نتایج جستجو برای عبارت :

دیگه خلاف نمیکنم

ابن سیرین گوید:اگر بیند که حق تعالی او را عبادت کرد دلیل خیر صواب جهت آخرت کند و اگر غیر خدا را سجده کرد تأویل به خلاف این بود.اگر بیند که عبادت در مسجد یا در صومعه کرد دلیل که خیرات بسیار کند اگر در جایی مکروه کرد تأویل به خلاف این بود.تعبیر تیوب | بزرگترین سایت تعبیر خواب
مرحوم سید احمد آقا خمینی رحمت الله علیه:
من بعد از رحلت امام با خدا و امام عهد کرده‌ام که کوچک‌ترین قدمی را علیه رهبری و بر خلاف رهبری و حتی خلاف میل رهبری بر ندارم؛
و اگر شما مردم هم چنین پیمانی را تجدید کنید، مطمئن باشید که ما در تمام زمینه‌ها بر آمریکا پیروز می‌شویم.
خیلی عجیبه که اون همه حس خوب  از بین رفته باشه:)  اینو امشب متوجه شدم.:)نمیدونم اون لحظه به چی فکر میکرد ولی من به متن بالا فکر میکردم.:)+عجیب دلم یه ادم واقعی میخواد كه ساعتها بشینه كنارم و باهاش حرف بزنم فقط.ديگه اینجا نوشتن حالم خوب نمیكنه.نمیدونم چرا.دلم یه ادم واقعی میخواد.میام اینجا كلی تایپ میكنم یه بار میخونمش پشیمون میشم و همه رو حذف میكنم.ديگه اون حس خوب ندارم بهش.حس میکنم پر از حرفم.مثل وقتاییم كه بغض میكنم ولی گریه نه.تك تك
دانلود فیلم سرکوفت
کارگردان: کریم رجبی
ژانر: کمدی، خانوادگی
سال تولید: 1397
تاریخ انتشار: زمستان 1397
مـدت زمان: 90 دقیقه
کیفـیت: WEB-DL
فرمت: MP4
تهیه کننده: سی من سینما
 
خلاصه داستان:
مجید (وحید رحمتی) برای خواستگاری از فرشته (ویدا جوان) منتظر بازگشت پدر او از سفر خارج است،‌در صورتی که بر خلاف تصور او مظفرخان (سید مهرداد ضیایی) از زندان آزاد شده و به خانه باز می گردد. از آنجا که خانواده مجید کاملا موجه و متشخص بوده و بر خلاف آنها پدر،‌برادر
بر خلاف همیشه، وقتی مادرم یک بار صدام کرد از جام بلند شدم.
خوشحال بودم و همچنان هم هستم.
دیشب هم خسته بودم و هم از فکر کردن به این که باید ساعت 3،4 صبح بیدار شم، ناخودآگاه چشم هام بسته شد.
و بالاخره ماه برکت.
ان شاءالله خدا، سفره ها دل و خونتون رو پر و پربرکت کنه.
نماز و روزه هاتون قبول
التماس دعا
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیستطاقت بار فراق این همه ایامم نیستخالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشدسر مویی به غلط در همه اندامم نیستگو همه شهر به جنگم به درآیند و خلافمن که در خلوت خاصم خبر از عامم نیست به خدا و به سراپای تو کز دوستیتخبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنیبه دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نیستسعدی
چیزی شبیه شنا در خلاف جهت امواج آب. هر چقدر هم قوی شنا کنی و دقیق باشی و سریع باشی و تلاش کنی و همه‌چیز،‌ باز هم نمی‌شود.
نمی‌شود که برسی.
نمی‌شود که بشود.
نمی‌شود که آن‌طور شود که خواسته‌ای.
نمی‌شود.
نمی‌شود که تو باشی، به مهربانی مهتاب
و این روح دردمند ولگرد
باز هم کوله را زمین نگذارد
و سر را به زانوی مهربانی تو.»
نمی‌شود که بهار از تو سبزتر باشد،گل از تو گلگون‌تر،پاییز از تو غمگین‌تر.»
رویاهایمان کوچک نبود. هدف‌هایمان کوچک نبود. ته
یک روز می رسدقصد ماندن داری؛اما بهای ماندن را نههرلحظه دلش را شکسته ایو نمیدانی به کدام لحظه قسم بخوریکه اینبار لحظه ها خوب خواهد بود؛که بگذار بمانم!
پ.ن: ایراد انسان آنجای گذشته اش بود؛که فراموش کرد ذاتا رفتنیستمگر اینکه تلاشش خلاف این را ثابت کند
چند وقتی بود که خودم رو خلع سلاح کرده‌بودم و توان جنگیدن نداشتم، تا این‌که امروز تو جلسه اعضای آزمایشگاه چندین بار پرسیدن: "به نظر شما این رو چی‌کار کنیم؟ چه طور پروژه رو زمان‌بندی کنیم؟" و یهو به خودم اومدم و دیدم که هه، انگار من بر خلاف تصوراتم نامرئی نیستم! :)))
 
پ.ن: مثل من نباشید، قبل از شروع و ازخودتون شکست نخورید.
 
۱۱ماه گذشت!!!!
 
بعضیا دلشون شکست.بعضیا دل شدن
 
خیلیا عاشق شدن. خیلیا تنها موندن
 
خیلیا از بینمون رفتن.خیلیا بینمون اومدن
 
گریه کردیم . خندیدیم
 
زندگی بر خلاف ارزو هامون گذشت
 
۳ روز مونده تا سال جدیدامید وارم روزهای سال ۹۲ بر خلاف ارزوهاتون نباشه
 
سال ۹۲ مبارک
بلخره تاسیس شد! اما فقط تاسیس شده فردا کلی کار داریمممم^_^
.
توو زندگیم فقط سه بار تا صبح چت کردم، هر سه بارم با این بچه بوده! الانم فک کنم خوابش برد!
.
این موقع از روزو دوس دارم. کلن این ساعتا خوبن چون مردم خوابن و نمیتونن برن رو اعصاب!
.
باید سعی کنم بخابم وگرنه فردا گندش درمیاد ک یواشکی تا صبح بیدار بودم!! این خلاف قوانینه!-_-
.
تعجب بر انگیز تر از همه اینه ک یه نفر توو وبم آنلاینه این موقعِ وقت!!
.
صبحتونم بخیر! :دی
سلام
برای یک شب اومدم خوابگاه.هوای اینجا بر خلاف شهر خودم خیلی خوبه.لاقل شب های خنکی داره.اینجا کسی رو نمیشناسم ديگه و از کسایی که هم میشناسم دوری میکنم.
دیشب کم خوابیدم و از صبح زود بیدار شدم تو راه بودم و بعد هم کلی راه رفتن و راه رفتن.زینب رو بعد یک ماه دیدم و حرف زدیم از همه چیز و بیشتر از اینده.حرص خوردیم که امسال تنها میره تهران و من هم نیستم باهاش که با هم همه جا رو بگردیم.
صبح که میخواستم راه بیفتم دلم راضی نبود.پر از حس بد بودم بابت این
یادمه یكی بهم میگفت تو خیلی صبوری هر كی ديگه ای بود اینطوری ریكشن نشون نمیداد یادمه همون ادم كاری كرد كه خرد شدم اما بازم صبور بودم مثه خودش نتونستم رفتار كنم یادمه وقتی عذر خواهی كرد ازم بابت هر چیزی كه سرم اورده بود وقتی منتظر كلمه ی بخشیدم بود حرفی نزدم تنها ادمی كه هنوز نبخشیدم همون ادمه ادم كینه ای نیستم ولی نمیتونم ببخشمش یادمه ی نَفَر ديگه هم میگفت هر اتفاقی كه بیوفته من فقط تو رو باور دارم یادمه اونم گذاشتو رفت باورت نداشت به من همون
به خودم قول دادم تنها بمونم ولی شکستن غرور و له شدن و انتظار بیخودی رو متحمل نشم  
گاهی اشک میریزم گاهی دلم بغل میخواد یه بغل از جنس دوس داشتن ولی خودمو نگه میدارم و تحمل میکنم  :(
ديگه نمیخوام اشتباه کنم و ديگه اشتباه نميکنم
خدایا دستمو بگیر سفت تر دستمو بگیر خدا جونم :*
گاهى حتى یك متر مربع تو این دنیاى بزرگ گوشه ى دنج تو نیست یه جایى كه متعلق به خودت باشه و درونش آرامش و آزادى داشته باشى انگار فقط یه نفسى میره و میاد با یه سرى مواردى كه بر حسب وظیفه و مسئولیت انجام میدى درست مثل یه ربات!!حتى تو بدنت هم آزاد نیستى ! عضله هاى منقبض و دندان هاى به هم فشردهبا اشك هایى كه گاه و بیگاه از چشمانت جاریه و ته مونده ى رویاهاتن ! الان اصلا با مشكل كسى ديگه نمیخوام كار داشته باشم نمى خوام فكر كنم خب فلانى چى بگه كه بیمار سر
بعد چهار سال امسال باز فرصتی بود که در باغ دخترداییم در کنار اقوام سیزدهمون رو بدر کنیم ولی متاسفانه خوشی بودن در اون جمع تنها یکساعت طول کشید و با افتادن محمد و شکستن دستش ماجرای سیزده بدر ما یه جور ديگه رقم خورد. آرنج دست چپ بطرز عجیبی خرد شده و از اونجا که تو شهرستان کوچک ما در اونروز متخصص ارتوپدی نداشتیم با آتل ثابتش کردن و بر خلاف اصرار من به برگشتن خونه آقا سماجت کردن که دو روز ديگه برگردیم.در نهایت این تاخیر باعث هماتوم دست و ورم شدید
تنها جمله ی کلیشه ای که شاید من بهش ارادت داشته باشم اینه : چقدر زمان زود میگذره . میتونه برام ویران کننده هم باشه و ملال آور ‌.
باورم نمیشه از شبی که با بغض خوابیدم چون صلاح مصدوم شده بود و لیورپول مظلومانه (!) جام رو از دست داد .‌باورم نمیشه یکسال و چند روز از اون شب گذشته و حالا لیورپول یک مدال نقره یک طلا و یک جام داره ! 
باید بیشتر از چیزی که الان هستم خوشحال باشم ، فکر میکنم اصلا خوشحال نیستم . 
شاید چون یک ماه پیش وقتی تو لیگ قهرمان نشدیم بهم
تعبیر خواب آبابن سیرین گوید اگر بیند که بر فراز آب راه رفت چون آب دریا و رودخانه دلیل کند بر قوت ایمان و اعتقاد پاک وی اگر بیند که از آب صاف خوشگواری بسیار بخورد دلیل کند که عمرش دراز بود و معیشت وی خوش بود اگر بیند که آب شور می خورد تاویل به خلاف این بود که اگر بیند که از آب دریا می خورد دلیل کند که به قدر آن از پادشاه مال و نعمت یابد اگر بیند که جمله آب دریا را بخورد دلیل کند که پادشاهی همه جهان را بگیرد و بعضی گویند که به قدر آن که از آب دریا خور
خسته ام ?. نه هر‌چه فکرش را میکنم من خسته نیستم .چون کاری انجام نداده ام که به خاطرش خسته شده باشم .احساس تنهایی میکنم?.نه ، احساس تنهایی هم نميکنم. بی حوصله ام ?.نه ،ینی شاید. حوصله ی درگیری با چیز هایی که دوست ندارم را ندارم .دلتنگم?.اره، من دلم برای خیلی چیز ها تنگ شده .حتی برای چیزهایی که در زندگی ام هرگز نبودند. دلتنگی دلیل خوبی برای بی حوصله بودنه?.من نمیدونم . و فکرم نميکنم اینطوری باشه دلم خیلی چیزا میخواد ولی هیچکدومو ندارم . ینی هس
ابن سیرین گوید:اگر کسی به خواب دید او را تب پیوسته بود،چنانچه زمانیش رها نمی‌کرد دلیل که پیوسته به فساد و گناه مشغول است ،توبه بای کرد تا از عقوبت نجات یابد.
کرمانی گوید: اگر کسی بیند تبش دراز است دلیل که تنش درست وعمرش دراز است .اگر بیند وی را تب اندک است تاویلش به خلاف این است.تعبیر تیوب | بزرگترین سایت تعبیر خواب
ایمپلنت دندان پشتیبان دندان ها و مانع تحلیل استخوان، بر خلاف پل ها، ایمپلنت ها برای حمایت از دندان های همسایه تکیه نمی کنند، می توانند دندان های باقی مانده را از آسیب محافظت کند. و بر خلاف پروتزهای دندانی، مانع از دست رفتن استخوان در فک و لثه می شوند، زیرا ایمپلنت های دندانی جایگزین ریشه دندان می شوند.
کاشت ایمپلنت دندان خدمات دندانپزشکی
سلام من برگشتم
سه ساعتی میشه که رسیدم
چقدر همه چی یه جوری شده هنوز حتی ذهنم تو پادگانه
تو خاموشی تو بیدار باش تو انکادر
تلویزیون برام یه جوری میاد با اینکه اونجا تلویزیون داشتیم
ولی فرصت نمیشد دید
دو ماه اموزشی خوب سخت و پر سود
امروز 10 صبح ترخیص از کرمانشاه
اینجا میام مینویسم اما الان فقط تنها چیزی که لازم ندارم نوشتن چیز هایی که دیدم و فهمیدم
که همش باز در همون جهتی بود که میخواستم
با تمام سنگینی هاش روز های اردو که اسمشو گاها میگم فوق س
سالار تپل و بور بود، به نظر من آدم لات‌ولوت و بددهنی بود و هزار جور خلاف و کثافت‌کاری داشت؛ اوایل دبیرستان با هم آشنا شدیم و همیشه یه سلام‌احوال‌پرسی مختصری داشتیم، اما تا بعد از دبیرستان خیلی با هم‌ديگه صمیمی نشدیم؛ ماجرای با هم بودنمونم این طوری بود که سالار بعد از این که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد، با پارتی یکی از فامیلاشون توی سپاه استخدام رسمی شد، چند سالی اون جا کار کرد و مدیرمسئولی چیزی شد (آخرشم دقیقن نفهمیدم چی کار داشت می‌کرد
میخوای بگی من عجیبم؟ که تو اینجوری نیستی؟ هیچکس نیست؟ فقط منم که به عمل آدما عکس العمل نشون میدم و عین احمقا و آویزون ها رفتار نميکنم؟ که با کسی دوست بامعرفت میشم که اون معرفت نشونم میده، که عاشق کسی میشم که عشق بهم میده، که کسیو که قیدمو میزنه فراموش میکنم، که کسیو که اذیتم میکنه. نه. اذیتش نميکنم. فقط عین بچه ها فرار میکنم.
همیشه منفی ها و خلاف کارها جذاب ترند، از قدیم گرفته تا حالا! به شخصیت های فیلم های هالیوودی دقت کنید! با اینکه آنها هم آدم می کشند، خرابکاری می کردند و . باز هم جذاب تر از فردی هستند که در همان فیلم ها طرفدار محیط زیست است، یا به حیوانات کمک می کند.
این تنها مربوط به قهرمان فیلم های آخرامانی نمی شود. هکرها هم جزو همین شخصیت های منفی اما محبوب اند، چه کسی دوست ندارد یک هکر حرفه ای باشد؟
آنچه که امروز در جامعه و فضای سایبری شاهد آن هستیم هنوز هم
راستش من باور نميکنم کسی که امروز حواسش هست نوبت رو توی صف رعایت کنه، جنس قدیمی رو با قیمت جدید نفروشه، به موقع بره سرکار و به موقع بزنه بیرون، از بند پ استفاده نکنه و . فردا صبح از خواب بیدار بشه و تصمیم بگیره خدا تومن اختلاس کنه.
نمیگم هرکسی که تخم مرغ میه وما کارش به شتر ی میرسه. ولی اینم باور نميکنم که کسی که شتر میه یه روزی به تخم مرغ های کسی دست نبرده باشه.
در زمان قاجار بر خلاف اینکه در اکثر جاهای ایران هر روستا خان داشت طرشت ولی طرش خانی نداشت و این در ان زمان انقلابی بوده چراکه در بسیاری ازمنابع امده است که ایران به صورت خانی اداره می شده ولی در طرشت خانی نبوده در نتیجه به این روش اداره نمی شده وبه صورت خرده زمین اداره می شدهیعنی هر کسی تکه زمینی داشته وهنگام برداشت محصول همه با هم محصولات خود را به دیگران می فروختند .
اصلاحات و اصرار بر موضع دموکراسی از نوع غربی و آزادی از نوع لیبرالی در دور گذشته و زمان آقای خاتمی که هنوز فراموش نشده و تازه امروز هم در bbc و voa همین اصلاحاتی های فراری از این دسته حرف ها می زنند و تازه بعد از جریانات خرداد 88 به ولایت فقیه و اصول اولیه نظام ایران یعنی اسلام خدشه کردند و جمهوریت را معارض با اسلامیت نامیده اند بنابرین رای مردم به آقای فقط و فقط برای حل مشکل اقتصاد است و نه ادعاهای خلاف شأن نظام اسلامی ایران.
واسه بهراد دنبال كار هستم،هنوز جور نشدهعذاب وجدان دارم،باید توی این سه سال كه بابا فوت شده یه كاری براش میكردم.دو جا كار جور كردم كه یكی 4 ماه و یكی 2 ماه و چند روز سركار بود و بعدش دنبال پولش بدو.هنوز از عروجی پول كاركرد پاییز و زمستون پارسال رو نتونستم بگیرم.سمیر چند جا سپرده.به رضا پروین هم سپردم و هفته پیش كلی باهاش حرف زدم.الان درگیر پایان نامه ش است بهرادزبان رو هم باید دوباره شروع كنه.با قرقی (پرایدمون)میره دانشگاه و میاد.امروز ص
میخوام قید تیم رو بزنم . چون موندنم فقط منجر به نابودیه ديگه نمیخوام . ديگه هیچ شوقی ندارم برای این جمع اگه یه ذره امید داشتم الان ديگه ندارم چون هرچی بیشتر میمونم احساس میکنم خودم دارم ذره ذره از بین میرم . باید این ریسک رو بجون بخرم و قید همه چیو بزنم و از اول شروع کنم . یادمه با خودم میگفتم تا جایی ادامه میدم که خودمم پیشرفت کنم ولی الان فقط یه جا وایسادم هیچ حرکتی نميکنم هیچ حرکتی . فقط میدونم باید این جریان رو بهم بزنمنگاهام عوض شده طبیع
بر خلاف ادعاها، که حجاب اجباری باعث برقرار عفاف در جامعه می شود، این طرح سازماندهی شده از طرف جناح های مشکوک و احتمالا با مدیریت انگلستان می باشد. حجاب اجباری در ایران باعث اختلال در بلوغ جنسی پسران شده است زیرا توانایی دیدن یک زن را ندارند و چه بسا ممکن است به دختری علاقه مند شوند اما به دلیل عدم رویت درست وی توانایی آن را ندارند که علاقه خود را تشخیص دهند. کاظم سعیدزاده
احتمالا شده تا بحال شنیده باشین که "ما تجربمون بیشتره" یا اینکه " ما بهتر میدونیم" و یا "ما صلاح تورو میخوایم"! و با این بازی کلمات جوون تر ها رو مجبور به کاری میکنن که بر خلاف میلشونه!!
چه استعدادهایی که تو این گرداب غرق نشده و چه سالهایی که برای لذت نبردن از زندگی اجباری تلف نشده!!
چی میشه که جبر خونواده ها انقدر زیاد میشه که آدما رو از عشق کردن با چیزی یا کسی که دوس دارن منع میکنن؟!
تا دنیا دنیاس یه جای خالی تو قلب آدما باقی میمونه که جاش با هزارا
انقده اتفاقای جورواجور افتاده من نمیدونم اصلا چی بگم!شاید یه روزی سر فرصت بشینم اساسی بنویسم یه رمز گنده هم بذارم روی پست که مبادا ابرو و شرفم با خاک یکی شه :))))
ا.م و کلی ماجرای ديگه.
اومدم فقط بنویسم پیرتر شدم دیدین؟هجده سالگی جذابه؟فکر نميکنم.
بر خلاف ادعاها، که حجاب اجباری باعث برقرار عفاف در جامعه می شود، این طرح سازماندهی شده از طرف جناح های مشکوک و احتمالا با مدیریت انگلستان می باشد. حجاب اجباری در ایران باعث اختلال در بلوغ جنسی پسران شده است زیرا توانایی دیدن یک زن را ندارند و چه بسا ممکن است به دختری علاقه مند شوند اما به دلیل عدم رویت درست وی توانایی آن را ندارند که علاقه خود را تشخیص دهند. 


ادامه مطلب
برای همه ی شما که در این فضا مینویسید و برای شما که هم رگ و ریشه اید:میخواهم بگویم چقدر خوشحال و خوشوقتم که شمارا میشناسم ،روزمرگی هایتان میخوانم و میتوانم چیزهای زیادی ازشما یادبگیرم 
شما به معمولی ترین شکل ممکن فوق العاده اید و به فوق العاده ترین شکل ممکن معمولی هستید شما خودتانید و بر خلاف خیلیها سعی نمیکنید یه کپی تهوع آور باشید 
دوستتان دارم و برایتان بهترین ها را میخواهم 
دوستدار شما : ستوده 
+شبیه پست خداحافظی به نظر میرسد؟ ولی قرار
کسانی که می خواهند خرید لیزر دایود را انجام دهند حتما دقت داشته باشند که نوع عملکرد و کارایی آن را کامل بدانند و آن را مطالعه کنند و قبل از خرید لیزر دایود این نکته را بدانند که منبع دستگاه دایود بر خلاف دستگاه الکساندرایت که با لامپ تحریک می شود با جریان الکتریکی تحریک می شود.
بر خلاف همه کسانی که خاطرات تلخ را حذف می‌کنند؛ می‌خواهم برای تذکری به خودم این عکس را تا ابد در وبلاگم نگه دارم تا به جای اعتراض به زمین و زمان، وظیفه‌ام را درست انجام بدهم. ان‌شاءاللهپ ن: هر گونه تحلیل ذوقیِ صفر و صدی از فرهنگ ایرانی و ژاپنی، ممنوع است!
این روزیی که نزدیک شدیم به اعلام نتایج  کنکور همش به این فکر میکنم من که به اصطلاح خرم از پل گذشته و واقعیتش از روزگار عجیب کنکور چیزی اذیت کننده ای رو به یاد نمیارم،شاید هم ناخودآگاهم به حذفش کمک کرده و بیشتر هر سال که به دوران نزدیک می شیم بر خلاف گذشته دلم میخواد به بچه های دبیرستانی آگاهی بدم(چیزی که خودم عمیقا حس میکنم بهترین لطفی که میشه به فرد تو بحران کرد) که خب دوروبرم کسی نیست و من هم کلا آدمی نیستم که خودم رو وارد مسئله ای کنم حالا ای
این روزیی که نزدیک شدیم به اعلام نتایج  کنکور همش به این فکر میکنم من که به اصطلاح خرم از پل گذشته و واقعیتش از روزگار عجیب کنکور چیزی اذیت کننده ای رو به یاد نمیارم،شاید هم ناخودآگاهم به حذفش کمک کرده و بیشتر هر سال که به دوران نزدیک می شیم بر خلاف گذشته دلم میخواد به بچه های دبیرستانی آگهی بدم(چیزی که خودم عمیقا حس میکنم بهترین لطفی که میشه به فرد تو بحران کرد) که خب دوروبرم کسی نیست و من هم کلا آدمی نیستم که خودم رو وارد مسئله ای کنم حالا این
نیازی به دروغ گفتن نبود زیرا اصلا واقعیت را نمی دانستم حتی اگر هم آن را می دانستم فقط یک واقعیت محسوب می شد و اگر هم این طور نبود، خلاف آن واقعیت دیگری بود. حتی من و تو هم  در غیاب کوبلیان جور دیگری بودیم تا با او. من هم بدون تو جور دیگری هستم.  و فقط برای خودت همان کسی باقی می مانی که هرگز جور دیگری نیست. 
نفس بریده، هرتا مولر، ترجمه مهوش خرمی پور، کتابسرای تندیس، چاپ اول، 1389، 344 صفحه
بعضی وقتا اتفاقات انقدر سریع پشت سر هم میوفتن که آدم نمیدونه باید چه عکس العملی نشون بده هنوز تو شوک برای یه اتفاقه که اتفاق بعدی مثل یه پتک تو سرش میکوبه  :/
 حوادث پیش میاد و تو میمونی و دنیای جدیدی که زندگی جلو پات گذاشته اصن ادم نمیفهمه از کجا خورده ! خو یخورده یواش تر چتونه؟
ــ  یه بُل لِلَکی :یهویی
اینو از رفیق بهبهانی یاد گرفتم  :ّ)
موهایم را به پهنای صورتم ریخته ام دست هایم را با لرزشی خفیف درهوا میچرخانم و با حرکتی خلاف و گاها در جهت عقر
از سرگرمی های این روزهام همینقدر میتونم بنویسم که یهو دلم هوس فسنجون میکنهبه مامانم میگم
بعد سه چهار وعده پشت سر هم فسنجون میخورم
عصرها نیمروی عسلی میخورم
ظهرها یک عالمه سیب و آلوسیاه میخورم
از صبح که بیدار میشم تا شب که بخوابم گات و فرندز میبینم
و هیچ کار مفیدی که از نظر خودم نتیجه داشته باشه نميکنم.مثلا درس نمیخونم.ورزش نميکنم.چیز جدیدی یاد نمیگیرم.مهارتهای قبلیمو تقویت نميکنم.آشپزی نميکنم.نمیرقصم.کتاب نمیخونم.
فقط وقت میگذرونم
از دست خ
امروز بر خلاف هر روز صبح صبحونه نخوردم با خودم گفتم حالا یه چیزی می خورم ديگه
ساعت 10 این اینا بود که یکم انگور خوردم .
ساعت 11 دیدم یه کم حال ندارم گفتم شاید به خاطر گرسنگی باشه می خواستم از این شکلات ژله ایا بخورم بعد گفتم ولش کن الکی قند مصنوعی به خورد خودت نده چیزی نمونده تا ناهار
سرکار بودم و شلوووغ
یه خانمه وسط صحبت جدی من یهو گفت صداتم قشنگه من :||||||  
اگه منو تو اون لحظه می دید هییچ وقت همچین حرفی نمی زدا تازه از ترس سکته هم می کرد :)
ال
 حال من دست خودم نیست، ديگه آروم نمی‌گیرمدلم از كسی گرفته كه می‌خوام براش بمیرمباز سرنوشت و انتهای آشناییباز لحظه‌های غم‌انگیز جداییباز لحظه‌های ناگزیر دل بریدنبازم آخر راه و حس تلخ نرسیدنپای دنیای تو موندم مثل عاشقای عالمتا منو ببخشی آخر، تا دلت بسوزه كم كممثل آینه روبرومه، حس با تو بودن مندارم از دست تو می‌رم، عاشق كن منو نشكن
اگر خوب دقت کنید، می‌بینید که زنده بودن و زندگی کردن یک موهبت شگفت‌انگیز است. اما اگر بیشتر دقت کنید، می‌بینید که این جمله تناقض دارد. من از ابتدا با زنده بودنم معنا شده‌ام، و در نتیجه نمی‌توان زندگی کردن را چیزی جز اجبار دانست. بهره بردن از یک موهبت در جایی معنا می‌دهد که خلاف آن هم ممکن باشد، حال آنکه من نمی‌توانم منی را تصور کنم که زندگی نکند و بیاندیشم که در آن‌صورت آیا موهبتی نصیبم شده است یا خیر؟ به‌گمانم این موضوع برای دچار اشتباه
انتقال با واسطه ماده حامل :

مولکول هایی مثل گلوکز به وسیله پروتئین های حامل اختصاصی از عرض غشا
انتقال می یابد. انتقال با میانجیگری ها ملی که در آن حرکت خالص ذر جهت رو
به پایین شیب غلظتی بوده ، و به این علت غیر فعال می باشد، انتشار تسهیل
شده خوانده میشود. انتقال با واسطه ی ماده حامل که در خلاف شیب غلظتی به
وقوع می پیوندد، و در نتیجه به انرژی متابولیکی نیاز دارد، انتقال فعال
نامیده می شود.
ادامه مطلب
مریضم.سه هفته س مریضم و دل درد و حالت تهوع و غیره دارم .غذا هم هیچی.سمیر میگه حامله شدی.خدا روشكر.خدا رو شكربهراد یه هفته س رفته سركار.كارش توی مترو تهران است.توكل به خدابعد از ماهها دوباره موزیك گوش میدمتنوع موزیكهام هم باحاله،سیاوش قمیشی و محسن چاووشی.شایدم زند وكیلی.تمامآخر هفته ها میریم طالقان و جمعه بعدظهر میریم مهرآباد خونه بابام .شبش هم جنازه میرسیم خونه.ببین چیه كه توی هفته استراحت میكنم.طالقان هم همیشه كار واسه انج
خیلی بهم ریختم امشب.خیلی.ولی خوبم الان.حالم بهتره.+گاهی وقتا یه حرفایی هرچقدر هم كه ساده باشه بدجور دل ادم میشكنه.خیلی دلم شكست امشب.اشك تو چشام جمع شد.ولی با وجود همه اینا یه خوبی كه وجود داشت این وسط این بودش كه ديگه مُرد واسه من.+امشب ارزو كردم واسه همیشه دور شم از این شهر.اونقدر دور شم كه دست هیچكس بهم نرسه. 
نمیدونم چی شد.چرا؟واقعا عاشقش شدم.از این موضوع خوشحال نیستمنمیخوام طرد شماز همه.نمیخوام وقتی حس مو میفهمه پرتم کنه بیرون و  واسه همیشه ازم متنفر شهالبته الانم فکر کنم ديگه دوستم نداشته باشه و ازم خوشش نیاد:/از بس وقتی می‌بینمش به هول و ولا میرفتم و هیزی میکنم.دست خودم نیست:/یک بار مچ خودمو گرفتم که به سینه هاش زل زده بودمبعد همش عذاب می کشم که چند نفر ديگه منو تو همچین حالتایی دیدنواقعا هیچ تحریکی نسبت به پسر جماعت حس نميکنم:/او
آخر چرا روز به این مهمی در تقویم تعطیل نیست؟ بلکه حداقل برای تو وقتی باز شود بین کارهایت و همت کنی بیایی دنبالم. نیامدی و یک مناسبت خوب دیگر هم از کفمان رفت. 
استاد می‌گوید: تنهایی اربعین رفتن، خلاف کار تشکیلاتی است. کی می آیی که باهم تشکیلات شویم؟! 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط
امان از این نخوابیدن های الکی . داره حالم از خودم بهم میخوره برنامم به هم ریخته از همینجا میگم از فردا به این وضع مسخره خاتمه میدم ديگه واقعا حالم از خودم بهم میخوره اونم بخاطر این بیدار بودنا و صبح خوابیدن . درضمن بیدار موندنم کلا پوچ شده و هیچ کاره مفیدی نميکنم فقط pes بازی میکنم روانی شدم از این وضع . از فردا کلا خوابمو تنظیم میکنم میرم سراغ برنامه هام و به این وضع تخماتیک خاتمه میدم . رمان کوری هم چند روز پیش بدستم رسیده باید شروع کنم . ح
میدونی،من آدم بغضای همیشگی بودم
آدم نباریدنآدمی که اکه ابری باشه، ابرای بزرگیه که هیچکس نمیفهمه پشتشون یه عالمه بارون تلنبار شده است 
هر ادمی تو زندگیش دردایی داره. منم،
هیچوقت نگفتم دردای من از بقیه دردترن!نگفتم سلطان غمم و نخواستم کسی حتی بفهمه غمگینم.
 خواهر نداشتم. تا تو اغوش مهربونش راحت غمامو زار بزنم تا سبک شم
 همه غمام بغض شدن چسبیدن به گلوم
من داد نزدم های های گریه نکردم، برای هیچکسی خودمو لوس نکردمهیچکسی نداشتم سرمو بچ
اتوبوس می‌رفت پایین و آدم‌ها، مغازه‌ها، هیاهوها، رنگ‌ها، نورها می‌رفتند بالا. تاریکی آمد و جای همه را گرفت. احساس کردم سوار سفینه‌ای شده‌ام با کف بلورین که هنگام بالا رفتن، کوچک شدن و گم شدن زمین و زمان را به خوبی نمایش می‌دهد. همه چیز رنگ می‌بازد، دور می‌شود و در میان تاریکی گم می‌شود. وقتی همه جا تاریک شد، بر خلاف انتظارت می‌بینی که می‌بینی. یعنی تازه داری می‌بینی. تازه داشتم می‌دیدم انگار. یک سبکی خیلی راحتی سراغم آمد، بعد از میلی
یک دقیقه تامل:بخاطر سالهاى که در این دیار نفس کشیدم وبارها بعد
از اون بخاطر سفر به این خطه از سرزمینم بر خلاف تمام مستند نگاران
ودوستان که فقر این منطقه رو به رخ کشیدن که منکرش نمیشم اما نجابت وهوش
واستعداد وامیدى که در لحظه لحظه زندگى مردم این منطقه وجود داره برام
همیشه پر رنگتر از فقرى هست که بواسطه عوامل داخلى ویک عده سوءاستفاده گر
براین منطقه سایه افکنده، از نظر من ایران با تنوع اقوامى که در اون زندگى
میکنن ایرانه وتک تک اقوام ایرانى
عشق برا من این نبود که در جواب ابراز علاقه ت برخلاف حس درونی م بی محلی کنم بهت و تا مدت ها تو رو دنبال خودم بکشونم که خودت هم باورت شه چقدر عاشقی.
عشق برا من این نبود که در جواب ابراز علاقه ت بر خلاف حس درونی م با دست پس بزنم و با پا پیش بکشم و بری و بیای و از من جذاب تر برات نباشه.
عشق برا من این نبود که در جواب ابراز علاقه ت بی هیچ تی علاقه م رو ابراز کنم و بعدی هپیلی لیود اور افتر بشیم.
عشق برا من این بود که در جواب ابراز علاقه ت بی هیچ تی عل
 
بنا داشته باشید که گناه نکنید
امام ای حفظه الله: 
تقوا یعنی همین که مواظب رفتار خودتان باشید که خلاف امر و نهی خدا رفتار نکنید. این، معنای تقواست.
یک وقت ممکن است سرِ رشته از دست انسان خارج شود و گناهی هم از او سر بزند. مهم این است که شما مراقب باشید و بنا داشته باشید که گناه نکنید. این، آن روحیه‌ی تقواست.
 دارم به این فکر میکنم که من دقیقا چند بار اومدم اینجا نوشتم که ديگه درباره ی کاف صحبت نميکنم !حتی نوشته بودم که خطش زدم . اره نوشتم ديگه . خیلی . اما خب نمیدونم چرا باز یکی دو شبه به این فکر میکنم که عجب دوره و زمونه ای اِ!به کسایی گفتیم دوست . که الان هر چقدر چشم بگردونیم نمیتونیم پیداشون کنیم . نیستن . ديگه تو قلبمون نیستن .دارم به این فکر میکنم که چطوری میشه که ادما اینطوری میشن! اصلا چه بلایی سر خودمون میاد .که ديگه نمیتونیم منعطف باشی
خدایا ! همونطور که زمستون رو برای ما تابستون کردی ، تابستونمون رو هم زمستون کن ! آمین .
میگن در اروپا دمای هوا به 30 درجه میرسه ، تو خیابونا به مردم آب رایگان میدن ، اونوقت در ایران ، دمای هوا به 50 درجه میرسه ، برقا رو قطع میکنن (حرفی ندارم واقعن )
هنوز درک نميکنم چرا باید ساعت 12 ظهر ، در اوج گرما بیان قرار بذارن که بریم با هم ديگه چیزی بخریم . خداییش ديگه من دمای 46 درجه رو انقدر شدید و مستقیم حس نکرده بودم .
یادمه آخرین آزمون سنجش بود به مدت ده دقیقه
به کامک حسودی میکنم.زندگی خوبی داره که من دوس دارم میداشتم.من به خیلیا حسودی میکنم ولی اینکه به کامک حسودی میکنم اذیتم میکنه.البته اون از وضعیتش راضی نیست.که من درکش نميکنم.بدیش اینجاست من حتی اینجاهم دوس ندارم راجع به خیلی چیزا حرف بزنم.انگاری نمیخوام هیچوقت چیزی ازشون بگم.حتی به یه غریبه.ولی فهمیدم ادم همیشه ناراضیه .مثلا همین کامک ، کلی بخاطر چیزای مسخره ناراحته، یا مثلا خودم.از خواهرم ناراحتم .نمیدونم چرا درکش نميکنم.ولی خب ديگه هیچکار
بر خلاف تصوّر عموم
هر جمله‌ای که با "بر خلاف تصوّر عموم" شروع شود
حقیقت محض نیست.
گاهی هم تصوّر عموم از تصوّر خصوص صحیح‌تر است.
***
میگن: بترکه چشم حسود،
ولی تا اونجا که ما دیدیم چشم حسود بیشتر ترده.
***
نوشابۀ گازدار درمان استخوان است،
با این توضیح که درمان در ترکی به معنای آسیاب است.
***
از زبان رئیسی در جواب رقیبی که گفت "هم ادّعا دارید که یه کم حقوق خوندید":
بله ما با مدرک دکترا ادّعا داریم که یه کم حقوق خوندیم، مثل شما با مدرک لیسانس خودمان را
نزدیک دو ساعت بلکه بیشتره که حرف زدیم . حرف زد از ناراحتی هاش . از همه چی ! دل و زدم به دریا و ازش پرسیدم هنوز هم باهاش ارتباطی داری ؟! منتظر نه بودم اما گفت اره هر از گاهی سلام احوال پرسی داریم . بهش گفتم پس نرفته ! گفت چرا رفته . خیلی وقته که رفته . بهش میگم این سبد گل های خشک شده توی این اتاق . اون تلفن هایی که میگی هر از گاهی هست . این میشه بودن !گفت بودن ؟نه !نه!گفتم پس میشه نصفه نیمه رفتن . نصفه نیمه رفتن هم به درد لای جرز دیوار میخوره !ا
به استناد سایت آیین دادرسی دینا ، سوگند بتی یا سوگند قاطع دعوا سوگندی است که به وسیله آن حسب مورد ادعای مدعی ساقط و یا اثبات می شود . به موجب ماده 1325 قانون مدنی " در دعاوی که به شهادت شهود قابل اثبات است ، مدعی می تواند حکم به دعوای خود را که مورد انکار مدعی علیه است ، منوط به قسم او نماید ". بنابراین در سوگند بتی یا قاطع دعوا ، با سوگندِ تنها ، یا ادعا محکوم به رد شده و یا به اثبات می رسد ؛ بر خلاف سوگند تکمیلی که مکمل دلیل ناقص دیگری است
اول مرداد شروعش کردم و امروز آخرین قسمتشو دیدمکلی باهاش خندیدم و دو قسمت آخر بی اختیار اشک ریختم و خندیدم
فکر نميکنم نیاز باشه از خوب بودنش بگم چون همه میدونن ديگه:)
+بالاخره تونستم یه کار انجام بدم!یک ساعت تمام بدون هرگونه مزاحمی نشستم و  فقط و فقط نوشتم.خیلی خیلی انرژی گرفت ازم ولی نوشتن خودش نصف راه حله!
گاسپار دروویل صاحب منصب نظامی فرانسوی که در زمان فتحعلی شاه قاجار به ایران آمده بود در سفرنامه خود درباره کُردها می نویسد: 
کُردها هرگز لب به شراب نمى زنند و کیفر کسى که مرتکب این خلاف بشود، فوق العاده وحشتناک است.
 چنین خلافکارى را از دو پا به یک درخت آویزان مى کنند و غالبا دوازده ساعت او را به همین حالت در هوا معلق نگاه مى دارند و چنانچه براى بار دوم دست به چنین کارى بزند علاوه بر آویزان کردن او را شلاق هم مى زنند.
--------------------------
 سفر در ایرا
گاهی مسیر جاده به بن‌بست می‌رودگاهی تمام حادثه از دست می‌رودگاهی همان کسی که دم از عقل می‌زنددر راه هوشیاری خود، مست می‌رودگاهی غریبه‌ای که به سختی به دل نشستوقتی که قلب خون شده بشکست می‌روداول اگر چه با سخن از عشق آمدهآخر خلاف آنچه که گفته است می‌رودوای از غرور تازه به دوران رسیده‌ایوقتی میان طایفه‌ای پست می‌رودهر چند مضحک است و پر از خنده‌های تلخبر ما هر آنچه لایقمان هست می‌رودگاهی کسی نشسته که غوغا به پا کندوقتی غبار معرکه بنشس
من دیشب راه افتادم با اتوبوس اومدم تهران از شهرمون. و من همیشه از بس استرس مسیر دارم، هیچ وقت خوابم نمیبره و تا صبح جاده رو نگاه میکنم. میترسم راننده یه وقت خوابش بگیره، یا حتی میترسم راننده سکته کنه. از کنار این نفت‌کشا هم که رد میشیم فقط به دقت نگاه می‌کنم و نفسم در نمیاد. بدترین قسمت جاییه که یه ماشین سنگین تو جاده هست، یه کامیون داره ازش سبقت میگیره و در همون حین اتوبوس هم وارد سبقت میشه، من همش میگم خب الان اگه خدای نکرده یک ثانیه این کامی
بالاخره بعد دوساعت گریه كردن و با سه تا ادم مختلف حرف زدن تونستم به خودم بیام الان ديگه بهش فك نمیكنم اولش كه با زهرا حرف زدم خیلی خودمو كنترل كردم ولی نشد بعدش فائزه زنگ بیست دیقه هم لا اون گریه كردم بعدش شفق پی ام داد ی ی ساعتم با اون حرف زدم گریه كردم گفت كه میاد پیشم گفتم نه نیاد  خیلی باهام حرف زد از خواب بیدارش كردم ولی چون حالم بد بود هیچی نگفت خیلی اروم شدم الان ارومم حالمم خوبه بریم كه به زندگیمون ادامه بدین اصن گور بابای همچی
امشب به یک نویسنده "کمی" غبطه خوردم. مخصوصا وقتی گفت معمولا هفت- هشت تا کتاب را با هم پیش می‌برد. طول می‌کشد تا تمام شوند ولی، سالی یک کتاب دارد. کتاب که می گویم فیکشن و نان-فیکشن هایی هستند که بشود به‌خاطرشان جلسات نقد گذاشت یا شرکت کرد. قدرت تخیل و خلاقیتش تحسین برانگیز است. سوال کلیشه ای به ذهنم رسید که چه شد اصلا نویسنده شده؟ خیلی جدی گفت: هیچی بار خورد! چون کار ديگه ای بلد نبودم.» شاید علت موفقیتش هم همین است. حالا چون خلاف دیدگاه‌های امثا
الان بیش از یک ماهه آریان سرما خورده. یعنی دو هفته سرما خورده بود دو سه روزی خوب شد و باز دوباره سرما خورد. دفعه دوم که بردم دکتر گفت ویروسه و آنتی بیوتیک نمیخواد و فقط سیتریزن داد اما گفت اگر تب داشت بیارش. آخرهای هفته اول از دفعه دوم کمی تب کرد اما با استامینوفن کنترل شد ولی سرفه داشت و من براش شربت بنفشه باریج گرفتم که سرفه هاش بیشتر و اخلاطی شد. آخر هفته دوم از دفعه دوم D: اینقدر بد سرفه میکرد و سینه اش خر خر میکرد که بردم یه دکتر ديگه و گفت بای
ویروس پاپیلومای انسانی یا HPV یک ویروس حاوی DNA است که بیش از دویست رده آن شناخته شده است و بیش از ۴۰ نوع آن نواحی جنسی را درگیر می‌کند.  یکی از عمده‌ترین راه‌های انتقال این ویروس، تماس جنسی است. از هر ۴ فرد با آلت جنسی منتسب به نه، ۳ فرد در طول زندگی به این عفونت مبتلا می‌شوند. دراکثر مواقع عفونت‌های ناشی از HPV جدی نیستند، نشانه‌ای از خود بروز نمی‌دهند و خودبخود و بدون نیاز به درمان از بین می‌روند. به دلیل همین بروز ندادن ن
این متن را در چهلم(نمی دانم دقیقا چرا چهلمین روز، روز خاصی بود) مادربزرگم نوشته بودم:
چند روز پیش، روز چهلم درگذشت (درگذشت؟!) مادر بزرگم بود. مادر بزرگم حدودا نود ساله بود ولی چهره اش کمتر نشان می داد! شبیه مادربزرگ های توی کارتون که همیشه میخندند و نخود و کشمش می دهد نبود یکم زرنگ تر و باحال تر و تا قسمتی متفاوت بود.
من رفتن او را حس نکردم یعنی وقتی مادرم گفت "حال مادربزرگت بد شده" و اشک در چشمانش حلقه زد و مرا بغل کرد فهمیدم که حال مادربزرگم بد ن
برایت‌برن نام فیلمی ترسناک و مهیج محصول سال ۲۰۱۹ و به کارگردانی دیوید یارووسکی می‌باشد. داستان این فیلم درباره یک زوج است که پسربچه‌ای را در نزدیکی خانه‌شان پیدا می‌کنند که از آسمان به سمت زمین با یک کپسول سقوط کرده است. این پسربچه مانند من دارای قدرت‌های فراطبیعی است که با بزرگتر شدنش ، این قدرت‌ها ظاهر می‌شود. اما بر خلاف من ، او از این قدرت‌ها برای انجام کارهای ترسناک و مخوفی استفاده می‌کند که…اپیزو فیل
امشب چشمامو رو همه چی بستم و فقط نشستم به روزای ازدست رفته ای که میشد به بهترین شکل با مشکات بگذرونم و نشد فکر کنم. فقط به این فکر کردم که من هنوزم چقد مشکاتو دوست دارم. فقط به فکر این بودم که ما بخاطر یه موضوع کوچولوی کوچولو که از همون اول میتونستیم حلش کنیم چقد دور و دورتر شدیم ازهم.آتیش گرفتم وقتی یچیزایی رو شنیدم. اصلا نمیدونم چرا این اتفاقا افتاد. همش از همونروز لعنتی شروع شد. البته حالاکه تموم شده ست.عادتمه، اینموقع هرسال نابود با
سوپ جو قرمز
از محبوب ترین سوپ های رستورانی است و تقریبا در تمام رستوران ها به عنوان
پیش غذا سرو می شود. جالب است بدانید بر خلاف تصور عموم که سوپ جو را پیش
غذا می دانند این سوپ به خاطر وجود ویتامین ها و مواد معدنی که در آن وجود
دارد یک غذای کامل است.
ادامه مطلب
میخوام یکم حرف بزنمخیلی جالبه اینو تقریبا دوست های نزدیکم میدونن که من قراره 18 اردیبهشت بمیرم.به این قضیه کار ندارم .به اینم کار ندارم که این روز دقیقا وسط فاصله تولد دو تا از دوستامه اونم به فاصله 4 روز اینور اونور.چیزی که مهمه اینه که من حسش نميکنم اون روزو و خوب خواستم که بگمش.انگار اصلن هیچ 18 اردیبهشتی رو به چشم ندیدم یا  حس نميکنم که عه امروز 18 اردیبهشته و این حرفا حتی اگه ادامس توت فرنگی هم بخورم نمیفهمم که ادامس توت فرنگی با اونهمه تقدس
محمدحسین توکلی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری آنا در کرمان درباره محاسن کودهای بیولوژیک و معایب کودهای شیمیایی در کشاورزی اظهار کرد: از دیرباز کشاورزان و باغداران در راستای افزایش میزان تولید محصولات خود و به‌تبع آن بالارفتن درآمد ناشی از آن به استفاده از کودهای طبیعی روی آوردند.
وی افزود: کودهای طبیعی که شامل کودهای دامی و طیور بوده بر خلاف کودهای شیمیایی به‌مرور زمان، بافت و ساختار خاک را حفظ کرده و باعث تقویت میکروارگانیسم‌های آن می‌
عصر شهروند | رب گوجه‌فرنگی آماده بر خلاف ظاهر خوش رنگی که برای غذاهای ما ایرانیان ایجاد می‌کند، مضراتی برای بدن دارد.

به علت جوشیدن زیاد، تمام آنزیم‌ها و ویتامین‌های مفید گوجه از بین
رفته و به یک غذای کثیف و غلیظی تبدیل می‌شود که ذره ای ارزش غذایی ندارد.
به علت اسیدی بودن گوجه‌فرنگی به طور طبیعی، مقداری از آلومینیوم ظرف در آن حل شده و کندی ذهن و شعور (آایمر) را به همراه می‌آورد.
در رب‌های کارخانه‌ای و صنعتی و به قولی صد درصد بهد
پاییز با همه خوبیاش تموم شد :)
نمیدونم از اومدن زمستون خوشحال باشم یا نه . همینکه هوا سرده خودش خوبه اما دلم برای برگ زرد درختا تنگ میشه .
اینجا هم از چند روز پیش هوا سرد شده . البته زیاد برا من فرقی نداره چون بیشتر یا تو مرکز رشد پشت سیستمم یا تو اتاق . این پروژه C# خیلی منو درگیر کرده . به یه درک خوبی از شی گرایی رسیدم .این پروژه رو هم دارم سعی میکنم کامل بنویسم تا اگه بشه بعدا با تیممون تکمیل کنیم و بفروشیمش روی UI پروژه هم کار کردم که با اک
آدمای خوب هم در شرایطی کارای بد انجام میدن ،
گرچه یه روزایی هم میتونن بد باشن و کارای خوبی بکنن ،
وقتی در میانه ی همه حرفای نگفته ام به گلایه هام میرسم اونا رو تو خیسی چشام حل میکنم و به خودم میگم ،
تو که همه جوره از تقدیر طلب کاری  اینم روش ،:
و این منم 
که ديگه  حتی با خودمم دردودل نميکنم به گمانم غم وغصه هم از دست من عاصی شده ،
خیلی ها فکر میکنن چون کسی دور و برشون نیست یا با هیچ کس رفت و آمدی ندارن ،
تنهان 
ولی تنهایی رو کسی میفهمه که شلوغی دورو
آقای: من امشب خیلی پاهام درد می‌کنه، تسنیم، دو سه ساعت پامو لگد کن!
تسنیم: دو ساعت من لگد می‌کنم، سه ساعت مهندس؛ قبوله؟
مهندس: من خودم پاهام درد می‌کنه، اول باید بیای پاهای منو لگد کنی!
تسنیم: طبق قانون سوم نیوتون، هر کنشی را واکنشیست، برابر و در خلاف جهت. یعنی اگه پای آقایو لگد کنی، انگار آقای هم پای تو رو لگد کردن.
مهندس: 0_0
مرحوم نیوتون: O_O
تسنیم: ^_^
جوجه به یه موجودی؟ میگه "گورگابه"، انقد کیف داره :) جوجه کیست؟ یه دختر جسور و جلب و تیز و فرز و زو
هیچوقت پی نخواهی برد.هیچ گاه نخواهی دانست.نمیتوان از پشت این صفحه که الان میخوانی یا خواهی خواند هرجا هر زمان، بفهمی که نویسنده واقعا در چه حالت روحی و فکر ی بوده. آیا حرفهایش از سر ضعف است و ناچاری؟ برای فریب اینگونه مینویسد؟ موضوع آنقدر برایش اهمییت دارد که در اینجا میخواهد بی اهمییت جلوه اش دهد؟ هزار حرف و برداشت میتوانم بکنم و هزار ماجرای ریز و درشت که بتوان نوشت که تنها یکیشان خر کردن تو و احمق فرض کردنت و با دیگری رفتنت باشد.خب اینطور م
میگه فرق شما ملاها با رضاخان چیه؟!
اون حجاب رو به زور از سر برمیداشت، شمام دارین بزور سرشون میکنین!!
میگم فرق این دو تا رو یعنی نمیدونین؟!
حجاب یه حق کاملا شخصی ست
دوست نداره کسی اندامشو ببینه! به هر دلیلی.
بخاطر اینکه عیب و نقصی درشه! بخاطر اینکه نگاه معنی دار دیگران ناراحتش میکنه! بخاطر اینکه به شخصیتش میخواد توجه کنن تا به زیبائی بدنش! بخاطر اینکه خلاف اعتقاداتشه و.
اما برهنگی در جایی که محل عبور و مرور همه جور آدمیه - جوان پیر، زن دار ب
سلام مجدد
این روزا سریال Breaking Bad رو شروع کردم به دیدن ، سریال شاهکاری و تکرار نشدنی در نوع خودش هست
نگم براتون از این سریال که فوق العادس! اسپویل نميکنم ديگه خودتون برید ببینید!!!
اینو بیخیال
دلم یه کار میخواد توی وب
بتونم ازش کسب درامد کنم
برنامه نویسی و اینا مد نظرم هست ولی کلی باس چیزی یادبگیرم
بعد از موفقیت در پروژه ی پاکسازی تبلتم از تلگرام و واتساپ و حتی روبیکا :)) می‌خوام اومدن به وب رو هم سازماندهی کنم ان شاء الله
امشب سر ساعت دوازده شارژ نتم تموم میشه و من میرم که ببینم  چند روز میتونم دووم بیارم و شارژش نکنم:))
البته الان که می نویسم اصلا حس نميکنم کار سختی باشه ⁦^_^⁩
و وقتی برگشتم ان شاء الله سعی میکنم اومدن به وب رو با برنامه کنم تا بتونم به برنامه های ديگه م هم برسم.
لطفاً با دلهای پاکتون برام دعا کنید 
سخت محتاج دعام.
ایا میدانید نرخ جریمه تاخیر تسهیلات شش درصد است و زاید بر ان 
خلاف مصوبات بانک مرکزی است 
پس اگه تسهیلات گرفتی وبانک بامحاسبه بدهی بصورت ربوی بانرخ سود 26تا40درصد, درخواست اجراییه کرده وملک دررهنت داره به تملک بانک درمیاد اطلاعات این کانال خیلی میتونه کمکت کنه.
️تنظیم تخصصی دادخواست ولوایح 
منطبق بر آخرین تغییرات قوانین پولی وبانکی ومصوبات شورای پول واعتبارودستورات بانک مرکزی با هدف اثبات مطالبه دیون ربوی توسط بانک جهت :
● توقیف عملیات ا
دانلود رایگان سریال هیولا با لینک مستقیم
دانلود سریال هیولا کیفیت عالی ۱۰۸۰p
دانلود قانونی سریال ایرانی هیولا
پیشفروش قسمت ۱۴ اضافه شد
 
 

در باره سریال : قصه معلمی درستکار است که از یک طرف می خواهد سالم زندگی کند اما فشار زندگی او را مجبور میکند که به راه خلاف کشیده شود …
 
ادامه مطلب
امروز رفتیم یکی از رستورانای مثلا درجه یک. از ظهر تا حالا که ۱۲ شبه این غذاهه مونده سر دلم
تازه دو بارم رفتم دسشویی
جرات نميکنم خیلی چیزی جلو مامان اینا بگم
هر چند از عرق نعنا و نبات خوردنام میفهمن
چین این رستورانا آخه عوضیا
هیچی ديگه هی عرق نعنا میخورم
تازه شامم نخوردم
بابت حرکت زشت دیروز اون نارفیق امروز ما صد و خورده ای پیاده شدیم تا حالمونو خوب کنیم
ولی روز خوبی بود 
صبونه خوبی زدیم بر بدن و بعد از یه استراحت کوچولو نهار رفتیم یه جای باکلا
دنیای پسرا عجب دنیای سختیه! همش رقابت همش جنگ همش قدرت دارن منچ بازی میکنن ، اما انگار جنگ جهانیه! دو ساعته دارن مهره های همديگه رو میزنن :)) خخخخ خب چ کاریه صلح آمیز بازی کنین ديگه - برو بابا مثل شما دخترا خوبه که دلتون نمیاد مهره های همو بزنین وای اگه بزنی من ديگه بازی نميکنم ماماااان این مهره ی منو زد باید بجنگی اینه بازی پسرا همچین دعا میکنن سر منچ که تو عبادت شب قدر اینطور دعا نمیکنن :| - خدایا نوکرتم ب مولا ی شیش بیاد شیش میاد خدایا شکررر
همه این تغییرا از وقتی شروع شد که حس کردم اولویت آخر هم نیستم اره دقیقا وقتی که به خودم اومدم و دیدم نیستم 
بودم اما حقیقت این بود که نبودم نامرئی شده بودم برا همه 
نشستم با خودم دودوتاچارتا کردم و دیدم چقدر تو این مدت به خودم بد کردم وقتی داشتن ذره ذره اعتماد به نفس منو میگرفتن وقتی تحقیر میشدم وقتی هر حرفی میزدم بهم القا میشد اشتباه میکنم درست فکر نميکنم سطحی نگرم و و و 
برگشتم دیدم پشتم خالی خالیه و چیزی که اون لحظه اذیتم کرد این بود که خود
بسمه تعالیالسلام علیک یا ابا عبد ا. الحسینچون محرم ماه مردان خداست کربلا هم جای تسبیح خداستسخن اول با مردم مؤمن: امام حسین (ع) و اصحاب باوفایش جان در راه اسلام نثار کردند تا دنیا به آرمان بلند آن بزرگواران تکیه کند و سعادت دنیا و آخرت انسان تامین گردد.تاریخ اسلام پراست از اینگونه جانفشانیهای عاشقانه که از پیامبر عظیم الشأن(ص) تا به امروز با مجاهدت مردان خدا ادامه دارد. انحراف و بدعت در اسلام عزیز از بدو رسالت نبی مکرم (ص) همیشه دوشا دوش رشد و
دانلود مداحی حسین سیب سرخی سر خم نميکنم جز رو به پرچمت
هییت روضه العباس علیه السلام
جلسه هفتگی 29/4/98
نوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحی
سر خم نميکنم جز رو به پرچمت
بی تابم از الان واسه محرمت
با روضه رفتنم با گریه کردنم
حق داری گردنم سلطان کربلا
اربابی به خوبی شما ندیدم
دنیا رو به غیر کربلا ندیدم
من عشقی جز توی کربلا ندیدم
اربابم حسین حسین عزیز زهرا 
 
متن مداحی سر خم نميکنم جز رو به پرچمت حسین سیب سرخی
 
رو میز
             
سلاااااااام تااااابستووووون
کنکور۹۷ هم گذشت،ديگه مهم نیست نتیجه چی میشه، من بهش فکر نميکنم، هر چی که بود گذشت، مهم اینه از تعطیلاتم استفاده کنم.
به قول بابام یا اینوری میشم یا اونوری، تهش مرگ که نیست:))
از مهر باید درس بخونم چه درس دانشگاه چه کنکور، پس باید از تعطیلاتم بهترین استفاده رو کنم:)
+ممنون از دعاهای همتون و ممنون واسه اینکه این چند ماه غرغرای منو تحمل کردید؛)
احساس میکنم زندگیم حلقه بی نهایتی شده البته هر بار با شرطا مختلفی اجرا میشه و فک نميکنم به این زودیا به شرطی بر بخورم که منجر به break بشه پس ادامه میدم :)
این روزا دارم سعی میکنم تمرینا بیشتری برا جاوا اسکریپت انجام بدم تا مفاهیم خوب تو ذهنم بمونه . همچنین هر روز یه آموزش از دوره جاوا اسکریپت و یه آموزش از فریم ورک bootstrap میبینم . چیزی به پایان دوره جاوا اسکریپت نمونده . چند روز بعدش هم طبق برنامه ریزی که انجام دادم دوره bootstrap تموم میشه . ديگه از
همیشه فکر میکردم جواب مثبت دادن به پیشنهاد ازدواج کسی کار سختیه ولی حالا فهمیدم جواب منفی دادن هم همونقدر سخت میتونه باشه.برای فردا با جناب خواستگار قرار گذاشتم که خیلی ملایم بگم ما خیلی فرق داریماخرشم تیر خلاصو بزنم و از طلاق خواهرم بگم و شرط حق طلاقو براش بذارم و اینکه من حتما میخوام از شهر غریب برم.امیدوارم ديگه خودم خیلی شاد و خوشحال به من جواب منفی بده.انقدر استرس دارم که از وقتی که زنگ زد دارم عق میزنم.اصلا درکش نميکنم که داره ذوق
چه دنیای کوچیک و عجیبیه! فکر نمیکردم دوسال از پست یکی مونده به اخرم گذشته باشه فکر نمیکردم بازم دوسال از زندگیمو حروم کرده باشم منی که هربار با خودم عهد میبندم. عزیزم شش سال زمان کمی نیست نمیدونم حسم بهت چیه به تویی که تاحالا یه بارم لمست نکردم به تویی که تو ذهنم بوی عطری یه بوی عطر تند که اصلا دوست ندارم، به تویی که سرتا پا تفاوتی با من به تویی که یه نقطه نظر مشترکم نداریم، نمیدونم چرا دوستت دارم نمیدونم چرا هربار میبخشمت نمیدونم چجوری یادم
الان نشستم تو فکر هیچیم نیستم :))
انگاری ن انگار دیشب گزارش نفرستادم !!! مثلا من دختر خوبیم و همه کارامم کردم:'))) 
خدایش با خودم یه عهدی بستم اگه شکستم خیلی بی چاره هستم :'))) 
سجع داشتا خدایش داشتااا :')))
اینکه خودمو به بابا بستنی دعوت کردم  یکم حس بدی داشت خب ! من پیتزا میخوام مخصوص از اوناش ولی خب یکی خیلییی زیاده خدایش :'))) 
وقتی یک ابان تشریف اوردم بابا بستنی و فستفودی ديگه قاعدتا نباید فسفود بخورم تا 1 اذر :)) 
قوووول شرف میدهم من اگه زیر قولم زدم
دانلود قانونی سریال هیولا | قسمت هشتم | با 5 کیفیت مختلف
خلاصه این قسمت: «هیولا» داستان مردی را محور قرار داده است که به همراه همسرش زندگی سالمی پیش گرفته. آشنایی آن‌ها با یک مرد، اما مسیر زندگی شان را تغییر می‌دهد و باعث می‌شود به سمت کار‌های خلاف کشیده شوند. این خط کلی قصه است که در دل آن خرده داستان‌های زیادی قرار دارد و بر اساس آن موقعیت‌های خنده داری شکل می‌گیرد. این را هم داشته باشید که «هیولا» کنایه‌هایی ب
طراحی و کیفیت ساخت میان‌رده‌های هواوی همواره جز بهترین گزینه‌ها از نظر کیفیت ساخت در برابر بهایی که می‌پردازید بوده و هستند. P30 lite
نیز به لطف استفاده از متریال باکیفیت، از این قاعده مستثنی نیست. بر خلاف
سایر محصولات این رده قیمتی که بیشتر از پلاستیک در ساخت آن‌ها استفاده
می‌شود، میان‌رده جدید هواوی دارای بدنه‌‌ای از جنس شیشه و فریم پلاستیکی است.
استفاده هواوی از پلاستیک به جای ف در ساخت فریم P30 lite
از جمله اقداماتی است که در راستای
دانلود رایگان سریال هیولا با لینک مستقیم
دانلود سریال هیولا کیفیت عالی 1080p
دانلود قانونی سریال ایرانی هیولا
پیشفروش قسمت 13 اضافه شد
 
 
در باره سریال : قصه معلمی درستکار است که از یک طرف می خواهد سالم زندگی کند اما فشار زندگی او را مجبور میکند که به راه خلاف کشیده شود .
ادامه مطلب
گریه کردن هیچى رو عوض نمیکنه. چیزى که توى چند روز خراب شده، معلوم نیست درست کردنش چند سال زمان ببره، تازه اگه درست بشه.
منو ناامید کردى. فکر میکردم بزرگ شدى، فکر میکردم عاقلانه رفتار میکنى، بیشتر از اینا ازت انتظار داشتم. ديگه روت حسابى باز نميکنم. واقعا دلم میخواست بمیرى و این چند روز ناپدید میشد.
تو فکر میکنى بزرگ شدى،میشینى واسه خودت رویا میبافى، اما زهى خیال باطل
گریه کن، گند زدى، گریه کن
دانلود فیلم Anna 2019 با لینک مستقیم
دانلود رایگان فیلم آنا 2019 با کیفیت عالی
کیفیت HDTC 720p (پرده ای) قرار گرفت
 
ژانر : اکشن | هیجان انگیز
محصول : 2019 آمریکا
امتیاز: 10/6.7
کیفیت: BluRay 1080p
کارگردان : Luc Besson
بازیگران : Sasha Luss, Helen Mirren, Luke Evans
خلاصه داستان : آنا پولیاتووا بر خلاف ظاهر آرامش دارای رازی پنهان است که باعث شده مهارت و قدرتی را کسب کند که وی را به یکی از مخوف‌ترین هیتمن‌های دنیا تبدیل می‌کند و…
 وُیاه دانلود | دانلود فیلم و سری
عملکرد فیلتر هپافیلتر هپا از درهم تنیده شدن نامنظم و کاملاً تصادفی الیاف‌های فایبرگلاس، پوشال یا حصیر و فشردن آن‌ها ساخته می‌شود. قطر الیاف‌های فوق بین ۰/۵ تا دو میکرون می‌باشد. سه عامل اصلی مؤثر در جذب ذرات توسط فیلتر هپا به شرح زیر می‌باشد:۱- قطر الیاف تشکیل دهنده فیلتر۲- ضخامت کلی فیلتر۳- سرعت عبور هوا از سطح فیلترفضای باز بینابین الیاف‌های تشکیل دهنده فیلتر هپا تا ۰/۳ میکرون است. بر خلاف تصور عامیانه عملکرد جذب ذرات توسط
ملت ایران رو خیلی پر اعتماد به نفس یافته م.
دختره
از ایران
با یه لیسانس دانشگاه علمی کاربردی میخواد بیاد
گفت دانشگاه مقصدم فقط مک گیل و یو بی سی و تورنتو است!
به دانشگاه من هم گفت دانشگاه خز!
:|
الان ديگه برای من عادی شده.
ولی من با وجود داشتن تحصیلات عالیه و مقاله و. اعتماد به نفس نداشتم بیام همین تامسون ریورز اینجا که توی یه شهر درب و داغونه درس بخونم.
دختره حتی یه دونه ریسرچ نداره. یه مقاله نداره.
شایدم قبول شن. 
چه میدونم.
یاد گرفتم کلا نظر جها
دانلود سریال هیولاقسمت 12 قرار گرفتژانر: کمدی، خانوادگی سال تولید: 98 — 1397سال انتشار: 1398بازیگران: مهران مدیری، فرهاد اصلانی، شبنم مقدمی، گوهر خیراندیش، شیلا خداداد، محمد بحرانی، سیما تیرانداز، میرطاهر مظلومی، نیما شعبان نژاد، عزت اله مهرآوران، فرزین محدث، افشین زینوری، محسن قاضی مرادی و…کارگردان: مهران مدیریتعداد قسمت ها: 15خلاصه داستان: سریال هیولا درباره زن و شوهری است که زندگی سالمی پیش گرفته‌اند. این زوج به مردی برخورد میکنند که ب
صبر میکنم صبر و صبر و صبرچشمام میخوره بهش:)))
خودشه! نکنه رویاس؟ خواب؟ توهم؟؟ :|
ولی نه خواب نیست!
خودمو کنترل میکنم و یه ساعت بعد میگم قبوله!
هیچ حرکت ديگه ای نميکنم و فقط و فقط زل میزنم و نگاه میکنم
بعدم میرم پیش خانوادم با شادی:/ جوگیر شدم باز! :)) خداروشکر میکنم و اینبار از ته دل میخندم 
مونا بهم پیام میده و شوخی میکنه و منم و جوگیری دوباره و تمام و تمام
به وقتِ20ام! مینویسم ک یادم بمونه
 پ.ن: میدونم خیلیی گنگه این پست ولی من نمیتونم الان باز کنم
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها