این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

نتایج جستجو برای عبارت :

دنيامو با نكاش ساختم از شانيكو

دانلود آهنگ بزار آروم باشم من خیلی وقته دنیامو بی قانون ساختم حمید رادین
 
بزار آروم باشم من خیلی وقته دنیامو بی قانون ساختم
دیگه نمیتونم درگیر این بازیا شم اما بدون مهم بودی واسم
من نمیخواستم هیچوقت تو رو ناراحت ببینمت
عصبی میشدم ازت تو خودم میریختم هی
فکر کن یکم بی تو بهم چی میگذره
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
سال ۹۱ این وبلاگ رو ساختم.با کلی احساس و حال و روزی متفاوت.الان که این مطلب رو مینویسم هفت سال از اون‌روزها گذشته.جالبه بگم همه ی اون احساسات و عشق و دوست داشتن ها هم با گذر زمان کمرنگ و کمرنگ تر شد طوری که دیگه شاید اصلا بهش فکر هم نمیکنم.میخوام بگم گذر زمان خیلی چیزا رو عوض میکنه.آدما رو.طرز فکرها رو.احساسات رو.و سرنوشت ها رو.من این وبلاگ رو برای کسی ساختم که تا همین امروز میدونم سرنوشتی غم انگیز دارهاون سالهاست از زندگی من بیرون ر
سلام
آموزش ساخت پرده برقی رو براتون گذاشتم.امیدوارم که بتونید جهت ساخت پروژه هاتون ازش الگو برداری کنید.
پرده ای که بنده ساختم با موبایل کنترل میشه و چند دکمه برا بالا و پایین رفتن و متوقف کردن پرده در مکان دلخواه دارد. پرده ای که من ساختم وزنش زیاد نبود پس نیاز به قفل کن نداشت و بنده هم قفل کن در آن تعبیه نکردم.
برای دیدن پروژه روی لینک زیر کلیک کنید.
پرده برقی
کد آردویینو پرده 
بسم الله
 
من از بچگی دوست داشتم چیزمیز بسازم. فرقی نداشت چه جنسی و چه شکلی و اصلا چه مفهومی داشته باشد. موهایم بلند نبود، وقتی هفت الی نه سالم بود برای خودم با روسری موی بلند درست می‌کردم و پشت سرم می‌بستم. آجر دیوار حیاط خودمان و همسایه را خالی می‌کردم تا ادویه‌‌ی خاله‌بازی‌ام باشد. بزرگتر که شدم نقاب درست کردم برای خودم. بعدها فهمیدم کلمه‌ها را دوست دارم. از کنار هم گذاشتنشان، ماجراها می‌ساختم. طوری که بچه‌ها، وقت‌های بیکاری بین کلا
دانلود آهنگ ماکان بند ناخدا
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * ناخدا * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , ماکان بند باشید.
دانلود آهنگ ماکان بند به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Macan Band called Nakoda With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه ماکان بند به نام ناخدا
کشتی من به گل نشست ناخدای خوبی نداشتتن شکستمو ندید منو رو موج تنها گذاشتبه شوق مقصدی قشنگ تنمو به دریا زدم دستم تو دست ناخدا میگفت ک
به تازگی آهنگ جدید ماکان بند به نام ناخدا منتشر شده است و شما می توانید در ادامه این آهنگ را با کیفیت اورجینال دانلود کنید.
دانلود آهنگ ماکان بند - ناخدا با کیفیت 320دانلود آهنگ ماکان بند - ناخدا با کیفیت 128
 
متن آهنگ ماکان بند به نام ناخدا
کشتی من به گل نشست ناخدای خوبی نداشتتن شکستمو ندید منو رو موج تنها گذاشتبه شوق مقصدی قشنگتنمو به دریا زدمدستم تو دست ناخدامیگفت که راه رو بلدماعتماد کردم بهش عاشقش شدم شدیداما این عشق منو ناخدا هیچوقت ندید
دانلود آهنگ ماکان بند ناخدا
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * ناخدا * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , ماکان بند باشید.
دانلود آهنگ ماکان بند به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Macan Band called Nakoda With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه ماکان بند به نام ناخدا
کشتی من به گل نشست ناخدای خوبی نداشتتن شکستمو ندید منو رو موج تنها گذاشتبه شوق مقصدی قشنگ تنمو به دریا زدم دستم تو دست ناخدا
دانلود آهنگ ماهان بهرام خان دنیامو برگردون ترانه و آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی دنیامو برگردون از ماهان بهرام خان با دو کیفیت اورجینال 128 و 320 و لینک مستقیم و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاین از سایت تابا موزیک اخذ مجوز: امید بهارى | طراح کاور: مهدى دمیرچى […]
نوشته دانلود آهنگ ماهان بهرام خان دنیامو برگردون اولین بار در دانلود آهنگ جدید - تابا موزیک. پدیدار شد.
منبع: تابا موزیک
مجله تفریحی سرگرمی تیک و پیک
دانلود آهنگ غمگین و احساسی با همه بدیات ساختم با اینکه کلی حرف پشتت بود یوهنا - موزیک ایرانی
ahang ba hame badiyat sakhtam
دانلود اهنگ با همه بدیات ساختم با اینکه کلی حرف پشتت بود یوهنا - موزیک ایرانی
بَا هَمَّهُ بدیات ساختم بَا اینکه کلی حَرْفٍ پشتت بود عاشقت شدم تو اولین نگاه بس که اون چشات خوشگل بود یادت میاد روزای أُولُو همیشه میگفتی واسه مِنْ بودی حالا چی شُدَّهُ میخوای بری مگه نمیگفتی عاشقم بودی میخوای بری برو اوکی ولی بِدُونِ میدم حتی جونم واست بد
دانلود آهنگ ماکان بند ناخدا
موزیک جدید و شنیدنی از گروه ماکان باند بنام ناخدا همراه با متن و دو کیفیت عالی از جاز موزیک
Download New Song BY : Macan Band | Nakhoda With Text And Direct Links In JazMusic
دانلود آهنگ با کیفیت 320
دانلود آهنگ با کیفیت 128

متن آهنگ ناخدا ماکان بند
کشتی من به گل نشست ناخدای خوبی نداشت
تن شکستمو ندید منو رو موج تنها گذاشتبه شوق مقصدی قشنگ تنمو به دریا زدم دستم تو دست ناخدا میگفت که راه رو بلدماعتماد کردم بهش عاشقش شدم شدید اما این عشق منو ناخدا هیچوقت ن
بسم الله الرحمن الرحیم
یک سؤالی که بسیار تکرار میشود و جواب صریح و واضحی در روایات دارد
اینکه خداوند با اشخاصی که خدمات بسیاری برای بشریت داشته اند ولی اهل گناه بوده اند ویا شیعه نبوده اند مانند ادیسون و پاستور و رازی و فلمینگ چه برخوردی میکند؟
درجواب باید عرض کنم 
در جهان بعدازمرگ مالکیت خصوصی نداریم هرچه هست ملک خداوند است 
وملاک خداوند با ملاک ما در سنجش ایمان افراد بسیار متفاوت است
در مطالب قبل آنچه در مورد پرستار مسیحی آمریکایی نوشتم
سرم را بین دستانم تکیه میدهم و با خودم تکرار میکنم زهرا قبول کن که تنهایی» و دوست دارم زار زار بزنم زیر گریه. از شدت دردِ سر و دردسر! دردسری که خودم برای خودم ساختم و تمامی ناپذیر است.
پ.ن:
به میمنت و شادی، تا هفته دیگه به یکی از وحشتناک ترین وضع های ممکن با خودم رو به روم میکنن! این هم عاقبت به خیر بشه صلوات.
سالها دویدم و غرق ریختم و با همه چیز ساختم ، سالها دل به خیلی چیزها خوش كردم . سالها پیش همه خوش نام بودم و با احترام دیگه هیچ واسم مهم نیست و هیچ ارزویی ندارم جز اینكه این روزها و تا وقتی فرصت هست از غم و غصه مادرم كم كنم دلم میخواد روزای خوش هم ببینه   
اغا هفت ماهه تو این کمپ از شر موش یه روز خوش نداریم،خدایا واس چی موشو خلق کردی،قبل ازینکه با موش مستقیم روبرو بشم همیشه موش و همستر و خوکچه هندی رو خوشگل میدونستم،اما حالا بیشتر از هرچیزی تو دنیا ازشون بدم میاد.چن وقت پیشا یه تله دستی ساختم که موش بگیرم اتفاقا تله کار کرد و تو این مدت چهارتا موش گرفتم(البته موش که چه عرض کنم هیکلشون اندازه گربه بود)هردفه با خودم گفتم ک ایندفه گرفتم به بدترین نحو ممکن میکشمش اما دلم نیومد.
سلام
وقتی به مردم نگاه می کنم ایده ها به سراغم میان.از وقتی یادم میاد عاشق تغییر دادن و بهبود بخشیدن بودم عاشق واقعیت بخشیدن به ایده های نو.در کنار تمام چیزای ریز و درشتی که به ذهنم میرسه موضوعی هست که فکر من رو خیلی به خودش مشغول کرده.سیستم آموزشی و جایی به نام مدرسه.
همه ما میدونیم این نظام شکل گرفته درسراسر جهان نقص هایی داره و حداقل جامعه ی ما دانش آموزان کم و بیش ایده و فرضیه هایی برای بهبود معایب اون به ذهنمون رسیده.من با ساعت ها فکر کردن
بچه بودم که پدرم پشت بوم خونه رو به حیاط تبدیل کرده بود.
برامون تاب اویزون کرده بود و بیشتر شب های تابستون رو اون جا می خوابیدیم.
عصر روزهایی که روزه بودم می رفتم پشت بوم و زیر سایه دیوار دراز می کشیدم و به آسمون نگاه می کردمعرق اون همه رنگ آبی و سفید می شدم و داستان های مختلفی رو توی ذهنم می ساختم.
از عروسی پرنده ها گرفته تا سفرهای هوافضا رو با ذهن نوجونم می ساختم و متوجه گذر زمان نمی شدم.
خیلی وقت ها بیشتر از چند ساعت رو پشت بوم بودم و فقط به آسم
 
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط 
عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم ، عبث ساختم جان را فدای او غلط کردم ، غلط 
دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم ، خطا سوختم خود را برای او غلط کردم ، غلط 
اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود بد جان که دادم در هوای او غلط کردم ، غلط 
همچو وحشی رفت جانم درهوایش حیف،حیف خو گرفتم با جفای او غلط کردم ، غلط 
+وحشی بافقی
+ شاعر عنوان: صائب تبریزی
 
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط 
عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم ، عبث ساختم جان را فدای او غلط کردم ، غلط 
دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم ، خطا سوختم خود را برای او غلط کردم ، غلط 
اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود بد جان که دادم در هوای او غلط کردم ، غلط 
همچو وحشی رفت جانم درهوایش حیف،حیف خو گرفتم با جفای او غلط کردم ، غلط 
+وحشی بافقی
+ شاعر عنوان: صائب تبریزی
مدت ها از آخرین باری که صفحه ی بلاگفا رو باز کردم و تایپ کردم میگذره گاهی وقت ها نیازه آدمیزاد تاریخ رو دوباره تکرار کنه و برگرده به چیزها و کسایی که روزی رهاشون کرده و قصه ی اونهارو کامل کنه 
اینجارو ساختم چون همه ی ادمها حق دارن جایی رو داشته باشن که بتونن خیلی راحت خودشون باشن و از خودشون بگن 
پس سلام مزرعه ی آفتاب گردون 
متن آهنگ امین حبیبی بنام تو دنیامو عوض کردی
من اینجوری نبودم تو منو دیوونه کردی تو بودی که منو مست شبو پیمونه کردی
من اینجوری نبودم تو شدی بلای جونم تو باعث شدی من عاشق بشم از عشق بخونم
تو دنیامو عوض کردی من اهل عشق نبودم بخاطر تو و چشماته که انقدر حسودم
حسادت میکنم حتی به عطر رو لباست دلم میخواد فقط یک عمر به من باشه حواست
هر بار که میبینم تو رو قلبم تند تر میزنه این دل برای دیدنت هر روز پر پر میزنه
هربار که میبینم تو رو انگار تو رویا گم شدم از
   قدم ن بر ساحل دریا بہ سمت یکے از صخره هاے نسبتا مرتفع روبرویے آمدم و با احتیاط فراوانے بر بلنداے آن صخره قرار گرفتم. بخاطر وزش ملایم هوا دریاے وسیع روبرویے تا حدودے موّاج گشتہ بود و باید حسابے جانب احتیاط را مےگرفتم. همانگونہ کہ خود را بر بلنداے صخره مےدیدم تمام توجّهم را غرق در آن بےکران دریا ساختم. موجها بشکل زیبا و
هماهنگے در حال آمدن بسمت صخره بودند. موجهاے آرامے بنظر مےآمدند و جز صلح و صفا صحبت دیگرے با خود نداشند. نفس عمیقے سردادم
کاش پسر بودم، توی روز های مشابه امروز،
دستمو می‌گرفتم، می‌بردمش به ناکجا آباد.
بغلش می‌کردم و می‌گذاشتم از هرجا و هرچی حرف بزنه، بدون اینکه لحظه‌ایی احساس خستگی کنم. 
براش سه بسته چیپس می‌خریدم فلفلی و سرکه‌ایی و شب وقتی به خواب عمیقی می‌رفت بغلش می‌کردم میاوردمش خونه، و قرصی می‌ساختم که آایمر بگیره.
 
 
#عنوان: آهنگ هیج از رضا بهرام‌. امروز شنیدمش قشنگه
داشتیم جرات حقیقت بازی میکردیم که ف ازم پرسید اخرین باری که گریه کردی کی بود و واسه چی بود؟!ببین چی از خودم ساختم در نظرش که اینو به عنوان سوال مهم پرسیده و البته دلیل دیگه اش این بود که میخواست بدونه من خوب شدم یا نه
اخه اون روز شوم که داشتم گریه میکردم اومد تو اتاق و من رو دید
جواب دادم آخرین بار رو خودت دیدی.
پرسید خب واسه چی گریه میکردی
گفتم بخاطر مامان!
زمان گذشت اما .
یکی از بودن دل شاد است و دیگری در انتظار به دست آوردن. من آن پسر بچه ای هستم که هنوز منتظر است تا بشنود کلاغ قصه ها به خانه رسید یا خیر. در جای ایستاده ام که هیچ چیز نیست حتی آینه و در حالی که به تاریکی خیره شده ام به اعماق این فکر فرو رفته ام، من انتظار چه چیزی را می کشم؟!
- باید عرض کنم هیچ چیز!
+ هیچ چیز؟
- آره
+ امیدوارم همه چی بهتر شود. 
- وقتی تاریکی میاد دیگر در انتظار شب نیستی!
+ اما! نوشته هات میگن در انتظار من هستی.
- تو، تو کیستی؟
+ من! نمی دون
روزی پدر و پسری بالای تپه ی خارج از شهرشان ایستاده بودند و آن بالا همان طور که شهر را تماشا می کردند با هم صحبت می کردند. پدر می گفت: اون خونه را می بینی؟ اون دومین خونه ایه که من تو این شهر ساختم. زمانی که اومدم تو این کار فکر می کردم کاری که می کنم تا آخر باقی می مونه. دل به ساختن هر خانه می بستم و چنان محکم درست می کردم که انگار دیگه قرار نیست خراب شه. خیالم این بود که خونه مستحکم ترین چیز تو زندگی ما آدماست و خونه های من بعد از من هم همین
سلام عزیزم.
عرفان عزیزم. هزار بار فکر کردم که بگویم یا نه. خواستم که ساکت بمانم. اما طاقت نمی‌آورم که برای بار هزارم هم نگویم که دوستت دارم و تولدت چه قدر برایم مبارک است. تو جگر گوشه‌ی منی عرفان که من توی قلبم و مغزم تماما احساست می‌کنم و می‌بینمت و در آغوشت می‌گیرم و می‌بوسمت که بدانی من اگر برادری( هم استخوان و خاکی) داشتم و می‌ساختم در ذهنم شکل تو را باید می‌گرفت. دوستت دارم و جز این هیچ ندارم. 
دختربچه‌ی احمقی‌ام اخیراً یا شاید تماما ک
عجیب بود ، آروم بود ، من ایده آلی نداشتم ولی اون قطعا ایده آل بود . دیدنش عین تابش خورشید به آدم ؛ تابش هزاران هزار ذره ی آرامش بود . آغوشش؟ امن بود ، خواب راحت بود ، کرور کرور عشق بود . دلم دوباره وجودش رو میخواست . با خندیدنش ستاره ها تو دلم میدرخشیدن . اصرار داشت به ما شدن ، به بودن تا آخرش . از من؟ از من تاخیر بود ، شاید هم عذر تقصیر بود ، دل نگرانی بود . رویا بود ، خواب بعد اذان بود ، بیدار شدم نبود ، میشناختمش؟ نه ؛ اما شاید تو رویا خیلی اره ، دوبا
بالاخره اینجا رو ساختم.ساختم تا بنویسم .تا اروم بشم.
حالام داره فیلم گیتا رو نشون میده تا بیشتر اعصابم خورد باشه
اعصابم خورده چون نفهم تشریف دارم. چون خودمو اون بالا بالاها تصور میکردم. چون فکر میکردم خدا منو دوس داره .چون فکر میکردم حالا چون روزی چاربار خم و راست میشم خدا خیلی روم حساب میکنه. فکر میکردم رو صفحه دسکتاب خدا قیافم  چشمک میزنه.هه!
عجب نفهمی!
ولی حالا واسم سواله جدا کیا روی صفحه دسکتاپ خداس؟ اصلا غیر از یه سری خوبای عالم کس دیگه هس
 
علامه طباطبـــایی:
با طهارت نفس و صفای باطن بسیاری از مجهولات و مشکلات علمی حل می شود. از بو علی سینا نقل شده است که راجع به مساله ای چهل بار دقت کردم ؛ و نتوانستم بفهمم ؛ ولی وضو ساختم و دو رکعت نماز به جا آوردم ؛ سپس آن مسأله برایم روشن شد
 
باسلام خدمت دوستایی گلم امروز براتون  یک سایتی رور اوردیم ک  میتونی باهاش  اندروید وبلاگ یا وبسایت خودتو درست بکنی و  قرار بدی تو گوشی دیکه نیاز ب ادرس دادن نباشه فقط اندروید بده به طرف همین    خود برنامه میبرش به سایت شما یا وبلاگتون  خب دیگه  خودتون برید ببینید خودم ساختم و قرار دادم توی سایتم  نمونش هس میتونی مال وبسایت مارو دانلود بکنی ببینی  کافه پارسی | CAFEPARSI
من موندمو انتخابانتخابی سخت بین چیزی که تا چند روز پیش فکر میکردم تنهای رویامهتنها انگیزه ی تلاشمه.تنها مسبب تحمل اون روزای طاقت فرساست،و یا انتخاب مسیری که پیش روم میتونه خیلی هموار تر از هر مسیری قرار بگیرهو من بمونمو زندگیه عادیمنتیجه،برخلاف علاقم،کمی متفاوت از آب دراومد!گریه کردم.و به یاده تمومه گریه های دردنام قبلش افتادممن تو این راه،اذیت شدم تلاش کردمشکست خوردمزمین خوردم.ناامید شدم.اشم ریختمخوشحال شدم.ترسیدم.و ر
یه بار یه دوستی بهم گفت هیچوقت شادیهات و غمهات رو به کسی نشون نده چون هر دوشون تموم میشن. من برای خودم شادی کوچیک ساختم مثلا با یه بستنی کلی ذوق میکنمو خوشحال میشم. این روزها شاید با خانواده ام سرسنگینم و اونجور که باید حرف نمیزنم ولی خیلی سعی میکنم که خودم و خوشحال و شاد در نظر بگیرم. ولی حس میکنم این تلاشم برای خوشحال نگه داشتن خودم یه تلاش بیهوده اس برای فرار از غم هام. همون طور که خوشحالم یهو در ظاهر و بی دلیل چشام هی خیس میشن و این اون زمانی
اگر توان داشتمدنیا را عوض می کردم و ترا به رویاهایت می رساندماگر توان داشتم سرزمینی امنتر و زیباتری برایت می ساختماگر توان داشتم از زمین کوچ میکردم و  در کره ای دیگر ساکن میشدماگر توان داشتم صداقت را خاصیت  لبها  میکردم و مهربانی را به قلبها می بخشیدماگر توان داشتم خانه ام را خانه دوست میکردم تاهیچ شاعری بدنبال آن در به در کوچه ها نشوداگر توان داشتمتمام چشمها را میشستم ونگاهها را عوض میکردم کاش توان داشتم کاش
well
 
من این قدرت رو دارم، که به عنوان یه دختر، و یه انسان! 
که یه کاری کردم با این جدی بدبخت
که بچه هم همه عکساشو دیلیت کرد، هم وضعیت خودش رو به last seen recently تغییر داده.
 
میدونین،
بهش اهمیت میدم،
چون وقتی من هیچی نبودم اون به من اهمیت داد.
از طرف آدم مزخرفیه و شخصیت مزخرفی داره، و بدقولو دروغگو و خالی بند و بهروز پیرپکاچکی هست،
ولی اینها دلیل نمیشه که من ازش غافل شم.
 
میدونم تنهاست
 
میدونم ب کمک نیاز داره.
 
ولی خب بنده، به عنوان یه خنگول، این قدر
سلام
امروز ب صورت اتفاقی در مغازه یکی از قاریان ممتاز شهر یکی از بهترین وعاظ و اساتید شهر و بهترین دوستم رو دیدم.آقا سیدعلی حسینی
از گذشته پرسیدمشاورم بود
براش توضیح دادم
گفت بعد از حل مشکل یه شیرینی به مذاق آدم می چشانن که اون سختی فراموش میشه
من چیزی نگفتم 
فقط فکر کردم به حرفش
من خودم ساختم یا خودم خراب کردم؟
نمیدونم چرا ولی با دیدن سید کلی فکر و سوال توی ذهنم شکل گرفت
چرا؟چرا؟؟
نزدیک صبحه.بعد از روزی سنگین و خسته کننده باز خواب ندارم
ا
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
نه جون من نرو بمون و بذار یه چیزیو میخوام بهت بگمنمیتونم اصلا ازت دور بشم تو همه دنیامو فکرمو عقل منو بردی نه جون من نرو بمون و بذار یه چیزیو میخوام بهت بگمنمیتونم اصلا ازت دور بشم تو همه دنیامو فکرمو عقل منو بردیهمه چی با تو دیگه تکراریه تو هم که داری میری به چقدرم عالیگفتم بی تو میمیرم تو این باور نکردی گفتم دوست دارم تو هی مسخرم کردی ای داد میزنه فریاد از دست تو این دل من بازمای داد کار دست
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
نه جون من نرو بمون و بذار یه چیزیو میخوام بهت بگمنمیتونم اصلا ازت دور بشم تو همه دنیامو فکرمو عقل منو بردی نه جون من نرو بمون و بذار یه چیزیو میخوام بهت بگمنمیتونم اصلا ازت دور بشم تو همه دنیامو فکرمو عقل منو بردیهمه چی با تو دیگه تکراریه تو هم که داری میری به چقدرم عالیگفتم بی تو میمیرم تو این باور نکردی گفتم دوست دارم تو هی مسخرم کردی ای داد میزنه فریاد از دست تو این دل من بازمای داد کار دست
 شبا تو خواب هم صبا یه زنگ میدادیم روحیه میخوندیم یه موزیک ما با همصدای من آرامشت بود صدای تو میداد انرژی بهمتو ذهنم یه ملکه ساختم ولی نبودم حتی تو ذهنت
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
بچه بازی درآوردی و جا زدی کم آوردیواسه من لب و لوچتو کج کردی آدم الکی پر رو کردی
من دوست داشتم فقط دوست داشتماین خیابونا عطرتو دارن همیشه عطر تو که کم نمیشه عطر تو که کم نمیشهاین خیابونا منو که بی تو میبینن زیر پای من میشینن تا رسیدن
♫♫
دانلود
 شبا تو خواب هم صبا یه زنگ میدادیم روحیه میخوندیم یه موزیک ما با همصدای من آرامشت بود صدای تو میداد انرژی بهمتو ذهنم یه ملکه ساختم ولی نبودم حتی تو ذهنت
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
بچه بازی درآوردی و جا زدی کم آوردیواسه من لب و لوچتو کج کردی آدم الکی پر رو کردی
من دوست داشتم فقط دوست داشتماین خیابونا عطرتو دارن همیشه عطر تو که کم نمیشه عطر تو که کم نمیشهاین خیابونا منو که بی تو میبینن زیر پای من میشینن تا رسیدن
♫♫
دانلود
دانلود ریمیکس جدید امین حبیبی تو دنیامو عوض کردی
Download New Remix Amin Habibi To Donyamo Avaz Kardi
ریمیکس جدید امین حبیبی بنام تو دنیامو عوض کردی
من اینجوری نبودم تو منو دیوونه کردی تو بودی که منو مست شبو پیمونه کردی
من اینجوری نبودم تو شدی بلای جونم تو باعث شدی من عاشق بشم از عشق بخونم
 
 
 
 
 
دانلود ریمیکس با کیفیت 320
 
متن آهنگ تو دنیامو عوض کردی
 
آهنگ های امین حبیبی
سلام کاربران این بازی را  در عرض 1 ساعت ساختم لطفا نظرتان راجع به بازی بگید:)
نکنه:این بازی برای کامپیوتر ساخته شده:)و در دامنه وبلاگ خودمان بازی خواهید کرد مثل سایت فلش خور:)
برای بازی کردن به وبلاگ زیر بروید:
http://maxversion.rozblog.com/
هوالرئوف الرحیم
چند دقیقه. شاید یک ربع حداکثر زمانش بود:
خودم و بچه ها رو زائر کربلا تو اربعین تصور کردم.
کاخ رویاهام رو ساختم.  همینطوری آجر به آجر.
رسیده بودم به اینکه شیر خشک رو چطوری تهیه کنم که یهو.
رضا زد به شوونه مو بهوشم آورد.
اینطور بگم که انقدر غرق ماجرا بودم، شاید واقعا اونجا بودم. شاید اسمم نوشته شد.
 
 
 
 
جوونهایی که دارن می رن. 
تا می تونن لذتشو ببرن.
آرزوی خیلی هاست آنچه نصیبشون میشه.
خیلی از کسایی که حسابی زمینی شدننن.
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
دونفر با هم حرف می زدند.یکی خدا و دیگری بنده. کلمات رد و بدل شده حکایت از مسلط بودن خدا و مرتبه بلند او داشت.
بنده گفت: خدایا هر چیز برای من سخت است برای تو راحت است. تو مسلطی ولی من در سلطه تو راحتم
خدا گفت: تو را برای خودم ساختم. مخلوق طاغوت شکن من. با اذن من مختصات قدرت را عوض کن.
طاغوت گفت: بی اذن من حق ایمان آوردن به خدا را نداشتی.
بنده گفت: خدا با آن همه قدرت مجبورم نکرد.تو ه
مادر دریا 
موجودی نیمه ماهی نیمه زن که در باور مردم جنوب نگهبان آبهای خلیج فارس و من عروسکش رو بصورت ذهنی و بر اساس قصه ای که خوندم ساختم 
در بعضی افسانه ها اومده که مادر دریا در اعماق آب همواره نوزادی در آغوش داره و از صیادان مروارید که به اعماق آب برای صید میروند میخواد که پیشش بمونن و اگر صیاد محو تماشای مادر دریا بشه نفس کم میاره و میمیره 
و گاهی از صیادان میخواد که برای بچه اش گهواره بیارند
دوتا پسرم خواب بودند و من خیلی معمولی تصمیم گرفتم سفینه فضایی خودم رو بسازم. واسه ساختنش لازم بود جایی پلن پروازم رو تشریح کنم .یه جورایی ثبت کنم  از اولش که سفینه رو ساختم ترتیب پیچهایی که بستم چه جوری بود . اینکه این روزهای اول که فضا نوردی میکردم  خیلی معمولی بودم و واسه نهار ماهی تدارک دیده بودم، به پسر ۴ساله ام ریاضی یاد میدادم و به پسر بیست و یک ماهه ام رنگها روتوی چشمهای پسر چهار ساله ام کهکشان رصد می کردم و توی چشمهای پسر دو ساله ام س
داشتم الان فکر میکردم که خوب! بعد که طرحم تموم شه چی؟ چیکار کنم؟ کجا؟ چی؟ بعد این زید ما، کی میخواد دست ما رو بگیره ببره خونه بخت؟ اصن دست ما رو میگیره واسه بخت مخت؟ بعد من پاشم برم شهر غریب. نه دوستی نه فامیلی نه اشنایی. نه حتی خیابوناشو بلدم. بعد اونوقت مسئولیت خونه، زندگی، ظرف، کار، زید، خودم.
بعد گفتم من پا شدم اومدم طرح، جاییکه کسی تخمش رو نداشت بیاد. بی کس و کار. همه چیز رو از نو ساختم اینجا. چرا نتونم باز؟
خلاصه که، ارامش مغزی روانی روحی به
کتاب"پدران فرزندان نوه ها"تموم شد،قسمت های تکراری انگشت شماری داشت که اون ها رو مشخص کردم،اون مطالب رو در کتابِ "مکتوب"و"دومین مکتوب"خونده بودم.
این کتاب هم مثل مکتوب و دومین مکتوب برش هایی از کتاب ها و اثرهای دیگر نویسنده ها و برخی نوشته های خودِ پائولوِ.
سفر و کارای بعد از سفر و موقعیت های عجیب غریبی که پیش اومد نذاشت که بتونم زودتر کتاب تموم کنم ولی بلاخره امروز صبح انجامش دادم.
نمیدونم کتاب بعدی برای خوندن چی باشه،با خرید کتاب از تهران و ق
زمپ را از آدرس زیر دانلود کردم
https://www.apachefriends.org/index.html
بعد مراحل نصب رو با next و next پیش رفتم 
در نهایت نصب تمام شد و همه سرویس ها رو از روی کنترل پنل xampp استارت کردم 
برای تست نصب بودن زمپ به محل نصبش توی درایو سی رفتم و پوشه htdocs رو پیدا کردم 
توش یه پوشه به اسم test ساختم و یه فایل Text Document ایجاد کردم و اسمش رو info.php گذاشتم موقع تغییر پسوند یه هشدا رمی ده که اوکی رو میزنیم 
بعدش توی این فایل خط کد 
 <?php phpinfo(); ?>
رو تایپ کردم و بستمش
بعد رفتم توی مرورگر
دانلود آهنگ جدید دلم عاشقت بود و انگار ندیدی به عشق کی دنیامو آتیش کشیدی از سامان جلیلی

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای سامان جلیلی بنام بازنده از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ دلم عاشقت بود و انگار ندیدی به عشق کی دنیامو آتیش کشیدی با تنظیم شجاعت شفائی یکی از بهترین آهنگ های سامان جلیلی در سال 1395 بوده است . مدت زمان این آهنگ فوق العاده زیبا سه دقیقه و بیست و سه ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ را از سایت ترنج موزیک دانلود کنید .
t
یه مدته پشیمونم از انتخاب دانشگاهم
همه چی خوبه ها . دانشگاه و دانشکده و استادها ، همکلاسی هام که خیلی همراه و پایه ان و کم دیدم توی دانشگاه ها ، شهر ، فضا 
خوبه
مشکلی نداره
ولی حسرت این که میتونستم شیراز راحتتر و خوشحالتر باشم یا به طور کلی کمتر سختی بکشم هم همراهمه .
هر روز به این فکر میکنم که ترم بعد یا سال بعد مهمان شم شیراز یا انتقالی بگیرم
از این طرف دوستام ، حریمی که اینجا واسه خودم ساختم ، و معدلی که نمیدونم اگه از اینجا برم تهدیدی واسش
الان یه قالب ساختم و میخوام یه وبلاگ بسازم برای پیش نمایش این قالب که تو سایت های طراحی قالب مرسومه!
ولی نکته اینجاست که من نمیخوام از قسمت ساخت وبلاگ جدید که داخل تنظیمات هست اسفاده کنم
چون هر وبلاگ اضافه 10 تومن پول میخواد تو بیان و منم نمیخوام برای هر وبلاگ پول بدم و منطقی هم نیست
 
میخوام یه پنل کاربری جدید بسازم چون فقط در حد پیش نمایش هست و دیگه نیازی به اون صفحه ندارم!
منتها برای پنل جدید تایید شماره تلفن لازمه و طبیعتا اون قدر شماره تلفن
آشفته دلان را هوس خواب نباشد
شوری که به دریاست به مرداب نباشد 
(مهدی سهیلی )
آسودگی کنج قفسی کرد تلافی 
یک چند اگر زحمت پرواز کشیدیم
(صائب تبریزی)
آنان که به گار برند هوس را 
ای کاش نمایند به ما راه قفس را 
(عاشق اصفهانی ) 
آن که در آئینه دارد بوسه را از خود دریغ
کی به عشق واگذارد اختیار بوسه را 
(صائب تبریزی)
آتش افسرده ای از کاروان مانده ام 
همرهان رفته خاکستر نشینم کرده اند
(واهب اصفهانی)

آرزو دارم که یک روز آورم بی غم بسر 
ای فلک امروز محنت
این وبلاگ، اغلب، یادآور بدترین و زشت‌ترین خاطرات من است. البته متن»های یکساله‌ی قبل را دوست دارم؛ اما آن پیش‌زمینه‌ای که باعث زایش آن متن‌ها شده است را نه. من نمی‌خواهم از این واقعیت فرار کنم! این واقعیت همیشه همراه من خواهد بود. اما نباید هربار با دیدن یک عنوان، یاد یک ماجرا برایم زنده شود. آن هم یک ماجرای نامربوط به منِ حقیقی. این منِ خودساخته‌ی این یکی دوسال را نمی‌خواهم. پس وبلاگی که از این یکی دوساله سرچشمه دارد را هم نمی‌خواهم. 
س
.
سلام :)
فردا مصاحبه دارم و بالاخره قراره از این هفت خوان رستمی که خودم ساختم عبور کنم . دیگه هر چی شد ، شد برام مهم نیست .
اگر هم بخوام معلم بشم و قبول بشم، فقط یک هدف دارم ، اون هم ادامه تحصیل تا دکتری ، یا اینکه از طریق بورسیه معلمی برم دکتر یا داروساز بشم ( البته نمیدونم میشه یا نه ) البته حقوقشون چندان فرقی نداره .( البته اینا رو در مصاحبه نمیگم !! متاسفانه مجبورم یک مقدار حرفهای قشنگ قشنگ بزنم که البته دروغ نیست)
نمیدونم بگم دعا کنین خوب بشم یا ن
دانلود آهنگ جدید ماکان بند به نام ناخدا
Download New Music Macan Band – Nakhoda
ماکان بند ناخدا
کشتی بی جون منم که راهو واسه تو ساختم فکر نکن تو بردی نه من به خودم باختماین وسط افتادم و کسی منو نمیفهمه ای خدا کاری بکن ناخدا چه بی رحمهکشتی بی جون منم که راهو واسه تو ساختم فکر نکن تو بردی نه من به خودم باختمرد پاهات هنوز روی قلبمه همین رد پاها نمک روی زخانگاری ساحلم با من همدرده هردومون منتظریم ناخدا برگرده
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
دانلود آ
همینطور که با سرعت راه می رفتم، به خدا گفتم من نمی تونم!!! خدا لبخند مهربانی زد و گفت می تونی. گفتم نه خدا، الکی منو تحویل نگیر، من نتونستم، دیدی فلان جا هم خطا کردم؟ من نمی تونم (1)لبخند خدا عمیق تر شد و جدی تر گفت: من تو رو خلق کردم، من می دونم چی ساختم، تو می تونی. می تونی.من: ولی نمی تونم ها. بعدم به دلم اومد که خیلی وقته قرآن نخوندم.تو اوج ناراحتی، قرآن رو دست گرفتم با این نیت که انقدر بخونم تا وقتی که دلم آروم بشه، بازش کردم. و خدا گفت:بس
دانلود آهنگ جدید رفتی و بعد از تو دنیامو غم برداشت از بنیامین اسماعیلی

دانلود آهنگ جدید و زیبای بنیامین اسماعیلی بنام یادت بخیر از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ رفتی و بعد از تو دنیامو غم برداشت با ترانه روزبه بمانی و تنظیم مهراد احمدزاده یکی از بهترین آهنگ های بنیامین اسماعیلی در مهرماه 1398 است . مدت زمان این آهنگ جذاب و شنیدنی سه دقیقه و بیست و یک ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ زیبا را از سایت ترنج موزیک با بهترین کیفیت ممکن دانل
دانلود آهنگ مجید خراطها خرابش کردی | کیفیت عالی
امشب دانلود کنید و گوش دهید به ترانه خرابش کردی از مجید خراطها با متن و کیفیت عالی
Exclusive Song: Majid Kharatha – Kharabesh Kardi With Text And Direct Links In jazzmusic.blog.ir
متن آهنگ مجید خراطها خرابش کردی
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
♩!!♬ خرابش کردی هر چی ساختم ازت توی سرم ♩!!♬خرابش کردی بهم گفتی رو اعصابت نرم خرابش کردی♩!!♬ پیدات نشه دورو برم خرابش کردی ♩!!♬
دانلود آهنگ مجید خراطها خرابش کردیخرابش کردی هر چی ساختم ازت توی سرم♩!!♬
تو حیاط بودیم که صدای داد و جیغ یه زن رو شنیدیم، سریع رفتیم تو کوچه تا ببینیم چه خبر شده، نمیدونم چجور بگم.فقط چیزایی که شنیدم رو می نویسم.
_ چطور تونستی علیرضا؟ منه احمقو بگو گفتم بعد یه هفته دارم میام الان منتظرمی. ولم کنید شما نمیدونید.من اینو با زن شوهر دار دیدمآخه نجس من بچه دارم، چطور تونستی؟ چند بار گفتم تو دوست دختر داری هی گفتی نه. من این خونه زندگی رو با خون دل ساختم کثافت چطور تونستی؟ میخوام طبل بی آبروییت رو همه جا بکوبم تا
متن آهنگ بهنام بانی دل نکن
نه نرو دیوونم نکن نرو داغونم نکن نرو عشق تو هنوز تو دلمهنه نگو اینجور بهتره داره رنگم می پره داری تنهام می ذاری مثل همهدل نکن آخه دلم به مو بنده بری دیگه لبام نمیخنده مگه آدم از عشقش انقد ساده رد میشهآروم آروم اومدی به دلم نشستی تو منو مثل همه شکستی تو مگه کسی که انقد عاشق بوده بد میشه.
چجوری میتونی انقد عوض شی آخه دلت بگو خسته شد از چی منی که با همه خوب و بدت ساختمچجوری دلت میاد بری ساده بگی که مثل تو واسم زیاده منو کی
عجیب ترین قسمت زندگی برام اونجاست که برمیگردم عقبو نگا میکنم،یهو به خودم میام و میگم،چه کردی فازی،انگار که کل راهو اشتباه اومده باشم.نمیتونم بگم خیلی برام اتفاق افتاده،ولی افتاده،حسش سخته مثل سنگ و پوچ مثل هوا،انقدر بی معنا،رسیدم ته راه.دیدم اشتباه اومدم،از همون اولش
زندگی عجیب چیزیه،در اوج خوشحالیم عمیقا ناراحتم از چیزی که نه تنها من،کل دنیا میدونن ارزششو نداره!ولی خوشیش اینه که یاد بگیرم دقیقا چی هست این همه تلاش و شاید نتلاش!به هر
( خسته از عشق )
گرچه که رفتی ومن ، سوختم ازاین جفا
عشقِ تو دیگر مرا ، نیست بسَر بی وَفا
چشمِ شَرَر بارِ تو ، داده فنا هستیم 
شُکرکنم شد خموش ، آتشِ این ماجرا
سنگ شده این دلم  ، مثلِ دلِ سنگِ تو
عاقبت از این سفر ، راه نمودم جدا
سینه یِ پُر شورمن ، شد تُهی ازمهرِتو
دل شده ازمحبس و ، قیدو رَسَن هارَها
گوکه دلی رانبود ، خون شده ازعشقِ تو
با غم و هجرانِ تو ، نیست دگر آشنا
یاکه دوچشمی زاَشک ، دردلِ شب رنگِ خون
اَشک نریزد دگر ، چشمِ تَرم در مَسا
از تو بُتی
گوگل پلاس میمیرد.فردا نه پس فردا.برخلاف خیلی از شما، هیچ وقت فراموشش نکردم.اصولا هیچ چیز را نمی توانم فراموش کنم. گاه و بیگاه بهش سرمی زدم. فقط می خواندم و می چرخیدم. بدون هیچ فعالیتی که نشان از بودنم باشد. مثل فرزندی که پای بستر پدر. بیمار در کما فرورفته اش، می نشید و فقط تماشا می کند. بدون هیچ حرف یا نوازشی.از وبلاگ شروع کردم و وقتی همه فیس بوک بازی می کردند، به دعوت عزیزی، اکانت پلاس ساختم و تا همین امروز دلبسته اکانتم هستم. از گوگل پلاس چیزی
مکبّر گفت آخرین جمعه ماه رمضانه. تازه به خودم اومدم دیدم چی شده! انگار
همین دیروز بود که اومدم نوشتم منبر شب سوم رمضان و بعد دکمه ذخیره و
انتشار رو زدم. رومه همراهم داشتم. پهنش کردم. کف پام روی آسفالت داغ نزدیک میدون فلسطین، مثل زمینای صاحب اسمش میسوخت. نماز جمعه رو با جماعت با صفایی که توی خیابون نشسته بودن، خوندم. منتظرموندم تا نماز عصر رو بخونیم. به مصرف داخلی و تاثیر خارجی (داشتن یا نداشتن) این راهپیمایی فکر نکردم. امروز روز اسلام بود.
ایح خودتون برید تو کانالم اهنگامو گوش بدید دیگه مرسی اه.
فقط اهنگای غیر مجاز زیاد نزاشتم که اونم از اون به بعدبیشتر میزارم اونجا با اینجا چه فرقی داره؟؟ 
 
قرار بود اونجا سانسوری فقط در مورد غرررر بعله اصن چه اهمیتی داره خااا من همییینقدر پر از تناقضم ولکنید بای.
 
 
داشتم میگفتم، ایییح این البوم زین چقدر حرفای منهههههههههههه اییییح هر روز یک اهنگشو میزارم:)) تا همشو نزارم بگا ندمشون راحت نمیشم.
باز بی ادب شدی کوثرخجالت بکش
 
ولم کننن وب وخود
دوست عزیز و نا آشنای من، سلام. امیدوارم هیچ دلشوره ای نداشته باشی و در سختی ها همچو نامت عمل کنی. چند سال پیش، هم درامافون، هم مهرداد از بین رفتند! دوباره ساختم و دوباره انگار دارد از بین می‌رود! که بگذریم. من هم خاطرم هست که عکس‌های خوبی می‌گرفتم. راستش خیلی وقت است که فعالیت هنری‌ای نداشته‌ام و قبول کردن این اتفاق برایم سخت است. که بعد از دو سال خدمت، هیچ فعالیت هنری‌ای و کار و کار و کار. دارم کیلومتر می‌اندازم و شور و شوق و حس و حال و ا
این دل پرزبانه‌ام گشت به سوی خانه‌امبرد مرا به اندرون از شب آستانه‌ام
برد مرا و نور بود از غم من عبور بودجان شبانه عور بود این من و این نشانه‌ام
جلوه‌ی پیر دیده‌ام راه کبیر دیده‌اماوج خطیر دیده‌ام تو بنگر زبانه‌ام
کار زمانه زار بود هر گذری غبار بودخود به خیال برزدم تا نبرد زمانه‌ام
کشتی دل کشان‌کشان در شب توف لامکاننی کمر و نه بادبان وین ره کش‌کشانه‌ام
ساعت رزم و راز بود روح به اهتزاز بودراه عبور باز بود بر دل رهروانه‌ام
سوختم هر چه
همیشه راه حل بهتر و خوشحال کننده تری هست ، در تمام موارد برای تمام کارهای دنیا .
مثلا خود من دیشب در کسل ترین وضع موجود روی تخت دراز کشیده بودم و‌ گوشی به دست عکس های اینستاگرام رو لایک میکردم و همینطور که بی حوصله شادی مردم رو نگاه میکردم در فکر بی توجهی به چستر بودم . بدون اینکه دلیلش رو بدونم مغزم بهم دستور میداد که نادیده بگیرمش که برم زیر پتو و هر چی نازمو کشید بهش اهمیت ندم ، بدون هیچ دلخوری قبلی و حتی اخم و ناراحتی .
در همون حال به سر میبرد
سلام  به روی ماهتون. 
خوب هستید انشالله. 
 تقریبا یک ماه و دوازده روز از اخرین مطلبی که گذاشتم میگذره. 
خوشبختانه خیلی گرفتار کارهام هستم و متاسفانه دیر به دیر به اینجا سر میزنم.  (از اینجور پارادوکس ها خیلی خوشم میاد ) 
روز های اولی که این وبلاگ رو ساختم ، دایره موضوعی نوشتم خیلی زیاد بود ولی الان به ندرت موضوعی در زمینه گل و گیاه برام جذاب میشه و همونا رو سریع به اینجا منتقل می کنم. 
 
 
بریم سراغ کشت هیدروپونیک. 
سرفصل های توضیح ما شامل : 
۱
دلم سراغ کلمه ها را نمی گیرد.فرار کردم از ورق زدن.همیشه که نباید نشست یک گوشه و آدم ها را از دور دید.از خانه زدم بیرون.از کنار آدم ها گذشتم و آدم ها از کنارم گذشتنجلوی ویترین مغازه ها ایستادم و نگاه کردم.اجناس را دید می زدم برایشان قصه می ساختم.دنبال رد یک نگاه آشنای غریب بودم.یک گوشواره ی پروانه ای دیدم.چشم هایم برق زدسرم را که بلند کردم داشت نگاه می کردسایه ی غریب آشنا را حس کرده بودم.مرد بلوز چار خانه ی آبی اتو نشده تنش بود.
امروز که وارد پنل مدیریت شدم! پیام از طرف بلاگ دیدم که در مورد کاربران بلاگفایی بود! به این دسته از کاربران خوش آمد می گویم روزهای خوشی را با بلاگ براشون آرزو میکنم! منم مثه بیشتر یا همه وبلاگ نویسان فارسی اولین وبلاگی که ساختم از بلاگفا بود! ولی خیلی محدود بود از نظر کدنویسی! از طرفی خیلی ام ساده و خوب بود اون روزها!!!! خیلی وقته ازش گریختم!!!! و خوشحالم که بلاگ رو شناختم و الان لذت میبرم از وبلاگم!
دلایل این پست من ؛ دوستانی که از بلاگفا اومدن و م
نمی دانم شریک خواب هایت چه کسی استاما این را خوب می دانم که شریک تمام درد ها و بی خوابی هایم تو هستی!!من یک عذر خواهی به احساسم  بدهکارم زمانی که برای نگه داشتن کسی که لیاقت نداشت و اشتباهی در زندگی ام راهش دادم پافشاری کردمآن زمان که دروغ شنیدم و سکوت کردم و جایی که باید می رفتم .غرورم را زیر پایم گذاشتم و ایستادم.از هیچ و پوچ رویا ساختم و ذوق می کردم و کلبه عشقم را روی عشق پوشالی او ساختمو برای فرار از حقیقت لج می کردم.زمانی که عشق کور و ک
+بالاخره بازدید وب در مجموع رسید به 1000 بازدید البته الان که مینویسم 1021 . مرسی از همه ی دنبال کنندگان عزیزم . +لطفا بخاطر خود وبلاگ و سلیقه خودتون دنبالم کنید  چون خودم کاملا تمام وب هایی که دنبال میکنم را دوست دارم و مطابق سلیقه ام مینوسند . پس دنبال نکنید فقط به بهانه اینکه دنبال شوید ! 
+ولی خلاصه ، مرسی که هستین !!
+پریروز رفتیم کوهسار خیلی خوش گذشت و خندیدم . کلی خاطزه گفتن بچه ها :))) هی چقدر خندیدم .
+خب خب سری پست های عقیده شخصی تموم شد و رفتش
از دیوار های دودیاز خیابان های شلوغ از باران سیاهبه کودکی پناه آوردن به نوستالژی سال ها پیشبه کوچه ای که تنها نامش از ده سال قبل روی آبیِ تابلو باقی ماندهاز چهره شهری که دیگرنمیشناسی اشاز آدم هایی که از پایتخت شهری بی‌رحم ساخته اندبه تخت پناه آوردنبه خانه ای که طبقه چهارمواحد نهمهنوز چیزی از خاطرات را لای ترک های دیوارشپنهان کردهخوابیدن خوردنخوابیدنخوابیدنو خوا.فراراز یکسال و اندی پیش از شعری که درد بوده و اتهام فرار از فکرفکرِ تنهاییت
برای تبلیغات و جذب کاربر به ذهنم رسید که به روش فیک وارد شبکه‌های اجتماعی بشم برای همین اومد یه شخصیت درست کردم به نام رها یه عکس براش انتخاب کردم و یه سری شخصیت براش ساختم رشته انتخاب کردم براش، سن ۲۵ سال رو انتخاب کردم و . 
اومد و شخصیتی که ساختم رو براش ایمیل درست کردم و عضو شبکه های اجتماعیش کردم 
حالا ما یه رها داریم توی سه شبکه‌ی اجتماعی توئیتر، گوگل پلاس و فیس بوک
از توئیتر کمترین بازخورد رو گرفتم روز اول و بیشتر از یک نفر نتونستم فال
 
 
هم اکنون به خودم نشان حون طلایی میدم با این سرعت پیشرفتم در کد نویسی!
باید اوایل شهریور وبلاگ طراحی قالب خودمو راه اندازی میکردم اما شد آخر شهریور بعد از اون باید هفته اول مهر یه قالب می ساختم که خب امشب تازه آمدم html اونو درست کردم و هنوز استایل دهی نکردم!
این روزها دارم جاوااسکریپت یاد می گیرم و البته هنوز از اون مقدمه کسل کنندش خارج نشدم:/
طبق برنامه باید تا آخر سال علاوه بر جاوااسکریپت زبان php هم یاد بگیرم:)
ولی با این روند پیشرفت تا افق
هلوووووووو.
مکنه بکی بازم تصمیم گرف از هنر های خود به نمایش بگذارداثر هنری ایشان به پنجاه و شش قرن پیش
پوفففففف تبدیل به درس تاریخ شد دیگه
بگم براتون که جدیدا دارم کلی واسه دی جی و آهنگ سازی تمرین میکنم.از اون ور زبان کره ایی کار میکنماز یه ور دیگه هم تمرین های بسکتبالم
کلا یه ریز تو کارم
امروز وقت گذاشتم و یکی از آهنگ های خارجی که گوش میدادم رو صدای خواننده رو طبق کردم.بلافاصله رفتم سراغ موزیک سازی و اون شعر بدون آهنگ و غمگ
می دونید من تو دنیای واقعی خیلی تنهام، از وقتی پشت کنکوری شدم تنهاتر هم شدم.
شاید یکی از بزرگترین دلیل هایی که وب ساختم، فرار از همین تنهایی باشه.
الان که همسرمم کنارم نیست این احساس تنهایی بیشتر شده،۲۴ساعت تو وبم هستم. دوست دارم صحبت کنم،با همه.
خیلی کار دارم اما حوصله ی انجام دادنشون رو ندارم.
امشبم با بابام بحثم شد و اعتصاب غذا کردم،الان خیلی گشنمه
نگید باباته صلاحت رو میخواد و اینا،چون از موضوع خبر ندارید.
یه اخلاقی که دارم اینه فقط تا قب
می دونید من تو دنیای واقعی خیلی تنهام، از وقتی پشت کنکوری شدم تنهاتر هم شدم.
شاید یکی از بزرگترین دلیل هایی که وب ساختم، فرار از همین تنهایی باشه.
الان که همسرمم کنارم نیست این احساس تنهایی بیشتر شده،۲۴ساعت تو وبم هستم. دوست دارم صحبت کنم،با همه.
خیلی کار دارم اما حوصله ی انجام دادنشون رو ندارم.
امشبم با بابام بحثم شد و اعتصاب غذا کردم،الان خیلی گشنمه
نگید باباته صلاحت رو میخواد و اینا،چون از موضوع خبر ندارید.
یه اخلاقی که دارم اینه فقط تا قب
کریستیانو رونالدو فوق ستاره دنیای فوتبال و باشگاه یوونتوس ایتالیا به تازگی در جدیدترین مصاحبه خود از فقر شدید خانواده اش در دوران کودکی خبر داد.
رونالدو در اینباره گفته بود: خانواده ام واقعا فقیر بودند. من با لباس‌های کهنه و پاره ام برای خودم توپ می‌ساختم و تمرین فوتبال می‌کردم. من حتی پول غذا خوردن نداشتم!   می‌خواهم ناجی زندگی ام (خانم الدا) را پیدا کنم. الدا کسی بود که در رستوران همبرگر اضافی مردم و یا غذایی اضافه به من می‌داد تا از گ
دانلود آهنگ جدید امین حبیبی تو دنیامو عوض کردی
دانلود آهنگ امین حبیبی به نام تو دنیامو عوض کردی کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده تو دنیامو عوض کردی با صدای امین حبیبی از جوان ریمیکس
ترانه, موزیک و تنظیم: امین حبیبی
Download New Music Amin Habibi – To Donyamo Avaz Kardi

امید حبیبی عزیز موزیک جدید خود را منتشر کرد.
ساخته جدید امین حبیبی در تاریخ، ۳۰ تیر منتشر شد.
این موزیک، تو دنیامو عوض کردی نام گرفته است و در سب
بعضا دلم میخواد ذهنمو از سرم بکشم بیرون و باهاش یه گفت و گوی مسالمت آمیز داشته باشمبپرسمکه چرا این قدر درهمو برهمهچرا اینقدر چیزای ریزو بی محتوارو تو خودش جا میده و درگیرشون میشهبپرسمحتی دعوا کنمشبگم که خستم از دستتاز این درگیری های بی وقت و بی مناسبتتولی آیا واقعا مشکلم اونه؟!نه.مشکلم خودمممنی که این روزا به شدت درگیر کردم خودمومن که به طرز عجیبی تلاش میکنم از تنهایی فاصله بگیرم اما،هرچی بیشتر دستو پا میزنم،بیشتر خودمو تنها حس می
سلام کاربران این بازی را  در عرض 1 ساعت ساختم لطفا نظرتان راجع به بازی بگید:)
 
 
اینم لینک بازی در محیط خود وبلاگ فقط کلیک کن
 
 
نکته بازی برای کامپیوتر ساخته شده اگرچه بازی روی پلتفرم اندروید اجرا میشود ولی هنوز دکمه ی گرافیکی ندارد ولی در نسخه های بدی این امکان را به همراه منو و اجرای دونفره اضافه میکنیم
اگر آیفریم در لپ تاپ شما به درستی کار نمیکند لطفا بازی را در پیج گیت هاب ما یعنی در لینک زیر اچرا کنید:ولی بیشت توصیه میشود از ل
متن آهنگ ماکان بند به نام ناخدا
Text Music Macan Band Called Na Khoda
♩♪♬این وسط افتادم و کسی منو نمیفهمه ♩♪♬♩♪♬ای خدا کاری بکن ناخدا چه بی رحمه♩♪♬
♩♪♬کشتی بی جون منم که راهو واسه تو ساختم ♩♪♬♩♪♬فکر نکن تو بردی نه من به خودم باختم♩♪♬

♩♪♬این وسط افتادم و کسی منو نمیفهمه ♩♪♬♩♪♬ای خدا کاری بکن ناخدا چه بی رحمه♩♪♬♩♪♬کشتی بی جون منم که راهو واسه تو ساختم ♩♪♬♩♪♬فکر نکن تو بردی نه من به خودم باختم♩♪♬
به لینک ز
    
  
یادمه نوجوون که بودم، اون موقع ها که با اینترنت دایل آپ وصل میشدیم به اینترنت، با یه دخترخانوم چت می کردم که بیست و هشت سالش بود و شمالی بود!
گه گاهی با هم چت میکردیم و با خودم میگفتم چرا تا الآن ازدواج نکرده؟! بیست و هشت سال خیلیه!
با یه آقایی هم چت میکردم که اونم توو همین سن و سال بود!
رفته بودم توو حس و حال کلید اسرار:)) با خودم گفتم بذار واسطه کار خیر بشم و گفتم این دو نفر رو با هم آشنا کنم شاید با هم ازدواج کردن!
به هم دیگه معرفیشون کردم و
این اولین نوشته ی من توی وبلاگ بیان هست . قبلا وبلاگ نویس بودم ولی بنا به مسائلی نشد که ادامه پیدا کنه . بارها وبلاگ ساختم و بعد از مدتی حذفش کردم . ولی الان میبینم شاید اگه همه ی تلخی هاش رو هم نگه میداشتم و ادامه میدادم الان یه وبلاگ پر و پیمون داشتم و یه کار فرهنگی خوب میتونستم انجام بدم . ولی خلاصه اینکه یه مادر هستم . مشغله های خاص خودم و مادر بودن و خانه داری و همسرداری رو دارم و احتمالا بشه گفت سرم خیلی شلوغه . مثل شما که شاید کارمند باشی و دغ
شروع کار این وبلاگ رو با نام و یاد خدای عزیز و مهربون شروع می کنم.و بعد:
سلام
همون طور که می دونید فعلا این وبلاگ رو تازه ساختم.ولی به زودی قراره که توی وبلاگ قشنگم :) کلی مطلب بنویسم.همه چیز رو درباره ی خودم در قسمت درباره ی من توضیح دادم. :)
فعلا همین. :))
این وبلاگ رو ساختم تا عادت کنم به نوشتن و هر روز بنویسم. فک کنم نوزده مرداد بود که به سرم زد که تو بلاگفا بنویسم، بیشتر از یه ماهه هر روز دارم مینویسم و سعی میکنم کم ننویسم تا عادت کنم، کار دوست‌داشتنیه. امروز سرم خیلی شلوغ بود، از صبح داشتم خورده‌کاری‌ها رو انجام میدادم، فردا صبح زود میرم اصفهان و دانشگاه و کلاس‌هامم شروع میشه. تو این گیر و داد پی‌سی هم خراب شد و به اینترنت وصل نمیشد، هم ویندوزشو عوض کردم هم کارت شبکشو آپدیت کردم تا راه اف
من این وبلاگ‌ را حدود دو و نیم سال پیش درست کردم. بعد از نوشتن صفحات ویکی‌پدیای داستان شش کلمه‌ای و برای فروش: کفشهای کودک، پوشیده‌نشده دوست داشتم تا جای ممکن به ترویج این سبک در فضای ادبی فارسی کمک کنم*؛ پس این وبلاگ را ساختم تا اگر کسی به دنبال نمونه‌های فارسی این نوع داستان گشت بتواند پیدایش کند. بیشتر این داستان‌ها از خودم هست، تعدادی ترجمه و تعدادی از لا‌به‌لای متون نویسندگان.
حالا احساس می‌کنم به مدتی استراحت نیاز دارم. به احتمال
دارم فیلمنامه مینویسم ولی یه جاهایشو گیر کردم موافیقد باهم پیش بریممنِ نیمو اولین و بهترین کارگردان ایرانی در ژانر ترسناک هستمراستی کسی تجربه اتفاقات ماورالطبیعه داره تا حالا که ترسناک باشه و برام تعریف کنه خیلی میتونه بهم کمک کنه اگه بهم کمک کنید فیلممو ساختم اسمتونو میزنم پاشفیلم نامه توی ژانر ترسناکه خیلیم ترسناکه بر اساس داستان واقعی است که توی شمال ایران اتفاق افتاده
 
 
تمام راه از کلاس تا خونه رو پیاده اومدم و با صدای بلند آناتما گوش کردم . سرمو انداختم پایین و فقط به کتونیم نگاه کردم .از همه‌ی آدمها متنفر بودم و از خودم بیشتر از همه. دستام رو از شدت خشم به جهان مشت کردم و ناخن‌هامو محکم به کف دستم فشار میدادم تا دردم بگیره. از نور خورشید، از خنده‌ی آدمها از ساک خرید دست مردم بدم میومد . همه چیز ناامیدم میکرد . دو روز تعطیلم و سرما خوردم . و این دوروز تعطیلی رو نمیتونم کارهایی که چند هفتهست واسش برنامه چیدم
همه ماها خاطره هایی داریم خاطرات خوب یا بد ولی برای من فقط یک خاطره خوب بود که مثل معجزه وقتی توی بدترین و سخت ترین موقعیت تمام عمرم اومد دنیامو رویایی کرد
واز وقتی که رفته یادم نمیاد هیچ چیزی از زندگیمو انگار همش یک خواب بوده
لطفا ناراحت نشو، دارم کاری میکنم که روح و ذهنم بفهمه که تنهاشدم و باور کنه
این کارو میکنم که بلند بشمچ
سلام
این اولین نوشته ی من توی وبلاگ بیان هست . قبلا وبلاگ نویس بودم ولی بنا به مسائلی نشد که ادامه پیدا کنه . بارها وبلاگ ساختم و بعد از مدتی حذفش کردم . ولی الان میبینم شاید اگه همه ی تلخی هاش رو هم نگه میداشتم و ادامه میدادم الان یه وبلاگ پر و پیمون داشتم و یه کار فرهنگی خوب میتونستم انجام بدم . ولی خلاصه اینکه یه مادر هستم . مشغله های خاص خودم و مادر بودن و خانه داری و همسرداری رو دارم و احتمالا بشه گفت سرم خیلی شلوغه . مثل شما که شاید کارمند باش
می‌گم حالا شاید بد نباشه یه مدت به اینجا استراحت بدم. چند ماه گذشته حال بدی برای حروف ساختم و باعث شدم خیلی از چیزی که باید باشه، فاصله بگیره. تعارف که نداریم، دلیلش مشخصه؛ این مدت خودم هم اصلاً احوال خوبی نداشتم. می‌گم نداشتم چون خرداد و تیر شلوغی در راهه و احتمالاً این برام یه‌جور مُسکنه؛ یه‌جور مُسکن، و نه بیشتر.
تو این مدت نه از اون صفحه‌های سفید می‌آد روی وب (دروغ چرا؟ جدا از اینکه خیلی این کار برام ناخوشاینده، اصلاً بلد هم نیستم این ح
سلام
بالاخره! خب من این وبلاگ رو ساختم چون به محلی نیاز داشتم تا مسائلی که تمام روز ذهنم رو درگیر میکنن منسجم کنم و با مخاطبم در میون بذارم. این روزها که اینستاگرام و تلگرام هستند وبلاگ نویسی طرفدار چندانی نداره ولی من وبلاگ رو انتخاب کردم چون شخصاً راحت ترم و به قول معروف حس نوستالژیکی به آدم میده  قرار نیست این وبلاگ رو این طرف و اون طرف معرفی کنم ترجیح میدم مخاطب خودش اینجا رو پیدا کنه حتی اگه تعداد زیادی هم نباشن. والا که اون گشتی که به ام
خیلی وقت است که می خواهم این متن را بنویسم اما نمی شود. به بیان و آدم هایش وابسته شدم و از قدیم گفتن ترک عادت موجب مرض است. 
مهر ماه سال 92 بود که این وبلاگ را در بلاگفا ساختم. آشفته بودم و به شدت غمگین (تا حد افسردگی) اینجا شده بود محلی که ناراحتی هایم را در آن دپو کنم. وحشیانه به عالم و آدم می پردیم و از همه چیز بد می گفتم. دنیا را جایی متعفن می دیدم و از این که بعضی ها از این فضای زشت لذت می بردند متعجب بودم و به آنها در این وبلاگ متعرض می شدم که چرا
تو کلینیک داشتم ناطوردشت مزخرف رو می‌خوندم. یه‌جایی هولدن گفت حاضر بودم همه‌ی پولم رو بدم، اما جلوشون گریه نکنم.
شاید کمتر از یک ساعت بعد، جلوی دکتر و خانم ص بغض کردم. حاضر بودم حقوقمو ندن، اما جلوشون بغض نکنم.
در عرض حدود همون یک ساعت تصمیم گرفتم که از فردا دیگه نرم کلینیک. اشتباهم همین بود، باید این تصمیمو می‌ذاشتم یک دقیقه‌ی آخر می‌گرفتم، اون‌وقت محکم خداحافظی می‌کردم. یا حداقل همون لحظه‌ای که تصمیم رو گرفتم باید اعلامش می‌کردم و نم
همیشه همین کار رو میکنم. بعد ازینکه تمام روحم رو خرج عشق ورزیدن به ادم اشتباه کردم، بعد ازینکه مثل خر زور زدم اینی بشم که هستم؛ به خودم میام و میبینیم دارم فرار میکنم. از نوشتن فرار میکنم و همین باعث میشه این پست مثل اولین قدم های یک بیمار تحت درمان فیزیوتراپی به نظر بیاد!
بیشتر از یک ساله که فکر کردن رو به بعد واگذار کردم. تو ذهنم قفسه ها و پوشه هایی ساختم و وانمود کردم که یه روز بهشون بر میگردم. از هرچیز که خوشم اومد عکس گرفتم تا بعدا برم سراغش
خب یه مدتی میشه وقت نکردم گزارش کار بدم . شروع میکنم . از 21 شهریور اومدیم دانشگاه . روز اول که طبق معمول خسته بودم و کلا استراحت کردم . روز دوم هرچی آموزش میخواستم دانلود کردم (دانشگاه خلوت بود سرعت هم خیلی خیلی بالا ) . از دیروز هم کار با Git رو شروع کردم . از اون ده تا پروژه هم یکیشو شروع کردم و بیسش رو نوشتم البته هنوز خیلی کار داره . 
از امشب هم زبان رو شروع کردم . فعلا دارم با سریال MR Robot پیش میرم . همچنین یه وبلاگ هم ساختم که اگه بشه هر شب
خب با کمک دختر نویسنده موضوع نوشته امروز ما هم مشخص شد. من تابلوی کائنات ساده ای سال 1395 ساختم و به این شکل بود که در صفحات اول دفتر سررسیدم تعدادی عکس از یه تقویم و مجله برش دادم و چسبوندم تا هر بار که از این دفتر استفاده میکنم اونهارو ببینم. خیلی ساده بود ولی بود.
ولی با خوندن پست آخر دختر نویسنده منم به این فکر افتادم که یک تابلوی کائنات داشته باشم. یه تابلوی کائنات حرفه ای تر و بهتر.
در رابطه با اینکه چطور میشه که ما با تابلوی کائنات میتونیم
ما رو باش خیال می کردیمهمیشه یکی رو داریمیکی که به وقتِ گریه سر رو شونه هاش بذاریم
ما رو باش خیال می کردیم یکی به فکر ما هستمیون این همه وحشت؛‌بین این مردمون پست
من که واسه ی چشمات قرصِ ماهـو می شکستممن رو بـاش چه بچگونهکی رو عاشق می دونستم
توی کوچه باغِ رویاواسه کی شبا نشستیمما رو باش دل به کی بستیم؛کی رو عاشق می دونستیم
ما رو باش خیال می کردیمگلِ عشقی که شکفتیراز شب های بغض روبه هیچ نامحرم نگفتی
ندونستم میری یه روزیتموم عشق تو پوچهحیفِ او
بسم الله 
اینجانب . یه دختر مهرماهیم که از قضا همین امروز که تولد وبلاگمه تولد خودم هم هست (فی الواقع گل و گل و گل گلگلکه چه خوشگل و با نمکه تولدم مبارکه)
حالا چرا این وبلاگ رو ساختم؟ راست و حسینی دقیق نمی‌دونم فقط وبلاگ نویسی یکی از  موارد اون  لیست بلند بالای برنامه هایی بود که دوست داشتم با شروع نوزده سالگیم انجامش بدم  . تلاشی برای نوشتن و آسودن . و آسوده نوشتن(سرراست ترش ناشناس نوشتن میشه:))
چرا اسمشو گذاشتم فانوس دریایی؟( حواستون باشه
سال 97 خیلی پیچ و خم داشت.سرباز بودم. هفت روز اول عید مرخصی بودم و خونه بودم. خونمون بوشهر بود.بعدش که برگشتم پادگان تقریبا هر شب نگهبان بودم که البته از بقیه بچه ها یه خورده کم تر نگهبانی دادم. بعدش هم که سرگرد احمق اون آخر خدمتی باهام لج کرد و منو دیرتر از همه فرستاد مرخصی پایان دوره. روزهای سختی بود اما چند روز آخر راحت و سریع امضاهای ترخیصمو انجام دادم و اولای برج دو ترخیص شدم از شیراز به بوشهر رفتم.
دو سه ماه بعدش اسباب کشی کردیم و اومدیم شیر
به نام خدای انسانها وقتی داشتم به صدای زیبای منوچهر نوذری گوش میکردم که در چهره جک لمون نقش بسته بود تنها یک جمله برای همیشه توجهم را به خود جلب کرد و در ذهنم ماندگار شد "میچ !!! .میچ!!!. زندگی یعنی ارتباط بین انسانها هااا!"  .این یک جمله از فیلم سه شنبه ها با موری بود که با اقتباس از رمانی به همین نام ساخته شده بود.زمان زیادی به این جمله فکر کردم ،با این جمله خندیدم و با این جمله گریه کردم .به راستی خلاصه ای از تمام زندگی بود .هر چه عمیق تر اندیشید
برایش در مدت ۴ دقیقه و ۳۳ ثانیه توضیح دادم که اهل تلاش برای نگه داشتن چیزی نیستم.نمونه خواست.دفتر یادداشت‌هایم را مثال زدم.توضیح بیشتر خواست.یه دخترک بیماری هست که همیشه میاد اینجا.اتفاقی ساعتامون تنظیم شده.عاشق درست کردن هواپیمای کاغذیه(آ،معتقد است اسم صحیح این شی موشک کاغذیه).و اغلب با مادرش دعوا دارن.چون دخترک میخواهد از مجله‌های روی میز هواپیمای کاغذی(آ،معتقد است اسم صحیح این شی موشک کاغذیه)بسازد،اما به اعتقاد مادرش این کار بی‌تربیت
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

فروش انحصاری مقالات و پایان نامه های ورزشی قانونی وبلاگ همه چیز سایت کیف درسی قصر کوچک ما deltagoonagoon سایت بوقلمون بیوتی شعرهای صلواتی دانلود آهنگ جدید|پاپ موزیک برتین بازیکن فوتبال: ماه دسامبر 20119 در قاره اروپا ناز پسند