نتایج جستجو برای عبارت :

اون دیگه نمیتونه با عکسای حریصم کنه اون دیگه نمیتونه بره رو مخو بازی کنه با کلمات

دستش مشت میشه رو قلبش و با تعلل از جاش بلند میشه تا از حالت دراز کش در بیاد  و صدای استخوان های خشک شده شو میشنوه.  لابد با خودش فکر میکنه الان آنقدر درب و داغونم پنجاه شصت سال ديگه چی میشم پس . اصلا زنده ام ؟! کسی چه میدونه .سنگینی سایه ای رو حس میکنه روی خودش . شاید سایه ی نحس سیاهی . هنوز دستش رو قلبش مشت شده و با دست دیگش به تخت تکیه داده . نه نميتونه !  تکیه گاه شو بهم زد محکم رها شد روی تخت . آوار شد نميتونه ديگه . انگار واقعا نمیت
آخرین کلمات یک الکتریسین : خوب حالا روشنش کن…

آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر می‌کنی توی این غارچیه؟

آخرین کلمات یک بند‌باز: نمی‌دونم چرا چشمام سیاهی میره…

آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بی‌خطره؟

آخرین کلمات یک پزشک: راستش تشخیص اولیه‌ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه…

آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، ديگه گلوله نداره

آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیرکرد…

آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع
آخرین کلمات یک الکتریسین : خوب حالا روشنش کن…

آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر می‌کنی توی این غارچیه؟

آخرین کلمات یک بند‌باز: نمی‌دونم چرا چشمام سیاهی میره…

آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بی‌خطره؟

آخرین کلمات یک پزشک: راستش تشخیص اولیه‌ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه…

آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، ديگه گلوله نداره

آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیرکرد…

آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع
خیلی عجیبه که اون همه حس خوب  از بین رفته باشه:)  اینو امشب متوجه شدم.:)نمیدونم اون لحظه به چی فکر میکرد ولی من به متن بالا فکر میکردم.:)+عجیب دلم یه ادم واقعی میخواد كه ساعتها بشینه كنارم و باهاش حرف بزنم فقط.ديگه اینجا نوشتن حالم خوب نمیكنه.نمیدونم چرا.دلم یه ادم واقعی میخواد.میام اینجا كلی تایپ میكنم یه بار میخونمش پشیمون میشم و همه رو حذف میكنم.ديگه اون حس خوب ندارم بهش.حس میکنم پر از حرفم.مثل وقتاییم كه بغض میكنم ولی گریه نه.تك تك
چرا امروزه ادم هایی هستند كه  كمك و مهربانی را حماقت فرض كرده  و نمكدان میشكونن شاید بر میگرده به تربیت های امروزه نسل جوان ما چرا اراباطات و احترام ها و گذشت و مهربونی های قدیمی بهتر بوده چرا خانواده تحت هرشرایطی نميتونه پشت هم باشن 
من اصن از کاری که کردم پشیمون نیستم فقط دلم گرفته خیلیم زیاد انقد که اولش میگرنم عود کرد زد بالا  بعد هی به پروپای ع پیچیدم حس کردم شاید اون مثه همیشه بتونه حالمو درک کنه یا خوب کنه دیدم نه اونم نميتونه اصن حس میکنم فعلا هیچی نميتونه .  
فرقی نمیکنه  چه آیین و مذهبی داشته باشیم ، فرقی نمیکنه آدم معتقدی باشیم یا نه،  گاهی وقتا یه شرایطی واسمون  پیش میاد که ديگه هیچکسی رو نداریم به جز خودِ خدا!یه وقتایی توی سختیا از هر طرف که نگاه کنیم، هیچکسی دور و برمون نیست تا هزار فرسخی، حتی  اگه  کسی هم باشه  کاری از دستش واسمون  برنمیاد.فرقی نمی کنه گمشدمون  چی و کی باشه،عشق،آبرو،آرزوهای قدیمی،حیاتِ یه عزیز،سلامتیش،سلامتیمون  یا حتی آبی که میگن اگه از جو بره ديگه نمیشه برش گردوند.ی
بعضی وقتا یه اتفاقایی می‌افته که بعدش ديگه هیچی مثل قبل نمیشه.
مثل یه گسل بزرگ بعد از زله. مثل سوختن یه جنگل، مثل شکستن یه سد و سیلی که هست و نیست آدمی را با خودش ببره. این وقتا به خودت میای و میبینی هیچی برات نمونده الا یه احساس سوزش شدید توی قفسه سینه‌ت، احساسی مثل جای دشنه در قلب، اون هم از عزیزترین کس.
اینجور وقتا کمر آدم می‌شکنه ديگه نميتونه رو پاش وایسه. 
قبلا زیاد به خودكشی فكر میكردم ولی همیشه تهش به این فكر میكردم اگه یبار زنده بمونم چه طوری تو صورت پدرومادرم نگاه كنم الان ديگه به تهش فكر نمیكنم الان با همه وجودم میخوامش حتی یه دلیل پیدا نمیكنم واسه بیشتر زندگی كردن با همه وجودم دلم میخواد بمیرم جهنم خدا رو ترجیح میدم به زندگی روی زمینم :)پوچمافسردمخستمبی هدفمهیچكس منو نمیخواد حتی پدرومادرماحساس ضعف میكنم احساس بی كسی دلم میخوادبرم یه جا روی بلندی وایسم داد بزنم به خدا بگم چرا من باید ز
اگر بنگریم که در آغاز هیچ نبوده و همه چیز با کلمات آغاز شده است، میبینیم که این واژه ها هستند که هستی بیکران را، کائنات را و عالم و آدم را بازنمایی میکنند. دانش بشر در باره هرچه هست با کلمات نضج میگیرد و از کلمات سر بر می آورد با کلمات مبادله میشود.
 این کلمات هستند که که امور عالم و آدم را از کتمِ نهفتگیِ پوشیدگی و در پرده بودگی فرا می خوانند بر آفتاب می افکنند و موضوع آگاهی و تأمل و تفکر ما ما میکنند.
هر چه کلمات نسبت و قرابیت بیشتری با امور و ا
۷ میلیارد ادم روی کره ی زمین هست.وسط این همه من باید با بیشعور ترین و نمک به حروم ترین ادما دوست باشم.خیلی وقته میدونم یکی ديگه از دوستی هام تموم شده س اما امروز ديگه تصمیم گرفتم شمشیر رو از رو ببندم و واقعا تمومش کنم!این روزا واقعا هیچ نوعی از روابط اجتماعی نميتونه روحم رو کنه!اکثر ادمای اطرافم مدام دارن نا امیدم میکنن و خب،منم بدون اینکه بهشون بگم کنار میذارمشون.به همین سادگی
یه شب مزخرف ديگه. چندتا حرف که باهاش میگه یه دختر نابود کرد بگید میخوام ببینم چیز ديگه مونده؟ من ديگه تموم شدم نمیتونم با کلمات بگم حالمو نمیتونم توصیف کنم چه حسی دارم نه مرگه نه آسایش نه خورد شدن یه حس گه که از آدمایی که با محبت باهاشون سر کردی بهت رسیده.امشب هیچ وقت یادم نمیره هیچ وقت.
كاملا پاری رو از زندگیم پاك كردم دیروز استوریمو ریپلای كرد نوشت امیدوارم مثه دوستای ديگه نشه منم گفتم ما اوكیم اونم گفت من با دوستام عالیم
كاملا پاری رو از زندگیم پاك كردم دیروز استوریمو ریپلای كرد نوشت امیدوارم مثه دوستای ديگه نشه منم گفتم ما اوكیم اونم گفت من با دوستام عالیم
.
امشب بعد مدتها رفتم اونجا :) نمیدونم چرا ولی محیطش به شدت دلگیر شده بود شاید به خاطر درخت نارنج بزرگ و سرسبز وسط حیاط بود كه گرمای افتاب كاملا  سوخته بودش و كج شده بود.یا به خاطر ساكت بودن اون خونه بود.شایدم به خاطر بازسازی های اخیرش بود كه ديگه حس و حال اون روزهای بچگیمونو نداشت :) بچه كه بودم همیشه ارزوم بود زودتر  عصر پنجشنبه بشه و بریم اونجا و تو حیاطش خاك بازی كنم یا با سنگ های خوشگلی كه اون حیاط داشت خونه درست كنم :) وقتایی كه میرفتم اونج
یکی بود یکی نبود
یه پسر بود که زندگی ساده و معمولی داشت
اصلا نمیدونست عشق چیه عاشق به کی میگن
تا حالا هم هیچکس رو بیشتر از خودش دوست نداشته بود
و هرکی رو هم که میدید داره به خاطر عشقش گریه میکنه بهش میخندید
هرکی که میومد بهش میگفت من یکی رو دوست دارم بهش میگفت دوست داشتن و عاشقی
مال تو کتاب ها و فیلم هاست
روز ها گذشت و گذشت تا اینکه یه شب سرد زمستونی
 
توی یه خیابون خلوت و تاریک
داشت واسه خودش راه میرفت که
یه دختری اومد و از کنارش رد شدپسر قص
این کلید در برو هرچی ام دلت می‌خواد ببر
وقتی‌ عشق میمیره بین دو نفر
باید رفت اما بی‌ خبر
همه چی‌ تموم تا اینجاشم زیادی آوردی دووم
آرامشم مهمتره از آبروم
میگذرم این بارم از آرزوم .
فقط قول بده ديگه به این رابطه
اصراری نداشته باشی‌
اگه منو دیدی یه جا باهام
کاری نداشته باشی‌
فقط قول بده یادت نره که این جدا شدن خواسته خودته
دلمو جا نذار کادوی تولدته
این خط و نشون میوفته هواش از سر هر دومون سر قولی که به خودت دادی بمون
نسوزه ديگه دلت به حالمون
دلم میخواد زودی عصر بشه برم پیش هنرجوم. 
یدونه هنرجوی 15 ساله گیرم اومده. 5جلسه س دارم باهاش کار میکنم ولی هنوز نميتونه خوب سایه بزنه.
اصلا تو عمرش سایه نزده. فقط واسه خودش طراحی کرده. چیزای رنگی که اصلا کار نکرده.
منم فعلا دارم روی سایه زدنش کار میکنم. فشار دستش همیشه برعکسه. جایی که باید تیره کنه روشن میزنه و جایی که باید روشن بزنه رو تیره میکنه!
خودش میگه چون از اشیاء بیجان خوشش نمیاد نميتونه خوب کار کنه. از این جلسه ديگه اشیاء رو میذارم کنار ب
دلم میخواد زودی عصر بشه برم پیش هنرجوم. 
یدونه هنرجوی 15 ساله گیرم اومده. 5جلسه س دارم باهاش کار میکنم ولی هنوز نميتونه خوب سایه بزنه.
اصلا تو عمرش سایه نزده. فقط واسه خودش طراحی کرده. چیزای رنگی که اصلا کار نکرده.
منم فعلا دارم روی سایه زدنش کار میکنم. فشار دستش همیشه برعکسه. جایی که باید تیره کنه روشن میزنه و جایی که باید روشن بزنه رو تیره میکنه!
خودش میگه چون از اشیاء بیجان خوشش نمیاد نميتونه خوب کار کنه. از این جلسه ديگه اشیاء رو میذارم کنار ب
یادمه یكی بهم میگفت تو خیلی صبوری هر كی ديگه ای بود اینطوری ریكشن نشون نمیداد یادمه همون ادم كاری كرد كه خرد شدم اما بازم صبور بودم مثه خودش نتونستم رفتار كنم یادمه وقتی عذر خواهی كرد ازم بابت هر چیزی كه سرم اورده بود وقتی منتظر كلمه ی بخشیدم بود حرفی نزدم تنها ادمی كه هنوز نبخشیدم همون ادمه ادم كینه ای نیستم ولی نمیتونم ببخشمش یادمه ی نَفَر ديگه هم میگفت هر اتفاقی كه بیوفته من فقط تو رو باور دارم یادمه اونم گذاشتو رفت باورت نداشت به من همون
نمیدونم چی شد که سر از بازار در اوردیم با دوستم.بدون اینکه یک قرون پول ته کیف هامون باشهالکی الکی.چقدر شلوغ بود.کیف ها و کفش ها و لوازم تحریرها و بچه هایی که داشتن خرید میکردن رو  که میدید کلی ذوق میکرد! برعکس من! حس بد خرید های اول مهر برام تداعی میشداومدیم خونه کلی حرف زدیم.وسط حرفم یکی کوبید تو بازوم میگه تو میدونی چند سال گذشته؟ چرا تاحالا این حرفارو بهم نگفته بودی! گفتم ادم که از خریتش حرف نمیزنه! میزنه؟ همیشه همین بودم.از اول اول
گاهى حتى یك متر مربع تو این دنیاى بزرگ گوشه ى دنج تو نیست یه جایى كه متعلق به خودت باشه و درونش آرامش و آزادى داشته باشى انگار فقط یه نفسى میره و میاد با یه سرى مواردى كه بر حسب وظیفه و مسئولیت انجام میدى درست مثل یه ربات!!حتى تو بدنت هم آزاد نیستى ! عضله هاى منقبض و دندان هاى به هم فشردهبا اشك هایى كه گاه و بیگاه از چشمانت جاریه و ته مونده ى رویاهاتن ! الان اصلا با مشكل كسى ديگه نمیخوام كار داشته باشم نمى خوام فكر كنم خب فلانى چى بگه كه بیمار سر
دستم را زدم زیر چانه و محو تماشای خواهرزاده ی هفده ساله ام و پدرش شدم که با هم گرم گرفته بودند، درست مثل دو رفیق، دو دوست، بدون هیچ حصاری، یکی این میگفت و یکی اون، کلمات به راحتی بینشون رد و بدل میشدن، مثل یه بازی پینگ پنگ بدون امتیاز که لذت میبری از تماشای مهارت دو طرف . شاید نیم ساعتی همینطور با هم حرف زدند . با خودم فکر کردم آخرین باری که اینطور با پدرم حرف زدم کی بوده؟ چیزی به ذهنم نرسید. اصلا روزی بوده ؟ باز هم چیزی به ذهنم نرسید. شروع کردم به
٢٥ روز از سربازیم مونده و میدونم مه ده روز مرخصی رو ختما طلب دارم و از باقیش مطمئن نیستم یعنی اما و اگر داره در كل هیچ چیز سربازی سخت نیست نه رفت و اومد ها و نه صبح بیدار شدن ها و نه حتی فكر كردن به ٢١ ماه عمری كه بیهوده تلف میشه بدترین چیز سربازی تو مخ رفتنها هست اینكه هیچ چیز قطعیت نداره ، همه تاكید میكنم همه توی پادگان ممكنه به سادگی اب خوردن بزنن زیر قول و قرارشون اینكه اگر اشنا پارتی نداشته باشی تقریبا بی ارزش ترین موجود توی یك پادگانی
حالم گرفته ستنهام و وسط كار یاد گذشته میفتم.آهنگ بارون شهره رو كه گوش دادم ديگه بغضم تركید.به یاد بابااز قاب عكسی كه روی دیوارهچند وقته نرفتم پیش بابا،طالقان بودم یا كیش .نرفتم سر مزار بابا،خیرات هم نكردم یه ذره دستم خالی بوده و پول بابا سهم بچه ها رو هم بردم توی بورس و هممون خالی هستیم.یاد قناری و اردكی كه بابا نگه میداشت افتادم.قناری مال بهروز بود و اردك مال بهراد اما بابا مواظبشون بود و اردك رو زیرزمین میذاشت و قناری هم حیاط بالای
نمیدونم چندمیه. ولی شاید دهمین دوازده ساعتی باشه که دارم مداوم کار میکنم.
قراره تا چند روز ديگه این عذاب تموم بشه.
پیشنهادهای کاری بهتر و بهتر هر روز میان سراغ آدم و آدم هِی نميتونه بهشون نه بگه. برای همینه حتی فرصت ده دیقه استراحت رو هم از آدم میگیرن.
 
با سلام.
در این فیلم نحوه اصلاح ابعاد ستونها در سیف رو ملاحظه میکنید. ابعاد ستونهای فی بعد از وارد شدن به سیف صفر هستند. بنابراین سیف نميتونه تنش پانچ اونها رو محاسبه کنه. نرم افزار من هم نميتونه این تنش رو محاسبه کنه. با انجام این کاری که در ویدئو میبینید میتونید به راحتی پانچ ستونهای فی رو هم محاسبه کنید:
 
مشاهده در یوتیوب
سلام خدامونخدای ما،خوبی خوشحالی اون بالایی اون بالاهمه چی كوچیكن نه؟!من بقیه مشكلات ارزوها بدیا دل ادما .همه چی كوچیكه .دلم واسه توام تنگ شده توچی.توام بین اینهمه خوب دلت وأس منه بدتنگ میشه.برااون دختركوچیك بادردای بزرگ ،برادلم كه ارزوهاش شدحسرت ابدیش.فداسرمون خدامون.وقتی ب صلاحم نیست وقتی قدرتشوندارم دنیاتوبه هم بریزم وقتی من هنوزیه دختركوچولوامچاره ی ديگه ای هم دارم؟!خداچرااینهمه ازت سوال دارم خدااینجاتنهاجاییه كه حرفام سانسورنم
× حاضر نیستم ديگه تلاش کنم! برای دکتری. اینکه هر سال با یه رتبه ی خوب دعوت به مصاحبه نمیشم داغونم کرده. لعنتیا، لعنتیا، لعنتیا
×× کم نمیشه، غمم رو میگم، از چهارشنبه تا همین الان بغض دارم، بی اختیار گریه ام میگیره، هیچ فکری هم نميتونه آرومم کنه. من یک دختر سی و یک ساله ی عاشق گیاهشناسی ام. چه کنم؟
یه روزی به خودت میای و میبینی روی یه روال مضحک افتادی
روز به روز داره به سنت اضافه میشه نه راهی رو به جلو داری نه راه فرار
همه دنیا روی سرت خراب میشه 
دانشگاه - کار - خانواده - ادما -جامعه - دولت 
همه ی اینا تورو میبره به سمت یه افسردگی بی پایان 
یه ناامیدی احمقانه که مثل یه سم کشنده توی رگات جریان پیدا کرده 
هر روز کم کم تورو به سمت مرگ میبره 
هرچند روحت داره نفسا اخرشو میکشه 
آخرین نفساش رو با انتظار میکشه 
انتظار برای یه معجزه 
یه تغییر عظیم 
ی
یاد چند شب پیش افتادم که قرص خوردم  عکسش تو اینستا استوری کردم 
یه چیزی فهمیدم که دارویی که میخورم با کسی که سابقه خودکشی و خودزنی داشت و همه جای دستاش پر جای تیغ و چاقو بود یکیه  
من از دردم گفتم اون جواب داد " اوه نه من اینجور نبودم"
اون از درداش گفت من جواب دادم " وای" 
درد دوتامون اضطراب و نگرانی و .‌ امروز داشتم به یه چیزی فکر میکردم (ترجیح میدم نگم تا برام دست نگیرن و بعدها بگن هااان تو که میگفتی فلان پس حالا چیشد؟)  ديگه واقعا امیدی به خو
یاد چند شب پیش افتادم که قرص خوردم  عکسش تو اینستا استوری کردم 
یه چیزی فهمیدم که دارویی که میخورم با کسی که سابقه خودکشی و خودزنی داشت و همه جای دستاش پر جای تیغ و چاقو بود یکیه  
من از دردم گفتم اون جواب داد " اوه نه من اینجور نبودم"
اون از درداش گفت من جواب دادم " وای" 
درد دوتامون اضطراب و نگرانی و .‌ امروز داشتم به یه چیزی فکر میکردم (ترجیح میدم نگم تا برام دست نگیرن و بعدها بگن هااان تو که میگفتی فلان پس حالا چیشد؟)  ديگه واقعا امیدی به خو
بچگیام آروم و گوشه گیر بودم، جایی میرفتم مهمونی ساکت یه گوشه می‌نشستم وبه بازی کردن بقیه نگاه میکردم و منتظر بودم یکی از بچه ها بگه که باهاشون بازی کنم یا اینکه مامانم اجازه بده تا برم و باهاشون بازی کنم ، اما بیشتر وقتا این اتفاق نمی افتاد و بچه و مامانم اینقد سرگرم صحبت و بازی بودن که من رو یادشون میرفت. این بود که همیشه تو حسرت اون لحظه بودم حتی اگه جایی ديگه هم بازی می‌کردم بازم فکرم تو موقعیت قبلی بود و حسرت میخوردم. الان که بزرگ شدم هم ه
نمیدونم براتون پیش اومده یا نه ؟!
یه وقتایی هست که هیچ کجا احساس آرامش نمیکنم و اروم نمیگیرم 
دقیقا مثل الان 
هیچ مکان و شخصی نميتونه منو آروم کنه حالم رو خوب کنه 
فکر میکردم دوری از خونه‌ای که بیشتر وقتم رو با پسر تنهایی اونجا سپری میکنم بتونه کلی حالم رو بهتر کنه
اما انگار نه! 
اصلا انگار که دنیا ديگه مال من نیست .
با سلاممرحله دوم تعیین سطح برای تعیین سطح تحمل و بازه درسی و سنجش درصد علاقه و روانشناخت تعلق خواهد بودبه صورت زیر عمل کنید۵ عدد از صفحات مورد علاقه  خودتان از کتاب های فارسی یازدهم،زبان یازدهم،زیست و شیمی یازدهم(رشته تجربی)،فنون و فلسفه و روانشناسی یازدهم(رشته انسانی)،هندسه ۱ و حسابان ۱(رشته ریاضی) و ترسیم فنی و تاریخ هنر ایران و صنایع‌ دستی(رشته هنر) برای ما عکس بگیرید و ارسال کنید و ذیل هر صفحه دلیل علاقه خود به ان صفحه را ذکر نمایید.نکته
مینویسمکهنوشتن مرا در میان کلمات خودم شناور میکندنمیخواهم در بازی کلمات مردم باشمغرق اگر شوم،آنها فقط حرف دارند همچناننه نجات
شآید دام
#خُدایی_نکنیم_بنده_بودن_ما_را_بس#آدمی_به_زبان_خود_مسلط_تَر_است
#نه_فقط_حرف
#هرچه_برای_خودت_میپسندی_به_دیگران_بگو 
#گفتگو_با_وجدان
#اللّٰه اعلم
 
واسه بهراد دنبال كار هستم،هنوز جور نشدهعذاب وجدان دارم،باید توی این سه سال كه بابا فوت شده یه كاری براش میكردم.دو جا كار جور كردم كه یكی 4 ماه و یكی 2 ماه و چند روز سركار بود و بعدش دنبال پولش بدو.هنوز از عروجی پول كاركرد پاییز و زمستون پارسال رو نتونستم بگیرم.سمیر چند جا سپرده.به رضا پروین هم سپردم و هفته پیش كلی باهاش حرف زدم.الان درگیر پایان نامه ش است بهرادزبان رو هم باید دوباره شروع كنه.با قرقی (پرایدمون)میره دانشگاه و میاد.امروز ص
گسپیک.
یک تجربه تازه و هیجان انگیز در دنیای بازی با کلمات 
 
یه بازی فکری حدس کلمه جذاب ، سرگرم کننده و آموزنده که می تونی کلمات رو از روی عکس و حدس زدن حروف اون کلمه پیدا کنی. فرق گسپیک با دیگر  بازیهای اندروید تو سبک حدس کلمه،  تجربه یه سبک جدید در پیدا کردن کلمه است به این صورت که تو این بازی که در اصل یه بازی فکری کلمه سازی به حساب میاد برای حدس کلمات از تصاویر کمک گرفته میشه و با حدس هر حرف تصویر کلمه واضح تر میشه، ديگه اینکه این بازی رو هم
اون موقعه ها تاكسی نوشته های پنجشنبه های سروش صحت ومی زاشتم چند تا از داستاناشو خیلی دوسش داشتم خیلی زیاد اون پیرمرده كه هر چهارشنبه از یه مسیر می رفت تا دختره رو ببینه یا اون كه می خواست بمیره ومی گفت ديگه زمستونو نمی بینه. 
تحقیق کلمات کلیدی چیست؟
همانطور که می دانید مخاطبین هر حوزه کاری کلمات و عباراتی را در گوگل برای رسیدن به هدف اصلی خود جست و جو می کنند که این عبارات و کلمات دقیقا مورد استفاده سئو کارها قرار می گیرد.
برای هر سئوکار یا استراتژیست محتوا دانستن کلمات کلیدی سایت مورد نظری که روی آن کار می کند بسیار مهم است و تحقیق کلمات کلیدی دقیقا جست و جو برای پیدا کردن این کلمات کلیدی ارزشمند و کاربردی است.
این روش ابزارها و متدهای زیادی دارد که در ادامه به آن
جواب آمیرزا – آمیرزا بازی متفاوت ، سرگرم کننده و فوق العاده جذاب در سبک کلمات است که شما را به چالشی بزرگ و شیرین دعوت میکند. هدف بازی پیدا کردن کلمات مورد نظر از بین حروف بهم ریخته شده است در این بین شما باید هوش و ذکاوت خود را در بین بزرگان و میرزاهای عرصه کلمات محک بزنید و اعتبار خود را افزایش دهید ، از میرزا دلاک مشتمالیان گرفته تا میرزا عالم خرمند همه و همه رقیبان سرسختی برای شما خواهند بود.
ادامه مطلب
یه وقتا فکر میکنم به اینکه واقعا چی میخوام؟
چرا هستم؟
کارِ منو کسی ديگه نميتونه انجام بده تو این دنیا؟؟
شده حس کنید یه جایی گیر افتادین؟؟ نه عقب میرین نه جلو میاین!؟
الان بزرگترین آرزوم اینه که بیخیال عالم و آدم باشم
بیخیال هرچی خوب و بده
و فکر میکنم درجا خواهم زد همچنان تا یاد بگیرم واقعا بیخیال باشم
وقتی میدونم از کنترل و اراده ی من خارجه
 
یه وقتا فکر میکنم به اینکه واقعا چی میخوام؟
چرا هستم؟
کارِ منو کسی ديگه نميتونه انجام بده تو این دنیا؟؟
شده حس کنید یه جایی گیر افتادین؟؟ نه عقب میرین نه جلو میاین!؟
الان بزرگترین آرزوم اینه که بیخیال عالم و آدم باشم
بیخیال هرچی خوب و بده
و فکر میکنم درجا خواهم زد همچنان تا یاد بگیرم واقعا بیخیال باشم
وقتی میدونم از کنترل و اراده ی من خارجه
 
ترس از زندگی باهامه.خیلی زیاد.خیلی چیزا عوض شده و من دارم هضمشون میکنم تو خودم.دارم حلشون میکنم.من ديگه نه آدم قبلم نه یه آدم جدید.اساس بی هویتی میکنم.احساس میکنم در سه سال گذشته اصلا وجود نداشتم و نمیخوام دنبال خاطره ای بگردم.دلم به هیچی چیزی ديگه نميتونه خوش باشه.حالم نامساعدشده.راستش دارم فکر میکنم چجوری زندگی کردم این مدت رو؟به امید کی؟وچرا گذاشتم با یه امید که اصلا اسمش امید نیست زندگی کنم؟احساس حماقت برای یک انسان گندترین اساس میتونه
سخته احساس قلبت رو با کلمات بنویسی چون تو احساسش می کنی ولی برای ادمایی که از قلبت خبر ندارن باید توضیح بدی باز سخته نوشته باشی نگران باشی چی فکر می کنن درباره ات هنوز دنده ام اون قدر پهن نشده هر چیزی خواستم بنویسم عواقبش رو هم بپذیرم 
 
فقط می دونم می خوام فقط بنویسم حتی ديگه حرف هم نزنم سکوت کنم و بنویسم چه خوشبختی   توی قلبم لونه می کنه نمی دونم ولی بعدش احساس بدبختی می کنم وقتی ديگه نمی تونم ادامه اش بدم یا از همون نوشته ی خودم بیزارم شبیه ا
نمیتوانم رهایش کنم، چون دوستش دارم دوستش هستم از طرفی هم نامردیه توی این شرایط رهایش کنم از طرف ديگه، جواب دلم رو چی بدم البته به دلم گفتم بچه خوب باشه بشینه سر جاش وگرنه سپیده ای که من میبینم بدجور خواهد شکستش. چند بار که شکسته، از ترسش به دلم گفتم مواظب باشه نمیخوام بیچاره داغون بشه دوباره بعد از چند سال ديگه حوصله دل داغون رو هم ندارم و واقعا نمیدونم داغون بشه چی آرومش میکنههیچی واقعآ سیگار میگار که هیچی بند پ هم هیچه. واقعا چشمم ت
هروقت توی زندگیم پوست اندازی کردم اولین چیزی باهام عوض شد وبلاگم بود حالا نمیخوام پری دریایی نابود کنم فقط میدونم تواین برهه از زندگیم ديگه نميتونه یه پری دریایی باشم که تو اعماق دریا زندگی میکرد وبلاگ جدید زدم کسی خواست ادرسو میدم بهش لطفا کسی خاموش دنبال نکنه (: مرسی
در فوتبال با کامپیوتر بازیکنی که توپ نزدیکش نباشه نميتونه شوت بزنه‎ (درسته؟)
 
در بازی شطرنج خدای میدان شما هستی ولی هر مهره ای را فقط در حدی که آن مهره اقتضا میکند میتوانی حرکت بدهی مثلا نمی‌شود سرباز را بیش از یک خانه حرکت داد یا اسب را جور دیگری غیر از آنچه قواعد شطرنج مشخص کرده است جلو ببری
 
رابطه ما با خدا هم اینگونه است. خدا ما را با اقتضا مختص خودمان آفریده (و همانقدر هم از ما انتظار دارد) و یک قواعدی را هم برای کل جهان آفرینش تعریف کرده
الان که گوشیمو برداشتم دلم میخواست یه پیام داشته باشم اونم از تو .خیلی وقته ديگه تو فقط یه آرزویی شاید یه خیال قشنگ که قرار نیست واقعی بشهچند شب پیش اینقدر مصمم بودم که به تو پیام بدم بدون هیچ فکر و اندیشه ای بدون هیچ تفالی اما دستهام بی حس بود انگار فلج شدم و نمیشد تشون بدم  و همینجور خوابیدم هر چی فکر میکنم یه جای کار مشکل داره چرا نمیشه مثه قبل راحت دل بزنم به دریا بگم هر چه بادا باد مهم اینه من دوسش دارم.عقل و منطقم‌گاهی وقتها این وسط
مرد سالاری نه شاخ داره نه دم.
اینکه یکی باید برای من تصمیم بگیره که با یکی ازدواج کنم
اینکه همیشه من برای برادر و پدرم یک سربارم و اونها موظفن از من مراقبت و نگهداری کنند هر چند من مستقل باشم و شاغل باشم اصلا مهم‌نیست مهم اینه تو با یک مرد فقط میتونی تعریف بشی.
اینکه توی خیابون یک پسر بچه با پررویی تمام به من آزار جنسی میرسونه و من فقط میتونم بزنم زیر گوشش و اگه کسی هم ببینه تقصیر منه که شئونات رعایت نکردم
 اینکه من حق انتخاب برای زندگیم ندارم
سر می خورند واژه ها و روح همین گوشه و کنار، هی بالا و پایین می شود؛ تاریک، روشن،دور، نزدیک. کلمات در ذهن، در کنار هم حرکت می کنند. یکی از دیگری پیشی می گیرد و گاه از آن عقب می ماند. در هم تنیده می شوند و یکدیگر را به بازی می گیرند مثل برگ های بید مجنون در یک عصر گرم و خسته.
کلمات می دوند و می دوند تا به گلو می رسند و درست همان جا، همان لحظه که باید ادا شوند، یک دست محکم انگار بر روی لب ها فشار می آورد. لب ها کمی به درون حرکت می کنند و کلمات را با فشاری
 حال من دست خودم نیست، ديگه آروم نمی‌گیرمدلم از كسی گرفته كه می‌خوام براش بمیرمباز سرنوشت و انتهای آشناییباز لحظه‌های غم‌انگیز جداییباز لحظه‌های ناگزیر دل بریدنبازم آخر راه و حس تلخ نرسیدنپای دنیای تو موندم مثل عاشقای عالمتا منو ببخشی آخر، تا دلت بسوزه كم كممثل آینه روبرومه، حس با تو بودن مندارم از دست تو می‌رم، عاشق كن منو نشكن
.
یکی گوشی زندگیمو ید  نشناختمش ن صداشو نه چشاشو نه موهاشو .بخدا اسمشم نمیدونم بخدااااااااااا نشناختمشبخدااا تا حالا ندیدمش نمیدونم کیه
به من و بچمون گفت حرومزاده
اگه زندگیم بفهمه یکی به بچه ش اینجوری گفته دیوونه میشه بخدااا اوونم شبا ديگه همششش گریه میکنهه 
خداکنه هیچوقت نفهمه کسی به من گفته حرومزاده.بخدا اونم دیوونه میشه بخدا از ناراحتی  اوونم شبا نميتونه بخوابه اگ بفهمه 
بخداااااا زندگیم خیلی رو من حساسه اگ بفهمه کسی به من و ب
اجی_بله_اه دلم نمیخواد بزرگ بشم _چرا _دلم میخواد همش با عروسكام بازی كنم اگه بزرگ بشم نمیتونم_بازی كن تا هر وقت دلت خواست بازی كن اونطوری كه دوس داری رفتار كن _بقیه چیزی نمیگن؟_حرف بقیه هیچوقت مهم نیس هر كاری دوس داری انجام بده اگه بازی با عروسكات خوشحالت میكنه پس بازی كن _باش
میدونی قدیما آدم ها اگه رازی داشتند که نمیخواستن کسی اونو بفهمه،چیکار میکردن؟از یه کوه بالا میرفتن،یه درخت پیدا میکردن،سوراخی توی اون درخت درست میکردن و رازشون رو داخل اون سوراخ نجوا میکردن.بعد با گِل،اون سوراخ رو می پوشوندن؛
این طوری ديگه هیچکس نمیتونست راز اونها را بفهمه.
زمانی،من عاشق زنی شدم.بعد از مدتی،اون رفت.من به 《2046》رفتم.فکر میکردم ممکنه اون،اونجا منتظرم باشه اما اونجا نبود.همیشه با خودم فکر میکنم که اونم منو دوست داشت یا نه؟
راستش میدونی نشنوه 
ولی ديگه لذتی نداره نشنوه ولی میخوام بدجوری بزنمش زمین 
این حرکت رو هنوز کلمه ای که بتون حس غریب و عظیمش رو برسونه نساختن تنها کلمه ای که به ذهنم میره هم ردیف اون اغوا هست 
حرف هایی هست که با ما دفن خواهند شد :) 
چون به هر کی بگی به نظرم صد در صد قاطی میکنه چون نميتونه کاری از دستش بیاد 
بذار تبصره ش رو هم بگم چرا داره یک راه داره که با ما دفن نشه 
و اون ایجاد شرایط و فهم و درک عمیقی هست که بشری که خطا کرده نميتونه مهیا کنه 
بشر
سالها دویدم و غرق ریختم و با همه چیز ساختم ، سالها دل به خیلی چیزها خوش كردم . سالها پیش همه خوش نام بودم و با احترام ديگه هیچ واسم مهم نیست و هیچ ارزویی ندارم جز اینكه این روزها و تا وقتی فرصت هست از غم و غصه مادرم كم كنم دلم میخواد روزای خوش هم ببینه   
بسم الله الرحمن الرحیم
همه ما از دم مشکلات داریم. در این که شکی نیست. هیچ کسی هم نميتونه ادعا کنه که آقا من بی مشکلم. دنیا اینطوریه ديگه.باید باهاش کنار اومد.ولی یک سوال.
ديگه باید تاآخر عمر این همه مشکلو ناراحتی رو تحمل کنیم؟ نمیشه کاری کرد مشکلات همه حل بشن و یک نفسه راحت بکشیم؟
ادامه مطلب
هر آدمی یه موقع وا میده. نه اینکه همه اش محیط هولش میده. خودش ديگه نميتونه متفاوت بودن تحمل کنه. ایا گناه آخرین سربازی با وجود دیدن فداکاری تمام دوستانش باز شمشیرش رو بنداز پایین قابل بخششه؟
دارم وا میرم . چیزی که در پس سالها من رو من کرد داره آب میشه. دردی تا مغز استخوان روحم را پاره پاره میکنه.
کاش یکی که قبولش داشتم بهم میگفتم که چشمه؟
درد نابودیه؟ یا درد یک تولد؟
نمیدانم چرا همیشه با خودم در جنگم. جنگی میان خون و آتش. مگر جنگ بی قربانی میشه
این هفته که گذشت اینقدر استرس داشتم که خوابم نمی برد. بالاخره به سارا پیام دادم چند روز پیش و گفتم که میخوام باهت صحبت کنم. بعد از صحبت فهمیدم که چقدر در حق خودش و خودم ظلم کردم و الان میدونم خودش و خانواده اش از من و خانواده ی من متنفرن و حس انزجار دارن، همه چیزو از دست رفته میبینم. هم شرایط ازدواج ديگه مثل قبل راحت نیست و هم سارا میدونم ديگه منو دوست نداره و بیشتر با بودنم داغ به دلش میذارم تا بخوام خوشحالش کنم. با این حال وقتی به سارا گفتم خانو
تحول و شگفتی در بازی های موبایلی معمولا به ندرت اتفاق می افتد چرا که بسیاری از بازی سازان تلفن های همراه چه برای سیستم عامل های محبوب چه برای سیستم عامل های کم کاربر، بازی هایی را تولید می کنند که قبلا امتحان خود را پس داده باشند و تقریبا به موفقیت رسیدنشان تضمین شده باشد. در این بین اما بازی سازانی نیز هستند که کمتر فعالیت می کنند اما سعی دارند بازی های شگفت انگیزی را وارد مارکت های موبایلی کنند. یکی از این بازی های فوق العاده جذاب بازی قندق
دیدید میگن فحش هرچی رکیک تر دوستی صمیمی تر؟ من این مدلی نیستم اصلا! یعنی وقتهایی ک قرار باشه حرف بد بزنم خودم بیشتر از همه اذیت میشم و واقعا حالم بد میشه!!!مثلا با شقایق ک ديگه میگیم ما هیــــــــــــــچ رودروایسی ای با هم نداریم اصلا تو زبونم نمیچرخه حتی از کلمات کنایه ای استفاده کنم!!!مثلا با زهرا نهایتا تو اوج خنده و اینا بیشور تهشِ!!! مثلا پارسال ک گ**ه نخور 2 بار یهو بش گفتم بعدش واقعا ی جوری شده بودم:/ بیشتر از 2-3 بار پشت سر هم بهش بگم شفته !مع
میگم اگه بچه داشته باشید، و یه مهمون بیاد خونتون که بچه‌ی همسن شما داره؛ و اون بچه با خودش پلی استیشن بیاره. چیکار میکنید؟ بهش اجازه میدید توی خونه‌ی شما بازی کنه در حالی که دلتون نمیخواد برا بچه‌تون بازی کامپیوتری بخرید و میخواید بازی‌های تحرکی کنه؟ 
___
 
امروز اومدیم خونه اون یکی عموم. هنوز یه ساله عروسی کردن و خب زنش طبعاً کم سن و ساله. فک کنم ۲۴ یا ۲۵ باشه. بعدش اول که وارد شدیم، اومد برا احوالپرسی و بعد رفت آشپزخونه که تدارک شامو آماده ک
امروز نمی خوام خیلی بنویسم
تمام توجه ام قبل از جواب به درک سوالیه که میگه:
چطور این همه اصرار در جوامع مدنی وجود داره 
که ثابت قدم باشیم، در حالی که هیچ چیز ثابت نمیمونه؟
چطور میشه انتظار داشت در جهانی مملو از تضاد همیشه
یکسان عمل کرد؟
چی شد که ثبات رفتاری این همه ارزشمند شد؟
در خالی که هیچ دو موقعیتی تو زندگی یکسان نیست
و نميتونه عکس العمل یکسانی هم انتظار داشت؟
شاید این سوالا شروع باز تعریفی ديگه باشه !!
 
 
مریضم.سه هفته س مریضم و دل درد و حالت تهوع و غیره دارم .غذا هم هیچی.سمیر میگه حامله شدی.خدا روشكر.خدا رو شكربهراد یه هفته س رفته سركار.كارش توی مترو تهران است.توكل به خدابعد از ماهها دوباره موزیك گوش میدمتنوع موزیكهام هم باحاله،سیاوش قمیشی و محسن چاووشی.شایدم زند وكیلی.تمامآخر هفته ها میریم طالقان و جمعه بعدظهر میریم مهرآباد خونه بابام .شبش هم جنازه میرسیم خونه.ببین چیه كه توی هفته استراحت میكنم.طالقان هم همیشه كار واسه انج
خیلی بهم ریختم امشب.خیلی.ولی خوبم الان.حالم بهتره.+گاهی وقتا یه حرفایی هرچقدر هم كه ساده باشه بدجور دل ادم میشكنه.خیلی دلم شكست امشب.اشك تو چشام جمع شد.ولی با وجود همه اینا یه خوبی كه وجود داشت این وسط این بودش كه ديگه مُرد واسه من.+امشب ارزو كردم واسه همیشه دور شم از این شهر.اونقدر دور شم كه دست هیچكس بهم نرسه. 
خب خب اومدم ی پست بزارم از این چند روز هی میخواستم بیام وقت نمیشد یا حوصله نداشتم بنویسم:دوشنبه رفتم بیرون خواهرمو رسوندیم كلاس ديگه بعدش با مامان رفتیم خرید اصولا من خیلی راحت خرید میكنم رفتیم توی مغازه از ی صندل خوشم اومد چندتا رنگ داشت مشكیش قشنگ رفتم پوشیدمش خریدمش خیلیم راحت
طوطی که درحال تخم گذاری اگر جابه جا بشه تخم میزاره؟!!
جواب:
استرس عامل تمامی بیماری هاست
طوطی در هنگام جاله جایی دچار استرس شدید میشه
این استرس میتونه ویروس هایی که در بدن طوطی هست رو فعال کنه و طوطی مریض بشه
ولی در زمان تخم گذاری، جابه جایی مطلقا ممنوع
چون در اثر استرس احتمال تخم پیچ شدنش هست
تخم پیچ یعنی تخم تو شکم طوطی میمونه و طوطی نميتونه تخمشو بزاره
اگر روی تخم خوابیده باشه بعد از جابه جایی احتمال اینکه ديگه روی تخم ها نخوابه خیلی زیاد
به نظرم فراى هر دین و مذهب و قومیتى ما انسان هستیم یه چیزى كه بین هممون مشترك هست انسانیته اگه به انسانیت ایمان بیاریم به مذهب هم توهین نمیكنیم به هم احترام میذاریم براى وجود خودمون وجود كسى ديگه رو نیست و نابود نمیكنیم براى حق خودمون حق دیگرى رو ضایع نمیكنیم  
کللل تابستون گذشت و نتونستم سریال پرنده سحرخیز حتی یک قسمتش نگاه کنم توی خرداد که امتحان داشتم کلی هاش میدیدم ولی از وقتی تابستون شد ديگه ندیدددم اینقدر ندیدم که ديگه حجم ندارم بقیه اش دان کنم شِت حتی سخنرانی هتم که اینقدر مشتاق بودم نصفه گوش کردم و هی در اوج بیکاری نمیتونم برم سمتش و بقیه اش گوش بدم روزا هیچ کاررری نمیکنم نمیدونم پس چجوری میگذره :/ 
ن فیلم ن سخنرانی فقط اهنگ گوش میدم و کتاب تازگیا میخونم قبلش یادم نی چجوری میگدروندم مامانم
کلماتی که در زبان انگلیسی به "ect" ختم می‌شن، در زبان ایتالیایی با "etto/etta" تموم می‌شن؛ مثل:
en: Direct/ it: Diretto (m) , Diretta (f)Correct/ Corretto, Correttaperfect/ Perfetto, PerfettaExact/esatto, esatto
البته این قانون شامل کلمات ديگه‌ای که ct دارن هم می‌شه؛ مثل:
Doctor / Dottore, DottoraDirector/ Direttore, DottoraFactor/ fattore, fattora
 
در زبان اسپانیایی، این کلمات"o/a" می‌گیرن:
en: Direct/ es: directo (m) , directa (f)Correct/ Correcto, Correctaperfect/ perfecto, perfectaExact/exacto, exacta
 یا به همون شکل به کار می‌رن:
Doctor / Doctor, DoctoraDirector/ Director, DirectoraFactor/ Factor, Factora
 
و از ا
متن آهنگ مهدی جهانی بخواب دنیا
Text  Music Mehdi Jahani Bekhab Donya 
 متن اهنگ بخواب دنیا مهدی جهانی
دست من نیست اگه انقد دلم هواتو
داره اگه نميتونه تنهات بذاره
تو که خوب میدونی نداره چاره
دست من نیست اگه بارون میاد یادت میوفتم
به کسی از تو من چیزی نگفتم
اگه دستات بیاد باز میشه مشتم
بخواب دنیا کسی با من ديگه کاری نداره
دل بی کس من یاری نداره
دل من میل دلداری نداره نداره .
بخواب دنیا کسی با من ديگه کاری نداره
دل بی کس من یاری نداره
دل من میل دلداری نداره نداره
تنهایى من خیلى عجیب غریبه . دوستش دارم یه جورایى شبیه تنهایى پدرمه هیچوقت هر كسى رو به تنهاییم راه ندادم كسى هنوز ندیدتش  یه وقتایى یه سرى آدما كه تعدادشون زیاد هم نبوده اومدن حول و حوش تنهاییم اونم بخاطر این بوده كه به دلیل نقابشون و ساده بودن من اشتباه شناختمشون ولى به محض فهمیدن زود بیرونشون كردمیه عده اى رو كه كامل طرد كردم و یه عده اى هم یه خط كشیدم كه ديگه از اون خط نزدیكتر به تنهاییم نشن الان هم تنهاییمو محفوظ نگه داشتم و هم از سا
فکر میکردم پست قبل منو تا چند روزی آروم کنه اما نشد! من من من خیلی دلتنگم و چرا هیج راهی نیست که خلاص شم؟.
هیچی نميتونه قد دیدن عکساش هم خوشحالت کنه هم ناراحت،عجیبه نه؟خوشحال برای اینکه داری میبینیش و ناراحت برای اینکه نداریش و سهمت ازش فقط دیدن یه عکسه.(خیلی تکراریه اما امشب کاملا این جملات فهمیدم)
من میدونم وقتی پستا از سه چهار خط بیشتر میشن کمتر کسی اونارو میخونه اما من یادم رفته بود یه چیزی رو توی پست قبل بگم؛
راستش ادمای دست نیافتنی هم حق
دانلود آهنگ دیوونتم هیچکی نميتونه جات توی قلبم بیاد پویا بیاتی موزیک ایرانی
Ahang dovonatam hishki nemitone jat biyad Pouya Bayati
دانلود اهنگ دیوونتم هیشکی نميتونه جات توی قلبم بیاد - موزیک ایرانی
تو که نباشی مِنْ غَمٍّ دَارِمِ أَصْلًا یک دنیارو کم دارم
خوشبختی یعنی توی قَلْبِ یارم یه جای محکم دارم
عشق تو آتیشه هِرُّ روزه قلبم تو آتیشت میسوزه
پای تو میریزم دنیامو جای تو تو قلبم محفوظه
دیوونتم هیشکی نميتونه جات توی قلبم بیاد
تورو دوست دَارِمِ میدونی خیلی زیاد
رو
توى این چندوقت هربار كه به برنامه ریزیام نمیرسیدم میترسیدم كه چند سال ديگه كه از خودم پرسیدم:چرا به هدفاى كارى و هنرى و علمیم نرسیدم،قراه چى جوابِ خودمو بدم؟و امروز بعد از بیست و چهارساعتى كه كنار رفیقم موندم،تا هق هقاى بلندش به قهقهه هاى بلند تبدیل شد،به خودم گفتم،از قولِ امروزِ من به آیندش بگه:چون بیشتر ازهمه چیز تمام سعىِ من این بود كه آدمِ بهترى باشم!و این مهم ترین هدفى بود كه دلم میخواست همه چیزو براش قربانى كنم!
توى این چندوقت هربار كه به برنامه ریزیام نمیرسیدم میترسیدم كه چند سال ديگه كه از خودم پرسیدم:چرا به هدفاى كارى و هنرى و علمیم نرسیدم،قراه چى جوابِ خودمو بدم؟و امروز بعد از بیست و چهارساعتى كه كنار رفیقم موندم،تا هق هقاى بلندش به قهقهه هاى بلند تبدیل شد،به خودم گفتم،از قولِ امروزِ من به آیندش بگه:چون بیشتر ازهمه چیز تمام سعىِ من این بود كه آدمِ بهترى باشم!و این مهم ترین هدفى بود كه دلم میخواست همه چیزو براش قربانى كنم!
بالاخره مقاوتمو شوم و رفتم پیش مشاور مشاور دانشکدمون 
ترم  یک هم ۷-۸ جلسه ای رفته بودم پیشش و بحثای خوبی داشتیم . 
این خیلی خوبه که هیچ مشاوری نميتونه منو با کلمات بازی بده :))
 فی الواقع آخر جلسه همشون میگن که تو بردی :)) 
اما چند تا نکته نگفت که حتما به درد همه میخوره . 
۱- از کسی بنا به هر دلیلی خوشت اومده؛ رفتارش، اخلاقش، نوع پوشش و . مطابق اون معیار هاییِ تو ذهنت داشتی ؛ خیلی عاقلانه و بالغانه برو و باهاش مطرح کن 
۲- نباید تو صحبتات خیلی
به نام خداسلام*****************************عصر، عصر سرعته. از کجا میگم؟ چیزهای زیادى وجود دارند که به نمایندگى ویژگی های یک دوره رو به یدک میکشن. چیزهایی که برا همه ملموسن. قابل فهم و تجربه شده ن.مثلا تو حرف زدنامون. سرعت شده ویژگی مثبت هر کلمه ای. زودجوش، زودپز، زودخور (معادل فست فود)، زودرو (مثلا مترو که تو ترافیک گیر نمیکنه، البته بیشتر به موتور اشاره داره)، زودبازده و.همین حرفا تو عمل هم اثر میذارن و تشکیل دهنده ی عناصر فیزیکی اند. به جز زودبازده که یه
به نام خداسلام*****************************عصر، عصر سرعته. از کجا میگم؟ چیزهای زیادى وجود دارند که به نمایندگى ویژگی های یک دوره رو به یدک میکشن. چیزهایی که برا همه ملموسن. قابل فهم و تجربه شده ن.مثلا تو حرف زدنامون. سرعت شده ویژگی مثبت هر کلمه ای. زودجوش، زودپز، زودخور (معادل فست فود)، زودرو (مثلا مترو که تو ترافیک گیر نمیکنه، البته بیشتر به موتور اشاره داره)، زودبازده و.همین حرفا تو عمل هم اثر میذارن و تشکیل دهنده ی عناصر فیزیکی اند. به جز زودبازده که یه
دانلود بازی Grand Theft Auto San Andreas برای ps2بازی ماشین ی بزرگ – سن آندریاس یا معروف به جی تی ای 5 نیاز به معرفی ندارد، یک بازی اکشن و ماجراجویی از سری بازی های مشهور GTA در قالب جهان باز است که در این پست از وب سایت نسخه مخصوص پلی استیشن 2 با فرمت iso برای شما قرار داده شده است و شما میتوانید با نرم افزار های شبیه ساز ps2 این بازی رو داخل کامپیوتر خود اجرا و بازی کردهمشخصات:نام: Grand Theft Auto – San Andreasسال: 2004سیستم: کنسول پلی‌ استیشن 2پسوند فایل بازی و فایل دانلو
امشب که تقریبا دو هفته مونده به عروسی، وسط بل بشوی خونه ای که باید مرتب شه لباسی که باید آماده شه و هزار تا هماهنگی که باید انجام شه و همش تمام و کمال به گردن منه، دلم واسه خودم تنگ شده، واسه کتاب خوندن و خیال کردن، واسه پیاده روی و موزیک گوش کردن، واسه درس خوندن و آرزو کردن دلم واسه یه روز بی دغدغه تنگ شده، روزی که نه حسرت دیروزو داشته باشی نه دلهره فردا، نه برای شروع دیر باشه نه واسه بیخیال شدن زود 
حس میکنم ديگه چیزی نميتونه منو بشکنه، یه د
جواب تمام مراحل بازی آمیرزا،حل مراحل آمیرزا،پاسخ بازی آمیرزا،پاسخ سوالات بازی آمیرزا،راهنمای حل جدول،راهنمای کلمات حل جدول،راهنمای کلمات جدولی،جواب بازی آمیرزا،آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله 556،جواب بازی آمیرزا مرحله ۶۰۰،جواب بازی آمیرزا مرحله ۱۱۱،جواب بازی آمیرزاده،دانلود جواب بازی آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله ۷۰۰ به بعد،جواب بازی آمیرزا آپدیت جدید،جواب بازی آمیرزا مرحله 556 به بعد
 مشاهده جواب کامل بازی آمیرزا
 جواب بازی آمیرز
با جنگ کلمات و صداها هم تغییر کرد. جنگ. آخ. این کلمه ديگه همیشه کنار ماست! میگی  مامان»، و این یک کلمه ديگه است،  می گی  خونه»،  این هم یک کلمه ديگه ست،  متفاوت با گذشته یه چیزایی هم به معنی این کلمات اضافه شد.  عشق بیشتر، ترس بیشتر. 
هر چقدر که دوست داشتم آسمان و دریا و عظمتشان را به تماشا بنشینم، باز هم یک سنگ ریزه زیر میکروسکوپ مرا بیشتر مجذوب خود می کند. بزرگ کوچک می شود. 
پی نوشت 1:نقد و حرفی براش ندارم 
پی نوشت 2: این کتاب منو مجبور کرد س
خود کشی در هر کس منحصر به خودشه!یکی ديگه شیک نمی پوشهیکی ديگه آرزویی نمی کنهیکی ديگه به تحصیل ادامه نمیدهیکی ديگه به خودش نمیرسهیکی مدام ترانه های غمگین گوش میدهیکی ديگه از خودش عکس یادگاری نمی گیرهیکی محبت نمیکنهیکی ديگه محبت نمی پذیرهاینگونه است که اکثر آدمها در سی سالگی می میرند و در هشتاد سالگی دفن می شوند.پائولو کوئیلو
جواب تمام مراحل بازی آمیرزا،حل مراحل آمیرزا،پاسخ بازی آمیرزا،پاسخ سوالات بازی آمیرزا،راهنمای حل جدول،راهنمای کلمات حل جدول،راهنمای کلمات جدولی،جواب بازی آمیرزا،آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله 556،جواب بازی آمیرزا مرحله ۶۰۰،جواب بازی آمیرزا مرحله ۱۱۱،جواب بازی آمیرزاده،دانلود جواب بازی آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله ۷۰۰ به بعد،جواب بازی آمیرزا آپدیت جدید،جواب بازی آمیرزا مرحله 556 به بعد
 مشاهده جواب کامل بازی آمیرزا
 جواب بازی آمیرز
جواب تمام مراحل بازی آمیرزا،حل مراحل آمیرزا،پاسخ بازی آمیرزا،پاسخ سوالات بازی آمیرزا،راهنمای حل جدول،راهنمای کلمات حل جدول،راهنمای کلمات جدولی،جواب بازی آمیرزا،آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله 556،جواب بازی آمیرزا مرحله ۶۰۰،جواب بازی آمیرزا مرحله ۱۱۱،جواب بازی آمیرزاده،دانلود جواب بازی آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله ۷۰۰ به بعد،جواب بازی آمیرزا آپدیت جدید،جواب بازی آمیرزا مرحله 556 به بعد
 مشاهده جواب کامل بازی آمیرزا
 جواب بازی آمیرز
جواب تمام مراحل بازی آمیرزا،حل مراحل آمیرزا،پاسخ بازی آمیرزا،پاسخ سوالات بازی آمیرزا،راهنمای حل جدول،راهنمای کلمات حل جدول،راهنمای کلمات جدولی،جواب بازی آمیرزا،آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله 556،جواب بازی آمیرزا مرحله ۶۰۰،جواب بازی آمیرزا مرحله ۱۱۱،جواب بازی آمیرزاده،دانلود جواب بازی آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله ۷۰۰ به بعد،جواب بازی آمیرزا آپدیت جدید،جواب بازی آمیرزا مرحله 556 به بعد
 مشاهده جواب کامل بازی آمیرزا
 جواب بازی آمیرز
در ده‌سالگی تصمیم گرفته بودم هیچ‌وقت بزرگ نشوم، کولی باشم و مسلط به جادوی کلمات.
اما بیست‌ویک‌ساله شدم، مدت هاست ساکنم و در حسرت سفر و تنها کمی از دنیای کلمات ‌می‌دانم.
حالا در تولد بیست‌و‌دو سالگی، در این روزهای خاکستری آرزو می‌کنم تا ته‌مانده‌ی کودکانگی روحم از دست نرود و از دنیای آدم‌بزرگ‌ها فاصله بگیرم، جاری‌تر باشم و بیشتر از قبل غرق در کلمات
باشد که این‌بار همانی بشود که می‌خواهم.
جواب تمام مراحل بازی آمیرزا،حل مراحل آمیرزا،پاسخ بازی آمیرزا،پاسخ سوالات بازی آمیرزا،راهنمای حل جدول،راهنمای کلمات حل جدول،راهنمای کلمات جدولی،جواب بازی آمیرزا،آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله 556،جواب بازی آمیرزا مرحله ۶۰۰،جواب بازی آمیرزا مرحله ۱۱۱،جواب بازی آمیرزاده،دانلود جواب بازی آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله ۷۰۰ به بعد،جواب بازی آمیرزا آپدیت جدید،جواب بازی آمیرزا مرحله 556 به بعد
 مشاهده جواب کامل بازی آمیرزا
 جواب بازی آمیرز
جواب تمام مراحل بازی آمیرزا،حل مراحل آمیرزا،پاسخ بازی آمیرزا،پاسخ سوالات بازی آمیرزا،راهنمای حل جدول،راهنمای کلمات حل جدول،راهنمای کلمات جدولی،جواب بازی آمیرزا،آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله 556،جواب بازی آمیرزا مرحله ۶۰۰،جواب بازی آمیرزا مرحله ۱۱۱،جواب بازی آمیرزاده،دانلود جواب بازی آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله ۷۰۰ به بعد،جواب بازی آمیرزا آپدیت جدید،جواب بازی آمیرزا مرحله 556 به بعد
 مشاهده جواب کامل بازی آمیرزا
 جواب بازی آمیرز
محبوب من.
چه ساده بودم من!تمام مدت گمان میکردم دارم برای تو مینوسم حالا تمامی آن کلمات مونس تنهاییم شده اند.اما کلماتی که که درباره ی تواند هیچ گاه به پای تو نمیرسند.کلمات من رقیق اند،تار و ترند.کوجک اند و ناشنیدنی.یک عصر گرم تابستانی آدم نمیتواند دست کلماتش را بگیرد ببرد در ایوان هندوانه خنک بخورد و یک دل سیر درد و دل کند. نه اصلا بخندد یا نه سکوت کند!!هیچ سکوتی با وجود کلام ممکن نیست
 
هیچ کس با هجی کلمه ی مرگ نمرده است. کسی با کلمه ی صبح خ
جواب تمام مراحل بازی آمیرزا،حل مراحل آمیرزا،پاسخ بازی آمیرزا،پاسخ سوالات بازی آمیرزا،راهنمای حل جدول،راهنمای کلمات حل جدول،راهنمای کلمات جدولی،جواب بازی آمیرزا،آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله 556،جواب بازی آمیرزا مرحله ۶۰۰،جواب بازی آمیرزا مرحله ۱۱۱،جواب بازی آمیرزاده،دانلود جواب بازی آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله ۷۰۰ به بعد،جواب بازی آمیرزا آپدیت جدید،جواب بازی آمیرزا مرحله 556 به بعد
 مشاهده جواب کامل بازی آمیرزا
 جواب بازی آمیرز
جواب تمام مراحل بازی آمیرزا،حل مراحل آمیرزا،پاسخ بازی آمیرزا،پاسخ سوالات بازی آمیرزا،راهنمای حل جدول،راهنمای کلمات حل جدول،راهنمای کلمات جدولی،جواب بازی آمیرزا،آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله 556،جواب بازی آمیرزا مرحله ۶۰۰،جواب بازی آمیرزا مرحله ۱۱۱،جواب بازی آمیرزاده،دانلود جواب بازی آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله ۷۰۰ به بعد،جواب بازی آمیرزا آپدیت جدید،جواب بازی آمیرزا مرحله 556 به بعد
 مشاهده جواب کامل بازی آمیرزا
 جواب بازی آمیرز
جواب تمام مراحل بازی آمیرزا،حل مراحل آمیرزا،پاسخ بازی آمیرزا،پاسخ سوالات بازی آمیرزا،راهنمای حل جدول،راهنمای کلمات حل جدول،راهنمای کلمات جدولی،جواب بازی آمیرزا،آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله 556،جواب بازی آمیرزا مرحله ۶۰۰،جواب بازی آمیرزا مرحله ۱۱۱،جواب بازی آمیرزاده،دانلود جواب بازی آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله ۷۰۰ به بعد،جواب بازی آمیرزا آپدیت جدید،جواب بازی آمیرزا مرحله 556 به بعد
 مشاهده جواب کامل بازی آمیرزا
 جواب بازی آمیرز
جواب تمام مراحل بازی آمیرزا،حل مراحل آمیرزا،پاسخ بازی آمیرزا،پاسخ سوالات بازی آمیرزا،راهنمای حل جدول،راهنمای کلمات حل جدول،راهنمای کلمات جدولی،جواب بازی آمیرزا،آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله 556،جواب بازی آمیرزا مرحله ۶۰۰،جواب بازی آمیرزا مرحله ۱۱۱،جواب بازی آمیرزاده،دانلود جواب بازی آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله ۷۰۰ به بعد،جواب بازی آمیرزا آپدیت جدید،جواب بازی آمیرزا مرحله 556 به بعد
 مشاهده جواب کامل بازی آمیرزا
 جواب بازی آمیرز
جواب تمام مراحل بازی آمیرزا،حل مراحل آمیرزا،پاسخ بازی آمیرزا،پاسخ سوالات بازی آمیرزا،راهنمای حل جدول،راهنمای کلمات حل جدول،راهنمای کلمات جدولی،جواب بازی آمیرزا،آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله 556،جواب بازی آمیرزا مرحله ۶۰۰،جواب بازی آمیرزا مرحله ۱۱۱،جواب بازی آمیرزاده،دانلود جواب بازی آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله ۷۰۰ به بعد،جواب بازی آمیرزا آپدیت جدید،جواب بازی آمیرزا مرحله 556 به بعد
 مشاهده جواب کامل بازی آمیرزا
 جواب بازی آمیرز
قوه اظهار نظرم داره کور و کور تر میشه .
به حدی که ديگه برای کوچیک ترین مثال هیچ اعتماد به نفسی برای بیان نظرم ندارم.همش حس میکنم اطلاعات کافی برای حرف زدن راجع به اون موضوع رو ندارم .میرم میخونم .سرچ میکنم .در‌میارم و وقتی قراره حرف‌ بزنم ديگه بقیه نظرمو نمیخوان.!میدونید چی میگم؟
یه حس بدیه .حس اینکه من هیچی نمیدونم .!
من نمیدونم.
حتی توی کلاسهایی که میرم .حتی تو دانشگاه و راجع به حقوق .من هیچی نمیدونم.!چطور باید راجع به مبحثی که اشر
چند روزی هست که خانوم کوچیک ما کلمات جدید یادگرفته.
از جمله این که از دو هفته پیش که رفتیم پارک ولنجک و اردکهای آبنمای رستوران دریاباز رو دیده، فهمیده که اینها می گن کوآک کوآک. از اونجا به بعد هم هر پرنده ای که می بینه کوآک کوآک می کنه به سبک خودش.
البته از چند روز پیش هم که مرغهای باغ باباجونش رو دیده، یک چیزهایی شبیه قوق قوق هم به صداهاش اضافه شده که تفکیک اون با کوآک کوآکش یک کم سخته.
از کلمات جالب ديگه هم کلمه عکس» ه. تو اتاق خواب قم، یک عکس ع
جواب تمام مراحل بازی آمیرزا،حل مراحل آمیرزا،پاسخ بازی آمیرزا،پاسخ سوالات بازی آمیرزا،راهنمای حل جدول،راهنمای کلمات حل جدول،راهنمای کلمات جدولی،جواب بازی آمیرزا،آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله 556،جواب بازی آمیرزا مرحله ۶۰۰،جواب بازی آمیرزا مرحله ۱۱۱،جواب بازی آمیرزاده،دانلود جواب بازی آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله ۷۰۰ به بعد،جواب بازی آمیرزا آپدیت جدید،جواب بازی آمیرزا مرحله 556 به بعد
 مشاهده جواب کامل بازی آمیرزا
 جواب بازی آمیرز
در امریکایی عامیانه وقتی یه چیزی خیلی خوب و عالی باشه، بهش میگن:

smashing
همچنین داریم در حالت خودمانی تر میگن:
Awesome
مثال:
I had a smashing time on holiday, it was so much fun!
اوقات عالی ایی در تعطیلات داشتم، خیلی خوش گذشت
.
Hey man, Your car is awesome
هی پسر، ماشین ات خفنه
.
وقتی هم یه چیزی غیر قابل باور باشه،براش داریم:
Unreal
مثال:
I love this party, it’s just unreal!
عاشق این مهمونی ام، باورنکردنیه/نميتونه واقعی باشه
.
وقتی هم بخواهیم بگیم مثلا" فلان دختره/پسره به شما نمیخوره، از عبارت زیر استفاد
جواب تمام مراحل بازی آمیرزا،حل مراحل آمیرزا،پاسخ بازی آمیرزا،پاسخ سوالات بازی آمیرزا،راهنمای حل جدول،راهنمای کلمات حل جدول،راهنمای کلمات جدولی،جواب بازی آمیرزا،آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله 556،جواب بازی آمیرزا مرحله ۶۰۰،جواب بازی آمیرزا مرحله ۱۱۱،جواب بازی آمیرزاده،دانلود جواب بازی آمیرزا،جواب بازی آمیرزا مرحله ۷۰۰ به بعد،جواب بازی آمیرزا آپدیت جدید،جواب بازی آمیرزا مرحله 556 به بعد
 مشاهده جواب کامل بازی آمیرزا
 جواب بازی آمیرز
فراتر از اینجا یک بازی سریالی هست و داستان بازی درباره ی مردی به اسم سم هست که همسرش به طرز اسرار آمیزی ناپدید شده و تنها چیزی که پلیس ها پیدا میکنن، دست قطع شده ی همسر سم هست. سم نميتونه با حادثه ناپدید شدن همسرش کنار بیاد و سوال های زیادی تو ذهنش به وجود میان و اون سعی میکنه پاسخی برای آنها پیدا کنه تا این که متوجه میشود تو این جهان چیزهایی وجود داره که انسانها هیچی ازش نمیدونن.
اپک مینی
فراتر از اینجا یک بازی سریالی هست و داستان بازی درباره ی مردی به اسم سم هست که همسرش به طرز اسرار آمیزی ناپدید شده و تنها چیزی که پلیس ها پیدا میکنن، دست قطع شده ی همسر سم هست. سم نميتونه با حادثه ناپدید شدن همسرش کنار بیاد و سوال های زیادی تو ذهنش به وجود میان و اون سعی میکنه پاسخی برای آنها پیدا کنه تا این که متوجه میشود تو این جهان چیزهایی وجود داره که انسانها هیچی ازش نمیدونن.
اپک مینی
آدمای خوب هم در شرایطی کارای بد انجام میدن ،
گرچه یه روزایی هم میتونن بد باشن و کارای خوبی بکنن ،
وقتی در میانه ی همه حرفای نگفته ام به گلایه هام میرسم اونا رو تو خیسی چشام حل میکنم و به خودم میگم ،
تو که همه جوره از تقدیر طلب کاری  اینم روش ،:
و این منم 
که ديگه  حتی با خودمم دردودل نمیکنم به گمانم غم وغصه هم از دست من عاصی شده ،
خیلی ها فکر میکنن چون کسی دور و برشون نیست یا با هیچ کس رفت و آمدی ندارن ،
تنهان 
ولی تنهایی رو کسی میفهمه که شلوغی دورو
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها