نتایج جستجو برای عبارت :

اهو ناله خاله‌ من

همه پیمانه شکستند،دلم ناله کند
درِمیخانه ببستند،دلم ناله کند
زخجالت نرسدباده به مستان،سرِشب
همچودیوانه بخندند،دلم ناله کند
نشتابندبه پروازکه مرغان هوا
همچومن لانه پسندند،دلم ناله کند
ماهیان ازدلِ دریا به سواحل زغمت
همه ازحال برفتند،دلم ناله کند
مه وخورشیدوفلک،غم بسرایندبه هم
رختِ چون سایه بپوشند،دلم ناله کند
شمع وپروانه به هم چشم بدوزندزشوق
به جدائی،چوتوسوزند،دلم ناله کند
گل وگارببازند،چنان غنچه ی خود
همه ازریشه بپوسند،دلم نال
چقد ناله میکنید بابا عه . پی وی ما رو کردید مستراحمگه من خودم حالم خوشه که شماها حالتون بده؟منم مشکلات دارم باید بیام بگم ؟عجبا .خسته شدم ، یه بار یکی نشد بیاد بگه عزیزم بیا بریم بیرون ، قدم بزنیم دلمون وا شه یه سره فقط ناله ناله زندگی سخته دیگه من اصلا حوصله ی خودمم ندارم الان بعد باید درد دلای صدنفرم گوش بدم یه بار شد شما بیایید به دردای ما گوش کنید که توقع الکی دارید
یک خاله دارم که شیش ماه ازم  بزرگتره خیلی ارتباط نزدیکی باهم داریم 
اسم این خاله ام مثلا خاله اقدس باشه :)
خاله اقدس دوستی داره که توی دانشگاه باهم اشنا شدن .
وقتایی که ازش حرف میزد حرفاش هم تلخ بود و هم شیرین .
یک دختر سی و دو ساله که توی یکی از روستاهای محروم شهر کامیاران زندگی میکنه.
از یک خانواده ی نه نفره که مادرش وقتی بچه بوده به رحمت خدا رفتن.
با تعریف هایی که خاله اقدس ازش میکرد مشتاق بودم ببینمش.

ادامه مطلب
با سلام
دوران راهنمایی به بعد تصمیم گرفتم که محکم درس بخونم. یه روز خاله ام اومد خونه گفت چرا اینقدر زیاد درس میخونی گفتم که میخوام جواب زن و بچه در اینده بدم. بعد خاله ام این موضوع رو برای پسرش تعریف کرد ولی اون تغییری نکرد. الان اون ویزیتور شده و داره جواب زن وبچه رو میده. و من هنوز دارم جواب خودم رو میدم. تو این موندم که من تو اون سن چه جمله ای گفته بودما عجیبه.
پشت تلفن؛ بره‌ی ناقلا: خاله جون، یه روسری و
جلوی تلفن!؛ افکار خاله جون: خب، یه روسری
بره‌ی ناقلا: یه مانتو و
افکار خاله جون: واااو! یه مانتو هم!!!
بره‌ی ناقلا: یه شلوار و
افکار خاله جون: خدای من، من و این همه خوشبختی محاله
بره‌ی ناقلا: یه گیره‌ی روسری
افکار خاله جون: حتی گیره هم *_*
بره‌ی ناقلا: برات در نظر گرفتم!
افکار خاله جون: ؟ (سر افکار خاله جون یه دو سه دور گیج میره و سعی می‌کنه تعادلشو به دست بیاره و بفهمه چی به چی شد؟)
بره‌ی ناقلا: فقط باید ی
خاله کبری ۱۲ سالش بود که زن حاج احمدشد. خاله کبری وقتی از آن زمان حرف میزند غصه اش میگیرد، چشمهای 
ریزش پر ازغم میشود و چین های پیشانی اش بیشتر خودنمایی میکنند.می گوید:
خدابیامرزا چشم ک باز کردم منو داد به احمد. میدونی خاله جون زن سوم یه مرد ۳۰ ساله شدن خیلی سخته.از صبح که بیدار میشدم باید امرو نهی سکینه خانوم و قمر خانوم رو گوش میکردم. اگه کار نمیکردم گلایمو به حاج احمد میکردن و اوضاع بدتر میشد . اون وقت دیگه زیر کتک های اون سیاه و کبود میشدم.
خا
قرار بود بریم بازار ک ابجی لباس تکواندو بخرهک صدای در شد و دیدم آقابزرگ با خانومش (مادربزرگ ناتنی)اومدتاساعتای هفت ونیم بودن دیگ دیر شد و نتونستیم بریم بعد ب مامان گفتم بریم امشب خونه خاله لیلی شون  فرداشبم ک میخوایم بریم زیتون تپه دیگ وقت نمیشهمامان به خاله امن زنگ زد و صحبت ک کردن خاله گفت ممد اومده گفته ک من از فاطم (دخترخاله لیلی)خوشم میاد بریم خاستگاریشاصن باورم نشد هنگ کردمااامامان گفت مامیخایم بریم امشب خونشون توهم بیا پس دخترا با
دختر خاله دومیه سیزده ساله شده. خاله دومیه خیلی نگرانشه و مدام به ما دخترخاله بزرگا می‌سپاره هواش رو داشته باشیم. چون سیزده سالگی سن حساسیه. چند وقت پیش هم با خانواده دوستش فرستادش بره ارمنستان حال و هواش عوض بشه بچه. من یادم افتاد ده سال پیش با ذوق رفتم خونه مامبزرگم و با شادی به همه اعلام کردم که امروز سیزده ساله شدم!  خاله بزرگم نگام کرد و گفت: نچ نچ نچ چه سال نحسی رو پیش رو داری! هیچی دیگه. خودتون فکرش رو کنید با چه بدبختی‌ای اون سال نحس رو ر
چقدر دلگیره زندگی توی روزها و دنیایی که از رسیدن به عشقت نا امیدی میتونی  حس و حال فرهاد رو بعد از اینکه کوه رو کند و امیدوار به وصال  یهو خبر مرگ شیرین رو شنید و تیشه بر سر فرق سر زد رو  درک کرد.مثل شیرین فروخفته در آغوش کسیناله ی تیشه ی بی حاصل یک فرهادم
مامان دیگ دید از بس ما غر غر میکنیم و کسل و بی حالیم گفت:برین حاظر شین ک بریم خونه ی خالم منو ابجی خیلی ذوق کردیم من رفتم ب خاله ی مامان زنگ زدم و خبردادم ک میاییم خونتونمن همیشه حداقل توی نیم ساعت حاظر میشم ولی ابجی ومامان دوساعتم کمه شونه مامان ک هروقت میخوایم جایی بریم تازه یادش میاد ک دورو برو تمیز کنه خلاصه پیاده داشتیم میرفتیم خونه خاله ک یهو خاله زنگ زد ک کجایی چرا نمیاین گفتم داریم میایمرسیدیم اونجا دایی مامانم بود خاله شام مارو ن
379دلم هوای دایی جان و خاله خانم ها را دارد. خیلی به دلم مانده که توی عکسهای یادگاری مان جای شان خالی ست. چه قدر حتی شب عروسی بین مهمان ها جای شان خالی ست. مهمان هایی که حتی نمیدانند پلک خاله دارد. دوری و دلتنگی و الی الله ترجع الامور .
بالاخره بعد از 4 سال امام مهربانی ها من رو برای زیارت بارگاهش طلبید. چند وقت بود که دلم برای زیارت حرمش پر میکشید ولی خب قسمت نمیشد تا اینکه یه روز خاله زری پیام داد که میای بریم مشهد ؟ منم با پرویز صحبت کردم اونم گفت اگر دوست داری برو. خلاصه اینکه منو و آریان و خاله زری و مادربزرگم و خاله گلناز و شوهرش و دختر خاله ام و باباش عصر روز دوشنبه هفتم مرداد با قطار از اصفهان راهی مشهد شدیم و یکشنبه سیزدهم مرداد برگشتیم. با اینکه با وجود آریان خیلی اذیت
 
1دختر خاله سه سالم نشسته بودلب پله بالاخونه و پاشو گذاشته بود روشکم پسر خاله بزرگم که اون پایین خوابیده بود. پسرخالم گفته بود حاج خانم پات اینجا چیکار میکنه؟
یه مکث کرد گفت:این پا رومیبینی!؟دفعه بعد به من بگی حاج خانم میاد تو صورتت
 
2
وقتایی میخوام دم ظهر داداش برسونم یه چادر پوشیده دارم کلا پوشیده است ازین خیلی حجابیا میپوشمش  میگیرم جلو  که افتابم نسوزونه صورتمو. عینک آفتابیم میزنمو چون قدم کوتاهه صندلیم میکشم جلو
اونوقت داداش به مامان
ساعت خواب و بیداری‌ات از عالی به افتضاح تغییر کرده جانکم.  تا چهار صبح لگد میزنی به شکم مادرت و چهار صبح به بعد می‌خوابی تا دم‌دمای ظهر. خوابیدنت هم عجیب و غریب است . خودت را ول می‌کنی جلوی شکم مادرت و یکهو شکمش دوبرابر میشود. میفهمیم که ارغوان خوابیده است.
جواب سلام خاله را نمی‌دهی. جواب احوالپرسی خاله را هم نمی‌دهی. اما وقتی وحشی خطابت می‌کنم، تکان می‌خوری و سرت را می‌چرخانی . این را مادرت می‌فهمد و برای ما تعریف می‌کند.
جان دل خاله روز
دانلود فیلم خاله قورباغهسال ساخت : 1395سال انتشار : 1397نویسنده و تهیه کننده: فرشته طایرپو کارگردان: افشین هاشمیخلاصه داستان خاله قورباغه:فیلم خاله قورباغه» از هفتم اسپند ٩۵ در دکورهای مستقر در پلاتوی بنیاد سینمایی فارابی، با طراحی‌های مجید لیلاجی و اجرای میرنظام الدین مدنی، طی ١١٠ روز توسط محمد رسولی فیلمبرداری شده است. جلوه‌های بصری فیلم را دکتر امیررضا معتمدی انجام داده و تدوین فیلم بر عهده سپیده عبدالوهاب و افشین هاشمی بوده است. ‎موسی
دانلود فیلم عروسکی خاله قورباغه,
دانلود فیلم سینمایی خاله قورباغه با کیفیت 1080p Full HD
فیلم خاله قورباغه ۱۳۹۶ به کارگردانی افشین هاشمی
دانلود فیلم خاله قورباغه با کیفیت 1080p
کارگردان: افشین هاشمیژانر: کودک و نوجوانسال تولید: 1396تاریخ انتشار: 1397مدت زمان: 85 دقیقهنوع: سینمایی | مخاطب: خانوادهتهیه کننده: فرشته طائرپور
خلاصه داستان: خاله قورباغه مهربان و معاشرتی که بزرگترین مشکلش تنهایی و دور افتادگی از ۹۸ بچه‌اش است، در این فیلم در کنار شخصیت‌ه
سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت سوم 3
دانلود سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت سوم با لینک مستقیم
دانلود قسمت 3 سریال هشتگ خاله سوسکه با کیفیت عالی 1080p
لینک دانلود قرار گرفت
دانلود قسمت سوم 3 سریال هشتگ خاله سوسکه
گروه فیلم : کودک و نوجوان
سال تولید : 1397
کارگردان : محمد مسلمی
بازیگران: ‎بهاره کیان افشار، امیر
حسین رستمی، ارژنگ امیر فضلی، الناز حبیبی، امیر کربلایی زاده، شهین
تسلیمی، لاله صبوری، صفر کشکولی، بهزاد رحیم خانی،نیلوفر رجایی فر، محمد
مسلمی؛
صفحه ۲۶۵ کتاب ضدخاطرات» بودم که کتاب را بستم و تصمیم گرفتم رهایش کنم.
من از نصفه خواندن متنفرم.
ولی الان زمان مناسب خواندنش نبود. 
در عوض کتاب جدیدی را شروع کردم به نام خاله تولا» 
آنی به صفحه ۴۴ رسیدم و تصمیم گرفتم این پست را ارسال کنم.
به خودم‌ قول داده ام تمامش کنم
همین امشب
به وقت ۰۴:۱۶
منتشر کننده : نارمک دانلود
ژانر فیلم : اجتمااعی
محصول : ۱۳۸۹ کشور ایران
نویسنده : بابک کایدان
کارگردان : بهرام بهرامیان
تهیه کننده : محمد نجیبی
خلاصه فیلم : پریناز پس از مرگ مادر، به سراغ خاله‌اش می‌رود که تنها کسی است که می‌تواند به او پناه بدهد. خاله آن را نمیپذیرد . اما سرانجام در داستان هایی پریناز بالاجبار ‌اش (که تنها کسی است که دارد) زندگی می‌کند. شما میتوانید با لینک مستقیم از سایت نارمک دانلود این فیلم را دریافت کنیدبی
همسر. همونی که کنارش انگشتتو ت میدادی بیدار میشد. این روزا اونقدر خسته‌س که یه ساعت تمام کنارش ناله زدم و بیدار نشد!!!
+ ولی من اگه خدا بودم مریضی نمی‌آفریدم!! . شایدم می‌آفریدم! ولی خب انصافا آدم وقتی سالمه خب خوشحاله که سالمه دیگه. وقتی هم مریضه به جون خودم قدر سلامتی رو نمیدونه!!! صرفا ناشکری میکنه و ناله میزنه!!
دانلود سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت 5 پنجم با کیفیت 4K Ultra HD
هشتگ خاله سوسکه قسمت 5 پنجم به کارگردانی محمد مسلمی
قسمت پنجم سریال هشتگ خاله سوسکه
کارگردان: محمد مسلمی | ژانر: فانتزی، موزیکال، کودکانه | سال تولید: 1397 | تاریخ انتشار: 1397
تعداد قسمت ها: نامشخص | مدت زمان هر قسمت: 60 دقیقه | کیفیت ویدئو: اچ دی
فرمت: MP4 | تهیه کننده: حسن مصطفوی | حجم: متفاوت | محصول ایران
خلاصه داستان:
شهر افسانه ها توسط دیو بزرگ دچار طلسم تکرار می شود، این در حالی است که
شب هزار
دانلود سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت 5 پنجم با کیفیت 4K Ultra HD
هشتگ خاله سوسکه قسمت 5 پنجم به کارگردانی محمد مسلمی
قسمت پنجم سریال هشتگ خاله سوسکه
کارگردان: محمد مسلمی | ژانر: فانتزی، موزیکال، کودکانه | سال تولید: 1397 | تاریخ انتشار: 1397
تعداد قسمت ها: نامشخص | مدت زمان هر قسمت: 60 دقیقه | کیفیت ویدئو: اچ دی
فرمت: MP4 | تهیه کننده: حسن مصطفوی | حجم: متفاوت | محصول ایران
خلاصه داستان:
شهر افسانه ها توسط دیو بزرگ دچار طلسم تکرار می شود، این در حالی است که
شب هزار
خاله زَنَک نَباشینکته ای که خیلی در مورد ارتباطات شما و خانواده همسرتون مهمه اینه که گاهی خودتون رو نباید در مسائل مربوط بهشون قاطی کنین. مثلا بین مادر شوهرتون و جاری تون یه مشکلی پیش امده .مثل این خانووم های خاله زنک هی نرین از این یکی و اون یکی 0بپرسین که چی شده و چی نشده .انگار که نمیدونین خودتون رو سنگین نگه دارین.اگر مثلا چیزی از مادر شوهرتون شنیدین و جاری تون زنگ زد به شما و درباره حرف های مادر شوهرتون پرسید حواستون باشه که وسط ماجرا هیز
شرر به خرمن آل عبا زدی ای شمرچه آتشی به دل ماسوی زدی ای شمر
مگر که زینت دوش نبی نبود حسینچرا قدم روی عرش خدا زدی ای شمر؟
حسین فکر نجات تو بود اما حیفلگد به بال و پرش بی هوا زدی ای شمر
هنوز جان به تنش بود مرتضی آمدبه ناله گفت: عزیز مرا زدی ای شمر
نفس نفس زد و ناله کشید "یا أماه" میان پهلوی او نیزه جا زدی ای شمر
نسوخت قلب تو از ناله ی " بُنیَّ حسین"به پیش دیده ی خیر النسا زدی ای شمر
حسین آب طلب کرد در ته گودالتو در عوض شه لب تشنه را زدی ای شمر
هزار و نهصد
بسم‌الله
شبیه هیچ‌چیز نبود تلخی‌اش. تلخ‌ترین طعمی که تابحال تجربه کردم، چشیدم. از دست‌دادن هر عزیزی، تلخ است. وقتی به فاصله سه‌روز، دو عزیز می‌روند، تلخی‌اش کم نمی‌شود، مصیبتش شانه‌ها را خم می‌کند و نبودنشان پشت آدم را خالی می‌کند.
تکیه‌گاه هر آدمی، بزرگ‌ترهای دوروبرش هستند. پدر، مادر، پدربزرگ، مادربزرگ و بعد خاله، دایی، عمه و عمو.
خاله مادرم و مادرِپدرم به فاصله سه‌روز تنهایم گذاشتند. شاید برای خیلی‌ها خاله‌مادر، دور باشد، ا
سال دوم راهنمایی را در یکی از شهرهای جنوبی ایران گذراندم. دو سالی بود به دلیل ماموریت کاری پدرم ساکن آن شهر شده بودیم. همسایه ای داشتیم که خاله ناهید صدایش میکردیم. میان سال بود.  پسری داشت به نام پاشا و همسن خواهر وسطی ام. پاشا برای رفع اشکالات درسی اش پیش من میامد. اهل درس نبود ولی به شدت علاقمند شطرنج بود. شطرنج را او یادمان داد و ساعتها نوبتی با او مسابقه می دادیم و هر بار می باختیم!
ماموریت پدر که تمام شد و به تهران آمدیم دیگر نه از خاله خبر
وقتی غم ماندگار شود ادم دست دلش به زندگی کردن هم نمیرود چه برسد به نوشتنخاله حرف میزد تمام تنم از این غم میسوخت خاله حرفهای جدید میزد چیزهایی میگفت که دوست نداشت من بفهمم،نمیخواست من بدانم سرقصیه مانتو نظرش را به خاطرمن عوض کرده بودتاخوشحال شوم یا قضیه روسری موردعلاقه ام را ازخاله پرسیده بود تاخوشحال ترشوم یا شب کنکور او بود که زنگ زد به خاله تا خاله کمی ارامم کند چون حس میکرد از دست خودش کاری بر نمی اید یا هزارتا مورد دیگر که قراربود من خب
 ماه غم، ماه عزا، ماه محنبر تو بادا تسلیت یاابن‌الحسن (عج)در عزای جد مظلومت حسیناشکهایت گشته جاری از دو عینشال غم افکنده‌ای مولا به دوشناله از دل می‌کشی با صد خروشچنین گویی تو با صد شور و عینروز و شب گریم برایت یا حسین (ع)گر نبودم تا تو را یاری کنمآنقدر بهرت عزاداری کنماشک چشمم گر شود روزی تمامخون کنم جاری ز چشمانم مدامکی فراموشم شود این خاطراتکام عطشان تو و آب فراتکی رود از یاد من شمشیرهانیزه‌ها و سنگها و تیرهاچهره‌های نیلی و افروختهجام
+هنوز تو شوکم و انگار حرکات و رفتار و حرفام رو کس دیگه ای داره انجام میده یا میگه ! چم شده من ؟؟
+ دختر خاله ام پرسنل بیمارستانه. واقعا از نظر تعیین وقت دکتر و پرتو و چیزای دیگه خیلی کمک حال مادرمه! در موقعی که مادر من اجازه ذره ای صحبت درباره بیماری من رو به هیچ کس اعم از غریبه و آشنا نمیده ، اما این دختر خاله رو یه چیز دیگه میدونه کلا. من میگم وزیرشه مثلا.مادرم به شدت حساسه سر حق و ناحق شدن و جا ب جا شدن نوبت بقیه و هر چی. ولی به دختر خاله ام خیلی
دانلود قسمت 13 سریال هشتگ خاله سوسکه
دانلود قسمت سیزدهم سریال هشتگ خاله سوسکه با کیفیت 4K Ultra HD
هشتگ خاله سوسکه قسمت 13 سیزدهم به کارگردانی محمد مسلمی
قسمت سیزدهم سریال هشتگ خاله سوسکه
کارگردان: محمد مسلمی | ژانر: فانتزی، موزیکال، کودکانه | سال تولید: 1397 | تاریخ انتشار: 1397
تعداد قسمت ها: نامشخص | مدت زمان هر قسمت: 60 دقیقه | کیفیت ویدئو: اچ دی
فرمت: MP4 | تهیه کننده: حسن مصطفوی | حجم: متفاوت | محصول ایران
خلاصه داستان:
شهر افسانه ها توسط دیو بزرگ دچار طلس
از سرِ شب، غربت و دلشوره ام بسیار شدغصه ی یک عمر، بین سینه ام انبار شدخواب بودم، غافل از احوال خود، تا ناگهانبا صدای ناله ای محزون، دلم بیدار شدناله می فرمود: یا عَطشان. بُنیَّ یاحسیناز همین ناله، دو چشم عرشیان خونبار شدچشم وا کردم لباسی غرق خون دیدم به عرشتا نظر کردم بر آن، از گریه چشمم تار شدآی نوکرها میان سجده، شکر حق کنیدباز هم ایام خوبِ نوکری تکرار شدپیرهن مشکیِ ما تعظیم راه کربلاستعلتش این است در چشمانِ دشمن، خار شدنام شیرینت، رسولِ
16/7/97امروز گوشی موبایل دستت بود منم گفتم سوفیا عشقم بگو الو سلام بابا،واااای باورم نمیشه تو سریع گفتی الو للام،باورت نمیشه کشته شدم از بس ذوق کردم،صبحشم خاله گفت دست نزن بده،تو هم سریع گفتی بده!!!!وای مامان شکر خدا که تو رو دارم ماشاءالله بهت که ایقد تیز و باهوشیکلمه های که میگی رو دوست دارم همون موقع برات بنویسم اما وقت نمیکنم مخصوصا این روزا که اسباب کشی داشتیم و از خونه رجایی اومدیم خونه جدید،ان شاءالله که اساب کشی بعدی خونه خودمون باشیم،
 
 
ای خدااا که من وقتی درباره یکی حرف میزنم یه خبری ازش میشهه !!!
 
خبر داغ که همین پسر خاله(البته ما میگیم پسر خاله ولی حقیقتا پسر خاله مامانمه (خودم خاله ندارم)) ای که داییم میزدش تو سزم
 
پس فردا عقدشه ؟؟؟؟؟؟ باورتون میشه اون 20 سالشه همین پارسال رفت دانشگاه !! به همین سرعت  در عرض یه سال  با یکی دوست شد و پس فردا قراره ازدواج!!! ! میگن قضیه مال 5 یا 6 ماه پیشه (تا الان کشش دادن )
 
این پسره خیلییییییییی مذهبی بود؟؟؟!!! مگه میشه ؟؟؟  نماز خون!  روزه گی
داشتم بلاگ مجید گروسی رو میخوندم یه پست داشت که میگفت دوباره دارم زیاد پست میزارم یعنی که احتمالا از دوستام دور شدم اینو من به شدت تو خودم حس میکنم یعنی مثل اینکه مقداره ثابتی روابط اجتماعی توم وجود داره که باید خالی شه و اگه نتونم رو دوستام خالیش کنم میام روی بلاگ میریزمش که شامل چس ناله و اینا میشه 
خلاصه این که پست نیزارم از نظر خودم خیلی خوبه و همش به خواطر دوست های جدیدیه که پیدا کردم
 بلاگ مجید هم اینه  magaroo.blog.ir بعد خیلی ادم خفنیه ولی خو
حاج سید مجید بنی فاطمهاز عرش از میان حسینیه ی خداآمد صدای ناله ی حی علی العزاجمع ملائکه همه گریان شدند و بعدگفتند همه تسلیت بر ساحت خداجبرئیل بال خدمت خود را گشود و گفتیا رب اجازه هست شوم فرش این عزاآدم ز جنت آمد و ناله کنان نشستدر بزم استجابت بی قید هر داماو که هزار بار به گریه نشسته بودیک یا حسین گفت و همان لحظه شد بپاآری تمام رحمت خود را خدا گرفتمضطر بر محرم و این و اشک و گریه هاآنگاه گفت روضه بخوان ایها الرسولجانم فدای تشنه لب دشت کربلاروض
دانلود رایگان سریال هشتگ خاله سوسکه
قسمت 15 افزوده شد
کارگردان: محمد مسلمی
ژانر: فانتزی، موزیکال، کودکانه
سال تولید: 1397
تاریخ انتشار: 1397
مدت زمان هر قسمت: 60 دقیقه
کیفیت ویدئو: عالی
فرمت: MP4
تهیه کننده: حسن مصطفوی
 
بازیگران:
بهاره کیان افشار، امیرحسین رستمی، ارژنگ امیرفضلی، الناز حبیبی، امیر کربلایی زاده، شهین تسلیمی، لاله صبوری، صفر کشکولی، بهزاد رحیم خانی، نیلوفر رجایی فر، محمد مسلمی، لیلا بلوکات، سعید امیر سلیمانی و الهام حمیدی
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود توی دشت بزرگ و سرسبزی که خیلی قشنگ بود چوپونی با گلش زندگی می­کرد.بع بع بعبع بع بع
توی این گله بزغاله­ای بود به نام آتیش پاره. آتیش پاره خیلی شلوغ بود. همیشه یا از عقب گله بود یا از جدا  هرچه مادر اتیش پاره می­گفت: تو خیلی کوچیکی کم سنی تو دشت گرگ فراون  یکبار تو رو می­بره و می­خوره انقدر تو بازیگوشی نکن، عقب و جلو نرو بی­فایده بو آتیش پاره به این حرفا گوش نمی­داد. تنها جایی که نمی­رفت آسمون بود. آتیش پاره هر شب می ر
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود توی دشت بزرگ و سرسبزی که خیلی قشنگ بود چوپونی با گلش زندگی می­کرد.بع بع بعبع بع بع
توی این گله بزغاله­ای بود به نام آتیش پاره. آتیش پاره خیلی شلوغ بود. همیشه یا از عقب گله بود یا از جدا  هرچه مادر اتیش پاره می­گفت: تو خیلی کوچیکی کم سنی تو دشت گرگ فراون  یکبار تو رو می­بره و می­خوره انقدر تو بازیگوشی نکن، عقب و جلو نرو بی­فایده بو آتیش پاره به این حرفا گوش نمی­داد. تنها جایی که نمی­رفت آسمون بود. آتیش پاره هر شب می ر
یه جوری دلم سنگینه که انگار تقصیر منه . 
مادربزرگم خونه ش رو تغییر داده کابینت و کمد و رنگ دیوار رو . مامان گفت ،خاله گفت ، مامانی گفت :وفا چه مدلی باشه ؟ من گفتم، طرح نشون دادم ،دایی م منتظر موند زن دایی م و خواهر زاده زن دایی م طرح دادن و همون و اجرا کرد!! و تهش گفتن تو مگه نظر دادی؟؟؟ مامانی گفت امیر بد شده مامان گفت امیر واقعا بی معنیه خاله گفت چه بی کاربرد !  دایی ترش کرد ! اخم کرد تند گفت . من چرا دلم پره؟ چون گفتم هرچی میگیم کار خودت رو میکنی
داشتم پست یکی از وبلاگی ها که از قضا آموزش زبان شیرازی بود را میدیدم که خاله جان(از همان خاله هایی که همهههه جا هست و حتی صفحه اینستاگرامی هم دارد)سری در بیاورد و من ناچار به شرح وبلاگنویسی و نشان دادن ثمره چهارسال از زندگی و توهماتم شدم.پا در دنیای نوشته هایم که گذاشت،گفت: نوشته هایت از آنهایی ست که آدم میپندارد بدبخت بیچاره ای و میخواهد زار بزند برایت و حتی گاها حس خودکشی از بالای پل هوایی را دارد.گفت و گفت و مرا توجیه کرد که خانه تکانی کنم،د
از صدای نفس نفس زدنتهمسر تو چقدر شاکی بودشده پیراهن تنت تازهمثل آن چادری که خاکی بود**تا صدایِ غریبی ات نرسدبا کنیزانِ خانه کف میزدناله ای از مدینه فاطمه وناله ای حیدر از نجف میزد**و کنیزی که آب آورد وتو به یادِ هلال افتادیهمسرت کاسه را شکست و سپستشنه مثل حسین جان دادی**در میانِ تمام معصومیندر مقاتل مُوَرخان دیدنددر عزای حسین و تو تنهادشمنان کف زدند و رقصیدند**پیکر تو ز پشت بام افتادولی آقا به خون نشسته نشدبه لبِ پلّه خورد لبهایتولی دندان تو
قرار گذاشته بودیم ک کل خاله ها وکل داییا جمعه صب بریم جنگل صب ساعت10بیدارشدیم دیدم دایی زنگ زد ک ماالان میریم شمااماده نیستین ک مامان گفت ن شما برین ما حاظرشیم میاییمرفتیم ناملو و منو ابجی سوار ماشین خاله اینا شدیم توماشین شوهر خالهاهنگ شلوار پلنگی و گذاشت ومامیرقصیدیم طبق معمول ماهمیشه دیررسیدیم همه میگفتن چ دیر اومدین اونقده ذوق زده شدم همه بودن خیلی خوبه اینجور دورهمیاهمه منتظر مابودن حتی توی اب نرفته بودن واسه اب بازس ک ماها بیاییم
{امام مهدی(عج) در قرآن - شماره 36}
 
ناله و تضرّع امام مهدی هنگام ظهور!
 
أمَّنْ یُجِیبُ المُضطَر إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ [نمل/۶۲]
ترجمه: {کسیکه دعای مُضطر را اجابت می کند و گرفتاری را برطرف میسازد.}
امام فرمودند: این آیه درباره قائم ما نازل شده، هنگامی که قیام می کند عمامه بر سر می نهد و کنار مقام ابراهیم نماز می گزارد، به درگاه خدا تضرّع می نماید و از آن موقع پرچم او در اهتزاز خواهد بود. (در روایتی آمده: آنقدر به درگاه خدا ناله میزند که
صدای زنگ آیفون و خبر از اومدنش،نفهمیدم چطور خودمُ به در رسوندم ،صداش میاد با گیتار کوچیک تو دستش،بغلش میکنم همش هشت روز ندیدمش اما واسم یه عمرِ. دستش دور گردنم حلقه میکنه صورتم میبوسه،منم می بوسمش به تلافی تموم چند روزی که ندیدمش.
دونه دونه خریداش نشون میده، با ذوق راجع هر کدومش توضیح میده.بعد بهم میگه چشمات ببند، چشمام بستم ،بهم گفت دستت باز کن ،منم دستم باز میکنم ،یه عالمه صدف که تومشت کوچیکش جا داده میزاره تو دستم ، با هیجان خاصی میگه: خا
اونقدر گیجم ک نمیدونم به چی فکر کنمحتی نمیدونم خوبم یا بد:)به معنای واقعی سبکم ازادم و خالی از همه چیفقط بعضی اوقات فکر میکنم خیلی افراطی به همه چیز نگاه میکردم:))شب نتایج برای اولین بار درست حسابی گریه کردم:)دیروز برام کیک خریده بودن اولین بار بود ک برام کیک میخریدن و شمع فوت میکردم(قبلا فقط بهم کادو میدادن بدون کیک و.)خاله چون همه اینجا بودن ی هفته زودتر تولد گرفتن که همه باشندختر ا خاله ها برام خرس و یه تابلو (تابلو وضعیت ستاره توی شب تولدم )
پست تیارا رو خوندم
یاد نوه خاله های خودم افتادم
سه تا نوه پسری داره با یدونه دختری
بچه دختر خاله م که ساکته
اما امان از دوتا بچه اولی های پسر خاله م
چند روز پیشا اومده بودن خونه مون
وحشیه وحشیه
با چشم غره بهشون نگاه می کردم
مامانشون انگار نه انگار
عاقا ما بچه کوچیک خونه مون نداریم خب وسایل دکوری زیاد تو خونه س
سعی هم میکنیم خوب نگه داری کنیم
اونوقت این وحشیا به هیچی رحم نمی کردن
من اگه سه تا کره خر زبون نفهم مثل اینا داشته باشم واقعا سعی میکنم ت
یکی از استادام دوستِ "فرزند "خالمه .حالا استاد یه درس احمقانه .بیخود !همش پسر خاله ام میگه استادتون فلان .استادتون بیسار .!هی میگه سر کلاس فلانی نروها .‌!اتفاقا دیروز با فلانی بودم .فلانی گفت .فلان!
خالم هم گفت اتفاقا استادتون دیروز اومد ناهار خونمون.آبگوشت داشتیم و اینا.!
امروز استاد محترم تو گروه پیام داده که هفته دیگه نیاید کلاس.میگم حتما خونه خاله صدیقه دعوته .
مامان یه جوری بهم چشم غره رفت که تا دو ساعت فقط گلهای قالی رو میشمرد
دانلود فیلم پرینازکارگردان: بهرام بهرامیانژانر: خانوادگی، درامسال تولید: 1389تاریخ انتشار: پاییز 1398مدت زمان: 90 دقیقهکیفیت ویدئو: WEB-DLتهیه کننده: محمد نجیبیامتیاز: 6.8 از 10بازیگران:فاطمه معتمدآریا، طناز طباطبایی، فرهاد آئیش، مصطفی زمانی، امیرحسین فتحی، حمید فرخ نژاد، شبنم قلی‌خانی، مژگان بیات، بابک حبیبی فر، فرخ نعمتی، مائده طهماسبی و…خلاصه داستان:پریناز پس از مرگ مادرش، به سراغ خاله‌اش می‌رود که تنها کسی است که می‌تواند به او پناه دهد ا
 چندته اصطلاح گیلان ٚ گیلکی دل که بۊرمه» مفهۊم ٚ وأسه استفاده بۊنن:
اۊشماره | اۊرۊشواره (اِ.)(فارسی: شیون ؤ ناله کردن) جۊمله دل:➖ زنهٰ‌کان قبر ٚ سر اۊشماره گۊدن.(=زن‌ها بر رۊی قبر ناله می‌کردن.)
 
فنار فنار (ق.)(فارسی: گریه زاری کردن) جۊمله دل:➖ وچهٰ‌کان فنار فنار بۊرمه گۊدن.(=بچه‌ها زار زار گریه می‌کردن.)
 
ونگ (اِ.)(فارسی: با صدای بلند گریه کردن) جۊمله دل:➖ زأک ٚ مۊرسؤن ونگ زئن.(=مثل بچه‌ها شیون می‌زدن.)
 
دانلود نوحه محمود کریمی اون که شب میومد تک و تنها
Download Nohe Mahmood Karimi On Ke Shab Miomad Tako Tanha
دانلود نوحه روی دوشش نون و خرما از حاج محمود کریمی
اون که شب میومد تک و تنها روی شونش نون و خرما
دانلود آهنگ یتیما با ظرف شیر محمود کریمی
برای دانلود مداحی به ادامه مطلب مراجعه کنید …
تکست و متن اون که شب میومد تک و تنها
یتیما با ظرف شیر یتیما با ظرف شیر
ساکتند و سر به زیر ، ساکتند و سر به زیر
غم رو شونه هاشون ، اشک چشماشون روی گونه هاشون
ناله می کنند از غم باباشون
نه گذاشتند اتاقمو رنگ کنم.
نه برام میزخریدن
تابستون تموم شد
خیلی سر حرفتون موندید:)) ممنونم. منو این  خوشبختی محاله. محاله:)) چقدر دوستون دارم:)) چقد. عاشق اتاقمم اصن کیف میکنم واردش میشم پشت میز میشینم و جلومو نگاه میکنم از تزییناتی که روی میز چیدم، یک صد و هشتاد درجه میچرخم و طرحی که با دستای خودم رنگ کردم رو میبینم و یک دنیا عاشق اتاقم میشم!
 
کی از این خونه ی نکبتی میایم بیرون؟!
 
عاعااااه تازه الان  هم خوشحالم! خاله هام یک روز قبل تولدم میان خ
 
پریشب یه خواب دیدم. می دونید چند روز پیش تو گروه مجازی فامیلی، که از بعد از این ماجرا ها روابط خیلی کمرنگ شده توش و سعی می کنم فقط جهت انجام صله رحم توش باشم و گاهی پیامی بدم ، یکی از دختر خاله ها پستی گذاشت از آیت الله بهجت در مورد رضایت والدین و اینکه اگر رضایت والدین رو نداشته باشیم به جایی نمی رسیم. با توجه به جو گروه انگار پیام رو خطاب به من داده بود. والدین من هم که قهرند هنوز.
پریشب خواب دیدم که وارد مجلسی شدم. انگار مجلس ختمی، عزایی . ، ب
سلام دوستان
خواستم بپرسم شما چند درصد حرف دوست و فامیل رو توی انتخاب همسرتون ناخوداگاه در نظر میگیرید؟، مثلا اینکه شاید از دختر یا پسری خوش تون بیاد ولی بگید مثلا این قدش خیلی بلند یا کوتاهه. فردا عمه و خاله و پسر خاله ممکنه پشت سرم مسخره کنن یا بخندن، یا اصلا برام افت داشته باشه که مثلا زن من از زن پسر عموم خوشگل تر نیست. یا شوهر دختر خاله ام خیلی خوشتیپه ولی پسری که من دوسش دارم هم قد منه و . .
میخوام یه لحظه صادقانه فکر کنید ببینید واقعا چقدر
خب:))قراره عصر حدود ساعت 8 بریم سمت فسا:)خداروشکر مادر بهتره،قرص و اینا دکتر داده و حالش رو ب بهبودیه:))بابام امشب رفت اصفهان کار داشت.من اتاقم همچنان بهم ریخته اس اما قهوه خوردم و الانم بلند میشم جمع و جور میکنم کامل و بعدش یا میخوابم یا میرم لباسامو میشورم! (ماشین لباسشویی خراب شده)و اینکه فردا باید لباس جمع کنیم و کارامو بکنم ک عصر برم دنبال دینا کلاس زبان  و ازون ور دیگه بریم:)خاله مامانمم با بچه هاش اونجان و این ینی نوه کوچولوش محمدطاها هم ه
زهرا جان سلام
پنج شنبه صبح 20 اردیبهشت 97 فردای خاکسپاریت بود که پسر خاله مجبور بود برای امتحانش به تهران برگردد. برای همین سحر حرکت کردند.
عرفان می گفت:
"تا صبح 3 بار خواب زهرا را دیدم. هر بار خانه شوهر خاله مامان بودیم. جمعیت زیادی دور تا دور خانه بودند و زهرا را تشویق می کردند. پیرمردی جدی دست زهرا را گرفته بود و زهرا هم با حالتی از غرور سرش را برای جمعیت تکان می داد. زهرا طوری می خندید که دندانهایش دیده می شد. هر بار که خوابیدم و بیدار شدم این خوا
من که انتخاب رشته نکرده بودم ولی داداشم مردود شد! اینکه خونه تبدیل شده بود به عزا خونه و یه صوت عبدالباسط کم داشت خاله پیام داد داریم می آیم خونتون. جواد یه پتو انداخت رو خودش و مُرد. منم دراز کشان بهش گفتم برای چی می خوان بیان؟ آخه ساعت 9:30 وقت اومدنه؟ میگه: می خوان راجب نشست پنج به علاوه یک منهای آمریکا صحبت کنند.می خوان راجب ساخت طلا از واکنشهای هسته ایی حرف بزنن.خلاصه اومدن و بحث با قربون صدقه و جبران می کنید های خاله شروع شد کشید به بی حوصلگ
دیشب ساعت یک رفتم سراغ دختر خاله ام و با هم رفتیم خونه ی مادربزرگ.
بساطمون رو جمع کردیم و به اتاق خرپشته کوچ کردیم، دیدیم حیفه تو این هوا، زیر سقف بمونیم و راهی پشت بوم شدیم.
همزمان با صدای محسن ابراهیم زاده ،موهامون با نسیم، به رقص دراومدن و ما شدیم شاهزاده های نیمه شبِ پشت بوم؛)
شهاب سنگ دیدم و چشمام رو بستم و دعا کردم برای خودم و دختر خاله.
با طلوع آفتاب، دیوونگی هامون جون گرفتن و پشت بوم و آسمونِ سر صبح، آتلیه ی مخصوص ما شدن.
ساعت ۷ از سرما لر
این که باز مستم و دیوانه ام امشب ، مهم نیستاین که پر شده ساغر پیمانه ام امشب ، مهم نیستنعره ی درد تو در این سکوت رسوای عالم کرد مرااین که راه نیست به میخانه ام امشب ، مهم نیستناله ای نیست جانسوز تر از ناله ی من بانواین که شکست غرور مردانه ام امشب ، مهم نیستتسبیح به دستم و ذکر نامه تو گویم مدامیاد تو پاشید ارکان سامانه ام امشب ، مهم نیستسر زلفی نشان دادی و به باد دادی ایمان مرااین که سجده گر بتخانه ام امشب ، مهم نیستدر اشتیاق وصالت بمیرد این پارس
 هنر گوش دادن به حرفای دیگران ، توجه کردن به حرفاشونه
.
اما بزرگترین هنر گوش دادن به حرفای دیگران ، اونم از نوی حرفای خاله زنکو چرت
اینکه بی توجه به حرفشون ، آروم آروم  براشون سرتو  ت بدی  به نشانه تایید حرفاشون،
که آره مثلا من دارم بهت گوش می کنم
میدونم ی خورده بی رحمانست . 
اما آدم خودش اونقدر مشکل داره که حتی وقت نداره براشون غصه بخوره چه برسه حلشون کنه .
بس ول کنید خیلی از مشکلات چرت دیگرانو که به زور میخوان روتون آوارشون کنن .که شده حت
"‏اگر روزی دنیا را دوست نداشتی،جایت را عوض کن تا از زاویه‌ای دیگر به آن بنگری.دنیا از بعضی زوایا دوست‌داشتنی‌ست و در بعضی زوایا نه،
در بعضی از زوایا بهتر و زیباست، در بعضی زوایا تاریک و خسته‌کننده.یادت باشد تو باید جایت را عوض کنی، چرا که دنیا هرگزاز جایش تکان نخواهد خورد."رسول یوناناین چند روز هم درگیر شوهر خاله ی از مکه آمده ام بودیم. خاله کوچک ترم که دختر سوم خانواده حساب میشود زندگی جالبی دارد. در کودکی با مردی ازدواج کرده که بعد از عر
دیشب خواب "ر" رو دیدم. خنده داره نه؟! خودمم ک بیدار شدم خندیدم گفتم آخه برا چی باید خواب اونو ببینم؟!
همه تو ی خونه ی نا آشنا مهمون بودن که اونجا میگفتن این خونه ی خاله است! وارد ک شدم ب همه سلام کردم. بهش نگا کردم و با ی نوع لبخندی جوابمو داد که انگار بچه اشم. اصلا چرا اون باید تو خونه ی خاله ی من مهمون میبود؟! با همون موهای بلند و عینک گردش تو خواب من بود. رفتم عینکمو زدم ک بتونم بقیه رو خوب ببینم. بعد من و اون از جمع جدا شدیم و رفتیم نشستیم با هم نق
     باد بهاری وزید از طرف مرغزار ******  باز به گردون رسید ناله ی هر مرغ زار
 
  خیز و غنیمت شمار جنبش باد ربیع ****** ناله ی موزون مرغ بوی حوش لاله زار
 
  هر گل و برگی که هستیاد خدا می کند ****** بلبل و قمری چه خواند یاد خداوندگار
 
    برگ درختان سبز در نظر هوشیار ****** هر ورقش دفتری است معرفت کردگار
خاله زنگ زد ک میخایم بریم چی وان چی نمیاین شما ک مامان گفت میایم بچه ها وسیله لازم دارناماده شدیم و همون لحظه دایی ع اومد ک خدافسی کنه و بره شهرستانخلاصه ساعتای 6دیگ شوهرخاله اومدابجی قبلش ب مبی زنگ زد و گفت ک میخام برم بیزون ولی مبی انگار خواب بود ومتوجه نشده بود بعدش ک ابجی استوری گذاشت تازه فهمید ک ماداریم میریم ناراحت شدوجواب نداد دیگمتوجه شدم ابجی ناراحت شدخلاصه بارونم شدید میباریداین هوارو اصن دوس ندارم یاد خیلی چیزا میافتم و ناراحتم
مادربزرگ همیشه می‌گفت :دردِ تن یك جا نمی‌ماند، كلیه می‌زند به كمر، كمر می‌زند به پا، پا می‌زند به قلب، می‌گفت درد هی توی تنت تقسیم می‌شود .!اما درد روح، قُلمبه می‌شود یك جا امانت را می‌بُرَد !هركسی هم كه از راه برسد و بپرسد چه مرگت است ؟ فقط می‌شود دستت را روی زانو و كمرت بگذاری و ناله كنی كه تیر می‌كشد .درد روح را نمی‌شود نشان كسی داد .!
دانلود سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت سیزدهم
دانلود کامل سریال هشتک خاله سوسکه با لینک مستقیم
دانلود سریال،دانلود سریال  ایرانی جدید،دانلود سریال 98
پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید
 
 
ژانر سریال : کودک و نوجوانسال تولید : 1397کارگردان : محمد مسلمی
بازیگران: بهاره کیان افشار، امیرحسین رستمی، ارژنگ امیرفضلی، الناز حبیبی، امیر کربلایی زاده، شهین تسلیمی، لاله صبوری، صفر کشکولی، بهزاد رحیم خانی، نیلوفر رجایی فر، محمد مسلمی، لیلا بل
۱. چه کسی می گوید زنها وقتی حالشان خراب است و کاری از دستشان برنمی آید موهایشان را کوتاه می کنند؟! کاری که من در چنین شرایطی انجام می دهم این است که شب بدون مسواک زدن می خوابم! (شرمنده هوپ!)
۲. نوشته بود نباید برای روشن تر نشان دادن شمع خود، شمع دیگران را خاموش کنیم. به نظرم این یکی از بهترین جملاتی است که تا به حال خوانده ام.
۳. مامان گفت: " دارم می روم به خاله طلا سر بزنم. نمی آیی؟" گفتم: "خاله ی من که نیست. خاله ی شماست." گفت: "حالش بدتر شده ها. اگر خدای
دانلود سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت دهم
دانلود کامل سریال هشتک خاله سوسکه با لینک مستقیم
دانلود سریال ایرانی دانلود سریال ایرانی با لیک مستقیم
دانلود سریال هشتک خاله سوسکه
ژانر سریال : کودک و نوجوانسال تولید : 1397کارگردان : محمد مسلمی
بازیگران: بهاره کیان افشار، امیرحسین رستمی، ارژنگ امیرفضلی، الناز حبیبی، امیر کربلایی زاده، شهین تسلیمی، لاله صبوری، صفر کشکولی، بهزاد رحیم خانی، نیلوفر رجایی فر، محمد مسلمی، لیلا بلوکات، سعید امیر س
۱.از هفت و نیم صبح که مانیا رو رسوند مدرسه راه افتادهیه ربع پیش زنگ زدم گفت: ده دقیقه ی دیگه می رسم!
#خدای بزرگ هر جا که هست سلامت دارش :)
 
۲.من و بابام و یکی از خواهرم اگه در حد مرگ هم مریض باشیم یه ناله ام نمی کنیم .هر چی درد و مریضیمون بیشتر باشه ساکت تر میشیم دقیقا برعممامانم از سیصد و شصت و پنج روز سال سرجمع سیصد روزشو مریضه و  هر روز انقدر صدا میزنه و ناله می کنه و به ائمه پناه میبره که  قشنگ چهارده معصومو میاره جلو چشمونهمشون خون
زندایی نرگس بالاخره عمل کرد
هنوز نرفتم دیدنش
مامان اینا با داداش بزرگه و زنداداش و بچه ها رفتن من هنوز کارم زیاده ولی واقعا دلم میخواد یه وقتی خالی کنم برم
 
دیدن خاله بزرگه هم همینطور.
 
چند وقت پیش میخواستم آدرس یه مغازه رو به زنداداش بدم سر سفره همه نشسته بودیم و داشتیم حرف میزدیم گفتم فلان پاساژ کنار اونه گفت اون پاساژو یادم نمیاد گفتم بابا همون روبروی مغازه حمید و جعفر که بودن. گفتمو به خودم لعنت فرستادم برای دهنی که بی موقع همچین حرفی
بسم الله الرحمن الرحیم
رفتیم کشک سرا رودخونه و آبشار تنگه دار خییلی بینظیر و زیبا .عمق بعضی قسمت ها زیاد بود و نمیشد خیس نشد ولی من بالاتنه رو به زور خشک نگه داشتم
تا یه آقاهه گفت بچه ها هوووووی این خانوم هنوز خشکه حمله ه ه ه  کل گروهشون شروع کردن آب ریختن رو من ولی من فرار کردم و کلم هنوز خشک مونده بود
که یه خانومه اومد از کمرم گرفت و یه آقاهه کیسشو پر آب کرد و رو کله من خالی :))
یه قسمت خیلی صعب العبور بود من و دوتا دخترخالم جامونده بودیم از خان
چرا امام حسین ع محبوب قلبهاست
 

هنگام خلقت انسان خداوند میخواست ازخاک انسان را خلق کند
لذا به ملائک مقربش دستور داد که از نقطه ای مشخص در زمین
(که محل کنونی کعبه میباشد)مقداری خاک بیاورند به جبرئیل
دستور داد جبرئیل آمد و مقداری خاک برداشت وخواست برود
که زمین به ناله درآمد و گفت چرا میخواهی ذراتم را ازمن جدا
کنی؟
جبرئیل دلش از ناله های زمین سوخت واز بردن خاک منصرف
شد ودست خالی برگشت وخداوند این بار اسرافیل را فرستاد
وهمین داستان برای اسرافی
شهید آوینی میگه یه زمانی واسه اینکه خودم رو روشن فکر جلوه بودم، کتاب های فلسفی غربی میزدم زیر بغل و می چرخیدم. اون روزا نشانه ی روشن فکر بودن دور دور کردن با کتاب فلسفی بود. امروز اما نشانه ی روشن فکر بودن یه مریضی خطرناک هست یعنی نق زدن، آه و ناله کردن، غر زدن، داد و بیداد کردن، آه و فغان و واویلا گفتن از دست تمام مخلوقات.

خواستم بگم این روشن فکری نیست، این یه مریضیه که اول از همه دودش تو چشم خودت میره و خودت از لحاظ روحی زندگی تلخ تری رو تجربه
از گرمای هوا فراری،نشسته بودیم طبقه‌ی پایین خونه‌ی خاله و داشتیم هندوانه می‌زدیم بر بدن که موبایل بابا زنگ خورد.
از حرفای بابا و آدرس دادنش معلوم بود که قراره چند نفری به جمع‌مون اضافه بشن. اما نکته‌ اینجا بود که بابا داشت فارسی صحبت می‌کرد و این نشون می‌داد که مهمون‌ها از اقوام نیستن.
بابا که تا میدون اصلی شهر آدرس داده بود، تلفن رو قطع کرد و گفت آقای الف. بود.(۹۰ درصد افرادی که من می‌شناسم فامیل‌شون با الف شروع میشه :دی) بعد هم بلند شد ک
بهترین حسی که تا حالا تجربه کردم خاله شدن بود حس میکنم تعداد ثانیه هایی که زنده هستم به تعداد نفس هاییه که اون میکشه وقتی بغلم میکنمش و بچه ها قلقلکش میدن و با خنده و جیغ خودشو بیشتر تو بغلم جا میکنه دوست دارم همون لحظه زمان باایسته وقتی زیر گوشش زمزمه میکنم و میگم بنیامینم تو شیشه ی عمر خالتی اونم بدون اینکه بفهمه چی میگم بگه اوهوم اینکه وقتی زنگ میزنم صدای عاله  عاله گفتنش میاد اینکه وقتی نگاش میکنی فکر کنی چند سال دیگه میره مدرسه چندین سا
دارم موهاشو میبندم میگه شبیه پسرا شدم میگم نه بعدم تو خب موهات کوتاهخودشو لووس میکنه میگه ماماااان اگر میخای من خوشحال بشم برو موهای بچه ی مائده رو بکن بیا بده به منمیپرسم بچش کیهمیخام ببینم درست میگه یا نهمیگه حلما دیگه همون ک موهاش اونجوریه (مدتهاست حرفی از ایشون زده نشده)
 
حرف داشتیم میزدیم ک مامانم گفت من دو تا بچه دارمدخترک با بغض رومیکنه ب من میگه : مامااان مامان جون میگه دوتا بچه دارهمن: خب چیشدهدخترک : مامان جون؛ تورو حساب نکردههههه
سلام
امشب انقدر ذرت مکزیکی خوردم که الان فکر کنم تو بدنم کلا ذرت مکزیکی جمع شده
من عاشق ذرت مکزیکی هستم.
قبلا با کنسرو ذرت,ذرت مکزیکی درست می کردیم ولی الان که وقت ذرته و فراوونه قشنگ می تونیم چند باز ذرت مکزیکی درست کنیم و هر وعده غذایی کنار غذا ذرت بخوریم
چند وقت پیش با خانواده دور هم جمع شده بودیم الویه درست کرده بودن توش ذرت ریخته بودن از همین ذرت های تازه ، منم که انقدر ذرت خوردم تا حالا به خاله م گفتم این ذرتش چقدر شیرینه فرق می کنه خاله م
بالاخره شب اخر فرا رسید.اعتراف میکنم این قدر این این یکی دوهفته زود گذشته که حس میکنم همش‌یه خواب بوده.دیشب مهمونی بود که مامی برای خداحافظی من گرفته بود و کل فامیل دعوت بودنر عمه و نون خاله حسابی‌گریه کردنباید بگم خیلی خوب‌میتونم خودمو کنترل کنم و واقعا خود دار بودمامروز این قدر یواشکی‌گریه کردم که خدا میدونهاز صبح که همش بیرون بودم تا عصر که شروع کردم جمع و جور کردنالبته عصر با جیگرای خاله رفتیم توی خیاط اونا رفتن توی حوض و من تاب با
" بشر مادّی در بیابان ظلمانی مادّه زندگی می نماید و در دریای کثرات غوطه ور است. هر موجی از علائق مادی او را به جایی می افکند. هنوز از صدمات آن موج به خود نیامده،‌ موجی سهمگین تر و هولناک تر از علاقه ی مال و ثروت و منصب و زن و فرزند و غیره،‌ سیلی بر او زده در میان امواج خروشان دیگر پرتابش می کند،‌ به طوری که ناله و فریاد او هم به گوش نمی رسد. به هر طرف می نگرد با حرمان و حسرت رو به رو می شود. در این میان گاه نسیم های روح بخش جذبات الهی او را نوازش می د
عشق و دوری را خدا تقدیر کرد حکمتش بوده ولی با جبر کرد جسم خاکی را فراقت پیر کرد چون کنم وقتی که نتوان صبر کرد ? چشمت آنطوری به قلبم تیر کرد نیشتر گویا ز چنگ ببر کرد چشم چون نقش تو را تصویر کرد این دلم در گریه کار ابر کرد دل بسی ناله ی بی تاثیر کرد دور شد غربت مرا در قبر کرد .
وبلاگ انگار خاصیت خلا (محله تخلیه!) ی ناله ها ، درد و ناراحتی ها و تمام دلتنگی ها را یک جا درون خودش دارد ! یعنی کافیست صفحه ی انتشار و ارسال مطلب جدید را باز کنم . غمباد ها و ناله هایم  عنان از کف داده سرازیر میشوند روی کیبورد و صفحه ی خالی . بعد به خودم می آیم . چهل و یکی دوبار از روی کلمات مبهم و آه و وای نشان میخوانم . حالم از چیزی که نوشته ام به هم میخورد . همه را پاک میکنم و گوشی و لب تاب را به کنج ترین قسمت خانه هول میدهم . دراز میکشم و باز ب
دانلود مداحی حسین سیب سرخی منم و گریه و ناله خزونه باغی از لاله
شب شهادت امام سجاد 1396هیات روضه العباس(ع)نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیمنم و گریه و ناله خزونه باغی از لالهمدینه روضه می خونم چهل سالهبه یاد عاشورا من چه خون دل ها خوردمدلم می خواست که من هم تو کربلا می مردممیرم از حالعاشورا و گودالیادم نمیره وآیاباالعطشان حسین متن مداحی منم و گریه و ناله خزونه باغی از لاله حسین سیب سرخینفس آخره یارم دیگه راحت میشم امشببا
خاطرات یادهاست، داستان روزهازهرها و پادهاست، یادمان روزهااز چهل دگر کجا، نام نیک میرود؟اربعین صبر شد، در فغان روزها
آسمانِ روزها بی ستاره مانده استبی ستاره مانده است آسمان روزها
روزها و شام‌ها دور مانده از جهان،کو جهان شام‌ها؟ کو جهان روزها؟
سرخ، گونه ی حیا، ظلم‌های آشنادر هزاره شبند، مردمان روزها
ناله ی فرشته‌ها، نامِ نا نوشته‌هاپشم‌ها و رشته‌ها، دودمان روزها
تا زوال نسل‌ها، انقراض اصل‌هامردها که زاده‌اند، از ن روزها
سرنوشت
دانلود فیلم پریناز با کیفیت HD
فیلم ایرانی پریناز به کارگردانی بهرام بهرامیان
لینک دانلود قرار گرفت
دانلود فیلم پریناز
مشخصات فیلم
منتشر کننده : سیمرغ فیلم
نام فیلم : پریناز
گروه فیلم : اجتماعی
محصول سال : 1389
محصول کشور : ایران
کارگردان : بهرام بهرامیان
بازیگران : فاطمه معتمدآریا ، طناز طباطبایی ، مصطفی زمانی ، فرهاد آئیش ، حمید فرخ نژاد ، مژگان بیات ، شبنم قلی خانی ، فرخ نعمتی ، مائده طهماسبی ، امیرحسین فتحی ، مریم ضیایی
خـلـاصــــه داسـ
دانلود فیلم پریناز با کیفیت HD
فیلم ایرانی پریناز به کارگردانی بهرام بهرامیان
لینک دانلود قرار گرفت
دانلود فیلم پریناز
مشخصات فیلم
منتشر کننده : سیمرغ فیلم
نام فیلم : پریناز
گروه فیلم : اجتماعی
محصول سال : 1389
محصول کشور : ایران
کارگردان : بهرام بهرامیان
بازیگران : فاطمه معتمدآریا ، طناز طباطبایی ، مصطفی زمانی ، فرهاد آئیش ، حمید فرخ نژاد ، مژگان بیات ، شبنم قلی خانی ، فرخ نعمتی ، مائده طهماسبی ، امیرحسین فتحی ، مریم ضیایی
خـلـاصــــه داسـ
دانلود فیلم پریناز با کیفیت HD
فیلم ایرانی پریناز به کارگردانی بهرام بهرامیان
لینک دانلود قرار گرفت
دانلود فیلم پریناز
مشخصات فیلم
منتشر کننده : سیمرغ فیلم
نام فیلم : پریناز
گروه فیلم : اجتماعی
محصول سال : 1389
محصول کشور : ایران
کارگردان : بهرام بهرامیان
بازیگران : فاطمه معتمدآریا ، طناز طباطبایی ، مصطفی زمانی ، فرهاد آئیش ، حمید فرخ نژاد ، مژگان بیات ، شبنم قلی خانی ، فرخ نعمتی ، مائده طهماسبی ، امیرحسین فتحی ، مریم ضیایی
خـلـاصــــه داسـ
دانلود فیلم پریناز با کیفیت HD
فیلم ایرانی پریناز به کارگردانی بهرام بهرامیان
لینک دانلود قرار گرفت
دانلود فیلم پریناز
مشخصات فیلم
منتشر کننده : سیمرغ فیلم
نام فیلم : پریناز
گروه فیلم : اجتماعی
محصول سال : 1389
محصول کشور : ایران
کارگردان : بهرام بهرامیان
بازیگران : فاطمه معتمدآریا ، طناز طباطبایی ، مصطفی زمانی ، فرهاد آئیش ، حمید فرخ نژاد ، مژگان بیات ، شبنم قلی خانی ، فرخ نعمتی ، مائده طهماسبی ، امیرحسین فتحی ، مریم ضیایی
خـلـاصــــه داسـ
شهادت غم انگیز حضرت رقیه بر اساس 3 منبع
شهادت غم انگیز حضرت فاطمه صغری و یا رقیه علیها سلام، دختر امام حسین(ع) چنین است:
عصر روز سه شنبه در خرابه در کنار حضرت زینب(س) نشسته بود. جمعی از کودکان شامی را دید که در رفت و آمد هستند.
پرسید: عمه جان! اینان کجا می روند؟ حضرت زینب(س)فرمود: عزیزم این ها به خانه هایشان می روند. پرسید: عمه! مگر ما خانه نداریم؟ فرمودند: چرا عزیزم، خانه ما در مدینه است. تا نام مدینه را شنید، خاطرات زیبای همراهی با پدر در ذهن او آمد.
دانلود روضه مجید بنی فاطمه صدای ناله هاشون شنید
شب چهارم محرم 1398حسینیه ریحانة الحسین
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن روضهصدای ناله هاشون شنیدحسین به سوی معرکه دوید وچجوری برگردونه سمت خیمهتن پر از خون دو تا شهید واومده زینب میگه با شهامتمن با تو هستم تا خود قیامت مبادا شرمنده بشی حسین جانهمه کسم فدات سرت سلامتاگه شهید شدن برابر توغصه نخور حسین فدا سر توتو واسه بچه های من پریشونمن نگرانم برا اصغر تومن نگرانم سر تو چی میشهلحظه آخر تو چی می
خدایا چهار تا بزن پس کله من
که دیگه عروسیه این گدا گدولا رو نرم :/
حیوونا انگار مجبورن نصف شهر رو دعوت کنن
بعد مثل گاو باهاشون برخورد کنن
 
دوساعت عروسی رفتم به اندازه دو سال سوتی دادم
به اندازه بیست سال هم رو مخم راه رفتن‍♀️
 
قبلا ها واسه این چهار تا دونه گیس بیرون ریخته
عره و عوره و شمسی کوره اظهار فضل می کردن و حواله ش می کردم به همونجا که باید
امشب پسر خاله و به دنبال اون خاله هم بنای گوه خوری گذاشتن :/
به این عنا بابت اینکه انقدر سر شون تو ب
دعای خواهرم در حرم امام رضا، فلان امامزاده و شب های محرّم با دست هایی رو به آسمان بلند شده:
" خدایا من فقط یه آرزو دارم. میشه من خاله بشم؟! از اینکه خاله ی الکی باشم خسته شدم، میشه خاله واقعی بشم؟! مرسی خداجون! "
بماند که دیشب بعد از تعریف های دوستش از عمه شدنش، با حسرت بیشتری این دعا رو به زبون آورد و باعث شد من خنده ام بگیره!
***


یاد محرم پارسال توی شهر طرحی بخیر. :-(
نماز میخواندم ولی صدای مادربزرگ را میشنیدم که مامان را نصیحت میکرد میگفت انقدر به بچه ها سخت نگیر این چادر چیه که دست و پاشونو میگیره بگذار راحت بگردن و صدای مامان که در تلاش برای متقاعد کردن مادربزرگ بود. شنیدن این نصایح آن هم از زبان مادربزرگ برایم تازگی دارد چه میکند این پیشرفت تکنولوژی و ورود اینترنت به فامیل ما حتی توانسته! عقاید یک پیرزن هفتادو پنج ساله را بدون خون و خونریزی تغییر دهد. مادربزرگ حتی معیارهای زیبایی شناسیش هم تغییر کر
آه باران
روز ها رفت و رسیدی آخر
آمدی خانه خرابم کردی
کوچه های شیراز
از دَرِ قرانش
همگی غرق غرور تو شدند
بی وفا ای باران
ما ز تو حجم زیادی نخواستیم هرگز
سیل آوردی و جان برکفمان کردی باز
این همه آدم ها
غرق شور و شادی
سرخوش از عید بهار
تو خرابش کردی
همه ی مردم را
زیر سیلت بردی
من نگویم که به اجبار
تو به میلت بردی
همه گشتند ناخوش
نا امید و نگران
بی وفا ای باران
دل این آدم ها
خود ز نیرنگ و جفای دنیا
پر و داغون و کبود و تنگ بود
تو چکارش کردی
همچو زخمی که
محرم شد. حالا دیگر هر شب صدای طبل از سر کوچه می آید و بعد همهمه‌ی نوجوان‌ها. من را یاد روزهایی می‌اندازد که برادرم هم یکی از همین نوجوان‌ها بود. نذر می‌کرد کل دهه را زنجیر بزند و می‌زد. آخر دهه میرفتیم خانه‌ی عزیز و شب آخر تازه میگفت نمیتواند بخوابد. شانه‌هایش بنفش شده بود و کبود. عزیز قربان صدقه‌اش می‌رفت. من شنل قهوه‌ای رنگی را که خاله‌ام برایم بافته‌بود میپوشیدم و خیابان‌های شهر را به دنبال هیأت‌ها می‌رفتیم. شام غریبان خانه‌ی خال
از پنجره‌‌ی پاویون طبقه‌ی ششم بیمارستان فرخی زل زده بودم به نورهای زرد و نارنجی شهر، به گرگ و میش هوا. بعد فکر کردم چند ماه دیگر من هم روی این تخت‌ها و خوشخواب‌های فنری جوری خوابم می‌برد که دخترهای تخت‌های کناری. فکر کردم چند ماه دیگر این شب تا صبح بیدار ماندن‌ها جوری برایم عادی می‌شود که بیدار بودن در طول روز. فکر کردم چند روز دیگر که بگذرد من هم عادت می‌کنم به صدای ناله‌‌ی آدم‌ها، به بوی خون، به رفتارهای ناخوشایند پرسنل بیمارستان، ب
خاله جانم عاشق بچه‌ است. اونموقع‌ها که مادرشوهر خدابیامرزش زنده بود دوتایی دست به یکی کردن و خاله یه دست کامل بچه به دنیا آورد. حتما میگین: مادر شوهرش یعنی چه کار کرده؟مادرشوهر خاله جانمان دو تا بچه بیشتر نداشت. یه دختر داشت و یه پسر. و از اونجاییکه پسر پرست بود هی خاله جان رو تشویق میکرد که پسرهای زیادی به دنیا بیار تا پسرم تنها نباشه و بار زندگی رو شونه‌هاش سنگینی نکنه.خاله هم مثل یه عروس خوب سعی خودش رو میکرد تا هی برای شوهرجانش نیروی کار
فندوق قشنگم 
با اینکه حتی یکبار هم ندیدمت ولی هر روز بیشتر از دیروز دوست دارم .حس عجیبیه که احساس میکنم دلم برات تنگ شده با این حال که هنوز ندیدمت. احتمالا کلی ذوق میکنی وقتی یه روزی بفهمی یه زمانی یکی از بزرگ ترین آرزو های خالت بودی. فندوق خاله حرف زدن با تو، حس کردن ت خوردن های تو، حتی دلتنگی برای اومدنت هم یکی از بهترین حس های دنیاس. البته بماند که اون اولا خیلی از دستت کفری بودم چونکه من خواهرمو مثل جونم دوست دارم و وقتی میبینم داره درد
گریه کن گریه که آمد اربعینباز هم رنگ عزا دارد زمین
رنج و درد و ناله و ظلم و ستمتاول و زخم زبان و آه و غم
یک بیابان ناله یک دنیا عزاکودکان و ناله ی واحسرتا
هر چه بادا باد با حالی غمینشرح کوتاهی دهم بر اربعین
اشک و آه و اضطراب کودکانناله ی جانسوز هر پیر و جوان
راه طولانی و درد و رنج وغمسیلی و شلاق و بیداد و ستم
بر سر نیزه سر خورشید و ماهپای نیزه ناله و افغان و آه
عرض حالی با برادر داشتنپرچم اسلام را افراشتن
یک حسین(ع) و یک جهان دل نزد اویک برادر بی نه
 علاقه خاصی به حضرت معصومه(س) داشت. اونقدر با ایشون حس راحتی داشت که گاهی من تعجب میکردم. صداش میکرد خاله معصومه». هرچی که می خواست، یکسره میرفت خدمت خانم. می گفت خاله معصومه خیلی مهربون و مهمون نوازه و تا حالا نشده که به من جواب رد بده. میگفت: من شما رو از حضرت معصومه خواستم و بهم دادن
نقل از: همسرشهیدمدافع‌حرم سید رضا طاهر
@Modafeaneharaam
غروبی رفتم حموم و اومدم ک موهامو سشوار بکشم ی بحثی باابجی کردم و بعدش رفتم خابیدمقرار بود شب بریم خونه خاله ی مامان ک میخاست بره کربلاخلاصه دیگ ابجی اومد پیشم گفت بلند شو بیادیگمنم گفتم برو باهات قهرم نمیامخیلی اصرار کرد و منم ناز میکردممامانم چون ناراحت بود هیچی نگفت بیا فقد ب ابجی میگفت بروبیدارش کن بگو بیادخلاصه اینا رفتن و بعدی ساعت من بیدارشدم و ی چیزی خوردم و دورو برو جمع کردمابجی گوشی منو هم برده بود و حرصم ودراورددیگ حوصلم سررفته ب
سال 86 که وارد دانشگاه شدم، یه همکلاسی داشتیم که دوران دبیرستانشو مدرسه شبانه روزی درس خونده بود. خونه‌شون توی محله‌های متوسط به پایین شهر بود و ازدواج کرده بود. یه پسر سه چهار ساله داشت و شوهرش مکانیک بود. از همون روز اول یه جوری سر کلاسا درخشید که هممون فهمیدیم حال گیر کلاسمون اونه.
یه روز از طرف دانشگاه رفتیم اردو* ، پسرشو همراهش آورده بود و برای اولین بار یکی منو خاله صدا زد! (من خاله نمیشم چون! گرچه تا الان شیش بار خاله شدم سر دوستام!!) بچه
 
برو ای تُرک که ترَک تو ستمگر کردم          حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران            ساده دل من که قسم های تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود          زان همه ناله که من پیش تو کافر کردم
تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار      گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم
زیر سر بالش دیباست تو را کی دانی        که من از خار و خس بادیه بستر کردم
در و دیوار به حال دل من زیر گریست         هر کجا ناله ناکامی خود سر کر
آدمها فکر می کنند ؛ اگر یک بار دیگر متولد شوند ، جورِ دیگری زندگی می کنند . شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود . فکر می کنند می توانند همه چیز را از نو بسازند ، محکم و بی نقص ! اما حقیقت ندارداگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم ، اگر قدرتِ تغییر کردن را داشتیم ، اگر آدمِ ساختن بودیم ، از همین جای زندگیمان به بعد را مى ساختیم !آنتوان دوسنت اگزوپری
خب این چند روز دوباره شلوغی های خودشو داشت، از شبی که تو خونه خاله ط سر شد، باغذاهای خوشمزه
دانلود فیلم سینمایی پریناز Parinaz 2010 با کیفیت عالی 1080p Full HD

فیلم ایرانی پریناز محصول ۱۳۸۹ به کارگردانی بهرام بهرامیان

کارگردان: بهرام بهرامیان | ژانر: خانوادگی، درام | سال تولید: 1389 | تاریخ انتشار: پاییز 1398

مدت زمان: 90 دقیقه | نوع: سینمایی | مخاطب: خانواده | کیفیت ویدئو: WEB-DL

محصول کشور ایران | تهیه کننده: محمد نجیبی | امتیاز: 6.8 از 10

خلاصه داستان:
پریناز پس از مرگ مادرش، به سراغ خاله‌اش می‌رود که تنها کسی است که
می‌تواند به او پناه دهد اما خاله
باری به عزّتت ای سید و مولای من، به راستی سوگند می خورم، اگر مرا در سخن گفتن آزاد بگذاری، در میان اهل دوزخ به پیشگاهت سخت ناله سر دهم همانند ناله آرزومندان و به درگاهت بانگ بردارم همچون بانگ آنان که خواهان دادرسی هستند و هر آینه به آستانت گریه کنم چونان که مبتلا به فقدان عزیزی می باشند و صدایت می زنم: کجایی ای سرپرست مؤمنان، ای نهایت آرزوی عارفان، ای فریادرس خواهندگان فریادرس، ای محبوب دلهای راستان و ای معبود جهانیان، آیا این چنین است، ای خ
دانلود فیلم سینمایی پریناز Parinaz 2010 با کیفیت عالی 1080p Full HD
فیلم ایرانی پریناز محصول ۱۳۸۹ به کارگردانی بهرام بهرامیان
کارگردان: بهرام بهرامیان | ژانر: خانوادگی، درام | سال تولید: 1389 | تاریخ انتشار: پاییز 1398
مدت زمان: 90 دقیقه | نوع: سینمایی | مخاطب: خانواده | کیفیت ویدئو: WEB-DL
محصول کشور ایران | تهیه کننده: محمد نجیبی | امتیاز: 6.8 از 10
خلاصه داستان: پریناز پس از مرگ مادرش، به سراغ خاله‌اش می‌رود که تنها کسی است که می‌تواند به او پناه دهد اما خاله ا
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها

آرامم کن:) مجله ی متخصصان فضای تخصصی هنر و تربیت معلم ایغام Softonic کافی نت آرمان طراحی سایت ، سئو ،تبلیغات در گوگل ضد سرطان دانلود فیلم نمایندگی فروش هایگلاس پانوتک