این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

نتایج جستجو برای عبارت :

تامام تامام

دانلود آهنگ ترکی جدید دنیز جم به نام تامام تامام

Deniz Cem – Tamam Tamam

دانلود آهنگ ترکی جدید دنیز جم به نام تامام تامام
دانلود آهنگ با دو کیفیت ۱۲۸و ۳۲۰
 
متن آهنگ ترکی جدید دنیز جم به نام تامام تامام
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
کانال تلگرامی مدیس موزیک
https://t.me/medismusic
دانلود آهنگ جدید فارسی از سایت مدیس موزیک
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
 
برای دانلود کلیک کنید
دانلود آهنگ ترکی آرش کایان به نام اردبیل قیزی

Arash Kayan – Ardabil Gizi

دانلود آهنگ ترکی آرش کایان به نام اردبیل قیزی
دانلود آهنگ با دو کیفیت ۱۲۸و ۳۲۰
 
متن آهنگ ترکی آرش کایان به نام اردبیل قیزی
سنی سویرم تامام تامام تامام تامام
جان وریرم تامام تامام تامام تامام
اردبیلی بی یاریم وار بی گوزل نازلی دادیم وار
اونی من چوخ سویرم اونی هر گون گورورم
نه شیریندی او منیم یار اونا حسرتده اولان وار
اما تکجه منیمدی ورمرم بیرکسه من یار
سنی من چوخ سویرم سن اولما
اگر مثل من از بروزرسانی جدید بیان خوشتون نیموده و با ویرایشگر مطلب در هنگام ارسال مطلب راحت نیستید و سر درگمید میتونید از طریق این اموزش به حالت اولیه برگردونیدش !!:)
(منظورم این ویرایشگر جدیده هست که عکسشو در زیر مشاهده میکنید ):/
کافیه در پنل مدیریت وبلاگتون برید تو قسمت تنظیمات > تنظیمات مرکز مدیریت 
و در قسمت ارسال مطلب گزینه ویرایشگر پیشفرض رو انتخاب کنید و ذخیره را بزنید . حالا ویرایشگر ارسال مطلب شما به همان حالت اول باز میگردد !
+ایزی
افتادم به خونه تی .
احتمالا با سرعت کمی که پیش میرم تا آخر هفته ی دیگه طول بکشه .
از اتاق خواب و میز ارایش و لباس هام شروع کردم .
تا شب با کتاب خونه تمومش میکنم.
بعد میمونه آشپز خونه و کابینت هاش .
تهشم میمونه یه جارو و تی حسابی و تامام.
خب عزیزم شما چرا داری میسوزی:/ من با طرف شوخی کردم خودشم فهمید این موضوع رو. نمیدونم شما چرا کاسه داغ تر آش میشین و فقط میخواین جبهه بگیرین و به آدم حمله کنین. بعدشم عکس پروفایل من جای هیچکس رو تنگ نکرده اما بلاگفا یه فضای عمومیه و پر از بچه های کم سن و ساله و باید فضای مناسبی باشه براشون.تامام
خب عزیزم شما چرا داری میسوزی:/ من با طرف شوخی کردم خودشم فهمید این موضوع رو. نمیدونم شما چرا کاسه داغ تر آش میشین و فقط میخواین جبهه بگیرین و به آدم حمله کنین. بعدشم عکس پروفایل من جای هیچکس رو تنگ نکرده اما بلاگفا یه فضای عمومیه و پر از بچه های کم سن و ساله و باید فضای مناسبی باشه براشون.تامام
روز بسیار پر ماجرایی داشتم و بیا تامام اونهارو بزاریم کنار، و ب عصر توجه کنیم.
عصر با بابا رفتیم نزدیک خونه کیم و من تقریبن برای اولین بار یک عدد ماشین بزرگ رو حرکت دادم:))))))) چند بار ماشینو خاموش کردم و هی یوهو کوبیدم رو ترمز و ماشینو کج و کوله کردم و تهش. موفق شدم درست ماشینو روشن کنم، فرمون رو درست بتابونم و با سرعت ۱۰ تا یه مسیر صاف رو برم!
و من. ب خودم افتخار میکنم:)
گفت توی نظر من تو یه دختر با حیا و محجوب.صادق و معصومی.تو خیلی عالی هستی
اما اگه با من زندگی کنی باید همه برنامه هات رو عوض کنی.
منم گفتم من نمیتونم برنامه هامو عوض کنم و خداحافظ
و سلامی نو به تنهایی بی انتهای الهام بانو
 
 
پی نوشت: جناب دشمن دیروز.مهربون امروز.دیگه هرگز هرگز هرگز برای من کامنتی نذارید و پیامی ندیدتو رو به خدا بذارید تو حال خودم باشم
دختر خاله دومیه سیزده ساله شده. خاله دومیه خیلی نگرانشه و مدام به ما دخترخاله بزرگا می‌سپاره هواش رو داشته باشیم. چون سیزده سالگی سن حساسیه. چند وقت پیش هم با خانواده دوستش فرستادش بره ارمنستان حال و هواش عوض بشه بچه. من یادم افتاد ده سال پیش با ذوق رفتم خونه مامبزرگم و با شادی به همه اعلام کردم که امروز سیزده ساله شدم!  خاله بزرگم نگام کرد و گفت: نچ نچ نچ چه سال نحسی رو پیش رو داری! هیچی دیگه. خودتون فکرش رو کنید با چه بدبختی‌ای اون سال نحس رو ر
هوالمحبوب
امروز 4شنبه 3.مردادماه .97
الان ساعت 11:10 شبه . وای آرزومه دیگه این پایان نامه تموم بشه به زندگی عادی برگردم . وای اون قده دلم میخواد که نگو . کلیییییی .
از فکرشم تو دلم قند آب می کنند . دلم میخواد زودی بگذره این روزهای آخری ،خیالم راحت بشه و تامام !
حسین رفته روی تخت دراز کشیده منم این جا پای لپ تاپ آهنگ :
دیوونه جان بابک جهان بخش گذاشتم . به خودم قول داده بودم یه چند صفحه دیگه از پایان نامه بنویسم ولی اصلا حس ش نیست . داشتم رمان دالان بهشت می
بسم الله الرحمن الرحیم ./
خب دیشب حضرت آقا ساعت ۸ از سر کار اومد ، ما هم طاقت نداشتیم دیگه بمونیم و فردا حرکت کنیم با خستگی تمام ساعت ۹ حرکت کردیم الانم مسیر ۷ ساعته رو ، ۸ ساعته که تو راهیم و هنوز دو سه ساعت دیگه مونده برسیم و اینکه ازین ۸ ساعت ۴ ساعتشو هی زدیم بغل خوابیدیم تو ماشین به حالت مچاله و هر بار بیشتر به عمق فاجعه ی {غلط کردم صبر نکردم فردا شه } ، پی‌بردیم ‍♀
_ صدای خر و پف ِ حضار _
تامام./
یه چیزی این وسط میلنگه، چون من دارم خیلی، خیلی، خیلی! حرص میخورم و این یعنی چی؟ یعنی مشکل از منه؟ اینکه یکی میره سر کیف من گردش تقصییییر منععععهصتدسثخلسهصدمصو؟؟؟؟؟ :/ من چرا نرفتم پول دربیارم ک گیر این نیوفتم؟ :/ مرگ من این نمونی پر. دفه آخرت باشه گیر این آدم میوفتی! کلن دفه اخرت باشه گیر انسان های دیگ میوفتی! 
تامام :) 
دوست دارم بنویسم، ولی هم حرص زیاد میخودم و متحمل نمتونم بشم، هم الان ی طورایی حسش نیست!
وای مغزم داره اماس میکنه! اه. من دارم با
تا الان سه تا سفارش چنتایی داشتم که راضی ام خداروشکر.چونکه تازه وارد کارهنریم شدم.
داشتم به مهیا میگفتم  دیگه دس میکشم از هدف ُ آرزو هام که صبح یهوویی چنتا سفارش گرفتم! میدونی چیه نه ب خاطر پول ُ این حرفا نه! به خاطر حرف زننده ی دوستم.
هیچوقت هیچوقت یادم نمیره ُ به خودم ثابت شده میتونم به اونم ثابت میکنم منی که بهم گفت میدونو خالی میکنی خانوادت فلانن چقدر پیشرفت کردم و موفق شدم❤
خدایا بازم به امید لطف و کرمت
از یک اخلاق اقایون خوشم میاد و ادن اینه هیچیییی براشون مهم نیست :) ینی دنبال جیگول پینگول نیستن مثلا من الان  با قالب وبلاگم درگیری پیدا کردم حوصله جیگول پینگول ندارم و با جمله "زیبایی در سادگی" این قالب همینجوری گذاشتم.
دیگه عوضش نکنم صلوات :/
بابام نی رفت شیراز  مامانمم سرکار منم حوصلم سر رفته. پنج شنبه و جمعه عصرهاش خیلی کوفت. الان بیکارم و هیچ کار خاصی نکردم که بنویسم ولی تا بتونم چرت و پرت میتونم بگم :| کانال تلگرام زدم نمیدونم چرا ولی زدم س
خوبه که کارت رو دوس داشته باشی. هر کاری یکسری رو داره که ازش خوششون بیاد. فک کنید کار آدم میتونست حرف بزنه. اونوقت اگه دوستش نداشته باشید نمیگه حاجی مارو ولمون کن برو دنبال ی کار دیگه؟ نمیگه ببین تو خوب کار میکنی ها ولی وقتی با منی فکرت درگیر کارای دیگه است به من خوش نمیگذره
اصلا من خودم ی آهنگ داشتم تو پلی لیستم هر وقت میخواست پخش بشه میزدم بعدی دیگه خواننده اش زنگ زد بهم گفت انصافا تو که به آهنگم گوش نمیدی خب حذفش کن اینقد به آهنگم توهین
شعر : رضا کاظمی #اردبیلی 
#محاوره ای
 
#سوزوم 
 
گه        باخگینان     گوزلَریمه 
گور نَه    دولوبدور بو   گوزوم
دانشدیرما       دانیشام‌     مَن 
اورَگوی     یاندیرار     سوزوم 
 
دَرد لی سوزوم   چوخدو مَنیم 
غصه   سین نَن    یانیر   اورَک
هانسی    گونوم نَن    دانیشیم 
بَد    گَتیریب    چالیر     اورک 
 
جاوان    لیغدا   ساچ   آغاریب 
یامان      قوجالمیشام      فَلَک
هامی    گَلیب    دوست   آدینا 
فقط     مَنه      وِریب      کَلَک
 
دوز 
شعر : رضا کاظمی #اردبیلی 
#محاوره ای 
 
#گورَسَن 
 
گورَسَن   سَن ده    مَنیم  تَک 
مَنی  هی   یادَه     سالارسان 
مَن کیمین سَندَه  هَر  آخشام
اوتلانیب   تامام     یانارسان 
 
گورَسَن سَنین  ده   مَن   تَک 
گوزلَرین  گون دَه  قان آغلار
دَردو غم یئرین   سالیب هی 
اورَگوی هَر    گئجه    داغلار 
 
گورَسَن   سَن  دَه   مَنیم  تَک
عشق     فَراقیندا    یانارسان 
خاطیراتدا         چالیخلانیب
نَفَسوی     چَتین      آلارسان 
 
گورَسَن   سَنین د
شرمنده
هروقت وقت کردین واسه من زنده که ایشالا تا فرداشب بره اون دنیا فاتحه ای قرائت بفرمایید
اخه آدم خونه فک و فامیلای باباش باشه فرداشب بعد به تگ تکشون بگه چه غلطی کرده؟
من از استرس سکته کنم گناهام بخشوده میشه؟
ببینید من مردم شما بدونید وصیت نامم تو ی قسمت خالی اندازه یه کشو قسمت اون ور تختم ک سمت دیواره ، چندتا شمع سوخته و اینام هست ک قرار بود حاجت بگیرم برم امسال رو سفره خودم شمع بزارم.
وای اگه بشه چی میشه؟!
به این فکر میکنم قراره آیندم و ت
شعر : رضا کاظمی #اردبیلی 
#محاوره ای
#سوزوم 
گه        باخگینان     گوزلَریمه 
گور نَه    دولوبدور بو   گوزوم
دانشدیرما       دانیشام‌     مَن 
اورَگوی     یاندیرار     سوزوم 
دَرد لی سوزوم   چوخدو مَنیم 
غصه   سین نَن    یانیر   اورَک
هانسی    گونوم نَن    دانیشیم 
بَد    گَتیریب    چالیر     اورک 
جاوان    لیغدا   ساچ   آغاریب 
یامان      قوجالمیشام      فَلَک
هامی    گَلیب    دوست   آدینا 
فقط     مَنه      وِریب      کَلَک
دوز  دانیشان
شعر : رضا کاظمی #اردبیلی 
#محاوره ای 
#گورَسَن 
گورَسَن   سَن ده    مَنیم  تَک 
مَنی  هی   یادَه     سالارسان 
مَن کیمین سَندَه  هَر  آخشام
اوتلانیب   تامام     یانارسان 
گورَسَن سَنین  ده   مَن   تَک 
گوزلَرین  گون دَه  قان آغلار
دَردو غم یئرین   سالیب هی 
اورَگوی هَر    گئجه    داغلار 
گورَسَن   سَن  دَه   مَنیم  تَک
عشق     فَراقیندا    یانارسان 
خاطیراتدا         چالیخلانیب
نَفَسوی     چَتین      آلارسان 
گورَسَن   سَنین ده   مَن 
پیش نوشت: تا زمانی ک کارامون قطعی نشده احتمالا همچنان در مورد رشته پست خاهیم داشت:))
 
دیروز یکم با پونه راجع ب خابگاهی بودن حرف زدیم و کلی ترسیدیم دوتایی. تهش هم ب لیست کردن ی سری وسایل رسیدیم ک درکل برامون خنده دار و جالب بود. ولی دقیقن همون جایی ک مغز من باید ول میکرد و میرفت کار دیگ ای انجام میداد، شروع کردم ب گشتن بیشتر برا وسایلی ک برا خابگاه نیاز دارم. و بعدش ک با محمد حرف میزدیم بهم گفت خب دیگه ساک رو بیار پایین و آروم آروم وسایلاتو جمع
مهدی صالح پور عزیز دعوت کرده که در یک پویش از بیان بخوایم یه تی بده به این سیستم وبلاگ نویسی دوست داشتنیش
بنده کلا نسبت به هر سیستمی که یه ذره بزرگ بشه کم امیدم
نا امید نیستم البته
الانم خیلی امید ندارم ولی خوب خدارو چه دیدی
اگر قرار هست اینجا اصلاح بشه، مشخص و مسلمه که چه تغییراتی باید اتفاق بیافته
اگاه و واضح هست که کمبود نسخه موبایلش دیده میشه
همونطور که کلوب انقدر دست دست کرد تا کامل کاربرهاشو از دست داد حالا تازه نسخه موبایل داده کج و
امتحانا دو‌ روز پیش تموم شدن.من گفته بودم هفته آخر امتحانام آسونن؟من غلط کردم‍♀️ولی دیگه از فاجعشون نمیگم همینکه تموم شدن برام کافیه.
زود برنگشتم.سر حوصله وسایلمو جمع کردم و یه روزم موندم خونه خالم و امروز صبح رسیدم خونه.یه جور حس خستگیِ بزرگی دارم که فقط دلم میخواد بخوابم.واقعا خستم و نمیخوام فعلا زود شروع کنم برای خوندن علوم پایه.پوستم نابود شده و موهام ریزش شدید گرفته بود این مدت و باید برم دکتر یه فکری به حالش کنم.باید برم سراغ تحقیق ب
بابا ب معنای واقعی کلمه یک ist عه! ب تفاوت ها و جدایی های زن و مرد شدیدن معتقده و ازون عادماییه ک میگه "چون تو زنی" و یا "چون من مَردم." فلان اتفاق باید یا نباید بیفته.
ولی در ورای این سکسیت بودن ب نظرم حرفای درستی میزنه. اعتقادات درستی داره و با وجود اینکه تو زمینه های زیادی با هم تفاوت داریم میتونم ب حرفش گوش بدم و چیزای زیادی رو قبول کنم ازش!
براش اولویت داره ک "زن" به خونه و زندگی و بچه و رفاه همسرش اولویت بده و ی سری خاسته های خودش رو برای اونا
امشب یه تصمیمی گرفتم . که جدیه
خودم میدونم تصمیمایی ک اینجوری و اینموقع میگیرم و بار ها و بارها درموردش فکر میکنم الکی نیست کاملا جدیه و من روش مصمم هستم
راهیو انتخاب کردم ک میخوام پاش وایستم .
تصمیم گرفتم این یک ماه رو عالی بخونم جوری ک وقتی شب خواستم بخوابم ب خودم بگم خسته نباشید امروز فوق و العاده بودی .
کلاسای نکته و تست شرکت کردم ک همه دبیراش درجه یک هستن و میمونه تلاش من . میخوام عالی تلاش کنم این یک ماه رو .
میخوام ب خودم اعتماد کنم .
نمیدونم چرا یاد نمیگیرم خودم سنگ رو یخ نکنم. و این برای هزارمین بار بهم اثبات شده که هیچکس هیچ کاری برای من انجام نمیده حالا البته به جز سفیدبرفی و دوست دوران دبیرستانم زهرا :( چقدر دلم برای هردوشون تنگ شده کاش زهرا شوهر نکرده بود خیلییییییی دلم براش تنگ شده :(( چقدر قهر میکردیم :|| با سفید برفی هم ! کلا هرکی صمیمی باشم باهاش قهر میکنم :/ 
امروز همکلاسیم (دوست :/) گف میره جایی و اونجا انتشارات جنگل هس کتاباشو میخره بعد من چون ترم پیش دیدم برای اون یک
چندباری خواستم بشینم درست و حسابی از خدا بخامش ولی نشده. یعنی ی حسه کرختی تمام وجودمو گرفته و فکرای منفی ک گفتم جهنم. ولشکن.دیشب ح.ق با ال داشته حرف میزد. ال حاضر نیست حتی ی لحظه ام بببینتش و بهش گفت ک عمرا حاضر نیست باهاش عروسی کنه. ح ناراحته. داغونه. جواب نتایج اومد ح دانشگاه فرهنگیان دعوت شد واسه مصاحبه خیلی براش خوشحالم. اما خواهرکوچیکه قبول نشد. چه مصیبتی بود دیروز اینو بهش گفتن. بهش زنگ زدم و وقتی فهمید اشکاش میریخت هق هق.مشکل اینجاست خال
+از بدو تولد بعضی ها یک سری چیزها رو دارن و یک سری چیزارو ندارند و باید برای بدست آوردن همون چیزایی که ندارند تلاش کنند ؛ حالا اگر من هیچ چیز هم نداشته باشم باید همه چیز رو بدست بیارم و باید برای همه چیز تلاش کنم .
+آنقدر غول شوید (برندسازی شخصیتی کنید ) و به موفقیت هایی دست پیدا کنید که دهنشان را ببندید و نتوانند جلوی شما قد علم کنند و برشما عیب بگیرند !
+بخاطر هدف های کوچک و فرعی (زودگذر و کوتاه مدت ) هدف اصلی خود را قربانی نکنید ! درواقع با اینکار
1. امتحانات و تصحیح برگه تمام شد با کلی جوابای باحال که برای یکیشون لازمه یک پست جداگانه بنویسم چون زیادی با حاله
2. در یک جلسه امتحان تقلب 6 نفر صورتجلسه شده بود!! مراقب و ناظر و بنده امضا و تأیید کردیم. برای امتحان بعدی که رفتم یکی از برگه ها را یکی از مسئولان برگزاری امتحانات داد دستم و گفت این بهش تذکر داده شده و برگه ش تصحیح بشه!! گفتم این که تبعیض هست من یا همه رو تصحیح میکنم یا هیچکدوم. گفت نه این موردش فرق داشته و تقلبش زیاد نبوده و . (در واق
بعله بعله همین قدر بگم خیلی خوش گذشت://
اوه نماز نخوندم
اصن کی گفته نماز داری؟
خفه شو کوثر
خاب داشتم میگفتم. خیلی خوش گذشته همه پاشدن رفت بیرون منم پاشدم رفتم تو مترو نشستم بعد یکی اومد دستبند میفروخت خوشم اومد :) دوتا خریدم. بعد تو مترو پفک کیلویی میفروخت همه طعمشو خردیم, اه خیلی چسبید یک مشت برمیداشتم هی طعمای مختلف بعد طعم داشتااا!
بعد رفتم انقلاب پیاده شدم, رفتم کتابم که هدیه بود رو گرفتم و کلی خر ذوق اومدم بیرون, بعد رتفم پایین تر رفتم پلنر
سه‌شنبه هفتم ماه می ورزشگاه آنفیلد بندر لیورپول.لک لک ها بعد از شکست سه بر صفر مقابل حریف پرآوازه خود یعنی بارسلونا،حال باید در شهر خود به مصاف آنها بروند و چهار گل بزنند تا به فینال برسند.انها صلاح و فیرمینو دو بازیکن کلیدی خود را ندارند و کمتر کسی احتمال بازگشت لیورپول را بیش از ده درصد میداند.اما این حرف ها برای لیورپولی ها معنایی ندارند.انها پیش از این برگشته‌اند و امشب هم برخواهند گشت.دقیقه هفتم بازی.جوردی آلبا دفاع چپ با تجربه بارسلو
حیفم اومد از دیروز نگم :)
دیروز که اخرین روز هفته ی پیش بود منم باید اون برنامه هایی که تو دو پست قبل گفته بودمو اجرا میکردم تصمیم گرفتم صب پاشم برم توچال!
5 از خواب بیدار شدم و با همراهی فاطمه راهی توچال شدم!
اقا ما رفتیم حرکت کردیم و اینا رفتیم و رفتیم.هوا بسی گرم بود!منم کلاه نداشتم افتاب داشت مغز کله ی بنده رو میخورد!
در سه روز گذشته ی دیروز که کلا در خوابگا سکنا گزیده بودم و تنها تفریح و مسافت زیادی که طی نموده تا دس به اب بود ، دچار چشم درد شد
ساعت 3 بود که به اکانتِ یارِ دبستانی یه تیکۀ آبدار انداختم، تا همین الآن نوتیفکیشنِ فحشه که برام میاد. از بس ضدّ انقلاب‌های با ادبی داریم، توهین به من که هیچی، به ائمه هم فحاشیِ ناموسی می‌کنند.
از این بگذریم، یه مشت آدم نشستند پای سریالِ ستایش! و بعد دربارۀ ستایش توئیت می‌کنند. و بعد مهدی ترابی بازیکن پرسپولیس بعد از گُلی که زده لباسشو داده بالا و روش این نوشته به چشم میخوره: 
راه حل مشکلات کشور = اطاعت از رهبری
تا فردا هم باید توئیت‌های #مه
همیشه غذاهایی مثل قورمه سبزی،قیمه،فسنجون و چیزای اینجوری که لازمه اولش بالاسرشون باشی و زمان پخت بیشتری رو میبره رو شنبه درست میکنم،اونم به تعداد ۳ وعده،یک وعده اش رو ناهار میخورم،دو وعده دیگه رو پک میکنم و فریزشون میکنم و درطول هفته یکی دو روزش،اینجوری ناهارم حاضره دیگه.به این صورت که صبح ساعت ۷ که میخوام برم از خونه بیرون یکیشو درمیارم،میذارم رو کابینت،تا برگردم ظهر شده و یخش باز شده.بعد که اومدم سریع پلوپز رو روشن میکنم و تامام.
ولی خی
چقدر از خودم بدم میاد. چقدر از این اهنگ بدم میاد، ولی قفلی زدم روش وسط محرمی. تازه اصن هم نمیتونم کنترل کنم. از اون اهنگای حرامیه برام خخخ. متنش ادامه مطلب
 
اراده کن. اِ اُ 
تف خسسسسسسستم. 
ببینم سارا بام اشتی کرده از دستم ناراحت نیست گوشیمو پرت میکنم به دیوار و دیگه هم هیچ جا پامو نمیزارم نه تو وب نه تو کانال هیییچ جا یکشنبه رو هم با لادن و سارا کنسل میکنم.
 
یکی رم نداریم تو این دنیا بفهمه چه - الان دقیقاااااا الان بهم گفت که شوخی کرده. شوخی کر
وارد ۲۱ سالگی شدم راستش حس پیری میکنم ، کلی کار نکرده دارم و کلی ارزو و فانتزی که به هیچکدوم نرسیدم ، ولی توی یکسال گذشته وروزای پیش رو با ادمایی اشنا شدم که فکر کنم دارن کمکم میکنن تا زندگیم بشه اون زندگی خوبه تو رویاهام ، خدایا مرسی که هوامو داری .
مزه عشقو چشیدم شاید اصلا اشتباه میکنم که عاشقم ولی با خودم سنگامو سعی کردم وا بکنم و تامام .
شب ۱۳ بود دوست صمیمی سابق دانشگاهم که براش تولد گرفته بودم بم پیام داد گفت فردا دانشگاهی ! گفتم اره گفت یه
امروز حال خوبی نداشتم.فشار خونم پایین بود انگار.
دوش گرفتم و گفتم برم کارای اداری بکنم.
رفتم که اون اداره امنیت اجتماعی برای گرفتن یه شماره برای کار.
و نکات حاصل:
در نیویورک از لحظه خارج شدن از در خونه روز خوبی داشته باش یو روزت چه طور بوده و از باقی روز لذت ببری به راهه.
اون اداره دقیقا توی دم نیویورک بود.کنار ساختمان تجارت جهانی.
چه قدر فرق داشت با جاهای دیگه.
هر خیابون نیویورک انگار یه شهر جدیده بس حال متفاوتی داره.متروش.محیطش.حس
چند وقت پیش  برای بازدید از کارخانه کامپوزیت همراه استاد مکانیکی که باهاش پروژه دارم به کارخانه رفتیم .بازدید خوبی بود و تونستم با ادوات مکانیکی به خوبی آشنا بشم. کامپوزیت هم چیز جالبی بود.
اردیبهشت ماه هم به نمایشگاه کتاب رفتم و تعدادی کتاب خریدم؛ کتاب های انگلیسی و آلمانی و تعدادی کتاب دانشگاهی تهیه کردم. امسال تنها بودم و هیچکس نبود که با هم عکس بندازیم :(
یکی از بچه‌های اتاق با دختری دوست شده است. بچه ها هم می خواهند از کار او سر در بیاور
همونطور که می دانید جواد آقای گل مارو دعوت به چالش کردن و از ما خواستن یه نامه به دوران طفولیت خودمون بنویسیم وکودکی خودمون را نصیحت کنیم که محکم افسار خرشو بگیره تا بتونه از چندتا دوراهی رد بشه و مسیر بهتری برای زندگی انتخاب کنه!
من، محمدرضا ؛ ششمین و آخرین فرزند خانواده و آجیل خور ویژه مغازه بابام1 ! این نامه را برای کودکی خودم مینویسم
 
 
امیدوارم جدی بگیری و با دقت گوش بدی و عمل کنی! سه تا کاری که تا 22 سالگی انجام ندادی و حالا در این سن و با
امشب در آستانه 
24 سالگی، خودم واسه خودم تولد میگیرم؛ هدیه ام قراره این نوشته رو به خودم
تقدیم کنم

به ضمیر ناخوداگاه  بفهمونم این رابطه چیه؟

این رشته توییت ناب رو از یکی از کاربرای توییتر کش
رفتم

@ForneverFlower

این بزرگوار که اولین توییت سنجاق شده اش همینه
البته من خیلی کوتاه و مختصر برای خودم خلاصه کردم

کل چیزی که میخوام بگم خلاصه اش اینی میشه که( یک
مماس )گفته:

گفت :ما
همیشه درگیر آدمای نادرست میشیم، البته در واقع اونا که به هیچ جاشون نیست، الک
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

ایران راپل ارائه دهنده ی خدمات دسترسی با طناب آسیا دراما دانلود فیلم و سریال ایرانی mhdgam دانلود کتاب دانلود کتاب علمی آنگاه پس از تندر درمان سردرد تفریحی سنتر بازنشری از حمید رضا دانشور