نتایج جستجو برای عبارت :

دیالوگ بازیگری

چند شب پیش داشتم اپیزود ۳۹ ديالوگ باکس رو گوش می کردم. خوابم برد. خواب دیدم زهرا اومده خونمون و من براش این اپیزود رو گذاشتم. خوابمون برد و ۱۲ شب بیدار شدیم.
زهرا گفت الان چجوری بخوابیم؟
گفتم باز ديالوگ باکس گوش میدیم. از شدت آرامشی که میده خوابمون میبره :))
تو خواب ديالوگ باکس ^___^
________
پریشب یه خوابی دیدم پر از آدم هایی که سال تا سال نمی بینمشون.
________
دیشب خواب عارفه رو دیدم. عارفه کیه؟ قبلا تو اینستاگرام فالوش میکردم و اصلا پست و استوری هاش رو ه
بسم الله
حلوا شیرینی صاحبان عزاست به اهل قبور
این تنها شیرینی ضیافت مرگ عطر و طعمش دعاست .
این حرمتی هست که زنده ها به مرده هاشون میزارن و اجرش هم نزول صلوات و حمد و قل هو اللهِ.(ديالوگ ماندگار فیلم مادر علی حاتمی تو سکانس های پایانی)
هر وقت شروع میکنم به پخت یاد این ديالوگ میافتم و اینکه برا کیا دلم میخواد اینهفته شیرینی بفرستم .
اونموقع است که تسبیح و میگیرم دستم و شروع میکنم به هم زدن آرد و میخونم و میخونم و میخونم و .
چقدر حس آرامش خوبی تو پ
خلاصه ای از کتاب بازيگري به شیوه ی متد- لی استراسبرگ
منتشر شده توسط Payamseidi در مرداد ۱۵, ۱۳۹۸
رهایی سازی مقدمه ای است برای موضوع مهم تر که تمرکز باشد. هر آنچه بازیگر انجام می دهد ناشی از ارتباطی دو سویه است. ارتباطی بین رهایی و تمرکز. یکی از وظایف او این است که باید بتواند کاری که قبلا در صحنه انجام داده ، تکرار کند، اما به شیوه ای بداهه. برخلاف این عقیده ی عمومی که می گویند بازیگر در حین اجرا متمرکز بر انجام یک کار است، او با شماری از مسائل و کار
بیوگرافی و زندگی نامه ی کامل کان اورگانجی اوغلو
بیومیو : کان اورگانجی اوغلو به ترکی Kaan Urgancıoğlu در 8 مه 1981 در ازمیر، ترکیه متولد شد.
با بازی در نقش عامر سریال اکیا یا کارا سودا به شهرت رسید.
قد او 183 سانتیمتر و وزن او حدود 75 کیلوگرم می باشد.
کان اورگانجی و همسرشکان پسر عموی توفیق اورگانجی بازیگر ترک می باشد.
یک
برادر به نام جان اورگانجی دارد، کان به تازگی عکسی در اینستاگرام در کنار
برادرش منتشر کرده که طرفدارانش از شباهت این دو هیجان زده شده بود
مکس: چرا یک‌بار هم که شده پیاده نمی‌شی؟ چرا؟!

1900: چرا! چرا! چرا! آدم‌های خشکی زمان زیادی برای این چراها تلف می‌کنن. زمستون که می‌آد، اون‌ها منتظر تابستونن و تابستون که می‌شه، در وحشت رسیدن زمستون به سر می‌برن، برای همینه که هیچ‌وقت از سفر خسته نمی‌شن، اون‌ها دنبال جای دیگه‌ای می‌گردن تا همیشه تابستون باشه.

The Legend Of 1900
هر وقت دیدی تو زندگی یکی داره بهت ظلم می کنه، بدون جایی از زندگیش بد جوری تحقیر شده.(شهاب شادابی/بوی باران)داشتم از این زاویه نگاه میکردم! اگه هر وقت یکی اذیتمون کرد فکر کنیم از روی قدرت نیست از ضعفِ، از دردِ،از غصه س از مشکلاتیِ که تو زندگیش رقم خورده.اونوقت شاید هیچوقت دنبال تلافی نباشیم و حتی کمکش هم کنیم!
نقل قول از وبلاگ http://thisismybluelife.blogfa.com/:تد موزبی رو درک می‌کردم که هردفعه که رابطش رو با کسی بهم میزد از خودش و از همه می‌پرسید:  "اگه اون د وان بوده باشه چی؟"اگه اون د وان بوده باشه چی ؟ یا اون ديالوگ بهرام رادان تو پل چوبی. باید ده پونزده سال بگذره تا بفهمی فقط همون یه بار بوده.
- کسی میتونه حتی از طریق زورگویی بهت نشون بده که به تو توجه میکنه
s1.e3
- وقتی کسی چیزی از شما میخواد، اگه زودتر بهش بدید، دست از سر شما برمیداره. اما اگه گرسنه نگهش دارید(معطل) ، باعث میشه به ساز شما هم برقصه.مثل التماس کردن خانواده قربانی ها در جنایات
s1.e4
بیوگرافی رضا بای بازیگر کیست؟ در ادامه بخوانید
نام و نام خانوادگی: رضا بای
تاریخ تولد: 18 اسفندماه 1357 
حرفه: بازیگر و دستیار کارگردان
تحصیلات: لیسانس سخت افزار کامپیوتر
شروع بازيگري: سال 1395
وضعیت تاهل: متاهل
فرزندان: امیر و احسان 
زندگینامه بیوگرافی رضا بایمطالب جذاب
هرچند با گردن‌کشی‌ها لج نخواهم کردچون دشنه بر دیوار گردن کج نخواهم کردبا دشمنانم روز را روراست می‌جنگمشب را به سازش با ریا منتج نخواهم کردبا هرزگرد کعبه‌های ساعتی خود راسرگرم سرگردانیِ این حج نخواهم کرداز حجم اغراق تلفظ‌ها دهانم راهم‌راستا با لهجه‌ی مخرج نخواهم کرددر گیر و دار قالی دنیای چندین رنگبازيگري در نقش‌ها را رج نخواهم کردراه آمدن با سدّ راه‌م را نمی‌تابممن کوهم ای دیوار؛ گردن کج نخواهم کرد
+ من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم؟!
- خسته است. شبها دیر میخوابه!
× آدم فقط تو آغوش مادرش تنها نیست!
+ حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم.
× ديالوگ حمید جبلی‌ـه!
- سرش شلوغه!
+ شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی.؟!
- ولی خدایی بیکاره! بی کار، بی عار، خسته، مشغول.!
× پ بده!
- حالا یهویی همین وسط؟! دارن نگامون میکنن!
+ پروانه‌ی او باشم و او شمع جماعت.
~ استعاره است.
- پِ یا پَ ؟!
+ تو ز ما فارغ و 
ما از تو پریشان
تا چند؟!
~ تا نیمه‌ی شب!
- زدی تو کار نو
دوستان عزیز دوست دارید تو چه زمینه براتون مست بذاریم 
۱) معرفی سریال کره ای ( نام ببرید )
۲) گالری بازیگران خانم( نام ببرید )
۳) گاری بازیگران مرد ( نام ببرید ) 
۴) بیوگرافی بتزیگران ( اگر مد نظر دارید نام ببرید ) 
۵) میکس و سکانس های برتر 
۶) ديالوگ های مانگار 
۷) جشنواره های و نظر سنجی ها 
۸) پسترو عکس  های کی پاپ ها و اعضا
۹) سری تصاویر + توضیحات گوتاه ( نقد تصویری ) 
_
داستان ک نمیدونم دقیقا از کجا شروع شد ولی خیلی تابلو بود
اولین ديالوگ توی راهرو یادمه یه چیزی تو این مایه ها بود که گفت شما هم محله ای مایین و اینا و من یه لحظه از ذهنم گذشت که از کجا فهمیده
ولی خودش میگه از زمان نمایشگاه داخلی حواسش بهم بوده هیچ مکالمه یا برخوردی از اون روز یادم نیس
بالاخره راضی شدم بریم بیرون صحبت کنیم چون نمیدونم نیت اش واقعا چیه. میگه دوستی. اگه همون دوستی که همه میدونن باشه به چه دردی میخوره
پسر خوبی به نظر میرسه. یه کم مغر
شقایق دلشاد متولد 20 خرداد 1367 در تهران، مدل و بازیگر است. از بچگی عاشق بازيگري بودم و خیلی دوست داشتم بازیگر بشم و به همین علت دنبال این حرفه رفتم، مدل تبلیغاتی اسلامی و باحجاب هم هستم وتبلیغات بسیاری را هم انجام دادم.با سایت سرگرمی چفچفک همراه باشید.
مخالفت خانواده
مادرم به شدت مذهبی و سختگیره. حتی یادمه وقتی سماجت به خرج دادم بابت بازيگري یک روز چنان سیلی ای بهم زد که چند ساعت گوشم زنگ میزد ولی باز هم کار خودم را کردم، البته الان که وارد شدم
بِ من كششِ اینهمه بی مهریُ نداره، عینِ برجِ زهرما میمونه، یه جو منطق تو وجودش نیست، همه یِ حرف هاشُ براساسِ نظریه هایِ شخصی با تحكم میخواد به كرسی بنشونه، دِ هركس یه اعتقادی داره پدرِ من، ولم كن، كاری نكن عینِ بعضی ها ارزویِ مرگتُ كنم، تو باید ازون دخترهایی میداشتی كه پدرشونُ میشورن میذارن كنار، نه منِ بدخت كه هرچی تا الان گفتی گفتم چشم، چشممُ رو همه یِ علایقم بستم، بازيگري نمونه یِ بارزشِ، كه به خاطرِ افكارِ پوسیده یِ تو كه هر كی بازیگر بش
بِ من كششِ اینهمه بی مهریُ نداره، عینِ برجِ زهرمار میمونه، یه جو منطق تو وجودش نیست، همه یِ حرف هاشُ براساسِ نظریه هایِ شخصی با تحكم میخواد به كرسی بنشونه، دِ هركس یه اعتقادی داره پدرِ من، ولم كن، كاری نكن عینِ بعضی ها ارزویِ مرگتُ كنم، تو باید ازون دخترهایی میداشتی كه پدرشونُ میشورن میذارن كنار، نه منِ بدخت كه هرچی تا الان گفتی گفتم چشم، چشممُ رو همه یِ علایقم بستم، بازيگري نمونه یِ بارزشِ، كه به خاطرِ افكارِ پوسیده یِ تو كه هر كی بازیگر ب
فایت کلاب یا همون باشگاه مشت زنی یکی از بهترین و گنگ ترین و پرپیچ و خم ترین فیلمایی بود که بعد از مدت ها دیدم و حسابی به دلم نشست جوری که باعث شد به خواب غلبه کنم و تا ۴ونیم صبح تو صفحه گوشیم زل بزنم و جذب این فیلم شده بودم، مهمترین نکته عطف یه فیلم ديالوگ هاشه که میتونه اون فیلمو تاثیر گذار کنه ، برای همین تصمیم گرفتم یه گلچینی از ديالوگای این فیلمو برای خودم آرشیو کنم 
mad men سریالیه که شاید بعضی موافع هنگام دیدنش عیب هاش رو تشخیص بدم ولی با همه خوبیاش کاری میکنه که عیب هاش رو فراموش کنی. mad men سریالیه که استاد تغییر کاراکتر ها و خلق کاراکتر های حذابه و این که من مخاطب درگیر دغدغه های و مشکلات اکثر و حتی همه اون ها میشم نشونه یه محصول فوق العاده س، واقعا کاراکتری وجود نداره که احساس اضافی بودن اون حس بشه، مثلا حتی بچه های دان که گاهی اوقات اونها رو میبینیم و ديالوگ های کمی دارند اما با همون ديالوگ های کم بیشترین
داشتم فکر میکردم یکی از بزرگترین بدبختی های اجتماعی ما بازیگران زنمون هستن نوعا بی مغز بی حیا و نخود هر آش
بعد فکر کردم چرا صدا و سیما چهارتا بازیگر خوب انقلابی تربیت نمیکنه که محتاج این افریته ها نباشه،بعد دیدم کمتر زن با حیا و درست حسابی ای حاضره بازیگر بشه!والاع
البته بازیگر زن خوب هم داریم ،کلی عرض کردم
*مرده شور اشاره به داستان مرده شوری که اینهمه مرده می‌شست و دریغ از تذکر و باد مرگ،بازیگرا هم از این جهت که اینهمه ديالوگ اخلاقی میگن و
هدایت هاشمی بازیگر و هنرمند سبزواری است .
هدایت هاشمی متولد ۵۳ و تقریبا ۴۵ سال دارد .
هدایت به صورت حرفه ای بازيگري و تئاتر را انجام داده است و کارشناس ارشد کارگردانی دارد .
هدایت هاشمی بیشتر در سریال پایتخت ۳ دیده شد که نوروز سال ۱۳۹۳ از شبکه یک پخش می شد .
 
