نتایج جستجو برای عبارت :

بخت مو همشو خویه یه امشو هم وریشو از حسن نعیمی

خیلی وقته پست نذاشتم
دلم تنگیده بود
در واقع از دی ماه تا الان وب بسته بود
و خداروشکر کسی متوجه نشد:)))))
الان يه مدته خسته ام
از وقتی که امتحانا شروع شده مخصوصا شبای قبل از امتحان یا میخوابم سحر پا میشم میخونم یا هم اینکه کلا نمیخوابم
مثلا همین دیشب
از بس تفاعَلَ یتفاعَلُ تفاعَل تفاعُل و فَعَّلَ یفاعَلُ فعِّل تفعیل و . خوندم که سرم داشت میپوکید
خوابم که تعطیل بود
امروزم مثه همیشه 0/25 ، 0/25 ازم کم میشه
يه مدتم شدیدن زدم تو کار فیلم دیدن شرلوک و کا
داشتم تو کتاب خونم رو نگاه میکردم يه دفتری رو دیدم ماله دورانه کلاس هفتم برام خیلی جالب بود روش با ماژیک نوشته بودم غلط بنوسیسم با فاز ک*خل نامه و بعد این رو من شروع کردم به نوشتن که يه روز اومدم خونه دیدم مامانم اینو کرفته بود دستش و روی اون فوشش رو خط زده بود و بهم گفت که از این حرفای بد نزنو و اینا خلاصه که سر این دفتر کلی آب شدم 
بعد حالا اینا اصن مهم نیست اون چیزایی که توش نوشتم خیلی جالب تره ولی زیاده حسش که طبیعتن نیست همشو بنویسم ولی کلیت
_ریحانه می گه يه بار رفتم قسمت هایی که از فیلم دونگی سامسونگ کردن ببینم، بیشتر از دویست تا بود!
+یعنی انقدرسامسونگ می کنند؟ من دوست داشتم همشو ببینم.
_شاید قسمت های خیلی عشقولانه هاش بوده!
+شاید هم خیلی بچه گانه بوده که حذفش کردن!
 
*. چشم و دل ماماناتون روشن! از جمله خودم :\\\
از عطرش روی مچ دستم زدم. هی که راه میرفتیم هی عطرشو توی نفسم فرو میکردم و چقد حالم خوب میشد. چقد زیاد حس میکردمش ک انگار واقعا هست. این عطرشو خودم برداشتم آخراش بود و من قاپیدمش آخه چشمم دنبالش بود. دوتا عطر ازش دارم ک شدیدا بوی خودشو میدن.و من ب این فکر میکردم ک وقتی بوی عطرش تا این حد توی وجودم انقلاب میکنه پس اگر خودش بود چی میشد.امروز ی لحظه ب سرم زد برم بهش بگم بس نمیکنی نکبت ؟؟؟ ولی دیدم اینجوری ک فایده نداره. بدرد نمیخوره اینجور راه ها وقت
داداشم فردا کنکور داره، بالای تخته وایت برد تو اتاقش نوشته: به نامِ عادل ترین
دارم فکر میکنم منظورش چيه؟ یعنی داره میگه خدایا همون اندازه ای که تلاش کردم نتیجه بگیرم؟ یا می‌گه خدایا اگه يه جای زندگیم کم گذاشتی اینجا عدالت به خرج بده و برام جبران کن؟ :))
واقعا هم تلاش کرد و من امیدوارم نتیجه ش رو خیلی با برکت تر ببینه! ولی من بودم شب کنکورم يه همچین حسی داشتم که : خدایا من که اونقدری که باید نخوندم و بلد نیستم، احساس میکنم همشو یادم رفته :/ خودت ب
خدایا خودت میدونی چی میخوام.
نمیام هِی الکی همشو برات بازنویسی کنم.بیکار هم نیستم.خودت میدونی این روزها چقدر گرفتارم.حتی يه مدته فرصت نکردم به آرزوهام فکر کنم.
آرزوهام تغییری نکرده ، همون قبلیان.همونا که هیچ وقت نشد.همونا که داره از یادم میره.
خدایا ، بعضی وقتا حس می کنم میتونی ولی کاری نمی کنی.ببخش رُک حرف میزنم.من اصولا آدم رُکی نیستم.اما امشب فرق میکنه.امشب شب آرزوهاست ، پس لطفا لَج نکن باهام.انصاف نیست.
سال ۹۸ نزدیکه.همون دم تحویل
کارآموزی مزخرفم تموم شد.واقعا دوست داشتم همشو آزمایشگاه باشم،ولی بخشای دیگه هم رفتم که به نظر خودم کار مفیدی نکردم.و من با هر عملی که مفید نباشه و خنثی باشه مشکل دارم و عصبی میشم.اینم يه نوع درسه دیگه:تقویت اعصاب،عصبی نباش،اگر اوضاع بر وفق مراد نبود چه کنیم؟از تجربیاتی که کسب کردم بگم براتوووون:۱.چگونه با آتش و الکل حرکات نمایشی انجام دهیم؟۲.چگونه شربت های خانگی درست کنیم؟۳.در محیط کاری مردانه چگونه خود را موفق نشان بدهیم؟۴.چگونه از زیر (بی
قانع کردن افراد تنها از طریق منطق کار آسانی نیست، بنابراین اگر رفتاری صادقانه داشته باشید و منافع طرف مقابل را نیز در نظر بگیرید و در کنار این موارد حرکات بدن خوبی داشته باشید می توانید راحت تر افراد را قانع کنید. گاهی برخی از مشتریان نسبت به رفتار فروشندگان مقاومت می کنند بنابراین برای اینکه بتوانید مشتریان را قانع کنید که محصول شما را خریداری کنند باید هر دو دارای یک احساس مشترک باشید و یک درک و فهم از موضوع مورد بحث داشته باشید.مشتریان ب
بازم مثل همیشه سرماخوردمبه مامان که داشت کابینتا رو تمیز میکرد نگاه کردم:مامان دسمال کاغذی نداری؟مامان از آن نگاه هایی که یعنی تو این اوضاع که جعبه ها رو هنوز باز نکردیم که وسایلو بدونم کجاست بهم کرد  و رفت کابینت بعدی رو بازکردمتعجب برگشت بهم نگاه کرد و گفت:دلت خیلی پاکه ها ماجدهبعدم ی مشنبا داد دستم و ی لبخند کاشت رو لبم.
بابا  لای خرید هاش خیار هم خریده بودمگه میشه بدون نمک خورد؟:/رفتم سمت جعبه ها و درشونو باز کردم.رو بودجعبه بعدی
دوره فروش اثربخش
ارسال توسط : مشاور فروش و بازاریابیدر پخش مویرگی, پخش و توزیع کالا, پخش و توزیع مویرگی, توزیع مویرگی, دوره جامع آموزشی پخش و توزیع کالا, دوره جامع مدیریت فروش مویرگی, دوره فروش مویرگی, دوره های آموزشی فروش مویرگی, دوره های آموزشی ویژه شرکت های پخش و توزیع فروش مویرگی, دوره های بازاریابی, دوره ی مدیریت توزیع و پخش, دوره ی مدیریت زنجیره تامین, شرکت های پخش مویرگی, مشاور فروشفروردین ۲۷, ۱۳۹۶ ۰ 602 بازدید

دوره فروش اثربخش
م
آنجا، هیچکس جز خدا - فقط خدا- سلطنت نخواهد داشتخوش دارم که در نیمه های شبدر سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم . با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم .آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم .محو عالم بی نهایت شوم .از مرزهای علم وجود در گذرمو در وادی ثنا غوطه ور شومو جز خدا چیزی را احساس نکنم .
شهید دکتر چمران
+چقدر جالب چند روز پیش بود که يه پستی نوشتم ولی منتشر نکردم
که مضمونش قدرت مطلق خدا بود و رب العالمین بو
مصاحبه با استاد علی خويه
مرد فروش ایران
 




علی خويه مشاور و مدرس با تجربه در حوزه فروش بازاریابی برند مشتری مداری و

خبرنگار نشريه قلم: جناب آقای
علی خويه در صورت امکان خود را معرفی کنید
به نام خدا
من علی خويه هستم مدرس دانشگاه
مولف و مترجم 12 کتاب تخصصی هستم و اکنون مشاور و مدرس شرکت های معتبر ملی و بین
المللی هستم و مشغول خدمت به جامعه و کشورم در حوزه برند بازاریابی و فروش هستم.
 
شما را به عنوان یک مدرس و
مشاور با تجربه می شناسند در صو
وب سایت های ذیل

مشاور فروش بازاریابی و برند www.khooyeh.com 

دکتر بازاریابی  www.marketingdoctor.ir

دکتر فروش   www.doctorsales.ir 

دکتر برند  www.branddoctor.ir 

ایمیل:
DrKhooyeh@gmail.com
 


برچسب‌ها: صفحه اینستا گرام و کانال های تلگرام گروه مشاوره و






خدمات یک مشاور و مدرس فروش
ساعت | نوشته ‌شده به دست
مشاور مدیریت، مدرس بازاریابی، مشاور فروش
| ( نظر بدهید )



مشاور و مدرس  فروش -  علی خوبه Khooyeh.ir
خدمات مشاور و مدرس  فروش علی خوبه khooyeh.com
 
•  مشاور و مدرس  فروش جهت عارضه یابی
خدایا نذار امید هامون ناامید بشه
امشب به خاطر جمله ی يه کسی خیلی .
به اوضاع احوالمون دلسوزای انقلاب سوخت.
که دارن يه جور هدر میرین میسوزن و کسی هم نیست از نیت های پاکشون  از درستکاریشون استفاده کنه !
وسط فیلم ایستاده در غبار پاشد رفت خونشون
حین رفتن حس منو دید و میدونست دغدغ هی منم چيه يه جور غریبی داشت گلايه میکرد
انگار که هنوز هم با این سن امید داره يه جا به کار گرفته شه يه گوشه ی کار رو بگیره زیر لب با خودش میگفت
خب که چی داره میگه که يه هم
KPI چیست؟ شاخص های کلیدی عملکرد چیست؟


3 هفته قبل
۰






صفحه اینستا گرام و کانال های تلگرام گروه مشاوره و آموزش علی خويه


4 هفته قبل
۰






اهمیت و ضرورت مشاوره و آموزش در محل کسب و کار شما


4 هفته قبل
۰






مدیریت برند و برندسازی را از داخل سازمان خود شروع کنید.


4 هفته قبل
سه تا قوطی یک کیلویی دانمارکی
دو تا یک کیلو پشمک یزدی
یک کیلو شکلات با سلیقه خودم
تنها یادداشتی که بعد از پاک شدن کامل اطلاعات در این چند ماهه توی گوشیم هست! واسه یک روز بعد از عروسی خاله کوچیکه یعنی 42 روز قبله ! نمیدونم چه رسم عجیبيه که حتما روز بعد از مراسم همه اینارو(شیرینی و پشمک و شکلات) را با معجونی عجیب غریب به اسم آرد روغنی و کلی چیزهای دیگه مثل تخم مرغ و گوشت و دل و جیگر و. میفرستن خونه داماد! اونروز، روز گرمی بود و احساس خوبی داشتم ازین
سیستم سازی system management by Ali Khooyeh


علی خويه


5 ساعت قبل
تفکر سیستمی, سیستم سازی کسب و کار, کار سیستمی, مدرس سیستم سازی, مدیریت سیستمی, مشاور سیستمی

نوشتن دیدگاه
6 نمایش





علی خويه مشاور و مدرس سیستم سازی مدیریت سیستم سازی مشاور و مدرس ایزو کاربردی

کارگاه آموزشی
سیستم سازی کسب و کار ، مدیریت سیستمی و سیستم سازی شرکت ها، اجرای تفکر سیستمی به طور عملیاتی در شرکت شما.
اصول و مهارت های سیستم سازی کارها در شرکت شما
مدرس:  علی خو
1. عشق بچگیام نامزد کرد :| و من اصلا ناراحت نیستم که هیچ، دغدغه اینو دارم که جشنش چی بپوشم :| يه همچین ادم شادی هستم.
2. امروز ساعت دو و نیم رفتم مدرسه :) انقدر شاخ شدم ینی :))
3. معلم گسسته و هندسه مون یکيه و دو روز پشت هم باهاش کلاس داریم و هر روز دو زنگ. دیروز جلسه اولش بود چهار ساعت کامل حرف زد :| توانایی عجیبيه ولی از پسش بر اومد :| ینی مثلا مسئله راجع به تعداد پلاک کردن ماشینا بود و اینکه مثلا چندتا ماشین با فلان عددا شماره میشن بعد دو ساعت راجع به الو
چند دقیقه قبل بود که از اتاق شنیدم برنامه تلویزیون داشت با مقدمه ای شروع میکرد
داشت اول صحبتاش میگفت که خب الان مدتی هست که ما شاهد بازار ارام و ثبات دار در ارز و دیگر اقلام روز مره و غیره .هستیم !
يه لحظه این نوع گفتن اینجوری برام متصور شد که انگار این حرف مثل صحبت های کسی هست که از رادیو بعد يه طوفان سهمگین داره میگه که مردم اروم اروم از خونه هاشون میتونن بیان بیرون ارامش نسبی حاکم هست اما بازم هر از گاهی يه باد و بارونی هم میخوره
با خودم گفت
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه يه خبر میخواستم بدم که تقریبا برای من و ترمه جون ( نویسنده رمان عشق نهفته ) مهمهمن و ترمه جان تصمیم گرفتیم يه رمان ماکانی رو باهم شروع به نوشتش کنیم و این رمان ماکانی اصلا عاشقانه نیست و هیچ ربطی به خواننده بودن رهامیر نداره پیشنهاد میدم بخونید و مطمئنم لذت میبرین این رمان اسمش ( افسار زندگی) هستش که با مشارکت مشاور وبلاگمون خانم رضوان نعيمي و به ما کمک میکنه !!ممنون میشم اگه طرفدارای رمان من و رمان عشق نهفته ب
از اول هفته است که خودم دانشگاه را تعطیل کردم. هیچ اتفاق خاصی نیوفتاده است. یک روز صبح تا ظهر را برای از بچه های پیش دبستانی که در حال بازی کردن بودند فیلم برداری کردم. این شغل من نیست، من بیشتر شبيه يه بازیکن ذخیره هستم که در مواقع لازم تعویض می شود و به میدان میرود. تجربه منحصر به فردی بود، این که یکدفعه میان چندین نفر که اکثر آن ها جنس مخالف اند، قرار بگیری و هیچ کدام از  انها را نمیشناسی و باید حداقل ارتباطی با آن ها برقرار کنی.
از اونجای که م
ادم های مختلفی با مرام های مختلفی رو با لطف خدا دارم اشنا میشم
+حالا نه این کار خوب یا به درد بخوری باشه یا پدیده نوعی باشه نه کلا يه چیز دیگه ست منظورم شاید تو این مقطع برای زندگی من خوبه ! شرایط من!
مختصر اینو گفتم که زود بگذرم.
حالا بیشتر توضیح میدم یعنی چجوری !
که واقعا يه حسی تمام وجود ادم رو میگیره که با هیچ عنصری انقدر به هیجان نمیاد درونت :) ارزوهات
قابل بیان و مقایسه با هیچی نیست
وقتی میبینی کسایی هستند که دارن کار میکنن هم رو خودشون و
سلام
نمیدونم چیشده اما حس میکنم خیلی همچی سرعت گرفته من واقعا بزرگ شدم واقعا دیگ ترسیدم يه لحظه که سال پیشمو قبل کنکورمو دیدم فقط خواستم اایمر بگیرم من پر تصمیم اشتباهم اما این دفعه خیلی بزرگ شدم اره میترسم از ادامه دادن راه های اشتباه میترسم من میترسم 
دیگه خیلی دیره 
تو غیر قابل تغییری 
تو نمیتونی
تو باید راهیو که همه میرن بری
تو باید بشینی سرجات
اینا حرفايه که خیلی به گوشم میرسه اما خوبیش اینه از سد دفاعی فاطمه عبور نمیکنه ا
.
برای همه مون اتفاق اوفتاده که قلبمون شکسته به خاطر حرف یا رفتار ِ یک آدم دیگر .یا حتی در يه روز و يه لحظه از آدمایِ مختلف .حسِ تلخ بعد از این تجربه باعث شده يه وقتایی بگیم دیگر به ادما اعتماد نمی کنم و یا دیگر با هیچکی گرم و صمیمی نمیشم یا اینکه دیگر از خودم و دلنگرانی هام و دغدغه هام به کسی نمی گم چون درک نشدیم و یا حتی مسخرمون کردن به خاطرِ اون دغدغه .
شاید بعضی هامونم مدتی دور شده باشیم از ادما ولی اکثرمون بازم بر میگردیم .بازم اعتماد میکنیم .ب
صفحه اینستا گرام و کانال های تلگرام گروه مشاوره و آموزش علی خويه
5 روز قبل

مدیریت برند و برندسازی را از داخل سازمان خود شروع کنید.
6 روز قبل

دوره ی آموزشی روش های جذب مشتری
تیر ۳, ۱۳۹۵

خدمات و برنامه های جدید گروه مشاوره و آموزش استاد خويه
خرداد ۱۹, ۱۳۹۵

تصاویر همایش برندسازی و ایده پردازی
خرداد ۱۳, ۱۳۹۵

برندسازی رستوران
فروردین ۱۲, ۱۳۹۵

دوره های آموزشی کاربردی
فروردین ۱۰, ۱۳۹۵

برند سازی، بازاریابی و فروش لوازم آرایشی و بهداشتی
اسفند ۲۹, ۱۳
از گرفتاری های خدمت سربازی یکیش اینه که خودت که گرسنه ای و و هیچی بلد نیستی بماند باید بلند شی بری اشپزخونه وبرای چند گشنه ی دیگه شام تدارک ببینی
جالبتر از اون اینه که یکی هم ازت يه بار نمیپرسه که بلدی تا حالا غذا پختی همشون ازت انتظار دارن اونجا نقش سامان گلریز رو بازی کنی با اون امکاناتشون
اونا چیکار میکنن هیچی اون مسول شبه با یکی دیگه که ریلکس تو اتاقشون دراز کشیدن در کمال ارامش منتظرن که شام بیاد البته با سفره ی کامل که اون خودش يه بحث جدا
ساعت یازده و نیم رسیدم فرودگاه و از ساعت دوازده دیگه همش بابا رو میگرفتم که تا گوشیشو روشن کنه باهاش حرف بزنم
ساعت دوازده و بیست دقیقه جواب داد.گفتم الان دقیقا کجایید؟ گفت تو اتوبوس فرودگاهم،  دلم يه ذره شده برات بابایی میرم هتل جا به جا که شدم میام دنبالت شام باهم بریم بیرون.فقط به مامانت بگو.
گفتم بابا شما دلتون يه ذره شده ولی من دیگه دل نداشتم دلم کلاااا تموم شده بود دیگه:))  ایندفعه دیگه من اومدم دنبال شما فقط به راننده اتوبوس بگید يه کم ب
پیامبر خدا صلی الله عليه و آله: بر شما باد حفظ آرامش و وقار؛ بر شما باد آرام راه رفتن با جنازه هایتان.
صبح رفتیم تشییع جنازه یکی
پیرمرد بود داشتم به رفتن تو این موقعیت ها فکر میکردم که برای خودم نسبت به زمان های نوجوانی بیشتر شده نمیدونم هم انتظار ها هست که باشیم  هم اینکه خودم اگه از طرف ما هم چند نفر برن اگه برسم باز خودم حضور پیدا میکنم دلایلش متعدده اما یکیش که مهمه برام به خاطر بستگان درجه یک فوت شده هست که فکر میکنم  نباید احساس غم و اندو
همانطور که گفته شد مبنای تمدن غرب، بر هم زدن انتظام حکیمانه جهان و ایجاد نظمی ریاضی در سامانه ای منفک از عالم منسجم طبیعت است.نفس
طغیانگر انسان مدرن در ظاهری غیر از ظاهر مغولی در چهارچوب این نظمِ خشک به جولان در ی شهوات و توهمات و غضب خود می پردازد.هو الذی خلق السموات والارض بالحقدر
واقع جهان با تار و پود حقیقت آفریده شده ولی موسیقی * که از جلوات
ریاضیات بی پايه و فروبرنده انسان در توهمات غم و شادی و تهیج و عشق کاذب است، تقابل
این نظم سا
تو چه دورانی زندگی میکنیم تو چه روزگاری کسایی که دور و برمون میبینیم که مشکل دارن يه دردی دارن يه غمی دارن ولی نمیتونیم کاری انجام بدیم که دارن ذره ذره اب میشن عمرشون داره تموم میشه ولی نه میتونیم بهوشون راهی و روشی بگیم و نه میتونی حتی کمی خوشحالشون کنیم از همسايه تااا فامیل  دور تا مردمی که میبینی که مثل خودت مثل خونواده ی خودت دارن این ور اونور میزنن که جا نمونن که اگه بمونن دیگه .نمیتونن ادامه بدن که زندگی از روشون رد میشه مردمی که هر جای
"آیین‌نامه خدمات مشاوره بازاریابی فروش و برند " مشاور بازاریابی marketing consulting خود را چگونه انتخاب می کنید  انواع بیماری های بازاریابی و تکنیک های درمان آن یک مشاور و مدرس بازاریابی و فروش باید یک مشاور بازاریابی کیست؟ مشاوره بازاریابی چیست؟ وظایف مشاور بازاریابی چیست؟ اهمیت و ضرورت آموزش در محل شرکت و محل کسب و کار شما چرا مشاوره و آموزش در محل کسب و کار شما؟! در استخدام پرسنل خود دقیق تر باشید. به مشاور خود اعتماد کنید. علی خوبه مشاور و
همیشه با این شروع نوشتنه مشکل دارم!که از کجا بگم!
صدای منو میشنوید از تهران!از خانه!
داشتم به این فکر میکردم که این بلاگ قراره جایی باشه برای تجربه های من!برای اینکه توی 25 سالگی بدونم دغدغه ها و روزمرگی های مبینای 20 ساله چی بود!
پس میگم!از دغده های این روزام!از چیز هایی که باهاشون درگیرم.از احساسم.از اطرافیانم ، و از شریطم :)
امروز یازدهم مرداد ماه یکهزارو سیصد و نود و هشت خورشیدی هست :)
مبینا 21 سال داره. رشته ی تحصیلیش فیزیک و دانشگاهی که توش بزرگ
طولانيه و خوندنش یا نخوندنش فرقی به حالتون نداره! ولی جانِ خودتون کپی نکنید دیگه:/
از صبح کلافه دورِ خودم میچرخم. هزار بار صفحه ی گوشیو برای پیامی یا تماسِ از دست رفته ای چک میکنم. حتی بلاک لیست گوشیو چک میکنم و احتمال میدم شمارتو اشتباهی فرستادم اونجا که خبری ازت نشده ولی نه. دیشب که تا صبح خواب به چشمام نیومد و الانم حتی با وجودِ بی خوابی دیشب نمیتونم بخوابم. از دیروز هزار بار شمارتو دونه دونه روی صفحه تایپ کردم ولی آخرش قبل از اینکه تماسو بز
لای کاغذ پاره ها و خرت و پرت ها داشتم دنبال چیزی میگشتم.نمیدونستم کجا گذاشتمشتازه از حموم اومده بودم بیرون.دستمال معطری بود که عطرشو دوستداشتم .زنگ آیفون خورد لباس نپوشیده
بودم.همینطور که تندی يه بلوز برداشتم و تندی يه شلوار پام کردم با موهای خیس پریدم پایین که برم ببینم آیفون کيه.
دیدم دوست همیشگی که گاهی سوالای درسی و حتی کاری خودمو ازش میپرسیدم اومده و برام يه نامه ای که قرار بود ویرایش و اداری بودنش رو بهم یاد بده،اورده بود با هم کار
 
 
خب امروز يه چیز جالب یاد گرفتم و چیزهاى جدید و جالب همیشه شادم میکنن.
توى کتاب هنر سیر و سفر آلن دوباتن [این دوره کلاسم اسمش دو واحد سفرِ ، کتاب واسه اون کلاسه ] چیزهاى جالبى نوشته بود که نگاهم رو تازه کرد.
کتاب يه فصل درباره سفر در اطراف اتاق خواب يه آقا داره که با این جمله شروع میشه که پاسکال گفته: تنها علت ناخشنودى انسان در آنست که نمى داند چگونه در اتاقش آرام بگیرد. [دقیقاً مشکلى که من دارم]
کتاب توى این فصل میگه: عادت باعث کورى میشه و عادت
#پارت29((هیوا))با صدای گوشیم از خواب پاشدم يه روز نکبت دیگهبا خودم مرور کردم که امروز چیکار دارم در اخر به این نتیجه رسیدم که بیکارم و فقط باید برای دعوت امیر چند ساعت بیرون خونه باشم پس فرصت خوبی بود برای جمع جور کردن خونه البته اونم بعد برگشتنميه دوش يه ربعی گرفتم و نشستم رو به روی اینه اتاقم و موهامو شونه زدم و بافتم رفتم تو اتاق هلن برشین بیدار بود و زل زده بود به مامانش/=چون هلن دعوت بود به قول خودش این مایع عذام باید میبردیم قلقلیمونو بغ
خانم نعيمي به عنوان مشاور وب بنده هستش و افتخار مصاحبه با من رو داده امیدوارم لذت ببرید من به عنوان مشاور شما سوالاتی رو میخواستم بپرسم تا همه طرفدارا ازتون اطلاعات کافی داشته باشند وبتونند به راحتی به سایت شما اطمینان کنند !بله حتما در خدمتماول از همه لطفا خودتونو معرفی کنیدخب من رایا هستم 14 سالمه متولد 84 ماکانی ام علاقه خاصی به موسیقی هنر های نمایشی و کتاب دارم و خودمم دیگه معلومه در حد توان دست به قلم دارم و اهل تهرانمآیا رمان دیگه ای غ
مشاوره فروش
برندسازی و ساخت برند
 | 
 کلاس های برند مشاوره برند کارگاه های آموزشی برند همایش ها و سمینار های برند


مشاوره فروش
ارسال توسط : مشاور فروش و بازاریابی در مشاور بازاریابی, مشاور بازرگانی, مشاور برند, مشاور فروش, مشاور مدیریت 28 روز قبل۰ 43 بازدید

مشاوره فروشبرای من ، به عنوان یک مشاوربازریابی و مشاور فروش، کاملا روشن است که سازگاری راه حل های تحول فروش و تکنولوژی برای  هر مشتری قابل پذیرش و خوشایند می باشد. ارائه پشتیبانی
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها