نتایج جستجو برای عبارت :

بیا ای شاه کرم ببرم ب حرم وحید شکری

مجموعه کد آهنگ پیشواز مداحی وحيد شکري براي همراه اول و ايرانسل
مجموعه کامل آواي انتظار کربلايی وحيد شکري براي سرویس همراه اول و ايرانسل
کد پیشواز همراه اول وحيد شکري به محض ارائه به لیست اضافه خواهد شد


اهنگ پیشواز وحيد شکري همراه اول
آهنگ پیشواز وحيد شکري همراه اول
کد آهنگ پیشواز همراه اول وحيد شکري
کد پیشواز وحيد شکري همراه اول
آواي انتظار وحيد شکري
کد پیشواز همراه اول مداحی وحيد شکري
کد اهنگ پیشواز وحيد شکري
کد اهنگ پیشواز وحيد شکري هم
امتحان جراحی دارم 24 امروز بعدشم بايد پروپوزالمو تحویل بدم.صبحآم بخش اطفالم و 2-3 روز درمیونم عصرآ کشیکپشت بند امتحان جراحی 3-4 تا امتحان دیگه ام درامو تازه بعد از اون بايد بشینم واسه غول آخر ( امتحان پره اينترنی ) بخونم.ب معناي واقعی کلمه دارم دچار واپاشی مغزی و روحی و جسمی میشم.
عملا وقت استراحت کردن ندارم تو دو هفته اخیر حداکثر تايم خواب شبانه روزم 5 ساعت بودهدقیقا تو سخترین مرحله اين بازی اممدام با خودم میگم نمیتونم ببرمامکان ندار
عبدالله بن سنان گوید با مام صادق ع عرض کردم پسر عمویی دارم که هرچه با میپوندم  از من میبرد تا آنکه تصمیم گرفتم که اگر از من برید از او ببرم بمن اجازه می فرمايید از او ببرم فرمود اگر تو باو پیوندی واو از تو ببرد خداي عزوحل شما را با هم بپیوندد  واگر تو از او ببری واو از تو ببر د خدا از هر دو ببرد 
و من یک زمانی عاشق پايیز بودم و تنها قدم زدن زیر نم نم باران. از خوابگاهمان  در پردیس ارم تااااااا پارک آزادی و اطلسی و حافظیه!! 
و حالا اما. از آن عشق ها فقط عشق به پايیز مانده !
دیگر نه حوصله خودم را دارم که خودم را بردارم ببرم بیرون ، نه توان قدم زدن را. و نه دیگر حافظیه را دوست دارم! 
اگر هم خواستم خودم را ببرم جايی، اولین جا حتما "شاينار" است و خوردن یک آب انار ملس به یاد کلاس هاي انقلاب دانشکده مهندسی با زهره ! :)
دانلود مداحی شاهکار شور طوفانی وحيد شکري براي (ع)
متن مداحی طوفانی وحيد شکري براي
پیمانه را شکستم
امشب جنون گرفتم
در کوی تو نشستم
اسم تو گیرايی می افسانه داره
همه عالم رو سر شور و مستی میاره
به خدا از لعل لبهاي تو جانا
بارون می رو سر همه ما میباره
جانان من با تو سرمستم علی
بر ساغرت عمری دلبستم علی
با نام تو می کنم مستی علی
من می نخورده مستم
پیمانه را شکستم
امشب جنون گرفتم
در کوی تو نشستم


ــــــــــــ دانلود کنید ــــــــــــ
سبک مداحی : شور
هزینه: 14 صلوات
ثواب اين شعر هدیه می شود به ارواح مطهر شهدا بخصوص شهید جاویدالاثر ابراهیم هادی
جوونم فدات
به فداي یک لحظه نگات
جوونم فدات
به فداي تک تک نوکرات
جونم فدات جونم فدات
 
تنگه دلم
برا حرمت تنگه دلم
سخته خانوم
دوری از تو سخته خانوم
سخته خانوم سخته خانوم
 
دل من سنگه اما باز تنگه
حتی سنگم از دوری تو دلش تنگه
 
منو بخرم
یه شبی کربلا ببرم
منو بخرم
دمشق و سامرا ببرم
منو بخرم
به قصد نوکری ببرم
 
یا رقیه (س) بی بی سه ساله من
یا رق
من خیلی وقت رسیدم خونه خدايی هیچ جا شهر و خونه ی خود ادم نمیشه من حتی اگه رشت هم بمونم عادت نمیکنم. نه اين که رشت بد باشه اتفاقا دوست دارم شهر هاي شمالی رو اما اينجا بزرگ شدم حتی اگه زیاد از خونه بیرون نرم. یه چیزی فرق میکنه چیزی که اگه کسیم از رشت بياد تهران درکش میکنه. اينقدر خسته ام که نگو بايد برم حموم ولی حسش نمیاد. وسايلامم بايد جمع کنم. دو شنبه هم احتمالا برگردیم در نتیجه کل کارارو بايد اين مدت انجام بدیم.  خدا کنه بشه سه شنبه چون من دوشنبه
همسرم ازم خواست که از انبار براش یه روسری ببرم ، من هم در ابتدا تصمیم گرفتم که یه طرح رو انتخاب کنم و براش ببرم امّا باز به خودم گفتم نه تو که چند روز دیگه بر می گردی یه بسته از روسری رو ببر که بر اساس سلیقه خودش انتخاب کنه و هر چی که اضاف اومد رو برگردون . به لطف خدا به نسبت اطرافیانی که دیدم خیلی قانع هست اصلا همین که من رو انتخاب کرده یعنی قناعت
لازم بود اسم قناعت رو بيارم چون براي درک مطلب خیلی کمک کنندس که در ادامه عرض می کنم .
کسی که مطمئن بو
دانلود صوت مداحی وحيد شکري در شب اول محرم 98، هیئت خادم الرضا (ع) قم
همراه با پخش آنلاين و دانلود با لینک مستقیم

صوت زمینه توی کوفه کارمه شبگردی. شب اول محرم سال 1398 -کربلايی وحيد شکري-هیئت خادم الرضا(ع) قم


http://www.khademalreza.ir/system/assets/sound/2019/09/84658_02-1398-v.shokri(www.khademalreza.ir).mp3


دانلود کنید




صوت زمینه بسیار زیبا (اشهدنا کربلا، قبلتنا کربلا.) شب اول محرم سال 1398 -کربلايی وحيد شکري-هیئت خادم الرضا(ع) قم


http://www.khademalreza.ir/system/a
یکی از مزخرف ترین کارايی که دارم اين چند وقت انجام میدم رفتن به کلاسه :/ ینی مجبورما -__- ینی اصن اين زندگی همش به پاي اجبار و زور واسه من میچرخه یبار نشد من به خواسته و میل خودم یکاریی و انجام بدم و ازش لذت ببرم .همش زور و اجبار .
نیاز دارم الان با "دوستاي واقعیم" تو محوطه بیرون خوابگاه باشم و از شب لذت ببرم.
کیم با گیتارش برامون بعد از مدت ها there is nothing holding me back بزنه و ما باهاش بخونیم و اون وسطا هم آب طالبی بخوریم.
پ.ن:اولین شب دلتنگی :) ب فاز دوم وارد میشویم!
با ن خردمند را به سمت کافه پیاده می‎رفتیم و از نوشتن حرف می‎زدیم. از اين می‎گفتیم که غم چه دست آدم را به نوشتن گرم می‎کند. که آدم به مرحله‎اي می‎رسد که بايد بین گریستن مدام و نوشتن انتخاب کند و ما اولی را انتخاب می‎کنیم. توی همین حرف‎ها بودیم که ن یک‎مرتبه پرسید: دلت تنگ نشده؟ من دلم هنوز پیش نوشتن بود. جواب دادم که زیاد. که دلم دیگر آن همه غم را نمی‎خواهد اما آن میل شدید به روی کاغذ آوردن احوالم را زیاد می‎خواهد. ن گفت: منظورم آدم سابق بود،
چه قدر اين تصویر و مخصوصا آرامشش را دوست دارم .
هرچند امسال نتوانستم خیلی از تنهايی ام با دریا لذت ببرم اما خب باز هم همین که پا در آب دریا نهادم برايم کافی بود چه قدر دوست دارم ساعت ها در اين فضا بنشینم  و محو تماشاي نقطه اي باشم که آبی آسمان با آبی دریا گره می خورد .
خیلی لذت بخش است ساعت هانظاره گر تماشاي تازش دریا بر بدن نحیف ساحل  باشی ، در حالی آسمان دايما مقابل چشمانت رنگ عوض می کند. تا آنجا که سیاهی آسمان شب ، بر آبی دریا سايه افکند  .
ام
خویشم را با هر شکستن نزدیک‌تر می‌شوم. صبر اگر داشتم در مفصلِ زخم‌هاي بزرگ، شاد می‌گریستم که بناست منِ دیگری، منِ بیش‌تری از پسِ هر زله پیدا شود، که دوست‌ترش بتوانم داشت.
با اين همه، شیرین‌تر از سُکرِ نقاهت نیست، پس از تحمّلِ صعب‌ترین دردها.
خدا یاری‌ام کنَد از دردهاي پسین، سربلندتر، محکم‌تر، جان به در ببرم.
پنج‌شنبه‌ها وانت جمع‌آوری بازیافتی‌ها میاد. ما بازیافتی‌هاي درشت رو جدا می‌کنیم، کوچیک‌ها رو نه؛ و تو حیاط پشت اجاق تک شعله نگهشون می‌داریم. داشتم جمعشون می‌کردم که ببرم دم در، ناگهان سه متر پرت شدم عقب! (شايد هم سه سانتی‌متر ) یه گربه تو کارتن‌هاي رشته خوابیده بود. غافلگیر شدم، وگرنه گربه که ترس نداره. می‌خواستم کارتن‌ها رو هم ببرم، ولی هرچی بهش گفتم پاشو، پا نشد :| هلش دادم و گفتم پاشو بازم پا نشد :| (خجالتم خوب چیزیه والا!) دیگه منم دل
امشب بر عکس همیشه با دوست طفلیم همزاد پنداری کردم.
 
اينجا صفحه وبلاگ منه. شخصیه. نه اسمی از کسی آوردم نه آبرو کسی رو بردم‌ که میتونستم مثل خیلیا دیگه ببرم. ولی نمیخوام اينکارو بکنم.
اونوخ ملت همیشه در حال خودن گوه همدیگه هستن.
 
دیروز کتاب میشل اوباما رو می‌خوندم و به داستان قابل فکری رسیدم. باراک اوباما زندگی سخت و پر از بی توجهی والدینش داشته؛ ولی هیچوقت درگیر اونها نبوده و در عوض همش به فکر تغییرات مثبت در آینده بوده. بعلاوه انسان خوشحال و رو به رشدی هست.
با یه برآورد حال خودم، دیدم دوست دارم یه تغییرات اساسی تو حال روز خودم بوجود بياورم.
احساس خوشبختی و نشاط، یک ویژگی درونی هست و برعکس اون هم احساس خراب بودن اوضاع و سخت بودن زندگی و مظلوم بودن و غمگین بودن و خسته
به گزارش ايسنا وحيد امیری که در ابتداي فصل گذشته از پرسپولیس جدا و به محفل ترابزون ترکیه پیوست و یک انفصال براي اين تیم بازی کرد پس از جدايی از کانون ترکیه اي مذاکراتی را با پرسپولیسی ها انجام عدل و تو نهايت قرار رحم خویشتن را دستینه کرد. وحيد امیری درون روزهاي آینده به ترکیه سفر می بطی ء تا به اردوی پرسپولیس ملحق شود.
آتشی در سینه دارم جاودانی.عمر من مرگی ست نامش زندگانیواقعا کی بهتراز همايون میتونه بخونه اينو.دوتا تصمیم گرفتم.شايدم سه تا.اولیش اينه که صبرکنم تا کاف خودش پیداش بشه و تو همون فرصت ببرم بهش بدم. یعنی همه وجودم شده چشم تا ی ردی نشونه اي ازش پیدا کنم ولی همون بهتر ک پیدانمیکنم
 

کوچکترین فرزند خانواده بود ولی با اين حال  قبل از اعزام به جبهه نماز و روزه قضاي مرحوم پدرش را متقبل شد. چند شب قبل از اعزام خواب دیده بود که امام حسین (علیه السلام) به او فرموده که آمده ام تو را ببرم.
وقتی خبر شهادت برادرم را به مادرم دادند مادرم گفت خدا را شکر شوهرم به آرزویش رسید. چون مرحوم پدرم آرزو داشت یکی از فرزندانش شهید بشود.
  (به نقل از خواهر شهید )

نام : نبی الله
نام خانوادگی : ذاکریان
نام پدر : محمد یوسف

شغل : کارگر
تاریخ تولد : 25/1/1348
س
 

کوچکترین فرزند خانواده بود ولی با اين حال  قبل از اعزام به جبهه نماز و روزه قضاي مرحوم پدرش را متقبل شد. چند شب قبل از اعزام خواب دیده بود که امام حسین (علیه السلام) به او فرموده که آمده ام تو را ببرم.
وقتی خبر شهادت برادرم را به مادرم دادند مادرم گفت خدا را شکر شوهرم به آرزویش رسید. چون مرحوم پدرم آرزو داشت یکی از فرزندانش شهید بشود.
  (به نقل از خواهر شهید )

نام : نبی الله
نام خانوادگی : ذاکریان
نام پدر : محمد یوسف

شغل : کارگر
تاریخ تولد : 25/1/1348
س
بايد بگم یکم خستم. دوست دارم زودتر امسال تموم بشه . وارد محیط کارم بشم، تدریس کنم و لذت ببرم از بودن کنار بچه ها. نمیتونم اين موضوع رو کتمان کنم ولی دانشگاه توی اين سه سال نتونست انتظارات منو به عنوان یک دانشجو در یک محیط آکادمی برآورده کنه.  به امید تغییرهاي اساسی و سازنده!!
 
 
اين دو سه روز شايد بیشتر از همه ی روزها احساس خستگی میکنم. از همه لحاظ، هم روحی هم جسمی! دلم میخواد تا یه ماه فقط بخوابم. دلم یک تنهايی میخواد. فقط خودم باشم و خودم! اما  متاسفانه هیچوقت نمیشه بیشتر از یک ساعت با خودم تنها باشم. از بس دور و ورم شلوغ و پر از ادمه! نمیدونم چرا بعضی از ادمها از تنهايی مینالن؟! تنهايی به اين خوبی و قشنگی! تو بايد بلد باشی چطوری از تنهايی ات لذت ببری:)
 من حاضرم یک عمر تک  و تنها با خودم زندگی کنم!  چون میدونم چیکار می
 
 
اين دو سه روز شايد بیشتر از همه ی روزها احساس خستگی میکنم. از همه لحاظ، هم روحی هم جسمی! دلم میخواد تا یه ماه فقط بخوابم. دلم یک تنهايی میخواد. فقط خودم باشم و خودم! اما  متاسفانه هیچوقت نمیشه بیشتر از یک ساعت با خودم تنها باشم. از بس دور و ورم شلوغ و پر از ادمه! نمیدونم چرا بعضی از ادمها از تنهايی مینالن؟! تنهايی به اين خوبی و قشنگی! تو بايد بلد باشی چطوری از تنهايی ات لذت ببری:)
 من حاضرم یک عمر تک  و تنها با خودم زندگی کنم!  چون میدونم چیکار می
اين که اين روزها دست به قلم نمی‌برم (نمی‌تونم ببرم) در هیچ جا، واقعا یکی از نعمات خفیه‌ی الهیه.
جهانم رو باران رحمت الهی داره با خودش می‌بره و من نشستم ببینم کجا فرود میايم بالاخره.
*دعاي حضرت نوح علیه السلام، در هنگام سوار شدن بر کشتی و یاداور بسیار نزدیک روزی که ما در سیل تصمیم به گردش در شهر گرفتیم.
آیا شما به قانون جذب و کائنات اعتقاد دارید ؟
جوابتون مثبت یا منفیه با ذکر دلیل شرح بدید
راجع به خودم بخوام بگم که بله اعتقاد دارم،هرچند نمیتونم ازش اونطور که شايسته ست بهره ببرم
اما فعلا نمیخوام عقايد خودم رو مطرح کنم و بیشتر میخوام با عقايد شما آشنا بشم 
امشب خرما گرفتم روش نوشته بود با مغز گردو، قبلا یه مدل بود یه دونه خرما میذاشتن بعد یه مغز گردو، گفتم حتما مغزگردو داخل خود خرماست :| هیچی دیگه کلی پول دادم آخرشم از گردو خبری نبود، چاخان میکنن در حد المپیک، پول چیزیم میگیرن که وجود نداره :| فردا ببرم بزنمش تو سر فروشگاه :|
صبح روز بدی خواهد بود.حس میکنم.از شلوغی هاي مزخرفش.از حرص و جوش خوردن هاي ناتمومش.امروز پریز کولرو اينقد بهش ور رفتیم تا درست شد.از اين ال اي دی هاهم گرفتیم.شدن 300تومن. فردا نصاب قراره بياد نصبش کنه.اوف.یعنی هرچی میگذره ب ذلالت اين جماعت بیشتر پی میبرم و دلم هرچی زودتر رفتن رو میخاد. ن میگه شبارو نیايیم دیگ و همونجا بکپیم. میترسم بقیه ببین مون ک نمیریم یوقت اذیتمون کنن.ترس بیخودی دارم.امشبم کمی لواشک خوردم و رسیدیم خونه هنوز هوس سالاد م
حرف است و حرف و باز حرف
اما کو توانی براي نوشتن بر سر اين انگشتان
انگشتانی که در پی کلمات من دیوانه شده اند
+ تا دانشجو بودم به خوابگاه پناه میبردم
الان به پادگان
از ماه دیگه به کجا پناه ببرم؟
داره میزنه به سرم برم پی یک شغل ۲۴ ساعته که اين قانون دوری و دوستی بین من و خانوادم انجام بگیره و حرمتی بینمون نشکنه:)
یادتونه هفته پیش گفتم دارم میرم مشهد ؟ 
بايد بگم که به لطف خدا همین الان تو راهه حرم آقا امام رضام .
تو اين یک هفته خیلی طلب دعا کردم ازتون ، خیلی بهم لطف داشتید ، تنها کاری که میتونم بکنم اينه که هر دعايی که دارید یا هر حرفی که با اقا دارید و پیش خودتون تکرار کنین ، بعدم یه نقطه یا هر چیز دیگه اي که میخوايد و برام بنویسید تا من بتونم تو دعاي دست جمعی که میخوام جلو ضریح آقا بکنم اسمتونو ببرم ، میدونم اصلا به اين چیزا نیست ولی یه سریامون خیلی طلب
Ehaam
Taab o Tab
#Ehaam
امشب از دیدنمان 
همه انگشت به دهان می مانند
همه خوب حال مرا 
حالو احوال  مرا میدانند
گل نیلوفر من آتشی تازه بيا برپا کن
من که در تابو تبم تو بتابانو شبم زیبا کن
بيا در شهر دل من پادشاهی کن
اين توو اين دل من هر چه تو خواهی کن
اي امان اي امان اي امان از منو حالم
واي عجب ماهی
تو چه دلخواهی
تا ابد با من بگو همراهی
عاشقی باتو دردسر دارد
دل تورا امشب زیر سر دارد
به چه شبی بگو امشب مارا می طلبی
بگو همچون من در تابو تبی در تابو تبی
تاج سرم مگ
مداحی شور بیس دار ویژه ماشین
کلیک کنید
-----------------------------
مداحی وحيد شکري محرم 98 بیس دار شور طوفانی مخصوص سیستم ماشین بیس قوی
کلیک کنید
-----------------------------
مداحی بیس دار سراپاي من مست رخ ماه حسینه محمود کریمی
کلیک کنید
-----------------------------
مداحی ریمیکس بیس دار مخصوص سیستم ماشین با کیفیت بالا
کلیک کنید
-----------------------------
نوحه بیس دار محرم 98 براي ماشین و ايستگاه هاي صلواتی
کلیک کنید
-----------------------------
مداحی شور طوفانی قمر قمر وحيد شکري بیس دار عالی براي ماش
اين 1 هفته رو هم میذارم پاي شروع تاثیرات سرترالین که با شدید شدن افسردگی همراهه، واقعا کاری از دستم برنمیاد واسه خوب کردن حالم. من که میتونستم به هزارتا موضوع فکر کنم و کارام رو پیش ببرم، الان رو یه دونه هم نمیتونم تمرکز کنم. مثلا اگه اين هفته حالم خوب بود کجاي دنیا رو میگرفتم که چون حالم بد بود نشده؟
چند شب پیش با مهرداد رفتیم فیلم شبی که ماه کامل شد رو دیدیم. خب فیلم خیلی خوبی بود اما واقعیتش اينه که دیگه فیلم دیدن تو سینما رو دوست ندارم. گذشته از کیفیت افتضاح صدا وتصویر و صندلی هاي داغون اکثر سینماها، حرف زدن ها و نظر دادن بعضی مردم با صداي بلند، پچ پچ کردن هاي کر کننده، صداي چیک چیک تخمه شکستن و خش خش پلاستیک چیپس و پفک، روشن کردن موبايل و انداختن نورش تو صورت بقیه، صداي ونگ زدن بچه هاي کوچیک و. دیوانه کننده بود و  واقعا اجازه نداد از فی
امروز به خواسته ام فکر میکنم ، سراسر شور و نشاط میشوم، من مزه رسیدن به آرزوهايم رو حس میکنم، اين حس معجزه میکند. 
خدايا شکرت ، که همین تجسم و احساس مرا برترین مخلوقت قرار داده. 
مهربانترینم، به من یادبده درناامیدی مطلق ، لبخند زدن را.
یادم بده در دلشکستگی و رنجش بخشندگی را.
یادم بده فراموشی را ،چنانکه از یاد ببرم همه ی بدیها را
من هر لحظه از هر لحاظ در حال پیشرفتم
خداوندا سپاسگزارم .
اولین آهنگی که دوست داشتم آپلود کنم آهنگ گیتار با صداي عماد طغرايی عزیز هست که واقعااااا از اين کارش لذت بردم. هنرمند مردمی و باحال و دوست داشتنی. عجیب اين آهنگش حس پايیزی بودن رو بهم می ده. 
یه توضیحی هم بدم درباره ی آقاي هنرمند. عماد جان یکی از آهنگ ساز هاي خفن و فوق العاده هست که یکی از آهنگ هاي خفنی که به شدت طرفدارش هستم آهنگ جذاب فرزاد فرزین عزیز رو ساخته.
تهیه کنندگی اين آهنگ به عهده صدرالدین حسین خانی بوده.
مدیر هنری، تنظیم، میکس و مستر
احساس میکنم به سندرم کلکسیونر مبتلا شدم هرکتابی که دارم احساس میکنم کافی نیست و دلم میخواد برم چیزهاايی که بقیه دارند رو هم بخرن درصورتی که میدونم کتاب هايی که دارم کتاب هاي نسبتا خوبی ان و اين منم که بايد حداکثر استفاده رو ببرم .
 
همه چیز بیش از اندازه کند پیش میره اما من اين روزها دوست دارم سرعت زندگیمو بالاتر ببرم  دلم میخواد صبح ها از خواب بیدار شم ورزش کنم صبحونه بخورم و متوقف نشدنی کار کنم اما نمیدونم چرا نمیتونم به اون حد ايده آل خودم
کارگردان : محمدرضا لطفیژانر : اجتماعیفرمت :حجم :سال تولید: ۱۳۹۴تاریخ انتشار: ۱۳۹۴بازیگران : رضا بهبودی در نقش (مرتضی حسینی)،مجید شکري(در نقش مجید شکري)،یاسر جعفری(در نقش یاسر جعفری)،صدف بهشتی(در نقش مریم شریفی)،افسانه ناصری،ملیسا ذاکری،آمنه سرابییان،مهدی حسینی نیا،میثم شاهدی،فوژان قبادیان و…. دکتر افشین یداللهی
 
 عصر فان | سايت تفریحی
از یک سال و نیم پیش دلم میخواست عکس‌هاي دخترمو چاپ کنم و تو آلبوم بذارم و پولش جور نمی‌شد البته جور که می‌شد ولی جاهاي دیگه خرج می‌شد 
دیروز پول رو گذاشتم خونه مامان که نتونم بهش دست بزنم بعد رفتم آتلیه و کارت ویزیت گرفتم ،امروز احتمالا عکس‌ها رو انتخاب کنم و فردا عصر ببرم برا چاپ 
داره دونه دونه تیک می‌خوره و ذوقیم براش :))
 
میز تحریر رو نمیدونم سفارش بدم براش یا نه ،بهتره صبر کنم اول تخت رو بخرم بياد بعد طبق مدل و اندازه اون میز تحریز بخر
دیشب با دوستامون رفته بودیم بیرون . پارک پلیس تهرانپارس 
بعد از اونور رفتیم سمت سعادت اباد یه بسته تحویل بگیریم
منم قرار بود امروز برم شرکت کاراي اين هفته رو راست و ریس کنم که شب رابیفتیم بریم سفر 
تو مسیر برگشت از سعادت اباد خوردیم به ترافیک عزاداری و . اروم اروم میرفتیم که یهو دیدم ماشین شروع کرد به سرصدا کردن 
شک کرده بودیم ماشین خودمونه یا سرصداي بیرونه! 
ماشین رو زدیم کنار خاموش کردیم دیدیم عه! صداي ماشین خودمونه! 
استارت زدیم دوباره
 سلام دوستان من، حالتان خوبست ؟ امروز یكی از بهترین روز هاي زندگیم استخوب است كه دیروز سايتمراتماشا كردیدمن امروز میخواهم  دوچرخه ام را ببرم تعمییر كنمهواهم خیلی خوبهاسباب بازی ها راچیدم ولی هنوز مشتری نیومدهحالا هم براتون یه عكس از كوچیكتریام میزارم ببینید 
فرصت نمیکنم یه حموم برم حتیانقد خسته م که تهوع دارمدوست دارم از زندگیم لذت ببرم اما نمیشهتنها دلخوشیم یه نیمچه نقاشی آخر شبهپول پول. لعنت به پول.لعنت به تورملعنت به نابرابریلعنت به حروم خوریلعنت به حق خوریلعنت به بی فرهنگیلعنت به محرومیتلعنت به محدودیت. چقدر غم انگیزه هر کدوم از لغات بالا. هرکدومش کلی درده و باری رو شونه هام و ردپاي سیاهی تو زندگیم
خدا یا لطفا منو فردا ساعت 4 بیدار کن
و لطفا یه کاری کن نهايتا تا 4ونیم یه دستشویی پر ثمر برم و حالم خوب باشه
و آژانس یا ترجیحا اسنپ مثل آدم گیر بيارم چون واقعا ساکم بزرگه و حملش تنهايی واسم سخته
و لطفا یه کاری کن شارژرم و ساندویچاي نون پنیر خرما هامو از تو یخچال یادم نره با خودم ببرم چون اونجا واقعا بهشون نیاز دارم
مرسی و شبت بخیر
امتحانام تموم شد بالاخره:))
اين اخریا هر امتحانی میدادم حس میکردم یه جون ازم کم میشد
روزاي سختی بود واقعا از ترم بعد من غلط بکنم درس نخونم وسط ترم
براي تولد یکی از بچه هاي خوابگاهیمونم اينو درست کردم امشب ببرم☺️
امیدوارم مزه ش خوب شده باشه-_- کلاسی چیزی ک نرفتم از تو اينترنت یه چی دراوردم سر هم کردم:)))) 
 
مجیدخراطها در ۷ مهر ۱۳۶۰ چشم به جهان گشود .
مجید خراطها فارغ التحصیل رشته هنر و افتخار حضور با گروه هاي سنتی و پاپ دارد.
خراطها سال هاي زیادی را با آموزش ساز طی کرد
مجید خراطها از سال 84 پا به عرصه ی موسیقی نهاد .
اولین آلبوم حرفه اي ايشان آلبوم تنهاترین تنها با همکاری (مهدی ابراهیمی) به بازار ارائه شد.
سپس آلبوم دوم ايشان البوم زخم زبون با همکاری ( وحيد خراطها ) به بازار ارئه داده شد.
همچنین مجید خراطها با ارئه آلبوم و تک موزیک براي دیگر هنرمن
سلام
دیروز یه تايم زیادی رو رفته بودم آزمايشگاه دوستام. ینی اول برا ناهار رفتم بعدش دیگه موندم :)) هم جو آزمايشگاه خودمون خیلی خسته‌کننده شده بود و هم اينا رو چند روز بود ندیده بودم. اون وسط داشتم به دوستم (همون که هفته‌ی پیش ازش ناراحت شده بودم!) می‌گفتم که یکی تو آزمايشگاه‌مون ملت عشق رو میزشه و من همین‌جا کمی‌شو خوندم ولی روم نمی‌شه ببرم خونه. منظورم اينه بود که چون خودش نیست روم نمی‌شه بی‌اجازه ببرم، ولی یکی از بچه‌ها برگشت گفت خب روز
× و بالاخره روز موعود رسید. اسباب کشی. اگر خدا بخواد امشب وسايلم رو میبرم جاي جدید. البته که هنوز توش پر از کارگره و جا هنوز مرتب نیست و ممکنه چند روزی رو توی یک آشفته بازار به سر ببرم، تنها دغدغه ی من اتاقیه که بايد دو تخته باشه و هنوز آماده نیست و کلی آدم براش دندون تیز کردن. کله ی صبح رفتیم اسمامونو چسبوندیم به درش ":)))) ولی خب دیگه خوابگاهه و قانون جنگلش.
×× روم نمیشه بگم ولی میگم، برام دعا کنید به انرژی مثبتش احتیاج دارم.
 
دانلود آهنگ جدید افشین شکري به نام اشتباه با بالاترین کیفیت
ترانه: علی کمارجی , آهنگ سازی: میلاد فرهودی , تنظیم: محمدرضا رهنما
همراه با متن آهنگ لاویها - بهترین سايت عاشقانه | لاوی ها | رمان | چت روم | داستان | اس ام اس | عکس | آهنگ | کلیپ | کارت پستال | دانلود | لاو | Loveha.iR
امشب داشتم به ترس‌هام فکر می‌کردم،دیدم اگر بخوام همین‌طوری ادامه بدم تا آخر زندگیم احتمالا لوزر می‌مونم! تا نهايتا ۲۶-۲۷ ساعت آینده می‌خوام با یکی از مهم‌ترین‌هاشون مقابله کنم ولی عادت‌هاي بدی که سد راهم می‌شن هنوز وجود دارن با اين زمان کم هم از بین بردنشون ناممکنه!بايد با هم پیش ببرم‌شون،هم کم‌تر شدن عادت‌هاي بدم هم مقابله با ترسم‌.
یکم مضطرب و نگرانم ولی می‌دونم که طبیعیه!
امروز یکم طراحی اتاقم رو عوض کردم. می‌خوام یکم تغییرات بدم توی اتاقم که روحیه‌ام عوض بشه.
مهم اينه که من حالم چجوری خوبه، من حالم خوبه باشه همه چی خوبه.
میخوام همسر رو ببرم بریم قاب بگیریم. براي نقاشی برگی که کشیدم. آخ که چقد خوب میشه همسر براش قاب بخره :)
بزار از نو بسازم هرچی که تو دلم خراب شده. اين بار محکم‌تر قدم بر‌می‌دارم و مطمئن به نفس‌تر.
به اونم اجازه اشتباه میدم و سعی می‌کنم ببخشم. کی گفته من هیچوقت اشتباه نمی‌کنم؟
دانلود آهنگ جدید وحيد گودرزی مرهم
Download New Music Vahid Goodarzi Marham
آهنگ وحيد گودرزی بنام مرهم
باز هواي ابری و من تو خیابون
هنوز هستم به یاد دیدارمون زیر بارون
ترانه و موزیک : وحيد گودرزی + تنظیم : میثم اکبری +میکس و مسترینگ : محمد تقی پور
 
ادامه مطلب
بسم الله
 
همیشه فکر می‌کردم خودم را بايد کتاب کنم اما وسطاي همان فکرهاي قشنگ قشنگ، می‌زدم به سرم که نه! من دوست ندارم فاش شوم. حسِ خوبی به فاش شدن نداشتم. ولی فکر می‌کنم دیگر وقتش رسیده که از خودم تا به خودم را تغییر دهم و زندگیم را در مسیرِ از خودم به دیگران، پیش ببرم.
شب عید است و گفته‌اند عید از ریشه‌ی عود» اشتقاق یافته. پیدا شدنِ دغدغه‌ی بازگشت به اين وب‌نوشت، مقارن با ايام مبارکی شد و مبارکیِ ايام را به فال نیک می‌گیرم و براي نوشتن حرف‌هايی که لابد بايد بگویم، به‌امید خدا بازگشايی می‌کنم اين عریضه را.
سعی می‌کنم از صفاي وبلاگ‌نویسی بهره ببرم و در اين سیاهه عرايضم را به رؤیت دوستان برسانم.
فقط میخواهم بنشینم یه گوشه و عصار درگوشم بخواند چیزی که ازت توی خاطرمه چشماي خیلی قشنگه مگه نه؟ و تا توان دارم گریه کنم.پر از بغض و غم و دلتنگی م اين روزها.نمیدانم روزهاي آینده م قرار است چگونه پیش برود.
فقط آغوشش آرامم میکند که دوری آن را هم از من گرفته ست.
روزهاي سختی ست.دارد تمام میشود اين چهارسال.ترس از آینده.دلتنگی براي گذشتهمن فقط بغض دارممن کم آورده ممن به بودنش معتاد شده م.به شنیدن صدايش حتی از راه دورو حالا وقتی اين خد
به نام او
او می‌گفت نمی‌خواهد تا همواره غمگین بماند،و من چه ساده نمی‌فهمیدم.آواز باد در گوش برگ‌هاي سوزنی بود،رد می‌شد و سوت می‌کشید.درست در لحظه‌اي که همه چیز می‌چرخید،من نچرخیدم!نگاه که می‌کنم میبینم امروز هیچ چیز دیگر میل به چرخیدن نداردو من تنها می‌چرخم و هیچ چیز جور در نمی‌آید.دلم براي بعضی لحظات تنگ می‌شود.قلبم به درد می‌آید!می‌خواهم فرار کنم ولی نمی‌شود
می‌خواهم از زمین وسیع خدا بهره ببرم ولی نمی‌شود!من مانده ام و یک دن
سلام
یه برنامه سفر براي خودم جور میکنم. مهرماه که هوا خنک تر میشه. میرم مشهد. خلوت تر هم هست. 
دارم تمرکز می کنم. مقاله میخونه. یادداشت بر میدارم.
یه رژیم سخت هم گرفتم. بدون قند و نشاسته و یعنی کلا شیرینی و شکلات و نون و برنج و ماکارونی و . نمیخورم.
بیشتر دارم تمرین اراده می کنم. اين چند روز که خیلی خوب خودم را کنترل کردم.
کلا از اينکه تصمیم بگیرم و همه تلاشم را انجام بدم لذت ببرم
اين یکی از ویژگی هاي شخصیتی خوب منه.
باز هم میخوام تصمیم بگیرم و ت
تو رفتی و کسی دیگه با من کاری نداره. من با چه هدف و امیدی نامه‌ی خودکشیتو ببرم نشون بدم؟ باور نمیکنن. حتی منم باور نمی‌کنم. میترسم نامه نتیجه‌ی یکی از اون خلصه‌هاي حضور تو باشه. که خودم نوشته باشمش. من غرق عادت تو شدم. ازم برمیاد نوشتن یه نامه با لحن و دست‌خط خودت.دیشب خواب دیدم اومدی خونه‌ام داری پفک رو از کابینت درمیاری با ماست موسیر میاری میذاری رو میز کوچولوی کنار تختم. میگی واسه بعدش. و تو آغوش هم گم میشیم.صبح که بیدار شدم فقط سه قطره اشک
 دانلود کتاب معماری معاصر غرب وحيد قبادیان pdf
براي دانلود اينجا کلیک کنید
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کتاب معماری معاصر غرب - آرین فايل
www.arianfile.ir › کتاب-معماری-معاصر-غرب۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ - pdf. کیفیت : عالی. تعداد صفحات : ۱۸۵. تعداد فايلها : ۱. حجم فايل : . کتاب معماری معاصر غرب در ۱۸۵ اسلايد کاری از دکتر وحيد قبادیان می باشد.دانلود کتاب معماری معاصر غرب، تألیف وحيد قبادیان | آرل
https://www.arel.ir › Pages-View-835۶ دی ۱۳۹۴ - دانلود کتاب معماری معاصر غرب، تألیف وحيد قبادیان
40 دقیقه بی وقفهانواع آهنگ هايی که سلول[یاخته] هاي آدمی رو به لرزه در میارهپشت سر هم در حال پخش بودو به خودم مهلت نفس کشیدن نمیدادم!!! D:به نظرم بعد از رقص ترکی[آذری] که بسی میدوستمشرقص باباکرم هم خیلی چیز خوبیه! =))البته همه ی رقص ها عالیه[دیگه حسش نیست یکی یکی نام ببرم!]با آهنگ شمالیاي امید جهان هم بسی امروز خوش گذشت بهم :))یه فکری هم که امروز تو سرم بودمثلا اگه قرار باشه یه روزی به جاي دیگه مهاجرت کنم[مثلا شايد سی چل سال دیگه!]قبلش یه دوسه ماهی برم
امروز سر ناهار، همکارم خیلی بی مقدمه گفت الان از دنیات لذت نبری فردا که پیر شدی نمیتونی لذت ببریا .
 
افتادم تو خط اينکه ببینم چطور میتونم بیشتر از دنیام لذت ببرم
 
تو ادامه بحثش گفت الان ماشین خوب سوار نشی پیرشدی نمیتونی سوار شی، الان جاي خوب نری بعدا نمیتونی بری و .
 
نمیدونم اينا رو چرا به منی گفت که سالی دست کم چهار پنج تا سفر خوب دارم و . ولی دیدم واقعا بهتر از اينم میشه بود و من چرا دارم هی واسه سود بیشتر دست و پا میزنم فردا رو کی دیده
بسم الله مهربون :)
زندگی میکنم، درس میخونم، میخندم، ورزش میکنم، نقاشی میکشم، زبانم رو تقویت میکنم، علايقم رو دنبال میکنم، اما از درون دارم درد میکشم. اين درد روز به روز درونم بزرگ تر میشه و منم متقابلا سعی میکنم تحملم رو ببرم بالا. با اين درد بزرگ شدم‌، روحم بزرگ شد، قد کشیدم، اما جدیدا به یه حدی رسیدم که احساس میکنم دیگه قوی تر نمیشم، دارم میشکنم دیگه!
از ضعفی که داره بهم غلبه میکنه متنفرم. درمونده شدم. هزار تا غم و حسرت و ناراحتی حرص گوشه ی د
دو شب پیش وقتی که توی حیاط بودم به آسمون نگاه کردم و منظره ی زیباي آسمون شب رو دیدم.منظره اي که ستاره ها به زیبايی هرچه تمام تر در اون می درخشیدن.اون لحظه احساس آرامش کردم.احساس آرامش. :)
دوم مهر بايد براي ثبت نام حضوری دانشگاه به دانشگاهمون برم.نمی دونم چرا حوصله ی اين کار رو ندارم.بعدش هم که بايد چمدونم رو ببندم و برم دانشگاه.حوصله ی اين کار رو هم ندارم. :/
اون روزی که رفته بودم دانشگاهمون رو ببینم با ماشین از کنار کتابخونه ی ملی شهر رد شدیم.خیل
تصمیم میگیرم که انقد ناشکري نکنم ، از گذشته درس بگیرم و انقد توی گذشته دست و پا نزنم ، یه مقدار ثبات شخصیتی داشته باشم ، انقد به اينکه بقیه پشت سرم چی میگن فکر نکنم ، قوی باشم ، مهربون باشم ، در جهت خوشگلی و سلامتی و خوشحالیم حرکت کنم ، بیشتر فیلم ببینم و کتاب بخونم  ، پدر ومادرم رو بیشتر دوست داشته باشم و براي پول دراوردن تلاش کنم و خدا رو فراموش نکنم و یادم نره اگه به جز اون به کسی تکیه کنم با مخ میخورم زمین . پ.ن: بیشتر غذا بخورم و یه کاری کنم ن
از اونجا که واضحا به اينترنت معتاد شدم اين چندوقت و متداي همیشگیم هم جواب نداده و همچنین یازده به بعد مطالعه مفید چندانی ندارم ، تو اون تايم میام و از روزم میگم. اينطوری نه میل شخصیم به حرف زدن رو سرکوب کردم و نه از حد مجازم تو استفاده از نت !
البته من همیشه از روزانه نویسی هاي "رفتم خونه خاله ، اونجوری کردم ، اينجوری شد" بدم میومده.ولی خب.تجربه‌ست دیگه!من هیچوقت اينطور ننوشتم ولی شايد جالب باشه واقعا! بهرحال من با هدف مشخصی دارم اينکار
من یاد گرفته ام قدم هايم را آهسته بر دارم چون قرار نیست اتفاقی نو بيافتد

من یاد گرفته ام به پشت سر نگاه نکنم از خاطر ببرم آنچه که گذشت تا خاطرم براي آینده اي تکراری جا باز کند

من در چرخش زمین گیر افتاده ام آینده ام همان گذشته ام است
گاهی احساس می کنم اگر یک پرنده می شدم آن قدر پرواز می کردم که آدمی مثل خودم حسودی اش شود اما حالا می بینی که خودم هنوز همان آدم هستم که با حسرت به آسمان نگاه می کند تا بتواند پرواز کند چه رمزی اين آسمان دارد گاهی دوست دارم از زمین کنده شوم دم غروب تماشايم کنند که اوج می گیرم 
 
اصلا آدم هم می تواند پرواز کند کاش می شد همه ی وجودم بگذریم گاهی سخت می خواهم از اين شهر بروم و پناه ببرم به یک کلبه ی کوچک روستايی
 
تنهاي تنها براي خودم  
برخلاف اين چند روز صبح بعدنماز دیگه نخوابیدم رفتم دویدم 
فکرمیکردم الان کسی نیست و خلوته امنیت نداره ولی درکمال تعجب یه عالمه خانم و اقا مسن بودن 
درحال نرمش.
دلم خواست مادرمم ببرم عادتش بدم ورزش صبحا ولی بنده خدا پادرد زندگی براش نزاشته.
هفت و نیم برگشتم نون تازه گرفتم قبل رفتن هم عدسی گذاشته بودم واسه صبحونه
من اومدم دوشمم گرفتم صبحونه ام با مادرم خوردیم اين دوتا پسر همچنان خواب موندن
( اينا مرد زندگی نمیشن)

ادامه مطلب
قبل از اينکه شروع کنم به نوشتن  سعی می کنم یادم بياید امروز چندم است. از آنجايی که امروز جمعه هست و سرکار نرفته ام تاریخ یادم نمی آید. به مغزم خیلی هم فشار نمی آورم. فقط می دانم آخراي اردیبهشت هست. time.ir  را باز میکنم و اسکرول میکنم تا میفهمم 27 ام است. چشم میگردانم و می بینم 4 روز بیشتر نمانده تا اردیبهشت تمام شود و من اين 27 روز را نه رفته ام بیرون تا از اردیبهشت شیراز لذت ببرم نه چیزی. مثل یک ماشین رفته ام سر کار و برگشته ام و توی خانه خوابیده ام؛ ه
براي دانلود نوحه ترکی وحيد فرضی به نام یاد حسین کلیک کنید
دانلود نوحه ترکی وحيد فرضی به نام یاد حسین
دانلود نوحه با دو کیفیت ۱۲۸و۳۲۰
متن نوحه ترکی وحيد فرضی به نام یاد حسین
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
کانال تلگرامی صدف موزیک
https://t.me/sadafmusic_ir
دانلود نوحه جدید فارسی از سايت صدف موزیک
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
 با صدف موزیک بروز باشید
براي دانلود نوحه جدید کلیک کنید
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
 رنجِ شیرین منتلاش چه سودی دارد؟تو دوباره آغاز خواهی شد.من چیزی جز موجودی بی‌اهمیت نیستمبدون او یک دیوانه‌امدر مترو پرسه میزنمو براي آخرین بار می‌رقصمتا از یاد ببرم شدت اين درد را می‌خواهم بگریزم به جاي آنکه از نو آغاز کنمرنج شیرین منبه آسمان خیره می‌شومتمام روز، تمام شببا باد می‌رقصم، با بارانکمی عشق، کمی عسلو می‌رقصم، می‌رقصم، می‌رقصم در میان هیاهو می‌دوم و وحشت زده می‌شومآیا نوبت من است؟و رنج آغاز می‌شوددر تمام پاریس، خود
صبح خورشید آمددفتر مشق شبم را خط زد
پاک کن بیهوده است
اگر اين خط ها را پاک کنم
جاي آنها پیداست
اي که خط خوردگی دفتر مشقم از توست!
تو بگو!
من جا حق دارم 
مشق هايم را
                   روی  کاغذهاي باطله با خود ببرم؟
می روم
             دفتر پاکنویسی بخرم
زندگی را بايد
              از سر سطر نوشت!
                                                "قیصر امین پور"
انگار استادم که تازه برگشته ، یک هفته بیشتر نمیمونه و دوباره بايد برگرده :( اي خدا چرا ؟ خوب من پايان ناممو خودم تنها نمیشه پیش ببرم که :(
دیشب واسه مینا سورپرايز تولدشو گرفتیم با دوستاش ولی انقدر ضايع بازی هاي تابلو دراوردیم که فهمید ، ولی به نظرم بهش خوش گذشت :) واسش یه دونه از اون گوی هاي شیشه اي که داخلش یه پسر و دختر نشستن و رو سرشون پولک میریزه گرفتم :) دیگه وسعم در همین حد بود اگه سال دیگه زنده باشم دوباره براش تولد میگیرم :)
واسه پايان نامم
#تشرفات #ملاقات_با_امام_زمان_عج#حکايت_وصل_مهدی_عج ✨یکی از دانشمندان، آرزوی زیارت امام زمان را داشت. مدتها ریاضت کشید و کوشید ولی نشد. سپس به علوم غریبه و اسرار حروف رو آورد، اما نتیجه نگرفت.  ✨روزی در یکی از اين حالات معنوی به او گفته شد: دیدن امام زمان براي تو ممکن نیست، مگر آنکه به فلان شهر بروی». او نیز رفت و در آنجا چلّه گرفت و به ریاضت مشغول شد. روزهاي آخر بود که به او گفتند: الان امام زمان، در بازار آهنگران، در مغازه پیرمرد قفل سازی نشسته
اول از همه کلی ناراحت شدم که بزرگ شدن و چقد دیدن دوبارشون کیف داد . 
همه چی توی فصل ۳ پخته تر از قبل شده و برعکس دو فصل قبلی تمرکز بیشتری روی شخصیت پردازی ها گذاشتن و هنوز مثل قبل هر طرف و که نگاه میکنی پر از المان هاي دهه ۸۰ میلادیه .
چون تازه پخش شده نمیخوام بیشتر بگم و لذت دیدنش و از بین ببرم .
فیلم five feet apart 
یه درام عاشقانه نوجوانانه . کلیت فیلم نمیشه گفت چیز جدیدیه و با اين سبک و سیاق فیلمهاي دیگه‌اي هم هستن و چه بسا از اين فیلم بهترم باشن . 
دا
بعد از یک هفته، دوباره کنار پنجره اتاق و منظره تکراری اش نشستم و کل روز کار کردم.
هم اتاق تکراری بود و هم منظره محوطه خوابگاه و هم افرادی که براي خریدن تخم مرغ از خوابگاه خارج می‌شدند.
فردا باز یک هفته جدید شروع می‌شود و باز هر شبش بايد از شدت کلافگی سرم را محکم فرو ببرم توی بالش و به خدیجه فکر کنم که خوابم ببرد.
امشب هم بايد به او فکر کنم. امشب نوبت اين رسیده که ببرمش پارک و برايش بادکنک بخرم و دوچرخه سواری یادش بدهم. دیشب موقعی که داشتم روی دست
یک پاي ثابتِ حرف هايم تویی.اما میگذارمت کنار آینه ی غبار گرفته ی ايام و چند صباحی می خواهم خود را غرق کنم در ازدحام همین دنیا،اصلا می خواهم از خود تهی باشم و هجوم ببرم به پهنه ی لايتناهی امواجی که می گویند بی زاری از آن بی معناست!هی بال و پرم را بکوم به دسته ی قلمی لرزان و واژه هاي محبوسِ در اسارت را، جاری کنم روی سپید صفحات مجازی و حرف هايی را بنویسم کهبیشتر به کار مردم می آید تا جان اسیر خودم. شايد به پاس آزادی روح کلمات، از اينجا عبور کنم و م
چشمات کجاست؟
میخوام توی چشمات نگاه کنم
میخوام گفته و نگفته رو از چشمات بخونم
میخوام از خودم و خودت به اغوش تو پناه ببرم
از خودم که فقط اندازه یه قدم جلوتر رو میبینم اونم اگه حواسم خیلی جمع باشه و همه چیز رو روال سابق باشه.
از خودم که با همه جدیت و منطقی بودنم دستی دارم در سهل انگاری و خوش خیالی
از تو که نمیدونم گاهی که توی سرت چی میگذره؟
از تو گاهی میترسم اگه منو یادت بره تو شلوغی دنیا
من میترسم.
من یه ذره میشم و گم میشم تو شلوغی دنی
رسید وقت تو را کشتن امشببس مرا از تو نوشتن امشبسر عشقت را من ببرم امشبباده خون جرئه خورم امشبمرض دل درمون کنم امشبمهرت از دل برون کنم امشبساقی باده ها ریز مرا امشبتا سحر می شوم رها مشببوسه ها نا سزا شود امشبدل دگر بی وفا شود امشبتو رو دفن کنمت بانو امشبراه را کنم بی تو شروع امشب
 
م.پارسا
نیمه اول آذر 94
بلاخره تصمیم گرفتم برم باشگاه بدنسازی ( به قول رفقیم میگه گُشاد ها میرن بدن سازی ) :دی  تايه سری بیماری هاي روانی که تو ذهنم چرک بستن رو از بین ببرم . فکرهاي مزخرف ، آدم ها مزخرف ، حرف هاي آدم ها ، کلا دارم وقتمو پر میکنم که فقط شب لَش برسم خونه و بخوام  .  تو اين چند روز که فقط بدن درد دارم .  حالا اون زمون من هر روز میانگین 30 تا شنا سئودی میرفتم حلا زور بزنم 2 تا 3 تا . هر چند میدونم ها اولشه به مرور زیاد میشه ولی خوب من همون زمون هم که اوايل ورودم به
بسم الله الرحمن الرحیم
قدیما از اين واون شکوه میکردیم.الان از خودمون.اولی بدتر و دردآور نیست،در حقیقت چیزی نیست اما دومی خیلی دردآوره.مهم نیست بقیه چی میگن،چه رفتاری میکنن باهات،اما اينکه خودت با خودت چه کنی خیلی مهمه.واين عذاب اورترین بخش از زندگیه.خیلی عذاب اور.
من فقط میخواستم اعتمادبه نفسمو ببرم بالا،اما ببین از کجا سردر اوردم.چیزی که شايد تعجب برانگیز باشه یه حقیقت واقعی باورنکردنی.
کاش یکی بود،درکمون میکرد.میفهمید،باصبرو
بسم الله الرحمن الرحیم
قدیما از اين واون شکوه میکردیم.الان از خودمون.اولی بدتر و دردآور نیست،در حقیقت چیزی نیست اما دومی خیلی دردآوره.مهم نیست بقیه چی میگن،چه رفتاری میکنن باهات،اما اينکه خودت با خودت چه کنی خیلی مهمه.واين عذاب اورترین بخش از زندگیه.خیلی عذاب اور.
من فقط میخواستم اعتمادبه نفسمو ببرم بالا،اما ببین از کجا سردر اوردم.چیزی که شايد تعجب برانگیز باشه یه حقیقت واقعی باورنکردنی.
کاش یکی بود،درکمون میکرد.میفهمید،باصبرو
دل تو دلم نبود که عکساي امشب برسه دستم و ببینم که چه شکلی شدم با اون آرايش دست و پا شکسته ی خودم و آقا نگم که خودم عاشق خودم شدم و منتظرم کار وخونه و ماشین و غیره جور شه برم خواستگاری خودم! ( مزاح) 
ولی جدی بايد با آرايش آشتی کنم رژگونه ی هلویی معجزه میکنه
سايه اسموکی خیلی به من میاد
رژ لب زرشکی هم بهم میاد
و بعد قرن ها تونستم مدل مویی که بهم میاد رو پیدا کنم و عشق کنم با موهاي بلندم
چقدر اون پیراهن سفید با گل هاي مشکی هم به تنم نشست اصلا از واجباته
دولت جان پرورست صحبت آمیزگارخلوت بی مدعی سفره بی انتظارآخر عهد شبست اول صبح اي ندیمصبح دوم بايدت سر ز گریبان برآردور نباشد که خلق روز تصور کنندگر بنمايی به شب طلعت خورشیدوارمشعله‌اي برفروز مشغله‌اي پیش گیرتا ببرم از سرم زحمت خواب و خمارخیز و غنیمت شمار جنبش باد ربیعناله موزون مرغ بوی خوش لاله زاربرگ درختان سبز پیش خداوند هوشهر ورقی دفتریست معرفت کردگارروز بهارست خیز تا به تماشا رویمتکیه بر ايام نیست تا دگر آید بهاروعده که گفتی شبی با تو
دارم سعی میکنم کمترین حجم لباس ممکن رو با خودم ببرم و هی ازشون کم میکنم اما باز هم کمترین حجمم خیلی زیاده :| همه ی لباسها رو گذاشتم روی تخت و هر چندساعت یک دست ازشون کم میکنم ببینم اخرش به کجا میرسم !!
کم کم دارم میرم دیگه خونه بودنم سه ماه کامل هم نشد اما باز به اين فضا و به اين پنج تا عشق عادت کردم.بخصوص اين دفعه که خیلی اتفاق ها افتاد
رفتنم برام تلخ تر از همیشه ست
کلا موقع خداحافظی با آدمها تمام خاطراتی که باهاشون داشتم مثل یه فیلم سریع از ذهنم
 
+ اينکه وسط شلوغی روز راهم به اينجا باز میشه که بنویسم یعنی می خوام که پرواز کنم شبیه کسی که غیب میشه دوست دارم حضور فیزیکیمو بردارم ببرم و روحم بره یه جا شعر و آواز بخونه توی دل یه جنگل نفس بکشه بره کنار یه رود و گوشاشو بده به صداي آب ! جسمم پا و کمر دردنکاشو بذاره روی نرمی زمین پر از علف و یه آخ بگه دردش بره موهام توی باد هوا بخوره و اصلا هم سرما نخورم ! فکر کنم دلم بهشت میخواد .
+ نوشتن چقدر میتونه کار ساز باشه ؟ خدامیدونه . خیلی :)
+ قدرت ذهن چ
فردا یک ماهه میشی عزیز دلم
و من مدام بزرگ شدنت رو تصور میکنم در حالی که دلم میخواد از کوچولو بودنت نهايت لذت رو ببرم
دختر آرومی هستی خیلی شبیه باباتی و همه با اولین نگاه اين شباهت رو متوجه میشن!! 
با صورتت زیاد ادا درمیاری موقع خواب ژست هاي قشنگ میگیری منم تا میتونم عکس میگیرم و اين لحظات رو ثبت میکنم
من اين یک ماه عشق کردم کنار تو و بايد اعتراف کنم بچه آدم عزیزترین کس روی زمینه. هرچند انگار نوه از فرزند عزیزتره و ما جرئت نداریم به دخترمو
دوست دارم یه جور دیگه زندگی کنم.
سرم تو لاک خودم باشه از آدمايی که انرژی منفی دارن تا جايی که میتونم دور شم.
شیک بگردم ورزش کنم واسم مهم نباشه درآمدم کمه بیشتر مواظب خودم باشم
کمتر عصبانی و بیشتر مهربون باشم جوگیر نشم به آدمايی که ندارم فکر نکنم
کتاباي خاص بخونم کتابايی رو که نیمه تموم گذاشتم تموم کنم خوش بگذرونم
بیشتر تلاش کنم هر شب با خدا حرف بزنم کمتر حسودی کنم از چیزاي کوچیک لذت ببرم
پروژه اي که توی فکرش هستم رو کم کم شروع
اون لعنتی‌اي که از ذهن مریضش داستان هاي پرنسسی رو خلق کرد و زر زد که '' و در پايان فور اور افتر درکنار هم به خوبی و خوشی زندگی کردند '' رو بايد با تمام روش هايی که به دهن بشر میرسه شکنجه کرد و بعد براي اعدام انداخت جلوی انواع ات و حیوانات وحشی تا ذره ذره بمیره ، اون احمقی که اين جمله رو گفت بايد قبل شکنجه و اعدام توی سازمان ملل اعتراف کنه به اين که ذهن عموم خانوم ها رو مسموم و به صورت کاذب رویايی کرده .
دیزنی بايد جوابگوی سازمان حقوق بشر باشه با
ما براي هم ساخته شده بودیم،اين را همه میدانستند!مثلا تو با آن کت و شلوار یشمی و با کراواتی که من بايد برايت میبستم و من با آن لباس شب مورد علاقه تو که خودت انتخابش کرده بودی زبان زده همه میشدیم!!وقتی روی سن رقص میرفتیم وقتی دست هايت را دور کمرم حلقه میکردی،دست هايم را روی شانه هايت میگذاشتم وقتی با آن چشم هاي نافذت عشق را به چشمانم تزریق میکردی درحالیکه صداي آهنگ ملايم در گوشمان میپیچید عاشق ترین میشدیم!!گاهی از گوشه و کنار میشنیدم که میگفتند
در جمعم و تنها از درون، "ع" کنارم نشسته فکر میکردم کنار پارتنرم احساس تنهايی نکنم ولی میکنم و اين بیشتر از خود تنهايی ناراحتم میکنه، مگه قرار نبود کنارش از اين احساسا خبری نباشه؟ میرم بیرون سیگار بکشم، احساس ضعف میکنم نصفه خاموشش میکنم، تو پیاده رو وايمیستم مردم رد میشن نگاهشون میکنم به you know I'm no od گوش می‌کنم و با گوشیم ورمیرم برمیگردم پايین تو کافه دوستام کنار هم خوشحالن من همچنان هندزفری دارم و آهنگ ریپیت میشه فکر میکنم که آیا به پارتنرم
من به شخصه، از حرف زدن و دوستی با کسانی که همون پیر درون رو دارن یا به عبارتی، دیکتاتور، غرغرو، متعصب الکی، خودبرتربین و کسانی که همه ش پاچه اين و اون رو میگیرن، به شدت اجتناب میکنم.
بحث با اينها فايده نداره چون وقتی کم میارن میگن: ادب مسئله مهمیه من ادامه نمیدم، ولی همون آدم تا دو دقیقه قبل میگفت کی من شش نفر رو بيارم بهت گروهی کنن من لذت ببرم (چون اينها خودشون فاقد میل جنسی و الت تناسلی هستن و دوست دارن بقیه اينکارو انجام بدن تا اون ها ل
من به شخصه، از حرف زدن و دوستی با کسانی که همون پیر درون رو دارن یا به عبارتی، دیکتاتور، غرغرو، متعصب الکی، خودبرتربین و کسانی که همه ش پاچه اين و اون رو میگیرن، به شدت اجتناب میکنم.
بحث با اينها فايده نداره چون وقتی کم میارن میگن: ادب مسئله مهمیه من ادامه نمیدم، ولی همون آدم تا دو دقیقه قبل میگفت کی من شش نفر رو بيارم بهت گروهی کنن من لذت ببرم (چون اينها خودشون فاقد میل جنسی و الت تناسلی هستن و دوست دارن بقیه اينکارو انجام بدن تا اون ها ل
واقعا از همین جا تبریک میگم به تمام کسايی که توی زندگیشون هنر موازیکاری رو بلد هستن. 
مثلا هم کار میکنن هم درس میخونن. یا هم درس میخونن و هم یه رابطه ی جدی رو هندل میکنن. 
و یا هر ترکیب دوتايی دیگه اي. که هر کدومش به تنهايی کلی از ادم CPU میگیره.
++اين روزها گاهی اوقات ناامید میشم. میگم یعنی من میتونم هم درساي ترم هفت و هشت رو هندل کنم و هم ارشد همون رتبه اي که میخوام رو داشته باشم؟ هنر موازی کاری کم هنری نیست. شايد براي خیلی ها ارشد قبول شدن مسخره ب
رکود امروز به دلیل کمبود نقدینگی، مواد اولیه و تقاضا نیست بلکه به اين دلیل است که ما افق نداریم. براي ايجاد افق در اقتصاد، دولت به تنهايی نمی تواند کاری کند. نظام ی بايد افق گشايی کند. در زمان آقاي هاشمی رفسنجانی سؤال سرمايه گذار از من به عنوان مشاور اقتصادی اين بود: سرمايه هاي خود را به استان سیستان و بلوچستان ببرم براي پرورش شترمرغ، چون براي سرمايه گذاری در اين منطقه تسهیلات تبصره ۳ با سود اندک ارائه می شود یا سرمايه ام را به استان اصف
تقریبا دو ساعت دیگه میرسم فرودگاه.حسابی خسته ام ولی از اون ادمهايی هستم که تو ماشین و هواپیما و هرچیزی که بگی،خیلی کم خوابم میبره،مگر اينکه قرصی چیزی خورده باشم.
در نهايت مادرم به اصرار خودش باهام اومده و من الان خوشحالم که هست.قطعا اگه نبود من دلم میگرفت.
وسط راه با مادر نون هماهنگ کردیم و یکم دارو بهم داد که براش ببرم.اولین بار بود گه داشتم مادرشو پدرش رو از نزدیک میدیدیم.چقدر گوگولی بودن،مخصوصا مامانش،تپلوی دوستداشتنیِ بغلی(یعنی ادم دلش
آدم هیچوقت از عشق متنفر نمیشه! خسته میشه دلشکسته میشه اما متنفر نمیشه! همیشه میخوادش همیشه یه تیکه از وجودش به سمتی که عشق هست پرواز میکنه! منظورم از عشق فرد خاصی نیست منظورم خودِ عشقه! احساسش کلمه اش تجربه اش! مثلا من خسته ام ازش اما دوسش دارم! دوس دارم فیلم عاشقانه ببینم! لذت میبرم از دیدن دو نفر که عاشقانه همو دوس دارن! با لبخند به دستاي قفل شده ی دو عاشق نگاه میکنم و . اما دیگه نمیخوام خودم درگیرش بشم فقط میخوام از دور نظاره گرش باشم! لذت ببر
باز پايیز آمد.
دورغ است اگر بگویم مشتاقانه انتظار حضورش رامی کشم . بايد بگویم تنها فصلی که مرا تحت تاثیر قرار نمی دهد همین پايیز است ،چه هنگام برگ ریزان درختان چه هنگام غروب هاي غم انگیز و دل گرفته اش ، نمی دانم چرا ، چرا؟
نمیفهمم چه گونه جادوی خیال انگیز اين همه رنگ ، قلبم را نقاشی نمی کند تا تصویر پايیز را دوست بدارم ؟؟ و بايد بگویم هزار چرا وجود دارد که به واقع هنوز نتوانسته ام خیلی از آنها را درک کنم .
هیچ گاه نتوانستم پايیز را به اندازه ی
هی دلم میخواد بنویسم، هی دلم میخواد بگم، ولی نمیدونم از چی بگم.سعی میکنم وقتاي آزادم بیفتم به جون اتاقم و تمیز کنم. میخوام سرگرم باشم، نمیخوام فکر و خیالاي اضافی بياد سراغم.ولی تا شروع میکنم اشکم در میاد. نمیدونم چرا.میدونم امروز خیلیم دلتنگم‌. دلتنگ حضور مامانم. میدونم دلشکستم، از اين رفتار آخر محمد. نمیدونم، ولی اگه دیدم قراره اينجورییش بره، شروع نشده خودم تمومش میکنم. من قراره عاشق باشم که حالم خوب بشه، قراره دوستش داشته باشم ک
قریب به دوازده سال است که وحيد جلیلی را میشناسم و از نزدیک با او آشنايم. یعنی از وقتی که توانستم جايگاه خودم در جهان را بشناسم و خوب به دست و پا و چشم و گوشم، و انچه می بینم و می شنوم، انجا که هستم و جايی که می روم، نگاه کنم با او آشنا شدم و اين رفاقت و اين رابطه برادری و البته گاها شاگرد استادی ادامه داشته است. فارغ از بعضی نقدها به او، منظورم نقدهاي درون خانوده اي است، احترام بی نهايتی براي تفکر و طرز رفتار و عقائد و تجربه هايش قائلم. و نقش او را
اگر یک هفته قبل‌تر از من در مورد Voxel Art می‌پرسیدید، حتی کلمه‌اي هم نمی‌توانستم در رابطه با آن با شما صحبت کنم اما در حال حاضر با اين که تنها چند روز از آشنايی من با اين سبک بصری می‌گذرد، توانسته‌ام خیلی بیشتر از تمامی سبک‌هايی که در آن‌‌ها وقت صرف کرده‌ام، خلاقیت خودم را به کار بگیریم و از کاری که انجام می‌دهم لذت ببرم. بالاخره هر چه باشد وقتی شما همزمان هم به سبک هنری پیکسل آرت (Pixel Art) و هم دنیاي سه‌بعدی علاقمند باشید، محال است که از سبک
از اونجايی که میدونستم رستاک تاثیر زیادی تو فاز غم گرفتنم داره به خودم قول داده بودم تا یه مدت گوش ندم بهشدیشب سارا یه آهنگ از اشوان فرستاد  :|||| دهنش سرویس. قفل شدم روش دیگه
اول اينکه فرستادمش واسه اون عوضی
صبح چشمام باز نشده پلی کردم باز
اونم که هنو سین نزده
ته واکنشش یه "هوم"عه دیگه به هرحال
.
.
کاش میشد یه زندگی اجتماعی جدید برا خودم جور کنم
.
.
تو بلد نبودی اين آدم مغرور و
نبودی جاش یهو بندازتت دور و  (انقد جذاب میگه بننندازتت دور :|  )
.
.
دیشب
توی یادواره شهدا یک خادم واقعی بود، شنیده بودم نه تنها کمک حال برگزارکنندگان بود بلکه از نظر مالی هم کمک قابل توجهی کرده بود، یک روز ازش پرسیدم چقدر کمک مالی به یادواره کردی؟؟
معلوم بود نمی خواهد بگوید،  حرف را عوض کرد، مسئول کمک هاي مردمی یادواره آمد و گفت وحيد آقا کمک خوبی کرده اند، دوست داشتم بهش بگم که چقدر به داشتن چنین برادری افتخار می کنم.
شهید وحيد مرشدی از مرزبانان ناجا19اردیبهشت 1396 درهنگ مرزی بانه در درگیری باگروهک تروریستی پژاک ب
از سختی رسیدن به بهشت می گفتم و انواع حقوقی که فرداي قیامت گریبان هر کدوم از ما رو ممکنه بگیره
گفتم از اين روستا فقط یه شخص خاصو میتونم نام ببرم که یقین دارم از اهالی بهشته!!
با اين حرف اونايی هم که چرت میزدند گوشاشون تیز شد
بزرگان و ریش سفیدان خودشونو جمع و جور کردند
کربلايی ها و حاجیها
هیاتی ها و ومسجدی ها
حکمت داشت که اين حرفو زدم
یه دیوونه اي بود تو محل که خیلی سربسرش میذاشتن و بهش میخندیدن
گفتم: فلانی!!!
آب خنکی انگار روشون ریخته باشی
گفتم ب
هشت سال پیش یه عکس از ايشون دیدم کنار شاگردانش.چند روز پیش باز یه عکس دیدم همون شلوار لی رو پوشیده بود.
آدمی که تنها فرزند پدری هست که سه تا فروشگاه انقدر در اونقدر در گاندی داره اما با عزت نفس روی پاي خودش ايستاده و در یک خانه بسیار نقلی اجاره اي با عايدی اندک ماهیانه زندگی میکنه.و دقیقا جلوه ی عینی سادگی و مناعت طبع هست؛
پشت سرش قامت می بندم . پشت اخلاقش که نسخه کپی شده ی دست چندم فضیلت هاي تقلیدی نیست. پشت شاگردیش و ارادتش به تفسیر علامه ط
امروز روزم قشنگ بودبه قشنگی وقتی که به ايده‌ی تو دیوانه‌وار میخواستم پاهايم را در شن‌هاي کویر و خنکیِ آب‌هاي دریا فرو ببرم.به قشنگی وقتی که دل بستم به لقبِ شبدر سبزِ چهاربرگِ سحرآمیزی‌ که تو به من تحفه کردی.به قشنگی وقتی که کوفته‌هاي خاصِ دست پختِ دلپذیرت را زیر زبانم فراموش‌نشدنی دیدم.و به قشنگی وقتی که تو را دیدم.جیغ بزنم تا احساساتم دنیا را فرا بگیرید؟!من با دیدنِ تو،با خودم و‌ دنیا رفیق‌تر شدم و حالا چیزِ ارزشمندی براي محافظتی
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

{هیئت رهروان شهدا شهرستان دزفول } کتاب جامع آزمون صلاحیت بالینی رایگان و به روز خرید ملک در گیلان دانلود فیلم ، دانلود سریال راهنمای خرید پرینتر چهارکاره وبلاگ رسمی پرشیا خودرو محمدرضا خمسه دانلود بهترین آهنگهای ایران وبلاگ آقای برازنده