نتایج جستجو برای عبارت :

افسارش از من است

اسحاق جهانگیری از کمبود اختیاراتش در دولت گله کرد و گفت :من تا این لحظه اجازه برکناری منشی خودم را نداشته‌ام، پس از من انتظار نداشته باشید که وکیل و وزیر را تغییر دهیم.
اسحاق جهانگیری در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ به عنوان کاندیدای پوششی وارد عمل شد و در دفاع تمام قد از او سنگ تمام گذاشت ؛به گونه ای که برخی اصلاح طلبان را به فکر تغییر نامزد اصلی خود وا داشت .
او خود را فرمانده اقتصاد مقاومتی دانست و گفت : من فرمانده اقتصاد مقاومتی هستم. ر
نوبخت با اشاره به پرداخت چهار هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان یارانه طی شب گذشته گفت: امروز با مشاهده وضعیت مردم در جنوب استان کرمان متوجه شدم که درآمد برخی خانواده های این منطقه وابسته به یارانه هاست و از این رو به پرداخت یارانه ها افتخار می کنم.
اسبی در مسابقه پیشی گرفت. مردی از شادی بانگ برداشت و به خودستائی پرداخت .کسی که در کنارش بود گفت :مگر این اسب از آن توست؟ گفت : نه ؛ لیکن افسارش از من است(عبید زاکانی)
یکی دیگر از آیین‌های مهم ماه محرم در یزد کتل بستن است. یزدی‌ها به اسب زین کرده‌ای که به شکل خاصی با چند شال، ‌ترمه یا ابریشمی به رنگ‌های سبز و سرخ آراسته شده و پیشاپیش صف عزاداران درحالی‌که محافظ آن افسارش را به دست گرفته حرکت می‌کند کتل می‌گویند. سر و صورت اسب را با چند قطعه آیینه کوچک، نگین، قرآن و. آذین می‌‌کنند
 
 
 
عزاداری ماه محرم در یزد یکی از منحصر به فرد‌ترین آیین‌های عزاداری‌ها در ایران محسوب می‌شود چراکه دارای جذابیت‌های
و روی زمین، با تکبر راه مرو! تو نمی‌توانی زمین را بشکافی، و طول قامتت هرگز به کوه‌ها نمی‌رسد!»
 
+ فناوری، پزشکی،نجوم، فیزیک، به همه چیز می‌توانستیم افسار بزنیم و متکبرانه پایمان را رویش بگذاریم و به پایین نگاه کنیم. اما زمین. این زمینی که همیشه پایمان رویش هست.کی فکرش را می کند که تکان کوچکی بخورد و مثل بید بلرزیم؛ از ترس! از این که بمیریم»! ها؟!اصلا درستش این است که زله را نه کسی بتواند پیش بینی کند و نه کسی جلویش را بگیرد.درستش این اس
دلم عجیب نوشتن می خواهد، نوشتن جوهر روح است. مگر میشود نوشتن را کنار گذاشت. دلم میخواهد ساعتا دست هایم روی این کیبورد بچرخد و تق تق صدا کند اصلا چه نوایی قشنگ تر از این صدا؟ خیلی وقت است آنطور که باید ننوشتم. نه که حرف هایم تمام شده باشدها! نه. نمیدانم افسارش را کجا ول کرده ام . رشته ی کلامِ بخشِ نوشتنِ مغزم گم شده. باید بگردم ، باید جدی بگردمش. نمی شود که آدم حرف هایش ته بکشد نه! ما ناسلامتی انسانیم با یک مغز عجیب با یک قلب قدرتمند! این ها را دارم
یک اتفاق جالب در حال افتادنه؛ اینکه صداهای ذهنی من داره بطور ناخوداگاه کم وقابل کنترل میشه یکی از چیزایی که خیلی باعث ناراحتی و عصبانی شدنم در گذشته میشد این بود که دیگران راجع به من چی فکر میکنن؟ نکنه اونجوری فکر کنه؛ نکنه پشت سرم حرف بزنن!اره به همین اندازه که ی چیزی برای یک نفر بینهایت بی اهمیت باشه ممکنه برای یک نفر دیگه باعث رنج زیاد بشه مثل من!اما عجیبه برام  واقعا دارم فکر میکنم قبل خام خواری تا بعد خام خخواری چه تفاوت های محسوسی چه در
یه لحظه بدجور دلم گرفت، همین طور بیخودی دلم خواست گریه کنم تا خود صبح.یاد محبوب نبودن همیشگی خودم افتادم :) شاید!میگن فکر کردن به لحظه های خوب یا همون خاطرات شاد به آدم قدرت میده ولی هرچی فکر میکنم.، یبار همین جور نشسته بودم و داشتم فکر میکردم به خودم اومدم دیدم ساعات هاست دارم  اشک میریزم، اما یبار نبود خیلی بارها بود.من هیچوقت آدم خوبه نبودم! هیچوقت هیچکس منو دوست نداشته! مطمئن نیستم، یه کسایی هستن که فکر کنم دوستم دارن ولی، مطمئن نیستم. :
این روزا هر طور که هست سرم رو به کار گرم می‌کنم.هشت و نیم - نه صبح می‌زنم بیرون می‌رم سر کار، تقریبا هشت شب برمی‌گردم. تا یه استراحت کوچیک کنم و یه سریال ببینم نصفه شب شده و باید بخوابم.اگه کار نباشه می‌شینم سر پروژه و خودم رو خوب مشغولش می‌کنم. البته اونم ددلاینش سه چهار روز دیگه‌س. باید یه سرگرمی جایگزین پیدا کنم. آها البته یادم به پروژه کارشناسی نبود! شاید فردا باز بشینم سر اون. یا بعد از ددلاین. هر وقت که کاری نداشتم. هر وقت دیدم فکرم داره
کتاب اول : ازل و شعله های اقیانوس 
فصل نخست : مرثیه ای برای مرگ 
ابرهای سیاه چنان در هم پیچیده و می غریدند که تمام صخره از نعره های هولناکشان به لرزه در می آمد وهر چند لحظه برق، آسمان تیره و شب گونه را به روشنی روز می کرد. صدای جشن و پایکوبی پایین صخره در دشت می پیچید و درون غرش ابرها گم می شد. باد بین درختان سر به فلک کشیده جنگل می رقصید و خود را به سنگ های عظیم کنار ساحل می کوبید و طوفانی دهشتناک روی آب های شعله ور دور جزیره می چرخید و امواج غول پی
 
نویسنده و محقق : اشکان ارشادی از کرمانشاه 
اعتیاد بعنوان یک معضل اجتماعی شناخته می‌شود. بلایی خانمانسوز و خانمان برآنداز ، که نه تنها فرد مبتلا را به ورطه ی نابودی می کشاند بلکه اطرافیان او را هم در این گرداب می کشاند و در حقیقت یک بدبختی برای چندین نفر ایجاد می‌شود. همانطور که اطرافیان و حتی خانواده در اعتیاد فرد نقش داشته اند ؛ در آسیب‌های برآمده از اعتیاد نیز حضور دارند. فرد معتاد گاه با علم به یقین آسیب می زند و گاه ناخودآگاه! البته که
اگر در جایگاه و موقعیت شغلی اختلاس گران بودیم چه می کردیم؟
اگر آقا زاده بودیم چه می کردیم؟
یوسف را خدا نجات داد همچنانکه همه ما را خدا نجات داده است
(اگر لطف خاصّ خدا  نگهبان یوسف نبود او هم به میل طبیعی اهتمام می کرد، ولی ما میل او را از قصد آن عمل زشت برگردانیدیم )
پدربزرگ نصیحت می کرد که چیدن میوه از باغ مردم سبب خشم خداوند است و عذاب آخرت
و مثال آورد که رهگذری سیبی از درخت به کوچه آویزان باغی چید و نیمی خورد و ناگهان به خود آمد و توبه کرد و بر
سوئیت در یزد
 
09103321090
 
مجموعه واحدهای اقامتی نوساز امیران (09391847811)با توجه به تجربه سالها اسکان مسافرین تحصیل کرده و متمدن و تامین مکان اقامتی فوق العاده تمیز و در عین حال قیمت مناسب در سالهای اخیر در منطقه نوساز امن  باکلاس شهر یزد طراحی  و با تجهیزات درجه یک احداث شد.این مجموعه با مدیریت تحصیل کرده با مدرک کارشناسی ارشد در جستجوی مهمانان متمدنی می باشد که در به دنبال اقامتگاهی امن شیک مجهز و فوق العاده تمیز هستند ضمن اینکه هزینه های اجاره
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها