این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

نتایج جستجو برای عبارت :

الان چشای ترم حیف نیست دوروبرم هی بخنده

نه دلم آروم می گیره نه تحمل دوری مهندس جان رو دارمصبر وتحمل ایوب رو از کجا بیارم دلم داره می ترکهبیقرارمدلتنگ آقاسامانم هستمخدا بگو مهندس جان بیاد من خیلی منتظرشندس جان بمن قول داد که قوی باشهمن دلم روشنه که آقاسامانم عشقم حالش خوبهدردوبلاش بیاد برای منعزیزدلمهانقدر دلم برای چشاش تنگ شدهوقتی عمیق بهش فکر می کنم مثل دیوونه ها می شممستاصل می شمنه می تونم ببینمشنه می تونم برم پیششنه می تونم صداشو بشنومنه می تونم بهش زنگ بزنمخوب دارم روا
به نام خدا
دلم میخواست الان یه سه چهارتا بچه داشتم کنار همسرم با عشق زندگی میکردیم
همیشه دوست داشتم دوروبرم شلوغ باشه
خدایا ینعنی میگذره این روزای سخت؟؟؟
یا سختی فقط صدسال اوله؟:))
بعد از مرگ قراره تازه طعم زندگی رو بچشم
نه امکان نداره چون معتقدم کسی که این دنیاش برزخ و جهنمه اون دنیا هم وسط جهنمه
تا چند وقت پیش فکر میکردم من هنوز جوونم سنی ندارم که
اما الان واقعا احساس پیری و فرسودگی دارم سنمم کم نيست بیست و چهاااااااااار ساااااااال
۶ سال دی
اردوگاه عنبر» خاطراتی از سه آزاده جنگ تحمیلی به نام‌های حسین فرهنگ اصلاحی، مهدی گلاب و غلامحسین کهن است:
آفتاب
غروب می‌کرد که به هوش آمدم. آن غروب چقدر برایم حزن‌انگیز بود! به
دوروبرم نگاهي انداختم. دو شهيد پهلویم خفته بودند. آن‌ها چقدر آرام بودند و
من چقدر ناآرام. دستم تا مچ خونی بود. گلویم به‌سختی می‌سوخت و تشنگی
کلافه‌ام کرده بود. قمقمه‌ام خالی بود. با زحمت و مشقت، قمقمهٔ شهيد
بغل‌دستم را باز کردم و آب داغ و گرم آن را سرکشیدم. اضا
‍‍ بهنام، خواستم بگم این کاغذهایی که از دیوار کندی رو بچسبون سر جاش!نمی‌دونم کسی ته دلت رو خالی کرد یا خودت بی‌خیال آرزوهات شدی. اگه خودت بی‌خیال شدی که قضیه‌اش جداست، باید بشینی یه بار دیگه آلبوم آرزوهات رو ورق بزنی. ولی اگه کسی ته دلت رو خالی کرد، خواستم بگم ما آدم‌ها همینیم. یعنی به قول مهران مدیری توو برنامه خندوانه "همه‌مون یه اژدهای درون داریم که وقتی کسی ازمون سبقت بگیره، آتیش بارونش می‌کنیم"دیشب که اومدی گفتی قانون جذب می‌گه آر
وقتایی که در اوج لحظه سرخوشی، که اونم با هزار زور و تلقین و هزار بار خود رو به کوچه علی چپ زدن و صدها فکر های فرعی و کم محلی و ده هزار جور پوست کلفتی و. به وجود اومده یهو درد تمام جون و استخون و روحت رو فرا میگیره، فقط یه آرزو میتونی کنی. 
مرگ
با وجود همه تلاش ها و هدف ها و گذشته ها و آینده ها. 
و من شاید هر روز این مصیبت رو تجربه میکنم !
+ خنده دارش اونجاست که موقع از درد نالیدن و به خود پیچیدن من ، مامانم میگه هيیشششش. چیزی نيست!!منم هيیششش میشم
+دیشب حرم حضرت معصومه(س)بودم،کنار ضریح تک تکتون رو یاد کردم.
+الان رسیدم خونه.خسته،له،داغوووووون.
+مسابقه گویندگیامروز شروع شد،خوشحال میشم با رای هاتون،مسابقه رو جذاب تر کنید.
+ #کلیشه_برعکس چقدر حرکت خوبیه،کاش تاثیر هم داشته باشه.
_چه معنی ای داره وقتی یه زن تو ماشینه،مرد رانندگی کنه؟
_فلانی دنبال یه شوهر کارمند میگرده،حالا درسته مرد وظیفش خونه داریه ولی خب کارمند باشه بهتره،کمک خرج زنش میشه.
_پسرجان باید قبل۹خونه باشی،خواهرت دختره اشکال
بذار براتون بگمشماها آقاسامان عزیز منو که نمی شناسید برا همون براتون خیلی سواله چرا من انقدررررر دوسش دارمآقاسامان عزیز من الهههههي قربونش بررررررم خیللللللی پسر خوبیه بی نهاااااااااااایت خوب همه ی دخترا  از خداشونه با یه پسر باشخصیت و تحصیلکرده و خوشتیپ دوست بشنتازه فقط اینا نيست مهندس جان خیلی مرد بار اومده انقدر با من مهربون رفتار می کنه البته الان دیگه جوابمو نمیده مهندس جان خیلی زحمتکشه با اینکه کشور غریب یه جای خیلی دور زندگی می
بررسی کردن چاله‌های روی گیلاس، به قصد یافتن سوراخ ایجاد شده توسط کرم‌ها؛ برداشتن اشتباهيِ گیلاسی که گذاشته بودیش کنار و حدس می‌زدی کرم داشته باشه، برای بار هزارم؛ لم دادن زیر باد کولر در حالی که برگ‌ها اون بیرون دارن از باد گرم له له می‌زنن؛ حس کردن تفاوت دما موقع ورود و خروج به خونه؛ برنامه‌ریزی برای تک تک ثانیه‌های نوزده روز بعد، در حالی که می‌دونی خبری از باد کولر نيست و قراره زیر گرما جون بدین اما اون هنوزم به لپ‌های قرمزت بخنده؛ و
من پسری بودم که برای خوشحالی و شادی هام دلیل نمیخواستم، من برای خنده هام نیاز به هيچ جوک و حرف و صحنه ی  خنده داری نداشتم.
تمام اون زمان هایی رو یادم میاد که وقتی دلم خنده های حال خوب کنی میخواست یهو میزدم زیر خنده، اونقدی از ته دل بود که همه شوکه میشدن میخواستن بدونن چِم شده،
فکر میکردن اتفاقی افتاده، اما فارغ از اینکه من برای خندیدن های بی محابا م نیاز به فلسفه و منطق و حادثه نداشتم.
همه ی اون روزهایی رو یادم میاد که هي میگفتن مگه دیوونه ای؟
دوسه روزه میخونم و از فردا سه روزی رو شروع میکنم که معادل 9 واحده رسما سنگین ترین روزهای تاریخ دانشگاه و پیش رو دارم  ( از این سخت ترم بوده )
استرس فردا و پس فردا و پس اون فردا ودیگر مسائل کلا انرژیمو گرفته بود خدا روشکر بعد از ظهر تونستم کام بک بزنم  و دوباره بلند بشم الان واقعا حووصله ام نيست که به هيچی  فکر کنم حتی به امتحان فردا فقط دلم میخواد که دست پر برگردم  از این سه روز سخت که باید فقط بشینم پای جزوه و کتاب خدایا خودت کمکم کن
حوصله ام وا
واقعا چرا آخه؟!!
الان خیلی بی پولم و درسته که این حس بی پولی رو بارها در زمان های گذشته تجربه کردم
اما
الان در این سن، این همه بی پولی سخته واقعا
چی کار کنم که دوست دارم یه سری چیزا داشته باشم. چی کنم؟ الان این زیاده خواهيه ؟ یا چیز مهمی نيست، واجب نيست و چیزای مهمتری وجود داره یا انسان در درخواستاش سیری نداره یا اینا زیاده خواهيه یا خیلی های دیگه بودن که همینایی رو که الان دارم رو نداشتن یا این شرایطی که الان دارم آرزوی کس دیگه است؟ یا چی؟!!!
واق
دانلود آهنگ خرابش میکنم علی خدابنده
ali khodabande - kharabesh mikonam
 
هوا داره آروم آروم روشن میشه شبم با تو صبح شده
چشاي من خیره به تو دلبریاتو رو تو قفل شده
یه کاری کردی در دلم به جز تو رو همه بسته شه
دست خودم نيست نمیتونم اصن کسی بهت وابسته شه
تو که میکشی منو میبری دلمو زخم رو بالمو کی ببنده پس
بعد رفتنت اگه نباشی از ته دلش کی بخنده پس
خودم خرابش میکنم سر راه عشقمون هر چی سده
باید بهت ثابت کنم عشقم بهت بیش از حده
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلو
این روزیی که نزدیک شدیم به اعلام نتایج  کنکور همش به این فکر میکنم من که به اصطلاح خرم از پل گذشته و واقعیتش از روزگار عجیب کنکور چیزی اذیت کننده ای رو به یاد نمیارم،شاید هم ناخودآگاهم به حذفش کمک کرده و بیشتر هر سال که به دوران نزدیک می شیم بر خلاف گذشته دلم میخواد به بچه های دبیرستانی آگاهي بدم(چیزی که خودم عمیقا حس میکنم بهترین لطفی که میشه به فرد تو بحران کرد) که خب دوروبرم کسی نيست و من هم کلا آدمی نيستم که خودم رو وارد مسئله ای کنم حالا ای
این روزیی که نزدیک شدیم به اعلام نتایج  کنکور همش به این فکر میکنم من که به اصطلاح خرم از پل گذشته و واقعیتش از روزگار عجیب کنکور چیزی اذیت کننده ای رو به یاد نمیارم،شاید هم ناخودآگاهم به حذفش کمک کرده و بیشتر هر سال که به دوران نزدیک می شیم بر خلاف گذشته دلم میخواد به بچه های دبیرستانی آگهي بدم(چیزی که خودم عمیقا حس میکنم بهترین لطفی که میشه به فرد تو بحران کرد) که خب دوروبرم کسی نيست و من هم کلا آدمی نيستم که خودم رو وارد مسئله ای کنم حالا این
همینو میخواستن -_- صدامم که درنمیاد باید حنجرمو پاره کنم تا صدام شنیده شه الان نفس می‌کشم می‌سوزه. چرا باید من اطلاعاتمو نداشته باشم؟ :/ اگه داشتم تا الان پسووردمو عوض کرده بودم :/ الان ترجیح میدم رتبمو نبینم تا اینکه اولین نفری که می‌بینه خودم نباشم.
الان ۰۵:۳۰ جمعس
آخرین پست من برای ظهر چهارشنبس
از غروب چهارشنبه تا غروب پنج شنبه فقط فیلم دیدم.شیش تا فیلم از ادگار رایت
فیلم‌ساز خوبیه ولی سلیقه من نيست.
علمی تخیلی و فانتزی باز ها از دستش ندن.حال خوبی داره آثارش و از همه مهم تر تنوع فراوونی هم دیده میشه بین کاراش.
تخصصی تر خواستید بدونید در محفل دیگری صحبت خواهيم کرد.
غروب پنج شنبه مامان و بابا اومدن و خانواده بار دیگر دور‌هم جمع شد.
سلام و احوال پرسی کردم و زدم بیرون از خونه و الان برگشتم.
و
گفت: واقعا دوسش داری؟
گفتم: نمیدونم، صبحا براش دعا میکنم که روز خوبی داشته باشه و دلش بخنده، شبا از پنجره اتاقم به آسمون نگا میکنم و از خدا میخوام خوابای خوبی ببینه، تو دلم حسودی میکنم به همه آدمایی که اون دوس داره و به همه خیابونایی که توش قدم میذاره و به همه چشمایی که میتونن یه دل سیر نگاش کنن. حسرت میخورم به همه کسایی که اجازه دارن دوسش داشته باشند و زندگیشونو بریزن پاش. دعا میکنم دوس داشتنی ترین مخلوق خدا باشه و خوشبخترین آدم.
گفت: تهش چی؟
*این روزها شبها تا دیر وقت بیدارم 
*صبح زود بیدارم و بعد می خوابم تا لنگ ظهر ( ساعت 9.5 تا 10 )
*بدو بدو اشپزخونه نهار شستن ظرف و بعد این وسط پوشک هم عوض می کنم - به جان خودم دستهام رو می شورم -
*اوووووووووووووه چه پوشک گرون شده ما که نداریم پمپرز ببندیم به دخمله همین مای بیبی 40 تایی هم از 16 رسیده به 22  هزار 
*آسمان تازه یاد گرفته به قربون صدقه رفتن هامون واکنش نشون بده و با دهن بی دندونش بخنده البته نه همیشه بیشتر صبح های زود که اون حال داره و من با چشم
جیمز (خامس) برگشت رئال. من اوایل از این که قرضی دادنش به بایرن مونیخ ناراحت بودم. ولی انتظار داشتم الان که جایگاه خودشو پیدا کرده نخواد برگرده. حيف نيست؟ الان اگه بازم نذارن بازی کنه خوبه؟ این جوونا یه کارایی میکنن آدم حیرون میمونه. نچ نچ نچ.
یه زمانی آرزوم این بود وضع زندگیم بشه اینی که الان هست
ولی الان اون حس لذتی که اگه اون موقع میداشتمش رو بهم نمیده
یه جورایی حالت قدر ندونستنه:)
دلم میخواد امتحانا تموم شهو بشینم به کارو زندگیم برسم یکم سرو سامون بدم وضع زندگیمو
ولی هنوز 5 تا امتحان دادم از 16 تا:))
+برای سلامتی همه مریضا دعا کنیم خصوصا سرطانیا:)
++دارم میذارم موهام بلند شه از یه بند انگشت الان رسیده به یک وجب^-^
_فهمیدم همیشه اونى كه میخواى نمیشه.!_فهمیدم هركسى كه باهاته ااماً  "دوستت"  نيست!_غرور بزرگ ترین دشمنه._خدا بهترین دوسته ._خانواده بزرگ ترین شانسه ._سلامتى بالاترین ثروته._اسایش بهترین نعمته ._فهمیدم" رفتن" همیشه از روى نفرت نيست ._هركى زبونش نرمه دلش گرم نيست._هركى اخلاقش تنده،جنسش سخت نيست!_هركى میخنده، بدون درد و غم نيست!_ظاهر دلیلى بر باطن نيست._فهمیدم كسى موظف به اروم كردنت نيست._فهمیدم بحث كردن با خیلیا اشتباهه محضه._گاهي اوقا
یه دوستی دارم تقریبا 5 سال دوستیم
خیلی کله شق و لجبازه
 یعنی واقعا وحشتناک باهم کل کل میکنیم بعد هيچکدوم کوتاه نمی ایم
اصلا هم مراعات همدیگرو نمی کنیم
بعضی وقتها هرچی از دهنم در می اد بهش میگم البته به هم فحش نمیدیم اون خط قرمزه
اونم همین طور هرچی میخواد میگه اصلا کوتاه نمی اد
تهش یه غرغر میکن میگه دیگه برو به کارات برس
من دلخور اون دلخور چند روز سکوت میشه ولی بعد چند وقت
دوباره روز از نو روزی از نو
همون بحث ادامه پیدا میکن تا یه موضوع مسخره دی
امروز روز ثبت نام ترم دوم بود با مها صبح حاضر شدیم که بریم زیادم طول نکشید از فردام دوباره کلاسمون تشکیل میشه با همون استاد قبلی. از این نظر من خوشحالم. دیگه تا با مترو برگردیمو بابا بیاد دنبالمون و بعدشم بریم شیر برای دستشویی بخریم چون خراب شده بود ساعت شد ۱۱ که خونه بودم. اولش شیر دستشویی رو عوض کردم با بابا بعدش اومدم تو اتاق شروع کردم تا الان.
من مصمم هستم که کارامو انجام بدم حتی اگه خسته ام حتی اگه یه چیزی بهم بگه نمیتونی. حتی اگه مسخره ام ک
سلام
من برگشتم!!
اینم از آخر سربازی!
توی یه جزیره فوق حساس و امنیتی و فعالیت های سربازی زیاد و همچنین رد یه پیشنهاد کاری از اونجا اومدم خونه و واقعا خوشحالم.
الان چند وقته ناراحتی ندارم.
الان چند وقته خوشحالم.
الان چند وقته دنیا برام رنگارنگ شده!
الان چند وقته دارم به پیشرفت فکر میکنم دارم به روایت نصر فکر می کنم.
الان چند وقته که غمی از رفتن یکی از خوشحالی هام ندارم، چون دلایل خوشحالیم اینقدر زیادن که یکیش بره، بقیشون جاشو پر میکنه.
الان دارم س
از آخرین باری که اینجا مینویسم خیلی میگذره واو عملا فراموش کرده بودم اینجا رو ترم پیش یک درس دیگه هم افتادم الان هم که تابستونه و من یکمی درس خوندم فقط یکم البته، تفریح خاصی هم نداشتم کلاس شنا رفتم که اون هم چالش بزرگی بود واسم دیگه اینکه خبری از اون شکی که قبلا به احساسم داشتم نيست الان میدونم که واقعا عاشق "ع" ام و "ا" حتی به زور جایگاه دوست رو داره تو زندگیم. الان فهمیدم که واقعا کی و چی برام مهمه. از "ع" دورم و دوری داره اذیتم میکنه.بشه که
پکیج الان وقتشه عزت خواه
دوست خوبم پکیج کامل الان وقتشه در جهت بهبود و پیشرفت زندگی شما تهيه گردیده و شما به راحتی می توانید با مطالعه و اجرای نکات گفته شده در این پکیج، تغییراتی در پیشبرد بهينه اهداف خود در زندگی ایجاد کنید.
و…
اطلاعات بیشتر …. کلیک کنید
جالبه برام حتی اگه تو سخت ترین حالت ممکن هم باشم بازم پست خودمو میذارم:|
نمی دونم مثل یه آرام بخش که بهم تزریق میشه ! 
حتی اگر خیلییییییی کار داشته باشم میون اون همه کار سریع میام بیان باز میکنم و یه پست میذارم :)
اما یه مدتی بود احساس بدی نسبت بهش پیدا کرده بودم دلم میخواست هم بنویسم و هم ننویسم ،،، چون  اون حس خوبه قبلی رو نداشت .
تازه هيچ فرقی نمی کنه الان سرکارم ، الان روی پروژه ام دارم کار میکنم ، الان داخل مهمونیم ، الان دارم فکر میکنم از کج
باز تهران اومدم و کلی چیزای مختلف واسه انجام دادن هست و این منو خیلی خوشحال میکنه!
فردا دوباره ایونت هست!و باز هم ایونت واسه بچه ها :)
اولش راستش ناراحت بوم که چرا کردان نيستم واسه اون یکی ایونت
ولی بعد فهمیدم چرا!هم به کلاس جمعه یکانون میرسم!مخصوصا که هفته ی پیشم دزفول بودم و با احتمال زیاد بچه ها الان باید خیلی مشتاق باشن!و خب راستش دل خودمم تنگ شده!
هم اینکه میتونم برم ازمون رانندگی رو بدم و خلاص شم!
هم بکم غذا درست کنم به خودم برسم!
خدا میدونه
خستهله .داغون
بازم روزای تکراری، آدمای ثابت و دیالوگای کسل کننده ی همیشگی
صبحانه.کار.ناهار.کار.شام.چک کردن گوشی.خواب
خوبی؟ این کارو انجام بده ممنونلطف داریباشه.حتما.‌‌

امروز هم  صبحانه،کار،ناهار،کار،شامچک کردن گوشی‌ و.اما.صبر کن .خودشه؟؟؟ نهحتما اشتباهي شده.
دوباره چک میکنه، انگار رویاش تعبیر شده‌. با لبخند جواب میده.سلفی و ارسال. قرار.
بالاخره رسید.
به دخترکِ شادِ توی آینه خیره شده. چقدر زیبا، چه ل
خب یادتون هست که من خونه ی مامان اینا مستقر شدم؟:))
الان باز تنهام.
عصر حیاط رو شستم و بعد نشستم گوشه ی حیاط کتاب خوندم
الان هم نماز خوندم و از تاثیر کتابی که خوندم چند خط توی سررسیدم نوشتم
کتاب سکوت و جدل آخراشه و الان واقعا دلم میخواد برای مدتها حرف نزنم:)
این کتاب رو تموم میکنم و کتاب توکل و آرامش رو از پاتوق کتاب میخرم.
می‌خوام خودم رو ببندم به رگبار احساسات فوق العاده:)
جای همگی خالی:))
ساعت ۱۵ و ۵۰ دقیقه به وقت کیش.
اگر بگم که ترجیح میدادم الان توی اتاق خودم تنها باشم به جای اینکه میومدم سفر،با اینکه دروغ نيست ولی کفران نعمته !
همه ی خواستم الان اینه که یه روز تنهایی برم لب دریا و درحالی که پاهام رو تو آب رها کردم گریه کنم تا خالی شم 
ساعت ۱۵ و ۵۰ دقیقه به وقت کیش.
اگر بگم که ترجیح میدادم الان توی اتاق خودم تنها باشم به جای اینکه میومدم سفر،با اینکه دروغ نيست ولی کفران نعمته !
همه ی خواستم الان اینه که یه روز تنهایی برم لب دریا و درحالی که پاهام رو تو آب رها کردم گریه کنم تا خالی شم 
دیروز از تهران برگشتیم ، تو اتوبوس عمه چندین بار حالش بد شد و لرز داشت ، بابا جلسه داشت برا خونه ، اسنپ گرفتیم ، اومدیم خونه ، تو راه هيئتای عزادهری زده بود بیرون عمه حالش خوب نبود ، من و مامان بردیمش بیمارستان شبانه روزی ، بیمارستانش به شدت کثیف بود ، شلوغ بود ، بعضیا گریه میکردن ، چشاي یه دختر کوچیک پر از غم بود ، دکتر سر م نوشت ،صدای هيئتا تا داخل بیمارستان میومد
صبح بابا رفت بانک دنبال کار خونه ، یه صلوات انشالله حل بشه ‌
داداش صبح حال
وضعیت ما تو کلاس مدرسهمعلم:حضرت محمد(ص) میفرمایند:دانش آموزان:اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهممعلم:آفرین!حضرت محمد(ص) میفرمایند:☺دانش آموزان:اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهممعلم:میفرمایند کهدانش آموزان:کی؟؟!!معلم:حضرت محمددانش آموزان:اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم      شاید حواستون نبود اما هم خندیدید و هم سه تا صلوات به نیت سلامتی آقا امام زمان فرستادین☺اگه خواستین اینو برای هرکس خواستین بفرستین تاهم بخنده و هم دریا
باید از همین الان که خیر سرت جوون هستی برای زمان پیری اندوخته ای داشته باشی.به نظرم تمام تلاش ها باید برای این باشه که وقتی شصت سالت شد با نگاه به گذشته لبخند بزنی. از الان که حال داری باید عادت به مطالعه و انس با قرآن و انس به سجده های طولانی و نهج البلاغه رو بزاری تو کوله ات. شبات نزاری تباه سپری شه. ی حرکتی بزن جان مادرت. زندگی فوتبال نيست. دقیقه نود -پیری-هيچ گوهي دیگه نمی تونی بخوری. اون موقع هيچ معجزه ای برات رخ نخواهد داد و کار به آخرت هم نمی
دانلود مداحی سلام آقا که الان روبروتونم از حسین خلجی
دانلود نوحه حاج حسین خلجی برای اربعین سلام آقا که الان رو به روتونم
کیفیت صوتی فوق العاده بالا mp3 320 برای گوشی های موبایل اندروید و دیگر سیستم هاپروفایل, عکس, موزیک, متن های زیبا
متاسفانه یه عکس جیز آزمایشی واسه ای وبم گذاشتم, ببینم کار میکنه یا نه . بعد سه چهار دقیقه متوجه شدم درست کار میکنه  اما الان هر کاری میکنم اون عکس جیز عوض نمیشه :/بعدا نوشت : عوض شد بالاخره . الان ای وبلاگمن کاپ کیکه:))) 
همین الان خیلی یهویی بم خبر رسید .تاسه چهارروز دیگه احتمالا بریم تهران وشمال.تو روخدا دعا کنین برممم پوسیدم تو خونه عاقا من غلط کردم گفتمدلم سفر نمی خواد منو یکی ببره سفرررررررررررررررررررالان حدوداچهار پنج سالی میشه شمال نرفتم دلم تنگ شدععع
قبلا ارزوهامو به صورت سوالی از این و اون میپرسیدم که 
+به نظرتون من میتونم خونه 30 میلیاردی بخرم ؟
+به نظرتون من میتونم ماشین لامبو بخرم ؟
از الان به بعد دیگه سوالی نيست بلکه میگم 
+ یه روزی من لامبو میخرم !
و .
** جدیدا میخوام دوباره برم ولاگ david dobrik رو سابسکرایب کنم ! نیاز دارم دوباره
واقعا فیلم زیباییه  تو چند سال اخیر فیلم ایرانی خوب ندیده بودم واقعا میشه گفت خیلی عالیهالان ک نصفش رو دیدم خداروشکر میکنم زندگیم هر چی هس مث اون ادمای اول فیلم نيست خدایا وجدانن شکرت حداقل مث اونا نيستم الان ک دقت میکنم خیلیم وضعم خوبهخدایا مرسی همین جوری خوبه حفظش کن
سلام 
در دبیرستان کتابی داشتیم به نام بینش اسلامی.
در کتاب آمده بود که : گناه نکنید چون یا بر سر خودتان می آید یا بر سر نسلتان.
همه دست خود را پاک می دانند و هيچکس خود را گناهکار نمی داند و اینجاست که گناهکار معلوم نيست!
اگر بدانیم در گذشته چه کسی یا کسانی گناه کردند و تخم فساد ریختند چقدر خوب بود. معلوم نيست چه کسی یا کدام قومی در گذشته گناهان کبیره کرده ، که همینک نسل های ما باید تاوان بدهد. نام هایی را در کتب دینی همگی خوانده ایم و نیازی به ذکر
دیود زنرچیست؟




دیود زنر:دیود
های زنر یا شکست ، دیود های نیمه هادی با پیوند p-n هستند که در ناحیه
بایاس مع کار کرده و دارای کاربردهای زیادی در الکترونیک ، مخصوصآ به
عنوان ولتاژ مبنا و یا تثبیت کننده ی ولتاژ دارند. 

هنگامی که پتانسیل الکتریکی دو سر دیود را در جهت مع افزایش دهيم در
ولتاژ خاصی پدیده شکست اتفاق می افتد، بد ین معنی که با افزایش بیشتر ولتاژ
، جریان بطور سریع و ناگهانی افزایش خواهد داشت. دیود های زنر یا شکست
دیود هایی
Akse Aghaye Khamenei
رشت کلینیک مهمترین نمونه سوالات پداگوژی همه چی دان و مخلوط کاراته شهرستان قاین سایت مهدی موبایل سایت سرگرمی و تفریحی می استور آقای بلاگ بلاگ