نتایج جستجو برای عبارت :

خیلی‌خوب‌است

این روزا درباره خیلی چیزا میتونم بنویسم منظورم اینه یه چیزای جدیدی كه تجربه كردم خوندم دیدم و. ولی اونا مهم نیستنمهم اینه دارم سعیمو می كنم نگاهم به زندگی درست شهواصبر علی طاعة اللهصبر صبر وصبرطاعت خدا هم ففط به نماز وروزه نیست به خیلی چیزاست خیلی چیزاهر وقت خیلی ناراحت شدی خوب فكر كن خوب تا آروم شی به خدا باید پناه برد واز خودش كمك خواست خدایا می دونی تو دلم چه خبره چه ترسی تو وجودمه چه غمی بر دلمه سنگین قد یه كوه ولی تو باش تا راه
خیلی بهم ریختم امشب.خیلی.ولی خوبم الان.حالم بهتره.+گاهی وقتا یه حرفایی هرچقدر هم كه ساده باشه بدجور دل ادم میشكنه.خیلی دلم شكست امشب.اشك تو چشام جمع شد.ولی با وجود همه اینا یه خوبی كه وجود داشت این وسط این بودش كه دیگه مُرد واسه من.+امشب ارزو كردم واسه همیشه دور شم از این شهر.اونقدر دور شم كه دست هیچكس بهم نرسه. 
حوصله وتوان نوشتن خیلی چیزا رو ندارم هر چند خیلی خیلی كم حرف می زنیم ولی گاهی حس می كنم عمیقا ناراحت میشه از جواب دادنم اما چیزی نمیگه هر چند یكی دوباری شایدم بیشتر گفته ولی خب بنام از اولش بر صداقت بوده میدونم صداقت با رك گویی كه ناراحت كننده اس كمی متفاوتهخودشم میگه اونقدری كه من تو رو دوس دارم حس می كنم تو دوسم نداری فهیم میگه برای مردا خیلی سخته ابراز محبت كنن ولی جوابی دریافت نكنن دیشب آبجی بهم می گفت اگر واقعا فكر می كنی نمی تون
از بیرون اومدم ماسك موهامو گذاشتم منتظرم تایمش تموم شه برم دوش بگیرم.تازه رسیدم خونه.اومدم تو اتاقم در بستم كه صدای هیچكس نشنوم.خیلی ناراحت شدم امشب.خیلی زیاد.دلم به حال خودم سوخت كه باید همچین وضعیتی رو تحمل كنم.خیلی خسته ام از این وضعیت.ولی میدونم میگذره تموم میشه راحت میشم از همه این سختی ها.دختر خالم سالها قبل یه حرفی زد كه هنوز تو ذهنمه.اونشبی كه این حرف زد با خودم فكر كردم مگه میشه ادم همچین حسی داشته باشه؟ اصن امكان ندارهول
بالاخره بعد دوساعت گریه كردن و با سه تا ادم مختلف حرف زدن تونستم به خودم بیام الان دیگه بهش فك نمیكنم اولش كه با زهرا حرف زدم خیلی خودمو كنترل كردم ولی نشد بعدش فائزه زنگ بیست دیقه هم لا اون گریه كردم بعدش شفق پی ام داد ی ی ساعتم با اون حرف زدم گریه كردم گفت كه میاد پیشم گفتم نه نیاد  خیلی باهام حرف زد از خواب بیدارش كردم ولی چون حالم بد بود هیچی نگفت خیلی اروم شدم الان ارومم حالمم خوبه بریم كه به زندگیمون ادامه بدین اصن گور بابای همچی
اون موقعه ها تاكسی نوشته های پنجشنبه های سروش صحت ومی زاشتم چند تا از داستاناشو خیلی دوسش داشتم خیلی زیاد اون پیرمرده كه هر چهارشنبه از یه مسیر می رفت تا دختره رو ببینه یا اون كه می خواست بمیره ومی گفت دیگه زمستونو نمی بینه. 
ﻧﻪ ﻣﺴﺘﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﮐﻔﺮ ﺍﺳﺖﻧﻪ ﺟﺎﻧﻤﺎﺯ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﯾﻨﺪﺍﺭﯼﻧﻪ ﭘﺎﮐﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﮐﯽ ﺍﺯ ﻣﺴﺘﯽﻧﻪ ﻣﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺩﻭﺭﻭﯾﯽﻧﻪ ﻣﻮﯾﯽ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﻫﺮﺯﮔﯽ،❤️ﻧﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﻗﺪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﭘﺎﮐﯽﻫﺮ ﮐﺲ ﻫﺮ ﺁﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺒﻮﯾﺪ ﻧﻪ ﺁﻧﮑﻪ ﻇﺎﻫﺮﺵ ﮔﻮﯾﺪﻧﻪ ﻣﺪﺍﻓﻊ ﺑﺪﯼ ﺑﺎﺵ ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﻓﮑﺮ ﺗﺪﻓﯿﻦ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺎﺭ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ . خیلی سخته اما خب❤️خیلی متنش قشنگه
لباس نامزدی میتونه یكی از چالش بر انگیز ترین انتخاب لباس ها برای عروس های عزیز باشه. این مراسم قبل از ازدواج مراسم خیلی مهمیه چون عروس رو به خونواده ی همسر معرفی میكنه و از این جهت مهمه كه هم خیلی خوش سلیقه و هم خیلی شیك و هم خیلی با وقار به نظر برسیم.
این لباس باید بر اساس تجملی بودن مراسم نامزدی انتخاب بشه و به اندازه ی اون لباس باید ساده تر یا پر كار تر دوخته بشه. اندازه ی پوشیدگی لباس به سلیقه ی خود عروس هست كه چه مدلی رو دوست داره. من چند مدل
همیشه خسته ام،خسته.ورزش هم كه تعطیل و بدنم كرخت هست و چند تا مریضی پشت هم امونم رو بریده.خستگی نمیذاره خیلی با نفسم بازی كنم.بازی میخواد،ازم میخواد كتاب چشم قلمبه ای ها رو براش بخونم.بدو بدو كنم اونم خیلی.اما من تا یه حدی میتونم و میكشم و بعدش میبرم.جوونی كجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟41 سالم شده.ای بابامن برم جمع كنم برم طالقان یه ذره بخوابم.
شاید منظوری نداشت.شایدم داشت.نمیدونم.ولی اونقدر ناراحت شدم ازش که کلی گریه کردم.سرم درد میکنه.+میدونی؟ ما خیلی وقته فراموش شدیم.خیلی وقته دیگه اهمیتی نداریم.خیلی وقته که دیگه اولویت نیستیم.من طاقت هیچکدوم از این رفتارا رو ندارم به خاطر همینم امشب گریه کردم.دلم خیلی شکسته.حالم بهم میخوره از خودم و این زندگی.امشب به تموم شدن زندگیم فکر کردم.فکر کردم کاش اونقدر جرات داشتم که میتونستم.خیلی خسته ام.
امیر علی اینا تا اواسط مهر جابجا میشن دارن میرن بندر طفلكی باباش خیلی تو فشاره مادرش از اونور حالش بده مستاجر بندرشون خونه رو خالی نمی كنه اینم در رفت وآمد میناب كرمان وزاهدانه دیشب مامان رفته بود خونشون یعنی می گفت دلم آتیش گرفته خستگی از سر وروش می بارید خیلی خسته ان بیماری مادرش داغونشون كرده. هنوز نرفتن دلتنگشونیم. امیر از الان میگه بندر اومدین باید به ما بیایید سر بزنیدااااچه زود گذشت وقتی اومدن امیر خیلی كوچیك بود هنوز مدرسه هم
طبق یه عادت قدیمی كه به بیشتر از ده سال پیش برمیگرده بعضی شبها قبل خواب وبلاگهای بروز شده بلاگفا رو میخونم .اونقدر حس خاصی واسم داره كه نمیتونم توصیحش بدم اصلا خیلی وقته كه با حرفام نمیتونم احساسمو شرح بدم یه جورایی حوصلشو ندارم توی خیلی از وبلاگهای بروز شده كسایی رو میبینم كه از جداییشون مینویسن با رنج و درد شدید كاش میدونستن این روزها و این دعا كردن ها و این غمگین بودنها میگذره و چند سال دیگه  این روزها واسشون مسخره هست همین روزایی ك
میدونی اگه تموم زنبورای دنیا نیشت بزنن حقته چون تو خیلی گلی !  نمیخوام به جزمن دوست دار دیگری باشی نمیخواهم برایلحظه ای حتی به فكر دیگری باشی نمیخواهم صفای خنده ات را دیگری ببیندنمیخواهم كسی نامش،برلبهای توبنشیند نمیخواهم به غیرازمن بگیرد دست تودستینمیخواهم كسی یارت شوددرراه این هستی ! هواشناسی طی 24 ساعت گذشته اعلام کرد :. . . اینجا یه نفر خیلی دلش هواتو کرده همه چی پیدا میشه
 شروع مادر شهید:كار لوله كشی آب روستا كه پایان یافت، خیالش خیلی راحت شد. اما من دیدم مدتی است خیلی این بچه توی فكر می رود، خیلی نگران است. یك روز از پدرش پرسید: بابا، شما برای آینده من فكری دارید؟ پدرش نگاهی به مهدی انداخت و جواب داد: فكر كردن نداره، حالا كه به سلامتی دیپلم گرفتی، یا برو دانشگاه، یا برو خدمت سربازی. خودت باید تصمیم بگیری پسر جان. 
* پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش بود که می توانست به او کمک کند که او هم در زندان بود .
 
پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
 
"پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم،  چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت.   من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ا
با خودم تصمیم گرفتم اگه میخوام تو رابطه باهاش بمونم بایدخودم و واسه خیلی چیزااماده كنم:)اینجا با خودم قرار میذارم تو نمیذاری این ادم بهت دست بزنه یكتا براش چهارچوب مشخص كردی پس ممكنه بهت خیانت كنه چون شرایط زندگیش باتوفرق داره حق نداری گله كنی حق نداری زار بزنی:)ممكنه یه روزی یه جایی همه چی بهم بخوره امادگیشو داشته باش به نبودش فكركن تاعادت كنی بهش:)كلا این ادم وجدی نگیر خیلی به اینده باهاش فكرنكن رویانسازخیال پردازنباش:)ممكنه یه روز از ایر
یه چند وقتیه پرخاشگر شدم اونم نه یکم خیلی خیلی زیاد مخصوصا از وقتی اومدیم مسافرت همش دارم به مامان می پرم اوج فاجعه هم دیروز بود که جلو خاله و مامان جون کلی داد و بیداد کردم سرش بعدشم خودم خیلی ناراحت میشما ولی خب دیگه اون لحظه گذشته و فایده نداره مخصوصا از وقتی یه سری چیزا فهمیدم بدتر بهم ریختم خدا خودش به خیر بگذرونه فقط شکلات تلخ الان یه کوه آتش فشانه که با کوچیک ترین تلنگری فوران میکنه خلاصه که حال دلم خوب نیس   پی نوشت : این پست و عصر
مریضم.سه هفته س مریضم و دل درد و حالت تهوع و غیره دارم .غذا هم هیچی.سمیر میگه حامله شدی.خدا روشكر.خدا رو شكربهراد یه هفته س رفته سركار.كارش توی مترو تهران است.توكل به خدابعد از ماهها دوباره موزیك گوش میدمتنوع موزیكهام هم باحاله،سیاوش قمیشی و محسن چاووشی.شایدم زند وكیلی.تمامآخر هفته ها میریم طالقان و جمعه بعدظهر میریم مهرآباد خونه بابام .شبش هم جنازه میرسیم خونه.ببین چیه كه توی هفته استراحت میكنم.طالقان هم همیشه كار واسه انج
خیلی از زن‌ها یی كه احساس می‌كنند واژن آنها دچار كشیدگی و گشادی شده ، اذعان می‌كنند كه دچار ریزش ادرار هم هستند ، خصوصاٌ در زمان‌هایی كه می‌خندند یا قلقلك می‌شوند و یا عطسه می‌كنند.
 
متاسفانه خیلی از زن‌ها هستند كه این امر باعث نگرانی آنها می شود و مشخصاٌ زمانی‌كه چندین بار زایمان كرده باشند. پزشكان اصلاٌ جا نمی خورند وقتی كه می‌شنوند شما نگران چنین مشكلی هستید. در نتیجه این كاملاٌ منطقی می باشد كه شما مشكلتان را در
من خیلی بد عصبی میشم ! و بدتر از اون اینكه دیگ فرصت به توضیح به طرف نمیدم ! یا كه فرار میكنم ازش . انقدر دور میشم كه حتی سایه امم نبینه !! میدونی ! خسته ام . كلافه ام . دلم گرفته . دور برم ادمای زیادی هستنا ولی هیچ كدوم ارامش نمیدن دلم نمیخواد درد و دل كنم باهاشونكاشكی بلیط جورشه من بزارم برم راحت شم :(((((
یادمه یكی بهم میگفت تو خیلی صبوری هر كی دیگه ای بود اینطوری ریكشن نشون نمیداد یادمه همون ادم كاری كرد كه خرد شدم اما بازم صبور بودم مثه خودش نتونستم رفتار كنم یادمه وقتی عذر خواهی كرد ازم بابت هر چیزی كه سرم اورده بود وقتی منتظر كلمه ی بخشیدم بود حرفی نزدم تنها ادمی كه هنوز نبخشیدم همون ادمه ادم كینه ای نیستم ولی نمیتونم ببخشمش یادمه ی نَفَر دیگه هم میگفت هر اتفاقی كه بیوفته من فقط تو رو باور دارم یادمه اونم گذاشتو رفت باورت نداشت به من همون
 
   
چگونه می توانم رتبه برتر كنكور شوم؟
چگونه رتبه برتر كنكور شویم؟
چگونه رتبه تك رقمی و دو رقمی كنكور شویم؟
چگونه میتوانم رتبه برتر كنكور سراسری شومهر ساله خیلی از داوطلبان كنكور سراسری با آرزوی رتبه برتر شدن در كنكور سراسری مطالعه خود را آغاز می كنند و اما ناگهان وسط راه عشق و علاقه خود را از یاد می برند و سرگرم روزمرگی ها و خوشی های گذرا می شوند و آخرشم میگن “ایشالله سال بعد!

 
كسی كه آرزوی رتبه برتر شدن رو تو سرش داره باید
یه كوچولو خسته ام و نایی ندارماز صبح آبفای كشور و دارایی سعادت آباد و گود پاسداران دنبال پولم و گود محسن ص و بعدش شركت بودم و خیلی خسته ام.فردا صبح میرم زنجان.4 صبح باید پاشم و برم ترمینال غرب.یه جوری شدم.یه جوری كه خودمو نمیشناسم.خدایا به امیدت. 
هیچ چیزی مثل صدا نمی تونه ماندگار باشه تصویر خیلی زود محو وپاك میشه اما صدا نهبرای من یكی از زیباترین وخواستنی ترین خواستنی ها صدا بودهشنیدن وگوش كردن به صداهایی كه دوس دارم می تونه صدای یك انسان خاص باشهصدای آب باشهو دلم برای شنیدن لك زده 
دیروز باید شمواد رو رد میگردم و میرفتم رو شپلی.گاف دادم،امروز توی منفی مطلق دادم رفت و بعد كه برگشت خرید زدم .15 درصد حداقل ضرر بودخیلی اشتباه بزرگی كردم.دورم شلوغ بود ،حرف و سر و صدا و تمركز بر فنا  رفت و این اشتباه رو كردم.راه برگشتی نیست و تمام.چه روزی بود امروز.خسته ام و كلافهتوكل به خدا. 
سالها دویدم و غرق ریختم و با همه چیز ساختم ، سالها دل به خیلی چیزها خوش كردم . سالها پیش همه خوش نام بودم و با احترام دیگه هیچ واسم مهم نیست و هیچ ارزویی ندارم جز اینكه این روزها و تا وقتی فرصت هست از غم و غصه مادرم كم كنم دلم میخواد روزای خوش هم ببینه   
نمیدونم چرا یهو هس ریزش بهم دست میده ! یهو دلم میگیره نمیفهمم برا چی برا كی ؟ یهو حس دلتنگی عمیق بهم دست میده. انگاری دنبال یه چیزیم پیداش نمیكنم یا ازم خیلی دوره . نمیفهمم این حالمو ! ولی خوبیش به اینكه میگذره:))))+ كارا داشت خوب پیش میرفت گفتم اخر هفته میرم تهران حالا باز امروز فهمیدم نه خیر ! هنوز كار داره :)))+ مهدی رو دیدم دیروز ! اومده بود برا چهلم مامان بزرگش . دیگ انقدكه من بد قولی كردم نتونستم برم تهران اخر سر خودش اومد :))))) شاید باهم برگردی
در چند جمله كوتاه میتوان گفت، سیاهچاله ناحیه ای از فضاست كه مقدار بسیار زیادی جرم در آن تمركز یافته و هیچ شیئی نمی تواند از میدان جاذبه آن خارج شود.از آنجا كه بهترین تیوری جاذبه در حال حاضر تیوری نسبیت عام انیشتن است،در مورد سیاهچاله و جزییاتش باید طبق این تیوری تحقیق و نتیجه گیری كنیم. ابتدا از مفهوم جاذبه و شرایط ساده تر آغاز می كنیم. فرض كنید روی سطح یك سیاره ایستاده اید. یك سنگ را به سمت بالا پرتاب می كنید. با فرض اینكه آن را خیلی خیلی محكم
خب خب اومدم ی پست بزارم از این چند روز هی میخواستم بیام وقت نمیشد یا حوصله نداشتم بنویسم:دوشنبه رفتم بیرون خواهرمو رسوندیم كلاس دیگه بعدش با مامان رفتیم خرید اصولا من خیلی راحت خرید میكنم رفتیم توی مغازه از ی صندل خوشم اومد چندتا رنگ داشت مشكیش قشنگ رفتم پوشیدمش خریدمش خیلیم راحت
 سلام دوستان من، حالتان خوبست ؟ امروز یكی از بهترین روز های زندگیم استخوب است كه دیروز سایتمراتماشا كردیدمن امروز میخواهم  دوچرخه ام را ببرم تعمییر كنمهواهم خیلی خوبهاسباب بازی ها راچیدم ولی هنوز مشتری نیومدهحالا هم براتون یه عكس از كوچیكتریام میزارم ببینید 
عنوان مطلب نتیجه حرفایی هس كه میخوام بهتون بگم ! مهدی و مهرداد پسر خاله منن باهم 5-4 سال اختلاف سنی داریم ، برادر ها هم یك سال تفاوت سنی دارناز بچگی پدر مادر اینا خیلی بهشون افتخار میكردن خیلی پزشون رو میدادن . از لحاظ درسی همیشه عالی بودن و میگفتن كارنامه هاشون بیسته شاگرد اول كلاسن . یكی تیزهوشان و اون یكی نمونه درس میخوند . به اولی از بچگی میگفتن دكتر به دومی میگفتن مهندس :) بزرگ شدن هم همون شدن ! كلا اینا خیلی برای من جالب بودن ! میگفتم خدا
تو یه فرصت مناسب با مهندسه حرف زدم اینم نا خوداگاه شروع كرد داستان زندگیشو گف . میگف بچه های كلاس ما خیلی شیطون بودن خیلی شلوغی میكردیم ولی درس هم میخوندیم و یه طور شیطونی مثبتی داشتیم و با بازی درس میخوندیم و همه چی عالی بود. میگف برنامه ریزی و روش در خوندن درس هارو از داداشم یاد گرفتم و خودم برنامه چیدم و اجرا كردم . كنارش ازمون هم میدادم . اضافه كرد چون به زبان علاقه داشتم زبان رو هم به طور جدی كنارش میخوندم . اخرش گف سال چهارم پیش دانشگاه
زمان مدرسه یه رفیق داشتم كه واقعادخترخوبی بودمیگفت همیشه یه جاتودلت براخودت نگه دار.حرفای درستی میكفت
میگفت هیچوقت همه چیتوواسه كسی نزارمثلاخانوادت ممكنه یهوازدستشون بدی ونتونی زندگی كنی مثلاهمكارت مهمونت همسایت چون یروزممكنه بگه میخواستی نكنی .ومثالای مشابه.
یه جاتوزندگی براخودتون گذاشتین؟!بنظرتون اونایی ك خودشونویادشون رفته توزندگی وفقط غصشومیخورن چیكاركنن.
اگه هنوزهمه چیتوپای كسی نزاشتی خیلی مراقب باشســـــــــ ــــــ ـــ
سلامخیلی خوشحالم تونستم بیام بجمع شما وبلاگ نویسانمن هنوز هیچی بلد نیستمولی از بابام خواستم هرچیبگم بنویسهان هم قبول كردازش می خواهم برای اولین كار عكس دادشمو بزاره تو وبلاگمراستی دستتون دردنكنه كه به من سرمیزنیدعنوان 
.
امشب بعد مدتها رفتم اونجا :) نمیدونم چرا ولی محیطش به شدت دلگیر شده بود شاید به خاطر درخت نارنج بزرگ و سرسبز وسط حیاط بود كه گرمای افتاب كاملا  سوخته بودش و كج شده بود.یا به خاطر ساكت بودن اون خونه بود.شایدم به خاطر بازسازی های اخیرش بود كه دیگه حس و حال اون روزهای بچگیمونو نداشت :) بچه كه بودم همیشه ارزوم بود زودتر  عصر پنجشنبه بشه و بریم اونجا و تو حیاطش خاك بازی كنم یا با سنگ های خوشگلی كه اون حیاط داشت خونه درست كنم :) وقتایی كه میرفتم اونج
من با اینكه كنكور ندادم و امسال بعد پنج سال اولین سالمه كنكور میدم ولی شرایط یك كنكوری  رو همون سال اول كنكور درك كردم و سختی هاشو چشیدم ! حقیقت اینه این مسیر خیلی طولانیه و شما باید خیلی تلاش كنین . یك سال باید از همه چی بزنین و فقط حواستون پی درس باشه سال كنكور سالیه ك اینده شمارو مشخص میكنه .و یادت باشه خودت تعیین میكنی سال بعد همین موقعه كجا باشی و چی صدات كنن ! همه چی كنكور نیس و زندگی خیلی چیزا داره ! اره اینو قبول دارم ولی همونطور كه میگن
اینجاگذرگاه هیچ غریبه ای نیست
همه اونایی ك سری میزدم رفتن
وموندن دونه درشت های رفاقت.رفاقت هایی كه خیلی باارزش هستند
سلام داداش عباس والهه جان وهررفیق دیگری.كه هنوزیادش نرفته وبلاگ خودشو.
خوبید؟
عزاداریاتون قبول باشه
برای مرده هاطلب بخشش نكنیداونهاازمابه خدانزدیكترند
برای زنده هادعاكنید
برای كسایی كه هرروزبارهامیمیرند
برای روح زنده هاهم طلب ارامش كنید
برای اونهایی كه ن این دنیاونه اون دنیاارامش توسرنوشتشون نبود
دعاكنید
دعاكنیدبرای
چگونه دل شوهر را بدست آوریم
در زندگی مشترك خود اگر بتوانید همسرتان را درك كنید و رفتار محترمانه ای را با او داشته باشید این قول را به شما می دهم كه خوشبختی از آن شماست - گوارای وجود - در ضمن زندگیتان خیلی زیبا و شیرین میشود.
 
 
 
حالا این چند توصیه را بخوان و در زندگی مشتركت به كار ببر:روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم؛ هر فردی ممكن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشكار كردن و بزرگ جلوه دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد كدورت می شود.راه های
سلام خوبین خبری نیست ازتون
زندگی من خیلی تغیر کرده اصلا همه چی عوض شده خیلی هاگرگ شدن خیلی ها بد شدن
خود من رفیقم رو که وضع مالی خوب نداشت رو انقدر مسخره کردم و تحقیر شد حالا وضعشون داره تغیر میکنه ولی من گره افتاده به کارم تازه دارم خیلی چیز ها رو میفهمم 
E.A:خودت رو باور داشته باش
زمان برام گنگه؛ روز و شب نمی‌شناسم.آدما رو نمیشناسمخودم رو از دست دادم.حس میکنم خودمو پرت کردم ته به قبر!خیلی به خودم بد کردم؛خیلی.گم شدم. یه نفر که وسط شلوغیه؛ اینور اونور میره و خیلی عادیه؛ خیلی عادی!اونم که یه آدمه مثل بقیه،اون منم.عادیِ عادیِ عادیم!من گم شده؛ نه توی شلوغی!من توی من گم شده!
 
 
بچه ها لطفا همگی خیلی سریع به به تمامی اعضای بی تی اس
خود گروه
توی بازیگرا به تهیونگ
اینجا رای بدین
خیلیییییییییییییی
مهههههههههم
خخخخخخخخخخخخخخییییییییییییییییییییییییییییللللللللللللللللللللللللللللللللیییییییییییییییییییییییییییی
مممممممممممممممممممممممممممههههههههههههههههههههمممممممممممممممممممم
تو رو خدا رای بدین خیلی خیلی خیلی عقبیم
 
برید اینجا تو رو خدااااااااااااااااا
https://namesns.com/m/entertainer/rank_list.html
 
 
 
 
بچه ها لطفا همگی خیلی سریع به به تمامی اعضای بی تی اس
خود گروه
توی بازیگرا به تهیونگ
اینجا رای بدین
خیلیییییییییییییی
مهههههههههم
خخخخخخخخخخخخخخییییییییییییییییییییییییییییللللللللللللللللللللللللللللللللیییییییییییییییییییییییییییی
مممممممممممممممممممممممممممههههههههههههههههههههمممممممممممممممممممم
تو رو خدا رای بدین خیلی خیلی خیلی عقبیم
 
برید اینجا تو رو خدااااااااااااااااا
https://namesns.com/m/entertainer/rank_list.html
 
 
امروز ک اسمس هاشو با اون زنه دیدم ، اولا ک بغض کل وجودم رو گرف ، دوماً دلم برااااش خیلی خیلییی سوووخت. بعد فهمیدم چقد دوسش دارم.فهمیدم چقد برام عزیزه.فهمیدم نمیخوام از دستش بدم.نمیخوام اذیتش کنم.خیلی برام ارزش داره خیلی خیلیحتی اینو مینویسم گریم گرفته.#ابی
امروز ک اسمس هاشو با اون زنه دیدم ، اولا ک بغض کل وجودم رو گرف ، دوماً دلم برااااش خیلی خیلییی سوووخت. بعد فهمیدم چقد دوسش دارم.فهمیدم چقد برام عزیزه.فهمیدم نمیخوام از دستش بدم.نمیخوام اذیتش کنم.خیلی برام ارزش داره خیلی خیلیحتی اینو مینویسم گریم گرفته.#ابی
امروز بالاخره اولین قرار وبلاگیم رو رفتم و یه دوست خیلی خوب رو ملاقات کردم.
خیلی خیلی خیلی خوش گذشت و کلی ذوق کردم*__*
کل دانشکده و دانشگاهش رو نشونم داد و من یه عالمه انگیزه گرفتم واسه درس خوندن.
انقدرخوشحال وذوق زدم که نمیدونم چجور باید بنویسمش،فقط می نویسم تاشیرینیش برای همیشه برام موندگار بشه.
ممنون دوست جونم:*
+آقا برید دوستای وبلاگیتون رو ببینید، خیلی خوووووووبه:-P 
امروز . به حرف نیلو گوش دادم و م.چ. حرفاش واقعا به دلم نشست. بعد پیاده رفتم تا خود واترسون. رفتم کافه طبقه بالا یه جور خاص چایی گرفتم و تا ۷ شب کار کردم و اخر چند بار امدن بیرونم کردن. بعد رفتم مغازه اپل تا ۸ که ببندن. بعد رفتم باشگاه . بعد امدم خونه. تو این وسط هم با خیلی ها حرف زدم. نیلو می گه . لوزر هست. من چی بگم. هیچی. الان خیلی خوابم می یاد. خیلی خیلی زیاد.
دیروز شنبه ای یهو كمرم گرفت.و بعدش درد شكمرفتم پیش دكتر شركت،طرف هیچی حالیش نبود زنیكهاز 10 تا 12.30 علافمون كرد و درد كشیدم و بعدش گفت من نمیتون كاری بكم و برو درمانگاهرفتم بیمارستان ایرانمهر و سریع یه آمپول زدن و سرم.خوابیدم،خیلی لذت داشت خواب .یك ساعتی خوابیدم .هنوز مزه ش زیر زبونمه.بیدار شدم نمونه گرفتن و سونوگرافی كردن.یه سنگ 8 میلیمتری جاخوش كرده و تكون میخوره منو میتركونهدیروز هم یه سنگ رد دادم و اثراتش رو هنوز دارم.بابا خدابیامر
از اون سریال های می که اگه نبینینش از دستتون رفته، من که خیلی خیلی خوشم اومد و باید امیدوار باشم که فصل پنجمی هم داشته باشه، سرچ که کردم ریلیز دیتی برای فصل پنجش نیافتم. کلا خیلی از سریال های کارآگاهی خوشم میاد، مخصوصا از نوع کلاسیکش مثل پوآرو  و  خانم مارپل ولی سبک این سریال متفاوت بود و البته جذاب. خیلی لذت بردم.
خیلی جالب ک اون نوشت یکی میمیره تو مرداد یا شهریور و شد ک تو اسمش چ حرفیه=))نمیخوام حدس بزنم ک این خیلی شبیه به اونهچکار دارم هرکی ک هسخیلی وقت ننوشته منتظرم ببینم دیگ ب دلش چی میوفته ک بیاد ببنویسه =))خدایی دیوونه ام ولی ی چیزاییم هس =)) 
هوالرئوف الرحیم
از تعداد دوستی های فعالم چیز زیادی باقی نمونده.
اتفاقی که برام افتاده و تله ای که توش قرار گرفتم، شروع نکردن هیچ دوستی برای پایان نپذیرفتنشه. اونم به این شکل. با توهین.
دیگه خیلی با آدمها گرم نمیگیرم. خیلی خودم رو مشغول کسی نمی کنم. خیلی فاصله می گیرم.
ازین به بعد این رو بیشتر و بیشتر می کنم.
سکوت و نگاه کردن.
این فقط در رابطه با دوستهام نیست. در رابطه با فامیل هم هست.
نمی دونم ما خیلی لوس و ننر شدیم یا مردم خیلی فضول و جری.
برای یك خانم باردار، هیچ چیزی لذت‌بخش‌تر از دیدن و شنیدن صدای قلب جنینی كه در رحم‌اش در حال رشد می باشد، نیست. خیلی از مادران باردار دوست دارند در فواصل كوتاه، عكس جنین خود را بر صفحه مانیتور ببینند و از سلامت او مطمئن شوند.

 
حتی گاهی این امر به سرگرمی تجملاتی تبدیل می‌شود و خانم‌های باردار هر ماه با مراجعه به پزشك خود، می‌خواهند عكسی از فرزندشان تهیه كنند و آن را قبل از آغاز عكس‌های نوزادی در آلبوم بگذارند و تاریخ بزنند ت
بابای من خیلی مخالفن، کلا دنیامون خیلی جداست از هم، فعالیت هام، رشته م، علاقه مندی هام، چیزایی که میخونم، چیزایی که می‌بینم فرق داره با سلیقه بابا و خیلی وقت ها مورد نقد و طعنه قرار گرفتم!
امشب داشتم فکر می‌کردم که چقدر عجیب این پدری که انقدر با من مخالفن چرا سر ازدواجم انقدر روال و موافق و راضی برخورد کردن؟ 
خیلی چیزا بود توی این ازدواج که حتی وجود یه دونه ش از نگاهِ بابا میتونست یه جوابِ "نه" ی سفت و سخت باشه.
 
خلاصه اینکه می‌گن ازدواج خی
یه عده رو از دور میبینی و باهاشون کم کم آشنا میشی، قبلش فک میکنی خیلی تاپ و درجه یکن اما کم کم میفهمی خیلی اوراقتر از اون چیزین که فکرشو میکردی حالا چه ظاهری چه باطنی چه هرجور دیگه :|بعضی داغونا هم هستن که کم کم میفهمی خیلی بهتر از تصورتن :|
چگونه كسب درآمد از طریق همكاری در فروش داشته باشیم
چگونه كسب درآمد از طریق همكاری در فروش داشته باشیم
 
كسب درآمد از طریق همكاری در فروش دغدغه خیلی از دوستانی است كه قصد دارند كسب درآمد اینترنتی داشته باشند. همیشه صحبت در مورد سیستم های همكاری در فروش و كلا فروش واسطه ای در بین علاقه مندان به این موضوع زیاد است.درگاه پرداخت الكترونیكی چیست؟
یکی از کارایی که در آینده "حتما" باید انجام بدم اینه که یه کتابفروشی بزنم. سر این موضوع که خیلی از کتابایی که میخواستم و پیدا نکردم توی کتابفروشیا خیلی ضریه خورم. فکر کن یه کتاب ۸۵۰۰ هزار تومنی رو با پول پست ۱۷ و خوردی میخری‌. اونم کتابی که خودش تکی نیست و در واقع یه مجموعه کتابن و تو هربار بخوای یه کتاب از این مجموعه رو بخری. خیلی زوره خیلی.
داشتم با خودرو می‌رفتم كه یه دفعه متوجه یه خودروی نسبتا مدل بالا شدم. طرف خیلی شاكی بود كه بهش راه ندادم. اما من اصلا حواسم به اون نبود. دیدم داره فرمون خودرو رو می‌چرخونه سمت خودروی من و . . كمی مكث كردم و با یكی دو تا بوق بهش حالی كردم كه حواسم نبوده و . . تا بالاخره از رو رفت و سر خرش رو كج كرد و زد به چاك جاده. طرف توی خیابونی كه سه بانده بود و راحت می‌شد ازش بگذری و بری، گیر داده بود كه حتما از سمت راست سبقت بگیره و . . كاش خدا با دادن نعمت، ظرف
هر جا میرم پر از بچه اس. خیابون، اتوبوس، سر کار، مترو، آرایشگاه و .به نظرم جمعیت از 80 میلیون خیلی بیشتر شده. همه جا خیلی شلوغ شده.دلم برای این زمین و طبیعت میسوزه که باید این همه آدم که نمیدونن واسه چی به وجود اومدن رو تامین کنه .جنگل ها جاهای مختلف دنیا دارن میسوزن. آمازون تو آتیشه. اقیانوس ها پر از پلاستیک شدن. تغییرات آب و هوایی خطرناک و غیر قابل جبران شدن.آموزش و اطلاع رسانی ها خیلی کمه و فکر میکنم خیلی زود دیر میشه. برای نجات زمین.
من٢١سالمه تو این٢١سال كلمه ای دروغ به پدرومادرم نگفتم اصلا هم نپیچوندمشون كه اعتمادشون بهم زیاد باشه از اون جایی كه تك فرزندم خیلی تمركزشون روی من زیاده:) این استقلال من شخصیت من انتخاب های منو تحت تاثیر گذاشته حتی نمیتونم  و بلد نیستم یه لیوان چایی برای خودم بریزم:)اینارو گفتم كه برسم به اینجا كه بگم من تاحالا كاری نكردم كه مامان بابام بهم شك كنن ولی بابام دیروز توخیابون تعقیبم كرد:)احساس كردم قلبم گرفت:)از دیشب دارم گریه میكنم بغض میكنم خو
خیلی سال پیش یه داستانی میخوندمفک کنم دبیرستانی بودم شایدم اواخر راهنمایی که نویسندش دیگه ادامش ندادانقدر داستان و دوست داشتم که اسم نویسندشم یادم موند چند شب پیش خیلی اتفاقی اسم نویسندشو تو اینستا سرچ کردم دیدم دوباره داره داستانشو ادامه میدهخیلی خوشحال شدم ^-^
امسال سازمان سنجش خیلی خیلی وارد فاز غافلگیری شد. بسه دیگه شورش رو درآوردی، مرد!! :))
کارنامه‌ی سبز منتشر شد. :)))
کلا یه دونه انتخاب نیمسال دوم داشتم که از قرار معلوم قبولم… :))) این بهتره با توجه به وضعیت‌های پیش اومده! :|
پذیرای پیش‌نهاداتون برای ۳-۴ ماه بیکاری هستم. :))))
بچه ها
شما به ادمی که
باشخصیت ماننده
باز نیست
باسواده
درسته مغرور و خودخواه و خودبرتربینه و گاهی بی رحم ولی بلاخره ادم باکیفیتیه
 
چطوری میتونین محترمانه بگین که عزیزم
اون کسی که با وزنه گذاشتی توی پروفایلت و لباس ورزشی هم تنت کردی 
خیلی زشته
خیلی immature هست
خیلی صورتت پف داره
چشمات خیلی زشته توش
 
انگار بازی
هیزی
شبیه ادمای کوته فکر و کودن شدی
 
و حال ادم به هم میخوره ازین عکس؟
 
لطفا برش دار؟!
دوست دارم داد بزنم بگم بعضیا خیلی دوستت دارم. بعضیا عاشقتممممم.‌ بعضیا بااینکه خیلی وقتا حالمون خوب نیست ولی بازم عیبی نداره.بعضیا زندگی گاهی وقتا خیلی سخت میشه ها، ولی بازم نوکرتم.بعضیا میدونم که میدونی امشب خیلی دلم گرفته ها، ولی کسیو ندارم جز تو که بیام باهاش حرف بزنم.آهای بعضیا، بععضی وقتا خیلی اوقات تلخی باهات میکنم، ولی ته تهش خودت میدونی ته دلم چیه.دوستت دارم تنها بعضیای زندگیم.
سلام سلاممن اوووومدم دوباره‌ اما اینبار با یه عالمه حال خوووب
اغلب اینجا از ناراحتیام و دغدغه هام مینوشتم 
ولی امشب اومدن از حال خوبم بعد از مدتها بنویسم
من خیلی خوبم 
این مدت خیلی طولانی درگیر غول بزرگ ایده آل گرایی شده بودم که داشت نابودم می‌کرد و اگر استادم نبود و به دادم نمی‌رسید معلوم نبود تا کی و کجا این حال بد رو با خودم میبردم
خداروشکر واقعآ 
این مدت خیلی خیلی کم میام بیان بیشتر اینستام و مینویسم
بچه‌هایی که دوست دارن کامنت خصوصی
خیلی سخته ندونی چی شده و بی خبرت بذاره. اره عشقم دلم ازت گرفته دلم خیلی ازت گرفته.
خیلی سخته هیچ راهی نداشته باشی که بهش بگی چه حالی هستی.اره عشقم راهی نذاشتی ک ازت خبر پیدا کنم.
خیلی سخته بفهمی مرهم زخماش حسابت نمیکنه. اره عشقم مرهم زخمات نیستم وگرنه اینجور بی خبرم نمیذاشتی.
خیلی سخته.خیلی سخته واسه دختر احساساتی که بی خبرش بذاری
خیلی سخته که تو تاوان اتفاقایی رو بدی ک مسولش نیستی.
اره خدا جونم دستت دردنکنهپس دوستم نداری؟ اره حق
ی غم. خیلی خیلی خیلی عجیب یهو ب دلم نشسته
ی بغض وحشتناک
نمیدونم چرا
هیچ دلیلی براش پیدا نمبکنم
شاید از اینکه قراره برم ناراحتم هان؟
شاید چون نشد ب دل خدافظی کنم
ی سلام هول هولی دادم و دویدم بیرون
نمیدونم
قلبم سنگینی میکنه تو سینه م
1. در تصمیمی انقلابی اومدم شمال!
2. بعد مدت ها اسنپ چتو نصب کردم و با اون فیلتر دهن گشاده که عاشقشم هزارتا ویدیوی مسخره بازی از خودم گرفتم.
3. اقا اقا سوگند خیلی خیلی قشنگ میخونه خیلی!
4. جمعه برمیگردم تهرانِ قشنگم.
5. من بهترین داداش بزرگتر دنیا رو دارم. 
1. در تصمیمی انقلابی اومدم شمال!
2. بعد مدت ها اسنپ چتو نصب کردم و با اون فیلتر دهن گشاده که عاشقشم هزارتا ویدیوی مسخره بازی از خودم گرفتم.
3. اقا اقا سوگند خیلی خیلی قشنگ میخونه خیلی!
4. جمعه برمیگردم تهرانِ قشنگم.
5. من بهترین داداش بزرگتر دنیا رو دارم. 
حامد شیرازی، دانشجوی مهندسی مکانیک سیالات، رتبه‌ی 508 منطقه‌ی 3 و رتبه‌ی 6171 کشور در سال 89
هنگام انتخاب رشته‌ی دانشگاه‌ها، شناخت من از رشته‌‌ی مهندسی خیلی اندک بود و با استناد به شنیده‌هایم که این رشته دنیای ریاضیات و فیزیک است و هم‌چنین علاقه‌ای که به فعالیت‌های فنی و مکانیکی داشتم تصمیم به انتخاب این رشته گرفتم. حالا که سال آخر این رشته را در دوره‌ی کارشناسی سپری می‌کنم دریافتم که این رشته فراتر از تصوراتم بوده
حامد شیرازی، دانشجوی مهندسی مکانیک سیالات، رتبه‌ی 508 منطقه‌ی 3 و رتبه‌ی 6171 کشور در سال 89
هنگام انتخاب رشته‌ی دانشگاه‌ها، شناخت من از رشته‌‌ی مهندسی خیلی اندک بود و با استناد به شنیده‌هایم که این رشته دنیای ریاضیات و فیزیک است و هم‌چنین علاقه‌ای که به فعالیت‌های فنی و مکانیکی داشتم تصمیم به انتخاب این رشته گرفتم. حالا که سال آخر این رشته را در دوره‌ی کارشناسی سپری می‌کنم دریافتم که این رشته فراتر از تصوراتم بوده
پریروز بود فکر کنم به خودم سه تا هدیه دادم یه فرفره قهوه ای که خیلی خوشگله یه پیکسل و یه مانتو زرد وقتی میپوشمش احساس میکنم افتابگردونم و کاش افتاب گردون بودم این روزها همه چیز ریتم عادی خودشو داره صبح بلند میشم اگه مدرسه کلاس داشته باشم مدرسه میرم غذا میخورم درس میخونم و تو اینترنت ول میچرخم استاد شیمی مون خیلی دوست دارم انگار با روحش درس میده فردا میخوام موهامو خیلی خیلی کوتاه کنم بهونمم اینه کنکور دارم ولی دلیل واقعیش این نیست خلاصه که ه
دسته ی عزاداری داره از سر کوچه رد میشه
امام حسین بیا با همدیگه برای اونایی که خیلی ناراحتم کردن(خیلی. خودمو کنترل کردم که لب وا نکنم. سکوت پیشه میکنم که این سکوت خیلی بهتر و آبرومندانه تره)
مثل همونایی که خیلی بهم لطف کردن، دعا کنیم
که خدا عاقبت همه مونو ختم به خیر کنه
آمینشو گذاشتم برای خودتو هرکی دوستت داره امام حسین
 
 
دسته ی عزاداری داره از سر کوچه رد میشه
امام حسین بیا با همدیگه برای اونایی که خیلی ناراحتم کردن(خیلی. خودمو کنترل کردم که لب وا نکنم. سکوت پیشه میکنم که این سکوت خیلی بهتر و آبرومندانه تره)
مثل همونایی که خیلی بهم لطف کردن، دعا کنیم
که خدا عاقبت همه مونو ختم به خیر کنه
آمینشو گذاشتم برای خودتو هرکی دوستت داره امام حسین
 
 
دسته ی عزاداری داره از سر کوچه رد میشه
امام حسین بیا با همدیگه برای اونایی که خیلی ناراحتم کردن(خیلی. خودمو کنترل کردم که لب وا نکنم. سکوت پیشه میکنم که این سکوت خیلی بهتر و آبرومندانه تره)
مثل همونایی که خیلی بهم لطف کردن، دعا کنیم
که خدا عاقبت همه مونو ختم به خیر کنه
آمینشو گذاشتم برای خودتو هرکی دوستت داره امام حسین
 
 
امشب با همسرم دعوای خیلی بدی داشتیم.خیلی بد.
دیشب هم دعوا داشتیم.خوب که فکر میکنم میبینم در طول هفته چهار پنج بار دعوا داریم.اعصابم خیلی بهم ریخته.بارها و بارها به طلاق فکر کردم ولی هیچوقت مثل امشب جدی بهش فکر نکردم.همش با هم جنگ و دعوا داریم سر چیزای بی ارزش و باارزش.
خیلی همدیگه رو اذیت میکنیم.واقعا زندگی مزخرفی برای خودمون درست کردیم.حالم از زندگیم بهم میخوره.خدایا حالم خیلی بده.
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این و
سلام .خسته نباشین.من امروز مصاحبه بودم.بخش تخصصی خیلی خوب بود.خیلی ادمای مهربونی بودن.یکیشون ازم پرسید چرا اسم محلتون گلستان چون به خاطر حافظ که اسم کتابش گلستانه گذاشتن اینو ممکنه؟گفتم ممکنه ولی اسم کتاب حافظ گلستان نیس.اون مال سعدیه.بعد خودشون خندیدن گفتن افرین حواست جمعه.درکل خیلی خوب بود ولی بخش عمومی زیادجالب نبود.مسئولش خیلی خیلی بداخلاق بود.همش اخم میکرد حتی اگه جوابشو درست میدادی.بیشتر هم به راهپیمایی گیر داد وادرسشو میپرسید.ودرم
به نام او.
من از سفر برگشتم و حالم خیلی خوبه
خیلی اتفاقا افتاد،چند تا جای جدید رفتم و خیلی بهم خوش گذشت؛خییلی بیشتر از تصورم
ولی نمیخام از هیچ کدومش هیچی بگم ؛ فقط گفتن یه شب پر ستاره کافیه!
میخام بمونه گوشه ی ذهنم و هر بار ذوق کنم با مرور کردنش و اشک شوق بریزم.
۹تا ۱۲ شهریور ۹۸
حتی همین الان هم دلم تنگ شده برای تک تک ثانیه های چند ساعت قبل.
 
استاد گلی،استادِ دو تا از دروس یک واحدی ترم سه و چهار بود.از بین تمام چیزهایی که بهمان یاد داد؛فقط دو،سه جمله اش،تاابد با من ماند.گفت:سعی کنید که هرجورشده خودتون رو یه جابند کنید!یا کار پیدا کنید و یا یک ازدواج موفق داشته باشید؛که در غیر این صورت،به جایی می رسید که حتی عزیزترین آدمهای زندگیتون تنهایی یا بی پولی تون رو می کوبند توی سرتون و زندگی تون میشه جهنماستاد گلیِ مهربان!من خیلی تلاش کردم.خیلیاما نشد و به این شرایطی که گفتید دچار شدم
همانطور كه می دانید كالای چینی به ارزان بودن شناخته شده است و خیلی ها این كشور را ناجی قشر مستضعف می دانند چرا كه با عرضه محصولات ارزان قیمت به استفاده ی همگان از تكنولوژی روز كمك میكند! اما واقعیت امر چیزی دیگر است و شاید تصور ذكر شده، نتیجه ی بازخورد ارزان بودن اجناس چینی در بازار باشد. مثلا كارخانه های شركت سونی كه تولید كننده لوازم برقی و الكترونیكی است، تا چند سال پیش در ژاپن بود اما به دلایل زیر و صدها دلیل دیگر، این شركت و ده ها شركت دیگ
این سریاله دیگه داره حوصله مو سر میبره =/پاشم ادامه کارای خونه رو کنم.خیلی زیاده :( باور نکردنیه :( از صب یکمش تمیز کردم ولی بازم خیلی مونده :( خدایا ازت ممنونم حالم رو خوب کردی ، مرسی واقعا لایک داری :)). قول میدم دیگه انقد ناشکری نکنم . خیلی دوست دارم :*. 
تموم مسیر رو به آوریل گوش میدادم که میخوند :
And I remember, all those crazy things you said
You left them running through my head
You're always there, you're everywhere
But right now I wish you were he
آره دلبر.آی ویش یو ور هیر.
I can be tough
I can be strong
But with you, it's not like that at all 
There's a girl That gives a shit Behind this wall
You've just walked through it
ولی دلبر.من قوی میمونم.همون ماعیِ قوی سابق.
دلبر خسته ام ، له له ، شت و پت.ولی این دوپارت آخرو به عشق خودت میخونم.
چقدر خوشحالم که میتونم اینارو اینجا بگم و توهم ندونیش :) اره میدونم خیلی بدجنسیه.
نمیدونم چی شد که سر از بازار در اوردیم با دوستم.بدون اینکه یک قرون پول ته کیف هامون باشهالکی الکی.چقدر شلوغ بود.کیف ها و کفش ها و لوازم تحریرها و بچه هایی که داشتن خرید میکردن رو  که میدید کلی ذوق میکرد! برعکس من! حس بد خرید های اول مهر برام تداعی میشداومدیم خونه کلی حرف زدیم.وسط حرفم یکی کوبید تو بازوم میگه تو میدونی چند سال گذشته؟ چرا تاحالا این حرفارو بهم نگفته بودی! گفتم ادم که از خریتش حرف نمیزنه! میزنه؟ همیشه همین بودم.از اول اول
 در كنكور سراسری با چه در صدهایی می توان پزشكی قبول شد
چه كسانی پزشكی قبول می شوند ؟
سلام شاید شما هم مثه خیلی از دوستانمون دوس دارین بدونین چه كسانی پزشكی قبول می شوند ؟ یا شایدم دوس دارین بدونین چطور میشه پزشكی قبول شد؟ راه های قبولی در رشته پزشكی چیه؟ كسانی كه پزشكی قبول میشن چه ویژگی هایی دارن؟
 
 
 
حرفی كه با شما داوطلبینی كه این مطلب رو میخونید دارم این هست كه اول بدونید خواسته ی شما هدف هست یا آرزو؟ این اولین سوالی هست كه باید
ازت می‌خوام بهم آرامش بدی خدایا. خشممو خنثی کن. عشقمو محو کن. خاطره‌ها رو از یادم ببر. خدایا امتحانت خیلی سخت بود. من بدجوری رد شدم. ببخش منو. خدای من یادم رفت که هدف باید چی باشه. که کدوم ایدئولوژی رو باید دنبال کنم. گم شدم. کمکم کن پیدا شم دوباره. پیدام کن.
آقا خیلی میرم پای گوشی 
وقتمو خیلی هدر میدم
حقیقتش یه کانال دارم
ینی رو هم بزاری کل وقتشو کلا کلا یه ربع بیشتر کار نداره پست گذاشتن توش 
ولی خیلی خیل بیشتر از این وقتمو میزارم برای کامپیوتر و این خیلی خیلی منو عذاب میده 
فک کنم عین من توی دنیا اصلا وجود نداره 
فردی با آرزوهی بزرگ انرژی بسیار زیاد ولی بسیار حواس پرت 
شاید دوستان عزیز باورتون نشه که من حتی دلم میخواد برای درسایی میخونم فیلم درست کنم از صدای خودم که بعدا گوش بدم ولی اصلا به اونا
بعضی وقتها به این خیلی فکر میکنم
که اگه شما اون ادم/پارتنر/شریک که فکر میکنین ادم فانتزیاتونه
رو پیدا کنین
هم شما خوشحال میشین از ازدواج با اون ادم
هم اون ادم (پسرا مخصوصا) در نگاه اول و در همون هفته اول تصمیمش رو گرفته که شما اون همسر رویایی اون ادم هستین.
بله ما دخترا خیلی فانتزی بزن و گاهی خیلی رویایی و احساساتی میشیم.
ولی پسرا خیلی قاطع هستن. وقتی پسری در نگاه اول یا در هفته اول از شما خوشش میاد و یا حس میکنه شما نیمه گم شده ش هستین،
 
قطعا شم
امروز صب رفتم ارایشگاه.وقتی داشتم حاضر میشدم که برم به حرفای خانوم پ فکر میکردم حرفایی که یکسال پیش بهم گفتخب اعتراف میکنم نسبت به بار قبل همه چی زمین تا اسمون فرق داشت.بهتر شده بود.خیلی بهتر بودامیدوار شدم.بعد اومدم خونه دوتا كتاب گرقتم از داداشم.یكی نهج البلاغه یكی هم لطفا گوسفند نباشید.سریالی كه موقع امتحانا گرفته بودم و وقت نشد ببینم هم گرفتم از داداشم یك قسمتش دیدم امروز.دلم واسه باشگاه تنگ شده.بابا بیاد  دوباره  میرم.فک
بزرگترین آزادی هر آدم و تنها اختیارش اینه که هر وقت دلش خواست میتونه به زندگیش پایان بده .
این آزادی و اختیار باعث میشه خیلی ها تا مرگ طبیعی یا حتی غیرطبیعی به دست غیر ؛ دوام بیارن !
چه روزهایی که با فکر به خودکشی و روش های اون سرگرم شدیم و زندگی مون کش اومده و پاره نشده !
اگر خیلی بهت سخت میگذره یک راهی براش پیدا کن هر چی غیر از خرید اسلحه چون خیلی گرونه
سلام
دربی نود هم تمام شد و بازم به نفع پرسپولیس!
میدونی یه روزی به این فکر میکردم که دیدن فوتبال رو کنار بذارم آخه به قول خیلی ها چیزی توش نیستو.
ولی الان ؛ وقتی از بالاتر به زندگیم نگاه میکنم می بینم تنها دلخوشی و تفریحی که برام مونده همین فوتباله
البته نسبت به جوونی هام(میخوام بگم الان خیلی پیر شدم) خیلی خیلی کمتر فوتبال نگاه میکنم
از دیشب حال دلم خیلی بهتره
راستش یکی از دلایل مهمش همون نوشته دیشبمه
حس میکنم تاثیرشو دیدم و باز امشب آمدم که ب
سلام
زندگی خیلی سخته، خیلی سخت.
محکم و استوار باقی موندن خیلی سخته، خیلی سخت.
مخصوصا وقت هایی که هیچی اونجوری که میخوای نیست، خیلی سخته امیدوار بمونی، ایمان خودت را حفط کنی و لبخند بزنی.
تازه باید مراقب باشی که کسی هم متوجه ناراحت بودنت نشه.
همیشه فکر می کنیم در بدترین روزهای زندگیمون هستیم ولی مدتی نمیگذره که وضعمون از اینی که الان هست هم سخت تر میشه.
 
امروز یکی از دوست های قدیمیم زنگ زد. گفت مادرش دو سال پیش فوت کرده. خیلی ناراحت شدم.
زندگی ه
امروز یک ماه شد که استعفا دادم
میخام بشینم یک ماهم رو ارزیابی کنم که چه کارهایی کردم و روندم چطور بوده
این مدت خیلی فکر کردم . به این که توو زندگی چه کارهایی باید می کردم و نکردم و چه راه هایی رو اشتباه رفتم
یکی از بزرگترین نقص هایی که من از بچگی داشتم این بود که خیلی عاطفی و احساسی بودم خیلی زود وابسته می شدم و خیلی زودتر دلتنگ .
اگه میتونستم این خصیصه رو اصلاح کنم خیلی خوب بود کاش میتونستم فقط متکی به خودم باشم و خلاهای عاطفی نداشته باشم قبل
قحطی، خرافات، مرگ 
فضاش اولش خیلی ترسناک بود برام به مرور بهتر شد. کتاب خیلی متفاوتی بود برا من و دوسش داشتم. 
 
کدخدا ، ننه رمضان ، رمضان،  پسر مشدی صفر ، اسلام، عباس، اسماعیل، حسنی ، مشدی ریحان . آدمهایی که خیلی از ما دور نیستن.
 
جمله‌ی خیلی خاصی نداشت، فقط از این تیکه خوشم اومد : 
خاله گفت : خیال میکنی سگ با شستن تمیز میشه؟
عباس گفت : همه‌ی شما خیال میکنین فقط با کشتن تمیز میشه
 
یوقتایی خیلی خودمو کنترل میکنم که چیزی نگم ، و همین باعث میشه دچار خفگی و نفرت و دوری و انزوا از آدم ها بشم 
گوش کن :
خیلی باید وقیح باشی که نمک بخوری و نمکدون بشکنی 
خیلی باید پست فطرت باشی که تمام سعی ت رو بزاری تا یه روز به یادموندنی خاص رو تبدیل به زهرمار کنی
 
 
#پست_موقت 
 
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنایی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس برای افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه های کامپیوتری فعالیت دارند خیلی مهم و ضروری است. مخصوصا برای برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی های استخدام برنامه نویس شرکت های بزرگ و تیم های مهم یکی از شرایط ذکر شده تسلط به این سیستم عامل قدرتمند می باشد. از این روی آموزش لینوکس یکی از مه
یه معلم دینی داشتیم که ادم خیلی خوبی بود. دوستم مجتبی یه روز که از اقای دینی کتک خورده بود خواست جبران کنه. یه روز مجتبی رفت یه قورباغه گرفت و گذاشت تو کشوی میز معلم. وقتی معلم کشو رو باز کرد قور باغه اب دهانش رو ریخت رو معلم و پرید بیرون. معلم هم خیلی عصبانی نشد و همه ما رو برد دفتر. مدیر گفت همه باید ولی هاشونو بیارن یا بگید کی بوده. هیچ کس چیزی نگفت مدیر به همه ما یه شیلنگ زد. یکی از بچه ها که خیلی ترسیده بود مجتبی را لو داد. و مجتبی سیری کتک خورد.
با رشد كسب و كارهای اینترنتی روز به روز تراكنش های مالی در اینترنت زیاد می شود. از این رو هر وب سایتی كه خدماتی را ارائه می كند نیازمند به درگاه پرداخت آنلاین است تا كاربران به راحتی بتوانند تراكنش های مالی خود را انجام دهند.
 
بسیاری از دوستانی كه قصد راه اندازی كسب و كار اینترنتی را دارند با این مشكل مواجه می شوند كه آیا در ابتدای كار می توانیم درگاه پرداخت آنلاین برای سایتمون بگیریم یا نه؟ شاید این سوال خیلی از دوستان باشد. اكثر دوستانی ك
من دنیای شیرین دریا رو خیلی دوست نداشتم، 
 
چون خودم مال اون شهر بودم و پوپک گلدره به افتضاحی تمام گیلکی رو صحبت میکرد.
 
و اینکه گیلانیا خیلی باز و دختراشون خیلی شجاع و توی چشم هستن.
 
خیلی این جوری رفتار نمیکردن اینها.
توی گیلان ن بسیار زیادی هستن که قوی و پرقدرت دارن کارهای بزرگ میکنن.
 
بعدم ادم وقتی یه جا رو خوب میشناسه و یه چیزو خوب میدونه، بیشتر دنبال گرفتن ایراد و اشکاله تا که لذت بردن (خاک تو سرم).
ممنونم ازت به خاطر اون وبلاگ.
به نام او.
چند وقته که ذهنم جمع نمیشه و از پراکندگی رنج میبرم که هر چند اون هم عالمی داره واسه خودش!
امشب مهمون داشتم و امان امان اماااان!!
قبل اینکه مهمون های اکی بدن که میان؛ میخواستم برم سینما تنهایی و با این ترسم مقابله کنم ولی خب نشد!
این روزا که زودتر اومدم تهران و بیکارم؛خیلی فکر کردم به خیلی چیز ها!
خیلی جیزا خوندم خیلی چیزا گوش دادم
خیلی حس های یهویی درونم به وجود میاد!همون حس هایی که سعی میکردم نبینم و بعد خودشون میان جلوی چشمم و مجبور
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنایی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس برای افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه های کامپیوتری فعالیت دارند خیلی مهم و ضروری است. مخصوصا برای برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی های استخدام برنامه نویس شرکت های بزرگ و تیم های مهم یکی از شرایط ذکر شده تسلط به این سیستم عامل قدرتمند می باشد. از این روی آموزش لینوکس یکی از مه
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنایی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس برای افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه های کامپیوتری فعالیت دارند خیلی مهم و ضروری است. مخصوصا برای برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی های استخدام برنامه نویس شرکت های بزرگ و تیم های مهم یکی از شرایط ذکر شده تسلط به این سیستم عامل قدرتمند می باشد. از این روی آموزش لینوکس یکی از مه
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنایی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس برای افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه های کامپیوتری فعالیت دارند خیلی مهم و ضروری است. مخصوصا برای برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی های استخدام برنامه نویس شرکت های بزرگ و تیم های مهم یکی از شرایط ذکر شده تسلط به این سیستم عامل قدرتمند می باشد. از این روی آموزش لینوکس یکی از مه
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنایی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس برای افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه های کامپیوتری فعالیت دارند خیلی مهم و ضروری است. مخصوصا برای برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی های استخدام برنامه نویس شرکت های بزرگ و تیم های مهم یکی از شرایط ذکر شده تسلط به این سیستم عامل قدرتمند می باشد. از این روی آموزش لینوکس یکی از مهم
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنایی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس برای افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه های کامپیوتری فعالیت دارند خیلی مهم و ضروری است. مخصوصا برای برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی های استخدام برنامه نویس شرکت های بزرگ و تیم های مهم یکی از شرایط ذکر شده تسلط به این سیستم عامل قدرتمند می باشد. از این روی آموزش لینوکس یکی از مهم
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنایی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس برای افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه های کامپیوتری فعالیت دارند خیلی مهم و ضروری است. مخصوصا برای برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی های استخدام برنامه نویس شرکت های بزرگ و تیم های مهم یکی از شرایط ذکر شده تسلط به این سیستم عامل قدرتمند می باشد. از این روی آموزش لینوکس یکی از مه
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنایی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس برای افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه های کامپیوتری فعالیت دارند خیلی مهم و ضروری است. مخصوصا برای برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی های استخدام برنامه نویس شرکت های بزرگ و تیم های مهم یکی از شرایط ذکر شده تسلط به این سیستم عامل قدرتمند می باشد. از این روی آموزش لینوکس یکی از مه
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنایی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس برای افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه های کامپیوتری فعالیت دارند خیلی مهم و ضروری است. مخصوصا برای برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی های استخدام برنامه نویس شرکت های بزرگ و تیم های مهم یکی از شرایط ذکر شده تسلط به این سیستم عامل قدرتمند می باشد. از این روی آموزش لینوکس یکی از مه
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها