نتایج جستجو برای عبارت :

درسره چطور خوانده می شود

چکار کردند با خون شما؟ .
چجوری این همه ثروت رو بالا کشیدند به اسم شما .
چطور از عدل گفتند در وصف شما و خودشون در عمل ظلم کردند
چطور حرف بهشتی رو شنیدند و توجیه کردند
چطور اونچه مذمت شده بود رو تکریم کردند
چطور کور شدند
چطور بسته شدند
چطور هرچه باسوادتر شدند، متعصب تر شدند
چطور شما رو شناختند و عین شما نشدند.
ما هم نشدیم؟ قبول، ما هم بد کردیم. اما ما که ادعایی نداشتیم
چطور ادعای بزرگی کردند و آرمانتون رو حقیر کردند .کجایی چمران. کجایی امام موس
دوستانم!
سلام.
از من خواسته بودید کتاب های خوبی که خودم خوانده ام و یا همراه یوسف خوانده ایم را پیشنهاد کنم.
یک لیست از این کتاب ها آماده کرده ام که در سه بخش قابل استفاده است و فایل آن را در پایین همين پست مي گذارم؛ بخش کتاب کودک و نوجوان، بخش کتاب های تربیتی برای والدین و بخش رمان و داستان بزرگسال.
حتما سلیقه کتابخوانی افراد با هم فرق مي کند. و این کتاب ها صرفا کتاب هایی است که در سال های اخیر خوانده ام- خوانده ایم و به نظرم ارزش خواندن و پیشنها
رابطه با فرزند خوانده در ابتدا مي تواند بسیار سخت باشد. اما با کمي تلاش ميتوان رابطه را بهبود بخشید. تنها کاری که لازم است انجام دهید اینست که در همان ابتدا بنیان رابطه را خوب بنا کنید. اگر همه چیز خوب پیش برود این رابطه همانند آهن محکم خواهد شد. در این مقاله راه های تقویت رابطه با فرزند خوانده ها را به طور کامل گفته ایم. ادامه مطلب را ببینید. 
ادامه مطلب
گاه تمام دل‌خوشی ام ميشود سجاده ی گوشه ی اتاقم. نه به سبب نماز هایی که رویش خوانده ام‌. که هر چه رویش خوانده ام، مایه ی شرمساری ست . بلکه به سبب نماز هایی که رفقایی امثال ِ ساناز، روی سجاده ام خوانده اند. گاه، خدا را قسم مي‌دهم به پاکیِ آن ها که روی سجاده ام قنوت گرفته اند. که روی سجاده ام سجده رفته اند. گاه تمام دل‌خوشی ام ميشود اینکه سجاده ام متبرک است به آدم های درست و حسابی ِ دم و دستگاه خدا.
برای همين دلم رضا نمي‌دهد به کنار گذاشتنش. به
گاه تمام دل‌خوشی ام ميشود سجاده ی گوشه ی اتاقم. نه به سبب نماز هایی که رویش خوانده ام‌. که هر چه رویش خوانده ام، مایه ی شرمساری ست . بلکه به سبب نماز هایی که رفقایی امثال ِ ساناز، روی سجاده ام خوانده اند. گاه، خدا را قسم مي‌دهم به پاکیِ آن ها که روی سجاده ام قنوت گرفته اند. که روی سجاده ام سجده رفته اند. گاه تمام دل‌خوشی ام ميشود اینکه سجاده ام متبرک است به آدم های درست و حسابی ِ دم و دستگاه خدا.
برای همين دلم رضا نمي‌دهد به کنار گذاشتنش. به
هی فکر مي کنم که چگونه؟ چرا؟ چطور؟من سال هاست گریه نکردم، شما چطور؟من سال هاست عاشق چشمي نبوده امحالا نگاه کن منِ پر ادّعا چطوربگذشتم از غرورم و با چشم های خیسساکت نشسته ام که بفهمم تو را چطوروصفت کنم الهه ی پنهان ميان شعرشیطان بخوانمت؟ نه. فرشته؟ خدا چطور؟.این کوچه ها به غربتم اقرار مي کننداینها که دیده اند به دیوارها چطور.هی فکر مي کنم که چه شد عاشقت شدم؟هی فکر مي کنم که چرا؟ کِی؟ کجا؟ چطور؟#مجید_ترکابادی
ای کرامت سائل صحن و سرایت یا جوادای سلام جود بر جود و عطایت یا جوادایکه بارد جود از دست گدایت یا جوادای صفای دل حریم با صفایت یا جوادای دوای دردمندان خاک پایت یا جواددوست و دشمن کنند مدح و ثنایت یا جوادای کرم داران درم داران گدای کوی توحسن کل انبیا در طلعت دلجوی توخوی احمد خوی حیدر خوی زهرا خوی تونخل طوبی سایه ای از قامت دلجوی توچشم خلقت دست خلقت سوی خلقت سوی توکعبه جان همه دارالولایت یا جوادای غبار کاظمينت آبرو را آبروای محمد هم بنام و هم به
۱: زندگی عجب داستان پیچیده ای داره. عجب ناگفته ها و ناپیدا شده ها! هر روز یه ایده ی جدید، یه تیوری جدید مي یاد و یا اینکه بوده و تو تازه پیداش مي کنی! اینکه چطور شد که ما این شدیم، رفتارهای ما چطور شکل گرفت! ما به عنوان ادميزاد، از کجا امدیم و چطور شد که از مرز بی نهایت بد تا مرز بینهایت خوب متنوع شدیم! اصلن مرز خوب و بد چطور شکل گرفت؟ مردم جامعه را مي سازند یا جامعه مردم را؟ کدومش اول اگاهانه اتفاق افتاد.زندگی عجب داستان پیچیده ای دارد. کاظم سع
نویسنده: Alison Green /مترجم: مریم مرادخانی /منبع: the Cut : مشاور عزیز، یک ماه پیش از کارم استعفا دادم و حالا دنبال کار جدید هستم. بلافاصله بعد از استعفا، فایل رزومه‌ام را که مدت‌ها از نوشتنش مي‌گذشت اصلاح و به‌روز‌رسانی کردم. سعی کردم تمام نکات رزومه‌نویسی را رعایت کنم. اما شنیده‌ام که بد نیست در کنار رزومه، یک نامه معرفی هم به کارفرماها بفرستیم. اصلا نامه معرفی چیست و چطور باید آن را نوشت؟
پاسخ: دوست عزیز، نامه معرفی سندی است که در کنار رزومه ارس
معنای غدیر چیست؟ و چرا عید غدیر خم به این نام خوانده شده است؟
واژه غدیر» در لغت به چند معنا آمده است؛ مانند آبگیر»،قطعه‌ای از آب»، وجای جمع شدن آب باران».
 
غدیر خُمّ در ميان راه دو شهر بزرگ دنیای اسلام، مکه و مدینه، در محلی به نام جُحفه» وجود دارد که در زمان رسول گرامي اسلام(ص) کاروانیان حج در آن‌جا از هم جدا مي‌شدند و به طرف دیار خود مي‌رفتند. درباره علت نام‌گذاری این مکان به غدیر خمّ، احتمالاتی داده شده است؛ مانند این‌که به اعتبار
معنای غدیر چیست؟ و چرا عید غدیر خم به این نام خوانده شده است؟
واژه غدیر» در لغت به چند معنا آمده است؛ مانند آبگیر»،قطعه‌ای از آب»، وجای جمع شدن آب باران».
 
غدیر خُمّ در ميان راه دو شهر بزرگ دنیای اسلام، مکه و مدینه، در محلی به نام جُحفه» وجود دارد که در زمان رسول گرامي اسلام(ص) کاروانیان حج در آن‌جا از هم جدا مي‌شدند و به طرف دیار خود مي‌رفتند. درباره علت نام‌گذاری این مکان به غدیر خمّ، احتمالاتی داده شده است؛ مانند این‌که به اعتبار
خلاصه اینکه عدسی مجموعه‌ای از خوبی‌ها و بدی‌ها و تضاد‌ها را یکجا کنار هم دارد. حتما همه مي‌دانید چطور درست ميشود اما اینکه چطور خوشمزه‌ و خاصش کنیم یا چطور یک وقتها به آن مدل هميشگی‌اش کمي تنوع دهیم سوالی است که خیلی‌هایمان جوابی برایش نداریم.
حالا که اینطور گفتیم شاید یک عده زانوهایشان را جمع کنند و یک گوشه کز کنند و بگویند ای داد بیداد. من حتی نمي‌دانم عدسی معمولی چطور درست ميشود. چه برسد بدانم چطور خاص و خوشمزه‌اش کنم. نگران نباش
  1. نماز حضرت رسول صل الله علیه و آله دو
رکعت است ؛ در هر رکعت بعد از حمد، پانزده مرتبه سوره قدر و در هر یک از
رکوع و بعد از سر برداشتن از آن و در سجود و بعد از سر برداشتن از آن و در
سجده دوم و بعد از سر برداشتن از آن پانزده مرتبه سوره قدر خوانده مى شود و
بعد از آن ، رکعت دوم نیز مثل رکعت اول انجام مى شود.2. نماز حضرت على علیه السلام چهار رکعت است به دو تشهد و دو سلام . در هر رکعت بعد از حمد، پنجاه مرتبه سوره توحید خوانده مى شود.3. نماز حضرت فاطمه علیه
ریاست محترم شعبه.دادگاه عمومي(حقوقی) با احترام به استحضار مي رساند که اینجانب .فرزندوکیل خواهان خانم و ٖقای فرزند همراه فرزندانش ۱-.۲-.۳-که پرونده کلاسهبه طرفیت خوانده سازمان ثبت احوال .دعوای به خواسته تصحیح شناسنامه طرح نموده ام ، دلایل خود را جهت اثبات ادعای موکلم به شرح ذیل اعلام مي نمائیم: ۱-خلاصه ادعای موکلین اینجانب آن است که اداره ثبت احوال
وقتی پا به این خوابگاه گذاشتم همينقدر دلم گرفته بود که حالا گرفته.حالا که آخرین شب بودنم در اینجاست.من چهارسال در این شهر فقط زندگی نکردم.من بزرگ شدم،تجربه کردم.آدم دیگری شدم.این روزهای آخر هرکجای شهر که پاگذاشتم یاد خاطرات بیشمارم مي افتادم و تازه ميفهميدم که چقدرها در این شهر ریشه دوانده م.که سخت است اینکه این آدمها و این فضاها را بگذارم و بروم.و تازه بروم در شهر خودم که حس ميکنم غریبه تر از این حرفها شده م با کافه ها و کتابفروشی ها
دیدین چطور کلی از زمستون گذشت،چطور این ترم تموم شد،دی که رفت یادم اومد چطور خودمو از کتاب خوندن عقب کشیده بودم،جز کتابای درسی دست به هیچ کتابی نزدم و راستش زیاد به خودم بابت امتحانا سختی ندادم هنوز نتیجه ی تنبلیام نیومده و نميدونم چه کردم من هنوز اميددارم که اتفاق خوبی قراره بیوفته اما از تایمش اطلاعی ندارم،خیلی کارا انجام دادم،از دیدن ح.ه و آشنایی با م.آ و و ونوشتمشون ازم رمز نخواین من خجالت ميکشم.
به زودی قراره استارت یه کتاب رو بزنم که حس
در قرآن داستانی نقل ميشود به نام گاو بنی‌اسرائیل». داستان مفصلی است در ميانه‌ی این داستان ماجرایی رخ مي‌دهد که از زاویه‌ی دید من سخن صریحی با مخاطب دارد، هرچند ندیده‌ام هرگز چنین برداشتی از آن داشته باشند.
فردی کشته ميشود، مردم نزد موسی آمدند تا از خدایش بخواهد تا قاتل را به آن‌ها معرفی کند. موسی مي‌گوید خداوند به شما دستور مي‌دهد ماده گاوی را ذبح کنید، تکه‌ای از گوشت آن را به بدن مقتول بزنید، آنگاه زنده خواهد شد و خود قاتلش را مع
دیشب خوابم نمي برد و به گذشته فکر مي کردم.انگار که اینهمه سالو پشت سر نذاشته باشیم، نزدیک بود.
به دوستای دوران کودکی فکر مي کردم. ی مادربزرگ، پسرخاله، دخترعمو. چقدر اون زمان بازی مي کردیم.
اون روزای گرم تو کوچه های انزلی. امروز به شکل عجیبی مسیرامون خیلی از هم دور شده.
ی مادربزرگ مونده تو شهر خودش ما تو شهر خودمون. پسرخاله دلش سنگ شده و صورتش صفحه ی گوشیش. دخترعمو هم ۸سالی ميشه ندیدم.شکایت نیست، بیشتر تعجبه. اینهمه تغییر
به نظرتون باید چیکارکنم؟
وقتی نه ميتونم از این به بعد برم کلاس زبان.نه کلاس داستان؟
این زندگی بدون این دوتا خیلی چیزا کم داره خب !
اونوقت دکتر دیوونه ميگه عصبی نشو .
من چطور ميتونم عصبی نشم؟به خاطر ۲۰ و چند واحد درس همه چیمو دادم به فنا .!
چطور ندیدمت؟
این یه قدم مثبته؟
که‌متوجه حضورت اونم درست پشت سرم نشدم؟؟؟
چرا؟
الان ميگی پشت سرت نشسته بودم.!
کی باورش‌ميشه ندیدمت!

چرا درست وقتی تصميم ميگیری فراموشش کنی انقددد بهت نزدیک ميشه که نتونی نادیده اش بگیری ؟؟؟چرا این شکلیه؟؟؟
من گناه دارم خدا.
چطور جذاب صحبت کنیم ؟ اول خسته کننده صحبت نکنیم!
چطور جذاب صحبت کنیم ؟ در مقاله پیشنین یعنی چرا خسته کننده صحبت مي‌کنیم؟ به این موضوع پرداختیم که دلیل این موضوع چیست و البته ممکن است که خود ما نیز جزو این دسته از افراد باشیم که خسته کننده صحبت مي‌کنیم و برای این که فن بیان خوبی داشته باشیم و جذاب  صحبت کنیم باید نکاتی را رعایت کنیم که در این مقاله به آن اشاره خواهیم کرد.
ادامه مطلب
♦️تفاوت ها♦️
✔️1⏪موضوع دستور موقت مي تواند توقیف مال، انجام عمل و منع از انجام عمل باشد اما موضوع تامين خواسته فقط توقیف مال است.✔️2⏪به دستور موقت نمي توان مستقلا اعتراض کرد اما در تامين خواسته مي توان مستقلا اعتراض کرد✔️3⏪توقیف اموال در دستور موقت نیازمند تایید رییس حوزه قضایی است اما در تامين خواسته نیاز به تایید نیست✔️4⏪از تاریخ صدور دستور موقت خواهان 20 روز جهت اقامه دعوای اصلی زمان دارد اما در تامين خواسته 10 روز زمان دارد.✔️5
دنیا در پی یافتن راههای عملی برای
بهتر زیستن است، نه راههای ادعایی. نسل جوان خودمان هم همين طور. در این دنیا یک جامعه کوچک نمونه اسلامي
ساختن بهترین تبلیغ است؛ چه برای داخل و چه برای خارج. چون همه ما از بس حرف زدیم و حرف شنیدیم و خوانده ایم.|More|
تقاضای محکوميت خوانده به پرداخت مبلغ  ---- ریال (تعداد ------ سکه تمام بهار آزادی مقوم به مبلغ ----- ریال) به عنوان مهریه به نرخ روز با احتساب کلیه خسارات قانونی اعم از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل
ریاست محترم دادگاه عمومي شهرستان .
باسلام، احتراماً به استحضار ميرساند اینجانب دلالت سند نکاحیه شماره ----- تنظیمي در دفتر رسمي ازدواج شماره ---- در تاریخ ---- به عقد نکاح رسمي و قانونی خوانده در آمرم، که وفق مفاد مندرج در عقدنامه تعداد ----- سکه طلای بهار آ
وقتی به خانه مي‌آیید، نیم ساعت را به مطالعه کتاب اختصاص دهید. چقدر کتاب‌ها را در همين نیم ساعت‌ها ميشود خواند! بنده دوره‌های بیست‌وچند جلدی کتاب را در همين فاصله‌های یک ربع ساعت خوانده‌ام. شاید صدها جلد کتاب را همين‌طور در این فاصله‌های کوتاه خوانده‌ام. بسیاری از افراد را هم مي‌شناسم که این گونه‌اند.
۱۳۷۲/۲/۲۱- رهبر انقلاب
             
چطور مطالعه مطالعه کنیم/مطالعه موثری داشته باشیم؟
 
از همان ابتدای مدرسه و تا دانشگاه در گوشمان خواندند که درس بخوانید تا در امتحانات و زندگی موفق باشید اما تا به حال کسی به ما نگفته است که چطور موثر درس بخوانیم تا مطالب برای طولانی مدت در ذهنمان  بمانند. در ادامه به شما روش ها و راهکارهای مورد علاقه خودم را که در امتحانات دانشگاه بسیار کمک حالم بوده را با شما به اشتراک مي گذارم.
 
ناشناخته ها
حدودا دو سال پیش بود که به لوزان آمدم. سوییس. تجربه زندگی در خارج از کشور داشتم اما در اروپا نه. چند ماهی شیفته نظم و انضباط آنان شدم. سعی کردم شبیه آنان منظم زندگی کنم. اما هر چه بیشتر جلو مي روم دلم برای وطنم تنگ تر مي شود. مردمان اینجا به شدت دنیازده و عاشق رفاه هستند. انگار هیچ بویی از آرزوهای دور و دراز و ساختن جامعه انسانی نبرده اند. اساتید و متفکران جامعه نظریه پردازی مي کنند و شاید در زندگی مردم اثر بگذارند اما کلیت مردم تلاشی برای پیشرفت
فاصله ی شان .نزدیک به اندازه دو‌قدمکه هیچ‌کدامشان دل پیمودنش‌.دل زیر پا گذاشتنش را‌ ندارند.
به هم‌نگاه ميکنند .یده؟؟؟
نه .!آنقدر به هم‌ خیره ميشوند .تا دلتنگی از چشم هر دو‌ مثل اشک کوچک اما داغی روی گونه هایشان بچکد .
ميدانی.هردو محتاجند به گرمای ._آغوش که نه_.دست هایشان حتی.ميدانی این روزها .هردو‌پر از خستگی .پر از دلهره اند و .و شانه های او .و سینه ستبر دیگری ‌.ميتواند جان به جسم و روح نیمه جان هم ببخشد ‌‌‌.
زبان ح
به گزارش خبر فوری به نقل از ایسنا، به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، جورج بوش پسر این اظهارات را در نشستی در ابوظبی، پایتخت امارات مطرح کرد که توسط موسسه ميلکن که یک اندیشکده اقتصادی مستقر در کالیفرنیا است، برگزار شده بود.وی گفت: ولادیمير پوتین، رئیس جمهور روسیه یک انسان خودخواه است. او نمي‌تواند فکر کند که چطور دو نفر مي‌توانند برنده شوند. او تنها فکر مي‌کند که چطور خودش بنده شود و دیگری ببازد.
یک بار گم شدن در ثانیه ها و هزار بار گم شدم در آینه .در آینه انعکاس تصویر من نبود . من به دنبال خودم به دور اینه پرسه مي زنم و او تکرار مي کند تصویر زنی در تاریکی . تصویر زنی در حجمي از سکوت . 
به خود شک مي کنم . انگار لبانم دوخته است . چشم هایم چطور ؟ 
افکارم چطور ؟ باورهایم کجاست ؟ 
من درون سیاه چاله ای گیر کرده ام . طناب کجاست . ؟ 
دست هایت را دراز کنی بر مي خیزم . جان مي گیرم.  گره ای از لبانم باز مي شود
 
 
تایپ این مطلب رو در حالی شروع ميکنم که مطمئن نیستم چطور ميخوام انجامش بدم، چطور قراره پیش بره و چطور ميخواد تموم بشه!
هوم! خب، روش خیلی جالبی برای تولید محتوا نیست ولی بالاخره باید از یک گوشه ای شروع کرد دیگه!
ماجرا از این قراره که ميخوام درباره ی موضوعی صحبت کنم که خیلی وقت هست که در پستهای مختلف، پاسخ به کامنتها و یا در بخش گفتگو، وعده ی پرداختن به اون رو داده بودم اما هربار به دلیل بزرگ بودن و گستردگی موضوع، به سمت نوشتنش نمي رفتم. تا الآن!
ا
ابلاغ یکی از مهم ترین ارکان دادرسی عادلانه به حساب مي آید زیرا اجرا نشدن درست و صحیح تشریفات ابلاغ موجب تضییع حقوق افراد در دادرسی مي شود. در واقع ابلاغ، فقط پل ارتباطی دادگاه با اشخاص در تمام مراحل دادرسی است.
تا ابلاغ صحیحی در  کار نباشد و دو طرف دعوا، از زمان و مکان دادرسی اطلاع نداشته باشند جلسه دادرسی هم تشکیل نخواهد شد. بنابراین ميتوان اجرای عدالت و احقاق حق در دادگاه ها را موکول به اجرای صحیح و درست ابلاغ دادخواست و ضمائم به دوطرف دعوی
توی رابطه (هر رابطه‌ای) چطور مي‌تونی بدون دعوا راه انداختن یا ایجاد احساس گناه تو طرف مقابلت، ناراحتی یا ناراضی بودنتو ابراز کنی؟ و اگر راهی برای ابراز این ناراحتی نباشه (یا از سمت خودت یا از طرف مقابل) چطور مي‌تونی احساس تنهایی نکنی و فرسوده نشی؟ 
 
 
 

تعیین خواسته و بهای آن
صدور حکم مبنی بر اام خوانده به ثبت واقعه رجوع
 

دلایل و منضمات دادخواست
۱۔ فتوکپی مصدق طلاق نامه، فتوکپی مصدق شناسنامه ها، شهود با مشخصات
 

ریاست محترم مجتمع قضایی خانواده…………………با سلاماحتراما به استحضار مي رساند:اینجانب (خواهان) به موجب طلاق نامه شماره …… شماره ………… در تاریخ ……………… از همسرم آقای…………. فرزند……………… جدا شده بودم ولی در ایام عده رجوع واقع گردید. لیکن خوانده از ثبت واقعه رجو
یه سوالی که برام حل نشده مونده اینه که یوقتایی خرخون ميشم چرا شروع ميشه؟ چطور شروع ميشه؟ چه فرقی با جوگیری داره؟ چطور بدنم انقد منظم ميشه؟ الان نميدونم چکار کنم بدنم خودبخود ۷ صبح بیدار شه و ۱۱ شب خوابم بگیره. ماه آخر که قبلش امتحاناتم بود داغون بودم ولی چی شد که بعد امتحانا انقد منظم شدم؟ چرا یادم نمياد؟ ینی الانم باید بی توجه به همه چیز فقط ادامه بدم خودش درست ميشه؟
یک  از مهم ترین لازمه تحقق رویاها و پیوستن به آرزوهایمان این است  که پول در جیبمان داشته باشیم و برای داشتن ثروت بی‌حدوحصر، باید بدانیم که چگونه مي‌توانیم راه های مهربان بودن با پول را دریابیم و چطور درآمدمان را خرج کنیم و همچنین مهارت‌های لازم برای انجام شغل را داشته باشیم.
 
در این مقاله نکاتی را مطرح مي‌کنیم که نشان مي‌دهد چطور با پول مهربان باشیم.لازمه تعبیر رویاها و به حقیقت پیوستن آرزوها این است که پول در جیبمان داشته باشیم و برای
ميخواستم چیزی برایت بنویسمگشتمبین همه ی سی و دو حرف الفبابین همه ی کلماتی که از کودکی در گوشم خوانده بودندبین همه ی کلماتی که بعد از هفت سالگی خوانده بودمگشتم و هیچ نیافتمدلم به حال بیچارگی واژه ها سوختکه کم مي آورند برای نوشتن برای تو.
 
- ببخشید .
- بیا اینجا عزیزم.
- خب چطور بود؟
- خیلی خوب. اول رفتیم اسکله، بعد .
- چطور بود؟
- خیلی خوب.
- رفتیم اسکله، بعد الد سیتی.
- تو از الد سیتی خوشت نمياد؟ مگه نه؟
  با دوستات خوش گذشت؟
 خوش گذشت با دوستات؟
 پسر خوبی بودی؟
 پسر خوبی بودی.
 پسر خوب مامانی بودی.
 
این خیلی وحشتناک و بیشعورانست ، که کسی رو از حقش منع کنی و اون حق مسلمش رو با عوضی بودن تمام در شرایط خاص بهش بدی ، ازش سو  استفاده کنی و تمام فکر و ذکر اون ادمو درگیر حق و حقوق و حتی نیازای اولیش کنی ، جوری که جایی برای فکر کردن به مسایل دیگه نمونه و کلا انحراف پیدا کنه و عقب بمونه ! کاری که سنت غلط و حتی دین با مردم ميکنه و بیشتر از همه بزرگان مملکتمون .نمونه هاشم بسیار . سوالی که پیش مياد اینه ، چطور ميشه کاری کرد مردم گرسنه بالاتر از گرسنگی
این خیلی وحشتناک و بیشعورانست ، که کسی رو از حقش منع کنی و اون حق مسلمش رو با عوضی بودن تمام در شرایط خاص بهش بدی ، ازش سو  استفاده کنی و تمام فکر و ذکر اون ادمو درگیر حق و حقوق و حتی نیازای اولیش کنی ، جوری که جایی برای فکر کردن به مسایل دیگه نمونه و کلا انحراف پیدا کنه و عقب بمونه ! کاری که سنت غلط و حتی دین با مردم ميکنه و بیشتر از همه بزرگان مملکتمون .نمونه هاشم بسیار . سوالی که پیش مياد اینه ، چطور ميشه کاری کرد مردم گرسنه بالاتر از گرسنگی
بیخانمان سقفی دارد به بزرگی آسمان آسمانی که هیچ معماری طرح و رنگش را تا کنون نساختآنها به بزرگیِ دلشان سقف بارانیشان را با ما تقیسم کردند و ما همچنان در پی ساختن سقفهای کوچکتریم تا کسی به جز خودمان زیرش جای نگیردآدمهایی صبح به صبح با صورت نشسته به روی سرشان تاج ميگذارند و خود را برازنده داشتن تمام لقمه نانهای آدمهای دیگر ميدانند،  پرسه ميزنند در كوچه های شهری كه دیگر جای قدم زدنهای عاشقانه هم نیست چه برسد به اینکه بخواهند بودنشان را به ر
تفاوتی ظریفی در تقدّمِ ميزبان و ميهمان دارند "علم" و "نگارش". علم، به خوانده‌شدن و درک‌شدن کمال مي‌یابد؛ اگر تکراری در علمي باشد یا نباشد برای خوانده‌شدن، ارزش چندانی نخواهد‌ داشت. 
امّا نگارشِ نوشته‌ای ادبی داستانی دیگر دارد. کسی را که به کمال مي‌رساند، نویسنده‌اش است و کمالِ خواننده در پسِ آن مي‌آید، حال آنکه اهميّت آن هم کم نباشد. نوشتن، رنگ و شکل مي‌بخشد احساسات نویسنده‌اش را؛ عشقِ او را قطارِ کلماتِ عاشقانه و غَمين همدلی مي‌کنن
(قصر ذهن من-1)
 
 
تایپ این مطلب رو در حالی شروع ميکنم که مطمئن نیستم چطور ميخوام انجامش بدم، چطور قراره پیش بره و چطور ميخواد تموم بشه!
هوم! خب، روش خیلی جالبی برای تولید محتوا نیست ولی بالاخره باید از یک گوشه ای شروع کرد دیگه!
ماجرا از این قراره که ميخوام درباره ی موضوعی صحبت کنم که خیلی وقت هست که در پستهای مختلف، پاسخ به کامنتها و یا در بخش گفتگو، وعده ی پرداختن به اون رو داده بودم اما هربار به دلیل بزرگ بودن و گستردگی موضوع، به سمت نوشتنش نمي
خدایا چقدر سطح سواد پزشکهامون با هم فرق داره. از مثبت بینهایت تا منفی
بینهایت. این وزارت واقعا چی آموزش و تحویل جامعه ميده؟! اگر دانشجویی خودش
علاقه مند باشه چیزی یاد مي گیره. اما اگر علاقه مند نباشه، کسی نه تنها
چیزی یادش نميده، هیچکس هم نمي گه آخه تو با این سواد چطور ميخوای طبابت
کنی؟
در مدت کوتاهی که در پلدشت بودم، تفاوت فارغ التحصیلان جدید را به چشم
دیدم. دوتا خانم دکتری که از دانشگاه اروميه هم فارغ التحصیل بودند و زمانی
انترن بخش خودم
نميدانم چطور اینکار را ميکنید. چطور احساستان را مي شناسید؟ چطور مي فهميد چه کاری درست است و چه کاری نه؟ چطور بزرگ شده اید؟ چرا من نمي شوم؟
من هميشه ادم دیوانه ای بودم. البته اول ادم نبودم، بعد از ادم شدنم هم دیوانه بودم. هميشه عجیب به دنبال عشق بودم. دلم فقط یک عشق ميخواست. حاضر بودم هستم. همه کار کنم که یک عشق داشته باشم که مال خودم باشد و مال خودش باشم. فقط همين. اما هميشه شکست ميخوردم.
فکر ميکردم عشقم را پیدا کرده ام. یک سالی مي گذرد. بعد از تم
سلام وقت تون بخیر
چطور ميشه یک معلم خوب شد؟، یه معلم خوب چه ویژگی هایی داره؟، آیا زمان دبستان خاطره ی بدی از رفتار یک معلم دارید اون چه رفتاری بوده؟، آیا معلمي بوده که تاثیر مثبتی توی زندگی تون گذاشته، چه رفتار یا ویژگی داشته که باعث اون تاثیر شده؟ 
چه کمبود هایی رو در زمان دبستان در کار معلم تون احساس کردید و اگر خودتون معلم مي شدید سعی ميکردید اون کمبود رو اصلاح کنید؟، دوست داشتید معلم دوران دبستان تون چه چیزهایی رو بهتون آموزش بده؟، مع



آقایان چطور همسر انتخاب مي کنند




 
 
محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر
دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. درست است که هنوز کمي در ابراز
احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او
مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در ميان بگذارند.
 
 
ادامه مطلب
⁠⁣دوست داشتن​​ یک نفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونه ست.اولش عاشق همه ی چیزهایی ميشی که برات تازگی دارن.
هر روز صبح از اینکه مي بینی این همه چیز بهت تعلق داره حیرانی.
بعد به مرور زمان دیوارها فرسوده مي شن.
چوب ها از بعضی قسمت ها پوسیده مي شن و مي فهمي که عشقت به اون خونه به خاطر کمالش نیست؛ بلکه به خاطر عیب و نقص هاشه.
تمام سوراخ سنبه هاش رو یاد مي گیری.
یاد مي گیری چطور کاری کنی که وقتی هوا سرده، کلید توی قفل گیر نکنه، یا در کمد رو چطور باز کنی که
تقویم به دانش شناسایی زمان‌ها گفته ميشود که در عربی معرفة المواقیت» خوانده ميشود.
تعریف تقویم
تقویم از ماده ق و م» در لغت به معنای راست و تعدیل کردن است.استعمال تقویم در معنای گاه شماری در زبان عربی قدمت زیادی ندارد و در معاجم قدیمي‌تر اثری از آن نیست. در زبان فارسی تقویم در دو معنا به کار رفته است: دانش شناسایی زمان‌ها که در عربی معرفة المواقیت» خوانده ميشود و این مقاله به آن مي‌پردازد و دفتری که احوال ستارگان را پس از استخراج از ز
امروز نمي خوام خیلی بنویسم
تمام توجه ام قبل از جواب به درک سوالیه که ميگه:
چطور این همه اصرار در جوامع مدنی وجود داره 
که ثابت قدم باشیم، در حالی که هیچ چیز ثابت نميمونه؟
چطور ميشه انتظار داشت در جهانی مملو از تضاد هميشه
یکسان عمل کرد؟
چی شد که ثبات رفتاری این همه ارزشمند شد؟
در خالی که هیچ دو موقعیتی تو زندگی یکسان نیست
و نميتونه عکس العمل یکسانی هم انتظار داشت؟
شاید این سوالا شروع باز تعریفی دیگه باشه !!
 
 
ریاست محترم شعبه.دادگاه عمومي (حقوقی) با احترام به استحضار مي رساند که اینجانب.وکیل خواهان آقای فرزندبه طرفیت خواندگان آقایفرزندبه طرفیت خوانده بیمارستانیه دعوای خواسته تحویل دو عدد پلاتین را مطرح نموده ام دلایل اینجانب به شرح ذیل است و از دادگاه محترم تقاضای محکوميت خوانده مبنی برتحویل دو عدد پلاتین را دارم . ۱-خلاصه ادعای موکل اینجانب آن است که در سال.
تو حیاط بودیم که صدای داد و جیغ یه زن رو شنیدیم، سریع رفتیم تو کوچه تا ببینیم چه خبر شده، نميدونم چجور بگم.فقط چیزایی که شنیدم رو مي نویسم.
_ چطور تونستی علیرضا؟ منه احمقو بگو گفتم بعد یه هفته دارم ميام الان منتظرمي. ولم کنید شما نميدونید.من اینو با زن شوهر دار دیدمآخه نجس من بچه دارم، چطور تونستی؟ چند بار گفتم تو دوست دختر داری هی گفتی نه. من این خونه زندگی رو با خون دل ساختم کثافت چطور تونستی؟ ميخوام طبل بی آبروییت رو همه جا بکوبم تا
احساس ميکنم ما آدمها هميشه به نوشتن کارهای روزانه و ماهانه و سالانه مان نیازمندیم . به این نیازمندیم که بیاییم کارهای روز بعدمان را حداقل روی یک کاغذ باطله بنویسیم تا بدانیم فردا را قرار است چطور بگذرانیم .

بدون برنامه روز را شروع کردن ، مانند آن است که به یک شهر سفر کنیم و ندانیم قرار است کجا ها را ببینیم و در چه مکانی اقامت داشته باشیم ! و بیخیال عالم و آدم ، دست هایمان را پشتمان قفل کنیم ، بیخیال تر راه برویم و بگوییم :
 حالا مي رویم ببینیم
مکانیسم های فریب و غفلت کم آورده اند. مکانیسم های آرامش بخشیدن گم و گور شده اند و هر دو طول عمر کارآمدی شان به ساعت رسیده! 
یادمه یک روز سر یه ماجرایی به مارال گفتم امکان نداره خدا فلان چیز شر رو بخواد بلافاصله گفت به وجوه پداگوژیکش توجه کن! حالا که با دنیای هولناکی مواجهم که پر از اتفاق است و هیچ چیز غیرممکن نیست یاد آن روز افتادم. خیلی حرف بدی ست اما حس انسان تنها شده در جهان را دارم. تولد رابینسون کروزوئه! بی خانمان شدن در جهانی که راه آسمانش
به استناد سایت آیین دادرسی دینا ، در قانون آیین دادرسی مدنی دینا شرایط احراز سمت خواهان ، خوانده و وکیل باید ضمن دادخواست مشخص شده باشد . لذا علاوه بر اینکه کسی که به نمایندگی از خواهان و خوانده دعوا در جریان دادرسی شرکت مي کند باید سمت خود را مشخص کند ، وکیل یا نماینده قانونی طرفین دعوا نیز باید سمت خود را ضمن دادخواست تصریح کرده و مدارک اثبات کنده آن را نیز ضميمه دادخواست نمایند . برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد احراز سمت خواهان ، خوانده
اولین جلسه سیر مطالعاتی
اولین جلسه سیر مطالعاتی در شنبه شب در اردوی چند ساعته
شروع شد
در سیر مطالعاتی حلقه در تابستان یک دور کامل از 
کتاب سلام بر ابراهیم (از خاطرات و داستان های شهید ابراهیم هادی)
خوانده مي شود
در این جلسه اول نیز چند صفحه از این کتاب خوب خوانده شد.
چطور یك خانم خوشتیپ وبا كلاس باشم
آیا مي دانید چطور دیگران را تحت تاثیر قرار دهید؟ جواب، در باوقار بودن است. باوقار بودن باعث مي شود نه، جذاب، و كامل بنظر برسید! اگر كنجكاو شده اید، این مقاله به شما نشان مي دهد چطور اینگونه باشید
 



چگونه خانم خوش تیپ باشیم
برای انكه با وقار و شیك تیپ بزنید به این نكات ریز اما مهم دقت كنید.برای لذت بردن از زندگی چكار كنیم
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوکیلی موندم تو این سیل و مصیبت مجری های سیما چطور روشون ميشه بگن عید و سال نو مبارک!!!!
سیل غارتگر اومد
از تو رودخونه گذشت 
پلآ را شکست و برد 
زد و از خونه گذشت
دست غارتگر سیل
خونه رو ویرونه کرد
پدر پیرم و کشت
مادرو دیوونه کرد
حالا من موندم و این ویرانه ها
پر خشم و کینه دیوونه ها
من خسته
من زخمي 
من پاک
مي‌نویسم آخرین حرف و رو خاک
کی مياد دست توی دستم بزاره
تا بسازیم خونمونو دوباره
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر
خیلی وقت ميشود که مطلبی ننوشته‌ام. نه اینکه نوشتن را دوست نداشته باشم، نه، ولی هميشه اتفاقاتی خواسته یا نخواسته روی مي‌دهند که نميشود، که نمي‌توانی، که نمي‌خواهی؛ در هر صورت الان اینجا هستم.گذر زمان چیز عجیبی‌ست. چنان با سرعت و شدت روزگار سپری ميشود که اصلا نمي‌دانی چه شد و چطور سپری شد اصلا.
حالا چطور به این نتیجه‌ی شگرف و لاینحل(!) بشریت رسیدم، از این‌جا ناشی ميشود که در شب امتحان درسی به سر مي‌برم که شاید به جرات بتوانم آن را سخ
باز هم یالوم، فقط یکم جوان از زمان درمان شوپنهاور
زیبا بود و جنبه احساسی پر رنگی داشت. اینکهچطور فردی مثل نیچه اینطور عوض ميشود و چطور در درون خود یک کودک حمل ميکند زیبا بود. عجیب که چطور و از کجا این چرخش اتفاق افتاد، به عقب و جلو ورق زدم ولی نشانه ندیدم جز افکارش بر کاغذ.
کتابی خوب از گزیده سخنان نیچه از زبان یک روانشناس ميتواند باشد. بسیار خوب با تاریخ رشد رواندرمانی آشنا ميکند. 
یادگرفتن ها:
- طوری زندگی کن که انگار ابد مجبور به تکرارش باشی!
چطور رفتار خود را کنترل کنیم
 
اگر شما در برخورد با مسایل و مشکلات زیاد عصبانی مي شوید شاید شما دچار .یک بیماری عصبی شده اید.  عصبانی بودن، کم صبر بودن و پرخاشگری مي تواند روی روابط شخصی  و کاری شما تاثیر بگذارد. فهميدن راههای کنترل عصبانیت و کاهش آن مي تواند  باعث بهبود کیفیت زندگی و روابط اجتماعی شما شود.
 
برای مشاهده ادامه مطلب روی فلش زرد رنگ کلیک کنید
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم 
جایگاه و منزلت حضرت محسن علیه السلام

امام صادق(علیه السلام) فرمود:
هنگامي که روز قیامت شود، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) خوانده مي شود، پس حضرت در حالی که ردای قرمز پوشیده است، طرف راست عرش مي ایستد. آنگاه ایراهیم (علیه السلام) خوانده مي شود و در حالی که ردای سفید پوشیده، در طرف چپ عرش مي ایستد. آنگاه فاطمه (صلوات الله علیها) همراه با ن و مردان ذریه اش و شیعیان خوانده مي شود، پس بدون حساب داخل بهشت مي شوند؛ آن گاه منا
به استناد سایت آیین دادرسی دینا ، هر یک از خواهان و خوانده دعوا باید اهلیت قانونی لازم را برای اقامه دعوا در دادگاه یا دفاع از خود را داشته باشند ؛ به این معنا که باید بالغ ، عاقل و رشید باشند و از تصرف در اموال خود به دلیل ورشکستگی ممنوع نشده باشند . در غیر این صورت ، خواهان دعوا مي تواند ایراد عدم اهلیت خوانده را مطرح کند و خوانده نیز در صورت عدم اهلیت خواهان ، مي تواند ایراد عدم اهلیت خواهان را طرح کند . برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد ایرا
دانلود رایگان فیلم کنسرت موسیقی مهران مدیری با کیفیت 1080p Full HD
ویدئو کامل کنسرت مهران مدیری در تابستان 1397 با کیفیت عالی
 
دانلود کنسرت کامل مهران مدیری در تابستان سال 1397
 
مهران مدیری بازیگر مشهور سینمای ایران تابستان 1397 در برج ميلاد تهران کنسرت داشت. مدیری پیش از این نیز در حوزه موسیقی فعالیت داشته است که از آن جمله مي توان به فعالیت با گروه موسیقی دارکوب، خواندن تیتراژهای سریال های تلویزیونی و … اشاره کرد. مهران مدیری شامگاه چهارشن
دانلود رایگان فیلم کنسرت موسیقی مهران مدیری با کیفیت 1080p Full HD
ویدئو کامل کنسرت مهران مدیری در تابستان 1397 با کیفیت عالی
 
دانلود کنسرت کامل مهران مدیری در تابستان سال 1397
 
مهران مدیری بازیگر مشهور سینمای ایران تابستان 1397 در برج ميلاد تهران کنسرت داشت. مدیری پیش از این نیز در حوزه موسیقی فعالیت داشته است که از آن جمله مي توان به فعالیت با گروه موسیقی دارکوب، خواندن تیتراژهای سریال های تلویزیونی و … اشاره کرد. مهران مدیری شامگاه چهارشن
تازه فهميدم وقتی خیال
مي‌کردم دارم درست پیش مي‌روم، وقتی خیال مي‌کردم مي‌توانم یکی از آن بهترین آدم‌های
روی زمين باشم، بدجور اشتباه کردم. آن‌قدر بد که یکی از آن دوست‌های خوب را از دست
دادم. آن‌قدر بد که الانش مانده‌ام بعد از یک سال چطور با آن آدم روبه‌رو بشوم،
چطور معذرت بخواهم.

آدم به همين راحتی
ندانسته اشتباه مي‌کند و بعدش مي‌ماند چطور گندش را جمع‌وجور کند. آدم نمي‌داند
دارد چقدر به خطا مي‌رود و خوب که به آخر راه رسید، خوب که آن تا
بازاریابی دیجیتال و طراحی سایت
05.02.16
شما در نهایت پست وبلاگ وب سایت  خود را پس از صرف وقت در ساعت تحقیق و رفتن به جملات خود را به پایان رسید، آنها را درست درست است.
یک تیتر به سرعت به سر شما مي آید و شما از آن استفاده مي کنید، و خیلی فکر نمي کنید.
ایده ی خوبی نیست.
به گفته دیوید اوگلوی، به طور متوسط ​​5 برابر بیشتر افراد به عنوان خوانده شده نسخه بدن خود را به عنوان خوانده شده.
نوشتن سرفصل ها برای یک مخاطب آنلاین مي تواند به چالش کشیدن و توجه توجه د
بازاریابی دیجیتال و طراحی سایت
05.02.16
شما در نهایت پست وبلاگ وب سایت  خود را پس از صرف وقت در ساعت تحقیق و رفتن به جملات خود را به پایان رسید، آنها را درست درست است.
یک تیتر به سرعت به سر شما مي آید و شما از آن استفاده مي کنید، و خیلی فکر نمي کنید.
ایده ی خوبی نیست.
به گفته دیوید اوگلوی، به طور متوسط ​​5 برابر بیشتر افراد به عنوان خوانده شده نسخه بدن خود را به عنوان خوانده شده.
نوشتن سرفصل ها برای یک مخاطب آنلاین مي تواند به چالش کشیدن و توجه توجه د
ماجرا از یک جمله ساده شروع شد؛ آخه سعید چطور همچین اشتباهی کرد! 
اشتباه سعید مهم نبود، قضاوت و ملامت کردن سعید بود که مهم بود و همين کافی بود تا تقدیر من را درگیر ماجرایی کنه که در همون موقعیت قرار بگیرم و حالا سعید قصه من باشم. حالا ميفهميدم، حالا حق را به خودم نه به خودمان ميدادم، حالا همه چیز درست بود! رازی که سالها در صندوقچه دلهامان پنهان کرده بودیم، رازی که در چشمان هم خوانده بودیم و ميخواستیم تا ابد پنهانش کنیم هویدا شد. انگار ماجرا از
ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن.

راستش را بخواهی عزیز دلم .گاهی بدجور از دست عکس هایت کفری ميشوم .انقدر که دوست دارم بکوبمشان به دیوار و به لبخند وامانده ات که هیچ وقت از جایش تکان نميخورد بدو بیراه نثار کنم ‌.چطور ميتوانی به من زل بزنی و بخندی و پلک هم نزنی .چطور ميتوانی گونه های خیسم را با خنده های آدمکشت به مسخره بگیری ؟؟؟واقعا چطور؟؟؟توی یکی از منفور ترین هایشان با آن کلاه لبه دار و دست هایی که هميشه به سینه ميزنی به وسعت تاریخ لبخند ز
واقعا چطور بعضیا از کل‌کل لذت مي‌برن؟ من هرطور فکر مي‌کنم نمي‌تونم احساسی بهتر از تنفر نسبت بهش داشته باشم.
کل‌کل واسه مسخره بازی یا واسه شوخی و خنده یا لجبازی یا هرکوفت دیگه‌ای! اینکه حرف بزنیم برای اینکه جواب همو داده باشیم و روی همدیگه رو کم کنیم چطور مي‌تونه حال بِده؟! یعنی واقعا هیچی بهتر از این برای حال کردن باهم نداریم؟!
آره خب منم ممکنه کل بندازم با کسی! البته فقط در صورتی که عصبانی باشم و نصف عقلم کار نکنه :/ که بعد از رفع اون حالت
سالها پیش فیلمي از ضجه یک مادر در برابر دامادش منتشر شد که بسیار متأثرکننده بود. بر اساس این داستان واقعی،  نرگس آبیار تصميم گرفت تا بگوید چطور عشق به نفرت تبدیل مي شود؟ پاسخ به این پرسش همانقدر سخت است که اصل داستان باورنکردنی است! برای همين زمانی طولانی با جزئیات فراوان لازم است تا بفهميم چطور کار به اینجا رسید! در آغاز فیلم عاشقانه است و هر چه مي گذرد تلخی جان تماشاگر را مي نوازد
ادامه مطلب
فاطميه اول یا دوم :
چرا دو روایت در مورد شهادت حضرت زهرا(س) وجود دارد؟
در نقل شهادت حضرت زهرا(س)، به خط صدر اسلام که بدون نقطه است، آمده:عاشت بعد ابیها خمسة و (سبعین و تسعین) یوماً»
که اگرخمسة وسبعین یوماً خوانده شود به این معنی مي شود که 75 روز بعد از پدرش زندگی کرد
و اگر خمسة و تسعین یوماً خوانده شود به این معنی مي شود که 95 روز بعد از پدرش زندگی کرد
پس این ماهیت تاریخ است که باعث اختلاف در نقل قول شده است
چطور بریم نمایشگاه: 
۱- مي‌تونی خودتو برسونی به مترو شهید بهشتی یا مصلی امام خمينی(ره) و با توجه با تابلوهای راهنما از درب‌های خروجی وارد نمایشگاه کتاب بشی!
 ۲- مي‌تونی با اتوبوس‌هایی که به پایانه شهید بهشتی ميرن (مثل اتوبوس امام حسین-شهیدبهشتی) بری تو پایانه پیاده شی و بعد یه مقدار پیاده روی از درب 3 نمایشگاه وارد نمایشگاه کتاب بشی!
بعضی‌وقت‌ها واقعا حس ميکنم که یک مشت خاکم که از خاکم عشق مي‌چکد. شما نميدانید . من بعضی‌وقت‌ها ـ واقعا ـ حسش ميکنم . مثل آب نیست .غلیظ تر است انگار . اما همان قدر شفاف و روشن.بعضی وقتا که توی خیابان راه ميروم ميبینم چطور از پاهایم روی زمين ميریزد . وقتی در گوش‌ت زمزمه‌ ميکنم ميبینم که چطور روی گردنت جاری ميشود . بعضی وقت‌ها که دستانم را دور سینه‌اش حلقه مي‌کنم ميبینم چطور از آستین‌هایم مي‌چکد و آغشته‌ ميکند. لَوْلا أَنْ تُفَنِّ
موندن بین  دو راهی منو ميترسونه هميشه
یه جورایی تطبیق با هرکدوم سخته برام
و هرکدوم ب اندازه خودشون ریسک پذیر
ته دلم اميد دارم به خودم اما یه وقتایی پام ناخودآگاه ممکن فرم تلو تلو شده ها رو بی محابا طی کنه
این طور بگم ک
نه هراس
نه اميد
بلکه ادغام هراس و اميد
ميشه خلاصه ی  کل حال الانم
ولی دوست دارم ریسک راه اولی ک خودم خواستمو بپذیرم و برم تو دلش
مثل جسارت زدن تو دل دریا که ميترسیدم  گریز ناشی از اون احتیاط بود و درست؛ اما تا یه جای
مثل این است که بروی توی خیابان و اولین انسانی را که دیدی بکشی کنار و بپرسی: به نظر شما چطور شد که همه رفتند و هیچ کس نماند؟ چطور شد که با فکر کردن به فردا و فرداها پشتمان لرزید و ماندیم در مرداب کلافگی و بی‌کفایتی و بی‌خبری؟ چطور شد که زمان مثل برق و باد گذشت و ما ماندیم ثابت و متروک و بی‌حرکت؟ چطور شد که هی ماندیم و گندیدیم و گندمان درآمد؟ چطور شد که دیگر هیچ چیز حالمان را خوش نکرد؟
مثل این است که از بی‌کسی و بی‌مخاطبی، از بی‌توجهی اویی که با
مثل این است که بروی توی خیابان و اولین انسانی را که دیدی بکشی کنار و بپرسی: به نظر شما چطور شد که همه رفتند و هیچ کس نماند؟ چطور شد که با فکر کردن به فردا و فرداها پشتمان لرزید و ماندیم در مرداب کلافگی و بی‌کفایتی و بی‌خبری؟ چطور شد که زمان مثل برق و باد گذشت و ما ماندیم ثابت و متروک و بی‌حرکت؟ چطور شد که هی ماندیم و گندیدیم و گندمان درآمد؟ چطور شد که دیگر هیچ چیز حالمان را خوش نکرد؟
مثل این است که از بی‌کسی و بی‌مخاطبی، از بی‌توجهی اویی که با
بسم الله
همشهری داستان ویژه‌ی جام جهانی را برداشتم. ورقی زدم. یادم است که قبلا چند برگی از آن خوانده بودم. دوباره خواندم. همان روایت اول را. راستش اینکه عاشق فوتبال باشی هیچ ربطی به جنسیت ندارد. من مي‌توانم یک کتاب از خاطره‌های قشنگم از فوتبال دیدنم بنویسم. مي‌توانم یک سریالِ فوتبالی بسازم. و حتی رادیو شبی ویژه‌ی سر و کله‌ زدن‌های موقعِ تماشایِ فوتبال به گوش همه‌ی مردمِ جهان برسانم. بعضی سکانس‌های زندگی را نميشود با هیچ کلمه‌ای توضیح
خیلیا رو دیدم که ميخواند تیم بسازند خیلی هم انقلابی و پر شور فکر ميکنند و به همه دری هم ميزنند ولی به نتیجه نميرسند.خودم هم قبلا سعی کردم ولی مشکلات زیاد بود بعضی وقتا مشکلات خارجی بود مثل تحریم و عدم امکان عرضه محصول به بیرون از کشور بعضی وقتا مشکل یک مقدار داخلی تر بود مثل ایده هایی که دولت یا سازمان‌ها دست گذاشته بودند روش یا منافعشون رو به خطر مينداخت و بعضی وقتا مشکل داخلی تر بود یعنی داخل خود تیم و نميشد کنار هم نگهشون داشت
یکم با خودم ف
شما که در آزمون‌های تابستان شرکت مي‌کنید قطعا هدفتان متفاوت است و از همين ابتدا به فکر پیشرفت کردن هستید. درواقع ممکن است شما هدف قبولی در مدرسه‌ی تیزهوشان و یا ورود به مدرسه‌ی نمونه دولتی را داشته‌باشید. اگر طبق برنامه‌ی راهبردی‌ی کانون درس بخوانید و از همين ابتدا کتاب‌های تست را به‌خوبی بشناسید و به دقت حل کنید، به نتیجه‌ی دلخواهتان مي‌رسید.
بهتر است در تابستان استفاده از کتاب تابستان فراموش نشود. طبق برنامه‌ی راهبردی پیش‌خوانی
چطور از یکی که 6 سال یه رویه رو دنبال کرده انتظار دارن یه ماهه یا سر یه هفته تغییر کنه؟
انگیزه هایی که دوام ندارن
هدف های دوردستی که هر ساعت ازت دورتر ميشن
فشارهایی که داره نابودت مي کنه
چطور ميشه تغییر کرد؟
باور درونیم هم داره تحلیل ميره.
و اینو مي دونم.
 اگه الان نتونم تغییر کنم دیگه هییچ وقت نمي تونم تغییر کنم
آیندم نابود ميشه
به علایقم نمي تونم برسم
و هر اتفاقی که برای یه دختر بدبخت ایرانی ممکن بیوفته 
یکی از مشکلاتی که معمولا در دعاوی حقوقی پیش مي آید این است که خوانده (کسی که دعوی علیه او طرح شده است. به دادگاه فراخوانده ميشود تا به دعوای خواهان پاسخ دهد) در طول مدت دادرسی خواسته (مال مورد دعوا) را به افراد دیگر منتقل مي کند و یا بعضا اقدام به آسیب زدن به خواسته مي کند. بنابراین قانون گذار در نظام حقوقی ایران برای جلوگیری از هرگونه تضییع حقوق خواهان (کسی که دعوایی را طرح مي‌کند و از دادگاه مي‌خواهد به امری رسیدگی کند)، راهکار قرار تامين خ
گاهی فکر مي‌کنم آدمای با کلاس که رفتار چیپ و زننده ندارن، آدمایی که تو خونه هاشون دعوا نمي شه، خدا چجوری مي ره رو اعصابشون یعنی با چی اذیتشون مي کنه. اون مهره ی ضد حال زننده چطور وارد خانواده مي شه یا اینکه خدا شرایطِ افتضاح و تشویشگرو چطور به خانواده نفوذ مي ده.-خداخوشگله+جوووون -ما که تا خرخره خوردیم، دیگه بعد از خوندن پستِ من تصميم نگیری اینیکیو هم یه چشمه برام بیای! جا ندارم به خودت
بعضیا بلد نیستن چطور هدیه بدن؛ بعضیام بلد نیستن چطور هدیه ای که دریافت مي کنن رو بگیرن.دومي بدتره.مثلاً باید با دو دست بگیری، اگر نشستی، پاشی. هرچی که هست، خیلی تشکر کنی و حتی اگر دوستش نداری، نشون بدی که از نظرت خیلی خوبه.نه اینکه بگی. "برو رنگشو عوض کن!"؛ "برو یه مدل دیگشو بیار".مردم نوکر شما نیستن.
خواهان : مدعی ، شخصی که دادخواست را مطرح کرده است.                            خوانده : شخصی که دادخواست و دعوا علیه او  مطرح شده است.خواسته : آنچه که خواهان از دادگاه درخواست دارد .دادخواست : برگه های چاپی مخصوص و به زبان فارسی که جهت مطرح نمودن خواسته و دعوی مدنی (حقوقی) مورد استفاده قرار مي گیرد.تامين خواسته : درخواست توقیف اموال خوانده اعم از منقول ویا غیر منقول و صورت برداری و ارزیابی و حفظ اموال توقیف شده و توقیف حقوق استخدامي خوانده و ا
من فکر مي کنم دین برای یاد گرفتنِ چطور زندگی کردن» اومده. اگه پوشش تعریف شدۀ یه دین برای زندگی عادی نیست، چطور اون دین جوابگوی سایر مسائل زندگی عادی باشه؟ کسی که مي خواد یه زندگی عادی داشته باشه، چطور دیندار باشه؟ به نظر من این خیلی عالیه که شما مي خواید خدا رو به مردم معرفی کنید؛ اما، اگه امروز جایی برای دین توی زندگی مردم وجود داشت، شما مجبور نبودید به من مسلمون خدا رو معرفی کنید! این برای اینه که توی وضعیت فعلی باز هم هیچ کس بیشتر از یه مس
که من نميدونم براش چیکار کنم
به افکار مثبت رو بهش نشون ميدم
باهاش حرف ميزنم
اما ایشون فقط دارن به حسرتاشون نگاه ميکنن
و صدایی هم جز صدای گریه ی خودشون نميشنون
انگار که دیوونه شده باشه دور از جونش
انگار داره تقلا ميکنه و داد و بیدادی راه انداخته که بیا و ببین
چطور بهش توجه کنم که آروم بگیره؟ چطوری نوازشش کنم که احساسم کنه؟ چطوری آرومش کنم؟چطور باهاش حرف بزنم که صدامو بشنوه؟ اگه یه لحظه بهم فرصت بده با صدای فوق ملایم و آرومي بهش ميگم دوستش دارم
یاد بگیریم که در زندگی دیگران دخالت نکنیم
 جوانی از رفیقش پرسید: کجا کار مي‌کنی ؟ گفت: پیش فلانی، پرسید ماهانه چند مي‌گیری ؟گفت: 5000 افغانی، باز پرسید: همه ا‌ش همين 5000؟ چطور زنده ‌ای تو؟ صاحب کار قدر تو را نمي‌ داند. این حقوق تو خیلی کم است !!!آن مرد با شنیدن سخنان دوستش آهسته آهسته از شغلش دلسرد شد و درخواست حقوق بیشتر کرد، صاحبکار هم قبول نکرد و اخراجش کرد قبلا وظیفه داشت، اما حالا بیکار است.
- زنی کودکی را به دنیا آورد ، زن دیگری گفت : به من
مهتاب کرامتی  نه فقط یک سلبریتی و یک بازیگر زن ایرانی بلکه سفیر مهربانی و چهره ای جهانی است. او زنی است که از شهرتش برای کارهای عام المنفعه و کمک به کودکان استفاده و حالا همين کارها هم شهرت او را بیشتر کرده‌ است.
 
مهتاب کرامتی سالهاست سفیر صلح و حسن نیت یونیسف است و حضور او در جشن برند معروف جورجیو آرمانی که برند پوشاک است جهانی شدن این سلبریتی ایرانی را به رخ کشید. 
 

ادامه مطلب
معنی گجت ( gadget )
 
ابزارک یا گجت (به انگلیسی: Gadget) به وسائل و تجهیزات فیزیکی کوچک و تازه‌اختراعی گفته ميشود که در آن‌ها فناوری نویی بکار رفته باشد و برای انجام کارهای مخصوصی بدرد بخورد. مانند
 
    تبلت    تلفن‌های هوشمند    دستگاه پخش ام‌پی۳    قوطی‌بازکن    مسواک الکتریکی    مخلوط‌کن    کف‌زن (The Clapper)    چاقوی چندکاره    موشواره بی‌سیم    پیچ‌گوشتی صوتی    چمن‌زن خودکار
 
البته ناگفته نماند ابزارک ( گجت gadget ) غیر فیزیکی هم داریم
معنی گجت ( gadget )
 
ابزارک یا گجت (به انگلیسی: Gadget) به وسائل و تجهیزات فیزیکی کوچک و تازه‌اختراعی گفته ميشود که در آن‌ها فناوری نویی بکار رفته باشد و برای انجام کارهای مخصوصی بدرد بخورد. مانند
 
    تبلت    تلفن‌های هوشمند    دستگاه پخش ام‌پی۳    قوطی‌بازکن    مسواک الکتریکی    مخلوط‌کن    کف‌زن (The Clapper)    چاقوی چندکاره    موشواره بی‌سیم    پیچ‌گوشتی صوتی    چمن‌زن خودکار
 
البته ناگفته نماند ابزارک ( گجت gadget ) غیر فیزیکی هم داریم
بسم الله
همه ما، بارها اولین چیزهای زندگی مان را تجربه کردیم، هر آدمي یک بار زندگی مي کند و در زندگی اش، همه اولی ها خاص مي شود. مهم نیست چند نفر قبل او رفته اند، خوانده اند، نوشته اند. برای او مي شود خاص! و گاهی خیلی خاص
مي خواهد اولین گریه، قدم، صدا، کلمه باشد،
یا اولین روز مدرسه، دوست، نمره بیست و جایزه.
نوع اولش را بقیه برایش ذوق دارند و بقیه اش را خودش، بیشتر حظ مي برد.
و حالا برایم این روزها،  اولین کتاب محقق شد.اولین کتابی که فیپا گرفت و
چند وقت پیش یکی پرسید ازم (یاد پستای اینستاگرام افتادم
به شخصه اعتقاد دارم به اینکه : 
کسی که بهشت را در زمين نیافته است ، در آسمان نیز نخواهد یافت !
اول اینکه جنبه روانی اش رو در نظر بگیرید ، اینکه هممون به یک شکلی در اومدیم که به خودمون اجازه لبخند هم نميدیم ، انگار با خودمون هم قهر کردیم .
 سوار تاکسی و مترو که ميشیم انگار همه با هم دعوا داریم ، باور کنید هممون رفتنی ام از این دنیا ، چطور دلمون مياد اینطوری زندگی و بگذرونیم ؟ تا زمانی که خودمون با هم خوب نباشیم ، چطور انتظار داریم زندگی خوبی در ا
به شخصه اعتقاد دارم به اینکه : 
کسی که بهشت را در زمين نیافته است ، در آسمان نیز نخواهد یافت !
اول اینکه جنبه روانی اش رو در نظر بگیرید ، اینکه هممون به یک شکلی در اومدیم که به خودمون اجازه لبخند هم نميدیم ، انگار با خودمون هم قهر کردیم .
 سوار تاکسی و مترو که ميشیم انگار همه با هم دعوا داریم ، باور کنید هممون رفتنی ام از این دنیا ، چطور دلمون مياد اینطوری زندگی و بگذرونیم ؟ تا زمانی که خودمون با هم خوب نباشیم ، چطور انتظار داریم زندگی خوبی در ا
دیگه حس و حال هیچ کاری رو ندارمگوشی رو برميدارم و تند تند اپلیکیشن هارو عوض ميکنمنميدونم با این حال روحی چطور ميشه ارشد خوند؟ چطور ميشه از پس این هفت خان رستم براومد؟کسی درکم نميکنه. همه نظریه های خودشونو دارن32 شیفت دارم ولی خاهرم همش ميکوبه تو سرم که سه روز آف بودم. با این سطح از درک خانوادم کاری از پیش نميبرم. نميدونم چطور ميشه یه گوشو در کرد یکی دروازه. کاش یکم سرکش بودم.مغز آقای دوست بیچاره رو سوراخ کردم. اونم همين روزا خسته ميکنم و ميره. ا
چطور مي توانم در اینستاگرام چند حساب مختلف داشته باشم ؟
به طور پیش فرض شما مي توانید در هر گوشی یکبار اپ اینستاگرام را نصب کرده و در یک برنامه اینستاگرام مي توانید 5 حساب کاربری مختلف داشته باشد.در واقع با هر گوشی مي توانید 5 حساب کاربری مختلف در اینستاگرام بسازید .
برای این منظور :
ادامه مطلب
ریا نباشه به هرچی فکر ميکنم بعد مدت کمي جوابش مياد جلو چشام خیلیم واضح و شفاف
فکر ميکردم چطور آدما یهو ازین رو به اون رو ميشن؟؟؟ چطور یهو اعتقادات و افکارشون ناگهان تغییر ميکنه؟؟
خیلی ساده اس کم کم هیچ کی یهو عوض نميشه و هرکیم عوض نشده معنیش این نیست که اگه شرایط براش مهیا بشه هم همونی که هست ميمونه!
سرزنش نکنید کسیو حتی تو دلتون اگه سرزنش کردین مطمئن باشین تا زنده این سرتون مياد
و مهمتر از همه چیز و همه کس فقط خداست
آدم نباید به خودش مغر
هو الحبیب

وقتی برای اولین بار پایم را مي‌گذارم خانه‌ی کسی، قبل از هر کجای دیگری مي‌روم سراغ کتابخانه‌ی او. چرا که در کتابخانه‌ی هر فرد، بهتر از هر کجای دیگر خانه، ميشود روحیات صاحبخانه را شناخت.
برای پیدا کردن دوست‌های جدید، از آن‌ها درباره‌ی کتاب‌های مورد علاقه‌شان مي‌پرسم؛ با اشتیاق مي‌پرسم فلان کتاب را خوانده‌ای؟ و امان از روزی که طرف مقابل نیز بگوید: آرههههههه خیلی قشنگ بود» دیگر نميشود جلوی ما را از حرف زدن درمورد کتا
آزمایشگاهی که من در آن عضوم، کار آماری انجام مي‌دهد. این که من در آمار چقدر ضعف دارم و چطور در این آزمایشگاه دوام آورده‌ام و چطور قرار است باز هم دوام بیاورم، خودش مسئله‌ی مهمي‌است، اما مهم‌تر از آن، رسیدن به این باور است که با اعداد  ارقام و فرمول‌های آماری و یک مشت توزیع نرمال و غیرنرمال مي‌توان خیلی چیزها را پیش‌بینی کرد. این در واقع یک جورهایی پیش‌نیاز محسوب ميشود. خب. واقعیت هم همين است. در همين مدتی که اینجا بوده‌ام، چندین مقال
 
مشاوره شغلی مرکز روانشناسی مهر پاسخ مي دهد : چطور کار دلخواهتان را پیدا کنید؟
مشاوران شغلی معتقدند کار شما در این دنیا در حد اعلای خود نمادی از هستی شماست. چیزی قدرتمند و نزدیک به مرکز وجودتان.اما شغل شما خود به خود فرصت انجام کار دلخواهتان را به شما نمي دهد.باید آن را مدیریت کنید. برای کسب مهارتهای لازم قدم بردارید و در کنار گسترش شغلتان داوطلبانه به کاری مشغول شوید که به کار آرمانی شما نزدیک تر است و به این صورت زندگی تان را به تعادل برسا
قصه کودکانه
داستان کودکانه
 
اگر کودک در خانواده داشته باشید و برای او کتاب جالبی بخوانید؛ متوجه خواهید شد که چندین بار از شما درخواست
مي‌کند که همان کتاب را برایش بخوانید. شاید بعضی وقت‌ها تکرار درخواست خواندن کتاب آن‌قدر زیاد شود که شما را
متعجب کند، این حالت در مورد دیدن فیلم‌های موردعلاقه‌ی کودکان نیز صدق مي‌کند.
 
چرا چنین اتفاقی مي‌افتد؟ وقتی‌که بیش‌تر دقیق مي‌شویم، مي‌بینیم هر بار که داستان را برای کودک مي‌خوانیم او به یک
ب
 
 ساعت ١٢ بود، خیلی خسته بودم،رفتم تو رخت خواب، هندزفری تو گوشم، پتو رو کشیدم سرم،موزیکم پلی شد! متن آهنگش خیلی به حال و هوام ميخورد! رفتم تو فکر.آخه چطور تونست؟چطور دلش اومد؟ چرا دروغ؟چرا هميشه فک ميکنم همه مثل خودم سادن؟اگه باز دیدمش و چیزی گفت چی؟ميدونم کلی حالم خراب ميشه و زبونم بند مياد یا بدتر بغضم ميگیره و اونقد صدام ميلرزه که اصلا نميتونم جوابشو اونطور که باید بدم! هرچند در حدی هم نیست که بخوام باهاش دهن به دهن بشم. اره همين خوبه به
 رضا راد» یا منصور
قیامت» مدیر کانال گیزميز» یکی از محبوب ترین کانال های تلگرام است که
حدود ۷۰۰ هزار مخاطب جمع کرده. اگر برایتان سوال است که زندگی یک مدیر
تلگرام چطور مي گذرد این مصاحبه را بخوانید.

عطیه همتی:
آقا داماد چه کاره هستند؟» مدیر یک کانال پرطرفدار در تلگرام هستند.»
احتمالا شما هم این دو جمله را بارها در شوخی های تلگرامي خوانده اید. اما
این دو جمله اصلا چیز غیرواقعی و عجیب و غریبی نیستند. این روزها مدیر
کانال تلگرام بودن
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها