نتایج جستجو برای عبارت :

تازه های سکــس کده

یکی از رسم هاي قدیمی ایرانی ها خوردن ماهی در شب هاي عید و دیگر شب هاي مناسبتی سال است و از دغدغه‌هاي مهم افراد در این شب ها تشخیص ماهی تازه از کهنه است تا غذایی تازه و لذت بخش بخورند. اما واقعا چگونه می توان ماهی تازه را از کهنه تشخیص داد؟ نشانه هاي ظاهری در آن وجود دارد؟ با ما همراه باشید تا در ادامه نکات مهم در تشخیص ماهی تازه بیان کنید.
 
ادامه مطلب
 
سى سالمه
تازه یاد گرفتم تختمو مرتب کنم اکثر اوقات
تازه چندسالیه مسواک زدن رو یاد گرفتم انجام بدم اکثر اوقات
تازه یکى دو سالیه میفهمم باید چطور لباس پوشید و مرتب بود 
تازه چندسالیه مرتب حموم میرم 
تازه چندماهیه به پوستم و موهام رسیدگى میکنم
تازه یک سالیه مرتب موهامو کوتاه مى کنم و مرتبشون میکنم
تازه چند روزیه لوازم آرایش خریدم
تازه مدتیه تمام دوستهامو از دست دادم و داروى خوش طعمِ تنهايى رو دارم مینوشم.
 
تازه دارم کم کم بزرگ میشم.
و حالم از
یک خوراک محلی مازندرانی است که یه صورت زیر طبخ می شود:
کته تازه (پلا تازه)  پخته و آن را در دیگ بزرگتر ریخته و سپس شیر ولرم را آهسته به آن اضافه می کنیم. و همزمان آن را هم می زنیم تا جاییکه این آمیختگی دارای قوام باشد.
پس از آن ماست تازه را آهسته آهسته به آن اضافه کرده و مانند قبل همزمان آن را خوب هم بزنید. سپس اندکی کره محلی به آن اضافه کنید.
غذای گرماس آماده می باشد. گرماس از غذاهاي رایج مردم کوهپایه و جنگل مازندران به ویژه چوپانان و گالشها می
مثل رئیسی که با بچه ی تازه کارِ تازه وارد ِ چالش برانگیز ِ تن به کار نده برخورد می کنه دیشب پسره باهام صحبت کرد 
خیلی بهم برخورد 
اما نتونستم جواب بدم 
تهش این بود که بلند نشدم ببینم اونی که میگه صداش میاد کیه 
نشستم سرجام و فقط رومو برگردوندم 
آیا تو فشار بود که اون حرف رو زد؟ 
نبود؟ 
نمی دونم 
ولی چنان آقای ق.آ. آقای ق‌.آ. به ک و ن ش می بندن که بیا و ببین 
خب امروزم شروع شد من از ساعت هفت هی بیدار شدم هی خوابیدم به بهانه هاي مختلف :( الان تازه میخوام روزمو شروع کنم. زبان درس یک کتاب جدید رو بخونم به سی دیش گوش کنم لغاتشو حفظ کنم دیکته رو بنویسم. بعد کتابمو بخونمو کلی جلو ببرمش. دفتر استادمو بخونم زبان فرانسویمو درس جدیدشو بخونم نگاهی به عکسها‌ چند تا عکاس جدید رو جلو ببرم و در آخر ۵۰۴ دررس یکشو بخونم. به نظرت خیلی کارام زیاده؟ بهشون میرسم اگه الکی وقت هدر ندم و هی استراحت نکنم البته یسریاش زمان ز
اصلاحات و اصرار بر موضع دموکراسی از نوع غربی و آزادی از نوع لیبرالی در دور گذشته و زمان آقای خاتمی که هنوز فراموش نشده و تازه امروز هم در bbc و voa همین اصلاحاتی هاي فراری از این دسته حرف ها می زنند و تازه بعد از جریانات خرداد 88 به ولایت فقیه و اصول اولیه نظام ایران یعنی اسلام خدشه کردند و جمهوریت را معارض با اسلامیت نامیده اند بنابرین رای مردم به آقای فقط و فقط برای حل مشکل اقتصاد است و نه ادعاهاي خلاف شأن نظام اسلامی ایران.
تازه می فهمم پرخوری! چقدر می تونه بد باشه! 
حالت تهوع و تبعاتش :دی ،سرگیجه، بی حالی، سنگینی معده!
یک روز و اندی حالم کاملا بد بود! نه می تونستم چیزی بخورم  نه کاری انجام بدم؛ انگار تمام چیزایی که خورده بودم تو گلوم جمع شده بود و پایین نمی رفت. و من اون حجم نامرئی چسبیده به گلوم رو حس می کردم.  می خواستم این حال بد رو انکار بکنم ولی نمی شد.
+ تازه پرخوری آنچنانی هم نبود! انگار کن در عین اینکه اصلا گرسنه نبودی، عصرونه بخوری ولی عوضش شام هم نخوری :/
20 شهریورتولدم بود خواستم بیام و پست جدید بزارم نشد با خودم فکر می کردم الان7ساله شده وبلاگم 26 سال از عمرم گذشت چیزکمی نیست تقریبا4سال از زندگی مشترکتازه دارم به شناخت میرسم اول از همه خودم میشناسم که واقعا چی دوست دارم! چی میخوام! چطوری میخوام یا دوست دارم زندگی کنمکه الان دیگه دیرشده،چون دیگه نمی تونم خودم تصمیم بگیرمواسه زندگی مشترک،تازه ازطرف مقابلم به شناخت رسیدم،تازه فهمیدم هدفاش چین؟تازه فهمیدم دلیل یه سری از کارش داشتن چه افکاری ب
موتور بازی سازی گیم میکر یکی از محبوب ترین موتور هاي بازی سازی بین تازه کار هاست. یکی از دلایل محبوبیت این موتور بازی سازی بی نیاز بودن بازی ساز از کدنویسی است. در این موتور کاربر می تواند تنها با استفاده از کشیدن و انداختن یک بازی بسازد. این قابلیت Drag & Drop یا به اختصار DnD نام دارد.
گیم میکر موتوری بسیار ابتدایی است که برای تازه کار ها و کسانی که تازه بازی سازی را شروع کرده اند عالی است. یکی دیگر از ویژگی هاي خوب این موتور کم حجم بودن آن است. زبا
به روزرسانی را که فقط برای انواع بازی ها، نرم افزارها و برنامه هاي کامپیوتری نگذاشته اند گاهی هم آدم ، باید افکارش را به روز کند!طرز فکرش را ارتقا بدهدحال و هوایش را تازه کند مثلا دور بریزد تمام خاطراتی را که تکرارشان چیزی به جز غم و اندوه  نداردرها کند بعضی وابستگی ها را که حال و روزش را به هم میریزند افسوس ها را غصه ها را نگرانی ها را و تمام تلخی هايی که بوی کهنگی گرفته اندگاهی باید یک گوشه ی دنج نشستزندگی را نو کرد و یک "من" تازه ساختبا با
یه همکار داریم شیفتای ۲۴ ساعته وایمیسته (نه همیشه البته)، بعد فرداشم تازه پا می‌شه می‌ره سر کار دومش (کارای ساختمونی انجام می‌ده). بعد چند روز پیش گوشیش رو اتفاقی دیدم، از این گوشیای قدیمی دکمه‌ای بود که تازه نوشته‌هاي روی دکمه‌هاشم کلا محو شده بودن:)واقعا شدت تلاش و پرکاری این آدم و قناعتش برام جالبه. تجسم اون حدیثه که کار کردن مرد برای کسب رزق و‌ روزی خونواده رو مصداق جهاد می‌دونه. واقعا آدم می‌بینتشون یاد جهادگرا می‌افته^_^
+ ایشون با
امروز رفتیم یکی از رستورانای مثلا درجه یک. از ظهر تا حالا که ۱۲ شبه این غذاهه مونده سر دلم
تازه دو بارم رفتم دسشویی
جرات نمیکنم خیلی چیزی جلو مامان اینا بگم
هر چند از عرق نعنا و نبات خوردنام میفهمن
چین این رستورانا آخه عوضیا
هیچی دیگه هی عرق نعنا میخورم
تازه شامم نخوردم
بابت حرکت زشت دیروز اون نارفیق امروز ما صد و خورده ای پیاده شدیم تا حالمونو خوب کنیم
ولی روز خوبی بود 
صبونه خوبی زدیم بر بدن و بعد از یه استراحت کوچولو نهار رفتیم یه جای باکلا
متن آهنگ جدید شاهین میری به نام وقت رفتن
ترانه و موزیک: ایمین, تنظیم: هومن آزما
Download New Music Shahin Miri – Vaghte Raftan
متن ترانه شاهین میری به نام وقت رفتنبا خودم گفتم برگردم تا برگردیهر کاری تونستم کردم تا برگردیروزای تلخمو تنهايی شب کردممن تا جایی که میتونستم صبر کردمتازه قلب من کنارت آروم گرفته بودوقت رفتنت تو خونه بارون گرفته بودتازه داشت دلم دوباره پا میگرفت که تورفتی و هنوز نمیدونم واقعا چطوراین همه سال رد شد اما من هنوز همون جوری میخوامت عمق عش
هر روز دوازده و نیم ظهر، من از اتاقم بیرون میام تا یه چایی بردارممرغمون که تازه تخم کرده از لونه ش در میاد و قدقد میکنه
مادرم که غذای ناهار رو بار گذاشته، از آشپزخونه در میاد و میره تا به کمرش کمی استراحت بده
و خواهرزاده م که تازه از خواب پاشده از دست به آب درمیاد و با چشای پف کرده و دهنی که وا نمیشه میگه سالام.

موجودات خونه ی ما اهداف متفاوتی رو دنبال میکنن و روزها به همین ترتیب داره می گذره.
شما چه خبر؟
یه سوپه خوشمزه درست کردم تو خوابگاه که نگو و نپرس!!
خیلی راحت درست میشه!!
سوپ جو و قارچ الیت رو درست کردم تو یه قابلمه بعدش
 تو یه قابلمه ی دیگه نودالیت سبزیجات درست کردم.
بعدش این نودالیت که آماده شد
 ریختمش تو سوپ!!!بعدش جعفری تازه رو خورد کردم ریختم
 توشو یه مزه ی عاااالی داد بهش!!لیموی تازه هم ریختم آخرش. 
برای کنار غذا یه خورده جعفری رو خورد کردم و با
 پیاز خلالی و آبلیمو مخلوط کردم!!
امتحان کنین!!
اتوبوس می‌رفت پایین و آدم‌ها، مغازه‌ها، هیاهوها، رنگ‌ها، نورها می‌رفتند بالا. تاریکی آمد و جای همه را گرفت. احساس کردم سوار سفینه‌ای شده‌ام با کف بلورین که هنگام بالا رفتن، کوچک شدن و گم شدن زمین و زمان را به خوبی نمایش می‌دهد. همه چیز رنگ می‌بازد، دور می‌شود و در میان تاریکی گم می‌شود. وقتی همه جا تاریک شد، بر خلاف انتظارت می‌بینی که می‌بینی. یعنی تازه داری می‌بینی. تازه داشتم می‌دیدم انگار. یک سبکی خیلی راحتی سراغم آمد، بعد از میلی
احساس کردم که مطلب "برنامه نویسی را از کجا آغاز کنم؟" به کمی بررسی بیشتر نیاز دارد، لذا تصمیم به بازنویسی این مطلب گرفتم.
لازم است قبل از هر چیز بگویم که من صرفا نظرات خودم را به جهت کمک به برنامه نویسان تازه‌وارد مطرح می کنم. در این مطلب به بررسی و راهنمایی برنامه نویسان تازه‌وارد می پردازیم تا علاقه مندان به این هنرِ فنی در رایانه راه خود را بیابند.
بسیاری از دوستان و اطرافیان من می پرسند که برنامه نویسی چیست و باید از کجا شروع کنیم. در واقع
اگه بین دو تا مسیر تو زندگیت شک داری، کافیه یکیش رو انتخاب کنی و درعین ناباوری میفهمی چقد اون یکی رو دوست داشتی :)بذار یه مثال واضح بزنم
امروز (تقریبا رسما) کاراموزیم شروع شد، چی یادمیگیرم؟
امیدوارم HTML,CSS,PHP بعد دیدم چقد دارم حال نمیکنم
به یه جایی رسید که شبیه کدهاي برنامه نویسی شد، دیدم جقد دارم حال میکنم  :)
دیدی؟
به همین راحتی فمیدم اصلا از طراحی سایت خوشم نمیاد
یه کم این وسط تایم از دست میره که فدای سرم مگه نه؟
دو ماه کاراموزی، بعد حیف نیس یا
دارم با تنهايی بدی دست و پنجه نرم میکنم ولی به خودم قول دادم زیر قولم نزنم. 
تا قبل از اینکه تکلیفم با خودم و زندگیم و آیندم مشخص نشه، وارد هیچ نوع رابطه ای نمیشم. 
تازه داشتم یه وبلاگی رو میخوندم دختر انگار من بود ولی چند ورژن بالاتر. من تازه اولاشم ولی اون خیلی وقته این نوع نگرش ها رو داشت. 
میدونی یه نفر به دختر گفته بود : دخترای مثل تو رو دیدم، یجور خاصن ولی عاقبت همشون تنهايی و تنهايی و تنهايیه :(
مهم نیس. 
مهم اینه که بتونم خودمو کنترل کنم و
وقتی ساعت ۴/۳۰صبح تازه تصمیم به خواب بگیری و تا یک ساعت پهلو به پهلو شدن تازه چشمات آماده ی خواب بشه و ببینی چشم بند جواب نمیده و زیرش حتما باید شال ببندی تا از زیرش نور نیاد و در بین همین شال بستن ببینی ساعت ۵/۳۰ شده و نخوابیدی ،تنها چیزی که میره رو اعصاب اینه که ساعت ۱۱ مامانت  به بهونه ی گرفتن کمرش بالای سرت بیاد  و بخاطر اینکه بلندت کنه دو قطره اشک چاشنی کارش کنه و تو برای تبدیل نشدن این قطرات به سیل مجبوری با همون ۵ ساعت خوابی که در دو روز گذ
ابن الرضا یاد عاشورا
یاد عاشورا، یاحسین بر لب رفته از دنیا
تشنه لب جون داده مثل شاه کرببلا
جسم پاکش زیر آفتاب بوده واویلتا
اما کربلانعل تازه بود
نعل تازه بود یه جنازه بود
صوت این هفته را از دست ندهید (اینجا) 
التماس دعا
تازههاي تکنولوژی؛ از پیش‌بینی زمان مرگ با هوش مصنوعی تا آینده خودروهاي برقی
 
 
در تازه‌ترین اخبار تکنولوژی از گسترش دامنه استفاده از هوش مصنوعی گرفته تا آینده خودروهاي برقی و تلاش برای افزایش تولید گوشی‌هاي تاشو را می‌خوانید.
    
 
هوش مصنوعی در حال پیشرفت‌هاي بسیار سریعی است شاید شبیه کتاب‌هاي علمی تخیلی باشد، ولی پژوهشگران از پیش‌بینی زمان مرگ توسط هوش مصنوعی خبر می‌دهند.
هوش مصنوعی از پیش بینی&zw
امروز ترم دوم زبان رو کلاس داشتم. صبح ساعت چهار این طورا بیدار شدم اما باز خوابم برد تا هفت که دوباره پاشدم حاضر بشم. با مترو رفتیم. مگه این مها رو بزور با مترو ببری هی میگم من چهار سال این مسیرو اومدم سخت نیکه. برگشتنه با اسنپ برگشتیم. خلاصه که به نظرم درسش خیلی سخت اومد :/ تازه مثلا درس یکو جلو جلو خونده بودم بگذریم باید حیلی تلاش کنمو وقت بذارم دیگه تقریبا یاد گرفتم چجوری باید بخونم زبان رو باید هر هفته بعد هر جلسه حسابی کار کنم. 
یه چیز دیگه م
بتن
خود تراکم، شامل بازه گسترده ای از طرح هاي اختلاط می باشد که خواص بتن
تازه و سخت شده لازم برای کاربری هاي خاص دارا می باشند. اگرچه مقاومت هم
چنان معیار اصلی موفقیت این بتن می باشند اما ویژگی هاي بتن تازه آن ،
بسیار گسترده تر از بتن معمولی و متراکم شده توسط لرزاننده ها می باشد .
این خواص مطلوب باید در زمان ، محل و بتن ریزی حفظ شوند . بتن خود تراکم در
مواردی که شبکه بندی آرماتور ها فشرده است ، گزینه ای مطلوب می باشد . هم
چنین عدم نیاز به لرزان
سلامسلام علاقه‌ یِ خوبمعلاقه جانِ منخوبی !حال می‌ کنی در این بهارِ بی‌ همدر این اوضایِ بلبشویِ دوزاردر این دلتنگی‌ هايِ مُدامهِی گفتن‌ هايِ همیشهحال می‌ کنی در این روزهايِ بی‌ همِ بیهوده !شوخی کردمنرنج علاقه‌ یِ عزیزمما که بی‌ همی نداریمما که لحظه‌ هايِ بی‌ خیال نداریمما پُریم از خواب‌ هايِ ناز بر شانه‌ هايِ دلخوری‌ هايِ همما که پریم از گفتگوهايِ همه‌ چیاز عصر‌هايِ چای وُداد وُ فریادراستی؛سالِ تازه مبارکمی‌ دانی هنوز دوستت دار
گوشیش کنارم بود._میدونی اسمت چیه؟
_نه!
_زنگ بزن
زنگ زدم، اسمم افتاد، قلبم مچاله شد!
شش‌ سالم بود، تازه اومده بود، تازه داشتم حروف الفبا یاد می‌گرفتم، گفت بنویس "ق" ، سرِ گردِ ق رو نوشتم و پایینش رو مثل "خ" دور دادم! گفت "این چیه؟ ق پیچه؟" و قهقهه زد!
اسمم افتاده بود روی صفحه "ق پیچ " ؛ قهقهه‌هاش توی گوشم پیچید .
+ نمیدونم حالا اسمم چیه، دنیاست دیگه، حتی شاید نوشته باشه "خانم ع"!
++ می‌کَنَم الفبا را ، روی لوحه‌ی سنگی ‌‌‌. واو مثل ویرانی، دال مثل د
فرقی نمی کند از نگرانی تان درمورد بیرون گذاشتن ناگهانی سروش رفیعی از پرسپولیس حرف بزنید یا از پایین آمدن کیفیت آهنگ هاي خواننده محبوبتان. از مسئله ورود ن به ورزشگاه حرف بزنید یا از علایقتان به نحوه برگزاری جشن ازدواجتان. اگر نوشته ی شما در دید باشد، همیشه هستند کسانی که بگویند "سطح دغدغه ت اینه؟"، "الان مشکل جامعه ما اینه؟" و جملاتی از این دست.
کاش این عزیزان خود دغدغه مند پندار بفهمند زندگی جنبه هاي مختلفی دارد و شدنی نیست آدم بیست و چهار
.
کلافه‌ایم از این فصلِ ناخلف، دیگر
چرا بهار نمی‌آید این طرف، دیگر؟
چگونه با قلم و نان به خانه برگردد -
پدر که له شده در ازدحامِ صف، دیگر
کدام خانه؟ که اصلاً وطن نباید گفت -
به این مساحتِ ویران - مَع‌َالأسَف - دیگر
نه مریم آینه دارد، نه یاسمن شاد است
که خاک هیچ ندارد - مگر علف - دیگر
براهنی! چه کنم در سکوتِ این سرسام؟
نمی‌زنند ن دف دَدَف دَدَف، دیگر
زبانِ مادری‌ام در رسانه مُثله شده
چهار نقطه مگر مانده از شرف، دیگر؟ -
که شعرِ تازه به دنیا بیا
همون طور که با مَغی حرف می زدم شامم رو می خوردم که سر و کلۀ آقایون تازه وارد پیدا شد. ابوبکر، یه مراکشی تازه وارد، و یه نفر دیگه به اسم یزید، که نفهمیدم کجایی بود، هم توی آشپزخونه بودن. اون دو تا با ورود مردان غریبه رفتن جلو و سلام و علیک کردن. با لهجۀ غیلظ و حروف حلقی عربی داد می زدن و صحبت می کرن. این به اون می گفت: عمر .» اون به این می گفت: یزید .» عمر! . یزید! . ابوبکر! . یزید! . عمر! . و من که از حرفاشون هیچی نمی فهمیدم احساس می کردم دارن نقشه
امروز بر خلاف هر روز صبح صبحونه نخوردم با خودم گفتم حالا یه چیزی می خورم دیگه
ساعت 10 این اینا بود که یکم انگور خوردم .
ساعت 11 دیدم یه کم حال ندارم گفتم شاید به خاطر گرسنگی باشه می خواستم از این شکلات ژله ایا بخورم بعد گفتم ولش کن الکی قند مصنوعی به خورد خودت نده چیزی نمونده تا ناهار
سرکار بودم و شلوووغ
یه خانمه وسط صحبت جدی من یهو گفت صداتم قشنگه من :||||||  
اگه منو تو اون لحظه می دید هییچ وقت همچین حرفی نمی زدا تازه از ترس سکته هم می کرد :)
ال
استفاده از دودکش دو جداره نقش بسیار تعیین کننده ای در توانایی و عملکرد پکیج هاي دیواری دارد. دودکش دو جداره به گونه ای طراحی شده که مسیر خروج محصولات ناشی از احتراق پکیج کاملا از کنار مسیر ورود هوای تازه به داخل پکیج عبور کرده ، که باعث گرم شدن هوای تازه ورودی به دستگاه شده و بالا بودن دمای هوای ورودی به اشتعال بهتر گاز کمک کرده و موجب افزایش راندمان و بازدهی دستگاه به میزان 1.5% تا 2% می گردد. همچنین کاهش دمای هوای ورودی باعث کاهش دمای محصولات ا
دلم میخواد در مورد یه موضوعی صحبت کنم باهاتون، اونم موضوع رسم و رسومات جدید هست، ما ایرانی ها مجموعه ای از رسم و رسومات رو داریم، یعنی دختر و پسری که میخوان ازدواج کنن یا کلا ازدواج کردن، چند نوع رسم و رسوم جلو روشون هست.
رسومات ایرانی باستان، رسم و رسومات دینی، رسم و رسومات اروپایی
همه این رسم رسومات هم در قالب ازدواج میان، مثلا این روز ها واقعا اگر آقا پسر برای دختر ولنتاین کادو نگیره خب خانومش ناراحت میشه و قهر میکنه در صورتی که قبلا و
✍✍
ملک الشعرای چشم هايت.
بیا  و  آرام بنشین
جان آرامم !
 که وقت  سرور است وسرودن!
شامگاه  شعرنوشیدن است.وشیدایی چشیدن
تأخیرنکن
بیاوبنشین برسر کارستان خویش
توفقط بنشین و موی پریشان کن
تنها  ؛ بنشین و آشوب کن درشهر دل 
می شود روی بچرخانی وبنشینی ام درمقابل؟
شعرگفتنم می آید.!
می شود چشم بگشایی وشراب  بریزی در جام  جانم !؟
دوسه جرعه نگاه کفایت می کند کام تفتیده را .
بیا  ؛بیابنشین و خنده  سرکن که جهان  جان می گیرداز ترانه ی تبسم ت.
تو زلف بگشا
ت
سلام
من هدیه ام ملقب به کیم آنا 18 سالمه.یه آرمی دو آتیشه و یه کیپاپر خفن.
عاشق بی تی اسم.بایستم تهیونگه و داداشای خوشگلمن کوکی و جیمینن.
حالا نوبت شماست
از اونجایی که تازه واردم و هیچ کدومتون رو نمیشناسم.خوشحال میشم خودتون رو معرفی کنین.
باتشکر
رفقا کنکوری سلام !!!
امیدوارم تا حالا بهترین ها براتون رقم خورده باشه و اونایی که کنکور دادن از نتیجشون راضی بوده باشن.
یادتون باشه موفقیت معنیش این نیس که رتبه برتر بشی ، موفقیت یعنی این که نتیجه زحماتتو ببینی و بدونی تلاشت به ثمر نشسته.اینه که لذت بخشه
الان هر کدوم از شما رفقایی که تازه کنکور دادید ؛ کوهی از تجربه رو دارید با خودتون میکشید!! لطفا تجربیاتتون را با ما به اشتراک بگذارید .
آی دی پیج اینستامون رو هم میزاریم براتون که اونجا بیشتر ب
خب ب سلامتی و میمنت ظاهرا مامانم رتبه امو ب هرکی ازش پرسیده گفته تازه احتمالا رتبه هاي پرسال و پیلارسال رو هم گفته و خب چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ـــــــــــــــــهنوز فکر اینکه ب S راستش رو بگم یا نه دارم!ــــــبین هزار راهی گیر افتادم:/ـــــــــبریم ببینیم ب چی میرسیم:(
به هر طریقی که وارد وبلاگ "تازههاي بیان" شده باشید، شاید برای لحظاتی مهمان مطالب و پست‌هاي ما در "تازههاي بیان" شوید. با دیدن وضعیت این وبلاگ، حتما نظری در ذهن شما نسبت به فعالیت ما شکل می‌گیرد. یکی از مهمترین اهداف نگارنده مطلب حاضر، کسب اطلاع از نظر شما خواننده و مخاطب گرامی است. نظر شما هر چه باشد؛ خواه مثبت یا سازنده و خواه انتقادی و منفی، آگاهی از آن مایه افتخار ما خواهد بود. همین پیشنهادات و انتقادات شما است که انگیزه ادامه راه توسط م
این روزا فقط مشغول آموزشا جاوا اسکریپت هستم . تازه به جاها باحالش رسیدم . خیلی زبان جالبیه و حالا تازه دارم میفهمم که چه کارایی میتونم انجام . خیلی حس خوبی دارم .دو شب پیش که آموزشام تموم شد نشستم دو تا مینی پروژه مبتدی ولی جالب رو نوشتم . اونقدر از قدرت جاوا اسکریپت لذت بردم که دوس داشتم کدایی که تو صفحه مانیتور بود رو با دست بگیرم و بخورم :)))
شبا هم تقریبا هر شب یه وقتیو برای مطالعه آزاد گذاشتم . فعلا کتاب بیشعوری اثر خاویر کرمنت رو میخون
"قلم سپید" دومین وبلاگی است که با این نام توسط تیم تولید محتوای تازههاي بیان معرفی می‌شود. یکی از نقاط مشترک این وبلاگ همانند آن یکی وبلاگ "قلم سپید" قالب زیبای آنها است. در این وبلاگ نیز نویسنده خوش‌ذوق دیگری با نوشته‌هاي کوتاه و بلند خود، پذیرای مخاطبان جویای مطالب ناب و دست اول است.
علاوه بر مطالب و قالب جذاب و زیبا، در این وبلاگ از تکنیک‌هاي متنوعی برای تهیه و تولید محتوا استفاده شده است. بازدید از این وبلاگ را به تمام مخاطبان تازه‌ها
وقتی که مرد، حتی یک نفر هم توی محل ما ناراحت نشد. بچه‌هاي محل اسمش رو گذاشته بودند مرفه بی‌درد و بی‌کس. و این لقب هم چقدر به او می‌آمد نه زن داشت نه بچه و نه کس‌وکار درستی.شنیده بودیم که چند تایی برادرزاده و خواهرزاده دارد که آنها هم وقتی دیده بودند آبی از اجاق عموجان و دایی جان برایشان گرم نمی‌شود، تنهايش گذاشته بودند.وقتی که مُرد، من و سه چهار تا از بچه‌هاي محل که می‌دانستیم ثروت عظیم و بی‌کرانش بی‌صاحب می‌ماند، بدون اینکه بگذاریم کسی
چیزی که هنوز بهش عادت نکردم، واژه ی "خانم مهندس" ه.
تازه داشتم با فامیلیم کنار میومدم.
"مهندس" و "محدثه" شبیه هم هستش. ولی من با دومی راحت ترم

*مامان و بابا اومدن تهران. واسه اولین بار فردا مرخصی گرفتم که باهاشون برم بیرون :)
 
دریافت فایل
جامع ترین فایل pdf کتاب ماه کامل می شود 109صفحه
دانشجویان و کاربران گرامی فایل حاضر کامل ترین و جامع ترین فایل pdf کتاب ماه کامل می شود تالیف فریبا وفی می باشد. این فایل شامل 109 صفحه می باشد و در غالب فرمت pdf  تهیه شده است که هم اکنون آماده دانلود می باشد. امیدواریم که سودمند بوده و مورد استفاده شما عزیزان واقع گردد .در صورت تمایل می توانید این فایل ارزشمند را از فروشگاه سایت خریداری و دانلود نمایید.
درباره کتاب:
بهاره از خانواد
یه توصیه هم بکنم به جوونایی که تازه وارد رابطه شدن. اونم اینه که هنر گوش دادن رو یاد بگیرین. از حرف زدن خیلی مهم‌تره و البته یادگرفتنش هم سخت‌تر. خیلی وقتا طرف مقابل میاد حرف بزنه که خالی بشه نه حرف بزنه که بعدش موعظه بشنوه :)) دکتر عمو سولا واقعی مهمه ها
یکی از اهداف ما در وبلاگ "تازههاي بیان" معرفی نویسندگان خلاق و خوش‌ذوق است. همچنین تلاش می‌کنیم مجموعه‌ای از نوشته‌هاي ارزشمند این نویسندگان را با هماهنگی آنها منتشر کنیم. به همین منظور بخشی تحت عنوان "مهمان نوشت" در این سایت راه‌اندازی شد تا نویسندگان، مخاطبان و علاقه‌مندانی که تمایل به ثبت نوشته‌هاي ناب و خاص خود دارند از این فرصت برای معرفی توانایی‌هاي خود در نوشتن بهره بگیرند.
به طور طبیعی برخی از نویسندگان به‌طور مستقیم توسط ما
می‌گفت: 
پدرم خدا بیامرز نظامی بود، از اون آدم‌‌هاي مهربونِ کم حرف ولی جدی که کمتر کسی لبخند یا حتی اخمش رو دیده بود.
اون موقع‌ها ،حدود‌هاي سال تولد خودت یا حتی قبل‌تر، دانشگاه قبول شدن مثل الان نبود، کمتر کسی دانشگاه‌ قبول می‌شد تازه اونم سراسری!
خواهرم که قبول شد رفتیم پیش بابا و گفتیم "بابا زینب دانشگاه قبول شده"‌، یه نگاه به خواهرم کرد و گفت "چی قبول شدی بابا؟" زینب سرش پایین بود، انگاری خجالت می‌کشید به بابا نگاه کنه ، آروم گفت "پزشک
تشکیل شده بودند. پس از منتشر شدن شاهکاری به نام GTA III و محبوب شدن بیش از حد آن بعلت تازه بودن سبکش و آزاد بودن بازیباز در محیط، شرکت هاي دیگر بد ندانستند تا آنها هم به استقبال این سبک تازه وارد بروند! Illusion Softworks هم یکی از این شرکت ها بود. نتیجه ی کار یک بازی نیمه Open World، با داستانی بسیار غنی تر نسبت به GTA III بود که دنیای تاریک Mafia را به نمایش میگذاشت؛ پس چند سال انتظار، نسخه ی دوم این شاهکار توسط شرکت ۲K Games منتشر شد.
Mafia II MULTi8-PLAZA + GOG + FitGirl Repack
۩۞۩ نار
این صفحه را برای معرفی چالش‌ها و کمپین‌هاي مختلف راه اندازی کردم. دامنه پوشش این صفحه می‌تونه خیلی گسترده باشه و وما محدود به بیان نیست.
هر جا چالش یا کمپینی خوبی پیدا کردید می‌تونید لینکش را در این صفحه در بخش بیان نظرات معرفی کنید تا ما مطلب اختصاصی برای آن منتشر کنیم.
لیست کمپین‌ها و چالش‌هاي معرفی شده:


#چالش مشاعره
هدف: ارتباط و تعامل بین بیانی‌ها و وبلاگ‌نویسان دوستدار محتوای ادبی از طریق مشاعره
لینک مطلب در بلاگ تازههاي بیان:
دیگه شاید نوشتنش لوس بازی به حساب بیاد
اما مهم شد برام امسال .هزار و چهار صد و شصت روزگی وبلاگ
روز ساختنش هیچ وقت فکز نمیکردم به این سن برسه کم کم باید بذارمش مهد کودک اصلا:))

اینجا حرفای ناگفته ی من بود تا اینکه نمیدونم چی شد دیگه راحت نبودم اینجا برا نوشتنهر چیزی رو نمیوشتمیا زود پاک میکردم
جالبه برام تو چهار سالگیش تازه تعداد دنبال کننده هاش رسیده به300،که تازه نصف بیشتر این  حذف کردن و رفتن.یا نمینویسن.پس صرفا خیلی کمتر این تعداده
گ
"قدح" وبلاگ توصیه شده از سوی بازدید کنندگان تازه هاي بیان است. محتوای این وبلاگ بیشتر جنبه ادبی و مناسبتی دارد. نویسنده این وبلاگ با ارائه مطالب پرشمار و بروزرسانی دائم محتوای وبلاگ، مخاطبان بسیاری را جذب کرده است؛ شاید شما هم یکی از مخاطبان جدید وبلاگ "قدح" باشید.
لینک مستقیم: http://ghadah.blog.ir

این متن توسط نویسنده وبلاگ "تازههاي بیان" تهیه و منتشر شده است. هر گونه بازنشر مطالب این سایت بدون اجازه نویسنده مجاز نیست.
امشب دمامون هفت درجه است و خب اون کدوم عقده ایه که میخواد در بالکن رو تا صبح باز بزاره؟
احسنت،نامبرده
از اونجایی که از اول تابستون تا الان من یک روز هم تو گرمای یخچال آب کن تهران خونه نبودم،قندیل بستن رو حق مسلم خودم میدونم:دی)
بله هوا سرده اینقدر که ظهر باید با سوییشت و بافت و اینا میرفتی بیرون تازه ظهر که آفتاب وسط آسمونه:/
درک صداقت میاره. تو وقتی  حرف دلتو راست و پوست کنده به طرف مقابلت می‌گی که مطمئن باشی اون شخص برای حرف تو ذره‌ای هر چند اندک تره خورد می‌کنه و دائم برای فرو کردن عقاید خودش تو ذهن تو تلاش نمی‌کنه. وگرنه که شروع می‌کنی به پیچوندن و ایگنور کردن. اما مرگ به اون لحظه‌ای که قفل دهنت باز بشه و حرف دلت به اون آدمی که نباید گفته بشه. اون موقع است که تازه می‌شی مثل من!
هر سال موقع اعلام نتایج کنکور حالم گرفته میشه؛ به طور نامحسوس. هر سال یادم میافته نتیجه من چیزی نبوده که در شان من باشه. هرسال حس شکست کنکور تازه میشه. و هر سال کنار همه‌ی اینا دلم میخواد رشته مورد علاقه م رو میخوندم  من یه رتبه خوب کنکور ریاضی به دلم بدهکارم. 
مولای من!
از ِ تو جهان چِکید و بزرگ شد:
ستونِ سنگی همواری
به درکاتِ ناهمواری!
و تخمِ مرغِ بزرگ شکست
و ذاتِ اقدسِ زرد
بیرون ریخت:
ج! گویی خمیره‌ی هر چیز.
*
اینک تو را سرشتم!
سرشتِ تو سنگ است
و سنگ خواهی خورد
و سنگ تو را می‌خورَد»
 
من از تمامِ تو شکستم
من از ذکورِ تو باریدم به خوابگاهِ علف.
و دنده‌هاي من از خونِ تازه می‌آید.
باید بگم خیلی پیشرفت داشتم:/درسته یه 5-6 ساعتی طول کشید تا فروکش کنم ولی اینکه الان دارم چایی نبات میخورم خونه رو حدودا جمع و جور کردم و میخوام نصفه شبی بیگ بنگ تیوری ببینم تا انتقام جویان 2015 دانلود شه! و درکل خوبم ینی پیشرفتیه چنتا پست از سر عصبانیت اینجا گذاشتم ک خب رفتن ثبت موقت یا کلا پاک شدن!و البته باعث شد یه فحش جدید یاد بگیرم و مطمینن ازش استفاده میکنم: بی خردخیلی هم کوبنده اسیه فایل صوتی گوش کردم از دکتر هلاکویی درمورد خشم و عصبانیت میگ
و اینقدر یُسر ِ مع العسرَت را در چشمم فرو نکن،از خودم شرمم می آید !:)
 
به وقت خنده هاي شیرین ِ ۲۸ / ۳ / ۹۸ ، پس از گریه هاي تلخ ِ ۲۷ / ۳ / ۹۸
+هرچند ما به تقدم و زیادت ِ عسرت واقفیم اما شما آنقدر خدایی ، که با یسرهاي هرچند کم و کوچکت جانمان را تازه میکنی،قلبمان را راضی میکنی.و چه خوب که شما اینقدر خدایی،به رغم اینهمه نابندگی ِ ما!:)
خیلی وقتا دلخوشی کل  زندگیت دیدن چهره و لبخندشه که در لحظه خوشبختی رو حس کنی و روحتو تازه  کنه خیلی وقتا دوسداری عقلتو پس بزنی و هر چی دل میگه گوش کنی و از هیچ کی و هیچی نترسی لعنت به فرهنگی که از ترس آبروریزی حق نداری داد بزنی که دوسش داری خدایا حالش همیشه خوب باشه
 مرا به خانه‌ی قدیمی‌ام ببر. حس‌هاي قدیمی را در من تازه کن. شاید به یاد بیاورم که بودم و قلبم برای چه می‌تپیده. 
بگو آن شب که نشستیم در پیاده‌رو و درز دلمان را گشودیم و همه چیز را ریختیم روی آسفالت سرد، چه می‌درخشیده در چشم‌هاي من که خودم را ستاره‌ی مسافری تصور می‌کردم که به جان این خاک آشنا گشته و محبت زیستن در همه ذرات تنش تپیدن گرفته. 
شیره‌ی زندگی را گوارای جان من کن. 
خیلی چیزها قرار بود ،بنویسم
ولی حالِ نوشتن ندارم. اوضاع روبراهه. این منم که روبراه نیستم! آن‌هم موقعی که باید روبراه باشم. ولی ظاهرم که روبراه است، همین کافی‌ست برای آنهايی که همین‌قدر از من می دانند.  این‌روزها ذهنم توی جاهاي دور می گردد. جاهاي خیلی خیلی دور! دور ولی نزدیک. خودم را به امان خدا سپرده‌ام، خدا را هم به خودشمنتظر اتفاقی هستم که خیلی زودتر از تصورم می‌افتد، اتفاقی که یک‌بار تمام و کمال متلاشی‌ام کند و خودم را  برای همیشه به
متن آهنگ بزار برو
تو خوب بودی هیچ شکی نیست میخوای بری خب حرفی نیست دیگه بهونه نیار بروخاطرات زود از بین میرن حرفاتم که بی تاثیرن پس معطل چی ایحالم از وقتی‌ رفتی‌ مثل آسمون گرفته داغونه داغونههوا هم که با ما قهره انگار پره باد و تگرگ و بارونه بارونهدل من هواتو کرده میون این همه ویرونی ویرونیتوی این شهر شلوغو تاریک مثل من دیگه داغون نیستتو خوب بودی هیچ شکی نیست میخوای بری خب حرفی نیستدیگه بهونه نیار بذار خوب تموم شه زودتر بذار بروخاطرات زود
سلام خوبین خبری نیست ازتون
زندگی من خیلی تغیر کرده اصلا همه چی عوض شده خیلی هاگرگ شدن خیلی ها بد شدن
خود من رفیقم رو که وضع مالی خوب نداشت رو انقدر مسخره کردم و تحقیر شد حالا وضعشون داره تغیر میکنه ولی من گره افتاده به کارم تازه دارم خیلی چیز ها رو میفهمم 
E.A:خودت رو باور داشته باش
سلام 
امروز بعداز مدتها که کلهم به فارسی تکلم می کنم ، فردی را دیدم که می گفت : 
ترکی هم رد نمیشه! تا ازش بپرسیم » 
گفتم : من هیچوقت به ترکی تکلم نکردم و گوشهايم نیز عادت ندارد ولی بپرس ، تمام و کمال تا آنجایی که بدانم شرح می کنم. 
پرسید : اعداد را یادم رفته کمک می کنی؟ 
گفتم : در اینترنت همه نوشته شده.
گفت : به طرزی می نویسند که نمی توانم بخوانم ! 
گفتم : درسته ، حالا چه چیزی را می خواهی ؟ 
گفت : بشماریم ، و شمردیم و شمردیم. عجیب روحم تازه شد و یادم اف
سلام 
امروز بعداز مدتها که کلهم به فارسی تکلم می کنم ، فردی را دیدم که می گفت : 
ترکی هم رد نمیشه! تا ازش بپرسیم » 
گفتم : من هیچوقت به ترکی تکلم نکردم و گوشهايم نیز عادت ندارد ولی بپرس ، تمام و کمال تا آنجایی که بدانم شرح می کنم. 
پرسید : اعداد را یادم رفته کمک می کنی؟ 
گفتم : در اینترنت همه نوشته شده.
گفت : به طرزی می نویسند که نمی توانم بخوانم ! 
گفتم : درسته ، حالا چه چیزی را می خواهی ؟ 
گفت : بشماریم ، و شمردیم و شمردیم. عجیب روحم تازه شد و یادم اف
" تازه‌به‌دوران‌رسیده‌گان و نوکیسه‌گان ، تو را ، ای فلورانس ، آکنده از آن افراطکاری و غروری کرده‌اند که امروز از دست‌ش به فغان آمده‌ای ."
این کلمات را با بانگی بلند و با سری افراشته گفتم ، و آن هر سه که این پاسخ مرا شنیدند به یکدیگر نگریستند ، بدان‌سان که بر چهره‌ی حقیقت بنگرند ؛
کمدی الهی ؛ دوزخ ( دانته آلیگیری )
تو شعر تازه میسرایی دلمسر به هوای باغ رویا میشهبه واژه واژه هاي این شعرزخمی وعده هاي فردا میشههردفعه مرهم امیدی به زخمهردفعه زخم با غمی وامیشهآواره ی خاطره و غزلهاستبسکه به جرم عشق رسوا میشههردوتا پای دل و میشکنم تاکه نگی دوباره پیدا میشهايندفعه عاشق تو و شعر بشهقول میدم می برپا میشهخ سعادتی_پامچال
از روزی که در بلاگ تازه‌‌هاي بیان معرفی وبلاگ‌ها رو شروع کردم سعی کردم این کار را ماشینی انجام ندم تا بتونیم یک مجموعه‌ای از خوب‌ها را کنار هم داشته باشیم و از خوندن نوشته‌هاي آنها لذت ببریم و محتوای ناب و دست‌اول کلی وبلاگ خوب رو در اختیار داشته باشیم.
از طرفی با وسواس خاص خودم سعی کردم تمام مطالب پست‌هاي تازههاي بیان نوشته‌هاي خودم باشند. بنابراین، برای اینکه زمان‌بر بودن معرفی وبلاگ‌ها جبران بشه در این پست دائمی وبلاگ‌ها را به
وقتی اعصابت خورده و خودتو گم میکنی بجا جنگو دعوا دق و دلی سر بقیه خالی کردن ناهارت و بخوری سرت رو بکنی زیر پتو و تا سر پتو رو بکشی به خودت و به هیچ احدوناسی فکر نکنی و به خودت بگی اروم باش پرستش درس میشه تازه تو اولشی چته چرا این همه به خودت سخت میگیری آخه .
امروز میرم پیش خانم دکتر جهت مشاوره حتما باید بش بگم این اتفاقا مزخرف ریشه در کجا داره که منم سخت تر از اونم :|
روزبه‌روز تعداد وبلاگ‌هايی که "تازههاي بیان" معرفی می‌کنه داره بیشتر میشه. تا اینجا یا بعضی از وبلاگ‌ها رو که خودم می‌پسندیدم و مطالبشونو دوس داشتم معرفی می‌کردم و یا اینکه نویسنده‌هاشون ازم می‌خواستن که مطلب معرفی‌شونو پست کنم. سلیقه من در انتخاب وبلاگ‌ها ممکنه با سلیقه شما که از "تازههاي بیان" بازدید می‌کنین و مطالبشو می‌خونین تفاوت داشته باشه. به همین خاطر فکر کردم که در انتخاب وبلاگ‌ها باید سلیقه شما که داری این مطلب را می‌
نام وبتون : #نجاتم_بده (#bts) ژانر: #فانتزی ، #دراموضعیت: #در_حال_انتشارخلاصه: جین تازه از آمریکا برگشته و در راه خانه نامجون دوست دوران نوجوانی اش را می‌بیند و روز بعد کنجکاو میشه و میره دیدنش. ❌ترجمه از کانال ما نیست

ادامه مطلب
ِ_آخرین پستم دقیقا روز قبل عروسی دوستم بود و الان دقیقا شب بعد از عروسی دوستم ،یعنی دیشب این موقع من بغل دست دوستم تو جایگاه عروس نشسته بودم و با اون یکی دوستم مثل ندیده ها عکس میگرفتیم ، و یک ساعت بعدشم وقتی بغلش کردم چشماشو دیدم اشکم در اومد و با این جمله به آقای داماد :آقا امیر مواظبش باش ،سالنو ترک کردم . وقتی به سمت در میرفتم جوری دیگران نگام کردن که از کرده ی خود پشیمانم تا حالا این همه آدم یه جا باهم اشکمو ندیدن و البته تاحالا بخاطر هی
یه عده آدما حضورشون یه چیزی شبیه معجزست!
مث یه دستی که دمِ پرتگاه جلوی سقوطِتو میگیره؛
مث یه امیدِ تازه توی اوجِ ناامیدی؛
مث یه روزنه ی نور توی تاریکیه مطلق؛
مث خیلی چیزای قشنگ دیگه.
یه عده آدما بزرگترین نشونه ی حضورشون لبخندیه که گاه بیگاه بی دلیل میشینه روی لبات حتی اگه از وجودشون یه دنیا دور باشی:)
یه عده آدما یعنی :]
از این یه عده ها داری توی زندگیت؟!
دوست گفت: ای بابا  چقدر دنیا کوچیکه.بابت این که با یکی از همکلاسی هاي ده سال پیش جناب دوست در هزار کیلومتر دورتر از اینجا،  امروز!  من ده متر بیشتر فاصله ندارم!
اما نگفتم که ای دوست عزیز تازه فهمیده ام دنیا خیلی خیلی خیلی بزرگتر است از اندازه ای که طی سالهاي عمرم تخمین زده بودم . شاهدم این که بیخ گوش من کسی که جای مادر و خاله و کس و کارم می شود حسابش کرد یک ماه طولانی پر از اشک و هول و هیجان را یک ماه طولانی پر از فاصله این جهان و آن جهان را طی کرد
رسول اکرم (ص)
فرصت را براى اعمال نیک پیش از آنکه شش چیز رخ دهد غنیمت شمارید، فرماندارى سفیهان و کثرت شرط در کار معامله و فروش منصبها و کوچک شمردن خونریزى و بریدن با خویشاوندان و تازه رسیدگانى که قرآن را بآواز خوانند و یکى را بامامت وادارند که براى آنها تغنى کند اگر چه دانش او کمتر باشد.
پیشگویی دقیق اینده
بسم الله
صبح ها در این تابستان کسل کننده شش و نیم از خواب بیدار میشم.میزنم بیرون و دو دقیقه بعد بیمارستانم!این از خوبی هاي شهر کوچک و خلوت است!!میرسم سی سی یو و شرح حال میگیرم و بعد بعضی وقت ها مثل امروز مورنینک!از مورنینگ ها چیز زیادی نمیفهمم و کسلم میکند و با همان حس چرت دم صبح و گشنگی و خماری صبحگاهی سر میکنم.بعد دوباره راند با استاد و بعد خواب عصرگاهی در خانه!این ها تازه اول قصه است!باید به ملالم عادت کنم!
#یک_پیشنهادتقریباً همه بچه‌هاي همسایه دوچرخه داشتند. قیمت دوچرخه‌ها برای بچه چهارپنج‌ساله هم بالای ۱.۲ میلیون بود؛ تازه تقریباً همه‌شون هم خارجی.
بالاخره تونستم یکجایی رو پیدا کنم که #دوچرخه #ایرانی رو به قیمت ۸۷۵ می‌فروشه و رایگان می‌فرسته در خونه:http://yon.ir/2chrkh
توجه:بعضی‌ها دوچرخه دست‌دوم می‌خرند. اما کار چندان قابل قبولی نیست. یک وجه خداناکرده‌اش این است که اگر دوچرخه ی باشد، شما به عنوان سارق شناخته می‌شوید! www.PavaraQi.ir | @PavaraQiتازه
دیگه نه محبت آدم ها برام مهمه و نه دشمنیشون.
باهرکس حد و حدود رو رعایت میکنم و هرگونه حس بدی رو رها میکنم و همون لحظه که میخوام حرص بخورم میگم که خدا این جنگ کار من نیست سپردمش به خودت و سکوت میکنم.
کتاب اسکاول شین اوایلش جذبم کرد وسطاش افت انرژی رو سبب شد و حالا در انتها داره تازه با جملات و فرهنگ و ادبیات ما همخوانی پیدا میکنه و میشه حرفاشو باور کرد.
ساعت نزدیک هفته غروبه ولی انگار تازه سر ظهره. جمعه هم که هست مثل این که خاک مرده ریختن تو کوچه خیابون.حالا هی هر سال گرمتر میشه هیچکسم ککش نمیگزه که خودمون داریم این بلا رو سر زمین بدبخت بی زبون میاریم.حالا یه فلش بک بزنید به دوران بچگی. من که یادمه دقیقا سر ظهر همش تو کوچه بودم و بازی میکردم ولی اصلا اونوقتا گرم نبود. الان که شب هم باد گرم میزنه تو صورت ادم. 
تنهايی نابی که هر آدمی فارغ از فقیر و غنی، متخصص یا عامی، مجرد و متاهل و در هر شرایطی تجربه میکنه.احساس اینکه با وجود اینکه دوستت دارن و براشون مهمی اما تو فقط خودت رو داری. اینکه هیچ کس جز خودت تکیه گاه امنی نیست و این " خودت " هم نقصان ها و ناتوانی هايی داره. زندگی از فردای فهمیدن اینها تازه شروع میشه. 
میشه پرنده باشی اما رها نباشی
میشه دلت بگیره 
اسیر غصه ها شی
حالا که اسمونم‌دنیاس تازه ای نیست 
اونوقت ی جا بشینی محو گذشته ها شی‌
ترسیده باشی از کوچ
اوج رو‌ندیده باشی
واسه ی مشت دونه اهلی آدما شی
تو سایه ها بمونی 
در گیر سایه ها شی 
مفهوم زندگی رو‌از یاد برده باشی 
دلت بخواد دوباره از ته دل بخونی 
از ترس ریزش اشک غمگین و بیصدا شی.
بهشت زهرا نرفتم.هر هفته میرم اونجا که زخم رو تازه کنم؟میرم که مطمئن بشم قبر خالی نشده و فرار نکرده؟! دقیقا چرا میرم؟امید نشسته بود گریه میکرد گفت باورش سخته. گفتم امید جان من واسه حرفهاي جدی کمی ضعیف شدم؛ بگو بچه ها چه طورن؟ گفت بچه ها چه طورن کلید واژه ست؟ یعنی حرف رو عوض کنم؟ گفتم دقیقا
خبکمی زودتر از اونی که حساب کرده بودم شروع کردمحتما قسمت بوده.بازی کائناته دیگه.معمولا بیشتر وزودتراز اونی ک فک میکردی بهت میرسه.یکی از تفاوت هاي این نگارنده عجیب اینه کهشمابعد از اونکه مطالب وحتی کلیپ ها ووویس هارااستفاده فرمودی تازه اگه دوسداشتی هرچقدخواستی انتقال وجهویا دعا میفرمایی اونم تاهرموقع دوسداشتی.من مادام العمرراترجیح میدم
بالاخره طلسم پارک ملت و بستنی متری هم شکست . از کی تا حالا میگفتم ها . آدم از هرچی بستنی عه اشباع میشه !سین امروز توی تست صدا پذیرفته شد و من خیلی براش خوشحالم :))) راستی رفتیم پارک !بابا کجایی که دخترت فوتبال بازی کرد !دروازه بان بود . تازه 6 تا گل هم خوردم! سر تا پام هم خاکی شد !ینی اون موقع بابا تو ترافیک بود و نبود ببینه شاهکار دختر شو ! یه دفتر طراحی گل گلی میخوام ! میخرم !
از چه.
افسوس که نامه ی جوانی طی شد 
                      آن تازه بهار زندگانی دی شد 
                                      آن مرغ طرب که نام او بود شباب 
                                                      افسوس ندانم که کی آمد و کی طی شد 
از چه.
افسوس که نامه ی جوانی طی شد 
                      آن تازه بهار زندگانی دی شد 
                                      آن مرغ طرب که نام او بود شباب 
                                                      افسوس ندانم که کی آمد و کی طی شد 
باید که دین عشق تو را تازه تر کنم از کل روی ماه تو سی جزء بر کنم با آیه ی نگاه خود اعجاز می کنی وقتش رسیده اهل جهان را خبر کنم قدری نماز فاصله ها را شکسته کن راهی شدم به مقصد چشمت سفر کنم جایی که اشک هست تیمم مجاز نیست از چشمه ای زلال وضویی دگر کنم انگشت هاي عاشق تو ، گیسوان من اینگونه می شود فقها ! مسح سر کنم؟!عمریست روزه دار لبی پر تغزلم عشقم! غزل بخوان که لب تشنه ، تر کنمصوموا» برای بوسه تصحوا» نمی شود بگذار در کنار تو شب را سحر کنم
جوجه هاي تازه متولدشده:
35 - 33 درجه 
جوجه هاي بدون پر:
34 - 32 درجه
جوجه هايی که پوشش پر کاملی ندارد:
32 - 30 درجه
جوجه هاي دارای پوشش کامل پر:
29 -  26 درجه
پرنده هاي بالغ:
حداقل دما: 22 درجه
#دما

دایره المعارف پرندگان زینتی

JOIN US ➡️ @yakarimkhorasan
همین روزها؛ اتفاقاتِ خوب خواهند افتاد درست وسطِ روزمرِگی هايمان،
دلخوشی ها راهشان را گم خواهند کرد و این بار به سمتِ ما روانه خواهند شد .
شب هايی را میبینم که از خستگیِ شادی و لبخندِ روزهايمان می خوابیم و صبح هايی که با اشتیاقِ دلخوشی هايِ تازه بیدار میشویم.
من شک ندارم یکی از همین روزها همه چیز درست خواهد شد!
چند وقت گذشته؟ حدود 6 ماه. یا دقیق تر بگم، 6ماه و 2 روز.
حالم؟ بد نیست. چطور گذشته؟ ای. راضیم؟ اووممم
این روزا ساکت تر شدم، آروم تر بیشتر وقتم رو کار میکنم، با خانواده کمتر صحبت میکنم، کلی علامت سوال و چرا توی ذهنم هست. گاهی شک میکنم.
ترسیدم، واسه همین کاری نمیکنم تا بگذره و ببینم چی میشه. میدونم راه حل این نیست اما خب نمیدونم چیکار کنم.
برم به بقیه کارا برسم که تازه اول صبحه
شنیدید می گن نذارید کسی زیاد تنها بمونه، عوض می شه؟ یا، کسی تا حالا به خودتون گفته تنهايیتو کش نده، عادت می کنی، سخت گیر میشی.»؟تنهايی طولانی مدت تو رو به خودت نزدیک می کنه. خودتو بهت می شناسونه. مخصوصا قدرت ها و تواناییاتو. و وقتی بدونی نه از دست دادن هیچ چیز تو رو می کشه، و نه نداشتنشون برای مدت طولانی یا حتی هیچوقت، دیگه حاضر نمی شی آرامش، صلح، راحتی فکر و زمانتو از دست بدی. و این به خاطر ترس، انزوا یا نفرت از همه نیست! به خاطر درک تازه ای از
دانلود سریال نهنگ آبی قسمت بیست و سوم با لینک مستقیم
دانلود قسمت 23 سریال نهنگ آبی با کیفیت عالی 1080p
لینک دانلود قرار گرفت
گروه فیلم : معمایی
سال تولید : 1397
کارگردان : فریدون جیرانی
بازیگران: لیلا حاتمی, ساعد سهیلی, ماهور الوند, ویشکا آسایش, حسین یاری, آزاده صمدی, پریوش نظریه, مجید مظفری, حمیدرضا آذرنگ, الهام کردا, ستاره پسیانی, دیبا زاهدی, مصطفی زمانی, فرهاد آئیش
خلاصه داستان :آرمین دانشجوی تیزهوش و درونگرای رشته امنیت شبکه است که بیشت
سرمقاله 66نشریه #فرهنگستان_علوم با عنوان ایران و مسائل و مشکلاتش» سخن تازه ای نداشت و مدتهاست استاد احساس می کند حرفهايش تکراری شده است وبرای همین بارها تصمیم به خداحافظی گرفته است. اما این سرمقاله وقتی با اندکی تأخیر توسط برخی رسانه ها بازنشر شد، مورد توجه قرار گرفت و بازتاب زیادی داشت.
ادامه مطلب
بزرگ تر که میشی خیلی چیزا برات رنگ میبازه خیلی چیزا معنیشو پیشت از دست میده خیلی چیزا دیگه دغدغت نیست واست مهم نیست 
میدونی چی میگم؟ 
ارزش خودشو از دست میده 
آدم تجربه که میکنه میبینه نه این همچینی اون چیزی که فکر میکرد نیست
گیر میکنی تو مرحله نمیدونم اصن چی هست تازه نمیخوامم بدونم
تنها تویی، که به تنهايی میخواهمتخم شده بر گیسوان نقره ای ستاره پوش تودر انتظار دست یافتن به عطر پیراهنت!ای دخترً بگو کجاست؟یخ پاره هاي چشمهاي تو؟تنها، تویی که نقره پوش میخواهمت!تنها، در تنهايی خویش!تو تنهايی ات را در آغوش کشیده ای ومن تنهايی ام راآغوش هايمان را برای یکدیگر باز کنیمتا دلتنگی نفسی تازه کند!
لینکدونی فعال

سلام خدمت تمام بازدید کنندگان وبلاگ لینکدونی گروه عزیز

امروز هم قصد معرفی یه کانال دیگه را خدمتتون دارم،کانالی که در عرصه انتشار لینک هاي گروه ها و کانال ها فعالیت  و به کانال لینکدونی فعال شناخته میشه

همونطوری که از اسمش پیداست این کانال لینکدونی فعال درحال فعالیت هست و با این نام گذاری خواسته تا از کانال هاي دیگه هم صنف خودش جدا بشه

این کانال هم در عرصه انتشار انواع لینک ها مشغول هستش و تازه تاسیس هستش

شما با حضور
زمان جزوه نویسی حرفای استادم به زور خلاصه میکردم مینوشتم 
تازه از اون خلاصه ام ۵ نفر دیگه کپی میگرفتن که وقت امتحان پر علامت سوال بود برامون
چطو حوصلتون میکشه کلاس۱۲۰ دقیقه رو ضبط میکنید و میاید جزوه اش میکنید؟؟
امروز ی همچین جزوه ای نوشتیم که قششششششششششنگ ۵ ساعت زمان برد البته یه واو هم‌نباید جا میفتاد.
در حال حاضر فاقد دست راستم هستم.
همه بچه هاي علوم و معارف اسلامی خدا صبر بده بهشون.
دوروز زیبا بعد از سالها درکنار دوخانواده ی دوست داشتنی من. خانواده ی سه نفری خودم و پدرو مادرم بسیار لذت بخش بود.هرچند تازه باورم شد که کهولت سن از راه رسیده وگرد پیری برچهره ی دو عزیزم نشسته.اما همسر و دختری درکنار من تلاش کردند به پدری ومادرجان خوش بگذره.یک شب زیبا و دوروز قشنگ به یادماندنی به پایان رسید. در راه برگشت با نم نم بارون دلپذیرتر شده.مهربان باشیم.
به تازگی علاقه مند شده ام در مورد طراحی و معماری ایرانی مطالعه کنم. در ولایت ما، اصفهان، مسجد و گلدسته هاي زیادی وجود دارد که من شخصا تا ابد هم به آنها نگاه کنم خسته نمیشوم. چند وقت پیش که تازه میخواستم زبان یاد بگیرم، با توریستی صحبت میکردم. هرچه میگفت من نمیفهمیدم! ناچار به گنبد مسجد شیخ لطف الله اشاره کرد و بعد دستش را گذاشت روی قلبش و گفت: Beautiful
ادامه مطلب
موسسه هنری Schoeller Technocell
GmbH & Co. KG برگزاری این رویداد هنری را برعهده دارد. این رویداد
هنری در پنج گروه: پرتره، چشم انداز / طبیعت، عکاسی مد، عکس مجله / عکاسی
ویرایش شده، انتخاب آزاد / عکاسی مفهومی و گروه ویژه: جایزه صلح آلمان برای
عکاسی برگزار می‌شود. ضمنا شرکت در این مسابقه رایگان است.

شرکت در این مسابقه برای تمامی عکاسان سراسر جهان در سطح حرفه‌ای و یا آماتور با شرایط ذیل امکان پذیر است:
الف- عکاسان حرفه‌ای: همه عکاسان حرفه‌ای و
سازندگا
آچو گفت میدون حسن آباد سوخت. گفتم خب. گفت اون گنبد خوشگلا هم سوختن. گفتم خب میسوزن دیگه. مگه کلیسای نتردام نسوخت؟ مگه تخت جمشید نسوخت؟ همه چی یه روز میسوزه، یه روز داغون میشه، نابود میشه. چه فرقی میکنه حالا یا صد سال دیگه؟ آدما خیال میکنن اگه یه چیزی رو بسازن و تا ابد بمونه که تازه نمی مونه هم، در واقع خودشون باقی موندن. میگه خب همین مهمه دیگه. میگم کجاش مهمه؟ هزار سال نه، صد سال دیگه چه فرقی میکنه چی از کی مونده؟ هیچکس اون آدمای صد سال قبلو نمیش
به نام او.
چشماش مثل آسمونِ شب بود که برعکسش کرده باشن، یه سیاهی وسطِ یه آسمونِ سفید، انگار که آسمون شب تو چشماش وارونه شده باشه، همیشه هم ماهِ سیاهِ وسط آسمونِ سفیدش مثل بلورای دخترِ تازه عروسِ همسایه برق می‌زد، از این بلور فرانسه‌ها که هر چی به گفتم کالای ایرانی بخر شاید برقش کمتر باشه اما عزت و شکوه برای کارگر ایرانیه، گوشاش بدهکار نشد.
چشماش خیلی قشنگ بود و براق
منو غرق کرد تو آسمونش، همش فک می‌کردم بهترین هدیه از طرف خداس
و حرصم داده اگه کنارم بود اونقدر میزدمش مثل
بوکس کارا و کیسه بوکسشون و جوری گازش میگرفتم که گوشت بدنش کنده بشه تازه
اینجوری یکم اروم میشم فقططط یکم شکم گندهِ چاقِ کوتاه
منم بلدم حرصش بدم فردا زنگ میزنم بهش از معلم زبانم که چه پسرررررررر خوشگلیههههههه بهش میگم تا خودش بره امارشو دربیاره حرص بخوره
دارم برات اقای دکتررررررررر 
هرکی با من درافتاد   ور افتاد   کجاشو دیدی حالا منتطر باش
این می‌تواند شروع هذیان هاي ذهن یک دیوانه باشد.یا شاید پایان دربه در گشتن ها برای یک صفحه‌ی سفید که گنجایش لااقل کمی از حرف هايش را داشته باشد.
به هر حال آغاز باشد یا پایان وصلش کرده‌ام به تو.مثل همیشه‌ی خودم که مدام میدوم سمت تو.حالا تو هم مثل همیشه‌ی خودت باش، انگار نه انگار.
اینجا تازه شروع شب است.شروع حرف هاي ناتمام.
-نیمه‌ی‌پنهان‌ماه
-فقط‌به‌سفارش‌"تو‌"می‌نویسم
 آبونمان جعلی از حضرت باقر  ع  حیث کند که فرمود ای بونعمان مردم تو را بخوردت مغرور نکنند و با مدح و ستایشت تو را از خودت غافل تکانند زیرا  سرای کار وارداتی بتو رسد نه بانها ورودت را چنین و چنان یعنی سخنان بیهوده بپایان مبر زیرا بات و کسی هست که کردار تو را بر تو نگهدارت و یاد داشت کند و نیکی کن و زیرا من ندیده ام چیزی را برای تدارک گناه گذشته و کهنه بهتر و شتابگر از کردار نیکی که تازه باشد
توی اخرین روزهاي سال۹۷ و دهه ی دوم زندگیم بعد از ۸۰۰کیلومتر راه اتفاقی برام افتاد که الان میشه گفت جز اندوخته هاي ذهنیم و خودم تقریبا هیچ چیز دیگه ای ندارم . ۹۸ برای من از صفر شروع کردنه صفره صفر. ناراحت نیستم اصلا پذیرفتمش شاید این بار بهتر بود شروعم .با اینکه از هیچ کدوم از کارای گذشتم پشیمون نبودم و نیستم . ولی شاید این شروع بهتر باشه . سال نو مبارک . شروع تازه ای داشته باشین پست هاي بهتری خواهم نوشت  
همه چیز سرجای خودش هست:لباسها،استکانها،قندان،سماور،اجاق گاز،پتوهاو بالشها اما اویی که بایدباشد نیست،گلهاي گلدانهازردوپژمرده هستن و یک هفته ای میشود سماور به جوش نیومده تاچایی تازه دم خانه را عطراگین کند،قناریهاگوشه قفس کز کرده اند ونمیخوانند گویی اوازشان را گم کرده اند،هیچ قابلمه ای رو اجاق نیست وغذایی پخته نشده و همه چیز گویی در یک مه صبحگاهیی ان هم ازنوع پاییزی پنهان شده،سجاده اش بعد از خوانده اخرین نماز_نمازصبح_بازنشده و نجوای دعا
همه چیز سرجای خودش هست:لباسها،استکانها،قندان،سماور،اجاق گاز،پتوهاو بالشها اما اویی که بایدباشد نیست،گلهاي گلدانهازردوپژمرده هستن و یک هفته ای میشود سماور به جوش نیومده تاچایی تازه دم خانه را عطراگین کند،قناریهاگوشه قفس کز کرده اند ونمیخوانند گویی اوازشان را گم کرده اند،هیچ قابلمه ای رو اجاق نیست وغذایی پخته نشده و همه چیز گویی در یک مه صبحگاهیی ان هم ازنوع پاییزی پنهان شده،سجاده اش بعد از خوانده اخرین نماز_نمازصبح_بازنشده و نجوای دعا
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها