نتایج جستجو برای عبارت :

حلقت هنو تو دست چپ منه

تیر از کمان رها شد          با حلقت آشنا شد         با تیر حرمله، آه                سر از تنت جدا شد  قربان روی ماهت            آخر چه بُد گناهت            منگرچنین به بابا                  می میرم از نگاهت   پرپر زدی به دستم           دیدم، تنت، شکستم            حیران شدم عزیزم           گریان به تو نشستم  طفل نخورده آبم              دل از عطش کبابم              بینم چوحنجرت را               ازغم به پیچ وتابم          از جور کین هلاکی          مدفون به زیر خاکی  
یکی از مشکلات خونه مجردی اینه که وقتی یکی دو هفته خونه نباشی و بری سریخچال و پارچ آب رو سر بکشی انگار آب مردابی که دوسه تا تمساح توش مُردن و یکی دوتاشونم زایمان کردن‌و چندتای بی ادبشونم جیش کردن ریختی تو حلقت.شاید باورتون نشه باهر دم و بازدم مزه ی مزخرف آب مونده ،زندگی فلاکت بارمو میاره جلوچشام.چی بود واقعا؟فکرکنین یه لیوان پر‌از خون با عفونت و چرک سرکشیده باشین.معدم دو سه بار با صدای بلند گفت این چه گوهی بود خوردی تو؟میدونین‌دنیا جای قشنگ
دانلود آهنگ اقرار عباس ای اس
abas as - eghrar
 
تو که میری میگی اینا حق منه هنوز حلقت تو دست چپ منه
انقد روت حساس بودم که میخوردش زمین فک همه
از وقتی رفتی ته ریش میزارم شبا چتو لش تا پنج شیش بیدارم
میگی نرو مگه دست منه دستام دستاتو پس میزنه
انتظار ندارم من نه نمیخوام بگه غلط کردم
نمیخوام دیگه تو روم وایسه بگه سر تو هر کاری میشد کردم
نمیخوام دیگه ادا اطواراشو نمیخوام دیگه ببوسم لباشو
من یه آدم خل ردیم که نمیخوام کنارم راه رفتناشو
 
برای دانل
بسم الله


Goodfellas
1990

همه مقصریم.
رفقای خوب، روایتِ جنبه‌هایی از زندگیِ رفقایِ خوبی بود که همیشه هم دوست نداشتند خوب باشند. بیشترین مساله‌ای که در این فیلم و فیلم من را زجر داده، بازیِ به شدت طبیعی و آزاردهنده‌ی Joseph pesci بود. این بشر من را دیوانه کرد. به حدی خوب از پسِ نقش برآمده بود و به حدی عالی روی اعصابم می‌دوید که در جایی از فیلم دلم می‌خواست فریاد می‌زدم اسکورسیزی جلوی دهان این دیوانه را بگیر.
اسکورسیزی در اینکه حرفش را در حلقت فر
یه شب کل خونواده دور هم جمع شده بودیم داشتیم تلویزیون میدیدیمکه یهو یه بچه رو نشون داد که پستونک دهنش بود،بابام یهو زد زیر خنده! گفتم چرا میخندى؟گفت یاد بچگیات افتادم، هر وقت گریه مى کردى،شست پامو مى کردم تو حلقتچون شور بود خوشت میومد، ساکت میشدى:))
دایی دارن میان ایران. از چند ماه پیش اعلام کردن که حاضر باشیم که به محض ورود بریم مسافرت، قم، تهران، شمال. منم پاسم در دست تمدید بود و کارش طووووول کشیده بود، معلوم نبود که بیاد به زودی یا نه. دایی هم هی احوالشو می‌پرسید که بالاخره اومد پاست یا نه؟ که شکر خدا اومد. حالا باز یه نکته‌ی دیگه پیش اومده، اینکه دایی دقیقا یک محرم میان. خلاصه که نبدونم آیا بشه یا نبشه و کجا رو بشه و کجا رو نبشه (وروجک افعال منفی رو اینجوری استفاده می‌کنه: نبشه، نبری
دایی دارن میان ایران. از چند ماه پیش اعلام کردن که حاضر باشیم که به محض ورود بریم مسافرت، قم، تهران، شمال. منم پاسم در دست تمدید بود و کارش طووووول کشیده بود، معلوم نبود که بیاد به زودی یا نه. دایی هم هی احوالشو می‌پرسید که بالاخره اومد پاست یا نه؟ که شکر خدا اومد. حالا باز یه نکته‌ی دیگه پیش اومده، اینکه دایی دقیقا یک محرم میان. خلاصه که نبدونم آیا بشه یا نبشه و کجا رو بشه و کجا رو نبشه (وروجک افعال منفی رو اینجوری استفاده می‌کنه: نبشه، نبری
در ذهن خیلی از ما خارج» یکی اتوپیاست. جایی که همه‌ی مشکلاتی که به ذهنمان می‌رسیده برطرف شده (نه که فقط بهتر از ایران باشد. بلکه بهشت زمینی است). جایی که مردم شعور کافی دارند و دولت‌ها خیرخواهانه ت‌گذاری می‌کنند. خارج برای ما ناکجاآباد است و به همین خاطر به شرق تا غرب عالم می‌گوییم خارج تو گویی یک کشور یکپارچه باشد. 
عکس‌های سواحل غرق در زباله‌ی شمال را می‌بینی و با خودت فکر می‌کنی که حتما در خارج» کسی آشغال روی زمین نمی‌ریزد و همه
متن نوشته های طنز خانه تکانی

جوکهای خنده دار خانه تکانی 
 
خدا وکیلی کسی میدونه اولین بار، کی پیشنهاد داد که باید قبل از عید خونه تی کنیم؟! 
.
.
.
.
به این سوی چراغ
 کاریش ندارم! 
فقط بیاد بگه چرا!؟ 
 
جوکهای طنز و خنده دار خانه تکانی 
 
علم بهتر است یا خانه تکانی ؟
.
.
.
هوررررررررا
بالاخره علم برنده شد .
 
 خانه تکانی عید نوروز 
 
شوهر گلم یه دقیقه میایی کارت دارم
شوهر عزززیزم یه دقیقه بیاااا کارت دارم
چه شوهر نازی دارم من عزیزم بیا کارت دار
آره . این انتخاب خودم بود تا حرف ندارم چیزی نگم یا وقتی دستم درد میکنه نارسا ننویسم‌. فکرا رو میزنم کنار، پنجره رو میکشم به چپ تا هوا بیاد .لپتاپ رو باز میکنم. مقاله ی ۴۴ ام :اختلال ناهماهنگی رشد» که میگه: هماهنگی حرکتی ضعیف در کودکان  از سالهای قبل از ۱۹۳۷ مورد توجه قرار گرفته بود و.» سال ۱۹۳۷. اگه تو آلمان بودم شغلم چی بود؟ تازه چند سال سایه ی سیاه و شوم جنگ از زندگیم دور شده بود، یه شِف بی حوصله بودم که تو یه رستوران  که بعد اون همه دریدن و
 
صبح بیدار که شدم، اتاقم مرتب، بولت ژورنالی که تازه درست کرده بودم روی میزتحریرم خوشگل می نمود. آهنگ بوی ماه مدرسه را به سیاق هرسال پلی کردیم، منتهی با ذوق سال های پیشین باهاش نرقصیدیم. راه افتادیم سوی مدرسه. امسال هم خودمان را از شر سرویس های ۵ صبح بیا درحالی که مدرسه ۷ شروع می شود خلاص کردیم!
وارد مدرسه شدم، بزرگ، خوشگل، خیلی باکلاس (بهتان پز نمیدهم، حقیقت است D:) و به قولی خَش بود ؛)
رفتم یواشکی پشت سر عذری ایستادم و تا کمی بعدش که برگشت هیچ چ
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

صُحُفٍ مُطَهَّرَه مجله اینترنتی شوخی تربیت کودکان دانلود رایگان شرکت بازرگانی فیروزه ناخن رز نقد عرفان های کاذب و دروغین تنـــــها خــُــدا دعاوی ملکی استخدام سراسری بانک مرکزی وبانکهای وابسته