نتایج جستجو برای عبارت :

اھنگ کجایى دادا

دادا بهش گفت: عمو گوشیمو میدی؟! الان شارژش تموم میشه.در کمال ناباوری گوشی رو داد.بعد دادا بهش پیشنهاد داد فوتبال دستی بازی کنن.رفت که بازیشو بیاره و در جواب ماهایی که ازش پرسیدیم:" کمک میخوای؟" بازوهاشو نشون داد و گفت: "من قوی ام! من شرک ام!"چند دقیقه بعد فوتبال دستی رو کشون کشون و هن و هن کنان آورد و در راه اعلام کرد که: "من آبی!"هر کدوم یه طرف نشستن و دادا توپو گذاشت وسط و تا خواستن بازی رو شروع کنن، جوجه گفت: عمو فقط دو دست بازی کنیم، چون اودبال دث
دانلود آهنگ مردیو مردانگی هم دورانی داشته دادا
 
 
مردیو مردانگی هم دورانی داشته دادا
ناموس پرستی دورانی داشته دادا
زندونیو حبس ابد دورانی داشته دادا
یل بازیو چاقو کشی دورانی داشته دادا
گذشت که اون روزا که مرد به خاطر شه ناموس
حبس ابد گیته دادا زندگیش بیه نابود
صداقتو مردانگی فایده ندارنه داد
خط بکشیمه دادا خط قرمز
خراب نکمبه جان دادا هرگز
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ مردیو مردانگی هم دورانی داشته دادا
 
 
مردیو مردانگی هم دورانی داشته دادا
ناموس پرستی دورانی داشته دادا
زندونیو حبس ابد دورانی داشته دادا
یل بازیو چاقو کشی دورانی داشته دادا
گذشت که اون روزا که مرد به خاطر شه ناموس
حبس ابد گیته دادا زندگیش بیه نابود
صداقتو مردانگی فایده ندارنه داد
خط بکشیمه دادا خط قرمز
خراب نکمبه جان دادا هرگز
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید شایع و خلوت به نام کجایی دادا
دانلود آهنگ جدید شایع و امیر خلوت به نام کجایی دادا
Download New Music Shayea Ft Amir Khalvat Called Kojaee Dada
دانلود آهنگ کجایی دادا از شایع و خلوت
| اطلاعات بیشتر در ادامه مطلب |
این آهنگ یکی از ترک های آلبوم فرکانس میباشد

ادامه مطلب
اهنگ مردی و مردانگی دورانی داشته دادا
آهنگ شمالی مردی و مردانگی از حسین رضایی 
ناموس پرستی دورانی داشته دادا
خط قرمز بکشین به دور خلاف
مردی و مردانگی هم دورانی داشته داداناموس پرستی ها یاد رفته دورانی داشته دادا
دانلود آهنگ مردی و مردانگی دورانی داشته داد با کیفیت ۳۲۰
دانلود آهنگ مردی و مردانگی دورانی داشته داد با کیفیت 128۰ 
 
ادامه مطلب
هروقت دستشویی میکنی خودت میری در دستشویی.
ابراز علاقه کردن و سفت بغل میکنه
توخونه راه میری همش میگی بابایی باباجون
سوار پشت بابا میشی
همش مهدیس رو میخای صدا بزنی میگه مه مه مه
عاشق نوشتنی یه مداد و یه دفتر همش دستته
هر وقت من لباس میپوشم سریع میگی ده ده ده یعنی بریم بیرون
عاشق پارک و تاب سواری هستی 
بعد عروسی زینب تو دهات عاشق آبمیوه شدی
هروقت متین یا محمدصدرا رو میبینی داد میزنی دادا   دادا
 
مادر و پدرم و خیلی از مادر و پدرهای دیگر این طرف ها پدرانشان را "دادا" صدا می زنند. تا هفت سال پیش من دو پدر بزرگ و دو مادربزرگ داشتم که جمعا می شدچهارتا ایکسبزرگ! و آن وقت ها از این بابت خوشحال بودم چون من کلا آدمی هستم که اعداد زوج را ترجیح میدهم. اما هفت سال قبل اتفاقی افتاد که باعث شد من فقط یک پدربزرگ و دو مادر بزرگ داشته باشم. اما این شاید تنها استثنا در این باره باشد که توانستم عاشق یک عدد فرد باشم! قبل از رفتن دادا، یا بهتر است بگویم سال ها ق
دانلود آهنگ مردی و مردانگی هم دورانی داشته دادا - حسین رضایی از سایت لینک گاد وار دریافت کنید.
دانلود آهنگ مردی و مردانگی هم دورانی داشته دادا حسین رضایی
دانلود سریال - دانلود فیلم - سریال هیولا - قسمت هفت سریال هیولا - سالهای دور از خانه - قسمت هفت سریال - قسمت آخر
تحقیق درباره دادا و سورئالیسم
↓↓  لینک   دانلود   و   خرید   پایین   توضیحات   ↓↓ فرمت  فایل:  word    (قابل  ویرایش و آماده پرینت) تعداد  صفحات:13     قسمتی   از   متن   فایل   دانلودی : تعریف در رابطه با دادا    هیچ دادائیستی خاطراتش را نخواهد نوشت! هر چه را از تاریخ دادا» نامیدند باور نکنید. ولو مقدار زیادی از آن هم حقیقت داشته باشد، چون مورخی که صلاحیت نوشتن آن ر .دریافت فایل
زهرای بابا سلام
 
دلبر بابا
نازگل بابا
دختر بابا
 
دلم برای گفتن اینها تنگ شده است. چه روزهای طولانی شده است که دیگر کسی را ندارم برایش اینها را بگویم. بابا جان مدتی است تصمیم گرفته ام برایت ماهی دست کم یک بار بنویسم چه با عکس و فیلم و هر خاطره ای که دارم. تازمانی که زنده باشم. فکر کنم این قدر خاطره دارم که از پسش بربیام. وقتی این وبلاگ به روز نشود یعنی من هم دیگر نیستم. یعنی یا پیش تو هستم یا شاید هم نگذارند تو را ببینم که به نظرم ظلم بزرگی خواهد ب
شعر : رضا کاظمی #اردبیلی 
#محاوره ای 
 
#بی عدد دوی سَن
 
هُنَر  اودور  اورک  سوزین 
شعرَه چَکیب سَن یازاسان
هُنَر  دییر  گوج لی ایشین
دال  دادا  قَبرین  قازاسان
 
یازان دا بیز  اورک سوزین
چوخ   لارینا   آغیر   گَلیر 
ایشکی گوجلی اولاندا بیل
بَعضی  لَرین   یانین   دَلیر 
 
هَر  طَرف دَه  سوز  بَزِییب
دال  دادا هورمَه دالیم جاغ
آخی  بی  عَدَد  دویسَن کی 
گَزدیرَم   سَنی  یانیم   جاغ 
 
اُو زامان  کی  بیز  واریدوغ 
سَن    بابی یا   پاپا   
 مدرسه ها وا شده
همهمه برپا شده.
 
 
 
زهرای بابا سلام
 
یک سال و پنج ماه گذشت از رفتنت. اینجا نیستی که ببینی که مدرسه ها باز شده است. "دادا" امسال به مدرسه می رود و قرار بود تو هم امسال مهد بروی. برنامه داشتیم 3 سالگی بفرستیمت مهد چون می دانستیم دوست داری.همان قدر که بین بچه ها باشی و یکی دو ساعتی بیرون از خانه باشی و برگردی.  هر صبح وقت بردن "دادا" به مهدکودک بیدار بودی و بعد رفتنش از پشت آیفون صدایش می زدی. می خواستیم امسال هر دو را با هم ببریم و م
شعر : رضا کاظمی #اردبیلی 
#محاوره ای 
#بی عدد دوی سَن
هُنَر  اودور  اورک  سوزین 
شعرَه چَکیب سَن یازاسان
هُنَر  دییر  گوج لی ایشین
دال  دادا  قَبرین  قازاسان
یازان دا بیز  اورک سوزین
چوخ   لارینا   آغیر   گَلیر 
ایشکی گوجلی اولاندا بیل
بَعضی  لَرین   یانین   دَلیر 
هَر  طَرف دَه  سوز  بَزِییب
دال  دادا هورمَه دالیم جاغ
آخی  بی  عَدَد  دویسَن کی 
گَزدیرَم   سَنی  یانیم   جاغ 
اُو زامان  کی  بیز  واریدوغ 
سَن    بابی یا   پاپا   دیدون 
ق
امروز در پاکت می نویسم، با آهی جانسوز:
دادا(مادربزرگم) از میان ما رفت، به یکباره و بی درد .
عید سیاه امسال سببی شد که برای اولین بار 
همه پسران و دخترانش، نوه ها و خواهرانش را یکجا ببیند 
و به هنگام اذان ظهر به دیدار حق برود .
بدون مریضی! به یکباره و بی درد اما پر از غم .
غصه سیل امسال را میخورد،
اما تقدیر رقمی زد، بد . پرپر شد و سیل اندوهش همه ما را برد،
خصوصا من، بزرگترین نوه اش .
غم نبودنش به قدری سنگین است که توان نوشتن به قلم نیست،
نقطه ای
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


دریافت
 
شعر : رضا کاظمی #اردبیلی 
#محاوره ای
 
#آتا
 
اوجالیب عَرشَه ده چاتسون 
بیل   سَنَه    سُلطاندی    آتا 
قَدرینی   بیل    نَقَدَر     وار 
چوخونا       پُنهاندی      آتا 
  
نَقَدر    جانیندا    جان   وار 
دالوندا    بیر    داغدی    آتا 
چالیشار سَن نن  اوتور  بیل
نَقَدَر    کی    ساغدی      آتا 
 
اَرزیشین   سالما   یئره  سَن 
چون   ائوینده   خاندی   آتا 
اونا  سَن   وِرگی نَن   ارزش 
هَر     اِئولَرَه     جاندی    آتا 
 
اوخشادیب باغچییه ب
شعر : رضا کاظمی #اردبیلی 
#محاوره ای
#آتا
اوجالیب عَرشَه ده چاتسون 
بیل   سَنَه    سُلطاندی    آتا 
قَدرینی   بیل    نَقَدَر     وار 
چوخونا       پُنهاندی      آتا 
  
نَقَدر    جانیندا    جان   وار 
دالوندا    بیر    داغدی    آتا 
چالیشار سَن نن  اوتور  بیل
نَقَدَر    کی    ساغدی      آتا 
 
اَرزیشین   سالما   یئره  سَن 
چون   ائوینده   خاندی   آتا 
اونا  سَن   وِرگی نَن   ارزش 
هَر     اِئولَرَه     جاندی    آتا 
اوخشادیب باغچییه باخسو
سلام.امشب اومدیم خونه دادا.اینجا می خوابیم که مواظب خونه و بزها باشیم.این خونه با آدم حرف میزنه.خاطره میگه از آدما.گاهی تولد و شادی به رخ میکشه و گاهی نبودن ‌ها رو به رخم میکشه.خاطرات ۲۱شهریور سال نود.خیلی روشن و واضح تو ذهنم میان.ترسناکه اینجا راستش همیشه ترسناک بود حیاط خیلی بزرگش و الان با حرفایی که زندایی گفته درمورد جن و اینا برا هممون ترسناک تر شده.پنجشنبه تولدم بود.۲۳ ساله شدم.الان ۲۳ سال و سه روزمه حدودا.خواهرم به خالم گفته بود ک
یه روز که با اقای میلادی دبیر تولید محتوا کلاس داشتیم یهو اومد کلاس و گفت چند مسله برنامه نویسی میده تا ما کداش رو بنویسیم من برنامه نویسیم خوب بود اما خوب کلاس دهم بودم و در حد ابتدایی بلد بود خلاصه یه مسله که دادا زنگ خورد تربیت بدنی ها نمایش داشتن همه رفتن نگاه کنن منم موندم و مسله رو حل کردم مغزم دیگه ارور میداد وقتی حلش کردم ذوق مرگ شدم که میلادی دیگه کلاس های پسرانه رو به رخمون نمیکشه وقتی رفتم کلاس جزوه رو دادم دستش و نشستم که دخترا گفتن
شعر : رضا کاظمی #اردبیلی 
#محاوره ای
#حسادت
گور نَقَدَر  چونوب  زامان 
آبیر    قالمییب     اصلانا
بی عیدَه تولکی   آبرسین
توکوب دو  قویمیوب قالا
زَمانَه   بیر    زَمانَه    دور 
چوخدو اوردا  حسود آدام
فی    وِرمَه    سوزلَرینه
هورسَه دال دا  حسود آدام
چوخ  قارغالار  قارتال لارا 
دال دادا خَط  نیشان چَ
یاخین  ناشان  دا  سَن اونا 
گورورسَن  هِچ قارتال دَگیر
چوخ لو    تولکولَر    تانیام 
اوزون   اصلانا   تای   توتار
اوردا   بوردا   
ایمان نامی رو داشتیم کارشناسی که همیشه بود. عذر میخوام به خاطر این صراحت بیان ولی هروقت میخوام ایمان رو توصیف کنم نمیتونم به عنوان اولین و مهمترین ویژگی بارزش این رو عنوان نکنم. این بشر همیشه رها و عریان تردد میکرد و ما هم روزی هزار بار  سجده شکر به جا میاوریدیم که اون یه قلم پوشش رو رعایت میکرد و مارو بیشتر از این عذاب نمیداد . پسر عجیبی بود. یه جور کولی خوابگاهی بود. خودش یه اتاق دونفره داشت ولی نمیدونم چرا همش اتاق ما پلاس بود و وقتی خیلی
زهرای بابا سلام
 
سومین سالگرد تولدت مبارک. اگر اینجا پیش ما می بودی امروز صبح 3 ساله می شدی. سه سال می شد که شادی می بخشیدی به خانه ما ولی حیف.  یک سال بیشتر نتوانستیم با همه کوتاهی ما برایت جشن بگیریم و خدا همه برنامه های ما را نقش برآب کرد. دو سالگرد است که دلمان برایت می تپد اما  کنارمان نیستی.  اگر می بودی چه می شد؟! خانه مان پر نور می شد و "دادا" چه شادیها نمی کرد. چه جفت هم بودید و همه کمبودهای هم را جبران می کردید. چند شب پیش فیلم های تو و "دادا
چرا بعضی وقتا بعضیا فکر میکنن من باید همه چی رو بدونم؟! از همه چی با خبر باشم:// با چی طرفی اخه:// به خدا ادمم! چرا باید بدونم؟ خودت اصلا چرا نمیدونی:// والااع :/ چه توقعاتی دارن بعضیا:/
 
ده روز دیگه تولدمه:((( خیلی غم انگیزه.
از روز تولدم بدم میاد.
چقدر دلم میخواد الان چرت بگم
ابجیم بچشو اورده (خودش گفت بچمو به فرزند خوندگی بگیرید)خونمون نیومده تو داره بدو بدو طوطی طوطی میخونه:// خفه شو کن عشقم:))دوباره از اون دادا میزنم تا وقتی ابجیم برگرده سکوت اختیا
رمان شرکت عشقدانلود رمان شرکت عشق اثر بیتا منصوری با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش و لینک مستقیم
سوگند به اسم تو ذکرت نشد جدا از من ، گرفت دست تو را پس چرا خدا از من ، چنان بسوی تو با سر دویدم‌ از سر شوق ، که روی برف نماندست ردپا از من ، منم آن دختر از دیار غم ، منم آن کسی که غم خورد و غم خوار بود ، منم منم منم تنها منم ، تنها یاری رسان خود منم ، خدایا دوستش داشتم چرا گرفتی دستش را از دست من ، خدایا من هنوز دوستش دارم برگردانش …
خلاص
دانلود آهنگ زندونی از داریوش نگاهی به ناجی شرکت کردم، کسی که خیلی وقت بود بهش اعتماد کامل داشتم، کسی که چندین سال بود شرکتو اداره میکرد، کسی که شرکتو اون زمانی که در مرز ورشکستگی بود نجات داد: خوبم ممنون. شهاب نگاهی به صورتم کرد: خونه می موندی یکم استراحت می کردی. توجه همه جانبشو دوست داشتم، دستی به شونش زدم: گفتم که خوبم. نا مطمئن بهم چشم دوخت و سری ت داد: یه سری پیشنهاد جدید داریم، پرونده هاشونو گذاشتم توی اتاقت تونستی یه نگاهی بهش بنداز.
هیچکدومشون برام معنی نداره . عید ؟  حالا هر عیدی باشه . تجمع و خوشحالی بابت این روزها و ایام کلیشه ای اصلا برام جذابیتی نداره . دور هم بودن . خانواده . اقوام . فامیل . که چی بشه آخرش . که وقت تلف بشه یا این که فکر کنیم مثلا سال نو شده ؟ مگه نمیشه هر روز سالو خوش بود ؟ دور هم بود ؟ همش تکرار تکرار تکرار . تنها خوبی که تعطیلات داره اینه رفقای صمیمیم هستن و میشه 24 ساعت رو بدور همه آدما دور از شهر لعنتی بریم بیرون جایی جز خودمون 4 نفر هیچکی نیست .
دیـروز سـر صـف مـدرسه یـا در کـلاس
اینـجور شعـرهـایی یـاد بچـه هامون میــدادن.
 
کـودک ایــرانی و مـسلمان هسـتماز اذان مـسجد شـاد و خنــدان هـستم
لحـظه خــوب نـماز بـاز از راه رســیدنــور ایـمان بـه خـدا تـوی قلــبم تاپـید
شـده ام تـازه و پــاک بــاز از آب وضــومثــل غنچــه زیــبا مثــل گـل ها خوشـبو
.
اما امروزه چه بالایی سر آموزش بچه هایمان آمده که
سر و کار اهل عَلمش با این اراجیف شده است
 
بـدو بـدو بـگیـر کمـرو هـی قَـر بـیا
بـیــا ق
صبح یک روز شهریوری از خواب برمی خیزی. اولین کار گوشی ات را که کنار بالشت گذاشته ای چک می کنی. می بینی موجی فضای اینستاگرام را فراگرفته. موجی از جنس #دختر_آبی! حسرت می خوری و خودت را لعنت میکنی و همکار فلان فلان شده ات را که چرا دیروز تو را سر دیگ نذری برده که عکس بیندازی. آیا یک عکس با لباس مشکی پای دیگ نذری لایک بیشتری می خورد یا موج سواری روی هشتگ دختر آبی؟ سریع دست به کار می شویایرانم تسلیت.نه نه.عنوان خوبی نیست.ن میهنم تسلیت. این یکی هم نم
رمان شرکت عشق
 
دانلود رمان شرکت عشق اثر بیتا منصوری با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش و لینک مستقیم
سوگند به اسم تو ذکرت نشد جدا از من ، گرفت دست تو را پس چرا خدا از من ، چنان بسوی تو با سر دویدم‌ از سر شوق ، که روی برف نماندست ردپا از من ، منم آن دختر از دیار غم ، منم آن کسی که غم خورد و غم خوار بود ، منم منم منم تنها منم ، تنها یاری رسان خود منم ، خدایا دوستش داشتم چرا گرفتی دستش را از دست من ، خدایا من هنوز دوستش دارم برگردان
متون
آبی رنگ ترجمه آقای دشتی، از نهج البلاغه است؛ و قسمت به قسمت آنچه به اقتصاد و
توسعه مربوطه بوده است شامل ت های اقتصادی، نظارت، شیوه و سبک زندگی امیر (رهبر)
و مردم و. . برخی مطالب داستانی و روایی در متون قرمز از شرح استاد مکارم شیرازی
گرفته شده است. برخی توضیحاتم را در خلال متن و برخی را در پایان هر قسمت گفته ام.

نامه
به فرماندار بصره، عثمان بن حنیف انصارى که دعوت مهمانى سرمایه دارى از مردم بصره
را پذیرفته بود:
ضرورت ساده زیستى کارگزارا
دیروز سر پول تو جیبی باز با بابا بحثم شد.بحث که نه.در کمال ادب و متانت ازش پرسیدم اتفاق خاصی افتاده که پول توجیبی نمیدن بهم؟ گفتم اگه جریمه ای محرومیتی چیزی درکاره حداقل بگید که بدونم روم تاثیر بذاره:/ 
گفت جریمه؟! نه فقط میخوام‌پس از انداز کردن یاد بگیری؛)
گفتن یعنی چی بابامنکه دیگه خیلی وقته ولخرجی نمی کنم.بعد از اون بی پولی دیگه اصلا اون آدم سابق نمیشم:/
گفت خداروشکر،ولی میخوام مطمئن شم مدیریت منابع رو قشنگ یاد گرفتی.
گفتم بعد تا کی طول
=================
ملت گلوب جانه ایکی حقّه بازیدن
دین سیزیئر آلمادان او ایمانسیز پیازیدن
ایرانلییا زرده یوخدور وفالری
حامی  اولا للا  اما بولار بی نیازیدن
 
ایرانلی دور اکن بولاری پرورش وئرن
بیگانه لر دی اما الان خیرینی گورن
یوخدور بوگون ملت حقّین بو لوب دئین
کیمدور بونقشه نی بو گون ایرانیلیا چکوب    
لعنت اولار ا  تخمه کینی اولاراکوب
 
یانسون یاغین ایچنده کل اولسون گوروم سوغان
یو خسو للاری ایله مه سون بیله باغریقان
دو لتلینین کبابینه زینت اولار
نمی دانم قبلا گفته ام یا نه. ولی میل
به سفر از همان بچگی – شاید حتی خیلی قبل تر از آن نقشه جغرافیای نصب شده بر دیوار
کلاس درس که ساعت ها وقت استراحت من به خیره شدن به آن می گذشت- در من وجود داشت و
می دانید علارغم همه چیزهایی که می شنویم از حسن کودکی و دنیای آسوده اش، به نظر
من بزرگسالی خیلی خیلی چیز بهتری است. سن و سال من دیگر زمان رویا بافی نیست. یا
شاید رویاها تغییر نام دادند و شدند "هدف" و من علی الخصوص در این چند
ماه اخیر خودم را محق دانستم که از
زهرای بابا سلام
امروز هم هجدهم ماه است که آمد.روزی که هر ماه می آید و یادآوررفتنت می شود. امروز درست یک سال و 3 ماه است که از پیش ما رفته ای. رفته ای و انگار نه انگار که زمانی بودی و خیلی دوستت داشتیم و داریم. انگار فراموشمان کرده ای! شاید هم نه. می دانم پارسال در خواب عمو چه گفته ای. حتی امروز که عکس و فیلمت را با "ماما" داشتیم نگاه می کردیم صدایت را شنیدیم. شاید هم صدای بچه ای بود که این قدر شبیه صدایت بود! نمی دانم.
آخرین باری که آمدیم سر خاکت  دیدم
موتورسیکلت تریل روان مدل QM200 سال 1398 قیمت محصول : 31430000 تومانبرند : Miscellaneousبرای خرید و مشاهده محصول کلیک نمایید.   برای خرید و مشاهده محصول کلیک نمایید. تصاویر بیشتر برای خرید و مشاهده محصول کلیک نمایید.   تصاویر بیشتر برای موتورسیکلت تریل روان مدل QM200 سال 1398گزارش شدگزارش تصاویراز بازخورد شما متشکریم. گزارش یک تصویر دیگرلطفاًً تصویر توهین آمیز را گزارش دهید. لغوتمام(function(){var a=document.querySelector("#taw"),b=document.querySelector("#topstuff");if(a&&!a.clientHeight&&b&&!b.clientHeight)for(v
 




















مبدل آنالوگ به دیجیتال









اگر به PORTA.0  تا  PORTA.7  نگاه کرده باشید کنارشون یه کلماتی هست : ADC0 تا ADC7 که با
استفاده از این پورت( PORTA ) میتونیم
سیگنال آنالوگ رو دیجیتال کنیم.
وقفه در AVR
توجه مهم : وقفه به معنی تاخیر زمانی نیست.
بزارید با یه مثال توضیح بدم ، مثال : ما میخایم یه LED   رو با یه کلید روشن و خاموش کنیم ؟
1) روش سرکشی (Polling)ما تو تابع MAIN   میایم و میگیم هر موقع که ما کلید رو زدیم فلان پایه ی میکرو فعال شد (یا همون 1
دانلود آهنگ هنرمند حسین صفامنش بنام بیله بگریم»
آهنگ با کیفیت 320 (عالی) و 128 (خوب)
بهمراه متن کامل آهنگ
آهنگ غمگین تقدیم به زله زدگان استان کرمانشاه
دی به‌شم دریاس خه‌لات مه‌جنون
یه‌‌ی شه‌و خه‌م هات و چو کوور ره‌مانه‌م
چو شاخ ئه‌رجن بی ده‌نگ چه‌مانه‌م 
باوان بار کرد و له‌یل وه سه‌رگه‌ردان
رو ناو بیاوان وه باوان سه‌ردان 
( متن کامل این آهنگ در ادامه مطلب )
Web results



دانلود آهنگ بیلا بگریم از حسین صفامنش | غمگین - موزیک کردی

Translate this pag
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها