نتایج جستجو برای عبارت :

بی چشمل دیدنت قهر تا قیومت

لحظه هام بدون تو به سختی می گذرن تو خلوتم
مقصرش تویی تو که می دونی من چقد بد عادتم
راضی ام اگه بخوای به دیدنم بيای و زود بری
ولی اینو بدون پای شکستن دلم مقصری
عادت دارم به اینکه همیشه تو باشی کنارم
با ديدنت چشمامو رو هم بذارم پیش تو گیر دلم
♫♫♫
لحظه هام این روزا نمی گذرن بي تو
اینو میدونم یه روزی دستامو میگیری تو
کاش بشه بدونی همه ی زندگیمی تو
حق با تو بود بيش از حد احساساتی میشم
وقتی که نیستی تو رو حس میکنم پیشم
نباشی من تنها تر از این
ساعت 4 صبحه، نیم ساعت پیش با گریه ی امید بيدار شدم. طبق هر شب، گشنه اش بود،شیرش رو خورد و خوابيد.
ولی من دیگه خوابم نبرد.نشستم پای لپتاپ و مثل همه ی وقتایی که دلم میگیره برات تایپ میکنم.نامه هایی که هیچوقت ارسال نمیشن.
میدونم این فکرا غلطه ولی چی میشد اگه تو پدر پسرم بودی؟ دنیا به آخر می رسید یا از بزرگی خدا کم می شد؟
راستی بهت گفتم چرا اسمش رو گذاشتم امید؟ چون بعد تو، تنها امیدم برای زندگیه.
عجیبه ولی گاهی نگاهش مثل توعه، همونقدر شیطون و دلر
یه سخنرانی بود درباره تاریخ ائمه معصومین علیهم السلام که وقتی به امام زمان رسید گفت "مردم بعد از شهادت امام حسن عسگری منتظر فرزندش بودند که بهشون گفته میشه که اون امام در غیبت هستن و میگن برید آماده بشید تا ایشون بيان." فکرش برام غیر قابل تصور بود که دقیقا چه زمانی به مردم گفته شد برید آماده شید و الان چه قدر گذشته؛ با ادبيات ساده تر مثل اینکه به یکی بگی هر وقت زنگ بزنی میام ديدنت؛ ولی همین که از تو جدا میشه کلا فراموش میشی. یعنی این آماده شدن
 
انتظار نوشت:
حکایت من و تو حکایت عجیبيست
حکایت شوریدگى ،بيقرارى ، انتظار و آشوب ديدنت و نديدنت؛ بى آنکه حتى یک بار دیده باشمت.
غُصِه عالم در دلم تلنبار میشود؛ باز هم چشمانى به راه مانده،خواب میرود در امتداد شب 
و فردا دوباره غم نبودنت و بى تابى دلم که روز به روز بيشتر میشود
.
درد عالم در من فریاد میکشد وقتى باید کنارم باشى و هم هستى و هم نیستـــــى
.
نگذار به نبودنت عادت کنم، من با تو این آشوب را دوست دارم، من با تو این طوفان را دوست دارم
سلام
بعد از یک سال برگشتم.
باید ازین به بعد برای یک نفر نامه بنویسم.
تنها راه ارتباط من با اون، همینجاست. فعلا از م دوره. نمیدونم چه زمانی برمیگرده و میخونه. ترس به دلم افتاده.
سلام. به خود خودت سلام
با اینکه دلتنگت هستم اما هراس دارم از ديدنت. لطفا منو ببخش.
یادت میاد پارسال تابستون تو دومین خونه مستاجریمون، چند هفته درگیر بودم تا اسم مناسب پیدا کنم برای اینجا؟
شروع کردن سخته. بهرام پور میگه اینا درد کامل گراییه. کامل گراییه خاک برسر
گرفتار
متن آهنگ امین حبيبي بنام تو دنیامو عوض کردی
من اینجوری نبودم تو منو دیوونه کردی تو بودی که منو مست شبو پیمونه کردی
من اینجوری نبودم تو شدی بلای جونم تو باعث شدی من عاشق بشم از عشق بخونم
تو دنیامو عوض کردی من اهل عشق نبودم بخاطر تو و چشماته که انقدر حسودم
حسادت میکنم حتی به عطر رو لباست دلم میخواد فقط یک عمر به من باشه حواست
هر بار که میبينم تو رو قلبم تند تر میزنه این دل برای ديدنت هر روز پر پر میزنه
هربار که میبينم تو رو انگار تو رویا گم شدم از
بارها گفته ام و هزار بار دگر هم بگویم،
هیچ فرقی نمی کند؛
زیرا تنها با توست که من ذره ذره در خویش، هست میشوم و
در این بارها گفتن؛ لذتی است بي نهایت؛ و شوقیست دلخواه.
این بار هم می
گویم، تو را دوست دارم. تو را دوست دارم. تو را .

دوست دارمت ای همه ی هستی من.
آفتابِ
دلتنگی که از مشرق نگاهم طلوع می کند، تو در اوج سپهرِِ دلم، دلگشایی آغاز
می کنی و من هر روز در زمزمه ی حیرانی آبراهه ی چشمانم، سفره دارِ اشک
هایی پر بها و بي بهانه از خواستنت میشوم
بسم الله
دوست دارم فیلم ایرانی ببينم. آنقدر فیلم غیرایرانی دیدم که یادم رفته چطور باید به چشم‌هایت خیره شوم. این خارجی‌های دو دقیقه‌ای که نمی‌فهمند دو ساعت و نیم دست دست کردن برای یک چشم در چشم شدنِ طولانی، چه زحمتی دارد. راستش را بخواهید این را حتی فیلم‌های ایرانی هم نمی‌دانند. آنقدر از بدجنسی‌ها و خیانت‌ها و طلاق‌ها و بدبختی‌ها فیلم ساخته‌اند که یادشان رفته هنوز هم می‌شود دل بست و بازش نکرد. دوست دارم فیلم خودم را بسازم. فیلم اضطراب
 
دلتنگمحالا که بارونه روگونه هام
تو نباشی زندگیم زندونه
دلتنگتمجوری که هیشکی نیست
کاش برگردی.دلتنگی شوخی نیست
تو نباشی دنیام زمستونه
دلم برات یه ذره شده
واسه ديدنت و شنیدن صدات لحضه شماری میکنم
و هر روز که میگذره نزدیک میشیم به روزی که سرتو بزاری رو شونه هام
عاشقتم همه ی زندگیمممممممم
پرم از حس خواستنت
همیشه
دوستت دارم
همه ی توانمو میزارم تا زودتر مال من بشی
 
میشه یه زنگ بزنی؟
اگه نمیزنی خودم میزنما
امیدوارم صبرم تموم نش
از واقعیت جلو تر رفته، تو را پیش تر داشته ام برای
سالها، و قرن ها حتا در رویاهایم. در کنارت زیر سقف ها و آسمان سپری کرده
ام شب ها را و روز ها گذراندیم. پیر شدیم، چهره ـمان فرق کرد. این سئوال را
کنار گذاشته بوده ام برای آن موقع ک بپرسم ازت، چهره ی جوانی ـم را هنوز یادت
هست؟ شانزده سالگی ـمان و خجالت کشیدن هامان را یادت هست؟ یادت هست خیال
پردازی می کردیم آینده را، توی تخت هامان ساعت ها بعد از نیمه شب، آن وقت
هایی ک خوابمان نمی برد از رویا پردازی
ذهنم مشغول بود. نمی دانستم باید حرف های تجمع یافته را بگویم یا نه. اما می دانی که من اهل نگفتن نیستم. گفتم و چه خوب کاری بود گفتن شان. هنوز جمله ام تمام نشده بود که کلمات آغشته به حمایت و مهربانی ات احاطه ام کرد. گفتی و آرام شدم. گفتی و دلم گرم شد از داشتنت. گفتی و اشک صورتم را پوشاند از درک کردنت. گفتی و جوانه های به بار نشسته مان بيشتر ریشه دواندند در درونم. تنها چیزی که توانستم در پاسخ به صدای گرمت بگویم این بود که "امروز نیمه اردیبهشت است!"
"نیمه
نزدیک پنج سال است که به خاطر بچه ها خانه نشین شده ام ، به خاطر شغل امین در شهری دور از خانواده و دوستانم زندگی میکنم، شغل امین جوریست که تا ۴ سرکار است و به ندرت تماس تلفنی در روز داریم، به خاطر سن بچه ها عملا روی هیچ مطالعه و انجام کار تخصصی  تمرکز ندارم و وفتی بيدارند نمیتونم اونها رو انجام بدم، بچه ها و رسیدگی به کار های خونه کل انرژی منو تا عصر تخلیه میکنند وقتی امین میاد با یه کالبد بي روحی از من رو برو میشه که حتی لبخند زدن هم از کالبد انرژ
دانلود آهنگ جدید امین حبيبي تو دنیامو عوض کردی
دانلود آهنگ امین حبيبي به نام تو دنیامو عوض کردی کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده تو دنیامو عوض کردی با صدای امین حبيبي از جوان ریمیکس
ترانه, موزیک و تنظیم: امین حبيبي
Download New Music Amin Habibi – To Donyamo Avaz Kardi

امید حبيبي عزیز موزیک جدید خود را منتشر کرد.
ساخته جدید امین حبيبي در تاریخ، ۳۰ تیر منتشر شد.
این موزیک، تو دنیامو عوض کردی نام گرفته است و در سب
 دلم سخت تنگ است و اشک ناهمراه. این روزهای نامرغوب؛ بغض تا گلو میرسد و فقط راه نفس را می بندد.
بي تو این روزهای تلخ، گران میگذرد. و من در این حریم تنگِ زمین بي تو غریبم.
دلـــم تو را میخواهد ديدنت را، بودنت را . و نمی دانی پرنده ی کوچک دلـــــِ من،چقدر حسرتش را می خورد، حسرت پرنده ای که در روزگاری از ایام فراقم به وصال تو می رسد و من نیستم، در آن آسمان آبي بي کرانه ها.دلــــم آب بازی کودکانه در حوض زندگی تو را می خواهد.
این روز ها، دلــــ
برخلاف انتظار اصلن فکرشو نمیکردم ساعت 7 صبح حرم انقدر شلوغ بشه و مشخص بود که دیشب حرم جا برای سوزن انداختن هم نداشت. البته این عکس رو من ساعتای 8:30 گرفتم . همون لحظه بيرون رفتن از حرم . 
دستم به ضریح نرسید که هیچ ، اصلن نمیشد وارد اون محوطه دور ضریح شد . من هم فقط یک گوشه ایستاده بودم و میتونستم ضریح رو ببينم و همونجا با امام رضا (ع) صحبت کنم . 
نمیدونم چرا این غرور که گاها خوبه نمیذاره همین اول کار گریه کنم . خیلی دلم میخواست این کار رو بکنم . از همون
صدای اذان ظهر که از مناره‌های مسجد روستا به گوش رسید سرش را به سمت آسمان بلند کرد، خورشید وسط آسمان بود و زمان برگشتن دختران از کار روزانه فرا رسیده بود.
بيلِ دسته بلندش را به کناری انداخت و مسیرِ راه خاکی خانه را در پیش گرفت که صدای دامون* متوقفش کرد.
_کجا میری هیرمان؟
_میرم ببينم حیدر از شهر برگشته یا نه!
_هیرمان! حواست به خودت و حیدر باشه!
خندید، می‌دانست که دامون بهانه‌های هر روزه‌اش را از بر است.
_حواسم هست کوکا*
راهِ خاکی خانه را با عجله ط
اشعار تاسوعای حسینی
 
جان زینب به لب رسید     ای رسیده به علقمهکی می آیی عباس (2)ای قرار  دل علی           دل به تو بسته فاطمهکی می آیی عباس (2)برگردان : قلب بي کینه   عشق در سینه     آب و آیینهکی می آیی عباس (2)
خیمه ها چشم انتظار ديدنتتیغ دشمن در کمین چیدنتمی رسدکی دست ما بر دامنتکی می آیی عباس (2)
 
جان زینب ، جان اصغر ، جان منبر لب خشکیده ات آبي بزنقلب تو تنگ است و جنگت تن به تنکی می آیی عباس (2)
 
دست تو تنها پناه اصغر استخشم تو سرمایه ی این لشکر ا
از این همه خودناباوری دلم می‌گیرد. هیچ چیز به اندازه‌ی حس ضعف حالم را بد نمی‌کند. به معنای واقعی کلمه عذاب می‌کشم وقتی می‌بينم یک دختر خود را ضعیف و ناتوان می‌داند. دائما در پی کسی است که باشد تا به او تکیه کند، باشد تا خوشحال شود، باشد تا قوی شود، باشد تا خوشبخت باشد، باشد تا دیده شود، باشد تا هویت یابد. گویی از همان ابتدا موجودیتش به بودن دیگری گره خورده.
 خود را به در و دیوار می‌کوبد تا آن دیگری را بيابد. جالب‌تر اینجاست که در این راه اصل
روانشناسی
اعتراض




نویسنده:
مانوئل جی اسمیت

مترجم:
مهدی قراچه داغی

انتشارات:
درسا

چاپ:
نوزدهم


نویسنده
این کتاب در 288 صفحه، خواننده را ابتدا با ده حق قاطعیت که در واقع حقوق
حقه ای هر انسان می باشد آشنا میکند سپس با پنچ روش عملی وکاربردی (سراب
دریایی، صفحه خط افتاده، تایید منفی، پرس و جوی منفی و بيان خواسته) راه های
جلوگیری از سلطه جویی را آموزش میدهد و بهترین قسمت این کتاب که من خیلی دوستش
داشتم تنوع و کثرت مثال هستش که در آن سی گفتگو کاربردی
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها