نتایج جستجو برای عبارت :

جان ورن راز نیاز اوست حسین

این حسين کیست که عالم همه دیوانه ی اوست تا ابد کوثر توحید ز پیمانه ی اوستسینه ی سوختگان شمع عزاخانه ی اوستشعله های عطشش در نفس خسته ی ماکوه سنگین غم ما به روی شانه ی اوستحرم اوست حریمی که بود کعبه ی جاندل بشکسته بهشتی است که ویرانه ی اوستدل آتش زده ی ما که جهانی را سوختشعله اش از شرر دامن ریحانه ی اوستگوهری را که خدا قیمت آن داند و بسدُرّ اشکیست که تقدیم به دُردانه ی اوستطُرفه بیتی است از آن شاعر شیرین سخنشیک جهان عاطفه در ساغر و پیمانه ی اوست
حسين. مروارید سرخ کربلا.
حسين. ابر چشمان پر از اشک مؤمنان.
حسين. لانه ی پرنده های بی خانه.
.
وقتی محرم می آید، انگار همه چیز طلسم می شود؛ قلب ها همه عاشق می شوند، دل ها همه بی تاب می شوند، چشم ها همه گریان می شوند.
 
چه زیباست پرواز دسته دسته پرستو به حرمت حسين!
چه زیباست فریاد عاشقانه ی نامت حسين!
چه زیباست زمزمه ی زیارت عاشورایت حسين!
.
.
.
این حسين کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
خود را به خدا بسپار،وقتی که دلت تنگ استوقتی که صداقتها ،آلوده به صد رنگ استخود را به خدا بسپار،چون اوست که بی رنگ استچون وادی عشق است او،چون دور ز نیرنگ استخود را به خدا بسپار ،آن لحظه که تنهاییآن لحظه که دل دارد ،از تو طلب یاریخود را به خدا بسپار ،همراه سراسر اوستدیگر تو چه میخواهی ؟!بهر طلبت از دوستخود را به خدا بسپار،آن لحظه که گریانیآن لحظه که از غمها ،بی تابی و حیرانیخود را به خدا بسپار،چون اوست نوازشگرچون ناز تو میخواهد ،او را ز درون بن
 
 
باز محرّم رسید ماه عزای حسين  سینه ما می‌شود کرب و بلای حسين
 
کاش خدا قسمتم رزق حلالی کندتا که توانم کنم خرج عزای حسينکاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه  تا که بگیرم صفا من ز صفای حسينهرکه عزدار اوست شیعه و غمخوار اوست ناله او می‌دهد سوز صدای حسينمادر او فاطمه خوب دعا می‌کند هرکه بریزد ز چشم اشک برای حسيناشک عطای خداست هدیه خیرالنساست نیست کسی لایقش غیر گدای حسينماه محرم کند جامعه را زیر و رو جمله جوانان شوند مست ولای حسينبهتر از این گ
ای دل خسته گرت عقده عالم به گلوست

داستان تو وغم صحبت سنگ است و سبوست

آستان بوس حرم باش و بپرس از در دوست

این حسين کیست که عالم همه دیوانه اوست

این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست


 

دل هرکس که حسينی است زخود بی خبر است

کشته عشق حسين از همه ده تر است

بس که آن نور جمالش همه جا در نظر است

هر کجا می نگرم نور رخش جلوه گر است

هر کجا میگذرم جلوه مستانه اوست

این حسين کیست که عالم همه دیوانه اوست

این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست


 

ه
این حسين کیست که همه عالم دیوانه ی اوست ؟
این چه شمعی ست که جان ها همه پروانه اوست؟
*
ای حسين !
چشمی که از برای تو گریان نمی شودباید حـواله داد به دست جـهنمش
*
خادمم، عبدم، غلامم، نوکرم در مانده امسروری کن لحظه ی در احتضارم یا حسين
 
چشمی که به شب بنگرد از پشت نقابی،
تکرار کند قصه‌ی روزی و عقابی،
تردید ندارد که جهان زیر پر اوست،
هر ره که رود سایه‌ی او همسفر اوست،
این مرغ گذر از پل تدبیر ندارد،
شاید خبر از گردش تقدیر ندارد،
روزی که بگیرند از این چهره نقابی،
وقت است کبوتر بزند نوک به عقابی.

+این تفسیر شما رو به یاد کسی نمیندازه؟ :/
+اگر دوست داشتید با این لینک دانلود کنید.
این حسين کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
 
تا ابد کوثر توحید ز پیمانه ی اوست
سینه ی سوختگان شمع عزاخانه ی اوست
شعله های عطشش در نفس خسته ی ما
کوه سنگین غم ما به روی شانه ی اوست
حرم اوست حریمی که بود کعبه ی جان
دل بشکسته بهشتی است که ویرانه ی اوست
دل آتش زده ی ما که جهانی را سوخت
شعله اش از شرر دامن ریحانه ی اوست
گوهری را که خدا قیمت آن داند و بس
دُرّ اشکیست که تقدیم به دُردانه ی اوست
طُرفه بیتی است از آن شاعر شیرین سخنش
یک جهان عاطفه در ساغر و پیمانه
خود را به خدا بسپار،وقتی که دلت تنگ است؛وقتی که صداقتها آلوده به صد رنگ است
خود را به خدا بسپار،چون اوست که بی رنگ است؛چون وادی عشق است او،چون دور زنیرنگ است
خود دا به خدا بسپار،آن لحظه که تنهایی؛آن لحظه که دل دارد از تو طلب یاری
خود را به خدا بسپار،همراه سراسر اوست؛دیگر تو چه میخواهی ؟!بهر طلبت از دوست
خود را به خدا بسپار آن لحظه که گریانی؛ آن لحظه که از غمها بی تابی و حیرانی
خود را به خدا بسپار،چون اوست نوازشگر؛چون ناز تو می خواهد او را ز درو
عاشق را تا جمال و جلال معشوق، منظور و مقصود است ،قبله اش جز معنا و ظهور او نیست که هر نمازش رو به قبله ی دیگر،لب جنباندن است و به حرکتی در تحرک بودن.زیراکه دل آدمی چون در گرو مقصودی باشد،ذکر نهان و نجوتی شبانه اش همه در طلب اوست و رفتارش همه اشتیاقی است ، برای چشمی دیدن، و در نگاهی جان یافتن ،و در ماوای آوایی به اوج ارتعاش رسیدن.عاشق را همه خواب و خیال در هوای کوی او لغزیدن است ،و به رویا در رویایش سر نهاندن و در روز همه به کوی او گذر نمودن که پنج
 همه ما این مصرع را از کودکی در رادیو و تلویزیون و هیات ها و . شنیده ایم، به نوعی داستان حماسه کربلا و کربلاییان به وسیله تاریخ نویسان و شاعران با پوست و خون و وجود شیعیان اجین گشته است. یکی از زیباترین این اشعار را محتشم کاشانی نام‌ آورترین شاعر مدیحه‌ سرای شیعه سروده: این حسين کیست که عالم همه دیوانه اوست // این چه شمعیست که جانها همه پروانه اوست هر کجا می نگرم رنگ رخش جلوه گر است // هر کجا می گذرم جلوه مستانه اوست هر کسی میل سوی کرببلایش دارد
{از عاشورا تا ظهور - شماره 36}
 
خاص ترین . . .
 
به جرات میشه گفت بین عزاداران امام حسين علیه السلام در دوران ما، یه نفر هست که قصه اش با بقیه فرق میکنه!
اگه من و شما برای ظلمی که به امام حسين و اهل بیت شده غصه می خوریم، او دلی مضطر و جگری خون داره! اگه ما بر مصائب سیدالشهدا اشک می ریزیم، او خون گریه میکنه! اگه ما گاهی به یاد مبارزه با یزید و یزیدیانِ زمان می افتیم، او همیشه در خطِ مقدمِ این جهاد قرار داره. اگه بین ما و امام حسين پیوندی برقرار شده باشه
خداوند نزدیک است، زیرا جان ما را جان است و اندیشه ی ما را اندیشه .ما همچون اخگری در خورشید او به عنایت و رحمت او،در ظهور و فنا و او در بقا و جاودانی ،که زمان در اوست و او در ورای زمان .نقطه ی دایره ی ظهور ما از قلم او چکیده و شعاع جهان ما همچون ذره ای در بی انتهای اقیانوس اوست.او دور است ،اگر ما در حجاب ابزار و علم و عقل و داده هایی، که برای در مسیر او قرار گرفتن، به ما عطا شده است به اسارت باشیم و در بند ،ابزار خود به جهالت.داده های او به ما ،که تحت ع
خداوند نزدیک است، زیرا جان ما را جان است و اندیشه ی ما را اندیشه .ما همچون اخگری در خورشید او به عنایت و رحمت او،در ظهور و فنا و او در بقا و جاودانی ،که زمان در اوست و او در ورای زمان .نقطه ی دایره ی ظهور ما از قلم او چکیده و شعاع جهان ما همچون ذره ای در بی انتهای اقیانوس اوست.او دور است ،اگر ما در حجاب ابزار و علم و عقل و داده هایی، که برای در مسیر او قرار گرفتن، به ما عطا شده است به اسارت باشیم و در بند ،ابزار خود به جهالت.داده های او به ما ،که تحت ع
گیر خدایی:
هر چیز گران بها و با ارزش نياز به مراقبت جدی  و یک گیر خوب دارد ، با ارزش ترین سرمایه انسان ایمان اوست و حرفه ترین ها شیطان و بهترین گیر آن است که خدا معرفی فرموده یعنی پناه بردن حقیقی و عملی و نه صرفا زبانی به خدا و ذکر اوست.
وَإِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ ۖ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ
و هر گاه از شیطان تو را وسوسه و تحریکی رسد به خدا پناه بر که او شنوا و داناست.
آیه ۳۶ س
همه در جستجوی خداوند ،عده ای در مساجد ،قومی در کلیسا ،عده ای در لا به لای ریاضی و طبیعت ،عده ای در اتش اهورایی ،عده ای در چیستی و کیستیخداوند کجاست ؟گویا همه خداوند را گم کرده اند،یکی از شب تا سحر در تضرع و اشک و ذکر و تسبیح یکی در رقص و سماع و پایکوبی. یکی در شعر و نوشتن یکی در سکوت و مراقبت نمودن خداوند گم نشده است باور کنیم خداوند گم نشده است همه و هیچ در اوست مرزها در اوست قاصله ها در اوستوصالها در اوستتغییرات همه در اوست .خیال
رفتم اما دل من مانده بر دوست هنوز.می برم جسمی و دل در گرو اوست هنوز
بگذارید به آغوش غم خویش روم . بهتر از غم به جهان نیست مرا دوست هنوز
گرجه با دوری او زندگیم نیست ولی . یاد او میدمدم جان به رگ و پوست هنوز
رشته مهرو وفا شکر که از دست نرفت .بر سر شانه من تاری از آن موست هنوز
بعد یک عمر که با او به  وفا سر کردم .با که این درد بگویم؟!که جفا جوست هنوز
تا دل ناله جانسوز بر آرم همه عمر .همچو چنگم سر غم بر سر زانوست هنوز
باهمه زخم که سیمین بدل از او دارد
با خیالی آسوده،می ایستم و فرو می روم در لطافت آب.راه می افتم و میدوم تا آغوش خورشید.چشم می بندم و پرواز می کنم تا رویا.در این سکوت شب، میان این همه بیابانِ عاطفه؛برای هیچ چیز، هیچ چیزی نیستبرای هیچ کس، هیچ کسی نیست.برای من اما،همه چیز، همه اوست.هر چه هیچ هم، همه اوست
 
نون و عسل/.///-/
من واقعا نمی‌فهمم که چرا وقتی یکی به شما توهین می‌کند، یا بد جوابتان را می‌دهد، یا تحقیرتان می کند یا آن‌طور که انتظار دارید به شما احترام نمی‌گذارد، این شما هستید که ناراحت می‌شوید؟بابا جانِ‌من! از کوزه همان برون تراوَد که در اوست. رفتارِ هر کس متناسبِ شخصیتش است. وقتی گفتار یا رفتارِ یکی زشت یا بی‌ادبانه است، او دارَد شخصیتش را به نمایش می‌گذارد؛ شما چرا به خودتان می‌گیرید و بیخود ناراحت و خشمگین می‌شوید، خودخوری می‌کنید، به‌هم
امام صادق ع عزوجل  برایش سر نوشتی نکند جز انکه خیر او باشد اگر بدنش را با قیچی ها ببرند ابر اوست واگر هم تمام خود وبختر روی زمین را مالک شودخیر اوست  9 امام باقر ع فرمود در میان مخلوق خدا سزاوارترین کس بتسلیم بودن قصا خدای عزوجل  کسی است که خدای عزوجل را بشناید و هرکه بقضا راضی باشد  قصا بر او وارد شود وخدا اجر اورا بزرگ فرماید و هرکه قضا را ناخوش داره قضا بد او وارد شود و خدا اجرش را تباه سازد 
اوست خدایی، که در باوری نگنجد و هر باور، در تلاش جهت فهم و ادراک اوست .ادراکی که محدود به دانایی هر انسان است و این محدودیت را راهی به او که نامحدود است نیست الا در حدی که تعیین شده است، و دانایی است که منجر به توانایی میشود.او کفایت میکند هر بنده را به شرط آنکه ،انسان برای درک این موضوع عبد باشد و بنده باشد، اگر چه در صورت ،عدم فهم و ادراک ،باز اوست که کفایت میکند، اما انسان بی خبر از این کفایت است.انکه این کفایت را نمیداند ،میترسد از دیگرانی ک
بسم الله
راستش خیلی عنوان و مطلب اینجا هست که به صورت پیش نویس ذخیره شده تا به وقتش اجازه انتشار پیدا کنه ولی خب این حرفای وزیر بهداشت که خدا از غرض ایشون بهتر از ما خبر داره باعث شد تا یه حدیث در مورد گریه بشه پست  شروع مطالب وبلاگ . 
امام صادق علیه السلام میفرمایند :
هر کس از غم و اندوه مصیبتی بر جان خویش ترسید ،اشک بریزد،چه را که آن تسکین غم اوست .(ابن بابویه ،بی تا،الف،جلد ۱ ،ص۱۸۷)

پ.ن ۱ : ای که دم میزنی از عشق حسين بن علی(ع) آنچنان باش که ارب
اول ِ ابتدایِ آغاز استدرِ جنت برای او باز استدر مسیرش ملک به پرواز استهمه ی کارهاش اعجاز استوقت پیکار شیر میدان استاو که همبازی یتیمان است نقطه ی تحت باء بسم اللهشرف لااله الا اللهآسمان پیش قامتش کوتاهدر خیبر برای او پر کاهدشمن از پیش و پس اگر داردذوالفقار علی دو سر دارد دست و بازوی او نمک داردبه همه نیت کمک داردعشق ما ریشه در فدک داردبه ولایت هرآنکه شک داردبرود کعبه را طواف کندو نگاهی بر آن شکاف کند هر زمان فاطمه کنار علیستهر کجا هست،بخت
‍ ✅ حقیقت نماز :
حقیقت نماز به وجود شش معناست :
۱ - حضور قلب :
فراغت دل‌از غیر نماز و حضور آن ، نزد فعل و قول خویش است .
 ۲- درک و فهم :
مراد از آن ، این است که قلب انسان، نزد معانی اعمال وی از قول گرفته تا فعل حاضر باشد .
۳ - تعظیم :
تن دادن به بزرگی خداوند متعال و بزرگداشت عبادت اوست .
۴ - هیبت :
ناشی از خوف خدا و ترسی است که از تعظیم و اخلاص برخاسته باشد .
۵ - رجا :
امید به فضل خداوند و پذیرش عمل از جانب او .
۶ - حیا :
پایداری در برابر هر چیزی که مخالف با توحی
{امام مهدی(عج) در کلام علما و بزرگان - شماره 36}
 
شریک اعمال
 
حاج اسماعیل دولابی میفرماید:
آیا نمیدانی امام زمان با ما در تمام اعمال نیک، شریک است؟ زیرا این اعمال نیّت های اوست. هر کس دو رکعت نماز می خواند. او در آن شریک است و شریک خوبی هم است. اگر شریک نباشد چیزی از شما پذیرفته نمیشود، قبولی کار شما به خاطر شرکت اوست.
روح عالَم است. شما تصور میکنید که زیبایی و شادابی روح شما مال خودت است؟ مال اوست. السلام علیک یا روح العالم. امام زمان شریک انبیاء
موجی خروشان از دریای مناقب امیر المومنین علیه السلام در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله
شیخ صدوق رضوان الله علیه روایت کرده است:
حدثنا محمد بن عمر الحافظ الجعابی، قال: حدثنا محمد بن عبید الله العسكری قال: حدثنا محمد بن علی بن بسام الحرانی من أصل كتابه، قال: حدثنا معلل بن نفیل، قال: حدثنا أیوب بن سلمة أخو محمد بن سلمة، عن بسام الصیرفی، عن عطیة، عن أبی سعید، قال: قال النبی صلى ‌الله ‌علیه ‌و آله: من كنت ولیه فعلی ولیه، ومن كنت إمامه فعلی إمام
امروز مورخ ٩٨/٦/٥ با حضور مدیركل، معاونین، مسئول حراست، مسئول روابط عمومی و مسئول دفتر فنی جلسه افتتاح كتابخانه عمومی دكتر جهانگیری روستای حسين آباد شهرستان بهشهر تشكیل شد.خانم دكتر فلاح كردآبادی ضمن تاكید بر افتتاح خوب و منظم این كتابخانه گفت؛ با توجه به مشاركت بالای خیر كتابخانه ساز جناب آقای دكتر جهانگیری و خیرین و بزرگان روستای حسين آباد،افتتاح این كتابخانه باید به بهترین نحو انجام شود .وی ادامه داد؛ این كتابخانه در سال 92 با اهدای زم
 بِسْمِ اللَهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. هَذَا مَا أَوْصَی بِهِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ إلَی أَخِیهِ مُحَمَّدٍ الْمَعْرُوفِ بِابْنِ الْحَنَفِیَّه:إنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ یَشْهَدُ أَنْ لاَ إلَهَ إلاَّ اللَهُ، وَحْدَهُ لاَ شَرِیكَ لَهُ. وَأَنَّ مُحَمَّدًا صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَءَالِهِ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، جَآءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِ الْحَقِّ. وَأَنَّ الْجَنَّه وَالنَّارَ حَقٌّ. وَأَنَّ السَّاعَه ءَ
 ماه غم، ماه عزا، ماه محنبر تو بادا تسلیت یاابن‌الحسن (عج)در عزای جد مظلومت حسيناشکهایت گشته جاری از دو عینشال غم افکنده‌ای مولا به دوشناله از دل می‌کشی با صد خروشچنین گویی تو با صد شور و عینروز و شب گریم برایت یا حسين (ع)گر نبودم تا تو را یاری کنمآنقدر بهرت عزاداری کنماشک چشمم گر شود روزی تمامخون کنم جاری ز چشمانم مدامکی فراموشم شود این خاطراتکام عطشان تو و آب فراتکی رود از یاد من شمشیرهانیزه‌ها و سنگها و تیرهاچهره‌های نیلی و افروختهجام
امام رضا سلام الله علیه، بدن انسان را به یک کشور تشبیه کرده اند. پادشاه این کشور قلب است. عروق ،اعصاب و مغز کارگزاران او هستند. قلب خانه ی این پادشاه و جسم حیطه و قلمرو استیلای اوست. دست، پا، چشم، لب ها، زبان و گوش یاران او هستند. خزانه این پادشاه، معده و شکم و پرده دار این پادشاه سینه اوست. برای پادشاهی با این همه امکانات پاداشی است و کیفری. شادی همچون پاداشی برای این پادشاه است که منجر به سلامتی برای او می شود. غم واندوه، نیز همچون کیفری برای ا
حیف ازگل که لچک رنگ عزار برسراوست
زین سیاهی  چه سود چهار دهه  برسر اوست
گر حجاب  حجب   وحیا  کامل  آن   روسری
چه تضاد رنگ دگر رنگ شاد خواسته اوست
یکطرف آن شرف حُجب وحیا بانوان روسریِ
طرفِ دیگر آن جامعه  اقتصاد اکمل  اوست
ره بیحاصلِ  بیهوده  زفرهنگ مکرر فسوس
افکنیم  ایده ی  نو بهر وطن خواستۀ اوست
دلشاد می  طلبد پا بنهد  در ره  ابادی  وطن
طره ی موی و چپاول چه  فرقی در اوست
منکر آنست که  اشرا
عمّۀ من فهیمه و عالمه است
عمّۀ من آینۀ فاطمه است
عمّۀ من نایبةُ الحیدر است
سیّدة النّسا پس از مادر است
عمّۀ من بحر معانی بود
عمّۀ من حسين ثانی بود
عمّۀ من بانوی بیت الولاست
عمّۀ من شیر زن کربلاست
عمّۀ من زینت امّ و اب است
عصمت حق دخت علی زینب است
عمّۀ من سفیر خون خداست
همدم هجده سر از تن جداست
عمّۀ من مادر صبر و رضاست
گاه تکلّم علی مرتضی است
عمّۀ من در دل گودال خون
کرد رخ از خون خدا لاله گون
گفت خدایا تو ز آل رسول
این گل پرپر شده را کن قبول
ناله او
عمّۀ من فهیمه و عالمه است
عمّۀ من آینۀ فاطمه است
عمّۀ من نایبةُ الحیدر است
سیّدة النّسا پس از مادر است
عمّۀ من بحر معانی بود
عمّۀ من حسين ثانی بود
عمّۀ من بانوی بیت الولاست
عمّۀ من شیر زن کربلاست
عمّۀ من زینت امّ و اب است
عصمت حق دخت علی زینب است
عمّۀ من سفیر خون خداست
همدم هجده سر از تن جداست
عمّۀ من مادر صبر و رضاست
گاه تکلّم علی مرتضی است
عمّۀ من در دل گودال خون
کرد رخ از خون خدا لاله گون
گفت خدایا تو ز آل رسول
این گل پرپر شده را کن قبول
ناله او
سلام در این مطلب همراه باشید با عکس نوشته زیبا با نام نایب که معنی آن (تلفظ: nāyeb) (عربی) آن که در غیاب کسی عهده دار مقام و مسئولیت اوست، جانشین، نماینده، (در ادیان) در شیعه ی دوازده امامی هر یک از علمای دینی که در زمان غیبت حضرت مهدی (ع) ولایت امور مسلمین بر عهده ی اوست، عنوان دولتی و دیوانی که در دوره ی قاجار، افشاریه، غزنوی و سلجوقی به اشخاص بخاطر نیابت، تصدی شهر یا ولایت و سرپرستی امور داده اند - آنکه در غیاب کسی عهده دار مقام و مسئولیت اوست، جا
من واقعا نمی‌فهمم که چرا وقتی یکی به شما توهین می‌کند، یا بد جوابتان را می‌دهد، یا تحقیرتان می کند یا آن‌طور که انتظار دارید به شما احترام نمی‌گذارد، این شما هستید که ناراحت می‌شوید؟
بابا جانِ‌من! از کوزه همان برون تراوَد که در اوست
رفتارِ هر کس متناسبِ شخصیتش است. 
وقتی گفتار یا رفتارِ یکی زشت یا بی‌ادبانه است، او دارَد شخصیتش را به نمایش می‌گذارد؛ شما چرا به خودتان می‌گیرید و بیخود ناراحت و خشمگین می‌شوید، خودخوری می‌کنید، به‌ه
عشق امام هادی برشیعه افتخار است/اوحجت الهی ازسوی کردگار است/گلبانگ آفرینش بانام اوست جاری/روزتولداو رحمت چه آشکار است/قرآن وعترت ودین را حضرتش مبلغ/شیعه بخاطر او در خلق نامداراست/ابن الرضای ثانی باب هدایت حق/حب نقی به عالم سرمنشاءبهاراست/ازیمن مقدم او شهرمدینه پرنور/مولاامام هادی یادآورنگاراست/درمان درد شیعه اندر توسل اوست/معیار دین وایمان او اسوه وعیاراست/گردیده سامرا هم در عید او چراغان/آن آیت الهی آقای روزگاراست/جدامام مهدی گردیده ا
وقتی که می خرد دل ما را امام عشقپاسخ دهد ز خون گلویش سلام عشقنامش تبرکی است به جان های مبتلابا خون نوشته بر سر دلها کلام عشقجان و سر و وجود عزیز و پسر دهدتا ثبت و جاودانه شود این پیام عشقاین بیرقی که بر سر عالم نهاده استاین مکتب حسين علی با قیام عشقبرخیز تا به روضه ی او گریه ها کنیمیم در غم او با مرام عشقسرباختن به راه خدا از مرام اوستدر خون نوشته حرف ورا اختتام عشقدر روضه اش ز عالم امکان فرا رویموقتی که می خرد دل ما را امام عشق
گریان تو هر زره دنیاست ، حسين(ع)عالم به تمنای تو مولاست ، حسين(ع)بی عشق تو عشقی نشود با معنادلداری تو مرهم دلهاست ، حسين(ع)پروانگی ام را تو ببین ، سوخته امای شمع که در واقعه تنهاست ، حسين(ع)آن ساغر وحدت که توباشی ساقییک جرعه مرا اوج تعالی ست ، حسين(ع)
تاکربلارسیده گام حسين وزینب/مهمان نینوایی نام حسين وزینب/یک کاروان عاشق همراه سرورآمد/جام شهادت آیدبام حسين ورینب/اندرکنار رودی تشنه لبی چه سخت است/خشک است درمحرم کام حسين وزینب/یاران حضرت او ایثارآفریدند/وقت فراق آیدشام حسين وزینب/الگوی کل عالم این خواهروبرادر/هرجلوه ای زدنیا رام حسين وزینب/شیعه زحق پرستی باکربلاست همدم/چون قلبهاگرفته فام حسين وزینب/این عشق کربلایی شدافتخارشیعه/مملوتمام دنیااسلام حسين وزینب/یک روز در محرم مهدی ظهور د
ساقی شبیه ساقی کوثر نیامدهجز او کسی به جای پیمبر نیامدهجز او برای فاطمه همسر نیامدهاز کعبه جز علی احدی در نیامدهیعنی کسی به پاکی حیدر نیامدههر کس غلام فاطمه شد در پناه اوستشاهی که عرش دوش نبی جایگاه اوستدر معرکه سلاح نبردش نگاه اوستاین گیسوی سیاه که تنها سپاه اوستبر شانه اش سیاهی لشکر نیامدهاولاد مرتضی همه ذاتاً مطهرندقرآن ناطقند، شفیعان مندشاهان روزگار غلامان قنبرندخدّام عرش گوش به فرمان حیدرنددور و برش که قحطی نوکر نیامدهابروش وق
به نام یگانه خالق هستــــــــی!
به نام خدایی که در همین نزدیکیســـــــــــــــــت!
به نام خدایی که از خاک دل آفریـــــــــــــد!به نام او که زندگــی از او رنگ میگیــــــــــــــــــــرد!
به نام خدایی که هستـی ازاوست و هرچه داریم از لطف اوست!
حسين (ع) یگانه تکرارناشدنی تاریخ خلقت است که از عصمت الهی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها زاده شده و پدرش ابرمرد آفرینش امیرالمومنین ،سیدالمتقین،مولی الموحدین ،ولی الله علیه السلام است و در میان معصومین تنها اوست که همبازی دوران کودکی و نوجوانیش هم یک معصوم بوده است. 
خون خدا می چکد، از
گل روی حسين
هستی این هست و بود، بسته به موی حسين
اشک همه اولیاست، وقف لب خشک او
خون دل انبیاست، خون گلوی حسين
در همة کائنات، از ملک و جنّ و انس
کیست به عالم که نیست، مست سبوی حسين؟
زخم تن او زند، خنده به شمشیرها
یا که خدا می زند، خنده به روی حسين
نیست عجب گر نماز، بوسه به پایش زند
هر که گذارد نماز، بر سر کوی حسين
قم خون، جانماز، مُهر جبین، جای سنگ
خون سر و خونِ دل، آب وضوی حسين
کافرم ار ناامید باز شود از درش
قاتل اگر آورد، روی
امروز مورخ ٩٨/٦/٧ جوادافسرده نیروی انسانی کتابداركتابخانه عمومی تازه افتتاح شده دكتر جهانگیری حسين آباد بهشهر در اداره كل حضور یافته و نسبت به فراگیری موارد اداری اقدام نموده است.آقای افسرده در بخشهای مختلف طی امروز و روزهای آینده حضور خواهد یافت و با تك تك حوزه ها آشنایی یافته و آموزشهای لازم را خواهد دید.كتابخانه عمومی دكتر جهانگیری شهرستان بهشهر در هفته دولت امسال با حضور مدیران استانی و شهرستانی افتتاح شد.
عرش خدا خیمه ی عزای حسين است



عرش
خدا خیمه ی عزای حسين است
نوحه
ی افلاکیان برای حسين است
هر
چه خدا بر حسين ارج نهاده
جان
حسين لایق و سزای حسين است
حاتم
طایی که گشته شهره ی آفاق
در
صف اهل کرم گدای حسين است
کیست
که این نکته بر مسیح بگوید
مرکز
اعجاز کربلای حسين است
مست
حسينم جنون گرفته ی اویَم
در
سر من از ازل هوای حسين است
دل
که در او عشق اوست کعبۀ عشق است
جلوه
ی میقات با ولای حسين است
نوکر
او باش نَه ای غلام اجانب
عزت
عقبا فقط رضای حسين است
تربت
او ب
این روزها حتی نسبت به آدم های بزرگتر از خودم هم حس مادری دارم. مثلا همین امروز که پست وبلاگ آسیاب را می خواندم،  دلم حس مادری را داشت که فرزندش را گذاشته توی دنیا و رفته پی ادامه ی مسیر جاودانگی اش. می خواستم به فرزندم بگویم، آرام باش فرزندم، با قوت ادامه بده، عشق جاری شده بین ما تنها شمه ای از عشق بی کران خدا به مابوده و هست.
به تو از این جهت که مادری عاشقانه همه جوانب جسم و جانت را در آغوش پر مهر پرورانده تا قد و قواره ات از هیکل نه ی او درشت
زمان تنها مفهومی است پرداخته ی ذهن انسان برای بیان و درک تغییرات ،سن وسال انسان نیز تنها تغییر فیزیکی است در فیزیک اویعنی در جسم و اجزای ان که همچون ابزاری در خدمت انسان است و انسان به عنوان یک هوشیاری بر این جسم حکومت میکند تا از ان در خلق ،خیال و اندیشه ی خود کوشا باشد.ماهیت و سرشت انسان در زمان نیست ،خلق نشده است که از بین برود ،همواره بوده است در بی زمانی زیرا از نفس اوست و او،حقیقتی که ثبات دارد، در تغییر و تغییرات درون او، همچون ،ظهور ام
 

سخن‌ بزرگ ‌شود، چون‌ درست باشد و راست

کس ار بزرک شد از گفته بزرگ، رواست


چه جد، چه هزل‌، درآید به آزمایش کج

هرآن سخن که نه پیوست با معانی راست


شنیده‌ای که به یک بیت‌، فتنه‌ای بنشست

شنیده‌ای که ز یک شعر، کینه‌ای برخاست


سخن گر از دل دانا نخاست‌، زببا نیست

گرش قوافی مطبوع و لفظ‌ها زبباست


کمال هر شعر اندر کمال شاعر اوست

صنیع دانا، انگارهٔ دل داناست


چو مرد گشت دنی‌، قول‌های اوست دنی

چو مرد والا شد، گفته‌
226
 
علم از آن جهت که علم است نور است؛ یعنی علم به فعل خدا، به نظام و به آنچه در تاریخ واقعیت دارد، چه در زمین و آسمان باشد، چه مربوط به دنیا و آخرت باشد، هر چه که در جهان واقعیت دارد و فعل خداست، علم و نور است، چون چراغ است.حالا گاهی عالِم که این چراغ به دست اوست، این چراغ را به دست می‌گیرد که راه دیگران را ببندد و مردم را به چاه هدایت کند، این می‌شود علم غیر نافع.یک وقت است که این چراغ دست اوست، تا خودش این راه را ببیند، نه بیراهه برود، نه راه کس
جایی که او زندگی، کار یا تحصیل می‌کند ااماً نمی‌تواند حامل سرور یا غمی برایش باشد. شهرستان با مرکز استان، مرکز استان با پایتخت، شمال شهر با جنوب شهر، طبقه اول با طبقه آخر، این‌سوی آب با آن‌سوی آب، دانشگاه بهشتی با دانشگاه دوقوزآباد سفلی می‌تواند فرق چندانی نداشته باشد. شور و شعف و رضایتی که او به دنبال آن است نه تابع مکان که وابسته به وسعت قلب اوست. قلبی که به باورش زیستگاه روح و همیشه به همراه اوست. می‌تواند آنقدر کوچک باشد که همیشه و د
جایی که او زندگی، کار یا تحصیل می‌کند ااماً نمی‌تواند حامل سرور یا غمی برایش باشد. شهرستان با مرکز استان، مرکز استان با پایتخت، شمال شهر با جنوب شهر، طبقه اول با طبقه آخر، این‌سوی آب با آن‌سوی آب، دانشگاه بهشتی با دانشگاه دوقوزآباد سفلی می‌تواند فرق چندانی نداشته باشد. شور و شعف و رضایتی که او به دنبال آن است نه تابع مکان که وابسته به وسعت قلب اوست. قلبی که به باورش زیستگاه روح و همیشه به همراه اوست. می‌تواند آنقدر کوچک باشد که همیشه و د
جایی که او زندگی، کار یا تحصیل می‌کند ااماً نمی‌تواند حامل سرور یا غمی برایش باشد. شهرستان با مرکز استان، مرکز استان با پایتخت، شمال شهر با جنوب شهر، طبقه اول با طبقه آخر، این‌سوی آب با آن‌سوی آب، دانشگاه بهشتی با دانشگاه دوقوزآباد سفلی می‌تواند فرق چندانی نداشته باشد. شور و شعف و رضایتی که او به دنبال آن است نه تابع مکان که وابسته به وسعت قلب اوست. قلبی که به باورش زیستگاه روح و همیشه به همراه اوست. می‌تواند آنقدر کوچک باشد که همیشه و د
امام حسين علیه السلام در مکتب پیامبر اکرم(ص)از ولادت حسين بن على (ع ) كه در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) كه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد, مردم از اظهار محبت و لطفى كه پیامبر راستین اسلام (ص ) درباره حسين (ع ) ابراز میداشت , به بزرگوارى و مقام شامخ پیشواى سوم آگاه شدند.سلمان فارسى می گوید: دیدم كه رسول خدا (ص ) حسين (ع ) را بر زانوى خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى , تو امام و پسر امام و پدر اما
اقیانوسی موّاج از معارف الهی و مضامین عالی در معرفی مقام ائمه علیهم السلام وسالار شهیدان حسين بن علی علیه السلام. آنجاییکه علاوه بر آثار سازنده فردی و اجتماعی  و بیان مواضع فکری و عقیدتی، خط انحراف را نشانه گرفته است، پس به رغم برخی از ادعاها با عاشورا می توان امکان زیست دینی را در دوره مدرن تجربه کرد و این خط بطلانی است بر ادعای روشنفکران خودباخته.
دیده ام در یک شب تاریک راز
گور بود و من در آن بودم دراز
فرق بسیاری میان من و من
مثل فرق بانماز و بی نماز
بندگی میکردم از روی ریا
بوده ام از ذلّت خود سرفراز
هر بدی را مرتکب در خلوتم
باطنی مسموم و ظاهر سروناز
هرچه گفتم هرچه کردم با نظر
از حقیقت دور ، در بند مجاز
چون اسیری که شدم گُم در خودم
کفر و ایمان کار و کسبم ، یک نياز
یک تصادف روشنی شد در دلم
عبرتی آورد با خود کارساز
بندگی از سر گرفتم ، بنده ام
میکنم از نفس و شیطان احتراز
باقیش را من نمیدانم دگر
همه چیز ویران، تصویرها بریده بریده هستند، دست ها روی دیوار کشیده می شوند، صدای نامفهوم، چشم باز می کنم،افسانه ها رژه می روند. همان صدا گنگ تر و بلند تر،دوباره دست هایم را به دیوار می کشم و جلو می روم، من! نزدیکتر می شوم اما صدا دورتر، با خودم فکر می کنم این تصاویر جنون آمیز از کجا آمده؟ نزدیکتر شدن صدا رشته افکارم را پاره کرد، نمی توانم چشمهایم را باز کنم آهسته جلو می روم، جرات دور شدن از دیوار را ندارم. چشمانم باز می شود. ویرانه ها را واضح تر م
مهر تو مرا رکن نماز است حسين جان عشق تو مرا کعبه ی راز است حسين جان
روزی که شود بسته برویم در امید
بابکرم لطف توبازاست حسين جان
 
یک ذره غبار حرمت ای حرم دین در رتبه به از ملک حجازاست حسين جان
هرروزدهم بوسه بخاک حرم تو چون تربت تو مهر نماز است حسين جان
در کرببلا زان همه گلهای نکویت اصغر گل نشکفته ی ناز است حسين جان
ازداغ تودر گوشه ی ویرانه رقیه شمعیست که در سوز وگدازاست حسين جا
 
 
 
گر قلب من از سینه بر آرند ببینند باذکر تو در راز ونی
مثنوی ابوالفضل (علیه السلام)ای حرمت قبله حاجات مایاد تو تسبیح و مناجات ماهمقدم قافله سالار عشقساقی عشاق و علمدار عشقمکتب تو مکتب عشق و وفاستدرس الفبای تو صدق و صفاستمکتب جانبازی و سر بازی استبی سری، آنگاه سرافرازی استمطلع شعبانِ همایون اثربر ادب توست دلیلی دگرسوم این ماه، چو نور امیدشعشعه صبح حسينی دمیدچارم این مه که پر از عطر و بوستنوبت میلاد علمدار اوستشد به هم آمیخته از مشرقیننور ابوالفضل و شعاع حسينای به فدای سر و جان و تنتوین ادب آمد
مولوی:
راست می‌گوید همه نسبت به حقّ نیک است و به کمال است؛ امّا نسبت به ما نى. و پاکى و بى‏نمازى و نماز و کفر و اسلام و شرک و توحید، جمله به حقّ نیک است؛ امّا نسبت به ما زنى‏ و ى و کفر و شرک بد است و توحید و نماز و خیرات نسبت به ما نیک است؛ امّا نسبت به حقّ جمله نیک است. چنان‌که پادشاهى در ملک او زندان و دار و خلعت و مال و املاک و حشم و سور و شادى و طبل و علم باشد؛ امّا نسبت به پادشاه جمله نیک است، چنان‏که خلعت، کمالِ ملک اوست و دار و کشتن و
بی شک تو از باد بهتری و از بهشت کمتری؛
من بادبهشتِ تواَم ای دوست؛
سالیانِ سال است
که در پناهِ تو زندگی می کنم
نامه نگارم، چند خط ناقابل تقدیم می کنم،
باشد که مقبول حضرتِ جنابتان اُفتد؛
 بسم الله الرحمن الرحیم
""" اوست سزاوارِ هر ستایش؛
من بنده ی اویم
آنکه آفرید بی منّت
و آنکه خرید بی ذلّت
از دون مایه همان تَرواد که در اوست
و از خرده نانِ حق همان خیزد که از اوست؛
من به خودی خود، خوشحالم، هر چند مریض اَحوالم
سرم درد می کند، چشمانم کم سو می شوند
و ب
دیده ام در یک شب تاریک راز
گور بود و من در آن بودم دراز
فرق بسیاری میان من و من
مثل فرق بانماز و بی نماز
بندگی میکردم از روی ریا
بوده ام از ذلّت خود سرفراز
هر بدی را مرتکب در خلوتم
باطنی مسموم ، ظاهر سروناز
هرچه گفتم هرچه کردم با نظر
از حقیقت دور ، در بند مجاز
چون اسیری که شدم گُم در خودم
کفر و ایمان کار و کسبم ، یک نياز
یک تصادف روشنی شد در دلم
عبرتی آورد با خود کارساز
بندگی از سر گرفتم ، بنده ام
میکنم از نفس و شیطان احتراز
باقیش را من نمیدانم دگر
امروز مورخ ٩٨/٦/١٣ با حضور مدیركل، معاونین و پرسنل ستاد و كتابداران و مردم و علاقه مندان به كتاب موكب كتاب حسينی شروع به فعالیت نمود.خانم دكتر فلاح كردآبادی  ضمن تسلیت ایام تاسوعا و عاشورای حسينی گفت؛ موكب كتاب حسينی با هدف ترویج فرهنگ كتاب در حوزه قیام امام حسين (ع) و فرهنگ عفاف و حجاب شروع به فعالیت نمود و امیدواریم بتوانیم به اهداف مد نظر كه همانا ترویج فرهنگ مطالعه كتب حسينی و عاشورایی و بصیرت افزایی است برسیم.وی ادامه داد؛ روشنگری در خص
ای کربلا کو شمع شام تار زینبای کربلا کو دلبر و دلدار زینبکو لاله های پرپرم         ای وای ، ای وایکو تـربت بـرادرم            ای وای ، ای وایچه شد عزیز  مادرم      ای وای ، ای وایکو یاس پرپر گشته ام     ای وای ، ای وایمن زینب سرگشته ام    ای وای ، ای وایمن از سفر برگشته ام    ای وای ، ای وایجانم حسين ، جانم حسين******هستم کنار قبر تو ای بی قرینهمن زائر و دست ادب دارم به سینههستی امام من حسين    ای وای ، ای وایماه تمام من حسين         ای وای ، ای وایبشنو سل
" آفریننده ی یکتا ، مردم را یکسان آفریده و او را بر همه ی آفریدگان بزرگی داده . پس بلندی و پستی و بیشی و کمی ، بسته به کوشش اوست . هر که بیشتر کوشد ، بیشتر رود . امیدواریم که از زمین دل به یاری باری ، ژاله ی بخشش ، لاله دانش بروید و مردم را از تیرگی آلایش بشوید " حضرت بهاءالله
س : دخترم به زودی به سن تکلیف می‏رسد و باید برای خود مرجع تقلیدی انتخاب کند، اما درک مسأله تقلید برای او دشوار است، وظیفه ما نسبت به او چیست؟ج: اگر وى به تنهایى نمى‏تواند وظیفه شرعى خود را در این‌باره تشخیص دهد، وظیفه شما ارشاد و راهنمایى اوست.
آتش بزن وجود مرا با غم حسينتازنده گردد این دل من محرم حسينخاکسترم چو اشک رخم جاری از دل استهرچه که بوده و بود از ماتم حسينمن کیستم به محضر ارباب بی کفنجز ذره ای که گشته کنون همدم حسينگویا وسیله ایست غم او برای جانتا پای دل گذر کند از این یم حسينبرجان ما ز صبح ازل دست کردگارآورده گوشه ای زغم و نم و نم حسين
ماییم ویاد خیل شهیدان زنده دلآتش بزن وجود مرا با غم حسين
علی(ع) از قول پیامبر میفرمایند: دست خدای تبارک و تعالی رحمت را بر سر هرکسی که کار نیک او مورد ناسپاسی قرار بگیرد گسترده است!
پس اگر به کسی لطفی کردی و او ناسپاس بود ناراحت نشو, و نگو دیگه خوبی نمی کنم که خداوند ناظر و شاکر اصلی اوست
{از عاشورا تا ظهور - شماره 39}
 
وقتی قرآن، روضه خوانی می کند.
 
سعد بن عبدالله میگوید: با احمد بن إسحاق خدمت امام عسکری علیه السلام رسیدیم. سؤالاتی داشتم، امام فرمودند: از نورِ چشمم بپرس [و به حضرت مهدی اشاره نمودند]. پس از چند سؤال، پرسیدم: مُراد از تأویلِ کهیعص» - که در قرآن آمده - چیست؟
حضرت مهدی علیه السلام فرمودند:
کاف» اسمِ کربلا و
هاء» اشاره به هلاکت،
یاء» یزید است که بر حسين ظلم نمود،
عین» عطش حسين و یاران عزیز اوست و
صاد» اشاره به
زیارت اربعین وفضایل و ثواب خواندن‌ آن
 
 
اربعین، چهلمین روز شهادت امام حسين علیه السلام است که جان خود و یارانش را فدای دین کرد. ازآنجا که گرامیداشت ‏خاطره شهید و احیاء اربعین وی، زنده نگهداشتن‏ نام و یاد و راه اوست و زیارت، یکی از راههای یاد و احیاء خاطره است، زیارت‏ امام حسين‏ع‏» به ویژه در روز بیستم ماه صفر که اربعین آن حضرت است، فضیلت بسیاردارد.زیارت اربعین که در این روز مستحب است، در کتب ادعیه آمده است ‏و به اینگونه شروع می‏شود:
#حدیث_مهدوی
 
امام حسين(ع)
حارث بن مغیره می گوید: به خدمت امام حسين علیه‌السلام شرفیاب شدم و عرض کردم: حضرت مهدی را با چه نشانه هایی بشناسم؟ فرمود:بمعرفة الحلال و الحرام و بحاجة الناس الیه، و لا یحتاج الی احد».با شناخت احکام و معارف و نياز همگان به او، و بی نيازی او از همه».
منتخب الاثر/ ص309
دقیقا یادم نیست از چند سالگی معنای جنگ و صلح را فهمیدم. همینطور معنای تخریب روحی _ روانی و تخریب شخصیت را. ولی از همان بچگی، من (و ما) به دنبال حفظ منافع بودیم. حتی بیشتر از آنچه لازم داشتیم. از همان وقتی که یکی از ‌های مادر را مک می‌زدیم و با دست آن یکی دیگر را می‌گرفتیم، که مال خودمان باشد. بعدا سر اسباب بازی‌ها به سر و صورت هم چنگ می‌زدیم. بعداتر که زبان باز کردیم، همدیگر را القاب عجیب و غریب صدا می‌زدیم که حرص طرف مقابل را در بیاوریم. ا
آدم ها گاهی به نقطه ای می رسند که هیچ چیز بعد آن مثل قبل نیست، نه حواس نه رنگ ها نه بو ها نه خاطرات نه لذات.  می فهمد در میانه یک بازی نا برابر ایستاده است  که نقش اول اش را خودش بازی می کند اما کارگردان و نویسنده خودش نبوده، تنها چیزی که باعث می شود تماشا برایش کف بزنند بازی زیبای اوست وگرنه هر کسی داستان خودش را دارد.  
گاهی فکر می‌کنم شاید مسلم بود که باعث شد هزاره‌ای بگذرد و هنوز زمین در اغما به سر ببرد
و اهل آن بگویند طبیب دوار بطبه سخن از گذشته‌هاست و در عصر ما جایی ندارد
وقتی کسی که همه قلبت عاشق اوست در آخرین نجوایش بخواند
اگر خودم به تو گفتم بیا، نیا برگرد
 و گمان کنی که ذره‌ای از حس شرمش کوه‌ها را آب می‌کند
شاید حق داشته باشی که نخواهی مسلمی دیگر، چنین زخمی بردارد
 
پ ن:
قول می دهم که همه چیز عوض می‌شود
یک‌بار دیگر بیا و بگو فلیرحل معناو قسم به خدا
 
به سر سربند یازهرا به دستم بیرق سقا به لب ذکر دعا دارمبه خون دل رفیقانم رهاگشتند وحیرانم هوای کربلا دارمگریه کن عزای تو دل گشته مبتلای توآقای غیرت وادب دلها همه فدای توارباب حسين ارباب حسين ارباب حسين ارباب حسين (2)دل سردم به خون خفته غم عشق ترا گفته ببین از دیده خون بارمشکسته بال و پر ماندم غم عشق ترا خواندم هوای کربلا دارمدلتنگ روضه هات منم عمریه مبتلات منمکاشکی بگن که اربعین راهی کربلا منمارباب حسين ارباب حسين ارباب حسين ارباب حسين (2)دل
لبخند خدا بسته به لبخند حسين استپس باش پی آنچه خوشایند حسين است
تعریف من از عشق همان بود که گفتمدر بند کسی باش که در بند حسين است
در معرکه از‌ سنگدلان حر بتراشداین ویژگی چشم هنرمند حسين است
شیرین تر از این شور ندیدیم همه عمرشوری که خدا در دلم افکنده حسين است
آهنگ خوش و رقص خوش و بوی خوش اصلاًطبل و علم و پرچم و اسفند حسين است
بی روضه ی او حال خوشی نیست…، اگرهستاز حال ‌گذشتیم که آینده حسين است
از بس که "علی" نام قشنگی ست عجب نیستاین نام اگر روی س
دیوانه ام دیوانه ام دیوانه روی او،شیدا دل .مجنون سرم.مجنون.اطوار اوکرده جهان واله خود غمزه چشمان او .یا حسين جان تو شمعی همه پروانه ات.تو .مقصود .معبودی .همه دیوانه ات.هرآن.کو گوید اسرار دل.ناارد به لب نام.حسينشیرین نبود شهد حیات .بکام او بی یاد حسينص.دیوانه حسين را ملامت مکنید .که.این جنون سرایت داردواگذارید .دیوانه گان حسين را.شیدای او .بیکس وکیاست لیک اربابی .اعظم.اسمایی چون.حسين.داردص.بی صاحب نبودشیدا ودیوانه .حسين.ص صاحب
به نام خداوند بخشنده مهربان.
ستایش مخصوص خداوند است و ستایش برازنده اوست آنچنان که شایسته حضرت اوست. ستایشی بسیار.
و به او پناه میبرم از شر نفسم. چه همانا نفس به زشتی بسیار فرمان میدهد جز آنکه پروردگارم رحم کند. و به او پناه میبرم از گزند شیطانی که گناه بر گناهم می افزاید.
و به قدرت او از هر گردنکش نابکار و پادشاه ستمکار و دشمن قهار دوری میجویم.
خدایا مرا از سپاهیانت قرار ده چراکه همانا تنها سپاه توست که پیروز است و مرا از حزب خود قرار ده که
 امام صادق ع فرمود در انمیان که پیغمبر ص در مسجدالحرام بود ولباسهای نو در بر داشت مشرکین شکمبه شتری را بر او افکندند ولباسهایش را الوده کرده اند پیغمبر از این عمل بقدری ناراحت شد که خدا داند انگاه نزد ابوطالب امد وگفت ای عمو حسب   حسب مرد دین وارزش و کارهای نیک  وصفات پسندیده وکردار شایسته اوست  ونیز صفات حمبده پدران اوست زیرا شخصیت مرد بوسیله اینها بحساب مباید  مرات ص360.         معنی حسب بود توصیح دادم.      مرا در میان خود چگونه میبینی او گ
یک موزیک ویدیو از تنها کانالی که توی تلگرام دنبال می کنم؛دانلود کرده ام.آهنگ خیلی قشنگ است؛اما حس عجیبِ گذشتن روزهای اوج و عزت را برای من و برای آنکسی که موزیک ویدیو درباره ی اوست؛تداعی می کند.یک حس غم انگیزی و دلتنگی پاییزانه نیز،همراه خودش دارد.
ازازل در طلبت چشم ترم گفت حسين
 هرکجا بال زدم بال وپرم گفت حسين 
مادرم داد به من شیر محبت اما من حسينی شدم از بس پدرم گفت حسين 
هرچه دارم همه ازلطف پدر بود که بنشسته به بالین سرم تا به سحر گفت حسين 
تاکه نام گل تو واشد به لبم بازپدر گفت شکر خدایا پسرم گفت حسين 
اگر به جز عشق حسين در سرم باشد خداکند که روز آخرم باشد 
از عشق علی مددگرفتیم آن چیز که می شد گرفتیم .
محمد حسين پویانفربه یک سلام دلخوشم ، السلام یا حسينلحظه ی آخرم یک کلام یا حسينحب الحسين حبّک سرّ حیاتییا ثارالله تو قتیل العبراتییا رب العشق تو سفینه النجاتیای شاه کربلا ، ای نور نیّرینصلّی الله علیک یابن اهرا حسينیابن اهرا حسيناعلی الله الذی من احب الحسينبسم رب الکریم ، بسم رب الحسيندر تاب و تب ، شده ام به عشق زینبمی گردم بر درگه خدا مقربچون که دارم ذکر یا حسين بر لبیا مصباح الهدی وارزقنا کربلاحصنی حب الحسين ارواحنا فداهیابن اهرا
اهم این مذاهب عبارتند از:[1]
1) مکتب حنفی: مکتب ابوحنیفه، نعمان بن ثابت (150-80 هـ ) که به مذهب حنفی» مشهور است. او در کوفه به دنیا آمده و نزد تابعین و همچنین نزد امام صادق; دانش آموخت و سپس منصب تدریس و افتاء را در کوفه عهده­دار شد.
منصور عباسی از او برای پذیرش پست قضاوت دعوت نموده ولی او نپذیرفته و سرانجام به فرمان خلیفه تا زمان مرگ در زندان محبوس بود. او در فقه و فرائض، به اجتهاد پرداخته و به قیاس و رأی خویش عمل می­کرد. کتابهای فقه اکبر» و مسند اب
در واقع همان‌طور که هر مملکتی برای اداره، نياز به یک حاکم یا رئیس دارد، خانه هم رئیس می‌خواهد. یعنی ریاست خانه بر عهده مرد است و تأمین حوایج و نياز‌های زندگی هم وظیفه اوست. از سوی دیگر، خانه با ریاست تنها اداره نمی‌شود و نظیر مملکت که نياز به اداره داخلی دارد، خانه هم مدیر و مدبر می‌خواهد و مدیریت داخلی خانه بر عهده زن است. به بیان دیگر، اگر زنی از مهر شوهرش برخوردار نباشد، نمی‌تواند فرزندان خود را از مهرمادری سیراب کند. «اگر
ماه تا طلوع میکند شمار غصه هام را
مرور میکنم!
از همه عبور میکنم !
در زمین خاطرات خفته ام
مثل بدویان
طفل کوچکی که عشق نام اوست را
زنده زنده
در حصار گور میکنم!
دل در انتظار را
بی قرار میگذارمش.
ولی
میان این همه
به اسم تو که میرسم
             کنار میگذارمش.

محمد صادق امیری فر
امروز به من نشان دادی سرچشمه ی تک تک نعمت های دلنشین زندگی من برکت حضور حسين است.حسين نانُ جانُ‌‌‌‌ رفیقُ پدر و مادر من بوده استُ منِ کور دل ندیده بودمش !حسين خندهُ اشکُ سر خوشیُ غمِ محترم من بوده استُ من نفهمیده بودمش!نوای محزونِ شبانه ی من از حنجرِ قرآن خوانِ حسين بلند می شده استُ گوش های من کر بودند از شنیدنش!آفریدگارِ حسينتو را شُکر؛حسين را آفریدی که من عاشق باشم!
.
.
بعد التحریر:
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستیکه هنوز من نبودم که تو د
4
من از دعوا و فریاد به شدت متنفرم و میترسم،یکی از دلایلِ عدم صمیمیتِ ما زود از کوره در رفتن اوست.
چند روز پیش کولاکی به پا کرده بود و من محتاطانه توی آشپزخانه کمکش میکردم که گفت"وقتی من با بچه ها دعوا میکنم،لازم نیست تو به خودت بگیری و از من فاصله بگیری"
اگر فضای گفتگو داشتم حتما جواب میدادم که من فقط با شنیدن صدای بلند تپش قلب میگیرم،که دعوا برای من یادآور آن سال های لعنتیست.
در واقع همان‌طور که هر مملکتی برای اداره، نياز به یک حاکم یا رئیس دارد، خانه هم رئیس می‌خواهد. یعنی ریاست خانه بر عهده مرد است و تأمین حوایج و نياز‌های زندگی هم وظیفه اوست. از سوی دیگر، خانه با ریاست تنها اداره نمی‌شود و نظیر مملکت که نياز به اداره داخلی دارد، خانه هم مدیر و مدبر می‌خواهد و مدیریت داخلی خانه بر عهده زن است. به بیان دیگر، اگر زنی از مهر شوهرش برخوردار نباشد، نمی‌تواند فرزندان خود را از مهرمادری سیراب کند. اگر در زندگی محبت
قیام عاشورا
 
۷۲۶۱
 
متن وصیتنامه‌ی امام حسين علیه السلام: این وصیت حسين بن علی است به برادرش محمد بن حنفیه: شهادت مى دهد به اینکه جز الله خدایی نیست، یگانه است و او را شریکی نیست و این‌که محمد، بنده و فرستاده‌ی اوست که به حق از جانب حق آمد و این‌که بهشت و آتش حق است و قیامت بدون هیچ شکى آمدنی‌ست و خداوند هر که در قبر هاست را زنده مى‌کند؛ خروج و قیـام من از روى سرکشى و خوشگذرانى و فساد و ظلم نیست، تنها براى اصلاح در امت جدّم [ص] قیام کردم و می
بی تو ای دوست در این کوی دویدن تا کی؟         خون دل خوردن و واپس نگردیدن تا کی   به گلوی نی هجر تو دمیدن تا کی؟                    نازنین طعنه ی اغیار شنیدن تا کی؟    توچه دانی که من بی تو چه سان می گذرد        گویی از کالبدم قوت جان می گذرد   رفتی و با دگران باده ی رندانه زدی                     جام ها بی خبر از عاشق دیوانه زدی   هیچ دانستی از آن می که به پیمانه زدی            آتش شمع ،  تو در خرمن پروانه زدی   با تو الحق سخنی بیش نمی باید
امروز به من نشان دادی سرچشمه ی تک تک نعمت های دلنشین زندگی من برکت حضور حسين است.حسين نانُ جانُ‌‌‌‌ رفیقُ پدر و مادر من بوده استُ منِ کور دل ندیده بودمش !حسين خندهُ اشکُ سر خوشیُ غمِ محترم من بوده استُ من نفهمیده بودمش!نوای محزونِ شبانه ی من از حنجرِ قرآن خوانِ حسين بلند می شده استُ گوش های من کر بودند از شنیدنش!آفریدگارِ حسينتو را شُکر؛حسين را آفریدی که من عاشق باشم!
.
.
بعد التحریر:
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستیکه هنوز من نبودم که تو د
غم تو بزرگ است و وسع من کوچک
هدف تو بلند است و همت من کوتاه
بخشندگی تو عظیم و فراخ است و دایره خیررسانی من تنگ
تو به عاقبت دشمنت هم دلسوزی و صبر من برای دوست هم لبریز است
حسين. حسين.
ما را با شما چه نسبتی است؟
 
امید دارم، که به قدم های کوچک ما دلخوشی .  
دستمان را بگیر، بزرگمان کن، روح نازکمان را وسعت بخش، به بزرگی ات،
یا امامِ شهیدم، حسين (ع) جان ❤️
من حتی المقدور، کما فی السابق تو ام!نه آنجا که عوام الناس "ما سَعیٰ" می خوانند؛ نه آنجا که بیشتر اگر بخواهی "لیس للانسان" من باشد؛ که مثلا حد مقدور شهید جان اوست و سعیِ عوام توسل به شهید!مرا کما فی السابق، لیس للانسان عوام بخواه
امروز مورخ ٩٨/٦/٥ با هماهنگیهای صورت گرفته ، آقایان كامل، اسدنیا، ابراهیمی و خانم عبدالهی بمنظور كمك رسانی به همكاران شهرستان برای افتتاح كتابخانه حسين آباد به شهرستان بهشهر و محل كتابخانه اعزام شدند.معاونت امور كتابخانه ها و همكاریها ضمن تقدیر از همكاران شهرستان بهشهر گفت؛ روح همكاری و توجه به یاری رسانی در همكاران باید به فرهنگ و الگو برای همه تبدیل شود تا بتوانیم در همه كارها نتیجه دلخواه را در كنار تلاش و امورات فنی كتابخانه ای بدست آ
تا مرا در گناه دید حسين(ع)زودتر از همه دوید حسين(ع)
 
باید از او فقط شنید خداباید از ما فقط شنید حسين(ع)
 
گل مردم به ما چه مربوط استگل ما را که آفرید حسين(ع)
 
در ازای دو قطره خون گلوشاز خدا خلق را خرید حسين(ع)
 
حج نرفتیم کربلا رفتیمکعبه را سمت ما کشید حسين(ع)
 
کعبه هم در طواف می گویدلک لبیک یا شهید حسين(ع)
 
آنقدر داد زد ته گودالتا به داد همه رسید حسين(ع)
 
نیزه‌ها هر کدام طعمی داشتهمه را یک به یک چشید حسين(ع)
امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند : 
ارزش و منزلت هر انسانی به میزان معرفت اوست ( معانی الاخبار ص 1)
وجود یک دین شناس بر شیطان به مراتب سخت تر از عبادت هزار عابد است( بصائر الدرجات ج 1 ص 47)
شهادت جانسوز مولایمان امام محمد باقر علیه السلام را محضر هموطنان عزیز تسلیت می گوییم.
متن نوحه حسين جان فدایی توام با صدای حاج مهدی سلحشور
حسين جان حسين جان فدایی توام
زائرها تو دل صحرا
قطره قطره شدن دریا
رسمشون عشقه و راهشون کربلا
می پیچه نغمه ای تو باد هلا بیکم
صدای صابخونه میاد هلا بیکم
با هر قدم جهان میشه خاک پاشون
با هر قدم حرم می بینه چشماشون
با هر قدم میرن تو قلب آقاشون
حسين جان حسين جان فدایی توام
ادامه مطلب
این شب ها باید مقتل وبخونی وآروم آروم با عاشورا پیش بری صبر وادب طلب كنی تا به منتهای معرفت در این خونه برسی پا رو دلت بزاری وبگی صبر صبر تا این محبت عمیق تو دلت وسعتش روز به روز بیشتر بشهكمك كن از این لذتهای آنی چشم بپوشم. دستم بگیر وبچشان.تو دنیایی كه زندگی روز به روز رنگین تر میشه ووسوسه لحظه به لحظه دامن گیر تر تو دستگیر دلم باش 
 دِل چو بُوجی ءَ
 تیاب ءِ مَیار اِنت
 بلے
 آئی اوست
 چو زِری نود ءَ
 مُلور اَنت.
رند بلوچ
                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                
اعتقاد به معاد یکی از نافذترین و مؤثرترین باورها در جهت دادن به رفتار آدمی، تربیت و اصلاح اوست، به طوری که بدون آن هیچ رزمنده ای معتقدانه در صحنه دفاع قدم نمی گذارد و خود را برنده جنگی که به شهادت منتهی می شود، نمی داند. برای انسان معادباور، شوق به لقاء الهی و رهایی از دام حجاب جسمانی، ارزشی است که چیزی با آن برابری نمی کند. (ع) درباره اشتیاق خود به مرگ فرمود: سوگند به خدا! انس و علاقه من به مرگ در راه خدا، از علاقه طفل به مادر بیش
دیگــران 
چـون 
بـرونـد از نظـر 
از دیـده بـرونـد 
تـو چنـان در دل مـن رفتــــــــه کـه جـان در بـدنــی . 

- فروغی چه زیبا می گفت : 
اگه یاد کسی هستیم این هنر اوست ، نه هنر ما
عزیزای دلم مریمم و شلوغم 
خیـــلی دلم براتون تنگ میشه تو نبودتون ، 
لحظه شماری میکنم تا زود برگردید
آقابیا درانتظارت اربعین است/دنیامهیای فرج روی زمین است/درکربلا غوغای عاشوراست برپا/بنگرشکوه شیعیان که دلنشین است/دشمن کنون دراوج بیداد ستمهاست/تنهاخدا هردم پناه زائرین است/شورحسينی درجهان غوغانموده/اندرنجف تاکربلاآوای دین است/ذکرلب زائر حسين و زینب اوست/درقلب عشاقش نگر نورمبین است/این خیل مشتاقان همه اندررکابت/بنگرولایت بهرآنها چون نگین است/بایالثارات شما دنیا شودشاد/تنهاامید مسلمین مولا همین است/شداربعین کربلا گلبانگ وحدت/دنیانظا
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
دوستان عزیز توجه داشته باشیدکه ملاک اصلی درمحشورشدن یک فرد در نزد پروردگار،حالت او وچگونگی اعتقادات اوست در هنگام قبض روح شدن.
حضرت آیت‌الله شاه آبادی،استاداخلاق امام خمینی برین نکته بسیار تاکید داشتند که تانمیدانی فردی هنگام مرگ چگونه بوده است راجع ب او نظر نده.
حال اینکه میگویند فلانی در روزهای آخر عمر مانندسگ زوزه می‌کشیده و فلان فرد در روزهای آخر عمر از مبارزه با عزای امام ح
شهی که بگذرد از نُه سپهر اختر اوست


شهی
که بگذرد از نُه سپهر اختر اوست
اگر
غلام علی نیست خاک بر اوست
محبت
شَه مردان مجو زِ بی پدری
که دست غیر گرفته است
پای مادر او
بُوَد به روی زمین
قصری از ریاضت بهشت
تبارک اله از این
روضه ی مطهر او

دانلود
روزی میرسد که تمام دنیا دست به دست هم میدهند تا بگیرند اورا ازمنمنی که تمام دارایی ام عشقی است ک تنها برای اوست!منی که تک تک رویاهایم را با او ساخته ام!در رؤیا با او قدم زده امبااو هم خانه شده امکنارش خندیده ام و درآغوشش گریسته امبااو لباس آرزوهایم را برتن کرده امبااینهمه رویا چه کنم؟بادست هایی که به جز او دست کسی را نمیگیرد چه کنم؟با قلبی که فقط برای او میتپد چه کنم؟بی انصاف ها بااینهمه عشق و دوست داشتن چه کنم!بی او بااینهمه مردن چه کنم؟#مر
ترس تو از مرگ،
ترسناک می‌کند
مرگ را
که تغذیه از ترس می‌کند.»
کتاب هفتاد سنگ قبر نوشته و سروده‌ی یدالله رویایی، ادیب و شاعر ایرانی معاصر، مجموع هفتاد سنگ قبر تاریخی است به نثر و به شعر و ترجمه‌شان به فرانسه از آرش جودکی؛ از ایوب و مهدی و زرتشت تا مانی، حلاج، شهاب، سیروس، اسکندر، یزدگرد، شمس، شهرزاد، رابعه، فروغ و سنگ‌ سینه‌ها(گوری برای مادر) و سنگ‌هایی بی‌نام(سنگ‌های سنگ). خواندن کتاب به‌مثابه‌ی زیارتی است به گمان کوتاه که این کوتاهی
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها