نتایج جستجو برای عبارت :

ازاین ادما دورم کن

مجموعا امروز فکر کنم کمتر از سی جمله حرف زدم  خیلی کمتر . در حدود دو بار مرسی گفتن موقع تموم شدن غذا . تعارف میوه به مامان . الان که فکر میکنم شاید به زور به ده جمله برسه . چقدر حال حرف زدن ندارم نمیدونم چرا اما انگار ازادما دورم. خیلی دور . از درکشون عاجزم. از درک خودم عاجز تر . هوف خدایا    +یه دوش آب گرم . یه دوش آب سرد برات تجویز میکنم بلکه این تب لعنتی رفت . +سهم مرا جنون بنویس .
امروز اتوبوس چپ کرد و دانشجوها و انسانهای فوت کردن به همین راحتی
شاید زنده بودن و مرگ دست خودمونه
اگه اتوبوس ترمزش نمیبرید
اگه  مسئولین بی لیاقت تو هر ارگان و سازمانی که هستن به فکر جون ادما باشن و جون ادما براشون ارزش داشت
شاید‌ مرگهای که اینچنین اتقاق میفته نمیفتاد شاید ادمای که فوت کردن زنده بودن
و شایدهای دیگه
اما نه جون ادما مهمه براشون و نه برا ادما ارزش قائل هستن
سلام خدا جونخوبی؟خوشی؟چخبر؟ چه خبری میتونی داشته باشی؟ میخوای بگی که مخلوقاتت مثل من{شخص من} یک ادم عوضی شدند؟ میخوای بگی ادما یا از گناهاشون توبه نمیکنند یا اونایی هم که توبه میکنند مثل من عوضی بازی در میارن؟ توبه رو شب میکنند و روزش میشکنند؟ میخوای بگی ادما گرگ شدن و همه دارن همدیگرو میخورن. یا مثل من دارن خودشونو نابود میکنند؟ اره هستند کسانی که هر روز بر ادمیتشون اضافه میشه. هستند کسانی که تورو هم خوشحال میکنند. اما خیلی انگشت شمار ه
دانلود آهنگ جدید مسعود صادقلو به نام از این آدما دورم کن
هم اکنون دانلود کنید آهنگ از این آدما دورم بد و خوب نداره خستم از کن مسعود صادقلو  با لینک مستقیم کیفیت ۳۲۰ به همراه متن موزیک از رسانه آپ آهنگ
Download New Music By : Masoud Sadeghloo – In Rooza

ادامه مطلب
خسته شدم از فکر کردن به همه چیز و همه کس
فراموش کردن هم خوبه اگه واقعا میشد بعضی ادما و بعضی چیزها رو فراموش کرد .
وقتی دارین میرین برین برنگردین
وقتی میری به هر بهانه ای برنگردین چون  شاید به رفتنت داره عادت میکنه  به نبودن به حرف نزدن به نشنیدن صداتون  اما برمیگردین باز اول شروع میکنید باز میرید غیب میزنید هر وقت دلتون خواست میاید هر وقت به قول خودتون دلتنگ که شدین د لامصب بی مروت نکن این کارو .
طرف مقابل ادمه درسته میاین جواب میده و
روابط
توی زندگی همه ادما یه دکمه stop هست. همون جایی که به اینه نگاه میکنن و خودشونو نمیبینن.
ادما یه جایی زندگیو بس میکنن. البته نه اینکه بمیرن. نه!!! فقط دیگه چیزی قلبشونو به تپش نمیندازه
ما ادم ها رو دعوا میکنیم. سرشون داد میزنیم به خاطر اشتباهی که از روی عمد یا غیر عمد بوده باشه. ما ادم هارو تحقیر میکنیم. اونارو به خاطر کارایی که میتونستن برامون کنن و نکردن سرزنش میکنیم.
ما انتقام میگیریم از کسی که مقصر نیست.
ما با حرف هامون نیش میزنیم. بخاطر عصبانیتی
 دارم به این فکر میکنم که من دقیقا چند بار اومدم اینجا نوشتم که دیگه درباره ی کاف صحبت نمیکنم !حتی نوشته بودم که خطش زدم . اره نوشتم دیگه . خیلی . اما خب نمیدونم چرا باز یکی دو شبه به این فکر میکنم که عجب دوره و زمونه ای اِ!به کسایی گفتیم دوست . که الان هر چقدر چشم بگردونیم نمیتونیم پیداشون کنیم . نیستن . دیگه تو قلبمون نیستن .دارم به این فکر میکنم که چطوری میشه که ادما اینطوری میشن! اصلا چه بلایی سر خودمون میاد .که دیگه نمیتونیم منعطف باشی
من از تـــــــــــــــــو دورم  وتو خبر داری
یا ضامن آهــــــــــــــــو بخوان مرا آری
حکایت من و تو چو ن خس است و دریا
خس و خاشاکم و تو در دلت گهر باری
چو بـــــــــــــــرگ خشکم و با هر بادی
به هر طرف روم همش گرفتاری
امام رضا(ع) عزیز حضرت کاظم(ع) سلام
دوا رسان به تنم که فتاده ام به مثل بیماری
دعا نما که مرا حاجت فراوان مانده  به دل
تو خیر فـــــــــــــراوان رسان و بکن نگهداری
تو خواهر ت معصومه (س) و ای معصوم دوران
ز لطف تو ایــــــــــــرا
نمیدونم تا حالا حس حالت تهوع و سرگیجه و دل درد رو با هم یکجا داشتید یا نه؟! یه حس خیلی مزخرف و بدیه! اصلا نمیتونی اروم بگیری. نه حالت تهوعت میخوابه، نه سرگیجت تموم میشه و نه دل دردت. هیچ درمانی هم نداره بجز بالا اوردن! تا زمانی که بالا نیاری هی باید زجربکشی. ولی وقتی که بالا میاری، یه حس ارومی تو رو دربر میگیره. حالا نه از حالت تهوع خبریه نه از سرگیجه و نه از دل درد. اروم ارومی. یجوری خوب میشی که اصلا یادت میره چند دقیقه قبل داشتی چه زجری میکشیدی!
دانلود آهنگ از این آدما دورم کن مسعود صادقلو
masoud sadeghloo - az in adama dooram kon
 
از این آدما دورم کن بدو خوب نداره خستم
اونا که دست مردونه دادن فهمیدیم چقدر پستن
از این آدما دورم کن نمیخوام هیشکیو اصلا
تا وقتی کارشون گیره همشون دورمون هستن
این روزا تشنه ی یکم مردونگیم اما که حیف نیست
لااقل تو بام بمون نزار بشه چشمای من خیس
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
بنظرتون چرا ما ادما همیشه منتظر یه شرایط مناسبیم تا یه کاری رو شروع کنیم ؟ مثلا همش میگیم از شنبه ؟بنظرتون چطور میشه تو یه مسیری با انگیزه موند و راهو ادامه داد ؟ 
تا حالا کاری رو که خیلی براتون مهم بوده رو با موفقیت انجامش دادید ؟
بنظرتون داشتن اراده ی قوی به چیه ؟ 
بنظرتون بیشتر ادما برای رسیدن به رویاهاشون تلاش میکنن یا فقط رویا میبافن ؟  
این پیج های انگیزشی اینستاگرام رو دیدید ؟ بنظرتون فایده دارن ؟ یعنی خوندن جملات انگیزشی میتونه کمکی
به قدری دلم از ادما گرفته.چرا نمیتونیم ساده زندگیم کنیم.نرمال.کار سختی نیست.فقط کافیه کارای غیر عادی نکنید.خسته شدم از بس بقیه تصمیم گرفتن من زندگی کردم.جایی حس میکنم من زندگی هم نمیکنم.ادما تا یه جایی اروم میمونن.بعد میشکنن.
دلم گرفته از ادمای اطرافم.اینکه براشون خوبی میکنی و کارایی میکنی که اصلا لیاقتشون نبوده.اونا هم برای کارایی که وظیفشون بوده منت میزارن. 
زندگی کنار این ادم ها خسته کنندست. 
کاش میشد کاری کرد زمان زود تر بگذره.نمیدونم ای
از اینکه هی پست میزارم میترسم چه اینجا و چه توی کانال حس میکنم خیلی دارم به مغزم اجازه میدم پرحرفی کنه ولی خب اینجا و کانالم پیج های شخصی من هستن و هرچقدر بخوام میتونم پست بزارم و هرکس ناراحته یا اذیت میشه میتونه لفت بده یا قطع دنبال کنه. مغز من بشدت به نوشتن نیاز داره.‌
اینکه از خودم سوال کنم چرا من نباید یک آدم عادیرمثل خودم وارد زندگیم بشه کهدهرکس میبینم یا از این طرف بوم افتاده یا از اون طرف بوم؟ چرا یا اونقدر مذهبی و خشک مقدس اند یا ولنگار
سرما خوردم درد دارم دردمو به کی بگم بتونه درک کنه بعد سال ها یکی رو پیدا کردم که بتونم حرفتمو بهش بزنم بتونه درکم کنه حالا چی هی بهونه ی کار دارم کار دارم میاره نمیتونم باهاش حرف بزنم زنگش هم میزنم جواب نمیده داره کاراشو میکنهبعضی وقتا سکوت بهترین راه حله ولی بعضی ادما نمیزارن که سکوت کنی هی می خوان ازت حرف بکشنکیه که درد منو بفهمه کیه اخه کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دلم یه نفر میخواد همیشه پیشم باشه یکی که همه ی حرفام رو بفهمه یکی که درک کنه من چی میگ
پی اس به پست قبلیم:
طرف الان با این عکس وزنه برداری رضازاده فقط شبیه بازهای هیز نیست
شبیه بازهای خنگ و احمق و بچه سوسوله.
کودنی از قیافه ش میباره.
حقیقتش من قبلنا یه ایمپرشنی داشتم و یه زبون.
مثلا میرفتم بهش میگفم زنت بهت نمیگه این عکس رو بردار یکی دیگه جاش بذار؟
 
و اون درجا عوض میکرد.
 
و یه چیز دوست داشتنی میذاشت سر جاش.
 
الان سنمون بالاتر رفته.
 
و من فهمیدم که بابا ادما سنشون میره بالا سرسخت میشن.
 
میخوان ظاهرا بگن که نه حرف گوش نم
من.
دختری در ابتدای خلق قشنگترین رویاهای از دست رفته اش.
چند وقتی میشه یه اشفتگی تمام دنیای درونی ام را پر کرده و وقتی می گویم چند وقت. منظورم چند روز یا چند ماه نیست. منظورم چندساله!!!
بذارید رک حرف بزنم. میخوام از سدی حرف بزنم که بین من و رویاهام قرار گرفت. از غول بی شاخ و دم کنکور که حال بدو انداخت تو وچودم
وقتی در تضاد با دنیای درونیت باشی. یعنی تو واقعیت زندگیتو میبازی. یعنی دلت یه چیزی میگه ولی عمل تو با انتظارات بقیه هماهنگ تره
و حالا بزرگت
 امیدوارم حال دلاتون امام حسینی باشه
ماه محرم پایان رسید یادش بخیر گفتم خودمون رو برای ماه محرم  آماده کنیم 
اما چشم بهم گذاشتیم تمام شد
در این مدت درگیر خودشناسی خودم که بودم به برکت امام حسین تونستم تا یه جایی خودمو بهتر از قبل بشناسم و در جهت بهتر شدن بیشتر سعی کنم سخت بود اما شدنی بود 
از دیدگاه ما روانشناسان سعی کن نقاط قوت بهتر کنی ضعیف رو اصلا سمتش نری
تا یه جایی سخت بود حرفایی که درباره خودم شنیدم واقعیت نداشت اما یه جای به بعد خیلی ج
چه عجیبه نگار! هر چی بیشتر به ادما نزدیک میشم، بیشتر دلتنگ و غمگین هم! کی گفته هر وقت حس دلتنگی کردیم باید زنگ بزنیم به ادما؟ الان که دلتنگ تر شدم! اصلا بعضی وقتا باید قایم شد. باید محو شد. باید حل شی تو خودت تا بفهمی دلت تنگ چیه. 
من گنگ و گمم این روزا نگار. بی تکلیفم. هیچ هویت ثابتی ندارم بهش چنگ بندازم. یوگی ام؟ بی گیرلم؟ حتی! بلاگرم؟ نه! دانشجوعم؟ نه. مذهبی ام؟ نه. لامذهبم؟ نه. میخوام ول کنم برم؟ نه. پس میخوام بمونم؟ نه!! عاشقم؟نه. دوسش دارم؟ نمید
ممدم تصور میکنه من لئوناردوداوینچی ام گیر سه پیچ داده منو بکش :| هرچی میگم من یه برگ بلد نیستم چطوری تو رو بکشم ؟ دختر خالم یه عمره میره طراحی چهره هنوزم ادما رو شبیه ک.یر میکشه . بعد من تو رو چطوری بکشم ؟ نمیتونم . میگه نه تو میتونی :|
همیشه عادت داشتم اوضاع رو تحلیل کنم و سعی کنم کنترلش رو دست بگیرم ولی این روزا اونقدر همه‌چیز درهمه و اونقدر شکننده شدم و اونقدر دورم که دلم می‌خواد بشینم یه گوشه و دیگه داد نزنم من نیازی به مراقبت ندارم، بذارم هر چیزی که قراره بشه بشه.
بدبختی من اینه:
هر روز بیشتر دلم میسوزه و هر روز به قول بچه ها قلبم بچه تر میشه.
 
قبلنا حرفای ادما منو عصبانی میکرد.
 
الان میخندونه.
اصلا نمیتونم عصبانی بشم دلیلش رو نمیفهمم.
 
بچه ها انگار مردم.
انگار همه چی تموم شده
 
و از بالا دارم نگاه میکنم و میخندم.
 
دانلود آهنگ جدید چشم عسلی از محمد طاهر با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
وای برم قربون تو من با چشای عسلی دورم هی میچرخی و میگی چه بد عاشقت شدمیکم کوتاه بیا با دل ما تو بنداز یه نگاه به دل عاشقم
Mohammad Taher – Cheshm Asali
دانلود آهنگ محمد طاهر به نام چشم عسلی با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
متن و ترانه آهنگ چشم عسلی – محمد طاهر
یکم کوتاه بیا با دل ما تو بنداز یه نگاه به دل عاشقمجلو من موهاتو میکنی باز هی میکنی ناز با دل عاشقمقول بده که یهویی پر نزنی تو به دلم یه سری
میگن فرار نکن از ادما
مگه میشه؟
باید عین سگ بشم. عین سگگگگ. که دیگه هیچ کدومتون جرعت نکنین نزدیکم شین. که غرورم نشه فرشتون.که با احساسم بازی نکنین. باید سنگ شی دختر:(دنیا جای ادم ساده و احمقی مث تو نیس. حرفای هیشکیو باورنکن. دنیا اصلا جای قشنگی نیست:(
الان حسم اینه : هیچکی تو این دنیا دوسم نداره:( هیییییییچکیییییی ، هییییییچکی، هیییییچکیییییییی.
 
گفتم نگفتم؟ یکی از تبریکایی که خیلی بهم چسبید مال دوا بود، گفت شخصیتمو دوس داره:))))) 
 
ولی هییییییچکی تو این دنیانداره هیییییچکییی:((( 
 
من برم تو یاد هییییییچکیییی نمیمونم:(( هیییچ کی. هیچکی. 
 
 
اه بدجور از حرف ش ناراحتم، ولی کوثر بزار ادما بات صادق باشند، 
ولی از اینکه اون زمان حسم درست بود، دیگه اونجوری دوسم نداره داره حالموبه هم میزنههههه
تو اره‌ای اونم اوره. منم شمسی‌کوره‌ام لابد دیگه. جمع سه‌تاییمون یه استعارست از همه. بنظر خودمم هست. احساساتی که باهاتون تجربه کردم هموناییه که هر کسی یبار تو زندگیش داشته. لحظه ای که تمام وجودت از خوش‌حالی پر میشه و گریه‌ت میگیره و لحظه ای که از درد نفست بالا نمیاد و حس میکنی که قلبت مچاله شده. بنظرم اینا وجودشون لازمه. واسه تمام ادما. واجب تر هم اینه که اینا رو با یه ادم تجربه کنی. امان از دست این ادما. تمام زندگیم شده اهمیت دادن بهشون. ولی خ
بر من ببخش این سکوتم را. اگرچه مرده باشی یا ک زنده اما جنازه وار، افتاده در کنجِ تاریکِ دست نیافتنی ـت و بی صدا بقا می کنی و بر جهان دورت هیچ از خود اثر نمی گذاری. بر من ببخش اگر این بار بی تفاوتم. ک دنبالت نمی گردم، نامت را توی صورت آدم ها فریاد نمی زنم. ببخش اگر فکر می کنی، آن چنان با هم غریبه ایم ک دیگر تحریک نمی شوم. باید بدانی ک من پیش تر، برای شنیدنِ کوچک ترین نجوا از جانبت، از تمامِ وجود و احساسم و هر آنچه ک می شود آن را کلمه کرد، پیش تر به تو گ
نه نرو بذار بس کنیم
با این که دورم هست کلی‌
هنوزم کرااااشم تویی
هنوز کراشم تویی
هنوز کراشم تویی
هنوز کراشم تویی
کراااشم تویی
[ورس یک]
وقتی‌ همـه پا میدن خوب کراش دیگه چیه؟
میپرسـی‌ هر کی‌ ازم حاشیه میره
میگه لاشـیه دیـگه ، مثـل رپراااای تیمش
یکیشونم حقیـقتو کاش کـه ببینه
وای ، وقتی‌ خداااا بهم حال داده میگن
هرشب بجات یه فرشـته بالداره دیگه‌ اس
باش، دیشب که دااااشـتم لاینو میریختم
یهو تصادفی خودمو توو آینهه دیدم
اوضاعم بد شده بی‌ شک
گفت
من اینجا
میان انبوهی از دلواپسی ها
غرق شده در موج خروشان دلتنگی ها
ایستاده ام تا که از تو 
برسد ندایی، خبری،پیامی
ای من و از من
دور ترین نقطه را بنگر 
بنگر که چگونه دورم از آسمان چشمانت
کاش در این واپسین لحظات 
در این آخرین ساعات شب
در این هوای سرد و رشت بارانی
تو می آمدی
و برآیم از خودت سوغات می آوردی!
زهرا محدثی (گیلانی)
حالم خوب نیست. گیجم و سرم درد میکنه. دلشوره دارم برای هدفای زندگیم ولی بیشتر دورم ازش خیلی اینو میفهمم ولی کاری از دستم برنمیاد.
حس میکنم یا زمانی عاشق فرد دیگری بودم و او هم عاشق من دیگری بود یا هنوز هم همون دونفریم ولی دور از هم به فاصله دو رهگذر هم زمان نا بینا و نا شنوا.
دانلود آهنگ جدید محسن یگانه به نام بهت قول میدم
ترانه سرا، آهنگساز و نوازنده گیتار: محسن یگانه ، میکس و مسترینگ: آرش پاکزاد
Download New Music Mohsen Yeganeh Called Behet Ghol Midam
آهنگ جدید و شنیدنی محسن یگانه به نام بهت قول میدم را با بهترین کیفیت و لینک مستقیم از سایت یک موزیک دانلود کنید.
 
متن آهنگ بهت قول میدم محسن یگانه
»───♫♫●|●|●♫♫───« خودت می خوای بری ، خاطره شی ، اما دلت میسوزه … ! تظاهر میکنی ، عاشقمی ، این بازی ـه هر روزه … !
خوابام هر چی باشن دوسشون داشتم. ترسناک بودن دوسشون داشتم برام الهام میشدن برای نوشته های ترسناکم. هر چی بودن دوسشون داشتم. رویایی , غم انگیز و.
 ولی این خوابای این روزامو اصلا نمیتونم تحمل کنم. تنها حسی که بهم تحمیل میشه ازشون محدودیت هست و محدودیت.
تکرارین. حداقل هر کدوم از این خوابامو سه بار دیدم در زمان مختلف. منظورم قدمتشونه حداقل میتونم بگم یکی از خوابام اولین باری که دیدم پنج سال پیش بود. نمیدونم چرا باز دارن برام تکرار میشن فقط میدونم
دیروز باید شمواد رو رد میگردم و میرفتم رو شپلی.گاف دادم،امروز توی منفی مطلق دادم رفت و بعد كه برگشت خرید زدم .15 درصد حداقل ضرر بودخیلی اشتباه بزرگی كردم.دورم شلوغ بود ،حرف و سر و صدا و تمركز بر فنا  رفت و این اشتباه رو كردم.راه برگشتی نیست و تمام.چه روزی بود امروز.خسته ام و كلافهتوكل به خدا. 
من نمیدونم معنی اینکه دوتا خانم تو محل کار جدی در مورد کار باهم دعوا کنن یعنی چی؟خب مث دوتا ادم عاقل و بالغ باهم قشنگ صحبت کنیدبه خدا سخت نیستارامش توکار ما جزو نعمات خداوند محسوب میشهو البته تماااااام اون ادما و همکارایی که کنارشون ارامش داشتم رو کااااااملا یادمهخدا خیرشون بده قدرشونو ندونستم#محل_کار_میدون_جنگ_نیست
عاشقت هستم مرا دیوانه تر از این نکن
من خرابم خواهشا ویرانه تر از این نکن
دور تو میگردم و در تاب و تب اما مرا
در میان شمع خود پروانه تر از این نکن
من خراب و مست این میخانه ام با باده ات
حال این دیوانه را مستانه تر از این نکن
هر چه دورم می کنی مردانه عاشق می شوم
حال من را اینچنین مردانه تر از این نکن
با گدایی خو گرفتم این فضا را این چنین
با سکوتت نازنین شاهانه تر از این نکن
با نگاهت چون مساکین خانه ام صحرا شده
خواهشا دیگر مرا بی خانه تر از این نکن
همه چیز عادی می شود. یا لااقل من سعی می کنم اینطور‌ وانمود کنم. سعی میکنم برایم مهم نباشد در زندگیش چه خبر است. یا اینکه من تنها شده ام. سعی میکنم انقدر دورم را با پسر شلوغ کنم که به خودم ثابت کنم به او نیاز ندارم. ولی راستش را بگویم، هر روز صبح که بیدار می شوم یک لحظه به این فکر میکنم که دیگر نیست، و خیلی برایم غیر قابل باور است.
خسته ام از زندگیخسته ام از روزگار سخت گشته سخته سختروزگار بی مرادکاش  پروازم دهینزد خود جایم دهیاز زمین و مردمشدور دور دورم کنی دل اسیر درد شدصبر رفت بی صبر شدچشم گریان گشت و بازسیر گشت از زندگی. خدایا ببخش اما کم اوردم بریدم. خلاصم کن
شاید دیگر بی مزه و لوس یا زیادی باشد اما بگذارید این را هم از لذت های بچه داشتن بنویسم که دلم می خواهد وقتی به سمت بغلم می دود و دست هایش را دورم حلقه می کند و یک بوس روی صورتم می چسباند و ریز می خندد و لپش چال می افتد، زمان کش بیاید و دنیا در همین لحظه بیافتد روی دور تکرار، هی بدود بغلم، هی بوسم کند، هی بخندد، هی من بمیرم برایش.
کسی هست که هنوز شک داشته باشد برای بچه داشتن؟ 
من آدمی ام که وقتی کسی برام جذابیت پیدا کنه ، بلافاصله ازش بدم میاد و بعد غمگین میشم . احتمالا چون حواسم به خودم جمع میشه که خیلی دورم از چیزی که میخواستم و دوست داشتم ؛ چون غالبا توی آدما جذب همون چیزایی میشم که برای خودم میخواستمشون . و یا چون حس میکنم همچین حسی از طرف من باعث میشه قدرت بره دست طرف مقابل ! و این هم خارج از تحمله .
نمیدونم چرا ، چرا یهو دلم از عالم و ادم گرفت گرمم شد قلبم تند تند زد ! 
چه اشتباهی کردم من ! ولی اشتباه نکردم یه نوع اعتماد بنفسه بذار بدونه منم دارم تلاش میکنم منم میخوام اونی بشم ک میخوام .
نمیدونم چرا اینجوری شدم یهو *_*
خیلی بده از ی سری ادما بدت بیاد خیلییییی خیلییی بده ! کاش اصلا اینجور نشه واقعا ! ولی عجیب از ی سریا بدم امد چراشو خودمم نمیدونم 
نمیدونم چرا دلم نمیخواد دیگه پر مفهوم بنویسمش!
3
هیچ وقت خشمم نمودِ بیرونی نداشته است اما گاه تصور میکنم وقتی فوت شد، از او دورم و برای مراسمِ خاکسپاری هرگز حاضر نخواهم شد!
همین تصور کمی از خشمم کم میکند!
+لحظه هایی که تصورِ نبودنش را میکنم از خودم متنفر میشوم!
چقدر یک نفر باید به تو آسیب برساند تا نبودنش برایت عافیت باشد.
اینجانه فاصله دورم می‌کند از درد،نه فرصتِ عمری که بیدادِ آدمی.!
فهمیدی منظورم چیست!؟
در تبعیدِ آدمی به اندوهِ آدمیسال‌هاستکه مرا به سرزمینِ ری فرستاده‌اندنزدیکِ کوهِ سیاه.
اینجامنفقطحق دارم باران را بشنومو گاهی با دیوار سخن بگویم.
منامشباینجافرار کرده‌ام به دامنه‌های دماوند.
سیدعلی صالحی 
 
 
تا یه مدتی کلا ذهنم درگیر یه فکرایی بود. فقط فکر میکردم و حسرت میخوردم. اونم این که چی میشد  خودمون میتونستیم ادمای اطرافمونو انتخاب کنیم؟! مثلا خیلی از ادمهایی هستند که می بینیمشون و با خودمون میگیم چی میشد این با من نسبت نزدیک داشت؟ چی میشد این دوست من میشد؟ مثلا با خیلیا توی فضای مجازی اشنا میشدیم و این غریبه گاها از صد تا اشنا اشناتر میشد با ما. اونقدری که از تمام جیک و پوکمون خبر دار میشد. با اون راحت بودیم و با خودمون میگفتیم ای کاش هم
دو روز پیش‌تو دانشکده بودم میخواستم پروژه اماری رو بزنم از ارمین سوال پرسیدم و اونم یه برنانه ای که‌خودش زده بود برا مونتکارلو رو نشون داد!انیمیت کرده بود!و فوق العاده بود!
اون روز از ته دلم خواستم برنامه نویسیمو خفن کنم!
ارمین میگفت سه ساله داره پایتون کار میکنه ، فکر کردم شایدم زیادم دیر نیست!
بچه ها سخت دارن زبان میخونن و این استرسمو به شدت برده بالا!و هنوز زبانو شروع نکردم!چقد تنبلم نه؟!
باز رفتم رانندگی و رد شدم!شد بار پنجم!داره میشه اند
2
هوا خنک شده اونقدری که لازم نیست کولر روشن باشه ، پتوم رو میارم از تو کمد و دورم میپیچم ، این خنکی لذت بخشِ ، بعد پشت سر گذاشتن تیر و مرداد داغ این خنکی بدجوری حال همه رو خوب کرده ، امیدوارم پاییز پرباری باشه و کیف کنیم ، همش سرما نباشه یکم بارون باشه بچه های اون کد ترم پیش می‌خوان کد یک بردارن ماهم همینطور ، خب اصلا اب مون تو یه جوب نمیره ، گروهی می‌ره کد یک که زودتر انتخاب واحد کنه امیدوارم اون کد ما باشیم اگه ارزشش رو داره !
غزاله علیزاده جایی گفته بود: خانه ام شلوغ است، دورم پر از آدم است اما احساس تنهایی عمیقی می‌کنم و هیچکس نمی‌فهمد.»من هم نمی‌فهمیدم، فکر می‌کردم حتما یک نفر پیدا می‌شود که حرف آدمی را بفهمد و تنهایی را از بین ببرد. اما امروز که در میان شلوغی آدم‌ها تنها کلمات تنهایی‌ام را پر می‌کنند و به من آرامش می‌دهند، کاملا علیزاده را می‌فهمم.
اما آدمی گاه به دوستی از جنس خود احتیاج دارد
وقتی دلگیری و تنها +امروز از اون روزا بود که دوست داشتم زود تموم بشهنمیدونم خوبه یا بد وقتی به جایی میرسی که هرکسی نمیتونه پا بذاره تو تنهاییت و نمیتونی باهاش ارتباط برقرار کنی امروز با خودم لج کردم و هرچی و هرکی دورم بود رو بیخیال شدمقدرت فکر کردن رو از دست دادم و حواسم رو نمیتونم جمع کاری کنمنمیدونم این چیزا علائم چیه ولی هرچی هست امیدوارم افسردگی نباشه 
میگفت:
 صورتت کبود بود.
نفش نمیکشیدی.
به پهنای صورت گریه میکردم.
تو توی یه دست بودی.
با دست دیگه محکم به دیوار تکیه میزدم.
نفس نمیکشیدی . رو دستم بی جون افتاده بودی. نمیدونست چیکار باید بکنم . با تمام وجود میخواستم برگردی.
همه دورم جمع شده بودند. بلند با گریه میگفتم: دخیلم دخیلم.


خودت یکی که نه چند معجزه ای یه روزی متوجه میشی. قدر خودت رو بدون.
۷ میلیارد ادم روی کره ی زمین هست.وسط این همه من باید با بیشعور ترین و نمک به حروم ترین ادما دوست باشم.خیلی وقته میدونم یکی دیگه از دوستی هام تموم شده س اما امروز دیگه تصمیم گرفتم شمشیر رو از رو ببندم و واقعا تمومش کنم!این روزا واقعا هیچ نوعی از روابط اجتماعی نمیتونه روحم رو کنه!اکثر ادمای اطرافم مدام دارن نا امیدم میکنن و خب،منم بدون اینکه بهشون بگم کنار میذارمشون.به همین سادگی
هیچ وقت دوست نداشتم و علاقه مند نبودم نسبت به ادما نظرم رو عوض کنم،خصوصا اگر اون ادم ها روزی جزء کسایی بودن که دوست شون داشتمبدگویی از اون ها پیش دیگران یعنی اشتباه بودن انتخاب من!حالا شاید این رفتار به غرور و ترس از شکسته شدنش برگرده،اما هرچی که هست الان دوست دارم بگم که تولدت مبارک!به دور از تمومی حاشیه ها کینه ها ناراحتی ها و تمومی کارهای بچه گانه!هیچ زمان نمیتونی متوجه بشی که اینطور لطیف و دوستداشتنی بهت تبریک گفتم.
یه بار داشتم میگفتم که بچه های فلان رشته دانشگاه تهران خیییلی خوبن. 
مغان گفت: چرا این حرفو میزنی؟ 
جوابی نداشتم بدم!! 
گفت:اونا انتخاب رشته کردن! همین! همش یه انتخاب رشته بوده!! اگه فقط کد یه رشته دیگه رو_ با تفاوت یکی دو رقم با کد رشته فعلی_ وارد میکردن، اونوقت دیگه خیییلی خوب نبودن؟ این چه معیاریه برا قضاوت ادما ساجی؟ 
و من دهانم دوخته شد. خلاصه اره. دانشگاه و رشته هر کس، هر چی هست، نه به ارزش اون ادم اضافه میکنه، نه برتری میاره، نه الگویی می
امروز داشتم با آقای میم حرف میزدم.و فکر میکردم که چقدر همه چی میتونه تعییر کنه.احساس ما به ادما و طرز برخودمون باهاشون!نمیدونم بگم عاقل شدم؟کنار اومدم؟تسلیم شدم؟یا بیخیال و ناامید؟نمیدونمشایدم بزرگ شدم.شاید باندازه سر سوزن رسیدم به این حرف که بپذیرم چیزی رو که نمیتونم تغییر بدم رو.پذیرفتم که شاید اجازه داشته باشم از یکی خوشم بیاد اما نباید دلم براش تنگ بشه!بقول اون دیالوگ بامزه هه:من ازش خوشم میاد اما تا یه جاهایی!
کار کردن یه چیزی داره که خیلی جالبه!اونم اینه که همه غرورتو خورد میکنه!
غرور منظورم اون غرور خوبه نیستا!
ادما همیشه یه غرور کاذب دارن که من خوبم که من بهترینم که من بالام من فلانم!
وقتی کار میکنی مخصوصا ماهایی که نمیتونیم به قول بابام اوستا کار خودمون باشیم یاد میگیریم که یه وقتایی باید سکوت کنیم!
یاد میگیریم به موقع حاضر شیم!هر چی راجب کار بگن بگیم چشم!
یاد میگیریم شخصیتمون رو حفظ کنیم
به هر قیمتی هر کاری رو نکنیم
یاد میگیریم به ادما‌حدشونو ن
بابا امروز یه کلیپ برام فرستاده بود از گناه حرف زدن با نامحرم .غیر مستقیم داره بهم میگه حواسم خیلی به خودم باشه ، اینکه دورم ازش شاید نگرانش کرده باشه ، پدره دیگه ، خواستم بگم کسی با ما هم کلام نمیشه ، کلا نیروی دافعه ی ما قویه ، جای نگرانی نیست نازنین پدر .خخخخ ، البته شایدم بدون منظور فرستاده باشه چون تا الان که ماه دختری بودم برای پدر خخخخقربون اون دل نگرانت بشم مهربان پدرم .
امشب واقعا به معنای واقعی تنهاییو دارم حس میکنم:))))امشب واقعا میفهمم چقد تنهامچقد هیشکیو ندارم:)))امشب دوباره برای چندم از زندگیم حذفش کردم:)چرا نمیتونم ب کسی اعتماد کنمچرا همه دوروعنچرا رفاقتا همه اینجوری شدنمتنفرم از خودمچرا اینقد سادم چرا این زندگی تموم نمیشه.برام مهم نیستاولی داغونم کرد از دروناز دروننننننن داغون شدمممممممم:)شکستمیکی از مهم ترین انسان زندگیم بازم امروز حذف شددقیقا روزه تولدش:)))))
صداش میزنم " ناز ترین خلق جهان" میخنده! به خودم میچسبونمش! دستاشو دورم حلقه میکنه! فاصله میگیره در حالیکه یخورده از موهامو تو مشتای کوچیکش گرفته اینبار دهنشو تا آخر باز میکنه و گونمو میبوسه! تف تفی میشم! انگار یکی قلبمو قلقلک میده لبریز میشم از حس خوب همین لحظه! با خودم فکر میکنم بیخود نیست که آدما به خودخواه ترین شکل ممکن پدر و مادر میشن!! و دوباره محکممم بغلش میکنم! 
 
#پنبه :)
دیشب خواب دیدم انزلی هستمتنها بودم و انزلی پر از ابرهای خاکستری و مه بود
تنها صدای ویلن سل غمگینی بود و صدای او در پس زمینه موسیقیاو که می‌گفت با مرگ من همه چیز درست می‌شود، همه چیز رنگی می‌شود
دور خودم می‌گشتم تا کسی را پیدا کنم، تا راه فراری پیدا کنم اما بیهوده بودبی‌صدا بودم و انگار حبابی دورم کشیده شده بود، مثل زندان
 ساعت چهار با صدای جیغ زنی در خیابان از خواب پریدم و مثل خواب همه جا تاریک بود و تنها بودم.
دیشب خواب دیدم انزلی هستمتنها بودم و انزلی پر از ابرهای خاکستری و مه بود
تنها صدای ویلن سل غمگینی بود و صدای او در پس زمینه موسیقیاو که می‌گفت با مرگ من همه چیز درست می‌شود، همه چیز رنگی می‌شود
دور خودم می‌گشتم تا کسی را پیدا کنم، تا راه فراری پیدا کنم اما بیهوده بودبی‌صدا بودم و انگار حبابی دورم کشیده شده بود، مثل زندان
 ساعت چهار با صدای جیغ زنی در خیابان از خواب پریدم و مثل خواب همه جا تاریک بود و تنها بودم.
دیدن آدمای محتلف و زندگی هاشون همیشه برام جالب بوده، و تا حدی بهم انگیزه داده. باعث میشه جنبه های جدیدی از زندگی خودم رو ببینیم
ممکنه یه نفر با یه کار ساده منو به فکر فرو ببره و بهم ایده ی جدید بده و خودش روحشم خبر نداشته باشه.
زندگی با ادما با افکار و عقاید متفاوت ممکنه سخت باشه، خیلی راحت تره اگه توی اتاقت بشینی و نخوای کسی رو ببینی و چیزی رو بشنوی، اما باور کن خیلی چیزها رو هم از دست میدی.
این جنبه از "تو اجتماع" بودن رو دوست دارم.
این روز ها یاس شده نقل مجالس
کی گفته فقر مهم نیس
کی گفته پول خوشبختی نمیاره؟
نبودن پول بدبختی میاره
ادما رو از خودشون از زندگیشون مایوس میکنه
+خیلیه ادم یک عمر زندگی‌کنه اخر یک عمر مایوس باشه
بگه کاش‌نبودم!
+چرا امروز همه با من از سر درد و دل اومدن؟
سردلم سنگینی میکنه اینهمه حقایق تلخ
+راحت طلبم؟ اره
من تحمل سختی ندارم تو زندگی
ظرفیتم پایینه
خدا واسه همین چیز‌خاصی بهم‌نمیده
ی زندگی عادی عادی عادی
با ی سری دغدغه معمولی
با چند تا ترس مزخرف
ای
سالی که نت از بهارش پیداست .
دیشب دوباره مهمون حرم بودم.
جایی که رفتنش دست خودتهولی برگشتنش دست دلت چون دل نمیکنه.
جایی که دور میشی از تمام دنیا و حرفا و ادما.
جایی که در تقابل پنجره فولاد و گنبد می مانی.
جایی که میفهمی هنوز خیلی عقبی
.
.شبی بس عجیب و اروم.
هوای مثل بهار.بارون نم نم.
زیارت عاشورا زیر بارونو شدت بارون هنگام سلام بر حسین (ع)و روضه مادر.
بگذار هرچه می خواهند بگویند.
دنیای من با شماست که معنا پیدا می کند.‬
‫#هم_از_
بیخیال بودن خوبه ولی دیگ ن تا این حد ‌. 
خوب نیس ادم گوسفند باشه البته بلانسبت گوسفندا  هه 
وقتی میبینم یسری ادما هستن ک براشون هیچ اهمیتی نداره ک چه بلایی دارن سرشون میارن اینکه میبینن دارن ناعدالتی میشه ولی هیچی نمیگن تمام وجودمو پر میکنه از حس تاسف
حالم بد میشه وقتی میبینم بین یه مشت احمق دارم زتدگی میکنم 
شاید بشه ادمی ک نااگاهه رو اگاهش کرد بهش فهموند زندگی ینی چی ولی ادمی ک نمیخاد بفهمه نه 
بخدا حیف هوا ک یسریا حرومش میکنن حیففف
بوسه ها را خاویاری کن بکش آتش مرا
آتشینی،روی دست تو دگر مشروب نیست
در نبودت حال من بد هست بدتر میشود
تو که باشی در مدار زندگی آشوب نیست
دیده در راه تو دارم نیست از رویت خبر
صبر و طاقت نیست دیگر دوره ی ایّوب نیست
گوشه ی باغ است و یاران نیز دورم کرده اند
با نبودت حوصله تنگ و زمان مطلوب نیست
با دو گیلاس از تو حالم میشود افسانه ای
جای حاشا نیست وقتی حال انسان خوب نیست
دوستت دارم و تنها با تو راضی میشوم
عاشقان را ترس از شلّاق و از سرکوب نیست
چند وقت پیش یه مطلبی راجب عادت های واضح ادما خوندم، اینکه هر کسی یه سری عادت های داره که دیگران با چند تا برخورد و نشست و برخاست میفهمن. 
عادت های ساده اما همیشگی. 
خودم چندتا عادت دارم که هر کسی با چند برخورد و نشست برخواست میفهمه، یکیش اینه که همیشه پیراهن استین بلند میپوشم و اصلا تیشرت نمیپوشم.
یکی دیگش هم اینه چایی رو بدون قند و تلخ میخورم.
اینا عادت های خیلی ساده ای ان اما چند ساله باهام هستن که دیگران زود میفهمن:)) 
 
 
این وبلاگ نویسی لعنتی هم شده یه عادت وحشتناک.یعنی از ته ته اعماق وجودم ارزو میکنم این عادت از سرم بپره و دیگه محتاج این نباشم که بیام توی یه اشغالدونی به اسم بلاگفا حرفامو بنویسم. اما متاسفانه هنوزم این عادتمه.پ.ن:توی دسته بندی ادما من همیشه جز گروه بی تربیتا بودم.هیچوقتم خجالت نکشیدم بابت گفتن یه سری حرفا مثلا فحش های مورد دارولی بعضی کامنتا آدمو به هم میریزه.محض رضای خدا انقدر حال به هم زن نباشید.بالاخره ادم باید بتونه یه کم خودشو کنترل ک
از وقتی همه پستارو پاک کردم دیگه برای شما نمینویسم برای خودم مینویسم باهاتون حرف میزنم نه واسه یه اتفاق واسه اینکه صحبت کرده باشم باهاتون میدونید من هرچی فک میکنم نمیفهمم مشکل کجاست الان نشسته ام توی اتاقم دورم یه عالمه کتاب ریختهتا میام بخونم یه چیزی میگه ن نخون بی فایده است اینقدر نامحسوس و لطیف میگه که گاهی حتی جملشو نمیشنوم فقط باعث میشه کاری نکنم یه حس خاصه میگه به چه درد میخوره کتاب . !!!
فکر که میکنم میبینم اون ناهید بانوی که روحیه ای حساس ولی در عین حال قدرتمند داشت به مرور زمان با پشت سر گذاشتن خیلی مشکلات و سختی ها و با روز به روز پیشرفت توی بدنسازی به همون اندازه قوی و محکم و سر سخت شد
و من چقدر عوض شدم
گاهی ادما و حتی خود من قبلا میگفتم که دلم برای خود قبلم تنگ شده
اما الان میگم که من اینی که هستم رو دوست دارم
و چقدر با قوی شدن و پیشرفت کردنم آدمهایی هستند که از من بدشون میاد و میخوان پا جای پام بزارن یا به من برسن و چون نمیتو
از روی بی حرفی این صفحه رو باز کردم تا شاید کمی بتونم حرف بزنم
یه ادم پر حرفی مثل من وقتی انقد بی حرفی پیشه میکنه یه چیزیشه نه؟
وقتی با تقریب خوبی هر شب کابوس میبینه!
هی نیگا میکنم میبینم همه چی سرجاشه!همه چی درسته!استراحت کافی به موقع هم درس و دانشگاه!تقریحات خوب!همه چی دارم!
همه چیزایی که میخواستم!ولی بی حرفم!ولی تو فکرم!ولی تمرکز ندارم!ولی خستم!ولی حوصله ندارم!ولی .
خیلی فکر کردم که چمه!که چرا پنجشنبه شبیه جمعه شده برام!یا حتی شنبه
حتی دیگ
یا من لا مفر الا الیه.
"دنبال دعایی می‌گردم که آرامم‌ کند. کتاب دعا را بسته‌ و نبسته نگاهم می‌افتد به صفحه سفید آخرش. جایی که با خودکاری ‌کم‌رمق نوشته‌ام 'حدیث قدسی.بخوانش. همیشه' ؛ 
"ای کسی که وصال ما را ترک کرده‌ای، برگرد و ای کسی که بر جدایی از ما سوگند خورده‌ای، سوگند خود را بشکن. ما ابلیس را برای این از خود راندیم که بر تو سجده نکرد"
 انگار که خدا پایین آمده، دستش را ‌گذاشته روی شانه‌هایت که سرت را برگردانی نگاهش کنی. اصلا انگاری
بعدِ چند روزی که حس میکردم تمام غصه‌ی دنیا مال منه، امروز پاشدم اتاقو نظافت کردم، دوش گرفتم، مقدار چشمگیری چرت و پرتِ قابل تناول ریختم دورم و نشستم که فصل آخر پیکی بلایندرز رو ببینم. لاکمم اینجاست. میخوام دوباره زرشکی بزنم. درباره‌ پیکی بلایندرزم نظری ندارم. منو چه به شاهکارـای انگلیسی. به قول خودِ تامی کلمه‌هایی که بخوان احساسمو بیان کنن وجود ندارن. خلاصه که اگه تا الان سریالو ندیدین و میخواین که یک در دنیا و صد در آخرت نصیبتون شه اقدام
اومده تو جلوی رزیدنته بهش اشاره میکنه میگه حلقه ی دختره رو ببین انقد بلد که برگشت نگاه کردبهش میگم چرا این مدلی میگی حداقل جلوش نگو ،جلوشم میگی حداقل اروم بگو حداقل اشاره نکن!!مگه ندیدی برگشت نگاهمون کردمیگه چرا انقد سخت میگیری،چرا همه چی رو به خودت میگیری!!میگم ک من فقط ترجیح میدم با ملاحضه نسبت به ادما رفتار کنم!!ناراحت میشه فک میکنه من حساسم!!حالم از این رفتارای احمقانه و گندش بهم میخوره!!فک میکنه فقط خودش درست میگه:/احمق:/
یه حال عجیبی دارم!
یه تنهایی عجیبی تو وجودم حس میکنم!
اینکه به هیچ‌ادمی هیچ حسی برام نمونده جالبه واسم.
شاید از این تنهاییم ناراضی‌هم نیستم.نمیدونم
با تقریب خوبی از همه کس و همه چیز دارم فرار میکنم :)
من همیشه ادم فرار بودم تا قرار!
من ادمیم که الان علاوه بر اینکه میتونم خودمو کنترل کنم تا به کسی پیام ندم و کاره احمقانه ای نکنم میتونم دیگرانم قانع کنم که از این کارا نکنن :)
ادما بزرگ میشن دیگه خب :)
حرف زیادی نبود ! فقد خواستم بگم این جمعه هم گذ
یه ماجرا تو بدترین سن ممکن زندگیم رو زیر و رو کرد. 
نه ماه  قبل از اینکه اولین پک رو به سیگار بزنم، میدیدم که بعضیا تو مدرسه سیگار میکشن با خودم هزار جور فکر راجبشون میکردم اما نه ماه بعد یه نخ سیگار لای انگشتای خودم بود و یکماه بعد از اون روزی نصف پاکت سیگار رو تو مدرسه میکشیدم. 
یه زمانی بود که ادمای خلاف مدرسه رو میدیدم با خودم میگفتم اینا چه خفنن، اما  چند ماه بعد همون ادما جرائت سرشاخ شدن با منو نداشتن.
ادم بدی نشدم اما دیگه ادم خوبی هم نب
 
میدونی ستوده ته تهش همه میرن یا خودشون با جفت پاهای خودشون میرن یا دست تقدیر اونارو ازت جدا میکنه یا همین فردا صبح چمدوناشونو ور میدارن و با یه بلیط به مقصد ناکجا اباد برای همیشه از زندگیت محو میشن یا نه ده ها سال دیگه میبینی هنوز وقت رفتنشون نرسیده بعضیا میرن دوراشونو میزنن دوباره برمیگردن بعضیا میگن بریم یه دور بزنیم باز میایم و دیگه هیچ وقت برنمیگردن ؛ ادما همینن
گاهی وقتها میگن برای همیشه کنارتیم و یه هفته بعدش ( نه یه روز کمتر نه یه رو
.
موهام بلند شدن.چن روزی میشی ک عادت کندنشونو ع سر گرفتم:)باید برم دوباره کچل کنم تولد دلاراس فردا .شاید براش تولد گرفتم .قلبم پره خونه و نمیتونم حتی یه لبخند بزنممن اشتباه کردم.تو رابطه رفتنم اشتباه بود.راه برگشتنی نیس و خودمم دیگه فقد میخوام بگذرم.من همینم همیشه ادم بده منم .همیشه بدترین کارا رو من میکنم :)حقمه:)مدارا کردنمه ک بم ضربه میزنهباید صگ شم .خیلی بدتر ع ادمای دورم :)باید صگ شم ک بفمی صگا ن تنا زوزه میکشن حتی ادم میدرن :) م
ذکر نامَت همان کفایت من،
در این برهوتِ دلواپسیست
که شُکرم این است
اگر نیامده ام اگر چندیست که خسته ام؛
نامَت قُوَّتم باشد
و حالِ خوشِ بیتابی هایم،
اگر من از شُما دورم
این دور نیست که شُما هر اکنون
،پناهمی
 
 
 
وقتی نفَسَم بند می آید 

نامَت می شَوَد نَفَسَم
 
شُکر که خُدا محبتت را هویتِ نامم و راهم نیز کرده
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین 
#اربعین_نوشت
#از_دور_دلتنگی
 
دیروز که داشتم بیهوده توی فضای مجازی میچرخیدم یکهو با این پست سوالی مواجه شدم" اگه به گذشته برگردی، کدوم اشتباهتو تکرار نمیکنی؟" جواب من حاضر بود. چند کلمه ی ناقابلی که شاید بهاشو بد پرداخته بودم. کامنت هارو باز کردم تا هم جواب سوال رو بدم و هم کامنت های دیگران رو بخونم. شاید یک چهارم این کامنت ها با من هم عقیده بودند. " اگه به گذشته برگردم، هیچوقت به بعضی از ادما اعتماد نمیکردم و به بعضی از ادمای بی ارزش بیخودی بها نمیدادم" ولی از نوشتن جوابم د
چن روزی میشی ک عادت کندنشونو ع سر گرفتم:)
باید برم دوباره کچل کنم
تولد دلاراس فردا .
شاید براش تولد گرفتم .
قلبم پره خونه و نمیتونم حتی یه لبخند بزنم
من اشتباه کردم.
تو رابطه رفتنم اشتباه بود.
راه برگشتنی نیس و خودمم دیگه فقد میخوام بگذرم.
من همینم
همیشه ادم بده منم .
همیشه بدترین کارا رو من میکنم :)
حقمه:)
مدارا کردنمه ک بم ضربه میزنه
باید صگ شم .خیلی بدتر ع ادمای دورم :)
باید صگ شم ک بفمی صگا ن تنا زوزه میکشن 
حتی ادم میدرن :)
 
متنفرم ع
چه حسی دارم الان؟ هیچ. مطلقاً هیچ. حافظه‌ی cacheاَم پر شده و منابع مغزمو اِشغال کرده در حالِ حاضر. توی این دقیقه‌ی نامیمون. -حتی احساسِ بد هم ندارم. هیچ. 
سرِ شب یه لحظه به یه کاناپه و دراز کشیدن تو مسیرِ باد فک کردم و تو لحظه احساسِ خوبی داشتم. و از اون به بعد فک کنم احساسِ خاصی ندارم.
دوس دارم احساسِ خاصی داشته باشم، ولی خب دستِ خودم آدم نیست، دست سرترونین و دوپامین و امثالهمه که تو مغز ترشح بشن و به آدم احساس [ِ خوب] بدن، که رها نمیشن. رها نمیشن و
چطوری میشه جریان افکار مسخره تی که هجوم میارن به مغز و نمیدارن ادم نرمال باشه و کاراشو بکنه رو متوقف و خفه کرد-_-اخه من باید چند بار به یه لحضه ی ۵ثانیه ای فکر کنم تا مغرم بشه و دیگه به اینکه چ سوتی وحشت ناکی دادم فکر نکنه-_-دقیقا کجای این خاطره باعث افزایش ntهای تحریکی میشه ک من نمیفهممش-_- لعنت به همه ی کلمه هایی ک بدون فکر به زبون میان لعنت به همه ی وقتایی که ادما بد نگات کرد لعنت به همه ی رفتارای بچگونه ام لعنت به همه ی ادمایی ک باعث میشن ما
من همچنان میخواهمت خواهی نخواهی
عین خیالت هم نبود و نیست انگاری
دنیا به دورم حلقه گردد بی رخ ماهت
از جمله عالم دورم و بد حس بیزاری
تب کرده ام دور از تو درمانی ندارم
تنها نگاهت میشود تسکین بیماری
خواب و خوراک از من ربودی و برفتی
از غم پُرم اما سبک همچون پر کاهی
من با قطاری عازم شهر توام اما
در جاده دیگر نیست دهقان فداکاری
منزل به منزل، کو به کو گیرم نشانت را
از مشرق و مغرب گرفته تا خود ِ ساری
مجنون شده لیلی ِ تو اندر بیابان ها
کولی شدن از عشق تو ب
امیدوارم عزاداریهاتون قبول باشه و امام حسین خریدار دلاتوون
پنج شنبه وقتی از چیذر اومدم خونه متوجه شدم شوهرخالم از دنیا رفته 
برای همه ما باورش سخت بود
یادم اومد یه حاج آقایی گفت 
زندگی ادما رو از مرگشان متوجه بشید 
درسته شوهرخالم مرگش با ایام محرم بود و و با عزت ازدنیا رفت 
اما از دیروز تو فکرم 
ای کاش زندگی هامون تهش به شهادت ختم بشه 
و مثل ارباب بی کفنون مرگ با عزت نصیبمون بشه
که پیش امام حسین زمانمون مثل حضرت عباس رو سفید باشیم 
ا
 سلام به هرکی حرفام رو خوند:) یک کوچولو دیر امدم .
یسری ادما هستن واقعا نیاز به روان درمانگر دارن روان کاوه یا هرچیز دیگه ای که هست آخه چرا تا کی میخوان این اخلاقاشونو تو خودشون نگه دارن .
دلم میخواست حرفام رو بزنم باهاشون خیلیییی محترمانه و مودبانه ولی متاسفانه وقتی حرفای من با اون همه ارزشی که داره یکی ک شعورشم پایینه بیاد سرت بخاطرش داد بزنه قطعا ک نتیجه خوبی نمیده و ارزشی نداره خودمو خراب کنم .
سختی کشیدن در گرو موفقیت می ارزه تو بدترین
از آخرین باری که اینجا مینویسم خیلی میگذره واو عملا فراموش کرده بودم اینجا رو ترم پیش یک درس دیگه هم افتادم الان هم که تابستونه و من یکمی درس خوندم فقط یکم البته، تفریح خاصی هم نداشتم کلاس شنا رفتم که اون هم چالش بزرگی بود واسم دیگه اینکه خبری از اون شکی که قبلا به احساسم داشتم نیست الان میدونم که واقعا عاشق "ع" ام و "ا" حتی به زور جایگاه دوست رو داره تو زندگیم. الان فهمیدم که واقعا کی و چی برام مهمه. از "ع" دورم و دوری داره اذیتم میکنه.بشه که
دانلود آهنگ جدید و زیبا مسعود صادقلو با بالاترین کیفیت Download New Song Farsi From Masoud Sadeglo Called In Roza دانلود با بهترین کیفیت + پخش انلاین پخش شده از : جم موزیک / بروزترین سایت پخش و دانلود آهنگهای ایرانی خارجیجم موزیک|دانلود آهنگ جدید،موزیک جدید،رسانه جم موزیک
همیشه که نباید غریبه ها دلتو بشکنن
همیشه که نباید  از پشت خنجر خورد
گاهی وقتها اونی که فکرشو نمیکنی خردت میکنه
دلتو میشکنه
گاهی وقتها خنجرو از خودی میخوری از روبرو
از کسی که فکرشو نمیکردی
درد داره
کارد به استخون میرسه اون موقع
اینکه به همه چی شک کنی
همه ارزشهارو به باد میدن
خدا هست اون بالا
واگذار میکنم به همون خدا
تو زندگیم به کسی بدی نکردم،دل کسیو نشکستم
همیشه گذشتم از همه
ولی دیگه نمیگذرم
واگذار میکنم به خدا
هرکه بهم بد کنه
هر که داره دور
کاشکی یه نفر بود درک میکرد ادم دلتنگ کسیه کاری به کارت نداشته باشه راحت ولت کنن اخه ادما چقدر نفهمن چرا درک نمیکننندلتنگ کسیم که نگرانشم از دیروز تا حالا صداشو نشنیدم هر چقدر زنگ میزنم جواب نمیدهاخه چرااااااا؟کاشکی میفهمید دلتنگشم کاشکی میفهمید چه حالی دارم نگرانشم کاشکی یکی بهش میگفت جواب بده لعنتیییییییای کاش یکی بود که همیشه و همیشه پیش ادم بود کسی که عاشقانه دوستت داره و تو هم عاشقانه دوستش داشته باشیاخه چـــــــرا؟؟؟؟
بدی کنار خوبیه که معنی پیدا میکنه!
چشم هامو شستم یه جور دیگه دیدم!ادمایی رو دیدم که لباسشون مارکه و چت و مستیشون حد نداره ولی وقتی میبینن از سیستان بلوچستان ادم اومده تهران شمارشو بهشون میده تاهر کاری تو تهران داشتن براشون انجام بده
من ادمی رو دیدم که امکان نداشت سر چارراه به یه بچه کار برسه و بهش یه چیزی نده!خوراکی پول هر چی
من ادمی رو دیدم که با تمام مسخره بازی و غد بازیاش به یه پس بچه ی جوراب فروش میرسه و پولای تو جیبشو در میاره و بهش میده!
ا
یه بحثی هست تو روانشناسی به اسم حس قربانی بودن. که میگه خیلی از افراد اگر تو موقعیتی هستن که بده یا درست نیست  به جای این که خودشون رو مقصر بدونن دیگران رو مسبب این وضعیت میدونن. در مقابل یه بحثی هم هست که میگن وقتی به یک موفقیت رسیدی باید بدونی که هیچ وقت تنهایی به این نقطه نمیرسیدی و یادت باشه تو این راه چه کسانی کمکت کردن.حالا اینجا یه نوع تضاد به وجود میاد، بالاخره ادما توی زندگی ما تاثیر گذار هستن یا نه؟از نظر من که هستن. و یه جایی خودنم که
دلایل مختلفی وجود داره برای غمگین بودن الانم. مثلا فیزیک و گسسته بلد نبودن. یه عالمه تستِ نزده و درسِ نخونده برا فردا. سر درد. کم خوابی. دست و پا چلفتی بازی که در آوردم. دندونپزشکی. 4 تا امتحان تو یه روز و روز قبلش تا 4:15 مدرسه بودن. نامهربونی یه دسته ادم بی مغز عوضی. اما همش یه پس گردنی می زنم به خودم میگم خاک تو اون سرت، هنوز اولشه. باید به خودم قول بدم حداقل ناراحت نباشم. ولی اخه مگه میشه؟ مث مشاورا که بهشون میگی "استرس دارم" میگن "استرس ن
باید یه لیست از برنامه هام تهیه کنم . اولا توجه به سلامتیمه . قبل از هر چیز بگم من خیلی مزخرفم ! همش میام اینجا کسشر تلاوت میکنم ک چیکار میکنم چیکار نمیکنم چیکار خواهم کرد چیکار نخواهم کرد ! ولی وقتی به مرحله عمل ک میرسه انگار هیچی =| . خب من اومدم خودمو ریشه یابی کردم :/ =/ ک چرا این طورم.اولا دیدم ک دچار کم خونیم و فردا حتما میرم قرص آهن و b12 میگیرم و مرتب میخورم . دوما دیدم ورزش ندارم .سوما وسیله نقلیه ندارم . و چهارما برخورد با ادما منفی و کسشر و حتا
دوست دارم بار و بندیلمو جم کنم بدون هیچ خدافظی ای از همه ی ادما دور شم. همم یک جا دور یک سیاره ی کوچیک بدون هیچ انسانی! سیاره. باشه حالا نمیشه یک غار کوچیک؟ یک جایی که بشه ریخت هیچ ادمی رو ندید به هیچ ادمی مجبور نباشی سلام بدی.
 
با فامبلامو رفته بودیم پارک یک بچه بود یک چوب برداشته بود فقط اطرافشو کاوش میکرد. از اینور به اون اصن هم به بقیه کار نداشت که داشتن بازی میکردند خاکا رو میکردن برگارو تماشا میکرد و. اصن دلم رفت براش
 
یوسف پسر پسرعم
سلام خودم
هوا گرگ و میشه و ساعت حوالی 6 صبح  پروژه تحلیل همین الان تموم شد
دلم یجوریه نمیدونم چرا آخه .
این روز هارو با سال پیش مقایسه میکنم میبینم همه چی عوض شده  وای چقدر تقییرات داشتیم خیلی ادما از زندگیم رفتن و خیلی اندک وارد شدن
جدا خیلی زمان همه چیزو درست میکنه  گذر زمان حوبه کی گفته بده واقعا خیلی خستم ولی خوابم نمیاد نمیدونم چرا
فکرم درگیر بود خیلی الان اروم شده خدارو شکر
خدا خودش کمک کنه  کارام به روال پیش بره تا همه چیز حل بشه
خدا
ﺩﻟﺘﻨـــــــــــــــــــﮕﻢ . ﺩﻟﺘﻨـــــــــــــﮕﻢﺩﻟﺘﻨﮕﻢ ﺳﺎ ﭼــــﯿﺎﻥ ﻭ ﺳﺎ ﮐﺎﻧــــﯿﺎﻥ ،ﺳﺎ ﻣَــﺮﺧﺎﻥﺩﻟﺘﻨﮕﻪ ﺑﺮﯾﻮﺍﻧﺎﻥ ﻭ ﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﺧﺎﻥدﻟﺘﻨﮕﻢ ﺳﺎ ﻟﻮﺭﻩ ﻟﻮﺭﻩ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺩﺍﯾﮑﺎ ﻣِﻦﺩﻟﺘﻨﮕﻢ ﺳﺎ ﺩَﻧﮕﻪ ﻭﺳﻮﺯﻩ ﺷِﻮﺍﻧﮏﺫﻟﺘﻨﮕﻢ ﺳﺎ ﺩَﻧﮕﻪ ﺑﺎﻭﻩ ﻣِﻦ ﮐِﻪ ﺑﻮﯾﮋﻩ ﮐﺎ ﮐَﭽِﮑﻪ ﻣِﻦﺩﻟﺘﻨﮕﻢ ﺳﺎ ﺩﻧـــَـــﮕﻪ ﮔﺮﻡِ ﺑﺎﭘﯿﺮﻩ ،ﻫﻼﻧﮕﻪ ﻣِﻦﻭﺍﯼ ﻟﮥ ﻣِﻦ ﻭ ﻟَﻪ ﺣﺎﻟﻪ ﻣِﻦﻓﻠﮏ ﺩَﮔﯿﺮﯼ ﻟَ
ﺩﻟﺘﻨـــــــــــــــــــﮕﻢ . ﺩﻟﺘﻨـــــــــــــﮕﻢﺩﻟﺘﻨﮕﻢ ﺳﺎ ﭼــــﯿﺎﻥ ﻭ ﺳﺎ ﮐﺎﻧــــﯿﺎﻥ ،ﺳﺎ ﻣَــﺮﺧﺎﻥﺩﻟﺘﻨﮕﻪ ﺑﺮﯾﻮﺍﻧﺎﻥ ﻭ ﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﺧﺎﻥدﻟﺘﻨﮕﻢ ﺳﺎ ﻟﻮﺭﻩ ﻟﻮﺭﻩ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺩﺍﯾﮑﺎ ﻣِﻦﺩﻟﺘﻨﮕﻢ ﺳﺎ ﺩَﻧﮕﻪ ﻭﺳﻮﺯﻩ ﺷِﻮﺍﻧﮏﺫﻟﺘﻨﮕﻢ ﺳﺎ ﺩَﻧﮕﻪ ﺑﺎﻭﻩ ﻣِﻦ ﮐِﻪ ﺑﻮﯾﮋﻩ ﮐﺎ ﮐَﭽِﮑﻪ ﻣِﻦﺩﻟﺘﻨﮕﻢ ﺳﺎ ﺩﻧـــَـــﮕﻪ ﮔﺮﻡِ ﺑﺎﭘﯿﺮﻩ ،ﻫﻼﻧﮕﻪ ﻣِﻦﻭﺍﯼ ﻟﮥ ﻣِﻦ ﻭ ﻟَﻪ ﺣﺎﻟﻪ ﻣِﻦﻓﻠﮏ ﺩَﮔﯿﺮﯼ ﻟَ
یادتونه یه پست زده بودم راجب تیارا .چند دقیقه پیش یه دوست مشترکزنگ زد و یه خبر خوب داد .حکم حبس ابد پسره اجرا شده .اگه حکم اعدام بهش می خورد انقدر خوشحال نمیشدم . اینجور ادما باید هرهر روز بمیرن :| اعترافات پسره رو وقتی شنیدم هم خندم گرفته بود هم عصبیبودم . پسره ی اوسکول تو دادگاه ادعا کرده که گوشی من یده شده بوده .و اون اسمس ها و تهدیدا از طرف من نبوده و کار گوشیم بوده :|خب اون تهدیدا از طرف ه بوده . اون ازمایش پزشک قانونی چی پس :|ل
یسری ادم هستن تو زندگیامون همش دروغ میگن بعد خیال
میکنن ما نمیفهمیم اخه نفهم چلمنگ بیشعور اسکول فکر میکنی فللان کارو بکنی من نمیفهمم 
مثل خودت نفهمم بدبخت من خیلی وقته هبر دارم 
بعد از هرچی ادما بدت بیاد عینهو دم وصلن بهت که بفهمنن 
چ غلطی میکنی 
بابا کسافط برو سرت تو زندگی خودت باشه اه 
بدم ازت میاد متظاهر نمای دروغگو و سواستفاده گر.
#دورشوازم #دروغگو
دوره‌ی فترت را می‌گذرانم. دور مانده از هر عشقی. عشق میم، عشق م، عشق ح و . دورم از همه‌کس و هیچ کس را رای من نیست. دلم خالی، جهانم خالی، روحم تنها، . من مانده‌ام و خودم و گستره‌ی بی‌پایان هستی. و هستیِ جدا مانده از وجود. درد هم ندارم فقط اخلاقم گه است و حوصله‌ی هیچ کس و هیچ چیزی ندارم. 
چیه این هستی؟ چیه این زندگی؟ چقدر تنهام و بی‌کس و بی‌عشق و بی هم‌صحبت حتی. ح هم بدرد من نمی‌خورد او هم آنقدرها هم آدم فهیمی نیست. میم هم این روزها درگیر عشق تا
+ احساس بدی دارم . حس تهوع
+ چرا هر چی میگذره بیشتر دلم میخواد فرو برم توی خودم . تو پناهگاه های قبلیم مثل یک ادم ترسیده شدم ، از چیزایی که فکر نمیکردم اتفاق بیفتن حتی از آدما ، دقیقا موجودات اطرافم .هیچ چیز جای نفع و سودشونو نمیگیره نه دوستی ، نه رفاقت ، نه محبت و به قول خودشون معرفت . حتی تو که داری اینو میخونی واسه نفع خودت خیلی کارا رو کردی که روحتو گول بزنی که با خودت بگی من درست ترین کارو کردم . حتی خودم .
+ پر از خشمم و این نزدیکترین ه
هی فشار پشت فشار، گریه و درس و دوری، دلم میخواست وسط همه ی اینا تو بودی، تو بودی تا به جای این بالشو پتو سرمو بذارم رو بازوتو تو بغلت اروم بگیرم، دلم میخواست تو بودی وسط همه این شلوغیا، وسط بود و نبود ادما، تو بودی که صبح چشمام رو به تو باز شه نه دیوار زرد بی روح، دلم میخواست تو بودی و بغلم میکردی دستتو میبردی لای موهام و میذاشتی تو بغلت اروم بگیرم تو بغلت گریه کنم حتی شده بمیرمدلم میخواد باز بهم بگی دوستم داری بهم بگی خواستن تو چشماتو الکی نمی
امسال از بیچارگی من بود که نتونستم برم هیئت درست حسابی.امشب، شب تاسوعا، شب سو.رفتیم هیئت نزدیک خونهو من دارم دیوانه میشم از فضاشدوست دارم پاشم برم بیرون.روضه خون روضه ی سنگیییینی می خونه که بنظرم انقدر باز درست نیست.بار محتوایی هم نداره کلا. یعنی انگار ما یه عده داغدار بیچاره ایم که بهترین هامون رو به بدترین وضع کشتن، همین. نه هدفی داشتیم، نه پایان خوبی داشته، نه .یعنی به سطحی ترین وضع میخواد اشک مردم رو دربیاره!بعد آدم هایی که دورم ن
ادم هر‌کاری میکنه تا حال خودشو خوب کنه!
حتما من ادم نیستم‌که در پی بد کردن حال خودمم!
راستش نمیدونم ، نمیدونم حالم خوبه یا بد!چرا خوب؟چرا بد؟!
جدیدا سعی میکنم تنها از پس کارام بربیام!شایدم جدیدن نیست.
داشتم با زهرا و سحر حرف میزدم.دیدم من یه سری رفتارم فقد واسه یه برهه زمانی بود که واقعا داشتم به هر‌چیزی چنگ میزدم تا تو باتلاق غرق نشم!
مثل یه زخمی که روش نمک بپاشن دیروز موندم دانشگاه!تا نمک پاشیده شه!تا اشکم دراد از دردش تا عادت کنم!تا ضد عف
این خیلی خوبه که ادما تغییر کنن،منم هیچ مشکلی با تغییر ندارم اما خب اینکه هر ساله یه اخلاق نو برام متبلور میشه برام غیر قابل درک هست
بقول یه عزیزی ادما هیچ وقت یه جور نمیمونن پس منم باید به این تحولات عادت کنم
هر چند راضی نیستم ، اخلاقای جدیدم عجیب وغریبن اما چه میشه کرد، کسی که قراره باهام کنار بیاد حداقلش اینه که خودم نیستم و این جای امیدواری داره .
یه بارون قشنگ درحال باریدنه ،صدای شرشرش تا اینجا میاد
این سرزمین هر روزش چهار فصله ،صبح تاب
شاید از تقریبا ۱ سال پیش بود که تصمیم گرفتم که محیط اطرافمو تغییر بدم و از ادمی که دوست های زیادی داشت به یه ادم تنها تبدیل بشم
چون به این نتیجه رسیده بودم دوستی با اکثریت ادما نتیجه ی خوبی نداره
تغییرش هم دادم. با سختیا و درگیری های فکری زیاد این اتفاق افتاد. علی یک سال قبل خیلی کم پیش میومد تنهایی بره بیرون دور بزنه، بره کافه یا تنهایی بره سینما یا خرید یا تنهایی بره بستنی بخوره اما ادم امروز همه ی اینا براش خیلی عادیه.
راهی که تو ذهنم داش
بیرون را نگاه میکنم ، همیشه شب برایم قصه اش قشنگ تر بوده، احساسات آدم ها نزدیک تر بوده، شب ها میشود زد بیرون و گریه کرد ، هر چه تاریک تر دل پر خون تر . تا ادامه ها میتوانی خودت را خالی کنی . 
بیرون را نگاه میکنم ، نور و حرکت 
فرهاد تو گوش هایم میخواند
عمر جمعه به هزار سال میرسه
جمعه ها غم دیگه بیداد میکنه
آدم از دست خودش خسته میشه 
با لبای بسته فریاد میکنه 
داره از ابر سیاه خون میچکه
جمعه ها خون جای بارون میچکه 
چک
چک
چک
 
امروز مثل جمعه بود، دلتنگ
شبا قبلا دوس داشتنی تر نبودن؟؟؟

الانم خوبنا حداقل فشارای روز تو شب کمتره.
همیشه شبا خلوت میکنم گریه خنده غصه تنهایی کمبود شادیامو تقسیم میکنم باهاش،میدونی کلی حرف میشد بزنم تو این لحظه ولی ترجیح میدم فقط از شب بنویسم
میدونی ادما هرچی بیشتر ضربه بخورن سفت تر میشن، بعضی ها هم مثل ذغال سنگن زیر فشار  لطیف میشن تیز میشن الماس میشن من فشارهای وحشتناکی داشتم،الان وقت الماس شدنمه شاید.
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها