این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

نتایج جستجو برای عبارت :

داستانای یی خوانوادگی

یادداشتای قبلی رو پیشنویس کردم
میخوام از نو شروع کنم
دارم به تغيير سبک فکر میکنم
 
تصمیم دارم ازین به بعد داستاناي کوتاه منتشر کنم
احتمالا هم مفیدتره هم اینکه باعث میشه بیشتر فک کنم
***********************************************************
از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون از 5نفر مختلفم با یه آی پی نظر دریافت کردم
نمیفهمم چرا این اتفاق افتاده فقط خیلی بهم برخورده.
اول میخواستم کلا وبلاگو حذف کنم
هرسه تاشونو
بعد دیدم درست نیست
هم من مخاطبامو دوس دارم هم اینکه او
سلام
یه ویدئو از ترنس مککنا Terence McKenna هست که میگه یکی از داستاناي مورد علاقه من توی انجیل، داستان توماس شکاک هست. (خودش موافق مسیحیت نیست ولی داستاناي توی انجیل بعضا چیزای جالبی اند)
داستان اینه که حضرت عیسی وقتی که به صلیب کشیده میشه، بعد چند روز برمیگرده پیش حواریون. همه بودن بجز توماس. چند وقت بعد توماس رو میبینن و میگن که نبودی که حضرت عیسی برگشته بود. میگه شماها مثل این که خیلی ازین سیگارايي که از لبنان اومده کشیدید و توهم زدید. همین شکش با
میخوام دستاتو بگیرمو ببرمت یه جای دورخیلی دور تر از زمین،تو یه ارتفاع خیلی زیاددستاتو میگیرمو میبرمت تا لبه کوهدستامونو محکم به هم فشار میدیم و به هم قول میدیم که تا آخرش باهم باشیم.زیر گوشم بهم میگی که نمیتونی بیشتر ازین رو لبه بمونی. تورو به خودم فشار میدمو بهت میگم که پیش منی و هیچ اتفاقی نمی افته:)ما کل روزو باهم سر میکنیم کنار اتیش میشینیمو واسه هم داستاناي ترسناک میگیمو تهش میخندیم.اونقدری میخندیم که اشکامون روی گونمون سرازیر میشه
دو هفته است تصمیم گرفته‌ام این فوق لیسانس لعنتی که دوسال وقت براش صرف کرده‌ام رو رها کنم و برم دنبال آینده‌ای نامعلوم. تو این مدت کتاب زبانای عزیزمو خریدم، یه مسافرت کوچولو رفتم و کلاس فوتوشاپ رو هم شروع کردم. همه‌ی کارايي که با وجود پروژه‌های سنگین دانشگاه فکر کردن بهشون غیر ممکن بود.
 قاعدتا الان باید خیلی خوش‌حال باشم ولی راستشو بخواین بیش‌تر ترسیده‌‌ام و یه روز درمیون هم پشیمون می‌شم.
شاید تصور کنید رها کردن درس یا کاری که دوستش ن
باز نصف شبی بین سکوت خوابگاه هوای نوشتن افتاد تو سرم
دفه پیش که داشتم می نوشتم سعی کردم حس خوبم رو تا جايي که میشه بنویسم
اما بعدش که مثل همه ی داستاناي دنباله دار زندگیم درگیر پیامد تصمیماتم بودم به این فکر کردم این موج خوب و بدی تا کجا ادامه داره؟
تو این مدت کم بیشتر از هر وقت دیگه این درگیر فرار بودم
فرار از خودم
فرار از فکر کردن
فرار از بقیه
ولی شنیدین میگن عشق و نفرت هر دو یه جور حس هستن
هر کدومشون که درگیرمونکنه باعثمیشه به اون موضوع خاص ب
کسی مجموعه ی پرسی جکسون و خدایان یونانو خونده؟
من اطلاعات پایه و علاقم به اساطیر رو مدیون ریک ریوردن، نویسنده ی این مجموعه، هستم. واقعا قابل تحسین هست که شخصی بتونه در چنین قالب هیجان انگیزی(فانتزی) یه عالمه اطلاعات سخت و اسمای ناشنیده و داستاناي متعدد رو تو مخ یه نوجوون فرو کنه:)
و اما آقای ریوردن اینجا متوقف نمیشه و وقایع نگاری کین رو هم منتشر میکنه. و اینبار اساطیر مصر هست که به صورت نوارهای ضبط شده از جانب یه خواهر و برادر، اطلاعات مهمو تو
|1| 
 
نمیدونم از کجا شروع کنم. بهتره از گذشته بگم : حدود 16، 17 سالگی وبلاگ داشتم
یه رفیقی داشتم وبلاگ زده بود و می گفت تبلیغات میذاره و کسب درآمد میکنه، از این تبلیغات بنری بود گوشه وبلاگا میزدن، اونم از اینا می گذاشت. 
اون موقع بلاگفا بود و کار کردن باهاش اینقدر ساده بود که هرکی گذرش می خورد دلش میخواد یه وبلاگی داشته باشه 
خلاصه منم یه وبلاگ زدم. خبرهای زرد از اینور و اونور می گرفتیم و پست می کردیم. رفیقم وب خودش داشت و منم وبلاگ خودم 
همه چی را
سلام ریحانه هستم 19 سالمه و ساکن اهواز هستم.
میشه گفت تا دوسال پیش من اعتقادی ب جن و روح نداشتم .
 
دختر عمه من از زمانی ک خونشون هفت تپه بود جن میدید یعنی خونشون جن داشت .من به شنیدن داستاناي ترسناک علاقه داشتم ولی اعتقاد نداشتم.خلاصه اینا دیگه میان اهواز و دخترعمه من همچنان یه سایه سیاه بلند رو میدید.وسایلش گم میشدیا پاشو میگرفتن ول میکردن یا یهو توصورتش میومدن.یه شب من رفتم خونه عمم شب موندم منو دختر عمم تا 3 صبح بیدار بودیم و حرف میزدیم .ک م
فکر میکنم اکثریتتون اسم این سریال رو شنیدین. ساخت نتفلیکس عه.اون قدر ک همه میگن نتونست منو مجزوب خودش کنه. اما درکل سریال خوبیه. مثلن ب اون حد از علاقه مندی نرسیدم ک ی شخصیت محبوب داشته باشم! همون کاپل اصلی سریال هنوز برام بیشتر از همه جذابن! 
بازی بچه ها ک شخصیت های اصلی این سریال حساب میشن فوق العاده اس. مخصوصا مایک و اِل (اسم بازیگر هارو نمیدونم.) فوق العاده اس. انگار تمام اون خوشحالی ها و خشم و هرچی ک هست رو واقعن میتونی تو صورت و رفتار اِل حس
ما آدما، دو گونه ایم. 
اونايي که رزومه قوی میسازن تا زندگی بهتری داشته باشن. 
اونايي که زندگی میکنن تا فقط رزومه بسازن.
اهمیت رزومه:
-رزومه یه وسیله منحصر به فردِ بازاریابی است. -رزومه مثه یه عکس فوریه که در کمترین زمان، شمارو به کارفرما معرفی میکنه. -شما نمیدونین که کارفرما چقدر مشتاقه که رزومه ی شمارو بخونه. -رزومه خودش یه منبع موثقی از اطلاعات شغلیه. -رزومه انعکاسِ نیاز ارزیابی کنندگان است.
اکثر ماها فکر می کنیم رزومه نویسی کاری ساده و جزئیه
الف.
 سلام.
  هرکاری رو که دوست داشته باشی، اعتیاد خودش رو داره، پنج-شیش سال قبل اعتیاد قایق کاغذی ساختن گرفتم، اون هم به شدّت خیلی زیادی. همیشه دست‌م می‌جنبید. ناراحت که می‌شدم قایق درست می‌کردم، خوشحال که می‌شدم قایق درست می‌کردم، گریه می‌کردم و قایق درست می‌کردم، می‌خندیدم و قایق درست می‌کردم، هی قایق، قایق، قایق. اون‌قدر قایق درست می‌کردم که هم‌کلاسی‌هام می‌گفتن من توی قایقا شنا می‌کنم.
  یه روزی، پینت ویندوز رو باز کردم و شرو
یک ایده عالی بود برای شروع.اونم تو ایران،که داستاناي اینجوری توی تئاتر کم پیدا میشه.باشه من نویسنده ام ولی هنوز سبکا رو نمیشناسم!!خداوندگارا!من دیگه چجور نویسنده ای هستم؟خب فقط اسمشو بلد نیستم!خب اینجوری توصیفش میکنم:یه غروب خیلی غم انگیز با یه صحنه ی خیلی معمولی که آدمو یاد فیلمای خارجی سال 1900 به اینور میندازه.یه شهر افسرده و دودگرفته مثل اون توصیفای کتاب تاریخ از انقلاب صنعتی اروپا.بر عکس خونه های ایرانی که پره از نقش و نگار و سلیقه وسو
سلام امیر هستم  24 ساله از ایران.من عاشق سکس خانوادگی بخصوص سکس با مامی هستم ولی امروز می خوام از اولین سکس خودم بگم.
اولین سکس من با یه زن 37 ساله بود .از دوستای مامانم بود اکثرا بعدی که کارش تمام میشد سر راهش میومد خونه ما یه سری هم به مامانم بزنه.من سیما جون صداش میزدم و همیشه دوست داشتم یه بار خودمو خودش تنها تو خونه باشیم اخه خیلی اهل شوخی بود بر خلاف مامان من که سعی می کرد سنگین باشه.این سیما حانوم ما دو تا بچه داشت یکی 9 ساله یکی دیگه هم 12سال
پارت37((امیر))_سروان ینی الان خانواده منم در خطرن ؟؟_شاید نمیدونم پرونده نداره اینجا ادم ترسناکی هم نیست ولی امکانش هست_خدا لعنتش کنه.((رهام))از حرف امیر تعجب کردم که این مصیبت ها میتونه زیر سره یه همچین ادمی باشهاصلا بهش نمیخورد که یه گرگی پشت اون نقاب مظلومش باشه یعنی همش درحد یه حرف بود یه رفاقت پلاستیکی ولی همه ی اینا به کنار چرا یه همچین بلايي باید سره امیر و خانوادش بیاره چرا باید دشمنی کنه؟با ضرب از جام بلند شدم با اسمی که امیر پشت تلف
پارت37((امیر))_سروان ینی الان خانواده منم در خطرن ؟؟_شاید نمیدونم پرونده نداره اینجا ادم ترسناکی هم نیست ولی امکانش هست_خدا لعنتش کنه.((رهام))از حرف امیر تعجب کردم که این مصیبت ها میتونه زیر سره یه همچین ادمی باشهاصلا بهش نمیخورد که یه گرگی پشت اون نقاب مظلومش باشه یعنی همش درحد یه حرف بود یه رفاقت پلاستیکی ولی همه ی اینا به کنار چرا یه همچین بلايي باید سره امیر و خانوادش بیاره چرا باید دشمنی کنه؟با ضرب از جام بلند شدم با اسمی که امیر پشت تلف
چند روز دیگه اولین سالگرد ازدواجمون میرسه.دوست ندارم روز سالگردمون این حالم باشه.تا رو کاغذ نیارم نمیتونم بفهمم کجا رد دادم. کجا خسته شدم. کجا نشستم زمین.عروسی عالی برگزار شد و بعدش ما رفتیم ماه عسل.
خیلی خوش گذشت. دو روز آخر سفر بود خبر مریضی د رو گرفتیم. برگشتیم . من ترم جدیدم شروع شده بود و موندم تهران.یه هفته هايي من برمیگشتم و یه هفته هايي همسفر میومد.
سخت میگذشت؟آره.هرهفته پروژه.شب بیداری.تنهايي.بی غذايي.خستگی و کلافگی.یادمه اون روزام گ
چگونه از فلاش استدیويي  استفاده کنیم؟
آیا می خواهید با فلاش های استدويي کار کنید؟در این مقاله به شما توضیح می دهیم که فلاش چیست و چگونه عکاسان حرفه ای از آن استفاده می کنند.
فلاش عکاسی چیست ؟
فلاش های عکاسی در گذشته توسط عکاسان حرفه ای استفاده می شدند.اما امروزه با خرید یک کیت فلاش چتری به آسانی و با مقرون به صرفه ترین قیمت می توانید تمامی اقلام لازم برای عکاسی با فلاش استدیويي را تهیه نماييد.در ادامه ی این مقاله به طور خلاصه کاربرد و نحوه ی ک
دیروز مامانم فهمید که داستان مینویسم. صداش گرفتو آروم گفت
:چقدر گفتم بشین داستاناي مادربزگت رو بنویس. حالام که نیست و .» - صدای آهی که
از درون کشید منو خورد کرد . مِن مِن کردم و سعی کردم چیزی بگم:
گفتم آخه مامان،  اون که از هر دری سخن میگفت و از اوج یک داستان
مثبت هیجزده می­پرید توی شعری درباره ی اینکه اولاد وفا ندارن. آخرش، ما پی نخود
سیاه بودیمو شما یواشکی پیازا رو میریختین تو خورش.
نمیگم نمیشد با داستانهای مادربزرگ کاری کرد، و البته­که من
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

پنجره زرد الله وآیات khalijcompany گردشگری با بلیط هواپیما Hcvert کسب درآمد از طریق اینترنت و دنیای ارز های دیجیتال ترجمه متن افرا رام بهترین باربری برای اسباب کشی در تهران