردم که بیشتر از یک سال قبل که داشتیم رابطه جدیمون قطع میکردیم بهش گفته بودم اگر روزی برگشتم و دوباره باهم حرف زدیم، بدون که ديگه برام تموم شدی و هیچ حسی بهت ندارم.»
ديگه صداتو نمیشنومديگه نیستی؟ چرا ديگه آزارم نمیدیزخم ها هنوز هستن، دردهای عمیقی که مال من نیستنسوراخ توی قلبم. با اینکه کوچیکتر شده، اما هنوز حسش میکنمخوابیدی؟ من میترسیدم قوی تر بشیخوشحالم که کمتر حست میکنم. ولی میدونم به زودی دل تنگت میشممن به دردام عادت میکنم، من همیشه این دیوونه بازیا رو درمیارم چون راه ديگه ای ندارمکسی گوش نمیده، کسی باور نمیکنه، کسی کنار من نیستپس همیشه دردا رو قبول میکنممثل زنجیرایی که تو تخته سنگ ذوب شدنمثل جگ
چقدر تلخ بود کتابو میدیدم میخواستم ازش فرار کنم :(
از کتابخونه امانت گرفته بودم و دوبار تمدید کردم از ی طرف نصفشو که خوندم ديگه نمیخواستم بخونمش و از طرف ديگه نمیخواستم کتاب رو کامل نخونده تحویل بدم تو این دو روزه تمومش کردم خوب شد کامل خوندمش
چقدر گریه کردم برای مرگان و هاجر
ولی میدونم ما آدما قدرت تحملمون بالاس وقتی چاره ای نداری ، نداری ديگه
و برای آخرین روز شونزده سالگی قراره نه صبح برم کارآموزی ،ظهر که از سرکار برگشتم دو ساعت استراحت کنم بعد برم کلاس تا ساعت نه ده که تموم شه برگردم خونه و بازم تو راه درسارو با خودم دوره کنم و از سال ديگه اینموقع رویا ببفام.
فک کنم پایان قشنگی براش باشه چون تا ظهر با بهترین دوستام وقت میگذرونم و
از ظهر تا شبم برای آیندم تلاش میکنم
و یه روز میاد که بابت این روزا از خودم تشکر میکنم شاید اون روز دیر نباشه
شاید سال ديگه این موقع
و قرارم با خودم اینه سا
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

رَنجور server home شاید یه راهی باشه ملغمه خواب عصرسبز شجرهٔ طیبهٔ طوبای ولایت کلینیک لاغری خوبشو گل و گیاه ایران