http://bilmek.ir/hedayat-hashemi/مجله خبری سرگرمی فانوس
نام :  پسر زیبا
ژانر: درام,زندگی نامه
امتیاز: 7.3/10 از  20,800 رای 
جوایز: نامزدی 1 گلدن گلوب و 6 برنده و 23 نامزدی دیگر
زبان فیلم: دوبله 2 زبانه
خلاصه داستان:
نیک شف نوجوان، همه چیز دارد؛ از نمرات خوب و سردبیری رومه مدرسه گرفته تا بازيگري و مقام‌های ورزشی. ولی وقتی اعتیاد به زندگی او وارد می‌شود، پدرش به هر دری می‌زند تا بتواند او را از این منجلاب نجات دهد.
کارگردان:     Felix van Groeningen 
ستارگان: Maura Tierney, Steve Carell, Timothée Chalamet
محصول : آمریکا
مدت زمان : 120  د
دیروز دقیقا بلافاصله بعد از امتحان جنین شناسی ، خیلی بی برنامه تصمیم‌گرفتیم که برویم سینما ! قبل از هرچیز بگویم که اگر خانه ی خودمان باشد  وبساط لپ تاپ یا ال سی دی جور باشد هزار بار ترجیح میدهم تنهایی بنشینم و راحت و با ارامش فیلم رو با هر سرعتی که خودم دوست دارم ببینم اما سینما دقیقا یک محیطیست خلاف چیزی که من دوست دارم.  تنها مزیت سینما برای من صفحه ی بزرگ‌ش و تماشای فیلم درحال اکرانه ! با همه‌ی این ها نمی شود نقد را ول کرد و نسیه را چسبید !
بالاخره بعد قرن‌ها فیلم نفس رو دیدم.
یکم: نرگس آبیار کارگردان کاربلدیه؟! قطعا. اما آیا این باعث میشه موافق نوع نظر، تفکر و دیدگاهش باشم؟ً قطعا نه!
دوم: هر آنچه که مربوط به بهار نوروزیه به شدت برام دلنشین و دوست داشتنیه و جز اون، باقی که دیدگاه تبلیغی کارگردانه رو دوست ندارم.
سوم: برای مکالمات ننه آقا، زمان فعلی و سابق رو جابجا کنین بعد یه بار دیگه ديالوگ‌ها رو گوش کنین، جالبه نه؟!
بعد با وجود پانته‌آ پناهی، شبنم مقدمی اومده جایزه بهترین باز
می روم ،می ایم 
چای میخورم در حیاط دانشگاه قدم میزنم
کتاب میخوانم .
با خودم صحبت میکنم.اشک از گونه های خودم پاک میکنم .
مثل پرنده ایی زندانی در قفس قلبم به دیوار سینه ام میکوبد و ارامش میکنم یک قرص میخورم و او این بار اهسته ترمی کوبد.
رفقایم را که با معشوقه هایشان میبینم بغض میکنم .بغضم را قورت می دهم و میخندم 
اه تنهایی عجب بازيگري از این دخترک نازک نارنجی ساخت
انجا که مادرم از من می پرسید 
خوبی؟
اشک از گونه هایم پاک میکنم و می گوی
تصاویر هلیا امامی خرم سلطان ایرانی بازیگر زیبا و مشهور ایرانی که شباهت بسیاری به بازیگر نقش خرم سلطان در سریال حریم سلطان دارد که تصاویر جدیدی از خود به اشتراک گذاشت.هلیا امامی بازيگري که متولد مرداد 1366 است ,شباهت زیادی به بازیگر نقش خرم سلطان سریال ترکیه ای دارد و با بازی در نقش مهربانو خود را مطرح کرد.

