این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

نتایج جستجو برای عبارت :

بیر دفعه سون دفع

پسر به دختر گفت: متن زیبایی است، تا من بروم آبی به صورتم بزنم تو آن را بخوان. 
در آن متن نوشته شده بود: خانم زرنگ! از این به بعد با هیچ پسری دوست نشو، اگر هم شدی، پیشنهاد رفتن به رستوران را قبول نکن! 
حالا این دفعه پول ناهار را حساب کن تا دفعه دیگر هوس دوستی با پسران و غذای مجانی نکنی! با این حال غذای خوشمزه ای بود. مرسی!
این سختی و این دنیا یا میگذرد یا نه
این خشکی و این صحرا یا میگذرد یا نه
در یاد دلم مانده دنیای پس از مرگم
آیا برسد عقبا؟ یا میگذرد یا نه
هر بار تو را کشتم با مکر و دروغ و جبر
این بار بکش من را ، یا میگذرد یا نه
هر دفعه سفر کردم ، یاد تو و یاد تو
در لحظه برو هرجا ، یا میگذرد یا نه
ذکری به دلم افتاد ، تا صبح خوشی بخشید
در شب ، دل من را با یا میگذرد یا نه»
هر دفعه تو را دیدم در لحظه به فکرم 
اندیشهٔ فرداها یا میگذرد یا نه
یا میگذرد یا نه چون در گذر است این
صبح تا ظهرم را گذاشتم و خیلی نوشتم و خواندم و ویرایش کردم و آماده ی آماده بود برای انتشار که دستم خورد و همه اش پرید. هیچ کجا هم پیدایش نمیکنم. 
شکست سختی بود برای تلاش طولانی دفعه ی اول. خسته بودم، خسته تر شدم و احساس میکنم قلبم بد شکسته است :))
همین دو خط را بپذیرم از خودم. انشاالله دفعه ی بعد. 
 
تصمیمی که گرفته و قراره چندماه دیگه اجرا بشه خیلی روی زندگی من و همسر تاثیر میذاره اون لحظه که داشت راجع بهش حرف میزد با هر جمله اش من ناامیدتر و غمگین تر میشدم ولی بروز ندادم و سکوت کردم 
فقط تو دلم گفتم پس ما چی ؟
بعدشم تا همین چند لحظه پیش کلی غصه خوردم و از آینده ی مبهمی که پیش رومونه ترسیدم
یه لیوان چایی ریختم برای خودم برای رفع خستگی و پیشگیری از سردرد احتمالی 
حین خوردن چای رفتم تو فکر
به این که چندبار از وقتی من و همسر به هم رسیدیم این ا
دانلود آهنگ شاد و دلنشین به نام ارزش داره سر تا پاتو طلا بگیرم از دنیا در سایت موزیک ایرنی
Arzesh dare sar ta paye toro tala begiram
دانلود اهنگ ارزش داره سر تا پاتو طلا بگیرم - موزیک ایرنی
اگه میمونی که هیچ اگه نه که زود برو اگه واست آدمی‌ از من بهتر بود برو دلو بده بیاد پس دیگه داری زیاد دست دست میکنی‌ حرف دلت تو چشمایه سیات هست بگو دیگه یه جواب سادس بگو د بگو
ارزش داره سر تا پایِ تو رو طلا بگیرم من دارو ندارمو سر این علاقه میدم از چشم تو سرچشمه گرفته زندگیم پس
دنیا طلادانلود آهنگ جدید دنیا به نام طلا
آهنگ زیبای طلا که یکی از آهنگ های دنیا میباشد و رسانه فاز موزیک این آهنگ عالی و خوب را برای شما کاربران همیشگی فاز موزیک آماده کرده استDownload new music by Donya – Talaدانلود آهنگ طلا از دنیا با کیفیت بالا و به همراه پخش آنلاین
دانلود آهنگدانلود آهنگ با کیفیت 320دانلود آهنگ با کیفیت 128دانلود آهنگ با کیفیت 64متن آهنگ طلا دنیا :
»──♫──★|♥|★──♫──اگه میمونی که هیچ ، اگه نه که زود برو
اگه واست آدمی‌ از من بهتر
یه دردی از کتفم میکشه پایین میاد قاطی میشه با درد مچم، هر چی‌گفتم دستم تازه خوب شده اصلا رحم نکرد یه کمم.می گفت آخرین بار گفتم یه بار دیگه دستت بخوره چیکارت می کنم.
گفتم کی گفتید اصلا من جرات دارم هیچوقت از این کارا کنم،حالا ایندفعه یه غلطی کردم‌ رحم کنید یه کم
دیگه ولم‌کرد منم‌خوشحال شدم ولی بدتر کرد.
گفت پاشو برو قیچی رو بیار.
میخواست ده سانت از موهامو کوتاه کنه 0_o 
زورمم نمی رسید در برم دیگه اشکم در اومد گفتم بابا دستمو که قطع کردید چی
سلام
من این روزها رو مدی هستم که چیزی خوشحالم نمی کنه، یا بهتره بگم خیلی سخت خوشحال میشم.
الان یه پیام دریافت کردم از همون دوستی که گل را دریافت کرده بود. گفت که مسافرت بوده و خودش دریافت نکرده. همکارارش در شرکت دریافت کردن و عکس گل را براش فرستادن.
حتی نپرسیدم کجایی. فقط گفتم مسافرت خوبی داشته باشید. همین.
 
دیگه از اون روزهای کنجکاوی من گذشته. هر جایی باشه. داخل یا خارج. دیگه برای من خیلی چیزها مهم نیستند.
 
من الان باید خوشحال باشم ولی نیستم. ف
خرابش نکن هرچی‌ من ازت ساخته بودمنمیدونم چه جوری تو رو نشناخته بودماینی که هستی‌ با اونی که بودی فرق دارهکاش عکسایِ قدیمیتو دور ننداخته بودممنو بردی ته دنیا ولم کردی دوبارهمنی‌ که به دنیا بخاطرت باخته بودم
کاری کردی که من با دشمنمم نکردمگفتی‌ میرم که دیگه هیچ موقع بر نگردمیه دفعه‌ام تو راست گفتی‌ من باور نکردممن باور نکردمتو راست میگفتی‌
کاری کردی که من با دشمنمم نکردمگفتی‌ میرم که دیگه هیچ موقع بر نگردمیه دفعه‌ام تو راست گفتی‌ من ب
حدود 39 روز دیگه محرم امام حسینه.
این یه انگیزه خیلی بالاست که به نیت با حال خوب وارد محرم شدن، رو کارهام دقت کنم.
بریم سراغ کاراها؟!
1- مراقبه:
سه چهار بار رفتم طرفش.
دفعه آخر از دفعات دیگه بیشتر تونستم پیش برم توش. در جریانید که دیگه؟! (از بخش موضوعات، بخش مراقبه رو انتخاب کنید!)
ولی بازم نتونستم ادامش بدم.
ولی این دفعه دیگه کم نمی ذارم. میخوام عادت بشه برام دیگه. چقد برم طرفش و ولش کنم.
2- درس:
این 6واحد درسی که برداشتم، یعنی 2تا درس رو فقط نمره 20 می خ
توی آن تئاتر، همبازی حنانه بود. اولین بار که دسته‌جمعی رفتیم تئاتر، دیدمش. یک پسر با شخصیت، استخوانی با قدی متوسط که دندان‌های به هم ریخته و فَک استخوانی‌اش او را جذاب‌تر می‌کردند. صدایش کمی بم بود و موهایش را از ته می‌تراشید. بار دوم همراه کارگردان‌شان آمده بود تا تئاتر آشویتس ن را تماشا کند. به هر دو سلام گفتم. خودش مرا ندید و صدایم را نشنید. کارگردان مرا نشناخت. احتمالا دفعه‌ی سوم بود که دیدم توی آن کافه کار می‌کند و درباره‌ی پلی
این چند روزه خیلی خسته شدم خیلی چقد تو اوج فکر مشغولی و خستگیمم تو فکرم میچرخی ی دفعه به خودم میام میبینم خیره شدم ی جا بقیه نگام میکنن میگن کجایی چته
پسر به دختر گفت: متن زیبایی است، تا من بروم آبی به صورتم بزنم تو آن را بخوان.در آن متن نوشته شده بود: خانم زرنگ! از این به بعد با هیچ پسری دوست نشو، اگر هم شدی، پیشنهاد رفتن به رستوران را قبول نکن!حالا این دفعه پول ناهار را حساب کن تا دفعه دیگر هوس دوستی با پسران و غذای مجانی نکنی! با این حال غذای خوشمزه ای بود. مرسی!
در این پست به معرفی سایت کسب درآمد ایرانی جدیدی می پردازیم که کلیک فکس نام دارد. این سایت یکی از بهترین سایت های کسب درآمد ایرانی است که شما به ازای انجام کارهای مختلف می توانید از این سایت درآمدزایی داشته باشید. شما در این سایت می توانید به ازای کارهایی مانند مشاهده آگهی کلیکی، مشاهده آگهی سورف، مشاهده آگهی آفری و آگهی های سایت های مختلف و . درآمد کسب کنید. برای برداشت درآمد خود در دفعه اول، حداقل درآمد و موجودی شما در سایت فقط هزار تومان اس
سلام
یکی از بچه ها هستش که همزمان با من اومد و لبشون خیلی نزدیک به ماست. فیلد کاریش هم یکیه. آدم ساکت و خوبی هم هست. بنابرین من 4 5 ماه سعی می‌کردم یکم باهاش دوست بشم ولی معمولا همه ی مکالمه هامون مونولوگ بود و خیلی حرف نمیزد. خلاصه که خیلی انرژی گزاشتم که بیاد حرف بزنیم، بریم بيرون، باشگاه، هر فعالیتی تقریبا. ولی خب هرچی انرژی میدی هیچی پس نمیگیری. 
خانمش البته بسیار اهل بگو بخند و اجتماعیه. جدی هم هست تا حد خوبی. 
خلاصه که چون این دوتا جدی هستن
دیروز یه دعوای خیلی سخت با یه وایت داشتم.خیلی سخت.بهش گفتم ریسیستی گفت چون من وایتم اینو میگی گفتم چون فاکینگ ریسیستی اینو میگم.چون اگه ما سفید بودیم غلط میکردی که اون حرکت رو انجام بدی.همسر به زور منو جدا کرد.ولی خب هنوزم عصبانیم.نباید یهو داغ میکردم.اصلا نمیدونم چی شد.حالا اینکه اون چکار کرد و چی شد مهم نیست مهم اینه که از همون دیروز عصر تا الان اعصابم خرده.از صبح که بیدار شدم بعد از کلاس پیانوم هیچ کاری نکردم و همین جوری نشستم.گفت
خاطره ساختن‌ از رویاها یک وضعیت خطرناک است. گاهی متوجه‌اش نیستم. ولی وقتی می‌فهمم خودم را سرزنش نمی‌کنم. قلبم هنوز از زندگی در خیال درد می‌گیرد اما رنج برخورد نسنجیده با خودم هم آزرده‌ام می‌کند. امروز صبح از پله‌های باغچه پشت دانشکده انسانی بالا می‌رفتم و در عین حال در ماشین با او درباره رضایتم از میزان خستگی روزهام حرف می‌زدم. که چقدر خوشحالم که می‌توانم از جایم بلند شوم و کار کنم و درست بخوانم و حتی آن موقع که افسرده بودم هم خوشحال ب
 من امروز دوباره رفتم با کمال حماقت و بدون هیچ تمرینی ( کلاس های آزاد این هفته پُر بود چون دیر اقدام کردم) آزمون عملی شرکت کردم . حتی وقتی اون افسر که دو دفعه قبل منو انداخت رو دیدم بازم از رو نرفتم و گفتم این دفعه با  اقتدار قبولم ولی با اقتدار افتادم و همه ی همه ی خانم ها افتادن  به جز یکیشون! حتی بهتریشون که بنده خدا دوبار دور دو فرمون رفت  واسه پارک استاندارد یه کف  دست فاصله اش زیاد بود و بنابراین مردود   من آخرین نفری بودم که امتحان دادم می
در همین زمان که چند سال پیش جنگ شروع شد،
جنگ ایران و عراق،
جنگ ایران با یه کشور عربی،
یا شایدم جنگ ایران با کل دنیا،
دوباره،
شاید،
فقط شاید، قراره که جنگ بشه،
با یه کشور عربی دیگه،
و با کل دنیا .
اگر جنگ بشه، 
مثل همون بار قبل،
میلیون ها آرزو پرپر میشه،
میلیون ها تن قربانی میشه .
البته این دفعه شاید فرق داشته باشه،
شاید اینبار،
 برعکس دفعه قبل،
شناسنامه هارو طوری دستکاری کنن که نشون بده زیر سن قانون اند تا به جبهه فرستاده نشن،
اینبار هیچ کس خ
خداروشکر بخیر گذشته.امروز دکترم یه چیزایی بهم گفت که خیلی وقت بود هیچ کس بهم نگفته بودتک تک حرفاش درست بود.میدونییه چیزی مث یه تلنگر بودتلنگری که خیلی بهش احتیاج داشتم.بیخودی نبود که قلبم اصرار داشت که این دفعه برم پیش این دکتر.
دانلود اهنگ اومدی تو زندگیم تا تو بیای غمم بره (ایوان باند) با لینک مستقیم با متن
دانلود آهنگ جدید ایوان بند بمونی برام♫ دانلود اهنگ جذاب و شنیدنی آی دیوونه بمونی برام از خیالت نمیشه درام . اومدی توو زندگیم؛ تا تو بیای، غمم بره…
آهنگ جدید ایوان بند به نام بمونی برام بمونی برام موزیک جدید ایوان بند با . اومدی توو زندگیم تا تو بیای غمم بره بی اراده هر دفه میبینمت دلم بره.
دانلود آهنگ جدید ایوان بند به نام بمونی برام عکس جدید ایوان بند عکس
سلام به همگی
دختر خاله ی من از مادر بزرگم و مادرم فشار خون به ارث برده. یک بازه ی زمانی ای رو یادمه که دختر خالم همش غش می کرد و یک جا یک دفعه پس می افتاد. من راستش با دختر خالم بزرگ شدم چون مامانم و خالم هر روز پیش هم بودن. دختر خالم خیلی اهل مسخره بازی در آوردن بود. یک بار یادمه که خونه مادر بزرگم، طبقه بالا خونشون بودیم که یک دفعه دختر خالم افتاد روی زمین. منم سریع داد زدم تا از پایین مامانم و خالم بیان بالا. مامانمو خالم داشتن داد می زدن: چی شده چ
سلام
22 سالمه، فرزند آخر یه خانواده پرجمعیتم، بقیه به غیر از یه داداشم ازدواج کردن. راستش این چند وقته تو خونه مون یه جریاناتی پیش اومده که چند روزه دعا میکنم کاش بچه بودم و درکی از اوضاع دور و برم نداشتم، موضوع داداش دومم، این دفعه دومه که قهر کرده. 
دفعه اول سر اینکه میخواست با بابام شریک بشه مغازه بخره، بابام قبول نکرد و گفت دختر مجرد دارم شاید فردا شوهرش دادم و فلان بهش نداد، خودش رفت یه مغازه خرید، از قضا سرش کلاه گذاشتن بابام همه چک هاش ر
اگر بدانید امام زمان ارواحنافداه چقدر مشتاق هستند که بین شما باشند! وقتی شما چه با توجه و چه بی توجه در خانه ات نشسته ای و به یاد امام زمان ارواحنافداه می افتی،امام زمان ارواحنافداه به یادت می افتد. 
یعنی آقا خواسته و یادت بوده، تو هم قلبت متوجه شده و یک دفعه به آن مغناطیس بزرگ کشیده شده که همه عالم را جذب کرده است. قلبت یک دفعه به یاد امام زمان ارواحنافداه می افتد. می گویی: آقاجان! می فرماید: جانم! (حالا تو نمی شنوی و گوش تو به خاطر گناه سنگین اس
قرآن و ریاضی
روزی .یکی. از علمای .دین. یهود .از .حضرت .امام. علی .علیه السلام پرسید: چرا قرآن مدت زمانی را که یاران کهف در غار خوابیدند، 309 سال بیان کرده است در حالی که که در حاشیه ی تورات ما، سررسید خواب اصحاب کهف 300 سال تألیف شده است؟
حضرت .امیر. علیه. السلام. فرمودند.: چون سال های شما خورشیدی است اما سال های ما قمری است و 309 سنه قمری، برابر با 300 سال شمسی می باشد.
بر.اساس .این. روایت. می شود. محاسبات. ذیل .را انجام داد:
سال شمسی یهود 365 روز تمام بوده است.
دوباره پرسید: خواهر شوهرت نجیبه؟
زن داشت حرف می زد.نخواست یا نشنید شاید که جواب نداد,این بار.
دفعه ی اول گفت بود.انگار با تردید. گفت رفت سر کار.
آن یکی گفت همونه. سرو گوشش می جنبد حتما.
و عروس تایید کرد. از وقتی رفت سر کار چشم و گوشش باز شد.
و این ها درباره زنی بود که طلاق میخواست بخاطر بد دلی شوهرش.
تازگیها یاد گرفتم حرفام رک میزنم من قبلا وقتی میخواستم حرفای دلم بزنم یا از خودم دفاع کنم عین ابر بهار گریه میکردم و حرف میزدمولیرالان حرفم میزنم ولی بغض میکنم ولی صد بار اب دهنم قورت میدم تا بغضم خفه شه :) 
تازه خیلیا بهشون برمیخوره ها ولی دفعه بعدی موقع حرف زدن بام بیشتر دقت میکنن :)
میگم تو مفاتیح نوشته چهار رکعت و رکعت دوم حمد و انا انزلناه ، میگن نه دفعه قبل کاروان گفت مثل نماز صبحه:/یک داستانی داشتم برای اعمال مسجد کوفه الان هم میفرمایند که با ماشین بریم کربلا ، زیبا نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟خدایابه من صبر بده که فقط این سفر تموم بشه
جناب اوشون همه تقصیر شماستا
الان بیش از یک ماهه آریان سرما خورده. یعنی دو هفته سرما خورده بود دو سه روزی خوب شد و باز دوباره سرما خورد. دفعه دوم که بردم دکتر گفت ویروسه و آنتی بیوتیک نمیخواد و فقط سیتریزن داد اما گفت اگر تب داشت بیارش. آخرهای هفته اول از دفعه دوم کمی تب کرد اما با استامینوفن کنترل شد ولی سرفه داشت و من براش شربت بنفشه باریج گرفتم که سرفه هاش بیشتر و اخلاطی شد. آخر هفته دوم از دفعه دوم D: اینقدر بد سرفه میکرد و سینه اش خر خر میکرد که بردم یه دکتر دیگه و گفت بای
شبا به این امید میخوابم که خوابتو ببینم، مسخره ست نه؟تو شبا با فکر کی میخوابی؟وقتایی که بهم فکر میکنی حس میکنم، تپش قلب میگیرم، نباید اینجوری میشد، نه؟دلم تنگته رفیق، نیمه راه بودی ولی رفیق بودی، حالا تنهایی تا چند روز دیگه دهنشو باز میکنه و منو می‌بلعه، مطمئنم.
همین الآن انتخاب رشته کردم!
اولین باریه که توی عمرم برای انتخاب رشته استرس داشتم و برام ترتیب دانشگاه‌هایی که می‌زدم مهم بود!
حتی اولین باری بود که توی عمرم مجبور می‌شدم بیش از 3-4 تا رشته انتخاب کنم!!
تا قبل از این، هم توی کارشناسی هم توی ارشد، اولین رشته‌ای که انتخاب کرده بودم رو قبول می‌شدم.
کارشناسی: مهندسی کامپیوتر - نرم‌افزار دانشگاه صنعتی شریف (رتبه 21)
کارشناسی ارشد: مهندسی کامپیوتر - الگوریتم دانشگاه صنعتی شریف (رتبه 7)
ولی این دفعه
انگار روی آبم. وقتی ایستادم و راه می‌روم شناورم. دراز که می‌کشم مثل کشتی آبکش شده غرق می‌شوم. انگار زیر آبم. همه چیز از این پایین متلاطم و درهم برهم است. سرم از فشار آب درد می‌گیرد. روی پا هم که باشم انگار دریا زده‌ام، تهوع امانم نمی‌دهد. هر چی قرص دکتر دفعه پیش داده بود خوردم اما هنوز سرگیجه دارم. بنشینم سرگیجه هیچکاک را ببینیم شاید افاقه کرد.
‏مامانه توی فروشگاه به بچش گفت چیپس و پفک نمیخرم برات







پسره چیپسو باز کرد گفت حالا مجبوری بخری
دهه نودیا واقعا گودزیلان
 
معلم به دانش آموزاش میگه : بچه ها شما دلتون پاکه دعاکنید بارون بیاد .





یکیشون پا میشه

میگه : ما اگه دلمون پاک بود تا حالا شما صد دفعه رفته بودی زیر تریلی
مامانم تبلتش رو داده تا فیلم ها و عکس هاش رو منتقل کنم روی هارد و فایل های اضافی رو پاک کنم. کلی گیگ فیلم های 2-3 مگابایتی گروه های واتس آپی و خانوادگی پاک کردم. نزدیک هزارتا عکس صبح بخیر و شب بخیر و سلامت باشی و گل و بل بل و سفره شب یلدا و هندونه پاک کردم. همچنین تاکید شده مثل دفعه قبل مدل لباس ها پاک نشه :)
امروز قرار بود به مناسبت روز جهانی عکاس کیک و هدیه بگیریم ببریم سر کلاس یه هفته طول کشید نظر دادنـا موافقت نکردنا و کردنا و جمع کردن هزینه ، خرید کتاب ، طرح کیک و فلان و بیسار خیلی خودم رو درگیر کاراشون نکردم تنها کاری که کردم اوردن کاغذ کادو بود اونم لحظه ی آخر زودتر از همه رسیدم و با درسا رفتیم کیک رو دیدم خوب شده بود امـا میشد یکم تمیز تر دراوردش بچه ها اومدن میز چیندیم استاد اومد دست و سوت کپ کرده بود بنده خدا اصلا انتظار نداشت -
آبجی هلاکمون کرده ،هر دفعه که دعوا می‌کنن میاد میگه میخوام به هم بزنم هفته ای دو سه بار تقریبا 
هر بار ما به مامان میگیم زود دست به کار شو .مامان طرف پسره رو می‌گیره و هممون کلافه و عصبی با داد و بیداد قهر میکنیم همه با هم قهر .جو سنگین 
دیروز آبجی بزرگه گفت هر دفعه دعوا میکنید میای اینجا و اعصاب همه رو خورد میکنی وقتی خوبید با هم چرا نمیای بگی این اخلاقش خوبه این کارا رو میکنه 
خوشیت تنها تنها غمت تو دلِ ما، چقد قشنگ گفت 
دیشب پسره نصف شب زن
سلام 
دفعه قبل در مورد هوش مصنوعی و اساسش با هم صحبت هایی کردیم. این دفعه تصمیم بر اینه تا با تازه های هوش مصنوعی/AI آشنایی بیشتری پیدا کنیم.
یکی از مسائلی که از 70 سال پیش مطرح بوده، یادگیری کامپیوتر هاست تا پدیده ها، داده ها و اطلاعات رو ذخیره کرده، روی اون ها پردازش هایی انجام داده و بعده ها از اون استفاده کنند و به این شکل قادر به کمک کردن در امور مختلف باشند. در مقایسه توانایی های محاسباتی یک مغز و یک کامپیوتر، شاهد کمتر بودن تعداد نورون ها
برای این هفته برنامه ریخته ام. دفترچه ام را ورق می زنم، شنبه و یکشنبه و دوشنبه را رد می کنم. سه شنبه، کلاس دکتر شفیعی کدکنی.نباید خواب بمانم. دفعه قبل که خواب ماندم وقتی رسیدم جا برای نشستن نبود‌ و تا ساعت ۱۲ بيرون کلاس سرپا بودم. نه استاد را خوب دیدم و نه صدایش را خوب شنیدم‌. پاهایم از شدت درد امانم را بریده بود.آلارم گوشی را روی ۷ و نیم می گذارم. تا صبحانه بخورم و حاضر بشوم می شود ۸. ساعت ۸ حرکت می کنم تا ۸ و نیم و یا نهایتا ۹ می رسم آنجا.این ها گف
امشب گودبای پارتی داریم.
دوتا از همکلاسی های ارشد میان خونم.
منم برخلاف مهمون های قبلی که ماکارانی درست می کردم، می خوام از این دو دوست مهربان با الویه پذیرایی کنم.
آخه اینا دفعه اول و آخرشونه که میان اینجا.
در خونه رو که باز کردم، رفیقان جان با یک عدد کیک بزرگ اومدن داخل.
و بالاخره شیرینی پایان سربازی رو خوردیم.
6 روز مونده  و 14 گیگ:))اصن مدیریت منو باید ستود:)) دفعه پیش دو هفته ای تموم کردم نتم رو :)) تابستون پارسال بود:))البته واقعا خودم این چند روزه اینقد اینستا رفتم که تمومش کنم :)) ولی انگاری میدونست میخوام تمومش کنم ، تموم نشد!حالا ازونور بوم نیفتم :)) اضافه بیارم:))به نظرم سه روز مونده تموم شه ببینم جقد مونده فیلم دان کنم
کلآس زبآنمو مختلط کردم:|این دفعه دیگ بیشتر احساسه خطر میکنم
بیش‌تر از یک هفته‌ست که برگشتم به اوضاع سابق، توی چاله
افتادم و فریب بدن‌م رو خوردم. دو روزه که انگار زمان کند می‌گذره، به سختی می‌شه
نفس کشید و جهان من به فضای اشغالی توسط تخت‌م محدود شده. توی حمام و دست‌شویی همه‌اش
از خودم می‌پرسیدم که چرا من این‌قدر باید ملاحظه‌ی آدم‌ها رو بکنم، خودم و آرامش‌م
رو زیر پا بذارم و این‌جوری در عذاب و زمین‌گیر بشم؟ انگار یه کهکشان روی سینه‌ام گذاشتن
که نفس‌کشیدن‌م رو سخت کنه. چرا این همه در جزئیات خف
سلام
از دفعه پیش که مطلب نوشتم مدت زیادری گذشته ناگفته ها اینقدر زیاد شده که این پست همت بالایی رو برای نوشتن میطلبه ! و قاعدتا تعداد ویرایش بالا.
از نزدیک شروع میکنیم
دیروز نتایج کنکور کارشناسی ارشد اعلام شد امسال چندان براش وقت نزاشتم و انتظار نتیجه خوبی رو هم نداشتم و همینطور هم شد رتبه ۸ هزار ! خیلی بد
مریم می گه بابا برات یه هدیه کوچیک گذاشته کنار که وقتی اومدی بدیمش بهت :(
رها می گه: بابا به هرکدوممون تک به تک گفته بود این دفعه حالم بد شد نبریدم بیمارستان. دوست دارم تو خونه م بمیرم. رها گفت خوشحالم چون فکر می کنم خوشحاله.
میلاد گفت: بابا بین خواهرزاده برادرزاده هاش تو رو از همه بیشتر دوست داشت.
گفت بابا هفتاد سالش بود ولی از من تندتر راه میرفت.
چی بگه آدم جز گریه؟
خب از همین تریبون اعلام میکنم آزمون توشهری قبول شدم و به جمع گواهینامه‌داران پیوستم :))))
خیلیم خوشحالم. تابستونم بی‌ثمر نموند. 
همیشه از رانندگی میترسیدم. واقعا خوشحالم که توو دو ماه کلاس هام رو رفتم و اونقدر یاد گرفتم که دفعه ی دوم با وجود یه افسر سختگیر و جدی قبول شدم :) الان چشمام قلبیه  :)))
 
چند تا چیز دیگه هم هست که باید بنویسم ، حالا میام مینویسم بعدا.
 
 
 
هدهد دیروز می‌گفت "ایشالا یه روز جبران می‌کنم برات، یه روز که مهمون داشتی و دست تنها بودی، میام خونه‌ت و برات آشپزی می‌کنم و ظرف می‌شورم و." منظورش وقتیه که ازدواج کرده باشم و خونه‌ی خودم باشم. نمی‌دونم بار چندمه اینو گفته، ولی فکر کنم زیاد ازش طلبکار باشم، ذخیره‌شون می‌کنم که بعدا استفاده کنم :)))
حدودا بیست تا مهمون داشت برای ظهر. ساعت هفت بهش میگم نمی‌خوای پاشی از خواب؟ میگه یه غذاست دیگه، کاری نداره :|| واقعا هفت تا دوازده برای آماده
سلام امیرحسین هستم
 از استان قزوین
ما توی یه خونه زندگی میکنیم که خیلییی خیلی وحشت ناکه
مخصوصا طبقه ی بالایی که یه پیرمرد و پیرزن زندگی میکردن که فوت شدن. 
داستان این طوریه که این پیرزن همیشه با یه نفر به اسم نامشخص صحبت میکرده که کسی نمیدیدتش و همه فک میکردن که دیوانست
یه بار بابام به پیرزنه میگه تو دیوانه ای و پیرزن میگه امشب خواهی فهمید
شب همون روز یه دفعه صدای هزاران گربه تو حیاط به طور وحشت ناکی بلند شد که وقتی رفتم دیدم حتی یه گربه ه
قرار بود تو خدمت کار تخصصی بکنم.
الان مدتی است که به شغل شریف ظرفشویی لایق شدم.
هر دفعه که دستکش دستم می کنم و یک خروار ظرف جلوی رویم را اسکاچی می کنم به این فکر می افتم که چه ظرفها در عمرم که نشستم و از زیرش شانه خالی کردم.
آخر به دستی ملخک .
+
نمیدونم تا حالا چندین و چند بار تصمیم گرفتم زندگیمو نجات بدم 
این دفعه زندگیمو نصف بردم نصف باخنم 24 میلیون پول تو ضررم 
باید خیلی چیزا رو بنویسم نیاز دارم خیلی راهها رو برم 
من رفتم دورامو زدم دنیای من خلاصه شد تو این 19 ماه به اندازه ی تمام عمرم اشتباه کردم به اندازه ی تمام عمرم بردم 
تو خونه بمون نمیر یاد بیار 
به یاد بیار زیر آفتاب زیر یه شهرو دور زدی
به یاد بیار تنها چطور بالا میرفتی
به یاد بیار چطور با سگها خالی و تنها موندی
به یاد بیار چطو
از روزی که رفتم و دستبند طلای هماهنگ‌با گوشواره دخترم رو سفارش دادم دو هفته میگذره ،سه دفعه پیام دادم و یه بار رفتم مغازه‌ش ولی هنوز جوابی نگرفتم 
چرا اصرار دارم باهاش کار کنم؟ چون طلاهای قبلی رو از همین گرفتم و قراره برام طلا به طلا معاوضه کنه که ضرر نکنم یا کمتر ضرر کنم 
اُف بهش واقعا
کاش پست بعدی ذوق کردنم برا گرفتن دستبند و قشنگیش باشه  
یه دفعه چشتون به ویترین یه مغازه بخوره که خوشتون بیاد
به زور جای پارک پیدا می کنی و میری سمتش.
اما انگار فقط از دور قشنگ به نظر میرسیده
برمی گردی سمت ماشین و میبینی جریمه شدی
خیلی از آدما تو زندگی مثل اون مغازه ها میمونن .
مشاهده مطلب در کانال
اگر یک بار سکه بی‌اندازید یعنی به رُم بازخواهید گشت اگر دوبار سکه بی‌اندازید یعنی عاشق خواهید شد و نیمه گمشده‌تان را پیدا خواهید کرد. اگر 3 دفعه سکه بی‌اندازید یعنی ازدواج خواهید کرد. پس سکه‌ای بیاندازید و بگذارید فرشتگان برای‌تان معجزه کنند! 
سلام دوستان
 من یه دختر 23 ساله هستم، لیسانسم گرفتم، حدودا 2 ماه پیش یه پسر که از آشنایان دور ماست و منو داخل مغازه پدرش دیده بود اومد خواستگاریم، ایشون فوق لیسانس جامعه شناسی داره، 27 سالشه و کارمند دولته با حقوق ماهی 3 میلیون تومان، چهره خوبی داره خانواده خوب و نجیبی هم هستند، وضع مالی شون خوبه.
با اجازه خانواده هامون چند جلسه ای برای آشنایی بیشتر همدیگه رو دیدیم، اخلاق و رفتارش رو پسندیدم ، پسر مهربونیه، روابط اجتماعیش قویه، اهل مطالعه هم ه
نمیدانم حضور دوباره ات را در زندگیم به فال نیک بگیرم یا 
هستی و من عجیب حس خوبی دارم 
نمیدانم آیا چیزی که در ذهن دارم یک نتیجه گیری قطعی است یا نه ولی وقتی سه فرصت خوب بریدن بود ولی چیزی بریده نشد اگر این معنایش بودن نیست پس چیست
خدایا ممنون
دلم میخواهد دفعه دیگری که بخواهم بنویسم در شهر محبوبم باشم و مشکلم حل شده باشد خدایا می شود این محال را ممکن کنی جان من
دلم برای دخترکوچولوی همسایه یه ذره شده! چند روزه یا مهمون داریم و یا من کار دارم:/ درنتیجه نمیتونم برم بیارمش. صداش همش تو گوشمه. بچم نمیتونه جمله بسازه هنوز*__*  کلمه به کلمه منظورشو میرسونه و خیلیی باحال و شیرین کلمه ها رو ادا میکنه. هر دفعه که میارمش خونه، یه چند کلمه به دایره لغاتش اضافه شده. 
فعلا با دیدن فیلماش سر میکنم و از دیدنشون انرژی میگیرم.
این نی نی ها چه ها نمیکنن با دل آدم:) . هر حرکتشون یه دلبری محسوب میشه. 
دوتا چیز مهم از مهدی یاد گرفتم.۱- قضاوت نکردن۲- پیش داوری نکردنمیتونم با احتیاط بگم که از قضاوت کردن دیگه خبری نیست و روی قضیه‌ی پیش‌داوری هم با تمرکز کار می‌کنم.حرف زدن پشت دیگران کار به شدت کثیفیه و به اطرافیان حس ناامنی میده. اینا رو صبا می‌دونه و پس ذهنش نگه میداره دفعه‌ی بعد که خواست خیرخواهانه به یکی از دوستای پسرش بگه کراشش فقط با اون لاس نمیزنه و جزو اموال عمومی حساب میشه :)دروغ هم که از اول تو کار نبود و آیم پرود آو ما سلف. یو رول گرل
دانلود آهنگ اومدی خوش اومدی مهدیصاد
mehdisad - Umadi Khosh Umadi
 
اومدی خوش اومدی ولی دیگه دیره
فکر کردی کسی نیست جاتو بگیره تو قلب من
دیگه جایی نداری باید تنهام بزاری
من سر حرفو با قلبت باز کردم حسمو ابراز کردم
دروغ گفتی میمونی من خودم احساس کردم
شدی با من غریبه یه دفعه هیشکی ندیدت
این دفعه بی شکو بی تردید خداحافظ غریبه
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
دوباره یه سریال آبکی رو شروع کردم به دیدن که توش همه چی رنگی پنگی و خوبه. تمام دغدغشون اینه که طرف چپ نگاش کرده،دختره یه دفعه از شاگرد بقالی میره تو یه شرکت تبلیغات و کارای گنده گنده میکنه.اینارو میبینم و میدونم همش فیلمه اما با توچه به پتانسیل افسردگی و بی‌انگیزگی که دارم، حالم گرفته است و هیچ کاری نمیتونم بکنم.اخه اینم شد زندگی.هیچی سرجاش نیست.چقدر میتونم غر بزنم.گه توش
خرید و فروش فیاب
 
اسکنر هوایی یا رادار پرنده OKM اسکنر هوایی اسکنر هوایی یا رادار پرنده OKMReviewed by فیاب on Apr 6Rating: 5.0اسکنر هوایی یا رادار پرنده OKMاسکنر هوایی یا رادار پرنده OKM برای اسکن کل منطقه . این دستگاه با پرواز بر منطقه مورد نظر میتواند تا 45 متر در زمین نفوذ کرده و هر نوع ف
اسکنر هوایی یا رادار پرنده OKM برای اسکن کل منطقه . این دستگاه با پرواز بر منطقه مورد نظر میتواند تا 45 متر در زمین نفوذ کرده و هر نوع ف.دفینه یا اتاقک را تشخیص بده
چه عجب ما چشممان ب جمال شما اراسته شد جناب cooldarzi 
بله ما هم خوب هستیم 
زانوهایمان نیز خوب هستند سلام دارند خدمتتان =/ 
عجب یک دختر را از روزمرگی هایش طرد کردید با قفل کردن پیجتان 
زنگ زده میگه تو گفتی گودی پیجش و قفل کنه 
:| مردم ازار بل فطره تشریف دارید شما انگار 
اعصابم و فیزیک خورد کرده عجیب !!!
نمیتونم باهاش کنار بیام 
هر چی تست میزنم نمیشه 
_______ 
در ضمن خوشم نمیاد کسی ×پری× صدام کنه 
این دفرو شوخی میگیرم ولی دفعه بعد باهات برخورد میشه :| 
باورم نمیشه.امروز جواب آزمون نیروگاه اتمی بوشهر اومد و من ناباورانه در حالی که اصلا در شرایط جسمی و روحی خوبی آزمون نداده بودم ، دعوت به مصاحبه شدم.دعوت به مصاحبه به صورت سه برابر ظرفیت هست ، این یعنی از هر سه نفر یک نفر مشغول به کار خواهد شد ، امیدوارم معجزه بشه و این دفعه مصاحبم رو به خوبی انجام بدم.
خیلی خوشحالم.خییییلی.
نمیدونم چراده سالم بود
توپمو برداشتم رفتم کوچه بچه ها دور هم جمع شدیم و شروع کردیم به بازی کردن
خیلی خوشحال بودم که بالاخره منو بازی دادن
تا این که توپ افتاد خونه همسایمون بی توپ شدیم
یکی از بچه ها رفت توپ خودشو آورد بازی شروع شد  اما این دفعه من دیگه بینشون نبودم
منو بازی ندادن .
تازه فهمیدم بخاطر توپم بود که منو بازی دادن
خخ
نمیدونم چرا
واین داستان ادمه دارد.
گفت من در رابطه با چهره‌ی آدم‌ها حافظه‌ی خیلی ضعیفی دارم. و من؟! من بخاطرِ حافظه‌ی ضعیفش تاوانِ سنگینی دادم. خیلی سنگین.
آقای فروشنده‌ی تریای دانشکده دقیقاً دفعه دومی که رفتم کیک بخرم پرسید شیراز بارون نباریده؟! و من به این فکر می‌کردم که بینِ این همه دانشجو چطور چهره‌ی من توی ذهنش مونده.
خانمِ فروشنده‌ی فروشگاهِ خوابگاه‌ دقیقاً از دفعه‌ دومی که رفتم شیرکاکائو بخرم باهام صمیمی شد و به طورِ کلی برخوردی که با من داره متفاوت با بقیه‌ست.
دانلود دکلمه مرتضی سرمدی تخت خواب بی تو
Download Deklame Morteza Sarmadi Takhte Khabe Bi To
دانلود دکلمه غمگین مرتضی سرمدی تخت خواب بی تو
دکلمه مرتضی سرمدی به نام تخت خواب بی تو
دانلود اهنگ تخت خواب بی تو مرتضی سرمدی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید…
قسمتی از متن دکلمه  تخت خواب بی تو مرتضی سرمدی
داشتن و خواستن بعضی از آدما توی زندگی تاوان داره تاوانشم حسرت و تنهاییه
اما من هنوزم میگم تاوانشم قشنگه
دیشب که داشتم توی خیابون قدم میزدم دو نفرو دیدم که چق
سلام
حدودای ده سال پیش بود که  با بچه های تالار رهپویان وصال شیراز، یه قرار گذاشتیم. گفتیم چون آقا جانمون رو ممکنه ببینیم و نشناسیم، هر وقت یکی از سادات رو دیدیم، برای سلامتی حضرت یه صلوات بفرستیم. 
یه دوستی داشتم که خارج از کشور بود و بهم سپرده بود که چون اونجا همچین امکانی براش کمتر اتفاق می افته، به جای اونم صلوات بفرستم. و این قرار رو هنوز منم اجرا می کنم.
یه قرار دیگه مون مال همین چند ماه پیشه، این بار با خانمای یاد ماه. اسامی همه مون رو
سلام
من یه دختر 19 ساله م،  با یه خانواده سنتی و معمولی، راستش ما کلا اهل تفریحات دسته جمعی با خانواده نیستیم، یعنی من خودم به شخصه حسرت اینو دارم که یه دفعه فقط یه بار با اعضای خانواده بریم رستوران، یا حتی یه آبمیوه بزنیم، اوضاع مالی مون شاید خیلی تعریفی نداشته باشه اما در اون حد خراب نیست که نتونیم هرازگاهی یه کم بریز و بپاش کنیم!
یکی این موضوع و موضوع بعدی اینکه من گاهی وقت ها نگاه میکنم به دوستام میبینم چقدَر رابطه شون با هم سن هاشون توی فا
وقتی آن شب از سرکار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده می‌کرد، دست او را گرفتم و گفتم: باید چیزی را به تو بگویم. او نشست و به‌آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و ناراحتی در چشمانش را خوب می‌دیدم.
یک‌دفعه نفهمیدم چطور دهانم را باز کردم. اما باید به او می‌گفتم که در ذهنم چه می‌گذرد. من طلاق می‌خواستم. به آرامی موضوع را مطرح کردم. به نظر نمی‌رسید که از حرف‌هایم ناراحت شده باشد، فقط به‌نرمی پرسید: چرا؟
ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید ایرانی سارن کاری کردی
 آهنگ کاری کردی را با کیفیت128 و 320 برای کاربران همیشگی رسانه تاپ موزیک آماده دانلود کرده ایم + متن آهنگ
کاری کردی موزیک جدید سارن با کیفیت بالا
Saaren – Kari Kardi From Resaneh Top Music
 
خرابش نکن هرچی‌ من ازت ساخته بودمنمیدونم چه جوری تو رو نشناخته بودماینی که هستی‌ با اونی که بودی فرق داره
کاش عکسایِ قدیمیتو دور ننداخته بودممنو بردی ته دنیا ولم کردی دوبارهمنی‌ که به دنیا بخاطرت باخته بودم
کاری کردی که من با دشمنم
تو نباید می‌رفتی. نباید منُ تنها میذاشتی. نباید با اون سوزن ته گردی که دستت بود، قبل رفتنت حبابِ "تو موندی و حوضت" رو می‌تردی.می‌دونی اخلاق منو. خودم می‌فهمم تنهایی چیه. خودت باشی و خودت، چیه. ولی اگه کسی به زبون بیاره اینارو، حالم بد میشه. یه دفعه با خودم میگم "یک سال و نیمه تنها و در به درم. آره دیگه باید به روی خودم بیارم".چرا باهوش نبودم به اندازه کافی. چرا نشد دانشمند بشیم. که یه نسخه کوچیکِ جیبی ازت درست کنم و دلم بهت گرم باشه.
بسم الله الرحمن الرحیم
 
توی اورژانس مریض ها بر اساس وخامت حالشون چند دسته میشن.ما یه اورژانس شماره یک داریم که بهش احیا هم میگیم و مریض های خیلی بدحال بدو ورود میان اونجا.
 
یه اقای موتور سواری رو اوردن اورژانس یک که تصادف کرده بود و نیاز به اقداماتِ سریع اساسی داشت.برای اینکه اینجور جاها همراه ها توی دست و پا نباشن، ورود همراه به بعضی بخش ها (مثل احیا، icu و .) ممنوعه.یه دختر خانم جوون حدودا 25 ساله همراهِ این اقای 40 ساله بود و موقع کارای ما وا
بسم الله الرحمن الرحیم
 
توی اورژانس مریض ها بر اساس وخامت حالشون چند دسته میشن.ما یه اورژانس شماره یک داریم که بهش احیا هم میگیم و مریض های خیلی بدحال بدو ورود میان اونجا.
 
یه اقای موتور سواری رو اوردن اورژانس یک که تصادف کرده بود و نیاز به اقداماتِ سریع اساسی داشت.برای اینکه اینجور جاها همراه ها توی دست و پا نباشن، ورود همراه به بعضی بخش ها (مثل احیا، icu و .) ممنوعه.یه دختر خانم جوون حدودا 25 ساله همراهِ این اقای 40 ساله بود و موقع کارای ما وا
هرچی سعی میکنم حداقل روی پست های مربوط به نجفی ، تهدیدات پرزیدنت ترامپ ، سخنرانی های اخیر رهبری ، تحلیل ها و تحقیر ها و تجیل ها و . وایسم ، اصلا نمیشه
اصلا اهمیتی ندارن
شدن مثل سریال های تلوزیون
شاید دفعه اول یه کم جلب نظر کنه
دفعه دوم ، سوم ، چهارم ، پنجم.
بسه دیگه
بذارید زنجانی اعدام بشه حالا
بعد نجفی
بذارید اول نماینده سراوان ، مشایی ، داداشای عراقچی ، اقوام باقی ورزا فعلی و اسبق ، مهناز افشار و شوهرش و . حل و فصل بشن اول
هروقت جوری حل و فصل
پریشب داشتم توی یوتیوب مریم داشتیم فیلم مارموز رو میدیم که یه دفعه بدون هیچ مقدمه ای گفت ازدواج سفید چی؟ هیچی دیگه از براش توضیح داده گمونم این اثر این مراسم سخنرانی و جشن زنونه ای که توی خونه ای ما بوده بخاطر عید غدیر خم بوده!!!! هیچ فراموش ش کرده تم تا دیشب توی قهوه خونه سر یه موضوعی حبیب گفت من و زنم هم دو سال باهم زندگی کردیم اینجوری!!!!! از دیشب تا حالا نمیدونم چرا ذهنم درگیر ش هست.
میگفتن گربلا نرفته ها راحت ترن هرچند که دوست داشته باشن برن
میگفتیم این حرفا چیه میزنید   میگفتن هروقت رفتی میفهمی . الان که هر دفعه  میرم همش گیج میزنم . وقتی هم که برگشتم تازه میفهمم کجا بودم.
در کل کربلا نرفتن یه غمه ولی رفتن صدتا
امسال هم که به لطف خدا کلی برنامه ریزی کردم تا ازین قافله عظیم و غیر قابل وصف جا نمونم.
دیگه بقیه کارها دست خود ارباب هست.
زشته که آدم 29 سالش شده باشه و دفعه اولش باشه که میره شمال؟؟اینجا جاده چالوس، سیاه بیشه! الان از فرط مه غلیظ صبحگاهی، چشم چشمو نمیبینه! شماها چطوری زندگی میکنید اینجا؟
نصفه شب مارو از جاده چالوس آوردن، از کل لذت زیباییهای این جاده فقط تهوع پیچ در پیچش نصیب ما شد! مخصوصا که پشت سریمون هی میگه تو رو خدا! چرا اینجوری میره؟؟ و شوهرش مدام تذکر میده که راننده جوری نمیره! جاده این‌جوریه!
مربی کلاس‌های رقصم رفته اونور آب . عکس‌هاشو  تو پیج اینستاگرامش شِر میکنه،یه مرتبه کلمبیاست یه بار ترکیه و هر دفعه یه جای باحال 
یادم میاد ک اولین کلاس هاش رو با م گذروندیم ،ایرانی و بعد رقص عربی .برا رقص عربی یه روز یکی از بچه ها براش یه دامنِ رقص خیلی قشنگ هدیه آورد از دبی .دقیق یادم نیست و میگفت روش نمیاد جلو چند نفر اینطوری بپوشه و حالا عکسای نیمه ش با تیم و رفقاش  و اجراهایی ک داره و داشته
چقدر آدم‌ها عوض میشن .چقدر همه چیز می‌
هیچ وقت مثل من خربازی درنیارین و آدرس صفحات تون رو به هرکس و ناکسی ندید!درسته که هرچی دوست دارم مینویسم اما آرامش اعصاب ندارم!برای کتاب خوندن الان بدترین شرایطه ولی من میخوام برعکس عمل کنم.خوب حس میکنم چه قدر ف.ح تحت فشاره و خودمم همینطور،امروز در حین خندیدن اشکم ریخت،آره من اکثر اوقات از شدت خنده اشکم در میاد اما این دفعه خیلی فرق داشت.آدمم بلاخره دلم میشکنه نیاین جلوی من از روابط تون بگین.حسودیم نمیشه فقط اعصابم از خودم خورد میشه که نصفِ ش
1. تبعیض جنسیتی
همیشه میگفتن آقا پیج دخترا فلان قدر فالوور داره و عکس از ناخنشون میذارن صد تا لایک میخوره و پسره پست بذاره تصادف کردم دارم میمیرم هیشکی تحویل نمیگیره و اینا. اینا همشششش کذبه! :/  مثال بارزشم پیج خودم (choobacki) که این همه گفتم آقا فالو کنید! ده نفر لبیک گفتن فقط!!! :/ ولی مترسک بی سر و صدا اومد و پنج شیش هزارتا فالوور داره حالا!!! حسودم خودتونید! :/
+ خییییلیییی مرسی از لبیک دهنده ها. خیلی مهربونید :*
2. خانوادگی
دفعه اولی که موش خرماها بی
یه فامیل جالبی دارم ، سه بار منو تو این سال 98 دیده هر سه بار هم پرسیده که چه رشته ایی میخونم ، میگم فلان ، میگه : عه همینجا ؟ میگم بله ، میگه فلان دانشگاه اینجا ؟ میگم بعله ! بعد تو هر سه دفعه من علامت تعجب شدم که چرا اینجوری میکنه ! واقعا یادش میره یا نه یه مردم ازاریی داره تو وجودش!
. حوصله ی هیچی جز خواب رو ندارم ، کی تموم میشه این دانشگاه یکم بگیرم بخوابم ! به تحویل پروژه فکر میکنم مغزم داغ میکنه |:  
یه فامیل جالبی دارم ، سه بار منو تو این سال 98 دیده هر سه بار هم پرسیده که چه رشته ایی میخونم ، میگم فلان ، میگه : عه همینجا ؟ میگم بله ، میگه فلان دانشگاه اینجا ؟ میگم بعله ! بعد تو هر سه دفعه من علامت تعجب شدم که چرا اینجوری میکنه ! واقعا یادش میره یا نه یه مردم ازاریی داره تو وجودش!
. حوصله ی هیچی جز خواب رو ندارم ، کی تموم میشه این دانشگاه یکم بگیرم بخوابم ! به تحویل پروژه فکر میکنم مغزم داغ میکنه |:  
خانم اکسیژن!
عینک میزنی اما همیشه تاکیید میکنی که نمره چشمت خیلی پایین نیست و فقط برای مطالعه میزنی!اما من از وقتی دیدم که روی چشمت هست.بله نمیخوای نشان دهی نقصی داری.بله کمال گرا دوست داشتی.
هر دفعه باید عذر خواهی کنم بابت همان دفعه که با تنه زدن و با کلیشه ی همیشگی ایرانی اشنا شدن دو جوان سه ثانیه چشم در چشم شدیم.شاید بازوی نحیفت درد گرفته بود اما از روی غرور خم به ابرو نیاوردی بلند نشدی و فریاد بزنی سکوت کردی و من دستپاچه تر از ان بودم که بتو
مثلا دیگه از هیچ کس ننویسم و احساساتم رو خاک کنم و بی توجه بهشون باشم.
شاید یه نوعی از مبارزه باشه.مبارزه با هر چیزی!
یا مثلا دیگه با زبونم از پشت به دندون هام فشار نیارم
یا بیخیال باشم نسبت به درد توی استخون هام
یا اینکه کالباس توی ساندویچ هامو درنیارم!
یا بیشتر درگیر زندگی خودم بشم.غرق بشم توی خودم.
بیشتر دنیای خودمو دوست داشته باشم و بیشتر برای خودم باشم.
یا بیشتر برای "خودم" وقت بذارم این دفعه.
از روزام بخوام بگم اینجوریه که همه چیز هست و یه چیزی نیست . کمه .
یه گمشده دارم انگار میون آدما . میون کسایی که دوستشون دارم ولی حالم باهاشون خوب نیست .
شدم معلم کلاس چهارم . خانوم معلمشونم و شیرین ترین حس این روزا برام سر کلاساشون رقم میخوره . پاکی و صافی و صداقتشون دلمو میبره
شبایی که فرداش باهاشون کلاس دارم انقدر با خودم کلنجار میرم، دانسته هامو زیر  و رو میکنم، کتابشونو مرور میکنم
ولی هر بار که از در کلاسشون وارد میشم، برام مثل لحظه ی
دانلود آهنگ طاقت دلبریاتو اون خندیدناتو اون چال گونه هاتو ندارم ندارم
دانلود آهنگ یه دفعه اومدی تو دلم یهویی شدی همه کسم نفسم میگیره بی تو همه
دانلود آهنگ لج و لج کردناتو دلخور شدناتو حتی اون رنگ چشاتو ندارم ندارم
دانلود آهنگ جدید حسین منتظری به نام می تو
Download New Music Hossein Montazeri Called Mahshari To

ادامه مطلب
شعر از قدیمی ترین گونه های ادبی و شاخه ای از هنر است.
شعر متنیه همراه با وزن و آهنگ که به ما در بیان احساسات کمک میکنه
دنیای شعر و شاعری خیلی دنیای شیرینه
پشت خیلی از اشعار مفاهیم عمیقی نشسته که اگه بهشون دقت و فکر کنیم به زیباییشون پی میبریم
من خودم یه زمانی به شدت از شعر متنفر بودم تا اینکه با یه شعر به شدت عمیق رو به رو شدم جوری که نگاهم به شعر رو عوض کرد و نه تنها شعر حتی میتونم بگم نگاهم به زندگی رو عوض کرد.
دلم نیومد اون شعر رو بهتون معرفی نک
11/3/1398
امروز عصر سخت درگیر مرتب کردن خونه بودم و تند تند داشتم کار میکردم چون مهمون داشتیم ،و تو هم بازی میکردی و گاهیم ناز میکردی که من بیام پیشت،در همین حین ناز کردن،خیلی تلاش کردی که یه چیزای بگی که یه دفعه خیلی محکم گفتی ممممما بعدش رون گفتی ماما واااای خیلی حس خوبی بود غرق در شور و ذوق و شادی شدم حس عجیبی بود و غیر قابل وصف،تو برای اولین بار با درک و معنا اولین کلمه ی زندگیت رو گفتی ماما
مرسی که هستی دخترم
خدایا شکرت
میبینی از تو یادم رفت بنویسم؟ میبینی یادم رفت بنویسم كه چقدر كیف كردم از حرف هاُ رفتارهایِ دفعه یِ اخریِ خودم؟ راستش انقدر از اون روز از خودم راضی شدم كه دیه هیچوخت دلم نمیخواد ازش حرفی بزنم من اون روز ضربه یِ نهاییُ زدم تو اوج خداحافظی كردم نذاشتم یك كلمه حرف بزنه همه حرف هایی كه تو تمامِ این مدت رو دلم سنگینی كرده بودُ بهش زدم یك كلمه اضافه تر حرف نزدم یك كلمه كمتر حرف نزدم به ناحق حرف نزدم گذشتشُ اوردم جلویِ چشمشُ گفتم ببین این تو بودی پس ا
امروز با خودم میگفتم اگه این دفعه نت بگیرم کمتر استفاده میکنم!!!اصولا هم یه مقدار شارژی میخریدمو بعد یه بسته ی پنج گیگی هم میگرفتمو تقریبا دوهفته ای تموم میشد!امروز هم اومد اون پنج گیگ قبلی تموم شدو اومدم دوباره پنج گیگ بگیرمدیدم داره بازی درمیاره نمیشه دیگه اون بسته رو بخرم![به علت استفاده ی بیش از حدم از اون کد و از اون بسته!!]نهایتا با اون مقدار شارژی که قبلا پنج گیگ میگرفتمالان فقط تونستم یک گیگ بگیرم!!!! :/آقا دیگه اصن وب گردی و تایید کامنت
اینکه میگن هیچ چیز خانواده نمیشه،فقط خانواده میمونه و اینجور چیزا واسه همه صدق نمیکنه،خانواده خودم به شخصه چنان منو با تیپا از خونه انداختن بيرون(نه اینکه واقعا بيرون کنن،منظورم رفتاراشونه) که نه از کوچه ی دیگه سر در اوردم نه از محله دیگه نه از کشور دیگه،کلا از یه قاره ی دیگه سردرآوردم.اما از حق نگذریم بعضی وقتا خیلی دلم براشون لک میزنه،گرچه یه دو دفعه از شوخی بهشون گفتم من برمیگردم اونام گفتن که از الان ما هیچ مسئولیتی در قبال تو نداریم و
​​​​​داشتم واسه مامان و بابا همین موضوع پست قبل رو میگفتم، که فلانی رو یادتونه؟ عکسشو نیگا کنین 
بعد مامان تشخیص میداد فلانی چه عملی کرده و فلان. منم داشتم چسناله میکردم که عی بابا پس منم برم یه خطی با چاقو بندازم رو صورتم عمل و اینا که نمیتونیم
بابا یه دفعه متوجه موضوع شد. گفت: " روی ناشسته چو ماهش نگرید! چشم بی سرمه سیاهش نگرید. دختر من از همون اولش خوشکل بود ناز بابا."
نمیدونم الان بابا داره میگه قربون دست و پای بلوری یا واقعا همین جوریه
کوثر خانم ما، الان به حسابی سنش می شه 8 ماه و بیست و یک روز. سه دندون و نصفی داره! یعنی دو دندون های پایینش تو سه ماه و نیمی در اومد. اولین دندون بالاش روز 4 اسفند در اومده بوده. مامان بزرگ بابا بزرگ کوثر هم 3 اسفند تصادف کردند و بابایی جمعه شب رفت سبزوار.
الان خانم کوثر، که بعضی وقتا صداش می کنم "بچه خانم"، سه دندون و نصفی داره. از روز 11 اسفند که رفتیم تجریش هم سرماخورده واسه اولین بار. از اون شب چند تا جغد کوچولوی خوشگل مهمون خونه ما هستند. اون شب بر
اگر در جامعه ای فردی را دیدید که هم سن پدربزرگتان است اما هنوز هم کار میکند( کار همراه با درآمد.مثل دست فروشی یا کارگری و.) بدانید که آن جامعه کارش درست نبوده است.

پ ن:فشار مراحل شبیه سازی خطای اندازه گیری خط تولید، آدم رو وادار میکنه که بره سمت جامعه شناسی.
پ ن:میخوام برم با یکی دوست بشم. مامانش که ازش خیلی تعریف میکرد. عکسشم دیدم. منم خیلی ازش خوشم اومده.خدا کنه اونم ما رو بپسنده.این دفعه که برم اولین کاری که میکنم برم پیشش.دوس دارم باهاش ح
قصه کودکانه
داستان کودکانه
 
اگر کودک در خانواده داشته باشید و برای او کتاب جالبی بخوانید؛ متوجه خواهید شد که چندین بار از شما درخواست
می‌کند که همان کتاب را برایش بخوانید. شاید بعضی وقت‌ها تکرار درخواست خواندن کتاب آن‌قدر زیاد شود که شما را
متعجب کند، این حالت در مورد دیدن فیلم‌های موردعلاقه‌ی کودکان نیز صدق می‌کند.
 
چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟ وقتی‌که بیش‌تر دقیق می‌شویم، می‌بینیم هر بار که داستان را برای کودک می‌خوانیم او به یک
ب
+ تا یه ربع پیش خواب بودم. از دیروز ظهر تا الان کلا رو هم رفته یک ساعت بیدار نبودم. هر دفعه هم بیدار شدم اومدم اینجا و وبلاگ، باز چشام رفت و خوابیدم :|
 
+ درد بدنم و همینطور معده ام خیلی بهتره، شایدم از مسکناست شایدم بهتر شده واقعا! ولی کلا گیج و بی حالم.
 
+ دیگه حتی به علوم پایه فکر هم نمیکنم. فقط پنج شنبه بشه برم آزمونو بدم و تمام! :| یعنی من مردم 90 تا از 200 تا رو نتونم جواب بدم؟! استرسی که به خاطر رویارویی با بچه ها دارم به خاطر خود آزمون ندارم.
 
+
بعد مدت‌ها یه مهمونی رفتم که واقعا بهم خوش گذشت. از اون مهم‌تر احساس کردم چقدر رفتارم راحت‌تر و واقعی‌تر شده.
قبلنا توی جمع نمی‌تونستم خودم باشم و طبیعی رفتار کنم. احساس می‌کردم تکه‌ای از روحم بالاسرم وایساده و رفتارمو کنترل می‌کنه و بهم می‌گه چیکار بکن یا نکن. ولی حالا تمام روحم یگانه شده و با خودش به صلح رسیده.
معمولا نمی تونستم با کسی ارتباط بگیرم و فقط به حرفای دیگران گوش می‌کردم. برای همین یکی از فانتزیام این بود که یکی باهام حرف بز
کارای درست و صحیحم برام توی دو دسته جا میگیرن. یه دسته اونایی که دقیقا میدونم دارم چکار میکنم و نتیجه،  ماحصل براوردهای خودمه. دسته ی دوم هم اونایی که نتیجه ی درست، عموما حاصل شانسه و اتفاقی.
این روزا که دارم یه مهارت جدید رو یاد میگیرم، هربار که شانس باهام یار نیست و کار اشتباه پیش میره، کاری که شاید پنجاه دفعه ی قبلی به صورت اتفاقی درست از آب دراومده بوده، یه جوری خرکیف میشم از این اشتباه کردن که هرکی ببینه فکر میکنه من نمیدونم دروازه مون کد
سلام
بزارید یکم از امکاناتی که خدا برامون رو زمین گزاشته بگم.
مدلای نفس کشیدن خیلی زیادی هست که برای کارای مختلف استفاده میشه. 
تو این پسته یکم راجع به مدیتیشن و تنفس گفتم.
ولی این دفعه یه کار جالب تر میخوام بگم براتون.
ویم هوف، یه آقاییه که کارای عجیب غریب خیلی زیادی میکنه. روی فرضیه هایی راجع به امکاناتی که بدن داره و بخاطر زندگی امروزی ازشون استفاده نمیکنیم کار میکنه. مثلا میتونه زمان زیادی بدون هوا تو یخ بمونه و . . کلی تکنیک توسعه داده.
بگ
آخرین باری که در جنون بودم کی بود؟
دیشب؟
پریشیب؟
یا سه سال پیش؟؟
که دیدم هوا گرم بود
راس ساعت 12
ناقوس مرگ به صدا در آمد
و تا به خودم آمدم دیدم در میدان شهر جلوی طناب دار ایستاده ام
کی بود
کی بود که بی حرکت بودم
اما زنده
حس میکردم زمان ایستاده
حسش میکردم
کی بود
که به خودم آمدم دیدم دستم بی حرکت شده بود
و ناقوس مرگ فقط سیم گیتار بود که دستم رویش کشیده شده بود
آنقدر بین مرگ و بیداری بودم
که حتی تو را دیدم
باور کن.
فقط قول بده
قول بده
دفعه دیگر که بی خ
واسه شام رفته بودیم بيرون. رفتم حساب کنم دیدم یه شیشه خوشگل رو میزه و داخلش پره آبنبات چوبی. آقاهه رمز کارت رو پرسید حواسم تازه جمع شد بعدش گفتم:میشه ازینا برداشت؟گفت بله برای کوچولوهاسگفتم ما سه تاییم!!!!!در حالی که داشت آبنبات هارو برمی داشت بده بهم گفت: اینم سومی برای کوچولوی اصلی!!!!!دیگه سرمو بالا نگرفتم آبنبات بدست اومدیم بيرون و همونجا بازشون کردیم. واقعا هم خوشمزه بودن.حالا آبجیم می گه چه خوب گرفتی من دفعه قبل روم نشد!!!!
الحمدلله در چهارمین روز قهرمون دوباره رسیدیم به مرحله ای که تا اون حد نادیده گرفته بشم که برام بشقاب و قاشقی سر سفره اورده نشه.دفعه قبل این مرحله یک سال طول کشید اخرش به خون ریزی معده و بیمارستان و تزریق خون و شش ماه تو رخت خواب افتادنم رسید.
این بار به کجا ختم بشه الله اعلم
برای ثبت در تاریخ بمونه که دعوا سر چی شروع شد؟
 سر اینکه یادم رفت دکمه ماشین لباسشویی رو بچرخونم.
#دیروز یکی شماره م رو خواست برای معرفی و امر خیر. فعلا ندادم اما همون لحظه ب
بالاخره پنجشنبه رفتم برا تتو خط چشم و فکر میکنم باید گوشه خارجی چشمم پهن تر بشه خطش
دو ماه دیگه می‌رم برا ترمیم و اونجا بهش می‌گم 
هنوز پلک بالا یه کم ورم داره ولی می‌خواستم بیشتر دیده بشه 
از واکنش شوهر همین بس که بهم گفت عه!من همون زن قبلی‌مو می‌خوام انگار عمل کردم کلی تغییر کردم :))) پرسید دیگه از این به بعد همیشه همینطوری هستی گفتم آره :D گفتش مهم خودتی اون لق بقیه 
جو سالنش رو خیلی دوست داشتم دلم میخواست ابر‌هامم فیبروز بزنم انقد جو ت
بیا برویم به صد و پنجاه سال قبل ، به خانه های حوض دار ، به اتاق های تو در تو ، من پاییز که شد انار دان کنم برایت با گلاب و شکر ، شب ها درز پنجره ها را با ملافه بگیری که سرما توی تنمان نرود ، بنشینیم دور کرسی ، از حجره بگویی برایم و کسب و کارت.لبخند بزنم و سیب پوست کنم بعد از شامت بخوری که خستگی در کنی ، دراز کشیده باشی لا به لای حرف هایت سکوت بشود، دنبال چشم هایت بدود نگاهم بفهمم که خوابی و لحاف را روی تنت صاف و صوف کنم. بیا برویم به صد وپنجاه سال قبل
دلم گرفته امشب.
از کجا و از چه کس نمیدونم
کلاس ها تمامی ندارند انگار . خدا رو شکر امروز بعد از ظهر خوابم برد تا برای ساعاتی هرچند اندک متوجه این دل گرفتگی نباشم !!!
اتاق با وجود حضور بچه ها در خوابگاه ، خالی از سکنه است ؛ تقصیری ندارند دوستان ؛ یکی فردا امتحان داره ، یکی هم به دنبال انجام پروژه های روزهای آتی در حال دویدن! . انگار خوابگاه هم از قاعده ی دل گرفتگی مستثنا نیست؛ و همه انتظار این رو می کشند که بالاخره شب آخر حضورشان در آن فرا رسد ، و
تازه دارم احساس می‌کنم "دستم به فرمون می‌چسبه"!! :))
یه دفعه گفته بودم این آینه بغل راست لازم نیست انگار و مربی فرموده بودن که آره، کارخونه یه قطعه‌ی اضافی زده رو ماشین! ولی الان باهاش دوست شدم ^_^
وقتی هم که تازه فکر آموزش رانندگی تو سرم بود، با فکر به دنده ترس برم می‌داشت. با خودم می‌گفتم راننده‌ها چطوری چشمشون به جلوئه و به موقع دنده عوض می‌کنن؟ الان ولی با دنده خیلی خوبم. امروز مربی می‌گفت دنده‌کشیت از بعضی آقایون هم بهتره :)
ولی امان و دا
مادر تنها کنج خانه نشسته بود و پسرک بی توجه غرق در فیسبوک این پست را گذاشت: " همه هستی ام مادرم " !!!

دخترک در لاین عکس کارگری پیر را گذاشت و زیرش نوشت پدرای زحمتکش چند تا لایک دارن. همزمان پدر پیرش صدایش کرد که دخترم ناهار آماده است دختر داد زد من میل ندارم صد دفعه نگفتم وقتی تو اتاقم هستم انقد صدام نکنید. راستی. پست دخترک کلی لایک خورده بود!!!!!!!!

مرد تابلوی خاتم کاری شده زیبایی ر
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

تولید محتوای آموزشی با استوری لاین 2 انتخاب برند ها Rainy Day قیمت ایزوگام در دماوند |قیمت ایزوگام در سراسر تهران| آراد گستر شرق ۰۹۱۲۷۰۲۰۴۴۷ صدای باران کارینت معرفی کسب کارهای اینترنتی موسسه خیریه حضرت قاسم (ع) سپتیک تانک اسطوره های بخت یار