این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

نتایج جستجو برای عبارت :

دوماد دوماد مارى مارى

دیشب خواب دیدم عروسیمه. ولی اصلا خوشحال نبودم. همش معذب بودم . عروسیم نمیدونم به چه دلیلی مختلط بود و من همش به دوماد غر می زدم تو ماشین عروس که حالا که داریم می ریم مهمونی یه شنل بزرگ برام می گرفتی که بقیه منو نبینن. دوماد هم همش می خندید.
بهش می گفتم حالا که عروسی رو میخاستی مختلط بگیری لااقل یه لباس عروس پوشیده برام می گرفتی شبیه این فیلم های صداوسیما نه دکلته و بی حجاب. ولی اون بازم می خندید.
وقتی رفتم تو سالن و نگاه مردا بهم بود اشک میریختم و
کی به حجله کی به حجله شازده دوماد با زنش کی بگرده دوره حجله خواهر کوچیگ ترش*** جینگ جینگ ساز بیارو از بالی شیراز بیار سوریا گویید مبارک بادا ایشالا مبارک بادا *** آقوی سبا جووووونه صبا از ما به چند از ما به یکیک ماه تیز کنم ریز کنم پیش بیبیم ببرم او نخوره من چه کار کنم *** اسب آوردیم تو حیاط عروس خانم شد سوارخیر بیبینی ننه ی عروس ای گل از خونت در آد *** در خونه ی عروس خانم آب رکنی رد میشه چوب ب یارید پل ببندید عروس خانم رد بشه*** راه شیراز دوره و آ
دانلود آهنگ جوونای رشید کوه رعنا بیاین
Download Music Mohsen Mirzadeh Shabash
دانلود آهنگ برای عروسی با صدای محسن میرزاده
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
متن آهنگ جوونای رشید کوه رعنا بیاین
جوونای رشید کوه رعنا بیاین عاشقای عزیز دشت لیلا بیاین
تو ده بالا و پایین جشنه به همه بگین جشنه گل بهم بدین جشنه
مجلس عروسیه خوبانه جوونای ایرانه روز وصل یارانه
پهلوونای کرمانج خراسان بیاین بچه شیرای سرزمین ایران بیاین
تو ده بالا و پایین جشنه به همه بگین ج
دانلود آهنگ برای عروسی خیلی شاد محسن خسرو آبادی
Download Music Baraye Aroosi Kheyli Shad Mohsen Khosro Abadi
دانلود آهنگ برای جشن عروسی واسه عروس داماد
موزیک جدید شاد مخصوص عروسی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
متن آهنگ محسن خسرو آبادی برای عروسی
آقا دوماده دستپاچه حالا دیگه وقت ماچه
اوه اوه اوه اوه اوه اوه
دوماد عروسو ببوس یالا یالا یالا ، عروس دومادو ببوس یالا یالا یالا
دوماد عروسو ببوس یالا یالا یالا ، عروس دومادو ببوس یالا یالا یالا
بیا دستا بالا
دانلود آهنگ حجت اشرف زاده عروسی
Download Music Hojat Ashrafzade Aroosi
دانلود اهنگ عروسی از حجت اشرف زاده با متن شعر و ترانه از سایت پلی نیو موزیک
برای دانلود آهنگ به دامه مطلب مراجعه کنید …
متن آهنگ حجت اشرف زاده عروسی
عاشقان ای عاشقان گل میرسد با کاروان آیینه بندان میشود قلب جوانان
پیوند آب و آینه بر روی ماه عهد مشرق با پگاه بسته شد در آسمانها
شمع و گل و پروانه ها پروانه ها در خانه ها آیینه ها مهمان عشقند
دلدادگان عاشق تر از مرغان عشقند لیلی و مجنون چشمه
آیا خری از بین شما هست که هنوز دلش بخواد یک پسر با تجربه صفر در سکس، بیاد بگیرتش؟؟!!!استاد ما بار اوله داره دوماد میشه،کیسشم منم، کووووونمونو پاره کرده!همکارش میگه فلان جور، این میگه نه الا و باالله اینجور!بابا، لامصب، داری جراحت میزنی، بفهم!.دارم برات.  
شش صبح با یک چشم باز و یک چشم بسته،خوابالو با لبخندی پهن از شیشه ی اتوبوس دروازه قرآن را میدیدم،آهنگ شماعی زاده در ذهنم پلی شد!!!!
خدا میداند چندسال پیش در کدام مراسم عروسی شنیده بودمش! وهمچنان محو یادآوری این اهنگ در این موقعیتم!!
 
+سر راه کنار برین دوماد میخواد نار بزنه/سیب سرخ انار سرخ به دومن یار بزنه
++رد دادگانیم :)))
 
چرا ما یاد نمیگیریم به نظرات کاملا شخصی دیگران که ما هیچ دخل و تصرفی در اون نداریم احترام بذاریم ؟ به خاله ی دوماد چه که دوماد میخواد با دختری ازدواج کنه که قبلا شیرینی خورده ی دیگری بوده ؟ اصلا به اون چه که بخواد بره واسه خودش پرس و جو کنه و بعد با فهمیدن این موضوع فکر کنه کشفیات جدیدی داشته که باید یهویی شب بله برون خواهر زاده ش بریزه تو داریه تا همه رو مثلا آگاه کنه ایهاالناس این دختره قبلا قرار بود ازدواج کنه که بهم خورده ؟ که مجلس نامزدی رو
دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده
برای شیطنت های بی وقفه،
بیخیالی های هر روزه،
ناز و کرشمه های من و آینه
خنده های بلند و بی دلیل،
برای آن احساسات مهار نشدنی،
حالا اما،
دخترک حساس و نازک نارنجی درونم چه بی هوا این همه بزرگ شده!
چه قدی کشیده طاقتم !
ضرباهنگ قلبم چه آرام و منطقی میزند !
چه شیشه ای بودم روزی،
حالا اما به سخت شدن هم رضا نمیدهم !
به سنگ شدن می اندیشم،
اینگونه اطمینانش بیشتر است !
جای بستنی یخی های دوران کودکی ام را
قهوه های تلخ و پر سکو
کسى مى‌خواست زیرزمین خانه‌اش را تعمیر کند . در حین تعمیر، به لانه مارى برخورد که چند بچه مار در آن بود . آنها را برداشت و در کیسه‌اى ریخت و در بیابان انداخت .
وقتى مادر مارها به لانه برگشت و بچه‌هایش را ندید ، فهمید که صاحبخانه بلایى سر آنها آورده است ؛ به همین دلیل کینه او را برداشت .
مار براى انتقام ، تمام زهر خود را در کوزه ماستى که در زیرزمین بود ، ریخت .
از آن طرف ، مرد ، از کار خود پشیمان شد و همان روز مارها را به لانه‌شان بازگرداند
وقت هایی که میرم عروسی دلم میخواست من عروس بودم و اون داماد ولی اینبار از بس عروس دوماد فامیل نداشتن و همه سناشون زیاد بود تقریبا میشه گفت احتمالا من کوچکترین بودم وقتی تانگو میرقصیدن بقیه عالی بود یه عالمه آدم که سناشون زیاده و بلد نیستن تانگو اصولی برقصن کلاس نرفتن ولی دستشون میذارن دور گردن یار قدیمیه شاید بیست سی سالشون اون یار قدیمیم دستشو میذاره رو کمر اونا باهم ت میخورن که دلم خواست باهاش پیر بشم ولی خب متاسفانه اون حتی حال حاضر ر
امیر بیدار بود. اما بیداری‌اش آن‌قدر غیرعادی بود که وقتی خوابید .

تصویر از مادر امیر آرام آرام به سمت امیر می‌رود
امیر! امیر! پشت در با تو کار دارن. پاشو ببین کیه؟
امیر ملحفه را کنار می‌زند و ساعت گوشی را می‌بیند
(با طلب‌کاری می‌گوید) مگه من دیشب نگفتم هشت منو بیدار کنین کار دارم؟
تصویر انگشت جواد که دوباره زنگ می‌زند و با گوشی شروع می‌کند به تماس گرفتن
الو سلام خوب هستید شما؟. خیلی ممنون. آره ما تا نیم ساعت دیگه می‌رسیم، فعلاً آقا دو
چرا مادر زن ها انقدر دومادشون رو دوست دارن؟ خیلی عجیبه ! یه ذوق و شوق عجیبی دارن برا دوماد، قبل از اینکه بخواد بیاد پا میشن با شوق همه جارو مرتب میکنن، غذاهایی که صد سال یبار میپزن بار میذارن، به دختر تشر میزنن که برو به خودت برس، هی میپرسن کجاست؟ پس چرا نمیاد؟احساس میکنم عقب گرد میزنن به دوران جوونی خودشون، شوق و ذوق های خودشون، یا شاید شوق و ذوق هایی که اون موقع تو دوران عقد کردگی خودشون از ترس چشم غره های باباها سرکوب میشد حالا میاد رو!
نمید
هرچی میگذره اوضاع بدتر میشه
اون از خانواده که اعصاب منو خط خطی کردن سر انتخاب رشته و اینکه بعد و قبل شیراز چه شهرایی بزنم
اون از اضطرابم واسه اینکه شیراز میارم یا نه (خدایی نمیتونم تصورشم بکنم که جایی غیر از شیراز برم دانشگاه)
اون از اقوامم که نمیذارن برم شیراز و هی اینور اونور دعوتم میکنن بلیط نمیذارن بخرم برم دنبال بدبختیم (لار هستم) (کم کم دارم به فاز افسردگیم برمیگردم فقط بخاطر دور بودن از درس)
اونم از بازم اقوامم (البته فقط یکی دونفرشون ب
آلبوم موسیقی جنس سوم نهمین اثر ، با همکاری پویا محمودی، حبیب مفتاح و آدریان واخوویاکو با سرمایه‌گذاری ایران‌وایر منتشر شد
در این پست برای شما تمامی این آهنگ ها رو با لینک مستقیم قرار دادیم.آی عشق» نیز همچون بخشی وسیع از جنس سوم» یکباره و بی‌بازگشت است و از فرصت‌های ممکن برای تغییر زوایای شنیداری حتی در خوانش شعر نیز سود می‌جوید.آی عشق» سروده‌ی دکتر اسماعیل خویی‌ست، با گیتار پویا محمودی و کوبه‌ای‌های حبیب مفتاح.دردانه
بسم الله الرحمن الرحیم
دره ضیاع
در کتاب فضائل» از عمر بن
خطّاب نقل کرده است که گفت: در حضور رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم در
مسجد آن حضرت بودیم، نماز ظهر را به جماعت برپا داشت، سپس به محراب تکیه
کرد، همانند ماه در نهایت‏ درخشندگى و کمال بود و اصحاب در اطرافش جمع شده
بودند، ناگهان نگاهى به آسمان نمود، و پس از مدّتى‏ نگاهى به زمین کرد و
سپس به کوه و دشت نظرى کرد و فرمود:
اى گروه مسلمین ؛ ساکت باشید
خداوند شما را رحمت کند، بدانید در دوزخ در
پریروز رفته بودم پیش بچه‌ها چایی بخوریم. از حرفاشون فهمیدم سه تا از پسرا گاهی همزمان یه آهنگ بی‌کلامو رو لپ‌تاپاشون پلی می‌کنن! یکی‌شون داشت می‌گفت مثلا می‌خواد یه بار وسط این کار لپ‌تاپشو برعکس بگیره ببینه صداها قطع میشن یا نه :)) یه لحظه همه مکث کردیم به خاطر حرف جالب ولی غیرممکنش. من گفتم آخه شما با برع لپ‌تاپ، اون موج صوت رو که نمی‌تونی برعکس کنی. گفت آره ولی بیاین فکر کنیم بهش. دیگه هر کی یه چیزی گفت. بحث رفت سمت شکل موج صوت و
پریروز رفته بودم پیش بچه‌ها چایی بخوریم. از حرفاشون فهمیدم سه تا از پسرا گاهی همزمان یه آهنگ بی‌کلامو رو لپ‌تاپاشون پلی می‌کنن! یکی‌شون داشت می‌گفت مثلا می‌خواد یه بار وسط این کار لپ‌تاپشو برعکس بگیره ببینه صداها قطع میشن یا نه :)) یه لحظه همه مکث کردیم به خاطر حرف جالب ولی غیرممکنش. من گفتم آخه شما با برع لپ‌تاپ، اون موج صوت رو که نمی‌تونی برعکس کنی. گفت آره ولی بیاین فکر کنیم بهش. دیگه هر کی یه چیزی گفت. بحث رفت سمت شکل موج صوت و
یه نکته ای که بعد از ازدواج متوجهش شدم اینه که وقتی با یه عروس یا دوماد مواجه میشیم چقدر باید مراقب حرف زدن هامون و اظهار نظرهامون باشیم چون می‌تونه براشون حس های اذیت کننده ای رو تولید کنه که اگه اون حرف ها نبود اصلا ایجاد نمیشد.
مثلا وقتی داره برامون از مراسمش، رسوماتشون، هدیه هاش یا هر چیزی میگه ، ما حق نداریم کامنت بدیم که : عه! ینی فلان کارو برات نکردن؟ ینی فلان برنامه رو اینطوری اجرا کردن؟ ینی در مورد خرید فلان چیز از تو نظر نخواستن؟ ینی
چرا نمینویسم؟ چون امتحان اطفال دارم و دیگه واقعا نمیدونم چیکار کنم که تموم شه! چون که دوازده تا استاد و شونصد جلسه خیلی زیاده.
مامان دو سه روزه اومده و فقط غذا درست میکنه و میره خرید و حرم و اینا. طفلی تنهای تنها امروز پاشده رفته سرزمین موج های خروشان. دیروز یک ساعت پاشدم با علی و بقیه بچه ها رفتم عقد سید و رزیتا که تو محضر بود. یه مشت امتحانِ اطفال دار! دوماد حتی. یه صحنه موقع عکس گرفتن دسته جمعی گفت بچه ها اطفال چقد خوندین؟ همینقد تباه
+ ببین ول
امروز عروسی دوست ساده ی هجده سالمه با دوماد نوزده ساله. دوستم کلی مشکلات خونوادگی دارن و اینا. خیلی دختر معصوم و ماهیه. نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت. امیدوارم خوشبخت بشه. زیاد.
مراسم فردائه ما امشب رفتیم برا بزن و برقص و.‌
کلی رقصیدیم، خندیدم و از این حرفا. کل مهمونا ما هفت نفر بودیم :)
بقیه یعنی عمه هاش و مادربزرگش چون اون اتاق بودن مهمون حساب نمی کنم :)
دختر عمه اش (۱۶ساله) و پسر عمه اش(۱۳ساله) هم بین ما بودن.
میخوام با جنتلمن ترین مرد زندگیم (پ
همیشه هر سال که شمال میریم . خدا لطف می کنه و یه روزش و تقدیم به من می کنه . به منه بارون ندیده ندید بدید . یه روزش و دربست میده به من و میگه برو حالش و ببر . امسال هم همینطور بود . تو یه روز چناااان بارونی بارید که تو عمرم همجین بارونی ندیده بادم . کار از دیوانه باران هم گذشته بود . انگاری که یکی خنجر برداشته بود و دل آسمون و شکافته بود . یه وضی . و یه دل سیر بارون خوردیم و خوردم و آخیش گفتم به هوای دبش بعدش. تو همون بارون اومدنی ها آخرش احساس کردم تمامِ
سلاااام.
1. عادت به اسپیلت ندارم، از وقتی اومدم اینجا هی فین فین مف مف فین فین مف مف عطسه عطسه :| 
2. باورتون نمیشه دیشب تو جشن چندبار با اون کفشای لنتی رو سنگا خوردم زمین و به روی خودم نیاوردم :)) ولی فدا سرم در عوضش عروس دوماد جذابمون خیلی بهم میان :)))
3. دیجیه من نمیدونم شی ژده بود که. هی میگفت "شاتومات" بیا وسط. هی پسر داییمو صدا میکنم "شاتومات" :)))
4. ملت میان شمال باربیکیو میزنن، من بدبخت کهیر! حسرت به دلم موند یههه بار بیام شمال و کهیر نزنم :| می خار
 همه خوابن،منم یه ربعی میشه که بیدار شدم،خونه حاجی ناصر هستیم.حس میکنم دارم مریض میشم،یا بهتره بگم مریض شدم.گلوم یه حالتیه.سومین روزیه که اومدیم زاهدان.چهار‌شهریور باید برگردیم.از ساجده خبری ندارم.نمیدونم هنوز گرگان هستن یا اینکه برگشتن.اگه‌ برناممون عوض بشه و تا هشت شهریور بمونیم که خیلی خوب میشه ساجی‌رو سورپرایز میکنم تو تولد ۱۸سالگیش:)هرسال میگه کاش تو هم تو تولدم باشی ولی هیچوقت نتونستم باشم.اما امسال اگه شد ش هماهنگ میکنم.
 
 
داره میرقصه و قر میدهچشاش دل ما رو دریدهچیه اسمت ور پریدهبه تو چه دختر ندیده
شما چقدر دلبریبگو هات داره خاله بندریبذار فدار بشم اگه زن ذلیلیبده دستتو نکن تنبلی
لاله همه دارن میگن بابایه شما پولدارهیه دوماد خوشگل و خوش جیب مثل من دوست دارهلاله مال منی تو بیا
هوادار داری تو زیادهمشون خوب میدونن مال منی پس جایی نریا
میدونی دل بیقراره لاله لاله لاله لاله زندگیم با تو بهارهلاله لاله لاله لاله
همیشه در حال فرارهدل و کرده پاره پارهزندگیم بی
 
 
داره میرقصه و قر میدهچشاش دل ما رو دریدهچیه اسمت ور پریدهبه تو چه دختر ندیده
شما چقدر دلبریبگو هات داره خاله بندریبذار فدار بشم اگه زن ذلیلیبده دستتو نکن تنبلی
لاله همه دارن میگن بابایه شما پولدارهیه دوماد خوشگل و خوش جیب مثل من دوست دارهلاله مال منی تو بیا
هوادار داری تو زیادهمشون خوب میدونن مال منی پس جایی نریا
میدونی دل بیقراره لاله لاله لاله لاله زندگیم با تو بهارهلاله لاله لاله لاله
همیشه در حال فرارهدل و کرده پاره پارهزندگیم بی
1
سلام.یکم طول میکشه به اینجا عادت کنم و جاهای مختلفشو بفهمم کجاست. با این حال شروع میکنیم.خیلی حرفا دارم از جمعه. از هرچیزی که روال دعواهای روزانه ی خونه رو تغییر میده متنفرم! میخاد عروسی باشه یا شهربازی یا هر کوفت و درد دیگه ای. جمعه رفتیم عروسی و چون راهش دور بود نیاز به ماشین داشت و بابام سر لج افتاده بود ماشین نمیگیره. جلوی پسرداییم مامان و بابام داشتند دعوا میکردند خخخ.  بیخیال عروسی که غرامو تو وبلاگ قبلی زدم ولی اینو بگم که آخر سر زفه ر
اون روز بزرگ و مادرم نشسته بودیم و راجع به خانواده‌ی زنداییم صحبت می‌کردیم. اون‌ها یه عروس خیلی ولخرج دارن که تصمیم داره از تمام اموال خانواده‌ی همسرش استفاده کنه، برعکس دایی من که همیشه از جیب می‌ده. مادربزرگم گفت: بچه‌های من هیچ وقت شانس نداشتن. من گفتم: چرا، دارن. گفت: نه ندارن. مامانم گفت: ساجده راست می‌گه، داره. هر دو عروس و دوماد یه خونواده‌ن. اون بلده خرج کنه، این بلد نیست. مامان‌بزرگم گفت: نه نداره. خدا بهش شانس نداده که سر
سلام.یکم طول میکشه به اینجا عادت کنم و جاهای مختلفشو بفهمم کجاست. با این حال شروع میکنیم.خیلی حرفا دارم از جمعه. از هرچیزی که روال دعواهای روزانه ی خونه رو تغییر میده متنفرم! میخاد عروسی باشه یا شهربازی یا هر کوفت و درد دیگه ای. جمعه رفتیم عروسی و چون راهش دور بود نیاز به ماشین داشت و بابام سر لج افتاده بود ماشین نمیگیره. جلوی پسرداییم مامان و بابام داشتند دعوا میکردند خخخ.  بیخیال عروسی که غرامو تو وبلاگ قبلی زدم ولی اینو بگم که آخر سر زفه ر
دانلود آهنگ برای بریدن کیک عروسی
Download Music Baraye Boridan Keyk Aroosi
دانلود اهنگ برای بریدن کیک عروس داماد در جشن عروسی و عقد
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
متن آهنگ برای بریدن کیک عروسی
عروس با چشم مستش چاقو رو گرفته دستش
می خواد کیکو ببره ، ببره یا نبره
تو گلخونه ی گلها دوتا گل داریم امشب
روی کیک عروسی نشون میزاریم امشب
دوتا کبوتر عشق با هم لونه میسازن
توی جاده ی امید کنار هم میتازن
از امشب تا همیشه کنار هم میمونن
با عشق و شورو شادی باهم آ
امروز کلا تو این فکر بودم که چرا خود درگیری دارم ؟ حتی برای ساده ترین کار که انتخاب یه عینک تنها نمیتونم تصمیم بگیرم و علتش چیزی به جز پول نیست. کلا نداشتن استقلال مالی اعتماد به نفس بنده رو به شدت پایین آورده . درسته گهگاهی یه پولایی در میارم ولی خوب کفاف خرجامو نمیده .درگیری اصلی که فهمیدم بدجور دچارش هستم وقتی اویی تو نزدیکیم باشه یا در شعاع چند متری به شدت خودمو خراب میکنم جلوش و خیال بافی میکنم . تو نوشته قبلیم گفتم که دل به دل راه داره اما
 
فرق بین مردای قدیم و جدید: قدیمترها لحن مردها: گستاخی مکن زن! طعام را بیاور امــا اکنون : عسلم امشب ظرفا نوبت منه یا تو من نمیگم زن بشینه خونه ظرف بشوره ، خب پاشه تو خونه ظرف بشوره ! یه همچین آدمه دموکراتیم من اینا که یه تار موی همسرشون رو به یه دنیا نمیدن ، اگه همونو تو غذا پیدا کنن ؟؟؟؟؟؟؟ صداتونو نمیشنوم ؟! پشت هر مرد موفقی… بالاخره یه روز میخاره ! که هیچ زنی هم نمیدونه دقیقا کجاشه چگونه در کارهای منزل به زنمان کمک کنیم !؟ ۱- در خوردن غذا ب
امروز بالاخره جیران رو دیدم .خیلی خوشگل کرده بود موهاش رنگ کرده بودن .اصلاح کرده بود .اصلا عینعروس شده بود :D از خیلی دخترایی که بیرون می بینم واقعا خوشگلتر و خوش تیپتره :| مخصوصا اونا کهکلی ارایش غلیظ می کنن و شبیه زامبی میشن :| یه بار عکسای جوونیش رو نشونم می داد .باورمنمیشد خودشه . هر چند الانم خوشگله ولی جوونیش یه دافی بود واسه خودش .از خاطرات جوونیشکه تعریف می کرد یه حالی میشدم .یه جورایی حس غریب . ولی انصافا تو خوب دوره ای جوونی کردن
بالاخره کارای حسابرسی رو تموم کردم دیشب.امروز گفتم دیگه خیالم راحته و به خودم میرسم که امروزمیه جور دیگه گرفتار شدم :| صبح یکی از دوستام زنگ زد واسه ماشین که بیاد ازم بگیره و برن آبعلی .شبقرار بود برگردن با عشقش .اومد برد و دو ساعت بعد زنگ زد که ماشین رو گرفتن و دارن می برن پارکینگدختره بدون روسری نشسته بوده تو ماشین .شیشه ماشین هم بالا .من موندم این وسط پلیس چطوردیده :| بودجه کم اومده دیگه از هر راه باید جبران کنن این کسریارو :| آ[ه تو ماشب
سلام
_ دویدن مساویه با ت خوردن سر! آقا شما هم اگه اون سرگیجه ها رو تجربه می کردین، حالا متوجه میشدین چرا نمی دَوَم! فکر کردین برای چی می گردم دنبال یه ورزش که کمتر سرم بالا بایین بشه؟!
 
_ همون جلسه اول گفتم استاد تا آخر ماه،چقدر خوبه کم کنیم؟ چپ چپ نگاهم کرد که تو دیگه برای چی؟! تو لازم نکرده کم کنی! حالا جرات ندارم خودمو بکشم، میترسم اضافه هم شده باشه! نمیگه ما جنبه نداریم.
 
_ میگه تو منبع آرامشی! هر دفعه گفته زدم زیر خنده! آخه کسی که درون خود
•. یه روزی آقـــای کـــلاغ،
یا به قول بعضیا جناب زاغ
•. رو دوچرخه پا می‌زد،
رد شدش از دم باغ
•. پای یک درخت رسید،
صدای خوبی شنید
•. نگاهی کرد به بالا،
صاحب اون صدا رو دید
W•. یه قناری بود قشنگ،
بال و پر، پر آب و رنگ
•. وقتی جیک جیکو می‌کرد،
آب می‌کردش دل سنگ
• قلب زاغ تی خورد،
قناری عقلشو برد
•. توی فکر قناری،
تا دو روز غذا نخورد
•. روز سوم کلاغه،
رفتش پیش قناری
•. گفتش عزیزم سلام،
اومدم خواستگاری!
• نگاهی کرد قناری،
بالا و پایین، راست و چپ
خدا به زمین سرد بزنه اونی که تصمیم گرفت از طریق العلما نجف تا کربلا رو طی کنیم! 
عجب جاده ای! حالا نه که علامه مجلسی و شیخ طوسی هم هستیم! با این اکیپی که ما راه انداختیم!
اول فکر کنم بهتره یه تعریفی از گروهمون بدم. ما یه کشکول بودیم، از همه قشر آدمی بینمون بود. اسمش این بود که از بچه های هیئتیم ولی درواقع بینمون همه جور آدمی پیدا میکردی. بچه دار.مجرد. پیر.جوون.عروس و دوماد. مطلقه. پلیس. (نه ببخشید بینمون نبود!) وسواسی.شه.شکمو.ه
ده صبح که بیدار شدم یکم دیر بود. خواهرم روی تک تک سلولای مخم راه میرفت و میگفت همه‌ی مسئولیتا رو دوش منه و ولی نان‌استاپ فرمون میداد بهااااار فلان چیزو بیار. بهااااار پلاستیک. بهاااااار قیمه‌ها. بهااااار ماستا. آخرین بهااااار به یه زهرمااااار ختم شد. حس باحالیه که اسم آدم با فحش هم‌وزن باشه. یه دختره هم تو کتابخونه بود میگفتیم صبااااا، جواب میداد وبااااا. 
به هر دنگ و فنگی که بود با استفاده از برنامه‌ی اسرائیلی waze و خیانت به آدرس پرسیدن
شب اول
تبریز چندتا رستوران معروف داره. خوب بودنش رو باید امتحان کنید. ولی خب حداقل به اسم اینها شناخته شده‌تر هستند. تصمیم گرفتم برم رستوران جلالی و شام بخورم. فکر کنم چندتا شعبه تو تبریز داره. من رفتم اونی که پشت پارک توانیره. وارد که شدم خورد تو ذوقم. حتی یه نفر هم تو سالن نبود. یه قانون ساده وجود داره که میگه رستوران خوب رستورانیه که میز خالی نداشته باشه! من بودم و یه سالن بزرگ و تنهایی هتل تکرار شد. یه پسر جوون اون انتهای سالن پیداش شد. بلند گ
از بچگی دلم می‌خواست که یه برادر بزرگ‌تر داشته باشم. هنوز هم همین‌طورم. به اونایی که برادرای باحال دارن حسودی‌م می‌شه. 
یه بار که کوچیک بودم اینو به مامانم گفتم. گفتم مامان، کاش یه داداش بزرگ داشتم، منو می‌برد مدرسه، برام خوراکی می‌خرید، باهم فیلم می‌دیدیم. حواسم نبود دایی هم اونجاست. حس کردم یه خرده ناراحت شد. گفت من مثل داداشت نبودم؟ این کارا رو برات نکردم؟ گفتم چرا، ولی.
 ولی‌ای وجود نداشت. تو مثل داداشم بودی. آره، خود داداشم نه، اما
یه دوستی میگفت:
پدر زنم حدودا 95 سالشه و سالهاست یک سری اخلاق‌های خاصی پیدا کرده و نمی‌دونیم بگذاریم رو حساب پیری و پختگی، یا بگذاریم رو حسابِ پیری و بچگیش.
خسیس نیست ولی اعتقادی نداره که مثلا اگر نصفِ درختِ پرتقالش رفته تو حیاط همسایه و برگریزون و گل ریزون و آفت و گند و کثافت کاریش هم افتاده به عهده ی همسایه، سهمی از اون پرتقال‌ها داشته باشه.(نکته ها بسی داشت) معتقده کثافت کاریِ درختش برای همسایه، ولی بار و میوه ش مالِ خودم.
ـــــــــــــــ
   شهرک متروکه یابریشم  دوشیزهءرشت بقلم شهروز براری
 
 
شکست عشقی ، جوجه کلاغه صد ساله ی شهر. 
نثر آهنگین ، فی البداعه . طنز شاد شایدم بلکه طنز تلخ . 
شهروز براری صیقلانی. باز نشر توسط پریسا مجد روشن
 
 
 
•. توی هفت تا کهکشون 
زیر سقف آسمون 
•. ایزد منان ، پاک سرشت 
گفته بودش یا که نوشت
•. آروم باشید ، برید بهشت
ولی شیطان بد سرشت
•. زیر لبی گفتش ذرشک
یکی بود توی بهشت
     •. تنهایی غمش گرفت 
غصه و ماتمش گرفت
•. رفتش سمت صدای چشمه ی آب
رسید به جرعه
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

بدنسازی پرواز روی زمین Eshgh معلمان ابتدایی سایت تخصصی پایان نامه های دانشگاهی - همه رشته ها AƊмιηιѕтяαтσR Status نکس فا دانلود | دانلود فیلم و سریال جدید رهآیی کوثرنامه اللهم عجّل لولیک الفرج