هلیا امامی بازیگر جوان و خوش چهره سینما و تلویزیون فعالیت خودش را با حضور در کلاس های بازيگري مرحوم استاد سمندریان آغاز نمود و توسط او به چ
+ حس میکنم دیوار زندگیم کج رفته بالا.حس میکنم هرکاری کنم دیوار زندگیم همچنان کج میره بالاحس بدیه- چرا فکر میکنی دیوار زندگیت کج رفته بالا و نمیشه درستش کرد؟شاید تو داری کج میبینیش؟شاید اونقدرها هم کج نیستشاید اصلا کج نیست+نمیدونممثل یه مهندس شکست خورده شدم که حس میکنه ساختمانی که ساخته کجه مهندسی که به بن بست خورده.- ولی یه مهندس خوب با احساساتش خونه نمیسازه و تصمیم نمیگیره . میشینه حساب کتاب میکنه ببینه کجا رو اشتباه کرده و تلاش
منتظر بودیم تا پسرک کفشش را بپوشد. گفته بودیم داریم تا سر کوچه می‌رویم و زود برمی‌گردیم. خواسته بود همراهمان بیاید. چندبار تلاش کرد تا کفشش را زودتر بپوشد و نتوانست. نگاهی به ما که بالای سرش ایستاده بودیم انداخت و دستش را برد سمت دمپایی‌اش و گفت، "دمپایی بپوشم، زود برمی‌گردیم". خندیدیم.
ناخودآگاه به یاد بخشی از ديالوگ "خداحافظ رفیق" افتادم که می‌گفت "اینا رو نگاه! چه بازی رو جدی گرفتن! عجب بتنی خرج این مسافرخونه می‌کنن!". انگار پسرک فهمیده
همسر ریحانه پارسا کیست : عکس های شخصی ریحانه پارسا و همسرش با بیوگرافی عکس های همسر ریحانه پارسا بیوگرافی همسر ریحانه پارسا
همسر ریحانه پارسا کیست
روزبه حصاری و ریحانه پارسا خبر ازدواج خود را رسانه ای کردند ساعاتی پیش ابتدا روزبه حصاری و سپس ریحانه پارسا بدون اشاره به یکدیگر خبر ازدواج خود را رسانه ای کردند و در کامنت ها یکدیگر به هم تبریک گفتند 
روزبه حصاری متولد 12 بهمن 1366 در تهران، بازیگر است فارغ التحصیل لیسانس رشته مهندسی صنایع می
دانلود آهنگ تیتراژ سریال مانکن از فرزاد فرزین 
مانکن نام سریال ایرانی به کارگردانی حسین سهیلی زاده ، برای نمایش خانگی است که در تابستان 98 در مارکت ها منتشر شد
فرزاد فرزین خواننده مشهور پاپ ایرانی علاوه بازيگري در سریال مانکن ، خواننده تیتراژ پایانی این مجموعه می باشد (نام اصلی این ترانه ای کاش می باشد)
متن اهنگ ای کاش فرزاد فرزین
ادامه مطلب
غذا از پدیده هاییست که از ابتدای خلقت (البته اگر خلقتی باشد) روی زمین فرستاده شد به عنوان دل خوشیی که ابولبشر به هوای آن زندگی کند. خلاصه که یک خوردنی همیشه هست که وقتی می خواهم سرم را با قیچی از بدن جدا کنم ؛ باعث می شود بگویم گور پدرش . از سبد پایینی پیاز بیاور زندگی کنیم.این اواخر به فیلم های ایرانی شدیدا علاقه مند شده ام. البته نه آن مهمل هایی که می خواهند تو را بخندانند و هی دو و سه هم می دهند . از این فیلم هایی که تو را میخکوب می کنند ؛ مثل تیک
باراک اوبامابه همراه دختری که ازصاحبش خریده بودواردخانه خودشد.دخترشالی که درسرکرده بودکه حلقه گردنش رابدستورباراک اوبامانبیننددرآوردازآنجاکه درخانه فقط اوبودواوباماتمام لباس تنش رادرآوردوکناردرایستاد.
اوبامابی تفاوت به یکی ازبازیگران هالیوودکه علاقه وافری به دین رائیلیسم وکابالاداشت تماس تصویری برقرارکردوازاوپرسیدنظرش دررابطه بازیبایی دخترچیست مدروزهست اندام مناسب وزیبایی داردگویی قصدداشت دختررادوبرابرقیمت خریدبه اوبفروشد
خوشحالم که یک وبلاگ دارم.
خوشحالم که این وبلاگ رو دارم.
مغزم خسته است. اطلاعات ورودی پرفشار و پرحجم وارد مغزم شده. فرصت فکر کردن نداشتم. الان که خلوتم برگشته، تحلیلشون سخته. ای کاش می‌شد یه‌جوری بدون حرف زدن حرف زد.
ديالوگ برام سخت شده. سوال می‌پرسن درست جواب نمیدم. این چند روز زنگ می‌زدن برنمی‌داشتم.
افسردگی گرفتم.
بهت عجیبیه.
+ فکر کنم واضح شد که ناراحتی غلبه‌ی خیلی بیشتری داشته. گرچه پشیمانی در کار نیست.
+ هیچ قصد نداشتم در مورد این حجم از
استاد ما می‌گفت من حتی وقتی یک مگس روی دستم می‌نشیند، از خودم می‌پرسم علتش چیست و این مگس برای چه کاری آمده؟
و من اضافه می‌کنم خدا بسیار مربی خوبی ست. همه‌ی حرف‌ها را مستقیم نمی‌گوید. گاهی آدم‌ها و حادثه‌ها را می‌کند آینه‌ای که خودت را تویش ببینی.
گاهی حرف را خودش می‌زند و یا تبدیلش می‌کنم به یک سوال و می‌گذاردش در دهان دیگران.
گاهی پیش می‌آید که می‌بینی قشنگ برای روزت سناریو چیده! از آدمی که توی کتابخانه در گوش بغل دستی‌اش پچ پچ می‌
- چرا منو دید می‌زنی؟- چون دوستت دارم.- چی می‌خوای؟- نمی‌دونم.- می‌خوای منو ببوسی؟- نه- می‌خوای با من بخوابی و عشق‌بازی کنی؟- نه- می‌خوای با من سفر کنی؟- نه- پس چی می‌خوای؟- هیچی- هیچی؟- هیچی.این‌ها ديالوگ‌های فیلمی بود از کیشلوفسکی به نام "فیلمی کوتاه درباره عشق". این‌ها توصیف چند سال زندگی من است. زندگی در دوست داشتن کسی برای هیچ. من دوست داشتن برای هیچ را خوب می‌فهمم. من نمی‌دانم» گفتن در جواب سوال: از من چی می‌خوای؟» را خوب می‌دانم. من
چه نمایش کسل کننده‌ای.نشسته‌ام و بازی را تماشا می‌کنم.اما متاسفانه بازیگرهای خوبی هم نیستید.تماشاگرها،مزخرف.بازیگرها،مزخرف.نمایش،مزخرف.صحنه مزخرف.من از همه مزخرف‌تر.به هر حال،نمی‌تواند فریبم دهد،کمکش می‌کنم.ربط؟نداشت.دفعه‌ی بعد بیشتر سعی کن.جملات باید خط طولی داشته باشند.مثل یه طناب که یکی رو از سقف به زمین می‌رسونه اما هیچ وقت پا به زمین نمی‌خوره.ديالوگ خوبی بود؟نه.مزخرف.فحش دیگه‌ای بلد نیستی؟چرا.پس بریم رو پشت بوم.و به خورشید ف
بیوگرافی و زندگینامه سرنای ساریکایا
بیومیو : سرنای ساریکایا به انگلیسی Serenay Sarıkaya در 1 ژوئیه 1991در آنکارا، ترکیه متولد شد.
سرنای تا هفت سالگی با پدر و مادر خود در آنتالیا اقامت داشت اما بعد از جدایی آنها، ش زندگی کرد.
قد او 176 سانتیمتر است.
ثروت او حدود 5 دلار می باشد.
سرنای در سن 15 سالگی در یک رقابت زیبایی شرکت کرد و جایزه ویژه ای دریافت کرد. اولین نقش اصلی او در سریال باغ لیمو رقم خورد.
سرنای در مسابقه دختر شایسته ترکیه در سال 2010 دوم شد. باز
موضوع: ساز و کار مالی اروپا برای حفظ برجام
دریافت فاصل صوتی برنامه - 13 مگابایت
متن خلاصه گفتگو در وب سایت رادیو گفتگو
برنامه بدون خط خوردگی» با موضوع انتقاد روسیه از ضعف اروپا در همکاری تجاری با ایران و با حضور سید مجتبی جلال زاده کارشناس مسائل بین الملل به روی آنتن رفت.
سید مجتبی جلال زاده با بیان اینکه موضع گیری که فدراسیون روسیه در قضیه احیای برجام توسط اروپایی ها در یک سازوکار مالی دارد، از دو منظر قابل بررسی است، عنوان کرد: روسیه به عنو
- اصلاً دوستم داری؟
- معلومه، تو مادر بچه‌هامی.
وسط یه جمله از یه کتاب که هیچ ربطی هم به این ديالوگ نداشت دوباره یادش افتادم؛ ديالوگی که توی فیلم‌ها و داستان‌ها و معاشرت‌های زیادی تکرار شده. الان سؤالم اینه که واقعاً این جمله می‌تونه نشون‌دهندۀ مهر و محبت باشه یا صرفاً یه نگاه ابزاریه؟ البته می‌شه جای طرفین سؤال هم عوض بشه؛ ولی باز هم سؤال من همونه.
پی‌نوشت: باور کنید وقتی این سؤال به ذهنم رسید اصلاً به فکر روز مادر نبودم.
خب اول مراجعه کنید به خط اول پست "2_3"
خوندیدش؟!
خب؟واقعا الان چی بگم موقع شروع؟!
بلاخره کمر همت بستم و امروز رفتم و فتوشاپ ثبت نام کردم،فعلا واسه روزای یکشنبه و سه شنبه طرفای عصر
به احتمال زیاد ساعتش رو عوض کنم چون صبح های چهارشنبه کلاس دارم نمیتونم رسیدگی کنم به همه شون
واسه یه مرور کردن فکر میکنم کافی باشه
اونقدررر راه رفتم و دویدم که به بدترین شکل ممکن خسته ام
توی راه که میومدم سمت خونه داشتم به این فکر میکردم که چه قدر بده کسی تو خونه منتظرت
این فیلم داستانی واقعی بر اساس مجری محبوب تلویزیون آمریکا فرد راجرز است.در اولین تریلر فیلم A Beautiful Day In The Neighborhood تمرکز بیشتر بر روی زندگی شخصی فرد راجرز است. حال او در صدد مصاحبه با گزارشکری است که آیا او خود را قهرمان می‌داند یا نه؟
شباهت‌های تام هنکس با فرد راجر به خوبی نشان داده شده است و باری دیگر تام هنکس ثابت کرده که بازيگري فوق‌العاده است.
ادامه ی آن را در ویکی لوپ بخوانید.
ویکی لوپوبلاگ اختصاصی تیم ویکی لوپ
کلمبوس شاید برای مخاطب عام ساخته نشده باشد. اما اگر از مخاطبین فیلم باشید قطعا فیلمی است که مدت ها در ذهن شما ماندگار میشود. کلمبوس اولین فیلم کوگونادا است. هلی لو ریچاردسون که او را قبلا در یک نقش فرعی در فیلم the edge of seventeen دیدیم، اینجا در نقش اصلی، درخشان و پر رنگ میبینیم. به اختمال زیاد در همان دقایق اول فیلم متوجه اتمسفر متفاوت فیلم میشوید. دقایق اولی که بجای کمی پر انرژی بودن و یکسری ديالوگ برای معرفی کاراکتر ها قبل از شروع روایت داستان خی
عکس دیبا زاهدی بازیگر زیبا و خوش چهره سریال های ایرانی
عکس دیبا زاهدی –  در سال ۶۸ تهران به دنبا آمد او فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه آزاد تهران است او در کلاس های بازيگري مهتاب نصیرپور و محمد رحمانیان شرکت نموده است و هم اکنون یکی از بازیگران جوان در عرصه سینمای ایران می باشد دیبا زاهدی در سریال نهنگ آبی توانسته است بسیار خوش بدرخشد اولین فیلم او در سال ۹۲ بنام فیلم پنج ستاره به کارگردانی مهشید افشارزاده بود .
مهمترین بازی او در
بیوگرافی و زندگی نامه ی کامل بوراک اوزچیویت
بوراک اوزچیویت
بیومیو : بوراک اوزچیویت به ترکی Burak Özçivit در 24 دسامبر 1984 در استانبول، ترکیه متولد شد.
مادرش جیهان و پدرش بولنت اوزچیویت هستند.
او یک خواهر به نام بورجان اوزچیویت دارد.
وی فارغ التحصیل رشته ی عکاسی از دانشکده هنر های زیبای مرمره در سال 2001 می باشد.
قد او 184 سانتیمتر است.
وی
غیر از حرفه بازيگري در کار مدلینگ هم فعالیت دارد و  در سال 2003 به
عنوان بهترین مدل سال ترکیه انتخاب می شود و پس از کسب
چند شب پیش با مهرداد رفتیم فیلم شبی که ماه کامل شد رو دیدیم. خب فیلم خیلی خوبی بود اما واقعیتش اینه که دیگه فیلم دیدن تو سینما رو دوست ندارم. گذشته از کیفیت افتضاح صدا وتصویر و صندلی های داغون اکثر سینماها، حرف زدن ها و نظر دادن بعضی مردم با صدای بلند، پچ پچ کردن های کر کننده، صدای چیک چیک تخمه شکستن و خش خش پلاستیک چیپس و پفک، روشن کردن موبایل و انداختن نورش تو صورت بقیه، صدای ونگ زدن بچه های کوچیک و. دیوانه کننده بود و  واقعا اجازه نداد از فی
بشین رفیق، بشین بخندیم به ریش این زمونه که هر روز صبح ما رو با وعده های خوشکل راهی میکنه و شب به ریش خوش باوری ما میخنده
ديالوگ سریال شهرزاد
+تازه فصل اول شهرزاد رو تموم کردم. مه. یه سریال بی نظیر ایرانی! برعکس تمام سریال های وقت گذران بی مصرفی که تو این چندساله ساخته شده
+ بچه های دانشگاه اصرار دارن که بیا اینستاگرام، ولی بهشون میگم من یه بلاگ دارم که خیلی بیشتر از این مضخرفات دوستش دارم!. به همین صراحت!
+ چندماهه که ذهنم درست کار نمیکنه،
هنرپیشۀ مشهور جلوی جمعیت نشسته و با لحن خاصی میگه: باور کنید بازيگري سخت‌ترین شغل دنیاست»؛ لحنش طوریه که انگار خودش هم از صداقت خودش اطمینان نداره و از شنونده می‌خواد مطمئنش کنه.
و چند سال هست که با شنیدن عبارت سخت‌ترین شغل دنیا نه یاد مرزبان‌ها می‌افتم، نه آتش‌نشان‌ها، نه کارگران معدن، نه کادر درمانی نه هیچ شغل دیگه‌ای. زمانی تو آرشیو دادگستری کار می‌کردم و تو طبقۀ ما دوتا شعبۀ اجرای احکام بود؛ راستش توضیح بیشتری ندارم؛ فقط یادمه م
- شده تا حالا با کسی برخورد کنین که به دلتون بشینه؟
+ آره ولی به دلشون ننشستم.
- یعنی چی؟
+یعنی قبلن یه نفر به دلشون نشسته بود.
- آدم نمی‌دونه با شما چه جوری حرف بزنه!
+چرا؟ من که حرف عجیب غریبی نزدم. گاهی آدم دلش می‌خواد با یه نفر دو کلمه حرف بزنه
- خب؟
+اونوقت اگه اون نخواد دو کلمه حرف اینو بشنوه چی میشه؟
- خب میره سراغ یه نفر دیگه!
+ اگه نشد؟
- اونقد می‌گرده تا پیدا کنه.
+راه‌های دیگه‌م هست.
- مثلن؟
+مثلن از خودش می‌پرسه من چرا باید یه نفرو احتیاج دا
فیلم #ضد_حریق (#Fireproof) در آمریکا ساخته شده ولی از فرهنگ هالیوودی جداست و #سینمای_مستقل محسوب می شود. داستان فیلم‌ درباره یک #آتشنشان موفق و وظیفه شناس است که هنوز نتوانسته آتش زندگی اش را اطفاء کند. این اثر برنده #اسکار و #گلدن_گلوب و #نخل_طلا نشده و  از نظر سینمایی شاهکار نیست و ستارگان در آن حضور ندارند و فکر نمیکنم منتقدین‌ غرغرو از آن خوششان بیاید اما یک روانشناس می تواند این فیلم را برای زوجهای در معرض طلاق توصیه کند و به اثربخشی آن امید داش
تا هفته پیش از سهراب شهید ثالث فیلمی ندیده بودم. یک بار تلویزیون طبیعت بی جانش را نشان داده بود. 15 دقیقه ای از فیلم را دیده بودم. کند بود و رهایش کرده بودم. هفته ی پیش توی دانشگاه تهران فیلم "در غربت"ش را نمایش دادیم. در غربت یک فیلم مهاجرتی بود: حضور مهاجران ترک در آلمان سال های دور. به بهانه ی موضوع مهاجرت نشستیم به تماشای فیلم. 
فیلم کندی بود. شرط می بندم اگر قرار بود تنهایی بنشینیم به تماشای فیلم خسته می شدیم. وسطش یا رها می کردیم یا می زدیم جلو
این ديالوگ  عالیه:
خدا که فقط متعلق به آدم‌های خوب نیست، خدا، خدای آدم‌های خلاف‌کار هم هست و فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی‌گذارد فی‌الواقع خداوند اند لطافت،اند بخشش،اند بیخیال‌شدن و اند چشم‌پوشی و اند رفاقت است… بایستی ما یک فکری به حال اهلی‌شدن آدم‌ها بکنیم،اهلی‌کردن یعنی ایجاد علاقه‌کردن و این تنها راه رسیدن به خداست و خیلی هم مهم است…
# مارمولک
___________________________________________________
آقاجان ممنونم که دست رد به سینه ام نزدید،از ته د
هیچ زنی را به جهنم نمی برند زیبایی، عشق، زندگی که جایش در جهنم نیست
ابوالفضل کهنسال
-------------------------------------------
دوستت دارم و این یکی از دستاوردهای بزرگ من به عنوان یک زن است
سعاد الصباح
-------------------------------------------
در همه فیلم ها زنی که ایستاده تکیه داده به نرده چوبی و خیره شده به دوردست منم مردی که ته چشمان زن دارد محو می شود تو
زهرا طراوتی
-------------------------------------------
وقتی یک مرد به زبان نمی آورد زن را دوست دارد همه چیز را از دست می دهد حتی آن زن را
یه فکری که از دیروز ناراحتم کرده اینه که چرا همیشه به کم قانعم!با اینکه میدونم مغزمون ما رو به سمت جایی میبره که بهش فکر میکنیم، اما بازم شیوه ی تفکرم رو عوض نمی کنم.
یه بازيگري بود انگار سال ها پیش، مجری ازش پرسیده بود چند سال میخوای عمر کنی؟ گفته بود 300 سال 500 سال! هر چقدر بیشتر بهتر! از خدا میخوام بیشترین حالت عمرم رو داشته باشم! چرا براش آرزو نکنم!
ولی من متاسفانه، اینقدر برای خودم موانع ذهنی میسازم که همین موانع بهم آسیب میزنن.
ترم اولی که ار
تصاویر مدلینگ المیرا عبدی دختر اکبر عبدی،دختر کمدین معروف ایرانی به کار مدلینگ رو اورد . به گزاش چفچفک المیرا عبدی دختر اکبر عبدی بازیگر مشهور کشورمان مدل آرایشی شده است .عکس های جدیدی از المیرا عبدی دختر 32 ساله اکبر عبدی منتشر شده است
المیرا عبدی دختر اکبر عبدی بازیگر کشورمان می باشد.وی 32 سال سن داشته و چند تجربه بازی در فیلم های مختلف را نیز داشته است.
در ادامه عکس های جدید المیرا اکبری را مشاهده می کنید.

چهره المیرا عبدی به عنوان مدل آرای
آه از چرنوبیل، آخ از چرنوبیل، وای از چرنوبیل.توی سه روز گذشته، (دو تا دو قسمت و یه روز هم قسمت آخر) سریال چرنوبیل رو دیدیم. سریالی که به غایت نفس‌گیر و تلخ و آزاردهنده بود؛ و به شدت با روح و روانِ من بازی کرد.از نگاه فنی و سینمایی، به نظرم سریال اونقدر که مورد توجه قرار گرفت، لایق نبود. دو قسمت اول به شدت خوب و دو قسمت دوم به شدت ضعیف بودند. قسمت پایانی هم صرفاً بستری بود برای تحقیرِ شوروی و شیوه حکومتداریِ روسی. نمیشه منکر شبیه‌سازی فوق‌العاد
همین چند دقیقه پیش کتاب راز نگین سرخ را تمام کردم. کتابی گیرا و جذاب. اصلا کتابی که نقش اولش محمود شهبازی باشد چشم بسته جذاب است! چه برسد که نقش مکملش را همدانی و متوسلیان در دست داشته باشند و حضور افتخاری همت و باقری و وزوایی را هم داشته باشد. کتاب به تعبیر نویسنده زندگی‌نامۀ داستانی بود. یعنی برخلاف بسیاری از کتاب‌های خاطرات جبهه، پیاده‌شدۀ یک مصاحبه نبود، بلکه داستانی بود که نویسنده بر اساس مصاحبه‌هایش با یکی از شخصیت‌های کلیدی داستان
سریال هشت قسمتی Devs به کارگردانی الکس گارلند توسط شبکه FX ساخته می‌شود. خب! همراه ما باشید.
چندی پیش بود که سریال Devs رسماً معرفی شد و حال در جدیدترین اخبار سینما و تلویزیون شبکه FX، اطلاعاتی راجع به تیم بازيگري و خلاصه داستان سریال هشت قسمتی Devs منتشر کرد.
برای رفتن به ادامه مطلب بر روی کلید سبز سمت چپ کلیک کنید.
ادامه مطلب
 محمود دولت آبادی با وجود آنکه این روزها به عنوان یک چهره ادبی شناخته می‌شود، اما فعالیت هنری خود را از تئاتر آغاز کرد، او که متولد ۱۰ مرداد سال ۱۳۱۹ بود، در سال ۱۳۳۸ به تهران آمد و سال بعد در تئاتر پارس مشغول کار شد. از آغاز دهه چهل در کلاس‌های نمایش آناهیتا شرکت کرد و به بازيگري تئاتر رو آورد و آرام آرام نوشتن را هم به صورت موازی آغاز کرد. او در دههٔ چهل در نمایشنامه‌هایی از برتولت برشت و بهرام بیضایی و اکبر رادی نقش بازی کرد.
کلیدر» معروف
ماجرا از یک جمله ساده شروع شد؛ آخه سعید چطور همچین اشتباهی کرد! 
اشتباه سعید مهم نبود، قضاوت و ملامت کردن سعید بود که مهم بود و همین کافی بود تا تقدیر من را درگیر ماجرایی کنه که در همون موقعیت قرار بگیرم و حالا سعید قصه من باشم. حالا میفهمیدم، حالا حق را به خودم نه به خودمان میدادم، حالا همه چیز درست بود! رازی که سالها در صندوقچه دلهامان پنهان کرده بودیم، رازی که در چشمان هم خوانده بودیم و میخواستیم تا ابد پنهانش کنیم هویدا شد. انگار ماجرا از
ممکنه خیلی از شما پیش از قبلا این نامه را خوانده باشید اما نامه به حدی زیباست که هرچی بخونید از خوندن اون سیر نمی شوید و پی به شخصیت والای چارلی چاپلین میبرید چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با "اونا اونیل" ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که ژرالدین نام دارد استعداد بازيگري را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدر
همیشه تشخیص تمارض آخرین تشخیص ممکن برای یک پزشک هست .
دارم فکر میکنم که علاوه بر اینکه ما باید اون دنیا سر خطاهامون ، کوتاهی هامون جواب پس بدیم ، تک تک مریض هایی که به هر عنوانی آزارم دادن باااید جواب پس بدن ! 
حتی همین دختر ۱۳ ساله ای که از ترس خرابکاری و دعوای پدرش ، اومد و من و متخصص اطفال و جراح و سونوگرافیست و کلا یه بیمارستان رو به فنا داد با احمق بازیاش و دروغ هاش و دیوانه بازی هاش و دست آخر صبح خوشحال و خندان رفت .
بزرگ بود .
اونقدر بزرگ
دفترش را برمیدارد و ورق میزند بر خاطراتش، آن روز ها شاید ، آن قدر که فکر میکرد هم بد نبود، شاید نیازی به آنهمه غصه خوردن نبود، شاید امسال غصه نخورد یا اگر میخورد، کمتر بخورد،به هر حال باید تفاوتی باشد میان سال های زندگانی اش، مدتی تصمیم داشت وبش را پاک کند، فکر می کرد بس است با این اسم نوشتن، بس است انقدر مزخرف نوشتن و تذکر شنیدن، پابوس آقا که رفت، برای همه دعا کرد، حتی آدم های مجازی، حتی آنهایی که رفته بودند و حتی آن هایی که بودند و نبودند، وق
یک برونگرا وقتی فیلم می بیند چه میکند؟! احتمالا به دنبال یک شنونده‌ی خوب میگردد که بنشیند و برایش از اول تا آخر فیلم را تعریف کند و خودش را تخلیه کند! حداقل برای من که اینگونه پیش میرود! و چقدر خوب که امروز یکی از همان شنونده‌های خوب را به تور انداختم و برایش از اول تا آخر فیلم را با هیجان خاص خودم توضیح دادم! سکانس های مهم را برایش پخش میکردم و تعریف میکردم که چه شده و چرا اینطور شده! حالا کمی حالم بهتر است و کمی بیشتر منطقی شده ام! 
شوالیه‌ی ت
سریال رو دو سال پیش دانلود کردم، همون موقع که خیلی ترد و معروف شد ولی توی مود دیدنش نبودم و رها شد تا الان. " دروغ های بزرگ کوچک"  حول ماجرای یک قتل شکل میگیره که تا قسمت آخر حتی نمیدونید مقتول کیه. اما این معما فقط پوسته ایه برای باطن فیلم، خشونت، آزار جنسی علیه ن و مسائل شویی. همان طور که توی تیتراژ ابتدایی با ظرافت در پس زمینه ی مناظر زیبای مونتری خودش رو نشون میده.
من اعتقاد دارم هر فیلم و کتابی، سن مناسبی برای دیدن و خوندن داره که
کارگردان : رامتین لوافیبازیگران : امیر جدیدی ، پری‌ناز ایزدیار ، ماهور الوند ، صابر ابر ، همایون ارشادیتدوین : هایده صفی‌یاریسال ساخت : ۱۳۹۵

نقد دبورا یانگ منتقد هالیوود ریپورتر بر فیلم سینمایی هت‌تریک (ماجرای تصادف چهار دوست در تریلر روانشناسانه رامتین لوافی) نمره ۷۰ در سایت metacritic
   "پرداختن به زندگی‌های پوچ طبقه متوسط موضوع محبوب فیلم‌های ایرانی محسوب می‌شود و جمع شدن شخصیت‌ها در کنار هم آغازگر فوران احساسات در کنار چالش‌های اخل
این فصل را با من بخوان، باقی فسانه‌ست *



خیلی سال گذشته (سیزده یا
چهارده سالِ پیش) از اوّلین باری که تماشایش کردم. با این وجود، نه در بینِ فیلم‌های
ایرانی و نه در فرنگی‌ها، هیچ وقت در نظرم، جایگاهش را از دست نداده. همچنان اگر
از من بپرسند، عاشقانه‌ترین و شعرترین فیلمی که تا به حال دیده‌ای، کدام است؟ قطعاً
خواهم گفت: هیوا»ی رسول ملّاقلی‌پور»!
همان اوّلین بار که فیلم را
دیدم، روحم پر کشیده بود. پاهایم روی زمین نبود. آن‌قدر گریه کرده بودم ک
یک جایی از سریال شرلوک، موریارتی قبل ازینکه خودش را بکشد برگشت و به شرلوک گفت که تمام زندگیش به دنبال یک حواس پرتی می‌گشته تا اینکه شرلوک را پیدا کرده. یکی که اندازه‌ی خودش باهوش باشد. ولی حالا دیگر اورا هم ندارد چون خیلی وقت پیش شکستش داده است.
حقیقت هم همین است. اصلا بگذاریم به پای تنبلی که این یک سال گذشته را هیچ درس نخوانده‌ام. بهتر اصلا. مگر بچه‌های خرخوان احمق این مدرسه انرژی شان را از کجا میآورند برای درس خواندن؟ از انگیزه. انگیزه‌ای
احساس می‌کنم در هر دوره‌ای از زندگی‌ام کلیدواژه‌هایی داشته‌ام. مثلاً تا همین دو سه سال پیش کلیدواژه‌هایم فلسفه» و ديالوگ» بود. حالا مهم‌ترین کلامِ زندگی‌ام صبر است. احساس می‌کنم در صبری عمیق فرو رفته‌ام که زمان را از حرکت می‌ایستاند و مرا در خلسه‌ای سنگین با زمان و فضا یکی می‌کند، گویی که در حوضچه‌ای از شیرِ داغ شناورم. آنقدر درد برایم مکرر شده که دیگر احساسش نمی‌کنم، گویی با آن یگانه شده‌ام، و آنقدر صبر سنگین شده که دیگر منتظرِ
Between the Stars یک بازی اکشن و نقش آفرینی است که مبارزات لحظه ای داشته و در قلب یک سفینه ی فضایی نظامی رخ می دهد. ماموریت شما محافظت از بشریت علیه جامعه ای متمدن به نام “فرزندان خورشید” است؛ گروهی که بر سرتاسر کهکشان سلطه داشته و می خواهند تصمیمات خود را بر آن اعمال کنند. برای اینکه ماموریت خود را انجام دهید، باید در سرتاسر کهکشان سفر کنید، با چالش های متعدد مواجه شوید و تصمیمات دشواری را بگیرید که بر روی سفینه ی فضایی، خدمه و تمامی جهان هستی

1- جلال ستاری شیفته ی تئاتر است. در مورد تئاتر و درام و ادبیات نمایشی چندین کتاب نوشته که سرآمدشان کتاب جادوی تئاتر» است. کتابی که نشر مرکز آن را چاپ کرده و شرح شیفتگی جلال ستاری به تئاتر است. توی کتاب گفت و گو با جلال ستاری» هم در مورد این شیفتگی با ناصر فکوهی گفت و گو می کند. به نظرش تئاتر اجتماعی ترین و موثرترین هنر است. یک جای کتاب برمی گردد به ناصر فکوهی می گوید:
تاثیری که تئاتر در من داشت سینما نداشت. به خاطر زنده بودنش و یکی از خصوصیات
استوری های اینستاگرام رو بعد از جلسه م با آ نگاه میکنم
آخر جلسه بر خلاف میلم منو برد سمت چیزهایی که سابقا با نام علاقه ازشون یاد میکردم. گفتم آ من حس میکنم دیگه هیچ چیزی تو دنیا نیست که بهش علاقه داشته باشم حس میکنم که دیگه هیچی نمیخوام
حس میکنم مسیر روبرو رو باید برم و هیچی دیگه قرار نیس منو خوشحال کنه
میپرسم میشه آدم چیزیو دوست نداشته باشه؟ میگه نمیدونم به نظرت میشه؟!
میگم البته هنوز وقتی تبلیغ کارگاه بازيگري تئاتر میبینم ته دلم یه چیزی وول
 نمی‌فهمم، هر چه بیشتر سعی می‌کنم که بفهمم، بیشتر نمی‌فهمم. بیشتر به آدم‌ها زل می‌زنم. بیشتر زیر نظرشان می‌گیرم. چرا تا به حال اینگونه نشناخته بودمشان. مگر تاکنون در فضا زندگی می‌کردم که نمی‌دیدمشان. 
مادرم همیشه می‌‌گوید: تو در خواب و خیال زندگی می‌کنی، دختر! ما بین همین مردم هستیم، چرا سعی می‌کنی خودت را به خریت بزنی، نادیده‌شان بگیری و به قوانین خود سرگرم باشی؟!
 الان می‌فهمم که راست می‌گوید. من همیشه در خیالات و اوهام بوده‌ام. م
1_وقتی حرم اونقدری خلوت میشه که من تو 45 مین سه بار میرم نزدیک اون فای خوشگل و محکم میگیرمشون :)


2_یکی پیام داد :) ولی دیر پیام داد :/ دیگه نمیخوام باش اشتی کنم :/ بره تو افق محو شه :/ !
3_یعنی مامانم دید من نه بازار باهاشون میام و نه هیچی میخرم توراه برگشت حرم گفت اع بیا از اینجا یه  چیزی بگیریم.منم که
حال نداشتم کلا چشم چرخوندم تو ویترین مغازه اون گوشه دیدم پیکسل میکسه گفتم یه دونه از اینا پس بگیریم . گفت خب بیا ببین
کدوم و اینا ؟! منم گفتم پیکسل جهاد
 
 
 
 
 


 

 
 

 
 
 
 

 
 
 
 

 

 


 


 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عکس پروفایل
عکس پروفایل | عکس نوشته | عکس پروفایل خاص | عکس پروفایل جدید
 
 
 


 

 
دانلود فیلم و سریال رایگان ایرانی
Garden party: فقط پایانش.
Piper: شیرین و دوست داشتنی.
Horror: مناسب بچه ها نیست؛ در اصل برا بزرگترهاست! بچه ببینه از ترس زهر ترک می شه! این به این معنی نیست که من زهر ترک نشدم!
ventana: بی سرو ته :/
Zero: دوستش نداشتم چندان! به خاطر روایت خسته کننده اش.
Ascension: در عین بامزگی متفاوت و حرص درآرش، قابل تامل.
The necktie: کسل کننده! ولی پایانشو دوست داشتم.
Threads: نمایش رشته پیوند بین مادر و فرزند.
Johnny express: بامزه بود. دلمان برای آن موجودات ریز فضایی کباب شد!
Weekends: طولانی و کشدار. درب
فیلمسازی حرفه مزخرفی است. فیلم‌ساختن، معنی‌اش ارتباط با تماشاگران، رفتن به جشنواره‌ها، خواندن نقدها و مصاحبه‌ کردن‌ نیست. معنی‌اش این است که هر روز صبح، ساعت شش از خواب بیدار شوی. یعنی سرما، یعنی باران، یعنی گل و شُل، و اجبار به حمل پروژکتورهای حجیم و سنگین!

فیلم‌سازی یک حرفه‌ی اعصاب‌خُردکُن است که در یک نقطه‌ی مشخص از آن، مجبور می‌شوی همه‌چیز را در درجه‌ی دوم اهمیت قرار بدهی؛ حتی خانواده‌، احساسات و زندگی خصوصی‌ات را. البته شای
ادگار آلن پو»-نویسنده آمریکایی قرن نوزده- که او را یکی از پایه گذاران داستان ِ کوتاه می دانند ظاهرا در جایی نوشته که هر وقت یک داستان نوشته شد، بایذ به اول داستان برگشت و هر جمله را که اضافه است و بود و نبودش در داستان تفاوتی ندارد ،حذف کرد. آنچه که می ماند جانِ داستان است و همان که باید باشد. 
بهانه ی من برای نقل این قسمت از گفته های آلن پو این است که تقریبا کمتر کسی با دقت و تیزبینی می تواند نصیحت این داستان نویس بزرگ را درک کند و یا اینکه به ا
داشتم یه قسمت دیگه از Girls رو می دیدم و سعی می کردم یه عالمه احساس مخنلف رو process کنم و هی با خودم حرف می زدم و تجریه تحلیل می کردم. بعد از یه مدت خیلی طولانی بالاخره یه سریال نه چندان مشهور تونسته انقدر منو درگیر کنه.با خودم گفتم حیف الآن هیچ کس نیست که این سریالو دیده باشه تا بتونم باهاش حرف بزنم، تا بتونم نصف شب وقتی یه سکانس هیجان زدم می کنه یا یه ديالوگ عمیق می شنوم دکمه ی پاوس رو بزنم و سریع بهش تکست بدم و راجع به احساسم حرف بزنم.و بعد با خودم گ
  باشگاه پرسپولیس قصد دارد از فردی که علیه این باشگاه اظهارات توهین آمیز مطرح کرده شکایت کند.


 
  بخش پرسپولیس مجله خبری ورزشی اسپورت‌استار
 
به گزارش خبرگزاری فارس، بعد از اظهارات یک مجری در تلویزیون علیه لوگوی باشگاه استقلال، یک فرد که سابقه بازيگري دارد در مقام پاسخگویی برآمد و اظهارات تندی علیه باشگاه پرسپولیس و برخی از بازیکنان فعلی و سابق این تیم انجام داد.
 
این مسئله باعث شد تا باشگاه پرسپولیس برای دفاع از حقوق معنوی خود از سامان
شاید بی ربط ترین موضوعی که تا حالا برای پستی نوشته باشم این باشه.حالا شایدم بنویسم و مربوط بشه.اخه من همیشه اول موضوعو مینویسم بعد شروع میکنم نوشتن پست رو.برگردیم به چند هفته پیش که هنوز وسطای امتحانام بودم.(ابرها روی سرش جمع میشود و کلیپ پلی میگردد)یک عصر فوق العاده گرم تقریبا تابستونی بود.اوایل تابستونی که ما هنوز داشتیم امتحان میدادیم.پس واقعا تابستون نبود،حداقل برای من :|داشتم بهش پیام میدادم که خب آقا من نویسنده ام و بله و ازین حرفا.ا
دسته بندی های ادکلن
کریستین دیور» گفته است: عطر شما بیش‌تر از دست‌خط شما درباره‌ی شخصیتتان توضیح می‌دهد!»
بازيگري به نام بلیک لایولی» گفته است: اگر من آرایش نداشته باشم یا موهایم آاشفته باشد یا حتی لباسم مناسب نباشد؛ برایم زیاد مهم نیست اما باید عطر زده باشم، چون عطر زدن در نظر من کاری شبیه به مسواک زدن است و هر روز صبح پس از مسواک؛ حتماً عطر می‌زنم.» از گفته‌ی فوق تعجب نکنید، اگر به دنیای عطرو ادکلن اورجینال قدم بگذاریم، همگی شیفته
دومین ساخته‌ی نیما جاویدی یک درام پلیسی-معمایی است که حول محور جست‌وجو و شناخت یک زندانی فراری می‌گردد. آن‌چه سرخ‌پوست را از دیگر آثار چند سال اخیر جدا می‌کند، فیلم‌نامه‌ی دقیق آن است. یک فیلم‌نامه‌ی سه پرده‌ای که نقاطش مرتب چیده شده و جایی را برای به حاشیه رفتن و از ریتم افتادن، باقی نمی‌گذارد.
جاویدی با بهره‌گیری از یک موقعیت مکانی متفاوت از فضاهای متعارف و متداول فیلم‌های این سال‌ها، فضا و داستانی را می‌آفریند که بی‌شباهت و بی
شخصیت های اصلی 
پارک مین یانگ  ولی مین هو 
معرفی همهی شخصیت ها : 
خانواده پارک :

پارک سو جون :برادر مین یانگ و شین هه و همسرش هان هیو جو = آرام و مهربون و عاشق خانواده بازیگر و خواننده ولی تو شرکت باباش هم کار میکنه !=۳۲
پارک مین یانگ : مهربون خوش اخلاق باهوش / آدم صمیمی / باهمه دوست و همه دوسش دارند  با این حال با مین هو بیشتر صمیمی / بازیگر و خواننده ولی بیشتر ترجیح میده بازیگر باشه تا خواننده (۲۳)
پارک شین هه : خواهر مین یانگ =احساسی / زود رنج / اندک
اینقدر فیلم دانلود کردم که بالاخره نتمون تموم شد. الان اینقدر خوشحالم! :)))) تا بی نهایت حتی! حالا میتونم فیلمارو ببینم تا وقتی که دوباره شارژ بشه :)
+ آیا انسان ها از احساس کردن زیادی، خواهند مرد؟ مثلا ممکنه من از شدت حسادت یا فضولی بمیرم؟ :/ فک نمیکنم. چون اینطوری آزاد میشم. تازه فضولیه. آخ. لااقل حسادته یه چیز قطعیه. مثن وقتی فضول میشم هی میگم نه! تو نباید بری ببینی! نه، تو اگه بفهمی اعصابت خورد میشه! نه! فلان بهمان. ولی یه چیز ته دلم میگه مثن من با
پرستاموبایل ؛ وب اپلیکیشن پرستاشاپ با PWA


وب اپلیکیشن های پیشرونده یا Progressive Web Apps چیست ؟!
وب اپلیکیشن های پیشرونده یا Progressive Web Apps تکنولوژی نوظهوری است
که به کمک آن میتوان تجربه اپلیکیشن های واقعی را به مخاطب ارائه کرد بدون
آنکه نیاز به توسعه اپلیکیشن های پرهزینه و پر دردسر را داشته باشید! به
لطف PWA میتوان امکانات و قابلیت های اپلیکیشن های بومی (مانند اندروید و
ios) را با برروی بستر وب ایجاد نمود و در عین حال ضعف های اپلیکیشن های
عمومی مانند ه
Sing: خیلی شیرین بود. کوالایی که نزدیکه سالن نمایشش رو از دست بده. ترتیب یک مسابقه آواز خوانی رو می ده اما همه چیز اون جور که اون انتظارش رو داره پیش نمیره. من عاشق اون سکانسیم که خانوم خوکه می ره فروشگاه :) و یکی از سکانس های مورد علاقه دیگه ام اون کاریه که کوالا انجام می ده و دوستِ گوسفندش بهش کمک می کنه :)
Monster Family: جالب بود. درباره یه خونواده چهار نفره که با هم ارتباط خوبی ندارن! یه جور طلاق عاطفی بین اعضای خونواده اتفاق افتاده بود. پدر خانواده خی
به رنگ عشق قسم که همیشه یکرنگ و وفا داراست  و بی بهانه می درخشد

 لحظاتی که به پای هم سپری شد بهترین اوقات زندگی
مان بود.چشم درچشم هم اگفته ها خوانده ایم و سکوت هم  را مهرترجمه کردیم و تبسم هم را ترانه
می سرودیم

اما نگاه ناشناسی که اکنون به یکدیگر واگذارمی
کنیم و خرمن حسرت رادر آن درو می کنیم از تسلب و تاثرچیست؟

آن روزگار  برای دیدن
روی هم ،گذرنامه  وروادیدی  صادرنمی کردیم و در صفحه دلهایمان  نیازی به مهر و ویزا نبود. مهر1 بود و مهر2.

 هما
خاطرات اصولا چیز های غم انگیزی‌ان. خاطرات بد که تکلیفشون معلومه. خاطرات خوب اما خیلی غم انگیز‌ترن. چون یک بار اضافی به نام حسرت» رو به دوش می‌کشن. حسرتِ لحظه ی خوبی که گذشت و حالا چیزی جز یک تصویر ذهنی از خودش به جا نگذاشته. خاطرات خوب، دلتنگی آورن. خصوصا خاطراتِ خوب از آدم ها، خونه ها، مکان ها و هر چیز تکرار نشدنی. مثل خاطراتِ خونه ی قدیمیِ مادربزرگ که حالا جاش یه آپارتمان هفت طبقه سبز شده. یا خاطرات آدم های رفته. عشق های تموم شده. دوستی های ف
پرستاموبایل ؛ وب اپلیکیشن پرستاشاپ با PWA
پرستاموبایل ؛ وب اپلیکیشن پرستاشاپ با PWA


وب اپلیکیشن های پیشرونده یا Progressive Web Apps چیست ؟!
وب اپلیکیشن های پیشرونده یا Progressive Web Apps تکنولوژی نوظهوری است
که به کمک آن میتوان تجربه اپلیکیشن های واقعی را به مخاطب ارائه کرد بدون
آنکه نیاز به توسعه اپلیکیشن های پرهزینه و پر دردسر را داشته باشید! به
لطف PWA میتوان امکانات و قابلیت های اپلیکیشن های بومی (مانند اندروید و
ios) را با برروی بستر وب ایجاد نمود و در ع
پرستاموبایل ؛ وب اپلیکیشن پرستاشاپ با PWA
پرستاموبایل ؛ وب اپلیکیشن پرستاشاپ با PWA


وب اپلیکیشن های پیشرونده یا Progressive Web Apps چیست ؟!
وب اپلیکیشن های پیشرونده یا Progressive Web Apps تکنولوژی نوظهوری است
که به کمک آن میتوان تجربه اپلیکیشن های واقعی را به مخاطب ارائه کرد بدون
آنکه نیاز به توسعه اپلیکیشن های پرهزینه و پر دردسر را داشته باشید! به
لطف PWA میتوان امکانات و قابلیت های اپلیکیشن های بومی (مانند اندروید و
ios) را با برروی بستر وب ایجاد نمود و در ع
پرستاموبایل ؛ وب اپلیکیشن پرستاشاپ با PWA
پرستاموبایل ؛ وب اپلیکیشن پرستاشاپ با PWA


وب اپلیکیشن های پیشرونده یا Progressive Web Apps چیست ؟!
وب اپلیکیشن های پیشرونده یا Progressive Web Apps تکنولوژی نوظهوری است
که به کمک آن میتوان تجربه اپلیکیشن های واقعی را به مخاطب ارائه کرد بدون
آنکه نیاز به توسعه اپلیکیشن های پرهزینه و پر دردسر را داشته باشید! به
لطف PWA میتوان امکانات و قابلیت های اپلیکیشن های بومی (مانند اندروید و
ios) را با برروی بستر وب ایجاد نمود و در ع
مجتبی نجفی
شانس در ت بی تاثیر نیست. یکی از بدشانسی های مردم ایران، پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود. شکست ترامپ برجام را در نهایت حفظ می‌کرد. ورود ترامپ به کاخ سفید، به نتانیاهو و سران عربستان سعودی و چند کشور حاشیه خلیج فارس این امکان را داد تا پرونده ایران را از "عادی شدن" به سمت "امنیتی شدن" هدایت کنند. می توان گفت با اعمال تحریم های موثر یکجانبه و اقدامات هدفمند دولت آمریکا در برابر ایران ما به دوران "پیشابرجامی" بازگش
داشتم هویج ها را برای سالاد ماکارانی ام پوست میکندم. به خودم که امدم دیدم دارم همراه سیا فریاد میزنم: im talking loud…  اهنگ تیتانیم را خودش برایم فرستاده بود. هنوز از فکر کردن به حال و روز رابطه مان غمم میشود. 
بعد دو سال رفاقت برایم سخت بود بپذیرم که همینطور بی حرف، ول کرده رفته. همه مان را؟ حتی به یک نفر هم نگفته؟ زنده است؟ حالش خوب است؟ تقصیر الف بوده؟ پیام هایش برایم نمی اید؟ ناراحتش کردم؟ جایی زیاده روی کرده ام؟ دوران سختی را گذراندم. گمانم ای
به نام دوست
نمیدانم چرا اهالی فرهنگ و سایت های ادبی کتاب هایی برای مطالعه در ایام عید معرفی میکنند؟ از خودم تا حالا دو سه بار نظر خواسته اند و من هم چند کتابی معرفی کرده ام اما چیزی که برای خودم اثبات شده این است که میزان مطالعه م در ایام عید به شدت پایین می آید! یا مهمان داریم یا مهمانی هستیم یا باید در کنار اعضای خانواده حواسمان را بدهیم به برنامه های درپیتی تلویزیون!
حالا محض این که دلمان از عزاداری این روزهای تعطیل نابود کننده بیرون بیاید
آموزش زبان انگلیسی از طریق فیلم
فایل های مربوط به آموزش مکالمه انگلیسی با فیلم را به صورت رایگان دانلود کنید و اسپکینگ خود را تقویت کنید.
یادگیری سریع و حرفه ای مکالمه زبان انگلیسی با فیلم. لهجه آمریکایی و بریتانیایی استاندارد به دور از خواندن کتاب های کسل کننده
لیست دروس فیلم ها، انیمیشن ها و کارتون های انگلیسی
فیلم آمریکایی بنیانگذار The Founder
فیلم انگلیسی هری پاتر Harry Potter با لهجه بریتیش
سریال آمریکایی دادخواست ها Suits – سطح پیشرفته
فیلم آم
​مدتیه یه فرضیه‌ای به ذهنم راه پیدا کرده از این قرار که یه سری از کتاب‌ها راه‌شون رو به‌سمت‌ خوانندۀ خودشون پیدا می‌کنن. حالا جرقه‌اش چطوری زده شد؟ والا اواخر بهمن‌ماه بود که پاشدم رفتم کتاب‌فروشی محله که یه مجموعه شعر از شاملو و رگتایم از دکتروف و نظریه‌های رمان از مجموعۀ مؤلفان رو بخرم. وقتی رفتم بخش اشعار نظرم عوض شد و به‌جای اولی انقراض پلنگ ایرانی با افزایش بی‌رویه‌ی تعداد گوسفندان از مهدی رو گرفتم، دومی و سومی رو ه
دانلود قسمت 9 نهم سریال احضار Ehzar S01E09 با کیفیت 4K Ultra HD
قسمت 9 نهم سریال احضار به کارگردانی رامین عباسی زاده


کارگردان: رامین عباسی زاده | ژانر: ترسناک، هیجان انگیز | سال تولید: 1394 | تاریخ انتشار: 1398
تعداد قسمت ها: نامشخص | مدت زمان هر قسمت: 1 ساعت | کیفیت: 4K UHD
فرمت: MP4 | حجم: متفاوت با هر کیفیت | تهیه کننده: حنان فیلم
خلاصه داستان:
هفت سال از مرگ گیسو میگذرد امیر (شوهر سابق گیسو) با صمیمی ترین دوست
گیسو (پروا) در پی خیانتی آشکار درزمان حیات گیسو زندگی عاش
دیشب رفتیم سینمامن و مامان و خاله کوچیکه و دخترخاله و پسرخاله و پسرداییم
عصری با مامان رفتم و بالاخره فریم عینک خریدم و سفارش شیشه ی جدید دادم.دیگه داشت اذیتم میکرد عینکم.مخصوصا وقت رانندگی شب
تا رسیدیم مغازه گفتم فلان مدل فریم میخوامرنج قیمتی خواست که گفتم و بعد چند تا صفحه چید روی میزچند تا هم روی پیشخان.یکی دو تاش فقط مورد پسندم بود همه فریم های درشت بودن و من فریم بزرگ دوس ندارم دیگه رفت و از توی یه کشو چهار تا عینک آورد
1-برای تقویت
اسپیکینگ خود صحبت کنید.
مانند هر مهارت دیگر، برای تقویت مهارت صحبت کردن، باید بیشتر
صحبت کنید. با بیشتر و بیشتر صحبت کردن، اعتمادبه‌نفس شما افزایش پیدا می‌کند،
اشکال‌های خود را پیدا می‌کنید و می‌توانید آن‌ها را رفع کنید. اگر کسی را ندارید
که با او اسپیکینگ تمرین کنید، بهتر است به سراغ سایت‌هایی بروید که به‌صورت
آنلاین شما را با زبان‌آموزانی از سایر نقاط جهان آشنا می‌کنند و امکان تمرین
اسپیکینگ را برای شما فراهم می‌کنند.
بخشی از فصل سوم :
برای کوهن معنی واژه‌ها
به طور بی‌وقفه در حال تغییر است. شما به مجموعه‌ای از معانی کاملا متفاوت دست می‌یابید،
اما از این تغییر آگاه نمی‌شوید. چون معانی در دسترس شما نیستند. برای من این یک کابوس
است، یک کابوس واقعی. مثل یکی از نمونه‌های دوزخی در آثار جورج لوئیس بورگس است. در
واقع، کوهن شبیه یک نمونة معیوب از نمونه‌های بورگس است: نمونه‌ای بدون افسون، بدون
طنز، بدون بازيگري.


بورگس در "کتابخانة
بابل[1]"،
در مورد "کتابخانة تب‌
دوست داشتن آخرین داشته ی آدمی ست
سیدعلی صالحی
-----------------------------------
گاهی اوقات آدم باید
بماند تا ثابت کند عاشق واقعی است و گاهی هم آدم باید برود تا واقعا یک
عاشق واقعی بماند  و این دومی چند هزار بار سخت تر از اولی ست

احمد دستاران ممقانی
-----------------------------------
رفتنت ماندنی و با ارزش می شود، وقتی که باید بروی; بروی و ماندنت پوچ و بی فایده است، وقتی که نباید بمانی، بمانی .

آنا گاوالدا
-----------------------------------

زنهارو با اسلحه بکش ولی بهشون عشق تعارف
ایده برای نوشتن رمان  .  مدرس ارشد دانشکده تربیت معلم _   آموزش نوشتن رمان_  توسط شهروز براری صیقلانی . داستان نویسی خلاق.  رمان و ایده های آن چگونه کتاب بنویسیم؟ قدم های ساده . به زبان ساده چگونه نویسنده ی یک اثر موفق باشیم؟  ایده زایی . به نام خالق هستی. شهروز براری صیقلانی نویسنده و مدرس رسمی دانشکده پردیس ع. روش چهارم:چگونه یک داستان تخیلی بنویسیم.________________________________________________________________________________________________________گام اول: تا می‌توان
پیش نوشت:
این پست را من حدود دو ماه پیش نوشته بودم
ولی منتشرش نکردم چون احساس میکردم زیادی چرت و پرت نوشتم.یه ماه پیش اومدم
اصلاحش کردم و خواستم که صبح منتشرش کنم که فونت و ایناشم درست باشه که از
مدرسه اومدم دیدم ماشین یکی از اقوم دم در وایستاده میگه جمع کن
بریم.خلاصه که نشدو خب پستی هم نیست که من بخوام به عنون اولین پست نود و
هشت منتشرش کنم اما اینکارو میکنم که چیزایی که توش نوشتم یادم بمونه.الان
هم همچنان فکر میکنم که چرت و پرت زیاد نوشتم و
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها