نتایج جستجو برای عبارت :

انشا درباره سردارسلیمانی بامقدمه خلاصه باشه

توصیف گفتگوی ظرف ها درباره ی آداب غذا خوردن مهمان ها نگارش ششم
انشا گفتگوی ظرف ها درباره ی آداب غذا خوردن مهمان ها
انشا گفت و گوی ظرف ها در آشپزخانه درباره اداب غذا خوردن مهمان ها صفحه 24 نگارش ششم
بعد از یک مهمانی ، ظرف ها در آشپزخانه درباره ی آداب غذا خوردن مهمان ها در حال صحبت کردن بودند.
گفت و گوی آن ها را در دو بند بنویسید.
مهمانی تمام شده بود.
میزبان ظروف غذاخوری را در آشپزخانه جهت شست و شوی جمع کرده بود.
فرصتی بود تا ظروف با هم، هم صحبت شوند
کانال انشا برای نهمی ها 
کانال انشا نهم 
دانلود بهترین انشا های نهم 
کانال انشا پایه نهم 
دانلود گام به گام نهم 
کتاب های نهم 
نمونه سوالات امتحانی نهم نوبت اول 
سوالات آزمون تیزهوشان پایه نهم به دهم 
تیزهوشان نهم به دهم 
توصیف گفتگوی ظرف ها درباره ی آداب غذا خوردن مهمان ها نگارش ششم
انشا گفتگوی ظرف ها درباره ی آداب غذا خوردن مهمان ها
انشا گفت و گوی ظرف ها در آشپزخانه درباره اداب غذا خوردن مهمان ها صفحه 24 نگارش ششم
بعد از یک مهمانی ، ظرف ها در آشپزخانه درباره ی آداب غذا خوردن مهمان ها در حال صحبت کردن بودند.
گفت و گوی آن ها را در دو بند بنویسید.
مهمانی تمام شده بود.
میزبان ظروف غذاخوری را در آشپزخانه جهت شست و شوی جمع کرده بود.
فرصتی بود تا ظروف با هم، هم صحبت شوند
چگونه درمورد طبیعت انشا بنویسیم؟
همه ی ما تا به حال به طبیعت سفر کرده ایم و جنگل و دشت و درختان را از نزدیک دیده ام، ما طبیعت را شنیده ام و بوییده ایم برای نوشتن یک توصیف زیبا از طبیعت کافیست از تجارب زیبای خودتان در مواجه با طبیعت بنویسید.
ادامه مطلب
نگارش دهم درس اول
موضوع: ابر 
ابر، این توده ی پشمکی، آسمان را با نقش و نگارهایی که درست میکند زیبا جلوه میدهد.حرف های زیادی برای گفتن دارند که با گریه ،غرش و گاهی با آرام بودنشان به ما می گویند . عصبانی که می شوند ، به هم می خورند، داد می زنند و دانه های تسبیح بارانی از دستانشان رها می شوند و هر کدام در جای جای این جهان پهناور فرو می افتند. آرام که هستند ، دردهایشان را درون خود می ریزند، سیاه می شوند و جلوی خورشید تابان را میگیرند و گاه برف های ری
نگارش دهم درس هفتم تضاد مفاهیم
موضوع: طلوع و غروب
با طلوع دل انگیز خورشید شور و نشاط هرفرد در زندگی آغاز می شود،وبا غروب غم انگیز خورشید زمان کار و تلاش روزانه پایان می یابد.طلوع یعنی زندگی دوباره،وشروعی دوباره برای خوب بودنغروب یعنی تمام شدن یک روز پر از کار و تلاشیعنی پایان ،پایان یک روز تلخ یا شیرینبعضی از انسان ها در زندگی خود مانند خورشید طلوع می کنند و صفحه ی جدیدی از زندگی را شروع می کنند،و صفحه ی قدیم را فراموش می کنند.موقع طلوع
موضوع انشا :چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
در گذشته های دور در میان مردمی که هر کدام به تنهایی یک داستانی در زندگی دارند و می توان از سرگذشت زندگیشان یک کتاب نوشت پیرمردی سالخورده و دنیا دیده به همراه همسرش زندگی می کردند که از دار دنیا یک گاو داشتند که زندگیشان را با آن می گذراندند. با شیر آن شام می خوردند، با پنیر آن صبحانه و با کره ی آن ناهار. زن خانه با گرفتن شیر و کارهای خانه روزش را سپری می کرد و مرد خانه با به چرا بردن گاو در دشت و تمی
انشا صدای مادربزرگ صفحه 37 نگارش پنجم
انشا صفحه 37 نگارش پنجم درباره احساس خود از شنیدن صداها
انشاهای صفحه 37 نگارش پنجم درس ششم
تجربه ی شنیدن کدام یک از صداهای زیر را دارید ؟ احساس خود را از شنیدن آنها بنویسید.
صدای وزش باد پاییزی
صدای مادربزرگ
صدای سرود ملی
صدای زنگ آخر
صدایی که قبلا شنیده اید و آن را دوست دارید.
موضوع : انشا صدای مادر بزرگ
ننه، حالت خوبه ؟
با این صدا به خودم آمدم.
باز شوق و شادی ناشی از این صدا تمام وجودم را فرا گرفت.
باز غرق در ا
انشا با موضوع یک شاخه گل
گلها در گل فروشی منتظر بودند.تعدادی از آنها توسط گل فروش جدا شدند و درون گلدان های تزئینی چیده شدند.بعضی از آنها بر روی داربست چوبی کنار هم قرار گرفتند، آنها مهمان عده ای آدم سیاه پوش بودند.گلها خیلی با هم تفاوت داشتند در رنگ ها، عطرها، اندازه ها و شکل ظاهری.حتی آنهایی که در ظاهر شبیه هم بودند باز هم نسبت به هم متفاوت بودند.این را از چشم های آدم ها می شد فهمید وقتی در انتخاب کردن و برداشتن گلها دچار تعلل می شدند.مشتری وا
انشا کتاب از نگاه تصویرگر
صفحه 92 کتاب نگارش هشتم درس هشتم

انشا کتاب از نگاه تصویرگر صفحه 92 کتاب نگارش هشتم درس هشتم
با سلام خدمت شما دوستان عزیز در این مطلب قرار است که انشا درباره کتاب از نگاه یکی از خوشه های جدول برای شما بنویسم و در این انشا می خواهیم از نگاه تصویر گر این کتاب را بنویسیم ما در ادامه مطلب های مختلفی راجع به انشا از نگاه تصویر گر در اختیار شما عزیزان قرار خواهیم داد و شما می توانید به راحتی یکی را انتخاب کنید و در کلاس ۲۰ بگیر
موضوع انشا: آسمان شب
تاریک شدن زودتر از حد معمول تو زمستون اخرش کار دستمون میده ، اینو من به دوستم گفتم یکم همدیگرو نگاه کردیم شونه هاش رو بالا انداخت گفت:حالا که چى! ما که هر روز اومدیم و تا اخراى شب موندیم چیزیمون نشد
ادامه مطلب
کانال انشا تلگرام                  http://t.me/davazdahumi

برای دانلود انشا های بیشتر روی لینک زیر بزنید 
https://t.me/joinchat/AAAAAFlmaACSR3WLtXQOhA
کانال انشا با موضوعات متنوع        http://telegram.me/davazdahumi
برای رفتن به بزرگتزین کانال انشا روی لینک زیر بزنید 
https://t.me/joinchat/AAAAAFlmaACSR3WLtXQOhA
بر گر فته از کانال انشا 21 برای

پیدا کردن انشا با هر موضوعی به کانال ما سر بزنید  
ایران من سلام. سلامی به گرمای خون ارزشمند شهیدانت. سلامی به زیبایی رخ مقدس فداکاری آن‌ها. سلامی به توانمندی غیرتشان. می‌دانم این روزها گله داری، شکایت داری. می‌دانم که فرزندانت سخت تو را عذاب داده‌اند.من دیدم که چگونه می‌لرزیدی؛ اما نه طبیبی به بالینت آمد و نه کسی گوشی شنوا شد برای شنیدن دردِدل‌هایت. دیدم که چگونه البرزت بغض کرده بود و کسی آغوشش را برایش نگش
 
 بر گر فته از کانال انشا 21 برای
پیدا کردن انشا با هر موضوعی به کانال ما سر بزنید  
۴سالگی پدرم به دیار باقی رفت. تصاویر پراکنده‌ و محدودی از او دارم. شاید به ده‌تا نرسد. مادرم نقش پدر را هم به عهده گرفت. با قالیبافی چند پسر و یک دختر را بزرگ کرد. از خودش کاست و بر ما افزود.تصویری که از او دارم قالی‌بافی است و قرآن‌ و دعا و نماز. سکوتش بیش‌تر از کلامش بود. استخاره‌گیر محل بود. در جلسات قرآن غلط‌گیر قرآن‌خوانان بود.با همان شعار که اگر دختر سوا
موضوع انشا: نیمه شعبان
شب نیمه‌ی شعبان است؛ شبِ شورانگیز سالهای کودکی‌ام و پَرسه‌های پر از چراغ و شربت و شیرینی، در شهری که انگار همه منتظر آمدنش بودند و پرچم عدالتش؛ منتظر آنکه "کسی از خویش برون آید و کاری بکند".جشن نیمه‌ی شعبان انگار تمرینی بود برای آذین و فرش کردن زمین و آسمان برای روزی روزگاری استقبالش. و صدای منتظرانِ دلتنگی که می‌خواندند: "عزیزٌ علَیّ أن أرى الخلقَ و لا تُرىٰ"یعنی: بر من سخت می‌آید که همه‌ی خلق را ببینم و تو را نه!.
نگارش دهم درس اول
موضوع: تنها و منزوی
اینجا روزها طولانی ترین شب هارا رقم می زنند. باد و هو هو اش نجوای مرگ را سر میدهند. آسمان نعره میزند و درخت ها برگ می گریند. و پنجره سرابی بیش نیست.از بهتر می شود, به مثل قبل می شود.از بدتر نشود به عادت میکنیم.از چگونه به چرا. .آخرین لبخند کی بود؟ نمیدانم. آخرین سرخوشی آخرین امیدواری. اما چقدر دردناک است که میدانم روزی بود. میخواستم که باشد. حسرت و بغض و کینه. خاطری خوب در سر نمیگذرد. همیشه خوبترین ها تلخ تری
انشا درمورد ماه مهر ( دوره ابتدایی)
از خیلی ها پرسیدم ماه مهر یعنی چی؟ گفتند:(( یعنی بوی لبخند، بوی درس و مدرسه و مشق های ناتمام، بیدار شدن از خواب تابستونی و آغاز جنب و جوش مدرسه و تلاش و کوشش))
این ماه یه سی روزه ی جالبه که بچه ها را از خوش گذرونی های تابستونی جدا میکنه و اون هارو به درس و مشق و کتاب مشغول میکنه.
ادامه مطلب
نگارش دهم درس اول
موضوع: کلید
مقدمه: هنگامی که نام کلید به گوشم می خورد، یاد تنها چیز هایی که می افتم شاید گشودن و یا بستن چیزی باشد.هرچیز؛ هر چیزی که قفلی داشته باشد.می تواند یا جسم باشد و یا اینکه به احساسات و درونمان مربوط شود.
بند اول:در زندگی ام به چیزهایی پی بردم . شاید کم سن و سال باشم ولی به هر حال تجربه هایی هم داشته ام. یکی از آنها این است که هر چیزی کلیدی دارد .شاید بتوانم صندوقچه ای را مثال بزنم که کلیدش گم شده باشد و درش هم قفل باشد ولی
انشا کتاب از نگاه نویسنده
صفحه 92 کتاب نگارش هشتم درس هشتم

انشا کتاب از نگاه نویسنده صفحه 92 کتاب نگارش هشتم درس هشتم
با سلام خدمت شما عزیزان در این مطلب برای شما جواب صفحه 92 کتاب نگارش پایه و کلاس هشتم با عنوان یکی از خوشه های نمودار زیر را انتخاب کنید و از نگاه او متنی درباره کتاب بنویسید در ادامه مطلب قرار خواهیم داد برای دریافت انشا راجب این موضوع به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه مطلب
نگارش دهم درس اول
موضوع: نفس
منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات پس درهر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.
عشق٬ زندگی٬ دوست٬ درخت٬ گربه و پرنده همگی به یک‌چیز مشترک نیاز دارند. چیزی که داشتنش زندگی و نداشتنش چیزی جز مرگ نیست٬ بودنش امید است و فقدانش مرگ ٬ به همه چیز رنگ‌می دهد و اگر بخواهد مرگ ٬ به چشم ها نور می دهد و اگر نباشد دود ٬ دیده نمی شود
  بر گر فته از کانال انشا 21 برای
پیدا کردن انشا با هر موضوعی به کانال ما سر بزنید        
زرد شدن درختان،سرد شدن هوا،بوی خاک، صدای خش خش،همه و همه خبر از آمدن فصلی رنگارنگ می دهند.فصلی که غروب هایش بغض آلود و دم صبح هایش گرفته است؛انگار همه ی روز ها جمعه است. جمعه ای که چه زیبا خورشیدش طلوع و چه غم انگیز غروب می کند. غروب های جمعه،عجیب بوی پاییز می دهد. اما چند سالی است که غروب های جمعه اش با جگرسوز ترین اتفاق بشری گره خورده است.پاییزی که تاسوعا
 
دانلود طراحی آموزشی انشا پایه پنجم ابتدایی
فرمت فایل : ورد و قابل ویرایش
تعداد صفحات فایل : 5 صفحه
مختصری از شرح دانلود طراحی آموزشی انشا پایه پنجم ابتدایی :
مشخصات :پایه : پنجم ابتداییعنوان درس : انشاءزمان : 45 دقیقهمحتوا (مفاهیم /مهارتها به تفکیک) :یادگیری و آشنایی با نوشتن یک انشاء توصیفی .نحوه مرتب کردن کلمات برای نوشتن جمله های متناسبپیامد یادگیری :یک انشاء کوتاه در رابطه با فصل بهار بنویسند .با توجه به آنچه که یاد گرفته اند ، دلیل گرم شدن
نگارش دهم درس اول
موضوع: آدم ها
ما چه هستیم؟ تا کنون فکر کرده اید این موجودات دارای دو دست،دوپا،یک سر و دارای عقل و به عبارتی این حیوانات ناطق چگونه موجوداتی هستند؟ انسان؟ آدم؟ یا.به هرحال، ما موجودات عجیبی هستیم؛حتی خودمان هم خودمان را درک نمیکنیم. به کسی که فریاد میزند توجه نمیکنیم و توجه ما به سمت کسی است که آرام و درگوشی صحبت میکند. بهتر است اسم خودمان را بگذاریم زنده ها. زنده ها بیهوده خودشان را میشویند،بیهوده میخورند و میخوابند،بیهود
یک موضوع را به دلخواه انتخاب کنید. یک بار به زبان عادی و یک بار به زبان ادبی درباره آن بنویسید
در این مطلب از سایت درس کده برای شما انشا به زبان عادی و ادبی ( نوشته )  صفحه ۴۱ کتاب مهارت های نوشتاری نهم را آماده کرده ایم.
همراه با رعایت:
داشتن پیش نویس / شیوه ی خواندن / داشتن پاک نویس / شیوه ی خواندن / به کارگیری مناسب زبان عادی و ادبی / بهره گیری مناسب از شیوه های پرورش فکر
انشا شماره ۱ : انشا درباره فصل زمستان به زبان عادی و ادبی:
نوشته درباره زمستان
موضوع انشا : مقایسه ی ابر و کودکی هایمان
در این روزگار قصه ها بسیارند ، انگار بازار رویا های کودکانه داغ شده است ، هرآنکس که به کودکی های خویش سفر می کند جای ردپایش را در سرزمین رویا ها به جای می گذارد .
یادش بخیر! در کودکی بازی می کردیم بدون آنکه بترسیم از زمین خوردن هایمان ، دعوا می کردیم بدون آنکه هراسی داشته باشیم از آشتی نکردن هایمان ، بادبادک می ساختیم بدون آنکه نیامدن بادی را در خیال خود بگنجانیم .[enshay.blog.ir]آسمان نیز این چنین است ، ابر ها
بسم الله الرحمن الرحیم
کتابی دارم تحت عنوان
((رجال کتاب حبیب السیر
از حمله مغول تا مرگ شاه اسماعیل اول
گرد آورده
عبدالحسین نوایی
بامقدمه و سه فهرست
طهران تیرماه۱۳۲۴))
میخواستم اگر بدرد استاد فاطمی نیا میخورد برای تحقیقاتشان،تقدیم ایشان کنم
اگر آدرسی از استاد دارید یا شماره تلفن این حقیر را آگاه کنید تا بدست ایشان برسانم
مرتضی متقیان
09125518933
انشای آزاد تصور ذهنی از عکس
انشا پایه هشتم تصویر سازی صفحه ۵۶
جاده ایی بلند که انتهایش ختم می شود به پیچی که نمی دانم آن سمت  پیچ چه چیزی انتظارمان را می کشد.دره ایی هولناک یا که رودخانه ای پرخروش و یا کوهی به بلندی آسمان. آسمانی که سقف بزرگ جنگل و درختان قاب عکس شده است. جاده ایی طویل که درختان عریان زمستانی بر رویش سایه افکنده اند و از آسمان پر از ابر سیاه برف های سفید مرواریدی شکل بر زمین و بر درختان می نشیند و درختان عریان کم کم پوشیده می شون
بر گر فته از کانال انشا 21 برای

پیدا کردن انشا با هر موضوعی به کانال ما سر بزنید 
من سرزمین دردها هستم، سرزمین غم و اندوه. دریایی آرام که بعد از آن حادثه طوفانی هیچ وقت به حال سابق باز نمیگردم.آن روز ، روز بسیار بدی بود روزی کع من با آن همه عظمت به ناتوانی و  حقارت خود پی بردم. آرام بودم و عاشق، عاشق تمام مسافرانی که به مقصد میرساندم. عاشق غبطه هایی که به بزرگی و عظمت من میخوردند. مغرور نبودم اما گاهی از بزرگی و عظمتم فریفته میشدم.هرگاه میخواست
نگارش دهم درس اول با موضوع مرگ
دبیرمان موضوع مرگ برای نوشتن انشا داد، از آن روز تمام فکرو ذکرم مرگ شده بود!به مرگ انسان ها، تنها شدن اطرافیانشان،عزاداری،سیاه پوشی فکر می کردم اما باز هم به نتیجه ایی برای نوشتن نمیرسیدم.خواستم بیخیال نوشتن شوم و بروم و به دبیرمان بگویم:آخر مگر مرگ انسان ها هم نوشتن دارد؟؟؟!!خواستم قلم و کاغذم را بردارم که یک جرقه در ذهنم زده شد!!موضوع که فقط بر مرگ "انسان"تاکید نداشت،موضوع فقط مرگ بود!!قلمم روی صفحه ی سفید
سلام
یادمه تو دوران راهنمایی انشا داشتیم و من همش 17 اینا میگرفتم. پسر همسایمون که پنج سال ازم بزرگتر بود برام یه بار نوشت تا نمره بهتری بگیرم اینبار 13 گرفتم. اصلا شاخ دراوردم چون واقعا زیبا بود. چند ماه پیش گفتم بهش که اون انشایی که برام نوشتی 13 شدم گفت دبیرش کی بود گفتم فلانی. گفت اون به انشاهای خوب نمره خوب نمیده. یه روز که باهاش کلاس داشتیم من تو موقع درس داددنش یه کم حرف زدم منو کشید بیرون و من فهمیدم که الان تو گوشی بهم میزنه سرمو انداختم زی
علم بهتر است یا ثروت ؟ نوستالژیک ترین سوال در طول زندگیه  تقریبا همه ی ما .
وقتی نوبت به نوشتن انشا با موضوع ( علم بهتر است یا ثروت) میشد،اگر بخوام واقع بینانه بگم تقریبا اکثر ما به این فکر میکردیم که الان چی بنویسم که معلمم بیشتر خوشش بیاد و یه بیست خوش آب و رنگ با یه برچسب صد آفرین خوشگل بچسبونه پایینه انشامون، اما قافل از این که تقریبا همیشه دودل بودیم و نمیدونستین کدومش بهتره چون همیشه از قدیم در ذهن ما نوشتند که علم جدا از ثروته،هرکس علم د
علم بهتر است یا ثروت ؟ نوستالژیک ترین سوال در طول زندگیه  تقریبا همه ی ما .
وقتی نوبت به نوشتن انشا با موضوع ( علم بهتر است یا ثروت) میشد،اگر بخوام واقع بینانه بگم تقریبا اکثر ما به این فکر میکردیم که الان چی بنویسم که معلمم بیشتر خوشش بیاد و یه بیست خوش آب و رنگ با یه برچسب صد آفرین خوشگل بچسبونه پایینه انشامون، اما قافل از این که تقریبا همیشه دودل بودیم و نمیدونستین کدومش بهتره چون همیشه از قدیم در ذهن ما نوشتند که علم جدا از ثروته،هرکس علم د
آیا تا به حال ضرب المثل کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد را شنیده اید؟
در دامنه دو کوه بلند دو آبادی بود که یکی  بالاکوه و دیگری پایین کوه نام داشت؛
چشمه ای پر از آب و خنک از دل کوه می جوشید و از آبادی بالاکوه می گذشت و به آبادی پایین کوه می رسید. این چشمه زمین های هر دو آبادی را سیراب می کرد. روزی ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمین های پایین کوه را صاحب شود.پس به اهالی بالاکوه رو کرد و گفت:
چشمه آب در آبادی ماست، چرا باید آب را مجانی به پایین کو
نگارش یازدهم درس دوم عینک نوشتن
موضوع: پنجره
من چیز هایی می بینم از پنجره چشمانم، که هیچ کس دیگر نمی تواند ببیند. زیرا پنجره چشمانم را هر روز تمیز می کنم و می شویم تا غبارهای جا خوش کرده بر چشمانم باعث نشود کسی را کدر ببینم؛ من هر کس را همان گونه که هست، می بینم ، نه آن گونه که می خواهم.پنجره چشمانم می بیند رگ های لاغر و کم خون تفکر را. من می بینم خون جوانی بر شاخه های اندیشه که با هر تکانی قطره ای از حجم مایع اش به زمین می چکد. می بینم دامن خیس کولی
 یا تفکر به تفکر یا حس به حس
خلاصه نبرد در واقع تقابل دو نفر با هم یا دو تفکر متضاد هست که میتونه
نشات گرفته از یک اتفاق کوچیک باشه یا حسی ناخوشایند ولی باید به قلب نبرد
رفت وحس کرد که واقعا اون دو متضاد قلبا قادر به نبرد هستند یا در ظاهر
کودکانه به خاطر غرور کاذب اینکار رو میکنن وچه شیرین هستند متفکرانی که به
واقعیت ان پی برده و واقف شوند عشقی عمیق وجود داره که میشه با کمی درایت
جمع کرد ودوباره ساخت که چه زیباست ساختنی که دوباره باشه ومیتون
نگارش دهم درس هفتم تضاد مفاهیم 
موضوع: پرواز و سقوط
گاهی می شود آنقدر بدوی که زانوهایت زوق زوق کند و درد ازسر پنجه هایت مانند سوزن تیز بالا بیاید و تا مغزو استخوان، تیربکشد .مانند کشیدن ناخن هایم بردیواری که زمانی تو در خیال بااو بودنی ودلت پرواز با او را می خواهد،صدای ناخون هابند افکارت را پاره و دستانت را جدا میکنند ، وتو مجبوری به سقوط
پاهایش را دراز کرده بودو درخیالش کودکی را بر پا تاب میداد وزمزمه بار برایش لالایی میخواند.و هراز گاهی چش
سلام دوستان
 یه موضوع انشا دارم برای رفقای خفن و اهل قلم، با موضوعات کلاسیک‌طور:
- به یاد موندنی‌ترین کمکی که انجام دادین.- موردی که خودتون چیزی رو دوست داشتید، ولی به کسی بخشیدینش. - روایت داستانی که کسی به نیازمندی کمک کرده و شما در جریان بودین.- اگر جایی واسطۀ کمک شدین و به نتیجه رسیده. 
فقط اینکه متن خیلی بلند نباشه (حدود 15 خط) ، لحنش ترجیحاً محاوره باشه و اگر دوست دارید عکسی براش در نظر بگیرید و بفرستید، یا تو وبلاگ خودتون بنویسید و لینک ب
پایه ی هفتم-درس اول-صفحه ی ۲۰-حیاط مدرسه
انشا پایه هفتم درس اول صفحه ۲۰ با موضوع حیاط مدرسه
مقدمه:خاطرات ما و لحظه های خوب و بدم همیشه در جایی است که در انجا عمری را گذرانده ایم ،جایی  است که اولین بار با اولین قدم دانش اموز انجا را دیده و قدم در راه مدرسه و رو به پیشرفت گذاشته است.
متن انشا :حیاط مدرسه خلوتگاه و ارامش دهنده و گاهی پراضطراب ترین لحظات دوران درس و مدرسه ی یک دانش اموز را تشکیل داده است.
زمانی که در حیاط مدرسه قدم زده،درس خوانده،با
آزمون‌های پایان‌ترم مدتی است که شروع شده. تابحال سه آزمون داده‌ایم. آخرین‌شان همین امروز بود. درس -نه چندان برای من- به یاد ماندنیِ انشا. البته انشا در نظام جدید، جایش را به نگارش» داده است و کتاب هم دارد. کتابی که نحوه‌ی نوشتن را درس می‌دهد و آزمون پایانی‌اش صرفاً یک انشای بیست نمره‌ای نیست. گمان می‌کنم فقط ده نمره به انشای اصلی اختصاص دارد.به هرصورت، امروز که انشایم را نوشتم و البته با استرسِ کم‌ آمدن وقت و تند تند پاک‌نویس کردن برگه
وسط یکی از دفترهام پیش نویس انشا پیدا کردم!ببینید برای دبیر انشایی که ازش زیاد خوشم نمی اومد چی نوشتم!!!" در این مسیر پر پیچ و تاب دوازده ساله ی تحصیل چه اقبال بدی بودتنها دوسال همسفر بودن با شما !بی شک این دوسال فرصت اندکی بودو به اندازه ی کافی قدر آن را ندانستمو از خصائل خجسته و معنوی شما بهره ی کافی نبردماما همین فرصت اندک هم غنیمتی بودو چه هدیه ی آسمانیِ گرانبهایی!!!! "خودم الان مُردم از خنده دارم اینو میخونمبهم نوزده و نیم داد بی انصاف =)+ ان
انشا در مورد بهترین دوست
بهترین دوست رفیق روز های سخت و روز های خوش بهترین دوست دوستی است که همیشه و در هر حالتی کنار ما باشد و یا به عبارتی همانگونه که ما برای او خوب هستیم او هم جواب خوبی های مارا بدهد.بهترین دوست کسی است که چه در روز های خوبی و خوشحالی و چه در روز های سخت و دشوار زندگی همیشه مانند تکیه گاهی برایمان باشد تا با او درد و دل بکنیم و از مشکلات همدیگر برای هم بگوییم و همدیگر را راهنمایی کنیم و با این اوصاف ما هم باید برای او همین کا
کلاسم زود تموم شد بعد مربی گفت کاری نداری ؟ گفتم نه ، گفت پس پاشو بریم این لوازم هنری همین نزدیکیا برات رنگ خوب بخریم (دونه ای ۶۰ تومن پنج‌تاش میشد ۳۰۰  تومن) ، منم با یه حالت "خدایا بگا رفتم خودت رحم کن" گفتم باشه . تو راه دعا میکردم نداشته باشه ، بسته باشه یا هرچی ، پولی که به بدبختی جم کرده بودم باید میدادم به ۵ تا رنگ اونم به خاطر رودرواسی . خلاصه رفتیم و گفت الان ندارم و هفته ی دیگه میارم (الحمدلله رب العالمین) و منم یه قیافه ی "آخ چقد حیف شد" ب
فکرش را هم نمی کردم که این قدر زود تمام شوند؛ انگار همین دیروز بود که در کلاس می نشستیم و از پشت پنجره ، پاییز را تماشا می کردیم و زنگ های انشا معلم مان آهنگ پاییز عاشق است را می گذاشت و از ما می خواست انشا بنویسیم و  تازه آن زمان بود که واقعا دوستش می داشتم حتی با اینکه غروب هایش غم سنگینی را بر دلم می گذاشت، با این همه در آن زمان بسیار عاشقش بودم ؛ و آنقدر زود به اتمام رسید که نفهمیدم چه گونه شروع شد واقعا با گوش دادن آهنگ پاییز عاشق است دلم تنگ
یکی از چیزایی که باعث می‌شه عمیقا به عقل کسی شک کنم، وقتیه که بدون این که ایده‌ای داشته باشه که اصلا میتوکندری چیه، یا کلا کوچک ‌ترین دانشی درباره مباحث مقدماتی زیست داشته باشه، میاد و می‌گه "داروین که کاملا چرت گفته" یا  "تکامل که کلا مزخرفه".
نگارش یازدهم درس اول
موضوع: دلتنگی
دلتنگی
دلتنگی درد عجیبی است که گاه گاهی در لابه لای صفحات زندگی رقم می خورد.
قدم ن می‌روم . در فکر فرو رفته ام، سر در گریبان و چشمانم فقط پاهایم را می بیند. پا هایی که در لا به لای برگ های زرد وخشکیده با صدای خش خش یکی از صداهای پاییزی آشنا را به تولید می کند.هم آوا شدن جیک جیک گنجشکان و صدای رعدوبرق حالم را از آنچه که بود گرفته تر کرد؛سرم را بلند کردم صورتم را مماس کردم با آسمان بالای سرم، دلتنگ شدم! دلتنگ چی
پایه۸_درس۳_صفحه۴۲_دیدن مورچه ای که باری را می کشد
مقدمه:زندگی سرشار از سختی ها است و همواره آدمی در تکاپوست تا این مسیر سخت را برای گذراندن معاش زندگی طی کند. حیوانات نیز این سختی ها را طی می کنند یکی از این حیوانات مورچه است.
تنه: مورچه ه ای اجتماعی است که در اعماق زمین به صورت گروهی زندگی می کند. آن ها همواره غذای خود را با سختی بسیاری پیدا می کنند در فصل گرم در حال جمع آوری غذا برای فصل سرد هستند. مورچه ها همواره باری بیش از اندازه ظرفیت خود
انشای طنز و غیر طنز درباره تلفن همراه
در این مطلب برای شما انشای طنز و غیر طنز تلفن همراه که در صفحه ۵۵ کتاب مهارت های نوشتاری نهم خاسته شده را آماده کرده ایم
نام انشا: انشای طنز و غیر طنز در مورد تلفن همراه
از میان موضوع های زیر یکی را برگزینید یک بار با فضای طنز و یک بار با فضای غیر طنز درباره ی آن بنویسید
انشا شماره ۱ درباره تلفن همراه : (طنز)
تلفن همراه را از این نظر تلفن همراه مینامند که همه جا با ماست از جمله خانه خیابان صف اتوبوس و …. تلفن ه
دم فضایی-پایه ی نهم-صفحه ی ۲۱-درس یکم
انشا آزاد با موضوع آدم فضایی
مقدمه:همه ی ما بچه ها همیشه در کودکی آرزوی دیدن ادم فضایی را داشته ایم و شاید هم چنان داریم.گاهی انقد مشتاق این موضوع هستیم که در خواب و رویا آن ذا می بینیم…
تنه ی انشا:من همیشه در آرزوهایم دیدن ادم فضایی بوده و شب ها لب پنجره ی اتاق می نشستم و به آسمان سیاه و ستاره های چشمک زن نگاه می کردم و از همان جا با آدم فضایی ها صحبت می کردم.همیشه می گفتم که چرا من را به پیش خود نمی برید؟!
همی
به نام خدا.
انشا درباره ی همسایه ای به نام هلما
 
وی به مناسبت آغاز هفتمین سال  وبلاگ نویس شدن خود یک پست (link) منتشر و از همراهی ماها تشکر کرده است؛ من هم تصمیم دارم به عنوان یکی از بهترین دنبال‌کنندگان وی، این پست را تقدیم کنم. ( از همین رو! از بقیه رفقای مشترک از رامین و نسرین گرفته تا یسنا و محبوبه و فرشته و خورشید شب و باقی از شرق و غرب کشور پهناورمان ایران دعوت می‌کنم آنها نیز با این کار وی را خوشحال بکنند. اگر نوشتید لینکش رو زیر همین پست ق
موضوع: دریا
صبح زود بود،کناردریا ایستاده بودم وبه دریا فکرمیکردم.ابی بیکرانش،زیبایی اش را به رخم میکشید،موج های آرامش زنده بودن دریارا گوش زد میکرد.صدای دل انگیز دریاکه نشان ازآرامش دریابود،آرامشی رابه روحم منتقل میکردونسیم خنکی که می وزیدموهایم را به بازی گرفته بود.
نمی دانم چه رازی دراین پهنه بزرگ آبی پنهان است،هرگاه کنارش می آیم،آرامشی وصف نشدنی دروجودم تزریق می کند.
کفش هایم را درمی آورم،قدمی به جلومی گذارم،پاهایم سردی اب را حس میک
را میتوانید به سادگی با لینک مستقیم از سایت نکس لود دریافت کنید و در مدرسه از آن استفاده کنید . ناخن ، عضوی که شاید کم اهمیت به نظر برسد و در واقع اصلا به آن در بین عضوهای بدن اهمیت داده نشود.به راستی فایده داشتن ناخن چیست؟ انسان ها چه استفاده ای از ناخن هایشان میکنند ؟ چرا بعضی ها به ناخن هایشان اهمیت میدهند ، آنها را کوتاه و مرتب نگه میدارند و برخی برایشان اصلا مهم نیست که چقدر چرک و کثیفی زیر ناخن هایشان باشد. چرا برخی از ن و دختران ناخن ها
یه دوست لازم دارم. دختر باشه. بیست و شیش هفت ساله. ترجیحا پولدار باشه، نبود هم نبود حالا. مجرد باشه و تنها زندگی کنه، یا فوقش ش مثلا. دختر باخدا و پاکی هم باشه
آهان، مشکلی هم نداشته باشه که من این سه سال باقی‌مونده رو برم پیشش زندگی کنم. 
قدیمیا یه چیزی حالی‌شون بوده که گفتن دوری و دوستی. 
بازنویسی ضرب المثل در مورد کار نیکو کرن از پر کردن است
ساده نویسی انشا با موضوع کار نیکو کرن از پر کردن است
پایه ی دهم-صفحه ی ۳۹-مثل نویسی-کار نیکو کرن از پر کردن است.
مقدمه:همیشه از هر دست که بدهیم از همان دست پس می گیریم.این قانون زندگی است و همیشه پابرجاست
تنه ی انشا:کار نیکو کردن از پر کردن است ر می توان اینگونه تعبیر کرد که اگر انسان کار نیک و خوب انجام دهد نامه ی اعمالش همانطور پرتر و سنگین تر می شود و یا به نوبه ایی دیگر و یا از نگاهی دیگر می
12/6/98
شب تا خود صبح گریه کردی و ناله،نمیدونستیم چته،بمیرم برات الهی،تا صبح تو بغلم بودی و میچرخوندمت تو خونه تا آروم میشدی،گفتم شاید دل درد داری بهت قطره دادیم اما کمی بهتر شدی،دیگه نزدیکای صبح خوابت برد،صبح وقتی لباست رو عوض میکردم دیدم بدنت و مخصوصا پاهات شدن پر از دونه های ریز و قرمز،گفتم شاید دیشب پشه خورده باشه،یه عزیز خاتون زنگ زدم گفت شاید ابله مرغون باشه ببر دکتر،عصر با بابا رفتیم دکتر،گفت پشه نخورده شاید کک باشه یا ساس،ما هم شک کرد
پایه هفتم   درس پنجم صفحه۶۳  درد دندان
انشا زیبا و جالب در مورد درد دندان
 مقدمه: آسیب رسیدن هر نقطه از اعضای بدن انسان موجب درد و مریضی می شود که دندان درد نیز یکی از همان دردهایی است که بسیار تحمل کردن آن سخت و دشوار  می باشد.
 تنه انشا: دندان عضوی از بدن برای جویدن و خوب هضم کردن غذا است که در دهان قرار گرفته و انواع و اقسام مختلف دارد. مثل دندان آسیاب و نیش و پیشین که هر کدام وظیفه ایی را برعهده دارند و این ها نیز نشانه ی تدبیر بی کران خداوند
اونی که دارن حقشو ناحق میکنن
دوماه داره میدوئه باز اونا قویترن 
دیشب تا صب نخوابیده و از بی انصافی آدما شوکه اس و باورش نمیشه ذات آدم میتونه انقدر بد باشه
کیه؟؟کیه؟؟
مَنَم مَنَم مَن مَن
خلاصه که با ذکر خدایا جز تو کسی و ندارم حواست باشه یکمم سمت منو نگاه کن کفه ترازوی اینور سبکه سپردیمش دست خودش
دعا کنید برای عدم وجود اعتماد بنفس در وجود این جانب که بره بالا بلکه یه ذره کم بشه نا امیدیمون
پایه دهم صفحه۱۰۷ تضاد مفاهیم برف
کارگاه نوشتاری پایه دهم تضاد مفاهیم برف
مقدمه:خداوند برکت و نعمت های بی شماری به ما عطا کرده است، که هر کدام از آن ها فایده ها و زیان هایی را در خود داشته اند مانند: باد و باران و برف.
بعد از گذشت روزهای گرم تابستانی کم کم روزهای سرد زمستانی خود را از لابه لای ابرهای درهم تنیده آسمان نشان می دهد. همان ابرهای سیاه شناور در آسمان که با خود برف های سفید مروارید شکل را می آورند و بر روی زمین فرو می آیند و روی زمین می ن
اونی که قرار بود ساعت۱۱ بخوابه و هنوز بیداره کیه؟؟؟
خلاصه که بیداریم و خسته و بیخواب در عین خواب آلودگی
دنیا در عین بزرگی خیلی خیلی خیلی کوچیکه
شما فک کن دوستت به مشکل خانوادگی خورده با خانواده همسر
مادر همسرتون مسیرشون مترو خور باشه و بعد یکسال برید دیدن یکی از دوستاتون.حین تعریف و صحبت رفیقتون بخواد عکس عقدتونو نشون بدید شمام شروع به معرفی کنید که دوستتون یهو بگه اااا این خانومه آشناس کجا دیدم کجا دیدم ؟که معلوم بشه مادرشوهر عزیزتون با
انشای پایه ی هشتم_صفحه /۷۳
برخاستن از خواب در صبح روستا
دریکی از روزهای خوب بهاری درصبح زود در یکی از روستاهای خوب شمال درحالی که زیر لحاف گرم و نرمی که مادربزرگ با دستان پرمهرش دوخته بود با صدای آواز پرندگان و نسیم بهاری که از لا به لایه درختان به شیشه ی پنجره ی اتاقم برخورد می کرد،از خواب بیدار شدم و شتابان با شادی به سمت پنجره ی اتاق رفتم و پنجره را گشودم و با دمی محکم بوی جنگل و گل های روستا و هوای تازه را وارد ریه هایم کردم و بالبخند به خورش
پایه ی هفتم-درس سوم-صفحه ی ۴۲-موضوع:عینک.
انشا پایه هفتم صفحه ۴۲ با موضوع عینک
مقدمه:یکی از نعمت های بی شمار خداوند دو چشم بینا است تاباان جهان زیبا و رنگارنگ و همه ی  نعمت های خداوند را با چشم ببینیم تاکه شکرگذار باشیم.امادرمیان این همه ادم ،بعضی هاازاین نعمت بی بهره یا کم بهره هستند.یعنی چشمانشان یا به مرور زمان یا از روز تولد و مادرزادی کم سو یا ضعیف هستند و یکی از راه حل های این مشکل عینک است،تا بان جهان و دنیارا شفاف تر ببینیم.
تنه انشا:عین
مثل نویسی درباره زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد صفحه۸۳ پایه دهم
فقها تعاریف فراوانی برای غیبت داشته اند و معیارهایی در این خصوص ارائه کرده اند. شیخ شهید در کتاب (کشف الریبه) ملاک غیبت را اینگونه معنا کرده است که:
هرگاه کسی در غیاب دیگری سخنی نسبت به او بگوید که عرفاً و در نزد مردم نقص و عیب به حساب می آید و قصد وی از این کار سرزنش و یا برملا کردن نقص او باشد، مرتکب غیبت شده است.”
همچنین ابوذر می گوید: از رسول خدا(ص) پرسیدم که غیبت چیست؟ حضرت فرمود
سلام دوستای عزیز
 این وبلاگ رو راه اندازی کردم و توش مطالبی که توی دنیای وب میبینم و برام جالب هست رو قرار میدم فرقی نمیکنه توی چه زمینه ای باشه ، هرچیزی رو هرجایی که میبینم و حس میکنم شاید برای شما هم جالب باشه رو توی این وبلاگ قرار میدم
این پست رو به عنوان پست ثابت توی وبلاگ قرار میدم ، تا شمایی که میاین و وارد اون میشین ، نظرتون رو برام بنویسن ، اینکه دوست دارین اگه دوباره به این وبلاگ اومدین پست های تو چه زمینه ای رو بخونین؟
شما بنویسین
موضوع: خورشید (انشا باموضوع شیوه پاسخ یک متن عینی)
خورشید یکی از میلیاردها ستاره ی موجود در جهان است. این ستاره در مرکز منظومه ی شمسی قرار دارد. نه سیاره ی منظومه ی شمسی تقریباً بر روی یک صفحه به دور خورشید می چرخند. خورشید به دلیل نزدیکیش به ما درخشانتر وبزرگتر از سایر ستارگان به نظر می رسد. فاصله ی آن تا زمین 150 میلیون کیلومتر است. قطر خورشید حدود 1.390.000 کیلومتر است که در مقایسه با قطر زمین (12756 کیلومتر) بسیار زیاد است. با اینکه خورشید از گاز تشکی
درخت هر چه بارش بیشتر می شود سرش فروتر می آید انشا پایه دهم صفحه ۸۳
یکی از رسوم زیبایی که در روزهای پایانی فصل زمستان بین مردم ایران رایج است، رسم درختکاری است. نامگذاری روز ۱۵ حوت/ اسفندماه ( ۵ مارس ) به عنوان روز درختکاری سبب شده تا مردم ایران که در این روزها خود را برای استقبال از روزهای پُر طراوت بهاری آماده می کنند
با انگیزه بیشتری به کاشت نهال های جوان بپردازند و بهه پاس حق شناسی و شکر کردن نعمت های الهی با دستان خود نهالی را در دل زمین بن
فکر کنم اینکه یه وبلاگ زودبه‌زود آپدیت نشه نشونه‌ی خوبی باشه.
راستش وقتی گفتم این مطلب رو بنویسیم این‌طوری فکر می‌کردم. ولی خب شایدم دیگه از حد گذشته که یه وبلاگ آپدیت نمی‌شه. مثلا دیگه حتی حرف زدن هم حال آدم رو خوب نمی‌کنه.
بگذریم:
اومدم از خودم بنویسم و اینکه بگم یا زندگی افتاده روی روالش یا اینکه ما سر شدیم و دیگه دست‌اندازا رو نمی‌فهمیم. خلاصه اینکه درسته این روزا به ندرت فرصت خالی دارم اما انگار زندگی از حجم خشونتش قدری کم کرده.
ولی ر
کار گروهی!
امید داشتن به همکاری کردن آدم‌های اطراف همیشه خوب ؟ هست؟ نیست؟ کسی چه می‌دونه نتیجه چی می‌شه.
فقط این که دلت خوش باشه تنها نیستی! بالاخره بقیه‌ی کارها قراره موازی پیش برن!
حالا می‌خواد این همکار، پدرت باشه، دلبر باشه یا.
می خوام بگم حواستون به دو رو بری هاتون باشه ، خواستون به خودتون باشه . چند روزه می خوام بیام راجب خودکشی اتیکا (یوتیوبر و استریمر معروف) بنویسم ولی راستش نمی دونم چی بگم . خواستم از سلامت ذهن و روان بگم ولی راستش خودمم هیچ اطلاعی راجب موضوع ندارم . ولی الان که ساعت ۴ و یک ساعت و نیمه که دارم تو تختم اینور اونور می‌شم و خوابم نمی‌بره حداقل این دوخط رو بنویسم . یادتونه گفتم همه‌مون یه گوشه زندگی‌مون ریدیم ؟ می‌خوام بگم ربطی نداره یه نفر چقدر خوش
پایه دوازدهم صفحه۲۳ یکی از خاطرات زندگی خود را بنویسید
مقدمه:لحظه به لحظه ی زندگی ما خاطره هایی هستند که در یاد ما ثبت می شود و اتفاق هایی که می افتند، چه خوب یا چه بد می شوند جزئی از همین زندگی ما و با نام خاطره تا لحظه ی آخر زندگیمان با ما همراه می شوند.
تنه ی انشاء: گذر عمر ما در لابه لای همین خاطره ها می گذرد، میان خنده ها و گریه هایمان، میان تجربه ها، درس هایی که از زندگی می گیریم و همان خاطره یا به نوبه ایی دیگر همان تجربه ها را سرمشق زندگی ق
دانلود رایگان کتاب روانشناسی رشد لورا برک جلد 1
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
دانلود کتاب روانشناسی رشد لورا برک دو جلد - جعبه
https://jabeh.com › watch › دانلود-کتاب-روانشناسی-رشد-لورا-برک-دو-جلد۳۱ مرداد ۱۳۹۸ - دانلود کتاب روانشناسی رشد لورا برک دو جلد کاملترین و بهترین خلاصه . رشد لورا برک جلد 1 دانلود رایگان کتاب روانشناسی رشد لورا برک جلد 2 .دانلود خلاصه کتاب روانشناسی رشد (از لقاح تا کودکی) لورا . - .
www.ghatreh.com › news › دانلود-خلاصه-کتاب-روانشناسی-رشد-لقا
سلام
اگه‌ یه پسر، حوالی سن ۳۰ - ۳۱ سالگی، خیلی وضع مالیش خوب باشه، طوری که ماهی مثلا ۲۰۰ میلیون درآمد داشته باشه، هر سال هم بیشتر بشه ثروتش، و چند میلیارد سرمایه اش باشه، شما چه فکری در موردش می کنید؟، پیش خودتون میگید طرف حتما خلاف کار هست؟
با این پیش فرض که پدرش یه کارگر ساده بوده و دارایی شون یه خونه و ماشین و پس انداز بانکی بوده، پیش خودتون چی میگید؟، میگید طرف هست، مواد فروشه، یا میگید باهوش و نابغه ست یا میگید احتکار کرده و .، از
انشا زیبا تصویر سازی درباره جنگلبان
مقدمه: این دنیا پر است از شغل های مختلف که مانند یک پاذل تمام اجزای این جهان هستی را در کنار یکدیگر می چیند. هر کدام به اندازه ایی موثر و حائز اهمیت هستند زیرا حتی اگر یکی درست سر جای خود، وظیفه خود را انجام ندهد، پاذل نیمه تمام و ناقص باقی خواهد ماند
تنه نشاء: صدای زوزه ی گرگ از هر سو به گوش می رسد. هوا ناجوانمردانه سرد و باد هو هوکشان در لابه لای درختان می چرخید. سرما رعشه به جانم می انداخت، اسلحه خالی ا
امروز یه مقداری درس خوندم و روی این مبحث کار کردم که در کل به یه سری نتیجه ها رسیدم !
نتیجه های اسونیه و تقریبا تو هر کتابی و هر کتاب کاری در مورد شیمی چنین نکاتی هستش.
حالا من باز اینجا ذکر میکنم تا شما کنکوری ها هم استفاده ببرید :D
و هم یه نکته برداری و خلاصه نویسی برای خودم باشه.
خوب میریم سر بحث اصلی :
در چه صورت های علامت دلتا اس مثبت هستش :
1- در صورتی که تعداد مول های گازی سمت راست ( فراورده ) بیشتر از تعداد مول های سمت چپ( واکنش دهنده ها ) باشه !
2-
پسری که دو ترم با یکی دیگا بوده داره به من نخ میده.
ینی فک کنم هنوزم با اون دختره باشه.
برعکس من که آرومم نسبتا؛ بشدو حراف و اجتماعی هستش پسره.
گرگ بودن رو ازین سن یاد نگیرن پسرا . اگر دین ندارید آزاده باشید. 
 
مامان بزرگتون نصیحتتون میکنه.:))
 
و یه ککتا جالب که فهمیدم پسره که اومده بود ازمن درباره یه دختر دیگه بپرسه در واقع دنبال من بود:/
چرا؟؟!
حالا اون یکی پسره هم کلاسیم جرئت نداره آدم وار حرفشو بزنه. همش میاد ار چن وقت یبار میگه : سلام خوبید؟
نم
برق چشمای انتظارت عشق
اون نفَس های بیقرارت عشق
تو که عمری به پای من موندی
آخرِ عشقِ موندگارت عشق
عشق وقتی تورو تماشا کرد
خود زنی کرد و عشقو حاشا کرد
باورش شد سرش کُلا  رفته
باز، عشقو دوباره انشا  کرد
منو تو اولِ یه آغازیم
روی خطِّ نجات پروازیم
تو حواست به هر دومون باشه
تو بگو همدلیم و همرازیم
برق چشمای انتظارت عشق
اون نفس های بیقرارت عشق
محمد رحیمی 
چندوقت پیش با یه کانال نویس اشنا شدم که سرطان داشت 
بخاطر امتحانم فرصت نکردم کانالشو بخونم تا اینکه دیشب وقتی بیخوابی اومده بود سراغم نوشته هاشو خوندم.این حجم از انگیزش که درباره مریضیش میگف شگفت زدم کرده بود.اینقدر شوخ طبعانه نوشته بود ادم فکرمیکرد داره درباره یه سرماخوردگی ساده میخونه نه سرطان
درسته با توضیحات خودش ته دلم هیچ امیدی نبود ولی هی میگفتم خدایا یه معجزت میتونه زندگی رو به دلارام ببخشه
فکر نمیکردم امشب وقتی تلگرام رو بازمی
از اول نمیخواست باور کنه.
اگه رود باشه بمن میرسه.اگه زود باشه بمن‌میرسه.
قبوله که هرکس خدایی داره.خدای من اما قدیمیتره
خدای تو مث خودت بی وفاست
خدای من اما صمیمی تره
خدای تو تردید و ترسه.خدای من باوره .
هیچوقت فک‌نمیکردم‌نتونم با یه عشق خودخواهانه و زورگو سر کنم.خیلی سخت بوده.ترس بدی دارم ازش.از اینکه به زور میخواد منو داشته باشه از اینکه به زور میخواد مهربون باشه باهام و حواسش بهم باشه.اخه مگه میشه با زور نگهم داری و مواظبم باشی؟؟؟!!!
دعا کنید اگر خیر و صلاحه هر چه زووووووود تر بریم سر خونه زندگی خودمون و مستقل بشیم! 
موندن توی این تعلیق و اوامر و نواهی و دلسوزی و نصیحت های والدینم داره برام غیر قابل تحمل و اذیت کننده میشه، و هی طبق قانون " و لا تقل لهما اف" هیچی نمیگم و می‌ریزم تو خودم و احساس میکنم دارم افسرده میشم.
دعا کنید زودتر مستقل بشیم و اگه قراره با کسی چالش و اختلاف نظر داشته باشم کسی باشه که واقعا شریک زندگیمه و باید در جریان تصمیم ها و برنامه هام باشه 
ولی خب گفتن
به نظرم لازمه هر شهری یه مرکز داشته باشه. جایی که رسیدن بهش آسون‌ترین راه‌ها باشه، جایی که از ساکن و مسافر، هرکی توشه، اگه راه گم کنه، اگه خسته باشه، اگه خوشحال باشه، اگه ناراحت باشه، اگه می‌خواد از خونه‌ش بزنه بیرون، اگه بی‌جا و مکان باشه، اگه بخواد قرار بذاره، اگه بخواد خلوت کنه، اگه بخواد خوش بگذرونه، اگه بخواد عزاداری کنه، اگه تازه متولد شده یا اگه تازه مرده، در هر حالی بتونه روش حساب کنه. مرکزی که آغوشش باز باز باز باشه، مرکزی که خود
به نام خدا
موضوع انشا : نخبه
در لغت نامه از نخبه به عنوان برگزیده ی یک جمع یا یک موضوع یا هرچیزی یاد شده. مثلا یک زمانی قشر تحصیل کرده ی جامعه را با عنوان نخبه یاد می کردند. البته گذشت آن زمان ها! حالا اینقدر دکتر و مهندس دورمان را گرفته که آدم خجالت می کشد از واژه ی وزین نخبه برای نام بردن از برخی از این دوستان استفاده کند!
مع الاسف گویا هم چنان این رویه که تحصیل شما را نخبه می کند در پس زمینه ی ذهن این آقایان جاری و ساریست. لذا خود نخبه پنداری در ج
چشامو میبینم قیافه ممدرضا شایع رو میبینم :|
آخه چرا اینقد بچه و عموییه؟ :|
این بود کسی که میگف بدهکارتم دنیا اگه مردی بیا بگیر؟
چی باعث شده بود با این سن این کارا رو اجرا کنه؟ :|
ولی واقعا توقع داشتم یه چهره پخته ای باشه
حداقل صورتش یه زخم پشت ریش میشاش داشته باشه نه اینکه اصلا ریش نداشته باشه :|
تولید پروردگار نتفلیکس، با نقش آفرینی آدام سندلر و جنیفر آنیستون .
قهقهه نمیزنید ولی حوصله‌تونم سر نمیره . خلاصه مطلب اینکه سعی کردن از کنار این دو اسم پولی به جیب بزنن و فحش هم نخورن 
.
فیلم pet cemetery که اقتباسی از رمانی به همین نام و نوشته حضرت استیون کینگ هست .
ندیدمش هنوز ولی قول میدم فیلم های اقتباسی از داستان های کینگ ارزش یک بار دیدن و دارن .
.
اگه خاطرتون باشه درباره ونوم یه صحبتی کرده بودم . رو همین حساب عازم یک سفر زیارتی و سیاحتی به ایا
_
داستان ک نمیدونم دقیقا از کجا شروع شد ولی خیلی تابلو بود
اولین دیالوگ توی راهرو یادمه یه چیزی تو این مایه ها بود که گفت شما هم محله ای مایین و اینا و من یه لحظه از ذهنم گذشت که از کجا فهمیده
ولی خودش میگه از زمان نمایشگاه داخلی حواسش بهم بوده هیچ مکالمه یا برخوردی از اون روز یادم نیس
بالاخره راضی شدم بریم بیرون صحبت کنیم چون نمیدونم نیت اش واقعا چیه. میگه دوستی. اگه همون دوستی که همه میدونن باشه به چه دردی میخوره
پسر خوبی به نظر میرسه. یه کم مغر
من خیلی یه جورایی حزب بادم احساس میکنم شخصیتم از درون تهی هست ثبات اخلاقیم ندارم حتی!!بخش عمده ایش به خاطرخاطر اینه که نظر بقیه برام مهمه و خیلی دلم میخواد همیشه ازم به خوبی یاد بشه و به شدت وحشت دارم از اینکه کسی باهام بد بشه یا نظرش از خوب به بد راجعم تغییر کنه (در حدی ک راضی بودم مثلا کسی توروم باهام خوب باشه اگه خواست حالا تو دلش بد باشه:|||)
یکی بهم بگه شخصیتت رو توصیف کن نمیتونم چون بعضی مواقع خیلی مهربون میشم بعضی مواقع واقعا برام مهم نیست
(( برداشت آزاد ))
   یه مدته توی این فکرم که یجورایی ممکنه هر ایرانی واسه خودش یه گالیله باشه !! اگه کمی به اعتقادات ریزو درشتمون فکر کنیم ، شاید متوجه بشیم یه سری اعتقادات و باورهامون رو که قلبا بهشون ایمان داریم رو نمیتونیم بروزشون بدیم و در واقع جز در باطنمون جایی دیگری ندارن ، و در واقع بیم داریم که عکس العمل جامعه و اطرافیونمون در مواجه شدن با بروز دادنشون، برامون مشکل ساز باشه . خلاصه اینکه ،شاید هیچ کسی مثل ما ایرانیا نتونه شرایطی رو که گ
دانلود رایگان کتاب روانشناسی رشد لورا برک جلد 2
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
دانلود خلاصه کتاب روانشناسی رشد (از لقاح تا کودکی) لورا . - .
www.ghatreh.com › news › دانلود-خلاصه-کتاب-روانشناسی-رشد-لقاح-کود.۲۳ مرداد ۱۳۹۸ - دانلود خلاصه کتاب روانشناسی رشد (از لقاح تا کودکی) لورا برک (جلد 1 و 2) pdf فرمت فایل: pdf حجم فایل: 8 مگابایت نویسنده.وارد نشده: رایگانخلاصه کتاب روانشناسی رشد 2 لورا برک - پروژه
project.asdfg.ir › pageخلاصه کتاب روانشناسی رشد 2 لورا برک. کابران عزیز و
صب تو حالتِ بگایی رفتم کلاس بعد دیدم ای دلِ غافل در آموزشگاه بسته‌ست . کلی زنگ زدم کسی درو باز نکرد ‌. داشتم برمی‌گشتم که مربی رو دیدم و بهم گفت چرا در بسته ست و من گفتم از من می‌پرسی خل ؟ (در واقع گفتم نمیدونم) . خلاصه یکم حرف زدیم و گفت ببین امروز جلسه ی آخر بود [در حالی که جلسه‌ی یکی مونده به آخر بود] و دیگه من همه‌ی تکنیکا رو بهت آموزش دادم و دیگه نیا . منم گفتم باشه . درسته خوشحالم که تموم شد اما ۱۰۰ تومن از شهریه مونده که قصد ندارم بدم ‌.
چرخ گوشتمون رو گذاشته بودم تو دیواریه بنده خدایی که بیمارستان کار میکرد اومد چرخ گوشت رو ببینه،در رو که باز کردم دیدم از یه ماشین مدل بالا پیاده شد پیش خودم گفتم طرف وضعش خوبه حتماخلاصه چرخ گوشت رو فروختیم بهشوقتی رفت از رو رفتارش پیش خودم گفتم بهش نمیخوره این ماشین واسه خودش باشه،یعنی با این رفتار عمرا به این ماشین رسیده باشهبعدا متوجه شدم گوشت کوبش رو فراموش کردم بهش بدمیه جا دیگه قرار گذاشتیم و گوش کوب رو براش بردم این سری با پراید اومد.
هیچ چیزی مثل صدا نمی تونه ماندگار باشه تصویر خیلی زود محو وپاك میشه اما صدا نهبرای من یكی از زیباترین وخواستنی ترین خواستنی ها صدا بودهشنیدن وگوش كردن به صداهایی كه دوس دارم می تونه صدای یك انسان خاص باشهصدای آب باشهو دلم برای شنیدن لك زده 
1)هر موقع سرم زیاد تو گوشی بود مامانم میگفت الهی بسوزه این گوشیت:|
خدای عزیزم هم  که بقیه دعاهای مادرمو درباره ی من تقریبا نادیده میگرفت واسه اینکه دل مامانم نشکنه سریعا این دعاشو بر اورده و کرد گوشی نازنینم  داغان شدبه همین راحتی
خلاصه مراقب دعا های پدر مادراتون باشید
یه هفته ای هست گوشی ندارم و به زور دارم ترک میکنم گوشی  و نت رو ،امیدوارم زود تر درست بشه!
این اتفاق هم دقیق زمانی افتاد که کار فوق واجب با نت داشتم و دارم:|
2)این روزا به این نت
سلام دوستان
سعی میکنم تا دو سه هفته دیگه رمان "عشق ابدی ولیعهد" رو تموم کنم
و اینکه میخوام یک رمان جدید بنویسم که ماجرایی باشه ولی ربط داشته باشه به رفاقت و اینا(میخوام تقدیم کنم به رفیقم)ولی نمیدونم اسمش چی باشه.نظرشما چیه؟
اسم های پیشنهادی خودم:
"عشق در تاریکی" اسمش جور شه رمانش میاد تو ذهنم چی باشه
"عشق نا تمام" یه طوری نیست از نظرتون؟
"دو دقیقه تا مرگ"خودمم میترسم از اسمش
خب دیگه نظر شما چیه؟
سلام دوستان
سعی میکنم تا دو سه هفته دیگه رمان "عشق ابدی ولیعهد" رو تموم کنم
و اینکه میخوام یک رمان جدید بنویسم که ماجرایی باشه ولی ربط داشته باشه به رفاقت و اینا(میخوام تقدیم کنم به رفیقم)ولی نمیدونم اسمش چی باشه.نظرشما چیه؟
اسم های پیشنهادی خودم:
"عشق در تاریکی" اسمش جور شه رمانش میاد تو ذهنم چی باشه
"عشق نا تمام" یه طوری نیست از نظرتون؟
"دو دقیقه تا مرگ"خودمم میترسم از اسمش
خب دیگه نظر شما چیه؟
خلاصه کتاب معارف اسلامی 1
خلاصه کتاب معارف اسلامی 1 خلاصه کتاب معارف اسلامی 1 خلاصه کتاب معارف اسلامی 1 خلاصه کتاب معارف اسلامی 1 خلاصه کتاب معارف اسلامی 1 خلاصه کتاب معارف اسلامی 1 خلاصه کتاب معارف اسلامی 1 خلاصه کتاب معارف اسلامی 1 خلاصه کتاب معارف اسلامی 1 خلاصه کتاب معارف اسلامی 1 خلاصه کتاب معارف اسلامی 1 خلاصه کتاب معارف اسلامی 1 خلاصه کتاب معارف اسلامی 1 خلاصه کتاب معارف اسلامی 1 خلاصه کتاب معارف اسلامی 1 خلاصه کتاب معارف اسلامی 1 خلاصه کتا
ساعت شش و نیم صبح است . مادرم دوباره آمده و دارد مرا از خواب بیدار می کند به قول خودمان نازم را می کشد تا بالاخره از خواب بیدار شوم .هوا کمی تاریک است دوباره صدای خروس همسایه به گوش می رسد با چشم های
خواب آلود که هیچ جا را نمیبیند دست و رویم را می شویم و لباس هایم را می پوشم و صبحانه
یزی می خورم . فاصله مدرسه تا خانه ما بسیار زیاد است برای همین مجبورم با سرویس
بروم.می روم داخل حیاط و بند های کفشم را می بندم و داخل کوچه منتظر سرویسم می مانم .
سر صبح
1-اشکال دردستورونحو: برخی
دانش آموزان در به کاربردن قواعد دستور زبان فارسی،زمانها وضمایرو. دچار مشکل هستند.



2-بی نظمی در ترتیب قرار گرفتن کلمه مثال:مادرم
می پزد غذا.



3-عدم هماهنگی میان فعل وضمیر مورد استفاده.مثال:
:من به مدرسه رفت.



4-افزودن پسوند های نادرست به کلمه.



5-در استفاده از علائم نمادی مانند نقطه
گذاری ،ویرگول،علامت تعجب و. دچار مشکل هستند.



6-فاقد مهارتهای لازم برای اصلاح نوشته
های خود هستند. دانش آموز ایده دارد ولی ن
بابای من خیلی مخالفن، کلا دنیامون خیلی جداست از هم، فعالیت هام، رشته م، علاقه مندی هام، چیزایی که میخونم، چیزایی که می‌بینم فرق داره با سلیقه بابا و خیلی وقت ها مورد نقد و طعنه قرار گرفتم!
امشب داشتم فکر می‌کردم که چقدر عجیب این پدری که انقدر با من مخالفن چرا سر ازدواجم انقدر روال و موافق و راضی برخورد کردن؟ 
خیلی چیزا بود توی این ازدواج که حتی وجود یه دونه ش از نگاهِ بابا میتونست یه جوابِ "نه" ی سفت و سخت باشه.
 
خلاصه اینکه می‌گن ازدواج خی
◀یکی از تصورات اشتباه ما همین هست که فکر میکنیم که اگر دلمون پاک باشه کافیه،اما اینطوری ها هم نیست که فکر میکنیم،ما نمیتونیم گناه بکنیم،خطا بکنیم اما چون دلمون پاکه بگیم دیگه تمام و حرف آخر اینکه که خدا دل پاک رو با عمل پاک میخواد،هر موقع تونستیم اعمالمون پاک و طبق اصول شرع و انسانیت باشه،میتونیم ادعا کنیم که مهم دله که پاک باشه،یاعلی❤
خلاصه کتاب معارف اسلامی 2
خلاصه کتاب معارف اسلامی 2 خلاصه کتاب معارف اسلامی 2 خلاصه کتاب معارف اسلامی 2 خلاصه کتاب معارف اسلامی 2 خلاصه کتاب معارف اسلامی 2 خلاصه کتاب معارف اسلامی 2 خلاصه کتاب معارف اسلامی 2 خلاصه کتاب معارف اسلامی 2 خلاصه کتاب معارف اسلامی 2 خلاصه کتاب معارف اسلامی 2 خلاصه کتاب معارف اسلامی 2 خلاصه کتاب معارف اسلامی 2 خلاصه کتاب معارف اسلامی 2 خلاصه کتاب معارف اسلامی 2 خلاصه کتاب معارف اسلامی 2 خلاصه کتاب معارف اسلامی 2 خلاصه کتا
خب دیروز وقتی به مامانم گفتم خواستگارو قراره ببینم خیلی استقبال کرد که برای من عجیب بود داداشم که میکفت بیشتر وقت بده.اصلا ادم من نیس ولی نمیدونم چرا حرف زدن باهاش برام جذابه.فکر میکنم فقط بخاطر تنهایی باشه.طولانی تنها بودن من.روی همه چی اخلاف داریم .با من طوری حرف میزنه که انگار باشه حالا دور توه بعد ادمت میکنم.میدونم منم خیلی همه چیو اول با دید بدمیبینم و گارد میگیرم.بهش همه چیو گفتم. هرچیزی که توش منفی بود برام ولی اینکه هیچکدوم ب
دیروز یعنی۲۹ م تیر ماه مصادف بود با تولد منتولد امسالم یکم فرق میکرد و احساس بهتری بهش داشتم و خوشحال بودم و اصلا فکر رفتن به کوه و دشت و بیابون و دریا اونم تنهایی به سرم نزد.روز خوبی بود و کلی خوشحال شدم و کلی از عزیزانم تبریک گفتن و منو حسابی شرمنده کردن که از همین تریبون بدین وسیله از همتون تشکر میکنم و مرسی که به یادم بودین انشا الله تو شادیاتون جبران کنم⁦❤️⁩ولی قسمت مهم داستان از غروب افتاب به بعد بودشاید چون شنبه بود غروبش بوی دلگیری غ
مقدمه انشا :ما در ایران عزیزمان ضرب المثل ها و حکایت های زیادی با داستان و اتفاق های زیادی برخورداریم که یکی از ضرب المثل ها نهرکه بامش بیش برفش بیشتر»می باشد.
تنه انشا :بند اول : در روزکاران قدیم،در میان این همه ادم،دو همسایه دیوار به دیوار زندگی می کردند که یکی پیرمردی تنها و سالخورده بود و دیگری جوانی بشاش وکمتجربه.پیرمرد خانه ایی کوچک و درویشانه ایی داشت که برای مردی تنها کافی بود.اما دراین میان جوان کم تجربه برای خود خانه ایی بزرگ ساخته
سلام عرض میکنم خدمت نامرد ترین رویای جهان:/
امیدوارم حالت همیشه خوب باشه حتی اگه خبری از ما نگیری .
عرض کنم خدمتت که تولدت مبارک امیدورام همیشه شاد و سرزنده باشه و دل خوشی برای همه زندگیت موجود باشه البته تو فریزر:/
به خاطر این که ایام سوگواریه نمیتونیم شادی کنیم بر ما ببخش^_^
 
پایه هفتم درس چهارم صفحه۵۲ ایران
انشا پایه هفتم در مورد ایران صفحه ۵۲
مقدمه: وطن هرکس مانند شناسنامه ایی است که همراه او همه جای جهان همراه با اسم و فامیل او حک شده و دنباله ی روی او است. به گونه ایی که آن فرد را با نام کشور و زدگاهه ش می شناسند. ما مردم ایران نیز با نام ایران و ایرانی شناخته و نام برده می شویم.
تنه انشا: ما همگی ایرانی هستیم و خون و غیرت ایرانی در رگ و ریشه ی ما وجود دارد و تشکیل دهنده ی ذات و شخصیت ما می باشد. ما مردم ایرانی هستیم ک
مقدمه: خیزید و خز آرید،که هنگام خزان است،باد خنک از جانب خوارزم وزانست،آن برگ رزان بین که بر آن شاخ رزان است،گویی به مثل پیرهن رنگ رزان است.

بدنه: پاییز.کلمه ای است که هر گاه می شنوم، یاد برگ های رنگارنگ، مریضی های متفاوت و البته مدرسه می افتم. وقتی پاییز می شود، مدرسه ها باز می شوند و ما با دوستان قدیمی خود، دیداری دو باره می کنیم. در میانه های راه رفتن به مدرسه، برگ های سرخ، زرد، نارنجی و قهوه ای می بینم. واقعا چه چیزی زیباتر از  این است که وق
سلام علیکم
واقن چ چیز جالبیها این دنیاهای موازی کلن چن وقت بود ک ذهنمو در گیر کرده بود ینی چندین ماه تا اینکه امروز یه مطلب دربارش خوندمو امشب یه فیلم دربارش دیدم و دوباره تو بهت و شگفتی این قضیه جالب فرو رفتم و واقن الان در شگفتی بسر میبرم مثلن فک کن همین الان ک من دارم مینویسم
یه منم ممکنه خاب باشه
یه منم ممکنه درحال مطالعه کتاب باشه
یه منم ازدواج کرده باشه 
یه منم ممکنه بیاد بازم بنویسه ولی این مطلب نباشه
یه منم ممکنه یه شهر دگ باشه 
یه منم
سلام علیکم
واقن چ چیز جالبیها این دنیاهای موازی کلن چن وقت بود ک ذهنمو در گیر کرده بود ینی چندین ماه تا اینکه امروز یه مطلب دربارش خوندمو امشب یه فیلم دربارش دیدم و دوباره تو بهت و شگفتی این قضیه جالب فرو رفتم و واقن الان در شگفتی بسر میبرم مثلن فک کن همین الان ک من دارم مینویسم
یه منم ممکنه خاب باشه
یه منم ممکنه درحال مطالعه کتاب باشه
یه منم ازدواج کرده باشه 
یه منم ممکنه بیاد بازم بنویسه ولی این مطلب نباشه
یه منم ممکنه یه شهر دگ باشه 
یه منم
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها